Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
〰️ نگاهی به نقش واقعیت عینی و واقعیت روانی دراختلال ها
✨فروید می نویسد "آنچه نوروتیک ها به توسط آن هدایت می شوند نه واقعیتِ عینیِ معمولی بلکه واقعیتِ روانی است."
این گفته فروید کلید بسیاری از اختلال هاست. در ابتدا به معنی این دو مفهوم بپردازیم تا بتوانیم اثرات آن را بررسی کنیم. هر دو واقعیت عینی و واقعیت روانی دو مفهوم مهم در روانشناسی و فلسفه هستند. اما این دو مفهوم تفاوتهای مهمی دارند:
🔠 1. واقعیت عینی:
واقعیت عینی به واقعیتی اشاره دارد که مستقل از ذهن و تجربه شخصی فرد است. به عبارت دیگر، واقعیت عینی وجود دارد حتی اگر هیچ کسی آن را تجربه نکند. این نوع واقعیت شامل واقعیتهای فیزیکی و شیءهایی است که در جهان خارجی وجود دارند و مستقل از دیدگاهها و ادراکهای فردی هستند. مثلاً، کوهها، درختان، اشیاء و پدیدههای فیزیکی دیگر مثالی از واقعیت عینی هستند.
🔠 2. واقعیت روانی:
واقعیت روانی به تجربه و ذهنیات شخصی اشاره دارد. این نوع واقعیت به تجربهها، احساسات، باورها و دیدگاههای فردی مرتبط است که ممکن است با واقعیت خارجی هماهنگ یا ناهماهنگ باشند. به عبارت دیگر، واقعیت روانی نشاندهنده تجربه و تفسیر شخصی از واقعیت عینی است. این شامل احساسات، خواستهها، باورها و ادراکات شخصی است.
🔠 بنابراین، تفاوت اصلی بین واقعیت عینی و واقعیت روانی در این است که واقعیت عینی مرتبط با واقعیتهای مستقل از ذهن افراد وجود دارد، در حالی که واقعیت روانی به تجربه و تفسیر شخصی از واقعیت عینی مرتبط است. این دو نوع واقعیت در بسیاری از موارد ممکن است همپوشانی داشته باشند، زیرا تجربهها و باورهای فردی اغلب تحت تأثیر واقعیتهای عینی قرار میگیرند. به عنوان مثال، دو نفر ممکن است تجربههای متفاوتی از یک واقعیت عینی مشابه داشته باشند، زیرا تفسیر و تجربه شخصی هر فرد میتواند متفاوت باشد.
در اینجا نکته مهمی وجود دارد که واقعیت عینی و واقعیت روانی هر دو مهم هستند و هر یک نقش مهمی در زندگی ما دارند. درک از تفاوت بین این دو نوع واقعیت میتواند به ما کمک کند تا بهتر بفهمیم که چگونه تجربه و تفسیرهای شخصی ما از واقعیت عینی میتواند تأثیر گذار باشد و چگونه میتوانیم با آگاهی از این مسائل با دیگران ارتباط برقرار کنیم.
۱
#واقعیت_روانی
#واقعیت_عینی
@thinkpluswithus
✨فروید می نویسد "آنچه نوروتیک ها به توسط آن هدایت می شوند نه واقعیتِ عینیِ معمولی بلکه واقعیتِ روانی است."
این گفته فروید کلید بسیاری از اختلال هاست. در ابتدا به معنی این دو مفهوم بپردازیم تا بتوانیم اثرات آن را بررسی کنیم. هر دو واقعیت عینی و واقعیت روانی دو مفهوم مهم در روانشناسی و فلسفه هستند. اما این دو مفهوم تفاوتهای مهمی دارند:
واقعیت عینی به واقعیتی اشاره دارد که مستقل از ذهن و تجربه شخصی فرد است. به عبارت دیگر، واقعیت عینی وجود دارد حتی اگر هیچ کسی آن را تجربه نکند. این نوع واقعیت شامل واقعیتهای فیزیکی و شیءهایی است که در جهان خارجی وجود دارند و مستقل از دیدگاهها و ادراکهای فردی هستند. مثلاً، کوهها، درختان، اشیاء و پدیدههای فیزیکی دیگر مثالی از واقعیت عینی هستند.
واقعیت روانی به تجربه و ذهنیات شخصی اشاره دارد. این نوع واقعیت به تجربهها، احساسات، باورها و دیدگاههای فردی مرتبط است که ممکن است با واقعیت خارجی هماهنگ یا ناهماهنگ باشند. به عبارت دیگر، واقعیت روانی نشاندهنده تجربه و تفسیر شخصی از واقعیت عینی است. این شامل احساسات، خواستهها، باورها و ادراکات شخصی است.
در اینجا نکته مهمی وجود دارد که واقعیت عینی و واقعیت روانی هر دو مهم هستند و هر یک نقش مهمی در زندگی ما دارند. درک از تفاوت بین این دو نوع واقعیت میتواند به ما کمک کند تا بهتر بفهمیم که چگونه تجربه و تفسیرهای شخصی ما از واقعیت عینی میتواند تأثیر گذار باشد و چگونه میتوانیم با آگاهی از این مسائل با دیگران ارتباط برقرار کنیم.
۱
#واقعیت_روانی
#واقعیت_عینی
@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
به طور خلاصه، میتوان گفت که واقعیت عینی و واقعیت روانی دو شاخصهی مهم درک و تجربه ما از دنیای اطراف میباشند. درک از تفاوت بین این دو مفهوم میتواند به ما کمک کند که بهتر بفهمیم چگونه تجربه و تفسیرهای شخصی ما از واقعیت عینی میتواند تأثیر گذار باشد و چگونه میتوانیم با آگاهی از این مسائل با دیگران ارتباط برقرار کنیم.
و اما در بیماریهای روانی ممکن است تفاوتهای مهمی در تجربه و درک از واقعیت عینی و واقعیت روانی وجود داشته باشد. به عنوان مثال، در بیماریهای روانی مانند اسکیزوفرنی، افراد ممکن است تجربهها یا باورهایی داشته باشند که ناهماهنگ یا متناقض با واقعیت عینی باشند. این افراد ممکن است تجربههای توهمی داشته باشند که به آنها احساس میدهد که واقعیت روانی آنها از واقعیت عینی متمایز است.
در بیماریهای روانی دیگر نیز مانند اختلالات شخصیتی، افراد ممکن است باورها، تصورات و احساساتی داشته باشند که متناسب با واقعیت عینی نباشند و در نتیجه واقعیت روانی آنها از واقعیت عینی متمایز باشد.
بنابراین، در بیماریهای روانی، تفاوتهای مهمی بین واقعیت عینی و واقعیت روانی وجود دارد که ممکن است در تجربه و رفتار افراد مبتلا به این بیماریها بروز کند.
همانطور که در بالا ذکر شد، در بعضی موارد، توهم ممکن است نتیجهی تفاوتهایی باشد که بین واقعیت عینی و واقعیت روانی بوجود اید. به عنوان مثال، در بیماریهایی مانند اسکیزوفرنی یا بیماریهای دیگری که با اختلالات تفکر و ادراک همراه هستند، افراد ممکن است تجربههای توهمی داشته باشند. این توهمها ممکن است شامل تجربههای حسی مانند شنیدن صداها یا دیدن چیزهایی باشد که در واقعیت عینی وجود ندارد. این توهمها ممکن است نتیجهی اشتباهات در تفسیر واقعیت روانی باشند که در اثر بیماریهای روانی بروز میکند.
بنابراین، توهم یکی از نتایجی است که ممکن است در نتیجهی تفاوتهای بین واقعیت عینی و واقعیت روانی در بیماریهای روانی بروز کند. این توهمها ممکن است بر تفکر، احساسات و رفتار افراد تأثیر بگذارند و برای افراد و افرادی که از آنها مراقبت میکنند، چالشهایی ایجاد کنند.
*️⃣ منابع
دربارهٔ بیماریهای روانی و تفاوت بین واقعیت عینی و واقعیت روانی، بسیاری از کتابها و منابع مفید وجود دارند.
➕ 1. "سنجش واقعیت: تئوری و عمل" نوشتهٔ راشد محمد اسماعیل و محمدرضا خانمحمدی: این کتاب به معرفی مفهوم واقعیت از دیدگاههای مختلف و نقش آن در زندگی انسان میپردازد.
➕ 2. "مروری بر اختلالات روانی" نوشتهٔ دیوید ه. بارلو و ویلیام تی. دیلون: این کتاب به بررسی گستردهای از اختلالات روانی از جمله اسکیزوفرنی، اختلالات شخصیتی و سایر بیماریهای روانی میپردازد که ممکن است با مسائل مرتبط با واقعیت عینی و واقعیت روانی همراه باشند.
➕ 3. "راهنمای جامع اختلالات روانی و روانشناختی DSM-5" نوشتهٔ جی. اریکسون، تی. او. هریگن و اس. جی. فرانسیس: این کتاب به معرفی و بررسی اختلالات روانی مختلف از جمله اسکیزوفرنی و اختلالات شخصیتی اختصاص دارد.
۲
@thinkpluswithus
و اما در بیماریهای روانی ممکن است تفاوتهای مهمی در تجربه و درک از واقعیت عینی و واقعیت روانی وجود داشته باشد. به عنوان مثال، در بیماریهای روانی مانند اسکیزوفرنی، افراد ممکن است تجربهها یا باورهایی داشته باشند که ناهماهنگ یا متناقض با واقعیت عینی باشند. این افراد ممکن است تجربههای توهمی داشته باشند که به آنها احساس میدهد که واقعیت روانی آنها از واقعیت عینی متمایز است.
در بیماریهای روانی دیگر نیز مانند اختلالات شخصیتی، افراد ممکن است باورها، تصورات و احساساتی داشته باشند که متناسب با واقعیت عینی نباشند و در نتیجه واقعیت روانی آنها از واقعیت عینی متمایز باشد.
بنابراین، در بیماریهای روانی، تفاوتهای مهمی بین واقعیت عینی و واقعیت روانی وجود دارد که ممکن است در تجربه و رفتار افراد مبتلا به این بیماریها بروز کند.
همانطور که در بالا ذکر شد، در بعضی موارد، توهم ممکن است نتیجهی تفاوتهایی باشد که بین واقعیت عینی و واقعیت روانی بوجود اید. به عنوان مثال، در بیماریهایی مانند اسکیزوفرنی یا بیماریهای دیگری که با اختلالات تفکر و ادراک همراه هستند، افراد ممکن است تجربههای توهمی داشته باشند. این توهمها ممکن است شامل تجربههای حسی مانند شنیدن صداها یا دیدن چیزهایی باشد که در واقعیت عینی وجود ندارد. این توهمها ممکن است نتیجهی اشتباهات در تفسیر واقعیت روانی باشند که در اثر بیماریهای روانی بروز میکند.
بنابراین، توهم یکی از نتایجی است که ممکن است در نتیجهی تفاوتهای بین واقعیت عینی و واقعیت روانی در بیماریهای روانی بروز کند. این توهمها ممکن است بر تفکر، احساسات و رفتار افراد تأثیر بگذارند و برای افراد و افرادی که از آنها مراقبت میکنند، چالشهایی ایجاد کنند.
دربارهٔ بیماریهای روانی و تفاوت بین واقعیت عینی و واقعیت روانی، بسیاری از کتابها و منابع مفید وجود دارند.
۲
@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
عاطفه و احساس دو مفهوم مختلف هستند، اما بهطور کلی مرتبط با تجربههای عاطفی و شناختی انسانها هستند.
انجمن روانشناسی امریکا: «عواطف نحوه برخورد افراد با مسائل یا موقعیتهایی است که به طور فردی در نظر آنها مهم هستند.»
"احساسات با واکنشهای بدنی وابسته به عاطفه مرتبط هستند و از طریق انتقال دهندههای عصبی و هورمونهای آزاد شده توسط مغز فعال میشوند، در واقع احساسات تجربه این واکنشهای عاطفی غریزی در بدن هستند."
احساس بهطور عمومی به تجربههای حسی و شناختی اشاره دارد که از طریق اعضای حسی ما مانند دیدن، شنیدن، چشیدن و لمس کردن به وجود میآید. مثلاً احساس گرما، سرما، درد، خوشحالی و غم یکی از انواع احساسات است.
عواطف بسیار بدوی بوده و جایگاهشان در سیستم لیمبیک بخش مغز هیجانی ماست.عاطفه به تجربههای عاطفی و ارتباطات انسانی مرتبط با احساسات عمیقتر و پیچیدهتری اشاره دارد. عاطفه میتواند شامل عشق، نفرت، ترس، خشم، شادی و اندوه باشد و معمولاً نتیجهٔ تجربهها، باورها و ارزشهای فردی است.
احساسات معمولاً به تجربههای فیزیولوژیکی مرتبط با تغییرات در بدن اشاره دارند، در حالی که عاطفه معمولاً به تجربهها و واکنشهای انسانی به این تجربهها اشاره دارد.
علاوه بر این، عاطفه و احساسات در تصمیمگیریها و رفتارهای انسانی نقش مهمی ایفا میکنند. عاطفه ممکن است تاثیر بیشتری بر رفتارهای انسانی داشته باشد، زیرا معمولاً به عنوان یک نیروی محرکه برای انجام کارها و اتخاذ تصمیمها عمل میکند. از طرف دیگر، احساسات ممکن است به عنوان یک وسیله برای انتقال اطلاعات و ارتباطات در ارتباطات انسانی عمل کنند.
با این حال، تفاوت دقیق میان عاطفه و احساسات به موضوعات فلسفی و روانشناختی پیچیدهتری نیز مربوط میشود که ممکن است از دیدگاه بهطور کامل مشخص نباشد. در نهایت، هر دو عاطفه و احساسات به عنوان بخشهای مهمی از تجربه انسانی شناخته میشوند و نقشهای مختلفی در زندگی انسانی ایفا میکنند.
feelings are experienced consciously, while emotions manifest either consciously or subconsciously!
احساسات به صورت آگاهانه تجربه می شوند، در حالی که عواطف به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه ظاهر می شوند!
ارادتمند ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ما هرگز اندازه زمانی که عاشق میشویم، در برابر رنج بیدفاع نیستیم.
زیگموند فروید
سه رساله جنسی
روز شما پر از ذوق و اشتیاق دوستان
ارادتمند ستودگان
زیگموند فروید
سه رساله جنسی
روز شما پر از ذوق و اشتیاق دوستان
ارادتمند ستودگان
❤4👍2👏2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
واقعیت برای کسانیست که نمیتوانند رویا را تاب بیاورند.
اسلاوی_ژیژک
فروید زنده است
روز شما پر از امید و رویا دوستان
ارادتمند ستودگان
اسلاوی_ژیژک
فروید زنده است
روز شما پر از امید و رویا دوستان
ارادتمند ستودگان
❤5
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
❗️ چرا مقایسه کردن ما با دیگران اضطراب آور است
قانون ۳۳۳ اضطراب را میشناسید؟
🔠 تقدیم به وحید
@thinkpluswithus
قانون ۳۳۳ اضطراب را میشناسید؟
@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
❗️ چرا مقایسه کردن ما با دیگران اضطراب آور است
کارل گوستاو یونگ میگوید
1. "شما نمیتوانید اضطراب را کم کنید، مگر آنکه به آن توجه کنید."
2. "وقتی چیزی را نمی شناسیم، از آن هراس داریم."
3. "اگر نخواهیم که چیزی ما را کنترل کند، باید آن را بشناسیم."
این نقلقولها نشاندهنده نگرش یونگ درباره اهمیت شناخت و درک از احساسات و وضعیت ذهنی است. او معتقد بود که توجه به احساسات و شناخت عمیقتر خود میتواند به اندازه کافی از اضطراب و ترس رهایی بخشد.
زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی، بسیار درباره اضطراب نوشته است. او اعتقاد داشت که اضطراب یک جزء طبیعی از زندگی است و در نتیجه باید به آن پرداخت. برخی از گفتههای معروف فروید در این باره:
1. "ما به اندازهی کافی نمیتوانیم توقع داشته باشیم که جهان برای ما یک مکان امن باشد."
2. "اضطراب یک احساس طبیعی است که همه ما تجربه میکنیم. اما مهم این است که چگونه با آن برخورد کنیم."
3. "اضطراب معمولاً ناشی از تضاد بین نیازها و انگیزههای ناخودآگاه و انتظارات واقعی است."
4. "اضطراب میتواند ناشی از ترس از دست دادن عزیزان، ترس از شکست یا ترس از ناکامی باشد."
این گفتهها نشاندهنده دیدگاه فروید نسبت به اضطراب و نحوه برخورد با آن است.
مقایسه کردن خودمان با دیگران میتواند احساس اضطراب و استرس را افزایش دهد زیرا ممکن است باعث شود که احساس کمبود، عدم ارزشیابی خود یا ناکامی را تجربه کنیم. وقتی که خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم، ممکن است به نتیجه برسیم که ما در مقایسه با آنها کمبود داریم یا به نتیجه برسیم که آنها در یک یا چند زمینه از ما بهتر هستند. این مقایسهها میتواند به افزایش احساس رقابت، نگرانی ، ناراحتی و اضطراب منجر شود.
بیشتر مواقع، این مقایسهها به ما کمک نمیکنند تا به رشد و پیشرفت خود بپردازیم بلکه میتواند مانع مواجهه با چالشها، تلاش برای بهبود و بهترین شدن واقعیت شود. به جای مقایسه کردن خودمان با دیگران، بهتر است که به توسعه شخصی خود و بهبود شرایط خودمان برنامه ریزی و تمرکز کنیم و انرا به عنوان یک فرصت برای یادگیری و رشد ببینیم.
بهترین راه برای مقابله با این اضطراب این است که به خودمان احترام گذاشته و خودرا بپذیریم و از دست اوردها و تلاش برای بهبود شرایط خود لذت ببریم. همچنین تمرکز بر روی موفقیتها و قابلیتهای شخصی خود به جای مقایسه با دیگران میتواند به کاهش اضطراب کمک کند.
همچنین، میتوانیم از روشهای مختلفی برای مدیریت این اضطراب استفاده کنیم. به عنوان مثال:
1️⃣ . تمرکز بر روی خودآگاهی: با تمرینهای خودآگاهی مانند مدیتیشن یا نفس عمیق دیافراگمی، میتوانیم از ذهن خود دور شده و به افکار منفی که از مقایسه با دیگران سرچشمه میگیرد، پایان دهیم.
2️⃣ . تمرینهای تفکر و نگاه مثبت: انجام تمرینهای تفکر مثبت و تمرین تشویق خود به خود میتواند به کاهش اضطراب کمک کند. با تمرین تشویق خود به خود، میتوانیم مغز خود را برنامهریزی کنیم تا به جای تمرکز بر روی نقاط ضعف، بر روی نقاط قوت و موفقیتهای خود تمرکز کند.
3️⃣ . توسعه مهارتها: به جای مقایسه با دیگران، انرژی خود را برای بهتر شدن و بهبود مهارتهای شخصی خود صرف کنیم. این کار میتواند به ما احساس قدرتمندی و اعتماد به نفس بیشتری بدهد.
4️⃣ . درک این موضوع که هیچ کس کامل نیست: همه افراد نقاط ضعف و نقاط قوتی دارند. این موضوع را در نظر داشته باشیم و به جای مقایسه با دیگران، همانا به رشد و پیشرفت خودتان متمرکز شویم.
5️⃣ . از قانون 3 3 3 برای اضطراب استفاده کنیم: ما می توانیم از قانون 333 برای اضطراب در لحظه ای که چیزی ما را تحریک می کند استفاده کنیم. فقط به اطراف نگاه کنیم؛
الف) 3 شی در محیط را شناسایی کنیم
ب) 3 صدای اطراف ما را شناسایی کنیم
پ) سپس 3 قسمت بدن را حرکت دهیم .
این استراتژی به تمرکز و برگشت به حال کمک میکند، چرا که اضطراب خاطره ای مربوط به گذشته ماست یا انجام عملی در آینده.
6️⃣ . در نهایت، اگر احساس مداوم اضطراب مرتبط با مقایسه با دیگران داریم، میتوانیم از کتابها و مشاوره روانشناسی کمک بگیریم تا به موضوعات عمیق تر و اموخته های ما بپردازیم.
ادامه دارد
#مقایسه
#علل_اضطراب
۱
@thinkpluswithus
کارل گوستاو یونگ میگوید
1. "شما نمیتوانید اضطراب را کم کنید، مگر آنکه به آن توجه کنید."
2. "وقتی چیزی را نمی شناسیم، از آن هراس داریم."
3. "اگر نخواهیم که چیزی ما را کنترل کند، باید آن را بشناسیم."
این نقلقولها نشاندهنده نگرش یونگ درباره اهمیت شناخت و درک از احساسات و وضعیت ذهنی است. او معتقد بود که توجه به احساسات و شناخت عمیقتر خود میتواند به اندازه کافی از اضطراب و ترس رهایی بخشد.
زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی، بسیار درباره اضطراب نوشته است. او اعتقاد داشت که اضطراب یک جزء طبیعی از زندگی است و در نتیجه باید به آن پرداخت. برخی از گفتههای معروف فروید در این باره:
1. "ما به اندازهی کافی نمیتوانیم توقع داشته باشیم که جهان برای ما یک مکان امن باشد."
2. "اضطراب یک احساس طبیعی است که همه ما تجربه میکنیم. اما مهم این است که چگونه با آن برخورد کنیم."
3. "اضطراب معمولاً ناشی از تضاد بین نیازها و انگیزههای ناخودآگاه و انتظارات واقعی است."
4. "اضطراب میتواند ناشی از ترس از دست دادن عزیزان، ترس از شکست یا ترس از ناکامی باشد."
این گفتهها نشاندهنده دیدگاه فروید نسبت به اضطراب و نحوه برخورد با آن است.
مقایسه کردن خودمان با دیگران میتواند احساس اضطراب و استرس را افزایش دهد زیرا ممکن است باعث شود که احساس کمبود، عدم ارزشیابی خود یا ناکامی را تجربه کنیم. وقتی که خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم، ممکن است به نتیجه برسیم که ما در مقایسه با آنها کمبود داریم یا به نتیجه برسیم که آنها در یک یا چند زمینه از ما بهتر هستند. این مقایسهها میتواند به افزایش احساس رقابت، نگرانی ، ناراحتی و اضطراب منجر شود.
بیشتر مواقع، این مقایسهها به ما کمک نمیکنند تا به رشد و پیشرفت خود بپردازیم بلکه میتواند مانع مواجهه با چالشها، تلاش برای بهبود و بهترین شدن واقعیت شود. به جای مقایسه کردن خودمان با دیگران، بهتر است که به توسعه شخصی خود و بهبود شرایط خودمان برنامه ریزی و تمرکز کنیم و انرا به عنوان یک فرصت برای یادگیری و رشد ببینیم.
بهترین راه برای مقابله با این اضطراب این است که به خودمان احترام گذاشته و خودرا بپذیریم و از دست اوردها و تلاش برای بهبود شرایط خود لذت ببریم. همچنین تمرکز بر روی موفقیتها و قابلیتهای شخصی خود به جای مقایسه با دیگران میتواند به کاهش اضطراب کمک کند.
همچنین، میتوانیم از روشهای مختلفی برای مدیریت این اضطراب استفاده کنیم. به عنوان مثال:
الف) 3 شی در محیط را شناسایی کنیم
ب) 3 صدای اطراف ما را شناسایی کنیم
پ) سپس 3 قسمت بدن را حرکت دهیم .
این استراتژی به تمرکز و برگشت به حال کمک میکند، چرا که اضطراب خاطره ای مربوط به گذشته ماست یا انجام عملی در آینده.
ادامه دارد
#مقایسه
#علل_اضطراب
۱
@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍2💯1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
این موضوع میتواند به ما کمک کند تا ریشههای عمیقتر این مسئله را بشناسیم و راهحلهای مناسب برای مدیریت اضطراب را پیدا کنیم.
🔣 در نهایت ناگفته نماند، مهم است که به خودمان اجازه دهیم که از تمام ابعاد و ویژگیهای خودمان لذت ببریم و این نیازمند 🔠 پذیرش ما توسط خود ماست.🔠 هیچ کس مطابق با استانداردهای دیگران کامل نیست و همه افراد ویژگیها و نقاط قوت منحصر به فردی دارند. احترام به خود و تمرکز بر روی رشد شخصی میتواند به ما کمک کند تا از این اضطراب رها شویم و احساس رضایت و خوشبختی بیشتری در زندگی خود تجربه کنیم.
🔠 منایع برای مطالعه
در زمینه مدیریت اضطراب ناشی از مقایسه با دیگران و افزایش اعتماد به نفس و خودشناسی، میتوانیم به کتابهای زیر مراجعه کنیم، امیدوارم که این کتابها قابل دسترسی و ترجمه شده باشند:
1. "The Gifts of Imperfection: Let Go of Who You Think You're Supposed to Be and Embrace Who You Are"
*️⃣ "هدیه کامل نبودن" نوشته برنه براون: این کتاب مفید به ما کمک میکند تا از مقایسه با دیگران و تلاش برای بودن "کامل" دست بکشیم و به جای آن خود را با تمام نقاط ضعف و قوت ما قبول کنیم.
2. "Daring Greatly: How the Courage to Be Vulnerable Transforms the Way We Live, Love, Parent, and Lead"
*️⃣ "جسارت زیاد" نوشته برنه براون: این اثر پر ارزش به ما کمک میکند که از زمینههای مختلفی که باعث احساس عدم ارزشیابی میشوند، عبور کنیم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنیم.
3. "Mindset: The New Psychology of Success"
*️⃣ "طرز تفکر" اثری پر ارزش از کارول دوئک: این کتاب به ما نشان میدهد که چگونه با داشتن یک "mindset" منفی به یک "mindset" مثبت تبدیل شویم و از مقایسه با دیگران برای رهایی خود از چنگال اضطراب دست بکشیم.
4. "Self-Compassion: The Proven Power of Being Kind to Yourself"
*️⃣ "خودشفقتی" نوشته کریستین نف:
این نوشته نادر به ما کمک میکند که از طریق مهرورزی و مهربانی به خود، از اضطراب و استرس ناشی از مقایسه با دیگران عبور کنیم و خود را بپذیریم.
5. "The Confidence Gap: A Guide to Overcoming Fear and Self-Doubt"
*️⃣ "چاله اعتماد، یک راهنما برای گذر از ترس و تردید با توانایی خود" نوشته راس هاریس: این کتاب به ما کمک میکند که از اعتماد به نفس کم و تردیدهای شخصیتی خود عبور کنید و به دستیابی به اهداف خود بپردازید.
۲
@thinkpluswithus
در زمینه مدیریت اضطراب ناشی از مقایسه با دیگران و افزایش اعتماد به نفس و خودشناسی، میتوانیم به کتابهای زیر مراجعه کنیم، امیدوارم که این کتابها قابل دسترسی و ترجمه شده باشند:
1. "The Gifts of Imperfection: Let Go of Who You Think You're Supposed to Be and Embrace Who You Are"
2. "Daring Greatly: How the Courage to Be Vulnerable Transforms the Way We Live, Love, Parent, and Lead"
3. "Mindset: The New Psychology of Success"
4. "Self-Compassion: The Proven Power of Being Kind to Yourself"
این نوشته نادر به ما کمک میکند که از طریق مهرورزی و مهربانی به خود، از اضطراب و استرس ناشی از مقایسه با دیگران عبور کنیم و خود را بپذیریم.
5. "The Confidence Gap: A Guide to Overcoming Fear and Self-Doubt"
۲
@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💯1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
قاعدهای وجود ندارد كه به درد همه بخورد، هر كس باید خودش راهی بیابد كه او را نجات دهد.
#زیگموند_فروید
روزتون پر از راه های جدید...
ارادتمند ستودگان
#زیگموند_فروید
روزتون پر از راه های جدید...
ارادتمند ستودگان
👍3❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اگر چیزی خوب پیش نمیرود
فقط دو توضیح برای آن وجود دارد:
یا مقاومت شما آزموده میشود یا باید جهت خویش را تغییر دهید.
کیمیاگر
پائولو کوئلیو
روزتون پر از جهت های بازتاب شده دوستان
ارادتمند
فقط دو توضیح برای آن وجود دارد:
یا مقاومت شما آزموده میشود یا باید جهت خویش را تغییر دهید.
کیمیاگر
پائولو کوئلیو
روزتون پر از جهت های بازتاب شده دوستان
ارادتمند
❤3👍3👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اسمان ارزوهای شما شفاف دوستان و روزتون پر از همدلی و مهر
ارادتمند
ارادتمند
❤2👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان ۲۰۱۹
🔠 زمان مناسب برای شروع یک رابطه جدید بعد از جدایی
تحقیقات نشان میدهند که زمان مناسب برای شروع یک رابطه جدید پس از جدایی، به میزان تجربه، توان افزایی، نوع و طول رابطه، تعداد رابطه ها در گذشته، تروما های تجربه شده، فرهنگ محیط و رشد شخصی هر فرد بستگی دارد و به صورت کلی قابل تعیین دقیق نیست - همانطور که بارها ذکر شده یک دستورالعمل برای همه وجود نخواهد داشت. اما در روانشناسی روابط، توصیه میشود که پس از جدایی، به خودمان وقت بدهیم تا از ضربه های روانی و تروما های تجربه شده بهبود پیدا کنیم و مهمتر از همه از تجربه های خود در گذشته یاد بگیریم.
معمولا هر شخصی به طور متفاوت با جدایی مواجه میشود و زمان لازم برای بهبود و بازیابی روحی نیز ممکن است بنا به شخصیت و تجربه های شخص بسیار متفاوت باشد. برخی ممکن است که به مدت چند ماه یا حتی سالیان طولانی نیاز داشته باشند تا از جدایی خود بهبود یابند و آماده شروع یک رابطه جدید شوند، در حالی که دیگران ممکن است در مدت زمان کوتاهتری آماده شوند.
به عنوان راهنمایی عمومی، در نظر داشته باشیم که زمانی که ما احساس کنیم روحیه و اعتماد خودمان بهبود یافته و احساس آمادگی برای برقراری رابطه جدید داریم، میتوانیم به برقراری رابطه اقدام کنیم. این میتواند شامل تمام عوامل مختلفی مانند میزان مشغولیت ما، حمایت اجتماعی، تجربههای گذشته و هدف در رابطه جدید باشد.
مهمترین نکته این است که به خودمان و نیازهای ما توجه کنیم. شناخت خوبی از خودمان و احترام به روند شخصیتی و عواطف مان میتواند ما را در تصمیمگیری درباره زمان مناسب برای شروع رابطه جدید یاری کند.
در ادامه، تعدادی نکته مهم در رابطه با زمان مناسب برای شروع رابطه جدید پس از جدایی را بررسی میکنیم:
*️⃣ 1. فرآیند بهبود: پس از جدایی، ممکن است نیاز داشته باشیم تا فرآیند بهبود خود را طی کنیم. این شامل درک و پذیرش احساسات خود، پرداختن به زخمهای عاطفیمان و بهبود خودشناسی است. آگاهی از اینکه چگونه با تجربه گذشته خود کنار بیاییم و از آن یاد بگیریم بسیار مهم است.
*️⃣ 2. ایجاد فضای خالی: ممکن است بعد از جدایی نیاز داشته باشیم تا فضای خالی و زمانی برای خودمان ایجاد کنیم و به طور فعال به تنهایی و رشد فردی بپردازیم. این امر به ما اجازه میدهد تا به خودمان متمرکز شویم و از رابطههای گذشته یاد بگیریم تا در آینده بهترین تصمیمها را در روابط جدید بگیریم و از بروز اشتباهات مشابه خودداری کنیم.
*️⃣ 3. ارزیابی نیازها و آرزوها: مهم است که در این دوره پس از جدایی، نیازها و آرزوهای خود را مجدداً ارزیابی کنیم. بررسی اینکه چه نوع رابطهای را تمایل داریم داشته باشیم و اینکه آیا آماده ارتباط مجدد هستیم یا نه، مهم است بدانیم که چه چیزی سبب اتمام رابطه گذشته بوده و چه مقدار از آن سهم من بوده. چرا که هر سیستم نیاز به آیتم ها و اکترهای گوناگون دارد تا فعال بماند.
*️⃣ 4. حمایت اجتماعی: در این مرحله، حمایت از خانواده، دوستان و شبکه اجتماعیمان میتواند بسیار مفید باشد. صحبت کردن با افرادی که به ما نزدیک هستند و درکی از حمایت ما دارند، میتواند به ما کمک کند تا بازسازی خود را درک و تقویت کنیم و از نظرهای مختلف در مورد شروع رابطه جدید استفاده کنیم. در اینجا گفتگو با مشاور و روانشناس میتواند کمک بزرگی برای پیشگیری از درماندگی گردد.
*️⃣ 5. آمادگی شخصی: برای شروع یک رابطه جدید، مهم است که احساس آمادگی شخصی داشته باشیم. این شامل استقرار یک تعادل عاطفی، بهبود خودشناسی، آمادگی برای ارتباط و همچنین آمادهباش برای ریسکپذیری و پذیرش زمینهای از ناامنی است.
*️⃣ 6. تجربه گذشته: تجربههای گذشته ما نیز بسیار مهم است. بررسی علل جدایی قبلی، الگوهای تکراری در روابط و یادگیری از خطاهای قبلی میتواند به ما کمک کند تا در رابطه جدید خود بهتر عمل کنیم و تکرارهای بیهوده را پیش بینی کنیم و یک دینامیک جدید به رابطه بدهیم.
در نهایت، هیچ زمان مشخص و قطعی برای شروع یک رابطه جدید وجود نخواهد داشت که برای همه صدق کند. مهمترین نکته این است که به خودمان و نیازهای واقعی ما توجه کنیم و در صحبت کردن با خودمان صادق باشیم. در نهایت، مهمترین چیز این است که احساس آمادگی، اعتماد به دیگری، امنیت خاطر و راحتی خود را در شروع رابطه جدید برای خود تجربه کنیم.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
تحقیقات نشان میدهند که زمان مناسب برای شروع یک رابطه جدید پس از جدایی، به میزان تجربه، توان افزایی، نوع و طول رابطه، تعداد رابطه ها در گذشته، تروما های تجربه شده، فرهنگ محیط و رشد شخصی هر فرد بستگی دارد و به صورت کلی قابل تعیین دقیق نیست - همانطور که بارها ذکر شده یک دستورالعمل برای همه وجود نخواهد داشت. اما در روانشناسی روابط، توصیه میشود که پس از جدایی، به خودمان وقت بدهیم تا از ضربه های روانی و تروما های تجربه شده بهبود پیدا کنیم و مهمتر از همه از تجربه های خود در گذشته یاد بگیریم.
معمولا هر شخصی به طور متفاوت با جدایی مواجه میشود و زمان لازم برای بهبود و بازیابی روحی نیز ممکن است بنا به شخصیت و تجربه های شخص بسیار متفاوت باشد. برخی ممکن است که به مدت چند ماه یا حتی سالیان طولانی نیاز داشته باشند تا از جدایی خود بهبود یابند و آماده شروع یک رابطه جدید شوند، در حالی که دیگران ممکن است در مدت زمان کوتاهتری آماده شوند.
به عنوان راهنمایی عمومی، در نظر داشته باشیم که زمانی که ما احساس کنیم روحیه و اعتماد خودمان بهبود یافته و احساس آمادگی برای برقراری رابطه جدید داریم، میتوانیم به برقراری رابطه اقدام کنیم. این میتواند شامل تمام عوامل مختلفی مانند میزان مشغولیت ما، حمایت اجتماعی، تجربههای گذشته و هدف در رابطه جدید باشد.
مهمترین نکته این است که به خودمان و نیازهای ما توجه کنیم. شناخت خوبی از خودمان و احترام به روند شخصیتی و عواطف مان میتواند ما را در تصمیمگیری درباره زمان مناسب برای شروع رابطه جدید یاری کند.
در ادامه، تعدادی نکته مهم در رابطه با زمان مناسب برای شروع رابطه جدید پس از جدایی را بررسی میکنیم:
در نهایت، هیچ زمان مشخص و قطعی برای شروع یک رابطه جدید وجود نخواهد داشت که برای همه صدق کند. مهمترین نکته این است که به خودمان و نیازهای واقعی ما توجه کنیم و در صحبت کردن با خودمان صادق باشیم. در نهایت، مهمترین چیز این است که احساس آمادگی، اعتماد به دیگری، امنیت خاطر و راحتی خود را در شروع رابطه جدید برای خود تجربه کنیم.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در زمینه روانشناسی روابط و زمان مناسب برای شروع یک رابطه جدید پس از جدایی، منابع زیر مفید میباشند:
1. "Getting Past Your Breakup: How to Turn a Devastating Loss into the Best Thing That Ever Happened to You" نوشته Susan J. Elliott
این کتاب ما را همراهی کرده تا پس از جدایی احساسات خود را درک کنیم، با خودمان وارد صحبت شویم و بهبود پیدا کنیم. همچنین، راهنماییهایی درباره شروع یک رابطه جدید نیز در این کتاب وجود دارد.
2. "The Journey from Abandonment to Healing: Revised and Updated: Surviving Through and Recovering from the Five Stages That Accompany the Loss of Love" نوشته Susan Anderson
این کتاب راهنمای خوبیست تا فرآیند بهبود پس از جدایی را درک کنیم و به سمت بهبود روحی و احساسی حرکت کنیم. همچنین، در مورد ارتباطات جدید و شروع مجدد نیز راهنماییهایی در این کتاب وجود دارد.
3. "Dating After Trauma: How to Find the Love of Your Life After Experiencing an Abusive Relationship, Rape, or Sexual Abuse" نوشته Aphrodite Matsakis
این کتاب به کسانی که تجربه روابط ناموفق یا مشکلاتی مانند سوءاستفاده جنسی را تجربه کردهاند، راهنمایی میکند که چگونه بازسازی شوند و به رابطه جدیدی واقعی و سالم بروند.
4. "Rebuilding: When Your Relationship Ends" نوشته Bruce Fisher و Robert Alberti
این کتاب به ما کمک میکند تا در رابطه و پس از رابطه بهبود پیدا کنیم و به راهنماییهایی برای شروع یک رابطه جدید پس از جدایی دست پیدا کنیم.
5. "Getting Back Out There: Secrets to Successful Dating and Finding Real Love after the Big Breakup" نوشته Susan J. Elliott
این کتاب راهنماییها و استراتژیهایی را ارائه میدهد که به ما در شروع رابطه جدید پس از جدایی کمک میکند. این کتاب به ما کمک میکند تا از تجربه گذشته یاد بگیریم و الگوهای ناسالم روابط را شناسایی کنیم.
6. "The Mastery of Love: A Practical Guide to the Art of Relationship" نوشته Don Miguel Ruiz
این کتاب به ما کمک میکند تا درک عمیقتری از خود و روابطمان پیدا کنیم. با تمرکز بر عشق به خود و دیگران، این کتاب به ما کمک میکند تا روحیه و آمادگی لازم برای شروع یک رابطه جدید را پیدا کنیم.
7. "The Science of Happily Ever After: What Really Matters in the Quest for Enduring Love" نوشته Ty Tashiro
این کتاب بر اساس تحقیقات علمی درباره روابط عاشقانه استوار است. این کتاب ما را یاری میدهد تا الگوهای موفقیت در روابط را بشناسیم و درک کنیم که چه عواملی در شروع یک رابطه جدید مهم هستند.
8. "Conscious Dating: Finding the Love of Your Life in Today's World" نوشته David Steele
این کتاب ما را با روشها و استراتژیهایی برای ایجاد رابطه معنادار و سالم آشنا می کند. این کتاب ما را هدایت میکند تا از تجربههای گذشته یاد بگیریم و راهنماییهایی درباره شروع یک رابطه جدید پس از جدایی را دربردارد.
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
1. "Getting Past Your Breakup: How to Turn a Devastating Loss into the Best Thing That Ever Happened to You" نوشته Susan J. Elliott
این کتاب ما را همراهی کرده تا پس از جدایی احساسات خود را درک کنیم، با خودمان وارد صحبت شویم و بهبود پیدا کنیم. همچنین، راهنماییهایی درباره شروع یک رابطه جدید نیز در این کتاب وجود دارد.
2. "The Journey from Abandonment to Healing: Revised and Updated: Surviving Through and Recovering from the Five Stages That Accompany the Loss of Love" نوشته Susan Anderson
این کتاب راهنمای خوبیست تا فرآیند بهبود پس از جدایی را درک کنیم و به سمت بهبود روحی و احساسی حرکت کنیم. همچنین، در مورد ارتباطات جدید و شروع مجدد نیز راهنماییهایی در این کتاب وجود دارد.
3. "Dating After Trauma: How to Find the Love of Your Life After Experiencing an Abusive Relationship, Rape, or Sexual Abuse" نوشته Aphrodite Matsakis
این کتاب به کسانی که تجربه روابط ناموفق یا مشکلاتی مانند سوءاستفاده جنسی را تجربه کردهاند، راهنمایی میکند که چگونه بازسازی شوند و به رابطه جدیدی واقعی و سالم بروند.
4. "Rebuilding: When Your Relationship Ends" نوشته Bruce Fisher و Robert Alberti
این کتاب به ما کمک میکند تا در رابطه و پس از رابطه بهبود پیدا کنیم و به راهنماییهایی برای شروع یک رابطه جدید پس از جدایی دست پیدا کنیم.
5. "Getting Back Out There: Secrets to Successful Dating and Finding Real Love after the Big Breakup" نوشته Susan J. Elliott
این کتاب راهنماییها و استراتژیهایی را ارائه میدهد که به ما در شروع رابطه جدید پس از جدایی کمک میکند. این کتاب به ما کمک میکند تا از تجربه گذشته یاد بگیریم و الگوهای ناسالم روابط را شناسایی کنیم.
6. "The Mastery of Love: A Practical Guide to the Art of Relationship" نوشته Don Miguel Ruiz
این کتاب به ما کمک میکند تا درک عمیقتری از خود و روابطمان پیدا کنیم. با تمرکز بر عشق به خود و دیگران، این کتاب به ما کمک میکند تا روحیه و آمادگی لازم برای شروع یک رابطه جدید را پیدا کنیم.
7. "The Science of Happily Ever After: What Really Matters in the Quest for Enduring Love" نوشته Ty Tashiro
این کتاب بر اساس تحقیقات علمی درباره روابط عاشقانه استوار است. این کتاب ما را یاری میدهد تا الگوهای موفقیت در روابط را بشناسیم و درک کنیم که چه عواملی در شروع یک رابطه جدید مهم هستند.
8. "Conscious Dating: Finding the Love of Your Life in Today's World" نوشته David Steele
این کتاب ما را با روشها و استراتژیهایی برای ایجاد رابطه معنادار و سالم آشنا می کند. این کتاب ما را هدایت میکند تا از تجربههای گذشته یاد بگیریم و راهنماییهایی درباره شروع یک رابطه جدید پس از جدایی را دربردارد.
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
👍1