📍 مرحله فالیک
مرحله سوم رشد روحی و روانی فروید مرحله فالیک (3-6 سال) است ، مربوط به سنی است که کودکان از بدن خود آگاه می شوند و تفاوت های بین پسران و دختران را می شناسند. منطقه اروژن در این مرحله دستگاه تناسلی است. چالش هنگامی رخ می دهد که کودک تمایل به والد جنس مخالف و حسادت و نفرت نسبت به والد هم جنس پیدا میکند. برای پسران، این عقده ادیپ نامیده شده و شامل تمایل پسر به مادر و تلاش او برای جایگزینی مهر پدر برای مادر میباشد (احساس تملک). پسر پدرش را به عنوان رقیب میبیند. در همین زمان ، پسر از ترس پدرش به خاطر احساساتش که او را مجازات کند، اضطراب کاستراسیون یا اختگی را تجربه می کند. کمپلکس ادیپ وقتی با موفقیت تعدیل می شود که پسر پس از شروع به هویت سازی با پدر خود به عنوان راهی غیرمستقیم برای داشتن مادر شناخته می شود. عدم برطرف شدن عقده ادیپ ممکن است منجر به تثبیت و پیشرفت شخصیتی شود که بیهوده نگار و بیش از حد بلند پرواز است.
دختران در مرحله فازی - عقده Electra درگیری قابل مقایسه ای را تجربه می کنند. مجتمع Electra ، گرچه اغلب به فروید نسبت داده می شود ، در حقیقت توسط دوست فروید ، کارل یونگ پیشنهاد شد (یونگ و کرنی ، 1963). یک دختر آرزوی توجه پدرش را همیشه دارد و آرزو دارد جای مادر خود را بگیرد. یونگ همچنین گفت دختران از اینکه مادر به آنها آلت تناسلی نمی دهد از مادر خشمگین و ناراحت هستند - از این رو اصطلاح حسادت آلت تناسلی نامیده شد.
فروید در ابتدا کمپلکس Electra را به عنوان موازی با کمپلکس ادیپوس در نظر گرفت ، او بعداً آن را رد كرد ، اما هنوز هم به لطف بخشی از دانشگاهیان این حوزه ، به عنوان سنگ بنای تئوری فرویدی است (فروید ، 1931/1968 ؛ اسکات ، 2005).
📍 دوره تاخیر Latency
پیرو مرحله فالیک رشد روانی ، دوره ای است که به عنوان دوره تأخیر (6 سال تا بلوغ) شناخته می شود. این دوره مرحله ای محسوب نمی شود ، زیرا احساسات جنسی خفته است زیرا کودکان به دنبال سایر فعالیت ها ، مانند مدرسه ، دوستی ، سرگرمی و ورزش هستند. بطور کلی کودکان با همسالان همان جنس فعالیت می کنند و این به تحکیم هویت نقش جنسیتی کودک می انجامد.
📍مرحله تناسلی
مرحله آخر مرحله دستگاه تناسلی است (از بلوغ به بعد). در این مرحله ، مجدد بیداری جنسی وجود دارد زیرا محرکهای تجدید پذیر مجدداً در ظهور میکنند. فرد جوان خواسته های درونی جنسی را به سایر دوستان قابل قبول اجتماعی (که اغلب شبیه والدین جنس دیگری هستند) تغییر می دهد. افراد در این مرحله دارای علایق جنسی بالغانه هستند ، که برای فروید به معنای تمایل شدید به جنس مخالف بود. گفته می شود افرادی که مراحل قبلی را با موفقیت طی کرده اند و به مرحله تناسلی رسیده اند و هیچ گونه تثبیت fixation نشده اند ، بزرگسالان با سلامت روان و متعادل هستند.
در حالی که بسیاری از ایده های فروید در تحقیقات مدرن پشتیبانی زیادی شامل نشدند ، ما نمی توانیم از کمک های بزرگ فروید در زمینه روانشناسی چشم پوشی کنیم. این فروید بود که خاطرنشان کرد که بخش بزرگی از زندگی ذهنی ما تحت تأثیر تجربیات دوران کودکی است و خارج از آگاه ما اتفاق می افتد. باید بگوییم نظریه های زیگموند فروید راه را برای روانشناسی هموار كرد.
پایان
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
5/5
مرحله سوم رشد روحی و روانی فروید مرحله فالیک (3-6 سال) است ، مربوط به سنی است که کودکان از بدن خود آگاه می شوند و تفاوت های بین پسران و دختران را می شناسند. منطقه اروژن در این مرحله دستگاه تناسلی است. چالش هنگامی رخ می دهد که کودک تمایل به والد جنس مخالف و حسادت و نفرت نسبت به والد هم جنس پیدا میکند. برای پسران، این عقده ادیپ نامیده شده و شامل تمایل پسر به مادر و تلاش او برای جایگزینی مهر پدر برای مادر میباشد (احساس تملک). پسر پدرش را به عنوان رقیب میبیند. در همین زمان ، پسر از ترس پدرش به خاطر احساساتش که او را مجازات کند، اضطراب کاستراسیون یا اختگی را تجربه می کند. کمپلکس ادیپ وقتی با موفقیت تعدیل می شود که پسر پس از شروع به هویت سازی با پدر خود به عنوان راهی غیرمستقیم برای داشتن مادر شناخته می شود. عدم برطرف شدن عقده ادیپ ممکن است منجر به تثبیت و پیشرفت شخصیتی شود که بیهوده نگار و بیش از حد بلند پرواز است.
دختران در مرحله فازی - عقده Electra درگیری قابل مقایسه ای را تجربه می کنند. مجتمع Electra ، گرچه اغلب به فروید نسبت داده می شود ، در حقیقت توسط دوست فروید ، کارل یونگ پیشنهاد شد (یونگ و کرنی ، 1963). یک دختر آرزوی توجه پدرش را همیشه دارد و آرزو دارد جای مادر خود را بگیرد. یونگ همچنین گفت دختران از اینکه مادر به آنها آلت تناسلی نمی دهد از مادر خشمگین و ناراحت هستند - از این رو اصطلاح حسادت آلت تناسلی نامیده شد.
فروید در ابتدا کمپلکس Electra را به عنوان موازی با کمپلکس ادیپوس در نظر گرفت ، او بعداً آن را رد كرد ، اما هنوز هم به لطف بخشی از دانشگاهیان این حوزه ، به عنوان سنگ بنای تئوری فرویدی است (فروید ، 1931/1968 ؛ اسکات ، 2005).
📍 دوره تاخیر Latency
پیرو مرحله فالیک رشد روانی ، دوره ای است که به عنوان دوره تأخیر (6 سال تا بلوغ) شناخته می شود. این دوره مرحله ای محسوب نمی شود ، زیرا احساسات جنسی خفته است زیرا کودکان به دنبال سایر فعالیت ها ، مانند مدرسه ، دوستی ، سرگرمی و ورزش هستند. بطور کلی کودکان با همسالان همان جنس فعالیت می کنند و این به تحکیم هویت نقش جنسیتی کودک می انجامد.
📍مرحله تناسلی
مرحله آخر مرحله دستگاه تناسلی است (از بلوغ به بعد). در این مرحله ، مجدد بیداری جنسی وجود دارد زیرا محرکهای تجدید پذیر مجدداً در ظهور میکنند. فرد جوان خواسته های درونی جنسی را به سایر دوستان قابل قبول اجتماعی (که اغلب شبیه والدین جنس دیگری هستند) تغییر می دهد. افراد در این مرحله دارای علایق جنسی بالغانه هستند ، که برای فروید به معنای تمایل شدید به جنس مخالف بود. گفته می شود افرادی که مراحل قبلی را با موفقیت طی کرده اند و به مرحله تناسلی رسیده اند و هیچ گونه تثبیت fixation نشده اند ، بزرگسالان با سلامت روان و متعادل هستند.
در حالی که بسیاری از ایده های فروید در تحقیقات مدرن پشتیبانی زیادی شامل نشدند ، ما نمی توانیم از کمک های بزرگ فروید در زمینه روانشناسی چشم پوشی کنیم. این فروید بود که خاطرنشان کرد که بخش بزرگی از زندگی ذهنی ما تحت تأثیر تجربیات دوران کودکی است و خارج از آگاه ما اتفاق می افتد. باید بگوییم نظریه های زیگموند فروید راه را برای روانشناسی هموار كرد.
پایان
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
5/5
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
به گفته لارسن و بوس 2013:
📍 "شخصیت مجموعه ای از صفات و مکانیسم های روانی درون فردی میباشد که سازمان یافته و نسبتاً ماندگار است ، و این بر تعامل او با محیط بیرون و یا بر سازگاری او درون روانی ، جسمی و اجتماعی اثرگذار میباشد ".
@thinkpluswithus setudegan
📍 "شخصیت مجموعه ای از صفات و مکانیسم های روانی درون فردی میباشد که سازمان یافته و نسبتاً ماندگار است ، و این بر تعامل او با محیط بیرون و یا بر سازگاری او درون روانی ، جسمی و اجتماعی اثرگذار میباشد ".
@thinkpluswithus setudegan
📍The three-process view
It is a psychological term coined by Janet E. Davidson and Robert Sternberg.
According to this concept, there are three kinds of insight: selective-encoding, selective-comparison, and selective-combination.[1]
Selective-encoding insight – Distinguishing what is important in a problem and what is irrelevant. (i.e. filter)
Selective-comparison insight – Identifying information by finding a connection between acquired knowledge and experience.
Selective-combination insight – Identifying a problem through understanding the different components and putting everything together.
✅ دیدگاه سه فرآیند
یک اصطلاح روانشناختی است که توسط جانت ای دیویدسون و رابرت استرنبرگ ابداع شده است.
مطابق این مفهوم ، سه نوع بینش وجود دارد:
👈بینش رمزگذاری انتخابی
👈 بینش مقایسه ای
👈 بینش ترکیب گزینشی
🔺 بینش رمزگذاری انتخابی; تشخیص آنچه در یک مسئله مهم است و انچه مهم نیست توسط فرد. (مثل فیلتر کردن اطلاعات)
🔺 بینش مقایسه ای; شناسایی اطلاعات با پیدا کردن ارتباط بین دانش و تجربه کسب شده توسط یک شخص.
🔺 بینش ترکیبی گزینشی; شناسایی یک مشکل از طریق مطالعات و درک مؤلفه های گوناگون و جمع کردن همه موارد مربوط به ان.
برگردان موریس ستودگان
منبع:
Davidson, 1995,2003
Sternberg, R. J., & Davidson, J. E. (Eds.). (1984). Conceptions of giftedness. New York: Cambridge University Press. Google Books
@thinkpluswithus
It is a psychological term coined by Janet E. Davidson and Robert Sternberg.
According to this concept, there are three kinds of insight: selective-encoding, selective-comparison, and selective-combination.[1]
Selective-encoding insight – Distinguishing what is important in a problem and what is irrelevant. (i.e. filter)
Selective-comparison insight – Identifying information by finding a connection between acquired knowledge and experience.
Selective-combination insight – Identifying a problem through understanding the different components and putting everything together.
✅ دیدگاه سه فرآیند
یک اصطلاح روانشناختی است که توسط جانت ای دیویدسون و رابرت استرنبرگ ابداع شده است.
مطابق این مفهوم ، سه نوع بینش وجود دارد:
👈بینش رمزگذاری انتخابی
👈 بینش مقایسه ای
👈 بینش ترکیب گزینشی
🔺 بینش رمزگذاری انتخابی; تشخیص آنچه در یک مسئله مهم است و انچه مهم نیست توسط فرد. (مثل فیلتر کردن اطلاعات)
🔺 بینش مقایسه ای; شناسایی اطلاعات با پیدا کردن ارتباط بین دانش و تجربه کسب شده توسط یک شخص.
🔺 بینش ترکیبی گزینشی; شناسایی یک مشکل از طریق مطالعات و درک مؤلفه های گوناگون و جمع کردن همه موارد مربوط به ان.
برگردان موریس ستودگان
منبع:
Davidson, 1995,2003
Sternberg, R. J., & Davidson, J. E. (Eds.). (1984). Conceptions of giftedness. New York: Cambridge University Press. Google Books
@thinkpluswithus
📍 نيازهای اوليه كودك
از دکتر موریس ستودگان
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن اموخت
ارضا کردن نيازهای اولیه کودکان از اینرو مهم است که کودکان بتوانند از دید روانشناختی در یک سیستم سالم رشد کرده, نیازهای خود را شناخته و انها را بیان کرده, احساس و عواطف خود را در محیطی که در ان قرار میگیرند با مهارتهای گوناگون مدیریت کرده, مرزهای رفتار و عملکرد خود و دیگران را شناخته و به انها در تعاملات عاطفی و اجتماعی احترام گذاشته, و نیز مسیولیت رفتار و افکار و عملکردهای خود را به عهده بگیرند. کودکان برای اموزش این مهارتها الزاما به پدر و یا مادر نیاز ندلرند بلکه به یک بالغ سالم و یک رابطه ایمن. در اینجا شعر مادر از ایرج میرزا مصداق بسیار خوبی دارد.
نیازهای زیر در رشد سالم کودکان بسیار حائز اهمیت می باشند:
📍شبها بر گاهواره ی من
بیدار نشست و خفتن اموخت
👈1) ایمنی ، ثبات اساسی
کودکان به یک بزرگسال قابل اطمینان و تکیه گاه احتیاج دارند که بتواند به آنها اعتماد کنند. انها به بزرگسالانی که به آنها اهمیت می دهند و به آنها این فرصت را می دهند که در یک محیط امن رشد و نمو کنند, نیازمندند. ثبات در سیستم برای کودکان بسیار حایز اهمیت است.
📍لبخند نهاد بر لب من
👈2) ارامش و دلبستگی به افراد دیگر
کودکان به ارامش, امنیت و دلبستگی به دیگران و فرصتی برای اشتراک گذاری تجربیات، افکار و احساسات خود با انها نیازمندند.
📍پستان به دهن گرفتن اموخت
👈3) استقلال و اعتماد به نفس
کودکان به یک محیط امن نیاز دارند که از ان گوشه بتوانند جهان را نظاره گر شوند و نیز بتوانند چیزهای جدیدی را کشف کنند. هدف از رشد کودکان در تربیت این است که استقلال کافی یافته و بر خود متکی گردند. والد خوب، دیگر بزرگسالان که در تربیت کودک سهیم میباشند, همواره کمک میکنند تا کودکان مستقل شده و قدم به قدم با انان استقلال را تجربه کرده و برای قدم بعدی انان را همراهی میکنتد. افراد بالغ سالم کودکان را به خود وابسته نمیکنند بلکه دلبستگی را به انان می اموزند.
📍تا شیوه راه رفتن اموخت
👈 4) شناخت ارزشهای مهم، تمجید و پذیرش کودکان برای رشد اعتماد به نفس و عزت نفس قوی نیاز به قدردانی از آنچه که دارند و انجام میدهند را شاهد باشند. کودکان باید به خاطر آنچه انجام می دهند و آنچه می توانند انجام دهند، تمجید شوند. این شناخت و قدردانی از رفتار و افکار کودکان نبایست مشروط به عملکرد خاصی گردد.
📍یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن اموخت
👈5) آزادی در بیان و ارتباط با دیگران
بیان افکار، احساسات و نیازهای کودکان باید آموخته و ترغیب شود. این نباید با قوانین سخت در سیستم سرکوب شود یا مشروط به عملکرد متقابلی گردد.
📍پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
👈6) محدودیت ها و مرزهای واقع گرایانه کودکان برای زندگی و تعامل در یک جامعه به قوانینی و مهارتهایی نیاز دارند. انها باید بدانند که در هنگام برخورد با دیگران بیان عاطفی خود را چگونه محدود و یا گسترده کنند. انها میبایست بیاموزند که می توانند مرزهای اجتماعی را شناخته و به انها احترام بگذارند.
انها به مهارت برخورد مناسب با اشتباهات، شکست ها و ناامیدی ها نیز نیازمندند. کودکان باید یاد بگیرند که وظایفی دارند و گاهی باید کارهای خسته کننده را هم نیز تا اتمام ان انجام دهند. همه این رفتارها و شناخت مرزها در یک سیستم انتقالی میباشد.
📍گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن اموخت
👈7) مهر و توجه
کودکان نیاز به توجه، نزدیکی جسمی و عاطفی، مهر و علاقه اگاهانه یک شخص بالغ دارند. این توجه و مهر الزاما نباید از پدر و یا مادر باشد. کودکان نیاز به یک رابطه امن با یک شخص سالم که این ویژگیها را دارا باشد, دارند.
📍دستم بگرفت و پا به پا برد
👈 8) خودانگیختگی ، سرگرمی و بازی
کودکان به فضایی برای بازیگوشی، تفریح سالم و شادی، احساس خوشبختی با کودکان دیگر و فضایی برای خودجوش بودن همواره نیاز دارند.
@thinkpluswithus setudegan
از دکتر موریس ستودگان
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن اموخت
ارضا کردن نيازهای اولیه کودکان از اینرو مهم است که کودکان بتوانند از دید روانشناختی در یک سیستم سالم رشد کرده, نیازهای خود را شناخته و انها را بیان کرده, احساس و عواطف خود را در محیطی که در ان قرار میگیرند با مهارتهای گوناگون مدیریت کرده, مرزهای رفتار و عملکرد خود و دیگران را شناخته و به انها در تعاملات عاطفی و اجتماعی احترام گذاشته, و نیز مسیولیت رفتار و افکار و عملکردهای خود را به عهده بگیرند. کودکان برای اموزش این مهارتها الزاما به پدر و یا مادر نیاز ندلرند بلکه به یک بالغ سالم و یک رابطه ایمن. در اینجا شعر مادر از ایرج میرزا مصداق بسیار خوبی دارد.
نیازهای زیر در رشد سالم کودکان بسیار حائز اهمیت می باشند:
📍شبها بر گاهواره ی من
بیدار نشست و خفتن اموخت
👈1) ایمنی ، ثبات اساسی
کودکان به یک بزرگسال قابل اطمینان و تکیه گاه احتیاج دارند که بتواند به آنها اعتماد کنند. انها به بزرگسالانی که به آنها اهمیت می دهند و به آنها این فرصت را می دهند که در یک محیط امن رشد و نمو کنند, نیازمندند. ثبات در سیستم برای کودکان بسیار حایز اهمیت است.
📍لبخند نهاد بر لب من
👈2) ارامش و دلبستگی به افراد دیگر
کودکان به ارامش, امنیت و دلبستگی به دیگران و فرصتی برای اشتراک گذاری تجربیات، افکار و احساسات خود با انها نیازمندند.
📍پستان به دهن گرفتن اموخت
👈3) استقلال و اعتماد به نفس
کودکان به یک محیط امن نیاز دارند که از ان گوشه بتوانند جهان را نظاره گر شوند و نیز بتوانند چیزهای جدیدی را کشف کنند. هدف از رشد کودکان در تربیت این است که استقلال کافی یافته و بر خود متکی گردند. والد خوب، دیگر بزرگسالان که در تربیت کودک سهیم میباشند, همواره کمک میکنند تا کودکان مستقل شده و قدم به قدم با انان استقلال را تجربه کرده و برای قدم بعدی انان را همراهی میکنتد. افراد بالغ سالم کودکان را به خود وابسته نمیکنند بلکه دلبستگی را به انان می اموزند.
📍تا شیوه راه رفتن اموخت
👈 4) شناخت ارزشهای مهم، تمجید و پذیرش کودکان برای رشد اعتماد به نفس و عزت نفس قوی نیاز به قدردانی از آنچه که دارند و انجام میدهند را شاهد باشند. کودکان باید به خاطر آنچه انجام می دهند و آنچه می توانند انجام دهند، تمجید شوند. این شناخت و قدردانی از رفتار و افکار کودکان نبایست مشروط به عملکرد خاصی گردد.
📍یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن اموخت
👈5) آزادی در بیان و ارتباط با دیگران
بیان افکار، احساسات و نیازهای کودکان باید آموخته و ترغیب شود. این نباید با قوانین سخت در سیستم سرکوب شود یا مشروط به عملکرد متقابلی گردد.
📍پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
👈6) محدودیت ها و مرزهای واقع گرایانه کودکان برای زندگی و تعامل در یک جامعه به قوانینی و مهارتهایی نیاز دارند. انها باید بدانند که در هنگام برخورد با دیگران بیان عاطفی خود را چگونه محدود و یا گسترده کنند. انها میبایست بیاموزند که می توانند مرزهای اجتماعی را شناخته و به انها احترام بگذارند.
انها به مهارت برخورد مناسب با اشتباهات، شکست ها و ناامیدی ها نیز نیازمندند. کودکان باید یاد بگیرند که وظایفی دارند و گاهی باید کارهای خسته کننده را هم نیز تا اتمام ان انجام دهند. همه این رفتارها و شناخت مرزها در یک سیستم انتقالی میباشد.
📍گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن اموخت
👈7) مهر و توجه
کودکان نیاز به توجه، نزدیکی جسمی و عاطفی، مهر و علاقه اگاهانه یک شخص بالغ دارند. این توجه و مهر الزاما نباید از پدر و یا مادر باشد. کودکان نیاز به یک رابطه امن با یک شخص سالم که این ویژگیها را دارا باشد, دارند.
📍دستم بگرفت و پا به پا برد
👈 8) خودانگیختگی ، سرگرمی و بازی
کودکان به فضایی برای بازیگوشی، تفریح سالم و شادی، احساس خوشبختی با کودکان دیگر و فضایی برای خودجوش بودن همواره نیاز دارند.
@thinkpluswithus setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍If a person appraises an event as harmful and believes that the demands imposed by the event exceed the available resources to manage or adapt to it, the person will subjectively experience a state of stress. In contrast, if one does not appraise the same event as harmful or threatening, she is unlikely to experience stress. According to this definition, environmental events trigger stress reactions by the way they are interpreted and the meanings they are assigned. In short, stress is largely in the eye of the beholder: it’s not so much what happens to you as it is how you respond (Selye, 1976).
در مورد برداشت و مقابله با استرس
اگر شخصی یک رویداد را منفی یا تهدید امیز ارزیابی کند و باور داشته باشد که مطالبات تحمیل شده توسط این رویداد از منابع موجود شخص برای گذر و یا سازگاری با آن فراتر می رود ، فرد به صورت ذهنی حالت استرس را تجربه می کند. در صورتیکه ، اگر کسی همان رویداد را مضر یا تهدید آمیز ارزیابی نکند ، بعید است که استرسی تجربه کند.
بنا بر این تعریف از سلیه، رویدادهای محیطی واکنشهای استرس زا را با گونه تفسیر آنها و معانی انتساب آنها تحریک می کنند. کوتاه بگوییم، استرس عمدتاً دید افراد به رویداد است: در واقع چه رویدادی رخ میدهد انقدر مهم نیست بلکه واکنشی که به ان رویداد داده میشود حایز اهمیت در تجربه سترس است (Selye، 1976).
برگردان موریس ستودگان
@thinkpluswithus
در مورد برداشت و مقابله با استرس
اگر شخصی یک رویداد را منفی یا تهدید امیز ارزیابی کند و باور داشته باشد که مطالبات تحمیل شده توسط این رویداد از منابع موجود شخص برای گذر و یا سازگاری با آن فراتر می رود ، فرد به صورت ذهنی حالت استرس را تجربه می کند. در صورتیکه ، اگر کسی همان رویداد را مضر یا تهدید آمیز ارزیابی نکند ، بعید است که استرسی تجربه کند.
بنا بر این تعریف از سلیه، رویدادهای محیطی واکنشهای استرس زا را با گونه تفسیر آنها و معانی انتساب آنها تحریک می کنند. کوتاه بگوییم، استرس عمدتاً دید افراد به رویداد است: در واقع چه رویدادی رخ میدهد انقدر مهم نیست بلکه واکنشی که به ان رویداد داده میشود حایز اهمیت در تجربه سترس است (Selye، 1976).
برگردان موریس ستودگان
@thinkpluswithus
📍خودکشی و اختلالات روانی
گرچه همه اختلالات روانی با خطر بالایی از خودکشی همراه هستند، اما برخی از اختلالات خطر نسبتا بالاتری در دوره های متفاوت اختلال دارند. در واقع بنا به تحقیقات (NCBI) ، 80 - 90٪ افرادی که خودکشی می کنند دارای حداقل یک مشکل روانی هستند. حداقل یکبار بستری شدن برای معاینات روانپزشکی در جمعیت خودکشی بسیار شیوع دارد. اختلالات اصلی مرتبط با خطر خودکشی بیشتر شامل اختلال افسردگی ، اختلال دو قطبی و مرزی، اسکیزوفرنی ، اختلالات اضطرابی ، یعنی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و فوبیا و مشکلات مصرف مواد است.
بیشترین افزایش خطر در بین مبتلایان به اختلالات خلقی و اضطراب (بخصوص فصلی) وجود دارد. اختلالات ذهنی، زوال عقل و عقب ماندگی ذهنی کمترین افزایش را در خطر خودکشی به همراه دارند. میتوان گفت:
1. دو سوم افرادی که خودکشی موفق دارند, دارای علائمی مطابق با افسردگی عمده در زمان مرگ هستند و افراد مبتلا به افسردگی عمده در معرض خطر خودکشی بیست برابر بیشتر از افراد مبتلا به اختلال خلقی قرار ندارند.
2. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی پانزده برابر خطر ابتلا به خودکشی را نسبت به افراد بدون اختلال خلقی دارند. مطالعات نشان می دهد که در اکثر موارد خودکشی در مرحله افسردگی اتفاق می افتد که قوی ترین پیش بینی کننده خودکشی, یک اقدام خودکشی قبلی و احساس ناامیدی است.
3- افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در معرض خطر خودکشی با حدود تقریبا 5 درصد در زندگی قرار دارند. پیش بینی کنندگان خودکشی در بین افراد مبتلا به اسکیزوفرنی شامل گذشته ای از اقدام به خودکشی نیز میباشد.
اختلالات خلقی همراه سوء مصرف مواد؛ در تلاش برای خودکشی در طول بیماری اسکیزوفرنی مشاهده میشود. علائم مداوم پریشانی؛ ترس از وخامت با ناامیدی و از بین رفتن باور به درمان ، و توهم ، اغلب شنیدنی ، مانند صداهایی که به آنها دستور می دهد خودشان را بکشند (توهم فرمان), وجود دارد.
4- حدود 40٪ از افراد مبتلا به وابستگی به الکل اقدام به خودکشی می کنند و تا 7٪ با خودکشی می میرند.
5- همبودی یا همزیستی در اختلالات روانپزشکی شایع است و خطر خودکشی را افزایش می دهد. این شامل سوء مصرف مواد همراه با هر اختلال روانی دیگر و اختلال افسردگی همراه با اسکیزوفرنی میباشد.
ترجمه قسمتی از نتیجه تحقیقی در مورد خودکشی و بیماریهای روانی در سال 2014
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
گرچه همه اختلالات روانی با خطر بالایی از خودکشی همراه هستند، اما برخی از اختلالات خطر نسبتا بالاتری در دوره های متفاوت اختلال دارند. در واقع بنا به تحقیقات (NCBI) ، 80 - 90٪ افرادی که خودکشی می کنند دارای حداقل یک مشکل روانی هستند. حداقل یکبار بستری شدن برای معاینات روانپزشکی در جمعیت خودکشی بسیار شیوع دارد. اختلالات اصلی مرتبط با خطر خودکشی بیشتر شامل اختلال افسردگی ، اختلال دو قطبی و مرزی، اسکیزوفرنی ، اختلالات اضطرابی ، یعنی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و فوبیا و مشکلات مصرف مواد است.
بیشترین افزایش خطر در بین مبتلایان به اختلالات خلقی و اضطراب (بخصوص فصلی) وجود دارد. اختلالات ذهنی، زوال عقل و عقب ماندگی ذهنی کمترین افزایش را در خطر خودکشی به همراه دارند. میتوان گفت:
1. دو سوم افرادی که خودکشی موفق دارند, دارای علائمی مطابق با افسردگی عمده در زمان مرگ هستند و افراد مبتلا به افسردگی عمده در معرض خطر خودکشی بیست برابر بیشتر از افراد مبتلا به اختلال خلقی قرار ندارند.
2. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی پانزده برابر خطر ابتلا به خودکشی را نسبت به افراد بدون اختلال خلقی دارند. مطالعات نشان می دهد که در اکثر موارد خودکشی در مرحله افسردگی اتفاق می افتد که قوی ترین پیش بینی کننده خودکشی, یک اقدام خودکشی قبلی و احساس ناامیدی است.
3- افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در معرض خطر خودکشی با حدود تقریبا 5 درصد در زندگی قرار دارند. پیش بینی کنندگان خودکشی در بین افراد مبتلا به اسکیزوفرنی شامل گذشته ای از اقدام به خودکشی نیز میباشد.
اختلالات خلقی همراه سوء مصرف مواد؛ در تلاش برای خودکشی در طول بیماری اسکیزوفرنی مشاهده میشود. علائم مداوم پریشانی؛ ترس از وخامت با ناامیدی و از بین رفتن باور به درمان ، و توهم ، اغلب شنیدنی ، مانند صداهایی که به آنها دستور می دهد خودشان را بکشند (توهم فرمان), وجود دارد.
4- حدود 40٪ از افراد مبتلا به وابستگی به الکل اقدام به خودکشی می کنند و تا 7٪ با خودکشی می میرند.
5- همبودی یا همزیستی در اختلالات روانپزشکی شایع است و خطر خودکشی را افزایش می دهد. این شامل سوء مصرف مواد همراه با هر اختلال روانی دیگر و اختلال افسردگی همراه با اسکیزوفرنی میباشد.
ترجمه قسمتی از نتیجه تحقیقی در مورد خودکشی و بیماریهای روانی در سال 2014
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 محققان دریافته اند که تنهایی یک هسته پایدار دارد.
از مجله Psychologie Heute/ Juni 2020
ترجمه ستودگان
@thinkpluswithus
از مجله Psychologie Heute/ Juni 2020
ترجمه ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 محققان دریافته اند که تنهایی یک هسته پایدار دارد
احساس تنها بودن نیز می تواند یک ویژگی شخصیتی پایدار باشد. آنها بررسی کردند که چه میزان اختلافات فردی بین افراد با احساس تنهایی وجود دارد. محققان داده های چند نمونه های جهانی که نمایانگر افرادی از آلمان ، سوئیس ، استرالیا و هلند بودند را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. این روانشناسان دریافتند که اختلافات بین افراد مورد بررسی ، مبتنی بر این واقعیت است که تنهایی نسبت به طول عمر برخی افراد پایدار است ، و بنابراین ظاهراً ارتباط کمتری با شرایط زندگی انها داشته است. محققان تنهایی را فقدان نزدیکی صمیمی در روابط شخصی تعریف می کنند. بنابراین افراد با سیستم بزرگی از دوستان نیز می توانند احساس تنهایی کنند. محققان هنگام ارزیابی داده ها ، تفاوتهای جنسیتی و سنی پیدا نکردند. انها می نویسند که تأثیرات تنهایی بر سایر حالات روانی و روابط شخصی و همچنین تعامل بین تنهایی و احساسات آنها هنوز هم نسبتاً اندک مورد بررسی قرار گرفته است.
ظاهرا تنهایی هسته ای پایدار در زندگی برخی از افراد دارد که می تواند بارها و دوباره در طول زندگی انان خود را نشان دهد.
از Marcus Mund و همکاران
نویسنده قلب تنها: ثبات تنهایی در طول زندگی.
از ژورنال شخصیت و روانشناسی اجتماعی، 2019. DOI: 10.1037 / pspp0000262
ترجمه دکتر موریس ستودگان از: PSYCHOLOGIE HEUTE 06/2020
@thinkpluswithus
احساس تنها بودن نیز می تواند یک ویژگی شخصیتی پایدار باشد. آنها بررسی کردند که چه میزان اختلافات فردی بین افراد با احساس تنهایی وجود دارد. محققان داده های چند نمونه های جهانی که نمایانگر افرادی از آلمان ، سوئیس ، استرالیا و هلند بودند را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. این روانشناسان دریافتند که اختلافات بین افراد مورد بررسی ، مبتنی بر این واقعیت است که تنهایی نسبت به طول عمر برخی افراد پایدار است ، و بنابراین ظاهراً ارتباط کمتری با شرایط زندگی انها داشته است. محققان تنهایی را فقدان نزدیکی صمیمی در روابط شخصی تعریف می کنند. بنابراین افراد با سیستم بزرگی از دوستان نیز می توانند احساس تنهایی کنند. محققان هنگام ارزیابی داده ها ، تفاوتهای جنسیتی و سنی پیدا نکردند. انها می نویسند که تأثیرات تنهایی بر سایر حالات روانی و روابط شخصی و همچنین تعامل بین تنهایی و احساسات آنها هنوز هم نسبتاً اندک مورد بررسی قرار گرفته است.
ظاهرا تنهایی هسته ای پایدار در زندگی برخی از افراد دارد که می تواند بارها و دوباره در طول زندگی انان خود را نشان دهد.
از Marcus Mund و همکاران
نویسنده قلب تنها: ثبات تنهایی در طول زندگی.
از ژورنال شخصیت و روانشناسی اجتماعی، 2019. DOI: 10.1037 / pspp0000262
ترجمه دکتر موریس ستودگان از: PSYCHOLOGIE HEUTE 06/2020
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📣📣📣📣📣📣📣📣
دوستان بزرگوار گروه
به پاسخ شما به این سوالم برای تحقیقات خودم نیاز دارم.
لطفا بگین در یک یا دو جمله عشق رمانتیک برای شخص شما یعنی چی؟ و پنج شاخص عشق رمانتیک فقط از دید شما رو برام بنویسید (میتونید تو.پی وی هم بفرستید!).
لطفا فقط نظر شما باشه و نه از کتاب و یا جایی. یعنی فقط وقتی این کلمه رو میشنوید چه چیزی میاد به ذهن خوب شما.
سپاس و مهر , موریس ستودگان 🌸💫
دوستان بزرگوار گروه
به پاسخ شما به این سوالم برای تحقیقات خودم نیاز دارم.
لطفا بگین در یک یا دو جمله عشق رمانتیک برای شخص شما یعنی چی؟ و پنج شاخص عشق رمانتیک فقط از دید شما رو برام بنویسید (میتونید تو.پی وی هم بفرستید!).
لطفا فقط نظر شما باشه و نه از کتاب و یا جایی. یعنی فقط وقتی این کلمه رو میشنوید چه چیزی میاد به ذهن خوب شما.
سپاس و مهر , موریس ستودگان 🌸💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍هدف
برای پیروز شدن در زندگی مهمترین چیز مشخص کردن هدف است. هر هدفی باید SMART باشد.
1) موضوع خاصی را معین کند S
2) قابل اندازه گیری باشد M
,3) قابل دسترسی باشد A
4) نتیجه مشخص باشد R
5) زمان مشخص باشد T
اینگونه انگیزه برای تلاش بیشتر خواهد.
مثال: مهناز با رتبه 300 در کنکور تا پایان آذر 1399 در دو دانشگاه تهران و شیراز رشته روانشناسی تعیین رشته کرده است. 👇
موضوع S: ثبت نام رشته روانشناسی
قابل اندازه گیری. M: دو دانشگاه / رتبه
قابل دسترسی A: با این رتبه ممکن است (؟)
نتیجه R: پایان تعیین رشته
زمان T: پایان آذر
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
برای پیروز شدن در زندگی مهمترین چیز مشخص کردن هدف است. هر هدفی باید SMART باشد.
1) موضوع خاصی را معین کند S
2) قابل اندازه گیری باشد M
,3) قابل دسترسی باشد A
4) نتیجه مشخص باشد R
5) زمان مشخص باشد T
اینگونه انگیزه برای تلاش بیشتر خواهد.
مثال: مهناز با رتبه 300 در کنکور تا پایان آذر 1399 در دو دانشگاه تهران و شیراز رشته روانشناسی تعیین رشته کرده است. 👇
موضوع S: ثبت نام رشته روانشناسی
قابل اندازه گیری. M: دو دانشگاه / رتبه
قابل دسترسی A: با این رتبه ممکن است (؟)
نتیجه R: پایان تعیین رشته
زمان T: پایان آذر
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus