Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
💫💫💫💫
🔷 قسمت سوم
اگزیستانسیالیسم و فرایند در رواندرمانی ان و روان پویه شناسی در اگزیستانسیال
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
🔷 قسمت سوم
اگزیستانسیالیسم و فرایند در رواندرمانی ان و روان پویه شناسی در اگزیستانسیال
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Telegram
attach 📎
درود دوستان عزیز پاسخهایی که من به سوالهایی که در مورد اگزیستانسیالیست شده, میتونم بدم.
۱_مفهوم زندگی در فلسفه اگزیستانسیالیزم را تشریح کنید.
👈پاسخ طبق باور اگزیستانسیالیست ها زندگی بی معناست مگر اینکه خود شخص به ان معنا بده. این به این منظور هست که ما خودمون رو در زندگی میسازیم و سعی میکنیم به اون ماهیت و معنا بدیم. زندگی انسان یک امکان ناضرور است (در وویس اول توضیح دادم) دلیل بودن میتونه یک تعریف از زندگی باشه که هر شخص برای خودش باید دریابد.
۲-چهار مفهوم اساسی در فلسفه اگزیستانسیالیزم را بصورت جامع شرح دهید.
👈چهار مفهوم بنیادین
1. امکان ناضرور یا تصادفی بودن هستی
2. آزادی
3. مسیولیت
4. اصالت
(برای اطلاعات جامع تر لطفا کتاب بخوانید و در وویس دوم توضیح دادم)
۳-جایگاه انتخاب در اگزیستانسیالیزم را تببین کنید.
👈پاسخ: ازادی بنا به اصل دوم اگزیسنسیالیسم و نوشته سارتر یعنی انتخابی نداریم جز اینکه انتخاب کنیم. معنا بخشی به زندگی انتخاب فرد است. انسان مسیول انتخاب و گزینش های خویش است و باید انچه را که درست میپندارد بسازد (نه اینکه از اصل خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو پیروی کند) که در این صورت کار اصیلی انجام داده است. مطالعه سارتر از نگرش هستی شناسانه و اصول فلسفی هایدگر میتونند کمک کنند در درک بهتر این مطلب.
۴-مسئولیت در فلسفه اگزیستانسیالیزم چگونه معنا می شود؟
👈انسان مسیول بنا بر ازادی انتخاب از داده های محدود و معنا بخشی به زندگی وضعیت ارامی ندارد. دلهره گزینش در ما زنده هست. (در وویس دوم توضیح دادم)
دلهره اینکه ایا چیزی که گزیده ایم برای خودمان و محیط ما انتخاب مناسب است مسیولیت پذیری را دشوارتر میکند. اگر وجود انسان مقدم بر ماهیت او باشد پس انسان مسیول ان کسی هست که هست و مسیول تمامی انسانها. سارتر میگوید متعهد به گزینش خود بودن یعنی انها را کنش هایی درست شناختن. و باید ان را بتوان توضیح داد. در واقع مسیول یعنی جوابگوی انتخاب خود بودن.
۵-فرار از آزادی از منظر سارتر به چه معناست؟
👈سارتر میگوید انسان محکوم به ازادی هست. او طرح اندازی میکند و ناگزیر است که با گزینش از میان مجموع بدیل های پیش رویش به سوی اینده پیش برود. انسان راهی جز این گزینه ندارد.
فرار از ازادی بدین معناست که ازادی به همراه مسیولیت است و انسان همیشه دلهره گزینش درست و پاسخ گویی برای گزینش خود میباشد. (در وویس دوم با یک مثال در مورد انتخاب مردسالاری این رو توضیح دادم). سارتر باور دارد که ازادی گزینش انسان را بطور کامل ناممکن میکند. او میگوید ما گزینش هستیم. سارتر میگوید ازادی محدود کننده است چرا که باید گزید و این خود بر خلاف طبع ازادی میباشد. ما محکوم شده ایم به دنیا بیاییم و انتخاب ما نبود. ما محکومیم با دیگران زندگی کنیم. ما محکوم هستیم که بمیریم. اینها وضعیت های بنیادین هستند که ما قدرتی دررتغییر یا ازادی انتخاب انها نداریم. در نتیجه سوال شما فرار از ازادی به معنای گریز از باید هاست چرا که حق انتخاب از ما سلب میشود. رساله تعمق ها از دکارت و سارتر که مینوشت از بابک احمدی میتونه کمک زیاد در تفهیم این اصطلاحات کنه.
۶-در روان درمانی وجودی درمان بر چه اساسی استوار است؟
👈در وویس این را هم توضیح دادم که درمان در رویکرد اگزیستانسیالیستی بر این اساس است که تعارضات درونی فقط بعلت کشاکش میان غرایز سرکوب شده و خاطرات دردناک فراموش شده نیست. بلکه درمان به دلیل مواجه فرد با مفروضات مسلمی از هستی و وجود میباشد. درمان اگزستانسیالیست بر اساس سبکی بنا شده که تفکر در باره تجارب وجودی انسان را ملاک قرار میده و بیشتر به درون مایه ها و ارزشهای شخص میپردازه و کمتر به فنون درمانی.
۷-اصول اساسی در فرآیند درمان وجودی را بیان کنید.
👈در ویس سوم این رو بر اساس یالوم توضیح دادم.
دوستان عزیز لطفا کمی بیشتر مطالعه کنید چون در واقع این سوالها درکتابهای دانشگاهی خوانده شده و امروز میتوانید براحتی کتابهای سارتر و یالوم و دیگر اساتید رو مطالعه کنید.
سپاس از شما
دکتر ستودگان
۱_مفهوم زندگی در فلسفه اگزیستانسیالیزم را تشریح کنید.
👈پاسخ طبق باور اگزیستانسیالیست ها زندگی بی معناست مگر اینکه خود شخص به ان معنا بده. این به این منظور هست که ما خودمون رو در زندگی میسازیم و سعی میکنیم به اون ماهیت و معنا بدیم. زندگی انسان یک امکان ناضرور است (در وویس اول توضیح دادم) دلیل بودن میتونه یک تعریف از زندگی باشه که هر شخص برای خودش باید دریابد.
۲-چهار مفهوم اساسی در فلسفه اگزیستانسیالیزم را بصورت جامع شرح دهید.
👈چهار مفهوم بنیادین
1. امکان ناضرور یا تصادفی بودن هستی
2. آزادی
3. مسیولیت
4. اصالت
(برای اطلاعات جامع تر لطفا کتاب بخوانید و در وویس دوم توضیح دادم)
۳-جایگاه انتخاب در اگزیستانسیالیزم را تببین کنید.
👈پاسخ: ازادی بنا به اصل دوم اگزیسنسیالیسم و نوشته سارتر یعنی انتخابی نداریم جز اینکه انتخاب کنیم. معنا بخشی به زندگی انتخاب فرد است. انسان مسیول انتخاب و گزینش های خویش است و باید انچه را که درست میپندارد بسازد (نه اینکه از اصل خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو پیروی کند) که در این صورت کار اصیلی انجام داده است. مطالعه سارتر از نگرش هستی شناسانه و اصول فلسفی هایدگر میتونند کمک کنند در درک بهتر این مطلب.
۴-مسئولیت در فلسفه اگزیستانسیالیزم چگونه معنا می شود؟
👈انسان مسیول بنا بر ازادی انتخاب از داده های محدود و معنا بخشی به زندگی وضعیت ارامی ندارد. دلهره گزینش در ما زنده هست. (در وویس دوم توضیح دادم)
دلهره اینکه ایا چیزی که گزیده ایم برای خودمان و محیط ما انتخاب مناسب است مسیولیت پذیری را دشوارتر میکند. اگر وجود انسان مقدم بر ماهیت او باشد پس انسان مسیول ان کسی هست که هست و مسیول تمامی انسانها. سارتر میگوید متعهد به گزینش خود بودن یعنی انها را کنش هایی درست شناختن. و باید ان را بتوان توضیح داد. در واقع مسیول یعنی جوابگوی انتخاب خود بودن.
۵-فرار از آزادی از منظر سارتر به چه معناست؟
👈سارتر میگوید انسان محکوم به ازادی هست. او طرح اندازی میکند و ناگزیر است که با گزینش از میان مجموع بدیل های پیش رویش به سوی اینده پیش برود. انسان راهی جز این گزینه ندارد.
فرار از ازادی بدین معناست که ازادی به همراه مسیولیت است و انسان همیشه دلهره گزینش درست و پاسخ گویی برای گزینش خود میباشد. (در وویس دوم با یک مثال در مورد انتخاب مردسالاری این رو توضیح دادم). سارتر باور دارد که ازادی گزینش انسان را بطور کامل ناممکن میکند. او میگوید ما گزینش هستیم. سارتر میگوید ازادی محدود کننده است چرا که باید گزید و این خود بر خلاف طبع ازادی میباشد. ما محکوم شده ایم به دنیا بیاییم و انتخاب ما نبود. ما محکومیم با دیگران زندگی کنیم. ما محکوم هستیم که بمیریم. اینها وضعیت های بنیادین هستند که ما قدرتی دررتغییر یا ازادی انتخاب انها نداریم. در نتیجه سوال شما فرار از ازادی به معنای گریز از باید هاست چرا که حق انتخاب از ما سلب میشود. رساله تعمق ها از دکارت و سارتر که مینوشت از بابک احمدی میتونه کمک زیاد در تفهیم این اصطلاحات کنه.
۶-در روان درمانی وجودی درمان بر چه اساسی استوار است؟
👈در وویس این را هم توضیح دادم که درمان در رویکرد اگزیستانسیالیستی بر این اساس است که تعارضات درونی فقط بعلت کشاکش میان غرایز سرکوب شده و خاطرات دردناک فراموش شده نیست. بلکه درمان به دلیل مواجه فرد با مفروضات مسلمی از هستی و وجود میباشد. درمان اگزستانسیالیست بر اساس سبکی بنا شده که تفکر در باره تجارب وجودی انسان را ملاک قرار میده و بیشتر به درون مایه ها و ارزشهای شخص میپردازه و کمتر به فنون درمانی.
۷-اصول اساسی در فرآیند درمان وجودی را بیان کنید.
👈در ویس سوم این رو بر اساس یالوم توضیح دادم.
دوستان عزیز لطفا کمی بیشتر مطالعه کنید چون در واقع این سوالها درکتابهای دانشگاهی خوانده شده و امروز میتوانید براحتی کتابهای سارتر و یالوم و دیگر اساتید رو مطالعه کنید.
سپاس از شما
دکتر ستودگان
💫💫💫
برای عاشق شدن باید کسی را انتخاب کنیم که ما را دو بُعدی نگاه نکند. مانند تابلوی روی دیوار خانه اش نباشیم, به وجود ما عادت نکند. فقط برای رفع نیازهایش ربات جنسی و تمیز کننده و پول اورنده نباشیم.
بلکه کسی را انتخاب کنیم که پذیرش و احترام را درک کرده باشد, کسی که هدف های خود را میتواند برایمان تشریح کند و ما را در ساختن زندگی جدید شریک بداند. کسی که از پشتیبانی در زندگی درک کافی دارد.
در ضمن و همه اینها شامل حال ما هم نیز میشود.
دکتر ستودگان💫
@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan
برای عاشق شدن باید کسی را انتخاب کنیم که ما را دو بُعدی نگاه نکند. مانند تابلوی روی دیوار خانه اش نباشیم, به وجود ما عادت نکند. فقط برای رفع نیازهایش ربات جنسی و تمیز کننده و پول اورنده نباشیم.
بلکه کسی را انتخاب کنیم که پذیرش و احترام را درک کرده باشد, کسی که هدف های خود را میتواند برایمان تشریح کند و ما را در ساختن زندگی جدید شریک بداند. کسی که از پشتیبانی در زندگی درک کافی دارد.
در ضمن و همه اینها شامل حال ما هم نیز میشود.
دکتر ستودگان💫
@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan
از دکتر موریس ستودگان
👈یک نگاه سارکاستیکی به مفروضات ارزشهای انسانی
خوب و بد مفروضاتی هستند که ارزشهای ما بر انها بنا شده است و این پایه تمام ارزشهای انسانیست. از اینرو اصول و اساس همه دینها و کتابهای اسمانی از صحف, زبور, مینوی ایین بهشت, تورات و انجیل, قران و کتاب اقدس بهاییان اموزه های خود را بر مفروضات خوب و بد, دوالیتی (دوگانگی یا همزادی و ثنویت) مانند اهریمن و ایزد, شیطان و خدا, بهشت و جهنم, خیر و شر,...بنا کرده اند. این نمادگرایی شالوده ی تمامی خیالات و حتی رابطه ی سوژه با جهان خارج است که واقعیت مفروضی را به گونه ای بنیان گذاشته که تا امروز تمام تمرکز علوم بر ان بنا شده. اگر از افراد زیر در این مورد بپرسیم چه خواهند گفت;
سیگموند فروید; همه مفروضات توهم هستند. مسیله بر سر مقدار بهینه فاکتورهای دخیل میباشد. تکانه خوب و بد متوقف نمیشود بلکه توسط مکانیسمی به هدفهای جنسی تبدیل میشوند.
آلفرد آدلر; این دو ارزش مدام در انتقام از یکدیگر هستند. خطر اصلی بد شدن انجاست که اقدامات احتیاطی زیادی برای خوب بودن انجام دهیم.
کارل یونگ; اینها سمبلهایی از زندگی هستند. کمترین چیزهای خوب در زندگی که دارای معنی هستند بیشتر از چیزهای بد بدون معنی ارزشمند هستند. هر چیز بد دیگران ما را عصبانی کند یک میانبری به درون بد خودمان است.
کارن هورنای; نگرانی از بد بودن باید ما را به سمت عمل خوب سوق دهد نه به افسردگی.
ویکتور فرانکل; طبیعتا خواهد گفت که اینها برای معنا بخشی به زندگی ما ضروریست.
ملانی کلاین; این در واقع برای پروسه رشد ما از کودکی نیاز هست. رابطه سوژه با جهان خارج است و واقعیت به طور کلی بر اساس ان شکل میگیرد. و از این فاز بنیادین خروجی خوبی حاصل خواهد شد و روند رشد ایگو با موفقیت همراه خواهد بود.
نیچه; میتوان مردم را با خوب و بد چنان خسته و مشغول و در نهایت ناتوان کرد که دیگر در قبال ادیان ایستادگی نکنند. این تمام نقشه دین برای استمرار جهالت است. انسان ژرف اندیش نیازمند خوب و بد نیست.
سورن کیرکگور; خوب و بد ماهیت ندارند و درک انها منتهای نبوغ است. بپرسید پیش رو چه دارم؟ این زندگی وارونه گشته و وحشتناک است, تاب اوردنی نیست.
توماس هابز; نوع بشر ذاتا بد است و برای ساختن ان به عنوان موجود خوب اتلاف وقت است.
ژیل دلوز; مفروضاتی که کسی را ناراحت نکند ارزش ندارند. فلسفهٍ ارزش ها ازردن حماقت است.
ژاک لکان; واژه های ذهنی مفروضی بر اساس فروید توهم هستند.
ژان پیاژه; خوب و بد را معیارهای خلاقیت و رشد تعریف خواهد کرد قبل از اینکه کودکان شکل واقعی دنیای بزرگسالان را درک کنند.
ویلیهلم وونت; باید در ازمایشگاه امتحان کنیم که خوب و بد چه تاثیری بروی یکدیگر دارند.
اریک فروم; خوب بدون بد تعریف نمیشود انها برای بدان وابستگی و برای خوبان دلبستگی بهمراه دارند باید هنر عشق ورزیدن را اموخت. خلاق باش و اگر بگذاری بد برود فقط خوب برایت خواهد ماند.
کارل روجرز; پارادوکس انجاست که خوب یک پروسه است و بد یک حالت. هر دو مسیر هستند نه هدف. باید تغییر داد تا اگاه شد.
ابراهام مازلوف; انچه انسان میتواند باشد, خواهد شد و این نیاز را خود واقعی سازی مینامیم: چه خوب و چه بد.
البرت باندورا; بیشتر تصاویر خوب از واقعیت که بر اساس انها اعمال خود را پایه گزاری میکنیم, واقعا بر تجربه اگاه ما مبتنی هستند. بد اغلب در ناخوداگاه جای دارد.
اریک اریکسون; هشت پله برای رشد از بد بودن به خوب بودن نیاز است; اطمینان به جهان, خودمختاری, ابتکار, تشخیص تفاوت در پیشرفت, هویت, صمیمیت, تولید در قبال رکود و تمامیت نفس.
مارتین سلیگمن; بد چیست؟ مثبت ببینید و انوقت فقط خوبیها را خواهید دید. این شادی باید معتبر باشد.
ویرجینیا ساتیر; ما نباید اجازه بدهیم که درک محدود دیگران از خوبی ما را بد تعریف کند.
البرت الیس; سه "باید" بد وجود دارد که مانع خوبی میشوند. من باید خوب عمل کنم. شما باید با من خوب رفتار کنید. زندگی باید (خوب) باشد.
امانویل کانت; زندگی خوب سازمان یافته است و زندگی بد نیز به نوعی دیگر سازمان یافته.
ژان ژاک روسو; انسان خوب و آزاد متولد میشود ولی همه جا در بند زنجیرهای بدیست.
کارل مارکس; فیلسوف ها فقط جهان را تعریف کردند, هر طور که میل داشتند. به هر حال خوب یا بد باید تغییر کند. گر چه تاریخ تکرار میشود اول تراژدی بعد خنده دار.
برتراند راسل; جهان مشخص نمیکند چه کسی خوب تر است ولی بدها ماندگارترند.
ژان پل سارتر; اگر در بدی خود با خودت تنهایی, بدان که همراه خوبی داری.
سیمون دوبووار; ترجیحا بدنیا نیاییم و اگر بدنیا میایم فقط به عنوان یک زن. که به خودی خود خوب است.
میشل فوکو; راحتی وجدان خوب خطر بیشتری نسبت به اقتدار و استبداد بد به همراه دارد.
هانا ارنت; افکار بد وجود ندارد. فکر کردن به خودی خود خوب است.
@thinkpluswithus
👈یک نگاه سارکاستیکی به مفروضات ارزشهای انسانی
خوب و بد مفروضاتی هستند که ارزشهای ما بر انها بنا شده است و این پایه تمام ارزشهای انسانیست. از اینرو اصول و اساس همه دینها و کتابهای اسمانی از صحف, زبور, مینوی ایین بهشت, تورات و انجیل, قران و کتاب اقدس بهاییان اموزه های خود را بر مفروضات خوب و بد, دوالیتی (دوگانگی یا همزادی و ثنویت) مانند اهریمن و ایزد, شیطان و خدا, بهشت و جهنم, خیر و شر,...بنا کرده اند. این نمادگرایی شالوده ی تمامی خیالات و حتی رابطه ی سوژه با جهان خارج است که واقعیت مفروضی را به گونه ای بنیان گذاشته که تا امروز تمام تمرکز علوم بر ان بنا شده. اگر از افراد زیر در این مورد بپرسیم چه خواهند گفت;
سیگموند فروید; همه مفروضات توهم هستند. مسیله بر سر مقدار بهینه فاکتورهای دخیل میباشد. تکانه خوب و بد متوقف نمیشود بلکه توسط مکانیسمی به هدفهای جنسی تبدیل میشوند.
آلفرد آدلر; این دو ارزش مدام در انتقام از یکدیگر هستند. خطر اصلی بد شدن انجاست که اقدامات احتیاطی زیادی برای خوب بودن انجام دهیم.
کارل یونگ; اینها سمبلهایی از زندگی هستند. کمترین چیزهای خوب در زندگی که دارای معنی هستند بیشتر از چیزهای بد بدون معنی ارزشمند هستند. هر چیز بد دیگران ما را عصبانی کند یک میانبری به درون بد خودمان است.
کارن هورنای; نگرانی از بد بودن باید ما را به سمت عمل خوب سوق دهد نه به افسردگی.
ویکتور فرانکل; طبیعتا خواهد گفت که اینها برای معنا بخشی به زندگی ما ضروریست.
ملانی کلاین; این در واقع برای پروسه رشد ما از کودکی نیاز هست. رابطه سوژه با جهان خارج است و واقعیت به طور کلی بر اساس ان شکل میگیرد. و از این فاز بنیادین خروجی خوبی حاصل خواهد شد و روند رشد ایگو با موفقیت همراه خواهد بود.
نیچه; میتوان مردم را با خوب و بد چنان خسته و مشغول و در نهایت ناتوان کرد که دیگر در قبال ادیان ایستادگی نکنند. این تمام نقشه دین برای استمرار جهالت است. انسان ژرف اندیش نیازمند خوب و بد نیست.
سورن کیرکگور; خوب و بد ماهیت ندارند و درک انها منتهای نبوغ است. بپرسید پیش رو چه دارم؟ این زندگی وارونه گشته و وحشتناک است, تاب اوردنی نیست.
توماس هابز; نوع بشر ذاتا بد است و برای ساختن ان به عنوان موجود خوب اتلاف وقت است.
ژیل دلوز; مفروضاتی که کسی را ناراحت نکند ارزش ندارند. فلسفهٍ ارزش ها ازردن حماقت است.
ژاک لکان; واژه های ذهنی مفروضی بر اساس فروید توهم هستند.
ژان پیاژه; خوب و بد را معیارهای خلاقیت و رشد تعریف خواهد کرد قبل از اینکه کودکان شکل واقعی دنیای بزرگسالان را درک کنند.
ویلیهلم وونت; باید در ازمایشگاه امتحان کنیم که خوب و بد چه تاثیری بروی یکدیگر دارند.
اریک فروم; خوب بدون بد تعریف نمیشود انها برای بدان وابستگی و برای خوبان دلبستگی بهمراه دارند باید هنر عشق ورزیدن را اموخت. خلاق باش و اگر بگذاری بد برود فقط خوب برایت خواهد ماند.
کارل روجرز; پارادوکس انجاست که خوب یک پروسه است و بد یک حالت. هر دو مسیر هستند نه هدف. باید تغییر داد تا اگاه شد.
ابراهام مازلوف; انچه انسان میتواند باشد, خواهد شد و این نیاز را خود واقعی سازی مینامیم: چه خوب و چه بد.
البرت باندورا; بیشتر تصاویر خوب از واقعیت که بر اساس انها اعمال خود را پایه گزاری میکنیم, واقعا بر تجربه اگاه ما مبتنی هستند. بد اغلب در ناخوداگاه جای دارد.
اریک اریکسون; هشت پله برای رشد از بد بودن به خوب بودن نیاز است; اطمینان به جهان, خودمختاری, ابتکار, تشخیص تفاوت در پیشرفت, هویت, صمیمیت, تولید در قبال رکود و تمامیت نفس.
مارتین سلیگمن; بد چیست؟ مثبت ببینید و انوقت فقط خوبیها را خواهید دید. این شادی باید معتبر باشد.
ویرجینیا ساتیر; ما نباید اجازه بدهیم که درک محدود دیگران از خوبی ما را بد تعریف کند.
البرت الیس; سه "باید" بد وجود دارد که مانع خوبی میشوند. من باید خوب عمل کنم. شما باید با من خوب رفتار کنید. زندگی باید (خوب) باشد.
امانویل کانت; زندگی خوب سازمان یافته است و زندگی بد نیز به نوعی دیگر سازمان یافته.
ژان ژاک روسو; انسان خوب و آزاد متولد میشود ولی همه جا در بند زنجیرهای بدیست.
کارل مارکس; فیلسوف ها فقط جهان را تعریف کردند, هر طور که میل داشتند. به هر حال خوب یا بد باید تغییر کند. گر چه تاریخ تکرار میشود اول تراژدی بعد خنده دار.
برتراند راسل; جهان مشخص نمیکند چه کسی خوب تر است ولی بدها ماندگارترند.
ژان پل سارتر; اگر در بدی خود با خودت تنهایی, بدان که همراه خوبی داری.
سیمون دوبووار; ترجیحا بدنیا نیاییم و اگر بدنیا میایم فقط به عنوان یک زن. که به خودی خود خوب است.
میشل فوکو; راحتی وجدان خوب خطر بیشتری نسبت به اقتدار و استبداد بد به همراه دارد.
هانا ارنت; افکار بد وجود ندارد. فکر کردن به خودی خود خوب است.
@thinkpluswithus
سادگیم را... .
یکرنگیم را...
به حماقتم نگذار...
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم...
وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...
بلد بودن نمیخواهد...
دوره.
دوره ى گرگهاست.....
مهربان که باشی. می پندارند دشمنی!
گرگ که باشی. خيالشان راحت می شود از خودشانى!
ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم...
احمد شاملو
یکرنگیم را...
به حماقتم نگذار...
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم...
وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...
بلد بودن نمیخواهد...
دوره.
دوره ى گرگهاست.....
مهربان که باشی. می پندارند دشمنی!
گرگ که باشی. خيالشان راحت می شود از خودشانى!
ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم...
احمد شاملو
از دکتر موریس ستودگان
🔷 پنج مراحل مهم در سیستم درمانی©
👈1. شناسایی مشکل سیستم;
رفتار مشکل ساز فقط در یک شخص بررسی نمی شود بلکه رفتار کل سیستم و اثرات متقابل روابط افراد بروی یکدیگر بررسی میشود. این در ژنوگرام قابل رویت میشود.
👈2. بررسی شیوه انتقال رفتار;
همانند سازی, اثرگذاری و کپی برداری رفتار در سیستم. بدین معنی که چگونه پدر و مادر و کودکان در یک سیستم با هم برخورد میکنند. اگر پدر با مادر برخورد ناموزون بر اثر اموخته ها از سیستم خانوادگی خود در سیستم هسته ای جدید بهمراه اورده باشند, فرزندان از پدر و مادر کپی برداری خواهند کرد و همان رفتار را با مادر یا پدر اجرا خواهند کرد. (رفتارهای اینه وار بازتاب نشده)
👈3. بررسی راه های موثر برای کندتر کردن پیشرفت یک رفتار;
یعنی بعد از شناخت رفتار مشکل ساز و بررسی شیوه انتقال ان در سیستم باید آن رفتار را بررسی کنیم و ببینیم چه راه هایی برای کنترل کردن آن وجود دارد ما نمی توانیم در یک سیستم به یکباره همه رفتارها را تغییر دهیم.
👈4. تصحیح مرحله ای رفتار سیستم;
در اینجا میتوانیم تصحیح هر رفتار را به مراحل متفاوت تقسیم کنیم.
👈5. براورد تصحیح نهایی تغییر رفتار در سیستم;
ارزیابی بسیار مهم است, زیرا اگر رفتاری در ترافیک رفتاری فردی مزمن گردد, خطر اینکه یک شخص تحت درمان در یک سیستم بیمار تحت تاثیر سیستم به ادامه رفتار بپردازد, درمان را ناکارامد میکند.
خطر درمان یک فرد از سیستم اغلب در انجاست که ویروس های رفتاری که از پدر یا مادر به سیستم منتقل میشوند, می توانند بقیه سیستم که به ویروس آمیخته شده است را ناشناخته نگه دارد و درمان به خاطر انتقال استمراری رفتار در ان سبستم تاثیرگذاری مطلوب خود را نشان ندهد.
رفتارها همانند فرهنگ ها انتقالی هستند یا از دید اسیب شناسی سیستمی مزمن بودن یک رفتار را میتوان مانند ویروس هایی تعریف کنیم که انتقال انها بدیهی میباشند. در سیستم ها اشخاص می میرند ولی رفتارها انتقال پیدا میکنند و عدم درمان آنها سبب به وجود آمدن رفتارهای ضد اجتماعی و ناهنجارتر می شود.
@thinkpluswithus
🔷 پنج مراحل مهم در سیستم درمانی©
👈1. شناسایی مشکل سیستم;
رفتار مشکل ساز فقط در یک شخص بررسی نمی شود بلکه رفتار کل سیستم و اثرات متقابل روابط افراد بروی یکدیگر بررسی میشود. این در ژنوگرام قابل رویت میشود.
👈2. بررسی شیوه انتقال رفتار;
همانند سازی, اثرگذاری و کپی برداری رفتار در سیستم. بدین معنی که چگونه پدر و مادر و کودکان در یک سیستم با هم برخورد میکنند. اگر پدر با مادر برخورد ناموزون بر اثر اموخته ها از سیستم خانوادگی خود در سیستم هسته ای جدید بهمراه اورده باشند, فرزندان از پدر و مادر کپی برداری خواهند کرد و همان رفتار را با مادر یا پدر اجرا خواهند کرد. (رفتارهای اینه وار بازتاب نشده)
👈3. بررسی راه های موثر برای کندتر کردن پیشرفت یک رفتار;
یعنی بعد از شناخت رفتار مشکل ساز و بررسی شیوه انتقال ان در سیستم باید آن رفتار را بررسی کنیم و ببینیم چه راه هایی برای کنترل کردن آن وجود دارد ما نمی توانیم در یک سیستم به یکباره همه رفتارها را تغییر دهیم.
👈4. تصحیح مرحله ای رفتار سیستم;
در اینجا میتوانیم تصحیح هر رفتار را به مراحل متفاوت تقسیم کنیم.
👈5. براورد تصحیح نهایی تغییر رفتار در سیستم;
ارزیابی بسیار مهم است, زیرا اگر رفتاری در ترافیک رفتاری فردی مزمن گردد, خطر اینکه یک شخص تحت درمان در یک سیستم بیمار تحت تاثیر سیستم به ادامه رفتار بپردازد, درمان را ناکارامد میکند.
خطر درمان یک فرد از سیستم اغلب در انجاست که ویروس های رفتاری که از پدر یا مادر به سیستم منتقل میشوند, می توانند بقیه سیستم که به ویروس آمیخته شده است را ناشناخته نگه دارد و درمان به خاطر انتقال استمراری رفتار در ان سبستم تاثیرگذاری مطلوب خود را نشان ندهد.
رفتارها همانند فرهنگ ها انتقالی هستند یا از دید اسیب شناسی سیستمی مزمن بودن یک رفتار را میتوان مانند ویروس هایی تعریف کنیم که انتقال انها بدیهی میباشند. در سیستم ها اشخاص می میرند ولی رفتارها انتقال پیدا میکنند و عدم درمان آنها سبب به وجود آمدن رفتارهای ضد اجتماعی و ناهنجارتر می شود.
@thinkpluswithus
💫💫💫💫💫
اگر ما خود را به اندازه کافی دوست داشته باشیم, دیگر نیازی نخواهیم داشت که در رابطه ها در تعقیب انهایی باشیم که ما را دوست ندارند. یک رابطه مناسب و شایسته تنها با دوست داشتن خودمان اغاز میشود و هیچکسی ما را بیشتر از خودمان دوست نخواهد داشت و اگر اینگونه باشد ان رابطه در وابستگی محض است و نه دلبستگی. هر وابستگی که پایه رابطه باشد, ان سیستم از اغاز به فنا محکوم شده است.
دکتر موریس ستودگان
اگر ما خود را به اندازه کافی دوست داشته باشیم, دیگر نیازی نخواهیم داشت که در رابطه ها در تعقیب انهایی باشیم که ما را دوست ندارند. یک رابطه مناسب و شایسته تنها با دوست داشتن خودمان اغاز میشود و هیچکسی ما را بیشتر از خودمان دوست نخواهد داشت و اگر اینگونه باشد ان رابطه در وابستگی محض است و نه دلبستگی. هر وابستگی که پایه رابطه باشد, ان سیستم از اغاز به فنا محکوم شده است.
دکتر موریس ستودگان
💫💫💫💫
تا کی می خواهیم در روابط نیمه خواسته ما که گویی فقط نیمی زنده ایم گیر کنیم؟
نه! افرادی که فقط در زندگی ما رهگذرند و گویا روح ما را زیر سم اسب های بی احترامی لگد مال میکنند، اغلب احساسات بد و حسرت طولانی را بجای میگذراند.
باید آنقدر دوست داشت که روزها پر از عطر یاد بودنش باشد. و دوست داشتن یعنی نشستن در کنار هم ، دست هم را نگه داشتن ، ساکت و با لبخندی در چشمان هم خیره شدن، و تپش زندگی را در دستان هم احساس کردن ... باید زندگی کرد و نه نیمه و نصفه.
موریس ستودگان💫
@thinkpluswithus
تا کی می خواهیم در روابط نیمه خواسته ما که گویی فقط نیمی زنده ایم گیر کنیم؟
نه! افرادی که فقط در زندگی ما رهگذرند و گویا روح ما را زیر سم اسب های بی احترامی لگد مال میکنند، اغلب احساسات بد و حسرت طولانی را بجای میگذراند.
باید آنقدر دوست داشت که روزها پر از عطر یاد بودنش باشد. و دوست داشتن یعنی نشستن در کنار هم ، دست هم را نگه داشتن ، ساکت و با لبخندی در چشمان هم خیره شدن، و تپش زندگی را در دستان هم احساس کردن ... باید زندگی کرد و نه نیمه و نصفه.
موریس ستودگان💫
@thinkpluswithus
💫💫💫💫
امروز به این نتیجه رسیدم; هر چیزی در زندکی که مرا به چالش کشید, مرا نیز اگاهتر کرد و همزمان مرا تغییر داد.هیچ اگاهی عمدتا و هیچ تغییری عملا بدون چالش ممکن نیست.
موریس ستودگان💫
💫💫💫💫
Today I came to this conclusion; Everything in m life that challenged me also made me aware of and changed me at the same time. Awareness and change are practically impossible without any challenge.
#drmorrissetudegan #thinkpluswithus
امروز به این نتیجه رسیدم; هر چیزی در زندکی که مرا به چالش کشید, مرا نیز اگاهتر کرد و همزمان مرا تغییر داد.هیچ اگاهی عمدتا و هیچ تغییری عملا بدون چالش ممکن نیست.
موریس ستودگان💫
💫💫💫💫
Today I came to this conclusion; Everything in m life that challenged me also made me aware of and changed me at the same time. Awareness and change are practically impossible without any challenge.
#drmorrissetudegan #thinkpluswithus
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
💫💫💫💫 تا کی می خواهیم در روابط نیمه خواسته ما که گویی فقط نیمی زنده ایم گیر کنیم؟ نه! افرادی که فقط در زندگی ما رهگذرند و گویا روح ما را زیر سم اسب های بی احترامی لگد مال میکنند، اغلب احساسات بد و حسرت طولانی را بجای میگذراند. باید آنقدر دوست داشت که…
دوستی از من پرسید, علت این گیرکردن ها در روابط نیمه و نصفه چیست ...؟
پاسخ من;
انهایی که در کودکی احساس کردند که مهر را باید تمنا کنند و دریافتند که مهر از کمیاب ترین کالاهاست, از ان وقت در تلاش بدست اوردن این کالا نادر هستند. کودکی که در کودکی احساس کند که مهر و محبت به اندزه نیازش دریافت میکند و ان مشروط (conditional) بر چیزی نیست, انزمان در رابطه ها میتواند مانند یک بالغ مهرپرور عمل کند و نه یک مهرطلب.
پاسخ من;
انهایی که در کودکی احساس کردند که مهر را باید تمنا کنند و دریافتند که مهر از کمیاب ترین کالاهاست, از ان وقت در تلاش بدست اوردن این کالا نادر هستند. کودکی که در کودکی احساس کند که مهر و محبت به اندزه نیازش دریافت میکند و ان مشروط (conditional) بر چیزی نیست, انزمان در رابطه ها میتواند مانند یک بالغ مهرپرور عمل کند و نه یک مهرطلب.
💫💫💫💫💫💫
تغییر دادن و کنترل افراد در یک رابطه به شکل مورد علاقه ی ما، هیچ ارتباطی به #عشق ندارد بلکه بیشتر دال بر خودخواهی و ایگوی نامطمئن و بیمار ماست.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan
تغییر دادن و کنترل افراد در یک رابطه به شکل مورد علاقه ی ما، هیچ ارتباطی به #عشق ندارد بلکه بیشتر دال بر خودخواهی و ایگوی نامطمئن و بیمار ماست.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan