Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
"تردید همیشگی فرد روان رنجور برای شروع زندگی به راحتی با اشتیاق او به کنار ماندن برای درگیر شدن در مبارزه خطرناک برای موجودیت توضیح داده می شود ، اما هر کسی که از تجربه زندگی امتناع ورزد باید هزینه زندگی خود را بپردازد - به عبارت دیگر ، او باید خودکشی نسبی کند. " (کارل یونگ ، نمادهای تحول)
در نوشته بالا درباره آنچه یونگ معتقد است; که وجود اختلالات اضطرابی و سایر اشکال روان رنجوری می تواند در مورد نحوه زندگی ما به ما چیزی نو بیاموزد، گفتگو کردیم. به گفته یونگ، علت نوروزها همیشه باید در زمان حال جستجو شود و ان هم در یک شیوه ای از زندگی متناقض از شیوه زندگی اکنون و در اینجا. شیوع عملکرد روان رنجوری ها به روشی آینده نگرانه است که به ما نشان می دهد مسیر زندگی که در آن هستیم با سلامتی ما ناسازگار است. یا همانطور که یونگ نوشت؛ "شیوع روان رنجوری فقط یک اتفاق نیست. به عنوان یک قاعده، بسیار مهم است. معمولاً لحظه ای است که یک سازگاری روانشناختی جدید باید پذیرفته شده و شکل بگیرد." (کارل یونگ ، فروید و روانکاوی)
راه بهبود به گفته یونگ احتیاج به یادآوری خاطرات کودکی یا کار با درگیری های خانوادگی قدیمی ندارد. مگر اینکه ما قربانی نوعی از تروما شده باشیم که هنوز مجبور یا موفق به پردازش آن نشده ایم. خاطرات دوران کودکی ما را از رنج کنونی نجات نخواهند داد. آنچه مورد نیاز است، نگرش جدیدی است که "تعهد قلبی به زندگی" را به همراه داشته باشد (کارل یونگ ، نماد تحول)
که "اشتیاق نیرومند به رشد شخصیت خودمان را ... یک وظیفه ضروری" می کند. (کارل یونگ)
ما باید از حاشیه زندگی کنار بیاییم و مسیر یکسانی برای وجود خود تعیین کنیم که در آن ما و نه دیگران ، مقام نهایی ان تغییر هستیم.
"تمام انرژی که در پیوندهای خانوادگی شکل میگیرد باید از یک دایره کوچک به یک سیستم بزرگتر زندگی انتقال داده شود، زیرا سلامت روان بزرگسالان، که در دوران کودکی فقط ذرات کوچکی در یک سیستم بودند، می طلبد که ان شخص تبدیل به مرکز یک سیستم جدید شود" - به عبارتی تشکیل سیستم جدیدی دهد. (کارل یونگ ، نمادهای تحول)
اولین قدم در بهبودی از نظر تئوری ساده اما از نظر عملی دشوار است. ما به یک تصویر واضح از اینکه چه کسی هستیم و به کجا می رویم نیاز داریم. ما دیگر نمی توانیم به جای فرار از دشواری هایمان، انکار نقص های خود و یا مقصر دانستن بخشی از گذشته زندگی خود بجای در دست گرفتن تغییر و تبدیل به نیروی مستقل و کارامد, از پذیرش خود سرباز زنیم. باید واقعیت را جعل نکنیم, و خود را با واقعیات ساختگی گول نزنیم، همانطور که یونگ نوشت: "روان رنجوری ... رسوایی نیست ... بیماری مهلکی نیست ، اما به همان میزانی مصمم است که از آن نتوان چشم پوشی کرد ، در غیر اینصورا فقط بدتر می شود." (کارل یونگ ، تمدن در حال گذار)
در حالی که بسیاری از مردم از آنچه که ممکن است ببینند میترسند, اگر نگاه صادقانه ای به خود بیندازند و هندز نمیدانند که عمل پذیرش خویشتن یک احساس آزادی بخشی است. دیگر نیازی به صرف انرژی زیاد برای انکار یا نقص و پنهان کردن آنها از خود و دیگران نیست، دیگری نیازی به تقاب نیست و در عوض این انرژی می تواند اولین هدف مناسب برای کمک به رشد شخصی در ارتقا و بهبود ما برای شخصیت شجاع ما باشد ، یونگ پیشنهاد کرد که یکی از راه های به دست آوردن تصویر بهتری از اینکه چه کسی هستیم، مراجعه به شخصی است که برای ارزیابی صادقانه شخصیت ما به او اعتماد داریم. "... یکی از مهمترین عوامل موثر درمانی این است که خود را در معرض قضاوت عینی دیگران قرار دهیم." (کارل یونگ ، نظریه روانکاوی) علاوه بر آگاهی بیشتر و پذیرفتن وضعیت فعلی خود، باید در صورت باقی ماندن در شرایط روان رنجوری، بدانیم که به کجا می رویم. در اغلب موارد مبتلایان به اختلالات اضطرابی خصوصاً در مراحل اولیه ان معتقدند که اگر بتوانند از مواردی که علائم آنها را تحریک می کنند اجتناب کنند، یک زندگی نسبتاً راحت, مانند مدیریت علائم و نه بهبودی، هدف اصلی آنها می شود. اما این مسیر اغلب منجر به جهنمی می شود که خود ساخته اند. زیرا در حالی که از موقعیت ها اجتناب می کنند، فعالیت ها و وظایف زندگی که تحریک می کند، ممکن است با درمان ان در اولین فرصت, کمترین دردسر را داشته باشد.
4/6
@thinkpluswithus
در نوشته بالا درباره آنچه یونگ معتقد است; که وجود اختلالات اضطرابی و سایر اشکال روان رنجوری می تواند در مورد نحوه زندگی ما به ما چیزی نو بیاموزد، گفتگو کردیم. به گفته یونگ، علت نوروزها همیشه باید در زمان حال جستجو شود و ان هم در یک شیوه ای از زندگی متناقض از شیوه زندگی اکنون و در اینجا. شیوع عملکرد روان رنجوری ها به روشی آینده نگرانه است که به ما نشان می دهد مسیر زندگی که در آن هستیم با سلامتی ما ناسازگار است. یا همانطور که یونگ نوشت؛ "شیوع روان رنجوری فقط یک اتفاق نیست. به عنوان یک قاعده، بسیار مهم است. معمولاً لحظه ای است که یک سازگاری روانشناختی جدید باید پذیرفته شده و شکل بگیرد." (کارل یونگ ، فروید و روانکاوی)
راه بهبود به گفته یونگ احتیاج به یادآوری خاطرات کودکی یا کار با درگیری های خانوادگی قدیمی ندارد. مگر اینکه ما قربانی نوعی از تروما شده باشیم که هنوز مجبور یا موفق به پردازش آن نشده ایم. خاطرات دوران کودکی ما را از رنج کنونی نجات نخواهند داد. آنچه مورد نیاز است، نگرش جدیدی است که "تعهد قلبی به زندگی" را به همراه داشته باشد (کارل یونگ ، نماد تحول)
که "اشتیاق نیرومند به رشد شخصیت خودمان را ... یک وظیفه ضروری" می کند. (کارل یونگ)
ما باید از حاشیه زندگی کنار بیاییم و مسیر یکسانی برای وجود خود تعیین کنیم که در آن ما و نه دیگران ، مقام نهایی ان تغییر هستیم.
"تمام انرژی که در پیوندهای خانوادگی شکل میگیرد باید از یک دایره کوچک به یک سیستم بزرگتر زندگی انتقال داده شود، زیرا سلامت روان بزرگسالان، که در دوران کودکی فقط ذرات کوچکی در یک سیستم بودند، می طلبد که ان شخص تبدیل به مرکز یک سیستم جدید شود" - به عبارتی تشکیل سیستم جدیدی دهد. (کارل یونگ ، نمادهای تحول)
اولین قدم در بهبودی از نظر تئوری ساده اما از نظر عملی دشوار است. ما به یک تصویر واضح از اینکه چه کسی هستیم و به کجا می رویم نیاز داریم. ما دیگر نمی توانیم به جای فرار از دشواری هایمان، انکار نقص های خود و یا مقصر دانستن بخشی از گذشته زندگی خود بجای در دست گرفتن تغییر و تبدیل به نیروی مستقل و کارامد, از پذیرش خود سرباز زنیم. باید واقعیت را جعل نکنیم, و خود را با واقعیات ساختگی گول نزنیم، همانطور که یونگ نوشت: "روان رنجوری ... رسوایی نیست ... بیماری مهلکی نیست ، اما به همان میزانی مصمم است که از آن نتوان چشم پوشی کرد ، در غیر اینصورا فقط بدتر می شود." (کارل یونگ ، تمدن در حال گذار)
در حالی که بسیاری از مردم از آنچه که ممکن است ببینند میترسند, اگر نگاه صادقانه ای به خود بیندازند و هندز نمیدانند که عمل پذیرش خویشتن یک احساس آزادی بخشی است. دیگر نیازی به صرف انرژی زیاد برای انکار یا نقص و پنهان کردن آنها از خود و دیگران نیست، دیگری نیازی به تقاب نیست و در عوض این انرژی می تواند اولین هدف مناسب برای کمک به رشد شخصی در ارتقا و بهبود ما برای شخصیت شجاع ما باشد ، یونگ پیشنهاد کرد که یکی از راه های به دست آوردن تصویر بهتری از اینکه چه کسی هستیم، مراجعه به شخصی است که برای ارزیابی صادقانه شخصیت ما به او اعتماد داریم. "... یکی از مهمترین عوامل موثر درمانی این است که خود را در معرض قضاوت عینی دیگران قرار دهیم." (کارل یونگ ، نظریه روانکاوی) علاوه بر آگاهی بیشتر و پذیرفتن وضعیت فعلی خود، باید در صورت باقی ماندن در شرایط روان رنجوری، بدانیم که به کجا می رویم. در اغلب موارد مبتلایان به اختلالات اضطرابی خصوصاً در مراحل اولیه ان معتقدند که اگر بتوانند از مواردی که علائم آنها را تحریک می کنند اجتناب کنند، یک زندگی نسبتاً راحت, مانند مدیریت علائم و نه بهبودی، هدف اصلی آنها می شود. اما این مسیر اغلب منجر به جهنمی می شود که خود ساخته اند. زیرا در حالی که از موقعیت ها اجتناب می کنند، فعالیت ها و وظایف زندگی که تحریک می کند، ممکن است با درمان ان در اولین فرصت, کمترین دردسر را داشته باشد.
4/6
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
به همین دلیل یونگ اعتقاد داشت که شناختن روان رنجوری برای انسان بسیار مهم است که اگر چه بهبودی مطمئناً راه آسانی نیست، اما در دراز مدت اثبات آنکه شخص در چنگال یک نوروز باقی خواهد ماند بسیار دشوار است. همانطور که یونگ مینویسد؛ "فرار از زندگی ما را از اصل پیر شدن و مرگ معاف نمی کند. روان رنجوری که سعی می کند از ضرورت زندگی دور شود هیچ چیز برنده نمی شود و فقط پذیرش طبیعی پیرشدن و مرگ را دشوارتر می کند، که باید به خصوص بی رحمانه به نظر برسد وقتی به پوچی کامل و بی معنی زندگی از دید او نگاه می شود. " (کارل یونگ ، نمادهای تحول)
یونگ وظایف بهبودی را با صعود به یک گردنه کوه شیب دار مقایسه می کند در حالی که به کسانی که هرگز اقدام به این کار نمی کنند یا افرادی را که در راه خود درگیر میشوند و حجم مشکلات که مستقیماً به سمت آنها خواهد امد را درک نمیکنند. اما تا ناامیدی و شناخت اینکه هیچ فراری زندگی را آسان تر نمیکند، انها را مجبور به غلبه راه میکند. باید به یاد داشته باشیم که یک روان رنجوری به ما فرصتی می دهد تا راهی را در زندگی کشف کنیم که بسیار رضایت بخش تر از راهی است که در حال حاضر طی می کنیم. در حقیقت ، بهبودی از یک روان رنجوری می تواند منجر به سطحی از سلامت روانشناختی و درجه ای از انعطاف پذیری شود که در کسانی که هرگز چنین رنج هایی را تحمل نکرده اند دیده نمی شود - یک.جنبه مثبت دیگر روانرنجوری.
به عبارت دیگر، روان رنجوری فقط یک دوره است که اگر حاضر به تغییر و درمان نباشیم, ممکن است برای همیشه در آن گیر بیفتیم اما اگر بتوانیم درمان کنیم ، این یک هدیه طبیعت است. اما تغییر نگرش که ناشی از پذیرش خود در شناخت موقعیتی است که اگر روان رنجور باقی بمانیم، فقط قدم مقدماتی در راه بهبود برداشته ایم اما نه راه حل نهایی برای ان. راه حل واقعی در عمل پذیذش نهفته است. ما باید صرفاً از اینکه فقط ناظر زندگی باشیم خودداری کنیم و شهامت اقدام به "ورود به دنیای عجیب و غریب با تمام امکانات پیش بینی نشده" ان را داشته باشیم. (کارل یونگ ، نمادهای تحول)
در این مرحله، تمایلی برای افراد روان رنجور وجود دارد که می خواهند بدانند دقیقاً چه وظایفی را باید انجام دهند و چه مسیری را در زندگی دنبال کنند و این اختلال چه پیامی به همراه دارد. و طبق نظر یونگ، در این زمینه باید احتیاط کرد. زیرا همانطور که یونگ نوشت:
"اینکه زندگی شخص روان رنجور در آینده باید چه جهتی را طی کند، قضاوت درمانگر نیست. درمانگران نباید تصور کنند که بهتر از ماهیت ان شخص می دانند، یا اینکه خود را به عنوان مربیانی به اثبات برسانند ... بهتر است از هر تلاشی چشم پوشی کنندو جهت دادن، صرفاً تلاش برای تسکین هر آنچه که تجزیه و تحلیل نشان می دهد ، به طوری که شخص بتواند ببیند که به وضوح قادر به نتیجه گیری مناسب برای خود است. لازم به ذکر است که هر آنچه که روان رنجور خودش به دست نیاورده باشد، در طولانی مدت به ان باور نخواهد داشت و آنچه او از درمانگران یا مربیان خود به می اموزد، فقط او را مانند کودک شیر خوار وابسته نگه می دارد. (کارل یونگ ، برخی از نکات مهم در روانکاوی)
بنابراین اصل، یونگ چند توصیه کلی برای کمک به درمانگران در جلوگیری از بن بست ارائه می دهد. در ابتدا او هشدار میدهد که فرد روان رنجور باید از انطباق محتاط باشد. برخی از افراد به دلیل حساسیت شدید نسبت به نارسایی های شیوه زندگی غالب در جامعه خود، روان رنجور هستند. تا زمانی که آنها برای سازگاری تلاش نکنند، در رنج خود گرفتار خواهند ماند. "بنابراین، این امر اتفاق می افتد که بسیاری از روان رنجورها که نوعی عدم سازگاری بیش از حد درونی دارند, مانع از آن می شود که به پذیرش خود اهمیت دهند و تا زمانی که ارزشهای اخلاقی آنها خاص انها باشد و با محیط همخوانی نداشته باشد، نمی توانند خود را سازگار کنند. (کارل یونگ ، برخی از نکات مهم در روانکاوی)
به گفته یونگ این افراد بیمار نیستند چون توانایی زندگی مانند دیگران را ندارند، آنها اختلال نشان میدهند"زیرا [هنوز] شکل جدیدی از بهترین آرزوهای خود را پیدا نکرده اند." (کارل یونگ)
این افراد "به جای اینکه از مسیر فرسوده مطابقت پیروی کنند، در سرنوشتی متولد می شوند تا حامل آرمان های جدید فرهنگی باشند.
