Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
4. COGNUTIVE BIASES
📍 تعصب های شناختی

تعصب های شناختی تمایل به فکر کردن به یک روش خاص را نشان میدهند. این تعصبات می توانند منجر به راه حل نامناسب برای مشکلات و مانع قضاوت درست در تصمیم گیری شوند. بیش از 150 تعصب شناختی در کنار تعصب اجتماعی، اشتباهات و تعصبات خطای حافظه وجود دارد که در زیر فقط ۶ مورد رایج ان را که در تفکرات و تصمیم گیریها نیاز به مراقبت بیشتر دارند را نام میبریم.

🔻۱. تعصب در تایید
این تمایل به جستجو و به یاد آوردن اطلاعاتی است که پیش شرط های ما را در پروسه تصمیم گیری تحت تاثیر قرار میدهند. آنها افکار ما را به اشتباه تایید می کنند. ما معمولا به وب سایت ها و منابع یا رسانه ای گوش میدهیم که نظرات ما را تایید می کنند و آنها مورد علاقه ما قرار میگیرند و افکار یک سویه و بلوار در ما و تصمیم گیریهای ما میسازند .

🔻 ۲. درگیری و تعصب گروهی
این نوع تفکر نمایشگر هم ایده بودن با انانی هست که در گروهی مشترک افکار و عقاید مشترکی را دنبال میکنند. این فراتر از نکته قبل تعصب در تایید میرود و موجب می شود افراد با استفاده از افکار قرضه هم گروهی در تنگاتنگ تصمیم خود حرکت کنند و از افکار دیگران ناامید شوند.

🔻 ۳. تعصب و اشتیاق در شرط بندی
این نکته در تفکر ما به ما اجازه می دهد که ارزش بیشتری برای رویدادهای قبلی قائل شویم، مثلا فکر کردن به این حوادث بروی نتایج آینده تاثیر می گذارد.
به عنوان مثال: فرض بر این است که پس از 5 بار پرتاب سکه شیر یا خورشید با امدن شیر، سکه ششم شیر خواهد شد.
واقعیت: شانس 50/50 در هر پرتاب است.

🔻 ۴. تعصب به خود باوری کاذب؛ دلگرمی پس از خرید
به یاد داشته باشیم که خرید گران یا غیر ضروری را براحتی برای خود توجیه می کنیم؟
این میل روانی برای تعهد به تصمیم خود است تا اینکه به حالت اختلال شناختی خود واقف شویم.

🔻 ۵. تعصب به باور بدون‌ تحقیق خود مثلا در نادیده گرفتن احتمالات
با توجه به اطلاعاتی که نشان می دهد احتمال بیشتری در یک تصادف اتومبیل در مقایسه با یک حادثه هواپیما وجود دارد، هنوز برخی از ما بیشتر از پرواز رنج می بریم؟ این تمایل به بی توجهی کامل به محاسبه علمی احتمالات در هنگام تصمیم گیری ما نشانگر یک احساس ناامنی میباشد.

🔻 ۶. تعصب در نظارت بر حسب انتخاب
پس از خرید یک ماشین قرمز، ما به طور ناگهانی متوجه می شویم که چقدر بیشتر اتومبیل قرمز در جاده ها هستند تا از قبل. این می تواند به اشتباه فرض شود که فرکانس چیزی افزایش یافته است.


📍6. more COGNITIVE BIASES

در زیر۶ تفکر شایع رایج دیگر که باید جدا مراقب انها در تصمیم گیری باشیم را توضیح میدهم:

🔻 ۱. تعصب در وضعیت موجود؛
انسان ها تمایل به عدم تغییر دارند. "اگر هنوز کاملا نشکست، تعمیر نکن"
این گونه باور به ما اجازه می دهد که سیستم فعلی را توجیه کنیم، تا چیزی جدید را امتحان نکنیم. چرا که تغییر دشوار است.

🔻 تعصب در تقارن منفی
همه ما تمایل به توجه به اخبار بد داریم، گذشته از اینکه اخبار خوب نادر است. به این ترتیب اخبار بد را را در اولویت قرار میدهیم. مثلا اخبار جنایی گرچه خشونت آمیز هستند و اثر مخرب بر روحیه و روان ما دارند، آنرا بدقت نگاه میکنیم. حال ما و عموم مردم معتقدیم که بر اساس اولویت انتخابی اخبارها باید در صدر خبر قرار گیرند.

🔻 اثر Bandwagon
با توجه به "فکر گروهی"، ما به چیزی راحتتر باور داریم، زیرا بسیاری از افراد دیگر از گروه همین را باور دارند. بسیاری از این گونه افکار از نیاز به تعلق داشتن به گروهی در ما شکل میگیرد. خواهی نشوی رسوا...همرنگ جماعتی بی عقل شو!

🔻 تعصب در فرافکنی
ما تمایل به فرض بر این داریم که بیشتر مردم مثل ما فکر یا احساس می کنند. این امر می تواند به فرضیه های درباره دیگران منجر شود که تصمیمات بدی را در حین تصویب، اتخاذ کنیم.

🔻 تقارن فعلی
ما معمولا تمایل به انتخاب لذت در لحظه با علم بر پسامد بد ان داریم. اگر از ما خواسته شود میوه یا شکلات را در ناهار هفته آینده برنامه ریزی کنیم، تحقیقات نشان می دهد بیشتر میوه را انتخاب می کنیم. اما اگر انتخاب هم اکنون درست باشد، اکثرا شکلات را انتخاب می کنیم. ما تمایل داریم گزینه های دردناک را به نفع احساس خوب در لحظه به تعویق بیندازیم.

🔻تأخیر تأثیر
این گرایش تعصبی تکیه کردن بیش از حد در تصمیم گیری فقط به یک قسمت از اطلاعات است. اغلب اولین بخش از اطلاعات ما سبب میشودکه ما را در تصمیم گیری بعدی از آن استفاده کنیم. به عنوان مثال: کت و شلوار در حراج نصف قیمت به نظر می رسد یک شانس بزرگ، نسبت به قیمت اصلی آن! به رغم هر گونه اطلاعات در مورد آنچه ارزش واقعی کت و شلوار است، تصمیم میگیریم.

اینها نکات هدایت کننده ما در تصمیم گیری هستند. از اینرو ستاپ و بازتاب!

نوشته از دکتر موریس ستودگان از منابع متفاوت

پایان

۲
💫💫💫💫💫

هر گاه انتظاری نداشته باشیم لذت ان بیشتر میشودِ.

م. ستودگان
💫💫💫💫💫

اگر هر کدام از ما نمیدانیم که از بودنمان در زندگی چه میخواهیم, نباید هم از کسی انتظار داشته باشیم که ما را درک کند.

م. ستودگان
💫💫💫💫💫

زمانیکه خود و تغییر خود را بپذیریم چیزی از شخصیت ما فاش میشود که از غلبه بر درونی ترین ترس های ما سخن میگوید, اگر چه بیگانه نیست.

موریس ستودگان💫

@thinkpluswithus
💫💫💫💫

جهان بومی برای خلاقیت ذهن ماست و انتخاب رنگها برای به تصویر کشیدن تصورات ما تنها زاییده شجاعت و خواست ماست. گر چه همیشه اسان نیست اما عملیست.

موریس ستودگان

@thinkpluswithus

#drmorrissetudegan
ترجمه مقاله; دکتر موریس ستودگان
منبع; dr. Berit Brogaard

🔷 اسرار عشق

🆕 10 نشانه ای که دوست پسر یا دختر شما فوبیا تعهد commitment phobia دارد.

❗️عاشق چنین افرادی شدن می تواند به یک کابوس تبدیل شود!


فوبیای تعهد ترس از تعهد واقعی از هر گونه ان در روابط و نه تنها از نوع روابط عاطفی میباشد. این می تواند مشکلات جدی در تصمیم گیری های مهم در تمام حوزه های زندگی ایجاد کند، اما افرادی که فوبیای تعهد دارند، نیازی به ترس از تعهد به چیزهایی که شامل حال دیگران نمیشود را ندارند. آنها ممکن است بدون هیچ ترسی یا مشکلی در خرید یک خانه یا ماشین و یا گرفتن یک سگ اقدام کنند. ترس آنها معمولا با وعده دادن به شخص دیگری است.

افتادن در یک بازی بنام رابطه با یک فرد با فوبیای تعهد می تواند یک کابوس باشد. قبل از اینکه خودتان را ناخودآگاه در عشق با کسی که قادر به برقراری ارتباط نیست،اسیر کنید, توجه کنید که طرف مقابل شما از ترس تعهد رنج نمیبرد. فرد مبتلا به ترس هر یک از نشانه های زیر را نشان نمی دهد، اما هر چه علائم بیشتر باشد, نشان می دهد او به احتمال زیاد از این وضعیت رنج می برد.

👈 1. روابط گذشته انها همه کوتاه و یا بسیار غیر متعهدانه بود

اگر دوست شما هرگز ازدواج نکرده و چندین بار روابط کوتاهی را تجربه کرده، با وجود اینکه خیلی جوان نیست، احتمال دارد در آینده نیز روابط بلند مدتی ایجاد نشود. اگر کاندید شما روابط خیلی طولانی داشته، این هم یک پرچم قرمز است، که این روابط هیچ تعهدی جدی در مورد رابطه نداشت.

👈 2. آنها تمایل ندارند هفته ها ی پیشاپیش قرار بگذارند یا روزهای هفته شما را ملاقات کنند

تهیه نقشه های مربوط به آینده که به شدت مورد نیاز نیست، یک علت اصلی ترس برای کسی است که از ترس از تعهد رنج می برد. او ترجیح می دهد برنامه های روزانه خود را انجام دهد یا تنها چند روز پیش از آن برنامه ریزی کند.

👈 3. آنها اجازه نمیدهند که شما بدانید, آیا آنها در جشن شما مثلا شرکت می کنند یا خیر

درست همانطور که یک فرد با ترس از تعهد می تواند از چند روز یا یک هفته پیش از اعلام نهایی تاریخ یک مهمانی موافقت کند، از اینکه می گوید «بله» در موارد استثنایی رخ میدهد. او شدیدا از این قرار مضطرب خواهد شد. مگر این که به شدت از آنها خواسته شود که تصمیم بگیرند. آنها ممکن است بگویند که ممکن است به پارتی شما بیایند یا حتی این که آنها احتمالا آنجا خواهند بود. اما آنها ترجیح می دهند متعهدانه نگویند که می توانند آن کار را انجام دهند. این افکار سترس زاست.

👈 4. آنها هنگام صحبت کردن از تعدادی از احتمالات استفاده می کنند

اگر به دقت گوش کنید، آنها را از احتمالا، شاید، شاید، احتمالا نه، ممکن است، شاید من، و شاید خیلی بیشتر از دیگران بشنوید. اگر از انها سوال شود که از محل کار به خانه چه زمانی خواهند رسید, آنها نمی گویند که آنها چه ساعنی خانه خواهنددبود بلکه آنها می گویند که احتمالا طرفهای ساعت 5.

👈 5. آنها از لحاظ جنسی فعال هستند، شاید حتی بی پروا

افراد با ترس از تعهد، نیازمند صمیمیت هستند مانند هر کس دیگری. اما نیاز آنها با نزدیک شدن به یک انسان دیگر احساسا ارضا نمیشود و برای جبران این، آنها ممکن است فعالانه جنس گرا باشند، گاهی اوقات بیشتر از معمول.

👈 6. بسیاری از روابط آنها تعریف نشده است

اگر شما در رابطه با فردی با ترس از تعهد هستید، به احتمال زیاد شما در مورد رابطه خود با او صحبت نکرده اید. شما ممکن است خودتان حتی ندانید که چه نوع ارتباطی با او دارید، علیرغم اینکه چندین مدت با او بوده اید.

👈 7. آنها L-word (عشق) را بزبان نمیاورند

افرادی که دارای فوبیای تعهد هستند، مشکلات خود را بیان می کنند. آنها حتی ممکن است از داشتن احساسات ترس داشته باشند. بنابراین آنها به احتمال زیاد نمی گویند که شما را دوست دارند و این به این معنی است که شما را دوست دارند ولی نه به معنی عشق و تعهد به ان .

ادامه دارد...
@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan #commitment_phobia
1
👈 8. آنها دوست ندارند از کلمات "دوست پسر" و "دوست دختر" استفاده کنند

اگر علاقه به عشق و به تعهد شما مصممانه باشد، حتی واژه های نسبتا بی ازار "دوست پسر" و "دوست دختر" تعهد فراتری را در نظر انها نسبت به توانایی آنها نشان خواهد داد. آنها ممکن است به راحتی از صحبت در مورد وضعیت ارتباط شما اجتناب کنند یا ممکن است بهانه ای برای اینکه چرا آنها نمی خواهند از این برچسب ها استفاده کنند، پیشنهاداتی ارائه دهند.

👈 9. آنها هیچ دوست نزدیکی ندارند

آنها ممکن است بسیاری از مردم را بشناسند. آنها حتی ممکن است آنها را دوست بنامند. اما آنها حتی چندین دوست واقعی هم ندارند. به احتمال زیاد هیچ کس در زندگی خودشان ندارند که بتوانند درباره همه چیز از زندگی خود صحبت کنند.

👈 10. آنها غیر قابل پیش بینی هستند

شما هرگز نمی دانید که چقدر او به شما علاقه دارند و در رابطه عشق به شما چه رفتاری خواهد کرد یا اینکه چه نوع خلق و خوی در آنها در چند روز اینده واقعا خواهد بود. یک روز ممکن است واقعا شیرین باشند و به نظر می رسد تقریبا طبیعی هستند و روز بعد آنها ممکن است شما را کاملا نادیده بگیرند. رفتار آنها هرگز برای شما قابل پیش بینی نیست. سورپرایز نشوید!


درباره نویسنده

Berit Brogaard، D.M.Sci.، Ph.D.،
خانم بروگارد استاد فلسفه و مدیر انستیتوت بروگارد برای تحقیقات چند رسانه ای در دانشگاه میامی امریکا است.

ترجمه: دکتر موریس ستودگان

منبع: مجله روانشناسی امروز
Psychology Today© 2019 Sussex Publishers LLC

@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan #commitment_phobia

2
💫💫💫💫

قربانی نباشیم;
و به هر چیزی که بسوی نابودی خُلق ما قدم برمیدارد نه میگوییم و تغییرش میدهیم!

و هر گاه تنها ذره ای احساس کردیم که از ما سو استفاده میشود, با قاطعیت نه میگوییم و حذفش میکنیم!

و به هر اقدامی که برای تحقیر مان استفاده میشود, محکم نه میگوییم و پایدار میمانیم.

و این مهارت هنر عشق به خود است!

دکتر موریس ستودگان

@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan
💫💫💫💫

"بهشت" در واقع یک مکان نیست بلکه یک حالت است. حالت اگاه بودن.

موریس ستودگان
Forwarded from اتچ بات
💫💫💫💫
🔷 قسمت اول
اگزیستانسیالیسم و اصول ان در فلسفه

دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from اتچ بات
💫💫💫💫
🔷 قسمت دوم
اگزیستانسیالیسم و روان درمانی وجودی

دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from اتچ بات
💫💫💫💫
🔷 قسمت سوم
اگزیستانسیالیسم و فرایند در رواندرمانی ان و روان پویه شناسی در اگزیستانسیال

دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
درود دوستان عزیز پاسخهایی که من به سوالهایی که در مورد اگزیستانسیالیست شده, میتونم بدم.

۱_مفهوم زندگی در فلسفه اگزیستانسیالیزم را تشریح کنید.
👈پاسخ طبق باور اگزیستانسیالیست ها زندگی بی معناست مگر اینکه خود شخص به ان معنا بده. این به این منظور هست که ما خودمون رو در زندگی میسازیم و سعی میکنیم به اون ماهیت و معنا بدیم. زندگی انسان یک امکان ناضرور است (در وویس اول توضیح دادم) دلیل بودن میتونه یک تعریف از زندگی باشه که هر شخص برای خودش باید دریابد.

۲-چهار مفهوم اساسی در فلسفه اگزیستانسیالیزم را بصورت جامع شرح دهید.
👈چهار مفهوم بنیادین
1. امکان ناضرور یا تصادفی بودن هستی
2. آزادی
3. مسیولیت
4. اصالت
(برای اطلاعات جامع تر لطفا کتاب بخوانید و در وویس دوم توضیح دادم)

۳-جایگاه انتخاب در اگزیستانسیالیزم را تببین کنید.
👈پاسخ: ازادی بنا به اصل دوم اگزیسنسیالیسم و نوشته سارتر یعنی انتخابی نداریم جز اینکه انتخاب کنیم. معنا بخشی به زندگی انتخاب فرد است. انسان مسیول انتخاب و گزینش های خویش است و باید انچه را که درست میپندارد بسازد (نه اینکه از اصل خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو پیروی کند) که در این صورت کار اصیلی انجام داده است. مطالعه سارتر از نگرش هستی شناسانه و اصول فلسفی هایدگر میتونند کمک کنند در درک بهتر این مطلب.

۴-مسئولیت در فلسفه اگزیستانسیالیزم چگونه معنا می شود؟
👈انسان مسیول بنا بر ازادی انتخاب از داده های محدود و معنا بخشی به زندگی وضعیت ارامی ندارد. دلهره گزینش در ما زنده هست. (در وویس دوم توضیح دادم)
دلهره اینکه ایا چیزی که گزیده ایم برای خودمان و محیط ما انتخاب مناسب است مسیولیت پذیری را دشوارتر میکند. اگر وجود انسان مقدم بر ماهیت او باشد پس انسان مسیول ان کسی هست که هست و مسیول تمامی انسانها. سارتر میگوید متعهد به گزینش خود بودن یعنی انها را کنش هایی درست شناختن. و باید ان را بتوان توضیح داد. در واقع مسیول یعنی جوابگوی انتخاب خود بودن.

۵-فرار از آزادی از منظر سارتر به چه معناست؟
👈سارتر میگوید انسان محکوم به ازادی هست. او طرح اندازی میکند و ناگزیر است که با گزینش از میان مجموع بدیل های پیش رویش به سوی اینده پیش برود. انسان راهی جز این گزینه ندارد.
فرار از ازادی بدین معناست که ازادی به همراه مسیولیت است و انسان همیشه دلهره گزینش درست و پاسخ گویی برای گزینش خود میباشد. (در وویس دوم با یک مثال در مورد انتخاب مردسالاری این رو توضیح دادم). سارتر باور دارد که ازادی گزینش انسان را بطور کامل ناممکن میکند. او میگوید ما گزینش هستیم. سارتر میگوید ازادی محدود کننده است چرا که باید گزید و این خود بر خلاف طبع ازادی میباشد. ما محکوم شده ایم به دنیا بیاییم و انتخاب ما نبود. ما محکومیم با دیگران زندگی کنیم. ما محکوم هستیم که بمیریم. اینها وضعیت های بنیادین هستند که ما قدرتی دررتغییر یا ازادی انتخاب انها نداریم. در نتیجه سوال شما فرار از ازادی به معنای گریز از باید هاست چرا که حق انتخاب از ما سلب میشود. رساله تعمق ها از دکارت و سارتر که مینوشت از بابک احمدی میتونه کمک زیاد در تفهیم این اصطلاحات کنه.

۶-در روان درمانی وجودی درمان بر چه اساسی استوار است؟
👈در وویس این را هم توضیح دادم که درمان در رویکرد اگزیستانسیالیستی بر این اساس است که تعارضات درونی فقط بعلت کشاکش میان غرایز سرکوب شده و خاطرات دردناک فراموش شده نیست. بلکه درمان به دلیل مواجه فرد با مفروضات مسلمی از هستی و وجود میباشد. درمان اگزستانسیالیست بر اساس سبکی بنا شده که تفکر در باره تجارب وجودی انسان را ملاک قرار میده و بیشتر به درون مایه ها و ارزشهای شخص میپردازه و کمتر به فنون درمانی.

۷-اصول اساسی در فرآیند درمان وجودی را بیان کنید.
👈در ویس سوم این رو بر اساس یالوم توضیح دادم.

دوستان عزیز لطفا کمی بیشتر مطالعه کنید چون در واقع این سوالها درکتابهای دانشگاهی خوانده شده و امروز میتوانید براحتی کتابهای سارتر و یالوم و دیگر اساتید رو مطالعه کنید.

سپاس از شما
دکتر ستودگان
غیر قابل فهم ترین چیز در جهان این است که جهان قابلِ فهم است .

آلبرت اینشتین

@thinkpluswithus
💫💫💫

برای عاشق شدن باید کسی را انتخاب کنیم که ما را دو بُعدی نگاه نکند. مانند تابلوی روی دیوار خانه اش نباشیم, به وجود ما عادت نکند. فقط برای رفع نیازهایش ربات جنسی و تمیز کننده و پول اورنده نباشیم.

بلکه کسی را انتخاب کنیم که پذیرش و احترام را درک کرده باشد, کسی که هدف های خود را میتواند برایمان تشریح کند و ما را در ساختن زندگی جدید شریک بداند. کسی که از پشتیبانی در زندگی درک کافی دارد.

در ضمن و همه اینها شامل حال ما هم نیز میشود.

دکتر ستودگان💫

@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan
از دکتر موریس ستودگان

👈یک نگاه سارکاستیکی به مفروضات ارزشهای انسانی

خوب و بد مفروضاتی هستند که ارزشهای ما بر انها بنا شده است و این پایه تمام ارزشهای انسانیست. از اینرو اصول و اساس همه دینها و کتابهای اسمانی از صحف, زبور, مینوی ایین بهشت, تورات و انجیل, قران و کتاب اقدس بهاییان اموزه های خود را بر مفروضات خوب و بد, دوالیتی (دوگانگی یا همزادی و ثنویت) مانند اهریمن و ایزد, شیطان و خدا, بهشت و جهنم, خیر و شر,...بنا کرده اند. این نمادگرایی شالوده ی تمامی خیالات و حتی رابطه ی سوژه با جهان خارج است که واقعیت مفروضی را به گونه ای بنیان گذاشته که تا امروز تمام تمرکز علوم بر ان بنا شده. اگر از افراد زیر در این مورد بپرسیم چه خواهند گفت;

سیگموند فروید; همه مفروضات توهم هستند. مسیله بر سر مقدار بهینه فاکتورهای دخیل میباشد. تکانه خوب و بد متوقف نمیشود بلکه توسط مکانیسمی به هدفهای جنسی تبدیل میشوند.

آلفرد آدلر; این دو ارزش مدام در انتقام از یکدیگر هستند. خطر اصلی بد شدن انجاست که اقدامات احتیاطی زیادی برای خوب بودن انجام دهیم.

کارل یونگ; اینها سمبلهایی از زندگی هستند. کمترین چیزهای خوب در زندگی که دارای معنی هستند بیشتر از چیزهای بد بدون معنی ارزشمند هستند. هر چیز بد دیگران ما را عصبانی کند یک میانبری به درون بد خودمان است.

کارن هورنای; نگرانی از بد بودن باید ما را به سمت عمل خوب سوق دهد نه به افسردگی.

ویکتور فرانکل; طبیعتا خواهد گفت که اینها برای معنا بخشی به زندگی ما ضروریست.

ملانی کلاین; این در واقع برای پروسه رشد ما از کودکی نیاز هست. رابطه سوژه با جهان خارج است و واقعیت به طور کلی بر اساس ان شکل میگیرد. و از این فاز بنیادین خروجی خوبی حاصل خواهد شد و روند رشد ایگو با موفقیت همراه خواهد بود.

نیچه; میتوان مردم را با خوب و بد چنان خسته و مشغول و در نهایت ناتوان کرد که دیگر در قبال ادیان ایستادگی نکنند. این تمام نقشه دین برای استمرار جهالت است. انسان ژرف اندیش نیازمند خوب و بد نیست.

سورن کیرکگور; خوب و بد ماهیت ندارند و درک انها منتهای نبوغ است. بپرسید پیش رو چه دارم؟ این زندگی وارونه گشته و وحشتناک است, تاب اوردنی نیست.

توماس هابز; نوع بشر ذاتا بد است و برای ساختن ان به عنوان موجود خوب اتلاف وقت است.

ژیل دلوز; مفروضاتی که کسی را ناراحت نکند ارزش ندارند. فلسفهٍ ارزش ها ازردن حماقت است.

ژاک لکان; واژه های ذهنی مفروضی بر اساس فروید توهم هستند.

ژان پیاژه; خوب و بد را معیارهای خلاقیت و رشد تعریف خواهد کرد قبل از اینکه کودکان شکل واقعی دنیای بزرگسالان را درک کنند.

ویلیهلم وونت; باید در ازمایشگاه امتحان کنیم که خوب و بد چه تاثیری بروی یکدیگر دارند.

اریک فروم; خوب بدون بد تعریف نمیشود انها برای بدان وابستگی و برای خوبان دلبستگی بهمراه دارند باید هنر عشق ورزیدن را اموخت. خلاق باش و اگر بگذاری بد برود فقط خوب برایت خواهد ماند.

کارل روجرز; پارادوکس انجاست که خوب یک پروسه است و بد یک حالت. هر دو مسیر هستند نه هدف. باید تغییر داد تا اگاه شد.

ابراهام مازلوف; انچه انسان میتواند باشد, خواهد شد و این نیاز را خود واقعی سازی مینامیم: چه خوب و چه بد.

البرت باندورا; بیشتر تصاویر خوب از واقعیت که بر اساس انها اعمال خود را پایه گزاری میکنیم, واقعا بر تجربه اگاه ما مبتنی هستند. بد اغلب در ناخوداگاه جای دارد.

اریک اریکسون; هشت پله برای رشد از بد بودن به خوب بودن نیاز است; اطمینان به جهان, خودمختاری, ابتکار, تشخیص تفاوت در پیشرفت, هویت, صمیمیت, تولید در قبال رکود و تمامیت نفس.

مارتین سلیگمن; بد چیست؟ مثبت ببینید و انوقت فقط خوبیها را خواهید دید. این شادی باید معتبر باشد.

ویرجینیا ساتیر; ما نباید اجازه بدهیم که درک محدود دیگران از خوبی ما را بد تعریف کند.

البرت الیس; سه "باید" بد وجود دارد که مانع خوبی میشوند. من باید خوب عمل کنم. شما باید با من خوب رفتار کنید. زندگی باید (خوب) باشد.

امانویل کانت; زندگی خوب سازمان یافته است و زندگی بد نیز به نوعی دیگر سازمان یافته.

ژان ژاک روسو; انسان خوب و آزاد متولد میشود ولی همه جا در بند زنجیرهای بدیست.

کارل مارکس; فیلسوف ها فقط جهان را تعریف کردند, هر طور که میل داشتند. به هر حال خوب یا بد باید تغییر کند. گر چه تاریخ تکرار میشود اول تراژدی بعد خنده دار.

برتراند راسل; جهان مشخص نمیکند چه کسی خوب تر است ولی بدها ماندگارترند.

ژان پل سارتر; اگر در بدی خود با خودت تنهایی, بدان که همراه خوبی داری.

سیمون دوبووار; ترجیحا بدنیا نیاییم و اگر بدنیا میایم فقط به عنوان یک زن. که به خودی خود خوب است.

میشل فوکو; راحتی وجدان خوب خطر بیشتری نسبت به اقتدار و استبداد بد به همراه دارد.

هانا ارنت; افکار بد وجود ندارد. فکر کردن به خودی خود خوب است.

@thinkpluswithus
درود به عزیزان گروه و روزتون عالی
سادگیم را... .
یکرنگیم را...
به حماقتم نگذار...
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم...
وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...
بلد بودن نمیخواهد...

دوره.
دوره ى گرگهاست.....
مهربان که باشی. می پندارند دشمنی!
گرگ که باشی. خيالشان راحت می شود از خودشانى!
ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم...

احمد شاملو
از دکتر موریس ستودگان

🔷 پنج مراحل مهم در سیستم درمانی©

👈1. شناسایی مشکل سیستم;
رفتار مشکل ساز فقط در یک شخص بررسی نمی شود بلکه رفتار کل سیستم و اثرات متقابل روابط افراد بروی یکدیگر بررسی میشود. این در ژنوگرام قابل رویت میشود.

👈2. بررسی شیوه انتقال رفتار;
همانند سازی, اثرگذاری و کپی برداری رفتار در سیستم. بدین معنی که چگونه پدر و مادر و کودکان در یک سیستم با هم برخورد می‌کنند. اگر پدر با مادر برخورد ناموزون بر اثر اموخته ها از سیستم خانوادگی خود در سیستم هسته ای جدید بهمراه اورده باشند, فرزندان از پدر و مادر کپی برداری خواهند کرد و همان رفتار را با مادر یا پدر اجرا خواهند کرد. (رفتارهای اینه وار بازتاب نشده)

👈3. بررسی راه های موثر برای کندتر کردن پیشرفت یک رفتار;
یعنی بعد از شناخت رفتار مشکل ساز و بررسی شیوه انتقال ان در سیستم باید آن رفتار را بررسی کنیم و ببینیم چه راه هایی برای کنترل کردن آن وجود دارد ما نمی توانیم در یک سیستم به یکباره همه رفتارها را تغییر دهیم.

👈4. تصحیح مرحله ای رفتار سیستم;
در اینجا میتوانیم تصحیح هر رفتار را به مراحل متفاوت تقسیم کنیم.

👈5. براورد تصحیح نهایی تغییر رفتار در سیستم;
ارزیابی بسیار مهم است, زیرا اگر رفتاری در ترافیک رفتاری فردی مزمن گردد, خطر اینکه یک شخص تحت درمان در یک سیستم بیمار تحت تاثیر سیستم به ادامه رفتار بپردازد, درمان را ناکارامد میکند.

خطر درمان یک فرد از سیستم اغلب در انجاست که ویروس های رفتاری که از پدر یا مادر به سیستم منتقل میشوند, می توانند بقیه سیستم که به ویروس آمیخته شده است را ناشناخته نگه دارد و درمان به خاطر انتقال استمراری رفتار در ان سبستم تاثیرگذاری مطلوب خود را نشان ندهد.

رفتارها همانند فرهنگ ها انتقالی هستند یا از دید اسیب شناسی سیستمی مزمن بودن یک رفتار را میتوان مانند ویروس هایی تعریف کنیم که انتقال انها بدیهی میباشند. در سیستم ها اشخاص می میرند ولی رفتارها انتقال پیدا می‌کنند و عدم درمان آنها سبب به وجود آمدن رفتارهای ضد اجتماعی و ناهنجارتر می شود.

@thinkpluswithus
💫💫💫💫💫


اگر ما خود را به اندازه کافی دوست داشته باشیم, دیگر نیازی نخواهیم داشت که در رابطه ها در تعقیب انهایی باشیم که ما را دوست ندارند. یک رابطه مناسب و شایسته تنها با دوست داشتن خودمان اغاز میشود و هیچکسی ما را بیشتر از خودمان دوست نخواهد داشت و اگر اینگونه باشد ان رابطه در وابستگی محض است و نه دلبستگی. هر وابستگی که پایه رابطه باشد, ان سیستم از اغاز به فنا محکوم شده است.

دکتر موریس ستودگان
💫💫💫💫

تا کی می خواهیم در روابط نیمه خواسته ما که گویی فقط نیمی زنده ایم گیر کنیم؟

نه! افرادی که فقط در زندگی ما رهگذرند و گویا روح ما را زیر سم اسب های بی احترامی لگد مال میکنند، اغلب احساسات بد و حسرت طولانی را بجای میگذراند.

باید آنقدر دوست داشت که روزها پر از عطر یاد بودنش باشد. و دوست داشتن یعنی نشستن در کنار هم ، دست هم را نگه داشتن ، ساکت و با لبخندی در چشمان هم خیره شدن، و تپش زندگی را در دستان هم احساس کردن ... باید زندگی کرد و نه نیمه و نصفه.

موریس ستودگان💫

@thinkpluswithus