Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 افسردگی پس از زایمان در مردان
این یک پدیده واقعی است، اگرچه کمتر از افسردگی پس از زایمان در زنان شناخته شده است. در حالی که افسردگی پس از زایمان در زنان ناشی از تغییرات هورمونی است، افسردگی پس از زایمان در مردان ناشی از تعدادی از عوامل از جمله تغییرات هورمونی، استرس و اضطراب ناشی از پدر شدن، تغییر و کسب هویت جدید در کوتاه مدت، و کمبود خواب و سترس تامین رفاه و امنیت کودک و مادر است. علائم افسردگی پس از زایمان در مردان مشابه علائم افسردگی پس از زایمان در زنان است و می تواند شامل موارد زیر باشد:
🔠 احساس غم و اندوه، ناامیدی یا پوچی
🔠 از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت هایی که قبلاً از آنها لذت می بردید
🔠 مشکل در خوابیدن یا خوابیدن بیش از حد
🔠 مشکل در غذا خوردن یا پرخوری
🔠 مشکل در تمرکز یا تصمیم گیری
🔠 احساس بی قراری، تحریک پذیری یا عصبانیت
🔠 افکار خودکشی یا آسیب رساندن به خود
اگر فکر می کنید ممکن است افسردگی پس از زایمان داشته باشید، مهم است که به دنبال کمک باشید. درمان افسردگی پس از زایمان در مردان می تواند شامل موارد زیر باشد:
🔠 دارو درمانی
🔠 روان درمانی
🔠 گروه های حمایتی نوپدران
🔠 تغییرات سبک زندگی و باورها
با درمان مناسب، افسردگی پس از زایمان در مردان هم نیز قابل درمان است.
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
این یک پدیده واقعی است، اگرچه کمتر از افسردگی پس از زایمان در زنان شناخته شده است. در حالی که افسردگی پس از زایمان در زنان ناشی از تغییرات هورمونی است، افسردگی پس از زایمان در مردان ناشی از تعدادی از عوامل از جمله تغییرات هورمونی، استرس و اضطراب ناشی از پدر شدن، تغییر و کسب هویت جدید در کوتاه مدت، و کمبود خواب و سترس تامین رفاه و امنیت کودک و مادر است. علائم افسردگی پس از زایمان در مردان مشابه علائم افسردگی پس از زایمان در زنان است و می تواند شامل موارد زیر باشد:
اگر فکر می کنید ممکن است افسردگی پس از زایمان داشته باشید، مهم است که به دنبال کمک باشید. درمان افسردگی پس از زایمان در مردان می تواند شامل موارد زیر باشد:
با درمان مناسب، افسردگی پس از زایمان در مردان هم نیز قابل درمان است.
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🅰️ سن کودکی چه زمانی پایان میابد
طبیعتا ما نیاز داریم از جنبه های گوناگون به معنی و مفهوم کودک بپردازیم. نه تنها از نگاه پدر و مادر و تربیت فرزندان بلکه از دیدگاه فیزیک جسمانی و رشد عقلانی (پزشکی)، فرهنگی و حقوقی ، اجتماعی و روانشناسی باید به آن نگاه کنیم. اینجا یک نگاه کوتاه به این ابعاد می اندازیم. در واقع کودکان در این سه چیز بیشترین هویت را پیدا می کنند و باید دانست که ممکن است یک کودک در سنین بالا همچنان کودک باقی بماند. چرا؟
🅱️ تعریف کودک از لحاظ فرهنگی- حقوقی در اکثر کشورهای جهان ( دختر و پسر) یک فاکتور سنی در نظر گرفته می شود. در حال حاضر در بیشتر کشورهای جهان وقتی شخصی که هنوز به سن ۱۸ سالگی کامل نرسیده است کودک نامیده میشود. این نوع طبقه بندی به دلیل قوانین و سیاست های کشور، مانند تربیت والدین، مخارج تحصیل و حق ازدواج (اروپا و کانادا عمدتا ۱۸ سالگی و امریکا و برخی کشورها هنوز سن مشخصی معلوم نشده) ، حق رای (عمدتا ۱۸ سالگی)، حق ارث، حق رانندگی (USA از ۱۶سالگی و اروپا ۱۸ سالگی)، چون این سن برای برخورداری از یک سری حقوق در نظر گرفته شده است. البته در کشورهای اسلامی گاهی با بحث فقه و دین قوانین تغییر میکنند. از لحاظ فقه پسر در ۱۵ سالگی و دختر در ۹ سالگی دیگر کودک نیستند. این تعریف بر بلوغ جنسی کودک عمدتا نظاره میکند. از این طبقه بندی سنی به عنوان سن قانونی (مخصوصا برای ازدواج) در بسیار از کشورها سو استفاده میشود.
اما از نگاه روانشناسی تعریف متفاوت تری برای کودک لحاظ میشود.
©️ یک کودک از لحاظ روانشناسی یعنی فردی که هنوز هوش هیجانی کافی برای برخی از مهارت های زندگی را به دست نیاورده و به زبان ساده تر به ما در دوران کودکی یک سری از مهارت های رفتاری ، اخلاقی و اجتماعی را آموزش می دهند که هوش و تفکر ما را برای آینده شکل دهند . به هر اندازه این مهارت ها بهتر، بیشتر و سریعتر یادگیری شوند ما زودتر از دوران کودکی خارج می شویم.
مثلا یک فرد ۱۰ ساله ممکن است با یادگیری فاکتورهای هوش هیجانی دوران کودکی را پایان دهد. در واقع یادگیری این مهارت ها است که فاکتور اصلی تفکیک خیلی از انسان ها حتی در سنین بالاتر می شود.
مثلا در جوامع پیشرفته که امکانات آموزشی و فرهنگی کشور براساس معیارهای جهانی بسیار بالاست و کودکان از رفاه اجتماعی بالایی برخوردار هستند ، کودکی در سنین پایینتر پایان می یابد و بر عکس در کشورهایی که از نظر رفاه اجتماعی و اموزشی در وضعیت مناسبی قرار ندارند و یا مناطق دورافتاده طبیعی است که حتی ممکن است اشخاصی حتی با سن بالای ۲۰ یا ۲۵ سال همچنان به رشد مناسب هوش هیجانی نرسیده باشند. در روانشناسی انها همچنان کودک محسوب می شوند. رشد کامل قشرهای هیپوتالاموس و بخصوص لپ فرونتال یعنی در واقع رشد فکری، ذهنی، امکان تشخیص، انتخاب و تصمیم گیری، جهانبینی ،بینش و تفکر انتقادی، خودپردازه و اینگونه مباحث است که انسان را از لحاظ روانشناسی از کودکی خارج می کند.
نمونه هایی که می توان برای رشد هوش هیجانی کودک با چند مثال ساده مورد بررسی قرار داد:
🔠 خودپنداره سالم/ تصویر واقعی از خود (من می توانم این کار را انجام دهم ولی این کار در حد توانم نیست)
🔠 برآورد صحیح از توانایی های خود (میدانم در این کار میتوانم موفق شوم و برای ان کار باید بیشتر تلاش کنم)
🔠 شناختن مرزهای خود و دیگران (ممکن است با این کار به خودم و خانواده ام اسیب برسانم)
🔠 آگاهی پیدا کردن به احساسات خویش (چرا این اتفاق معمولا مرا غمگین میکند؟)
🔠 شناخت و درک احساسات دیگران، همدلی و امپاتی (برای عدم موفقیت تو من هم متاسفم؟)
🔠 نحوه بیان احساسات خود به دیگران (من دلم میخواست تو هم، کاش ما با هم، خوب میشد که...)
🔠 شناختن نیازهای مهم خود و اهمیت دادن به انها (احساس میکنم که به این فعلا احتیاج ندارم، دلم اینو بیشتر میخواد...)
🔠 مهارت حساس شدن/بودن در برابر افکار خود و دیگران (افکار انتفادی) (چرا امروز معلم استثنا قائل شد؟ چرا من این اشتباه رو مرتکب شدم؟)
🔠 پرسیدن، شناخت و درک دلایل اتفاق هایی که در اطرافش رخ می دهند ( برای مثال چرا علی با لیلا مشکل پیدا کرده؟، امروز مامان متفاوت با بابا صحبت کرد)
🔠 مهارت انعطاف پذیری و درک کردن نگاه دیگران (شما رو درک میکنم ولی...)
🔠 مهارت شناخت و درک درست از روابط (به نظرم دوستی ما میتونه...)
🔠 مهارت حل کردن مشکلات مختلف (بیا با هم یک راه چاره پیدا کنیم)
۱
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
طبیعتا ما نیاز داریم از جنبه های گوناگون به معنی و مفهوم کودک بپردازیم. نه تنها از نگاه پدر و مادر و تربیت فرزندان بلکه از دیدگاه فیزیک جسمانی و رشد عقلانی (پزشکی)، فرهنگی و حقوقی ، اجتماعی و روانشناسی باید به آن نگاه کنیم. اینجا یک نگاه کوتاه به این ابعاد می اندازیم. در واقع کودکان در این سه چیز بیشترین هویت را پیدا می کنند و باید دانست که ممکن است یک کودک در سنین بالا همچنان کودک باقی بماند. چرا؟
اما از نگاه روانشناسی تعریف متفاوت تری برای کودک لحاظ میشود.
مثلا یک فرد ۱۰ ساله ممکن است با یادگیری فاکتورهای هوش هیجانی دوران کودکی را پایان دهد. در واقع یادگیری این مهارت ها است که فاکتور اصلی تفکیک خیلی از انسان ها حتی در سنین بالاتر می شود.
مثلا در جوامع پیشرفته که امکانات آموزشی و فرهنگی کشور براساس معیارهای جهانی بسیار بالاست و کودکان از رفاه اجتماعی بالایی برخوردار هستند ، کودکی در سنین پایینتر پایان می یابد و بر عکس در کشورهایی که از نظر رفاه اجتماعی و اموزشی در وضعیت مناسبی قرار ندارند و یا مناطق دورافتاده طبیعی است که حتی ممکن است اشخاصی حتی با سن بالای ۲۰ یا ۲۵ سال همچنان به رشد مناسب هوش هیجانی نرسیده باشند. در روانشناسی انها همچنان کودک محسوب می شوند. رشد کامل قشرهای هیپوتالاموس و بخصوص لپ فرونتال یعنی در واقع رشد فکری، ذهنی، امکان تشخیص، انتخاب و تصمیم گیری، جهانبینی ،بینش و تفکر انتقادی، خودپردازه و اینگونه مباحث است که انسان را از لحاظ روانشناسی از کودکی خارج می کند.
نمونه هایی که می توان برای رشد هوش هیجانی کودک با چند مثال ساده مورد بررسی قرار داد:
۱
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در نهایت میتوانم بگویم که ما کودک را از یک نقطه نظر روانشناسی بیشتر بررسی میکنیم. اما در اینجا طبقه بندی و فاکتورهای مانند تقسیم بندی فروید و پیاژه و کلاین و دیگران رو اسم نبردم. همه میدانیم که در طبقه بندی سنی نیازها و برداشت ها و رفتار در محیط ، تجربه ارگانیزمی راجرز و غیره گوناگون هستند. در کودکانی که تروماهای جنگ و تجاوز و مهاجرت و مرگ والدین و خشونت خانگی و غیره را تجربه میکنند، این سیکل های توسعه و رشد شخصی و شکل گیری شخصیت و هویت متفاوت است. اگر رشد فکری و روانی کودک مبنا و معیار تعریف باشد، پس زمینه مناسب رشد باید فراهم گردد.
۲
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 در مورد آشفتگی از نگاه راجرز
راجرز میگوید "وقتی ناهمخوانی بین خودپنداره و تجربه ارگانیزمی افراد به قدری واضح یا به قدری ناگهانی باشد که نتوانند آن را انکار یا تحریف کنند رفتارشان آشفته میشود."
🔠 خودپنداره چیست؟
خودپنداره در روانشناسی، تصویری ذهنی self-concept یا selbstbild است که فرد از خود دارد. این تصویر شامل افکار، احساسات و باورهایی است که فرد درباره خود دارد. خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد. کارل راجرز، روانشناس انسان گرا، معتقد بود که خودپنداره هسته اصلی شخصیت است. او معتقد بود که خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. راجرز همچنین معتقد بود که خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد.
©️ تجربه ارگانیزمی راجرز چیست؟
تجربیات ارگانیزمی راجرز
Carl Rogers' organismic valuing experiences
اصطلاحی است که کارل راجرز، روانشناس آمریکایی، برای توصیف تجربیاتی به کار برد که در آن فرد احساس می کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. راجرز معتقد بود که این تجربیات برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند.
تجربیات ارگانیزمی راجرز شامل موارد زیر است:
*️⃣ احساس امنیت و پذیرش
*️⃣ احساس آزادی برای بیان خود
*️⃣ احساس توانایی برای تأثیرگذاری بر جهان
*️⃣ احساس هدفمندی و جهت گیری
*️⃣ احساس قدردانی از زیبایی و شگفتی زندگی
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند زیرا به فرد کمک می کنند تا احساس کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. این تجربیات همچنین به فرد کمک می کنند تا خود را بهتر بشناسد و به توانایی های خود پی ببرد.
🔠 نتیجه گیری با یک مثال
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی راجرز را می توان از طریق درمان و سایر اشکال رشد شخصی به دست آورد. او معتقد بود که با ایجاد فضایی امن و پذیرنده، درمانگران می توانند به مراجعان خود در این زمینه کمک کنند تا تجربیات ارگانیزمی از ظن راجرز را داشته باشند تا مشکلات خود را حل کنند و به رشد و شکوفایی برسند.
اکنون اگر به این دو تعریف نگاه کنیم خواهیم دید که چرا آشفتگی براحتی برای شخص قابل تجربه میشود زمانی که فردی بر اثر سترس محیطی باورهای فرد نسبت خود (خودپنداره) را از دست داده و همزمان احساس امنیت، آرامش و یا حتی پذیرش (تجربه ارگانیزمی) نداشته و احتمالا دسترسی به احساس بودن در حال را در خود نمیابد آشفته میشود.
اگر ما زمانی را که خود آشفته شده ایم مانند جدایی از یک رابطه، از دست دادن همسر یا قطع رابطه ای، یا حتی نرسیدن به هدف خاصی بیاد بیاوریم، براحتی نظریه آشفتگی راجرز را میتوانیم در موقعیت خود درک کنیم. به عنوان مثال برای یک رابطه ما اهدافی را در سر میپرورانیم (تجربیات ارگانیزمی: امیدواریم که نیاز به تعلق را تجربه کنیم و شاید دراز مدت در رابطه بمانیم) و برای خود تصاویری از رابطه با آن شخص میسازیم (تصویر سازی خودپنداره: من لایق این رابطه هستم و من امنیت و ارامش را تجربه خواهم کرد). زمانیکه رابطه پایان میابد، تحت هر عنوانی، تمام تصاویر ما از این رابطه و خود در هم ریخته و و تصاویر ما از رابطه امن ناگهان به تزلزل در آمده و طبیعتا آشفتگی در ما ایجاد خواهد شد، چرا که بر اثر تجربیات ما و شاید ترس از دست دادن، یا طرحواره های گذشته تریگر هایی میشوند که امنیت و آرامش را سلب کرده و ایجاد آشفتگی میکند.
#آشفتگی #خودپنداره #تجربه_ارگانیزمی_راجرز
پایان
🔠 منبع:
*️⃣ Rogers, C. R. (1959). A theory of therapy, personality, and interpersonal relationships. In S. Koch (Ed.), Psychology: A study of a science. Vol. 3: Formulations of the person and the social context. New York: McGraw-Hill.
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
راجرز میگوید "وقتی ناهمخوانی بین خودپنداره و تجربه ارگانیزمی افراد به قدری واضح یا به قدری ناگهانی باشد که نتوانند آن را انکار یا تحریف کنند رفتارشان آشفته میشود."
خودپنداره در روانشناسی، تصویری ذهنی self-concept یا selbstbild است که فرد از خود دارد. این تصویر شامل افکار، احساسات و باورهایی است که فرد درباره خود دارد. خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد. کارل راجرز، روانشناس انسان گرا، معتقد بود که خودپنداره هسته اصلی شخصیت است. او معتقد بود که خودپنداره بر اساس تجربیات، تعاملات و بازخوردهایی که فرد از دیگران دریافت می کند، شکل می گیرد. راجرز همچنین معتقد بود که خودپنداره می تواند مثبت یا منفی باشد و بر عزت نفس، اعتماد به نفس و رفتار فرد تأثیر بگذارد.
تجربیات ارگانیزمی راجرز
Carl Rogers' organismic valuing experiences
اصطلاحی است که کارل راجرز، روانشناس آمریکایی، برای توصیف تجربیاتی به کار برد که در آن فرد احساس می کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. راجرز معتقد بود که این تجربیات برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند.
تجربیات ارگانیزمی راجرز شامل موارد زیر است:
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی برای رشد و شکوفایی روانی ضروری هستند زیرا به فرد کمک می کنند تا احساس کند که به طور کامل زنده است و در لحظه حال حضور دارد. این تجربیات همچنین به فرد کمک می کنند تا خود را بهتر بشناسد و به توانایی های خود پی ببرد.
راجرز معتقد بود که تجربیات ارگانیزمی راجرز را می توان از طریق درمان و سایر اشکال رشد شخصی به دست آورد. او معتقد بود که با ایجاد فضایی امن و پذیرنده، درمانگران می توانند به مراجعان خود در این زمینه کمک کنند تا تجربیات ارگانیزمی از ظن راجرز را داشته باشند تا مشکلات خود را حل کنند و به رشد و شکوفایی برسند.
اکنون اگر به این دو تعریف نگاه کنیم خواهیم دید که چرا آشفتگی براحتی برای شخص قابل تجربه میشود زمانی که فردی بر اثر سترس محیطی باورهای فرد نسبت خود (خودپنداره) را از دست داده و همزمان احساس امنیت، آرامش و یا حتی پذیرش (تجربه ارگانیزمی) نداشته و احتمالا دسترسی به احساس بودن در حال را در خود نمیابد آشفته میشود.
اگر ما زمانی را که خود آشفته شده ایم مانند جدایی از یک رابطه، از دست دادن همسر یا قطع رابطه ای، یا حتی نرسیدن به هدف خاصی بیاد بیاوریم، براحتی نظریه آشفتگی راجرز را میتوانیم در موقعیت خود درک کنیم. به عنوان مثال برای یک رابطه ما اهدافی را در سر میپرورانیم (تجربیات ارگانیزمی: امیدواریم که نیاز به تعلق را تجربه کنیم و شاید دراز مدت در رابطه بمانیم) و برای خود تصاویری از رابطه با آن شخص میسازیم (تصویر سازی خودپنداره: من لایق این رابطه هستم و من امنیت و ارامش را تجربه خواهم کرد). زمانیکه رابطه پایان میابد، تحت هر عنوانی، تمام تصاویر ما از این رابطه و خود در هم ریخته و و تصاویر ما از رابطه امن ناگهان به تزلزل در آمده و طبیعتا آشفتگی در ما ایجاد خواهد شد، چرا که بر اثر تجربیات ما و شاید ترس از دست دادن، یا طرحواره های گذشته تریگر هایی میشوند که امنیت و آرامش را سلب کرده و ایجاد آشفتگی میکند.
#آشفتگی #خودپنداره #تجربه_ارگانیزمی_راجرز
پایان
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
دکتر موریس ستودگان
یک پیام کارآمدی برای مراجعین مقاوم
©️ بدبینی به روانشناسی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، چگونه با آن برخورد کنیم.
برخی از این دلایل عبارتند از:
*️⃣ مراجع ممکن است پارانویید باشد.
*️⃣ تجربیات منفی قبلی با روانشناسان یا سایر متخصصان بهداشت روان.
*️⃣ باورهای منفی در مورد روانشناسی، مانند اینکه روانشناسی یک علم نیست یا اینکه روانشناسان نمی توانند به آنها کمک کنند.
*️⃣ ترس از اینکه روانشناس ممکن است آنها را قضاوت کند یا به آنها برچسب بزند.
*️⃣ نگرانی در مورد حفظ حریم خصوصی یا محرمانه بودن.
*️⃣ هزینه بالای روان درمانی.
در صورتی که مراجع به روانشناسی بدبین باشد، روانشناس می تواند با انجام موارد زیر به او کمک کند:
🔠 ایجاد رابطه درمانی قوی و مبتنی بر اعتماد.
🔠 توضیح اینکه روانشناسی یک علم است و روانشناسان از روش های مبتنی بر شواهد برای کمک به مراجعان استفاده می کنند.
🔠 اجتناب از قضاوت یا برچسب زدن به مراجع.
🔠 احترام به حریم خصوصی و محرمانه بودن مراجع.
🔠 ارائه گزینه های مقرون به صرفه برای روان درمانی.
با انجام این کارها، یک روانشناس می تواند به مراجع کمک کند تا بر بدبینی خود غلبه کند و از روان درمانی بهره مند شود.
🔠 صبور و درک کننده باشیم.
🔠 به خاطر داشته باشیم که بدبینی مراجع ممکن است ناشی از تجربیات منفی قبلی یا باورهای منفی در مورد روانشناسی باشد. برای ایجاد اعتماد و رابطه درمانی قوی، مهم است که صبور و درک کننده باشیم.
🔠 شفاف و صادق باشیم.
🔠 در مورد فرآیند روان درمانی و آنچه مراجع می تواند از آن انتظار داشته باشد، شفاف و صادق باشیم. این به مراجع کمک می کند تا احساس امنیت و اطمینان بیشتری داشته باشد.
🔠 به مراجع اجازه دهیم تا کنترل داشته باشد.
🔠 به مراجع اجازه دهیم تا در مورد روند روان درمانی خود تصمیم گیری کند. این به او کمک می کند تا احساس قدرت و کنترل بیشتری داشته باشد.
🔠 از بازخورد مراجع استقبال کنیم.
🔠 از مراجع بخواهیم تا بازخورد خود را در مورد روان درمانی به ما بگوید. این به ما کمک می کند تا بفهمیم که چه چیزی برای مراجع مفید است و چه چیزی نیست.
🔠 در صورت لزوم، مراجع را به یک روانشناس دیگر ارجاع دهیم.
🔠 اگر احساس می کنیم که نمی توانیم به مراجع کمک کنیم، او را به یک روانشناس دیگر ارجاع دهیم. این به مراجع کمک می کند تا روانشناسی را پیدا کند که برای او مناسب تر است.
🔠 اما مهم است
🔠 از خودمان مراقبت کنیم.
کار با مراجعان بدبین می تواند از نظر احساسی فرساینده باشد. بنابراین، مهم است که از خودمان مراقبت کنیم و از فرسودگی شغلی جلوگیری کنیم. این کار را می توانیم با انجام فعالیت هایی مانند ورزش، مدیتیشن، گذراندن وقت با عزیزان و غیره انجام دهیم.
🔠 با یک همکار یا سرپرست مشورت کنیم.
اگر در مورد نحوه برخورد با یک مراجع بدبین مطمئن نیستیم، با یک همکار یا سرپرست مشورت کنیم. آنها می توانند به ما کمک کنند تا یک برنامه درمانی مناسب برای مراجع ایجاد کنیم و از ما حمایت کنند.
🔠 به یاد داشته باشیم که ما تنها نیستیم.
بسیاری از روانشناسان با مراجعان بدبین مواجه شده اند. به یاد داشته باشیم که ما تنها نیستیم و می توانیم از تجربیات دیگران یاد بگیریم.
امیدوارم این نکات به شما در کنار آمدن با مراجعان بدبین به روانشناسی کمک کند.
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
یک پیام کارآمدی برای مراجعین مقاوم
برخی از این دلایل عبارتند از:
در صورتی که مراجع به روانشناسی بدبین باشد، روانشناس می تواند با انجام موارد زیر به او کمک کند:
با انجام این کارها، یک روانشناس می تواند به مراجع کمک کند تا بر بدبینی خود غلبه کند و از روان درمانی بهره مند شود.
کار با مراجعان بدبین می تواند از نظر احساسی فرساینده باشد. بنابراین، مهم است که از خودمان مراقبت کنیم و از فرسودگی شغلی جلوگیری کنیم. این کار را می توانیم با انجام فعالیت هایی مانند ورزش، مدیتیشن، گذراندن وقت با عزیزان و غیره انجام دهیم.
اگر در مورد نحوه برخورد با یک مراجع بدبین مطمئن نیستیم، با یک همکار یا سرپرست مشورت کنیم. آنها می توانند به ما کمک کنند تا یک برنامه درمانی مناسب برای مراجع ایجاد کنیم و از ما حمایت کنند.
بسیاری از روانشناسان با مراجعان بدبین مواجه شده اند. به یاد داشته باشیم که ما تنها نیستیم و می توانیم از تجربیات دیگران یاد بگیریم.
امیدوارم این نکات به شما در کنار آمدن با مراجعان بدبین به روانشناسی کمک کند.
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 توصیه های استفاده از رسانه های اجتماعی
مشاوره سلامت APA در مورد استفاده از رسانه های اجتماعی در نوجوانی موارد زیر را توصیه کرده و این توصیه ها مبتنی بر شواهد علمی تحقیق شده تا به امروز میباشند:
🔠 ۱. جوانان با استفاده از رسانه های اجتماعی باید تشویق شوند تا از امکاناتی که ایجاد میشود، استفاده کنند تا فرصت هایی جدید برای حمایت از روابط اجتماعی، همراهی آنلاین و صمیمیت عاطفی که می تواند جامعه پذیری سالم را ترویج کند، را بیاموزند.
🔠 ۲. استفاده از رسانه های اجتماعی، عملکرد، و مجوزها/رضایت باید متناسب با قابلیتهای رشدی جوانان باشد. این بدین معناست که طرحهایی که برای بزرگسالان طراحی میشوند، ممکن است مناسب برای کودکان و نوجوانان نبوده و در دراز مدت اسیب زا باشند.
🔠 ۳. در اوایل نوجوانی (یعنی معمولاً ۱۰ تا ۱۴ سالگی)، نظارت بزرگسالان (به عنوان الگو، مداوم بررسی کردن، بحث و گفتگو در مورد سایت ها، و مربیگری در مورد محتوای رسانه های اجتماعی) برای اکثر خانواده ها توصیه می شود. استفاده از رسانه های اجتماعی برای استقلال مفید بوده و استقلال جوانان ممکن است به تدریج با افزایش سن بیشتر شود و اگر سن نوجوانان افزایش یابد، مهارت های سواد دیجیتال را بیشتر به دست خواهند آورد. با این حال نظارت بر استفاده جوانان از رسانه ها باید متعادل با سن جوانان و متناسب نیازهایشان برای حفظ حریم خصوصی آنها باشد.
🔠 ۴. برای کاهش خطرات آسیب روانی، مواجهه نوجوانان با محتوا در رسانه های اجتماعی که رفتار غیرقانونی یا ناسازگار روانی را به تصویر می کشد، از جمله محتوایی که جوانان را به انجام رفتارهای مخاطرهآمیز هدایت یا تشویق میکند، محدود شده و کلیپ های آسیب زا که به عنوان آسیب رساندن به خود (مانند خود بریدن یا خودکشی)، آسیب رساندن به دیگران، یا کسانی که اختلال در غذا خوردن را تشویق می کنند، محدود شود. اموزش رفتارهای ناهنجار مغایر با سنین (مانند اختلال در غذا خوردن و محدود کردن تغذیه و اختلال در ان و یا ورزش های بیش از حد خطرناک) باید محدود، گزارش و حذف شوند. علاوه بر این، فناوری نباید با محتوی سازی نادرست کاربران را به سمتی غیر هنجار و غیر اخلاقی سوق دهد.
🔠 ۵. برای به حداقل رساندن آسیب روانی، لازم است قرار گرفتن نوجوانان در معرض "نفرت پراکنی سایبری" تبعیض آنلاین، تعصب، نفرت، یا آزار و اذیت سایبری به ویژه به سمت یک گروه به حاشیه رانده شده (به عنوان مثال، نژادی، قومیت، جنسیت، جنسی، مذهبی، وضعیت توانایی)، یا نسبت به یک فرد به دلیل هویت یا همبستگی آنها با گروهی به حاشیه رانده شده است، به حداقل رسانده و محدود شوند.
🔠 ۶. نوجوانان باید به طور معمول برای علائم «شبکه های اجتماعی مشکل ساز» غربالگری شوند و از شبکه هایی که استفاده می کنند خطر بالا بردن اختلال در توانایی آنها در نقش ها و کارهای روزمره شناسایی شوند و ممکن است خطر آسیب های روانی جدی تری را در طول زمان تجربه کنند.
🔠 ۷. استفاده از رسانه های اجتماعی باید محدود شود تا تداخلی با خواب و فعالیت های بدنی نوجوانان ایجاد نشود.
🔠 ۸. نوجوانان باید استفاده از رسانه های اجتماعی را برای مقایسه پیرامون محتوای مرتبط با زیبایی یا ظاهر خود محدود کنند.
🔠 ۹. استفاده نوجوانان از رسانه های اجتماعی باید مقدم بر آموزش سواد باشد. برای اطمینان از اینکه کاربران شایستگی های روانشناختی را توسعه داده و مهارت هایی که شانس ایجاد روابط و مهارت های اجتماعی متعادل، ایمن و معنادار را به حداکثر می رساند را با استفاده از رسانه ها امکان پذیر کنند.
🔠 ۱۰. منابع قابل توجهی باید برای بررسی علمی ادامه دار فراهم شود تا اثرات مثبت و منفی رسانه های اجتماعی بر رشد نوجوانان تحقیق، توصیه و شفاف سازی شوند.
برای خواندن کل مطلب و دلایل علمی آن رجوع کنید به لینک زیر؛
www.apa.org/topics social-media-internet/health-advisory-adolescent-social-media-use
منبع:
APA; MONITOR ON PSYCHOLOGY SEPTEMBER 2023 51
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
مشاوره سلامت APA در مورد استفاده از رسانه های اجتماعی در نوجوانی موارد زیر را توصیه کرده و این توصیه ها مبتنی بر شواهد علمی تحقیق شده تا به امروز میباشند:
برای خواندن کل مطلب و دلایل علمی آن رجوع کنید به لینک زیر؛
www.apa.org/topics social-media-internet/health-advisory-adolescent-social-media-use
منبع:
APA; MONITOR ON PSYCHOLOGY SEPTEMBER 2023 51
@thinkpluswithus
@dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نواح هراری در مورد علم
👏2
دکتر موریس ستودگان
🚩 🚩 نگاهی کوتاه به "سه گانه تاریک" یا dark triad
در روانشناسی تا سال ۲۰۰۲، مفهوم "سهگانه تاریک" به معنای سه ویژگی یا ویژگیهای اصلی در شخصیت انسان اشاره داشت، که معمولاً با اختلالات روانی و مشکلات رفتاری مرتبط میشوند. این سه ویژگی عبارتند از:
*️⃣ 1️⃣ . مصرف مواد مخدر و الکل: افرادی که دارای مصرف مفرط مواد مخدر و الکل هستند، ممکن است با مشکلاتی نظیر اعتیاد و اختلالات روانی مواجه شوند.
*️⃣ 2️⃣ . اختلالات رفتاری: شامل مشکلاتی نظیر تجاوز به حقوق دیگران، خشونت و نقض قوانین اجتماعی میشود.
*️⃣ 3️⃣ . اختلالات شخصیتی: شامل ویژگیهای نامناسب در شخصیت افراد مانند عدم توانایی در کنترل عصبانیت، نقص احترام به حقوق دیگران و عدم تطابق با مقررات اجتماعی است.
این سه ویژگی به عنوان "سهگانه تاریک" شناخته میشد، زیرا معمولاً با مشکلات جدی در زندگی افراد و اجتماعی همراه هستند.
❗️ اما در سال ۲۰۰۲ تعریف جدیدی از سه گانه تاریک توسط دانشگاه بریتیش کلمبیا در روانشناسی ارائه شد که به سه ویژگی شخصیتی منفی و به هم پیوسته اطلاق می شود که عبارتند از: ماکیاولیسم، خودشیفتگی و روان پریشی. این سه ویژگی، با تمایل به استثمار و آسیب رساندن به دیگران، عدم همدلی و فقدان وجدان مشخص می شوند. افراد مبتلا به سه گانه تاریک، اغلب دست به رفتارهای ضد اجتماعی و مجرمانه می زنند و در روابط بین فردی خود نیز مشکل دارند.
این تعریف در فرم جدید خود اولین بار توسط پروفسور دانیل جونز و همکارانش در دانشگاه بریتیش کلمبیا در سال 2002 شناسایی و به ثبت رسید. آنها دریافتند که این سه ویژگی شخصیتی، با هم همبستگی بالایی دارند و تمایل دارند که با هم در یک فرد وجود داشته باشند. آنها همچنین دریافتند که سه گانه تاریک، با تعدادی از پیامدهای منفی، از جمله افزایش پرخاشگری، خشونت، رفتارهای ضد اجتماعی و مشکلات در روابط بین فردی عمدتا مرتبط است.
از آن زمان، تحقیقات زیادی در مورد سه گانه تاریک انجام شده است و مشخص شده است که این سه ویژگی شخصیتی، با تعدادی از عوامل دیگر، از جمله
🔠 ژنتیک،
🔠 محیط و
🔠 تجربیات دوران کودکی
مرتبط هستند. همچنین مشخص شده است که سه گانه تاریک، با تعدادی از اختلالات روانی، از جمله اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت پارانوئید همپوشانی دارد.
سه گانه تاریک، یک مفهوم نسبتاً جدید در روانشناسی است و هنوز تحقیقات زیادی در مورد آن در حال انجام است. با این حال، شواهد موجود نشان می دهد که سه گانه تاریک، یک پدیده مهم است که می تواند پیامدهای منفی قابل توجهی برای افراد و جامعه داشته باشد.
گرچه سه گانه تاریک، یک مفهوم کاملا بحث برانگیز است اما برخی از محققان معتقدند که این سه ویژگی شخصیتی، لزوماً منفی نیستند. آنها استدلال می کنند که ماکیاولیسم می تواند به افراد کمک کند تا در موقعیت های اجتماعی پیچیده، دست بالا را داشته باشند، خودشیفتگی می تواند به افراد کمک کند تا اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی داشته باشند، و روان پریشی می تواند به افراد کمک کند تا خلاق و نوآور باشند.
با این حال، اکثر محققان معتقدند که سه گانه تاریک، یک پدیده منفی است که می تواند پیامدهای جدی برای افراد و جامعه داشته باشد. آنها استدلال می کنند که افراد مبتلا به سه گانه تاریک، بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی، رفتارهای ضد اجتماعی و مجرمانه هستند و در روابط بین فردی خود نیز مشکل دارند.
تحقیقات در مورد سه گانه تاریک، همچنان در حال انجام است و هنوز چیزهای زیادی در مورد این پدیده وجود دارد که نمی دانیم. با این حال، شواهد موجود نشان می دهد که سه گانه تاریک، یک مفهوم مهم است که باید بیشتر بررسی و تحقیق شود.
1
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
در روانشناسی تا سال ۲۰۰۲، مفهوم "سهگانه تاریک" به معنای سه ویژگی یا ویژگیهای اصلی در شخصیت انسان اشاره داشت، که معمولاً با اختلالات روانی و مشکلات رفتاری مرتبط میشوند. این سه ویژگی عبارتند از:
این سه ویژگی به عنوان "سهگانه تاریک" شناخته میشد، زیرا معمولاً با مشکلات جدی در زندگی افراد و اجتماعی همراه هستند.
این تعریف در فرم جدید خود اولین بار توسط پروفسور دانیل جونز و همکارانش در دانشگاه بریتیش کلمبیا در سال 2002 شناسایی و به ثبت رسید. آنها دریافتند که این سه ویژگی شخصیتی، با هم همبستگی بالایی دارند و تمایل دارند که با هم در یک فرد وجود داشته باشند. آنها همچنین دریافتند که سه گانه تاریک، با تعدادی از پیامدهای منفی، از جمله افزایش پرخاشگری، خشونت، رفتارهای ضد اجتماعی و مشکلات در روابط بین فردی عمدتا مرتبط است.
از آن زمان، تحقیقات زیادی در مورد سه گانه تاریک انجام شده است و مشخص شده است که این سه ویژگی شخصیتی، با تعدادی از عوامل دیگر، از جمله
مرتبط هستند. همچنین مشخص شده است که سه گانه تاریک، با تعدادی از اختلالات روانی، از جمله اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت پارانوئید همپوشانی دارد.
سه گانه تاریک، یک مفهوم نسبتاً جدید در روانشناسی است و هنوز تحقیقات زیادی در مورد آن در حال انجام است. با این حال، شواهد موجود نشان می دهد که سه گانه تاریک، یک پدیده مهم است که می تواند پیامدهای منفی قابل توجهی برای افراد و جامعه داشته باشد.
گرچه سه گانه تاریک، یک مفهوم کاملا بحث برانگیز است اما برخی از محققان معتقدند که این سه ویژگی شخصیتی، لزوماً منفی نیستند. آنها استدلال می کنند که ماکیاولیسم می تواند به افراد کمک کند تا در موقعیت های اجتماعی پیچیده، دست بالا را داشته باشند، خودشیفتگی می تواند به افراد کمک کند تا اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی داشته باشند، و روان پریشی می تواند به افراد کمک کند تا خلاق و نوآور باشند.
با این حال، اکثر محققان معتقدند که سه گانه تاریک، یک پدیده منفی است که می تواند پیامدهای جدی برای افراد و جامعه داشته باشد. آنها استدلال می کنند که افراد مبتلا به سه گانه تاریک، بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی، رفتارهای ضد اجتماعی و مجرمانه هستند و در روابط بین فردی خود نیز مشکل دارند.
تحقیقات در مورد سه گانه تاریک، همچنان در حال انجام است و هنوز چیزهای زیادی در مورد این پدیده وجود دارد که نمی دانیم. با این حال، شواهد موجود نشان می دهد که سه گانه تاریک، یک مفهوم مهم است که باید بیشتر بررسی و تحقیق شود.
1
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شاید در اینجا لازمباشد کوتاه به سه ضلع "سه گانه تاریک" و مجموعهای از سه ویژگی شخصیتی که اشاره دارد و عمدتا با رفتارها و ویژگیهای منفی و نامطلوب اجتماعی مرتبط هستند، نگاهی بیاندازیم.
1️⃣ نارسیسیسم: خلاصه این ویژگی شامل احساس بیش از حد اهمیت شخصی، نیاز به تحسین بیش از حد و عدم همدردی با دیگران میشود. افراد با سطح بالایی از نارسیسیسم معمولاً خودمحور و باور به تفوق خود بر دیگران هستند. نارسیسم یا خودشیفتگی حالتی است که فرد احساس خودبزرگ بینی، نیاز به تحسین مداوم و همدلی کم دارد. افراد خودشیفته اغلب به عنوان مغرور، متکبر و مغرور توصیف می شوند. آنها ممکن است نیاز شدیدی به تحسین داشته باشند و در برابر انتقاد بسیار حساس باشند. افراد خودشیفته همچنین ممکن است فاقد همدلی باشند، به این معنی که آنها قادر به درک احساسات و دیدگاه های دیگران نیستند.
خودشیفتگی می تواند یک اختلال شخصیت باشد که به عنوان اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) شناخته می شود. NPD یک اختلال روانی است که با الگوی فراگیر خودبزرگ بینی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی مشخص می شود. افراد مبتلا به NPD اغلب در روابط خود مشکل دارند و ممکن است در محل کار یا مدرسه و زندگی مشترک با مشکلات بزرگی مواجه شوند. متاسفانه تاکنون هیچ درمان واحدی برای خودشیفتگی وجود ندارد، اما درمان می تواند به افراد مبتلا به NPD کمک کند تا علائم خود را مدیریت کنند و روابط خود را بهبود بخشند.
2️⃣ . ماکیاولیسم: این ویژگی به تزلزل، حیلهگری و آمادگی برای بهرهبرداری از دیگران به منظور بهرهمندی شخصی اشاره دارد. افراد با سطح بالای ماکیاولیسم معمولاً در تعاملات خود منطقی و مرتبک واکنش نشان میدهند. شخصیت ماکیاولیسم عمدتا با دستکاری، تاثیرگذاری، حقایق را به نفع خود تغییر دادن، و استثمار دیگران برای منافع شخصی مشخص می شود. ماکیاولیست ها اغلب به عنوان حیله گر، فریبکار و بی وجدان توصیف می شوند. آنها ممکن است از جذابیت، چاپلوسی و ارعاب برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند. ماکیاولیسم می تواند یک ویژگی مفید در تجارت و سیاست باشد، اما همچنین می تواند به روابط شخصی و شهرت فرد آسیب برساند.
در روانشناسی، ماکیاولیسم با تعدادی از پیامدهای منفی مرتبط است، از جمله:
➖ افزایش خطر ابتلا به اختلالات شخصیت ضد اجتماعی و خودشیفته
➖ افزایش پرخاشگری و خشونت
➖ کاهش همدلی و دلسوزی
➖ افزایش احتمال درگیری در رفتارهای مجرمانه
➖ کاهش رضایت از زندگی و شادی
3️⃣ . روانپریشی: روانپاتی یا روان پریشی شامل ویژگیهایی چون عدم افتراق و همدردی، احساسات کمعمق و سطحی و تمایل به رفتارهای ترسناک و ضداجتماعی است. روانپاتها معمولاً حقوق دیگران را نادیده میگیرند و این به آن دلیل آیت که روانپریشی یک وضعیت ناهنجاری روانی است که با تغییرات در تفکر، حالتهای عاطفی، رفتار، و تعاملات اجتماعی فرد همراه است. این وضعیت ممکن است به صورت موقت یا مزمن اتفاق بیفتد و میتواند از خفیف و شایع تا شدید و نادر باشد.
علایم روانپریشی میتواند شامل افکار تندروی، افسردگی، اضطراب، وسواس، توهم، هلوسیونها، تغییرات در خواب و اشتها، انزوا، ترسهای نامعقول، و مشکلات اجتماعی و شغلی باشد. روانپریشی میتواند به علت عوامل ژنتیکی، شیمیایی مثل مشرف دارو، محیطی، یا ترکیبی از این عوامل ایجاد شود.
درمان روانپریشی معمولاً شامل مشاوره روانشناختی، مصرف داروها (اگر لازم باشد)، و تغییرات در سبک زندگی میشود. درمان میتواند به بهبود علائم و بهبود کیفیت زندگی فرد کمک کند.
علت اینکه این ویژگیها که به طور جمعی به عنوان "سه گانه تاریک" شناخته میشوند، این است که این افراد با رفتارها و نگرشهای میتوانند برای دیگران و نهایتا خود اسیب زا باشند و اغلب رفتارهای انها مغایر با مطلوب ها و هنجارهای اجتماعیست. محققان این ویژگیها را برای بهتر درک تأثیر آنها بر رفتار افراد و روابط بینافراد مورد مطالعه قرار دادهاند.
2
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
خودشیفتگی می تواند یک اختلال شخصیت باشد که به عنوان اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) شناخته می شود. NPD یک اختلال روانی است که با الگوی فراگیر خودبزرگ بینی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی مشخص می شود. افراد مبتلا به NPD اغلب در روابط خود مشکل دارند و ممکن است در محل کار یا مدرسه و زندگی مشترک با مشکلات بزرگی مواجه شوند. متاسفانه تاکنون هیچ درمان واحدی برای خودشیفتگی وجود ندارد، اما درمان می تواند به افراد مبتلا به NPD کمک کند تا علائم خود را مدیریت کنند و روابط خود را بهبود بخشند.
در روانشناسی، ماکیاولیسم با تعدادی از پیامدهای منفی مرتبط است، از جمله:
علایم روانپریشی میتواند شامل افکار تندروی، افسردگی، اضطراب، وسواس، توهم، هلوسیونها، تغییرات در خواب و اشتها، انزوا، ترسهای نامعقول، و مشکلات اجتماعی و شغلی باشد. روانپریشی میتواند به علت عوامل ژنتیکی، شیمیایی مثل مشرف دارو، محیطی، یا ترکیبی از این عوامل ایجاد شود.
درمان روانپریشی معمولاً شامل مشاوره روانشناختی، مصرف داروها (اگر لازم باشد)، و تغییرات در سبک زندگی میشود. درمان میتواند به بهبود علائم و بهبود کیفیت زندگی فرد کمک کند.
علت اینکه این ویژگیها که به طور جمعی به عنوان "سه گانه تاریک" شناخته میشوند، این است که این افراد با رفتارها و نگرشهای میتوانند برای دیگران و نهایتا خود اسیب زا باشند و اغلب رفتارهای انها مغایر با مطلوب ها و هنجارهای اجتماعیست. محققان این ویژگیها را برای بهتر درک تأثیر آنها بر رفتار افراد و روابط بینافراد مورد مطالعه قرار دادهاند.
2
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1. "The Dark Triad of Personality: Narcissism, Machiavellianism, and Psychopathy" - A research paper by Delroy L. Paulhus and Kevin M. Williams published in the journal Psychological Review. It's a foundational paper in the study of the Dark Triad.
2. "The Dark Triad: Facilitating a Short-Term Mating Strategy in Men" - A study by Peter K. Jonason and Gregory D. Webster published in the journal Evolutionary Psychology, which explores the relationship between the Dark Triad traits and short-term mating strategies.
3. "The Handbook of the Dark Triad: Theory, Research, and Applications" - Edited by Delroy L. Paulhus and Kevin M. Williams, this book provides a comprehensive overview of research on the Dark Triad traits.
4. "The Dark Side of Personality: Science and Practice in Social, Personality, and Clinical Psychology" - Edited by Virgil Zeigler-Hill and David K. Marcus, this book delves into the darker aspects of personality, including the Dark Triad.
5. "Dark Triad, empathy, and resilience" - A study by Glenn Geher and Sara L. Kaufman, published in the journal Personality and Individual Differences, which explores the relationship between the Dark Triad traits and empathy and resilience.
more information and research in academic databases like PubMed, Google Scholar, or PsycINFO.
بهرهبرداری از سه منبع قابل اعتماد و مرجع مرتبط با ویژگیهای شخصیتی سهگانه تاریک در روانشناسی:
1. "سهگانه تاریک شخصیت: نارسیسیسم، ماکیاولیسم و روانپاتی" - مقالهای توسط دلروی ال. پالهوس و کوین ام. ویلیامز منتشر شده در مجله "مرور روانشناسی". این مقاله مقاله اساسی در مطالعات مرتبط با سهگانه تاریک است.
2. "سهگانه تاریک: تسهیل یک استراتژی جفتگیری کوتاهمدت در مردان" - یک مطالعه توسط پیتر ک. جوناسون و گرگوری د. وبستر منتشر شده در مجله "روانشناسی تکاملی" که رابطه بین ویژگیهای سهگانه تاریک و استراتژیهای جفتگیری کوتاهمدت را بررسی میکند.
3. "کتابچه راهنمای تاریک سهگانه: نظریه، تحقیقات و کاربردها" - ویرایش شده توسط دلروی ال. پالهوس و کوین ام. ویلیامز، این کتاب یک مرور جامع از تحقیقات درباره ویژگیهای سهگانه تاریک ارائه میدهد.
4. "طرف تاریک شخصیت: علم و کاربرد در روانشناسی اجتماعی، شخصیتی و بالینی" - ویرایش شده توسط ویرگیل زیگلر-هیل و دیوید ک. مارکوس، این کتاب به جنبههای تاریکتر شخصیت، از جمله سهگانه تاریک، میپردازد.
5. "سهگانه تاریک، همدردی و تابآوری" - مطالعهای توسط گلن گهر و سارا ال. کافمن، منتشر شده در مجله "شخصیت و تفاوتهای فردی" که رابطه بین ویژگیهای سهگانه تاریک و همدردی و تابآوری را بررسی میکند.
با جستجوی عبارت "سهگانه تاریک" یا اصطلاحات مرتبط در پایگاههای داده علمی مانند PubMed، Google Scholar یا PsycINFO اطلاعات بیشتری پیدا خواهید کرد.
https://www.psychologytoday.com/us/blog/the-good-the-bad-and-the-ugly/201707/the-dark-triad-personality-traits
https://www.verywellmind.com/what-is-the-dark-triad-5074041
https://www.healthline.com/health/dark-triad
3
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Iran International ایران اینترنشنال
هشت تشکل کارگری و مدنی در بیانیهای با تاکید بر عزم خود برای تبدیل سالروز قتل حکومتی مهسا ژینا امینی در ۲۵ شهریور به روز تعطیل عمومی هر ساله، از مردم و گروهها خواستند با تجمع در خیابانها و برگزاری اعتصاب، خیزش انقلابی را با قدرت ادامه دهند.
این تشکلها از مردم خواستند در ۲۵ شهریور با حضور گسترده در خیابانها، اعلام اعتصابو تجمع بر مزار مهسا ژینا امینی، «شروع دوبارهای» را در روند خیزش انقلابی رقم بزنند.
این بیانیه گفت: «با قدرت مبارزهمان ۲۵ شهریورماه، سالروز انقلاب زن زندگی آزادی را به روز تعطیل عمومی هر ساله خود و در فردا روز تبدیل خواهیم کرد.»
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت، شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت، ندای زنان ایران، انجمن برق و فلز کرمانشاه، نهاد دادخواهان، کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری، سندیکای نقاشان البرز و صدای مستقل کارگران گروه ملی فولاد این بیانیه را امضا کردهاند.
https://iranintl.com/202309103922
این تشکلها از مردم خواستند در ۲۵ شهریور با حضور گسترده در خیابانها، اعلام اعتصابو تجمع بر مزار مهسا ژینا امینی، «شروع دوبارهای» را در روند خیزش انقلابی رقم بزنند.
این بیانیه گفت: «با قدرت مبارزهمان ۲۵ شهریورماه، سالروز انقلاب زن زندگی آزادی را به روز تعطیل عمومی هر ساله خود و در فردا روز تبدیل خواهیم کرد.»
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت، شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت، ندای زنان ایران، انجمن برق و فلز کرمانشاه، نهاد دادخواهان، کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری، سندیکای نقاشان البرز و صدای مستقل کارگران گروه ملی فولاد این بیانیه را امضا کردهاند.
https://iranintl.com/202309103922
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در حال تهیه ...
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🚩 چرا از روابط میترسیم و چگونه با غلبه بر ترس روابط را موثر کنیم
ترس از روابط میتواند سبب شود کا افراد تنهایی را ناخواسته اختیار کنند و از عدم شرکت در مراسم اجتماعی رنج ببرند. ترس از روابط به عوامل متعددی حتی در کودکی برگردد، این عوامل میتوانند شامل نکات احتمالی زیر باشند:
🚩 ترس از آسیب دیدن: روابط می تواند منجر به آسیب شود، چه از طریق خیانت، طرد شدن یا از دست دادن. این می تواند به ویژه برای افرادی که قبلاً در روابط آسیب دیده اند صادق باشد. کودکانی که آسیب پذیری را تجربه کرده اند در بزرگسالی میتوانند از این تله رنج برده و روابط با دیگران را آسیب زا برآورد کنند.
🚩 ترس از طرد شدن: طرد شدن می تواند یک تجربه دردناک باشد و می تواند عزت نفس فرد را خدشه دار کند. ترس از طرد شدن می تواند افراد را از ورود به روابط جدید باز دارد. کودکانی که طرد شدگی را تجربه کرده اند میتواند در تله رهاشدگی خود از ورود به روابط اجتناب کنند.
🚩 ترس از صمیمیت. صمیمیت می تواند برای برخی از افراد ترسناک باشد. این می تواند به این دلیل باشد که آنها نمی خواهند آسیب پذیر باشند یا نمی خواهند به کسی نزدیک شوند.
کودکانی که صمیمیت و تعلق را تجربه نکرده اند، میتوانند در تله رها شدگی از روابط اجتناب کنند.
🚩 ترس از تعهد: تعهد می تواند یک مفهوم ترسناک باشد، به خصوص برای افرادی که به استقلال خود اهمیت می دهند. ترس از تعهد می تواند افراد را از ورود به روابط بلندمدت باز دارد. همچنین کودکانی که با والدینی که مشکل تعهد داشته و محیط خانواده را مدام متزلزل میکردند، این احساس را ایجاد کند، که رابطه ناپایدار است.
🚩 ترس از تغییر: روابط همیشه می تواند منجر به تغییر شود و تغییر می تواند سازنده و یا ترسناک باشد. این می تواند به این دلیل باشد که افراد نمی خواهند روال خود را تغییر دهند یا نمی خواهند از منطقه امن خود خارج شوند. کودکانی که تغییر آسیب زای زیادی را تجربه کرده اند از رابطه اجتناب میکنند تا از تغییر پیشگیری کنند. آنها حتی در بزرگسالی سالها در بک محیط کار و یا یک خانه میتوانند ثابت بمانند.
🚩 ترس از پذیرفته نشدن و یا کافی نبودن: ترس از پذیرفته نشدن توسط شخص دیگر میتواند باعث ترس از ورود به رابطه شود. چرا که این افراد از کودکی احساسی مشابه پذیرفته نشدن توسط والدین و یا در مدرسه توسط دوستان را تجربه میکنند و در تله طرد شدن و پذیرفته نشدن درگیر میمانند.
🚩 . احساس گناه و نگرانی از آسیب رساندن به دیگری: برخی افراد ممکن است از آسیب رساندن به دیگران در رابطه احساس گناه کنند و یا استانه تحمل آسیب پذیری آنها به قدری پایین است که از هرگونه ورود خود در روابط سهمگین میشوند. این افراد معمولا از کودکی با کوچکترین خطا توسط والدین تنبیه شده و یا والدین کاملا سخت گیری را تجربه کرده اند.
🚩 . عدم اعتماد به خود: کمبود اعتماد به خود و عدم اعتماد به تواناییهای شخصی میتواند باعث ترس از ورود به روابط شود. کودکانی که والدینی با عزت نفس و اعتماد بنفس پایین داشتند، احتمالا در الگو برداری و هویت سازی خود از این معضل برخوردار بوده و از ورود به رابطه واهمه دارند.
🚩 . استرس و فشارهای اجتماعی: استرسها و فشارهای اجتماعی میتوانند به ترس از روابط افزوده شوند، به خصوص اگر شخص دیگری انتظار داشته باشد که ما روابط خوبی داشته باشیم. توجه به نگاه و گفته های دیگران که یکی از عوامل تربیتی در دوران کودکی نیز میباشد میتواند این تله را شکل داده و رهایی از آن نیاز به بازتاب زیاد دارد.
🚩 🚩 . نگرانیهای روانی: برخی افراد ممکن است مشکلات روانی مانند اضطراب یا افسردگی داشته باشند که ترس از روابط را تشدید کند. در قسمت بعدی توضیح بیشتری در مورد مشکلات روانی خواهم داد.
🚩 🚩 . نوع شخصیت: برخی افراد به دلیل نوع شخصیتی که دارند ممکن است ترس از روابط داشته باشند. مثلاً شخصیت اجتنابی یا شخصیت خودشیفته و یا افرادی که ترجیح میدهند تنها باشند و از روابط اجتماعی کمتر لذت میبرند.
🚩 🚩 . فرهنگ و اعتقادات: مفهومها و اعتقادات فرهنگی ممکن است تأثیرگذار باشند. در برخی فرهنگها و جوامع، انتخاب رابطه و ازدواج ممکن است با فشارهای زیادی همراه باشد و افراد استانه تحمل فشار را نداشته باشند.
🚩 🚩 . نگرانی از اشتباه: برخی افراد ممکن است از انتخاب اشتباه در رابطه بترسند و این باعث میشود که مراقبتهای زیادی داشته باشند و از ورود به رابطه به خاطر تله های سختگیرانه اجتناب کنند.
ترس از روابط ممکن است به عوامل مختلفی برگردد و هر شخص ممکن است با عوامل متفاوتی روبرو شود. مهم است که این ترسها را به طور جدی مدیریت کرده و از منابع معتبری برای بازتاب خود استفاده کنیم تا به تسهیل و بهبود روابط خود و بهینه سازی کیفیت زندگی بپردازیم.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
ترس از روابط میتواند سبب شود کا افراد تنهایی را ناخواسته اختیار کنند و از عدم شرکت در مراسم اجتماعی رنج ببرند. ترس از روابط به عوامل متعددی حتی در کودکی برگردد، این عوامل میتوانند شامل نکات احتمالی زیر باشند:
کودکانی که صمیمیت و تعلق را تجربه نکرده اند، میتوانند در تله رها شدگی از روابط اجتناب کنند.
ترس از روابط ممکن است به عوامل مختلفی برگردد و هر شخص ممکن است با عوامل متفاوتی روبرو شود. مهم است که این ترسها را به طور جدی مدیریت کرده و از منابع معتبری برای بازتاب خود استفاده کنیم تا به تسهیل و بهبود روابط خود و بهینه سازی کیفیت زندگی بپردازیم.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ترس از روابط میتواند به عنوان یک ویژگی از بسیاری از اختلالات روانی و اضطرابی مشاهده شود. برخی از اختلالات روانی که ممکن است با ترس از روابط همراه باشند عبارتند از:
قابل ذکر است که این اختلالات معمولاً نیاز به تشخیص و درمان حرفهای دارند. درمان ممکن است شامل مشاوره روانشناختی، داروها، و تغییر سبک زندگی باشد. تشخیص و درمان در زمان مناسب میتواند به بهبود کیفیت زندگی فرد کمک کند.
اکنون با شناخت ترسها و اختلالات احتمالی و تله های زندگی چگونه بر ترسهای خود غلبه کنیم. چند راه کار عملی مهم:
برای غلبه بر ترس از روابط، میتوانیم این مراحل را دنبال کنیم:
اگر به خودمان زمان دهیم و متمرکز بر بهبود شخصیت و مهارتهایمان باشیم، ترس از روابط با پیگیری این راهنماها میتواند کاهش یابد و اینگونه ما به روابط سالمتری دست پیدا کنیم. با غلبه بر ترس از روابط می توانیم از تمام مزایایی که یک رابطه سالم می تواند ارائه دهد لذت ببریم.
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
روابط موثر به نوعی ارتباط بین افراد یا گروهها است که به نحوی برقراری آن به افراد و گروهها کمک میکند تا اهداف، نیازها و تعاملات خود را به بهترین شکل ممکن دنبال کنند. روابط موثر میتوانند در محیطهای مختلفی مانند کار، خانواده، دوستان، و ارتباطات اجتماعی به کار گرفته شوند. ویژگیهای روابط موثر شامل:
روابط موثر به کمک ایجاد ارتباطات مثبت و بهبود کیفیت ارتباطات انسانی و اجتماعی کمک میکنند و میتوانند در بهبود کیفیت زندگی شخصی و حرفهای تأثیر مهمی داشته باشند. از اینرو یادگیری و توسعه ابن مهارت ها خالی از آسیب است!
۳
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
1. "استراتژیهای تغییر اضطراب" (Strategies for Managing Anxiety) اثر Michelle G. Craske: این کتاب به تکنیکها و راهکارهای مختلفی برای مدیریت اضطراب میپردازد که میتوانند برای کسانی که از ترس از روابط رنج میبرند مفید باشند.
2. "اختلال اضطراب اجتماعی را متوقف کنید: راهنمای جامع برای مقابله با اضطراب اجتماعی" (Stop Avoiding Social Anxiety: A Comprehensive Guide to Facing Social Anxiety) اثر Helen Odessky: این کتاب به توصیهها و تکنیکهای متنوعی برای مواجهه با اضطراب اجتماعی و ترس از روابط میپردازد.
3. "اختلال اضطراب عمومی را شکست دهید: راهنمای عملی برای مدیریت نگرانیهای روزمره" (Break Free from Generalized Anxiety Disorder: A Practical Guide to Managing Your Worries) اثر Tamar E. Chansky: این کتاب به مفاهیم اساسی اختلال اضطراب عمومی میپردازد و راهکارهایی برای مدیریت نگرانیها و ترسهای روزمره ارائه میدهد.
4. "اختلال اضطرابی اجتماعی را غلبه کنید: راهنمای خودآموزی با CBT" (Overcoming Social Anxiety and Shyness: A Self-Help Guide Using Cognitive Behavioral Techniques) اثر Gillian Butler: این کتاب به استفاده از تکنیکهای رفتاری-شناختی (CBT) برای غلبه بر اضطراب اجتماعی میپردازد.
5. "اختلال اضطراب پس از جدایی را در کودکان و نوجوانان مدیریت کنید" (Helping Your Anxious Child: A Step-by-Step Guide for Parents) اثر Ronald M. Rapee: اگر دغدغههای و اضطراب مرتبط با جدایی در کودکان و نوجوانان دارید، این کتاب راهنمای خوبیست.
در زمینه روابط انسانی و مهارتهای ارتباطی، بسیاری از کتابهای مفید و معتبر وجود دارد. در ادامه، چند کتاب تاثیرگذار در این زمینه را معرفی میکنم:
1. "هنر گفتگوی معنا دار" (The Art of Meaningful Conversation) نوشته Judy Apps: این کتاب به بهبود مهارتهای گفتگو و ارتباط انسانی پرداخته و نکاتی برای برقراری گفتگوهای معنادار و موثر را ارائه میدهد.
2. "چگونه دوستان و تأثیرگذاران میشویم" (How to Win Friends and Influence People) نوشته Dale Carnegie: این کتاب کلاسیک در زمینه مهارتهای ارتباطی و ایجاد روابط مثبت است. نکاتی برای بهبود تعاملات انسانی ارائه میدهد.
3. "هنر مذاکره" (Getting to Yes) نوشته Roger Fisher و William Ury: این کتاب به مهارتهای مذاکره و حل اختلاف به صورت سازنده و موثر میپردازد.
4. "عاقلانه عاشق شوید" (The 5 Love Languages) نوشته Gary Chapman: این کتاب به درک عواطف و نیازهای عاطفی دیگران و چگونگی برقراری ارتباط عاطفی موثر میپردازد.
5. "هنر ارتباطات غیرکلامی" (The Definitive Book of Body Language) نوشته Allan and Barbara Pease: این کتاب به تفسیر زبان بدن و ارتباطات غیرکلامی افراد میپردازد و میتواند در درک بهتر دیگران کمک کند.
۴
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍جمع اوری نکاتی در باره اختلال دو قطبی
Bipolar Disorder (BPD) قسمت اول
▫️ بایپولار BP یا دو قطبی یک بیماری ژنتیکی ناشی از اختلال شیمیایی در مغز هست و بیشتر یک اختلال فیزیکی هست تا یک اختلال روانی.
▪️بای پولار یک طیف وسیع داره به این معنی که از بای پولار سافت soft BP دوقطبی کم اثر که زندگی معمولی دارند تا hard BP دوقطبی هایی که نیاز به مراقبت ویژه دارند.
▫️ دکتر کارتر میگن که همه ما به اندازه ای دو قطبی هستیم و رخداد اون بستگی به محیط و روابط (سیستم) ما داره.
▪️تغییر دوره ای و نوسانات خلقی مثل افسردگی (دیپرِشن) با درجات متفاوت و شیدایی (مانیک) از علایم مهم BP هستند.
▫️متاسفانه BP با شرم, برچسب های غیر معقول, مخفی نگهداشتن ان از طرف خانواده, عدم حمایت کافی, انگ زدن بر افراد با اختلال دوقطبی فشار زیادی وارد میکنه.
▪️پزشکان معتقدند که دوقطبی یک بیماری فیزیکی هست ولی چون عواقب ان مثل نوسانات خلقی, تاثیر در منطق و استدلال و تصمیم گیریها یا قضاوت موقعیت های مهم رو مختل میکنه, در ردیف بیماریهای روانی در DSM5 قرار گرفته.
▫️اختلال دوقطبی بخاطر تغییر میزان نمک لتیوم در بدن اتفاق میفته و به همین جهت علت اول ان جسمی تلقی میشه. کاهش نمک لتیوم بدن رو توکسیک میکنه و سیستم هورمونی رو تحت تاثیر قرار میده و عواقب عاطفی به همراه خواهد داشت.
▪️یک فرد BP میتونه بر اساس تست های روانشناسی کاملا سالم نشون داده بشه ولی بر اثر یک شوک یا تروما میتونه دوره های اختلالی افسردگی و شیدایی بروز کنند.
▫️بعد از وقایع PTSD (پس-ضربه های شدید عاطفی بعد از ضربه های هولناک), جنگ, مهاجرت, تجاوزهای جنسی, زندان و بیخوابی, شکنجه, خانواده و سیستم ناارام میتونن علل بروز اختلال دوقطبی بشن اگر پیش زمینه ارثی فراهم باشه.
▪️افراد دوقطبی بیمار روانی نیستند, مجنون نیستند, دیوانه نیستند بلکه مواردی مانند نوسانات و تغییرات شیمیایی و هورمونی در بدن میتونه روی خلق تاثیر بزاره و در نتیجه بروی تصمیمات منطقی و قضاوتهای موقتی تاثیر گذار میشه و اختلالات شناختی بوجود میاره.
▫️افراد دو قطبی میبایست و باید و حتما خواب منظم داشته باشند. بی خوابی و کم خوابی میتونه تا حد Delirium (روان اشفتگی) و هذیان گویی (delusional) پیش بره.
▪️در افراد BP کارکرد مغز جلوی پیشانی یا لایه پری فرونتال کورتکس در حالات شیدایی و افسردگی دچار اختلال در کار میشه و این به علت عدم فعالیت گیرنده های سروتونین که منجر به کاهش سرتونین و ترشح بالای هورمون نورادرنالین یا نوراپینفرین میشه.
▫️عده زیادی از افراد دوقطبی به مواد مخدر و الکل و همچنین قمار روی میارن (رفتار اعتیادی: خود ارامی و یا عدم قدرت تشخیص در شیدایی یا دپرشن). رقم بالایی در زندانها افراد دو قطبی هستند, چرا که در شیدایی دست به کارهای غیر منطقی و غیر اخلاقی میزنند. در دوره شیدایی تجاوزات جنسی بیشتر از معمول اتفاق میفته چون عملکرد اخلاقی و قضاوت صحیح که قسمت کورتکس فرونتال مغز مسیول هست, مختل میشه و ریسک پذیری بالا میره. همانطور که اقدام به خودکشی در دوره افسردگی در مردان بسیار جدی تر بالاست.
▪️جی کارتر و دیگران معتقدند که BP مداوا نداره. بلکه مدارا داره و باید همیشه تا پایان عمر دارو مصرف بشه.
▫️مهمترین نکته در درمان BP مدیریت داروهاست (MM)
Medication Management
چرا که این داروها نوسانات خلقی تحت تاثیر بیوشیمی بدن رو تثبیت یا stablization پایدارسازی میکنند و لایه پیشین مغزی نه وظایف اصلی خودش رو انجام میده.
▪️ یکی از طبیعت های BP حساس شدن شدید و گیر دادن به یک موضوع (تقریبا وسواسی) تا حدی که سیستم رو کلافه کنه.
▫️دکتر کارتر میگن; بعد از دایاگنوز 6000 افراد دوقطبی تقریبا در همه نقش ژنتیک (family history) مشخص بود.
▪️بهترین راه تشخیص BP یک second opinion نظر دوم هست و تشخیص افتراقی.
دکتر کارتر میگه که 60 درصد افراد BP در امریکا به اشتباه بجای افسردگی ماژور و دیگر افسردگیها دایاگنوز شدن. یکی از اثرات دارویی برای تشخیص اشتباه افسردگی بجای BP میتونه داروهای ضدافسردگی دوره های شیدایی رو شدید تر کنه و مشکل ساز بشه. به همین جهت اکثرا پی به اشتباه در دایاگنوز خودشون میبرن. افراد BP در واقع میتونن خودشون توضیحات بهتری برای نوسانات خلق خودشون بدن که باعث دایاگنوز درست بشه.
▫️مهم: چون پری فرونتال کورتکس مغز ما اخرین قسمت از مغز هست که رشد میکنه و این قسمت تاثیر بسزایی در تشخیص عوامل BPd داره, به همین دلیل تشخیص دوقطبی تا 18 سالگی پیشنهاد نمیشه.
▪️دو قطبی شباهت فراوان به ADHD داره و به همین جهت در دایاگنوزها مهم هست که ADHD در بزرگسالان با دوقطبی اشتباه دایاگنوز نشه.
ادامه دارد...
تهیه از منابع متفاوت: ستودگان
@thinkpluswithus
Bipolar Disorder (BPD) قسمت اول
▫️ بایپولار BP یا دو قطبی یک بیماری ژنتیکی ناشی از اختلال شیمیایی در مغز هست و بیشتر یک اختلال فیزیکی هست تا یک اختلال روانی.
▪️بای پولار یک طیف وسیع داره به این معنی که از بای پولار سافت soft BP دوقطبی کم اثر که زندگی معمولی دارند تا hard BP دوقطبی هایی که نیاز به مراقبت ویژه دارند.
▫️ دکتر کارتر میگن که همه ما به اندازه ای دو قطبی هستیم و رخداد اون بستگی به محیط و روابط (سیستم) ما داره.
▪️تغییر دوره ای و نوسانات خلقی مثل افسردگی (دیپرِشن) با درجات متفاوت و شیدایی (مانیک) از علایم مهم BP هستند.
▫️متاسفانه BP با شرم, برچسب های غیر معقول, مخفی نگهداشتن ان از طرف خانواده, عدم حمایت کافی, انگ زدن بر افراد با اختلال دوقطبی فشار زیادی وارد میکنه.
▪️پزشکان معتقدند که دوقطبی یک بیماری فیزیکی هست ولی چون عواقب ان مثل نوسانات خلقی, تاثیر در منطق و استدلال و تصمیم گیریها یا قضاوت موقعیت های مهم رو مختل میکنه, در ردیف بیماریهای روانی در DSM5 قرار گرفته.
▫️اختلال دوقطبی بخاطر تغییر میزان نمک لتیوم در بدن اتفاق میفته و به همین جهت علت اول ان جسمی تلقی میشه. کاهش نمک لتیوم بدن رو توکسیک میکنه و سیستم هورمونی رو تحت تاثیر قرار میده و عواقب عاطفی به همراه خواهد داشت.
▪️یک فرد BP میتونه بر اساس تست های روانشناسی کاملا سالم نشون داده بشه ولی بر اثر یک شوک یا تروما میتونه دوره های اختلالی افسردگی و شیدایی بروز کنند.
▫️بعد از وقایع PTSD (پس-ضربه های شدید عاطفی بعد از ضربه های هولناک), جنگ, مهاجرت, تجاوزهای جنسی, زندان و بیخوابی, شکنجه, خانواده و سیستم ناارام میتونن علل بروز اختلال دوقطبی بشن اگر پیش زمینه ارثی فراهم باشه.
▪️افراد دوقطبی بیمار روانی نیستند, مجنون نیستند, دیوانه نیستند بلکه مواردی مانند نوسانات و تغییرات شیمیایی و هورمونی در بدن میتونه روی خلق تاثیر بزاره و در نتیجه بروی تصمیمات منطقی و قضاوتهای موقتی تاثیر گذار میشه و اختلالات شناختی بوجود میاره.
▫️افراد دو قطبی میبایست و باید و حتما خواب منظم داشته باشند. بی خوابی و کم خوابی میتونه تا حد Delirium (روان اشفتگی) و هذیان گویی (delusional) پیش بره.
▪️در افراد BP کارکرد مغز جلوی پیشانی یا لایه پری فرونتال کورتکس در حالات شیدایی و افسردگی دچار اختلال در کار میشه و این به علت عدم فعالیت گیرنده های سروتونین که منجر به کاهش سرتونین و ترشح بالای هورمون نورادرنالین یا نوراپینفرین میشه.
▫️عده زیادی از افراد دوقطبی به مواد مخدر و الکل و همچنین قمار روی میارن (رفتار اعتیادی: خود ارامی و یا عدم قدرت تشخیص در شیدایی یا دپرشن). رقم بالایی در زندانها افراد دو قطبی هستند, چرا که در شیدایی دست به کارهای غیر منطقی و غیر اخلاقی میزنند. در دوره شیدایی تجاوزات جنسی بیشتر از معمول اتفاق میفته چون عملکرد اخلاقی و قضاوت صحیح که قسمت کورتکس فرونتال مغز مسیول هست, مختل میشه و ریسک پذیری بالا میره. همانطور که اقدام به خودکشی در دوره افسردگی در مردان بسیار جدی تر بالاست.
▪️جی کارتر و دیگران معتقدند که BP مداوا نداره. بلکه مدارا داره و باید همیشه تا پایان عمر دارو مصرف بشه.
▫️مهمترین نکته در درمان BP مدیریت داروهاست (MM)
Medication Management
چرا که این داروها نوسانات خلقی تحت تاثیر بیوشیمی بدن رو تثبیت یا stablization پایدارسازی میکنند و لایه پیشین مغزی نه وظایف اصلی خودش رو انجام میده.
▪️ یکی از طبیعت های BP حساس شدن شدید و گیر دادن به یک موضوع (تقریبا وسواسی) تا حدی که سیستم رو کلافه کنه.
▫️دکتر کارتر میگن; بعد از دایاگنوز 6000 افراد دوقطبی تقریبا در همه نقش ژنتیک (family history) مشخص بود.
▪️بهترین راه تشخیص BP یک second opinion نظر دوم هست و تشخیص افتراقی.
دکتر کارتر میگه که 60 درصد افراد BP در امریکا به اشتباه بجای افسردگی ماژور و دیگر افسردگیها دایاگنوز شدن. یکی از اثرات دارویی برای تشخیص اشتباه افسردگی بجای BP میتونه داروهای ضدافسردگی دوره های شیدایی رو شدید تر کنه و مشکل ساز بشه. به همین جهت اکثرا پی به اشتباه در دایاگنوز خودشون میبرن. افراد BP در واقع میتونن خودشون توضیحات بهتری برای نوسانات خلق خودشون بدن که باعث دایاگنوز درست بشه.
▫️مهم: چون پری فرونتال کورتکس مغز ما اخرین قسمت از مغز هست که رشد میکنه و این قسمت تاثیر بسزایی در تشخیص عوامل BPd داره, به همین دلیل تشخیص دوقطبی تا 18 سالگی پیشنهاد نمیشه.
▪️دو قطبی شباهت فراوان به ADHD داره و به همین جهت در دایاگنوزها مهم هست که ADHD در بزرگسالان با دوقطبی اشتباه دایاگنوز نشه.
ادامه دارد...
تهیه از منابع متفاوت: ستودگان
@thinkpluswithus