Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
612 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
📍 نيازهای اوليه كودك

از دکتر موریس ستودگان

گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن اموخت


ارضا کردن نيازهای اولیه کودکان از اینرو مهم است که کودکان بتوانند از دید روانشناختی در یک سیستم سالم رشد کرده, نیازهای خود را شناخته و انها را بیان کرده, احساس و عواطف خود را در محیطی که در ان قرار میگیرند با مهارتهای گوناگون مدیریت کرده, مرزهای رفتار و عملکرد خود و دیگران را شناخته و به انها در تعاملات عاطفی و اجتماعی احترام گذاشته, و نیز مسیولیت رفتار و افکار و عملکردهای خود را به عهده بگیرند. کودکان برای اموزش این مهارتها الزاما به پدر و یا مادر نیاز ندلرند بلکه به یک بالغ سالم و یک رابطه ایمن. در اینجا شعر مادر از ایرج میرزا مصداق بسیار خوبی دارد.

نیازهای زیر در رشد سالم کودکان بسیار حائز اهمیت می باشند:

📍شبها بر گاهواره ی من
بیدار نشست و خفتن اموخت
👈1) ایمنی ، ثبات اساسی
کودکان به یک بزرگسال قابل اطمینان و تکیه گاه احتیاج دارند که بتواند به آنها اعتماد کنند. انها به بزرگسالانی که به آنها اهمیت می دهند و به آنها این فرصت را می دهند که در یک محیط امن رشد و نمو کنند, نیازمندند. ثبات در سیستم برای کودکان بسیار حایز اهمیت است.

📍لبخند نهاد بر لب من
👈2) ارامش و دلبستگی به افراد دیگر
کودکان به ارامش, امنیت و دلبستگی به دیگران و فرصتی برای اشتراک گذاری تجربیات، افکار و احساسات خود با انها نیازمندند.

📍پستان به دهن گرفتن اموخت
👈3) استقلال و اعتماد به نفس
کودکان به یک محیط امن نیاز دارند که از ان گوشه بتوانند جهان را نظاره گر شوند و نیز بتوانند چیزهای جدیدی را کشف کنند. هدف از رشد کودکان در تربیت این است که استقلال کافی یافته و بر خود متکی گردند. والد خوب، دیگر بزرگسالان که در تربیت کودک سهیم میباشند, همواره کمک میکنند تا کودکان مستقل شده و قدم به قدم با انان استقلال را تجربه کرده و برای قدم بعدی انان را همراهی میکنتد. افراد بالغ سالم کودکان را به خود وابسته نمیکنند بلکه دلبستگی را به انان می اموزند.

📍تا شیوه راه رفتن اموخت
👈 4) شناخت ارزشهای مهم، تمجید و پذیرش کودکان برای رشد اعتماد به نفس و عزت نفس قوی نیاز به قدردانی از آنچه که دارند و انجام میدهند را شاهد باشند. کودکان باید به خاطر آنچه انجام می دهند و آنچه می توانند انجام دهند، تمجید شوند. این شناخت و قدردانی از رفتار و افکار کودکان نبایست مشروط به عملکرد خاصی گردد.

📍یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن اموخت
👈5) آزادی در بیان و ارتباط با دیگران
بیان افکار، احساسات و نیازهای کودکان باید آموخته و ترغیب شود. این نباید با قوانین سخت در سیستم سرکوب شود یا مشروط به عملکرد متقابلی گردد.

📍پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
👈6) محدودیت ها و مرزهای واقع گرایانه کودکان برای زندگی و تعامل در یک جامعه به قوانینی و مهارتهایی نیاز دارند. انها باید بدانند که در هنگام برخورد با دیگران بیان عاطفی خود را چگونه محدود و یا گسترده کنند. انها میبایست بیاموزند که می توانند مرزهای اجتماعی را شناخته و به انها احترام بگذارند.
انها به مهارت برخورد مناسب با اشتباهات، شکست ها و ناامیدی ها نیز نیازمندند. کودکان باید یاد بگیرند که وظایفی دارند و گاهی باید کارهای خسته کننده را هم نیز تا اتمام ان انجام دهند. همه این رفتارها و شناخت مرزها در یک سیستم انتقالی میباشد.

📍گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن اموخت
👈7) مهر و توجه
کودکان نیاز به توجه، نزدیکی جسمی و عاطفی، مهر و علاقه اگاهانه یک شخص بالغ دارند. این توجه و مهر الزاما نباید از پدر و یا مادر باشد. کودکان نیاز به یک رابطه امن با یک شخص سالم که این ویژگیها را دارا باشد, دارند.

📍دستم بگرفت و پا به پا برد
👈 8) خودانگیختگی ، سرگرمی و بازی
کودکان به فضایی برای بازیگوشی، تفریح سالم و شادی، احساس خوشبختی با کودکان دیگر و فضایی برای خودجوش بودن همواره نیاز دارند.


@thinkpluswithus setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍If a person appraises an event as harmful and believes that the demands imposed by the event exceed the available resources to manage or adapt to it, the person will subjectively experience a state of stress. In contrast, if one does not appraise the same event as harmful or threatening, she is unlikely to experience stress. According to this definition, environmental events trigger stress reactions by the way they are interpreted and the meanings they are assigned. In short, stress is largely in the eye of the beholder: it’s not so much what happens to you as it is how you respond (Selye, 1976).

در مورد برداشت و مقابله با استرس

اگر شخصی یک رویداد را منفی یا تهدید امیز ارزیابی کند و باور داشته باشد که مطالبات تحمیل شده توسط این رویداد از منابع موجود شخص برای گذر و یا سازگاری با آن فراتر می رود ، فرد به صورت ذهنی حالت استرس را تجربه می کند. در صورتیکه ، اگر کسی همان رویداد را مضر یا تهدید آمیز ارزیابی نکند ، بعید است که استرسی تجربه کند.
بنا بر این تعریف از سلیه، رویدادهای محیطی واکنشهای استرس زا را با گونه تفسیر آنها و معانی انتساب آنها تحریک می کنند. کوتاه بگوییم، استرس عمدتاً دید افراد به رویداد است: در واقع چه رویدادی رخ میدهد انقدر مهم نیست بلکه واکنشی که به ان رویداد داده میشود حایز اهمیت در تجربه سترس است (Selye، 1976).

برگردان موریس ستودگان

@thinkpluswithus
📍خودکشی و اختلالات روانی

گرچه همه اختلالات روانی با خطر بالایی از خودکشی همراه هستند، اما برخی از اختلالات خطر نسبتا بالاتری در دوره های متفاوت اختلال دارند. در واقع بنا به تحقیقات (NCBI) ، 80 - 90٪ افرادی که خودکشی می کنند دارای حداقل یک مشکل روانی هستند. حداقل یکبار بستری شدن برای معاینات روانپزشکی در جمعیت خودکشی بسیار شیوع دارد. اختلالات اصلی مرتبط با خطر خودکشی بیشتر شامل اختلال افسردگی ، اختلال دو قطبی و مرزی، اسکیزوفرنی ، اختلالات اضطرابی ، یعنی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و فوبیا و مشکلات مصرف مواد است.

بیشترین افزایش خطر در بین مبتلایان به اختلالات خلقی و اضطراب (بخصوص فصلی) وجود دارد. اختلالات ذهنی، زوال عقل و عقب ماندگی ذهنی کمترین افزایش را در خطر خودکشی به همراه دارند. میتوان گفت:

1. دو سوم افرادی که خودکشی موفق دارند, دارای علائمی مطابق با افسردگی عمده در زمان مرگ هستند و افراد مبتلا به افسردگی عمده در معرض خطر خودکشی بیست برابر بیشتر از افراد مبتلا به اختلال خلقی قرار ندارند.

2. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی پانزده برابر خطر ابتلا به خودکشی را نسبت به افراد بدون اختلال خلقی دارند. مطالعات نشان می دهد که در اکثر موارد خودکشی در مرحله افسردگی اتفاق می افتد که قوی ترین پیش بینی کننده خودکشی, یک اقدام خودکشی قبلی و احساس ناامیدی است.

3- افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در معرض خطر خودکشی با حدود تقریبا 5 درصد در زندگی قرار دارند. پیش بینی کنندگان خودکشی در بین افراد مبتلا به اسکیزوفرنی شامل گذشته ای از اقدام به خودکشی نیز میباشد.
اختلالات خلقی همراه سوء مصرف مواد؛ در تلاش برای خودکشی در طول بیماری اسکیزوفرنی مشاهده میشود. علائم مداوم پریشانی؛ ترس از وخامت با ناامیدی و از بین رفتن باور به درمان ، و توهم ، اغلب شنیدنی ، مانند صداهایی که به آنها دستور می دهد خودشان را بکشند (توهم فرمان), وجود دارد.

4- حدود 40٪ از افراد مبتلا به وابستگی به الکل اقدام به خودکشی می کنند و تا 7٪ با خودکشی می میرند.

5- همبودی یا همزیستی در اختلالات روانپزشکی شایع است و خطر خودکشی را افزایش می دهد. این شامل سوء مصرف مواد همراه با هر اختلال روانی دیگر و اختلال افسردگی همراه با اسکیزوفرنی میباشد.

ترجمه قسمتی از نتیجه تحقیقی در مورد خودکشی و بیماریهای روانی در سال 2014
دکتر موریس ستودگان


@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 محققان دریافته اند که تنهایی یک هسته پایدار دارد.

از مجله Psychologie Heute/ Juni 2020

ترجمه ستودگان


@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 محققان دریافته اند که تنهایی یک هسته پایدار دارد

احساس تنها بودن نیز می تواند یک ویژگی شخصیتی پایدار باشد. آنها بررسی کردند که چه میزان اختلافات فردی بین افراد با احساس تنهایی وجود دارد. محققان داده های چند نمونه های جهانی که نمایانگر افرادی از آلمان ، سوئیس ، استرالیا و هلند بودند را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. این روانشناسان دریافتند که اختلافات بین افراد مورد بررسی ، مبتنی بر این واقعیت است که تنهایی نسبت به طول عمر برخی افراد پایدار است ، و بنابراین ظاهراً ارتباط کمتری با شرایط زندگی انها داشته است. محققان تنهایی را فقدان نزدیکی صمیمی در روابط شخصی تعریف می کنند. بنابراین افراد با سیستم بزرگی از دوستان نیز می توانند احساس تنهایی کنند. محققان هنگام ارزیابی داده ها ، تفاوتهای جنسیتی و سنی پیدا نکردند. انها می نویسند که تأثیرات تنهایی بر سایر حالات روانی و روابط شخصی و همچنین تعامل بین تنهایی و احساسات آنها هنوز هم نسبتاً اندک مورد بررسی قرار گرفته است.

ظاهرا تنهایی هسته ای پایدار در زندگی برخی از افراد دارد که می تواند بارها و دوباره در طول زندگی انان خود را نشان دهد.

از Marcus Mund و همکاران
نویسنده قلب تنها: ثبات تنهایی در طول زندگی.
از ژورنال شخصیت و روانشناسی اجتماعی، 2019. DOI: 10.1037 / pspp0000262

ترجمه دکتر موریس ستودگان از: PSYCHOLOGIE HEUTE 06/2020

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📣📣📣📣📣📣📣📣

دوستان بزرگوار گروه

به پاسخ شما به این سوالم برای تحقیقات خودم نیاز دارم.

لطفا بگین در یک یا دو جمله عشق رمانتیک برای شخص شما یعنی چی؟ و پنج شاخص عشق رمانتیک فقط از دید شما رو برام بنویسید (میتونید تو.پی وی هم بفرستید!).

لطفا فقط نظر شما باشه و نه از کتاب و یا جایی. یعنی فقط وقتی این کلمه رو میشنوید چه چیزی میاد به ذهن خوب شما.

سپاس و مهر , موریس ستودگان 🌸💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍هدف

برای پیروز شدن در زندگی مهمترین چیز مشخص کردن هدف است. هر هدفی باید SMART باشد.

1) موضوع خاصی را معین کند S
2) قابل اندازه گیری باشد M
,3) قابل دسترسی باشد A
4) نتیجه مشخص باشد R
5) زمان مشخص باشد T

اینگونه انگیزه برای تلاش بیشتر خواهد.

مثال: مهناز با رتبه 300 در کنکور تا پایان آذر 1399 در دو دانشگاه تهران و شیراز رشته روانشناسی تعیین رشته کرده است. 👇

موضوع S: ثبت نام رشته روانشناسی
قابل اندازه گیری. M: دو دانشگاه / رتبه
قابل دسترسی A: با این رتبه ممکن است (؟)
نتیجه R: پایان تعیین رشته
زمان T: پایان آذر



دکتر موریس ستودگان

@thinkpluswithus
درود به شما دوستان همراه

@thinkpluswithus
لاک معتقد بود اگر ذهن حاوی اندیشه های فطری بود، در این صورت همه انسانها باید از این عقاید برخوردار باشند، در حالی که چنین نیست.

او گفت که انسانها بدون اندیشه فطری به دنیا می آیند، خواه این اندیشه ها اخلاقی باشند یا الهی، منطقی و یا ریاضی پس در این صورت، این همه اندیشه هایی که انسانها دارند از کجا آمده اند؟
پاسخ مشهور لاک به قرار زیر بود:

پس اجازه دهید فرض کنیم که ذهن صفحه سفید است، عاری از هرگونه علامت، بدون هرگونه انديشه؛ چگونه ذهن مجهز می شود؟ این همه مواد عقلانی و دانش از کجا آمده اند؟ پاسخ من به این سؤال، در یک کلمه، تجربه است. کل دانش و آگاهی ما بر اساس تجربه قرار دارد و در نهایت از تجربه حاصل می شود.

تاریخ روان شناسی
بی.آر.هرگنهان
مترجم: یحیی سید محمدی


👆👆👆👆

با توجه به گفته جان لاک از Tabula Rasa یا لوح سفید من نتیجه میگیرم:

"عشق یک مقوله فطری یا ذاتی نیست بلکه اموخته شده میباشد و ان نیز تجربیست.
از اینرو هر کسی تعریف متفاوتی از عشق دارد و یک تعریف یکپارچه از عشق وجود ندارد."



موریس ستودگان

@thinkpluswithus
برگردان از دکتر موریس ستودگان

روانشناسی مثبت

در سال 1998 ، سلیگمن, همان شخصی که آزمایش های ناتوانی آموخته شده, را انجام داد ، در آن زمان رئیس انجمن روانشناسی آمریکا بود ، از همه روانشناسان خواست تا بیشتر به درک چگونگی ساختن نیرو قوت انسان و بهزیستی روانی او توجه کنند. با یک انتخاب آگاهانه برای ایجاد یک ارزیابی و جهت گیری جدید برای روانشناسی. سلیگمن به ایجاد یک حرکت جدید و زمینه تحقیق در حال رشد به نام روانشناسی مثبت کمک کرد (کامپتون ، 2005). از یک مفهوم کلی ، روانشناسی مثبت را می توان علم خوشبختی دانست. این یک قسمت مهم از تحقیقات است که به دنبال شناسایی و ارتقاء این خصوصیات است که منجر به تحقق بیشتر شادی در زندگی ما می شود. این بخش به نقاط قوت افراد و آنچه به افراد کمک می کند تا زندگی های شاد ، رضایت بخش داشته باشند ، می پردازد و تنها از تمرکز روی آسیب شناسی ، گسل ها و مشکلات افراد دور می شود. طبق گفته های Seligman & Csikszentmihalyi (2000) ، روانشناسی مثبت ،

"در سطح سابجکتیو در مورد تجربیات ارزشمند شخص است مانند: بهزیستی ، رضایت و رضایتمندی (در گذشته) ؛ امید و خوش بینی (برای آینده) و ... خوشبختی (در حال حاضر) .
و.در سطح فردی در مورد خصوصیات فردی مثبت است مانند: ظرفیت عشق و علاقه ، شجاعت ، مهارت بین فردی ، حساسیت زیبایی شناختی ، پشتکار ، بخشایش ، اصالت ، ذهنیت آینده ، معنویت ، استعداد بالا و خرد. (ص 5) "
برخی از مباحث مورد مطالعه روانشناسان مثبت شامل نوعدوستی و همدلی ، خلاقیت ، بخشیدن و دلسوزی ، اهمیت احساسات مثبت ، تقویت عملکرد سیستم ایمنی بدن ، بهره مند شدن از لحظات زودگذر زندگی و تقویت فضیلت ها به عنوان راهی برای افزایش خوشبختی اصیل است (کامپتون ، 2005). تلاش های اخیر در زمینه روانشناسی مثبت بر گسترش اصول آن به سمت صلح و رفاه در سطح جامعه جهانی متمرکز شده است. در دنیایی جنگ پیشه که درگیری ، نفرت و بی اعتمادی نقطه مشترک همه شده است ، چنین "روانشناسی صلح مثبت" می تواند پیامدهای مهمی برای درک چگونگی غلبه بر ظلم و پیشبرد صلح جهانی به سمت بهبودی باشد (coher ، christie ، white & ، Das ، 2013)

مرکز تحقیقات ذهن سالم
در محوطه دانشگاه ویسکانسین - مدیسون ، مرکز تحقیقات ذهن سالم در مرکز Waisman تحقیقات دقیق علمی در مورد جنبه های سالم ذهن انجام می شود ، مانند مهربانی ، بخشش ، دلسوزی و ذهن آگاهی. این مرکز در سال 2008 تاسیس و به مدیریت دکتر ریچارد جی دیویدسون ، متخصص علوم اعصاب ، طیف گسترده ای از ایده ها را بررسی می کند ، از جمله مواردی مانند برنامه درسی مهربانی در مدارس ، ارتباطات عصبی رفتارهای اجتماعی ، تأثیرات روانی آموزش تای چی ، بازی های دیجیتال تقویت رفتارهای اجتماعی در کودکان و تأثیر تمرینات یوگا و تنفس در کاهش علائم اختلال استرس پس از سانحه PTSD.

براساس وب سایت شان ، این مرکز پس از به چالش کشیدن دکتر دیویدسون از طرف چهاردهمین دالایی لاما ، "به کارگیری سخت افزارهای علمی برای مطالعه خصوصیات مثبت ذهن" تأسیس شده است (مرکز بررسی ذهنیتهای سلامت ، 2013). این مرکز تحقیقات خود را با هدف توسعه رویکردهای آموزش بهداشت روانی انجام می دهد که به مردم برای زندگی شادتر و سالم تر کمک می کند.

ادامه دارد....

1/3

@thinkpluswithus setudegan
تأثیرات مثبت و خوش بینی
با استناد به روانشناسی مثبت ، تحقیقات گسترده ای طی 10-15 سال گذشته اهمیت ویژگیهای روانشناسی مثبت را در بهزیستی جسمی بررسی کرده است. خصوصیاتی که به ارتقاء بهزیستی روانشناختی (به عنوان مثال داشتن معنا و هدف در زندگی ، احساس استقلال ، احساسات مثبت و رضایت از زندگی) کمک می کند ، با طیف وسیعی از پیامدهای بهداشتی مطلوب (بخصوص بهبود سلامت قلب و عروق) به طور عمده از طریق روابط آنها با عملکردهای بیولوژیکی و رفتارهای سلامتی (مانند رژیم غذایی ، فعالیت بدنی و کیفیت خواب) (Boehm & Kubzansky، 2012) مرتبط است. کیفیتی که مورد توجه قرار گرفته است ، تأثیر مثبت دارد و این به تعامل لذت بخش با محیط ، مانند شادی ، لذت ، شور و شوق ، هوشیاری و هیجان اشاره دارد (Watson، Clark، & Tellegen، 1988). ویژگی های تأثیر مثبت ، همانند تأثیرات منفی (که در ابتدا مورد بحث قرار گرفت) می تواند مختصر ، ماندگار یا مانند یک صفت باشد (Pressman & Cohen، 2005). غیر وابسته از سن ، جنس و درآمد ، تأثیر مثبت با پیوند بیشتر اجتماعی ، حمایت عاطفی و عملی ، تلاش های مقابله سازگارانه و کاهش افسردگی همراه است. همچنین با طول عمر و عملکرد فیزیولوژیکی مطلوب نیز همراه میباشد (استپتو ، O’Donnell ، Marmot ، و Wardle ، 2008).

تاثیر مثبت همچنین به عنوان یک عامل محافظت در برابر بیماری های قلبی به شمار میرود. در یک مطالعه 10 ساله از نوا اسکوشینز ، میزان بیماری های قلبی برای هر یک درجه افزایش در اندازه گیری تأثیر مثبت ، 22 درصد پایین تر بود ، از 1 (بدون تأثیر مثبت) تا 5 (تأثیر مثبت شدید) (دیویدسون ، مستوفسکی ، و وانگ ، 2010). از نظر سلامتی ما ، عبارت "نگران نباشید ، خوشحال باشید" در واقع توصیه ای مفید است. همچنین کارهای زیادی انجام شده است که نشان می دهد خوش بینی - تمایل عمومی به نگاه به سمت روشن چیزها - همچنین پیش بینی کننده ای از نتایج مثبت سلامتی است.

اگرچه تأثیر مثبت و خوش بینی از بعضی جهات مرتبط هستند ، اما یکسان نیستند (Pressman & Cohen، 2005). از آنجا که تأثیر مثبت بیشتر مربوط به حالات مثبت است ، خوش بینی به عنوان یک تمایل کلی برای توقع داشتن اتفاقات خوب در نظر گرفته شده است (چانگ ، 2001). همچنین به عنوان تمایل به مشاهده عوامل استرس زا و مشکلات زندگی به صورت موقت و خارجی برای خود مفهوم سازی شده است (پترسون و استین ، 2002). مطالعات بیشمار در طول سال ها به طور مداوم نشان داده اند که خوش بینی با طول عمر ، رفتارهای سالم تر ، عوارض کمتری بعد از عمل جراحی ، عملکرد بهتر ایمنی در بین مردان مبتلا به سرطان پروستات و تبعیت بهتر از درمان پیوند دارد (Rasmussen & Wallio، 2008). علاوه بر این ، افراد خوش بین علائم جسمی کمتری ، درد کمتر ، عملکرد بهتر بدنی را گزارش می دهند و احتمالاً در ابن صورت برای قلب خود تحت عمل جراحی قرار نمی گیرند (راسموسن ، شایر و گلخانه ، 2009).

ادامه دارد ...


2/3

@thinkpluswithus setudegan
در این میان یکی دیگر از عواملی که به نظر می رسد در تقویت یک حس عمیق بهزیستی مهم باشد ، توانایی استنباط از اتفاقات و از کارهایی است که ما در زندگی انجام می دهیم. این اتفاقات به عنوان یک تجربه خاص توصیف می شوند که آنقدر جذاب و دلربا میشود که به خاطر ارزشهای خود شخص انجام آن میشود (Csikszentmihalyi، 1997). این معمولاً مربوط به تلاشهای خلاقانه و فعالیتهای اوقات فراغت است ، اما می تواند توسط کارگرانی که شغل خود را دوست دارند یا دانشجویانی که عاشق تحصیل هستند نیز تجربه شوند (Csikszentmihalyi ، 1999). بسیاری از ما فوراً مفهوم اتفاقات را تشخیص می دهیم. در حقیقت ، این اصطلاح ناشی از استفاده خودجوش از این اصطلاح هنگامی است که از آنها خواسته می شود توصیف کنند که چه احساسی دارد وقتی کار را انجام می دهند و به خوبی انجام می شود. هنگامی که افراد این جریان را تجربه می کنند ، درگیر فعالیت می شوند تا جایی که احساس کنند خود را در فعالیت گم کره اند. آنها با زحمت تمرکز کرده و تمرکز خود را حفظ می کنند ، احساس می کنند که کنترل کامل بر عملکرد خود دارند و به نظر می رسد زمان سریعتر از حد معمول می گذرد (Csikszentmihalyi، 1997). اینگونه اتفاقات یک تجربه لذت بخش محسوب می شوند و به طور معمول زمانی اتفاق می افتد که افراد به فعالیت های چالش برانگیزی بپردازند که نیاز به مهارت و دانش دارند و می دانند که از آن برخوردارند. به عنوان مثال ، افراد بیشتر از رابطه با غذا خوردن ، تجربیات جریان را در رابطه با کار یا سرگرمی خود گزارش می کنند. وقتی این سؤال را پرسید ، "آیا شما تا به حال درگیر چنان کارهایی هستید که به نظر نمی رسد چیز دیگری مهم باشد و زمان را گم کنید؟" حدود 20٪ از آمریکایی ها و اروپایی ها گزارش می دهند که مرتباً از این تجربیات شبیه به اینگونه اتفاقات برخوردار هستند (Csikszentmihalyi، 1997).

اگرچه ثروت و دارایی های مادی خوب است ، اما مفهوم این اتفاقات نشان می دهد که هیچ یک از شرایط لازم برای زندگی شاد و تحقق پذیر نیست. پیدا کردن فعالیتی که شما واقعاً به آن علاقه مند هستید ، ممکن است مسئله ای جذاب و مفید باشد که با انجام دادن این کار به خود پاداش میدهیم (این که بازی تنیس بازی کنید ، عربی بخوانید ، رمان های بچه ها را بنویسید یا غذاهای اسرافی بپزید) شاید کلید اصلی باشد. به گفته Csikszentmihalyi (1999) ، ایجاد شرایطی که باعث می شود تجربیات اینگونه اتفاقات امکان پذیر باشد باید از اولویت های اصلی اجتماعی و سیاسی باشد. چگونه می توان به این هدف دست یافت؟ چگونه ممکن است جریان در سیستم های مدارس ارتقا یابد؟ در محل کار؟ چه مزایای بالقوه ای را می توان از چنین تلاشهایی ناشی کرد؟

در دنیای ایده آل ، تلاشهای تحقیق علمی باید ما را درمورد چگونگی ایجاد دنیای بهتری برای همه مردم آگاه سازد. زمینه روانشناسی مثبت می تواند در کمک به درک آنچه واقعاً باعث ایجاد امید ، خوش بینی ، خوشبختی ، روابط سالم ، جریان ، و تحقق شخصی واقعی می شود ، مؤثر باشد.

پایان💫

منبع: AP Psychology
برگردان: دکتر موریس ستودگان

3/3

@thinkpluswithus setudega