Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍📍تعریف و نشانه های اختلال پانیک
ویژگی اختلال پانیک:
👈 وقوع خود به خود و غیرمنتظره حملات پانیک است که موجب ترس و وحشت زیادی در فرد می شود. این حمله ها که به "سونامی اضطراب" معروف هستند ترس های ناگهانی شدیدی هستند که به طور ناگهانی شروع شده و در عرض ده دقیقه یا کمتر به اوج میرسند و به ندرت بیش از سی دقیقه طول میکشند. نشانه های این حملات را می توان به دو دسته بدنی و شناختی طبقه بندی کرد:
✅ نشانه های بدنی- تپش قلب، عرق کردن، لرزیدن، نفس نفس زدن، احساس خفه شدن، درد یا ناراحتی سینه، تهوع یا ناراحتی در شکم، احساس سرد و یا داغ شدن، احساس کرختی، گیجی و منگی، گزگز کردن و مور مور شدن، گر گرفتگی
✅ نشانه های شناختی - ترس از مردن یا دیوانه شدن، ترس از سکته قلبی، ترس از دست دادن کنترل، احساس جدا شدن از واقعیت یا از خود.
@thinkpluswithus
ویژگی اختلال پانیک:
👈 وقوع خود به خود و غیرمنتظره حملات پانیک است که موجب ترس و وحشت زیادی در فرد می شود. این حمله ها که به "سونامی اضطراب" معروف هستند ترس های ناگهانی شدیدی هستند که به طور ناگهانی شروع شده و در عرض ده دقیقه یا کمتر به اوج میرسند و به ندرت بیش از سی دقیقه طول میکشند. نشانه های این حملات را می توان به دو دسته بدنی و شناختی طبقه بندی کرد:
✅ نشانه های بدنی- تپش قلب، عرق کردن، لرزیدن، نفس نفس زدن، احساس خفه شدن، درد یا ناراحتی سینه، تهوع یا ناراحتی در شکم، احساس سرد و یا داغ شدن، احساس کرختی، گیجی و منگی، گزگز کردن و مور مور شدن، گر گرفتگی
✅ نشانه های شناختی - ترس از مردن یا دیوانه شدن، ترس از سکته قلبی، ترس از دست دادن کنترل، احساس جدا شدن از واقعیت یا از خود.
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 روش بازآموزی تنفس مناسب هنگام پانیک
الف) یک دستتان را روی سینه بگذارید طوری که انگشت شصت زیر گردن قرار گیرد و دست دیگر را روی شکمتان بگذارید به گونه ای که انگشت کوچک بالای ناف شما قرار گیرد.
ب) با بینی نفسهای کوتاه و کم عمق بکشید. توجه داشته باشید که چگونه دست روی سینه تا حدی بالا میآید اما دست روی شکم خیلی کم حرکت میکند.
پ) حاال با بینی نفسهای آهسته تر و عادی بکشید و توجه داشته باشید که چگونه شکم با هر دم بالا میآید و با هر بازدم پایین میرود.
ت) 2 تا 3 دقیقه آن را تمرین کنید و روی حرکت شکم با هر دم و بازدم تمرکز کنید.
ث) تمرین را ادامه داده و تعداد نفس کشیدن را به 8 تا 10 تنفس در هر دقیقه برسانید. دم و بازدم هر کدام باید 6 ثانیه طول بکشد. میتوانید با هر دم 1-2-3-4-5-6 و و کمی مکث و با هر بازدم 1-2-3-4-5-6 را بشمارید. در پایان هر دم و بازدم، یک مکث کوتاه داشته باشید. توجه داشته باشید که با هر دم و بازدم چگونه شکمتان بالا و پایین میآید.
ج) هر روز 2 تا 3 برا و هر بار 10 دقیقه تمرین تنفس دیافراگمی را انجام دهید. پس از هر تمرین ، 1 تا 2 دقیقه نفس نفس زدن را تجربه کرده و سپس تمرین تنفس آهسته را انجام دهید.
به این ترتیب، قابلیت کنترل نفس نفس
زدن را در خود افزایش میدهید.
چ) مرحله پایانی کار، استفاده از تنفس دیافراگمی در انواع موقعیتهای اضطرابی روزانه است.
@thinkpluswithus
الف) یک دستتان را روی سینه بگذارید طوری که انگشت شصت زیر گردن قرار گیرد و دست دیگر را روی شکمتان بگذارید به گونه ای که انگشت کوچک بالای ناف شما قرار گیرد.
ب) با بینی نفسهای کوتاه و کم عمق بکشید. توجه داشته باشید که چگونه دست روی سینه تا حدی بالا میآید اما دست روی شکم خیلی کم حرکت میکند.
پ) حاال با بینی نفسهای آهسته تر و عادی بکشید و توجه داشته باشید که چگونه شکم با هر دم بالا میآید و با هر بازدم پایین میرود.
ت) 2 تا 3 دقیقه آن را تمرین کنید و روی حرکت شکم با هر دم و بازدم تمرکز کنید.
ث) تمرین را ادامه داده و تعداد نفس کشیدن را به 8 تا 10 تنفس در هر دقیقه برسانید. دم و بازدم هر کدام باید 6 ثانیه طول بکشد. میتوانید با هر دم 1-2-3-4-5-6 و و کمی مکث و با هر بازدم 1-2-3-4-5-6 را بشمارید. در پایان هر دم و بازدم، یک مکث کوتاه داشته باشید. توجه داشته باشید که با هر دم و بازدم چگونه شکمتان بالا و پایین میآید.
ج) هر روز 2 تا 3 برا و هر بار 10 دقیقه تمرین تنفس دیافراگمی را انجام دهید. پس از هر تمرین ، 1 تا 2 دقیقه نفس نفس زدن را تجربه کرده و سپس تمرین تنفس آهسته را انجام دهید.
به این ترتیب، قابلیت کنترل نفس نفس
زدن را در خود افزایش میدهید.
چ) مرحله پایانی کار، استفاده از تنفس دیافراگمی در انواع موقعیتهای اضطرابی روزانه است.
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 روش آرامسازی بدن در هنگام پنیک و اضطراب
1. دست راست تان را مشت کرده به گونه ای که در ناحیه مشت و بازو احساس تنش کنید.
2. دست چپ تان را مشت کرده به طوری که در ناحیه مشت و بازو، احساس تنش کنید.
3. دست تان را از آرنج خم کنید و در ماهیچه دو سر دست انقباض ایجاد کنید. ناحیه انگشتان را آزاد بگذارید.
4. دست تان را صاف نگهدارید و ماهیچه سه سر دست را منقبض کنید و قسمت پایین دستهایتان را به صندلی بچسبانید و سعی کنید ناحیه انگشتان را در حالت آرمیدگی نگه دارید.
5. ابروهایتان را بالا ببرید و در پیشانی تان چین ایجاد کنید.
6. ابروهایتان را جمع کنید مانند حالت عصبانیت.
7. عضلات اطراف چشمها را جمع کنید.
8. دندانهایتان را به هم فشار دهید و در ناحیه آرواره، انقباض کنید.
9. زبان تان را محکم به قسمت بالای دهان بچسبانید، در حالی که لبهایتان بسته است به تنش موجود در ناحیه گلو توجه کنید.
10. لبها را محکم به هم فشاردهید مانند حالت عصبانیت.
11. تا جایی که می توانید گردن تان را به عقب فشار دهید (روی قسمت پشتی صندلی).
12. چانه تان را به ناحیه سینه بچسبانید و فشار دهید.
13. شانه ها یتان را در جهت گوشهایتان بالا ببرید و به حالت انحنایی در آورید.
14. به طور آرام و منظم نفس بکشید و به شکم تان فشار نیاورید.
15. نفس عمیق بکشید، ریه هایتان را کامال پر کنید و چند ثانیه نگه دارید و بعد بدون مقاومت، نفس تان را بیرون دهید.
16. عضالت شکم را منقبض کنید. به شکم فشار بیاورید.
17. در ناحیه کمر قوس ایجاد کنید.
18. پاهایتان را صاف نگه دارید و پاشنه پایتان را به زمین فشار دهید و در ناحیه باسن و ماهیچه پشت ساق پا، انقباض ایجاد کنید.
19. کف پا و انگشتان پا را به سمت پایین فشار دهید و ماهیچه ساق پا را منقبض کنید.
20. کف پا و انگشتان پا را به سمت بالا خم کنید و در ماهیچه ساق پا انقباض ایجاد کنید.
21. به تنفس آرام و منظم خود، ادامه دهید.
@thinkpluswithus
1. دست راست تان را مشت کرده به گونه ای که در ناحیه مشت و بازو احساس تنش کنید.
2. دست چپ تان را مشت کرده به طوری که در ناحیه مشت و بازو، احساس تنش کنید.
3. دست تان را از آرنج خم کنید و در ماهیچه دو سر دست انقباض ایجاد کنید. ناحیه انگشتان را آزاد بگذارید.
4. دست تان را صاف نگهدارید و ماهیچه سه سر دست را منقبض کنید و قسمت پایین دستهایتان را به صندلی بچسبانید و سعی کنید ناحیه انگشتان را در حالت آرمیدگی نگه دارید.
5. ابروهایتان را بالا ببرید و در پیشانی تان چین ایجاد کنید.
6. ابروهایتان را جمع کنید مانند حالت عصبانیت.
7. عضلات اطراف چشمها را جمع کنید.
8. دندانهایتان را به هم فشار دهید و در ناحیه آرواره، انقباض کنید.
9. زبان تان را محکم به قسمت بالای دهان بچسبانید، در حالی که لبهایتان بسته است به تنش موجود در ناحیه گلو توجه کنید.
10. لبها را محکم به هم فشاردهید مانند حالت عصبانیت.
11. تا جایی که می توانید گردن تان را به عقب فشار دهید (روی قسمت پشتی صندلی).
12. چانه تان را به ناحیه سینه بچسبانید و فشار دهید.
13. شانه ها یتان را در جهت گوشهایتان بالا ببرید و به حالت انحنایی در آورید.
14. به طور آرام و منظم نفس بکشید و به شکم تان فشار نیاورید.
15. نفس عمیق بکشید، ریه هایتان را کامال پر کنید و چند ثانیه نگه دارید و بعد بدون مقاومت، نفس تان را بیرون دهید.
16. عضالت شکم را منقبض کنید. به شکم فشار بیاورید.
17. در ناحیه کمر قوس ایجاد کنید.
18. پاهایتان را صاف نگه دارید و پاشنه پایتان را به زمین فشار دهید و در ناحیه باسن و ماهیچه پشت ساق پا، انقباض ایجاد کنید.
19. کف پا و انگشتان پا را به سمت پایین فشار دهید و ماهیچه ساق پا را منقبض کنید.
20. کف پا و انگشتان پا را به سمت بالا خم کنید و در ماهیچه ساق پا انقباض ایجاد کنید.
21. به تنفس آرام و منظم خود، ادامه دهید.
@thinkpluswithus
Forwarded from THINK+BOOKS
👈ابتدای کانال 👈T.me/booksthinkplus/2
👈انسان در جستجوی معنا (فرانکل)
T.me/booksthinkplus/128
👈از جهان تا ابدیت (مترلینگ)
T.me/booksthinkplus/131
👈دنیای سوفی
T.me/booksthinkplus/133
👈انسان خردمند (یوال هراری)
T.me/booksthinkplus/181
👈انسان خداگونه (یوال هراری)
T.me/booksthinkplus/183
👈میان گذشته و آینده (ارنت)
T.me/booksthinkplus/186
👈انسان در عصر ظلمت (ارنت)
T.me/booksthinkplus/188
👈هنردر گذر زمان (گاردنر)
T.me/booksthinkplus/190
👈درباره معنی زندگی (ویل دورانت)
T.me/booksthinkplus/197
👈فمینیسم (فریدمن)
T.me/booksthinkplus/199
👈میدانم که هیچ نمیدانم (پوپر)
T.me/booksthinkplus/201
👈تاریخ ادبیات ایران (براون)
T.me/booksthinkplus/203
👈ادبیات چیست؟ (سارتر)
T.me/booksthinkplus/206
👈فلسفه پوچی (کامو)
T.me/booksthinkplus/208
👈 بیگانه (کامو)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/211
👈طاعون (کامو)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/214
👈مگس ها (سارتر)
T.me/booksthinkplus/221
👈تجسم خلاق (گواین)
http://T.me/booksthinkplus/223
👈عشق سال های وبا (مارکز)
http://T.me/booksthinkplus/225
👈نبرد دین با علم (راسل)
http://T.me/booksthinkplus/228
👈نقد اقتصاد سیاسی کرونا (چانتر)
http://T.me/booksthinkplus/231
👈مردی به نام اوه (بکمن)
http://T.me/booksthinkplus/235
👈زندگی خود را دوباره بیافرینید (جفری یانگ)
http://T.me/booksthinkplus/236
👈آگاهی (سوزان بلکمور)
http://T.me/booksthinkplus/238
👈سایه (شناخت نیمه تاریک وجود) (جانسون)
http://T.me/booksthinkplus/242
👈لیدی ال (گاری)
http://T.me/booksthinkplus/244
👈کار از کار گذشت (سارتر)
http://T.me/booksthinkplus/246
👈ملت عشق (شافاک)
http://T.me/booksthinkplus/248
👈سن عقل (سارتر)
http://T.me/booksthinkplus/251
👈شیطان و خدا (سارتر)
http://T.me/booksthinkplus/253
👈بازی ها (اریک برن)
http://T.me/booksthinkplus/255
👈تهوع (سارتر)
http://T.me/booksthinkplus/259
👈جنس ضعیف (فالانچی)
http://T.me/booksthinkplus/261
👈حکمت شادان (نیچه)
http://T.me/booksthinkplus/264
👈مفهوم ساده روان کاوی (فروید)
http://T.me/booksthinkplus/269
👈زنان زیرک (ارگو)
http://T.me/booksthinkplus/272
👈رویاها (یونگ)
http://T.me/booksthinkplus/277
👈قصر (کافکا)
http://T.me/booksthinkplus/279
👈مزرعه حیوانات (اورول)
http://T.me/booksthinkplus/281
👈مامان و معنی زندگی (یالوم)
http://T.me/booksthinkplus/285
👈پزشک و روح (فرانکل)
http://T.me/booksthinkplus/286
👈چهار اثر (فلورانس اسکاول شین)
http://T.me/booksthinkplus/288
👈 الف (پائلو کوئلیو)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/294
👈 ماهی درون شما (نیل شوبین)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/296
👈داستان فلسفه (برایان مگی)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/298
👈یادبود زئوس (محمد آجودانی)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/300
پایان راه پیرامون مرگ و مردن (کوبلر روس)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/303
👈دیونیسوس، اسطوره و آیین (والتر.اف.اتو)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/306
👈عشق و اراده (رولو می)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/308
👈انسان در جستجوی خویشتن (رولو می)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/312
نظریه های شخصیت (شولتز)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/314
👈دخمه (ژوزه ساراماگو)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/318
👈چگونه سوسیالیسم شدم (جک لندن)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/320
روان درمانی اگزیستانسیال (یالوم)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/345
👈خیره به خورشید ( یالوم)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/348
👈هر روز یک قدم نزدیکتر (یالوم)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/350
👈دروغگویی روی مبل (یالوم)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/353
👈 کاندید (ولتر)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/356
👈تهوع (سارتر)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/391
👈اندیشه و انسان (سارتر)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/390
👈ماکس و هزاره نوین (سیریل اسمیت)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/386
👈مرگ سقراط (گواردینی)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/384
👈هرمونتیک مدرن (نیچه, هایدگر...)
https://t.mebooksthinkplus/382
👈روان شناسی و دین (یونگ)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/370
👈ضمیر ناخوداگاه (فروید)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/372
👈سمفونی مردگان (معروفی)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/375
👈هگل و جامعه مدرن (تیلور)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/377
👈فلسفه نیچه (مهرین)
https://t.mebooksthinkplus/380
👈آینده بشر (راسل)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/387
👈انسان در جستجوی معنا (فرانکل)
T.me/booksthinkplus/128
👈از جهان تا ابدیت (مترلینگ)
T.me/booksthinkplus/131
👈دنیای سوفی
T.me/booksthinkplus/133
👈انسان خردمند (یوال هراری)
T.me/booksthinkplus/181
👈انسان خداگونه (یوال هراری)
T.me/booksthinkplus/183
👈میان گذشته و آینده (ارنت)
T.me/booksthinkplus/186
👈انسان در عصر ظلمت (ارنت)
T.me/booksthinkplus/188
👈هنردر گذر زمان (گاردنر)
T.me/booksthinkplus/190
👈درباره معنی زندگی (ویل دورانت)
T.me/booksthinkplus/197
👈فمینیسم (فریدمن)
T.me/booksthinkplus/199
👈میدانم که هیچ نمیدانم (پوپر)
T.me/booksthinkplus/201
👈تاریخ ادبیات ایران (براون)
T.me/booksthinkplus/203
👈ادبیات چیست؟ (سارتر)
T.me/booksthinkplus/206
👈فلسفه پوچی (کامو)
T.me/booksthinkplus/208
👈 بیگانه (کامو)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/211
👈طاعون (کامو)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/214
👈مگس ها (سارتر)
T.me/booksthinkplus/221
👈تجسم خلاق (گواین)
http://T.me/booksthinkplus/223
👈عشق سال های وبا (مارکز)
http://T.me/booksthinkplus/225
👈نبرد دین با علم (راسل)
http://T.me/booksthinkplus/228
👈نقد اقتصاد سیاسی کرونا (چانتر)
http://T.me/booksthinkplus/231
👈مردی به نام اوه (بکمن)
http://T.me/booksthinkplus/235
👈زندگی خود را دوباره بیافرینید (جفری یانگ)
http://T.me/booksthinkplus/236
👈آگاهی (سوزان بلکمور)
http://T.me/booksthinkplus/238
👈سایه (شناخت نیمه تاریک وجود) (جانسون)
http://T.me/booksthinkplus/242
👈لیدی ال (گاری)
http://T.me/booksthinkplus/244
👈کار از کار گذشت (سارتر)
http://T.me/booksthinkplus/246
👈ملت عشق (شافاک)
http://T.me/booksthinkplus/248
👈سن عقل (سارتر)
http://T.me/booksthinkplus/251
👈شیطان و خدا (سارتر)
http://T.me/booksthinkplus/253
👈بازی ها (اریک برن)
http://T.me/booksthinkplus/255
👈تهوع (سارتر)
http://T.me/booksthinkplus/259
👈جنس ضعیف (فالانچی)
http://T.me/booksthinkplus/261
👈حکمت شادان (نیچه)
http://T.me/booksthinkplus/264
👈مفهوم ساده روان کاوی (فروید)
http://T.me/booksthinkplus/269
👈زنان زیرک (ارگو)
http://T.me/booksthinkplus/272
👈رویاها (یونگ)
http://T.me/booksthinkplus/277
👈قصر (کافکا)
http://T.me/booksthinkplus/279
👈مزرعه حیوانات (اورول)
http://T.me/booksthinkplus/281
👈مامان و معنی زندگی (یالوم)
http://T.me/booksthinkplus/285
👈پزشک و روح (فرانکل)
http://T.me/booksthinkplus/286
👈چهار اثر (فلورانس اسکاول شین)
http://T.me/booksthinkplus/288
👈 الف (پائلو کوئلیو)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/294
👈 ماهی درون شما (نیل شوبین)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/296
👈داستان فلسفه (برایان مگی)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/298
👈یادبود زئوس (محمد آجودانی)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/300
پایان راه پیرامون مرگ و مردن (کوبلر روس)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/303
👈دیونیسوس، اسطوره و آیین (والتر.اف.اتو)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/306
👈عشق و اراده (رولو می)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/308
👈انسان در جستجوی خویشتن (رولو می)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/312
نظریه های شخصیت (شولتز)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/314
👈دخمه (ژوزه ساراماگو)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/318
👈چگونه سوسیالیسم شدم (جک لندن)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/320
روان درمانی اگزیستانسیال (یالوم)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/345
👈خیره به خورشید ( یالوم)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/348
👈هر روز یک قدم نزدیکتر (یالوم)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/350
👈دروغگویی روی مبل (یالوم)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/353
👈 کاندید (ولتر)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/356
👈تهوع (سارتر)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/391
👈اندیشه و انسان (سارتر)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/390
👈ماکس و هزاره نوین (سیریل اسمیت)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/386
👈مرگ سقراط (گواردینی)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/384
👈هرمونتیک مدرن (نیچه, هایدگر...)
https://t.mebooksthinkplus/382
👈روان شناسی و دین (یونگ)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/370
👈ضمیر ناخوداگاه (فروید)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/372
👈سمفونی مردگان (معروفی)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/375
👈هگل و جامعه مدرن (تیلور)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/377
👈فلسفه نیچه (مهرین)
https://t.mebooksthinkplus/380
👈آینده بشر (راسل)
https://news.1rj.ru/str/booksthinkplus/387
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍هوش ما یا هوش های ما
روانشناسان معتقدند که به جای یک عامل واحد مانند g در اندازه گیری هوش که spearman ادعا میکرد، هوش مجموعه ای از توانایی های گوناگون است. در دهه 1940 ، ریموند کاتل نظریه ای از هوش را ارائه داد كه هوش عمومی را به دو مؤلفه تقسیم می كرد: هوش متبلور و هوش سیال (كتل ، 1963). هوش متبلور یا کریستال شده cristallized intelligence به عنوان دانش کسب شده و توانایی بازیابی و بکارگیری آن دانسته مشخص می شود. وقتی اطلاعات را یاد می گیریم و دوباره به یاد می آوریم, در اینجا از هوش متبلور خود استفاده می کنیم.
هوش سیال fluid intelligence توانایی دیدن روابط پیچیده و حل مشکلات را در بر می گیرد. حرکت به سمت خانه خود بعد از اینکه در یک مسیر ناآشنا به دلیل ساخت و ساز از جاده جدا شویم، باعث می شود تا اطلاعات سیال ما استفاده شود. هوش سیال به ما کمک می کند تا با چالش های پیچیده و انتزاعی در زندگی روزمره خود مقابله کنیم، در حالی که هوش متبلور به ما کمک می کند تا بر مشکلات مشخص و سر راست غلبه کنیم (Cattell، 1963).
بعدها گاردنر نه گونه متفاوت از هوش را ارایه داد که در پست بعدی خواهم نوشت.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
روانشناسان معتقدند که به جای یک عامل واحد مانند g در اندازه گیری هوش که spearman ادعا میکرد، هوش مجموعه ای از توانایی های گوناگون است. در دهه 1940 ، ریموند کاتل نظریه ای از هوش را ارائه داد كه هوش عمومی را به دو مؤلفه تقسیم می كرد: هوش متبلور و هوش سیال (كتل ، 1963). هوش متبلور یا کریستال شده cristallized intelligence به عنوان دانش کسب شده و توانایی بازیابی و بکارگیری آن دانسته مشخص می شود. وقتی اطلاعات را یاد می گیریم و دوباره به یاد می آوریم, در اینجا از هوش متبلور خود استفاده می کنیم.
هوش سیال fluid intelligence توانایی دیدن روابط پیچیده و حل مشکلات را در بر می گیرد. حرکت به سمت خانه خود بعد از اینکه در یک مسیر ناآشنا به دلیل ساخت و ساز از جاده جدا شویم، باعث می شود تا اطلاعات سیال ما استفاده شود. هوش سیال به ما کمک می کند تا با چالش های پیچیده و انتزاعی در زندگی روزمره خود مقابله کنیم، در حالی که هوش متبلور به ما کمک می کند تا بر مشکلات مشخص و سر راست غلبه کنیم (Cattell، 1963).
بعدها گاردنر نه گونه متفاوت از هوش را ارایه داد که در پست بعدی خواهم نوشت.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
سایر نظریه پردازان و روانشناسان بر این باورند که هوش باید به صورت عملی تر تعریف شود. به عنوان مثال ، چه نوع رفتارهایی به ما کمک می کند تا در زندگی پیش برویم؟ کدام مهارت ها باعث موفقیت ما می شوند؟ برای لحظه ای به این فکر کنید. قادر به یاداوری 44 رئیس جمهور ایالات متحده هستید ، اما آیا دانستن این موضوع شما را به شخصیت بهتری تبدیل می کند؟
رابرت استرنبرگ نظریه دیگری از هوش را ارائه داد ، او تئوری سه گانه هوش را به این دلیل عنوان کرد که هوش را سه بخش تشکیل می دهد (استرنبرگ ، 1988): هوش عملی ، خلاق و تحلیلی.
سه جعبه بالا به صورت مثلث مرتب شده اند. کادر بالا حاوی «هوش عملی؛ هوش خلاق و هوش محاسبه ای یا انالیزی. " در هر دو انتها یک خط با فلش وجود دارد که این جعبه را به جعبه دیگری متصل می کند که حاوی «هوش عملی است. (گاهی به هوش خیابانی و عقل سلیم معروف است) و خط دیگر با فلش در هر دو انتها این جعبه را به جعبه دیگری متصل می کند که حاوی هوش خلاق (حل مسئله تخیلی و خلاقانه). خط دیگر در هر دو انتها این جعبه را به اولین جعبه شرح داده شده متصل می کند که هوش تحلیلی (اکادمیک)، مثلث را تکمیل می کند.
پس نظریه استرنبرگ سه نوع هوش را مشخص می کند: عملی ، خلاق و تحلیلی.
هوش عملی ، همانطور که استرنبرگ پیشنهاد کرده است ، بعضی اوقات با "هوش خیابانی" مقایسه می شود. عملی بودن به معنای یافتن راه حل هایی است که در زندگی روزمره خود با استفاده از دانش بر اساس تجربیات خود به کار گرفته میشود. به نظر می رسد این نوع هوش جدا از درک سنتی ان همان ضریب هوشی است. افرادی که از هوش عملی بالایی برخوردار هستند ، ممکن است دارای نمره قابل مقایسه ای در هوش خلاق و تحلیلی باشند (استرنبرگ ، 1988).
م. ستودگان
@thinkpluswithus
رابرت استرنبرگ نظریه دیگری از هوش را ارائه داد ، او تئوری سه گانه هوش را به این دلیل عنوان کرد که هوش را سه بخش تشکیل می دهد (استرنبرگ ، 1988): هوش عملی ، خلاق و تحلیلی.
سه جعبه بالا به صورت مثلث مرتب شده اند. کادر بالا حاوی «هوش عملی؛ هوش خلاق و هوش محاسبه ای یا انالیزی. " در هر دو انتها یک خط با فلش وجود دارد که این جعبه را به جعبه دیگری متصل می کند که حاوی «هوش عملی است. (گاهی به هوش خیابانی و عقل سلیم معروف است) و خط دیگر با فلش در هر دو انتها این جعبه را به جعبه دیگری متصل می کند که حاوی هوش خلاق (حل مسئله تخیلی و خلاقانه). خط دیگر در هر دو انتها این جعبه را به اولین جعبه شرح داده شده متصل می کند که هوش تحلیلی (اکادمیک)، مثلث را تکمیل می کند.
پس نظریه استرنبرگ سه نوع هوش را مشخص می کند: عملی ، خلاق و تحلیلی.
هوش عملی ، همانطور که استرنبرگ پیشنهاد کرده است ، بعضی اوقات با "هوش خیابانی" مقایسه می شود. عملی بودن به معنای یافتن راه حل هایی است که در زندگی روزمره خود با استفاده از دانش بر اساس تجربیات خود به کار گرفته میشود. به نظر می رسد این نوع هوش جدا از درک سنتی ان همان ضریب هوشی است. افرادی که از هوش عملی بالایی برخوردار هستند ، ممکن است دارای نمره قابل مقایسه ای در هوش خلاق و تحلیلی باشند (استرنبرگ ، 1988).
م. ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍تئوری هوش چندگانه
Multiple Intelligenceces
توسط هوارد گاردنر ، روانشناس دانشگاه هاروارد و دانشجوی سابق اریک اریکسون ساخته شد. نظریه گاردنر ، که بیش از 30 سال پالایش شده است ، حاوی تحولات اخیر در بین همه نظریه های هوش است. در نظریه گاردنر ، هر فرد حداقل هشت هوش دارد. در بین این هشت هوش ، یک شخص به طور معمول در بعضی از هوشها عالی و در برخی دیگر کمتر بهرهمند است. (گاردنر ، 1983). جدول زیر ...
م. ستودگان
@thinkpluswithus
Multiple Intelligenceces
توسط هوارد گاردنر ، روانشناس دانشگاه هاروارد و دانشجوی سابق اریک اریکسون ساخته شد. نظریه گاردنر ، که بیش از 30 سال پالایش شده است ، حاوی تحولات اخیر در بین همه نظریه های هوش است. در نظریه گاردنر ، هر فرد حداقل هشت هوش دارد. در بین این هشت هوش ، یک شخص به طور معمول در بعضی از هوشها عالی و در برخی دیگر کمتر بهرهمند است. (گاردنر ، 1983). جدول زیر ...
م. ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍هوش نه گانه گاردنر
پ.ن. اخیرا یک هوش به جدول بالا افزوده شد که توسط خود گاردنر تصحیح شد.
@thinkpluswithus
پ.ن. اخیرا یک هوش به جدول بالا افزوده شد که توسط خود گاردنر تصحیح شد.
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍جدول هوش های چندگانه گاردنر
1. هوش زبانی:
عملکردهای مختلف زبان ، اصوات مختلف و معانی کلمات را درک می کند ، ممکن است به راحتی چندین زبان را بیاموزد.
حرفه: روزنامه نگار ، رمان نویس ، شاعر ، معلم
2. هوش منطقی-ریاضی:
توانایی دیدن الگوهای عددی ، توانایی قوی در استفاده از خرد و منطق
حرفه: دانشمند ، ریاضیدان
3. هوش موسیقی:
توانایی درک و تشخیص ریتم و لحن, ممکن است سازهای مختلفی را اجرا کند.
حرفه: نوازنده, خواننده آهنگساز ، مجری
4. هوش حرکتی بدنی:
توانایی بالا در کنترل حرکات بدن و استفاده از بدن برای انجام کارهای مختلف بدنی
حرفه: رقصنده ، ورزشکار ، مربی ورزشی ، مربی یوگا
5. هوش فضایی:
توانایی درک روابط بین اشیاء و نحوه حرکت آنها در فضا
حرفه: رقص ، مجسمه ساز ، معمار ، طراح هواپیما ، ناخدا
6. هوش بین فردی
توانایی درک و حساسیت نسبت به شرایط عاطفی مختلف دیگران
حرفه: مشاور ، مددکار اجتماعی ، فروشنده
7. هوش درون فردی:
توانایی دسترسی به احساسات و انگیزه های شخصی و استفاده از آنها برای هدایت دیگران
حرفه: مشاور, مددکار و فروشنده
8. هوش طبیعت گرایانه:
ظرفیت بالایی برای قدردانی از جهان طبیعی و تعامل با گونه های موجود در آن
حرفه: زیست شناس ، بوم شناس ، کار برای محیط زیست
م. ستودگان
@thinkpluswithus
1. هوش زبانی:
عملکردهای مختلف زبان ، اصوات مختلف و معانی کلمات را درک می کند ، ممکن است به راحتی چندین زبان را بیاموزد.
حرفه: روزنامه نگار ، رمان نویس ، شاعر ، معلم
2. هوش منطقی-ریاضی:
توانایی دیدن الگوهای عددی ، توانایی قوی در استفاده از خرد و منطق
حرفه: دانشمند ، ریاضیدان
3. هوش موسیقی:
توانایی درک و تشخیص ریتم و لحن, ممکن است سازهای مختلفی را اجرا کند.
حرفه: نوازنده, خواننده آهنگساز ، مجری
4. هوش حرکتی بدنی:
توانایی بالا در کنترل حرکات بدن و استفاده از بدن برای انجام کارهای مختلف بدنی
حرفه: رقصنده ، ورزشکار ، مربی ورزشی ، مربی یوگا
5. هوش فضایی:
توانایی درک روابط بین اشیاء و نحوه حرکت آنها در فضا
حرفه: رقص ، مجسمه ساز ، معمار ، طراح هواپیما ، ناخدا
6. هوش بین فردی
توانایی درک و حساسیت نسبت به شرایط عاطفی مختلف دیگران
حرفه: مشاور ، مددکار اجتماعی ، فروشنده
7. هوش درون فردی:
توانایی دسترسی به احساسات و انگیزه های شخصی و استفاده از آنها برای هدایت دیگران
حرفه: مشاور, مددکار و فروشنده
8. هوش طبیعت گرایانه:
ظرفیت بالایی برای قدردانی از جهان طبیعی و تعامل با گونه های موجود در آن
حرفه: زیست شناس ، بوم شناس ، کار برای محیط زیست
م. ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍دیسگرافیا Dysgraphia
کودکان مبتلا به دیسگرافیا ناتوانی بخشی از یادگیری که منجر به تلاش برای نوشتن و خواندن می شود را دارند. کار فیزیکی یعنی نوشتن با قلم و استفاده از کاغذ برای فرد بسیار چالش برانگیز است. این کودکان غالباً مشکل دارند که افکار خود را روی کاغذ بیاورند.
📍دیسلکسیا Dyslexia
این نوع اختلال در یادگیری شایعترین ناتوانی یادگیری در کودکان است. فرد مبتلا به نارساخوانی, ناتوانی در پردازش صحیح حروف را نشان می دهد. مکانیسم عصبی برای پردازش صدا در شخصی که دچار دیسلکسیا میباشد به درستی کار نمی کند. در نتیجه ، کودکان نارساخوان ممکن است مکاتبات صوتی را درک نکنند. کودک مبتلا به نارساخوانی ممکن است حروف را در کلمات و جملات نیز مخلوط و وارونه کند.
(Smits-Engelsman & Van Galen، 1997)
م. ستودگان
@thinkpluswithus
کودکان مبتلا به دیسگرافیا ناتوانی بخشی از یادگیری که منجر به تلاش برای نوشتن و خواندن می شود را دارند. کار فیزیکی یعنی نوشتن با قلم و استفاده از کاغذ برای فرد بسیار چالش برانگیز است. این کودکان غالباً مشکل دارند که افکار خود را روی کاغذ بیاورند.
📍دیسلکسیا Dyslexia
این نوع اختلال در یادگیری شایعترین ناتوانی یادگیری در کودکان است. فرد مبتلا به نارساخوانی, ناتوانی در پردازش صحیح حروف را نشان می دهد. مکانیسم عصبی برای پردازش صدا در شخصی که دچار دیسلکسیا میباشد به درستی کار نمی کند. در نتیجه ، کودکان نارساخوان ممکن است مکاتبات صوتی را درک نکنند. کودک مبتلا به نارساخوانی ممکن است حروف را در کلمات و جملات نیز مخلوط و وارونه کند.
(Smits-Engelsman & Van Galen، 1997)
م. ستودگان
@thinkpluswithus
📍Hyperrealität
ist in der Semiotik und Postmoderne eine Unfähigkeit des Bewusstseins, die Realität von einer Simulation der Realität zu unterscheiden, insbesondere in technologisch fortgeschrittenen postmodernen Gesellschaften.
📍بیشرنگی یا Hyperreality
در نشانه شناسی و پسامدرنیسم ، بیشرنگی ناتوانی در تمایز واقعیت از شبه واقعیت را در خوداگاه ما تعریف میکند. این پدیده به ویژه در جوامع پیشرفته فن آوری پست مدرن به وضوح مشاهده میشود.
برگردان موریس ستودگان
@thinkpluswithus
ist in der Semiotik und Postmoderne eine Unfähigkeit des Bewusstseins, die Realität von einer Simulation der Realität zu unterscheiden, insbesondere in technologisch fortgeschrittenen postmodernen Gesellschaften.
📍بیشرنگی یا Hyperreality
در نشانه شناسی و پسامدرنیسم ، بیشرنگی ناتوانی در تمایز واقعیت از شبه واقعیت را در خوداگاه ما تعریف میکند. این پدیده به ویژه در جوامع پیشرفته فن آوری پست مدرن به وضوح مشاهده میشود.
برگردان موریس ستودگان
@thinkpluswithus
📍Postmidernist
Postmodernistische Denker entwickelten Konzepte wie Differenz, Wiederholung, Spur und Hyperrealität, um "große Erzählungen", Eindeutigkeit des Seins und epistemische Gewissheit zu untergraben. Die postmoderne Philosophie hinterfragt die Bedeutung von Machtverhältnissen, Personalisierung und Diskurs für die "Konstruktion" von Wahrheit und Weltanschauung.
متفکران عصر پست مدرن مفاهیمی مانند تفاوت ، تکرار ، ردیابی و بیشرنگی را مهیا ساخته تا "روایت های بزرگ" مانند واضح بودن وجود (univocity of being) و یقین معرفتی (epistemic certainty) را به خاک بسپارند.
فلسفه پسامدرن اهمیت روابط بین قدرت, شخصی سازی و گفتمان برای "ساخت" حقیقت و دیدگاه از جهان را زیر سؤال می برد.
برگردان موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Postmodernistische Denker entwickelten Konzepte wie Differenz, Wiederholung, Spur und Hyperrealität, um "große Erzählungen", Eindeutigkeit des Seins und epistemische Gewissheit zu untergraben. Die postmoderne Philosophie hinterfragt die Bedeutung von Machtverhältnissen, Personalisierung und Diskurs für die "Konstruktion" von Wahrheit und Weltanschauung.
متفکران عصر پست مدرن مفاهیمی مانند تفاوت ، تکرار ، ردیابی و بیشرنگی را مهیا ساخته تا "روایت های بزرگ" مانند واضح بودن وجود (univocity of being) و یقین معرفتی (epistemic certainty) را به خاک بسپارند.
فلسفه پسامدرن اهمیت روابط بین قدرت, شخصی سازی و گفتمان برای "ساخت" حقیقت و دیدگاه از جهان را زیر سؤال می برد.
برگردان موریس ستودگان
@thinkpluswithus
📍📍با این دو تعریف بالا 👆 هدف پسا مدرن و بیشرنگی در پسا مدرن میبایست خوب به روانشناسی و تعریف ها از اختلال ها در روانشناسی فکر کنیم.📍📍
So quoting Terman, "Not all criminals are feeble-minded,
but all feeble-minded persons are at least potential criminals.
That every feeble-minded woman is a potential prostitute
would hardly be disputed by anyone.
The feeble-minded are, by definition, a burden rather than
an asset because of their tendencies to become delinquent."
به نقل از lewis Terman:
"همه جنایتکاران کوته فکر نیستند ،اما همه افراد کوته فکر حداقل جنایتکار بالقوه هستند.
اینکه هر زن کوته فکری یک روسپی بالقوه است
به سختی توسط کسی مورد نقض قرار خواهد گرفت.
با این تعبیر ، ضعف فکر بیش از آنکه کمکی به جامعه باشد ، باری است به دوش ان, به دلیل تمایل آنها به بزهکاری. "
پ.ن: از ستودگان
[این روانشناسان بنام در عصر خود در امریکا مانند ترمان (فرقه مسیحی افراطی) و گودارد Godard Henry (فرقه افراطی مسیحی) و Yerkes افرادی بودند که برای Eugenic اصلاح نژادی در بشر بودند, اینها در واقع خود فاجعه و بزهکاران علم روانشناسی هستند.]
@thinkpluswithus
but all feeble-minded persons are at least potential criminals.
That every feeble-minded woman is a potential prostitute
would hardly be disputed by anyone.
The feeble-minded are, by definition, a burden rather than
an asset because of their tendencies to become delinquent."
به نقل از lewis Terman:
"همه جنایتکاران کوته فکر نیستند ،اما همه افراد کوته فکر حداقل جنایتکار بالقوه هستند.
اینکه هر زن کوته فکری یک روسپی بالقوه است
به سختی توسط کسی مورد نقض قرار خواهد گرفت.
با این تعبیر ، ضعف فکر بیش از آنکه کمکی به جامعه باشد ، باری است به دوش ان, به دلیل تمایل آنها به بزهکاری. "
پ.ن: از ستودگان
[این روانشناسان بنام در عصر خود در امریکا مانند ترمان (فرقه مسیحی افراطی) و گودارد Godard Henry (فرقه افراطی مسیحی) و Yerkes افرادی بودند که برای Eugenic اصلاح نژادی در بشر بودند, اینها در واقع خود فاجعه و بزهکاران علم روانشناسی هستند.]
@thinkpluswithus
📍کارل یونگ روانپزشک سوئیسی و دوست صمیمی فروید که بعدها از فروید فاصله گرفت و نظریه خودش را بیان کرد که انرا روانشناسی تحلیلی خواند. روانشناسی تحلیلی تلاش برای متعادل کردن نیروهای متضاد تفکر آگاه و ناخودآگاه و تجربه ان در شخصیت فرد است.
👈 به گفته یونگ ، این پروسه یک فرایند یادگیری مداوم است - که عمدتا در نیمه دوم زندگی رخ می دهد - پروسه آگاه شدن از عناصر ناخودآگاه و ادغام آنها در آگاه میباشد.
{برای همه دوستانی که میپرسند چرا در این سنین معمولا کاوشها شروع میشه; بقول گفته بالا یونگ و از دید من مربوط به رشد کافی اگاه ما هست و کنجکاوی ما که در بخش اعظم ناخوداگاه ما چه میگذرد.
انسان رشد کرده از هر چیری که اگاهی نداشته باشه و در خودش حمل میکنه احساس ناخوشایندی داره و علاقمند به بازتاب و شناخت انهاست - خودشناسی!}
موریس ستودگان
@thinkpluswithus
👈 به گفته یونگ ، این پروسه یک فرایند یادگیری مداوم است - که عمدتا در نیمه دوم زندگی رخ می دهد - پروسه آگاه شدن از عناصر ناخودآگاه و ادغام آنها در آگاه میباشد.
{برای همه دوستانی که میپرسند چرا در این سنین معمولا کاوشها شروع میشه; بقول گفته بالا یونگ و از دید من مربوط به رشد کافی اگاه ما هست و کنجکاوی ما که در بخش اعظم ناخوداگاه ما چه میگذرد.
انسان رشد کرده از هر چیری که اگاهی نداشته باشه و در خودش حمل میکنه احساس ناخوشایندی داره و علاقمند به بازتاب و شناخت انهاست - خودشناسی!}
موریس ستودگان
@thinkpluswithus
از دکتر موریس ستودگان
📍زیگموند فروید احتمالاً بحث برانگیزترین و پر سوء تفاهم ترین نظریه پرداز روانشناسی است. هنگام خواندن نظریه های فروید ، مهم است که به یاد داشته باشید که او پزشک بود ، نه روانشناس. در آن زمان که او تحصیلات خود را دریافت کرد ، چیزی به عنوان مدرک روانشناسی وجود نداشت ، که می تواند به ما در درک برخی از اختلاف نظرهای نظریه های امروز کمک کند. با این حال ، فروید اولین کسی بود که به طور سیستماتیک مطالعه و نظریه پردازی عملکرد ذهن ناخودآگاه را به روشی که با روانشناسی مدرن در ارتباط هست ، انجام داد.
در سالهای اولیه کار خود ، فروید با یوزف برویر ، پزشک وین همکاری داشت. در این مدت ، فروید به داستان درمان یکی از بیماران ، بنام Bertha Pappenheim ، که با نام مستعار آنا O. به آن اشاره شده بود ، علاقمند شد (Launer، 2005). آنا ا. هنگامی که شروع به تجربه علائمی مانند فلج جزئی ، سردرد ، تاری دید ، فراموشی و توهم می کرد از پدر در حال مرگش مراقبت می کرد (Launer، 2005). در دوران فروید ، معمولاً به این علائم هیستری گفته می شد. آنا O. برای درمان به بروئر مراجعه کرد. وی 2 سال (1882-1880) را در معالجه آنا O گذراند و فهمید که به نظر می رسد اگر به او اجازه داده شود که در مورد تجربیاتش صحبت کند ، باعث تسکین علائم وی می شود. برویر درمان خود را 👈"درمان با صحبت کردن" یا Talking Cure نامید (Launer، 2005). با وجود این واقعیت که فروید هرگز آنا O. را ملاقات نکرد ، داستان او به عنوان پایه و اساس کتاب 1895 ، مطالعات در مورد هیستریا ، که او با نویسندگی برویر همکاری کرد ، خدمت بزرگی به انسان کرد. بر اساس توضیحات برویر در مورد درمان آنا O ، فروید نتیجه گرفت که هیستری نتیجه سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی است و این تجربیات آسیب زا از آگاهی پنهان شده میماند. در اینجا برویر با فروید اختلاف نظر داشت ، که خیلی زود کارشان نیز با هم به پایان رسید. با این حال ، فروید به کار خود در زمینه تصحیح روش جدید گفتگو درمانی و ساختن نظریه خود در مورد شخصیت ادامه داد.
🔺 در سطح اگاه
فروید برای توضیح مفهوم آگاه در مقابل تجربه ناخودآگاه ، ذهن را با یک کوه یخ مقایسه کرد (شکل زیر). وی گفت: فقط حدود یک دهم ذهن ما هوشیار و اگاه است و بقیه ذهن ما ناخوداگاه است.
👈ناخودآگاه ما به آن بخش از فعالیت ذهنی اشاره دارد که ما از آن بی خبر هستیم و قادر به دسترسی ان نیستیم (فروید ، 1923).
طبق گفته فروید ، ارزوها و خواسته های نامتعارف از طریق فرآیندی به نام واپسرانی در ناخودآگاه ما نگهداری می شوند. به عنوان مثال ، بعضی اوقات چیزهایی را می گوییم که قصد انرا نداریم و با تعویض ناخواسته کلمه دیگری برای کلمه مورد نظر انرا بیان میکنیم - جالب اینجاست گاهی متوجه این اشتباه هم نمیشویم. شما احتمالاً از لغزش فرویدی freudian slip به المانی freudtsche شنیده اید ، اصطلاحی که برای توصیف این مورد استفاده شده است.
فروید اظهار داشت که لغزش زبان در واقع یک فشار جنسی یا تهاجمی است که بطور تصادفی از ناخودآگاه ما خارج می شود. خطاهای گفتاری مانند این بسیار رایج هستند. امروزه زبان شناسان با دیدن آنها به عنوان بازتاب تمایلات ناخودآگاه ، دریافته اند که وقتی ما خسته یا عصبی هستیم و یا در سطح بهینه عملکرد شناختی خود نیستیم ، لغزش زبان ایجاد می شود. (موتلی ، 2002).
فروید معتقد بود که ما فقط از مقدار کمی از فعالیتهای ذهن خود آگاه هستیم و بیشتر آن در ناخودآگاه ما پنهان مانده است. اطلاعات ناخودآگاه ما بر رفتار ما تأثیر می گذارد ، گرچه ما از آن بی خبر هستیم. به گفته فروید ، شخصیت ما از درگیری بین دو نیرو شکل می گیرد:
یکی درایوهای تهاجمی بیولوژیکی و بخش لذت جوی ما در مقابل دیگری نیروی کنترل داخلی (به واسطه تربیت اجتماعی) ما بر روی این درایوها.
در نتیجه 👈 شخصیت ما نتیجه تلاش ما برای برقراری تعادل بین این دو نیروی رقیب است. فروید اظهار داشت كه ما می توانیم این را با تصور سه سیستم تعامل در ذهن خود بفهمیم. او آنها را شناسه ID ، نفس SELF/EGO و ابرنفس SUPER EGO خواند.
📍مهم است که بدانیم وظیفه Ego ، برقراری تعادل بین درایوهای (سائق) پرخاشگرانه و لذت بخش ID ما با Supergo که وظیفه کنترل اخلاقی را به عهده دارد, میباشد. نمودار زیر 👇
نیروی ID--◁واسط EGO▷--نیروی superego
مثال: البرت زنی را میبینه و ID میگه خوشگله برو ماچش کن (سائق لذت) , Ego میگه نه نه صبر کن من مشورت کنم با تربیت superego ببینم کار درستی هست... میگه نه ممکنه بزنه تو گوشت/ شکایت کنه/ مجرم بشی/ بری زندان/ عیب/ گناهه/ نکن/... تا علی پشیمون شه.
@thinkpluswithus
1/5
📍زیگموند فروید احتمالاً بحث برانگیزترین و پر سوء تفاهم ترین نظریه پرداز روانشناسی است. هنگام خواندن نظریه های فروید ، مهم است که به یاد داشته باشید که او پزشک بود ، نه روانشناس. در آن زمان که او تحصیلات خود را دریافت کرد ، چیزی به عنوان مدرک روانشناسی وجود نداشت ، که می تواند به ما در درک برخی از اختلاف نظرهای نظریه های امروز کمک کند. با این حال ، فروید اولین کسی بود که به طور سیستماتیک مطالعه و نظریه پردازی عملکرد ذهن ناخودآگاه را به روشی که با روانشناسی مدرن در ارتباط هست ، انجام داد.
در سالهای اولیه کار خود ، فروید با یوزف برویر ، پزشک وین همکاری داشت. در این مدت ، فروید به داستان درمان یکی از بیماران ، بنام Bertha Pappenheim ، که با نام مستعار آنا O. به آن اشاره شده بود ، علاقمند شد (Launer، 2005). آنا ا. هنگامی که شروع به تجربه علائمی مانند فلج جزئی ، سردرد ، تاری دید ، فراموشی و توهم می کرد از پدر در حال مرگش مراقبت می کرد (Launer، 2005). در دوران فروید ، معمولاً به این علائم هیستری گفته می شد. آنا O. برای درمان به بروئر مراجعه کرد. وی 2 سال (1882-1880) را در معالجه آنا O گذراند و فهمید که به نظر می رسد اگر به او اجازه داده شود که در مورد تجربیاتش صحبت کند ، باعث تسکین علائم وی می شود. برویر درمان خود را 👈"درمان با صحبت کردن" یا Talking Cure نامید (Launer، 2005). با وجود این واقعیت که فروید هرگز آنا O. را ملاقات نکرد ، داستان او به عنوان پایه و اساس کتاب 1895 ، مطالعات در مورد هیستریا ، که او با نویسندگی برویر همکاری کرد ، خدمت بزرگی به انسان کرد. بر اساس توضیحات برویر در مورد درمان آنا O ، فروید نتیجه گرفت که هیستری نتیجه سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی است و این تجربیات آسیب زا از آگاهی پنهان شده میماند. در اینجا برویر با فروید اختلاف نظر داشت ، که خیلی زود کارشان نیز با هم به پایان رسید. با این حال ، فروید به کار خود در زمینه تصحیح روش جدید گفتگو درمانی و ساختن نظریه خود در مورد شخصیت ادامه داد.
🔺 در سطح اگاه
فروید برای توضیح مفهوم آگاه در مقابل تجربه ناخودآگاه ، ذهن را با یک کوه یخ مقایسه کرد (شکل زیر). وی گفت: فقط حدود یک دهم ذهن ما هوشیار و اگاه است و بقیه ذهن ما ناخوداگاه است.
👈ناخودآگاه ما به آن بخش از فعالیت ذهنی اشاره دارد که ما از آن بی خبر هستیم و قادر به دسترسی ان نیستیم (فروید ، 1923).
طبق گفته فروید ، ارزوها و خواسته های نامتعارف از طریق فرآیندی به نام واپسرانی در ناخودآگاه ما نگهداری می شوند. به عنوان مثال ، بعضی اوقات چیزهایی را می گوییم که قصد انرا نداریم و با تعویض ناخواسته کلمه دیگری برای کلمه مورد نظر انرا بیان میکنیم - جالب اینجاست گاهی متوجه این اشتباه هم نمیشویم. شما احتمالاً از لغزش فرویدی freudian slip به المانی freudtsche شنیده اید ، اصطلاحی که برای توصیف این مورد استفاده شده است.
فروید اظهار داشت که لغزش زبان در واقع یک فشار جنسی یا تهاجمی است که بطور تصادفی از ناخودآگاه ما خارج می شود. خطاهای گفتاری مانند این بسیار رایج هستند. امروزه زبان شناسان با دیدن آنها به عنوان بازتاب تمایلات ناخودآگاه ، دریافته اند که وقتی ما خسته یا عصبی هستیم و یا در سطح بهینه عملکرد شناختی خود نیستیم ، لغزش زبان ایجاد می شود. (موتلی ، 2002).
فروید معتقد بود که ما فقط از مقدار کمی از فعالیتهای ذهن خود آگاه هستیم و بیشتر آن در ناخودآگاه ما پنهان مانده است. اطلاعات ناخودآگاه ما بر رفتار ما تأثیر می گذارد ، گرچه ما از آن بی خبر هستیم. به گفته فروید ، شخصیت ما از درگیری بین دو نیرو شکل می گیرد:
یکی درایوهای تهاجمی بیولوژیکی و بخش لذت جوی ما در مقابل دیگری نیروی کنترل داخلی (به واسطه تربیت اجتماعی) ما بر روی این درایوها.
در نتیجه 👈 شخصیت ما نتیجه تلاش ما برای برقراری تعادل بین این دو نیروی رقیب است. فروید اظهار داشت كه ما می توانیم این را با تصور سه سیستم تعامل در ذهن خود بفهمیم. او آنها را شناسه ID ، نفس SELF/EGO و ابرنفس SUPER EGO خواند.
📍مهم است که بدانیم وظیفه Ego ، برقراری تعادل بین درایوهای (سائق) پرخاشگرانه و لذت بخش ID ما با Supergo که وظیفه کنترل اخلاقی را به عهده دارد, میباشد. نمودار زیر 👇
نیروی ID--◁واسط EGO▷--نیروی superego
مثال: البرت زنی را میبینه و ID میگه خوشگله برو ماچش کن (سائق لذت) , Ego میگه نه نه صبر کن من مشورت کنم با تربیت superego ببینم کار درستی هست... میگه نه ممکنه بزنه تو گوشت/ شکایت کنه/ مجرم بشی/ بری زندان/ عیب/ گناهه/ نکن/... تا علی پشیمون شه.
@thinkpluswithus
1/5
شناسه ناخودآگاه Id حاوی ابتدایی ترین درایوها یا امیال هستند که از بدو تولد وجود دارد. این انگیزه ها گرسنگی ، تشنگی و رابطه جنسی را هدایت می کنند. فروید معتقد بود كه id براساس آنچه او "اصل لذت" pleaseur principle مینامد، عمل می كند كه در آن id به دنبال رضایت فوری میباشد. از طریق تعامل اجتماعی با والدین و دیگران در محیط رشد کودک ، ego و superego برای کمک در کنترل id رشد می کنند. این superego با تعامل کودک با دیگران ، با یادگیری قوانین اجتماعی برای عملکرد درست و نادرست شکل میگیرد.
شخصیت به عنوان وجدان ما؛ قطب نما اخلاقی ما است که به ما می گوید چگونه باید رفتار کنیم. این یک تلاش برای کامل بودن است و رفتار ما را قضاوت می کند ، و منجر به احساس غرور در ما می شود یا - هنگامی که از ایده آل خود فاصله می گیریم - احساس گناه میکنیم.
برخلاف id تمایلات غریزی و superego مبتنی بر قانون اجتماعی، ego بخشی منطقی شخصیت ماست. این همان چیزی است که فروید خود self (همان ایگو) قلمداد می کند و بخشی از شخصیت ماست که دیگران میبینند. وظیفه ego متعادل کردن خواسته های id و superego در متن واقعیت است؛ بنابراین ، بر اساس آنچه فروید "اصل واقعیت" reality principle نامید, ego عمل می کند. Ego به شخص کمک می کند تا خواسته های خود را به روشی واقع بینانه برآورده سازد.
حال id و superego در تضاد مداوم هستند ، زیرا id بدون در نظر گرفتن عواقب ، ارضا فوری می خواهد ، اما superego می گوید که باید از راههای قابل قبول اجتماعی پیروی کنیم. بنابراین ، کار ego یافتن زمینه میانی برای این دو است. این کمک می کند خواسته های ID را به روشی منطقی برآورده کنیم و ما را به سمت احساس گناه سوق ندهد. به گفته فروید ، فردی که دارای یک ego قوی است ، و می تواند خواسته های id و superego را مدیریت و متعادل کند ، شخصیتی سالم دارد. فروید اظهار داشت كه عدم تعادل در سیستم می تواند منجر به نوروز neurosis (تمایل به احساسات منفی) ، اختلالات اضطرابی یا رفتارهای ناسالم شود. به عنوان مثال ، فردی که id بر او تسلط دارد ممکن است خودشیفتگی و تکانشی باشد. ممکن است فرد تحت کنترل superego مدام احساس گناه کند و حتی لذتهای قابل قبول اجتماعی را انکار کند. برعکس ، اگر superego ضعیف یا وجود نداشته باشد ، ممکن است فرد به یک بیمار روانی osychopath تبدیل شود. یک superego بیش از حد مسلط بر شخص ممکن است در یک فرد بیش از حد کنترل کننده دیده شود که درک عقلانی وی از واقعیت آنقدر قوی است که از نیازهای عاطفی خود غافل بماند، که عصبی neurotic بوده و بیش از حد دفاعی میباشد. (استفاده بیش از حد از مکانیسم های دفاعی)
@thinkpluswithus
2/5
شخصیت به عنوان وجدان ما؛ قطب نما اخلاقی ما است که به ما می گوید چگونه باید رفتار کنیم. این یک تلاش برای کامل بودن است و رفتار ما را قضاوت می کند ، و منجر به احساس غرور در ما می شود یا - هنگامی که از ایده آل خود فاصله می گیریم - احساس گناه میکنیم.
برخلاف id تمایلات غریزی و superego مبتنی بر قانون اجتماعی، ego بخشی منطقی شخصیت ماست. این همان چیزی است که فروید خود self (همان ایگو) قلمداد می کند و بخشی از شخصیت ماست که دیگران میبینند. وظیفه ego متعادل کردن خواسته های id و superego در متن واقعیت است؛ بنابراین ، بر اساس آنچه فروید "اصل واقعیت" reality principle نامید, ego عمل می کند. Ego به شخص کمک می کند تا خواسته های خود را به روشی واقع بینانه برآورده سازد.
حال id و superego در تضاد مداوم هستند ، زیرا id بدون در نظر گرفتن عواقب ، ارضا فوری می خواهد ، اما superego می گوید که باید از راههای قابل قبول اجتماعی پیروی کنیم. بنابراین ، کار ego یافتن زمینه میانی برای این دو است. این کمک می کند خواسته های ID را به روشی منطقی برآورده کنیم و ما را به سمت احساس گناه سوق ندهد. به گفته فروید ، فردی که دارای یک ego قوی است ، و می تواند خواسته های id و superego را مدیریت و متعادل کند ، شخصیتی سالم دارد. فروید اظهار داشت كه عدم تعادل در سیستم می تواند منجر به نوروز neurosis (تمایل به احساسات منفی) ، اختلالات اضطرابی یا رفتارهای ناسالم شود. به عنوان مثال ، فردی که id بر او تسلط دارد ممکن است خودشیفتگی و تکانشی باشد. ممکن است فرد تحت کنترل superego مدام احساس گناه کند و حتی لذتهای قابل قبول اجتماعی را انکار کند. برعکس ، اگر superego ضعیف یا وجود نداشته باشد ، ممکن است فرد به یک بیمار روانی osychopath تبدیل شود. یک superego بیش از حد مسلط بر شخص ممکن است در یک فرد بیش از حد کنترل کننده دیده شود که درک عقلانی وی از واقعیت آنقدر قوی است که از نیازهای عاطفی خود غافل بماند، که عصبی neurotic بوده و بیش از حد دفاعی میباشد. (استفاده بیش از حد از مکانیسم های دفاعی)
@thinkpluswithus
2/5