در اینجا فقط چند روش برای استفاده از ذهن آگاهی در روانشناسی مثبت نام برده شده:
👈 به عنوان ابزاری برای مراقبت از خود برای هرکسی که علاقه مند باشد - ذهن آگاهی را می توان هر کسی ، هرجای و هر زمان تمرین کند!
👈 به عنوان یک روش کاهش استرس برای دانش آموزان و دانش جویان در هر سنینی، افرادی که مشاغل پر استرس دارند و هر کسی که با اضطراب سر و کار دارد.
👈 به عنوان راهی برای تقویت سلامتی کارمندان و کارگران.
👈 به عنوان یک ابزار درمانی برای افرادی که با افسردگی یا سایر اختلالات خلقی دست و پنجه نرم می کنند.
👈 به عنوان یک روش مقابله ای و استراتژی آرامش.
👈 همراه با یوگا به عنوان یک عادت سالم برای بدن و ذهن.
🔺 7 مزیت بزرگ ذهن آگاهی در روانشناسی مثبت
نتایج مثبت بسیاری وجود دارد که از توسعه و تمرین ذهن آگاهی حاصل می شود. در زیر 7 مورد از مثبت ترین و قابل توجه ترین مزایای ذهن آگاهی آورده شده است.
🔑شماره 1 - هوشیار بودن به افکار و عواطف خود باعث بهبود رفاه و حال می شود
مفهوم خودتنظیمی تا حدی با این متفاوت است ، در این خود تنظیمی - به معنای دقیق کلمه - در واقع توجه داشتن به خود تلقی نمی شود. اما ذهن آگاهی حالتی است که با درون نگری، گشودگی ذهن، تأمل و پذیرش خود بهتر مشخص می شود.
تحقیقات در مورد یکی از نتایج اصلی تمرین ذهن آگاهی کاملاً واضح است: اخیراً شواهد محکمی به دست آمده که نشان می دهد ذهن آگاهی با تأثیر مثبت، رضایت از زندگی و بهزیستی کلی ارتباط دارد (Seear & Vella-Brodrick، 2012؛ Sin & Lyubomirsky ، 2009).
ذهن آگاهی به خودی خود مفهوم جدیدی نیست. بیش از دو هزار سال در آیین بودا وجود داشته است. تحقیقات امروزی چندین یافته جالب ارائه کرده اند که نشان می دهد این "افزایش خودآگاهی" استرس و اضطراب را کاهش می دهد و به نوبه خود خطر ابتلا به سرطان ، بیماری و آسیب شناسی روانی را کاهش می دهد. تمرین ذهن آگاهی در روانشناسی مثبت به عنوان ابزاری برای سلامت عمومی جسمی و روانی مفید است.
🔑 شماره 2 - هوشیار بودن می تواند حافظه کاری ما را بهبودی بخشد
حافظه فعال ، سیستم حافظه ای است که برای یادآوری بیشتر و پردازش های بعدی ، اطلاعات را به طور موقت در ذهن ما ذخیره می کند. مطالعات بسیاری انجام شده است که حاکی از وجود رابطه قوی بین ذهن.اگاهی و توجه و حافظه فعال است.
این روانشناس Van Vugt & Jha (2011)
تحقیقاتی را انجام دادند که شامل بردن گروهی از شرکت کنندگان به یک تعمق فکری یک ماهه بود. این شرکت کنندگان با گروه کنترل که هیچ آموزش ذهن آگاهی (MT) دریافت نکرده اند مقایسه شدند. همه شرکت کنندگان از هر دو گروه قبل از تهیه هرگونه اموزش MT ، ابتدا وظیفه تشخیص حافظه را توسط بک امتحان کوچک را بر عهده داشتند. مرحله دوم کار شناسایی حافظه پس از آموزش ماهانه توسط همه شرکت کنندگان انجام شد.
نتایج مثبت بود - در حالی که سطح دقت در هر دو گروه قابل مقایسه بود ، زمان واکنش برای گروهی که آموزش ذهن آگاهی را دریافت کرده بودند بسیار سریعتر بود. این نتایج نشان می دهد که MT (اموزش ذهن اگاهی) منجر به بهبود توجه می شود ، به ویژه در رابطه با کیفیت اطلاعات و فرایندهای تصمیم گیری ، که مستقیماً با حافظه فعال ارتباط دارند.
🔑 شماره 3 - ذهن آگاهی به عنوان یک ابزار در برابر علائم افسردگی مرتبط با تبعیض عمل می کند
یک مطالعه خود-گزارشی انجام شده در دانشگاه کارولینای شمالی میزان تبعیض تجربه شده توسط شرکت کنندگان و همچنین وجود و - در صورت وجود داشتن - شدت علائم افسردگی آنها را اندازه گیری کرد (براون-ایانوزی ، آدیر ، پین ، ریچمن و فردریکسون ، 2014 ) شرکت کنندگان همچنین پرسشنامه ای را تکمیل کردند که سطح ذهن آگاهی آنها را به عنوان یک ویژگی یا توانمندی اندازه گیری می کند ، که مشخصه آن گرایش به آگاهی آگاهانه از زمان حال است.
نتایج نشان داد ، همانطور که انتظار می رفت ، شرکت کنندگان هر چه تبعیض بیشتری را تجربه کنند ، علائم افسردگی آنها بیشتر است. همچنین مشخص شد که هرچه افراد باهوش تری باشند ، افسردگی کمتری دارند.
سرانجام ، و از همه مهمتر ، یافته ها نشان داد که ذهن آگاهی ممکن است یک عامل محافظتی باشد که اثرات تبعیض را در ایجاد علائم افسردگی کاهش می دهد. به عبارت دیگر ، اگرچه تبعیض با علائم افسردگی همراه بود ، اما با افزایش ذهن اگاهی ، ارتباط انها بسیار ضعیف تر می شود.
ادامه دارد...
3/6
@thinkpluswithus
👈 به عنوان ابزاری برای مراقبت از خود برای هرکسی که علاقه مند باشد - ذهن آگاهی را می توان هر کسی ، هرجای و هر زمان تمرین کند!
👈 به عنوان یک روش کاهش استرس برای دانش آموزان و دانش جویان در هر سنینی، افرادی که مشاغل پر استرس دارند و هر کسی که با اضطراب سر و کار دارد.
👈 به عنوان راهی برای تقویت سلامتی کارمندان و کارگران.
👈 به عنوان یک ابزار درمانی برای افرادی که با افسردگی یا سایر اختلالات خلقی دست و پنجه نرم می کنند.
👈 به عنوان یک روش مقابله ای و استراتژی آرامش.
👈 همراه با یوگا به عنوان یک عادت سالم برای بدن و ذهن.
🔺 7 مزیت بزرگ ذهن آگاهی در روانشناسی مثبت
نتایج مثبت بسیاری وجود دارد که از توسعه و تمرین ذهن آگاهی حاصل می شود. در زیر 7 مورد از مثبت ترین و قابل توجه ترین مزایای ذهن آگاهی آورده شده است.
🔑شماره 1 - هوشیار بودن به افکار و عواطف خود باعث بهبود رفاه و حال می شود
مفهوم خودتنظیمی تا حدی با این متفاوت است ، در این خود تنظیمی - به معنای دقیق کلمه - در واقع توجه داشتن به خود تلقی نمی شود. اما ذهن آگاهی حالتی است که با درون نگری، گشودگی ذهن، تأمل و پذیرش خود بهتر مشخص می شود.
تحقیقات در مورد یکی از نتایج اصلی تمرین ذهن آگاهی کاملاً واضح است: اخیراً شواهد محکمی به دست آمده که نشان می دهد ذهن آگاهی با تأثیر مثبت، رضایت از زندگی و بهزیستی کلی ارتباط دارد (Seear & Vella-Brodrick، 2012؛ Sin & Lyubomirsky ، 2009).
ذهن آگاهی به خودی خود مفهوم جدیدی نیست. بیش از دو هزار سال در آیین بودا وجود داشته است. تحقیقات امروزی چندین یافته جالب ارائه کرده اند که نشان می دهد این "افزایش خودآگاهی" استرس و اضطراب را کاهش می دهد و به نوبه خود خطر ابتلا به سرطان ، بیماری و آسیب شناسی روانی را کاهش می دهد. تمرین ذهن آگاهی در روانشناسی مثبت به عنوان ابزاری برای سلامت عمومی جسمی و روانی مفید است.
🔑 شماره 2 - هوشیار بودن می تواند حافظه کاری ما را بهبودی بخشد
حافظه فعال ، سیستم حافظه ای است که برای یادآوری بیشتر و پردازش های بعدی ، اطلاعات را به طور موقت در ذهن ما ذخیره می کند. مطالعات بسیاری انجام شده است که حاکی از وجود رابطه قوی بین ذهن.اگاهی و توجه و حافظه فعال است.
این روانشناس Van Vugt & Jha (2011)
تحقیقاتی را انجام دادند که شامل بردن گروهی از شرکت کنندگان به یک تعمق فکری یک ماهه بود. این شرکت کنندگان با گروه کنترل که هیچ آموزش ذهن آگاهی (MT) دریافت نکرده اند مقایسه شدند. همه شرکت کنندگان از هر دو گروه قبل از تهیه هرگونه اموزش MT ، ابتدا وظیفه تشخیص حافظه را توسط بک امتحان کوچک را بر عهده داشتند. مرحله دوم کار شناسایی حافظه پس از آموزش ماهانه توسط همه شرکت کنندگان انجام شد.
نتایج مثبت بود - در حالی که سطح دقت در هر دو گروه قابل مقایسه بود ، زمان واکنش برای گروهی که آموزش ذهن آگاهی را دریافت کرده بودند بسیار سریعتر بود. این نتایج نشان می دهد که MT (اموزش ذهن اگاهی) منجر به بهبود توجه می شود ، به ویژه در رابطه با کیفیت اطلاعات و فرایندهای تصمیم گیری ، که مستقیماً با حافظه فعال ارتباط دارند.
🔑 شماره 3 - ذهن آگاهی به عنوان یک ابزار در برابر علائم افسردگی مرتبط با تبعیض عمل می کند
یک مطالعه خود-گزارشی انجام شده در دانشگاه کارولینای شمالی میزان تبعیض تجربه شده توسط شرکت کنندگان و همچنین وجود و - در صورت وجود داشتن - شدت علائم افسردگی آنها را اندازه گیری کرد (براون-ایانوزی ، آدیر ، پین ، ریچمن و فردریکسون ، 2014 ) شرکت کنندگان همچنین پرسشنامه ای را تکمیل کردند که سطح ذهن آگاهی آنها را به عنوان یک ویژگی یا توانمندی اندازه گیری می کند ، که مشخصه آن گرایش به آگاهی آگاهانه از زمان حال است.
نتایج نشان داد ، همانطور که انتظار می رفت ، شرکت کنندگان هر چه تبعیض بیشتری را تجربه کنند ، علائم افسردگی آنها بیشتر است. همچنین مشخص شد که هرچه افراد باهوش تری باشند ، افسردگی کمتری دارند.
سرانجام ، و از همه مهمتر ، یافته ها نشان داد که ذهن آگاهی ممکن است یک عامل محافظتی باشد که اثرات تبعیض را در ایجاد علائم افسردگی کاهش می دهد. به عبارت دیگر ، اگرچه تبعیض با علائم افسردگی همراه بود ، اما با افزایش ذهن اگاهی ، ارتباط انها بسیار ضعیف تر می شود.
ادامه دارد...
3/6
@thinkpluswithus
طبق مطالعاتی مانند این ، به نظر می رسد تمرین ذهن آگاهی ممکن است روشی موثر در جلوگیری از شروع افسردگی باشد.
🔑 شماره 4 - ذهن آگاهی می تواند به ما کمک کند تا از نقاط قوت خود بهتر استفاده کنیم
"ذهن آگاهی می تواند به فرد کمک کند نقاط قوت شخصیت خود را به روشی متعادل و حساس به زمینه و شرایطی که در آن قرار دارند ، بیان کند." (Niemiec، 2012)
تحقیقات زیادی نشان داده است که ذهن آگاهی بر سلامت روان و شخصیت تأثیر می گذارد (Baer، Smith & Allen، 2004). جای تعجب نیست که ذهن آگاهی به نقاط قوت شخصیت نیز مربوط می شود.
ذهن آگاهی و نقاط قوت هزاران سال است که عمیقاً در هم آمیخته اند. در آیین بودا ، مراقبه ذهن آگاهی نه تنها یک روش موثر در تسکین درد و رنج است ، بلکه راهی برای پرورش خصوصیات مثبت و نقاط قوت مانند همدلی ، خرد و رفاه است.
حتی معنای ذهن آگاهی ، که توسط Thich Nhat Hanh (Niemiec ، 2014) تعریف شده است ، شامل برخی از ابعاد نقاط قوت است. دیدگاه او درباره ذهن آگاهی بیان می کند که ذهن آگاهی روشی است:
"برای زنده نگه داشتن توجه خود در واقعیت فعلی. و این "زنده بودن" هم خودتنظیم توجه و هم رویکرد کنجکاوی را به خود جلب می کند. "
طبق تحقیقات Bishop و همکارانش (2004) ، تجربه ذهن آگاهی با تعهد برای حفظ کنجکاوی در مورد سرگردانی ذهن و مشاهده تفاوت در اشیا دیگر آغاز می شود. تحقیقات دیگر (Ivtzan ، Gardner & Smailova ، 2011) نشان داد که کنجکاوی یکی از نقاط قوتی است که با داشتن یک زندگی راضی ، معنادار و جذاب رابطه دارد.
بر اساس مطالعه Niemiec ، Rashid & Spinella (2012) ، نقاط قوت متعالی در تمرین ذهن آگاهی معنادارتر می شوند زیرا ذهن آگاهی را با معنای معنوی پیوند می دهند.
علاوه بر این ، در طول تمرین ذهن آگاهی ، افراد ممکن است با موانع داخلی و خارجی از جمله بی حوصلگی ، ذهن سرگردان ، ناراحتی جسمی و دشواری در پایبندی به عمل روبرو شوند ، و برای غلبه بر آن به یک قدرت, شجاعت و پشتکار نسبتا خوبی نیاز دارد.
"ذهن آگاهی در آگاهی و خودشناسی را نسبت به اینکه چه کسی هستیم را باز می کند و نقاط قوت شخصیت در پشت این در است, زیرا نقاط قوت شخصیت افراد در هسته اصلی آنها قرار دارند" (Niemiec، 2014).
ذهن آگاهی همچنین می تواند به ما کمک کند تا از نقاط قوت خود بهتر استفاده کنیم. به آن فکر کنیم - اگر واقعاً به خودشناسی خود توجه نداریم ، چقدر می توانیم اهداف خود را دنبال کنیم؟ پیگیری و دستیابی به اهداف شخصی نیاز به توجه به حالات درونی ، افکار ، احساسات و رفتارها دارد (براون ، رایان و کرسول ، 2007).
بنابراین ، برای اینکه بتوانیم قدرت خود را ببینیم ، باید به حالت ذهنی درونی خود دسترسی داشته باشیم. برای دستیابی به نقاط قوت و خود واقعی خود ، ذهن آگاهی راهی مفید است.
تحقیقات کارلسون (20013) نشان داد که ما نقاط کور بسیاری داریم ، از جمله مواردی که به عنوان مانع اطلاعات و مانع انگیزه شناخته می شود. سد اطلاعات سدی است که به دلیل کمبود اطلاعات - یا کمبود اطلاعات خوب ایجاد می شود. موانع انگیزشی همان اتفاقی است که وقتی به روش خود می یابیم - ممکن است اطلاعات درستی در اختیار داشته باشیم ، اما ناخودآگاه صحت یا وجود آن اطلاعات را رد می کنیم (Brogaard ، 2015).
ذهن آگاهی می تواند به ما کمک کند تا از کنار این دو مانع عبور کنیم. همچنین می تواند تعصبی را که نسبت به خودمان داریم کاهش دهد زیرا تمرین ذهن آگاهی می تواند از دفاعی اِگو ما بکاهد زیرا ما بیشتر افکار مبتنی بر واقعیت را شروع می کنیم.
اصطلاح عصب-پلاستیک به تغییرات ساختاری و عملکردی مغز مربوط به تجربه اشاره دارد. مدتی است شناخته شده است که آموزش موسیقی و یادگیری زبان باعث ایجاد تغییرات ساختاری در مغز و توانایی های شناختی ما می شود. معلوم می شود که همین امر برای ذهن آگاهی نیز صادق است!