آنها تا زمانی که در برابر اقتدار سر خم کنند و از آزادی انسانی که هدف از زندگی آنان است, خودداری کنند، روان رنجور خواهند ماند. "(کارل یونگ)
اما همه افراد روان رنجور در طبقه حاملان آرمان های جدید فرهنگی قرار نمی گیرند.
5/6
@thinkpluswithus
یونگ وظایف بهبودی را با صعود به یک گردنه کوه شیب دار مقایسه می کند در حالی که به کسانی که هرگز اقدام به این کار نمی کنند یا افرادی را که در راه خود درگیر میشوند و حجم مشکلات که مستقیماً به سمت آنها خواهد امد را درک نمیکنند. اما تا ناامیدی و شناخت اینکه هیچ فراری زندگی را آسان تر نمیکند، انها را مجبور به غلبه راه میکند. باید به یاد داشته باشیم که یک روان رنجوری به ما فرصتی می دهد تا راهی را در زندگی کشف کنیم که بسیار رضایت بخش تر از راهی است که در حال حاضر طی می کنیم. در حقیقت ، بهبودی از یک روان رنجوری می تواند منجر به سطحی از سلامت روانشناختی و درجه ای از انعطاف پذیری شود که در کسانی که هرگز چنین رنج هایی را تحمل نکرده اند دیده نمی شود - یک.جنبه مثبت دیگر روانرنجوری.
به عبارت دیگر، روان رنجوری فقط یک دوره است که اگر حاضر به تغییر و درمان نباشیم, ممکن است برای همیشه در آن گیر بیفتیم اما اگر بتوانیم درمان کنیم ، این یک هدیه طبیعت است. اما تغییر نگرش که ناشی از پذیرش خود در شناخت موقعیتی است که اگر روان رنجور باقی بمانیم، فقط قدم مقدماتی در راه بهبود برداشته ایم اما نه راه حل نهایی برای ان. راه حل واقعی در عمل پذیذش نهفته است. ما باید صرفاً از اینکه فقط ناظر زندگی باشیم خودداری کنیم و شهامت اقدام به "ورود به دنیای عجیب و غریب با تمام امکانات پیش بینی نشده" ان را داشته باشیم. (کارل یونگ ، نمادهای تحول)
در این مرحله، تمایلی برای افراد روان رنجور وجود دارد که می خواهند بدانند دقیقاً چه وظایفی را باید انجام دهند و چه مسیری را در زندگی دنبال کنند و این اختلال چه پیامی به همراه دارد. و طبق نظر یونگ، در این زمینه باید احتیاط کرد. زیرا همانطور که یونگ نوشت:
"اینکه زندگی شخص روان رنجور در آینده باید چه جهتی را طی کند، قضاوت درمانگر نیست. درمانگران نباید تصور کنند که بهتر از ماهیت ان شخص می دانند، یا اینکه خود را به عنوان مربیانی به اثبات برسانند ... بهتر است از هر تلاشی چشم پوشی کنندو جهت دادن، صرفاً تلاش برای تسکین هر آنچه که تجزیه و تحلیل نشان می دهد ، به طوری که شخص بتواند ببیند که به وضوح قادر به نتیجه گیری مناسب برای خود است. لازم به ذکر است که هر آنچه که روان رنجور خودش به دست نیاورده باشد، در طولانی مدت به ان باور نخواهد داشت و آنچه او از درمانگران یا مربیان خود به می اموزد، فقط او را مانند کودک شیر خوار وابسته نگه می دارد. (کارل یونگ ، برخی از نکات مهم در روانکاوی)
بنابراین اصل، یونگ چند توصیه کلی برای کمک به درمانگران در جلوگیری از بن بست ارائه می دهد. در ابتدا او هشدار میدهد که فرد روان رنجور باید از انطباق محتاط باشد. برخی از افراد به دلیل حساسیت شدید نسبت به نارسایی های شیوه زندگی غالب در جامعه خود، روان رنجور هستند. تا زمانی که آنها برای سازگاری تلاش نکنند، در رنج خود گرفتار خواهند ماند. "بنابراین، این امر اتفاق می افتد که بسیاری از روان رنجورها که نوعی عدم سازگاری بیش از حد درونی دارند, مانع از آن می شود که به پذیرش خود اهمیت دهند و تا زمانی که ارزشهای اخلاقی آنها خاص انها باشد و با محیط همخوانی نداشته باشد، نمی توانند خود را سازگار کنند. (کارل یونگ ، برخی از نکات مهم در روانکاوی)
به گفته یونگ این افراد بیمار نیستند چون توانایی زندگی مانند دیگران را ندارند، آنها اختلال نشان میدهند"زیرا [هنوز] شکل جدیدی از بهترین آرزوهای خود را پیدا نکرده اند." (کارل یونگ)
این افراد "به جای اینکه از مسیر فرسوده مطابقت پیروی کنند، در سرنوشتی متولد می شوند تا حامل آرمان های جدید فرهنگی باشند.
آنها تا زمانی که در برابر اقتدار سر خم کنند و از آزادی انسانی که هدف از زندگی آنان است, خودداری کنند، روان رنجور خواهند ماند. "(کارل یونگ)
اما همه افراد روان رنجور در طبقه حاملان آرمان های جدید فرهنگی قرار نمی گیرند.
5/6
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
تعجب نکنیم که بسیاری از مردم روان رنجور هستند و این امار رو به افزایش است، به این دلیل که این افراد حاضر نیستند با وظایف مهم زندگی رو در شوند و مهارت های زندگی را بیاموزند, چیزی که همه ما به دلیل طبیعت مشترک انسانی مان به طور طبیعی به سمت آن گرایش پیدا می کنیم: مانند نیاز به انتقال ژن های خود، پرورش یک زندگی اجتماعی، در نوعی کار تولیدی اجتماعی شرکت کنیم یا تولید محتوی و معنا برای زندگی کنیم و یا سرانجام با مرگ ما روبرو شویم.
سر باز زدن "یک جوان روان رنجور از رشد در وظایف زندگی خود که قدیمی تر از ارزش هایی کسب کرده اوست، در او احساس قربانی شدن و یا یک ترور بنام اختلال روان رنجوری میبیند." (کارل یونگ برخی از نکات مهم در روانکاوی)
در این موارد سوال انطباق یا عدم انطباق اعمال نمی شود. بهبودی صرفاً مقابله با وظایف زندگی هستند که شخص مدت زیادی است از آنها اجتناب کرده، یا همانطور که یونگ گفت. "قبلاً، به دلیل اختلال, شخص تا حدی یا كاملاً در خارج از جاده زندگی ایستاده، بنابراین بسیاری از وظایف خود را نادیده گرفته، چه در رابطه با رشد اجتماعی و چه در رابطه با وظایف كاملاً انسانی خود. وی اگر بخواهد باید به انجام این وظایف خود بازگردد. تا دوباره خوب شوم. " (کارل یونگ ، نظریه روانکاوی)
برای کسانی که روان رنجوری انها به محدودیت چشمگیر در فعالیت انها منجر شده است، وظیفه خاصی که انتخاب می شود خیلی مهم نیست. درمانگر فقط باید چیزی پیدا کند که ان هدف بتواند کمک کند تا شخص روان رنجور از حوزه های درونی خود مانند شک و تردیدها ، نگرانی ها و افکار سرزده به دنیای خارجی مانند افراد دیگر اجتماع، مکان های اجتماعی و چیزهای اجتماعی منتقل شود - در واقع در زندگی و زندگی اجتماعی تلفیق شود. یک عمل مفید در این زمینه توسط همکار یونگ ، آلفرد آدلر توصیه شده است. باید خود را عاری از روان رنجوری و همچنین ترس از تمسخر اجتماعی تصور کنیم.
در چنین شرایطی چه کاری را انتخاب می کنیم؟
ما دوست داریم چه کسی بشویم؟
ما حتی می توانیم به آرزوها و خیالات خود شاید سرنخ هایی که زندگی ما باید در پیش رو داشته باشد, رجوع کنیم. زیرا همانطور که یونگ نوشت؛ "به طور كلی انكار هرگونه ارزش های شناختی از تخیلات ظاهراً بیمارگونه یك شخص وابسته به عشق و اروتیک ، اشتباه بزرگی خواهد بود. این شخص، در حقیقت، در ابتدای راه خود و شاید آغاز یک راه معنوی، و یا اولین تلاشهای تاکنون عملی نشده و برای یافتن راههای جدید برای سازگاری هستند." (امنیت روانکاوی کارل یونگ)
همانطور که شخص در شروع بهبود به برون گرایی روی می اورد، انرژی خود را به زندگی در جهان بیرون و نه در جهان درون خود فقط متمرکز می کند، که علائم بهبودی در اینصورت نمایان می شوند. ".... در حالی که روان رنجوری و مشکلات ناشی از آن هرگز احساس خوشایندی برای انجام عملی را به دنبال ندارند. انجام وظیف ای بدون ترس و تقبل زحمت برای انجام کار مفید و از پیروزی بر مشکلات واقعی احساس مثبتی شکل نمیدهد. آن لحظات رضایت و ارامش از موفقیت در انجام وظیفه ای احساس نمیشود و به انسان یک احساس بی ارزش بودن را می دهد که نشان میدهد که واقعاً شخص در پایان زندگی اش است. " (کارل یونگ جنبه های کلی روانکاوی)
با این حال بسیاری از افراد ، هرگز ندای روان رنجوری خود را نمی بینند که آنها را به سمت داشتن زندگی با رضایت بیشتر ترغیب می کند، و معتقدند که قبل از شروع این مسیر ابتدا باید علائم بیماری خود را درمان کنند - یک نگرش نسبتا اشتباه. و اگر ما با تجزیه و تحلیل یونگ در این مورد موافق باشیم که علائم روان رنجوری در درجه اول نتیجه انتخاب اشخاص برای در کنار مسیر اصلی زندگی بودن است و نه در خود مسیر اصلی زندگی. در این صورت چنین رویکردی احتمالاً شکست خواهد خورد. باید بپذیریم که بهبودی مطمینا در صورتی حاصل خواهد شد که بخواهیم با وجود همه ترس ها و اضطراب ها خود را با رشد خود تلفیق دهیم و به طرف جلو در زندگی حرکت کنیم. و از این نظر هیچ فرمولی برای رهایی از روانرنجوری وجود ندارد، و هیچ توصیه ای نیست که اشخاص را یکباره به افراد شجاع تبدیل کند ، همانطور که یونگ عاقلانه خاطر نشان کرد "... فقط با جسارت می توان از ترس خلاص شد. و اگر این ریسک پذیرفته نشود ، معنای زندگی به نوعی نقض می شود، که در کل آینده را محکوم به یک پروسه ناامیدانه میکند." (کارل یونگ، نمادهای تحول)
پایان
تحلیل روان رنجوری به کمک دیدگاه کارل یونگ از دکتر موریس ستودگان
6/6
@thinkpluswithus
سر باز زدن "یک جوان روان رنجور از رشد در وظایف زندگی خود که قدیمی تر از ارزش هایی کسب کرده اوست، در او احساس قربانی شدن و یا یک ترور بنام اختلال روان رنجوری میبیند." (کارل یونگ برخی از نکات مهم در روانکاوی)
در این موارد سوال انطباق یا عدم انطباق اعمال نمی شود. بهبودی صرفاً مقابله با وظایف زندگی هستند که شخص مدت زیادی است از آنها اجتناب کرده، یا همانطور که یونگ گفت. "قبلاً، به دلیل اختلال, شخص تا حدی یا كاملاً در خارج از جاده زندگی ایستاده، بنابراین بسیاری از وظایف خود را نادیده گرفته، چه در رابطه با رشد اجتماعی و چه در رابطه با وظایف كاملاً انسانی خود. وی اگر بخواهد باید به انجام این وظایف خود بازگردد. تا دوباره خوب شوم. " (کارل یونگ ، نظریه روانکاوی)
برای کسانی که روان رنجوری انها به محدودیت چشمگیر در فعالیت انها منجر شده است، وظیفه خاصی که انتخاب می شود خیلی مهم نیست. درمانگر فقط باید چیزی پیدا کند که ان هدف بتواند کمک کند تا شخص روان رنجور از حوزه های درونی خود مانند شک و تردیدها ، نگرانی ها و افکار سرزده به دنیای خارجی مانند افراد دیگر اجتماع، مکان های اجتماعی و چیزهای اجتماعی منتقل شود - در واقع در زندگی و زندگی اجتماعی تلفیق شود. یک عمل مفید در این زمینه توسط همکار یونگ ، آلفرد آدلر توصیه شده است. باید خود را عاری از روان رنجوری و همچنین ترس از تمسخر اجتماعی تصور کنیم.
در چنین شرایطی چه کاری را انتخاب می کنیم؟
ما دوست داریم چه کسی بشویم؟
ما حتی می توانیم به آرزوها و خیالات خود شاید سرنخ هایی که زندگی ما باید در پیش رو داشته باشد, رجوع کنیم. زیرا همانطور که یونگ نوشت؛ "به طور كلی انكار هرگونه ارزش های شناختی از تخیلات ظاهراً بیمارگونه یك شخص وابسته به عشق و اروتیک ، اشتباه بزرگی خواهد بود. این شخص، در حقیقت، در ابتدای راه خود و شاید آغاز یک راه معنوی، و یا اولین تلاشهای تاکنون عملی نشده و برای یافتن راههای جدید برای سازگاری هستند." (امنیت روانکاوی کارل یونگ)
همانطور که شخص در شروع بهبود به برون گرایی روی می اورد، انرژی خود را به زندگی در جهان بیرون و نه در جهان درون خود فقط متمرکز می کند، که علائم بهبودی در اینصورت نمایان می شوند. ".... در حالی که روان رنجوری و مشکلات ناشی از آن هرگز احساس خوشایندی برای انجام عملی را به دنبال ندارند. انجام وظیف ای بدون ترس و تقبل زحمت برای انجام کار مفید و از پیروزی بر مشکلات واقعی احساس مثبتی شکل نمیدهد. آن لحظات رضایت و ارامش از موفقیت در انجام وظیفه ای احساس نمیشود و به انسان یک احساس بی ارزش بودن را می دهد که نشان میدهد که واقعاً شخص در پایان زندگی اش است. " (کارل یونگ جنبه های کلی روانکاوی)
