Forwarded from Dr. Morris Setudegan
والد-فرزند:
• احساس بیکفایتی و بیارزشی
• انتقامجویی
• تنبیه خویشتن
• احساس گناه مفرط
• تأییدطلبی
• پذیرش نقش قربانی (مظلومنمایی)
• فرمانبرداری (به دلیل ترس)
• اوقاتتلخی
• بدرفتاری
• بیعاطفگی
• نقص در مهارتهای اجتماعی
• اختلال سلوک
• تأییدطلبی
• پرتوقعی از دیگران
• زودرنجی
• بیاعتمادی به دیگران
• بیعاطفگی
• نقص در مهارتهای اجتماعی
• سرد و طردکننده
• عدم همدلی
• احساس پوچی و افسردگی
• وابستگی به دیگران
• مخالفتجویی (فعال یا منفعلانه)
• بیانضباطی
• کنترلگری
• ایثارگری
• وابستگی به دیگران
• بیحوصلگی
• بیمسئولیتی
• ایثارگری
• اختلال اضطرابی
• بیانضباطی
• احساس بیکفایتی
• بزرگمنشی [خود-برتربینی]
• لذتطلبی تکانهای
• اختلال سلوک
• خود-آسیبرسانی
• بیمسئولیتی
• موذیگری
• پرتوقعی
• بیانضباطی
• بیهدفی
• عدم همدلی
• نقص در مهارتهای اجتماعی
• پرتوقعی
• افسردگی و احساس پوچی
• برتریطلبی افراطی
• سرزنش خویشتن
• بیهدفی
• اختلال اضطرابی
• برتریطلبی افراطی
• تحقیر خویشتن
• احساس گناه
• سهلانگاری
• نظمگریزی
• کنترلناپذیری خشم
• تأییدطلبی
• نکوهش خویشتن
• احساس بیارزشی
• احساس بیکفایتی
• مسئولیتپذیری افراطی در قبال والدین
• ایثارگری
• درماندگی
• بیانضباطی
• مریضنمایی
• بیمسئولیتی
• اختلال اضطرابی
📚 کتاب: شناختدرمانی تحولی برای بزرگسالان
🖊 نویسنده: جانت م. زارب
🖊 ترجمه: حسن حمیدپور
#سبک_فرزندپروری
#سبکهای_تعامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
از دید سیستمی گاهی باید ساعتی را با خود خلوت کرد و مقوله هایی را با خود بازتاب کرد. گاهی بر اثر گذر سریع زمان فرصت فکر کردن به مقوله هایی که روزانه بارها استفاده میکنیم و تقریبا جزو هابیتوس ما شده را نداریم. اما از دید روانشناسی، معرفت - و خودشناسی که سیستم را نیز شامل میشود، در امر پذیرش خویش و دیگران و پذیرش موقعیتها که همیشه انتخاب ما نیستند بازتاب نیاز است تا از سنگلاخ زندگی ساختن جاده ای نسبتا هموار را سبب شویم. این سه پذیرش 《خود، دیگری و موقعیت》 از اصول تراپی و تغییر در رابطه ها، موقعیت ها و بهسازی زندگی میباشند. یک لیست بی انتها از این مقوله ها میتوانیم بسازیم و هر گاهی آنرا تکمیل، تصحیح و با ارزشهای جدید محک بزنیم. این تعریف ها برای صندوقچه ارزشهای خویش میباشد. صندوقچه شما در اختیار شماست اما بازتاب آن امری واجب است، چرا که ما فقط برای خود زندگی نمیکنیم بلکه مسیولیت همزیستی، اموزش، والد بودن را داریم و همواره عضوی از یک سیستم در حال آموزش و تغییر هستیم. چرا این تغییرات را مثبت هادی و همگام نباشیم.
پذیرش مرزهای تعریف شده و همچنین تکالیف و ارزشهای تعریف شده در یک سیستم و تعهد عمل به خواسته های یک سیستم برای بقای خود و دیگران با هدف بهتر زیستن.
معیارهای اموخته شده اجتماعی و بازتاب شده فردی که اثر متقابل بر هم دارند. پذیرش ارزشها اگاهانه و ناخوداگاهانه صورت میگیرد. گاهی در کودکی هنوز قادر به بازتاب ارزشهای اموخته شده نیستیم، از این رو در روانشناسی رشد پیاژه، کلاین و دیگران بازتاب این ارزشها از سنین بخصوصی با "چرا" در کودکان آغاز میگردد. در فلسفه از دو کلمه Moral و Ethic استفاده میکنیم. به عنوان مثال وقتی میگوییم کشتن انسانی دیگر جایز نیست در Moral (اخلاقی) هستیم و Ethic (برهان) بدنبال دلیل این امر با کلمه معروف "چرا" میباشد. چرا کشتن دیگران جایز نیست، (چون...) میبایست دلیلی برای آن اورد که Ethic پاسخ میدهد.
پذیرش ممکنها. عشق حسی است که محصور به زمان و شخص و مکان خاصی نیست. بیشترین بخش این احساس اموختنی میباشد و قابل تغییر. در عشق نیروی پویای تغییر نهفته است و هدایت این نیرو نیاز به مدیریت اموخته شده دارد.
پذیرش اشتباه خود. هر گاه قادر باشیم که بپذیریم که همه انسانها دچار اشتباه میشوند و اشتباه زمینه یادگیری و مادر تجربه میشود، بخشیدن اشتباهات دیگران آسانتر میگردد. در بخشیدن چیزی هست که در کینه و انتقام هرگز نیست.
پذیرش خویشتن (اعتماد بنفس) و پذیرش دیگران با تمام محدودیت های موجود. هر گاه به این باور برسیم که هیچ کسی بدون دلیل در صدد زیان رساندن به ما نیست قادر به اعتماد خواهیم بود. شکل گیری اعتماد ریشه در کودکی و تجارب زندگی ما دارد و عدم پذیرش گذشته میتواند نقش اساسی در شکل گیری عدم اطمینان به همراه داشته باشد. اعتماد نیاز رابطه هاست. شروع رابطه ای با شک و تردید به نابودی محکوم است.
عدم پذیرشِ نسبیت و یا باور به "عدم قطعیت". ترس میتواند ناشی از عدم اطمینان به منابع شخصی خود و یا تجربه با دیگران باشد. زیباترین باور که تاکنون اموخته ام باور به نسبی بودن جهان است. هیچ چیزی قطعی و ابدی نیست. اگر ما "عدم قطعیت" را بپذیریم، ترس تبدیل به ماجراجویی و یا امید به تجربه جدید خواهد شد!
عدم پذیرش مرزها. هر چیزی که بیشتر از ضرورت استفاده کنیم، سم است. نفس، قدرت، ثروت، گرسنگی، حرص و آز، تنبلی، عشق، جاه طلبی، نفرت یا هر چیز دیگر. عادت به هر چیزی سم است حتی مهر بی مورد.
عدم پذیرش مرز توانایی و دارایی خود و یا جنجال مقایسه خود با دیگران. اگر خود را با تمام تواناییهای مان بپذیریم و
اگر خوب بودن، دارا بودن و توانمند بودن شخصی را قبول کنیم، نیاز به مقایسه نیست و حسادت تبدیل به الهام گرفتن از موقعیت ها میشود.
عدم پذیرش توانایی و مهارت مدیریت ما در کنترل موقعیت. در واقع چیزهایی که خارج از کنترل ما هستند را نمی خواهیم بپذیریم. اگر مرزهای مان را بشناسیم و این را بپذیریم که ما همانند تمام انسانها محدودیم، خشم به بردباری و شکیبایی تبدیل می شود!
عدم پذیرش ممکنها در عشق و یا عدم پذیرش هر انسان به گونه ای که زندگی میکند، ایجاد نفرت در وجودمان میسازد. پذیرش این امر که هر انسانی در انتخاب خود آزاد است و ما بدون قید و شرط ان را همانگونه که هست بپذیریم، نفرت تبدیل به مهر می شود.
عدم توانایی پذیرش احساس خود و بازتاب آن. اگر احساسی در ما بر اثر خود بزرگ بینی و یا نبخشیدن عمل دیگران انجام گیرد در مخزن احساسات ما به کینه تبدیل میشود. این امر از خود برتر بینی و عمل خود را بهتر محک زدن است.
اکنون این لیست را شما ادامه دهید...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
پیوند درونی یک فرایند شش گامی قدرتمند برای خود درمانی ماست. پیوند ما با خود ما و تعادل بین دنیای درون و برون ماست. در واقع یک نقشه راهگشا برای یادگیری و چگونگی دوست داشتن ما از خودمان را ارائه می دهد که نیاز به هیچ وسیله یا کتاب خاصی نیست. اگر کنجکاوید چگونه ممکن است، در Link زیر بیشتر بخوانید.
#عشق_به_خود
#خود_شفقتی
#پیوند_درون
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
عبارت "عشق پذیرفتن ممکنهاست"
در متن "بازتاب کنیم" Link:
به این معنا اشاره دارم که عشق واقعی نیازمند پذیرش و درک واقعیتهای موجوده [ممکن ها]. حالا این ممکنها میتونن در چندین زمینه و مفهوم مورد بحث قرار بگیره مثل؛
✨ پذیرش خودم: مفهوم این رو توضیح دادم تو یک پست جدا
.✨پذیرش عیوب و نقصها:
در یک رابطه عاشقانه، هر فرد دارای عیوب و نقصهاییه. عشق واقعی به معنای پذیرش این نقصها و دوست داشتن فرد به همان صورتی که هست، با تمام کاستیها و نقاط ضعف اونه...