آگاهی ذهن نوعی از تجربه است که نه تنها ساختار ، بلکه عملکرد مغز ما را در طول زندگی تغییر می دهد. ذهن آگاهی را می توان به عنوان یک عضله ذهنی در نظر گرفت. هر بار که وزن را بالا می بریم ، عضله ای را که کار می گیریم تقویت می کنیم.
ادامه دارد...
4/6
@thinkpluswithus
🔑 شماره 4 - ذهن آگاهی می تواند به ما کمک کند تا از نقاط قوت خود بهتر استفاده کنیم
"ذهن آگاهی می تواند به فرد کمک کند نقاط قوت شخصیت خود را به روشی متعادل و حساس به زمینه و شرایطی که در آن قرار دارند ، بیان کند." (Niemiec، 2012)
تحقیقات زیادی نشان داده است که ذهن آگاهی بر سلامت روان و شخصیت تأثیر می گذارد (Baer، Smith & Allen، 2004). جای تعجب نیست که ذهن آگاهی به نقاط قوت شخصیت نیز مربوط می شود.
ذهن آگاهی و نقاط قوت هزاران سال است که عمیقاً در هم آمیخته اند. در آیین بودا ، مراقبه ذهن آگاهی نه تنها یک روش موثر در تسکین درد و رنج است ، بلکه راهی برای پرورش خصوصیات مثبت و نقاط قوت مانند همدلی ، خرد و رفاه است.
حتی معنای ذهن آگاهی ، که توسط Thich Nhat Hanh (Niemiec ، 2014) تعریف شده است ، شامل برخی از ابعاد نقاط قوت است. دیدگاه او درباره ذهن آگاهی بیان می کند که ذهن آگاهی روشی است:
"برای زنده نگه داشتن توجه خود در واقعیت فعلی. و این "زنده بودن" هم خودتنظیم توجه و هم رویکرد کنجکاوی را به خود جلب می کند. "
طبق تحقیقات Bishop و همکارانش (2004) ، تجربه ذهن آگاهی با تعهد برای حفظ کنجکاوی در مورد سرگردانی ذهن و مشاهده تفاوت در اشیا دیگر آغاز می شود. تحقیقات دیگر (Ivtzan ، Gardner & Smailova ، 2011) نشان داد که کنجکاوی یکی از نقاط قوتی است که با داشتن یک زندگی راضی ، معنادار و جذاب رابطه دارد.
بر اساس مطالعه Niemiec ، Rashid & Spinella (2012) ، نقاط قوت متعالی در تمرین ذهن آگاهی معنادارتر می شوند زیرا ذهن آگاهی را با معنای معنوی پیوند می دهند.
علاوه بر این ، در طول تمرین ذهن آگاهی ، افراد ممکن است با موانع داخلی و خارجی از جمله بی حوصلگی ، ذهن سرگردان ، ناراحتی جسمی و دشواری در پایبندی به عمل روبرو شوند ، و برای غلبه بر آن به یک قدرت, شجاعت و پشتکار نسبتا خوبی نیاز دارد.
"ذهن آگاهی در آگاهی و خودشناسی را نسبت به اینکه چه کسی هستیم را باز می کند و نقاط قوت شخصیت در پشت این در است, زیرا نقاط قوت شخصیت افراد در هسته اصلی آنها قرار دارند" (Niemiec، 2014).
ذهن آگاهی همچنین می تواند به ما کمک کند تا از نقاط قوت خود بهتر استفاده کنیم. به آن فکر کنیم - اگر واقعاً به خودشناسی خود توجه نداریم ، چقدر می توانیم اهداف خود را دنبال کنیم؟ پیگیری و دستیابی به اهداف شخصی نیاز به توجه به حالات درونی ، افکار ، احساسات و رفتارها دارد (براون ، رایان و کرسول ، 2007).
بنابراین ، برای اینکه بتوانیم قدرت خود را ببینیم ، باید به حالت ذهنی درونی خود دسترسی داشته باشیم. برای دستیابی به نقاط قوت و خود واقعی خود ، ذهن آگاهی راهی مفید است.
تحقیقات کارلسون (20013) نشان داد که ما نقاط کور بسیاری داریم ، از جمله مواردی که به عنوان مانع اطلاعات و مانع انگیزه شناخته می شود. سد اطلاعات سدی است که به دلیل کمبود اطلاعات - یا کمبود اطلاعات خوب ایجاد می شود. موانع انگیزشی همان اتفاقی است که وقتی به روش خود می یابیم - ممکن است اطلاعات درستی در اختیار داشته باشیم ، اما ناخودآگاه صحت یا وجود آن اطلاعات را رد می کنیم (Brogaard ، 2015).
ذهن آگاهی می تواند به ما کمک کند تا از کنار این دو مانع عبور کنیم. همچنین می تواند تعصبی را که نسبت به خودمان داریم کاهش دهد زیرا تمرین ذهن آگاهی می تواند از دفاعی اِگو ما بکاهد زیرا ما بیشتر افکار مبتنی بر واقعیت را شروع می کنیم.
اصطلاح عصب-پلاستیک به تغییرات ساختاری و عملکردی مغز مربوط به تجربه اشاره دارد. مدتی است شناخته شده است که آموزش موسیقی و یادگیری زبان باعث ایجاد تغییرات ساختاری در مغز و توانایی های شناختی ما می شود. معلوم می شود که همین امر برای ذهن آگاهی نیز صادق است!
آگاهی ذهن نوعی از تجربه است که نه تنها ساختار ، بلکه عملکرد مغز ما را در طول زندگی تغییر می دهد. ذهن آگاهی را می توان به عنوان یک عضله ذهنی در نظر گرفت. هر بار که وزن را بالا می بریم ، عضله ای را که کار می گیریم تقویت می کنیم.
ادامه دارد...
4/6
@thinkpluswithus
به همین ترتیب ، هر بار که بدون قضاوت یا تلاش برای کنترل به لحظه حال توجه می کنیم ، مناطق مغزی خودتنظیمی و همدلی شکوفا می شوند.
مرتبط: ذهن آگاهی و مغز: تحقیقات و علوم اعصاب چه می گویند؟
🔑 شماره 5 - تمرین ذهن آگاهی می تواند میزان خوشبختی شما را افزایش دهد
مغز ما به دو نیمکره تقسیم شده است: نیمکره چپ و نیمکره راست. ما می دانیم که قشر جلوی پیشانی سمت راست (قسمت جلویی مغز که عملکردهای بالاتر را کنترل می کند) هنگامی که در یک روحیه افسرده و مضطرب قرار بگیریم بسیار فعال است.
از طرف دیگر ، مغز ما وقتی خوشحال و پرانرژی هستیم فعالیت بالایی در قشر جلوی مغز سمت چپ دارد. این نسبت فعالیت چپ به راست ، میزان خوشبختی ما را در طول فعالیتهای روزانه نشان می دهد. بنابراین ، هنگامی که مراقبه ذهن آگاهی را تمرین می کنیم ، چه اتفاقی می افتد؟
تحقیقات Richard Davidson و Jon Kabat-Zinn نشان می دهد که یک دوره 8 هفته ای ساده تمرین آگاهی روزانه 1 ساعته منجر به افزایش قابل توجهی در فعال سازی سمت چپ در مغز می شود - افزایشی که حتی پس از 4 ماه آموزش نیز حفظ می شود برنامه (دیویدسون و دیگران ، 2003). به طور خلاصه ، این یافته نشان می دهد که تمرین هوشیاری کوتاه مدت سطح شادی ما را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد ، حتی تا سطح فیزیکی ما.
🔑 شماره 6 - ذهن آگاهی می تواند مقاومت ما را بیشتر کند
در ابتدایی ترین اصطلاحات ، انعطاف پذیری به توانایی فرد در بهبودی از عقب نشینی ها و سازگاری مناسب با تغییرات اشاره دارد. گوشه کوچکی از مغز ما که به انعطاف پذیری مربوط می شود ، ناحیه ای به نام قشر شکمی قدامی (ACC) است که در اعماق مرکز مغز واقع شده است. ACC نقش مهمی در تنظیم خود و یادگیری از تجربه گذشته برای ارتقا تصمیم گیری بهینه دارد.
یافته های تحقیقاتی Tang و همکارانش نشان می دهد که گروه های آموزش ذهن آگاهی که جلسه تمرین 3 ساعته ذهن آگاهی را گذرانده اند ، فعالیت بالاتری در ACC دارند و همچنین عملکرد بالاتری را در آزمون های خودتنظیمی و مقاومت در برابر عوامل برهم زننده نسبت به گروه کنترل نشان می دهند (تانگ و همکاران al. ، 2007 ؛ 2009).
این بدان معنی است که فقط با یک تعهد کوچک به تمرین ذهن آگاهی ، می توانیم نحوه واکنش مغز خود را در برابر عقب نشینی ها تغییر دهیم و توانایی تصمیم گیری هوشمندانه خود را بهبود ببخشیم.
🔑 شماره 7 - منطقه استرس را در مغز ما کاهش می دهد
آیا تا به حال یک دوره خشن سترسی را تجربه کرده اید که در آن زندگی روزمره خود را با کف دست های عرق کرده و اضطراب پشت سر بگذارید ، حتی ممکن است که شب ها نخوابید؟ هر بار که دچار استرس می شویم ، قسمت کوچکی از مغز ما به نام آمیگدالا ما را کنترل می کند.
آمیگدالا یک منطقه کلیدی برای پاسخ دادن به استرس در مغز ما است و نقش مهمی در کمک به ما در کنار آمدن با موقعیت های اضطراب آور دارد. این یک واقعیت مشهود است که فعالیت آمیگدالای بالا با افسردگی و اختلالات اضطرابی همراه است (Siegle و همکاران ، 2002).
خبر خوب این است که تمرین ذهن آگاهی در واقع می تواند اندازه آمیگدالا را کوچک کرده و آستانه واکنش استرس ما را افزایش دهد. تحقیقات اخیر انجام شده توسط Taren و همکارانش ، ارتباطی را بین عملکرد ذهن آگاهی طولانی مدت و آمیگدالا نشان می دهد که کاهش می یابد (Taren و همکاران ، 2013). با تمرین ذهن آگاهی ، می توانیم نحوه واکنش در موقعیت های استرس زا را تغییر دهیم و بهزیستی ذهنی و جسمی خود را بهبود ببخشیم.
🔺 تحقیق درباره ذهن آگاهی در روانشناسی: ذهن آگاهی چه زمانی ایده بدی است؟
شاید منصفانه نباشد اگر بگوییم ذهن آگاهی ایده بدی است ، اما ممکن است مزایای آن بیش از حد بیان شده باشد و معایب آن - به همان تعداد اندک - کنار گذاشته شوند (Dholakia، 2016)
👈 این معایب و نکات منفی عبارتند از:
کاهش اندکی در توانایی تشخیص واقعی و واقعی نبودن ، منجر به احتمال خاطرات نادرست میشود (ویلسون ، میکس ، استولارز-فانتینو ، اورارد و پانتینو ، 2015).
پتانسیل برای کنار گذاشتن افکار گر چه مثبت نیستتد انا مفید از جهتی دیگر مانند مراقبت از ما هستند (Briñol، Gascó، Petty، & Horcajo، 2012).
پتانسیل اجتناب از مشکلات چالش برانگیز و تفکر انتقادی ، روی آوردن به مراقبه ذهن آگاهی به جای تهیه راه حل (Brendel، 2015).
ادامه دارد...
5/6
@thinkpluswithus
مرتبط: ذهن آگاهی و مغز: تحقیقات و علوم اعصاب چه می گویند؟
🔑 شماره 5 - تمرین ذهن آگاهی می تواند میزان خوشبختی شما را افزایش دهد
مغز ما به دو نیمکره تقسیم شده است: نیمکره چپ و نیمکره راست. ما می دانیم که قشر جلوی پیشانی سمت راست (قسمت جلویی مغز که عملکردهای بالاتر را کنترل می کند) هنگامی که در یک روحیه افسرده و مضطرب قرار بگیریم بسیار فعال است.
از طرف دیگر ، مغز ما وقتی خوشحال و پرانرژی هستیم فعالیت بالایی در قشر جلوی مغز سمت چپ دارد. این نسبت فعالیت چپ به راست ، میزان خوشبختی ما را در طول فعالیتهای روزانه نشان می دهد. بنابراین ، هنگامی که مراقبه ذهن آگاهی را تمرین می کنیم ، چه اتفاقی می افتد؟
تحقیقات Richard Davidson و Jon Kabat-Zinn نشان می دهد که یک دوره 8 هفته ای ساده تمرین آگاهی روزانه 1 ساعته منجر به افزایش قابل توجهی در فعال سازی سمت چپ در مغز می شود - افزایشی که حتی پس از 4 ماه آموزش نیز حفظ می شود برنامه (دیویدسون و دیگران ، 2003). به طور خلاصه ، این یافته نشان می دهد که تمرین هوشیاری کوتاه مدت سطح شادی ما را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد ، حتی تا سطح فیزیکی ما.
🔑 شماره 6 - ذهن آگاهی می تواند مقاومت ما را بیشتر کند
در ابتدایی ترین اصطلاحات ، انعطاف پذیری به توانایی فرد در بهبودی از عقب نشینی ها و سازگاری مناسب با تغییرات اشاره دارد. گوشه کوچکی از مغز ما که به انعطاف پذیری مربوط می شود ، ناحیه ای به نام قشر شکمی قدامی (ACC) است که در اعماق مرکز مغز واقع شده است. ACC نقش مهمی در تنظیم خود و یادگیری از تجربه گذشته برای ارتقا تصمیم گیری بهینه دارد.
یافته های تحقیقاتی Tang و همکارانش نشان می دهد که گروه های آموزش ذهن آگاهی که جلسه تمرین 3 ساعته ذهن آگاهی را گذرانده اند ، فعالیت بالاتری در ACC دارند و همچنین عملکرد بالاتری را در آزمون های خودتنظیمی و مقاومت در برابر عوامل برهم زننده نسبت به گروه کنترل نشان می دهند (تانگ و همکاران al. ، 2007 ؛ 2009).
این بدان معنی است که فقط با یک تعهد کوچک به تمرین ذهن آگاهی ، می توانیم نحوه واکنش مغز خود را در برابر عقب نشینی ها تغییر دهیم و توانایی تصمیم گیری هوشمندانه خود را بهبود ببخشیم.
🔑 شماره 7 - منطقه استرس را در مغز ما کاهش می دهد
آیا تا به حال یک دوره خشن سترسی را تجربه کرده اید که در آن زندگی روزمره خود را با کف دست های عرق کرده و اضطراب پشت سر بگذارید ، حتی ممکن است که شب ها نخوابید؟ هر بار که دچار استرس می شویم ، قسمت کوچکی از مغز ما به نام آمیگدالا ما را کنترل می کند.
آمیگدالا یک منطقه کلیدی برای پاسخ دادن به استرس در مغز ما است و نقش مهمی در کمک به ما در کنار آمدن با موقعیت های اضطراب آور دارد. این یک واقعیت مشهود است که فعالیت آمیگدالای بالا با افسردگی و اختلالات اضطرابی همراه است (Siegle و همکاران ، 2002).
خبر خوب این است که تمرین ذهن آگاهی در واقع می تواند اندازه آمیگدالا را کوچک کرده و آستانه واکنش استرس ما را افزایش دهد. تحقیقات اخیر انجام شده توسط Taren و همکارانش ، ارتباطی را بین عملکرد ذهن آگاهی طولانی مدت و آمیگدالا نشان می دهد که کاهش می یابد (Taren و همکاران ، 2013). با تمرین ذهن آگاهی ، می توانیم نحوه واکنش در موقعیت های استرس زا را تغییر دهیم و بهزیستی ذهنی و جسمی خود را بهبود ببخشیم.
🔺 تحقیق درباره ذهن آگاهی در روانشناسی: ذهن آگاهی چه زمانی ایده بدی است؟
شاید منصفانه نباشد اگر بگوییم ذهن آگاهی ایده بدی است ، اما ممکن است مزایای آن بیش از حد بیان شده باشد و معایب آن - به همان تعداد اندک - کنار گذاشته شوند (Dholakia، 2016)
👈 این معایب و نکات منفی عبارتند از:
کاهش اندکی در توانایی تشخیص واقعی و واقعی نبودن ، منجر به احتمال خاطرات نادرست میشود (ویلسون ، میکس ، استولارز-فانتینو ، اورارد و پانتینو ، 2015).
پتانسیل برای کنار گذاشتن افکار گر چه مثبت نیستتد انا مفید از جهتی دیگر مانند مراقبت از ما هستند (Briñol، Gascó، Petty، & Horcajo، 2012).