با این حال بسیاری از افراد ، هرگز ندای روان رنجوری خود را نمی بینند که آنها را به سمت داشتن زندگی با رضایت بیشتر ترغیب می کند، و معتقدند که قبل از شروع این مسیر ابتدا باید علائم بیماری خود را درمان کنند - یک نگرش نسبتا اشتباه. و اگر ما با تجزیه و تحلیل یونگ در این مورد موافق باشیم که علائم روان رنجوری در درجه اول نتیجه انتخاب اشخاص برای در کنار مسیر اصلی زندگی بودن است و نه در خود مسیر اصلی زندگی. در این صورت چنین رویکردی احتمالاً شکست خواهد خورد. باید بپذیریم که بهبودی مطمینا در صورتی حاصل خواهد شد که بخواهیم با وجود همه ترس ها و اضطراب ها خود را با رشد خود تلفیق دهیم و به طرف جلو در زندگی حرکت کنیم. و از این نظر هیچ فرمولی برای رهایی از روانرنجوری وجود ندارد، و هیچ توصیه ای نیست که اشخاص را یکباره به افراد شجاع تبدیل کند ، همانطور که یونگ عاقلانه خاطر نشان کرد "... فقط با جسارت می توان از ترس خلاص شد. و اگر این ریسک پذیرفته نشود ، معنای زندگی به نوعی نقض می شود، که در کل آینده را محکوم به یک پروسه ناامیدانه میکند." (کارل یونگ، نمادهای تحول)
پایان
تحلیل روان رنجوری به کمک دیدگاه کارل یونگ از دکتر موریس ستودگان
6/6
@thinkpluswithus
برای سال 2022 برای شما دوستان مهربانان عزیزان بزرگواران و خوبان و همراهان +Thinkسالی پر از نور و راه های جدید ارزو میکنم. تندرستی همراه تان.
موریس 🌸
2022 will be a year full of light and new ways of life for all of you, so I wish! morris 🌺
Möge 2022 für euch alle ein Jahr voller Licht und neuer Lebensweisen werden. morris 🌸
2022년은 여러분 모두에게 빛과 새로운 삶의 방식이 가득한 한 해가 되기를 바랍니다.
모리스🍀
موریس 🌸
2022 will be a year full of light and new ways of life for all of you, so I wish! morris 🌺
Möge 2022 für euch alle ein Jahr voller Licht und neuer Lebensweisen werden. morris 🌸
2022년은 여러분 모두에게 빛과 새로운 삶의 방식이 가득한 한 해가 되기를 바랍니다.
모리스🍀
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
📍یکی از موارد ناخوداگاه جمعی که از خصوصیات فرهنگی کنونی محسوب میشود, مکانیزم دفاعی استفاده از ایدئولوژی دشمن سازی و یا تئوری توطئه به علل عدم دانایی و اگاهی کافی در مورد سیستم و استفاده ابزاری برای توجیه ناکارامد بودن رفتارها در سیستم می باشد:
👈میکرو سیستم: اگر کسی با همسرش رابطه خوبی ندارد از تئوری توطیه استفاده کرده و گمان میکند که مادر همسرش یا خانواده اش نقش در این عدم خوشبختی و همسویی در تصمیم ها و رفتارها دارند (جادو و دعا و غیره). مشکل در بیرون سیستم جستجو و یافته میشود که یک تحریف شناختی میباشد.
👈مزو سیستم: شخصی در سازمانی کار می کند و شخصیت ناسازگاری دارد, مدام از رفتار دیگران انتقاد کرده و محیط سمی در محل کار میسازد ولی باور دارد که همکاران زیر اب او را زده اند و از او تصویر بدی را به رییس او انتقال داده اند به همین جهت موقعیت شغلی اش در خطر است. مشکل در بیرون سیستم جستجو و یافته میشود.
👈یک مثال دیگر از مزو سیستم: مثالی اشنا برای همه; شخصی در مدرسه یا دانشگاه نتایج بد گرفته و در یک رشته مردود شده به گمانش معلم با او لج است و یا اینکه معلم از او چیزی خواسته.... و یا اینکه از استاد خود بیشتر میداند و استاد این را متوجه شده (تحریف شناختی) ...
👈ماکرو سیستم: بر اثر کرونا صدها هزار نفر در جهان و ایران جان باخته اند اما ادعای وزارت بهداشت ایران در مورد تلاش سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا برای کاهش جمعیت ایران یک توجیه کاملا بی منطق و سواستفاده از ایدئولوژی توطئه برای توجیه ناکارامدی سیستم درمانی کشور می باشد. متاسفانه در سطح ماکرو یا کلان هم مشکل در بیرون سیستم جستجو و یافته میشود. نه تنها این مشکل بلکه مشکلات اقتصادی یا گفته رهبر جمهوری اسلامی دال بر اینکه نفوذ غرب باعث طلاق در کشور و یا ادعای اینکه انها در صدد نابودی ارزشهای خانواده اسلامی هستند, یک مثال دیگر از توجیه ناکارامدی سیستم در اجرای جبر و خفقان میباشد. یا اینکه فرار مغزها را دلیل اقتصاد و سیستم ناامن اجتماعی تلقی نکرده بلکه یک توطیه غرب برای دزدیدن مغزها و تضعیف جمهوری اسلامی میدانند جه بسا که زندانها پر از افراد نابغه و بزودی دو نابغه جوان بیست ساله المپیاد را به دار خواهند اویخت - هزاران مثال دیگر در این زمینه وجود دارد. و این نیز در کتابها اکنون با تیوری های جدید ایدئولوژی مقاومت اموزش داده میشود.
👈اگزو سیستم: در اینجا در سطح کلان مثلا در نشست های برجام سکان هدایت بدون حضور نمایندگان جمهوری اسلامی به مسکو داده می شود تا مسکو با امریکا (دژمن) بجای نمایندگان جمهوری اسلامی مذاکره کنند تا از سو استفاده دشمن از جمهوری اسلامی پرهیز شود.
در نتیجه در تمام مثال ها مشکل فقط شخصی نیست بلکه یک مسیله سیستماتیک فرهنگی شده که در باورها در سطوح گوناگون گنجانده شده. تا زمانی که مشکل را در بیرون از سیستم جستجو کنیم, یک مکانیزم دفاعی فرافکنانه مکانیزم دفاعی فرافکنانه میباشد و تغییر مشکل در ذهن فرد و سیستم خطور نمیکند چرا که خود را سبب مشکل نمیبیند.
زمستان 2022
@thinkpluswithus
📍یکی از موارد ناخوداگاه جمعی که از خصوصیات فرهنگی کنونی محسوب میشود, مکانیزم دفاعی استفاده از ایدئولوژی دشمن سازی و یا تئوری توطئه به علل عدم دانایی و اگاهی کافی در مورد سیستم و استفاده ابزاری برای توجیه ناکارامد بودن رفتارها در سیستم می باشد:
👈میکرو سیستم: اگر کسی با همسرش رابطه خوبی ندارد از تئوری توطیه استفاده کرده و گمان میکند که مادر همسرش یا خانواده اش نقش در این عدم خوشبختی و همسویی در تصمیم ها و رفتارها دارند (جادو و دعا و غیره). مشکل در بیرون سیستم جستجو و یافته میشود که یک تحریف شناختی میباشد.
👈مزو سیستم: شخصی در سازمانی کار می کند و شخصیت ناسازگاری دارد, مدام از رفتار دیگران انتقاد کرده و محیط سمی در محل کار میسازد ولی باور دارد که همکاران زیر اب او را زده اند و از او تصویر بدی را به رییس او انتقال داده اند به همین جهت موقعیت شغلی اش در خطر است. مشکل در بیرون سیستم جستجو و یافته میشود.
👈یک مثال دیگر از مزو سیستم: مثالی اشنا برای همه; شخصی در مدرسه یا دانشگاه نتایج بد گرفته و در یک رشته مردود شده به گمانش معلم با او لج است و یا اینکه معلم از او چیزی خواسته.... و یا اینکه از استاد خود بیشتر میداند و استاد این را متوجه شده (تحریف شناختی) ...
👈ماکرو سیستم: بر اثر کرونا صدها هزار نفر در جهان و ایران جان باخته اند اما ادعای وزارت بهداشت ایران در مورد تلاش سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا برای کاهش جمعیت ایران یک توجیه کاملا بی منطق و سواستفاده از ایدئولوژی توطئه برای توجیه ناکارامدی سیستم درمانی کشور می باشد. متاسفانه در سطح ماکرو یا کلان هم مشکل در بیرون سیستم جستجو و یافته میشود. نه تنها این مشکل بلکه مشکلات اقتصادی یا گفته رهبر جمهوری اسلامی دال بر اینکه نفوذ غرب باعث طلاق در کشور و یا ادعای اینکه انها در صدد نابودی ارزشهای خانواده اسلامی هستند, یک مثال دیگر از توجیه ناکارامدی سیستم در اجرای جبر و خفقان میباشد. یا اینکه فرار مغزها را دلیل اقتصاد و سیستم ناامن اجتماعی تلقی نکرده بلکه یک توطیه غرب برای دزدیدن مغزها و تضعیف جمهوری اسلامی میدانند جه بسا که زندانها پر از افراد نابغه و بزودی دو نابغه جوان بیست ساله المپیاد را به دار خواهند اویخت - هزاران مثال دیگر در این زمینه وجود دارد. و این نیز در کتابها اکنون با تیوری های جدید ایدئولوژی مقاومت اموزش داده میشود.
👈اگزو سیستم: در اینجا در سطح کلان مثلا در نشست های برجام سکان هدایت بدون حضور نمایندگان جمهوری اسلامی به مسکو داده می شود تا مسکو با امریکا (دژمن) بجای نمایندگان جمهوری اسلامی مذاکره کنند تا از سو استفاده دشمن از جمهوری اسلامی پرهیز شود.
در نتیجه در تمام مثال ها مشکل فقط شخصی نیست بلکه یک مسیله سیستماتیک فرهنگی شده که در باورها در سطوح گوناگون گنجانده شده. تا زمانی که مشکل را در بیرون از سیستم جستجو کنیم, یک مکانیزم دفاعی فرافکنانه مکانیزم دفاعی فرافکنانه میباشد و تغییر مشکل در ذهن فرد و سیستم خطور نمیکند چرا که خود را سبب مشکل نمیبیند.
زمستان 2022
@thinkpluswithus
👍2❤1💯1