Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تاثیر گذاری؛ با ساز کی برقصم؟
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
قسمت چهارم (2): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸در رابطه با همسر

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke

الکساندرا بیلکه میگوید در رابطه دوستی و همسری لازم است که پدیده اخاذی احساسی و سعی در تاثیر گذاری طرف مقابل را بشناسیم و جدی بگیریم. در باره آن صحبت کنیم و باید مشکل را بنام بخوانیم (تابو نباشد) و نشان بدهیم که چه احساسی به جای می گذارد.
بسیار مهم است که پویایی (داینامیک) یک اخاذی را در نطفه خفه کنیم. و دقیقا رابطه های زناشویی میتوانند لانه خوبی برای افراد اخاذ باشند. این به این جهت اتفاق میافتد چون ما همسر خود را دوست داریم، برایمان مهم است، و به همین جهت میتواند تاثیر بروی ما بگذارد. و چون ما احساسا در وابستگی هستیم این پدیده راحتی در رابطه ما جا باز میکند. معمولا در رابطه ها دو شخص ضد و نقیض همدیگر را جلب میکنند و مطمینا یکی از آنها در مشکلات کوتاه میاید (طرحواره). مثلا یک زن تعیین کننده با صدای بلند و رفتار فعال معمولا شوهر ارام و مفعول جفت میشوند. در ابتدا هر دو خوشحال هستند چون شخص مقابل درست چیزی را نمایان میکند که دیگری ندارد. و بزودی در اولین تفاوت نظرها درست همان رفتار دوست داشتنی زننده و ناخوشایند میشود. و مثلا خانم با صدای بلند بلندتر فریاد میزند و مرد آرام در خانه حلزونی خود فرو میرود‌. اینطور هر دو از هدف رابطه دور میشوند. و هیچکدام مرز رابطه را رعایت نمیکنند و هر کدام به نوعی آن را خدشه دار میکند. و دقیقا همین تفاوت ها و عدم رعایت مرزهای رابطه به مرور زمان معمولا سبب میشود که این پدیده اخاذی از هر دو سو شکل بگیرد. هر چقدر دیرتر این چرخه شیطانی را بشناسیم در واقع رابطه ما گسسته تر میگردد.
وقتی دو طرف رابطه ضعف خود را مخفی میکنند و از همدیگر پشتیبانی برای حل مشکل نمیکنند، دکتر روانپزشک سویسی Jürg Willi در سال ۱۹۷۰ از واژه collusion به معنی "تبانی" استفاده کرد‌. در کتاب خود "رابطه دو نفره؛ بازیهای ناخوداگاه" می نویسد که تبانی از طرفی کمک به رابطه برای بقا میکند ولی از طرفی میتواند به اخاذ قدرت بدهد که بر دیگری تسلط پیدا کند. او قهر کردن را همانند ناسزا گویی اخاذی میداند.
ویلی میگوید در اینگونه رابطه ها شکستن چرخه معیوب لازم است تا کودکان بیمار نشوند. هر دو شخص میبایست به یکدیگر در مورد احساس خود در مقابل اخاذی دیگری صحبت کند. همانقدر که فریاد مرد میتواند برای زن شکننده باشد دقیقا همانقدر میتواند قهر کردن و پاسخ ندادن زن مرد را نابود کند. با صحبت کردن میتوانیم شانسی را برای ساختن رفتار خود مهیا کنیم. با گفتن احساس مان میتوانیم همسر خود را از رفتار او و عواقب رفتار او با خبر کنیم و این صحبت باید مدیریت شود‌.
تنها اینطور میتوانیم رابطه را نجات دهیم.
ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
قسمت چهارم (3): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation

🔸شناخت مرزها

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Werner Bartens
و واقعا هستند افرادی که از اخاذی احساسی به عنوان اسلحه ای در رابطه ها استفاده میکنند. در DSM-5 به افراد با اختلال نارسیستی یا با اختلال شخصیت اجتماعی چنین رفتاری نسبت داده شده است.
حتی اگر در رابطه ای این رفتار به مقدار کمی مشاهده شود مثلا کسی ما را مدام بی ارزش کند و یا احساسات ما را به بازی بگیرد و یا ما را تحت تاثیر خود قرار میدهد باید مداخله کنیم. بارتنز در کتاب "ظلم عاطفی" چه چیزی دردآور است؟ می نویسد. زخمی کردن احساس، جریحه دار کردن ان، خوار کردن، کم محلی و بی محلی در رابطه میتواند اخاذی احساسی باشد و باید از خود مراقبت کنیم.
به عنوان مثال دختری با پسری دوست میشود و در روزهای اول بهم اعلام دوست داشتن و علاقه میکنند. بعد از این ابراز تمایلات مرد نادیده شده و چند مدتی به پیامها جواب نمیدهد و خبری از خود به جای نمیگزارد. بعد از دو هفته ناگهان با دسته گل و دعوت به غذا پیدا میشود و دختر احساس رومانتیک و خوشبختی میکند. بعد از ان‌دوباره کم پیدا میشود. وقتی دختر که کاملا نامطمئن است و به او در مورد احساس خود میگوید و برای رفتار او توضیحی میخواهد او عصبانی میشود و به او احساس گناه میدهد.
مرد به دختر میگوید که رفتار او برایش قفسی میسازد و او اینگونه رابطه را در واقع نمی خواهد. اکنون دختر کاملا احساس ناامنی کرده و رفتار خود را زیر سوال میبرد.
بعد از صحبت با دوستان و اطرافیان پی میبرد که این‌ رابطه در واقع رابطه ی سالمی نخواهد بود و از خود محافظت میکند. دکتر nazare روانشناس فرانسوی میگوید با افرادی که اخاذی احساسی را وسیله رسیدن هدف خود میکنند برقراری هر رابطه ای به هر گونه بیمار کننده میباشد‌. وقتی کسی فقط تقصیر را در دیگران جستجو میکند و به آنها توهین میکند و احساس آنها را لطمه دار و جریحه دار میکند دارای اختلال میباشد. (قسمت سوم ۱۲ خصوصیات توسط دکتر nazare توضیح داده شده).

دکتر Bartens و دکتر Nazare-Aga معتقدند که افرادی که در یک رابطه با تاثیر گذاری و اخاذی میخواهند کنترل روی رابطه را برقرار کنند و اگاهانه شخص در تعامل را تضعیف کنند از اختلال نارسیستی و اختلال شخصیت اجتماعی برخوردارند. اینجا لازم است که مرزهای خود را بشناسیم و اگر با چنین افرادی رابطه های مجدد برقرار میکنیم میبایست طرحواره های خود را بشناسیم و آنرا بازتاب کنیم.

ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫💫

قسمت پنجم (1): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke


در واقع مکانیزم های مشابه در اینجا استفاده میشوند وقتی کسی طرف مقابل را تحت تاثیر منفی خود قرار میدهد. Rainer Sachse در کتاب خود "خود فریبی و اخاذی" این بازی در تعامل ها را توضیح میدهد. اسم کتاب
Manipulation and Self-deception

👈 بازی-فاصله گرفتن
شخص سعی میکند نهایت فاصله را در تعامل داشته باشد. به سوالها جواب ندهد و خود را cool سرد نشان بدهد. بی توجهی میکند و یا حتی بی احترامی. این رفتار را عملا به نمایش می گذارد. و با احساس شخص در تعامل ینگونه بازی میکند. افراد خاصی با طرحواره های بخصوصی به این افراد پناه می آورند.

🔻 چه هدفی چنین شخصی دارد؟
کسی که فاصله میگیرد توجه دیگران را جلب میکند. طرف مقابلش فکر میکند چه چیزی در اینجا میتواند باشد که او عدم توجه نشان میدهد. و مراقب میشود که مبادا با رفتارش فاصله بیشتر شود غافل از اینکه شخص اخاذ هدف خاصی دارد. جلب توجه بیشتر.
🔻 آیا این رفتار خطرناک یا آزاردهنده است؟
ما اینگونه یاد گرفته ایم اگر کسی مشکلی دارد به سکوت بسنده میکند و در خود فرو میرود اگر نمی خواهد در یک تعامل سترس زا وارد شود. این رفتار میتواند در فرد مقابل که اخاذی میشود احساس مزاحمت ایجاد کند.
اگر شخصی این سکوت را اسلحه رفتاری در تعاملات کند و بعد از هر بحث و جدلی ساعتها سکوت کند میتواند در رابطه اختلال ایجاد کند. دراز مدت این افراد میتوانند بروی اعتماد به نفس شخص مقابل خود اثر منفی بگذارد.

👈 بازی شخص کنترل گر قانون گزار
اشخاصی که مدام انتظارات غیر معقولشان را از شخص مقابل در رابطه بیان میکنند به نحوی که آن را حق خود میدانند و به طرف مقابل احساس گناه میدهند و یا برآورده نکردن انتظارات خود را جزو عدم علاقه و مهر میدانند.
انها در رابطه میگویند که رفتار شخص مقابل حتی چگونه باید باشد. با گذاشتن قوانین جدید در رابطه برای خود منافعی را از روی خودخواهی در نظر میگیرد بدون آنکه به احساس طرف مقابل دقتی کند.
مثلا: من میخواهم که تو ...
یا اگر من آمدم تو منزل نبودی پس....

این افراد فکر میکنند که آنها حق دارند و اینگونه اخاذی احساسی میکنند و روی شخص متقابل سعی بر تاثیر گذاری دارند. آنها انتظار دارند که از خواسته ها و انتظارات آنها میبایست در یک رابطه پیروی شود چرا که خود را بهتر و بخصوص میبینند. در واقع آنها فقط خودخواه و خودبین و خود بزرگ بین هستند.

🔻هدف از این اخاذی چیست؟
اخاذگران میخواهند اطرافیان بنا به خواسته آنها عمل کنند با این تصور که آنها بهتر میدانند و عاقل تر هستند. و اینگونه قدرت را به خود اختصاص میدهند و کنترل بر موقعیت دارند. اینگونه افراد در تعامل را در تنگنا میگذارند و به هدف خود می رسند. با این رفتار اشخاص متقابل در تعامل با اخاذان نمیتوانند دیگر خلاف قوانین اخاذ عمل کنند و خود را کاملا مطیع نشان میدهند.

🔻این خطرناک یا بی خطر است؟
کسی که در رابطه قاعده ای وضع میکند از صحت آن مطمین است. این میتواند آزاردهنده شود اگر کسی همیشه حق به جانب باشد.
اگر میخواهیم بدانیم که شخص قصد اخاذی دارد یا خیر کافیست با یک قاعده او مخالفت کنیم. مثلا بگوئیم من با این نکته مخالف هستم و یا نظر دیگری دارم. خواهید دید که شخص اخاذ چگونه عکسالعمل نشان میدهد. اگر به خواسته شما احترام گذاشت که هدف او اخاذی نیست ولی اگر با دلیل و بهانه سعی میکند قدرت خود را نشان دهد و شما را قانع کند که حق با توست و به شما قدرتی برای رابطه نمیدهد مطمینا یک کنترل گر اخاذ میباشد. این در واقع سم رابطه میباشد و به درازا نخواهد کشید.
بسیاری از افراد در تعاملات از سر راه اخاذ بدنام کناره گیری میکنند و خود را در گیر چالش ها نمیکنند.
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫💫

قسمت پنجم (2): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها

ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke


👈 بازی خوک بیچاره (نقش قربانی)
بسیاری در رابطه وانمود به درماندگی میکنند تا به هدف خود برسند. آنها مدام غر میزنند و گله مند هستند که سترس ‌درد و یا مشکلات فراوان دارند. آنها اغلب با ابراز درماندگی از زیر کارها شانه خالی میکنند و در پشت این هدفی مخفیست.

🔻 هدف از این بازی چیست؟
هر کسی اه و ناله کند طبیعتا بیشتر توجه بدست میآورد. و با درماندگی خود طرف مقابل را زیر فشار قرار میدهند، به او احساس گناه میدهند. و یا مسیولیت تقبل کاری را اینگونه به دوش دیگری میگزارد تا خودش از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. با این ابراز درماندگی معمولا جلب توجه کرده و همچنین مسئولیتی به عهده نمیگیرد و این نوعی اخاذی و تاثیر گذاری و سو استفاده در تعامل محسوب میشود.

🔻آیا این بازی مضر است؟
این بازی میتواند شخص مقابل را زیر فشار شدید و احساس گناه بگذارد. شخص میتواند فکر کند که برای رابطه به اندازه کافی انرژی نمی گذارد و کم کاری میکند.
روش مقابله این است که به شخص اخاذ و درمانده مسیولیت بدهیم؛ مثلا بگوئیم تو امتحان کن این کار را و اگر موفق نشدی من کمک خواهم کرد...
مراقب باشید کسی که خوک درمانده خود را وانمود میکند میتواند بسیار سرسخت و مقاوم باشد و از مسئولیت بگریزد. ما باید مداوم پافشاری کنیم.

👈 بازی قاتل ملوس
در این نوع بازی و رابطه شخص اخاذ با وانمود کردن به مثبت بودن مدام به داشته های خود می نازد. خانه من، ماشین من، کار من، پول من...
و وانمود به خوشبختی میکند، چقدر قدرت تغییر در خود میبیند، چقدر با هوش و مهار خود را می پندارد و خود را مدام با دیگران در کفه ترازو مقایسه می گذارد.

🔻 هدف در این بازی چیست؟
این اشخاص میخواهند اینگونه برای خود شخصیت سازی کاذب بکنند و دیگران از او تعریف کنند و او را بزرگ ببینند. و با این شخص مقابل خود را کوچک و ناتوان می پندارد. اینگونه میتوانند قاتلان ملوس اخاذی خود را عملی کنند و شخص مقابل قدرت انتقاد از او را نخواهد داشت.

🔻 آیا این بازی عواقب بدی دارد؟
اینگونه اخاذان که به قاتلان ملوس معروفند معمولا بیشتر از آنچه که هستند وانمود میکنند. آنها عزت نفس پایینی دارند.
کافیست با کمی شوخی و خنده حرف های آنها را نسبی کنیم و انتقاد خود را بلند تر از آنها بگوئیم. و به او نشان دهیم که او فقط قهرمان داستان نیست. به او یادآور شویم که با بزرگ کردن خود شخص مقابل را در تنگنا می گذارد و یا حتی کوچک میکند.
اگر گفته های شما در رفتار این اشخاص در تعامل مورد توجه قرار گرفت، پس او را بازتاب کردید و در غیر اینصورت از مسیر حرکت او خارج شوید و او را به ادامه راه خود واگذار کنید.
ما در واقع به بازی ادامه نمی دهیم.

👈 بازی احمقانه
یک بازی معمول میان جفت ها. دوستان و همسایه ها. در این بازی ما دیگران را در زندگی روزمره با تعریف و تمجید در هاله نور بهتری میگذاریم و اظهار میکنیم که او چیزی را بهتر از ما میداند.
مثلا؛
به همسر؛ تو در شستن ظرفها تمیزتر و بهتر از منی
به همسایه: باغچه شما خیلی بهتر از ماست.
به دوستان: دستپخت تو از من خیلی بهتر است.
اینگونه جمله ها در زندگی روزمره در واقع دیگران را بهتر جلوه میدهد اما هدفی پشت این بازیست.

🔻 هدف مخفی این اخاذی اگاهانه چیست؟
با استراتژی احمقانه افراد اخاذ سعی میکنند با اینکه رابطه خوبی با شخص مقابل دارند کارهایی که خودشان دوست ندارند را به عهده دیگران بگزارند. با یک احساس مخلوط از تعریف و تملق افراد را وادار به تقبل کارهای نامحبوب خود میکنند.

🔻آیا این برای رابطه مضر است؟
معمولا در زندگی روزمره براحتی میتوان این گونه اخاذی ها و استراتژی ها را شناخت و اغلب با شوخی مقابله کرد. افرادی که در ابتدا رابطه هستند و سعی بر این دارند که رابطه را بسازند باید مرزها را مشخص کنند و اجازه اخاذی ندهند.
پایان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان


🅰️چرا در زندگی مشترک، حل اختلافات و توافق نظر و عدم تحمیل نظر مهم است

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان


🅰️چرا در زندگی مشترک، حل اختلافات و توافق نظر و عدم تحمیل نظر مهم است

در روابط عاشقانه دو شخص [بدون در نظر گرفتن جنسیت انها] توافق ها و حل اختلافات با گفتگو و عدم تحمیل نظرها طبیعتا بسیار مهم هستند از اینرو موارد زیر قابل ذکر میباشند:

1.ایجاد افزایش هماهنگی: توافق نظر و حل اختلاف به افراد کمک می‌کند تا بهتر با یکدیگر هماهنگ شوند و تعاملات مثبت‌تری داشته باشند. اینگونه تعادل سیستم برقرار می‌ماند.

2. حفظ روابط: بدون حل اختلاف‌ها، اختلافات ممکن است به تنش و تناقضات بیشتر منجر شوند و روابط را به خطر بیندازند. توافق نظر کمک به حفظ و تقویت سیستم است. اینگونه امنیت روانی سیستم را حفظ می‌کنیم.

3. ایجاد محیط صلح‌آمیز: توافق نظر و حل اختلاف سالم منجر به ایجاد محیطی صلح‌آمیز می‌شوند که برای زندگی مشترک و سیستم بهتر و سالم‌تر اهمیت دارد. در اینجا اعتماد بنفس سیستم بالا می‌رود. هر رابطه یک سیستم است و دارای اعتماد و توان روانی است.

4. رشد فردی: توافق نظر و حل اختلاف به افراد در رابطه کمک می‌کند تا مهارت‌های مذاکره و حل مسائل را توسعه دهند، که می‌تواند به رشد فردی آن‌ها و نهایتا رشد توان روانی سیستم کمک کند.

5. ایجاد تصمیمات بهتر: انجام مذاکرات و توافق نظر به افراد این امکان را می‌دهد تا تصمیمات بهتری برای کل سیستم بگیرند و به راه‌حل‌های بهینه برسند. دو مغز بهتر از یک مغز عمل می‌کند!

🔢بنابراین، توانایی در حل اختلاف و رسیدن به توافق‌های مشترک با مهارت خاص می‌تواند به تعادل و پایداری در زندگی مشترک و رشد مهر دوسویه و تعادل سیستم کمک بارز کند.

🅱️خطرات تحمیل نظر در رابطه

تحمیل نظر در یک رابطه به عنوان یک رفتار خطرناک در نظر گرفته می‌شود زیرا دارای اثرات منفی مهمی بر روی روابط، اعتماد بنفس، عزت نفس، امنیت روانی و احترام متقابل در زندگی مشترک و سیستم است. دلایلی که تحمیل نظر در روابط خطرناک می‌کنند در زیر توضیح میدهم:

🔠کاهش احترام: وقتی یک شخص نظر خود را ولو اشتباه و به زور به شریک زندگی خود تحمیل می‌کند، این می‌تواند منجر به اختلاف، تناقض، کاهش احترام و تعارض در بالانس سیستم شود.

🔠ایجاد تنش: تحمیل نظر ممکن است به تنش و اختلاف در سیستم منجر شود، زیرا افراد معمولاً از این نوع رفتار استقبال نمی‌کنند. تنش ها می‌توانند امنیت روانی و عزت نفس را کاهش دهند.

🔠نقض خصوصیت های فردی: هر فرد در یک رابطه خصوصیت و نظرات مختص به خود را دارد. تحمیل نظر می‌تواند به نقض خصوصیت فردی که به ان باور دارد لطمه وارد کند و اعتماد بنفس شخص را سلب کند.

🔠 کاهش تعامل مثبت: این رفتار ممکن است باعث کاهش تعامل مثبت و به فرار کردن از رابطه و سیستم شود. در اینجا امنیت رابطه از بین رفته و شخص نیازهای خود را ارضا شده تلقی نمی‌کند.

🔠 آسیب به روابط و سیستم: تحمیل نظر ممکن است به طور مستمر روابط را آسیب بزند و به تدریج منجر به فاصله‌گیری و گاهی احساس عدم امنیت روانی و ضرر به تمامیت رابطه و اختلال در سیستم شود.

🔠به جای تحمیل نظر، بهتر است در روابط احترام، بازدید منطقی از مسائل، و توانایی در مذاکره و تبادل نظرهای با احترام تأکید کرد تا روابط بهتری بسازیم و از تنش‌ها و اختلافات در سیستم و از بین رفتن امنیت و احترام جلوگیری کنیم. گاهی نظر یک مشاور می‌تواند کمک کننده باشد.


@thinkpluswithus

#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

🔠محاسن و معایب مقایسه خود با دیگران

〰️برای وحید که در یک موقعیت جدید و حساس در جستجوست ...

Comparing yourself to others

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

〰️تقدیم به وحید در مرحله مقایسه در بعد جدیدی از زندگی

🔠محاسن و معایب مقایسه خود با دیگران

همه افراد به طور طبیعی مایلند خود را با دیگران مقایسه کنند. چرا که ان را از کودکی از والدین خود اموخته اند. این مقایسه‌ها می‌توانند به دلایل مختلفی صورت گرفته و عواقب گوناگونی داشته باشند، از جمله:

۱. ارزش یافتن و تعیین هویت: مقایسه با دیگران ممکن است به افراد کمک کند تا ارزش خود را ارزیابی کنند و هویت خود را تعیین کنند. با مقایسه با دیگران، افراد می‌توانند ببینند که در چه جنبه‌هایی از زندگی خود پیشرفت کرده‌اند و در کدام جنبه‌ها نیاز به بهبود دارند. این نوعی ارزیابی مثبت است اما باید آگاه بود که چه چیزی را مقایسه می کنیم.

۲. الهام گرفتن و مدلسازی، انگیزه گرفتن: مقایسه با افراد موفق و الگویی که می‌خواهند دنبال کنند، می‌تواند الهام بخش و انگیزه ساز باشد. ممکن است از موفقیت‌ها و دستاوردهای دیگران الهام بگیرند و از روش‌ها و استراتژی‌های آن‌ها بهره‌برداری کنند.

۳. خواسته از خود بهتر بودن یا نیاز به توسعه فردی: مقایسه با افراد دیگر می‌تواند باعث شود که خود را به چالش بکشند و به دنبال بهبود و رشد باشند. هنگامی که می‌بینند که دیگران در یک جنبه‌ی خاص از انها برتر هستند، ممکن است تلاش کنند تا خود را بهبود دهید و توانایی‌های خود را تقویت کنند.

🔠به عنوان معایب مقایسه با دیگران می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. احساس ناکامی: مقایسه خود با دیگران ممکن است باعث ایجاد احساس ناکامی و ناراحتی شود، به ویژه اگر مقایسه با افراد موفق‌تری انجام شود. این می‌تواند به شکست‌ها، کاهش اعتماد به نفس و افت میل به تلاش یا انگیزه ادامه منجر شود. باید بدانیم که مقایسه باید با روش صحیح باشد. چه چیزی را با چه چیزی مقایسه می‌کنیم.

۲. افزایش تنش و رقابت: مقایسه مستمر با دیگران ممکن است به افزایش تنش و رقابت منجر شود. این رقابت ممکن است به رابطه‌های اجتماعی آسیب بزند و باعث بروز رقابت‌های ناپسند و گاهی حتی حسادت و یا دلسرد شدن از روابط شود.

۳. نادیده گرفتن قدرت‌ها و استعدادهای خود: وقتی که مدام با دیگران مقایسه می‌شوند، ممکن است قدرت‌ها و استعدادهای خود را نادیده بگیرند و تمرکز خود را روی نقاط ضعف خود بیش ازحد کنند. این می‌تواند باعث از بین رفتن اعتماد به نفس و کاهش خودشناسی شود. شاید بهتر باشد خود را با گذشته خود مقایسه کنند. یکسال قبل و یا دو سال قبل خود...

۴. از دست دادن شادی و رضایت: مقایسه مداوم با دیگران ممکن است باعث از دست دادن شادی و رضایت از زندگی شود. زمانی که همیشه در تلاش برای رسیدن به معیارهای بزرگ خود بودند به ناگهان دچار معیارهای مقایسه با دیگران گشته ، و ممکن است از لحظات خوشبختی و رضایت خود غافل شوند، لحظاتی که تلاش فراوان برای کسب این جایگاه صرف کرده اند.

در نهایت باید بگویم، مقایسه با دیگران در صورت استفاده مناسب و به میزان معقول می‌تواند به عنوان یک ابزار یادگیری، انگیزه دهنده و الهام‌بخش مفید باشد. اما مهم است که این مقایسه را با توجه به شرایط و ویژگی‌های خاص خود انجام دهیم و از آن به عنوان یک اندازه‌گیری کامل و نهایی برای ارزیابی خودداری کنیم. همچنین، تمرکز بر بهبود شخصیت و رشد شخصی خود ما می‌تواند کمک بزرگی به این امر کند.

۵. کاهش خلاقیت و اصالت: مقایسه مداوم با دیگران ممکن است به کاهش خلاقیت و اصالت منجر شود. زمانی که شخص تمام تلاش خود را برای رسیدن به استانداردها و انتظارات دیگران می‌کند، ممکن است قدرت خلاقیت و بیان اصالت شخصی خود را از دست دهد.

۶. فراموش کردن موفقیت‌های شخصی: درگیر شدن در مقایسه با دیگران می‌تواند باعث فراموشی موفقیت‌ها و دستاوردهای شخصی شود. افراد ممکن است بر روی نقاط ضعف خود تمرکز کنند و در عین حال موفقیت‌ها را از دست بدهند.

۷. از دست دادن ارتباط و همبستگی: مقایسه مداوم با دیگران ممکن است باعث ایجاد رقابت و فاصله‌گذاری در روابط با دیگران شود. به جای همبستگی و همکاری، ممکن است در تلاش برای برتری و شکست دادن دیگران ذات اصلی رابطه برای بهره بردن و رشد کمرنگ شود.

به طور کلی، مقایسه با دیگران می‌تواند هم مزایا و هم معایبی داشته باشد. برای استفاده سالم از مقایسه، مهم است که به خودبینی مثبت پرداخته، اهداف خود را مشخص کنیم، به ارزش‌ها و اهداف شخصی خود وفادار بمانیم و تمرکز خود را بر روی رشد شخصی و بهتر شدن خودمان داشته باشیم.

1

@thinkpluswitus

#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 منابع:

در زمینه مقایسه خود با دیگران، رشتهٔ روانشناسی و توسعه شخصی می‌توان به منابع زیر مراجعه کرد:

1. "The Gifts of Imperfection: Let Go of Who You Think You're Supposed to Be and Embrace Who You Are" (Brené Brown)

2. "Daring Greatly: How the Courage to Be Vulnerable Transforms the Way We Live, Love, Parent, and Lead" (Brené Brown)

3. "The Comparison Cure: How to Be Less 'Them' and More You" (Lucinda Jewell)

4. "The Art of Authenticity: Tools to Become an Authentic Leader and Your Best Self" (Karissa Thacker)

5. "The Happiness Hypothesis: Finding Modern Truth in Ancient Wisdom" (Jonathan Haidt)

6. "Mindset: The New Psychology of Success" (Carol S. Dweck)

7. "The Four Agreements: A Practical Guide to Personal Freedom" (Don Miguel Ruiz)

8. "The Power of Now: A Guide to Spiritual Enlightenment" (Eckhart Tolle)

9. "Self-Compassion: The Proven Power of Being Kind to Yourself" (Kristin Neff)

10. "The Upward Spiral: Using Neuroscience to Reverse the Course of Depression, One Small Change at a Time" (Alex Korb)


2

@thinkpluswitus

#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
پاسخ به سوال افکار دردسرساز و کارساز رو چطور بشناسیم:

پاسخ: این یکی از ابزار تغییر رفتار در گرایش های متفاوت هست مثل تکنیک خلع صلاح یا تکنیک سود و زیان و یا تکنیک شواهد و یا پیوستار که شخص پی به نحوه افکارش ببره که بروی هیجان و رفتارش تاثیر گذاره. تکنیک ارزیابی نگرانی:
نگرانی یک اجتناب هست چون بدنبال راه حل نیست و از طرحواره ها سرچشمه میگیره و انتقال ها در سیستم - ◁ والد نگران - ◁ کودک نگران...
باید بدونیم که نگرانی از تفکر ریشه میگیره ولی اضطراب ما یک هیجان هست. به همین دلیل نگرانی راحت تر قابل کنترل هست
تفکر ----◁ هیجان ------◁رفتار (cbt)
یعنی معادل اون:
نگرانی ----◁ اضطراب -----◁ تپش قلب/ بیقراری/ بی حوصلگی/ خشم و همه اینها اساس اضطراب فراگیر

حالا این تکنیک چی میگه:
چهار ویژگی زیر رو بخاطر بسپارید از خودمون شروع میکنیم.
👈معطوف به اینده نزدیک هست یا خیلی دور؟
👈شفاف هست یا مبهم؟
👈 جزیی هست یا کلی؟
🔑 راه حل شما چی هست؟

مثال:
مراجع: اقای دکتر نگرانم چون دخترم هفته بعد امتحان داره!!!

👈به اینده نزدیک مربوط میشه یا دور؟ هفته بعد
👈شفاف هست یا مبهم؟ شفاف چون امتحان ریاضی هست
👈جزیی هست یا کلی؟ جزیی یک امتحان خاص هست
👈 راه حل شما چیه خانم مراجع؟ بهش فکر نکردم. درمانگر: الان وقت دارید فکر کنید؟ 🙄🤔
مراجع: شاید باید تو این هفته بیشتر درس بخونه و محیط خونه ارومتر باشه؟

درمانگر: بله این یک فکر کارساز هست.

مثال بعدی:
مراجع تو سویس هست والدین تو ایران: اقای دکتر میترسم و نگرانم وحشتناک خواب ندارم که والدینم نکنه کرونا بگیرن تو ایران. (حالا سویس خیلی بدتر از ایرانه)

👈 معطوف به اینده نزدیکه؟ خیر خدا نکنه
👈 شفاف هست یا مبهم: ایا کسی به ویروس مبتلا شده؟ خیر وای نه خدا نکنه
👈کلی هست یا جزیی؟ ایا این فقط مربوط به والدین شما تو ایران میشه؟ خیر
👈 راه حل شما در حال حاضر چی هست؟ کاش بتونم برم ایران. درمانگر: کاش ارزو هست ایا راه حلی دارین الان: خیر والا
پس این فقط افکار درد سر ساز (نگرانی بیهوده) هست.

کافیه که مراجع اگاه بشه که افکارش دردسر ساز هستند یا خیر. و به این شکل میتونه به ناخوداگاه دردسرساز خودش غلبه کنه.
البته تمرین نیاز داره...

خانمی مهندس الیاف میگفت:
دکتر میترسم بچه ام کور بشه به همین دلیل حامله نمیشم.
ایا کسی تو خانواده نابینا هست؟ خیر
ایا شوهرتون نابینا یا ژنتیکی مشکل دارن؟ خیر شوهر ندارم هنوز
چند درصد مردم جهان نابینا هستند؟ نمیدونم
چه راه کارهایی برای نابینایان امروزه برای بهبودی وجود داره؟ نمیدونم
فکر میکنید این نگرانی از کجا میاد؟
بعد چند ثانیه 🔑: اخه مامانم همیشه نفرین میکرد میگفت الهی بچه ات کور بشه...

-----◁ انتقال باورها در سیستم و نگرانی دردسرساز بازتاب نشده

ستودگان
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
دکتر موریس ستودگان

Transference & Countertransference

📍انتقال و انتقال متقابل که از فروید نشات گرفته دو مقوله پیچیده ولی بسیار کاربردی و مهم در تمام فرایند های رواند‌رمانی میباشند.

حتما ما بخاطر داریم که در روابط هایمان با افراد جدید مدام بدنبال شباهتها و مقایسه شخص جدید با رفتاری از کسی که میشناسیم قرار میگیریم. یکی از علل اصلی اینکه چرا ما مدام بدنبال این انتقال هستیم میتواند ترس از ناشناخته باشد. انچیزی که نمیشناسیم میتواند امنیت را از ما گرفته ولی این نیز به شخصیت و طرحواره افراد بستگی دارد. بعضی از افراد به هر چیز جدیدی با کنجکاوی مثبت و علاقه به یادگرفتن نگاه میکنند که نشانه رابطه سالم با ابژه میباشد و بعضی ها با یک نگاه محتاط, مراقب و کنترل کننده که ناشی از ترس و عدم اطمینان یا همان رابطه نامطمین با ابژه میباشد, برخورد میکنند. یک اشاره کوتاه به رابطه با ابژه; مثلا اولین رابطه کودک با پستان مادر تغذیه کننده و امنیت دهنده و یا دستهای نوازشگر مادر ویا لبهای مادر که ارضای نیاز به مهر کودک را تامین میکند شکل میگیرد و حالا میتوانیم حدس بزنیم کودکانی که در انها این نیاز مهم - حتی در مراحل بعدی زندگی - تجربه نمیشود از چه چاله های احساسی برخوردار خواهند بود .

و اما در مورد ارتباط با فرد جدید توضیح میدادم که در ارتباط ما با فرد جدید که اشنا میشویم او را همانند فرد مهم دیگری که در خاطرمان از گذشته‌ بوده و با او تجربه های مثبت و یا منفی داریم مقایسه کرده و این احساس را اگاه و یا ناخوداگاه انتقال میدهیم. شاید شنیده باشید که میگویند اولین رابطه عشقی ما افرادی مشابه والدین انتخاب میکنیم, چرا که امن ترین رابطه اولیه ما بوده و جز ان چیز دیگری شاید نشناسیم. بنابراین با احتمال بسیار فراوان همان احساسات مثبت و یا منفی که نسبت به فرد قبلی در زندگی تجربه کرده ایم را نسبت به فرد جدید نیز نشان می‌دهیم. اما این اتفاق همیشه به صورت اگاه رخ نمیدهد و ممکن است به صورت ناخودآگاه نیز شکل گیرد. و ما از تأثیر آن در روابطمان کاملا بی‌خبر باشیم.

و اکنون پروسه ای که در رواندرمانی به همین گونه اتفاق می افتد, فرایند “انتقال” و انتقال متقابل” اسم گذاری شده. فروید و روانکاوی بنیانگذار این فرایند بوده اند.

انتقال یا ترافکنی چیست؟

انتقال مکان را در نظر بگیرید یا انتقال یک شی را در نظر بگیرید. چیزی از نقطه A به B جابجا میشود. انتقال در مباحث شخصیت و همچنین در روان‌درمانی هم مشابه همین جابجایی می باشد و ان زمانی اتفاق می‌افتد که احساس از هر گونه ان, باور از هر نوع ان, خیالپردازی‌ به هر شکل ان, پیش‌فرض‌ و قضاوت های یک مراجع نسبت به شخص مهمی در زندگیش در جهت روان درمانگر جابجا می‌شود.

مراجع「احساس و باور」 ← {انتقال}>>>>>درمانگر

البته باید گفته شود که این اتفاق به صورت ناخودآگاه رخ می‌دهد و مراجع خودش از آن باخبر نیست و اما درمانگر به این مهم واقف است و ان را هدایت میکند.

انتقال زمانی رخ میدهد که درمانگر به هر گونه ای شبیه به فرد مهم در زندگی مراجع باشد، مثلاً تن صدا چهره، حتی بوی ادکلن، طرز نشستن و پوشش, استفاده از واژه ها.

به عنوان مثال درمانگری به مراجع خود میگوید: "عزیزم اصلا نگران نباشید..." واژه عزیزم در مراجع یک انتقال را شکل میدهد چرا که چه کسی در رابطه با ما از این واژه استفاده میکند.
یا درمانگری به مراجع میگوید دخترم...پسرم...
چه کسی در رابطه شخصی ما از این واژه ها استفاده میکند؟ پس انتقال میتواند حتی از طرف درمانگر ناخوداگاه با انتخاب واژه های نامناسب تسهیل شود.

حال که همه این احساسات چه مثبت و چه منفی میتوانند در هر صورت اتفاق های رایج در پروسه درمانی باشند - هر چقدر در جلسه های درمانی اعتماد بیشتری شکل میگیرد, احتمال انتقال نیز بیشتر میشود - اما باید از طرف درمانگر مورد توجه قرار گیرند، چرا که رمزهای مشکلات و مسائل ناهشیار درمورد احساسات پنهان و روابط مهم مراجع را برای درمانگر فاش میکنند.

چندین مثال رایج از اطاق درمان:

👈 مراجع تصور میکند که درمانگر با او به طور متفاوتی نسبت به دیگران است. گرچه هرگز این امکان مقایسه را نداشته و این نشان میدهد که خواسته‌های غیرواقع بینانه و نامعقول از شخص (انتقالی) درمانگر دارد.

👈 مراجعی که مدام درمانگر را از دید خود مورد لطف قرار میدهد و او را تحسین و تمجید می‌کند و او را بهترین دوست خودش می‌نامد. یک انتظار بیهوده.

👈 مراجعی که مدام به تشابهات درمانگر با والد یا فامیل اشاره میکند. تا احساس نزدیکی و اطمینان بسازد.

👈 مراجع وقتی درمورد والدین تنبیه گر و یا سو استفاده گرش تعریف می‌کند، نشانه‌هایی از خشم در تن صدا و حرکات بدن و استفاده از واژه ها را نسبت به درمانگر بروز میکند که میتواند همان خشم منفعل باشد.

یک درمانگر به این.مکانیسم اشناست...

ادامه دارد...
@thinkpluswithus

1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
در بالا انتقال و در چند مثال نحوه شکل گیری رو توضیح دادم. حالا این انتقال چطور اتفاق می‌افتد؟

در قسمت اول در باره رابطه ابژه توضیح دادم و میدانیم که تجربه مراجع از روابط اولیه‌اش در کودکی، بنیانی برای برقراری روابط کلی در زندگی او میباشد مهم اینجاست که این روابط درست است که از کودکی و نوجوانی شکل گرفته‌ اما به صورتی جدید اما با طرح های تغییر نیافته در روابط جدید خود را نشان میدهد. و این رفتار یا طرح در اتاق درمان نه تنها به خوبی توسط درمانگر قابل شناسایی میباشد بلکه نیز انتظار یک انتقال از سوی مراجع به درمانگر نیز میرود.

👈 یک نمونه از اتاق درمان: به رفتار والدین تنبیه گر مراجع من به عنوان مثال فکر کنید. مرجان مراجع من در دوران کودکی وقتی با مشکلی روبرو میشده و هیجانش را نشان می‌داده، والدین او را مورد سرزنش قرار میدادند و یا حتی تنبیه میکردند و او میگوید گاه ها احساسا از او فاصله می‌گرفتند (قهر کردن والدین). در نتیجه مرجان کودک تمام تلاشش بر این بود که از والدین پذیرفته شود و ترک مهر نشود و حتی هیجان خود را یک هیجان اشتباه براورد میکرد - یک نتیجه گیری مخرب. او تصمیم گرفت تا با عدم ابراز و یا سرکوب افکار و احساس و هیجانش، ارتباطش را با والد حفظ کرده از مقایسه او با خواهرش از این روش جلوگیری کرده (کنترل والد) تا نیازهای اساسی اش براورده شود. کودکان مدام ترس از ارضا نشدن نیازهای اولیه خود دارند!
و همین راه حل و یا طرحی می‌شود تا مرجان در تمام روابط آینده‌اش نیز برای پیشگیری از طرد شدن و پذیرفته شدن، احساس و هیجاناتش را سرکوب کرده و هر خشونتی را در روابطش بپذیرد و احساس خود را مخفی نگاه دارد.

حال در رابطه مرجان با من درمانگر هم ممکن است که از همین طرحواره استفاده شده و مرجان مرا همانند والدینش ببیند و هیجاناتش را از من مخفی کند. اما اگر در ارتباط با من احساس امنیت کند (نقش کوتاه من در پروسه به عنوان والد حمایتگر و ترک نقش در زمان درست توسط درمانگر مهم است)، می‌تواند همه‌ی هیجاناتش را نسبت به من اشکارا نشان دهد و این طرح جدید میتواند براورد صحیح مرجان از نیاز خود را به او بیاموزد و پذیرش او از خودش را قویتر کند.

قبلا گفته بودم که این انتقال مثبت و منفی تعریف میشود. مثلا اگر مرجان احساسی منفی خودش مانند خشم را به من درمانگر نشان دهد که ریشه در کودکی و شرطی شدن در روابط بعدی بزرگسالی او دارد، در این پروسه انتقال منفی اتفاق افتاده است. اما گاهی باید گفت که انتقال همیشه از یک رابطه‌ای منفی از گذشته نیست. گاهی اوقات انتقال میتواند یادآوری از یک رابطه‌ای مثبت در گذشته باشد که در این صورت، انتقال مثبت اتفاق می‌افتد و زمینه اطمینان را فراهم میکند، اینگونه انتقال دربردارنده احساساتی مثبت نسبت به درمانگر است.

به عنوان مثال فرهان در همان جلسه اول به من درمانگر میگوید تاکنون با هیچ درمانگری انقدر احساس خوب و صمیمیت نمی‌کردم. این اتفاق به خصوص در افرادی با اختلال شخصیت مرزی بسیار فراوان رخ می‌دهد. در اینجا نیز من درمانگر به فرهان اجازه داوم تا در بستر این رابطه مثبت بتواند به ابراز احساسات منفی‌ خودش نیز بپردازد. در واقع این انتقال مثبت برای من درمانگر هم زنگ خطر است چون میت.اند انتظارات خاصی را به همراه داشته باشد و هم بستر مناسب برای کمک به فرهان برای بروز هیجاناتش و خشم نهفته او و داستانهای سو استفاده از مربی کشتی او که هرگز بیان نکرده بود و بنیان خشم درون او بود.

انتقال چطور اتفاق می‌افتد؟

تجارب مراجع از روابط اولیه‌اش در کودکی، چارچوبی برای برقراری روابط بعدی او فراهم می‌کند. این روابط در گذشته شکل گرفته‌اند اما به صورتی تغییر یافته در روابط فعلی، خود را نشان می‌دهند. وقتی فردی به درمانگر مراجعه می‌کند، به دنبال آن است که تجربه‌ی جدیدی را در رابطه‌اش با درمانگر داشته باشد. اما آنچه که انتظار دارد تکرار تجارب قبلی‌اش در این رابطه است.

به عنوان مثال ممکن است فرد در دوران کودکیش وقتی هیجاناتش را نشان می‌داده، والدین از او فاصله می‌گرفته‌اند. در نتیجه کودک سعی می‌کند تا با عدم ابراز و یا سرکوب هیجانش، ارتباطش را با آن‌ها حفظ کند. همین راهی می‌شود برای اینکه فرد در روابط آینده‌اش نیز برای پیشگیری از طرد، هیجاناتش را ابراز نکند. در رابطه با درمانگر هم ممکن است او درمانگر را همانند والدینش ببیند و هیجاناتش را از او مخفی کند. اما اگر در ارتباط با درمانگر احساس امنیت کند، می‌تواند همه‌ی هیجاناتش را نسبت به او نشان دهد.

ادامه دارد...


@thinkpluswithus

2
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
در مورد انتقال و انتقال متقابل گفتگوهای فراوان شکل گرفته و انتقاد های زیادی شده. فکر میکنید چرا درمورد انتقال این همه گفتگو و سر و صدای زیادی وجود دارد؟

باید گفت که بنا به تجربه خودم و همکارانم در سوپر ویژن و استادانم انتقال در طول جلسات روان‌درمانی هم مزایایی دارد و هم معایبی. مثلا از بزرگترین مزایای ان این است که مراجع می‌تواند به اطمینان و آرامش برسد و خود واقعی‌ اش را در پروسه درمان نشان دهد و میتواند از این طریق روش های برخورد جدید با خود و نیازهای خود را بیاموزد و به خودش اجازه رشد دهد. استفاده اگاه از انتقال مراجع به عنوان یک تکنیک میتواند ابزار خوبی باشد تا به مراجع یاری دهیم که نسبت به مشکلات, افکار, هیجان, مهارت و سیستم معیوب در زندگی بینش جدیدی پیدا کند.
یکی از معایب انتقال که مهمترین نکته میباشد این است که اگر یک درمانگر واکنش منفی نسبت به انتقال از سوی مراجع نشان دهد یا از خودش به هر شکلی دفاع کند، درمان را برای وی غیر ممکن میکند. در واقع باید گفت که تشدید طرحواره مراجع شکل میگیرد.
مثلاً اگر مراجع نسبت به من خشم نشان می‌دهد و من آن را به خودم نسبت دهم، بدون اینکه ریشه آن را خشم به والد براورد کنم, تمام امکان یاری حرفه ای به مراجع را از او گرفته و نیز پروسه را محکوم به شکست میکنیم. در این صورت انتقال متقابل از طرف من مراجع شکل گرفته است. یعنی من احساسم نسبت به افراد مهم زندگی ام (عدم پذیرش) را به مراجع انتقال میدهم. در اینجا مشکل مراجع بسیار پیچیده تر میشود چرا که من درمانگر معمولاً از وقوع چنین اتفاقی در خودم (بدون درمان خودم) بی خبر میمانم و مکانیزم های دفاعی من امکان این بررسی نقطه های کور را در من به تنهایی غیر ممکن میسازد و این در حالی است که چنین احساساتی در من درمانگر می‌تواند بر پروسه درمان با مراجع تاثیر جبران ناپذیر بگذارد.

و یکی از راه حلها برای این امر مهم درمان درمانگر همانطور که در غرب معمول است و شرکت در سوپر ویژن های گروهی و شناخت نقطه های کور خود و طرحواره های خود است.

پایان

دکتر موریس ستودگان

#انتقال
#انتقال_متقابل


@thinkpluswithus

3
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)

📍دو روی سکه روتین یا روال

کار روتین و یا روال, زندگی روزمره ما را آسان می کند. روتین راحت است و شاید باعث صرفه جویی در انرژی می شود. روتین چه در تجارت و چه در خصوصی و چه در درمان ظاهرا جا افتاده است. برنامه ما به طور خودکار اجرا می شود, خودکار، خلبان اتوماتیک - به نظر همه چیز آسان تر و بهتر می رسد. و غیر این است که ما آن را آسان می خواهیم؟

ان روی سکه روتین یا روال: ما را نسبت به آنچه واقعاً مهم است کور می کند - خیلی ساده نمیبینیم و نمیخواهیم زحمت دیدن را به خودمان بدهیم. ما به یک حالتی هدایت می شویم که ما و سبک زندگی و حتی سبک درمان ما را از مسیر حرفه ای خارج میکند. و این شامل روان درمانگران هم میشود.

دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫
دکتر موریس ستودگان

🔶مهارت های شخصی
📍شناخت احساسات و مدیریت هیجان

🔻 چرا این مهم است که احساسات ما و دیگران را درک کنیم؟

یکی از مهمترین مهارت های زندگی مدیریت و مقابله موثر با هیجانهاست. منظور از مقابله سرکوب هیچ احساسی نیست. و منظورم این نیست که عصبانی نشویم و یا مضطرب نباشیم. خیر این از حقیقت زندگی مایلها فاصله دارد. هیجان به خودی خود مضر نیست. اگر ما ترس نداشتیم هرگز در مقابل خطر واکنش نشان نمی‌دادیم و یا اگر خشم را احساس نکنیم، نمیتوانیم از حق خود دفاع کنیم. پس نیاز به احساس و هیجان سالم سبب نجات ما میشود‌. ما در هر دقیقه ممکن است احساسات متفاوتی را تجربه کنیم. گریستن از روی شادی یا خندیدن به هنگام شوک، خوشحالی، ناراحتی، افسردگی، عصبانی بودن و غمگین شدن همه احساس ماست‌ و به همه در واقع نیاز داریم. شاید این مبحث به ما کمک کند که قدمی در درک احساسات خود و هیجان ناشی از آنها و احساسات دیگران برداریم. آنها را درک کنیم و یا برای خود بتوانیم توضیح دهیم که چرا احساسات ما گاهی اوقات شدیدتر هیجانی و یا با افراد متفاوت گوناگون هستند. هدف از این درک هیجانها و احساسات دوام رابطه هاست. این ایده های عملی را در مورد چگونگی مدیریت احساسات و هیجان را خودم در طی سالیان دراز تحصیل و تجربه و کار با مراجع جمع آوری کردم و با انتقال انها اکنون امیدوارم که بتوانیم قدمی در راه دراز کسب این مهارت مهم برداریم. شاید حداقل یک نکته جدید در آنها برای مدیریت احساس و هیجان پیدا شود تا کمکی گردد. اما لازم است در ابتدا بدانیم که احساسات و هیجانها همیشه به طور کامل توسط ما قابل مدیریت نیستند و آن تا زمانی است که به آنها آگاهی کامل نداشته باشیم. درک احساسات و هیجانات ما و دیگران میتواند رابطه ها را محکم تر کند و از سو برداشت پیشگیری کند. اگر ما بپذیریم که هر شخصی تجربیات خاص به خود را دارد و خود را با تجربیات خود بپذیریم از ایجاد و پایداری رابطه ها، که هدف اصلی این گفته هاست، پشتیبانی میشود.

🔺احساسات و هیجان ناشی از آن چیستند؟
با شنیدن احساس حواس پنجگانه از ذهن همه ما خطور میکند و‌ بخشی از آن درست است. «احساسات؛ دریافت مجموعه ای از پیامهای مرتبط که بر اساس نیاز و یا تجربه به کمک هورمونها در ارتباط با پدیده های بیرونی شکل میگیرند» (م. ستودگان ۲۰۰۰) میباشند. همه ما از کودکی در برخورد با پدیده های بیرونی و بر اثر فرایند هایی مانند تفکر، استدلال، فهم، حافظه و ادراک شناخت پیدا می کنیم و از این طریق درباره جهان خارج و خویشتن اندیشیدن را می‌آموزیم. میتوانیم بر اساس این شناخت ها تصمیم بگیریم و برای مشکلات به دنبال چاره باشیم و یا خاطره ای را یادآوری کنیم که تجربه ای را از آن اموختیم. همزمان با تمام این فرایندها احساس درونی نیز پیدا میشود.. ممکن است چیزی را خوب و خوشایند و چیزی را کمتر خوب و ناخوشایند ارزیابی کنیم. وقتی از مادر خود نوازش میشویم، خوشحالیم. گاهی احساس دلتنگی و گاه احساس شور و شادی میکنیم. اینگونه احساس های قابل تجربه را می توان هیجان❗️ نامید. هر هیجان سه بعد دارد:
👈بعد فیزیولوژیک؛ بدن ما در زمان هیجان واکنش نشان میدهد. مانند تپش قلب هنگام ترس.

👈بعد رفتاری؛ همه پس از تجربه یک هیجان رفتار خاصی از خود نشان میدهند. مثلاً در هنگام عصبانیت پرخاش میکنند یا اجتناب از پرخاش و سرکوب.

👈بعد شناختی؛ هیجانها بدنبال فکر، تجربه و آموخته ها شکل میگیرند. مثلاًدر خانه تنها باشیم و صدایی بشنویم ممکن است فکر کنیم که کسی دیگر در خانه است و اضطراب بگیریم.

هیجانهای منفی گاهی احساسات بازتاب و کنترل نشده هستند. هیجان منفی در ابعاد مختلف خود میتواند گاهی سبب اضطراب شود.

🔻برای شروع به درک احساسات خود و هیجانات ناشی از ان، باید از خودمان دو سوال بپرسیم:

👈الف) چگونه و چه چیزی را احساس می کنم؟ {که من به آن «رجوع به احساس» میگویم.}

👈ب) چگونه من می دانم که این احساس از کجا سرچشمه میگیرد؟

احساسات ما اکثرا در تعاملات فیزیکی و یا ذهنی شکل میگیرند. در تعامل با دیگران باید بدانیم که آنها هم احساساتی دارند که هیجان ها را سبب میشوند. همزمان با توجه به احساسات خودمان نیز باید از احساس دیگران نیز آگاهی داشته باشیم.

🔻ما همچنین باید از خود بپرسیم:

پ) چگونه دیگران احساس می کنند و چگونه من آن را معنی میکنم؟

روش های متعددی وجود دارد که می توانیم بگوییم که دیگران چه احساسی دارند، اما به ویژه با مشاهده آنچه که می گویند (انتخاب واژه ها) و رفتار آنها مثل میمیک و ژستیک صورت و از جمله زبان بدن آنها است که به ما کمک میکند احساس آنها را ارزیابی و برای خود معنا کنیم.

ادامه دارد...
@thinkpluswithus
۱
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
🔶چگونه ما هیجان را تجربه میکنیم؟

تجربه هیجان در ما بیشتر در بعد فیزیولوژیک صورت میگیرد. این مربوط به تقسیم بندی دستگاه عصبی مرکزی در انسان می‌باشد که مغز را به سه قسمت عمده تقسیم می کند که در تصویر زیر قابل مشاهده می‌باشد . قسمت ابتدایی ساقه مغز و سایر دستگاه های مرتبط هستند که عملکرد حیاتی و تنفس را بر عهده دارد. بخش میانی ساختار لیمبیک limbic هست که تجربه هیجان در این مرکز اتفاق می افتد، پس مدیریت هیجان نیز در این قسمت اتفاق خواهد افتاد. و قسمت بالا قشر بیرونی مغز است که عملکرد ان تفکر و فرآیندهایی مانند چاره جویی در مشکلات و …می‌باشد.
تعامل بین ساختار لیمبیک و قشر بیرونی مغز تا حدودی رابطه مستقیمی است. به این معنا که وقتی اتفاقی میفتد و ما در حال تجربه یک هیجان هستیم و این بخش از مغز کاملا فعال است و قشر بیرونی مغز نافعال می شود. (مثلاً وقتی از موش می‌ترسیم با دیدن آن ممکن است بلرزیم، گر چه می‌دانیم که با یک لگد میتوانیم بر موش قایق شویم ولی چون مرکز دانستن فعال نیست و فقط مرکز هیجان و احساس در آن لحظه فعال است قادر به درک واقعیت نیستیم. ولی این بدان معنا نیست که ما نمی توانیم هیجان خود را کنترل کنیم. خوشبختانه تکنیک های رفتاری خوبی وجود دارند که به ما کمک می کنند تا بتوانیم رابطه بین این دو ساختار را به حالت تعادل در بیاوریم که در بخش بعد توضیح خواهم داد. ولی لازم است که بدانیم در زمان هیجان چگونه مغز ما فعال یا غیر فعال میشود. در مشاوره شاید برای مشاور آسانتر باشد که با این مکانیزم درک کند که چرا یک مراجع که خود قربانی می‌باشد در عین حال دیگران را قربانی میکند. زیرا در حالات هیجانی ادراک قادر به تصمیم نیست‌.کودکی که از والدین خود مورد خشونت قرار گرفته، خشونت را به دیگران اعمال میکند، چرا که در هیجان خود قوه تصمیم و بازتاب ندارد.


اما همانطور که گفتبم، همانطور که ماهیچه های ما را پرورش میدهیم میتوانیم درک احساس و هیجان خود و معنا بخشی به احساس و هیجان دیگران را در خود نیز پرورش دهیم. تحقیقات نشان می دهند که بیش از 80٪ ارتباطات غیر کلامی است، به این معنی که از زبان بدن و ژستیک بیان صورت میتوان به احساسات دیگران پی برد. البته گفته باشم که nvbl زبان بدن در بسیاری از فرهنگها میتواند متفاوت فهمیده و برداشت و معنا شود.

شاید دقت کرده اید، بسیاری از ما دوست نداریم در مورد احساساتمان صحبت کنیم، مخصوصا اگر آنها واقعا برای ما حایز اهمیت هستند، اما گونه زیادی از آن احساسها بدون کنترل ما به شکل nvbl زبان بدن ما بیان میشوند. در این راستا در +Think و کانال @thinkpluswithus مطالبی ارایه شده.

🔺احساسات، هیجانها و مغز

بروز هیجان‌های ناشی از احساسات ما آگاهانه کنترل نمی شوند. همانطور که یونگ میگوید، ما ۷۰ درصد از ناخوداگاه خود کنترل میشویم. در تصویر زیر می‌بینید و همانطور که در بالا گفتیم، بخش مهمی از مغز که به احساسات و هیجانات مرتبط است، سیستم لنبی یا لیمبیک limbic است. تحقیقات نشان میدهند که این بخش مغز انسان نسبتا زودتر از بقیه مغز در سیر تکاملی شکل گرفته است و کاملا ابتدایی است. این توضیح میدهد که چرا پاسخ عاطفی اغلب بسیار ساده، اما بسیار قدرتمند است: مثلا ما می خواهیم گریه کنیم، فرار کنیم یا فریاد بزنیم. این به این دلیل است که محرک‌هایی که مغز به انها پاسخ های احساسی میدهد بر اساس نیاز انسان به بقا استوار است.

👈احساسات ما به شدت به حافظه و تجربه ما ارتباط دارند. اگر چیزی بدی پیش از این برای ما اتفاق افتاده باشد، پاسخ احساسی ما به یک محرک مشابه احتمالا قوی خواهد بود. «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد»

ادامه دارد...
@thinkpluswithus
۲
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
قسمت‌های مغز
تصویر اول thinkpluswithus@