✨پذیرش واقعیتهای زندگی:
زندگی پر از چالشها، محدودیتها و موانع. عشق به معنای پذیرش این واقعیتها و تلاش برای مواجهه با آنها بهطور مشترکه. این به معنای پذیرش ممکنها و حرکت بهسوی اهداف و آرزوها با توجه به واقعیتهای موجوده از دیدگاه و تجربه من.
✨انعطافپذیری و سازگاری:
عشق نیازمند انعطافپذیری و سازگاری با تغییرات و شرایط مختلفه. پذیرش ممکنها به معنای سازگاری با تغییرات و یافتن راههایی برای ادامه دادن رابطه و حفظ عشق در مواجهه با شرایط متفاوته.
✨ پذیرش محدودیتها و کار کردن بر روی آنها:
عشق به معنای پذیرش محدودیتها و تلاش برای بهبود و رشد مشترکه. این شامل تلاش برای حل مشکلات و توسعه رابطه بهگونهای که بتواند به بهترین شکل ممکن شکوفا بشه، هست.
✨ 5. پذیرش تفاوتها:
افراد در یک رابطه عاشقانه معمولاً تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارن. عشق واقعی به معنای پذیرش این تفاوتها و احترام به نظرات و دیدگاههای مختلفه.
بخوام یک نتیجهگیری کوتاه بکنم؛
عبارت "عشق پذیرفتن ممکنهاست" تاکید بر اهمیت پذیرش واقعیتها، انعطافپذیری، سازگاری و تلاش برای بهبود و رشد در یک رابطه عاشقانه داره. عشق واقعی به معنای پذیرش همه جوانب زندگی و تلاش برای یافتن بهترین راهها برای مواجهه با چالشها و محدودیتهاست.
البته میدونم نگاه ها متفاوته و درست هم هست این تفاوت ها و غیر از این اگه میبود، رشد و بازتابی ممکن نبود.
ستودگان
💻 think➕
در متن "بازتاب کنیم" Link:
به این معنا اشاره دارم که عشق واقعی نیازمند پذیرش و درک واقعیتهای موجوده [ممکن ها]. حالا این ممکنها میتونن در چندین زمینه و مفهوم مورد بحث قرار بگیره مثل؛
✨ پذیرش خودم: مفهوم این رو توضیح دادم تو یک پست جدا
.✨پذیرش عیوب و نقصها:
در یک رابطه عاشقانه، هر فرد دارای عیوب و نقصهاییه. عشق واقعی به معنای پذیرش این نقصها و دوست داشتن فرد به همان صورتی که هست، با تمام کاستیها و نقاط ضعف اونه...
✨پذیرش واقعیتهای زندگی:
زندگی پر از چالشها، محدودیتها و موانع. عشق به معنای پذیرش این واقعیتها و تلاش برای مواجهه با آنها بهطور مشترکه. این به معنای پذیرش ممکنها و حرکت بهسوی اهداف و آرزوها با توجه به واقعیتهای موجوده از دیدگاه و تجربه من.
✨انعطافپذیری و سازگاری:
عشق نیازمند انعطافپذیری و سازگاری با تغییرات و شرایط مختلفه. پذیرش ممکنها به معنای سازگاری با تغییرات و یافتن راههایی برای ادامه دادن رابطه و حفظ عشق در مواجهه با شرایط متفاوته.
✨ پذیرش محدودیتها و کار کردن بر روی آنها:
عشق به معنای پذیرش محدودیتها و تلاش برای بهبود و رشد مشترکه. این شامل تلاش برای حل مشکلات و توسعه رابطه بهگونهای که بتواند به بهترین شکل ممکن شکوفا بشه، هست.
✨ 5. پذیرش تفاوتها:
افراد در یک رابطه عاشقانه معمولاً تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارن. عشق واقعی به معنای پذیرش این تفاوتها و احترام به نظرات و دیدگاههای مختلفه.
بخوام یک نتیجهگیری کوتاه بکنم؛
عبارت "عشق پذیرفتن ممکنهاست" تاکید بر اهمیت پذیرش واقعیتها، انعطافپذیری، سازگاری و تلاش برای بهبود و رشد در یک رابطه عاشقانه داره. عشق واقعی به معنای پذیرش همه جوانب زندگی و تلاش برای یافتن بهترین راهها برای مواجهه با چالشها و محدودیتهاست.
البته میدونم نگاه ها متفاوته و درست هم هست این تفاوت ها و غیر از این اگه میبود، رشد و بازتابی ممکن نبود.
ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مارگارت فلوی واشبرن (۱۸۷۱ -۱۹۳۹)
Margaret Floy Washburn
مارگرت واشبرن اولین زنی بود که مدرک دکترا روانشناسی در امریکا گرفت. در روانشناسی، دومین کسی است که به عنوان رئیس APA، و یک محقق خلاق در رفتار و فرآیندهای ذهنی حیوانات (تا آمیب) و انسان ها خدمت می کند. او حتی با لقب مادر روانشناسی نیز یاد میشود.
#تاریخچه_روز
#مارگرت_واشبرن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
من معتقدم در یک رابطه احترام به ارزشهای یک دیگر و پذیرش متقابل نشانگر عشق است و همچنین عشق افرین و به همین دلیل در اینجا چند مورد مهم را بر اساس تجربیات سیستمی بررسی می شود.
#رابطه_سالم
#علایم_رابطه_سالم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر مارتین شرر، گشتالت درمانگر
(1900-1961) AMartin Scheerer
در 10 ژوئن 1900 در شهر نیویورک متولد شد. همانطور که او دوست داشت بگوید، "لهجه انگلیسی خود را در اوایل زندگی از دست داد"، و در سن شش هفتگی به آلمان بازگردانده شد. پدر و مادر او که شهروندان آلمانی بودند به زندگی خود در برلین ادامه دادند.
#مارتین_شرر
#گشتالت_تراپی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💎 "بحران به عنوان یک فرصت طلایی برای تعمق و رشد"
〰️ بحران چیست؟
در استفاده روزمره ما، کلمه "بحران" بیشتر برای ابراز هیجان ما در مورد یک رویداد و یا برای روشن شدن شدت یک مشکل استفاده می شود. به عنوان مثال، در عبارات " مرحله بحرانی من" یا " در بحرانم" که به ندرت بحران های جدی منظور هستند استفاده میشود.
هیچ کس دوست ندارد که به یک دوره بحرانی برسد؛ چرا که این اصطلاح همیشه منفی است، زیرا وضعیت بحرانی، هیچوقت خوشایند نیست. با این حال، اکثر مردم از این فرصت های بزرگ برای، تعمق و دوباره ساختن و رشد دوباره استفاده میکنند ولی در دوره بحرانی از چگونگی استفاده از تجربه خود و یا چگونگی رفتار در یک بحران بی اطلاع هستند.
بحران در لاتین بیشتر به معنای طلاق، نزاع، تصمیم گیری در زمانی دشوار استفاده میشود، و می تواند در زبان ما با استفاده از تعریف بالا و تبدیل و تغییر در شکلهای دیگر ان گسترش یابد. در چینی، کلمه بحران نیز به معنای شانس است. جالب اینجاست که در اکثر فرهنگها بحران به عنوان یک فرایند مثبت تلقی میشود. و نتایج حاصله از ان با تجربه و رشد و دوباره برخاستن معنی میشود.
خانم دکتر ورنا کاست سویسی میگوید در معرض خطر بحران قرار گرفتن گاهی به نظر میرسد که در آن کل زندگی شخص در خطر است، (Kast, 1989). گر چه فقط دوره ایست.
در نتیجه یک عدم تعادل درک شده بین معنای ذهنی مشکل و گزینه های مقابله ای در دسترس برای قربانی بحران بوجود میاید .
از دید نیاز حیاتی که توسط شخص در بحران احساس می شود، فشار ناگهانی در او ایجاد می شود که باعث تغییر رفتار و تجربیات او می شود. افراد در بحران معمولا به خود و مشکل با ظرفیت کامل خود تمرکز می کنند، که گاهی منجر به محرومیت اجتماعی انها میشود.
یکی از شاخص های تشخیص بحران این است که با مدت زمان محدود آن مشخص می شود، که نمی توان با استراتژی های قدیمی و تجربه های داشته، مدیریت کرد. کسانی که در بحران هستند، همیشه قادر نیستند تصمیم گیری های لازم را اتخاذ کنند، مثلا باید استراتژی های جدید را یاد بگیرند و یکهویتی جدید را تجربه کنند و گاهی یا به طور منفی در یک افسردگی یا تلاش خودکشی پایان دهند. با توجه به ترس شدید تهدید موجود که این افراد در این وضعیت احساس می کنند، فرایند تصمیم گیری دچار مشکل می شود و یا به کل مانع می شود، بنابراین اولین گام در مداخله در بحران؛
🔑حل کردن انقباض و در نتیجه اضطراب است.
یکی دیگر از ویژگی های رایج بحران، احساس گناه است که مردم در مورد عمل خود برای وضعیتشان احساس می کنند یا مثلا «چیزی یا کسی را از دست داده اند». احساس گناه به ما هشدار می دهد که ما باید چیزی (ارزشی) را در زندگی خود تغییر دهیم. آنها ممکن است نشان دهنده فرصت های حیاتی زندگی باشند که ما هنوز استفاده نکرده ایم اما گاهی اوقات سبب سترس و دشواری می شود. به این معنی است که ذهن ما تنها بدور گناه ما میچرخد تا به طور تخریبی هر چیزی را تغییر دهد.
لازم به ذکر است که این امر در میان همه کسانی که بحران را تجربه می کنند به یک شکل نیست. گاهی افراد مثلا در طلاق احساس گناه نمیکنند.
رشد در بحران ها به معنای اموختن از موقعیت نیز با مدل رشد و تحول اریکسون (Erikson 1973) نشان داده شده است، که دوره زندگی فرد را به هشت مرحله تقسیم می کند که بر اساس هشت بحران تعریف می کند. با توجه به نطریه اریکسون، تحول و رشد تنها هنگامی ممکن است رخ دهد که بحران منتهی به پایان رسیده باشد، که پیش شرط لازم برای وجود بحران های زیر است.
دکتر موریس ستودگان ۲۰۱۵ و ویرایش در ۲۰۲۴
#بحران
#بحرا_فرصت
💻 think➕
در استفاده روزمره ما، کلمه "بحران" بیشتر برای ابراز هیجان ما در مورد یک رویداد و یا برای روشن شدن شدت یک مشکل استفاده می شود. به عنوان مثال، در عبارات " مرحله بحرانی من" یا " در بحرانم" که به ندرت بحران های جدی منظور هستند استفاده میشود.
هیچ کس دوست ندارد که به یک دوره بحرانی برسد؛ چرا که این اصطلاح همیشه منفی است، زیرا وضعیت بحرانی، هیچوقت خوشایند نیست. با این حال، اکثر مردم از این فرصت های بزرگ برای، تعمق و دوباره ساختن و رشد دوباره استفاده میکنند ولی در دوره بحرانی از چگونگی استفاده از تجربه خود و یا چگونگی رفتار در یک بحران بی اطلاع هستند.
بحران در لاتین بیشتر به معنای طلاق، نزاع، تصمیم گیری در زمانی دشوار استفاده میشود، و می تواند در زبان ما با استفاده از تعریف بالا و تبدیل و تغییر در شکلهای دیگر ان گسترش یابد. در چینی، کلمه بحران نیز به معنای شانس است. جالب اینجاست که در اکثر فرهنگها بحران به عنوان یک فرایند مثبت تلقی میشود. و نتایج حاصله از ان با تجربه و رشد و دوباره برخاستن معنی میشود.
خانم دکتر ورنا کاست سویسی میگوید در معرض خطر بحران قرار گرفتن گاهی به نظر میرسد که در آن کل زندگی شخص در خطر است، (Kast, 1989). گر چه فقط دوره ایست.
"شخص در بحران ترس، وحشت، بی نظمی، ناامیدی را تجربه می کند و در کل هویت و موقعیت خود را تحت تهدید و تاثیر میبیند"( Setudegan, 2012).
در نتیجه یک عدم تعادل درک شده بین معنای ذهنی مشکل و گزینه های مقابله ای در دسترس برای قربانی بحران بوجود میاید .
از دید نیاز حیاتی که توسط شخص در بحران احساس می شود، فشار ناگهانی در او ایجاد می شود که باعث تغییر رفتار و تجربیات او می شود. افراد در بحران معمولا به خود و مشکل با ظرفیت کامل خود تمرکز می کنند، که گاهی منجر به محرومیت اجتماعی انها میشود.
یکی از شاخص های تشخیص بحران این است که با مدت زمان محدود آن مشخص می شود، که نمی توان با استراتژی های قدیمی و تجربه های داشته، مدیریت کرد. کسانی که در بحران هستند، همیشه قادر نیستند تصمیم گیری های لازم را اتخاذ کنند، مثلا باید استراتژی های جدید را یاد بگیرند و یک
🔑حل کردن انقباض و در نتیجه اضطراب است.
یکی دیگر از ویژگی های رایج بحران، احساس گناه است که مردم در مورد عمل خود برای وضعیتشان احساس می کنند یا مثلا «چیزی یا کسی را از دست داده اند». احساس گناه به ما هشدار می دهد که ما باید چیزی (ارزشی) را در زندگی خود تغییر دهیم. آنها ممکن است نشان دهنده فرصت های حیاتی زندگی باشند که ما هنوز استفاده نکرده ایم اما گاهی اوقات سبب سترس و دشواری می شود. به این معنی است که ذهن ما تنها بدور گناه ما میچرخد تا به طور تخریبی هر چیزی را تغییر دهد.
لازم به ذکر است که این امر در میان همه کسانی که بحران را تجربه می کنند به یک شکل نیست. گاهی افراد مثلا در طلاق احساس گناه نمیکنند.
رشد در بحران ها به معنای اموختن از موقعیت نیز با مدل رشد و تحول اریکسون (Erikson 1973) نشان داده شده است، که دوره زندگی فرد را به هشت مرحله تقسیم می کند که بر اساس هشت بحران تعریف می کند. با توجه به نطریه اریکسون، تحول و رشد تنها هنگامی ممکن است رخ دهد که بحران منتهی به پایان رسیده باشد، که پیش شرط لازم برای وجود بحران های زیر است.
"بحران ها به ما فرصتی می دهند که در مراحل پیشرفت های آینده که بحران انرا به تعویق انداخت، تجربه های خود را برای کمک به دیگران و پیشگیری از بحران مجدد استفاده کنیم که به معنی "رشد کردن" میباشد!"
دکتر موریس ستودگان ۲۰۱۵ و ویرایش در ۲۰۲۴
#بحران
#بحرا_فرصت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏1
اگر همه "من" هایی که از خود میسازیم و به جهان ارائه میکنیم با "من" واقعی ما در تطابق بود، جهان بهشتی میشد که همه برای ان دست به دعا شده اند، چون به "من" واقعی خود باوری ندارند. "
موریس ستودگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مثال روش کار ما به این شکل هست که ما روی مشکل فقط تمرکز نمیکنیم بلکه نکات مثبت در زندگی شما و رابطه های شما رو با هم نگاه خواهیم کرد تا بتونیم با هم راه جدیدی برای بیرون آمدن از این موقعیت پیدا کنیم.
مثال:
چه وقتهایی شوهر شما عصبانی میشه و مشروب نمیخوره؟ یا کی شوهر شما مشروب خورده ولی عصبانی نبوده؟
کی این رو مشکل تعریف میکنه؟ تا حالا راه حلی از کسی یا جایی شنیدید؟
مثال: (غیر ممکن) شوهرم مشروب نخورد.
مثال: (ممکن) حداقل یک راهکاری برای خروج از این موقعیت بدست اورده ام
یا حداقل تا آخر این ماه یک بار شوهرم به همراه من به مشاوره بیاید.
مثلا با مراجع نگاه کنیم چه کسی میتواند کمک کند تا شوهرش برای مشاوره بیاید.
یا از کجا متوجه خواهید شد که موقعیت دیگر مثل گذشته نیست .
یا فکر کنید اگر یک معجزه ای رخ میداد و شوهر شما دیگر مشروب نمی خورد چه اتفاقی جای آن میافتاد؟
یا فکر کنید اگر شما قدرت تغییر داشتید چه چیزی را اول تغییر میدادید؟
Arist von Schlippe
Jochen Schweitzer
#درمان_کوتاه_مدت_راه_حل_محور
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
الکساندر بین فیلسوف و مربی اسکاتلندی از مکتب تجربه گرایی بریتانیا و شخصیتی برجسته و مبتکر در زمینه های روانشناسی، زبان شناسی، منطق، فلسفه اخلاق و اصلاحات آموزشی بود. او بنیانگذار ژورنال فلسفه روانشناسی در سال ۱۸۷۶ بود که هنوز نشر میشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
🔶 حرکات چشم و استفاده از پیام های آن در مشاوره
در علم NLP بررسی حرکت چشم ها دسترسی به اطلاعات خاصی را معین میکند. بی علت نیست که میگویند چشم دریچه روح میباشد. مغز با شنیدن خبری واکنش های متفاوتی در چشم ایجاد میکند. در سیستم بینایی یا شنوایی و احساسی این واکنش ها قابل بررسی میشوند. برنامه نویسی زبان شناختی (NLP) به ما یاد می دهد که افراد با چشمان خود به شش جهات متفاوت نشان می دهند که از کدام سیستم استفاده می کنند. در تصاویر بعدی و توضیحات آشکار تر خواهد شد.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
1
در علم NLP بررسی حرکت چشم ها دسترسی به اطلاعات خاصی را معین میکند. بی علت نیست که میگویند چشم دریچه روح میباشد. مغز با شنیدن خبری واکنش های متفاوتی در چشم ایجاد میکند. در سیستم بینایی یا شنوایی و احساسی این واکنش ها قابل بررسی میشوند. برنامه نویسی زبان شناختی (NLP) به ما یاد می دهد که افراد با چشمان خود به شش جهات متفاوت نشان می دهند که از کدام سیستم استفاده می کنند. در تصاویر بعدی و توضیحات آشکار تر خواهد شد.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
1
👍1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
VR: تصویر واقعی که بیاد آورده میشود
VC: تصویری که در ذهن ساخته میشود
AR: صدای واقعی که بیاد آورده میشود
AC: صدایی که در ذهن ساخته میشود
K: احساس و یا بو و طعم
A: احساسی که به صدا یا موزیک وابسته است.
Aid: یا دیالوگ و گفتگوی درونی هم نامیده میشود.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
2
VC: تصویری که در ذهن ساخته میشود
AR: صدای واقعی که بیاد آورده میشود
AC: صدایی که در ذهن ساخته میشود
K: احساس و یا بو و طعم
A: احساسی که به صدا یا موزیک وابسته است.
Aid: یا دیالوگ و گفتگوی درونی هم نامیده میشود.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
2
👍2
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
VR: تصویری که وجود دارد
🔻مردمک چشمها به طرف راست و بالا فرستاده میشوند. تصاویری که وجود دارد و در آلبوم آنرا میجوییم.
مثلاً از کسی سوال کنید. درب خانه شما چه رنگی میباشد. یا اینکه رنگ مورد علاقه شما چیست؟
@thinkpluswithus
م. ستودگان
3
🔻مردمک چشمها به طرف راست و بالا فرستاده میشوند. تصاویری که وجود دارد و در آلبوم آنرا میجوییم.
مثلاً از کسی سوال کنید. درب خانه شما چه رنگی میباشد. یا اینکه رنگ مورد علاقه شما چیست؟
@thinkpluswithus
م. ستودگان
3
👍1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
VC: تصویری که تاکنون دیده نشده
🔻مردمک چشمها به سمت بالا و چپ حرکت میکنند. تصویری که در آلبوم خاطرات به هیچ عنوان وجود ندارد و شخص آنرا میسازد.
مثلاً از کسی سوال کنید. تصور کن پدرت در دامن قرمز و موهای بلوند. یا اینکه ماشین خودت را با رنگ صورتی تصور کن. خواهید دید که چشمها اکثرا در چپ و بالا در تحقیق خواهند رفت. این تصاویر در واقع هرگز وجود ندارند ولی با داده ها شخص آنرا میسازد.
@thinkpluswithus
م. ستودگان
4
🔻مردمک چشمها به سمت بالا و چپ حرکت میکنند. تصویری که در آلبوم خاطرات به هیچ عنوان وجود ندارد و شخص آنرا میسازد.
مثلاً از کسی سوال کنید. تصور کن پدرت در دامن قرمز و موهای بلوند. یا اینکه ماشین خودت را با رنگ صورتی تصور کن. خواهید دید که چشمها اکثرا در چپ و بالا در تحقیق خواهند رفت. این تصاویر در واقع هرگز وجود ندارند ولی با داده ها شخص آنرا میسازد.
@thinkpluswithus
م. ستودگان
4
👍1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
AR: صدایی که قبلاً شنیده و تجربه شده
🔻مردمک چشم به صورت خودکار در امتداد گوش راست حرکت میکند. اینجا آلبوم صدا ها و یا موزیک مغز میباشد. در اینجا شخص تجربه صداها را دارد.
مثلاً از کسی بپرسید آهنگ مورد علاقه او چیست. یا اینکه صدای جیغ مادرت چطور است؟
@thinkpluswithus
م.ستودگان
5
🔻مردمک چشم به صورت خودکار در امتداد گوش راست حرکت میکند. اینجا آلبوم صدا ها و یا موزیک مغز میباشد. در اینجا شخص تجربه صداها را دارد.
مثلاً از کسی بپرسید آهنگ مورد علاقه او چیست. یا اینکه صدای جیغ مادرت چطور است؟
@thinkpluswithus
م.ستودگان
5
👍1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
AC: صدایی که در ذهن ساخته میشود و تاکنون شنیده نشده.
🔻 مردمک چشم در امتداد گوش چپ حرکت میکند و این بدین معنیست که شخص موزیک یا کلمه یا صدا را در آلبوم خود ندارد و هرگز نشنیده است.
مثلاً از کسی سوال کنید که آیا تاکنون از monzblu آهنگی شنیده؟ یا میتواند صدای حرکت اتم را تصور کند.
@thinkpluswithus
م. ستودگان
6
🔻 مردمک چشم در امتداد گوش چپ حرکت میکند و این بدین معنیست که شخص موزیک یا کلمه یا صدا را در آلبوم خود ندارد و هرگز نشنیده است.
مثلاً از کسی سوال کنید که آیا تاکنون از monzblu آهنگی شنیده؟ یا میتواند صدای حرکت اتم را تصور کند.
@thinkpluswithus
م. ستودگان
6
👍1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
این حالت که مردمک چشم هیچ حرکتی نمیکند (حالت V)و شخص خود را کاملا تحت کنترل دارد میتواند دلایل متفاوت تا تجربه های PTSD حتی وجود داشته باشد. گاهی افرادی که مواد مخدر یا داروهای آرامبخش استفاده میکنند در این حرکات بسیار آرام و یا حتی حالت خیره به شیی دارند.
@thinkpluswithus
م. ستودگان
7
@thinkpluswithus
م. ستودگان
7
👍1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
A یا Aid
که به دیالوگ یا گفتگوی درونی مشهور است.
در اینجا مردمک چشم سمت گوشه راست چشم قرار میگیرد. در این حالت شخص با صدای درون خود صحبت میکند. همه ما این حالت را میشناسیم وقتی از خود سوال میکنیم.
مثلاً از کسی سوال کنید آیا تاکنون از خودت پرسیده ای که ما برای چه زندگی میکنیم. ممکن است که مردمک یک دور شمسی و قمری در چشمان بزند ولی به گفتگوی درون رجوع کند مگر اینکه شخص با کسی فراوان در این مورد صحبت کرده و آن را بخاطر میآورد و در موقعیت AR قرار میگیرد ... اکثرا وقتی از کسی سوال میکنیم، وجدان شما چه میگوید؟ این حالت گفتگوی درونی شکل میگیرد.
این حالت اما گاهی بیانگر احساس ما نیز میباشد. مثلاً از کسی سوال کنید؛ بیاد داری که آخرین بار مادرت را در آغوش گرفتی. در این صورت مردمک چشم در حالت سمت راست و پایین چشم قرار میگیرد، در صورتی که مشکلی با مادر داشته و با خود گفتگوی درونی میداشت.
به همین دلیل در کار با PTSD معمولا افراد میبایست سر را متمایل به بالا بگیرند و سقف را نگاه کنند چرا که گاهی افراد حالت شرم و تنفر از خود در تراوما پیدا میکنند.
م. ستودگان
8
که به دیالوگ یا گفتگوی درونی مشهور است.
در اینجا مردمک چشم سمت گوشه راست چشم قرار میگیرد. در این حالت شخص با صدای درون خود صحبت میکند. همه ما این حالت را میشناسیم وقتی از خود سوال میکنیم.
مثلاً از کسی سوال کنید آیا تاکنون از خودت پرسیده ای که ما برای چه زندگی میکنیم. ممکن است که مردمک یک دور شمسی و قمری در چشمان بزند ولی به گفتگوی درون رجوع کند مگر اینکه شخص با کسی فراوان در این مورد صحبت کرده و آن را بخاطر میآورد و در موقعیت AR قرار میگیرد ... اکثرا وقتی از کسی سوال میکنیم، وجدان شما چه میگوید؟ این حالت گفتگوی درونی شکل میگیرد.
این حالت اما گاهی بیانگر احساس ما نیز میباشد. مثلاً از کسی سوال کنید؛ بیاد داری که آخرین بار مادرت را در آغوش گرفتی. در این صورت مردمک چشم در حالت سمت راست و پایین چشم قرار میگیرد، در صورتی که مشکلی با مادر داشته و با خود گفتگوی درونی میداشت.
به همین دلیل در کار با PTSD معمولا افراد میبایست سر را متمایل به بالا بگیرند و سقف را نگاه کنند چرا که گاهی افراد حالت شرم و تنفر از خود در تراوما پیدا میکنند.
م. ستودگان
8
👍1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
K: احساس
مردمک چشمان به طرف چپ و زیر میرود. رجوع به اطلاعاتیست که با احساس تجربه شده ما مرتبط است.
این حالت چشم عموما بیانگر احساس میباشد. مثلاً از کسی سوال کنید؛ بیاد داری که آخرین بار مادرت را در آغوش گرفتی...مادر و پدر اکثرا نکته احساسی ما هستند و در این صورت مردمک چشم در حالت سمت چپ و پایین چشم قرار میگیرد. احتمالا دیده اید که افرادی که غمگین هستند و یا شرمنده عموما چشمان خود را به زیر هدایت میکنند. این افراد به احساس خود پناه میبرند. به همین دلیل در کار با PTSD معمولا افراد میبایست سر را متمایل به بالا بگیرند و سقف را نگاه کنند.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
9
مردمک چشمان به طرف چپ و زیر میرود. رجوع به اطلاعاتیست که با احساس تجربه شده ما مرتبط است.
این حالت چشم عموما بیانگر احساس میباشد. مثلاً از کسی سوال کنید؛ بیاد داری که آخرین بار مادرت را در آغوش گرفتی...مادر و پدر اکثرا نکته احساسی ما هستند و در این صورت مردمک چشم در حالت سمت چپ و پایین چشم قرار میگیرد. احتمالا دیده اید که افرادی که غمگین هستند و یا شرمنده عموما چشمان خود را به زیر هدایت میکنند. این افراد به احساس خود پناه میبرند. به همین دلیل در کار با PTSD معمولا افراد میبایست سر را متمایل به بالا بگیرند و سقف را نگاه کنند.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
9
👍1