پتانسیل اجتناب از مشکلات چالش برانگیز و تفکر انتقادی ، روی آوردن به مراقبه ذهن آگاهی به جای تهیه راه حل (Brendel، 2015).
ادامه دارد...
5/6
@thinkpluswithus
با کمال تعجب ، بسیاری از عوارض جانبی منفی (و برخی از تأثیرات منفی مستقیم) گزارش شده است. این امکانات نادر ، اما هنوز هم واقعی برای تمرین کنندگان ذهن آگاهی است. اینها شامل شخصی سازی ، روان پریشی ، توهم های دیداری ، توهم های شنیداری، گفتار بی نظم ، اضطراب ، افزایش خطر تشنج ، از دست دادن اشتها و بی خوابی است (Lustyk، Chawla، Nolan، & Marlatt، 2009).
اگرچه این نتایج واقعی بالقوه ذهن آگاهی است ، اما ریسک برای یک فرد متوسط حداقل است. اگر تمرین هوشیاری خود را همواره ادامه دهیم مطمئنا از آن به عنوان راه فرار استفاده نمی کنیم ، دیگر جای نگرانی نیست.
🔺 اجلاس جهانی روانشناسی مثبت ، ذهن آگاهی ، روان درمانی و علوم اجتماعی
اگر علاقه دارید خود را در دنیای ذهن آگاهی و روانشناسی مثبت غوطه ور کنید ، ممکن است بخواهید در اجلاس جهانی روانشناسی مثبت ، ذهن آگاهی ، روان درمانی و علوم اجتماعی شرکت کنید. این یک کنفرانس روانشناسی مثبت است که بر "کاربرد شادی ، آموزش مثبت ، ذهن آگاهی ، سلامتی و علم بهزیستی در زمینه های مختلف آموزشی ، سازمانی و زندگی انسانی" متمرکز است.
برای آخرین اطلاعات در مورد کنفرانس ها ، به مقاله اختصاصی ما نگاه کنید که جزئیات رویدادهای روانشناسی مثبت آینده را شرح می دهد.
✅ 7 کتاب توصیه شده
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ذهن آگاهی و جایگاه آن در زمینه روانشناسی مثبت ، این 7 کتاب را بررسی کنید:
📚 ذهن آگاهی در روانشناسی مثبت: علم مراقبه و سلامتی توسط ایتای ایوتزان و تیم لوماس
📚 ذهن آگاهی ، پذیرش و روانشناسی مثبت: هفت پایه خوب بودن توسط تاد ب. کشدان و جوزف سیاروچی
📚 ذهن آگاهی: یک برنامه هشت هفته ای برای یافتن صلح در دنیایی پرشور توسط مارک ویلیامز ، دنی پنمن و جون کبات زین
📚 هر کجا که بروید ، آنجا هستید: مراقبه ذهن آگاهی در زندگی روزمره توسط
Jon Kabat-Zinn
📚روانشناسی مثبت بودیسم و یوگا توسط ماروین لوین
📚 با روانشناسی مثبت به پتانسیل های خود پی ببرید: CBT ، ذهن آگاهی و فلسفه عملی برای یافتن خوشبختی ماندگار توسط Tim LeBon
📚 ذهن آگاهی: موثرترین تکنیک ها: با خود درونی خود ارتباط برقرار کنید تا به راحتی و با آرامش به اهداف خود برسید توسط یان توهوفسکی
✅ فیلم های توصیه شده
اگر می خواهید ذهنیت بیشتری داشته باشید ، چندین فیلم عالی درباره ذهن آگاهی و روانشناسی مثبت نیز وجود دارد. سه تای آنها بعد از این مقاله در زیر ارسال خواهد شد.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد مزایای تمرین ذهن آگاهی می توانید این گفتار اگاهی بخش را از ریچی دیویدسون در فیلم مشاهده کنید.
این سخنرانی TED از Andy Puddicombe همچنین مقدمه ای عالی برای ذهن آگاهی به عنوان ابزاری برای کاهش و جلوگیری از استرس است.
سرانجام ، این سخنرانی TED از دکتر Itai Ivtzan (که در اوایل این مقاله به کار وی اشاره شد) بررسی می کند که چگونه می توانیم با استفاده از ذهن آگاهی و روانشناسی مثبت با چهار قدرت فوق العاده: آگاهی ، شجاعت ، مقاومت و عطوفت "ابرقهرمان" شویم.
➿ امید من این است که با کمی دانش بیشتر در مورد اینکه ذهن آگاهی چیست ، چرا این یک موضوع مهم است و چه ارتباطی با روانشناسی مثبت دارد ، از این نوشته چیزی اموخته باشید! این موضوعی است که به زودی از بین نخواهد رفت ، بنابراین اگر قصد دارید در آینده نزدیک هرگونه سفر عمیق در روانشناسی مثبت را از سر بگیرید ، بهتر است حداقل درک کافی از آن داشته باشید.
بعلاوه ، فواید آن برای تحقق بخشیدن بسیار خوب است - و بدترین حالت تمرین هوشیاری ، هدر دادن 5 تا 10 دقیقه در روز برای یادگیری نحوه آرامش و آسایش بیشتر است. مطمئناً ارزش وقت شما را دارد!
با تشکر از شما برای خواندن ، و در سفر به سمت وجودی آگاه تر ، مسالمت آمیز و شاد موفق باشید!
پایان
دکتر موریس ستودگان July 2021
6/6
@thinkpluswithus
اگرچه این نتایج واقعی بالقوه ذهن آگاهی است ، اما ریسک برای یک فرد متوسط حداقل است. اگر تمرین هوشیاری خود را همواره ادامه دهیم مطمئنا از آن به عنوان راه فرار استفاده نمی کنیم ، دیگر جای نگرانی نیست.
🔺 اجلاس جهانی روانشناسی مثبت ، ذهن آگاهی ، روان درمانی و علوم اجتماعی
اگر علاقه دارید خود را در دنیای ذهن آگاهی و روانشناسی مثبت غوطه ور کنید ، ممکن است بخواهید در اجلاس جهانی روانشناسی مثبت ، ذهن آگاهی ، روان درمانی و علوم اجتماعی شرکت کنید. این یک کنفرانس روانشناسی مثبت است که بر "کاربرد شادی ، آموزش مثبت ، ذهن آگاهی ، سلامتی و علم بهزیستی در زمینه های مختلف آموزشی ، سازمانی و زندگی انسانی" متمرکز است.
برای آخرین اطلاعات در مورد کنفرانس ها ، به مقاله اختصاصی ما نگاه کنید که جزئیات رویدادهای روانشناسی مثبت آینده را شرح می دهد.
✅ 7 کتاب توصیه شده
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ذهن آگاهی و جایگاه آن در زمینه روانشناسی مثبت ، این 7 کتاب را بررسی کنید:
📚 ذهن آگاهی در روانشناسی مثبت: علم مراقبه و سلامتی توسط ایتای ایوتزان و تیم لوماس
📚 ذهن آگاهی ، پذیرش و روانشناسی مثبت: هفت پایه خوب بودن توسط تاد ب. کشدان و جوزف سیاروچی
📚 ذهن آگاهی: یک برنامه هشت هفته ای برای یافتن صلح در دنیایی پرشور توسط مارک ویلیامز ، دنی پنمن و جون کبات زین
📚 هر کجا که بروید ، آنجا هستید: مراقبه ذهن آگاهی در زندگی روزمره توسط
Jon Kabat-Zinn
📚روانشناسی مثبت بودیسم و یوگا توسط ماروین لوین
📚 با روانشناسی مثبت به پتانسیل های خود پی ببرید: CBT ، ذهن آگاهی و فلسفه عملی برای یافتن خوشبختی ماندگار توسط Tim LeBon
📚 ذهن آگاهی: موثرترین تکنیک ها: با خود درونی خود ارتباط برقرار کنید تا به راحتی و با آرامش به اهداف خود برسید توسط یان توهوفسکی
✅ فیلم های توصیه شده
اگر می خواهید ذهنیت بیشتری داشته باشید ، چندین فیلم عالی درباره ذهن آگاهی و روانشناسی مثبت نیز وجود دارد. سه تای آنها بعد از این مقاله در زیر ارسال خواهد شد.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد مزایای تمرین ذهن آگاهی می توانید این گفتار اگاهی بخش را از ریچی دیویدسون در فیلم مشاهده کنید.
این سخنرانی TED از Andy Puddicombe همچنین مقدمه ای عالی برای ذهن آگاهی به عنوان ابزاری برای کاهش و جلوگیری از استرس است.
سرانجام ، این سخنرانی TED از دکتر Itai Ivtzan (که در اوایل این مقاله به کار وی اشاره شد) بررسی می کند که چگونه می توانیم با استفاده از ذهن آگاهی و روانشناسی مثبت با چهار قدرت فوق العاده: آگاهی ، شجاعت ، مقاومت و عطوفت "ابرقهرمان" شویم.
➿ امید من این است که با کمی دانش بیشتر در مورد اینکه ذهن آگاهی چیست ، چرا این یک موضوع مهم است و چه ارتباطی با روانشناسی مثبت دارد ، از این نوشته چیزی اموخته باشید! این موضوعی است که به زودی از بین نخواهد رفت ، بنابراین اگر قصد دارید در آینده نزدیک هرگونه سفر عمیق در روانشناسی مثبت را از سر بگیرید ، بهتر است حداقل درک کافی از آن داشته باشید.
بعلاوه ، فواید آن برای تحقق بخشیدن بسیار خوب است - و بدترین حالت تمرین هوشیاری ، هدر دادن 5 تا 10 دقیقه در روز برای یادگیری نحوه آرامش و آسایش بیشتر است. مطمئناً ارزش وقت شما را دارد!
با تشکر از شما برای خواندن ، و در سفر به سمت وجودی آگاه تر ، مسالمت آمیز و شاد موفق باشید!
پایان
دکتر موریس ستودگان July 2021
6/6
@thinkpluswithus
Transform Your Mind, Change Your Brain
https://youtu.be/7tRdDqXgsJ0
https://youtu.be/7tRdDqXgsJ0
YouTube
Transform Your Mind, Change Your Brain
Google Tech Talk
September 23, 2009
ABSTRACT
Presented by Richard J. Davidson
In this talk, Richard J. Davidson will explore recent scientific research on the neuroscience of positive human qualities and how they can be cultivated through contemplative…
September 23, 2009
ABSTRACT
Presented by Richard J. Davidson
In this talk, Richard J. Davidson will explore recent scientific research on the neuroscience of positive human qualities and how they can be cultivated through contemplative…
All it takes is 10 mindful minutes | Andy Puddicombe
https://youtu.be/qzR62JJCMBQ
https://youtu.be/qzR62JJCMBQ
YouTube
All it takes is 10 mindful minutes | Andy Puddicombe | TED
When is the last time you did absolutely nothing for 10 whole minutes? Not texting, talking or even thinking? Mindfulness expert Andy Puddicombe describes the transformative power of doing just that: Refreshing your mind for 10 minutes a day, simply by being…
Positive mindfulness – positive transformation | Dr Itai Ivtzan | TEDxLeamingtonSpa
https://youtu.be/R1wfSiL4tY4
https://youtu.be/R1wfSiL4tY4
YouTube
Positive mindfulness – positive transformation | Dr Itai Ivtzan | TEDxLeamingtonSpa
So what if we befriended both psychology and spirituality? Dr Itai Ivtzan explores how integrating both into our lives can help us in our quest to become super-heroes – gaining super-strengths of awareness, courage, resilience and compassion.
Itai is passionate…
Itai is passionate…
دکتر موریس ستودگان
📍اختلال استرس پس از خیانت چیست
👈 علل، علائم و درمان
Post Infidility Stress Disorder (PISD)
@thinkpluswithus
📍اختلال استرس پس از خیانت چیست
👈 علل، علائم و درمان
Post Infidility Stress Disorder (PISD)
@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان
📍اختلال استرس پس از خیانت چیست
👈 علل، علائم و درمان
Post Infidility Stress Disorder (PISD)
افراد فراوانی میدانند که به دنبال کشف ماجرا رابطه همسرشان با دیگری، احتمالاً طیف وسیعی از افکار و احساسات را تجربه کرده اند، از عدم احساس مشخص به همسر گرفته تا احساس کاملاً خارج از کنترل مانند بیقرار و "دیوانه" شدن. این نتیجه اختلال استرس پس از خیانت (PISD) است. اینها واکنشهای طبیعی به یک وضعیت غیر عادی هستند و با این متن هدفم این است که درکی بعضی از واکنشها و نحوه مقابله با ان را نشان دهم. با نگاه دقیق تری به علل، علائم و درمان PISD، همراه با برخی از ابزارها برای کمک به حداقل رساندن تأثیر مخرب این واکنشها بروی رفتار شاید بتوانیم به رابطه سزگر و سامان دهیم.
1) اختلال استرس پس از خیانت چیست؟
پس از کشف یک ماجرای خیانت، واکنش ها اغلب موازی با واکنش استرس پس از سانحه (PTSD) است. در PTSD، یکی از معیارهای مورد نیاز برای تشخیص این است که فرد در معرض مرگ، تهدید به مرگ، تهدید به آسیب جدی یا ضربه جنسی واقعی/ تهدید شده از طریق چندین روش مختلف قرار بگیرد. در یک خیانت، گرچه ممکن است تهدیدی برای زندگی جسمی فرد نبوده باشد, اما زنان زیادی و مردان گاهی به دلیل ناامیدی و عدم درک موقعیت دست به خودکشی یا دگر کشی میزنند. قطعاً این یک حمله و تهدید علیه سلامتی عاطفی فرد است که منجر به از دست دادن امنیت روانی فرد می شود. شخصی که بیش از همه به او اعتماد داشتیم و انتظار داشتیم که نیاز به لذت, به تعلق داشتن, نیاز به شادی و نیاز به رابطه سالم جنسی و حریم خصوصی را با ما تقسیم کرده و از روان ما محافظت و مراقبت کند، شخصی بود که ما را دقیقا در این مرزها زخمی کرده و آزار داده، ما را در یک حالت عدم درک رها کرده و در نتیجه احتمالاً منجر به واکنشهای متعددی از هر دو طرف خواهد شد. واکنشهایی که ممکن است در نتیجه این کنجکاوی و تحقیق در پی یافتن حقیقت ایجاد شود، غالباً چنان احساس طاقت فرسایی هست که می تواند در احساس خود گیر کنیم و نمی دانیم چگونه باید پیش برویم و چه واکنشی خوب و یا کمتر مفید است، یا چنان واکنشی نشان می دهیم و تصمیمی میگیریم که می تواند برای ما و کودکان مان، دیگران و به طور بالقوه در دراز مدت به رابطه و زندگی ما آسیب برساند. معمولا امیدواری به برگشت به رابطه است که متاسفانه اغلب سعی می شود ولی چون ان اعتماد خدشه دار شده دشواری های خاص خود را به همراه دارد.
2) علائم اختلال استرس پس از خیانت
واکنشهای پس از خیانت اغلب به سه دسته تقسیم می شوند: کنجکاوی، انقباض احساسی و بی قراری.
👈کنجکاوی
علائم کنجکاوی می تواند فلاش بک (یاداوری ناخوداگاه و غیر قابل کنترل از گذشته) ، کابوس و وسواس فکری را در بر بگیرد. در نتیجه تصاویر ساختگی ذهنی یا واقعی از تجربه از گذشته مرتبط با خیانت رخ می دهد. چیزهایی که قبل از این ماجرا به ان فکر هم نشده بود، به درد و رنج تبدیل می شوند. ما می توانیم مثلا در حال تماشای یک برنامه تلویزیونی، گوش دادن به یک آهنگ، داشتن یک مکالمه به ظاهر "عادی" باشیم، و حتی با دیدن اشیا معمولی و ناگهان سیل افکار سرازیر شده, خاطرات و فلاش بک هایی که می تواند ما را در آغوش خود نگه دارند. تنفس دشوار می شود، گسستگی از حال شکل می گیرد، " در هم شکستن" و شروع یک نوشخوار فکری تا حد وسواسی شروع میشود. ما به شخصی تبدیل می شویم که خودمان را هم نمیشناسیم, و این ممکن است بخشی از دلیل بی قراری شدید "دیوانه" شدن ما باشد. متاسفانه افراد خیانت شده خود را در تمام موارد و همه جزئیات در حد وسواس پیش میروند، و ممکن است در مورد جزئیاتی که کاملاً قابل درک برای دیگران نیست برای خودشان قافیه بسازند، صحنه هایی ایجاد می کنند تا حقیقت را برای خود بازسازی کنند. احتمالاً شخص احساس می کند از کنترل خود خارج شده و احساس می کند نمی تواند از افکار و احساسات طاقت فرسا خود دور شود.
👈 انقباض احساسی
علائم انقباض شامل افکار، احساسات و فعالیتهای مرتبط با خیانت است. این اغلب می تواند به معنای بی حس شدن ، درگیر شدن یا جدا شدن از افراد دیگر و عدم علاقه و اجتناب از انجام فعالیت های عادی باشد (نوعی خمودگی خلقی). افراد اغلب می توانند از احساسات بیش از حد و کنجکاوی به اجتناب و کنار کشیدن تغییر جهت دهند. گاهی افراد چنان مشغله فکری خیانت انها را خسته می کند که به حالت اجتناب از هر چیز مرتبط با آن می روند. این حالت به طور معمول موقتی است و ممکن است به نظر برسد که یک احساس تسکین ایجاد می کند، گاهی اوقات به عنوان راهی برای محافظت از خود در برابر چیزی که از نظر عاطفی بسیار دردناک است استفاده می شود. با این حال، برای بهبود حال خود و بهبودی از حس خیانت، شخص باید در روند ادغام عاطفی فعال شود, یعنی احساسات خود را بشناسد.
ادامه دارد...
1/3
@thinkpluswithus
📍اختلال استرس پس از خیانت چیست
👈 علل، علائم و درمان
Post Infidility Stress Disorder (PISD)
افراد فراوانی میدانند که به دنبال کشف ماجرا رابطه همسرشان با دیگری، احتمالاً طیف وسیعی از افکار و احساسات را تجربه کرده اند، از عدم احساس مشخص به همسر گرفته تا احساس کاملاً خارج از کنترل مانند بیقرار و "دیوانه" شدن. این نتیجه اختلال استرس پس از خیانت (PISD) است. اینها واکنشهای طبیعی به یک وضعیت غیر عادی هستند و با این متن هدفم این است که درکی بعضی از واکنشها و نحوه مقابله با ان را نشان دهم. با نگاه دقیق تری به علل، علائم و درمان PISD، همراه با برخی از ابزارها برای کمک به حداقل رساندن تأثیر مخرب این واکنشها بروی رفتار شاید بتوانیم به رابطه سزگر و سامان دهیم.
1) اختلال استرس پس از خیانت چیست؟
پس از کشف یک ماجرای خیانت، واکنش ها اغلب موازی با واکنش استرس پس از سانحه (PTSD) است. در PTSD، یکی از معیارهای مورد نیاز برای تشخیص این است که فرد در معرض مرگ، تهدید به مرگ، تهدید به آسیب جدی یا ضربه جنسی واقعی/ تهدید شده از طریق چندین روش مختلف قرار بگیرد. در یک خیانت، گرچه ممکن است تهدیدی برای زندگی جسمی فرد نبوده باشد, اما زنان زیادی و مردان گاهی به دلیل ناامیدی و عدم درک موقعیت دست به خودکشی یا دگر کشی میزنند. قطعاً این یک حمله و تهدید علیه سلامتی عاطفی فرد است که منجر به از دست دادن امنیت روانی فرد می شود. شخصی که بیش از همه به او اعتماد داشتیم و انتظار داشتیم که نیاز به لذت, به تعلق داشتن, نیاز به شادی و نیاز به رابطه سالم جنسی و حریم خصوصی را با ما تقسیم کرده و از روان ما محافظت و مراقبت کند، شخصی بود که ما را دقیقا در این مرزها زخمی کرده و آزار داده، ما را در یک حالت عدم درک رها کرده و در نتیجه احتمالاً منجر به واکنشهای متعددی از هر دو طرف خواهد شد. واکنشهایی که ممکن است در نتیجه این کنجکاوی و تحقیق در پی یافتن حقیقت ایجاد شود، غالباً چنان احساس طاقت فرسایی هست که می تواند در احساس خود گیر کنیم و نمی دانیم چگونه باید پیش برویم و چه واکنشی خوب و یا کمتر مفید است، یا چنان واکنشی نشان می دهیم و تصمیمی میگیریم که می تواند برای ما و کودکان مان، دیگران و به طور بالقوه در دراز مدت به رابطه و زندگی ما آسیب برساند. معمولا امیدواری به برگشت به رابطه است که متاسفانه اغلب سعی می شود ولی چون ان اعتماد خدشه دار شده دشواری های خاص خود را به همراه دارد.
2) علائم اختلال استرس پس از خیانت
واکنشهای پس از خیانت اغلب به سه دسته تقسیم می شوند: کنجکاوی، انقباض احساسی و بی قراری.
👈کنجکاوی
علائم کنجکاوی می تواند فلاش بک (یاداوری ناخوداگاه و غیر قابل کنترل از گذشته) ، کابوس و وسواس فکری را در بر بگیرد. در نتیجه تصاویر ساختگی ذهنی یا واقعی از تجربه از گذشته مرتبط با خیانت رخ می دهد. چیزهایی که قبل از این ماجرا به ان فکر هم نشده بود، به درد و رنج تبدیل می شوند. ما می توانیم مثلا در حال تماشای یک برنامه تلویزیونی، گوش دادن به یک آهنگ، داشتن یک مکالمه به ظاهر "عادی" باشیم، و حتی با دیدن اشیا معمولی و ناگهان سیل افکار سرازیر شده, خاطرات و فلاش بک هایی که می تواند ما را در آغوش خود نگه دارند. تنفس دشوار می شود، گسستگی از حال شکل می گیرد، " در هم شکستن" و شروع یک نوشخوار فکری تا حد وسواسی شروع میشود. ما به شخصی تبدیل می شویم که خودمان را هم نمیشناسیم, و این ممکن است بخشی از دلیل بی قراری شدید "دیوانه" شدن ما باشد. متاسفانه افراد خیانت شده خود را در تمام موارد و همه جزئیات در حد وسواس پیش میروند، و ممکن است در مورد جزئیاتی که کاملاً قابل درک برای دیگران نیست برای خودشان قافیه بسازند، صحنه هایی ایجاد می کنند تا حقیقت را برای خود بازسازی کنند. احتمالاً شخص احساس می کند از کنترل خود خارج شده و احساس می کند نمی تواند از افکار و احساسات طاقت فرسا خود دور شود.
👈 انقباض احساسی
علائم انقباض شامل افکار، احساسات و فعالیتهای مرتبط با خیانت است. این اغلب می تواند به معنای بی حس شدن ، درگیر شدن یا جدا شدن از افراد دیگر و عدم علاقه و اجتناب از انجام فعالیت های عادی باشد (نوعی خمودگی خلقی). افراد اغلب می توانند از احساسات بیش از حد و کنجکاوی به اجتناب و کنار کشیدن تغییر جهت دهند. گاهی افراد چنان مشغله فکری خیانت انها را خسته می کند که به حالت اجتناب از هر چیز مرتبط با آن می روند. این حالت به طور معمول موقتی است و ممکن است به نظر برسد که یک احساس تسکین ایجاد می کند، گاهی اوقات به عنوان راهی برای محافظت از خود در برابر چیزی که از نظر عاطفی بسیار دردناک است استفاده می شود. با این حال، برای بهبود حال خود و بهبودی از حس خیانت، شخص باید در روند ادغام عاطفی فعال شود, یعنی احساسات خود را بشناسد.
ادامه دارد...
1/3
@thinkpluswithus
👈بی قراری یا واکنش سریع
پس از کشف ماجرای خیانت، شریک خیانت شده می تواند بسیار حساس و فوق العاده آگاه شود، و آماده واکنش به هر گونه تهدید از بیرون می شود. در واقع واکنش شخص تبدیل به واکنش بیش از حد نیاز می شود. محافظت به محافظت بیش از حد تبدیل می شود. نمایشات پرتحرکی شامل فعال شدن بیش از حد و نمایش بیش از حد جسمی و عاطفی از خود نشان می دهد. این فعالیت بیش از حد می تواند شامل صدا، تحریک پذیری، انفجار خشم و عصبانیت، مشکل در خواب، مشکل در تمرکز و تغییر در الگوی غذا خوردن باشد. احساسات شدید قابل درک و طبیعی است، اما مهم است که با هوشیاری نحوه ابراز این احساسات را بتوانیم مدیریت کنیم تا از آسیب های بعدی جلوگیری کنیم. مراقبت و نظارت بیش از حد یکی از رایج ترین واکنش های این رفتار از روی عدم احساس امنیت بعد از خیانت است، این یک واکنش قابل درک و پیش بینی در برابر از دست دادن امنیت است. این بدان معنی است که ما احتمالاً علائم خطر بیشتری را مشاهده می کنیم یا خطرهای کوچک جدی تر می شوند.. افرادی که زمانی کاملاً احساس امتیت داشتند و مطمئن بودند می توانند به کارآگاهان حرفه ای تبدیل شوند، مراقب کوچکترین جزئیات، تا حد پارانویا، نق زدن، و همه تلاش برای پیشگیری از آسیب های بعدی هستند.
همه این تجربیات (و موارد ذکر شده در بالا فقط برخی از واکنش ها هستند) واکنش های طبیعی نسبت به یک تجربه بسیار استرس زا و بالقوه آسیب زا هستند. با این حال، اگر کنترل نشود، می تواند منجر به دردهای غیر لازم بیشتر و عواقب منفی که قابل پیشگیری بود, گردد. بخش زیر برخی از روشهایی را که می توان در جهت به حداقل رساندن تأثیر مخرب این واکنشها انجام داد ، را نشان می دهد.
3) چگونه می توان اختلال استرس پس از خیانت را درمان کرد
تجربه خود را عادی تلقی کنیم: شاید یکی از مهمترین مواردی که باید بخاطر بسپاریم این است که تفکر وسواسی پاسخی طبیعی به اینگونه ضربه های مانند خیانت است. همانطور که برای زندگی معمولی دوباره و مقابله با واقعیت جدید گام برمی داریم (با فرضیات به چالش کشیده قبلی و تلفیق آنها با واقعیت)، احتمالاً افکار وسواسی گاها سرزده خواهند امد اما به مرور این افکار تعدیل شده و ما فارغ می شویم.
نوشتن افکار و احساسات: مداخله ای که هنگام کار با افکار وسواسی شدید / سرزده به ما کمک می کند، شامل نوشتن افکار ماست. ممکن است کلیشه ای به نظر برسد، اما نوشتن فرصتی برای سانسور نشدن در افکار و احساسات ما را فراهم می کند، و این امکان را برای جستجوی بیشتر در خودِ ما را فراهم می کند، که غالباً فرصتی برای کسب بینش جدید و توضیحات با بازتاب جدید را فراهم می کند. این می تواند به ما کمک کند سوالات بی پاسخ را ردیابی کنیم, و به ما کمک کند افکار خود را شفاف تر کنیم تا هنگام برقراری ارتباط با همسر (در صورت تمایل)، آمادگی و وضعیت احساسی بهتری داشته باشیم.
برنامه ریزی زمان های نگرانی: هر روز زمان مشخصی را تنظیم کنید (سعی کنید ثابت قدم باشید) و برای مدت زمان اختصاص داده شده (حدود یک ساعت)، از آن زمان برای نگرانی، وسواس ذهنی و بازبینی تصاویر ناامیدکننده استفاده کنید. اگر افکار در طول روز حمله ور شدند، به آرامی به خود یادآوری کنید که آنها را برای «وقت نگرانی» ذخیره می کنید. این کار برای مدیریت به افکار سرزده (مهمان ناخوانده) است تا بتوانند کل روز را تحویل بگیرند. با گذشت زمان از طول دوره نگرانی و شدت آن کاسته می شود.
کانال را عوض کنید: ذهن خود را مانند چیزی تصور کنید که با کنترل از راه دور قابل کنترل است. هر زمان که تحت تأثیر تصاویر / افکار ناخواسته قرار گرفتید، کانال را به سمت مطلوب تری تغییر دهید (شاید یک خاطره مثبت با شخص دیگر ، امید به آینده ، تجسم چیز متفاوت, خاطره یک سفر خوب و یا دوره های بهتر). از خود سوال نکنید که ایا این سرکوب نیست. خیر در حال حاضر این مدیریت نیاز است تا روان به یک سطح استیبل برسد.
فلاش بک ها را پیش بینی و خود را آماده کنید: سعی کنید "محرک ها" به فلاش بک ها را شناسایی کنید و در صورت امکان سعی کنید برای آنها برنامه ریزی کنید. سعی کنید شریک خیانت را درگیر کنید، تجربیات خود را در این راه تأیید کنید و به بازنویسی فیلمنامه خود کمک کنید (یعنی داشتن یک تجربه مطلوب تر با محرک را گره بزنید - ماشه سازی).
افکار انتقام جویانه و خشمگین یا غیر مفید را با افکار آرام و مفیدتری جایگزین کنید: هنگامی که متوجه می شوید نشخوار ذهنی می کنید یا افکار خاصی دارید، از خود بپرسید "این چگونه به من یا وضعیت من کمک می کند؟" گاهی اوقات افکار باعث می شوند که ما بیشتر درگیر نشویم و گاهی احساس حق به جانب (مانند عصبانیت) می کنیم، اما سعی کنیم مفید بودن افکار پشت خشم را به خود یادآوری کنیم. یاداور شویم که هدف ما چیست؟
ادامه دارد
2/3
@thinkpluswithus
پس از کشف ماجرای خیانت، شریک خیانت شده می تواند بسیار حساس و فوق العاده آگاه شود، و آماده واکنش به هر گونه تهدید از بیرون می شود. در واقع واکنش شخص تبدیل به واکنش بیش از حد نیاز می شود. محافظت به محافظت بیش از حد تبدیل می شود. نمایشات پرتحرکی شامل فعال شدن بیش از حد و نمایش بیش از حد جسمی و عاطفی از خود نشان می دهد. این فعالیت بیش از حد می تواند شامل صدا، تحریک پذیری، انفجار خشم و عصبانیت، مشکل در خواب، مشکل در تمرکز و تغییر در الگوی غذا خوردن باشد. احساسات شدید قابل درک و طبیعی است، اما مهم است که با هوشیاری نحوه ابراز این احساسات را بتوانیم مدیریت کنیم تا از آسیب های بعدی جلوگیری کنیم. مراقبت و نظارت بیش از حد یکی از رایج ترین واکنش های این رفتار از روی عدم احساس امنیت بعد از خیانت است، این یک واکنش قابل درک و پیش بینی در برابر از دست دادن امنیت است. این بدان معنی است که ما احتمالاً علائم خطر بیشتری را مشاهده می کنیم یا خطرهای کوچک جدی تر می شوند.. افرادی که زمانی کاملاً احساس امتیت داشتند و مطمئن بودند می توانند به کارآگاهان حرفه ای تبدیل شوند، مراقب کوچکترین جزئیات، تا حد پارانویا، نق زدن، و همه تلاش برای پیشگیری از آسیب های بعدی هستند.
همه این تجربیات (و موارد ذکر شده در بالا فقط برخی از واکنش ها هستند) واکنش های طبیعی نسبت به یک تجربه بسیار استرس زا و بالقوه آسیب زا هستند. با این حال، اگر کنترل نشود، می تواند منجر به دردهای غیر لازم بیشتر و عواقب منفی که قابل پیشگیری بود, گردد. بخش زیر برخی از روشهایی را که می توان در جهت به حداقل رساندن تأثیر مخرب این واکنشها انجام داد ، را نشان می دهد.
3) چگونه می توان اختلال استرس پس از خیانت را درمان کرد
تجربه خود را عادی تلقی کنیم: شاید یکی از مهمترین مواردی که باید بخاطر بسپاریم این است که تفکر وسواسی پاسخی طبیعی به اینگونه ضربه های مانند خیانت است. همانطور که برای زندگی معمولی دوباره و مقابله با واقعیت جدید گام برمی داریم (با فرضیات به چالش کشیده قبلی و تلفیق آنها با واقعیت)، احتمالاً افکار وسواسی گاها سرزده خواهند امد اما به مرور این افکار تعدیل شده و ما فارغ می شویم.
نوشتن افکار و احساسات: مداخله ای که هنگام کار با افکار وسواسی شدید / سرزده به ما کمک می کند، شامل نوشتن افکار ماست. ممکن است کلیشه ای به نظر برسد، اما نوشتن فرصتی برای سانسور نشدن در افکار و احساسات ما را فراهم می کند، و این امکان را برای جستجوی بیشتر در خودِ ما را فراهم می کند، که غالباً فرصتی برای کسب بینش جدید و توضیحات با بازتاب جدید را فراهم می کند. این می تواند به ما کمک کند سوالات بی پاسخ را ردیابی کنیم, و به ما کمک کند افکار خود را شفاف تر کنیم تا هنگام برقراری ارتباط با همسر (در صورت تمایل)، آمادگی و وضعیت احساسی بهتری داشته باشیم.
برنامه ریزی زمان های نگرانی: هر روز زمان مشخصی را تنظیم کنید (سعی کنید ثابت قدم باشید) و برای مدت زمان اختصاص داده شده (حدود یک ساعت)، از آن زمان برای نگرانی، وسواس ذهنی و بازبینی تصاویر ناامیدکننده استفاده کنید. اگر افکار در طول روز حمله ور شدند، به آرامی به خود یادآوری کنید که آنها را برای «وقت نگرانی» ذخیره می کنید. این کار برای مدیریت به افکار سرزده (مهمان ناخوانده) است تا بتوانند کل روز را تحویل بگیرند. با گذشت زمان از طول دوره نگرانی و شدت آن کاسته می شود.
کانال را عوض کنید: ذهن خود را مانند چیزی تصور کنید که با کنترل از راه دور قابل کنترل است. هر زمان که تحت تأثیر تصاویر / افکار ناخواسته قرار گرفتید، کانال را به سمت مطلوب تری تغییر دهید (شاید یک خاطره مثبت با شخص دیگر ، امید به آینده ، تجسم چیز متفاوت, خاطره یک سفر خوب و یا دوره های بهتر). از خود سوال نکنید که ایا این سرکوب نیست. خیر در حال حاضر این مدیریت نیاز است تا روان به یک سطح استیبل برسد.
فلاش بک ها را پیش بینی و خود را آماده کنید: سعی کنید "محرک ها" به فلاش بک ها را شناسایی کنید و در صورت امکان سعی کنید برای آنها برنامه ریزی کنید. سعی کنید شریک خیانت را درگیر کنید، تجربیات خود را در این راه تأیید کنید و به بازنویسی فیلمنامه خود کمک کنید (یعنی داشتن یک تجربه مطلوب تر با محرک را گره بزنید - ماشه سازی).
افکار انتقام جویانه و خشمگین یا غیر مفید را با افکار آرام و مفیدتری جایگزین کنید: هنگامی که متوجه می شوید نشخوار ذهنی می کنید یا افکار خاصی دارید، از خود بپرسید "این چگونه به من یا وضعیت من کمک می کند؟" گاهی اوقات افکار باعث می شوند که ما بیشتر درگیر نشویم و گاهی احساس حق به جانب (مانند عصبانیت) می کنیم، اما سعی کنیم مفید بودن افکار پشت خشم را به خود یادآوری کنیم. یاداور شویم که هدف ما چیست؟
ادامه دارد
2/3
@thinkpluswithus
4) تکنیک های تسکین خود
👈موج سواری یعنی به جای مبارزه با فلش بک سرزده، به خود یادآوری کنیم که این تجربه نیز سپری خواهد شد؛ تنفس عمیق دیافراگم، شل شدن عضلانی تدریجی، ورزش و پیاده روی روزانه، درمان احتمالی بیماری های فیزیکی، خوردن وعده های غذایی متعادل، ماساژ، مدیتیشن و مراقبه همه مهارت هایی هستند که می توانند بسیار کمک کننده باشند.
👈یک لحظه در هر زمان: شاید یک جمله کلیشه ای دیگر به نظر برسد، اما یادآوری این نکته مهم است که این لحظه همان لحظه ای است که در آن قرار داریم. اگر طولانی شدن زمان بهبودی را حس میکنیم نباید ناامید شویم برای هر زخمی زمان نیاز است حتی زخم روان ما. گاهی به مدت یک ماه اوضاع خوب به نظر می رسد و گاهی ما دچار عقب گرد می شویم ولی نباید ناامید شد و شاید به نظر برسد که دوباره به نقطه اول برگشته ایم, ولی در واقع اینطور نیست چون تجربه های زیادی را در این راه کسب کرده ایم. هر لحظه از روز را هر وقت که احساس برگشت را آماده کنیم و در صورت لزوم آماده باشیم، اما همچنین به خود یادآوری می کنیم که فقط می توانیم کاری را انجام دهیم که در توان ماست.
👈 حمایت مناسب را بسازیم / منزوی نشویم: اغلب اوقات، همسر خیانت شده به دلایل مختلف می تواند از دیگران بخاطر احساس شرم و گناه دوری کند و حتی از حلقه دوستان کناره گیری کند. شاید آنها نمی خواهند با سوالات دوستان و یاداوری به احساسات خود بازگشت کنند و داستات را صد بار توضیح دهند، و شاید آنها فقط احساس می کنند که از دیگران جدا شده اند و احساس می کنند هیچ کس انها را نمی فهمد. مهم است در صورت تجربه خیانت خود را منزوی نکنیم. اگر هدف آشتی است، افرادی را میشود پیدا کرد که از این رابطه حمایت کنند. مراقب باشیم که افراد با حسن نیت می توانند آسیب های زیادی همچنین به رابطه و روان وارد کنند، چرا که نمیدانند در کجای این راه درصورت عدم توجه به احساس ما و جایی که در مسیر بهبودی هستیم, قدم برمیدارند. از جنبه مثبت تر، پشتیبانی های مثبت می توانند به ما کمک کنند تا از غباری که ما را در برگرفته خارج شویم. افراد با تجربه و حرفه ای می توانند با استفاده از تجربیات مثبت تا حدودی عادی سازی زندگی را فراهم آورند و می توانند مکانی برای تخلیه هیجان در اختیار ما قرار دهند. در صورت لزوم کتابهای مرتبط با موضوع را بخوانیم.لازم است که به فعالیتهایی بپردازیم که یک بار از ان قبلا لذت برده ایم و ان را تکرار کنیم.
👈 مشاوره و تراپی: آخرین ولی نه در اخر، اما مهمترین نکته این است که به یک مشاور حرفه ای مراجعه کنیم طبیعتا روند این پروسه حرفه ای تر و تغییرات سریع تر خواهد بود. مراجعه به مشاور می تواند موقعیتی حمایتی ایجاد کرده تا فردی بی طرف در کنار باشد و شخصی که می تواند کمک کند تا روند بهبودی را به طریقی حرفه ای انجام شود که زمان کمتری را در برگیرد. روند بهبودی مطمئناً اسان نخواهد بود اما یک مشاور می تواند به ما کمک کند برخی از ابزارهایی را که می توانند روند کار را کنترل کنند ره بیاموزیم. اگر در تلاش برای آشتی با همسر خود هستیم، مشاوره سیستمی نیز گزینه ای است که میتواند بسیار مفید باشد.
در بهبودی روانی از یک خیانت لایه های زیادی وجود دارد و بخش فوق فقط بخشی از پازل است. راه بهبود و بهبودی می تواند سخت و پیچیده باشد ، اما ناامید کننده نیست. ما تنها نیستیم و نیازی نیست که تنها این راه برویم. همیشه چشم انداز برای ساختن وجود دارد. گاهی خیانت یک وسیله جلب توجه است تا فرار احساسی.
پایان
منابع:
*Glass, S. (2003). Not “Just Friends”: Rebuilding Trust and Recovering Your Sanity After Infidelity. New York: Free Press.
Harley, W. & Harley Chalmers, J. (2013). Surviving an Affair. Grand Rapids: Revell a division of Baker Publishing Group.
PTSD: National Center for PTSD
National Institute of Mental Health
Love Is War: Post Infidelity Stress Disorder
دکتر موریس ستودگان
3/3
@thinkpluswithus
👈موج سواری یعنی به جای مبارزه با فلش بک سرزده، به خود یادآوری کنیم که این تجربه نیز سپری خواهد شد؛ تنفس عمیق دیافراگم، شل شدن عضلانی تدریجی، ورزش و پیاده روی روزانه، درمان احتمالی بیماری های فیزیکی، خوردن وعده های غذایی متعادل، ماساژ، مدیتیشن و مراقبه همه مهارت هایی هستند که می توانند بسیار کمک کننده باشند.
👈یک لحظه در هر زمان: شاید یک جمله کلیشه ای دیگر به نظر برسد، اما یادآوری این نکته مهم است که این لحظه همان لحظه ای است که در آن قرار داریم. اگر طولانی شدن زمان بهبودی را حس میکنیم نباید ناامید شویم برای هر زخمی زمان نیاز است حتی زخم روان ما. گاهی به مدت یک ماه اوضاع خوب به نظر می رسد و گاهی ما دچار عقب گرد می شویم ولی نباید ناامید شد و شاید به نظر برسد که دوباره به نقطه اول برگشته ایم, ولی در واقع اینطور نیست چون تجربه های زیادی را در این راه کسب کرده ایم. هر لحظه از روز را هر وقت که احساس برگشت را آماده کنیم و در صورت لزوم آماده باشیم، اما همچنین به خود یادآوری می کنیم که فقط می توانیم کاری را انجام دهیم که در توان ماست.
👈 حمایت مناسب را بسازیم / منزوی نشویم: اغلب اوقات، همسر خیانت شده به دلایل مختلف می تواند از دیگران بخاطر احساس شرم و گناه دوری کند و حتی از حلقه دوستان کناره گیری کند. شاید آنها نمی خواهند با سوالات دوستان و یاداوری به احساسات خود بازگشت کنند و داستات را صد بار توضیح دهند، و شاید آنها فقط احساس می کنند که از دیگران جدا شده اند و احساس می کنند هیچ کس انها را نمی فهمد. مهم است در صورت تجربه خیانت خود را منزوی نکنیم. اگر هدف آشتی است، افرادی را میشود پیدا کرد که از این رابطه حمایت کنند. مراقب باشیم که افراد با حسن نیت می توانند آسیب های زیادی همچنین به رابطه و روان وارد کنند، چرا که نمیدانند در کجای این راه درصورت عدم توجه به احساس ما و جایی که در مسیر بهبودی هستیم, قدم برمیدارند. از جنبه مثبت تر، پشتیبانی های مثبت می توانند به ما کمک کنند تا از غباری که ما را در برگرفته خارج شویم. افراد با تجربه و حرفه ای می توانند با استفاده از تجربیات مثبت تا حدودی عادی سازی زندگی را فراهم آورند و می توانند مکانی برای تخلیه هیجان در اختیار ما قرار دهند. در صورت لزوم کتابهای مرتبط با موضوع را بخوانیم.لازم است که به فعالیتهایی بپردازیم که یک بار از ان قبلا لذت برده ایم و ان را تکرار کنیم.
👈 مشاوره و تراپی: آخرین ولی نه در اخر، اما مهمترین نکته این است که به یک مشاور حرفه ای مراجعه کنیم طبیعتا روند این پروسه حرفه ای تر و تغییرات سریع تر خواهد بود. مراجعه به مشاور می تواند موقعیتی حمایتی ایجاد کرده تا فردی بی طرف در کنار باشد و شخصی که می تواند کمک کند تا روند بهبودی را به طریقی حرفه ای انجام شود که زمان کمتری را در برگیرد. روند بهبودی مطمئناً اسان نخواهد بود اما یک مشاور می تواند به ما کمک کند برخی از ابزارهایی را که می توانند روند کار را کنترل کنند ره بیاموزیم. اگر در تلاش برای آشتی با همسر خود هستیم، مشاوره سیستمی نیز گزینه ای است که میتواند بسیار مفید باشد.
در بهبودی روانی از یک خیانت لایه های زیادی وجود دارد و بخش فوق فقط بخشی از پازل است. راه بهبود و بهبودی می تواند سخت و پیچیده باشد ، اما ناامید کننده نیست. ما تنها نیستیم و نیازی نیست که تنها این راه برویم. همیشه چشم انداز برای ساختن وجود دارد. گاهی خیانت یک وسیله جلب توجه است تا فرار احساسی.
پایان
منابع:
*Glass, S. (2003). Not “Just Friends”: Rebuilding Trust and Recovering Your Sanity After Infidelity. New York: Free Press.
Harley, W. & Harley Chalmers, J. (2013). Surviving an Affair. Grand Rapids: Revell a division of Baker Publishing Group.
PTSD: National Center for PTSD
National Institute of Mental Health
Love Is War: Post Infidelity Stress Disorder
دکتر موریس ستودگان
3/3
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫دکتر موریس ستودگان
قسمت اول
📍چگونه ما در واقع یاد میگیریم که خود را دوست داشته باشیم؟ یک آموزش ساده و موثر.
پیوند درونی یک فرایند شش گامی قدرتمند برای خود درمانی ماست. پیوند ما با خود ما و تعادل بین دنیای درون و برون ماست. در واقع یک نقشه راهگشا برای یادگیری و چگونگی دوست داشتن ما از خودمان را ارائه می دهد که نیاز به هیچ وسیله یا کتاب خاصی نیست. چیزی که نیاز داریم با خود مان صادق باشیم و این روش را تکرار کنیم. در این روش یاد میگیریم که خود را رها (بی اعتنایی به نیاز خود) و وابسته دیگران نکنیم. مسیولیت عمل خود را بپذیریم و خوشبختی مان را وابسته به دیگران یا سرنوشت و یا غیره نکنیم.
یادگیری و تمرین این شش مرحله به تدریج باعث خواهد شد تا خودمان را دوست داشته باشیم تا بتوانیم خودمان را بپذیریم. مگر غیر از این است که خوشبختی ما منوط بر پذیرش ما توسط خود ماست؟ مگر غیر این است که رسالت ما خودشناسی میباشد؟ مگر غیر این است تا عاشق خود نباشیم عشق به دیگری جز وابستگی رنگ دیگری نخواهد داشت؟
👈شش مرحله پذیرش خود و یا پیوند درونی:
🔑1. اماده باشیم تا درد را احساس کرده و مسئولیت احساسمان را بپذیریم.
احساسات ما اطلاعاتی هستند که به ما پیام می دهند که آیا ما خودمان را دوست داریم یا خودمان را نپذیرفته ایم و یا دیگران را دوست داریم و انها را فقط کنترل می کنیم...
🔻گام اول: نیاز به یک مکان ارام و کمی وقت است. خلاقیت ذهنی ما اکنون مورد نیاز است. در یک جا می نشینیم. ارام و مناسب برای این تمرین. شروع به نفس کشیدن ارام و طبیعی میکنیم. حضور ذهن ما در راستای نفس کشیدن ماست و احساس حضور ما در اینجا و در بدن میبایست در واقع قابل احساس گردد و در این لحظه احساسات دیگر را نادیده میگیریم. این تنفس در واقع حرکت بسمت احساسات ماست تا اینکه از اشکال مختلف از خود رها شدن نیز جلوگیری کنیم، از رها شدن منظورم در احساس خود لااُبالی گشتن است؛ مثل اینکه در سر خود متمرکز شویم، خودمان را قضاوت کنیم، به عادت بیفتیم یا شخص دیگری را مسئول احساسات خود بدانیم.
🔑2. به قصد یادگیری تنفس را ادامه میدهیم.
در پیوند درونی، در هر لحظه فقط دو مانع ممکن وجود دارد که پیوند را شکل ندهد:
الف) مقاومت در برابر درد، اجتناب از مسئولیت آن از طریق اشکال مختلف
ب) عادت به چیزهای بیخوده و کنترل رفتار دیگران
برای یادگیری در مورد آنچه که انجام می دهیم یا فکر می کنیم که ممکن است باعث درد ما شود - یا اینکه ممکن است بین ما و شخص یا موقعیت دیگر اتفاق بیفتد، به طوری که ما بتوانیم به نفع خودمان به انجام اقدامات دوستانه برویم و این به این دلیل است که ما میخواهیم خود را درمان کنیم و دوست داشته باشیم.
اکنون اگاهانه حضور والای خود را به قلبم دعوت میکنم. و وقتی احساس کردم در حال حضور دارم، آگاهانه برای یادگیری اینکه چگونه خود را بپذیریم قلبم را باز و اماده پذیرش میکنم. و پرتو نور دوست داشتن را بر قلبم خوش آمد میگویم. تنفس های اگاه و ارام ما خوش امدیست به این میهمانی.
🔑3. در اینجا درباره باورهای نادرست خودمان بازتاب میکنیم.
قدم سوم، فرایند عمیق و گاهی دردناک و یا پر از امید از اکتشاف باور درون ماست. یادگیری در مورد باورها و رفتارهای ما. و همچنین این قدم شناسایی فردی دیگر یا موقعیتی است که ممکن است سبب درد و نارضایتی در ما گشته است.
احساس خود را از خود میپرسیم! کودک درون من بیدار است. "من فکر می کنم به چیزی که عملکرد من است و ان موجب احساس درد و یا اضطراب، افسردگی، گناه، شرم، حسادت، خشم، تنهایی و یا احساس خالی بودن در من می شود؟"
مهم است که عجله نکنیم. به درون خود گوش دهیم. "صدایی" که می شنویم و احساسی که بروز میکند به آن خوشامد میگویم. اجازه دهیم جواب از داخل بیاید - از عمق احساسات ما.
هنگامی که ما " با من زخمی شده" درک می کنیم و پاسخ می گیریم که چه چیزی سبب درد ما میشود، انگاه با خودِ زخمی درونمان آشنا می شویم تا درک ترس و باورهای نادرست که منجر به پندار و کردارمان میشود، را بشناسیم تا به علل نادیده گرفتن نیازهای خود (رها کردن خود) و نپذیرفتن خویش قدمی نزدیکتر شویم.
اگر احساس تنهایی، شکست قلبی یا ناراحتی از کسی داریم، از خودمان سوال می کنیم که بین ما و شخص دیگر چه اتفاقی افتاد که باعث این همه احساسات دردناک گشته.
ادامه دارد
@thinkpluswithus
قسمت اول
📍چگونه ما در واقع یاد میگیریم که خود را دوست داشته باشیم؟ یک آموزش ساده و موثر.
پیوند درونی یک فرایند شش گامی قدرتمند برای خود درمانی ماست. پیوند ما با خود ما و تعادل بین دنیای درون و برون ماست. در واقع یک نقشه راهگشا برای یادگیری و چگونگی دوست داشتن ما از خودمان را ارائه می دهد که نیاز به هیچ وسیله یا کتاب خاصی نیست. چیزی که نیاز داریم با خود مان صادق باشیم و این روش را تکرار کنیم. در این روش یاد میگیریم که خود را رها (بی اعتنایی به نیاز خود) و وابسته دیگران نکنیم. مسیولیت عمل خود را بپذیریم و خوشبختی مان را وابسته به دیگران یا سرنوشت و یا غیره نکنیم.
یادگیری و تمرین این شش مرحله به تدریج باعث خواهد شد تا خودمان را دوست داشته باشیم تا بتوانیم خودمان را بپذیریم. مگر غیر از این است که خوشبختی ما منوط بر پذیرش ما توسط خود ماست؟ مگر غیر این است که رسالت ما خودشناسی میباشد؟ مگر غیر این است تا عاشق خود نباشیم عشق به دیگری جز وابستگی رنگ دیگری نخواهد داشت؟
👈شش مرحله پذیرش خود و یا پیوند درونی:
🔑1. اماده باشیم تا درد را احساس کرده و مسئولیت احساسمان را بپذیریم.
احساسات ما اطلاعاتی هستند که به ما پیام می دهند که آیا ما خودمان را دوست داریم یا خودمان را نپذیرفته ایم و یا دیگران را دوست داریم و انها را فقط کنترل می کنیم...
🔻گام اول: نیاز به یک مکان ارام و کمی وقت است. خلاقیت ذهنی ما اکنون مورد نیاز است. در یک جا می نشینیم. ارام و مناسب برای این تمرین. شروع به نفس کشیدن ارام و طبیعی میکنیم. حضور ذهن ما در راستای نفس کشیدن ماست و احساس حضور ما در اینجا و در بدن میبایست در واقع قابل احساس گردد و در این لحظه احساسات دیگر را نادیده میگیریم. این تنفس در واقع حرکت بسمت احساسات ماست تا اینکه از اشکال مختلف از خود رها شدن نیز جلوگیری کنیم، از رها شدن منظورم در احساس خود لااُبالی گشتن است؛ مثل اینکه در سر خود متمرکز شویم، خودمان را قضاوت کنیم، به عادت بیفتیم یا شخص دیگری را مسئول احساسات خود بدانیم.
🔑2. به قصد یادگیری تنفس را ادامه میدهیم.
در پیوند درونی، در هر لحظه فقط دو مانع ممکن وجود دارد که پیوند را شکل ندهد:
الف) مقاومت در برابر درد، اجتناب از مسئولیت آن از طریق اشکال مختلف
ب) عادت به چیزهای بیخوده و کنترل رفتار دیگران
برای یادگیری در مورد آنچه که انجام می دهیم یا فکر می کنیم که ممکن است باعث درد ما شود - یا اینکه ممکن است بین ما و شخص یا موقعیت دیگر اتفاق بیفتد، به طوری که ما بتوانیم به نفع خودمان به انجام اقدامات دوستانه برویم و این به این دلیل است که ما میخواهیم خود را درمان کنیم و دوست داشته باشیم.
اکنون اگاهانه حضور والای خود را به قلبم دعوت میکنم. و وقتی احساس کردم در حال حضور دارم، آگاهانه برای یادگیری اینکه چگونه خود را بپذیریم قلبم را باز و اماده پذیرش میکنم. و پرتو نور دوست داشتن را بر قلبم خوش آمد میگویم. تنفس های اگاه و ارام ما خوش امدیست به این میهمانی.
🔑3. در اینجا درباره باورهای نادرست خودمان بازتاب میکنیم.
قدم سوم، فرایند عمیق و گاهی دردناک و یا پر از امید از اکتشاف باور درون ماست. یادگیری در مورد باورها و رفتارهای ما. و همچنین این قدم شناسایی فردی دیگر یا موقعیتی است که ممکن است سبب درد و نارضایتی در ما گشته است.
احساس خود را از خود میپرسیم! کودک درون من بیدار است. "من فکر می کنم به چیزی که عملکرد من است و ان موجب احساس درد و یا اضطراب، افسردگی، گناه، شرم، حسادت، خشم، تنهایی و یا احساس خالی بودن در من می شود؟"
مهم است که عجله نکنیم. به درون خود گوش دهیم. "صدایی" که می شنویم و احساسی که بروز میکند به آن خوشامد میگویم. اجازه دهیم جواب از داخل بیاید - از عمق احساسات ما.
هنگامی که ما " با من زخمی شده" درک می کنیم و پاسخ می گیریم که چه چیزی سبب درد ما میشود، انگاه با خودِ زخمی درونمان آشنا می شویم تا درک ترس و باورهای نادرست که منجر به پندار و کردارمان میشود، را بشناسیم تا به علل نادیده گرفتن نیازهای خود (رها کردن خود) و نپذیرفتن خویش قدمی نزدیکتر شویم.
اگر احساس تنهایی، شکست قلبی یا ناراحتی از کسی داریم، از خودمان سوال می کنیم که بین ما و شخص دیگر چه اتفاقی افتاد که باعث این همه احساسات دردناک گشته.
ادامه دارد
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫دکتر موریس ستودگان
قسمت دوم
📍چگونه ما در واقع یاد میگیریم که خود را دوست داشته باشیم؟ یک آموزش ساده و موثر.
🔑4. گفتگو با غرور سالم خود
ممکن است فکر کنیم چرا با غرورم باید رابطه برقرار کنیم. زیرا بسیاری از ما گاهی غرور را کمتر مثبت میبینیم. اما اینطور نیست مغرور بودن میتواند حتی برای اعتماد بنفس ما و عزت نفس ما سالم باشد. البته نه تا حد نارسیسم.
با توجه به اینکه قلب خود را باز میکنیم و قدمهای یک تا سه را انجام میدهیم و موقعیت خود را درک کرده باشیم که میخواهیم خود را دوست داشته باشیم و درمان کنیم، می توانیم با غرور سالم براحتی رابطه برقرار کنیم.
کلید این است که برای یادگیری در مورد عشق به خودمان کاملا قلب خود را باز کنیم و پذیرای انرژی مثبت باشیم. پاسخ ها ممکن است بلافاصله دریافت شود و یا گاهی زمان نیاز میباشد. تا ما کردارمان را درک نکنیم، نپذیریم و دیگران را در این پروسه نبخشیم، عشق به خود یک پروسه دراز مدت تر خواهد شد. پاسخ هایی که می جوییم در قبال سوالهای ما ممکن است در کلمات حضور پیدا کنند مثلا جمله ای را در کتابی دیده باشیم و از ذهنمان خطور کند و یا تصاویری دیده باشیم که ما را سریعا متصل میکنند و یا در رویاهای ما پیش میایند و ما را اگاه میکنند (گر چه رویا خود بخشی از عملکرد ناخودآگاه میباشد). هنگامی که قلب ما برای یادگیری باز است، پاسخ ها آماده خواهند شد.
🔑5. اقدام "عشق به خود" و یا خود پذیری در مرحله چهارم را خوب فرا بگیریم.
ما قلب خود را برای احساس درد اماده و باز کرده ایم، ما اماده به یادگیری هستیم و به آموزنده ای تغییر کرده ایم، گفتگو با احساسات خود را آغاز کرده ایم، و از راهنمایی های معنوی خود کمک میگیریم. کاینات همیشه پاسخی را برای سوال ما دارند. ما ارزشمندیم که در این سیستم هستی برای بودن دعوت شده ایم. در مرحله پنجم، ما اقدامی برای عشق به خود میکنیم که مرحمی بر زخمهای درون در طول زمان میگردد. زخمهای ما، عادت، شرم، دروغ، اضطراب و افسردگی و غیره که نتیجه از خود واقعی فرار کردن و خود را رها کردن و نبخشیدن است.
ما باور داریم که قدمهای ما بهبود بخش است. ما باور داریم که بخشی از این سیستم هستی میباشیم و برای تقبل مسیولیت خود آماده ایم. هر چیزی که من را از خود واقعی من دور کند را خواهم شناخت و با عشق به خود آنرا بازتاب میکنم.
گاهی اوقات مردم به "احساس خود دوست داشتن" همانند خود بهتر بینی فکر می کنند، اما اینطور نیست. اینگونه افراد هنوز بدنبال خود درمانی با عشق به خود نیستند و در قضاوت دیگران چاقوی مهارت خود را تیز میکنند. از اینگونه افراد دلسرد نشوید بلکه به آنها عشق بورزید.
یک راه خوب برای تثبیت عشق به خودمان این است که با تأکید بر عمل؛ یعنی، "چه چیزی می توانم برای دوست داشتن خودم انجام دهم؟" تا آنرا در خود رشد دهم به جای "چگونه می توانم عشق به خودم را احساس کنم؟". در این جا میتوانیم لیستی ساده از کارهایی که دوست دارم دا تهیه کنیم و آنرا عملی کنیم.
🔑6. عمل خود را ارزیابی کنیم.
هنگامی که اقدام این ۵ قدم برایمان مقدور شد، به درون خود مینگریم و می بینیم که آیا درد، خشم و شرم ما بهبودی حاصل کرده. اگر خیر، ما از طریق این ۵ مرحله به عقب برمیگردیم و دوباره شروع میکنیم تا حقیقت و اقدامات عشق به خود را دریابیم. با آگاهی بر اینکه عشق به خود که صلح، شادی و حس عمیق ارزش ذاتی را به ما هدیه میکند، نتیجه خود درمانی، پذیرش ما و نهایتا پذیرش دیگران و موقعیت است و رمز خوشبختی!
با گذشت زمان، ما کشف خواهیم کرد که دوست داشتن خودمان همه چیز را در زندگی ما بهبود می بخشد - روابط، سلامتی و رفاه ما، توانایی ما برای بهبودی ما و براورده شدن رویاها و عزت نفس ما. دوست داشتن و ارتباط با خود، کلید برقراری ارتباط با دیگران و برقراری ارتباط دوستانه است. دوست داشتن خودمان چیزی است که ما را قادر می سازد فرکانس خود را بالا ببریم و با روحیه والا همکاری کنیم. دوست داشتن خودمان کلید ایجاد یک پیوند درونی و در نتیجه یک زندگی پرشور، تحقق یافته و سبب شادمانی است.
@thinkpluswithus
قسمت دوم
📍چگونه ما در واقع یاد میگیریم که خود را دوست داشته باشیم؟ یک آموزش ساده و موثر.
🔑4. گفتگو با غرور سالم خود
ممکن است فکر کنیم چرا با غرورم باید رابطه برقرار کنیم. زیرا بسیاری از ما گاهی غرور را کمتر مثبت میبینیم. اما اینطور نیست مغرور بودن میتواند حتی برای اعتماد بنفس ما و عزت نفس ما سالم باشد. البته نه تا حد نارسیسم.
با توجه به اینکه قلب خود را باز میکنیم و قدمهای یک تا سه را انجام میدهیم و موقعیت خود را درک کرده باشیم که میخواهیم خود را دوست داشته باشیم و درمان کنیم، می توانیم با غرور سالم براحتی رابطه برقرار کنیم.
کلید این است که برای یادگیری در مورد عشق به خودمان کاملا قلب خود را باز کنیم و پذیرای انرژی مثبت باشیم. پاسخ ها ممکن است بلافاصله دریافت شود و یا گاهی زمان نیاز میباشد. تا ما کردارمان را درک نکنیم، نپذیریم و دیگران را در این پروسه نبخشیم، عشق به خود یک پروسه دراز مدت تر خواهد شد. پاسخ هایی که می جوییم در قبال سوالهای ما ممکن است در کلمات حضور پیدا کنند مثلا جمله ای را در کتابی دیده باشیم و از ذهنمان خطور کند و یا تصاویری دیده باشیم که ما را سریعا متصل میکنند و یا در رویاهای ما پیش میایند و ما را اگاه میکنند (گر چه رویا خود بخشی از عملکرد ناخودآگاه میباشد). هنگامی که قلب ما برای یادگیری باز است، پاسخ ها آماده خواهند شد.
🔑5. اقدام "عشق به خود" و یا خود پذیری در مرحله چهارم را خوب فرا بگیریم.
ما قلب خود را برای احساس درد اماده و باز کرده ایم، ما اماده به یادگیری هستیم و به آموزنده ای تغییر کرده ایم، گفتگو با احساسات خود را آغاز کرده ایم، و از راهنمایی های معنوی خود کمک میگیریم. کاینات همیشه پاسخی را برای سوال ما دارند. ما ارزشمندیم که در این سیستم هستی برای بودن دعوت شده ایم. در مرحله پنجم، ما اقدامی برای عشق به خود میکنیم که مرحمی بر زخمهای درون در طول زمان میگردد. زخمهای ما، عادت، شرم، دروغ، اضطراب و افسردگی و غیره که نتیجه از خود واقعی فرار کردن و خود را رها کردن و نبخشیدن است.
ما باور داریم که قدمهای ما بهبود بخش است. ما باور داریم که بخشی از این سیستم هستی میباشیم و برای تقبل مسیولیت خود آماده ایم. هر چیزی که من را از خود واقعی من دور کند را خواهم شناخت و با عشق به خود آنرا بازتاب میکنم.
گاهی اوقات مردم به "احساس خود دوست داشتن" همانند خود بهتر بینی فکر می کنند، اما اینطور نیست. اینگونه افراد هنوز بدنبال خود درمانی با عشق به خود نیستند و در قضاوت دیگران چاقوی مهارت خود را تیز میکنند. از اینگونه افراد دلسرد نشوید بلکه به آنها عشق بورزید.
یک راه خوب برای تثبیت عشق به خودمان این است که با تأکید بر عمل؛ یعنی، "چه چیزی می توانم برای دوست داشتن خودم انجام دهم؟" تا آنرا در خود رشد دهم به جای "چگونه می توانم عشق به خودم را احساس کنم؟". در این جا میتوانیم لیستی ساده از کارهایی که دوست دارم دا تهیه کنیم و آنرا عملی کنیم.
🔑6. عمل خود را ارزیابی کنیم.
هنگامی که اقدام این ۵ قدم برایمان مقدور شد، به درون خود مینگریم و می بینیم که آیا درد، خشم و شرم ما بهبودی حاصل کرده. اگر خیر، ما از طریق این ۵ مرحله به عقب برمیگردیم و دوباره شروع میکنیم تا حقیقت و اقدامات عشق به خود را دریابیم. با آگاهی بر اینکه عشق به خود که صلح، شادی و حس عمیق ارزش ذاتی را به ما هدیه میکند، نتیجه خود درمانی، پذیرش ما و نهایتا پذیرش دیگران و موقعیت است و رمز خوشبختی!
با گذشت زمان، ما کشف خواهیم کرد که دوست داشتن خودمان همه چیز را در زندگی ما بهبود می بخشد - روابط، سلامتی و رفاه ما، توانایی ما برای بهبودی ما و براورده شدن رویاها و عزت نفس ما. دوست داشتن و ارتباط با خود، کلید برقراری ارتباط با دیگران و برقراری ارتباط دوستانه است. دوست داشتن خودمان چیزی است که ما را قادر می سازد فرکانس خود را بالا ببریم و با روحیه والا همکاری کنیم. دوست داشتن خودمان کلید ایجاد یک پیوند درونی و در نتیجه یک زندگی پرشور، تحقق یافته و سبب شادمانی است.
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
نویسنده: دکتر موریس ستودگان
🔶عادت به تحقیر دیگران: چرا بعضیها خود را برتر یا دیگران را کمتر میپندارند؟ چندین دلیل برای این رفتار غیر اجتماعی
حتما در یک چالشی شنیده اید:
"انها همه احمق هستند، هیچ چیز را نمی فهمند!" من کاری با اونها ندارم.
یا شاید؛
" اونها اصلا تو کلاس من نیستند و خودم رو کوچیک نمیکنم"
مطمینا همه ما یک چنین جملاتی را شنیده ایم و یا شاید حتی استفاده کرده ایم.
شما احتمالا اشخاصی مانند رییس خود یا مدیر جایی را در زندگی شخصی و یا حرفه ای خود که افراد دیگر را اغلب ضعیف تر میبیند و حقیر می سازند، صحبت بد در مورد آنها در غیاب یا حضورشان میکند را دیدهاید. کار آنها را با حرف یا رفتار خود بی ارزش میکند. اما ما چه میکنیم؟ سهم ما چیست؟
دیگران را کوچک کردن و خود را بزرگ پنداشتن از عقده های فراوانی سرچشمه میگیرد. همراهی این افراد نیز یک مکانیزم دفاعی همانند سازی میباشد که عقده حقارت ما به عنوان تماشاگر را سیراب میکند، در واقع با عدم تذکر به آن شخص شریک جرم او هستیم، و این چه در قبال خود یا دیگران.
احساس دیگران را جدی تلقی کردن، به دیگران در هر موقعیتی احترام گذاشتن، یک رفتار فروتنانه در برابر یک نفر و یا به طور کلی در برابر همنوعان مان میباشد. اما کسی که از احساس دیگران سواستفاده کرده و آنها را تحقیر میکند تا خود را احساس کند، باید مورد تذکر قرار گیرد.
✨ چند نمونه از رفتار تحقیر کننده:
- صحبت بد در مورد دیگران (در حضور یا عدم حضور فرد مورد تهاجم قرار گرفته)
-کسی را مسخره کردن, یک فرد را به سخره گرفتن در عموم، در کل هر نوع تمسخر
- شخصی را به عنوان نادان و ناتوان، بی کفایت نشان دادن
- و بسیاری از نکات که حمله به شخصیت فردی باشد.
دلایل این تحقیر عمدی دیگران می تواند بسیار متفاوت و بسته به موقعیت داشته باشد. با این حال، آن دلایل «همیشه» به علت عدم بالانس روانی شخصیت تحقیر کننده و تصویر اشتباه او از خودش میباشد.
در ادامه این نوشتار دلایلی احتمالی مانند عقده حقارت و یا عدم اعتماد به نفس و غیره ذکر شده، که می تواند شامل بسیاری شود - اما این به این معنی نیست که هر کسی اعتماد بنفس پایینی داشته باشد دیگران را تغییر خواهد کرد، بلکه ترکیبی از شخصیت و همبافت ها در روان شخص موجب این میشوند.
✨تقریبا ده دلیل عمده برای رفتار تحقیر کنندگان نام میبریم.
شما چه فکر میکنید؟ چه چیزی سبب این رفتار میشود؟ چه چیزی باعث می شود مردم به همنوعان خود بی احترامی کنند؟ با کدام حق؟ در اینجا دلایل ممکن را کمی نزدیکتر نگاه میکنیم.
1. احساس ناتوانی یا عقده حقارت
این شاید برای شما متناقض بنظر برسد، اما اغلب افرادی که رفتار تحقیر کننده با دیگران از روی عمد دارند، و دیگران را پایین تر از خود میبینند, معمولا خود را در مقایسه پنهان کمتر از دیگری احساس میکنند و با رفتار ناشایست خود دیگران را به سمت ضعیف نشانه میگیرند و قدرت خود را اینگونه به آنها نشان میدهند.
2. عدم اعتماد بنفس
احساس حقارت در بالا اشاره شده و عزت نفس و اعتماد به نفس پایین است که افراد تحقیر کننده را در رفتارشان کنترل میکند، چرا که آنها خود را بهتر میبینند. آنها با تحقیر دیگران احساس قوی تر بودن خود را به معرض نمایش میگذارند و از قدرت خود سو استفاده میکنند.
3. آنچیزی که برای من رخداد، باید دیگران هم تجربه کنند
به عنوان مثال در رابطه یا خانواده اگر یک فرد در محیط شخصی خود اغلب تجربه تحقیر و توهین داشته باشد، می تواند میل به تحقیر شخص دیگری در خود حس کند و به اخاذ در قبال دیگران تبدیل شود.
4. حسادت
حسادت احتمالا هر یک از ما را به نحوی می شناسد. اما تحقیر موفقیت، مالکیت و یا توانایی های دیگران از روی حسادت، ارزش رفتار اشخاص را مشخص کرده و در نتیجه انها را از حقیقت خود دور میکند.
5. حس آنتی پاتی
نفرت و بیزاری نیز می تواند دلیل برای رفتار نامناسب باشد، با این انگیزه که؛ "آن شخص مخالف من است و من به او نشان میدهم که رقمی نیست."
6. عدم همدلی
کسانی که با دیگران همدرد نیستند، احساسات دیگران درک نمیکنند، توهین که شخص با اظهارات یا رفتار خود نشان میدهد، همیشه آگاهانه نیست بلکه عدم همدلی نشانگر "هوش هیجانی" پایین و عدم مهارت حل مشکل است.
7. احساسات منفی خود را فرافکنی کردن
احساسات منفی می تواند، برای مثال سرخوردگی، خشم و ناامیدی باشد. این احساسات سپس به طور مستقیم به محیط اطراف انتقال داده شده و به همسر یا شخص مورد اطمینان خود فرافکنی میشود.
8. کسی که مقصر است من نیستم!
این نکته اساسا یک مکمل برای نکات قبل است. ناتوانی ما و نارضایتی ما از موقعیت و در نتیجه جستجوی دلیل ان در دیگران، یعنی در واقع فقط مسئولیت را نمی پذیریم: "یک نفر گناهکار پیدا میکنیم ، که او تحقیر کردن مرا احساس خواهد کرد. سپس احساس خوبی خواهم داشت."
ادامه دارد...
۱
🔶عادت به تحقیر دیگران: چرا بعضیها خود را برتر یا دیگران را کمتر میپندارند؟ چندین دلیل برای این رفتار غیر اجتماعی
حتما در یک چالشی شنیده اید:
"انها همه احمق هستند، هیچ چیز را نمی فهمند!" من کاری با اونها ندارم.
یا شاید؛
" اونها اصلا تو کلاس من نیستند و خودم رو کوچیک نمیکنم"
مطمینا همه ما یک چنین جملاتی را شنیده ایم و یا شاید حتی استفاده کرده ایم.
شما احتمالا اشخاصی مانند رییس خود یا مدیر جایی را در زندگی شخصی و یا حرفه ای خود که افراد دیگر را اغلب ضعیف تر میبیند و حقیر می سازند، صحبت بد در مورد آنها در غیاب یا حضورشان میکند را دیدهاید. کار آنها را با حرف یا رفتار خود بی ارزش میکند. اما ما چه میکنیم؟ سهم ما چیست؟
دیگران را کوچک کردن و خود را بزرگ پنداشتن از عقده های فراوانی سرچشمه میگیرد. همراهی این افراد نیز یک مکانیزم دفاعی همانند سازی میباشد که عقده حقارت ما به عنوان تماشاگر را سیراب میکند، در واقع با عدم تذکر به آن شخص شریک جرم او هستیم، و این چه در قبال خود یا دیگران.
احساس دیگران را جدی تلقی کردن، به دیگران در هر موقعیتی احترام گذاشتن، یک رفتار فروتنانه در برابر یک نفر و یا به طور کلی در برابر همنوعان مان میباشد. اما کسی که از احساس دیگران سواستفاده کرده و آنها را تحقیر میکند تا خود را احساس کند، باید مورد تذکر قرار گیرد.
✨ چند نمونه از رفتار تحقیر کننده:
- صحبت بد در مورد دیگران (در حضور یا عدم حضور فرد مورد تهاجم قرار گرفته)
-کسی را مسخره کردن, یک فرد را به سخره گرفتن در عموم، در کل هر نوع تمسخر
- شخصی را به عنوان نادان و ناتوان، بی کفایت نشان دادن
- و بسیاری از نکات که حمله به شخصیت فردی باشد.
دلایل این تحقیر عمدی دیگران می تواند بسیار متفاوت و بسته به موقعیت داشته باشد. با این حال، آن دلایل «همیشه» به علت عدم بالانس روانی شخصیت تحقیر کننده و تصویر اشتباه او از خودش میباشد.
در ادامه این نوشتار دلایلی احتمالی مانند عقده حقارت و یا عدم اعتماد به نفس و غیره ذکر شده، که می تواند شامل بسیاری شود - اما این به این معنی نیست که هر کسی اعتماد بنفس پایینی داشته باشد دیگران را تغییر خواهد کرد، بلکه ترکیبی از شخصیت و همبافت ها در روان شخص موجب این میشوند.
✨تقریبا ده دلیل عمده برای رفتار تحقیر کنندگان نام میبریم.
شما چه فکر میکنید؟ چه چیزی سبب این رفتار میشود؟ چه چیزی باعث می شود مردم به همنوعان خود بی احترامی کنند؟ با کدام حق؟ در اینجا دلایل ممکن را کمی نزدیکتر نگاه میکنیم.
1. احساس ناتوانی یا عقده حقارت
این شاید برای شما متناقض بنظر برسد، اما اغلب افرادی که رفتار تحقیر کننده با دیگران از روی عمد دارند، و دیگران را پایین تر از خود میبینند, معمولا خود را در مقایسه پنهان کمتر از دیگری احساس میکنند و با رفتار ناشایست خود دیگران را به سمت ضعیف نشانه میگیرند و قدرت خود را اینگونه به آنها نشان میدهند.
2. عدم اعتماد بنفس
احساس حقارت در بالا اشاره شده و عزت نفس و اعتماد به نفس پایین است که افراد تحقیر کننده را در رفتارشان کنترل میکند، چرا که آنها خود را بهتر میبینند. آنها با تحقیر دیگران احساس قوی تر بودن خود را به معرض نمایش میگذارند و از قدرت خود سو استفاده میکنند.
3. آنچیزی که برای من رخداد، باید دیگران هم تجربه کنند
به عنوان مثال در رابطه یا خانواده اگر یک فرد در محیط شخصی خود اغلب تجربه تحقیر و توهین داشته باشد، می تواند میل به تحقیر شخص دیگری در خود حس کند و به اخاذ در قبال دیگران تبدیل شود.
4. حسادت
حسادت احتمالا هر یک از ما را به نحوی می شناسد. اما تحقیر موفقیت، مالکیت و یا توانایی های دیگران از روی حسادت، ارزش رفتار اشخاص را مشخص کرده و در نتیجه انها را از حقیقت خود دور میکند.
5. حس آنتی پاتی
نفرت و بیزاری نیز می تواند دلیل برای رفتار نامناسب باشد، با این انگیزه که؛ "آن شخص مخالف من است و من به او نشان میدهم که رقمی نیست."
6. عدم همدلی
کسانی که با دیگران همدرد نیستند، احساسات دیگران درک نمیکنند، توهین که شخص با اظهارات یا رفتار خود نشان میدهد، همیشه آگاهانه نیست بلکه عدم همدلی نشانگر "هوش هیجانی" پایین و عدم مهارت حل مشکل است.
7. احساسات منفی خود را فرافکنی کردن
احساسات منفی می تواند، برای مثال سرخوردگی، خشم و ناامیدی باشد. این احساسات سپس به طور مستقیم به محیط اطراف انتقال داده شده و به همسر یا شخص مورد اطمینان خود فرافکنی میشود.
8. کسی که مقصر است من نیستم!
این نکته اساسا یک مکمل برای نکات قبل است. ناتوانی ما و نارضایتی ما از موقعیت و در نتیجه جستجوی دلیل ان در دیگران، یعنی در واقع فقط مسئولیت را نمی پذیریم: "یک نفر گناهکار پیدا میکنیم ، که او تحقیر کردن مرا احساس خواهد کرد. سپس احساس خوبی خواهم داشت."
ادامه دارد...
۱
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
ادامه مطلب عادت به تحقیر دیگران
از دکتر موریس ستودگان
9.اثر فشارهای جمعی
در هر کجا که مردم در یک جامعه یا در یک گروه زندگی میکنند، فشار همگانی ممکن است قربانیانی داشته باشد. این همچنین در محیط کار و دانشگاه گاهی ممکن است.
به عنوان مثال: به هر دلیلی، یک همکار اخراج شده است. یک کارمند جدید به همان شکلی که دیگران از ان همکار اخراج شده، صحبت میکنند، صحبت خواهد کرد، زیرا او از اینکه ممکن است در معرض آزار و اذیت قرار گیرد، ترس دارد. خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو مصداقش در اینجاست.
10. دیگران را حقیر شمردن
روابطی وجود دارد که در آن یک شریک به طور مرتب دیگری را به منظور ارائه خود برتر بودن، تحقیر میکند.
در رابطه ای که هر دو طرف با حقوق برابر در یک سطح چشم در چشم قرار گیرند، تحقیر کننده احساس خوبی نخواهد داشت، که این خود نشان دهنده عزت نفس پایین او میباشد.
مراجعی میگفت که برای دکترا کنکور قبول شده است و شوهر او که فقط دیپلم دارد و بازاریست مدام در میان فامیل میگوید، امروزه در ایران هر گاوی دکترا میگیرد، و یا با دکترا برنج شما با مزهتر نخواهد شد.
این شخص با خشونت کلامی عقده حقارت و شاید «گاو بودن» خود را به گونه ای با تحقیر همسر خود پنهان میکند و اینگونه خود را برتر میبیند.
با افراد تحقیر کننده سیستماتیک برخورد کنیم. در مطالب پایین سعی بر این خواهم داشت که این برخورد سیستماتیک را توضیح دهم.
افراد تحقیر کننده انتظار دارند و امیدوارند که در قبال خشونت انها هیچ واکنشی شکل نگیرد و بدون مقاومت متلک آنها پذیرفته شود چرا که حق با آنهاست و بیشتر میفهمند. آنها با کسانی که با اعتماد بنفس با آنان برخورد کنند، براحتی مدیریت رفتار خود و اطمینان خود را از دست داده و در چرخه ناامنی خود گم میشوند.
این انتخاب ماست چگونه با این افراد برخورد کنیم. اعتماد ما در رفتار ما میتواند این افراد را به عقب نشینی مجبور کند.
تمرینات موثر در برخورد با اینگونه رفتارهای تحقیر کننده:
🔻SELF-CONCEPTS
در واقع بافتهای ذهنی برای خود بسازیم که چگونه در اینگونه مواقع با اطمینان رفتار کنیم و به شخص مقابل قدرت بیشتر برای تحقیر ندهیم. با یک مشاور میتوانیم نکاتی را برآورد کنیم.
🔻SELF-SAFE
هر آنچیزی که نیاز داریم تا خود را مطمین و با اعتماد به خود حس کنیم را فراهم سازیم. گاهی گفتگو در آینه و آماده سازی میتواند بسیار موثری باشد.
🔻STRONG
نکات قوت مان را بشناسیم و برای ترمیم و توسعه آنها در تلاش باشیم. از هر موقعیتی برای بهینه سازی نکات قوت ما استفاده کنیم.
🔑🔑🔑 اکنون سه استراتژی اساسی در برخورد با تحقیر کنندگان
🍃هر تعامل همیشه دو طرف نیاز دارد. افرادی که دیگران را تحقیر میکنند و افرادی که آن را میپذیرند و یا با تایید اشتباه شخص مقابل را به شکل منفی شرطی میکنند. و این انتخاب ماست که چگونه واکنش نشان دهیم. چرا که میزان حملات کلامی و خشونت ها آسیب زا میباشند، و این همچنین به اعتماد به نفس "گیرنده" بستگی دارد.
با رفتار صحیح خود انتظارات تحقیر کننده را برآورده نکنیم و نیاز آنها به بزرگتر و بهتر بودن را ارضا نکنیم. یک تحقیر کننده برای یک واکنش مشخص به رفتار ناپسند خود امیدوار است. در نتیجه، او احساس قدرت می کند و احساس می کند بهتر است اگر رفتار واکنشی شخص متقابل در تناسب موقعیت نباشد. هر چقدر واکنش شنونده بهتر باشد او معمولا قادر نخواهد بود رفتارش را اداره کند. اساسا همه چیز در این راستاست که از طریق واکنش های زیر درست رفتار کنیم:
🔑 1. نادیده گرفتن یا بی توجهی مطلق
در صورتی که به حملات کلامی با بی اعتنایی پاسخ بدهیم و یا آنرا نادیده بگیریم، این واکنش برای شخص حقیر کننده سازند نیست. بنابراین، هر چه بیشتر حملات کلامی را نادیده بگیریم احتمال بیشتری دارد که او رفتار مخصومانه خود را نسبت به ما تغییر دهد.
🔑 2. مقابله رو در رو
برخی از تحقیر کنندگان تنها در غیاب شخص صحبت می کنند. دقيقا به اين دليل که آنها اعتماد به خود را ندارند و از رويارويي میترسند. بنابراین، ما آگاهانه به دنبال رودررویی باشیم و شاید حتی در حضور دیگران. اما با احساس و یا با صدای بلند برخورد نمی کنیم، زیرا این میتواند علامت ضعف ما تفسیر شود. پس آرام و متین در رویارویی میمانیم.
🔑 3. محدود کردن
تماس را محدود یا آن را قطع کنیم. فاصله خود را حفظ کنیم - حتی اگر این تنها در روان ما ممکن باشد. اگر مرزها را مشخص کنیم، حداقل توهین ها نمی توانند به ما آسیب برسانند.
✨در نتیجه دلایل سوء استفاده دیگران ممکن است متفاوت و غالبا غیر قابل درک باشد. اما در نهایت، اغلب اوقات، آنها را می توان به یک دلیل شناخت:
انها دیگران را بد می کنند که در خودشان بهتر (ظاهرا) و در مقابل دیگران قوی بنظر برسند یا به سادگی، آنها دیگران را کوچک می کنند تا احساس بزرگی داشته باشند.
۲
از دکتر موریس ستودگان
9.اثر فشارهای جمعی
در هر کجا که مردم در یک جامعه یا در یک گروه زندگی میکنند، فشار همگانی ممکن است قربانیانی داشته باشد. این همچنین در محیط کار و دانشگاه گاهی ممکن است.
به عنوان مثال: به هر دلیلی، یک همکار اخراج شده است. یک کارمند جدید به همان شکلی که دیگران از ان همکار اخراج شده، صحبت میکنند، صحبت خواهد کرد، زیرا او از اینکه ممکن است در معرض آزار و اذیت قرار گیرد، ترس دارد. خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو مصداقش در اینجاست.
10. دیگران را حقیر شمردن
روابطی وجود دارد که در آن یک شریک به طور مرتب دیگری را به منظور ارائه خود برتر بودن، تحقیر میکند.
در رابطه ای که هر دو طرف با حقوق برابر در یک سطح چشم در چشم قرار گیرند، تحقیر کننده احساس خوبی نخواهد داشت، که این خود نشان دهنده عزت نفس پایین او میباشد.
مراجعی میگفت که برای دکترا کنکور قبول شده است و شوهر او که فقط دیپلم دارد و بازاریست مدام در میان فامیل میگوید، امروزه در ایران هر گاوی دکترا میگیرد، و یا با دکترا برنج شما با مزهتر نخواهد شد.
این شخص با خشونت کلامی عقده حقارت و شاید «گاو بودن» خود را به گونه ای با تحقیر همسر خود پنهان میکند و اینگونه خود را برتر میبیند.
با افراد تحقیر کننده سیستماتیک برخورد کنیم. در مطالب پایین سعی بر این خواهم داشت که این برخورد سیستماتیک را توضیح دهم.
افراد تحقیر کننده انتظار دارند و امیدوارند که در قبال خشونت انها هیچ واکنشی شکل نگیرد و بدون مقاومت متلک آنها پذیرفته شود چرا که حق با آنهاست و بیشتر میفهمند. آنها با کسانی که با اعتماد بنفس با آنان برخورد کنند، براحتی مدیریت رفتار خود و اطمینان خود را از دست داده و در چرخه ناامنی خود گم میشوند.
این انتخاب ماست چگونه با این افراد برخورد کنیم. اعتماد ما در رفتار ما میتواند این افراد را به عقب نشینی مجبور کند.
تمرینات موثر در برخورد با اینگونه رفتارهای تحقیر کننده:
🔻SELF-CONCEPTS
در واقع بافتهای ذهنی برای خود بسازیم که چگونه در اینگونه مواقع با اطمینان رفتار کنیم و به شخص مقابل قدرت بیشتر برای تحقیر ندهیم. با یک مشاور میتوانیم نکاتی را برآورد کنیم.
🔻SELF-SAFE
هر آنچیزی که نیاز داریم تا خود را مطمین و با اعتماد به خود حس کنیم را فراهم سازیم. گاهی گفتگو در آینه و آماده سازی میتواند بسیار موثری باشد.
🔻STRONG
نکات قوت مان را بشناسیم و برای ترمیم و توسعه آنها در تلاش باشیم. از هر موقعیتی برای بهینه سازی نکات قوت ما استفاده کنیم.
🔑🔑🔑 اکنون سه استراتژی اساسی در برخورد با تحقیر کنندگان
🍃هر تعامل همیشه دو طرف نیاز دارد. افرادی که دیگران را تحقیر میکنند و افرادی که آن را میپذیرند و یا با تایید اشتباه شخص مقابل را به شکل منفی شرطی میکنند. و این انتخاب ماست که چگونه واکنش نشان دهیم. چرا که میزان حملات کلامی و خشونت ها آسیب زا میباشند، و این همچنین به اعتماد به نفس "گیرنده" بستگی دارد.
با رفتار صحیح خود انتظارات تحقیر کننده را برآورده نکنیم و نیاز آنها به بزرگتر و بهتر بودن را ارضا نکنیم. یک تحقیر کننده برای یک واکنش مشخص به رفتار ناپسند خود امیدوار است. در نتیجه، او احساس قدرت می کند و احساس می کند بهتر است اگر رفتار واکنشی شخص متقابل در تناسب موقعیت نباشد. هر چقدر واکنش شنونده بهتر باشد او معمولا قادر نخواهد بود رفتارش را اداره کند. اساسا همه چیز در این راستاست که از طریق واکنش های زیر درست رفتار کنیم:
🔑 1. نادیده گرفتن یا بی توجهی مطلق
در صورتی که به حملات کلامی با بی اعتنایی پاسخ بدهیم و یا آنرا نادیده بگیریم، این واکنش برای شخص حقیر کننده سازند نیست. بنابراین، هر چه بیشتر حملات کلامی را نادیده بگیریم احتمال بیشتری دارد که او رفتار مخصومانه خود را نسبت به ما تغییر دهد.
🔑 2. مقابله رو در رو
برخی از تحقیر کنندگان تنها در غیاب شخص صحبت می کنند. دقيقا به اين دليل که آنها اعتماد به خود را ندارند و از رويارويي میترسند. بنابراین، ما آگاهانه به دنبال رودررویی باشیم و شاید حتی در حضور دیگران. اما با احساس و یا با صدای بلند برخورد نمی کنیم، زیرا این میتواند علامت ضعف ما تفسیر شود. پس آرام و متین در رویارویی میمانیم.
🔑 3. محدود کردن
تماس را محدود یا آن را قطع کنیم. فاصله خود را حفظ کنیم - حتی اگر این تنها در روان ما ممکن باشد. اگر مرزها را مشخص کنیم، حداقل توهین ها نمی توانند به ما آسیب برسانند.
✨در نتیجه دلایل سوء استفاده دیگران ممکن است متفاوت و غالبا غیر قابل درک باشد. اما در نهایت، اغلب اوقات، آنها را می توان به یک دلیل شناخت:
انها دیگران را بد می کنند که در خودشان بهتر (ظاهرا) و در مقابل دیگران قوی بنظر برسند یا به سادگی، آنها دیگران را کوچک می کنند تا احساس بزرگی داشته باشند.
۲
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫
هر نیازی از خود را که بشناسیم ولی در خود ان را حبس کنیم، مانند زندانی خواهد بود که برای آزادیش تلاش خواهد کرد و روزی بر زندانبان غلبه خواهد کرد. آن روز با خشم و نیروی پتانسیل بیشتر برای جبران گذشته خواهد جنگید.
تظاهر به «بودن و داشتن...» ویرانگر است. پذیرش خود و نیازهای خود لازمه یک روان سالم است.
م. ستودگان💫
هر نیازی از خود را که بشناسیم ولی در خود ان را حبس کنیم، مانند زندانی خواهد بود که برای آزادیش تلاش خواهد کرد و روزی بر زندانبان غلبه خواهد کرد. آن روز با خشم و نیروی پتانسیل بیشتر برای جبران گذشته خواهد جنگید.
تظاهر به «بودن و داشتن...» ویرانگر است. پذیرش خود و نیازهای خود لازمه یک روان سالم است.
م. ستودگان💫
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✨✨✨🔑
چگونه خود را بهتر بشناسیم.
خود را شناختن مراحل مختلف دارد. بهترین خودشناسی یا بازتاب با یک شخصی حرفه ای (روانشناس و یا مشاور بازتاب شده) میباشد ولی خودشناسی میتواند از خود ما شروع شود. قابل اهمیت است که دقت کنیم نه اینکه مدام به خود حق بدهیم بلکه بیشتر با عینک و حتی ذره بین انتقاد به رفتار و کردار و پندار خودمان توجه کنیم. بسیاری از کارهای ما از ضمیر ناخوداگاه و عملا از طرحواره های اموخته شده سرچشمه میگیرند ولی این بدین معنی نیست که قابل تغییر نمیباشند، بلکه باید شناسایی و تغییر داده شوند.
مراحل خودشناسی Self-Reflection یا 3S عبارتند از :
1. نظر کردن به خود (خودتحقیقی) selfobservation مثلا وقتی دوستی به ما میگوید تو هیچ وقت سر وقت نیستی. نباید بلافاصله دنبال انتقاد اینه ای دوستمان باشیم. بلکه این فیدبک را به عنوان شانسی شناخته و ان را بررسی کنیم (حتی تشکر کنید که برای ما ارزش قایل است و به ما نظرش را میگوید).
دیر کردن ما میتواند دلایل مختلف داشته باشد. یا با اینترس ما به زمان یا ان شخص یا الویت بندی و غیره میتواند مربوط شود.
2. با خود سخن گفتن selfcommunication در این مرحله باید شروع کنیم از خود سوال کنیم، از کجا این عملکرد را اموختم. در خانواده و سیستم ما چقدر به این عملکرد اهمیت داده میشد، چه ارزشهایی در این زمینه اموخته ام. (دید طرحواره سیستمی) در مرجله دوم گفتگو با خود از خودمان میپرسیم، اخرین باری که به موقع به قرارم رسیدم کی بود و چه چیزی نیاز بود که امروز سر وقت باشم. مثلا نیم ساعت قبل حرکت میکردم. اگر تلفنی داشتم کوتاه تر میکردم و اگر ....هر دلیل دیگری. اگر پدرم یا مادرم برای این عملکرد ارزش دیگری قایل بودند وظیفه من در تصحیح این عملکرد چگونه و چیست؟
3. شرط کردن با خود selfcommitment
با خود یکی بودن و قرار گذاشتن. به خود قول دادن... مثلا در قرار بعدی عملکردم به اینصورت ....خواهد بود
الف) نیم ساعت قبل حرکت میکنم
ب) به شخص مورد نظر پیام میدهم که سر وقت هستم یا خیر
پ) تمام هدف به موقع رسیدن است.
✨بعد مرحله سوم حتما عملکردتان را براورد Selfevaluation کنید. ایا به هدفم رسیدم.
هدف را حتما بر اساس SMART هدفبندی کنید. از دید من بسیار مهم است که هدف کوچک باشد تا قابل رسیدن باشد. من این مثال را اکثرا برای اسانتر فهمیده شدن مطلب بیان میکنم. هدف را یک رل ژامبون یا سالامی بزرگ در دستتان در نظر بگیرید. (برای گیاهخواران یک سوسیس سبزیجات) هر چقدر برش ها نازک تر باشد (هدفهای کوچک) خوردن ان اسان تر و لذت بردن از ان بیشتر است. برش های نازک هدف های روزمره ماست.
✨اگر دوستان خوبی دارید از انها بخواهید به شما فید بک بدهند.
اگر در رعایت سه مرحله بالا با هدفگزاری موفق نشدید با یک روانشناس و یا مشاور در بهتر شدن عملکردها مشورت کنید. البته مثال بالا بسیار ساده میباشد ولی همین ساده ها در برخوردهای روزمره تعیین کننده هستند.
ستودگان اگوست ۲۰۱۷
چگونه خود را بهتر بشناسیم.
خود را شناختن مراحل مختلف دارد. بهترین خودشناسی یا بازتاب با یک شخصی حرفه ای (روانشناس و یا مشاور بازتاب شده) میباشد ولی خودشناسی میتواند از خود ما شروع شود. قابل اهمیت است که دقت کنیم نه اینکه مدام به خود حق بدهیم بلکه بیشتر با عینک و حتی ذره بین انتقاد به رفتار و کردار و پندار خودمان توجه کنیم. بسیاری از کارهای ما از ضمیر ناخوداگاه و عملا از طرحواره های اموخته شده سرچشمه میگیرند ولی این بدین معنی نیست که قابل تغییر نمیباشند، بلکه باید شناسایی و تغییر داده شوند.
مراحل خودشناسی Self-Reflection یا 3S عبارتند از :
1. نظر کردن به خود (خودتحقیقی) selfobservation مثلا وقتی دوستی به ما میگوید تو هیچ وقت سر وقت نیستی. نباید بلافاصله دنبال انتقاد اینه ای دوستمان باشیم. بلکه این فیدبک را به عنوان شانسی شناخته و ان را بررسی کنیم (حتی تشکر کنید که برای ما ارزش قایل است و به ما نظرش را میگوید).
دیر کردن ما میتواند دلایل مختلف داشته باشد. یا با اینترس ما به زمان یا ان شخص یا الویت بندی و غیره میتواند مربوط شود.
2. با خود سخن گفتن selfcommunication در این مرحله باید شروع کنیم از خود سوال کنیم، از کجا این عملکرد را اموختم. در خانواده و سیستم ما چقدر به این عملکرد اهمیت داده میشد، چه ارزشهایی در این زمینه اموخته ام. (دید طرحواره سیستمی) در مرجله دوم گفتگو با خود از خودمان میپرسیم، اخرین باری که به موقع به قرارم رسیدم کی بود و چه چیزی نیاز بود که امروز سر وقت باشم. مثلا نیم ساعت قبل حرکت میکردم. اگر تلفنی داشتم کوتاه تر میکردم و اگر ....هر دلیل دیگری. اگر پدرم یا مادرم برای این عملکرد ارزش دیگری قایل بودند وظیفه من در تصحیح این عملکرد چگونه و چیست؟
3. شرط کردن با خود selfcommitment
با خود یکی بودن و قرار گذاشتن. به خود قول دادن... مثلا در قرار بعدی عملکردم به اینصورت ....خواهد بود
الف) نیم ساعت قبل حرکت میکنم
ب) به شخص مورد نظر پیام میدهم که سر وقت هستم یا خیر
پ) تمام هدف به موقع رسیدن است.
✨بعد مرحله سوم حتما عملکردتان را براورد Selfevaluation کنید. ایا به هدفم رسیدم.
هدف را حتما بر اساس SMART هدفبندی کنید. از دید من بسیار مهم است که هدف کوچک باشد تا قابل رسیدن باشد. من این مثال را اکثرا برای اسانتر فهمیده شدن مطلب بیان میکنم. هدف را یک رل ژامبون یا سالامی بزرگ در دستتان در نظر بگیرید. (برای گیاهخواران یک سوسیس سبزیجات) هر چقدر برش ها نازک تر باشد (هدفهای کوچک) خوردن ان اسان تر و لذت بردن از ان بیشتر است. برش های نازک هدف های روزمره ماست.
✨اگر دوستان خوبی دارید از انها بخواهید به شما فید بک بدهند.
اگر در رعایت سه مرحله بالا با هدفگزاری موفق نشدید با یک روانشناس و یا مشاور در بهتر شدن عملکردها مشورت کنید. البته مثال بالا بسیار ساده میباشد ولی همین ساده ها در برخوردهای روزمره تعیین کننده هستند.
ستودگان اگوست ۲۰۱۷