Forwarded from Dr. Morris Setudegan
درمانگر: میتونید بپذیرید, چیزی که درون شما اینجا و الان هست؟
مراجع: من واقعاً نمی تونم قبول کنم. این منو عصبانی می کنه و خشم در من میجوشه...
درمانگر: پس آنچه را که الان احساس میکنید, بپذیرید.
مراجع: آیا باید بپذیرم که ناراحت و عصبانی هستم و خشم در درونم موج میزند و نمی تونم قبولش کنم؟
درمانگر: بله; بپذیرید که شما نمی تونید آن را بپذیرید. به مهمانی مقاومت درونی خودتون بدون مقاومت برین و احساسش کنید. و بعد ببینید چه اتفاقی میفته.
موریس ستودگان
پذیرش مقاومت درونی در اطاق درمان
@thinkpluswithus
مراجع: من واقعاً نمی تونم قبول کنم. این منو عصبانی می کنه و خشم در من میجوشه...
درمانگر: پس آنچه را که الان احساس میکنید, بپذیرید.
مراجع: آیا باید بپذیرم که ناراحت و عصبانی هستم و خشم در درونم موج میزند و نمی تونم قبولش کنم؟
درمانگر: بله; بپذیرید که شما نمی تونید آن را بپذیرید. به مهمانی مقاومت درونی خودتون بدون مقاومت برین و احساسش کنید. و بعد ببینید چه اتفاقی میفته.
موریس ستودگان
پذیرش مقاومت درونی در اطاق درمان
@thinkpluswithus
📍 سه سطح مهم ذهن
🔑 هوشیار (آگاه) Conscious - تمام افکار و اعمال را در حالت آگاهی انسان در بر می گیرد.
👈 به عنوان مثال ، زیبایی و لذت بوی یک رز قرمز در هوشیار ما جای دارد.
🔑 نیمه آگاه Subconscious- تمام واکنش ها و اقدامات اتوماتیک را که می توانیم از آنها آگاه شویم را دربر می گیرد, که اگر در مورد آنها فکر کنیم بخاطرشان می اوریم و به آگاه انتقال داده خواهد شد.
👈 به عنوان مثال ، توانایی ما در رانندگی اتومبیل: هنگامی که ما در رانندگی مهارت لازم را بدست اوردیم ، دیگر فکر نمی کنیم از کدام دنده استفاده کنیم ، از پدال استفاده کنیم یا خیر یا به کدام آینه نگاه کنیم ، اما همیشه می توانیم زمانی که فکرش را می کنیم آگاهانه انرا انجام دهیم. معمولا حالت های اتومات (خودکار) شده در نیمه اگاه ما جای دارند.
🔑 ناخودآگاه Unconscious - تمام وقایع و خاطرات گذشته را در بر می گیرد.
هرچند که در بعضی مواقع اطلاعات برای ما غیرقابل دسترسی هستند و مهم نیست که چقدر برای یادآوری انها تلاش کنیم تا انها را بیاد اوریم, به سادگی بگوییم قادر نخواهیم بود.
👈 به عنوان مثال ، اولین کلمه ای که ما یاد گرفته ایم که بگوییم و یا چه احساسی داشتیم وقتی اولین بار به تنهایی راه رفتیم. همه این خاطرات در جایی بنام ناخوداگاه لانه کرده اند. گر چه ما به عمل انها آگاه نیستیم اما سهم بزرگی در رفتار روزانه ما دارد. ناخودآگاه به گونه ای البوم تصاویر و خاطرات دست نیافتنی ماست و یا موتور و انگیزه رفتار ما. اگر از ما سوال کنند که در 23 شهریور سال 1989 چه خورده اید یا هوا چطور بود, طبیعتا بخاطر نمیاوریم مگر اینکه روز خاصی بوده باشد اما ناخوداگاه ما تصاویری که مبنی بر احساس ما هستند را ثبت و ضبط کرده اند که رفتار روزانه ما را تحت تاثیر قرار میدهند. بیشترین گفتار و نوشتار ما میتواند در مورد ناخودآگاه باشد, چرا که بیشترین تاثیر بروی احساس-افکار-رفتار ما در یک سیستم را در برمیگیرد.
دکتر موریس ستودگان
🔑 هوشیار (آگاه) Conscious - تمام افکار و اعمال را در حالت آگاهی انسان در بر می گیرد.
👈 به عنوان مثال ، زیبایی و لذت بوی یک رز قرمز در هوشیار ما جای دارد.
🔑 نیمه آگاه Subconscious- تمام واکنش ها و اقدامات اتوماتیک را که می توانیم از آنها آگاه شویم را دربر می گیرد, که اگر در مورد آنها فکر کنیم بخاطرشان می اوریم و به آگاه انتقال داده خواهد شد.
👈 به عنوان مثال ، توانایی ما در رانندگی اتومبیل: هنگامی که ما در رانندگی مهارت لازم را بدست اوردیم ، دیگر فکر نمی کنیم از کدام دنده استفاده کنیم ، از پدال استفاده کنیم یا خیر یا به کدام آینه نگاه کنیم ، اما همیشه می توانیم زمانی که فکرش را می کنیم آگاهانه انرا انجام دهیم. معمولا حالت های اتومات (خودکار) شده در نیمه اگاه ما جای دارند.
🔑 ناخودآگاه Unconscious - تمام وقایع و خاطرات گذشته را در بر می گیرد.
هرچند که در بعضی مواقع اطلاعات برای ما غیرقابل دسترسی هستند و مهم نیست که چقدر برای یادآوری انها تلاش کنیم تا انها را بیاد اوریم, به سادگی بگوییم قادر نخواهیم بود.
👈 به عنوان مثال ، اولین کلمه ای که ما یاد گرفته ایم که بگوییم و یا چه احساسی داشتیم وقتی اولین بار به تنهایی راه رفتیم. همه این خاطرات در جایی بنام ناخوداگاه لانه کرده اند. گر چه ما به عمل انها آگاه نیستیم اما سهم بزرگی در رفتار روزانه ما دارد. ناخودآگاه به گونه ای البوم تصاویر و خاطرات دست نیافتنی ماست و یا موتور و انگیزه رفتار ما. اگر از ما سوال کنند که در 23 شهریور سال 1989 چه خورده اید یا هوا چطور بود, طبیعتا بخاطر نمیاوریم مگر اینکه روز خاصی بوده باشد اما ناخوداگاه ما تصاویری که مبنی بر احساس ما هستند را ثبت و ضبط کرده اند که رفتار روزانه ما را تحت تاثیر قرار میدهند. بیشترین گفتار و نوشتار ما میتواند در مورد ناخودآگاه باشد, چرا که بیشترین تاثیر بروی احساس-افکار-رفتار ما در یک سیستم را در برمیگیرد.
دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍استرس چگونه بر ما تأثیر می گذارد
پاسخهای گوناگون در مورد استرس و تاثیر ان بروی بدن ما نوشته شده و در زیر چند مورد اساسی ان نام برده شده. به این فکر کنیم که استرس چگونه روی ما تأثیر می گذارد؟
👈 در سطح فیزیکی و روان تنی
انواع درد ها بدنی یا همان سایکوسوماتیک
مانند سردرد , كمر درد , درد گردن , درد معده اسپاس عضلات , درد فک
👈 در سطح انرژی و خواب
مثلا بدون دلیل احساس خستگی کردن , بی انرژی بودن , مشکل خواب , مشکل بی انگیزگی
👈 در سطح احساسات
اضطراب , خشم , افسردگی , ناتوانی , خارج از کنترل بودن ,
👈 سایر علائم عاطفی ناشی از سترس
مانند به راحتی تحریک شدن, بی صبری , پریشان بودن , فراموش کردن
* برخی از علائم جسمی استرس ممکن است در اثر شرایط پزشکی یا توسط داروهایی که مصرف می کنیم ایجاد شود. اگر مطمئن نیستیم که چه عاملی باعث ایجاد علائم جسمی ما شده است ، از پزشک خود سوال کنین که آیا میتواند استرس علت آن باشد یا خیر.
از دید شما چگونه به این سوال پاسخ می دهید؟
وقتی تحت استرس هستید ، کدام یک از این رفتارها برای شما اشنا به نظر میرسد؟
👈 می خورم تا آرام شوم.
👈 خیلی سریع صحبت می کنم و می خورم.
👈 برای آرام شدن از الکل یا سیگار استفاده میکنم.
👈 بی صبری می کنم اما زیاد نتیجه نمی گیرم.
👈 خیلی کار می کنم
👈 کارهایی را که باید انجام دهم به تأخیر می اندازم.
👈 خوابم خیلی کم ، زیاد یا نامیزان است.
👈 من سعی می کنم خیلی کارها را یکباره انجام دهم.
درگیر شدن با هر کدام از این رفتارها ممکن است به معنای این باشد که ما به اندازه کافی نمی توانیم با استرس روبرو شویم و ان را مدیریت کنیم.
برای مدیریت سترس میتوان علایمی که سترس زا هستند را براورد کرد و چگونگی مقابله با ان را مطالعه و یا در مشاوره شناخت. مثلا ورزش کردن, همه نوع حرکتهای ورزشی, مدیتیشن یا مراقبه و ریلکسیشن و همچنین بیو فید بک میتوانند کمک بزرگی در کاهش سترس باشند.
دکتر موریس ستودگان
پاسخهای گوناگون در مورد استرس و تاثیر ان بروی بدن ما نوشته شده و در زیر چند مورد اساسی ان نام برده شده. به این فکر کنیم که استرس چگونه روی ما تأثیر می گذارد؟
👈 در سطح فیزیکی و روان تنی
انواع درد ها بدنی یا همان سایکوسوماتیک
مانند سردرد , كمر درد , درد گردن , درد معده اسپاس عضلات , درد فک
👈 در سطح انرژی و خواب
مثلا بدون دلیل احساس خستگی کردن , بی انرژی بودن , مشکل خواب , مشکل بی انگیزگی
👈 در سطح احساسات
اضطراب , خشم , افسردگی , ناتوانی , خارج از کنترل بودن ,
👈 سایر علائم عاطفی ناشی از سترس
مانند به راحتی تحریک شدن, بی صبری , پریشان بودن , فراموش کردن
* برخی از علائم جسمی استرس ممکن است در اثر شرایط پزشکی یا توسط داروهایی که مصرف می کنیم ایجاد شود. اگر مطمئن نیستیم که چه عاملی باعث ایجاد علائم جسمی ما شده است ، از پزشک خود سوال کنین که آیا میتواند استرس علت آن باشد یا خیر.
از دید شما چگونه به این سوال پاسخ می دهید؟
وقتی تحت استرس هستید ، کدام یک از این رفتارها برای شما اشنا به نظر میرسد؟
👈 می خورم تا آرام شوم.
👈 خیلی سریع صحبت می کنم و می خورم.
👈 برای آرام شدن از الکل یا سیگار استفاده میکنم.
👈 بی صبری می کنم اما زیاد نتیجه نمی گیرم.
👈 خیلی کار می کنم
👈 کارهایی را که باید انجام دهم به تأخیر می اندازم.
👈 خوابم خیلی کم ، زیاد یا نامیزان است.
👈 من سعی می کنم خیلی کارها را یکباره انجام دهم.
درگیر شدن با هر کدام از این رفتارها ممکن است به معنای این باشد که ما به اندازه کافی نمی توانیم با استرس روبرو شویم و ان را مدیریت کنیم.
برای مدیریت سترس میتوان علایمی که سترس زا هستند را براورد کرد و چگونگی مقابله با ان را مطالعه و یا در مشاوره شناخت. مثلا ورزش کردن, همه نوع حرکتهای ورزشی, مدیتیشن یا مراقبه و ریلکسیشن و همچنین بیو فید بک میتوانند کمک بزرگی در کاهش سترس باشند.
دکتر موریس ستودگان
📍50 علامت استرس
1. سردردهای مکرر ، گرفتگی فک یا درد فک ها
2. ساییدن دندانهای ، و ساییدن در خواب
3. لکنت زبان
4- لرزیدن ، لرزیدن لب ها ، دست ها
5- درد گردن ، درد پشت ، اسپاسم عضلات
6. سرگیجه سبک ، غش ، سرگیجه
7. صداهای زنگ در گوش ، یا "ظاهر" شدن شیی مانند توهم دیداری
8. سرخ شدن مکرر ، تعریق
9. دست ، پای سرد و عرق سرد
10- خشکی دهان ، مشکل در بلعیدن
11- سرماخوردگی ، عفونت ، زخم تبخال
12. راش ، خارش ، کهیر ، "برجستگی زگیل گونه"
13. حملات غیرقابل توضیح یا مکرر "آلرژی"
14. سوزش سر دل ، درد معده ، حالت تهوع
15. بیش از حد تعلق ، نفخ شکم
16. یبوست ، اسهال ، از دست دادن کنترل
17- مشکل در تنفس ، آهستگی مکرر
18. حملات ناگهانی وحشت تهدید کننده زندگی یا پانیک
19- درد قفسه سینه ، تپش قلب ، نبض سریع
20. تکرر ادرار
21. کاهش میل و عملکرد جنسی
22. اضطراب بیش از حد ، نگرانی ، احساس گناه ، عصبی بودن
23- افزایش عصبانیت ، ناامیدی ، خصومت با دیگران
24. افسردگی ، نوسانات مکرر
25. افزایش یا کاهش اشتها
26. بی خوابی ، کابوس ، رویاهای مزاحم
27. تمرکز مشکل دار ، تفکرات رقابتی
28. در یادگیری اطلاعات جدید مشکل داشتن
29. فراموشی ، بی نظمی ، سردرگمی
30. مشکل در تصمیم گیری
31. احساس فشار بیش از حد
32. افکار بیهوده, مکررا گریه یا افکار خودکشی
33. احساس تنهایی یا بی ارزشی
34. کمی علاقه به ظاهر ، بی دقت شدن
35. عادات عصبی ، مصرف غذای بدون کنترل ، ضربه زدن ناخوداگاه با پا
36. افزایش سرخوردگی ، تحریک پذیری ، نکته بینی منفی
37. بیش از حد حساس شدن نسبت به دلخوری های کوچک
38. افزایش تعداد حوادث جزئی
39. رفتار وسواسی یا اجباری
40. کاهش بهره وری کار یا بهره وری
41. برای پوشش دادن کارهای ضعیف شدن و یا دروغ یا بهانه گیری
42. گفتار سریع یا مضحک
43. دفاع بیش از حد یا بدگمانی
44. مشکلات در ارتباط ، اشتراک گذاری احساسات
45. برداشت بد از اجتماع و انزوا طلبی
46. خستگی مداوم ، ضعف ، خستگی
47. استفاده مکرر از داروهای بدون نسخه
48. افزایش وزن یا کاهش وزن بدون رژیم غذایی
49. افزایش مصرف سیگار ، الکل یا مواد مخدر
50. خرید هیجانی بیش از حد یا قمار
برگردان: دکتر موریس ستودگان
از منابع متفاوت در مورد سترس و مدیریت سترس
@thinkpluswithus
1. سردردهای مکرر ، گرفتگی فک یا درد فک ها
2. ساییدن دندانهای ، و ساییدن در خواب
3. لکنت زبان
4- لرزیدن ، لرزیدن لب ها ، دست ها
5- درد گردن ، درد پشت ، اسپاسم عضلات
6. سرگیجه سبک ، غش ، سرگیجه
7. صداهای زنگ در گوش ، یا "ظاهر" شدن شیی مانند توهم دیداری
8. سرخ شدن مکرر ، تعریق
9. دست ، پای سرد و عرق سرد
10- خشکی دهان ، مشکل در بلعیدن
11- سرماخوردگی ، عفونت ، زخم تبخال
12. راش ، خارش ، کهیر ، "برجستگی زگیل گونه"
13. حملات غیرقابل توضیح یا مکرر "آلرژی"
14. سوزش سر دل ، درد معده ، حالت تهوع
15. بیش از حد تعلق ، نفخ شکم
16. یبوست ، اسهال ، از دست دادن کنترل
17- مشکل در تنفس ، آهستگی مکرر
18. حملات ناگهانی وحشت تهدید کننده زندگی یا پانیک
19- درد قفسه سینه ، تپش قلب ، نبض سریع
20. تکرر ادرار
21. کاهش میل و عملکرد جنسی
22. اضطراب بیش از حد ، نگرانی ، احساس گناه ، عصبی بودن
23- افزایش عصبانیت ، ناامیدی ، خصومت با دیگران
24. افسردگی ، نوسانات مکرر
25. افزایش یا کاهش اشتها
26. بی خوابی ، کابوس ، رویاهای مزاحم
27. تمرکز مشکل دار ، تفکرات رقابتی
28. در یادگیری اطلاعات جدید مشکل داشتن
29. فراموشی ، بی نظمی ، سردرگمی
30. مشکل در تصمیم گیری
31. احساس فشار بیش از حد
32. افکار بیهوده, مکررا گریه یا افکار خودکشی
33. احساس تنهایی یا بی ارزشی
34. کمی علاقه به ظاهر ، بی دقت شدن
35. عادات عصبی ، مصرف غذای بدون کنترل ، ضربه زدن ناخوداگاه با پا
36. افزایش سرخوردگی ، تحریک پذیری ، نکته بینی منفی
37. بیش از حد حساس شدن نسبت به دلخوری های کوچک
38. افزایش تعداد حوادث جزئی
39. رفتار وسواسی یا اجباری
40. کاهش بهره وری کار یا بهره وری
41. برای پوشش دادن کارهای ضعیف شدن و یا دروغ یا بهانه گیری
42. گفتار سریع یا مضحک
43. دفاع بیش از حد یا بدگمانی
44. مشکلات در ارتباط ، اشتراک گذاری احساسات
45. برداشت بد از اجتماع و انزوا طلبی
46. خستگی مداوم ، ضعف ، خستگی
47. استفاده مکرر از داروهای بدون نسخه
48. افزایش وزن یا کاهش وزن بدون رژیم غذایی
49. افزایش مصرف سیگار ، الکل یا مواد مخدر
50. خرید هیجانی بیش از حد یا قمار
برگردان: دکتر موریس ستودگان
از منابع متفاوت در مورد سترس و مدیریت سترس
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍روانشناسان می گویند که دو نوع خودشیفته وجود دارد: از کدام نوع شما هستید؟
همه خودشیفتگان برابر نیستند.
تهیه کننده KOSTAS PAPAGEORGIOU
برگردان دکتر موریس ستودگان.
خودشیفتگان مانند کوسه ها هستند, اسمشان بد در رفته, هر دو نوع به طور کلی به عنوان نیروهای تهدیدآمیز شناخته می شوند ، که باید از آنها ترسید و از آنها دوری کرد.
اما همانطور که هر زیست شناس به شما خواهد گفت ، کوسه ها نقش مهمی در اکوسیستم دریایی ایفا می کنند. و چه بسا كه خودشیفتگان نیز نقش لازم را در جامعه بشری بازی كنند.
این البته ، برخلاف درک گسترده ای از ویژگی های شخصیتی است - این خوب است که مورد قبول دیگران باشیم و با دیگران خوب برخورد کنیم. ولی ظاهرا خودشیفتگی بد است.
در کل ، افراد خودشیفته با رفتارهای پرخطر در چالش هستند ، یک نگاه برتر غیر واقعی نسبت به خود دارند ، بیش از حد اعتماد به خود دارند ، همدلی کمی برای دیگران نشان می دهند و احساس شرم و گناه کمی دارند. اما اگر خودشیفتگی از نظر اجتماعی بسیار سمی است ، چرا همچنان ادامه دارد و چرا گفته می شود که در جوامع مدرن رو به رشد است؟
پاسخ این است که طبیعت انسان پیچیده است. و در حالی که خودشیفتگی غالباً با "صفات مضر" مانند سایکوپت و سادیسم همراه است ، جنبه هایی دارد که بطور کلی مثبت تلقی می شوند ، مانند برونگرایی و اعتماد به نفس.
در گفتن این حرف ، منظورم دفاع یا بهانه گرفتن از بدترین نمونه های رفتار خودشیفتگی نیست. درعوض ، من می خواهم عناصر بالقوه مفید انها را برجسته کنم - که می توانند جامعه را قادر سازند تا از پتانسیلهای مثبت شخصیتهای "مضر" بهره ببرد و در عین حال پتانسیل آسیب دیدن از خودشیفتگان را نیز محدود کند.
📍 بهترین نوع خودشیفتگی
دو نوع اصلی از خودشیفتگی وجود دارد: "گرانقدر" و "آسیب پذیر"
"خودشیفتگان آسیب پذیر به نظر میرسد که از خود دفاع بیشتری كنند و رفتار دیگران را خصمانه می دانند ، در حالی كه خودشیفتگان گرانقدر معمولاً دارای اهمیتی بیش از حد برجسته و مشغول با موقعیت و قدرت هستند.
نتایج حاصل از مطالعات ما (در خصوص ویژگی شخصیتی خودشیفتگی ، نه اختلال شخصیت خودشیفتگی) نشان می دهد که خودشیفتگی گرانقدر با مؤلفه های بسیار مثبت استحکام ذهنی ارتباط دارد. این موارد شامل اعتماد به نفس و تمرکز بر دستیابی به اهداف است که به محافظت در برابر علائم افسردگی و استرس کمک می کند.
ارتباط بین خودشیفتگی و استحکام ذهنی ممکن است به توضیح تغییر علائم افسردگی در جامعه کمک کند. اگر فردی از نظر روحی قوی تر باشد ، به احتمال زیاد آنها را به چالش می کشد ، نه اینکه آنها را به عنوان یک مانع تلقی کند.
بنابراین اگرچه همه ابعاد خودشیفتگی خوب نیستند ، جنبه های خاصی می تواند منجر به نتایج مثبتی شود. و کمی خودشیفتگی هنگام مواجهه با شرایط استرس زا می تواند یک ابزار مفید باشد ، با این شرط کمی قدرت ذهنی نیاز است که از این دشواریها عبور کنیم ، چیزی که نارسیستها دارند.
این توانایی که ذکر شد, کمی شبیه به توانایی دویدن هست که در هنگام پیاده روی به تنهایی راه رفتن.کافی نیست. ایده این است که افراد باید انعطاف پذیر باشند. آنها باید وقتی که لازم است ، راه بروند ، اما وقتی لازم است کمی تندتر بدوند. به همین ترتیب ، توانایی فراخواندن کمی خودشیفتگی هنگام مواجهه با چالش ، از نظر اجتماعی یا حرفه ای ، یک مهارت مفید است.
📍 یک پلی به سوی دیگر
تحقیقات اخیر آزمایشگاه ما نشان می دهد که خودشیفتگی ممکن است به عنوان پلی اتصال دهنده بین جنبه های "مضر" (ضد اجتماعی) و جنبه های "مفید" (اجتماعی) باشد. به عبارت ساده ، افراد می توانند از آن پل عبور کنند تا در مواجهه با یک چالش ، از خصوصیات مضر خود استفاده کنند تا مشکل را پشت سر گذاشته و از ویژگی های اجتماعی خود در محیطی که احساس امنیت بیشتری دارند, بهره مند شوند.
کار ما نشان می دهد که به جای درک شخصیت انسان در یک حالت دوگانگی (خودشیفتگی در مقابل قابل پذیرش در اجتماع بودن) ، باید با آن به عنوان یک طیف مداوم در حال تغییر برخورد کنیم.
این اصلا به معنای ترویج گرانقدری خودشیفتگی در قبال یک عزت نفس سالم و فروتنی نیست. در عوض ، این تحقیق ما در مورد ترویج تنوع افراد و ایده ها با حمایت از اینكه صفات مضر مانند خودشیفتگی نباید فقط خوب یا بد تلقی شوند. آنها محصول تکامل و عباراتی از ماهیت بشر هستند که بسته به موقعیت و محتوی ممکن است مفید یا مضر باشند.
این ممکن است به کاهش حاشیه پردازی (مارجین کردن= انگشت نما کردن) افرادی که از صفات مضر برخوردارند ، کمک کند و به بهترین نحو ممکن برای پرورش برخی جلوه های این صفات ، ضمن دلسرد کردن دیگران ، برای منافع جمعی تلاش کند.
@thinkpluswithus setudegan
1
همه خودشیفتگان برابر نیستند.
تهیه کننده KOSTAS PAPAGEORGIOU
برگردان دکتر موریس ستودگان.
خودشیفتگان مانند کوسه ها هستند, اسمشان بد در رفته, هر دو نوع به طور کلی به عنوان نیروهای تهدیدآمیز شناخته می شوند ، که باید از آنها ترسید و از آنها دوری کرد.
اما همانطور که هر زیست شناس به شما خواهد گفت ، کوسه ها نقش مهمی در اکوسیستم دریایی ایفا می کنند. و چه بسا كه خودشیفتگان نیز نقش لازم را در جامعه بشری بازی كنند.
این البته ، برخلاف درک گسترده ای از ویژگی های شخصیتی است - این خوب است که مورد قبول دیگران باشیم و با دیگران خوب برخورد کنیم. ولی ظاهرا خودشیفتگی بد است.
در کل ، افراد خودشیفته با رفتارهای پرخطر در چالش هستند ، یک نگاه برتر غیر واقعی نسبت به خود دارند ، بیش از حد اعتماد به خود دارند ، همدلی کمی برای دیگران نشان می دهند و احساس شرم و گناه کمی دارند. اما اگر خودشیفتگی از نظر اجتماعی بسیار سمی است ، چرا همچنان ادامه دارد و چرا گفته می شود که در جوامع مدرن رو به رشد است؟
پاسخ این است که طبیعت انسان پیچیده است. و در حالی که خودشیفتگی غالباً با "صفات مضر" مانند سایکوپت و سادیسم همراه است ، جنبه هایی دارد که بطور کلی مثبت تلقی می شوند ، مانند برونگرایی و اعتماد به نفس.
در گفتن این حرف ، منظورم دفاع یا بهانه گرفتن از بدترین نمونه های رفتار خودشیفتگی نیست. درعوض ، من می خواهم عناصر بالقوه مفید انها را برجسته کنم - که می توانند جامعه را قادر سازند تا از پتانسیلهای مثبت شخصیتهای "مضر" بهره ببرد و در عین حال پتانسیل آسیب دیدن از خودشیفتگان را نیز محدود کند.
📍 بهترین نوع خودشیفتگی
دو نوع اصلی از خودشیفتگی وجود دارد: "گرانقدر" و "آسیب پذیر"
"خودشیفتگان آسیب پذیر به نظر میرسد که از خود دفاع بیشتری كنند و رفتار دیگران را خصمانه می دانند ، در حالی كه خودشیفتگان گرانقدر معمولاً دارای اهمیتی بیش از حد برجسته و مشغول با موقعیت و قدرت هستند.
نتایج حاصل از مطالعات ما (در خصوص ویژگی شخصیتی خودشیفتگی ، نه اختلال شخصیت خودشیفتگی) نشان می دهد که خودشیفتگی گرانقدر با مؤلفه های بسیار مثبت استحکام ذهنی ارتباط دارد. این موارد شامل اعتماد به نفس و تمرکز بر دستیابی به اهداف است که به محافظت در برابر علائم افسردگی و استرس کمک می کند.
ارتباط بین خودشیفتگی و استحکام ذهنی ممکن است به توضیح تغییر علائم افسردگی در جامعه کمک کند. اگر فردی از نظر روحی قوی تر باشد ، به احتمال زیاد آنها را به چالش می کشد ، نه اینکه آنها را به عنوان یک مانع تلقی کند.
بنابراین اگرچه همه ابعاد خودشیفتگی خوب نیستند ، جنبه های خاصی می تواند منجر به نتایج مثبتی شود. و کمی خودشیفتگی هنگام مواجهه با شرایط استرس زا می تواند یک ابزار مفید باشد ، با این شرط کمی قدرت ذهنی نیاز است که از این دشواریها عبور کنیم ، چیزی که نارسیستها دارند.
این توانایی که ذکر شد, کمی شبیه به توانایی دویدن هست که در هنگام پیاده روی به تنهایی راه رفتن.کافی نیست. ایده این است که افراد باید انعطاف پذیر باشند. آنها باید وقتی که لازم است ، راه بروند ، اما وقتی لازم است کمی تندتر بدوند. به همین ترتیب ، توانایی فراخواندن کمی خودشیفتگی هنگام مواجهه با چالش ، از نظر اجتماعی یا حرفه ای ، یک مهارت مفید است.
📍 یک پلی به سوی دیگر
تحقیقات اخیر آزمایشگاه ما نشان می دهد که خودشیفتگی ممکن است به عنوان پلی اتصال دهنده بین جنبه های "مضر" (ضد اجتماعی) و جنبه های "مفید" (اجتماعی) باشد. به عبارت ساده ، افراد می توانند از آن پل عبور کنند تا در مواجهه با یک چالش ، از خصوصیات مضر خود استفاده کنند تا مشکل را پشت سر گذاشته و از ویژگی های اجتماعی خود در محیطی که احساس امنیت بیشتری دارند, بهره مند شوند.
کار ما نشان می دهد که به جای درک شخصیت انسان در یک حالت دوگانگی (خودشیفتگی در مقابل قابل پذیرش در اجتماع بودن) ، باید با آن به عنوان یک طیف مداوم در حال تغییر برخورد کنیم.
این اصلا به معنای ترویج گرانقدری خودشیفتگی در قبال یک عزت نفس سالم و فروتنی نیست. در عوض ، این تحقیق ما در مورد ترویج تنوع افراد و ایده ها با حمایت از اینكه صفات مضر مانند خودشیفتگی نباید فقط خوب یا بد تلقی شوند. آنها محصول تکامل و عباراتی از ماهیت بشر هستند که بسته به موقعیت و محتوی ممکن است مفید یا مضر باشند.
این ممکن است به کاهش حاشیه پردازی (مارجین کردن= انگشت نما کردن) افرادی که از صفات مضر برخوردارند ، کمک کند و به بهترین نحو ممکن برای پرورش برخی جلوه های این صفات ، ضمن دلسرد کردن دیگران ، برای منافع جمعی تلاش کند.
@thinkpluswithus setudegan
1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
گفتن اینکه ویژگیهای شخصیتی مانند خودشیفتگی بسیار ساده است به توانمندسازی فردی کمک می کنند ، گرچه از نظر اجتماعی سمی هستند. مردم سعی می کنند در یک محیط اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی سازگار شوند ، زندگی کنند و برای موفقیت بجنگند که "مرد یا زن خودساخته" را ارتقا بخشند و اگر صفات متضاد مانند خودشیفتگی را نشان دهند ، توجه منفی دیگران را جلب می کنند. با این حال ، خودشیفتگی "گرانقدر" ممکن است کلید محافظت از افراد در برابر چنین فشارهای غیرضروری باشد.
من فکر نمی کنم افرادی هستند که بدون خودشیفتگی بتوانند زندگی کنند. به طور مشترک با سایر خصوصیات روانی ، در یک طیف قرار میگیرند ، که برخی از افراد در این طیف بالاتر از دیگران قرار دارند.
در جای دیگر جهان طبیعی ، ترس و بی اعتمادی انسان به کوسه ها منجر به نگرش گسترده "ما" در مقابل "آنها" شده است. پس از اکران فیلم Jaws ، طبق گفته یکی از متخصصان محافظه کار "ترشح سزیع تستوسترون جمعی" وجود داشت که منجر به هزاران حاشیه شد که کوسه ها را در سواحل آمریکا هدف قرار دادند و به قتل رساندند.
در نیمه قرن گذشته تعداد کوسه ها به طرز چشمگیری کاهش یافته است (تا 92٪). بنابراین تا ما شروع به درک اهمیت کوسه ها برای اکوسیستم دریایی می کنیم ، ما برای مطالعه ما دیگر کوسه ای زنده نخواهد بود.
ما نباید بگذاریم که خودشیفتگان فقط به این دلیل که آنها را درک نمی کنیم به حاشیه رانده شوند. ما به جای شیطانی کردن بخشهایی از شخصیت خود ، باید همه جنبه های آن را به رسمیت بشناسیم - و به بهترین نحو استفاده از آنها را برای منافع خود و منافع جامعه بشناسیم.
این مقاله در گفتگو با اجازه نشر از کاستاس پاپاگورگیو منتشر شده است.
برگردان مقاله: دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
2
👈منبع:
Psychologists say there are 2 types of narcissists: Which one are you؟
https://www.inverse.com/mind-body/61035-narcissism-personality-traits-why-some
من فکر نمی کنم افرادی هستند که بدون خودشیفتگی بتوانند زندگی کنند. به طور مشترک با سایر خصوصیات روانی ، در یک طیف قرار میگیرند ، که برخی از افراد در این طیف بالاتر از دیگران قرار دارند.
در جای دیگر جهان طبیعی ، ترس و بی اعتمادی انسان به کوسه ها منجر به نگرش گسترده "ما" در مقابل "آنها" شده است. پس از اکران فیلم Jaws ، طبق گفته یکی از متخصصان محافظه کار "ترشح سزیع تستوسترون جمعی" وجود داشت که منجر به هزاران حاشیه شد که کوسه ها را در سواحل آمریکا هدف قرار دادند و به قتل رساندند.
در نیمه قرن گذشته تعداد کوسه ها به طرز چشمگیری کاهش یافته است (تا 92٪). بنابراین تا ما شروع به درک اهمیت کوسه ها برای اکوسیستم دریایی می کنیم ، ما برای مطالعه ما دیگر کوسه ای زنده نخواهد بود.
ما نباید بگذاریم که خودشیفتگان فقط به این دلیل که آنها را درک نمی کنیم به حاشیه رانده شوند. ما به جای شیطانی کردن بخشهایی از شخصیت خود ، باید همه جنبه های آن را به رسمیت بشناسیم - و به بهترین نحو استفاده از آنها را برای منافع خود و منافع جامعه بشناسیم.
این مقاله در گفتگو با اجازه نشر از کاستاس پاپاگورگیو منتشر شده است.
برگردان مقاله: دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
2
👈منبع:
Psychologists say there are 2 types of narcissists: Which one are you؟
https://www.inverse.com/mind-body/61035-narcissism-personality-traits-why-some
Inverse
Psychologists say there are 2 types of narcissists: Which one are you?
Not all narcissists are equal.
📍وقتی ما استرس داریم چه می کنیم؟
همه ما دارای یک سری از استراتژی های مقابله یا coping strategy هستیم که در زمان نیاز انها را بکار میگیریم.
👈 به طور کل مقابله coping:
افکار و رفتارهایی هستند که برای مدیریت نیازها در مواقع استرس زا فعال می شوند.
1. مقابله یک فرایند پویا است:
یعنی محیط و شخص بر یکدیگر تأثیر می گذارند تا نحوه مقابله شکل گیرد.
2ِ. مقابله coping مجموعه گسترده ای از پاسخ ها را تشکیل می دهد.
این شامل اقدامات ارادی و غیر ارادی می گردد که شخص برای پاسخ به محرکهای استرس زا مواجه شده بکار می گیرد.
دو نوع مقابله را اینجا معرفی میکنم
1.مقابله دفاعی defensive coping
2. مقابله سازنده constructive coping
1. مقابله دفاعی
در مقابله دفاعی که معمولاً از مکانیزم دفاعی defence mechanism استفاده می شود انواع گوناگونی شناخته شده اند. اینها واکنشهای طبیعی و عمدتاً ناخودآگاه برای محافظت از فرد در برابر احساسات ناخوشایند (مانند اضطراب و غم) و استرس ناشی از آنهاست. گر چه آنها لزوما سالم ترین روش مقابله با استرس نیستند. با این حال، به نظر می رسد تعداد معینی از توهمات مثبت positive illusions که انکار واقعیت است، برای سلامت روان ضروری است. این ادعا ناشی از مطالعات توهمات مثبت در افراد غیر افسرده و افراد افسرده می باشد که بدین گونه جمع بندی میگردد:
1.1. افراد "غیر افسرده" نسبتا تمایل به اظهار تصاویر خود غیر واقعی unrealistic self-images از خود دارند. در حالیکه افراد افسرده تمایل به اظهار تصاویر منفی ، اما واقع بینانه تری realistic self-images از خود نشان میدهند.
1.2. افراد غیر افسرده در چگونگی کنترل حوادث احتمالی از مرز خود فراتر می روند. اما افراد افسرده چندان مستعد این توهم نیستند.
1.3. سرانجام افراد غیر افسرده هنگام فکر کردن در مورد آینده خود ، خوش بینی یا مثبت نگری بیش از حد را نشان می دهند. اما افراد افسرده نسبت به آینده واقع بین تر هستند.
2. مقابله سازنده
در واقع انواع روش های غیر دفاعی برای مقابله با مواقع استرس زا وجود دارد. دو مورد از اینها رادر اینجا کوتاه بررسی خواهد شد.
🔺2ِ.1. یادگیری ارزیابی رویدادهای
استرس زا
آلبرت الیس رویکرد ویژه ای بنام RET را برای درمان مراجعینی که برای انواع مختلف رویدادهای سترس زا و اختلالات به وی مراجعه کرده اند, را ابداع کرد که به ان درمان عقلانی و عاطفی Rational-Emotive Thetapy میگوییم.
هدف این روش این است که همه تلاشها متمرکز شود و طرحواره ها و الگو های مراجع از تفکر غیر منطقی irrational thinking کاهش یابد تا سبب کاهش احساسات و رفتارهای منفی او گردد. در اینجا در واقع درمانگر باور شخص را تغییر میدهد.
🔺2.2. تکنیک های آرامش بخش
relaxation techniques
مراقبه و تکنیک های آرامش دهنده فایده های متفاوتی دارند. بسیاری از افراد با تمرینهای مراقبه در مورد آرامش ناشی از ان در تحقیقات گزارش میدهند.
✅ چهار مورد میتواند باعث آرامش مؤثر شود:
👈 1. محیط آرام برای مراقبه meditation
👈 2. یک ابزار برای مراقبه ، به عنوان مثال موزیک یا وسایل مراقبه که تکرار همان کلمه یا صدا یا عمل بارها و بارها انجام شود.
👈3. یک نگرش منفعل: اگر تمرکز افکار خود را بروی شی یا موزیکی که انتخاب کردید تغییر می دهید، باید بدانید که در سترس افکار و پریشانی هستید و سریعا باید خود را بروی شی ذهنی که انتخاب کرده اید مجدداً متمرکز کنید.
4. یک جا و موضع راحت انتخاب کنید مانند دراز کشیدن روی زمین, اما موقعیت القاء خواب نیست, بلکه تمرکز بروی موزیک یا صدای خاص یا اگر شی ذهنی را انتخاب کرده اید, میباشد.
تهیه کننده: دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
همه ما دارای یک سری از استراتژی های مقابله یا coping strategy هستیم که در زمان نیاز انها را بکار میگیریم.
👈 به طور کل مقابله coping:
افکار و رفتارهایی هستند که برای مدیریت نیازها در مواقع استرس زا فعال می شوند.
1. مقابله یک فرایند پویا است:
یعنی محیط و شخص بر یکدیگر تأثیر می گذارند تا نحوه مقابله شکل گیرد.
2ِ. مقابله coping مجموعه گسترده ای از پاسخ ها را تشکیل می دهد.
این شامل اقدامات ارادی و غیر ارادی می گردد که شخص برای پاسخ به محرکهای استرس زا مواجه شده بکار می گیرد.
دو نوع مقابله را اینجا معرفی میکنم
1.مقابله دفاعی defensive coping
2. مقابله سازنده constructive coping
1. مقابله دفاعی
در مقابله دفاعی که معمولاً از مکانیزم دفاعی defence mechanism استفاده می شود انواع گوناگونی شناخته شده اند. اینها واکنشهای طبیعی و عمدتاً ناخودآگاه برای محافظت از فرد در برابر احساسات ناخوشایند (مانند اضطراب و غم) و استرس ناشی از آنهاست. گر چه آنها لزوما سالم ترین روش مقابله با استرس نیستند. با این حال، به نظر می رسد تعداد معینی از توهمات مثبت positive illusions که انکار واقعیت است، برای سلامت روان ضروری است. این ادعا ناشی از مطالعات توهمات مثبت در افراد غیر افسرده و افراد افسرده می باشد که بدین گونه جمع بندی میگردد:
1.1. افراد "غیر افسرده" نسبتا تمایل به اظهار تصاویر خود غیر واقعی unrealistic self-images از خود دارند. در حالیکه افراد افسرده تمایل به اظهار تصاویر منفی ، اما واقع بینانه تری realistic self-images از خود نشان میدهند.
1.2. افراد غیر افسرده در چگونگی کنترل حوادث احتمالی از مرز خود فراتر می روند. اما افراد افسرده چندان مستعد این توهم نیستند.
1.3. سرانجام افراد غیر افسرده هنگام فکر کردن در مورد آینده خود ، خوش بینی یا مثبت نگری بیش از حد را نشان می دهند. اما افراد افسرده نسبت به آینده واقع بین تر هستند.
2. مقابله سازنده
در واقع انواع روش های غیر دفاعی برای مقابله با مواقع استرس زا وجود دارد. دو مورد از اینها رادر اینجا کوتاه بررسی خواهد شد.
🔺2ِ.1. یادگیری ارزیابی رویدادهای
استرس زا
آلبرت الیس رویکرد ویژه ای بنام RET را برای درمان مراجعینی که برای انواع مختلف رویدادهای سترس زا و اختلالات به وی مراجعه کرده اند, را ابداع کرد که به ان درمان عقلانی و عاطفی Rational-Emotive Thetapy میگوییم.
هدف این روش این است که همه تلاشها متمرکز شود و طرحواره ها و الگو های مراجع از تفکر غیر منطقی irrational thinking کاهش یابد تا سبب کاهش احساسات و رفتارهای منفی او گردد. در اینجا در واقع درمانگر باور شخص را تغییر میدهد.
🔺2.2. تکنیک های آرامش بخش
relaxation techniques
مراقبه و تکنیک های آرامش دهنده فایده های متفاوتی دارند. بسیاری از افراد با تمرینهای مراقبه در مورد آرامش ناشی از ان در تحقیقات گزارش میدهند.
✅ چهار مورد میتواند باعث آرامش مؤثر شود:
👈 1. محیط آرام برای مراقبه meditation
👈 2. یک ابزار برای مراقبه ، به عنوان مثال موزیک یا وسایل مراقبه که تکرار همان کلمه یا صدا یا عمل بارها و بارها انجام شود.
👈3. یک نگرش منفعل: اگر تمرکز افکار خود را بروی شی یا موزیکی که انتخاب کردید تغییر می دهید، باید بدانید که در سترس افکار و پریشانی هستید و سریعا باید خود را بروی شی ذهنی که انتخاب کرده اید مجدداً متمرکز کنید.
4. یک جا و موضع راحت انتخاب کنید مانند دراز کشیدن روی زمین, اما موقعیت القاء خواب نیست, بلکه تمرکز بروی موزیک یا صدای خاص یا اگر شی ذهنی را انتخاب کرده اید, میباشد.
تهیه کننده: دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus