Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت ششم

🔠آیا پروسه اعتیاد و ترک ان برا همه یکسان است

خیر، اعتیاد برای همه افراد یکسان نیست و حتی ترک اعتیاد برای افراد بر حسب تاب‌آوری و مهارت های آنها گوناگون است.
اعتیاد به مواد مخدر و رفتارهای مضر مانند مصرف الکل، دخانیات، قمار و اینترنت می‌تواند بر افراد با توجه به عوامل مختلفی مانند ژنتیک، عوامل محیطی، شرایط زندگی، سابقه روانی و عوامل فردی تأثیر بگذارد. عوامل متعددی می‌توانند در ایجاد اعتیاد نقش داشته باشند و هر فرد به طور مختص به شرایط خود واکنش نشان می‌دهد. همچنین، واکنش به درمان و روش‌های درمانی نیز برای هر فرد ممکن است متفاوت باشد. بنابراین، هر فرد بر اساس شرایط فردی خود ممکن است به شکل متفاوتی به اعتیاد وابسته شود و نیاز به روش‌های درمانی منحصر به فرد داشته باشد.

با افراد مقاوم به درمان چگونه برخورد کنیم


با افراد مقاوم به درمان صحبت کردن ممکن است چالش‌برانگیز باشد، اما در ادامه چند راهنمایی برای برقراری ارتباط موثر با آنها را می‌توانید در نظر بگیرید:

1. نشان دادن تعامل و توجه: نشان دهید که به نظرات و تجربیات آنها اهمیت می‌دهید، به آنها گوش دهید و به سوالاتشان پاسخ دهید. این نشان می‌دهد که شما به آنها احترام می‌گذارید و ارزش قائل هستید.

2. ایجاد ارتباط معنادار: برقراری ارتباط عاطفی و معنادار با افراد مقاوم به درمان می‌تواند موثر باشد. سعی کنید درک و همدردی خود را با آنها به اشتراک بگذارید و احساساتشان را متوجه شوید.

3. استفاده از سبک ارتباطی مؤثر: در ارتباط با افراد مقاوم به درمان، سعی کنید از روش‌های ارتباطی مؤثر استفاده کنید. مثلاً، استفاده از سوالات باز برای تشویق آنها به انتشار بیشتر و درک بهتر مسائلی که با آنها مواجه هستند، می‌تواند مفید باشد.

4. احترام به حریم شخصی: در ارتباط با افراد مقاوم به درمان، حریم شخصی آنها را رعایت کنید. اجبار به درمان یا ارائه راه‌حل‌هایی که آنها نمی‌پذیرند، ممکن است به جای کمک کردن، بیشتر مقاومت را افزایش دهد.

5. بهبود انگیزه: تلاش کنید با افراد مقاوم به درمان انگیزه سازی کنید.

6. ارائه اطلاعات و آگاهی: به افراد مقاوم به درمان اطلاعات مربوط به بیماری یا وابستگی آنها را ارائه کنید. این اطلاعات می‌تواند به آنها کمک کند تا بیشتر درک کنند که چرا درمان مهم است و چگونه می‌تواند به آنها کمک کند.

7. تشویق به تغییرات کوچک: به جای انتظار تغییرات بزرگ و ناگهانی، تشویق کنید تا افراد مقاوم به درمان تغییرات کوچک و قابل قبولی را در زندگی خود ایجاد کنند. این تغییرات کوچک ممکن است در مسیر بهبود پیشرفت کنند و انگیزه را برای ادامه درمان افزایش دهند.

8. همکاری با تیم درمانی: در صورت لزوم، با تیم درمانی مربوطه همکاری کنید. تیم درمانی که شامل متخصصان بهداشت روانی و متخصصان درمانی است، می‌تواند راهنمایی و پشتیبانی لازم را در ارتباط با افراد مقاوم به درمان ارائه دهد.

9. صبور و متفهم بودن: افراد مقاوم به درمان ممکن است در مواجهه با مشکلات و پیشرفت‌های کند، متردد یا عصبانی باشند. در این مواقع، صبور و متفهم بودن شما می‌تواند به آنها اعتماد و انگیزه بیشتری بدهد.

10. پشتیبانی مستمر: ارائه پشتیبانی مداوم و پیوسته می‌تواند برای افراد مقاوم به درمان بسیار مهم واقع شود. از آنها بپرسید چگونه میمند که شما را در برنامه‌های درمانی یا تغییرات زندگی خود حمایت کند و چگونه می‌توانید به آنها کمک کنید. نشان دادن حضور مستمر و اظهار اعتقاد به توانایی آنها در تغییر و بهبود می‌تواند انگیزه آنها را تقویت کند.

در نهایت، مهم است به خاطر داشته باشیم که با افراد مقاوم به درمان کار کردن زمان‌بر و پیچیده است و نتایج فوری نخواهد داشت. باید صبور و پشتکار داشته باشیم و برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی آنها ادامه بدهیم. همچنین، این ممکن است مفید باشد که از منابع دیگری که در حوزه اعتیاد و درمان وابستگی وجود دارد، استفاده کنیم تا مهارت‌ها و روش‌های بیشتری برای برقراری ارتباط با افراد مقاوم به درمان به دست آوریم.

12

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت ششم

🔠نکاتی در باب درمان اعتیاد

همه ما میدانیم که اعتیاد در هر شول ان یک موضوع پیچیده است و نیازمند رویکردهای متعدد برای درمان است. در حقیقت، درمان اعتیاد ممکن است شامل رویکردهای پزشکی، روانشناسی، اجتماعی و روانپزشکی باشد. در ادامه، به برخی از رویکردها و روش‌های درمان اعتیاد از نظر علمی و روانشناسی اشاره خواهم کرد:

1. درمان فیزیکی: در مواردی که شخص اعتیاد به مواد مخدر مانند الکل یا مواد مخدر قوی مانند هروئین دارد، درمان فیزیکی و تجویز داروها ممکن است برای کاهش علائم جسمانی قطعی و کمک به ترک اعتیاد لازم باشد. این درمان معمولاً توسط پزشکان و تیم‌های درمانی متخصص اعتیاد انجام می‌شود.

2. روانشناسی فردی: مشاوره یا روان درمانی فردی می‌تواند به افراد کمک کند تا عوامل روانی، رفتاری و اجتماعی که به اعتیاد منجر می‌شود را شناسایی کنید و به دنبال راه‌هایی برای مقابله با آنها بگردید. این روش ممکن است شامل تغییر الگوهای رفتاری، تقویت مهارت‌های مقابله و توانمندسازی شما در مواجهه با فشارها و استرس‌های زندگی باشد.

3. روش‌های مبتنی بر شناخت: روش‌های مبتنی بر شناخت مانند مداخله مبتنی بر آگاهی (mindfulness)
و مداخله مبتنی بر شناخت
(cognitive intervention)،
فرد را در درک و تغییر الگوهای فکری و با عملکردی که به اعتیاد منجر می‌شود، یاری می‌دهند. این روش‌ها به فرد کمک می‌کنند تا به طور فعال با افکار و احساسات مرتبط با اعتیاد خود مواجهه کنند و راه‌های سازنده‌تری برای مدیریت آنها پیدا کنند.

4. مشارکت در گروه‌های حمایتی: شرکت در گروه‌های حمایتی مانند
(Narcotics Anonymous) الکلی ناشناس یا سیگاری ناشناس
(Alcoholics Anonymous)
می‌تواند بسیار مفید باشد. در این گروه‌ها، افراد با تجربیات مشابه از همدیگر پشتیبانی می‌کنند، ایده‌ها و راهکارهای موثر را به اشتراک می‌گذارند و ارتباطات معنوی و انگیزشی را تقویت می‌کنند.

5. رویکردهای خانواده و اجتماعی: درمان اعتیاد ممکن است شامل مشاوره خانواده باشد. در این رویکرد، اعضای خانواده به عنوان یک تیم درمانی مشارکت می‌کنند و با همکاری برای بهبود روابط خانوادگی، تحقیق در مورد نحوه حمایت از فرد معتاد و ایجاد محیطی سالم و پایدار، به ترک اعتیاد کمک می‌کنند.

شاید مهمترین نکته در درمان اعتیاد، ترک تمامی منابع مواد مخدر است و همچنین تمرکز بر یک روش درمانی چند جانبه و ترکیبی سیستمی که به شخص معتاد بسته به نیازهای خاص او انتخاب شده است. این رویکردها معمولاً توسط تیم‌های متخصص اعتیاد، شامل روانشناسان، روان پزشکان، مشاوران اعتیاد و مددکاران حرفه ای و سایر حرفه‌ای‌ها که در حوزه درمان اعتیاد فعالیت می‌کنند، ارائه می‌شود. همچنین، ادامه درمان و پشتیبانی بلندمدت برای حفظ بهبود و جلوگیری از عود اعتیاد نیز بسیار اهمیت دارد.

مهم است توجه داشته باشیم که درمان اعتیاد یک فرایند سیستمی است و نیاز به صبر، تعهد و همکاری شخص معتاد و خانواده او دارد. همچنین، هر فرد ممکن است به روش‌ها و درمان‌های متفاوتی نیاز داشته باشد. بنابراین، مشاوره حرفه‌ای و یک برنامه درمانی شخصی و مناسب برای شرایط شخصی فرد بسیار مهم است.

در کل، درمان اعتیاد از نظر علمی و روانشناسی بهبود قابل توجهی را در کاهش استفاده از مواد مخدر، بهبود سلامت روانی و بهبود کیفیت زندگی شخص معتاد و خانواده او به ارمغان می‌آورد.

باید اگاه باشیم که اعتیاد یک حالت مزمن و پیچیده است که به طور عمده توسط دو عنصر مشترک تعریف می‌شود: *️⃣وابستگی فیزیولوژیک و🔠وابستگی روانشناختی.

وابستگی فیزیولوژیک به معنای وابستگی بدن به ماده مخدر است. مصرف ماده‌ی مخدر باعث تغییرات در سیستم عصبی می‌شود و بدن به طور فیزیولوژیک به ماده وابسته می‌شود. اگر مصرف ماده ناگهان قطع شود، علائم جسمانی ناخوشایندی مانند تشنج، تعریق، ترمور و اضطراب ممکن است رخ دهد.

وابستگی روانشناختی به معنای وابستگی ذهنی و روانی به ماده است. افرادی که به ماده‌ای وابسته هستند، قویاً به آن نیاز و وابستگی روانی به آن دارند. آنها ممکن است برای تجربه اثرات مطلوب ماده، کاهش علائم ناخوشایند قطع مواد، یا به دنبال لذت و خوشایندی‌های فوری با مصرف ماده، به طور مداوم و مکرر آن را مصرف کنند.

محققان معتقدند که اعتیاد یک ترکیب پیچیده از عوامل ژنتیکی، محیطی و رفتاری است. عوامل ژنتیکی می‌توانند موروثی باشند و احتمال بروز اعتیاد را در فرد افزایش دهند. همچنین، محیط و عوامل رفتاری مانند فرهنگ، شرایط اجتماعی، استرس، تجربه‌های زندگی و روند یادگیری نیز بر روی بروز اعتیاد تأثیر می‌گذارند.

13

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت ششم

🔠مکانیزم هایی که بر روی ترک می‌توانند تأثیر گذار باشند

محققان‌ در این زمینه بر اساس تحقیقات و مطالعات بسیاری، مکانیسم‌های مختلفی را برای عملکرد اعتیاد توضیح داده‌اند که دانستن برای ترک اعتیاد بسیار موثر است. برخی از این مکانیسم‌ها عبارتند از:

1. اثر بر بخش‌های مغز: مصرف مواد مخدر ممکن است به تحریک بخش‌های خاصی از مغز، به ویژه سیستم پاداش، سیستم حافظه و سیستم تنظیم هیجانی، منجر شود. این تحریک‌ها باعث آزادی مواد شیمیایی مغزی مانند دوپامین می‌شود که تجربه‌های لذت‌بخش و تحولات مزاجی را تحریک می‌کند. در درمان از همین روش برای ترک اعتیاد استفاده می‌کنیم.

2. تغییرات در سیستم بلع یا استشمام : بعضی از مواد مخدر می‌توانند بر سیستم بلع و استشمام مؤثر باشند و باعث افزایش مصرف ماده و تشدید وابستگی شوند. به عنوان مثال، دود سیگار آزاد کننده‌ های نیکوتین را به مغز ارسال می‌کند و می‌تواند به تشدید وابستگی به نیکوتین منجر شود.

3. تغییرات در سیستم هضم و جذب: مواد مخدر ممکن است تغییراتی در سیستم گوارش و جذب مواد مغذی ایجاد کنند که به تنظیم سطح انرژی و تأثیر بر سلامت کلی بدن مرتبط باشد.

4. تغییرات در سیستم عصبی مرکزی: مصرف مواد مخدر می‌تواند به تغییراتی در سیستم عصبی مرکزی منجر شود که تأثیری بر عملکرد شناختی، توجه، حافظه و تصمیم‌گیری دارد. این امر در پروسه درمان بسیار موثر است.

5. تغییرات در سیستم اندوکرین: مصرف مواد مخدر ممکن است تأثیراتی بر سیستم اندوکرین (سیستم هورمونی بدن) داشته باشد. برخی از مواد مخدر می‌توانند تولید هورمون‌های بدن را تحت تأثیر قرار داده و تغییرات در سطح هورمون‌های استرس، هورمون‌های جنسی و سایر هورمون‌های مرتبط با خلق و خو در بدن ایجاد کنند. در نتیجه در پروسه درمان این تغییرات بسیار واضح بروز خواهند کرد.

6. عوامل ژنتیکی: تحقیقات نشان داده است که عوامل ژنتیکی نقشی در بروز اعتیاد دارند. برخی از افراد به دلیل وجود تغییرات وراثتی در ژن‌های مرتبط با سیستم های بلع، پاداش و تنظیم هیجانی، به ماده‌های مخدر حساسیت بیشتری دارند.طبیعتا آگاهی افراد به این مطلب می‌تواند کمک بزرگی به درک آنها از رفتار اعتیادی آنها گردد.

7. عوامل محیطی و رفتاری: عوامل محیطی و رفتاری نیز نقش مهمی در بروز اعتیاد ایفا می‌کنند. فرهنگ، شرایط اجتماعی، تجربه‌های زندگی، فشارها و تنش‌های روزمره، دسترسی به مواد مخدر و رفتارهای مشترک اجتماعی می‌توانند تأثیرگذار باشند. از اینرو از افراد در زمان‌های مشخصی در محیط های بسته برای درمان مراقبت می‌شود.

در کل، اعتیاد یک وضعیت کاملا پیچیده سیستمی است که توسط عوامل ژنتیکی، محیطی، فیزیولوژیکی و روانشناختی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. درک این عوامل و مکانیسم‌های عملکرد اعتیاد، به ما کمک می‌کند تا روش‌های بهبود و درمان مناسب را برای مدیریت و کاهش اعتیاد با آموزش مهارت های زندگی ارائه دهیم.

نکته ای برای روانشناسان و سیستم کمکی که می‌تواند در بروز از سترس و برن اوت مؤثر باشد:

الف) ارتباط و ارتباط مؤثر: برای یک روانشناس کار با افراد مبتلا به اعتیاد، مهارت‌های ارتباطی قوی و ارتباط مؤثر بسیار حائز اهمیت است. باید توانایی برقراری رابطه اعتمادساز با مراجعین را داشته باشیم و بتوانیم به آنها به عنوان یک شنونده فعال گوش کرده و همدلی کنیم. همچنین، توانایی در ارائه پشتیبانی و انگیزه‌بخشی به مراجعین برای شروع و حفظ فرایند درمان نیز بسیار مهم است.

ب) روانشناسی برای خود: برای ارائه بهترین خدمات به افراد مبتلا به اعتیاد، روانشناس باید به خودش هم توجه کند. این شامل مراقبت از سلامت روانی و جسمی خود، مشاوره و سوپرویژن، توسعه مهارت‌های حرفه‌ای و به روز بودن با تحولات و تحقیقات جدید در حوزه اعتیاد می‌باشد.

14

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت هفتم

🔠 بهترین اقدام در درمان اعتیاد ها کدام است

درمان اعتیاد یک فرایند چندجانبه است و بهتر است از یک رویکرد یکپارچه و متعدد درمانی استفاده شود. در زیر بهترین اقدامات در درمان اعتیاد را بررسی می‌کنم:

۱. شناخت و فهمیدن موضوع: اولین قدم در درمان اعتیاد، شناخت و فهمیدن مشکل اعتیاد است. برای درمان موثر، شخص باید درک کاملی از اعتیاد خود داشته باشد و عوامل موثر بر آن را بشناسد.

۲. مشاوره و روان‌درمانی: مشاوره و روان‌درمانی از ابزارهای اساسی در درمان اعتیاد است. روان‌درمانی به شخص کمک می‌کند تا عوامل عاطفی، روانی و روابطی که به اعتیاد منجر شده‌اند را بشناسد و به مدیریت آن‌ها بپردازد.

۳. پشتیبانی اجتماعی: حمایت و پشتیبانی از خانواده، دوستان و گروه‌های حمایتی می‌تواند در فرایند بهبود و درمان اعتیاد بسیار موثر باشد. ایجاد شبکه‌های اجتماعی سالم و محیط‌های پشتیبانی که به شخص اعتیادی کمک می‌کند با مشکل خود مقابله کند، بسیار مهم است.

۴. داروهای درمانی: برخی از اعتیادها می‌توانند با استفاده از داروهای درمانی مدیریت شوند. معمولاً داروها در کنار مشاوره و روان‌درمانی استفاده می‌شوند تا عوارض جانبی کاهش یابند و فرایند بازیابی را تسریع کنند.

۵. تغییر سبک زندگی: تغییر سبک زندگی به عنوان یک قسمت اساسی از درمان اعتیاد می‌تواند بسیار مهم و مؤثر باشد. این شامل بهبود تغذیه، ورزش منظم، خواب کافی، مدیریت استرس و ایجاد سبک زندگی سالم است. این تغییرات می‌توانند به شخص کمک کنند تا بهبود فیزیکی و روانی خود را تجربه کند و از عوامل تحریک کننده اعتیاد دوری کند.

۶. گروه‌های حمایتی: شرکت در گروه‌های حمایتی مانند گروه‌های مبتنی بر برنامه‌های دوازده مرحله، گروه‌های مصرف کنندگان نیکوتینی، یا گروه‌های حمایتی مشابه می‌تواند بسیار مفید باشد. در این گروه‌ها، افراد می‌توانند تجربیاتشان را به اشتراک بگذارند، از دیگران یاد بگیرند و پشتیبانی روانی و اجتماعی بیابند.

۷. مدیریت خطر و پیشگیری از لغزش
مدیریت خطر و آموزش راه‌های مقابله با شرایط ناگوار و عوامل تحریک کننده می‌تواند به شخص کمک کند تا از عود به اعتیاد جلوگیری کند. این شامل شناخت عوامل خطر، توسعه استراتژی‌های مدیریت استرس، مدیریت زمان، و ایجاد سازوکارهای پشتیبانی و حفاظت است.

در نهایت، باید توجه داشت که درمان اعتیاد یک فرایند طولانی و پیچیده است و هر شخص به شیوه‌ها و روش‌های مختلف متناسب با نیازها و شرایط خود باید به درمان مشخصی متمرکز شود. همچنین، حمایت خانواده و دوستان نقش بسیار مهمی در موفقیت درمان اعتیاد دارند. برای انتخاب بهترین اقدام در درمان اعتیاد، مهم است با یک نگاه سیستمی و تیم متخصص درمانی با متخصص درمان اعتیاد همراه بود.

همچنین، درمان اعتیاد ممکن است شامل درمان های متعددی نظیر درمان روانشناختی، درمان دارویی، درمان رفتاری شناختی، درمان سیستمی و خانواده و درمان متمرکز بر گروه باشد. برنامه درمانی ممکن است ترکیبی از این روش‌ها باشد که با تیم تخصصی قابل برنامه ریزی می‌باشد.

در کل، برای انتخاب بهترین اقدام در درمان اعتیاد، مهم است توجه داشته باشیم که هر فرد و هر اعتیاد منحصر به فرد است و باید برنامه درمانی مناسب برای فرد تعیین شود. دریافت حمایت حرفه‌ای، تمرکز بر تغییر سبک زندگی و ایجاد یک شبکه پشتیبانی قوی می‌تواند بهبود و درمان موثری را به همراه داشته باشد.

15

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠قسمت هشتم‌

*️⃣منابع

در زمینه اعتیاد و درمان وابستگی، منابع فراوان وجود دارد و در اینجا منابع زیر بیشتر مورد استفاده قرار گرفته اند.

1. "Substance Abuse Treatment and the Stages of Change: Selecting and Planning Interventions"
Gerard J. Connors / Dennis M. Donovan، / Carlo C. DiClemente.

2. "Motivational Interviewing: Helping People Change"
William R. Miller / Stephen Rollnick.

3. "Treating Addiction: A Guide for Professionals"
William R. Miller / Alyssa A. Forcehimes.

4. "Cognitive-Behavioral Therapy for Substance Use Disorders"
Bruce S. Liese و Aaron T. Beck.

5. "The Addiction Counselor's Desk Reference"
Robert Holman Coombs.

6. "Group Treatment for Substance Abuse: A Stages-of-Change Therapy Manual"
Mary Marden Velasquez / Cathy Crouch / Nanette Stokes Stephens، / Carlo C. DiClemente.

7. "Integrative Approaches to Supervision"
Michael Carroll / Margaret Tholstrup.

8. "The Mindfulness Workbook for Addiction: A Guide to Coping with the Grief, Stress, and Anger that Trigger Addictive Behaviors" Rebecca E. Williams / Julie S. Kraft.

9. "Substance Abuse Counseling: Theory and Practice"
Patricia Stevens /Robert L. Smith.

10. "Addiction Medicine: Science and Practice" Bankole A. Johnson.


16

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from THINK+BOOKS
Forwarded from دکتر موریس ستودگان
👍1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
A Critical Moment in Psychiatry: The Need for Meaningful Psychotherapy Training in Psychiatry

Renato D. Alarcón, MD, MPH
Thomas J. Craig, MD, MPH
Marshall Fitz, MD
Ross J. Baldessarini, MD, PhD

February 28, 2020

ترجمه: دکتر موریس ستودگان برای +Think


یک زمان بحرانی در روانپزشکی: نیاز به آموزش معنادار روان درمانی در روانپزشکی


چکیده Abstract / خلاصه Synopsis:

این دومین مقاله از سلسله مقالاتی هست که نیاز به آموزش روان درمانی در تحصیلات روانپزشکی را بررسی می کند. در قسمت اول مواردی که باعث شده است روان درمانی بتواند در روانپزشکی به طور کلی بروی نیمکت انتظار بنشیند و همچنین آموزش روانپزشکی مورد بررسی قرار گیرد: نجات یک بخش اساسی از روانپزشکی آموزش روان درمانی در تحصیلات روانپزشکی میباشد.

📍 اظهار نظر Commentary
آژانس های مختلفی مانند شورای تحصیلات تکمیلی آموزش پزشکی آمریکا (1) (Milestone Project ) و سازمان های حرفه ای و دانشگاهی کانادا (2) از آموزش روان درمانی در برنامه های رزیدنسی روانپزشکی حمایت کرده اند. با این حال ، دیگران ، با وجود این دشواری ها در هماهنگی مراقبت های بالینی در بین متخصصان مراقبت های بهداشتی مختلف ، از چنین تلاش هایی بسیار انتقاد کرده اند و حتی صراحتاً پیشنهاد کرده اند که روان درمانی در دست غیر پزشکان باشد .(3) در نتیجه ، تعداد فزاینده ای از برنامه های تحصیلی روانپزشکی آمریکای شمالی ساعات بیشتری اختصاص به تیوری های روانپزشکی و در قبال ان آموزش روان درمانی را نیز کاهش داده اند.

📍 ملزومات کاورزی و آموزش روان درمانی

برنامه ریزی برای آینده کارورزی در روانپزشکی باید واقعیت های مطالبات دانشگاهی و خدماتی را در برابر لزوم دیدگاه هماهنگ به پزشکی و روانپزشکی که شامل یک مؤلفه معتبر انسانی است ، بسنجد. برنامه های آموزشی و برنامه درسی هوشمندانه و مؤثر و همکاری سازنده در بین متخصصان برای ارتقاء صلاحیت در رویکردهای متنوع مورد نیاز است و این با هدف بستن شکاف بین علوم بیولوژی پزشکی انسان گرایانه و عملکرد کلینیک های روانپزشکی با یک دید جامع و انسان دوستانه و از این طریق ، مجدداً گفت و گویی در زمینه ای که اخیراً توسط مباحث ناموزون خدشه دار شده است, احیا شود. (7,8) یادگیری و اموزش روان درمانی باید تعادل جنبه های به ظاهر متناقض هویت روانپزشک را دنبال کند (یعنی علوم اعصاب در قبال دانش روانشناختی و فرهنگی). این جنبه ها نه تنها می توانند با همزیستی موفقیت آمیز باشند بلکه می توانند یکدیگر را تقویت کنند. از این گذشته ، یادگیری مهارت تحمل شرایط با عدم اطمینان باید یک اصل مهم در رابطه با آموزش رزیدنسی روانپزشکی به طور کلی و بویژه در آموزش روان درمانی باشد (9).

بنابراین ، اهداف آموزش روان درمانی در دانشکده پزشکی باید براساس آرمانهای زیر باشد:

1. مفاهیم اساسی روان درمانی باید با تأکید بر یک اتحاد درمانی قوی و معنادار ، آموزش داده شود. (10,11) اهداف ، اصول نظری ، جنبه های عملی ، نظارت و ارزیابی ، و همچنین تکنیک های درمانی مبتنی بر دستیابی که با کار گروهی چند رشته ای ، تخصیص کافی از مسئولیت ها ، و هماهنگی مدیریت و پیگیری ها ترکیب شده که در آن ترکیب شده اند.

2. روان درمانی باید در طول چهار سال رزیدنسی با ترقی در درک پیچیدگی موضوع و براساس ترجیحات مصاحبه شده توسط کارآموز ، حداکثر بعد از سال دوم اموخته شود. در اینجا بیش از سه انتخاب پیشنهاد نمی شود ، از رویه هایی مانند بررسی مختصر ، حمایتی ، روان پویایی SD رفتاری شناختیCB ، رفتار درمانی دیالکتیکی DBT، ذهن آگاهی ، گروه / خانواده ، اموزش در روانکاوی PE و غیره و بر اساس اطلاعات دقیق در مورد خصوصیات متمایز (مانند فرآیندها ، اثربخشی ، نتایج و غیره) بنا گردد.

3. شرایط شخصی و الزامات فنی (از جمله دسترسی به کتاب مرجع علمی، اطلاعات مبتنی بر اینترنت و سرپرستان توانمند و سوپروایزر) و همچنین مطالعات موردی بالینی با محوریت متغیرهای مختلفی از جمله سن ، اجتماعی و اقتصادی و پیشینه فرهنگی نیز باید درج شود. فرمول های مفهومی منفرد را می توان در موارد روان درمانی شخصی انتخاب کرد ، و قرارداد با گروههایی که محدودیت زمانی در دوره اموزش دارند, می توانند توانایی کارآموزان را در ایجاد درک همدلی از بیماران و محیط اطراف خود تقویت کنند. (12,14)

ادامه دارد...

@thinkpluswithus Dr. Setudegan

1/4
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
4- حداقل یک پنجم از زمان در دو سال اول رزیدنسی باید شامل نظارت فردی یا گروهی ، موارد و مباحث شبیه سازی واقعی و بالینی با سوپرویژن ، بررسی مجلات / مقاله و گزارش از تجربیات شخصی باشد. این قسمت باید یک سوم یا یک چهارم از دو سال اخر طول بکشد. این جنبه از آموزش باید شامل آماده سازی روانپزشک برای هدایت تیم های درمانی چند رشته ای (multidisciplinary) باشد - هدفی که با آموزش و تجربیات در روان درمانی می تواند تا حد زیادی ارتقا یابد. (15)

5- روشهای نوآوری تدریس مبتنی بر تجارب واقعی در تنظیمات عملی خصوصی و عمومی باید دنبال شود. مثالها شامل رویکردهای مبتنی بر فناوری مانند فیلمهای وب سایت ، CBT آنلاین و telepsychiatry همچنین. (16)

6. کارآموزان با الویت روان درمانی باید بورس های تحصیلی یک ساله پس از رزیدنسی را در نظر بگیرند. درمان شخصی در حین آموزش نیز باید به عنوان گزینه ای منظور شود. (4,5)

7. نمایش و ارزیابی مهارتهای اصلی سازنده و کلی باید مؤلفه های اساسی برنامه های درسی پایه برای برنامه های جامع آموزش روانپزشکی باشند. (17)

اهداف قبلی به بهترین وجه می تواند در مؤسساتی که به دنبال ارائه آموزش های جامع به روانپزشکان آینده هستند ، محقق شود. تلاشها باید شامل ارزیابی کیفیت و کمیت منابع انسانی و همچنین ارزیابی مهم از حمایتهای ارائه شده باشد .(18)

آموزش کارآمدی در روان درمانی نیاز به سرسختی ، استحکام و ریشه های حرفه ای محکم در کنار تحصیلات دانشجویان / کارآموزان دارد. این ویژگی ها در برخورد با نگرش های انتقادی حاوی ستیگما ، مفاهیم کلیشه ای و تفکرهای پیش داوری مفید خواهد بود. مانند خود فرایند روان درمانی ، آموزش روان درمانی یک مبارزه مستمر علیه قطب سازی است که توسط مخالفان شناخته و ناشناخته به وجود آمده است. (2،6،19) چشم انداز پژوهش مداوم با الهام از اهداف مبتنی بر شواهد evidanced based ، باید تمام مراحل این آموزش را تغذیه کند. (20-22)

📍نتیجه گیری Conclusions

نزدیک به شش دهه ، جهان روانپزشکی در انتظار پیشرفت های بالینی مفید از تحقیقات ژنتیکی ، مولکولی و تصویربرداری عصبی است. با وجود پیشرفت های جالب و امیدوار کننده ، مواد بسیار کمی که به طور مستقیم برای درک بالینی یا مدیریت بیشتر اختلالات قابل اجرا است ، پدید آمده اند. در عوض ، نوعی نظریه پردازی بیولوژیکی "فارماکوسنتریک" از تلاش هایی برای تعریف فارماکودینامیک داروهای روانگردان حاصل شده است ، با موفقیت محدود در تلاش برای شناسایی مسیرهای پاتوفیزیولوژیکی یا اتیولوژیکی اختلالات روانپزشکی. (23-25)

امداد و نجات یکی از مؤلفه های اساسی حرفه ای روانشناختی ، آموزش و کار بالینی ضروری است. روانپزشکان در آموزش ، در صورت نداشتن آموزه های اساسی روان درمانی ، در دستیابی به مهارتها و ارزشهای اساسی بالینی دچار ضعف خواهند شد. این مهارت ها شامل توانایی گوش دادن ، تفکر و احساس همه هدایت شده توسط کنجکاوی واقعی و عینیت بالغ است .(26) اتحاد مهارت ها در درمان بیش از فقط یک ارتباط همدلی است: این یک فرایند یادگیری یکپارچه در مورد ذات انسان ها است که فراتر از نسخه پیچی هست. نوآوری ها ، به امید بررسی دقیق بالینی ، و شرکت در تحقیقات مشترک راه حلهای متمایز برای مشکلات پیچیده. همچنین ، امکان تشویق کردن بیماران و خانواده ها در یک فرآیند همکاری سازنده ، یک مؤلفه ارزشمند و ارزیابی جامع در مراقبت های بالینی میباشد.

آموزش روان درمانی نه تنها مستلزم تکنیک های درمانی است بلکه امکان درک عمیق تر از اصول رفتاری ، یک فرایند تشخیصی به خوبی درک شده و حتی بینش وسیعتر در پاسخ به بیمار را فراهم می کند. خطر جدی این است که روان پزشکی محروم از روان درمانی یا عموماً روانشناختی تحت تأثیر علوم دیگر ، می تواند به یک فعالیت ناعادلانه ناقص ، استریل ، فشار دارو پیچی ، تکنوئید-روباتیک تبدیل شود - به دنیای شجاعی جدید از مداخلات مکانیکی که به سرعت تکثیر می شوند و به باندی که به سرعت سود خود را افزایش می دهد.(27،28) علاوه بر این ، چنین روندهایی می تواند برای روانپزشک بسیار تحقیرآمیز باشد و ممکن است به نارضایتی حرفه ای و فرسودگی زودرس کمک کند.

ادامه دارد...

@thinkpluswithus Dr. Setudegan

2/4
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
این می تواند یک لحظه مهم تاریخی در رشته ما باشد. اگر وضعیت رو به زوال تدریس روان درمانی در برخی مراکز دانشگاهی حاکم باشد ، روانپزشکان می توانند در قالب جدیدی که آماده نیستند برای برآوردن نیازهای انسانی از همدلی ، پشتیبانی و تفاهم ، به تکنسینهایی کاهش پیدا کنند .(30)
راه حل ممکن است از علاقه دلگرم کننده و مداوم بیشتر کارآموزان ناشی شود. کسانی که روان درمانی را بیشتر بازتابی از ادغام دانش و مؤلفه مهم هویت حرفه ای و عملکرد آینده خود می پندارند .(6 ، 20،31) این نتیجه به یک عمل پایدار از مراکز دانشگاهی و سازمان های حرفه ای برای کشف نوآوری های درسی ، مطالعات ، بحث ها ، و نشان دادن مزایای مدیریت هماهنگ پیشرفتهای علمی امروز و ملزومات ماندگار تعاملات واقعاً انسانی نیاز مبرم دارد.

دکتر آلارکان استاد برجسته روانپزشکی ، دانشکده پزشکی کلینیک مایو ، روچستر است. و کرسی افتخاری ، دانشگاه لیما در پرو میباشد.
دکتر کریگ عضو سابق انجمن روانپزشکی آمریکا ، کمیته راهنمایی عملکرد بالینی ، واشنگتن دی سی است.
دکتر فیتز عضو سابق دانشکده دانشکده پزشکی دانشگاه تولان ، دپ. روانپزشکی در نیواورلئان. دکتر بالدهارینی استاد برجسته روانپزشکی ، دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و مدیر سابق تحقیقات بیمارستان مک لان ، بوستون است.


منابع:

1. Griffith JL. Neuroscience and Humanistic Psychiatry: a residency curriculum. Acad Psychiatry. 2014;38:177-184.

2. Saperson K. Psychiatry Residency Education in Canada: Past, Present and Future. Acad Psychiatry. 2013;37:238-242.

3. Truong A, Wu P, Diez-Barroso R, Coverdale J. What is the efficacy of teaching Psychotherapy to psychiatry residents and medical students?. Acad Psychiatry. 2015;39:575-579.

4. Zisook S, McQuaid, JR, Sciolla A, et al. Psychiatric residents’ interest in psychotherapy and training stage: a multi-site survey. Am J Psychother. 2011;65:47-59.

5. Kovach JG, Dubin WR, Combs CJ. Psychotherapy training: Residents’ perceptions and experiences. Acad Psychiatry. 2015;39:567-574.

6. Lanouette NM, Calabrese C, Sciolla AF, et al. Do psychiatry residents identify as psychotherapists? A multisite survey. Ann Clin Psychiatry. 2011;23:30-39.

7. Kay J, Myers MF. Current state of psychotherapy training: preparing for the future. Psychodyn Psychiatry. 2014;42:557-573.

8. Alarcón RD. Science and Humanism in Contemporary American Psychiatry. 4th. Jerome Frank Lecture, Department of Psychiatry and Behavioral Sciences, Johns Hopkins University School of Medicine. Baltimore, MD, April 7, 2015.

9. Whitehorn JC. Education for Uncertainty. Persp Biol Med. 1963;7:118-123.

10. Ardito RB, Rabellino D. Therapeutic alliance and outcome of psychotherapy: Historical excursus, measurements and prospects for research. Front Psychol. 2011;2: 270-274.
11. Horvath AO, Del RAC, Fluckiger C, Symonds D. Alliance in individual psychotherapy. Psychotherapy. 2011;48:9-16.

12. Katzman J, Abbass A, Coughlin P, Arosa S. Building connections through teletechnologies to augment resident training in psychodynamic psychotherapy. Acad Psychiatry. 2015;39:110-113.

13. Cardoso Zoppe EH, Schoueri P, Castro M, Neto FL. Teaching psychodynamics to psychiatric residents through psychiatric outpatient interviews. Acad Psychiatry. 2009; 33:51-55.

14. Schmidt LM, Foli-Andersen NJ. Psychotherapy and Cognitive Behavioral Therapy supervision in Danish Psychiatry: Training the next generation of psychiatrists. Acad Psychiatry. 2017;41:4-9. doi: 10.1007/s40596-015-0442-6.

@thinkpluswithus Dr. Setudegan

3/4
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)

15. American Psychiatric Association. Dissemination of Integrated Care within Adult Primary Care Settings. The Collaborative Model. Report 2016.

16. Manring J, Greenberg RP, Gregory R, Gallinger L. Learning psychotherapy in the digital age. Psychotherapy (Chic.). 2011; 48:119-126. doi: 10.1037/a0022185.

17. Yager J, Bienenfeld D. How competent are we to assess psychotherapeutic competence in psychiatric residents?. Acad Psychiatry. 2003;27:174-181.

18. Calabrese C, Sciolla A, Zisook S, Bitner R, Tuttle J, Dunn LB. Psychiatric residents’ view of quality of psychotherapy training and psychotherapy competencies: a multisite survey. Acad Psychiatry. 2010;34:13-20.

19. Gajic T, Stamatovic-Gajic B, Lopicic Z. Psychodynamic psychotherapy in psychiatry: the missing link? Psychiatry Danube. 2012;24:Suppl. 3:5361-5366.

20. Weerasekera P, Manring J, Lynn DJ. Psychotherapy training for residents: reconciling requirements with evidence-based, competency-focused practice. Acad Psychiatry. 2010; 34:5-12.

21. Kamholz BW, Lawrence AE, Liverant GI, et al. Results from the field: Development and evaluation of a psychiatry residency training rotation in Cognitive-Behavioral Therapies. Acad Psychiatry. 2017;41:720-726.

22. Ravitz P, Berkhout S, Lawson A, et al. Integrating evidence supported psychotherapy principles in Mental health Case Management: A capacity-building pilot. Can J Psychiatry. 2019;64:855-862.

23. Healy D. Pharmageddon. Berkeley, CA: University of California Press, 2012.

24. Baldessarini RJ. The impact of psychopharmacology on contemporary psychiatry. Can J Psychiatry. 2014;59:401-405.

25. Baldessarini RJ. Chemotherapy in Psychiatry. 3rd Ed. New York: Springer Press, 2013.

26. Vásquez GH. The impact of Psychopharmacology in contemporary Clinical Psychiatry. Can J Psychiatry. 2014;59:412-416.

27. Hoff P. On reification of mental illness: Historical and conceptual issues from Emil Kraepelin and Eugen Bleuler to DSM-5 (Chapter 14). In: Kendler KS, Parnas J, Ed. Philosophical Issues in Psychiatry IV.. Oxford, UK: Oxford University Press, 2017.

28. Eisenberg L. Mindlessness and Brainlessness in Psychiatry. Brit J Psychiatry, 1986;148:497-508.

29. Gardner RL, Cooper E, Haskell J, et al. Physician stress and burnout: the impact of health information technology. J Am Med Inform Assoc. 2019;26:106-114.

30. Montori V. Why We Revolt. A patient revolution for careful and kind care. Rochester, MN: The Patient Revolution, 2017.

31. Kleinman AM. Patients and Healers in the Context of Culture. Berkeley, CA: University of California Press, 1980.

Related Articles

The Coercive Cycle: A School to Prison Pipeline?Angela L. Walden, PhD 25 March 2020

A Lifetime of LearningJohn J. Miller, MD 19 February 2020

Reading Linehan in the Age of Critical PsychiatryAwais Aftab, MD 11 February 2020


 @thinkpluswithus Dr. Setudegan

4/4
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
منبع: WICK WIGNALL
ترجمه: دکتر موریس ستودگان

📍 6 اصول روانشناختی برای فرزندآوری مؤثرتر و دوست داشتنی تر

مقاله  27 مه 2019

  گر چه من یک روانشناس ، نویسنده و پدر هستم، هیچ وقت درباره والدین تاکنون ننوشتم.  که در واقع خنده دار است، زیرا تقریباً بیشترین درخواستی است که از خوانندگانم می گیرم, این مطلب است.

به همین دلیل ، فکر می کنم: فرزندپروری یک کار تقریباً بسیار پیچیده و دشوار است.  و صادقانه بگویم ، من بیشتر از کمی ترس دارم که برای ارائه افکار و پیشنهادات خودم در مورد آن چیزی بنویسم ، زیرا می دانم به عنوان یک پدر چقدر دشوار است و وضعیت منحصر به فرد هر والدین چقدر متفاوت است.  بنابراین ، من تماما اطمینان ندارم که بتوانم به هر سوالی جواب خوبی بدهم.

👈 پرورش دادن یک انسان جدا دشوار است.

با بیان این ، فکر می کنم بالاخره فهمیدم که چگونه می توانم درباره فرزندپروری بنویسم به شکلی که احساس راحتی با این موضوع دشوار داشته باشم...

در این مقاله ، من می خواهم به 6 اصول کلی روانشناسی و سلامت روان بپردازم و نشان می دهم که چگونه آنها به شیوه خاصی در مورد والدین و پرورش بچه ها اعمال می شوند.

اینها اصولی هستند که در کار خودم به عنوان یک روانشناس بالینی و درمانگر با مراجعین راهنما  می باشند.  اما اینها همچنین اصولی هستند که من سعی می کنم چالش های فرزندپروری ام را با انها دنبال کنم.

برای هر اصل ، من مختصری راجع به آنچه در آن است ، به عنوان مثال از تجربه شخصی خود (شخصی یا حرفه ای) استفاده می کنم تا دلیل مهم بودن آن را نشان دهم ، و سپس چند منبع برای یادگیری بیشتر یا بهبود در آن حوزه ارائه می دهم.

لطفا توجه داشته باشید: اینها اصول هستند ، نه نسخه پیچی.  من همه جواب ها را با یک شلیک توپ نمیتوانم بدهم، و وضعیت والدین و نیازهای انها همیشه مشابه نیست.  لطفا این اصول را کاربردی نگاه کنید.

🔺 فهرست مطالب

👈 اعتبار بخشی (تایید کردن) - به بچه های ما این اجازه را بدهیم که احساس کنند اوکی هستند, قبل از اینکه عجله کنیم برای اصلاح امور انها و اطمینان خاطرشان. انها میبایست احساس کنند و نحوه احساس خوب بودن و تاییدیه را به آنها بدهیم.

👈 تجزیه و تحلیل عملکردی - یاد بگیریم رفتار کودکان مان را مکانیکی نگاه کنیم و نه فقط اخلاقی.

👈 تقویت دیفرانسیل - تقویت رفتار سازنده  بطور سیستماتیک رفتارهای ناخواسته را خنثی می کند.

👈 تحمل عاطفی - این ایده که نحوه مدیریت احساسات خودمان موثرترین روش برای کمک به فرزندانمان در مدیریت احساساتشان است.

👈 قاطعیت - وقتی که ما به عنوان والدین برای فرزندان خود الگوبرداری می کنیم خوب است که خواسته ها و نیازهای خودمان را بشناسیم.


👈- راهنمایی در کشف کردن - اعتماد سازی باعث می شود بچه های ما تلاش کنند و یاد بگیرند که چگونه خودشان کشف کنند و بیاموزند.

👈 خلاصه
👈 اصل نهایی


🔺1. اعتبار بخشی/تایید کردن
Validation

اعتبار بخشی یعنی برقراری ارتباط با شخص دیگر که نگرانی های آنها معتبر و قابل فهم است.

بیشتر ما تمایل داریم با برخی از توصیه ها یا پیشنهادی در مورد آنچه باید انجام شود به مشکلات دیگران - از جمله بچه های ما ، پاسخ دهیم:
بعد از اینکه کودکان نوپای ما زانوی خود را زمین میزند و زخمی میشود، با اطمینان به انها می گوییم مواردی از قبیل: اشکالی نداره.  بگذار اشک هایت  را پاک کنم.  خوب خواهی شد.  از هیچ چیزی نباید  هراس داشته باشی - این فقط یک خراش است.
وقتی پسر نوجوان ما یک روز پس از مدرسه به خانه ناامید آمد و توضیح داد که او تازه با دوستش قهر کرده است ، ما چیزهای دلگرم کننده ای از این دست میگوییم: شما بدون او بهتر هستید.  ماهی های زیادی در دریا وجود دارند.  شما فقط باید حرکت کنید و شخص دیگری را پیدا کنید.  فعال باش و فعال بودن بهترین راه برای برطرف کردن دلهره است.

همه این پاسخ ها دارای نیت و کاملاً طبیعی هستند؛ مهمتر از همه ، هیچ یک از ما دوست نداریم فرزندانمان رنج ببیند.
اما مشکل اینجاست: هنگامی که ما بلافاصله به سمت مشاوره دادن و رفع مشکل می گردیم ، ما به طور دقیق پیامی را به انها می دهیم که روحیه بچه های ما بد است و آنها نباید ان را احساس کنند.

این مشکل اصل است ، زیرا ، هر چقدر هم که داستان انها دردناک باشد ، احساسات مشکلی ندارند - آنها خطرناک نیستند و به این معنی نیست که مشکلی در جهان وجود ندارد.  خیلی ناراحت کننده است وقتی که یک ناراحتی را تجربه کردیم ، بسیار ناراحت کننده است ، درست مثل اینکه کودک نوپای ما گریه میکند و احساس ترس دارد وقتی که زانوی خود را به جایی میکوبد و خون می بیند, احساس ترس می کند.

۱
@thinkpluswithus
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اما وقتی احساسات منفی را مانند مشکلات با این توجیه کنیم که بچه های ما دیگر نباید احساس خاصی داشته باشند یا اینکه آنها مجبورند از این طریق احساس کنند که ما میگوییم ، انها انطور رفتار کنند که ما مناسب میبینیم.  ما به آنها می آموزیم که احساس بد بودن نداشته باشند.
در واقع ، نکته مشترک برای افرادی که دارای مشکلات روحی هستند و در اطاق درمان من ظاهر می شوند این است که آنها در اوایل زندگی یاد گرفته اند که خوب نیست احساس بد داشته باشند.  در نتیجه ، آنها انواع و اقسام استراتژی ها و عادت ها را از اضطراب تا سوء مصرف الکل امتحان میکنند تا از آنها احساس بد را دفع کند.

بنابراین ، تمام کار من به عنوان یک درمانگر این است که آنچه را که آرزو می کنم والدینشان ده ها سال به آنها خوب یاد میدادند ، آموزش دهم: فقط تایید اینکه احساس ناخوشایند داشتن ، به معنای بد بودن آن احساس نیست.

این یک چیز فوق العاده رهایی بخش و سالم است که بدانیم هرچه را که احساس می کنیم اشکالی ندارد.  و هر چقدر هم که احساس بدی داشته باشم ، من هیچ مشکلی ندارم زیرا فقط احساس کنونی من اینگونه است.
از من روانشناس جدی بگیرید: بهترین راه برای کمک به فرزندتان در ایجاد اعتماد به نفس واقعی ، عزت نفس و احساسات مثبت نسبت به خود ، نشان دادن آنها از طریق تاییدیه است که هر آنچه را که احساس می کنند مناسب ان لحظه است.

🔺 مثال برای تایید کردن

برای اینکه یک ایده مشخص در مورد آنچه که ممکن است فرزندپروری معتبر به نظر برسد را با دو مثال بالا با هم نگاه کنیم;

کودک نو پا ما به خانه گریه کنان میخزد  و نشان میدهد که زانوی خود را زخمی کرده است و احساس درد دارد:

عدم اعتبار بخشی احساسی: اشکالی ندارد.  بگذار اشک هایت را خشک کنم.  خوب خواهی شد  از هیچ چیزی نباید هراس داشت - این فقط یک خراش است.

اعتبار بخشی احساسی: عزیزم ، به نظر می رسد که صدمه دیده.  به من بگو چه اتفاقی افتاد.  حتماً وقتی خون را دیدید ترسیدی.

پسر نوجوان ما یک روز پس از مدرسه ناامید به خانه امد و توضیح داد که او تازه با دوستش بهم زده:

عدم  اعتبار بخشی: شما بهتر از او هستید.  ماهی های زیادی در دریا وجود دارند.  شما فقط باید حرکت کنید و شخص دیگری را پیدا کنید.  فعال باش و فعال بودن بهترین راه برای برطرف کردن دلهره است.

اعتبار بخشی: متاسفم ، عزیزم - می دانم که واقعاً به او اهمیت میدادی.  پسرم ، به نظر غم انگیزه ... چه خبر است؟  منم به یاد می آورم که بعد از اولین شکست چقدر من احساس بدی داشتم.

شفاف سازی سریع: اعتبار بخشی به این معنا نیست که حل مسئله و تهیه برنامه ای برای کاری که باید در پاسخ به مشکل انجام دهیم مهم نیست.  این است که اگر كودك ما شریانش را بریده خونریزی می كند ، جراحت الویت دارد و باید فوراً برطرف شود.  نکته این است که، وقتی مشکل در درجه اول احساسات دردناکی هستند، مهم است که در ابتدا اعتبار آن احساس را تأمین کنیم و کودک قبل از حرکت به سمت اطمینان خاطر و طرحی که مفید باشد را احساس کند.

👈 اول تایید کنیم، دوم اصلاح

🔺چگونه عمل کنیم

بهترین راه برای بهبود توانایی خود در اعتبار بخشی با احساسات و احساسات فرزندمان، تمرین هنر گوش دادن بازتابیست. بازتاب اینجا به این معناست که اینه وار آنچه که بچه های ما به ما میگویند را احساسا تکرار کنیم, این به عنوان روشی ست برای نشان دادن همدلی و تفاهم به کودکان.

تا کنون بهترین منبع برای یادگیری برای بهبود مهارت های گوش دادن بازتابی و تایید کردن ارتباطات ، کتاب بسیار خوبی است که چگونه صحبت کنیم تا بچه ها گوش دهند و گوش دادن را بیاموزند.
Book: How to talk so kids will listen and listen so kids will talk

و همچنین ، این مقاله در مورد شفاف سا زی  عاطفی می تواند کمک کننده باشد.

🔺 2. تجزیه و تحلیل عملکردی
Functional Analysis

تحلیل عملکردی به معنای انتخاب نگرش مکانیکی و نه اخلاقی در مورد رفتار کودکان ماست.

اغلب اوقات ، رفتار فرزندانمان را از توسط عینک هایی که باید انجام دهند مشاهده می کنیم.  و اگرچه این چیز بدی نیست ، اگر این تنها دیدگاهی باشد که ما  رفتار آنها را تحت نظر می گیریم ، می تواند برای فرزندان و هم برای خودمان مسئله ساز شود.

به طور خاص ، ما به عنوان والدین به طور مزمن سترس خواهیم داشت و ناامید می شویم زیرا انتظارات ما برآورده نمی شود ، و بچه های ما به هم ریخته ، ترسو و ناراحت می شوند زیرا هرگز به نظر نمی رسد که مطابق آنچه والدینشان می خواهند عمل کنند.

🔺 مثالی برای آنالیز عملکردی

در اینجا مثال جدیدی از تحلیل عملکردی در مورد والدین از زندگی خودم آورده شده است:

۲

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
شبی ساعت سه ربع نزدیک صبح دختر 3 ساله من وارد اتاق ما شد.  همسرم از رختخواب خارج شد و او را به اتاق خواب خود برد ، اما به طرز محسوسی ناامید و خسته شده بود ، تا حدودی به این دلیل که کودک دیگر 2 ساله ما نیز در اوایل شب از خواب بیدار شده بود و یک ساعت ما را بیدار نگه داشته بود.

ما همچنان به شنیدن دخترم که در اتاقش در حال حرکت بود، توجه داشتیم ، بنابراین من از خواب بلند شدم و با عصبانیت وارد اتاق او شدم.  ناامیدی من به اوج رسید که دیدم او چراغ را روشن کرده است و به جای گوش دادن به مادرش و دوباره به رختخواب رفتن به بازی پرداخته بود.

هنگامی که خودم را بازتاب کردم و از خودم یک سؤال ساده پرسیدم ، وقتی در آستانه گفتن چیزی در مورد چگونگی به تخت رفتن او قرار گرفتم ، از خودم سؤال کردم: آیا دلیلی وجود دارد که او گوش نکرد و بازی را ادامه داد؟

تقریباً بلافاصله ، من به یاد کودکی خودم افتادم و از تاریکی می ترسیدم ، به خصوص وقتی که وسط شب از سر و صداهای عجیب و غریب بیدار میشدم.  من به وضوح به یاد آوردم که چگونه این وضعیت ترسناک و درمانده کننده است.  و بعد فوراً احساس همدردی و دلسوزی برای دخترم کردم.

فهمیدم که او احتمالاً فقط ترسیده و تمام تلاش خود را برای مدیریت ترس از طریق روشن کردن چراغ ها و منحرف کردن خود با اسباب بازی های خود انجام داده است (آیا در بزرگسالان اصولا وقتی اضطراب داریم همین کار را انجام نمی دهیم ؟!)

بنابراین من آرام شدم ، او را برداشتم و گفتم: چه شده دختر عزیزم؟

او مردد بود ، سپس مظلومانه نگاهی کرد و گفت: صدای رعد و برق شنیدم و ترسیدم!

البته قلبم ذوب شد و با خودم فکر کردم: البته شما کار خوبی کردید.  بچه بودن وحشتناک است  با آمدن به اتاق ما و سپس بازی کردن در اتاق خود با چراغ ها مغز کوچک 3 ساله شما ، تمام تلاش خود را برای مقابله با یک احساس بزرگ و ترسناک انجام داد. افرین

این تجزیه و تحلیل عملکردی است.  به جای فکر کردن در مورد آنچه باید اتفاق می افتاد (او باید در رختخواب بماند و ما را از خواب بیدار نکند) یا آنچه باید اتفاق بیفتد (او باید به رختخواب برگردد و بخوابد) ، من توانستم در مورد آنچه در واقع اتفاق می افتد فکر کنم و چگونه  این امر به ویژه از دیدگاه کوچک 3 ساله او منطقی بود.

دیدن رفتار دخترم به صورت مکانیکی (چه عملکردی در آن انجام شده است؟) به من کمک کرد تا همدلی و درک بیشتری داشته باشم.  این مهم است زیرا به من کمک کرد تا تجربه و احساسات دخترم را به جای این که آن را رها کنم و از او عصبانی شوم ، تایید کنم.  در نتیجه ، او (امیدوارم) یاد گرفت که ترسیدن ، درست و طبیعی است ، به جای این که فکر کند، ترسیدن بد است.

🔺چگونه عمل کنیم

آنالیز عملکردی بیشتر از یک طرز فکر است تا یک مهارت.  از نظر عملی ، بهترین راه برای استفاده از آن در سبک والدین این است که شروع به توجه به عملکرد کودکانه از دید عملکردی باشد و نه تعبیر از رفتار انها. در واقع در برخورد با رفتار کودکان لازم است بسیاری از فاکتور های بایست ها در صحبت های والدین کاسته شود.

هنگامی که در مشاهده گفتگوی خود با کودک بهتر می شوید و آن تفسیرهای اخلاقی را کشف می کنید ، گفتگوها و نگاه ها میتوانند به یک طرز فکر عملی و عملکردی تبدیل شوند.

🔺 3. تقویت دیفرانسیل یا متفاوت
Differential Reinforcement

تقویت دیفرانسیل یکی دیگر از اصطلاحات روانشناسی فنی است که در واقع کاملاً ساده است: این به معنای تشویق سیستماتیک رفتار مثبت و خنثی ساختن رفتار منفی است.

مثالی برای تقویت دیفرانسیل

در اینجا مثالی از اعمال تقویت دیفرانسیل برای چالش های والدین از طرف یک مراجع من که در تلاش برای پرورش دختر 10 ساله خود برای تمیز کردن وسایل خود در اتاقش بود ، آورده شده است.

مانند اکثر ما ، استراتژی پیش فرض مراجع من برای تغییر رفتار بد دخترش در ترک کردن یک محیط درهم و برهمی در هر جایی که بازی می کندظ,  این بود که به او بگویم که او باید ابتدا خودش محیطش را مرتب و پاکسازی کند.  او خدا می داند که چند ساعت زمان و انرژی صرف کرده و هنوز در تلاش است تا دختر خود را متقاعد کند که مرتب کردن وسایلش بعد از هر کاری درست میباشد و این که یک بازار آشفته بعد از خود بجا میگذارد,  هر بار بسیار ازار دهنده است.

و هنگامی که این استراتژی فکری ناگزیر به شکست شد ، او سپس به تهدیدهایی مانند No iPad امشب یا کارهای اضافی کلاسیک این هفته روی آورد.  متأسفانه ، مراجع من معمولاً چنان خسته و بیش از حد کار کرده بود - تا حدودی به دلیل تلاش مداوم برای تغییر رفتار دخترش - که اغلب فراموش می کرد تهدیدهای خود را دنبال کند یا برای اجرای آنها خیلی خسته بود.

۳

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
با کمال تعجب ، رفتار دخترش بهبود نیافته بود و در واقع رو به وخامت گذاشته بود.  همانطور که مراجع من در حال توضیح شرایط بود,  فهمیدم که این مورد برای استفاده تقویت دیفرانسیل عالی است.

👈 برای مراجع من ، اینگونه بود:

برای هر نمونه ای - هر چقدر هم که کوچک باشد - اگاه باشد ، هر نوع رفتار پاکیزگی که دخترش انجام می دهد. به عنوان مثال ، ظرف هایش را بعد از صرف شام به سینک ظرف بریزد.  و سپس با گفتن چیزی مثل ، ممنون ، عزیزم ، دختر خود را به خاطر این کار خوب به طور واقعی تایید کنید.  من واقعاً از اینکه که ظروف خود را کنار می گذاری ،  قدردانم.

داشتن گفتگوی غیر احساسی با دخترش در مورد رفتار ترک ظروف روی میز و آنچه در عوض انتظار دارد (تمیز کردن چیزها بلافاصله بعد از انجام کار) و چه اتفاقی می افتد اگر این کار انجام نشود (بدون استفاده از iPad برای بقیه روز  )

به طور مداوم با استفاده از قوانین جدید (با کمک شوهرش) ، مهم نیست که دخترش چقدر مقاومت و در چه نبردی با خانواده است.

اکنون ، از بعضی جهات ، مراجع من سعی داشت این کار را انجام دهد (مثلاً استفاده از هیچ آیپد به عنوان مجازاتی برای رفتار بد).  اما چند اشتباه مهم وجود داشت که مانع از راهبرد او شد:

اول ، در حالی که او در تلاش بود تا رفتار بد را از بین ببرد ، نمونه ای از رفتار خوب و دلخواه خود را همراه با تقویت برای دستیابی به آن نمی تواند مثال بزند.

مشکل دیگر این بود که مراجع من در اعمال عواقب و پاداش خود متناقض بود.  از آنجا که او فقط امشب تهدید خود را به هیچ وجه از iPad دنبال نمی کرد ، در اصل به دخترش می آموزد که عواقب آن همه آنقدر مهم نیست که شایسته پیروی از آن باشند.  و با کمال تعجب ، دختر به همین ترتیب عمل کرد.

سرانجام ، مراجع من انتظار داشت که دختر 10 ساله اش درست کار کند زیرا این کار درستی بود.  اما وقتی این اتفاق نیفتاد ، او نتوانست این ایده را که باید رخ دهد ، رها کند زیرا دخترش "به اندازه کافی بزرگ بود که درک کند." چه چیز درست یا غلط است ، پس این استراتژی به سادگی کار نمی کند.

تقویت دیفرانسیل در مورد اموزش به والدین به سبک عملگرایانه است نه ایده آل گرایی.  اینگونه میاموزیم که فرزندان خود را همانطور که هستند ببینیم و مطابق آن رفتار کنیم.  به جای تلاش برای متقاعد کردن فرزندانمان به عملکرد خوب ، به معنای آموزش به آنها است.

البته ، صحبت کردن با بچه ها ساده تر است.  اموزش دادن سخت است.  به زمان ، انرژی ، پایداری و خلاقیت نیاز دارد.  اما در دراز مدت ، شما و فرزندانتان بسیار شادتر و مؤثرتر خواهید بود اگر بتوانید تمام بایدها و اگرها را کنار بگذارید و درعوض ، انرژی خود را روی شکل گیری عملی که می خواهید انطور باشد, متمرکز شوید.

🔺 چگونه عمل کنیم

متأسفانه ، بیشتر والدین لازم نیست قبل از بچه دار شدن ، دوره ای را در اصول رفتار انسان و اموزش کودکان گذرانده باشند.  این واقعاً خیلی بد است زیرا تعداد کمی از اصول اساسی و ساده و صریح وجود دارد که اگر تنها درک درستی از آنها داشته باشیم ، استرس زیادی را از سو مدیریت می گیرد.

به راحتی ، می توانید بسیاری از آنها را در یک کتاب کوچک عجیب و غریب به نام
Don’t Shoot the Dog
پیدا کنید ، این کار در مورد اصول اصلی رفتاری برای اصلاح موثر رفتار در دیگران (از جمله بچه های ما) است.

همچنین ، به لحاظ خاص برای تقویت دیفرانسیل ، اخیراً یک راهنمای کامل در مورد این موضوع نوشتم که می توانید بخوانید.

🔺 4- تحمل عاطفی
Emotional Tolerance

تحمل عاطفی به معنای توانایی و تمایل به درک عاطفی احساسی دشوار بدون تلاش برای از بین بردن آن است.

به عنوان والدین ، ​​اولین چیزی که ما می خواهیم این است که بچه هایمان رنج نکشند و دچار درد نشوند.  در حقیقت ، ما از نظر بیولوژیکی به هر صورت که فکر می کنیم بچه های ما حتی در کوچکترین خطر ممکن است واکنش نشان دهند ، بیولوژیکی هستیم.

و گرچه این حساسیت نسبت به پریشانی فرزندان ما وقتی همه ما غارنشین بودیم برای دفع خطر مفید بود و ممکن است همه دارهی این ویژگی حساس باشیم  زیرا علیرغم آنچه در رسانه ها می شنویم ، این روزها بچه ها واقعاً از همیشه امن تر هستند.

بسیاری از علائم و نشانه هایی که از فرزندانمان دریافت می کنیم که چیزی در حال وقوع اشتباه است - گریه ، فریاد زدن ، ناله ، لگد زدن ، زمین زدن و غیره. - باعث می شوند احساس خطر قریب الوقوع باشد.  اما فقط به این دلیل که بچه های ما سیگنال هایی را برای ما ارسال می کنند که باعث می شود احساس کنیم که در معرض خطر هستند به این معنی نیست که آنها در واقع در معرض خطر هستند.

اینجا مثالی از نبردهای من به عنوان والد است:

۴

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دختران من سریع غذا می خورند.  آنها اغلب قبل از من و همسرم شام های خود را به خوبی تمام می کنند.  اما ما یک قاعده داریم که هیچ کس تا پایان غذا از میز بلند نمیشود.  و وقتی همسرم یا من این قانون را اجرا می کنیم ، دخترانم آن را دوست ندارند.

آنها اتاقی پر از اسباب بازی را می بینند که فقط منتظر بازی کردن هستند و مجموعه ای از غذاها که پدر و مادرشان بیش از خوردن غذا صحبت می کنند ، ارام صحبت می کنند که باعث می شود آنها کمی خشمگین شوند.

پس چه کار می کنند؟  گریه می کنند ، لج و بعد التماس می کنند ، و ادعا می کنند.  و هنگامی که ما با همان جواب No برگشتیم ، آنها سرگرمی های خود را رها می کنند ، گریه می کنند ، در صندلی هایشان گاه به گاه ذوب یا غرق میشوند و در صندلی های خود می چرخند.

در این مرحله ، وسوسه من و همسرم برای تسلیم شدن و استثناء از قانون فقط همین یک بار شروع میشود.  ما هر دو روز طولانی داریم و فقط می خواهیم کمی در ارامش گپ بزنیم و از هم باخبر شویم.

اما حتی بیشتر از آن ، بعد از گذشت چند دقیقه که دو کودک ما با استفاده از یک استراتژی متناوب ناله کردن, اشک و حک کردن میز شام جدید با چنگالهایشان ، به ما حمله میکنند ، همسرم و من  هر دو بسیار احساساتی می شویم.

بدیهی است ، ناامیدی زیادی حس میشود.  اما فکر می کنم ظریف تر و قدرتمندتر این است که صدای کمی از صدای تکامل ما نجوا می کند ، ببین چقدر کودکان ناراحت هستند.  خوب نیست که آنها اینقدر ناراحت و عصبانی باشند.  احتمالاً شما به نوعی به روان شکننده آنها آسیب می رسانید.
اما صدای دیگر میگوید,  فقط استراحت کنید و بگذارید کودکان ارامتر شوند. یکباره و ناگهان ، اضطراب در مورد پدر و مادری بد بودن (یکی از خطرناک ترین انواع اضطراب در آنجا) در ما بوجود میاید.

اینجاست که واقعاً وسوسه انگیز برای تسلیم شدن و فقط شکستن قانون به ذهن میرسد.  اما چیزی که معمولاً به ما کمک می کند تا در این موقعیت استوار بمانیم ، این است که بدانیم در صورت تسلیم کردن و استثناء ، آنچه را که به فرزندان خود می آموزیم، عواقب خواهد داشت.

آنها به سرعت یک درس بازی قدرت را می آموزند: اگر کارهایی انجام دهیم که باعث ناراحتی مادر و پدر شوند ، مادر و پدر تمایل دارند آنچه را که می خواهیم به ما بدهند. (شرطی کردن)

به عبارت دیگر ، اگر من و همسرم نتوانیم ناراحتی عاطفی ناشی از ناراحتی فرزندانمان را تحمل کنیم ، در پایان به انها درسهایی را یاد می دهیم که در طولانی مدت منجر به استرس ، ناامیدی و اندوه بیشتری خواهد شد.

پایبندی به ارزش ها و اصول ما برای بزرگ کردن بچه هایمان کار سختی است زیرا احساسات ناراحت کننده به وجود میاورند.  و در حالی که غالباً امتحان کردن شکستن موقت این ارزش ها و اصول کمک به کودکان نیست ، این تنها زندکی آنها در آینده سخت تر می کند.

به همین دلیل راز پرورش رفتار خوب در بچه های ما افزایش تحمل عاطفی ما در مورد سناریوهای ناراحت کننده است اما واقعاً خطرناک نیستند.

🔺 چگونه عمل کنیم

ما به عنوان والدین ، ​​بیشتر اهداف خود را دنبال میکنیم ، زیرا ما در مدیریت پاسخ های عاطفی خودمان نسبت به فرزندان خود ، مشکل دریم.  این قابل درک است زیرا ما وظیفه مستحکمی داریم که از آنها محافظت کنیم و آنها را ایمن نگه داریم.  اما یادگیری تشخیص خطر واقعی از چیزهایی که احساس خطر می کنند بسیار مهم است.

بهترین منابعی که برای کمک به والدین در ایجاد تحمل عاطفی از آن می دانم ، کتاب کوچکی است با عنوان Scream Free Parenting.
در این کتاب همه چیز در مورد مهمترین درسی که می توانیم به بچه هایمان بیاموزیم;  مدیریت عواطف خودمان است.

🔺 5. قاطعیت
Assertiveness

قاطعیت به معنای عمل به روشی است که همزمان با ارزشهای خودمان و احترام به دیگران نیز صادق باشد.

قاطعیت ایده ای نیست که در دنیای فرزندپروری بسیار مورد توجه واقع شود و این شرم آور است زیرا من معتقدم که این یکی از با ارزش ترین و مهم ترین درسی است که ما می توانیم به فرزندانمان انتقال دهیم - قدرت ایستادگی و عمل کردن به آنچه که آنها اعتقاد دارند.  در راه صحیح و آرام باشید.

مانند اکثر دروس امیدواریم که به فرزندانمان بیاموزیم ، حتی صحبت کردن درباره چیزهای که احساس خوبی در موردش ندارند.  می توانید فرزندان خود را متقاعد کنید که اشکالی ندارد که آنها بخواهند آنچه را که می خواهند بپرسند حتی اگر احساس نا مشخصی داشته و یا با اطمینان میدانندکه با گفتن ان مرزهای سیستم نقض می شود.  اما در نهایت ، اگر واقعاً می خواهیم کودکان مان عزت نفس را بیاموزند ، باید خودمان  را الگو کنیم - باید نشان دهیم که قاطعیت مثلا در نه گفتن مهم است.  این بدان معناست که اگر می خواهیم بچه های با اعتماد به نفس بالا داشته باشیم، باید خودمان با قاطعیت برخورد کنیم.

۵

@thinkpluswithus