Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت سوم

🔠رابطه اعتیاد با خویشتن متعدد

به این معنی است که وجود خویشتن متعدد (دوگانگی شخصیتی) ممکن است در روند بروز و پیشرفت اعتیاد تأثیرگذار باشد. خویشتن متعدد یک اختلال روانی است که در آن فرد دو یا بیشتر از شخصیت‌های متمایزی را تجربه می‌کند که هر شخصیت دارای طبع، رفتار و هویت متفاوتی است.

اعتیاد به مواد مخدر و الکل یک اختلال روانی است که منجر به وابستگی جسمانی و روانی به مواد مخدر می‌شود. عوامل مختلفی می‌توانند در بروز اعتیاد نقش داشته باشند، از جمله عوامل ژنتیکی، روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی. در این میان، خویشتن متعدد نیز می‌تواند به عنوان یک عامل روانشناختی مؤثر در بروز و پیشرفت اعتیاد به مواد مخدر عمل کند.

خویشتن متعدد ممکن است باعث افزایش خطر اعتیاد شود زیرا شخصیت‌های مختلف درونی ممکن است نیازها و آرزوهای متفاوتی داشته باشند. به عنوان مثال، یک شخصیت می‌تواند به دنبال فرار از دردها و استرس با مصرف مواد مخدر باشد، در حالی که شخصیت دیگر به دنبال تجربه لذت و هیجان باشد. در این حالت، افراد ممکن است برای تأمین نیازهای مختلف شخصیت‌های مختلف را به کار بگیرند، و این می‌تواند موجب تشدید وابستگی به مواد مخدر شود. همچنین، خویشتن متعدد ممکن است باعث کاهش توانایی در مواجهه با استرس و مشکلات زندگی شود، زیرا شخصیت‌های مختلف درونی ممکن است در مواجهه با مشکلات به طور متفاوت و به نحوی که برای فرد مضر باشد واکنش نشان دهند. در نتیجه، فرد ممکن است به مواد مخدر روی بیاورد تا با استرس و مشکلات کنار بیاید یا برای کنترل شخصیت‌های مختلف خود از مواد مخدر استفاده کند.

همچنین، خویشتن متعدد می‌تواند باعث کاهش هویت و همبستگی افراد با خودشان و با دیگران شود. زیرا شخصیت‌های مختلف ممکن است دارای ارزش‌ها، باورها و رفتارهای متفاوتی باشند که می‌تواند باعث اختلافات و ناسازگاری در روابط شخصی و اجتماعی شود. این ناسازگاری‌ها ممکن است باعث ایزوله شدن و احساس تنهایی شخص شود و در نتیجه فرد ممکن است به مواد مخدر روی بیاورد تا این احساسات را کاهش دهد یا فرار کند.

به طور کلی، خویشتن متعدد می‌تواند به عنوان یک عامل روانشناختی مؤثر در بروز و پیشرفت اعتیاد به مواد مخدر عمل کند. مدیریت و درمان خویشتن متعدد و اعتیاد به مواد مخدر به صورت همزمان می‌تواند مؤثرترین روش برای بهبود و بهبود کیفیت زندگی فرد باشد. درمان‌هایی مانند درمان همزمان خویشتن متعدد و اعتیاد معمولاً شامل ترکیبی از روش‌های مختلف است. این شامل مشاوره روانشناختی، درمان دارویی، درمان رفتاری-شناختی و درمان گروهی می‌شود.

مشاوره روانشناختی می‌تواند به فرد کمک کند تا شناخت بهتری از خویشتن متعدد و رابطه آن با اعتیاد پیدا کند. این روش می‌تواند به فرد کمک کند تا با شناسایی و تفهیم عوامل عمده‌ای که منجر به شکل گیری و حفظ خویشتن متعدد شده‌اند، به مدیریت بهتر آنها بپردازد.

درمان دارویی نیز ممکن است در مواردی که همراه با خویشتن متعدد عوامل روانشناختی مانند افسردگی، اضطراب و اختلالات خواب وجود دارد، مورد استفاده قرار گیرد. داروها ممکن است به فرد کمک کنند تا با مشکلات روحی و روانی خود مقابله کند و نیاز به استفاده از مواد مخدر را کاهش دهد.

درمان رفتاری-شناختی نیز به فرد کمک می‌کند تا الگوهای منفی رفتاری و اندیشه‌های ناسالم را شناسایی کند و آنها را با الگوهای مثبت و سالم جایگزین کند. این روش می‌تواند به فرد کمک کند تا مهارت‌های مدیریت استرس، مشکلات حل‌شده و تصمیم‌گیری موثر را تقویت کند.

درمان گروهی نیز می‌تواند مفید باشد، زیرا افراد می‌توانند از تجربه و پشتیبانی یکدیگر در گروهی از افرادی که با مشکلات مشابه مواجه هستند بهره‌برده شوند. این گروه‌ها می‌توانند فرصتی برای اشتراک تجربیات، یادگیری مهارت‌های اجتماعی مؤثر و ایجاد ارتباطات سالم و حمایتی باشند.

به طور کلی، درمان همزمان خویشتن متعدد و اعتیاد نیازمند تیم درمانی متخصص و چندرویه است. این تیم ممکن است شامل روانشناسان، مشاوران اعتیاد، روانپزشکان و سایر تخصص‌های مرتبط باشد. هدف از این تیم درمانی، ارائه رویکردهای یکپارچه و متناسب با نیازهای فرد برای مدیریت و بهبود خویشتن متعدد و اعتیاد است.

مهمترین نکته این است که درمان خویشتن متعدد و اعتیاد نیازمند صبر، تعهد و همکاری فرد خود است. همچنین، حمایت خانواده و افراد نزدیک نیز می‌تواند در موفقیت درمانی و بهبود وضعیت فرد تأثیرگذار باشد.

8

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت چهارم

🔠رابطه بین رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد چیست؟

رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد می‌توانند به طور متقابل تأثیر گذار باشند و در برخی موارد رابطه‌ای مستقیم و تعاملی با یکدیگر دارند. در ادامه به بررسی این رابطه می‌پردازم:

1. رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد به مواد مخدر: رابطه بین این دو مسئله ممکن است به دلایل مختلفی وجود داشته باشد. برخی افراد ممکن است به دلیل داشتن رفتارهای پرخاشگرانه، به مواد مخدر روی بیاورند تا از استرس و ناراحتی‌های خود کاسته و خاطرات منفی را فراموش کنند. از طرف دیگر، مصرف مواد مخدر می‌تواند رفتارهای پرخاشگرانه را افزایش دهد و کنترل عقلانیت و هوش اجتماعی فرد را کاهش دهد که به نوبه خود باعث افزایش رفتارهای پرخاشگرانه می‌شود.

2. رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد به بازی‌های رایانه‌ای: اعتیاد به بازی‌های رایانه‌ای ممکن است به رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود یا در برخی افراد، رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کند. برخی افراد می‌توانند به دنبال تجربه‌های هیجانی و تطبیق با دنیای مجازی در بازی‌های رایانه‌ای باشند و این تجربه‌ها ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه را در زندگی واقعی تقلید کنند. از طرف دیگر، رفتارهای پرخاشگرانه می‌تواند در بازی‌ها از طرف دیگر، رفتارهای پرخاشگرانه می‌تواند در بازی‌ها تقویت شده و تشدید شود. برخی افراد ممکن است به دنبال ایجاد تحولات و تخریب در بازی‌ها باشند و برای رسیدن به این هدف، از رفتارهای پرخاشگرانه استفاده کنند. به عنوان مثال، تهدید و آزار دیگر بازیکنان، تخریب محیط‌ها یا استفاده از فحش و بی‌ادبی در چت بازی می‌تواند جزء رفتارهای پرخاشگرانه در بازی‌ها باشد.

3. رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی: استفاده بیش از حد از رسانه‌های اجتماعی و درگیری در رفتارهای پرخاشگرانه در این رسانه‌ها می‌تواند باعث ایجاد اعتیاد شود. رفتارهای پرخاشگرانه مانند توهین، تهدید، شایعه‌پراکنی و تحریک دیگران می‌تواند برای برخی افراد به عنوان یک شیوه برای کسب توجه و تأیید اجتماعی عمل کند. این اعمال می‌توانند به عنوان یک انگیزه برای استفاده بیش از حد از رسانه‌های اجتماعی و ایجاد اعتیاد به آنها عمل کنند.

مهم است بدانیم که رابطه بین رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد پیچیده است و به عوامل مختلفی بستگی دارد از جمله عوامل فردی، اجتماعی و روانشناختی. همچنین، عوامل محیطی مثل فرهنگ و محیط خانوادگی نیز می‌توانند در این رابطه‌ی میان رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد می‌تواند به صورت دوسویه باشد، به این معنی که رفتارهای پرخاشگرانه می‌توانند عاملی برای افزایش خطر اعتیاد شوند و همچنین اعتیاد می‌تواند رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کند. در زیر تأثیر رفتارهای پرخاشگرانه بر اعتیاد و برعکس را بررسی می‌کنیم:

- تأثیر رفتارهای پرخاشگرانه بر اعتیاد: رفتارهای پرخاشگرانه ممکن است به عنوان یک مکانیسم فرار یا کاهش استرس و ناراحتی عمل کنند. برخی افراد ممکن است به دنبال تجربه‌های هیجانی و تحریک‌کننده باشند و رفتارهای پرخاشگرانه را در جهت تأمین این تجربه‌ها به کار ببرند. این رفتارها می‌توانند به مواد مخدر، بازی‌های رایانه‌ای، یا رفتارهای دیگری که منجر به اعتیاد می‌شوند، همراه شوند. به عنوان مثال، فردی که در مواجهه با استرس و ناراحتی به جای استفاده از راهکارهای سازنده و سالم، به رفتارهای پرخاشگرانه متوسل می‌شود، ممکن است به مواد مخدر وابسته شود تا با این استرس‌ها کنار بیاید.

- تأثیر اعتیاد بر رفتارهای پرخاشگرانه: اعتیاد به مواد مخدر، بازی‌های رایانه‌ای یا رسانه‌های اجتماعی ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کند. مصرف مواد مخدر م

مصرف مواد مخدر ممکن است تأثیراتی بر عملکرد شناختی و رفتار فرد داشته باشد. این مواد می‌توانند باعث کاهش توانایی‌های ارزیابی و کنترل عقلانیت شوند و می‌توانند رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کنند. به عنوان مثال، مصرف مواد مخدر می‌تواند باعث افزایش عصبانیت، تهاجمی بودن و کاهش توانایی‌های مهار و کنترل خشم شود که ممکن است به رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود.

در کل، عوامل متعددی می‌توانند در رابطه بین رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد نقش داشته باشند. این عوامل شامل عوامل فردی (مانند ویژگی‌های شخصیتی، استرس، اضطراب و افسردگی)، عوامل اجتماعی (مانند فرهنگ، محیط خانوادگی، همسالان و جامعه) و عوامل روانشناختی (مانند خودارزیابی، تفکرهای ناکارآمد و نگرش‌های منفی) می‌باشند.

9

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت چهارم

🔠مدیریت و پیشگیری رفتارهای پرخاشگرانه در اعتیاد

برای مدیریت و پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد، مهم است به موارد زیر توجه کنیم:

1. آگاهی و تشخیص: آگاهی از خطرات رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد و تشخیص مشکل در خود یا دیگران می‌تواند اولین گام در مدیریت آنها باشد.

2. پشتیبانی اجتماعی: حمایت و پشتیبانی از خانواده، دوستان و جامعه می‌تواند به فرد در مقابله با استرس و نیازهایش یاری رساند

3. مهارت‌های مدیریت استرس: آموزش و تمرین مهارت‌های مدیریت استرس و احساسات می‌تواند به فرد کمک کند تا استرس را به طور سالم و سازنده مدیریت کند و به جای رفتارهای پرخاشگرانه، راهکارهای سازنده را انتخاب کند.

4. تقویت خودسازماندهی: تقویت مهارت‌های خودکنترل و خود سازماندهی می‌تواند به فرد کمک کند تا رفتارهای خشونت‌آمیز و پرخاشگرانه را کنترل کند و به جای آن به رفتارهای سازنده و مثبت روی آورد.

5. جستجوی کمک حرفه‌ای: در صورت نیاز، مراجعه به متخصصان روانشناسی و مشاوره می‌تواند به فرد در مدیریت رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد کمک کند. این تخصصی‌ها می‌توانند به شناخت عوامل عمده‌ای که در پشت این مسائل قرار دارند و ارائه راهکارهای مناسب برای مدیریت آنها کمک کنند.

مهم است توجه داشت که هر فرد و هر موقعیتی ممکن است تجربه متفاوتی داشته باشد و راهکارها و روش‌های مدیریت ممکن است بسته به شرایط و نیازهای فرد متفاوت باشد. همچنین، اصلاح رفتارهای پرخاشگرانه و مدیریت اعتیاد به مواد مخدر یا رفتارهای دیگر نیاز به صبر، تعهد و پشتکار دارد.

10

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🫡 قسمت پنجم

🔠چه چیزی لازم است در مورد اعتیاد به عنوان روانشناس و مددکار و مشاور بدانیم؟

به عنوان یک روانشناس، در مورد اعتیاد باید اطلاعات و آگاهی کاملی داشته باشید. این شامل مفاهیم، علل، علائم، اثرات و روش‌های درمان اعتیاد است. در زیر به برخی از نکات مهم درباره اعتیاد اشاره می‌کنم:

1. تعریف علمی اعتیاد: اعتیاد به عنوان یک بیماری مزمن شناخته می‌شود که با نیاز مستمر به مصرف مواد مخدر یا رفتارهای مضر همراه است و شخص را قادر به کنترل آن نمی‌کند.

2. اعتیاد به مواد مخدر: شامل موادی مانند الکل، مواد مخدر قانونی (مثل تریاک و بنزودیازپین‌ها) و غیرقانونی (مانند کوکائین و هروئین) است. اعتیاد به این مواد می‌تواند عواقب جسمی و روانی جدی داشته باشد.

3. اعتیاد به رفتار: علاوه بر اعتیاد به مواد، اعتیاد به رفتارهای مضر نیز وجود دارد. این می‌تواند شامل اعتیاد به بازی‌های رایانه‌ای، شبکه‌های اجتماعی، قمار و خوردن بیش از حد غذا باشد.

4. علل گوناگون اعتیاد: این مسئله به عوامل مختلفی برمی‌گردد که شامل عوامل ژنتیکی، شخصیتی، محیطی و روانشناختی می‌شود. فرایند اعتیاد به تدریج و پیچیده است و عوامل مختلف ممکن است در آن نقش داشته باشند.

5. علائم اعتیاد: شامل علائم جسمی و روانی است. علائم جسمی ممکن است شامل تغییرات در وزن، خواب و اشتها، تغییرات در سطح انرژی و فعالیت، مشکلات جسمی مانند تکانه‌ها و لرزش‌ها، و مشکلات جسمانی عمومی مانند مشکلات قلبی و تنفسی باشد. علائم روانی شامل تغییرات در روحیه، افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب، دشواری در تمرکز و حافظه، افکار و اشتیاق‌های مرتبط با مواد می‌باشد.

6. اثرات اعتیاد: اعتیاد می‌تواند تأثیرات منفی جدی بر روی زندگی فرد داشته باشد. این شامل مشکلات اجتماعی و خانوادگی، مشکلات شغلی و تحصیلی، مشکلات مالی، مشکلات قانونی، مشکلات جسمانی و روانی، و خطر افزایش بیماری‌های جسمانی مرتبط با استفاده مزمن از مواد می‌شود.

7. درمان اعتیاد: روش‌های درمانی برای اعتیاد شامل ترک مواد، تحت نظر قرار دادن فرد در برنامه‌های بازیابی، کنترل خطر، درمان دارویی، روان‌درمانی فردی و خانوادگی، حمایت اجتماعی و گروه‌های حمایتی می‌شود. همچنین، ارائه آموزش‌های پیشگیری و اطلاع‌رسانی نیز برای جامعه بسیار مهم است.

8. روانشناسی اعتیاد: به عنوان روانشناس، مهارت‌های تشخیصی، مشاوره و روان‌درمانی برای کمک به افراد مبتلا به اعتیاد بسیار حائز اهمیت است. درک عمیقی از روند اعتیاد، علل احتمالی و عوامل مرتبط با آن و نیز راهکارهای درمانی موثر، از جمله نقش مهم روانشناس در مداخله و بهبود افراد مبتلا به اعتیاد است.

9. ارتباط با تیم درمانی: در بسیاری از موارد، متخصصین روانشناسی در حوزه اعتیاد به عنوان بخشی از یک تیم درمانی فعالیت می‌کنند. این تیم ممکن است شامل پزشکان، متخصصان روانپزشکی، کارگران اجتماعی و سایر متخصصین مرتبط با اعتیاد باشد. همکاری با اعضای تیم درمانی و تبادل اطلاعات با آنها برای درمان جامع اعتیاد بسیار مهم است.

10. رویکردهای مختلف: در روانشناسی اعتیاد، رویکردهای مختلفی وجود دارد، از جمله رویکردهای شناختی-رفتاری، رویکردهای مبتنی بر مداخله‌های میان‌فردی، رواندرمانی فراشناختیو رویکردهای مبتنی بر خانواده. هر یک از این رویکردها تمرکز خاصی را بر روی عوامل مختلف اعتیاد دارند و روش‌های درمانی متناسب با آنها را ارائه می‌دهند.
ادامه:

11. آگاهی از مسائل اجتماعی و فرهنگی: درک مسائل اجتماعی و فرهنگی که می‌تواند بر روی اعتیاد تأثیر بگذارد، برای یک روانشناس بسیار مهم است. عواملی مانند فشارهای اجتماعی، فرهنگ مصرف مواد، تبلیغات، زمینه‌های ناامن و فقر می‌توانند نقش مهمی در تشدید اعتیاد داشته باشند. بنابراین، آگاهی از این مسائل و توانایی کار با جوامع و فرهنگ‌های مختلف برای رسیدن به افراد مبتلا به اعتیاد بسیار حائز اهمیت است.

12. ارزیابی و تشخیص: مهارت‌های ارزیابی و تشخیص دقیق اعتیاد در فرد، از جمله میزان و نوع مواد مصرفی و تأثیرات آن بر زندگی و عملکرد او، برای روانشناس بسیار مهم است. به کمک ابزارها و روش‌های ارزیابی مناسب می‌توان اطلاعات دقیق‌تری درباره وضعیت اعتیاد فرد جمع‌آوری کرد و براساس آن برنامه درمانی مناسب تری را طراحی کرد.

13. آگاهی از منابع و منابع پشتیبانی: برای یک روانشناس، آگاهی از منابع و منابع پشتیبانی موجود برای افراد مبتلا به اعتیاد بسیار مهم است. این منابع می‌توانند شامل مراکز درمانی، گروه‌های حمایتی، خدمات مشاوره و سایر منابع مرتبط با اعتیاد باشند. هدف از ارجاع به این منابع، ارائه حمایت و درمان متمرکز بر توانایی‌های متخصصان و منابع موجود در جامعه است.


11

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت ششم

🔠آیا پروسه اعتیاد و ترک ان برا همه یکسان است

خیر، اعتیاد برای همه افراد یکسان نیست و حتی ترک اعتیاد برای افراد بر حسب تاب‌آوری و مهارت های آنها گوناگون است.
اعتیاد به مواد مخدر و رفتارهای مضر مانند مصرف الکل، دخانیات، قمار و اینترنت می‌تواند بر افراد با توجه به عوامل مختلفی مانند ژنتیک، عوامل محیطی، شرایط زندگی، سابقه روانی و عوامل فردی تأثیر بگذارد. عوامل متعددی می‌توانند در ایجاد اعتیاد نقش داشته باشند و هر فرد به طور مختص به شرایط خود واکنش نشان می‌دهد. همچنین، واکنش به درمان و روش‌های درمانی نیز برای هر فرد ممکن است متفاوت باشد. بنابراین، هر فرد بر اساس شرایط فردی خود ممکن است به شکل متفاوتی به اعتیاد وابسته شود و نیاز به روش‌های درمانی منحصر به فرد داشته باشد.

با افراد مقاوم به درمان چگونه برخورد کنیم


با افراد مقاوم به درمان صحبت کردن ممکن است چالش‌برانگیز باشد، اما در ادامه چند راهنمایی برای برقراری ارتباط موثر با آنها را می‌توانید در نظر بگیرید:

1. نشان دادن تعامل و توجه: نشان دهید که به نظرات و تجربیات آنها اهمیت می‌دهید، به آنها گوش دهید و به سوالاتشان پاسخ دهید. این نشان می‌دهد که شما به آنها احترام می‌گذارید و ارزش قائل هستید.

2. ایجاد ارتباط معنادار: برقراری ارتباط عاطفی و معنادار با افراد مقاوم به درمان می‌تواند موثر باشد. سعی کنید درک و همدردی خود را با آنها به اشتراک بگذارید و احساساتشان را متوجه شوید.

3. استفاده از سبک ارتباطی مؤثر: در ارتباط با افراد مقاوم به درمان، سعی کنید از روش‌های ارتباطی مؤثر استفاده کنید. مثلاً، استفاده از سوالات باز برای تشویق آنها به انتشار بیشتر و درک بهتر مسائلی که با آنها مواجه هستند، می‌تواند مفید باشد.

4. احترام به حریم شخصی: در ارتباط با افراد مقاوم به درمان، حریم شخصی آنها را رعایت کنید. اجبار به درمان یا ارائه راه‌حل‌هایی که آنها نمی‌پذیرند، ممکن است به جای کمک کردن، بیشتر مقاومت را افزایش دهد.

5. بهبود انگیزه: تلاش کنید با افراد مقاوم به درمان انگیزه سازی کنید.

6. ارائه اطلاعات و آگاهی: به افراد مقاوم به درمان اطلاعات مربوط به بیماری یا وابستگی آنها را ارائه کنید. این اطلاعات می‌تواند به آنها کمک کند تا بیشتر درک کنند که چرا درمان مهم است و چگونه می‌تواند به آنها کمک کند.

7. تشویق به تغییرات کوچک: به جای انتظار تغییرات بزرگ و ناگهانی، تشویق کنید تا افراد مقاوم به درمان تغییرات کوچک و قابل قبولی را در زندگی خود ایجاد کنند. این تغییرات کوچک ممکن است در مسیر بهبود پیشرفت کنند و انگیزه را برای ادامه درمان افزایش دهند.

8. همکاری با تیم درمانی: در صورت لزوم، با تیم درمانی مربوطه همکاری کنید. تیم درمانی که شامل متخصصان بهداشت روانی و متخصصان درمانی است، می‌تواند راهنمایی و پشتیبانی لازم را در ارتباط با افراد مقاوم به درمان ارائه دهد.

9. صبور و متفهم بودن: افراد مقاوم به درمان ممکن است در مواجهه با مشکلات و پیشرفت‌های کند، متردد یا عصبانی باشند. در این مواقع، صبور و متفهم بودن شما می‌تواند به آنها اعتماد و انگیزه بیشتری بدهد.

10. پشتیبانی مستمر: ارائه پشتیبانی مداوم و پیوسته می‌تواند برای افراد مقاوم به درمان بسیار مهم واقع شود. از آنها بپرسید چگونه میمند که شما را در برنامه‌های درمانی یا تغییرات زندگی خود حمایت کند و چگونه می‌توانید به آنها کمک کنید. نشان دادن حضور مستمر و اظهار اعتقاد به توانایی آنها در تغییر و بهبود می‌تواند انگیزه آنها را تقویت کند.

در نهایت، مهم است به خاطر داشته باشیم که با افراد مقاوم به درمان کار کردن زمان‌بر و پیچیده است و نتایج فوری نخواهد داشت. باید صبور و پشتکار داشته باشیم و برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی آنها ادامه بدهیم. همچنین، این ممکن است مفید باشد که از منابع دیگری که در حوزه اعتیاد و درمان وابستگی وجود دارد، استفاده کنیم تا مهارت‌ها و روش‌های بیشتری برای برقراری ارتباط با افراد مقاوم به درمان به دست آوریم.

12

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت ششم

🔠نکاتی در باب درمان اعتیاد

همه ما میدانیم که اعتیاد در هر شول ان یک موضوع پیچیده است و نیازمند رویکردهای متعدد برای درمان است. در حقیقت، درمان اعتیاد ممکن است شامل رویکردهای پزشکی، روانشناسی، اجتماعی و روانپزشکی باشد. در ادامه، به برخی از رویکردها و روش‌های درمان اعتیاد از نظر علمی و روانشناسی اشاره خواهم کرد:

1. درمان فیزیکی: در مواردی که شخص اعتیاد به مواد مخدر مانند الکل یا مواد مخدر قوی مانند هروئین دارد، درمان فیزیکی و تجویز داروها ممکن است برای کاهش علائم جسمانی قطعی و کمک به ترک اعتیاد لازم باشد. این درمان معمولاً توسط پزشکان و تیم‌های درمانی متخصص اعتیاد انجام می‌شود.

2. روانشناسی فردی: مشاوره یا روان درمانی فردی می‌تواند به افراد کمک کند تا عوامل روانی، رفتاری و اجتماعی که به اعتیاد منجر می‌شود را شناسایی کنید و به دنبال راه‌هایی برای مقابله با آنها بگردید. این روش ممکن است شامل تغییر الگوهای رفتاری، تقویت مهارت‌های مقابله و توانمندسازی شما در مواجهه با فشارها و استرس‌های زندگی باشد.

3. روش‌های مبتنی بر شناخت: روش‌های مبتنی بر شناخت مانند مداخله مبتنی بر آگاهی (mindfulness)
و مداخله مبتنی بر شناخت
(cognitive intervention)،
فرد را در درک و تغییر الگوهای فکری و با عملکردی که به اعتیاد منجر می‌شود، یاری می‌دهند. این روش‌ها به فرد کمک می‌کنند تا به طور فعال با افکار و احساسات مرتبط با اعتیاد خود مواجهه کنند و راه‌های سازنده‌تری برای مدیریت آنها پیدا کنند.

4. مشارکت در گروه‌های حمایتی: شرکت در گروه‌های حمایتی مانند
(Narcotics Anonymous) الکلی ناشناس یا سیگاری ناشناس
(Alcoholics Anonymous)
می‌تواند بسیار مفید باشد. در این گروه‌ها، افراد با تجربیات مشابه از همدیگر پشتیبانی می‌کنند، ایده‌ها و راهکارهای موثر را به اشتراک می‌گذارند و ارتباطات معنوی و انگیزشی را تقویت می‌کنند.

5. رویکردهای خانواده و اجتماعی: درمان اعتیاد ممکن است شامل مشاوره خانواده باشد. در این رویکرد، اعضای خانواده به عنوان یک تیم درمانی مشارکت می‌کنند و با همکاری برای بهبود روابط خانوادگی، تحقیق در مورد نحوه حمایت از فرد معتاد و ایجاد محیطی سالم و پایدار، به ترک اعتیاد کمک می‌کنند.

شاید مهمترین نکته در درمان اعتیاد، ترک تمامی منابع مواد مخدر است و همچنین تمرکز بر یک روش درمانی چند جانبه و ترکیبی سیستمی که به شخص معتاد بسته به نیازهای خاص او انتخاب شده است. این رویکردها معمولاً توسط تیم‌های متخصص اعتیاد، شامل روانشناسان، روان پزشکان، مشاوران اعتیاد و مددکاران حرفه ای و سایر حرفه‌ای‌ها که در حوزه درمان اعتیاد فعالیت می‌کنند، ارائه می‌شود. همچنین، ادامه درمان و پشتیبانی بلندمدت برای حفظ بهبود و جلوگیری از عود اعتیاد نیز بسیار اهمیت دارد.

مهم است توجه داشته باشیم که درمان اعتیاد یک فرایند سیستمی است و نیاز به صبر، تعهد و همکاری شخص معتاد و خانواده او دارد. همچنین، هر فرد ممکن است به روش‌ها و درمان‌های متفاوتی نیاز داشته باشد. بنابراین، مشاوره حرفه‌ای و یک برنامه درمانی شخصی و مناسب برای شرایط شخصی فرد بسیار مهم است.

در کل، درمان اعتیاد از نظر علمی و روانشناسی بهبود قابل توجهی را در کاهش استفاده از مواد مخدر، بهبود سلامت روانی و بهبود کیفیت زندگی شخص معتاد و خانواده او به ارمغان می‌آورد.

باید اگاه باشیم که اعتیاد یک حالت مزمن و پیچیده است که به طور عمده توسط دو عنصر مشترک تعریف می‌شود: *️⃣وابستگی فیزیولوژیک و🔠وابستگی روانشناختی.

وابستگی فیزیولوژیک به معنای وابستگی بدن به ماده مخدر است. مصرف ماده‌ی مخدر باعث تغییرات در سیستم عصبی می‌شود و بدن به طور فیزیولوژیک به ماده وابسته می‌شود. اگر مصرف ماده ناگهان قطع شود، علائم جسمانی ناخوشایندی مانند تشنج، تعریق، ترمور و اضطراب ممکن است رخ دهد.

وابستگی روانشناختی به معنای وابستگی ذهنی و روانی به ماده است. افرادی که به ماده‌ای وابسته هستند، قویاً به آن نیاز و وابستگی روانی به آن دارند. آنها ممکن است برای تجربه اثرات مطلوب ماده، کاهش علائم ناخوشایند قطع مواد، یا به دنبال لذت و خوشایندی‌های فوری با مصرف ماده، به طور مداوم و مکرر آن را مصرف کنند.

محققان معتقدند که اعتیاد یک ترکیب پیچیده از عوامل ژنتیکی، محیطی و رفتاری است. عوامل ژنتیکی می‌توانند موروثی باشند و احتمال بروز اعتیاد را در فرد افزایش دهند. همچنین، محیط و عوامل رفتاری مانند فرهنگ، شرایط اجتماعی، استرس، تجربه‌های زندگی و روند یادگیری نیز بر روی بروز اعتیاد تأثیر می‌گذارند.

13

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت ششم

🔠مکانیزم هایی که بر روی ترک می‌توانند تأثیر گذار باشند

محققان‌ در این زمینه بر اساس تحقیقات و مطالعات بسیاری، مکانیسم‌های مختلفی را برای عملکرد اعتیاد توضیح داده‌اند که دانستن برای ترک اعتیاد بسیار موثر است. برخی از این مکانیسم‌ها عبارتند از:

1. اثر بر بخش‌های مغز: مصرف مواد مخدر ممکن است به تحریک بخش‌های خاصی از مغز، به ویژه سیستم پاداش، سیستم حافظه و سیستم تنظیم هیجانی، منجر شود. این تحریک‌ها باعث آزادی مواد شیمیایی مغزی مانند دوپامین می‌شود که تجربه‌های لذت‌بخش و تحولات مزاجی را تحریک می‌کند. در درمان از همین روش برای ترک اعتیاد استفاده می‌کنیم.

2. تغییرات در سیستم بلع یا استشمام : بعضی از مواد مخدر می‌توانند بر سیستم بلع و استشمام مؤثر باشند و باعث افزایش مصرف ماده و تشدید وابستگی شوند. به عنوان مثال، دود سیگار آزاد کننده‌ های نیکوتین را به مغز ارسال می‌کند و می‌تواند به تشدید وابستگی به نیکوتین منجر شود.

3. تغییرات در سیستم هضم و جذب: مواد مخدر ممکن است تغییراتی در سیستم گوارش و جذب مواد مغذی ایجاد کنند که به تنظیم سطح انرژی و تأثیر بر سلامت کلی بدن مرتبط باشد.

4. تغییرات در سیستم عصبی مرکزی: مصرف مواد مخدر می‌تواند به تغییراتی در سیستم عصبی مرکزی منجر شود که تأثیری بر عملکرد شناختی، توجه، حافظه و تصمیم‌گیری دارد. این امر در پروسه درمان بسیار موثر است.

5. تغییرات در سیستم اندوکرین: مصرف مواد مخدر ممکن است تأثیراتی بر سیستم اندوکرین (سیستم هورمونی بدن) داشته باشد. برخی از مواد مخدر می‌توانند تولید هورمون‌های بدن را تحت تأثیر قرار داده و تغییرات در سطح هورمون‌های استرس، هورمون‌های جنسی و سایر هورمون‌های مرتبط با خلق و خو در بدن ایجاد کنند. در نتیجه در پروسه درمان این تغییرات بسیار واضح بروز خواهند کرد.

6. عوامل ژنتیکی: تحقیقات نشان داده است که عوامل ژنتیکی نقشی در بروز اعتیاد دارند. برخی از افراد به دلیل وجود تغییرات وراثتی در ژن‌های مرتبط با سیستم های بلع، پاداش و تنظیم هیجانی، به ماده‌های مخدر حساسیت بیشتری دارند.طبیعتا آگاهی افراد به این مطلب می‌تواند کمک بزرگی به درک آنها از رفتار اعتیادی آنها گردد.

7. عوامل محیطی و رفتاری: عوامل محیطی و رفتاری نیز نقش مهمی در بروز اعتیاد ایفا می‌کنند. فرهنگ، شرایط اجتماعی، تجربه‌های زندگی، فشارها و تنش‌های روزمره، دسترسی به مواد مخدر و رفتارهای مشترک اجتماعی می‌توانند تأثیرگذار باشند. از اینرو از افراد در زمان‌های مشخصی در محیط های بسته برای درمان مراقبت می‌شود.

در کل، اعتیاد یک وضعیت کاملا پیچیده سیستمی است که توسط عوامل ژنتیکی، محیطی، فیزیولوژیکی و روانشناختی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. درک این عوامل و مکانیسم‌های عملکرد اعتیاد، به ما کمک می‌کند تا روش‌های بهبود و درمان مناسب را برای مدیریت و کاهش اعتیاد با آموزش مهارت های زندگی ارائه دهیم.

نکته ای برای روانشناسان و سیستم کمکی که می‌تواند در بروز از سترس و برن اوت مؤثر باشد:

الف) ارتباط و ارتباط مؤثر: برای یک روانشناس کار با افراد مبتلا به اعتیاد، مهارت‌های ارتباطی قوی و ارتباط مؤثر بسیار حائز اهمیت است. باید توانایی برقراری رابطه اعتمادساز با مراجعین را داشته باشیم و بتوانیم به آنها به عنوان یک شنونده فعال گوش کرده و همدلی کنیم. همچنین، توانایی در ارائه پشتیبانی و انگیزه‌بخشی به مراجعین برای شروع و حفظ فرایند درمان نیز بسیار مهم است.

ب) روانشناسی برای خود: برای ارائه بهترین خدمات به افراد مبتلا به اعتیاد، روانشناس باید به خودش هم توجه کند. این شامل مراقبت از سلامت روانی و جسمی خود، مشاوره و سوپرویژن، توسعه مهارت‌های حرفه‌ای و به روز بودن با تحولات و تحقیقات جدید در حوزه اعتیاد می‌باشد.

14

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت هفتم

🔠 بهترین اقدام در درمان اعتیاد ها کدام است

درمان اعتیاد یک فرایند چندجانبه است و بهتر است از یک رویکرد یکپارچه و متعدد درمانی استفاده شود. در زیر بهترین اقدامات در درمان اعتیاد را بررسی می‌کنم:

۱. شناخت و فهمیدن موضوع: اولین قدم در درمان اعتیاد، شناخت و فهمیدن مشکل اعتیاد است. برای درمان موثر، شخص باید درک کاملی از اعتیاد خود داشته باشد و عوامل موثر بر آن را بشناسد.

۲. مشاوره و روان‌درمانی: مشاوره و روان‌درمانی از ابزارهای اساسی در درمان اعتیاد است. روان‌درمانی به شخص کمک می‌کند تا عوامل عاطفی، روانی و روابطی که به اعتیاد منجر شده‌اند را بشناسد و به مدیریت آن‌ها بپردازد.

۳. پشتیبانی اجتماعی: حمایت و پشتیبانی از خانواده، دوستان و گروه‌های حمایتی می‌تواند در فرایند بهبود و درمان اعتیاد بسیار موثر باشد. ایجاد شبکه‌های اجتماعی سالم و محیط‌های پشتیبانی که به شخص اعتیادی کمک می‌کند با مشکل خود مقابله کند، بسیار مهم است.

۴. داروهای درمانی: برخی از اعتیادها می‌توانند با استفاده از داروهای درمانی مدیریت شوند. معمولاً داروها در کنار مشاوره و روان‌درمانی استفاده می‌شوند تا عوارض جانبی کاهش یابند و فرایند بازیابی را تسریع کنند.

۵. تغییر سبک زندگی: تغییر سبک زندگی به عنوان یک قسمت اساسی از درمان اعتیاد می‌تواند بسیار مهم و مؤثر باشد. این شامل بهبود تغذیه، ورزش منظم، خواب کافی، مدیریت استرس و ایجاد سبک زندگی سالم است. این تغییرات می‌توانند به شخص کمک کنند تا بهبود فیزیکی و روانی خود را تجربه کند و از عوامل تحریک کننده اعتیاد دوری کند.

۶. گروه‌های حمایتی: شرکت در گروه‌های حمایتی مانند گروه‌های مبتنی بر برنامه‌های دوازده مرحله، گروه‌های مصرف کنندگان نیکوتینی، یا گروه‌های حمایتی مشابه می‌تواند بسیار مفید باشد. در این گروه‌ها، افراد می‌توانند تجربیاتشان را به اشتراک بگذارند، از دیگران یاد بگیرند و پشتیبانی روانی و اجتماعی بیابند.

۷. مدیریت خطر و پیشگیری از لغزش
مدیریت خطر و آموزش راه‌های مقابله با شرایط ناگوار و عوامل تحریک کننده می‌تواند به شخص کمک کند تا از عود به اعتیاد جلوگیری کند. این شامل شناخت عوامل خطر، توسعه استراتژی‌های مدیریت استرس، مدیریت زمان، و ایجاد سازوکارهای پشتیبانی و حفاظت است.

در نهایت، باید توجه داشت که درمان اعتیاد یک فرایند طولانی و پیچیده است و هر شخص به شیوه‌ها و روش‌های مختلف متناسب با نیازها و شرایط خود باید به درمان مشخصی متمرکز شود. همچنین، حمایت خانواده و دوستان نقش بسیار مهمی در موفقیت درمان اعتیاد دارند. برای انتخاب بهترین اقدام در درمان اعتیاد، مهم است با یک نگاه سیستمی و تیم متخصص درمانی با متخصص درمان اعتیاد همراه بود.

همچنین، درمان اعتیاد ممکن است شامل درمان های متعددی نظیر درمان روانشناختی، درمان دارویی، درمان رفتاری شناختی، درمان سیستمی و خانواده و درمان متمرکز بر گروه باشد. برنامه درمانی ممکن است ترکیبی از این روش‌ها باشد که با تیم تخصصی قابل برنامه ریزی می‌باشد.

در کل، برای انتخاب بهترین اقدام در درمان اعتیاد، مهم است توجه داشته باشیم که هر فرد و هر اعتیاد منحصر به فرد است و باید برنامه درمانی مناسب برای فرد تعیین شود. دریافت حمایت حرفه‌ای، تمرکز بر تغییر سبک زندگی و ایجاد یک شبکه پشتیبانی قوی می‌تواند بهبود و درمان موثری را به همراه داشته باشد.

15

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠قسمت هشتم‌

*️⃣منابع

در زمینه اعتیاد و درمان وابستگی، منابع فراوان وجود دارد و در اینجا منابع زیر بیشتر مورد استفاده قرار گرفته اند.

1. "Substance Abuse Treatment and the Stages of Change: Selecting and Planning Interventions"
Gerard J. Connors / Dennis M. Donovan، / Carlo C. DiClemente.

2. "Motivational Interviewing: Helping People Change"
William R. Miller / Stephen Rollnick.

3. "Treating Addiction: A Guide for Professionals"
William R. Miller / Alyssa A. Forcehimes.

4. "Cognitive-Behavioral Therapy for Substance Use Disorders"
Bruce S. Liese و Aaron T. Beck.

5. "The Addiction Counselor's Desk Reference"
Robert Holman Coombs.

6. "Group Treatment for Substance Abuse: A Stages-of-Change Therapy Manual"
Mary Marden Velasquez / Cathy Crouch / Nanette Stokes Stephens، / Carlo C. DiClemente.

7. "Integrative Approaches to Supervision"
Michael Carroll / Margaret Tholstrup.

8. "The Mindfulness Workbook for Addiction: A Guide to Coping with the Grief, Stress, and Anger that Trigger Addictive Behaviors" Rebecca E. Williams / Julie S. Kraft.

9. "Substance Abuse Counseling: Theory and Practice"
Patricia Stevens /Robert L. Smith.

10. "Addiction Medicine: Science and Practice" Bankole A. Johnson.


16

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from THINK+BOOKS
Forwarded from دکتر موریس ستودگان
👍1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
A Critical Moment in Psychiatry: The Need for Meaningful Psychotherapy Training in Psychiatry

Renato D. Alarcón, MD, MPH
Thomas J. Craig, MD, MPH
Marshall Fitz, MD
Ross J. Baldessarini, MD, PhD

February 28, 2020

ترجمه: دکتر موریس ستودگان برای +Think


یک زمان بحرانی در روانپزشکی: نیاز به آموزش معنادار روان درمانی در روانپزشکی


چکیده Abstract / خلاصه Synopsis:

این دومین مقاله از سلسله مقالاتی هست که نیاز به آموزش روان درمانی در تحصیلات روانپزشکی را بررسی می کند. در قسمت اول مواردی که باعث شده است روان درمانی بتواند در روانپزشکی به طور کلی بروی نیمکت انتظار بنشیند و همچنین آموزش روانپزشکی مورد بررسی قرار گیرد: نجات یک بخش اساسی از روانپزشکی آموزش روان درمانی در تحصیلات روانپزشکی میباشد.

📍 اظهار نظر Commentary
آژانس های مختلفی مانند شورای تحصیلات تکمیلی آموزش پزشکی آمریکا (1) (Milestone Project ) و سازمان های حرفه ای و دانشگاهی کانادا (2) از آموزش روان درمانی در برنامه های رزیدنسی روانپزشکی حمایت کرده اند. با این حال ، دیگران ، با وجود این دشواری ها در هماهنگی مراقبت های بالینی در بین متخصصان مراقبت های بهداشتی مختلف ، از چنین تلاش هایی بسیار انتقاد کرده اند و حتی صراحتاً پیشنهاد کرده اند که روان درمانی در دست غیر پزشکان باشد .(3) در نتیجه ، تعداد فزاینده ای از برنامه های تحصیلی روانپزشکی آمریکای شمالی ساعات بیشتری اختصاص به تیوری های روانپزشکی و در قبال ان آموزش روان درمانی را نیز کاهش داده اند.

📍 ملزومات کاورزی و آموزش روان درمانی

برنامه ریزی برای آینده کارورزی در روانپزشکی باید واقعیت های مطالبات دانشگاهی و خدماتی را در برابر لزوم دیدگاه هماهنگ به پزشکی و روانپزشکی که شامل یک مؤلفه معتبر انسانی است ، بسنجد. برنامه های آموزشی و برنامه درسی هوشمندانه و مؤثر و همکاری سازنده در بین متخصصان برای ارتقاء صلاحیت در رویکردهای متنوع مورد نیاز است و این با هدف بستن شکاف بین علوم بیولوژی پزشکی انسان گرایانه و عملکرد کلینیک های روانپزشکی با یک دید جامع و انسان دوستانه و از این طریق ، مجدداً گفت و گویی در زمینه ای که اخیراً توسط مباحث ناموزون خدشه دار شده است, احیا شود. (7,8) یادگیری و اموزش روان درمانی باید تعادل جنبه های به ظاهر متناقض هویت روانپزشک را دنبال کند (یعنی علوم اعصاب در قبال دانش روانشناختی و فرهنگی). این جنبه ها نه تنها می توانند با همزیستی موفقیت آمیز باشند بلکه می توانند یکدیگر را تقویت کنند. از این گذشته ، یادگیری مهارت تحمل شرایط با عدم اطمینان باید یک اصل مهم در رابطه با آموزش رزیدنسی روانپزشکی به طور کلی و بویژه در آموزش روان درمانی باشد (9).

بنابراین ، اهداف آموزش روان درمانی در دانشکده پزشکی باید براساس آرمانهای زیر باشد:

1. مفاهیم اساسی روان درمانی باید با تأکید بر یک اتحاد درمانی قوی و معنادار ، آموزش داده شود. (10,11) اهداف ، اصول نظری ، جنبه های عملی ، نظارت و ارزیابی ، و همچنین تکنیک های درمانی مبتنی بر دستیابی که با کار گروهی چند رشته ای ، تخصیص کافی از مسئولیت ها ، و هماهنگی مدیریت و پیگیری ها ترکیب شده که در آن ترکیب شده اند.

2. روان درمانی باید در طول چهار سال رزیدنسی با ترقی در درک پیچیدگی موضوع و براساس ترجیحات مصاحبه شده توسط کارآموز ، حداکثر بعد از سال دوم اموخته شود. در اینجا بیش از سه انتخاب پیشنهاد نمی شود ، از رویه هایی مانند بررسی مختصر ، حمایتی ، روان پویایی SD رفتاری شناختیCB ، رفتار درمانی دیالکتیکی DBT، ذهن آگاهی ، گروه / خانواده ، اموزش در روانکاوی PE و غیره و بر اساس اطلاعات دقیق در مورد خصوصیات متمایز (مانند فرآیندها ، اثربخشی ، نتایج و غیره) بنا گردد.

3. شرایط شخصی و الزامات فنی (از جمله دسترسی به کتاب مرجع علمی، اطلاعات مبتنی بر اینترنت و سرپرستان توانمند و سوپروایزر) و همچنین مطالعات موردی بالینی با محوریت متغیرهای مختلفی از جمله سن ، اجتماعی و اقتصادی و پیشینه فرهنگی نیز باید درج شود. فرمول های مفهومی منفرد را می توان در موارد روان درمانی شخصی انتخاب کرد ، و قرارداد با گروههایی که محدودیت زمانی در دوره اموزش دارند, می توانند توانایی کارآموزان را در ایجاد درک همدلی از بیماران و محیط اطراف خود تقویت کنند. (12,14)

ادامه دارد...

@thinkpluswithus Dr. Setudegan

1/4
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
4- حداقل یک پنجم از زمان در دو سال اول رزیدنسی باید شامل نظارت فردی یا گروهی ، موارد و مباحث شبیه سازی واقعی و بالینی با سوپرویژن ، بررسی مجلات / مقاله و گزارش از تجربیات شخصی باشد. این قسمت باید یک سوم یا یک چهارم از دو سال اخر طول بکشد. این جنبه از آموزش باید شامل آماده سازی روانپزشک برای هدایت تیم های درمانی چند رشته ای (multidisciplinary) باشد - هدفی که با آموزش و تجربیات در روان درمانی می تواند تا حد زیادی ارتقا یابد. (15)

5- روشهای نوآوری تدریس مبتنی بر تجارب واقعی در تنظیمات عملی خصوصی و عمومی باید دنبال شود. مثالها شامل رویکردهای مبتنی بر فناوری مانند فیلمهای وب سایت ، CBT آنلاین و telepsychiatry همچنین. (16)

6. کارآموزان با الویت روان درمانی باید بورس های تحصیلی یک ساله پس از رزیدنسی را در نظر بگیرند. درمان شخصی در حین آموزش نیز باید به عنوان گزینه ای منظور شود. (4,5)

7. نمایش و ارزیابی مهارتهای اصلی سازنده و کلی باید مؤلفه های اساسی برنامه های درسی پایه برای برنامه های جامع آموزش روانپزشکی باشند. (17)

اهداف قبلی به بهترین وجه می تواند در مؤسساتی که به دنبال ارائه آموزش های جامع به روانپزشکان آینده هستند ، محقق شود. تلاشها باید شامل ارزیابی کیفیت و کمیت منابع انسانی و همچنین ارزیابی مهم از حمایتهای ارائه شده باشد .(18)

آموزش کارآمدی در روان درمانی نیاز به سرسختی ، استحکام و ریشه های حرفه ای محکم در کنار تحصیلات دانشجویان / کارآموزان دارد. این ویژگی ها در برخورد با نگرش های انتقادی حاوی ستیگما ، مفاهیم کلیشه ای و تفکرهای پیش داوری مفید خواهد بود. مانند خود فرایند روان درمانی ، آموزش روان درمانی یک مبارزه مستمر علیه قطب سازی است که توسط مخالفان شناخته و ناشناخته به وجود آمده است. (2،6،19) چشم انداز پژوهش مداوم با الهام از اهداف مبتنی بر شواهد evidanced based ، باید تمام مراحل این آموزش را تغذیه کند. (20-22)

📍نتیجه گیری Conclusions

نزدیک به شش دهه ، جهان روانپزشکی در انتظار پیشرفت های بالینی مفید از تحقیقات ژنتیکی ، مولکولی و تصویربرداری عصبی است. با وجود پیشرفت های جالب و امیدوار کننده ، مواد بسیار کمی که به طور مستقیم برای درک بالینی یا مدیریت بیشتر اختلالات قابل اجرا است ، پدید آمده اند. در عوض ، نوعی نظریه پردازی بیولوژیکی "فارماکوسنتریک" از تلاش هایی برای تعریف فارماکودینامیک داروهای روانگردان حاصل شده است ، با موفقیت محدود در تلاش برای شناسایی مسیرهای پاتوفیزیولوژیکی یا اتیولوژیکی اختلالات روانپزشکی. (23-25)

امداد و نجات یکی از مؤلفه های اساسی حرفه ای روانشناختی ، آموزش و کار بالینی ضروری است. روانپزشکان در آموزش ، در صورت نداشتن آموزه های اساسی روان درمانی ، در دستیابی به مهارتها و ارزشهای اساسی بالینی دچار ضعف خواهند شد. این مهارت ها شامل توانایی گوش دادن ، تفکر و احساس همه هدایت شده توسط کنجکاوی واقعی و عینیت بالغ است .(26) اتحاد مهارت ها در درمان بیش از فقط یک ارتباط همدلی است: این یک فرایند یادگیری یکپارچه در مورد ذات انسان ها است که فراتر از نسخه پیچی هست. نوآوری ها ، به امید بررسی دقیق بالینی ، و شرکت در تحقیقات مشترک راه حلهای متمایز برای مشکلات پیچیده. همچنین ، امکان تشویق کردن بیماران و خانواده ها در یک فرآیند همکاری سازنده ، یک مؤلفه ارزشمند و ارزیابی جامع در مراقبت های بالینی میباشد.

آموزش روان درمانی نه تنها مستلزم تکنیک های درمانی است بلکه امکان درک عمیق تر از اصول رفتاری ، یک فرایند تشخیصی به خوبی درک شده و حتی بینش وسیعتر در پاسخ به بیمار را فراهم می کند. خطر جدی این است که روان پزشکی محروم از روان درمانی یا عموماً روانشناختی تحت تأثیر علوم دیگر ، می تواند به یک فعالیت ناعادلانه ناقص ، استریل ، فشار دارو پیچی ، تکنوئید-روباتیک تبدیل شود - به دنیای شجاعی جدید از مداخلات مکانیکی که به سرعت تکثیر می شوند و به باندی که به سرعت سود خود را افزایش می دهد.(27،28) علاوه بر این ، چنین روندهایی می تواند برای روانپزشک بسیار تحقیرآمیز باشد و ممکن است به نارضایتی حرفه ای و فرسودگی زودرس کمک کند.

ادامه دارد...

@thinkpluswithus Dr. Setudegan

2/4
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
این می تواند یک لحظه مهم تاریخی در رشته ما باشد. اگر وضعیت رو به زوال تدریس روان درمانی در برخی مراکز دانشگاهی حاکم باشد ، روانپزشکان می توانند در قالب جدیدی که آماده نیستند برای برآوردن نیازهای انسانی از همدلی ، پشتیبانی و تفاهم ، به تکنسینهایی کاهش پیدا کنند .(30)
راه حل ممکن است از علاقه دلگرم کننده و مداوم بیشتر کارآموزان ناشی شود. کسانی که روان درمانی را بیشتر بازتابی از ادغام دانش و مؤلفه مهم هویت حرفه ای و عملکرد آینده خود می پندارند .(6 ، 20،31) این نتیجه به یک عمل پایدار از مراکز دانشگاهی و سازمان های حرفه ای برای کشف نوآوری های درسی ، مطالعات ، بحث ها ، و نشان دادن مزایای مدیریت هماهنگ پیشرفتهای علمی امروز و ملزومات ماندگار تعاملات واقعاً انسانی نیاز مبرم دارد.

دکتر آلارکان استاد برجسته روانپزشکی ، دانشکده پزشکی کلینیک مایو ، روچستر است. و کرسی افتخاری ، دانشگاه لیما در پرو میباشد.
دکتر کریگ عضو سابق انجمن روانپزشکی آمریکا ، کمیته راهنمایی عملکرد بالینی ، واشنگتن دی سی است.
دکتر فیتز عضو سابق دانشکده دانشکده پزشکی دانشگاه تولان ، دپ. روانپزشکی در نیواورلئان. دکتر بالدهارینی استاد برجسته روانپزشکی ، دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و مدیر سابق تحقیقات بیمارستان مک لان ، بوستون است.


منابع:

1. Griffith JL. Neuroscience and Humanistic Psychiatry: a residency curriculum. Acad Psychiatry. 2014;38:177-184.

2. Saperson K. Psychiatry Residency Education in Canada: Past, Present and Future. Acad Psychiatry. 2013;37:238-242.

3. Truong A, Wu P, Diez-Barroso R, Coverdale J. What is the efficacy of teaching Psychotherapy to psychiatry residents and medical students?. Acad Psychiatry. 2015;39:575-579.

4. Zisook S, McQuaid, JR, Sciolla A, et al. Psychiatric residents’ interest in psychotherapy and training stage: a multi-site survey. Am J Psychother. 2011;65:47-59.

5. Kovach JG, Dubin WR, Combs CJ. Psychotherapy training: Residents’ perceptions and experiences. Acad Psychiatry. 2015;39:567-574.

6. Lanouette NM, Calabrese C, Sciolla AF, et al. Do psychiatry residents identify as psychotherapists? A multisite survey. Ann Clin Psychiatry. 2011;23:30-39.

7. Kay J, Myers MF. Current state of psychotherapy training: preparing for the future. Psychodyn Psychiatry. 2014;42:557-573.

8. Alarcón RD. Science and Humanism in Contemporary American Psychiatry. 4th. Jerome Frank Lecture, Department of Psychiatry and Behavioral Sciences, Johns Hopkins University School of Medicine. Baltimore, MD, April 7, 2015.

9. Whitehorn JC. Education for Uncertainty. Persp Biol Med. 1963;7:118-123.

10. Ardito RB, Rabellino D. Therapeutic alliance and outcome of psychotherapy: Historical excursus, measurements and prospects for research. Front Psychol. 2011;2: 270-274.
11. Horvath AO, Del RAC, Fluckiger C, Symonds D. Alliance in individual psychotherapy. Psychotherapy. 2011;48:9-16.

12. Katzman J, Abbass A, Coughlin P, Arosa S. Building connections through teletechnologies to augment resident training in psychodynamic psychotherapy. Acad Psychiatry. 2015;39:110-113.

13. Cardoso Zoppe EH, Schoueri P, Castro M, Neto FL. Teaching psychodynamics to psychiatric residents through psychiatric outpatient interviews. Acad Psychiatry. 2009; 33:51-55.

14. Schmidt LM, Foli-Andersen NJ. Psychotherapy and Cognitive Behavioral Therapy supervision in Danish Psychiatry: Training the next generation of psychiatrists. Acad Psychiatry. 2017;41:4-9. doi: 10.1007/s40596-015-0442-6.

@thinkpluswithus Dr. Setudegan

3/4