Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
🔷 8) غلبه بر حسادت: 7 نکته ساده

چند نکته در مورد نحوه مبارزه با حسادت جدی:

🔺 1. حسادت را در آغوش بگیریم و بپذیریم

تو حسودی - پس چی؟ همه این احساس را می شناسند. وقت آن است که آن را بپذیریم، زیرا این بخشی از وجود ماست. از بین بردن این احساس همچنین به معنای نفی خود (با تمام ضعف ها و معایب) است - یک اشتباه بزرگ در نفی این احساس. چون چیزی که نیست نیازی به توجه ندارد، پس اول باید قبول کنیم که مشکل داریم.

🔺 2. آرامش خود را حفظ کنیم

اگر دلیل خاصی برای احساس حسادت ما وجود دارد، رفتار ما باید این گونه باشد که به خود بگوییم: آرام باش! نه تنها هیچ نتیجه مفیدی با یک واکنش و درگیری کوتاه و خشن به دست نیامده بلکه برعکس در حفظ ارامش ما رمز کار نهفته است، در تب و تاب و عصبی بودن چیزهایی گفته می شود که نمی توان آنها را پس گرفت و بعداً پشیمان می شویم.

🔺 3. حواس خود را پرت کنیم

معمولا توصیه می شود که به این احساس توجه کنیم، در مورد حسادت دقیقا برعکس است: در موقعیت حاد حسادت باید حواس خود را پرت کنیم, در غیر این صورت در دام نشخوار فکری می افتیم و این کار ما را بیشتر عصبانی و حسود می کند. ورزش کنیم، مراقبه کنیم، با دوستان ملاقات کنیم - نکته اصلی این است که بتوانیم به چیزهای دیگری فکر کنیم که سبب بهبودی حال ما میشود.

🔺 4. به موقعیت موجود فکر کنیم

وقتی از نظر احساسی تخلیه می شویم، موقعیت را واضح تر می بینیم. میبینیم شاید که دلایل حسادت ما چیست؟ آیا واقعاً چیزی تغییر کرده است (مثلاً اخیراً همسر ما دائماً اضافه کاری می کند، سبک جدیدی در رفتارش شروع کرده)؟ یا حسادت ما صرفا بر اساس تخیل ماست؟ دو نکته بعدی به ابن سوال پاسخ میدهند.

🔺 5. نقاط قوت خود را بشناسیم

خیلی پیش پا افتاده شاید به نظر بیاید اما: اگر متوجه شدیم که احساس بی کفایتی ما باعث شده دوباره احساس بدی داشته باشیم، باید فوراً روی آن کار کنیم - مثلا تکنیک آینه. صرف نظر از اینکه در چه سطحی از رابطه همسر ما یا دوستی حسادت می کنیم: به نقاط قوت خود فکر کنیم و به انها آگاه شویم. فکر کنیم فقط که چه دلایل مثبتی وجود دارد که دیگران می خواهند با ما دوست شوند یا چرا دیگران از ما تمجید میکنند. پس ما نیز نقلط مثبت زیادی داریم.

🔺 6. راه گفتگو را پیدا کنیم

با این حال، اگر بارها و بارها مچ همسر/دوست/همکارمان را در حال دروغ گفتن گرفته ایم، چیزی از تعادل خارج شده و رابطه و اعتماد ما مختل شده باز هم دنبال گفتگو باشیم. اگر تمام نادیده گرفتن ها دیگر کمکی نمی کند، پس به گفتگو نیاز است, آنچه را که متوجه شده ایم و چه احساسی در ما ایجاد می کند را واضح به شخص مقابل بگوییم, میتواند گاهی رابطه را نجات داده و حسادت را کاهش دهد.

🔺7. کمک بگیریم

اگر حسادت به طور خاصی در ما بولد شده باشد، نمی توان از کمک و مشاوره اجتناب کرد. اگر عزت نفس ما نزول قوی ای داشته باشد، معمولاً دلایل آن در اعماق کودکی ما پنهان است. در این صورت هیچ شریکی نمی تواند ما را "نجات دهد"، اما با کمک یک روان درمانگر می توانیم تغییرات طولانی مدت را در ادراک و رفتار خود ایجاد کنیم و در نتیجه آشفتگی عاطفی را برطرف کنیم. حتی اگر حسادت موجه باشد، کمک درمانی می تواند مفید باشد، مثلاً در قالب یک زوج درمانی.

🔷 9. چگونه با حسادت شریک زندگی مقابله کنیم؟

متأسفانه، حسادت در وجود شخص پس از ریشه دواندن به سختی قابل برگشت است. این فقط به این دلیل است که حسادت به ندرت به مناسبت یا شخص خاصی مربوط می شود، بلکه عمدتا به عزت نفس فرد مربوط است.

به محض اینکه با حسادت مواجه شدیم، مهم است که هوشیار باشیم. اول از همه، با خود انتقادی از خود بپرسیم که آیا ممکن است با رفتار خود دلیلی برای این حسادت ارائه کرده باشیم. در این صورت می توانیم از دیگری عذرخواهی کنیم، اوضاع را اصلاح کنیم و رفتار خود را بعد از بازتاب اصلاح کنیم.

با این حال، اگر حسادت ناموجه است، نباید اجازه دهیم ما را محدود و محکوم کنند. فکر کنیم که ما اصلا کار اشتباهی نکرده ایم و اقدامات، انگیزه خود را توضیح دهیم و تاکید کنیم که این نه مخفی کاریست و نه اشتباه در رفتار. در حالت ایده آل، یک بار دیگر به همسرمان یا دوستمان و همکارمان میتوانیم بگوییم که او را چقدر دوست داریم و به طور کامل از رابطه و صمیمیت مان حمایت می کنیم.

به طور کلی، اگر از حسادت همیشگی شریکمان رنج می بریم, باید علت رفتار خودمان را شفاف توضیح دهیم (نه توجیه کنیم!). زمانی که زندگی مشترک بیشتر یادآور زندان است تا زندگی، ستون روابط زیر فشار حسادت به لرزه میفتند و خصومت ها بر لحظات خوب زندکی سایه می اندازند. پس اگاه باشیم و کمک به موقع را از خود و سیستم دریغ نکنیم.



4/6

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
🔷 10) حسادت در محل کار: چه باید کرد؟

یک معیار دیگر در روابط حسادت در محل کار است. آیا همکار ما ارتباط بهتری با CEO دارد و همیشه پروژه های جذاب تری دریافت می کند؟ ایا دوستان بیشتری دارد و محبوبتر است؟ حسادت و رقابت تا حدی برای پیشرفت و ساختن ما طبیعی است وحتی به شکل گیری فضای کاری و رقابت سالم کمک می کند. از یک طرف، این می تواند در مورد تماس های اجتماعی باشد یا پروژه های کاری:

به عنوان مثال، اگر با زحمت فراوان یک شبکه حرفه ای ایجاد کرده ایم، شاید حتی دوستانی خوبی پیدا کرده ایم و یا با رئیس ارتباط خوب برقرار کرده ایم و سپس همکار دیگری می آید و در طول تعطیلات ما با رئیس صحبت می کند، یا دوست خوب ما را در محل کار از ما میگیرد در طول زمان احساس ناامنی به ما میدهد و احساس میکنیم که دیگران را از ما دور میکند. اینحاست که شاید حسادت بروز کند.

از سوی دیگر، حسادت در محل کار را می‌توان با ترس واقعی از دست دادن کار یا انگیره به پروژه ای و یا ترس وجودی از دست دادن دوستان و یا موقعیت خاصی مشخص کرد.

چنین فردی که با این چالش ها در محل کار روبرو هست به عنوان یک کارمند و هم به عنوان یک فرد احساس می کند که کم ارزش شده است. در درازمدت، افزایش خشم، ناامیدی و استرس می‌تواند عواقب جدی مانند اختلالات خواب و burn out و سایر واکنش‌های سایکو سوماتیک یا رواتنی به همراه داشته باشد.

👈ویژگی های حسادت در محل کار

در محل کار کمی متفاوت از روابط شخصی است، اما چند نشانه وجود دارد که می تواند نشانه های قوی حسادت در محل کار باشد، هم در مورد خودمان و هم در سایر همکاران:

👈ترس از دست دادن کار

اگر احساس بیرون رانده شدن از موقعیت کاری وجود داشته باشد - به عنوان مثال توسط یک همکار جدید - به خودی خود نشان می دهد که ما به این شخص حسادت خواهیم کرد.

👈 دلمان نمیخواهد همکاری موفق شود

یک همکار پروژه مهمی را به سمت موفقیت هدایت می کند و از رییس تمجید زیادی دریافت می کند. اگر متوجه شدیم که از موفقیت همکارمان ناراضی هستیم و ترجیح می دهیم خودمان به جای او باشیم، این نشان دهنده حسادت ماست.

👈 احساس فشار در مرکز قرار گرفتن

افراد حسود تمایل دارند به روش های دیگری به دنبال توجه ای باشند که نیاز دارند. آیا متوجه شده اید که کمی برای در کانون توجه‌ها بودن, انرژی صرف می کنیم یا به شدت برای جلب توجه رئیس مبارزه می‌کنیم؟ این می تواند نشان دهنده حسادت در محل کار باشد.

👈 به دنبال تایید شدن

درست است بازخورد مهم است، اما اگر فقط به دنبال دریافت بازخورد مثبت در مورد هر چیز کوچکی از رئیس یا سایر همکاران خود باشیم تا شک و تردید خود را تحت کنترل بگیریم، باید مراقب این رفتار باشیم. چنین نگرشی به سرعت منجر به حسادت همکاران ما می شود.

از اینرو در محل کار باید اگاهانه با این مسیله برخورد کنیم چرا که مراجعین زیادی از اینرو شغل مورد علاقه خود را در سطوح متفاوت از دست داده اند و در استیصال بدنبال راه چاره و خود درمانی بوده اند که فایده زیادی نداشت. گاهی با کمک های حرفه ای زودتر به مقصد میرسیم. در هر صورت تغییر نیاز است.

5/6

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
🔷 🔑 نکات مهم برای روش صحیح مقابله با حسادت و شک و تردید در محل کار

بسیاری از افراد می توانند خودشان قضاوت کنند که آیا مستعد حسادت هستند یا خیر. با این حال، این درک به تنهایی کافی نیست، زیرا فقط دانستن حسادت ما کمکی به غلبه بر آن نمی کند.

برای کنترل رفتاری مانند حسادت، باید علأ ان را شناسایی و از بین برد - این معمولاً ربطی به همکاران، رئیس، دوستان یا حتی خانواده ما ندارد، هرکسی که می خواهد بر حسادت خود غلبه کند، باید از خودش شروع کند.

فقط کسانی که با خودشان در صلح هستند می توانند حسادت را کنار بگذارند و بپذیرند که اگر کسی در برخی زمینه ها بهتر از ما باشد، کاملاً اوکی هست و این حق را نیز دارد.

👀 این نکات می تواند به ما در غلبه بر حسادت کمک کند
:

🔑 افزایش اعتماد به نفس

اعتماد به نفس قوی شاید بهترین محافظ در برابر حسادت باشد. علت بسیار ساده است: هرکسی که فکر می‌کند خودش مهارت کافی ندارد یا به‌اندازه کافی خوب نیست، همیشه با ترس از پیشی گرفتن دیگران مواجه می‌شود و این حسادت برانگیز است و قابل درک.

برای خیلی از ما ها سخت است، اما لازم است که یاد بگیریم تا به توانایی های خود اعتماد کنیم و قدردان آن باشیم. خود را همانگونه که هستیم بپذیریم و خود را مستقل از تایید دیگران براورد کنیم. خود را آگاه کنیم که دستاوردهای زیادی کسب کرده ایم و به اندازه کافی خوب هستیم - صرف نظر از اینکه آیا کسی از بیرون ما را تأیید می کند یا خیر.

🔑 روی نقاط قوت خود تمرکز کنیم

قرار دادن دیگران و مثلا همکاران خود بر روی یک پایه خیالی یا توهم در قیاس با خود در مقامی والاتر، و تنها دیدن دستاوردهای آنها و پنهان کردن و ندیدن دستاورده های خود منجر به حسادت می شود. البته باید با عملکرد خوب و موفقیت دیگران بازخورد مثبت کنیم، اما همیشه به نقاط قوت خود نیز فکر کنیم و واقف باشیم. متأسفانه، دیدن جنبه های خوب دیگران - و در عین حال نادیده گرفتن جنبه های مثبت خود - بسیار آسان و حسادت برانگیز و مخرب است. خروس همسایه غاز است!

مدام به خود یادآوری کنیم که در چه زمینه هایی به طور خاص خوب هستیم. همکاران کجا از ما راهنمایی می خواهند؟ چه زمانی رئیس به نظر و دانش ما علاقه خاصی دارد؟ به جای اینکه فقط به اینکه دیگران در چه جایگاهی برتری دارند فکر کنیم، شایستگی های خود را به خود یادآوری کنیم.

🔑 کمتر نگران اشتباهات باشیم

به خصوص در محل کار، ما معمولاً در مقایسه با همکارانمان در مورد عملکرد خود بسیار فکر می کنیم. با هر اشتباهی که خودمان مرتکب می شویم, ترس جا ماندن از کار و عقب افتادن و یا ناکافی بودن و یا جانشین شدن توسط دیگری بیشتر می شود.

با این حال، به طور مرتب فراموش می شود که اشتباه کردن مهم نیست بلکه از اشتباه اموختن و تجربه کسب کردن مهم هست که خود بخشی از فرهنگ برخورد و پذیرش اشتباه میباشد. والدین با معیارهای سخت گیرانه معمولا به فرزندان این هدیه نامبارک را میدهند که اشتباه خود را نبخشیده و زندگی را بر خود سخت بگیرند . اینها اغلب برای دستیابی به بهترین نتیجه ممکن در پایان کاملاً هیستریک برخورد میکنند - چیزی شبیه کمال گرایی افراطی.

به همکارانی که اشتباهات کمتری مرتکب می شوند، حسادت نکنیم. در عوض، بر یادگیری خود تمرکز کنیم. به یاد داشته باشیم، لازم نیست همیشه بهترین و بی عیب و نقص باشیم. ما نمی توانیم از هر شخصی که با او خود را مقایسه میکنیم جلوتر باشیم، اما این دلیل نمی شود که به شخص دیگری حسادت کنیم - توانایی ها در افراد متفاوت هستند.

🔑 اعتماد بیشتر


حسادت اغلب به این دلیل به وجود می آید که فرد معتقد است که رئیس با همکار بهتر رفتار می کند یا آنها را به دلیل توانایی هایشان ترجیح می دهد. همراه با ترس از دست دادن شغل، این به یک مشکل بزرگ تبدیل می شود که فضای کار را خراب می کند و همکاری سازنده در محیط کار را برای همه غیرممکن می کند.

با این مثال حسادت در محل کار معمولا به این معنی است که ما به رئیس خود اعتماد نداریم - همانطور که بیانگر عدم اعتماد به شریک زندگی ما در یک رابطه است.

سعی نکنیم این اعتماد را از دست بدهیم، بلکه آگاهانه روی خود کار کنیم. یک گفتگو و شفاف‌ سازی همچنین می‌تواند به درک این نکته کمک کند که ما رفتاری را در حسادت خود می‌بینیم یا تفسیر می‌کنیم که اصلاً منظور رئیس آن نبوده است.

حسادت تا اندازه ای میتواند انگیزه ساز بوده و در رقابت سالم محصولی مثبت داشته باشد چرا که ذاتی و طبیعی است اما اگر از کنترل شخص خارج شود به همان نسبت مخرب و مضر تا حد پاتولوژیک و ویران کننده روابط پیش خواهد رفت.

پیشنهاد کارشناسی من این است که زمان زیادی برای خود درمانی صرف نکنید و با راهنمایی حرفه ای سریعتر به مقصد برسید.

پایان

دکتر موریس ستودگان

#حسادت



6/6

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
راهی برای خروج از فرسودگی شدید🪫🪫🪫🪫🪫

منبع؛ اکونومیست
برگردان؛ دکتر موریس ستودگان

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
❗️❗️چگونه از فرسودگی روانی یا burn 🔥 out رها شویم؟

منبع؛ اکونومیست
برگردان: دکتر موریس ستودگان

یکی از بیماران من به نام الیوت به تازگی هفته‌ای از کار سخت و پرفشار خود به عنوان یک پزشک عمومی استراحت گرفت. او احساس فرسودگی شدید میکرد و به شدت به استراحت نیاز داشت. برنامه‌ای که که به او پیشنهاد شد، شامل دیر بیدار شدن از خواب، خواندن یک رمان، پیاده‌روی‌های آرام و شاید تماشای سریال "بازی تاج و تخت" بود. اما به نحوی به جای انجام این کارها، خود را با موزه‌های هنری کنسرت‌ها، تئاتر، دیدارها با دوستان در بارها و رستوران‌های جدید و جالب مشغول کرد!  سپس مسائلی مانند تمرین در باشگاه و دوره‌های زبان اسپانیایی و مونتاژ مبلمان تاخیری نیز در این برنامه قرار گرفت.

در جلسه‌های هفتگی دوباره‌ای او، او شک کرد که آیا نباید کمی کمتر برای بهبودش تلاش کند. او همچنان همچون قبل خیلی خسته و فرسوده بود. دوستان او در فیس‌بوک و توییتر شوخی می‌کردند که همه این‌ها شبیه به کار سخت‌تر از کار حرفه ای به نظر می‌آید. "در حال تلاش برای درک این هستم که چگونه توانستم این همه کار را انجام دهم در حالی که نمی‌خواستم چیزی انجام دهم. به نحوی انجام کاری به جای انجام هیچ کاری به نظر می‌آید. یعنی چگونه می‌توانید فقط... هیچ کاری انجام ندهید؟!"

وقتی الیوت اعتراف می‌کند که نمی‌تواند فقط هیچ کاری انجام ندهد، وی از دیدگاه فرهنگی نگاه می‌کند و ارزیابی می‌کند که خود را از زاویه‌ای که به هر نوع بی‌فعالیتی نگاه منفی دارد، می‌بیند و ارزیابی می‌کند. زیرا او همواره خود را در مورد اینکه آیا کافی فعال یا پروداکتیو است یا خیر، مورد انتقاد قرار می‌دهد، او احساس شرم می‌کند زمانی که خود را در این زمینه کمتر از حد لازم ارزیابی می‌کند. اما این وضعیت او را همزمان خیلی خسته از کار می‌کند و امکان استراحت ندارد.

[ این پدیده فعالیت بیش از حد در بسیاری از افراد با زندگی پر سترس وجود دارد، شاید به نوعی اعتیاد به کورتیزول حاصل از سترس باشد. (ستودگان) ]

#burn_out

1

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
همانطور که در مقاله‌ام برای شماره‌های آگوست/سپتامبر مجله "1843" توضیح داده‌ام، این موضوع مسأله اصلی افرادی است که با 🔥 burn out روبرو هستند: احساس خستگی روانی و فرسودگی شدید به همراه یک جبر عصبی برای ادامه کارهای دوگانه و متفاوت که انسان را در مواجهه با آن در دشواری بسیار بزرگی قرار می‌دهد. burn out شامل از دست دادن توانایی برای استراحت است و یا اینکه "فقط انجام ندادن هیچ کاری" ممکن نیست. این حس افراد را از لذت‌های عادی - خواب، حمام‌های طولانی، پیاده‌روی‌ها، ناهارهای طولانی، گفتگوی بی‌هدف - که آرامش و خوشی را ایجاد می‌کنند، باز می‌دارد. توصیه به انجام فعالیت‌های آرامش‌بخش یکباره به کسی که شاکیست که تنها چیزی که نمی‌تواند انجام دهد_ استراحت کردن مطلق است - ممکن است حتی به ضرر او باشد.

پس چه چیزی برای بازیابی توانایی انجام کارهای کم یا محدود لازم است؟ در این نقطه زمانی ممکن است انتظار داشته باشیم که به عنوان یک راه‌حل فوری به روان‌ درمانی بپردازیم. اما روان‌ درمانی اغلب نیازمند، خواست شخص، زمان و هزینه بیشتر و اموشی زیاد است. همچنین برای همه به یک اندازه موثر نیست. (یک حقیقت اساسی درباره همه روش‌های درمانی، بدنی یا روانی).

در موارد کمتر شدید فرسودگی ها، اغلب مشکلات فرسودگی زای عصبی بیشتر از مشکلات کاری توسط واقعیات زندگی (فوت عزیزان، طلاق، تغییرات در وضعیت مالی و غیره) و همچنین نیازهای شخص است. در چنین مواردی، اولین راه‌حل ممکن است راه‌حل‌های بیرونی در سیستم مفید تر باشد - مانند کم کردن ساعات کاری تا حداقل ممکن، اختصاص بیشتری از زمان به استراحت یا به تمریناتی مانند یوگا و مراقبه. این به اندازه راه‌یابی راه‌حل به عنوان خود راه‌حل مهم است. فقط گوش دادن و توجه به نیازهای خود درونی به جای تقاضاهای دنیای بیرون می‌تواند تأثیر متحول کننده ای داشته باشد.

اما اینگونه راه‌حل‌ها برای عده ای از افراد به عنوان یک راه حل عملی و روان‌شناسانه غیرممکن به نظر می‌آید. در عمل به این معنا که بسیاری از ما در بخش‌هایی استخدام شده‌ایم که از ما ساعات زیاد کاری و تعهد بی‌پایانی خواسته می‌شود؛ و در جنبه روان‌شناسانه به این معناست که کاهش ساعات کاری و خارج شدن از سطوح بالای بازی، احتمالاً به جای کاهش اضطراب در فردی که به شدت متعهد به دستیابی به بیشتر هست، اضطراب بیشتری ایجاد می‌کند.

پس اگر چه روش‌های زیادی برای کمک به ما برای استراحت وجود دارد، اما مسأله burn out دقیقاً این است که نمی‌توانید به خودتان کمک کرده تا استراحت کنید. در مواردی که burn out ریشه‌های روانی دارد، ممکن است روان‌کاوی بتواند به شما کمک کند.

[نقطه مخالف این پدیده فرسودگی روانی و خستگی شدید یا burn out می‌تواند سررفتگی شدید حوصله یا bored out باشد! سندرم بی حوصلگی یک اختلال روانشناختی است که باعث بیماری جسمی می شود که عمدتاً ناشی از کم کاری ذهنی در محل کار به دلیل نداشتن حجم کار کمی یا کیفی کافی است. یکی از دلایل این اختلال می تواند این باشد که شرح شغل اولیه با کار واقعی مطابقت ندارد. ستودگان]

#burn_out

2

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
نویسنده مطلب دو راه برای مقابله با احساس فرسودگی شدید یا  burn out ارائه می‌دهد.

راه اول درمان به "شکل" آن همانند سوخت سوزی اشاره دارد. فرسودگی شدید یا خستگی عصبی افراد به دلیل اسارت ذهنی به یک فهرست بی‌پایان از وظایف کوتاه و بلند مدت است که در ذهن انها به سترس و فشار تبدیل می‌شود. در جلسات روان‌درمانی، ما نشسته یا دراز کشیده و بدون برنامه خاصی شروع به صحبت می‌کنیم و به ذهن خود اجازه می‌دهیم که به هر جا که می‌خواهد برود. در بخش‌هایی از جلسه ممکن است سکوت کنیم و ارزش اینکه فقط با درمانگر باشیم و بدون اینکه مجبور شویم خود را توجیه یا توضیح دهیم، به ما می‌آموزد که آنروز "روز بدون هدف" نامیده می‌شود.

راه دوم مربوط به "محتوای" روان‌درمانیست. صحبت کردن با یک روان‌پزشک و روانشناس می‌تواند به ما کمک کند تا عناصری را در تاریخچه و شخصیت خود کشف کنیم که ما را به مشکلات خاصی مانند burn out آسیب‌پذیر می‌کنند. در این متن توضیح داده شده که چگونه دو بیمار از کودکی ارتباطی میان ارزش و اهمیت خود با سطح دستاوردهای خود برقرار می کنند. تحت فشار مداوم از درون که "بهترین خود باشیم"، آن‌ها ممکن است احساس خالی بودن و یا همان فرسودگی و خستگی شدید burn out  کنند زمانی که حتماً احساس کنند که نتوانسته‌اند به این تصویر ایده ال خود  پایبند بمانند.

#burn_out

3

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
این متن همچنین در مورد تأثیر تجربیات کودکی بر نگرش فرد به زمان و کار مطالبه‌ای است. در مورد الیوت، تجربیات کودکی او نشان می‌دهد که او به طور مکرر به ایده "عدم انجام کاری" عکس‌العمل نشان داده است. حتی تا امروز، وقتی به سن پیری نزدیک می‌شود، الیوت هیچوقت نمی‌تواند تصور کند که والدینش در حال خلوت کردن، خواندن یا تماشای تلویزیون باشند. او به یاد دارد که وعده‌های خانوادگی به سرعت پا می‌گرفتند، با یکی یا هر دو والدین که همیشه عجله داشتند تا به یک کاری یا قرار دیگری بروند. زندگی او نیز با تکالیف مدرسه و دروس فرهنگی فوق‌برنامه پر بود و هر زمان که تنبیه‌هایی از هر دو والدین برای تنبلی او صادر می‌شد، توبیخ می‌شد. او می‌گوید: "آنها به طور اجباری فعال بودند و من احساس می‌کردم که خرج زمان کردن تنبلی است. می‌توانید تصور کنید که نشیمن‌های صندلی‌های آن‌ها تنظیم شده‌اند تا اگر بیش از ده دقیقه روی آنها بنشینند، یک شوک الکتریکی به آنها تزریق کند تا برخیزند." حالا او به تازگی شروع به پرسش از خود و والدین خود کرده است که چرا اینگونه هستند و چرا برای ذهن آنها حتی استراحت کردن به مدتی برابر با "ضایع کردن" زمان است.

این نگاه به زندگی و زمان می‌تواند به ما به چالش کشیدن عادات بی‌اندیشه کاری و مفاهیم ما در مورد استفاده "موثر" از زمان کمک کند. این تشویق کننده است و به ما انگیره می‌دهد که در مورد نوع زندگی‌ای که ارزش زندگی کردن را دارد فکر کنیم، به جای اینکه فقط زندگی کنیم با تصور اینکه زندگی می کنبم چون مجبور به آن هستیم.

#burn_out

4

@thinkpluswithus
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اضطراب تنها احساسی است که فریبنده نیست .

ژک لکان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
قسمت اول: در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و پروفسور دکتر Rainer Sachse

همیشه و دوباره ما در زندگی روزمره خود را توسط دیگران تحت تاثیر میگزاریم، یا به ما دستور میدهند و یا حتی از ما سو استفاده میکنند. ولی در قبال این رفتار اخاذی احساسی توسط همسر مان و یا دوستان مان و فامیل و حتی در محل کار میتوانیم مرزها را بشناسیم؛ طوریکه مکانیزم های روانشناسی که پشت این رفتارها مخفی هستند را بشناسیم و علایم خطری که از درونمان به ما هشدار میدهد را جدی بگیریم.
همکارم به من میگوید؛ تو بسیار عالی اینکار را انجام میدهی، بهتر از من. خودش میرود و من باید ساعتها تنها انکار را تمام کنم: سواستفاده و تاثیرگذاری.
این احساس که از دیگران مورد سو استفاده قرار بگیریم اکثر ما خوب میشناسیم. نباید حتما یک اتفاق بزرگ باشد و اینگونه اخاذی ها روزانه در زندگی ما از نزدیکان مان صورت میگیرد. پروفسور راینر ساشه از دانشگاه رور در بوخوم آلمان میگوید، تاثیر گذاری از آنجایی شروع میشود که همسرتان سعی میکند با ناز و عشوه شما را مجبور کند امشب منزل بمانید و با دوستانتان ملاقات نکنید‌. و یا خیلی ناراحت و رنجیده میشود اگر او را تنها بگذارید و یا کمی دیرتر بیایید. اینگونه از شما اخاذی میکند.
و یا دوستی که به شما قول میدهد سر ساعت بیاید و به هر علتی نمی تواند سر وقت حاضر شود. و وقتی میرسد با داستانهای مشابه سعی میکند حتی حس ترحم شما را جلب کند در صورتیکه شما خشمگین هستید. ولی با تمام قوا سعی میکند که بروی شما تاثیر بگذارد و به خشم شما ارزشی ندهد. همه ما اینگونه موقعیت ها را میشناسیم‌.
خوب است که نگاهی بکنیم به زندگی روزمره ما که چه کسانی سعی در دستکاری در احساس ما دارند. چرا من؟
در واقع افراد تاثیر گذار دقیقا ما را به نقطه ای هدایت میکنند که خلاف نظر ماست و یا قبل از مدت کوتاهی گونه ای دیگر فکر میکردیم و در قبال این افراد کلمات کافی برای دفاع از خود نداریم.
درست در این موقعیت که احساس میکنیم که احساس ما نادیده گرفته میشود، مداخله نیاز است. و باید در این میان با یک STOP مدافع احساسمان باشیم و اجازه ندهیم یک بار دیگر مورد استفاده قرار بگیریم؛ پروفسور زاکسه میگوید.

برای مثال اگر همسرمان نمی خواهد که ما شب دوستان مان را ملاقات کنیم و اول با ناز و مهربانی سعی بر تاثیر گذاری دارد ولی بعد از اینکه شما قبول نمی کنید و کار به ناراحتی، گریه، صدای بلند و حتی احساس گناه دادن میکشد، دیگر این اخاذی سمی شده است. و باید حتما طرحواره ها را شناخت و به دنبال درمان بود‌، پروفسور زاکسه میگوید. اینگونه رفتارها دراز مدت به مشکلات بزرگی تبدیل خواهد شد که به بازی قدرت ختم خواهد گردید. اینجا لازم است مرزها مشخص گردد.

👈حال چه کنیم؟ سه قدم موثر برای مقابله با اخاذی احساسی


ادامه در قسمت دوم...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
قسمت دوم: در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸مقابله با اخاذی

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و پروفسور راینر زاکسه

👈 سه قدم موثر برای مقابله با اخاذی احساسی

🔻۱. مرز بین محبت و تاثیرگذاری بسیار نزدیک است. الکساندرا بیلکه از انستیتو شولتز فن تون Schulz von Thun میگوید؛ فهمیدن مکانیزم احساسی خودش قدم بزرگی در رابطه هاست. درک اینکه هدف شخص مقابل محصور کردن است و احساس خود را جدی بگیریم. وقتی احساس نارضایتی و ناراحتی میکنیم و یا حس میکنیم شخص مقابل احساس ما را جدی تلقی نمیکند و فقط هدف خود را دنبال میکند یک نشانه از اخاذی احساسی میباشد. احساس های خودمان را باید خوب بشناسیم و اگر احساس میکنیم که حرف های گفته شده تکراری و آشناست و اکثرا در چنین مواردی بکار گرفته میشود، زنگ خطر برای ما میباشد.
خانم بیلکه میگوید یکی از نشانه های بارز اخاذی احساسی بکار گیری جملات احساسی در یک موضوع کاملا معمولی میباشد. مثلا؛ اگر مرا دوست داری اینکار را نکن.
یا مثلا در محل کار رئیس مان به ما کاری را میدهد که خودش نمی خواهد انجام دهد ولی مدام از ما تعریف میکند که چقدر ما آن کار را دفعه قبل خوب انجام دادیم. در صورتیکه احساس مان را تحت تاثیر میگذارد تا به هدف خود برسد.
یا مثلا دوستی در موقعیت نامناسبی هست و دوستان نزدیکتر از ما دارد و با آنها بیشتر صمیمی هست ولی به شیوه تاثیر گذاری ما را در زمان ناراحتی تسخیر میکند و اینجا میبایست زنگ خطر برای سو استفاده از ما را بشنویم.
چراکه با تعریف و تمجید ها اکثرا ما خود را مسیول میبینیم و میخواهیم به شرایط کمک کنیم گر چه میدانیم که ما پتانسیل کمک در اینجا نداریم و نیازی نیست چیزی به کسی ثابت کنیم. پس به خودمان و احساس مان وفادار بمانیم. هر گاه طرف مقابل مان از پیامهای احساسی استفاده میکند!
مثلا؛ من میدانم که تو فقط مرا درک میکنی...
من جز تو کسی را ندارم که مرا باور کند..
تو خوب میدانی که من در این زمان فقط به تو نیاز دارم...
و جملات مشابه که ما را به کمک مجبور میکند و حتی جای تصمیم گیری برای ما نمیگزارد که آیا مایل به کمک، گوش کردن، درک کردن هستیم یا خیر.

🔻۲. درک کنیم که چرا ما به این تله میفتیم. خانم بیلکه میگوید باید ما در اینگونه موارد حتما فقط به شخص مقابل و احساس آن فکر نکنیم. بلکه تمام موقعیت و هدف شخص مقابل را بسنجیم و از او مستقیم سوال کنیم؛
مثلا: چرا من؟
یا سعی کنیم موقعیت شخص سومی را به خود بگیریم و تمام موضوع را از بیرون نگاه کنیم. و داینامیک (پویایی) رابطه بین خود و شخص اخاذ را درک کنیم. یک اخاذی همیشه در یک رابطه بین فردی صورت میگیرد و همیشه دو نفر برای انجام این رفتار نیاز است. شخص اخاذ و کسی که آنرا میپذیرد خانم بیلکه میگوید.
بهتر است از خو. سوال کنیم چه چیزی در گفته های شخص مقابل وجود دارد که مرا جلب، ساکت و ناتوان کرد. بیلکه میگوید در واقع این یک پارادوکس است ولی شخص اخاذی شده در واقع یک روان قوی دارد. کسی که مثلا به دوستانش در شرایط سخت کمک میکند و یا همسرش را راضی میکند خود را قوی تر می پندارد و کمی بالاتر از آنانی که مشکل دارند. در واقع تمرینی برای حل مشکلات میباشد و انبساط مهارت های حل مشکل.
یا مثلا کسی که شوهر اخاذی دارد میتواند مسئولیتی بیشتری به او بدهد و خودش وارد منطقه خطر نشود.
زاکسه در کتاب پروتو تایپ اخاذ می نویسد که این بازی اخاذی دو نفره میباشد؛ یکی چیزی را مخفی میکند و تو آنرا نمی خواهی پیدا کنی بلکه به بازی ادامه میدهی. اگر پیدا کنی که هدف اخاذی چیست ممکن است ناخوشایند باشد...
افرادی که در این بازیها نقش تکراری به عهده میگیرند میبایست نقش خود را بازتاب کنند و مهم نیست در منزل یا محل کار.
مثلا اگر فکر میکنیم که کسی کمک نیاز دارد و ما تنها کسی هستیم که میتواند کمک کند و یا بهترین در این موقعیت، براحتی میتوانند از ما سو استفاده کنند.
حالا باید بدانیم کدام قسمت از ما براحتی قابل اخاذی میباشد.


🔻۳. دفاع از خود در قبال افراد تاثیر گذار
اگر طرحواره های خود را شناختیم و رفتار خود را در مواقع اینچنان که از ما استفاده میشود، بازتاب کردیم، میتوانیم با اخاذی مقابله کنیم. پروفسور زاکسه میگوید سه امکان برای مقابله وجود دارد.

👈الف) میتوانیم شخص اخاذ را نادیده بگیریم. گویی وجود ندارد.

👈ب) میتوانیم به او نشان دهیم که او اخاذی میکند و انهم با چند سوال ساده.

👈پ) یا اینکه داینامیک رابطه را تغییر دهیم و موضوع را کاملا عوض کنیم و مرز ها را برای خودمان مشخص کنیم.
مثلا؛ به یک دوست در وقت نگرانی: من متاسفانه شخص xنیستم و شما میتوانید به یک مشاور مراجعه کنید.

مثلا به رییس؛ من مطمین نیستم تنها شخصی هستم که اینکار را بخوبی انجام میدهد و بگزاریم دیگران هم تجربه کسب کنند‌.

ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
قسمت سوم: در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation.
🔸خصوصیات افراد اخاذ

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Isabelle Nazare-Aga روانشناس و نویسنده معروف فرانسوی.


🔻 خصوصیات افراد اخاذ و تاثیرگذار منفی

انسانهایی با اختلال شخصیتی نارسیستی به عنوان تاثیرگذارترین اخاذان احساسی محسوب میشوند. روانشناس فرانسوی خانم ایزابل ناذاره-اگا میگوید میبایست از شخصیت تاثیر گذار منفی استفاده کنیم. ایشان ۳۰ جمله در مورد این اشخاص می نویسد که با آن میتوان این افراد را شناخت و اینجا ۱۲ نکته را انتخاب کردیم.
👈۱. اینگونه افراد به دیگران احساس گناه میدهند.

👈۲. او خواسته ها و نیازهایش را کامل و دقیق بیان نمیکند.

👈۳. او دیگران را مجبور میکند که فورا به خواسته های او عمل کنند.

👈۴. معمولا از زبان شخص سوم حرف میزند. و معمولا در پیام های تلفنی بهتر حرف میزند تا مستقیم رو در رو.

👈۵. او خود را قربانی وانمود میکند تا از دیگران جلب دلسوزی کند.

👈۶. بسیار خودخواه است.

👈۷. هیچ انتقادی را نمی پذیرد و وقایع را کتمان میکند‌‌

👈۸. در کنار او احساس ناامنی و ناخوشایندی حس میشود.

👈۹. رسیدن به اهدافش معمولا بر دوش دیگران است.

👈۱۰. از دیگران دروغین تعریف میکند تا نظر آنها را به نفع خود جلب کند.

👈۱۱. افرادی که اینگونه اخاذ را می شناسند، مدام در مورد او صحبت میکنند حتی در نبود او.

👈۱۲. او حتی مخفیانه تهدید میکند و یا دیگران را زیر فشار میگذارد تا به هدفش برسد.

ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تاثیر گذاری در محل کار
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
قسمت چهارم (1): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸در محل کار

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Geiger Langer

👈نگزارید که برای شما هر سازی که میخواهند بنوازند، یا شما به ساز آنها نرقصید.
رئیس شما و یا همکاری مدام در مورد چیزهای شخصی خودش با شما حرف میزند و یا میخواهد از شما بداند، این یک روش در تضعیف توانایی شماست. به این تکنیک "رودستی زدن" میگویند. با این روش وقتی از اطلاعات شخصی شما با خبر میشوند راحت تر میتوانند از شما اخاذی کنند. چون شما نقطه ضعف خود را نشان داده اید. مرزها را در محل کار بشناسید. گاهی رئیس ها به شما میگویند؛ تو بهترین کارمند ما هستی. اگر تو نباشی ....
همه اینها اخاذی میباشد چون انتظار از شما بیشتر از دیگران است. وقتی رئیسی به شما چنین میگوید، مطمین باشید نقشه ای دارد. شما در جواب میتوانید بگوئید؛ مطمینم دیگران هم به خوبی من هستند و به آنها هم باید شانس انجام این کار داده شود تا همه یاد بگیریم.
چنین افرادی میتوانند شما را براحتی انتقاد کنند. نه انتقاد سازنده بلکه تخریبی. چرا که شما مرز را به آنها نشان میدهید و دراز مدت شما پیروز خواهید شد و آرامش خواهید داشت.
بعضی از رئیسان فورا به ساعت خود نگاه میکنند وقتی شما می آیید و یا میروید، این گونه افراد در پی مچ گیری و مشکل سازی هستند. اطمینان خود را از دست ندهید و مرز خود را بشناسید. شما نیازی ندارید به او توضیحی بدهید اگر مرزهای کاری بر حسب قرارداد کاری مشخص هستند.
پس خود را بیهوده در بازیهای قدرت رئیس های ما شریک نکنیم و کافیست بدانیم که هر شخصی طرحواره ای دارد. رئیسان اکثرا افرادی هستند که به قدرت و نشان دادن آن علاقه دارند. و نباید فراموش کنیم که ما هم با وارد نشدن در طرحواره قدرت آنها میتوانیم براحتی چرخه معیوب قدرت آنها را بشکنیم.
پس نیازی نداریم که به ساز آنها برقصیم بلکه ساز خود را دنبال میکنیم.

ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تاثیر گذاری؛ با ساز کی برقصم؟
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
قسمت چهارم (2): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸در رابطه با همسر

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke

الکساندرا بیلکه میگوید در رابطه دوستی و همسری لازم است که پدیده اخاذی احساسی و سعی در تاثیر گذاری طرف مقابل را بشناسیم و جدی بگیریم. در باره آن صحبت کنیم و باید مشکل را بنام بخوانیم (تابو نباشد) و نشان بدهیم که چه احساسی به جای می گذارد.
بسیار مهم است که پویایی (داینامیک) یک اخاذی را در نطفه خفه کنیم. و دقیقا رابطه های زناشویی میتوانند لانه خوبی برای افراد اخاذ باشند. این به این جهت اتفاق میافتد چون ما همسر خود را دوست داریم، برایمان مهم است، و به همین جهت میتواند تاثیر بروی ما بگذارد. و چون ما احساسا در وابستگی هستیم این پدیده راحتی در رابطه ما جا باز میکند. معمولا در رابطه ها دو شخص ضد و نقیض همدیگر را جلب میکنند و مطمینا یکی از آنها در مشکلات کوتاه میاید (طرحواره). مثلا یک زن تعیین کننده با صدای بلند و رفتار فعال معمولا شوهر ارام و مفعول جفت میشوند. در ابتدا هر دو خوشحال هستند چون شخص مقابل درست چیزی را نمایان میکند که دیگری ندارد. و بزودی در اولین تفاوت نظرها درست همان رفتار دوست داشتنی زننده و ناخوشایند میشود. و مثلا خانم با صدای بلند بلندتر فریاد میزند و مرد آرام در خانه حلزونی خود فرو میرود‌. اینطور هر دو از هدف رابطه دور میشوند. و هیچکدام مرز رابطه را رعایت نمیکنند و هر کدام به نوعی آن را خدشه دار میکند. و دقیقا همین تفاوت ها و عدم رعایت مرزهای رابطه به مرور زمان معمولا سبب میشود که این پدیده اخاذی از هر دو سو شکل بگیرد. هر چقدر دیرتر این چرخه شیطانی را بشناسیم در واقع رابطه ما گسسته تر میگردد.
وقتی دو طرف رابطه ضعف خود را مخفی میکنند و از همدیگر پشتیبانی برای حل مشکل نمیکنند، دکتر روانپزشک سویسی Jürg Willi در سال ۱۹۷۰ از واژه collusion به معنی "تبانی" استفاده کرد‌. در کتاب خود "رابطه دو نفره؛ بازیهای ناخوداگاه" می نویسد که تبانی از طرفی کمک به رابطه برای بقا میکند ولی از طرفی میتواند به اخاذ قدرت بدهد که بر دیگری تسلط پیدا کند. او قهر کردن را همانند ناسزا گویی اخاذی میداند.
ویلی میگوید در اینگونه رابطه ها شکستن چرخه معیوب لازم است تا کودکان بیمار نشوند. هر دو شخص میبایست به یکدیگر در مورد احساس خود در مقابل اخاذی دیگری صحبت کند. همانقدر که فریاد مرد میتواند برای زن شکننده باشد دقیقا همانقدر میتواند قهر کردن و پاسخ ندادن زن مرد را نابود کند. با صحبت کردن میتوانیم شانسی را برای ساختن رفتار خود مهیا کنیم. با گفتن احساس مان میتوانیم همسر خود را از رفتار او و عواقب رفتار او با خبر کنیم و این صحبت باید مدیریت شود‌.
تنها اینطور میتوانیم رابطه را نجات دهیم.
ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
قسمت چهارم (3): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation

🔸شناخت مرزها

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Werner Bartens
و واقعا هستند افرادی که از اخاذی احساسی به عنوان اسلحه ای در رابطه ها استفاده میکنند. در DSM-5 به افراد با اختلال نارسیستی یا با اختلال شخصیت اجتماعی چنین رفتاری نسبت داده شده است.
حتی اگر در رابطه ای این رفتار به مقدار کمی مشاهده شود مثلا کسی ما را مدام بی ارزش کند و یا احساسات ما را به بازی بگیرد و یا ما را تحت تاثیر خود قرار میدهد باید مداخله کنیم. بارتنز در کتاب "ظلم عاطفی" چه چیزی دردآور است؟ می نویسد. زخمی کردن احساس، جریحه دار کردن ان، خوار کردن، کم محلی و بی محلی در رابطه میتواند اخاذی احساسی باشد و باید از خود مراقبت کنیم.
به عنوان مثال دختری با پسری دوست میشود و در روزهای اول بهم اعلام دوست داشتن و علاقه میکنند. بعد از این ابراز تمایلات مرد نادیده شده و چند مدتی به پیامها جواب نمیدهد و خبری از خود به جای نمیگزارد. بعد از دو هفته ناگهان با دسته گل و دعوت به غذا پیدا میشود و دختر احساس رومانتیک و خوشبختی میکند. بعد از ان‌دوباره کم پیدا میشود. وقتی دختر که کاملا نامطمئن است و به او در مورد احساس خود میگوید و برای رفتار او توضیحی میخواهد او عصبانی میشود و به او احساس گناه میدهد.
مرد به دختر میگوید که رفتار او برایش قفسی میسازد و او اینگونه رابطه را در واقع نمی خواهد. اکنون دختر کاملا احساس ناامنی کرده و رفتار خود را زیر سوال میبرد.
بعد از صحبت با دوستان و اطرافیان پی میبرد که این‌ رابطه در واقع رابطه ی سالمی نخواهد بود و از خود محافظت میکند. دکتر nazare روانشناس فرانسوی میگوید با افرادی که اخاذی احساسی را وسیله رسیدن هدف خود میکنند برقراری هر رابطه ای به هر گونه بیمار کننده میباشد‌. وقتی کسی فقط تقصیر را در دیگران جستجو میکند و به آنها توهین میکند و احساس آنها را لطمه دار و جریحه دار میکند دارای اختلال میباشد. (قسمت سوم ۱۲ خصوصیات توسط دکتر nazare توضیح داده شده).

دکتر Bartens و دکتر Nazare-Aga معتقدند که افرادی که در یک رابطه با تاثیر گذاری و اخاذی میخواهند کنترل روی رابطه را برقرار کنند و اگاهانه شخص در تعامل را تضعیف کنند از اختلال نارسیستی و اختلال شخصیت اجتماعی برخوردارند. اینجا لازم است که مرزهای خود را بشناسیم و اگر با چنین افرادی رابطه های مجدد برقرار میکنیم میبایست طرحواره های خود را بشناسیم و آنرا بازتاب کنیم.

ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫💫

قسمت پنجم (1): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke


در واقع مکانیزم های مشابه در اینجا استفاده میشوند وقتی کسی طرف مقابل را تحت تاثیر منفی خود قرار میدهد. Rainer Sachse در کتاب خود "خود فریبی و اخاذی" این بازی در تعامل ها را توضیح میدهد. اسم کتاب
Manipulation and Self-deception

👈 بازی-فاصله گرفتن
شخص سعی میکند نهایت فاصله را در تعامل داشته باشد. به سوالها جواب ندهد و خود را cool سرد نشان بدهد. بی توجهی میکند و یا حتی بی احترامی. این رفتار را عملا به نمایش می گذارد. و با احساس شخص در تعامل ینگونه بازی میکند. افراد خاصی با طرحواره های بخصوصی به این افراد پناه می آورند.

🔻 چه هدفی چنین شخصی دارد؟
کسی که فاصله میگیرد توجه دیگران را جلب میکند. طرف مقابلش فکر میکند چه چیزی در اینجا میتواند باشد که او عدم توجه نشان میدهد. و مراقب میشود که مبادا با رفتارش فاصله بیشتر شود غافل از اینکه شخص اخاذ هدف خاصی دارد. جلب توجه بیشتر.
🔻 آیا این رفتار خطرناک یا آزاردهنده است؟
ما اینگونه یاد گرفته ایم اگر کسی مشکلی دارد به سکوت بسنده میکند و در خود فرو میرود اگر نمی خواهد در یک تعامل سترس زا وارد شود. این رفتار میتواند در فرد مقابل که اخاذی میشود احساس مزاحمت ایجاد کند.
اگر شخصی این سکوت را اسلحه رفتاری در تعاملات کند و بعد از هر بحث و جدلی ساعتها سکوت کند میتواند در رابطه اختلال ایجاد کند. دراز مدت این افراد میتوانند بروی اعتماد به نفس شخص مقابل خود اثر منفی بگذارد.

👈 بازی شخص کنترل گر قانون گزار
اشخاصی که مدام انتظارات غیر معقولشان را از شخص مقابل در رابطه بیان میکنند به نحوی که آن را حق خود میدانند و به طرف مقابل احساس گناه میدهند و یا برآورده نکردن انتظارات خود را جزو عدم علاقه و مهر میدانند.
انها در رابطه میگویند که رفتار شخص مقابل حتی چگونه باید باشد. با گذاشتن قوانین جدید در رابطه برای خود منافعی را از روی خودخواهی در نظر میگیرد بدون آنکه به احساس طرف مقابل دقتی کند.
مثلا: من میخواهم که تو ...
یا اگر من آمدم تو منزل نبودی پس....

این افراد فکر میکنند که آنها حق دارند و اینگونه اخاذی احساسی میکنند و روی شخص متقابل سعی بر تاثیر گذاری دارند. آنها انتظار دارند که از خواسته ها و انتظارات آنها میبایست در یک رابطه پیروی شود چرا که خود را بهتر و بخصوص میبینند. در واقع آنها فقط خودخواه و خودبین و خود بزرگ بین هستند.

🔻هدف از این اخاذی چیست؟
اخاذگران میخواهند اطرافیان بنا به خواسته آنها عمل کنند با این تصور که آنها بهتر میدانند و عاقل تر هستند. و اینگونه قدرت را به خود اختصاص میدهند و کنترل بر موقعیت دارند. اینگونه افراد در تعامل را در تنگنا میگذارند و به هدف خود می رسند. با این رفتار اشخاص متقابل در تعامل با اخاذان نمیتوانند دیگر خلاف قوانین اخاذ عمل کنند و خود را کاملا مطیع نشان میدهند.

🔻این خطرناک یا بی خطر است؟
کسی که در رابطه قاعده ای وضع میکند از صحت آن مطمین است. این میتواند آزاردهنده شود اگر کسی همیشه حق به جانب باشد.
اگر میخواهیم بدانیم که شخص قصد اخاذی دارد یا خیر کافیست با یک قاعده او مخالفت کنیم. مثلا بگوئیم من با این نکته مخالف هستم و یا نظر دیگری دارم. خواهید دید که شخص اخاذ چگونه عکسالعمل نشان میدهد. اگر به خواسته شما احترام گذاشت که هدف او اخاذی نیست ولی اگر با دلیل و بهانه سعی میکند قدرت خود را نشان دهد و شما را قانع کند که حق با توست و به شما قدرتی برای رابطه نمیدهد مطمینا یک کنترل گر اخاذ میباشد. این در واقع سم رابطه میباشد و به درازا نخواهد کشید.
بسیاری از افراد در تعاملات از سر راه اخاذ بدنام کناره گیری میکنند و خود را در گیر چالش ها نمیکنند.
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫💫

قسمت پنجم (2): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke


👈 بازی خوک بیچاره (نقش قربانی)
بسیاری در رابطه وانمود به درماندگی میکنند تا به هدف خود برسند. آنها مدام غر میزنند و گله مند هستند که سترس ‌درد و یا مشکلات فراوان دارند. آنها اغلب با ابراز درماندگی از زیر کارها شانه خالی میکنند و در پشت این هدفی مخفیست.

🔻 هدف از این بازی چیست؟
هر کسی اه و ناله کند طبیعتا بیشتر توجه بدست میآورد. و با درماندگی خود طرف مقابل را زیر فشار قرار میدهند، به او احساس گناه میدهند. و یا مسیولیت تقبل کاری را اینگونه به دوش دیگری میگزارد تا خودش از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. با این ابراز درماندگی معمولا جلب توجه کرده و همچنین مسئولیتی به عهده نمیگیرد و این نوعی اخاذی و تاثیر گذاری و سو استفاده در تعامل محسوب میشود.

🔻آیا این بازی مضر است؟
این بازی میتواند شخص مقابل را زیر فشار شدید و احساس گناه بگذارد. شخص میتواند فکر کند که برای رابطه به اندازه کافی انرژی نمی گذارد و کم کاری میکند.
روش مقابله این است که به شخص اخاذ و درمانده مسیولیت بدهیم؛ مثلا بگوئیم تو امتحان کن این کار را و اگر موفق نشدی من کمک خواهم کرد...
مراقب باشید کسی که خوک درمانده خود را وانمود میکند میتواند بسیار سرسخت و مقاوم باشد و از مسئولیت بگریزد. ما باید مداوم پافشاری کنیم.

👈 بازی قاتل ملوس
در این نوع بازی و رابطه شخص اخاذ با وانمود کردن به مثبت بودن مدام به داشته های خود می نازد. خانه من، ماشین من، کار من، پول من...
و وانمود به خوشبختی میکند، چقدر قدرت تغییر در خود میبیند، چقدر با هوش و مهار خود را می پندارد و خود را مدام با دیگران در کفه ترازو مقایسه می گذارد.

🔻 هدف در این بازی چیست؟
این اشخاص میخواهند اینگونه برای خود شخصیت سازی کاذب بکنند و دیگران از او تعریف کنند و او را بزرگ ببینند. و با این شخص مقابل خود را کوچک و ناتوان می پندارد. اینگونه میتوانند قاتلان ملوس اخاذی خود را عملی کنند و شخص مقابل قدرت انتقاد از او را نخواهد داشت.

🔻 آیا این بازی عواقب بدی دارد؟
اینگونه اخاذان که به قاتلان ملوس معروفند معمولا بیشتر از آنچه که هستند وانمود میکنند. آنها عزت نفس پایینی دارند.
کافیست با کمی شوخی و خنده حرف های آنها را نسبی کنیم و انتقاد خود را بلند تر از آنها بگوئیم. و به او نشان دهیم که او فقط قهرمان داستان نیست. به او یادآور شویم که با بزرگ کردن خود شخص مقابل را در تنگنا می گذارد و یا حتی کوچک میکند.
اگر گفته های شما در رفتار این اشخاص در تعامل مورد توجه قرار گرفت، پس او را بازتاب کردید و در غیر اینصورت از مسیر حرکت او خارج شوید و او را به ادامه راه خود واگذار کنید.
ما در واقع به بازی ادامه نمی دهیم.

👈 بازی احمقانه
یک بازی معمول میان جفت ها. دوستان و همسایه ها. در این بازی ما دیگران را در زندگی روزمره با تعریف و تمجید در هاله نور بهتری میگذاریم و اظهار میکنیم که او چیزی را بهتر از ما میداند.
مثلا؛
به همسر؛ تو در شستن ظرفها تمیزتر و بهتر از منی
به همسایه: باغچه شما خیلی بهتر از ماست.
به دوستان: دستپخت تو از من خیلی بهتر است.
اینگونه جمله ها در زندگی روزمره در واقع دیگران را بهتر جلوه میدهد اما هدفی پشت این بازیست.

🔻 هدف مخفی این اخاذی اگاهانه چیست؟
با استراتژی احمقانه افراد اخاذ سعی میکنند با اینکه رابطه خوبی با شخص مقابل دارند کارهایی که خودشان دوست ندارند را به عهده دیگران بگزارند. با یک احساس مخلوط از تعریف و تملق افراد را وادار به تقبل کارهای نامحبوب خود میکنند.

🔻آیا این برای رابطه مضر است؟
معمولا در زندگی روزمره براحتی میتوان این گونه اخاذی ها و استراتژی ها را شناخت و اغلب با شوخی مقابله کرد. افرادی که در ابتدا رابطه هستند و سعی بر این دارند که رابطه را بسازند باید مرزها را مشخص کنند و اجازه اخاذی ندهند.
پایان