Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫💫
🔑🔑پنج مهارت کلیدی برای موفقیت در زندگی و روابط مان 🔑🔑🔑
🔑 ۱. مهارت خود آگاهی
intra personal skills
توانایی شناخت مان از چهار زاویه
🔻ضعف weakness
🔻 قوت strength
🔻خواسته ها wishes
🔻نیاز ها needs
و شناخت همه این زوایا با تصویر واقع بینانه(real self) از خود امکان پذیر میباشد.
👈 چگونه؟ با تمرینهای ذهن آگاهی و بازتاب خودمان به این مهارت دست پیدا میکنیم.
🔑 ۲. مهارت روابط بین فردی
Inter personal skills
این مهارت باعث افزایش روحیه مشارکت و اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران میگردد.
👈چگونه؟ با بالا بردن اعتماد بنفس و عزت نفس این مهارت در ما رشد خواهد کرد.
🔑۳. مهارت مقابله با استرس
Coping with stress skills
استرس های طولانی مدت بر عملکرد و کیفیت زندگی ما تاثیر میگذارند.
👈چگونه؟ با ریلکسیشن و مدیتیشن به این مهارت براحتی دست پیدا میکنیم.
🔑۴. مهارت تصمیم گیری
Decision-making skills
این مهارت باعث میشود تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع بینانه از بین راه حل های مختلف بهترین راه حل را برای رفع مشکلات مان انتخاب کنیم.
👈چگونه؟ ما میتوانیم گاهی کمک یک مشاور با یک دید بیرونی و غیر وابسته برای تصمیم گیری در امور مهم زندگی مان یاری بگیریم.
🔑 ۵. مهارت پذیرش
Acceptance skills
همه ما برای بهتر شدن کیفیت زندگی مان در تلاشیم و در اینجا مهارت پذیرش 🔻خویش
🔻دیگران
🔻موقعیت ها
به ما کمک میکنند تا آسانتر به اهداف زندگی خود برسیم.
👈چگونه؟ در اینجا بازتاب ارزشهای ما و تصاویر و سوژه های ذهنی ما از انسان به ما کمک میکند تا این مهارت را بهینه سازی کنیم.
دکتر موریس ستودگان💫
🔑🔑پنج مهارت کلیدی برای موفقیت در زندگی و روابط مان 🔑🔑🔑
🔑 ۱. مهارت خود آگاهی
intra personal skills
توانایی شناخت مان از چهار زاویه
🔻ضعف weakness
🔻 قوت strength
🔻خواسته ها wishes
🔻نیاز ها needs
و شناخت همه این زوایا با تصویر واقع بینانه(real self) از خود امکان پذیر میباشد.
👈 چگونه؟ با تمرینهای ذهن آگاهی و بازتاب خودمان به این مهارت دست پیدا میکنیم.
🔑 ۲. مهارت روابط بین فردی
Inter personal skills
این مهارت باعث افزایش روحیه مشارکت و اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران میگردد.
👈چگونه؟ با بالا بردن اعتماد بنفس و عزت نفس این مهارت در ما رشد خواهد کرد.
🔑۳. مهارت مقابله با استرس
Coping with stress skills
استرس های طولانی مدت بر عملکرد و کیفیت زندگی ما تاثیر میگذارند.
👈چگونه؟ با ریلکسیشن و مدیتیشن به این مهارت براحتی دست پیدا میکنیم.
🔑۴. مهارت تصمیم گیری
Decision-making skills
این مهارت باعث میشود تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع بینانه از بین راه حل های مختلف بهترین راه حل را برای رفع مشکلات مان انتخاب کنیم.
👈چگونه؟ ما میتوانیم گاهی کمک یک مشاور با یک دید بیرونی و غیر وابسته برای تصمیم گیری در امور مهم زندگی مان یاری بگیریم.
🔑 ۵. مهارت پذیرش
Acceptance skills
همه ما برای بهتر شدن کیفیت زندگی مان در تلاشیم و در اینجا مهارت پذیرش 🔻خویش
🔻دیگران
🔻موقعیت ها
به ما کمک میکنند تا آسانتر به اهداف زندگی خود برسیم.
👈چگونه؟ در اینجا بازتاب ارزشهای ما و تصاویر و سوژه های ذهنی ما از انسان به ما کمک میکند تا این مهارت را بهینه سازی کنیم.
دکتر موریس ستودگان💫
Forwarded from Deleted Account
🌸🌸🌸
انسان وقتی کسی را دوست دارد، از هر زمان دیگری آسیبپذیرتر است.
✍ زیگموند فروید
انسان وقتی کسی را دوست دارد، از هر زمان دیگری آسیبپذیرتر است.
✍ زیگموند فروید
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
خانم مردانی بزرگوار من این نوشته فروید را در زبانهای متفاوت دیدم ولی امروز در قبالش موضع من تغییر کرده. و منتقد این جمله به این دلیل هستم که اگر عشق را نیاز ببینیم، گفته فروید صحیح هست اما عشق نیاز نیست بلکه نوعی خواستن و انتخاب است.
نیازها و خواستهها در رابطه باهم متفاوتند چرا که پایه و اساس نیاز معمولا در ترس قرار دارد. شاید با یک مثال به این تعریف نزدیکتر شویم. وقتی این احساس در رابطه باشد که بدون دیگری قادر به زندگی نیستیم یعنی به او نیاز داریم و ترس از دست دادن, ترس از تنها ماندن, ترس از جدایی و ترس... از دید من ترس در جدال با عشق است. وقتی کسی را با تمام وجود دوست داریم و میخواهیم که با او یک پروسه سالم مهرورزی و عشق را طی کنیم در واقع او را برای رابطه انتخاب می کنیم و به او آزادی (که حق اوست) میدهیم. کنترل و گرهخوردن بیهوده و وابستگی آزاردهنده را مانع حرکت این پروسه نمی کنیم.
در نتیجه ساختن اینگونه رابطه به همراه عشق - یکی از پایه های اساسی رابطه- که انتخاب و خواست ما برای رشد است میتواند احساس دلبستگی و اهمیت به رابطه را دو چندان کرده و مسیولیت پذیری و تعهد را مستحکم و حمایت و پذیرش را در هر دو افرایش دهد, در اینجا دیگر از اسیب پذیری خبری نیست بلکه رشد و پیشرفت و ساختن و خواستن به ادامه چنین رابطه ای جایگزین ترس از اسیب ها میشود.
و اینجا بگویم وقتی فروید میگوید انسان وقتی کسی را دوست دارد از هر زمان دیگر اسیب پذیر تر هست از طرحواره فرویدی صحبت میکند که ترس از رابطه و اسیب پذیری ان دارد. فروید هرگز این شانس را نداشت که بروی کوچ تراپی دراز بکشد 😊.
و طبیعتا هر نقد و فید بکی عالی خواهد بود.
نیازها و خواستهها در رابطه باهم متفاوتند چرا که پایه و اساس نیاز معمولا در ترس قرار دارد. شاید با یک مثال به این تعریف نزدیکتر شویم. وقتی این احساس در رابطه باشد که بدون دیگری قادر به زندگی نیستیم یعنی به او نیاز داریم و ترس از دست دادن, ترس از تنها ماندن, ترس از جدایی و ترس... از دید من ترس در جدال با عشق است. وقتی کسی را با تمام وجود دوست داریم و میخواهیم که با او یک پروسه سالم مهرورزی و عشق را طی کنیم در واقع او را برای رابطه انتخاب می کنیم و به او آزادی (که حق اوست) میدهیم. کنترل و گرهخوردن بیهوده و وابستگی آزاردهنده را مانع حرکت این پروسه نمی کنیم.
در نتیجه ساختن اینگونه رابطه به همراه عشق - یکی از پایه های اساسی رابطه- که انتخاب و خواست ما برای رشد است میتواند احساس دلبستگی و اهمیت به رابطه را دو چندان کرده و مسیولیت پذیری و تعهد را مستحکم و حمایت و پذیرش را در هر دو افرایش دهد, در اینجا دیگر از اسیب پذیری خبری نیست بلکه رشد و پیشرفت و ساختن و خواستن به ادامه چنین رابطه ای جایگزین ترس از اسیب ها میشود.
و اینجا بگویم وقتی فروید میگوید انسان وقتی کسی را دوست دارد از هر زمان دیگر اسیب پذیر تر هست از طرحواره فرویدی صحبت میکند که ترس از رابطه و اسیب پذیری ان دارد. فروید هرگز این شانس را نداشت که بروی کوچ تراپی دراز بکشد 😊.
و طبیعتا هر نقد و فید بکی عالی خواهد بود.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ژک لکان روانکاو پیرو فروید در کنفرانس کاراکاس همراه با دخترش جودیت 1980
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
2_5380047799301705339.mp4
3.8 MB
یک کلیپ کوتاه از زیگموند فروید و خانواده
فرزندان و نوه هایش در لندن {احتمالا سال 1339 باشه}. فروید امروز 23 سپتامبر سالگرد فوتشون هست. این فیلم در مارچ 1339 ظاهرا تهیه شده که 4 ماه قبل از درگذشت ایشون بوده.
متولد:
May 6, 1856, Příbor, Czechia
فوت:
September 23, 1939, Hampstead, London, United Kingdom
همسر:
Martha Bernays (m. 1886–1939)
فرزندان 3 دختر و 3 پسر:
Anna Freud, Ernst L. Freud, Sophie Freud, Oliver Freud, Mathilde Freud, Martin Freud
فرزندان و نوه هایش در لندن {احتمالا سال 1339 باشه}. فروید امروز 23 سپتامبر سالگرد فوتشون هست. این فیلم در مارچ 1339 ظاهرا تهیه شده که 4 ماه قبل از درگذشت ایشون بوده.
متولد:
May 6, 1856, Příbor, Czechia
فوت:
September 23, 1939, Hampstead, London, United Kingdom
همسر:
Martha Bernays (m. 1886–1939)
فرزندان 3 دختر و 3 پسر:
Anna Freud, Ernst L. Freud, Sophie Freud, Oliver Freud, Mathilde Freud, Martin Freud
Forwarded from پرهام
متشکرم دکتر جان
ببخشید شرم و خجالت در آسیب شناسی و مبحث روان جدا هستند یا هر دو یک معنی را میدهند
ببخشید شرم و خجالت در آسیب شناسی و مبحث روان جدا هستند یا هر دو یک معنی را میدهند
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در اسیب شناسی و روانشناسی کلا میتونیم این دو تا مبجث رو بخاطر ریشه های احساسی متفاوت اونها گوناگون بررسی کنیم:
شرم Shame
(Scham, honte )
و خجالت Embarrassment
(Verlegenheit, embarras)
رو میتونیم دو مقوله متفاوت تلقی کنیم که یکی به اخلاق و احساس گناه و وجدان و دیگری به حالت و تیپ شخصیتی مربوط میشوند ()در انگلیسی و فرانسه و المانی و کره ای و زبانهای دیگه هم دو حس متفاوت هستند). در نتیجه تفاوت شرم و خجالت ریشه در پیوندهای مختلفی دارند که آنها را با ویژگی اخلاق میتوان تمایز داده و تعریف کرد. شرم و خجالت احساساتی هستند که هنگام مواجهه با یک اوضاع ناراحت کننده احساس و درک میشود گر چه این دو احساس بسیار متفاوت از یکدیگر هستند. شرم را می توانیم به عنوان یک بروز وضعیت عاطفی که وقتی شخص کار نادرست (اعم از ارزشهای شخصی و هنجارهای اجتماعی) انجام داده, تعریف کرد. به این معنا، شرم با اخلاق و وجدان در رابطه مستقیم قرار میگیرد. با یک داستان کوتاه و ساده شرم.رو میتوانیم اینگونه نشان دهیم: اگر به کسی که دوستش داریم, خیانت یا خطایی کرده ایم طبیعتا شرمنده شده و این نیز به گناه مرتبط است - البته پیش نیاز ان وجدان است.
اما خجالت ناشی از بی اخلاقی یا رفتار ناهنجار نیست. این زمانی است که ما هنگام مواجهه با یک وضعیت اجتماعی دشوار، احساس ناخوشایندی کنیم در اینجا خطایی از ما سر نزده. ( سمپتومها: قرمز شدن, عرق کردن, ساکت شدن, گوشه گیری...). این تفاوت بین دو مقوله شرم و خجالت است. مثلا هنگام سخنرانی یک واژه را اشتباه بگوییم. یا در یک جمع اساتید به عنوان دانشجو باید چیزی را تعریف کنیم و مطمین نیستیم و یا شاید در دیدار اول و یا بوسه اول اینگونه احساسها پدیدار شوند...
👈فرق بین شرم و خجالت
• شرم را می توانیم به عنوان یک ناراحتی (احساس) تعریف کنیم که پیامد آگاهی فرد از انجام کار اشتباهی یا نابهنجار خودش است.
• خجالت را می توانیم احساس ناخوشایندی که پیامد یک شرایط خاص یا خارج از دایره امن است نیز تعریف کنیم.
👈• در شرم و خجالت در واقع عمق احساسات بسیار مهم هستند:
• احساس شرم عمیق تر و طولانی تر از خجالت است.
👈• محیط در مقابل رفتار خود
• شرم پیامد رفتار خود شخص است.
• خجالت پیامد اثر محیط اطراف است.
👈• اخلاق
• شرم با اخلاق و وجدان و ارزشهای شخصی و اجتماعی در پیوند است
• خجالت با اخلاق و وجدان شخص ارتباط ندارد. این یک وضعیت احساسی در لحظه ای و محیط خاصی است.
👈• بازتاب
• بازتاب شخص نسبت به رفتار خود با معیارهای اخلاقی باعث شرم او می شود.
• خجالت اغلب به خاطر درون گرایی, محیط و دیگران است.
Edelmann (1981) claims that the primary distinction between embarrassment and shame is that 'shame is a personal feeling, while embarrassment involves interpersonal exposure - concern with the image one presents to others felt to be present at the time' (p. 125)
Book: On differentiating embarrassment from shame - MARY K. BABCOCK
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
شرم Shame
(Scham, honte )
و خجالت Embarrassment
(Verlegenheit, embarras)
رو میتونیم دو مقوله متفاوت تلقی کنیم که یکی به اخلاق و احساس گناه و وجدان و دیگری به حالت و تیپ شخصیتی مربوط میشوند ()در انگلیسی و فرانسه و المانی و کره ای و زبانهای دیگه هم دو حس متفاوت هستند). در نتیجه تفاوت شرم و خجالت ریشه در پیوندهای مختلفی دارند که آنها را با ویژگی اخلاق میتوان تمایز داده و تعریف کرد. شرم و خجالت احساساتی هستند که هنگام مواجهه با یک اوضاع ناراحت کننده احساس و درک میشود گر چه این دو احساس بسیار متفاوت از یکدیگر هستند. شرم را می توانیم به عنوان یک بروز وضعیت عاطفی که وقتی شخص کار نادرست (اعم از ارزشهای شخصی و هنجارهای اجتماعی) انجام داده, تعریف کرد. به این معنا، شرم با اخلاق و وجدان در رابطه مستقیم قرار میگیرد. با یک داستان کوتاه و ساده شرم.رو میتوانیم اینگونه نشان دهیم: اگر به کسی که دوستش داریم, خیانت یا خطایی کرده ایم طبیعتا شرمنده شده و این نیز به گناه مرتبط است - البته پیش نیاز ان وجدان است.
اما خجالت ناشی از بی اخلاقی یا رفتار ناهنجار نیست. این زمانی است که ما هنگام مواجهه با یک وضعیت اجتماعی دشوار، احساس ناخوشایندی کنیم در اینجا خطایی از ما سر نزده. ( سمپتومها: قرمز شدن, عرق کردن, ساکت شدن, گوشه گیری...). این تفاوت بین دو مقوله شرم و خجالت است. مثلا هنگام سخنرانی یک واژه را اشتباه بگوییم. یا در یک جمع اساتید به عنوان دانشجو باید چیزی را تعریف کنیم و مطمین نیستیم و یا شاید در دیدار اول و یا بوسه اول اینگونه احساسها پدیدار شوند...
👈فرق بین شرم و خجالت
• شرم را می توانیم به عنوان یک ناراحتی (احساس) تعریف کنیم که پیامد آگاهی فرد از انجام کار اشتباهی یا نابهنجار خودش است.
• خجالت را می توانیم احساس ناخوشایندی که پیامد یک شرایط خاص یا خارج از دایره امن است نیز تعریف کنیم.
👈• در شرم و خجالت در واقع عمق احساسات بسیار مهم هستند:
• احساس شرم عمیق تر و طولانی تر از خجالت است.
👈• محیط در مقابل رفتار خود
• شرم پیامد رفتار خود شخص است.
• خجالت پیامد اثر محیط اطراف است.
👈• اخلاق
• شرم با اخلاق و وجدان و ارزشهای شخصی و اجتماعی در پیوند است
• خجالت با اخلاق و وجدان شخص ارتباط ندارد. این یک وضعیت احساسی در لحظه ای و محیط خاصی است.
👈• بازتاب
• بازتاب شخص نسبت به رفتار خود با معیارهای اخلاقی باعث شرم او می شود.
• خجالت اغلب به خاطر درون گرایی, محیط و دیگران است.
Edelmann (1981) claims that the primary distinction between embarrassment and shame is that 'shame is a personal feeling, while embarrassment involves interpersonal exposure - concern with the image one presents to others felt to be present at the time' (p. 125)
Book: On differentiating embarrassment from shame - MARY K. BABCOCK
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus