💫💫💫💫💫💫
📍در مدد کاری و مشاوره معمولا به افراد نباید جواب سوال رو مستقیم مثل #پند و یا #اندرز_اخلاقی داد بلکه میبایست در مشاوره افراد رو همراهی کنیم تا به جواب خودشون برسند. چیزی که مددجو خودش پیدا کنه با همراهی ما مطمینا اثرش دراز مدت تر خواهد بود و ارزش بیشتری خواهد داشت برای سیستم. "نگرش سیستمی دکتر بورست"
📍#سوالهای-معجزه-گر یا اعجازی
سوالهایی هستند که میتونیم با اونها بفهمیم که ارزش مشکلات برای مدد جو چقدر هستند. مثلا:
شخصی مددجو میاد و از ما تقاضای کمک میکنه و شروع میکنه مشکلات رو مطرح کردن پسرم این مشکل رو داره دخترم آون مشکل رو و شوهرم اینطور و صاحب خونه اینجوری و مادر اونجوری...
در مقابل این افراد باید سوال کرد...
اگر من قدرت داشتم یک مشکل رو حل کنم کدوم مشکل رو میخواید اول از بین بره. (ارزش مشکل از دید مراجع)
فکر میکنید شوهر شما کدوم مشکل رو میخواستند اول حل کنند؟
و ... و... و...
با اینگونه سوال میتونیم پی ببریم که ارزش کدوم مشکل برای مددجو بیشتر از همه هستش. و میتونیم کمک کنیم مشکلات رو بترتیب همراه مدد جو بررسی کنیم و دنبال راه حل مشکلات با مدد جو باشیم. (#الویت_بندی)
در هنر مددکاری و مشاوره سیستمی
نحوه سوالها گوناگون هستند.
#سوالهای_"باز" بهترین سوالها هستند که مدد جو میتونه با جواب دادن به آنها وارد مشاوره بشه.
بجای اینکه سوال کنیم حالتون خوبه ... میپرسیم در چند روز گذشته چطور بود حالتون و یا موقعیت شما...
سوالهایی که با بله و نه فقط جواب داده میشه (مگر در فرم پر کردن ها) اثر دراز مدت ندارند و به عنوان #killer یعنی قاتل گفتگو شناخته میشن.
#سوالهای_معیاری یا نموداری و سکالا
سوالهایی هستند که به مددجو امکان میده که مشکل خودش رو بسنجه و محک کنه. این گاهی مددجو رو اگاه میکنه که چقدر مشکلش جدی هست.
تو اینجا سوال میکنیم در یک خطکش رسم شده رو کاغذ و یا میتونیم از 0 تا 10 رو کاغذ با فاصله عمودی شماره گذاری کنیم و سوال کنیم به عنوان مثال.
جوانی دپرس برای مشاوره پیش
ماست و میخواهیم بدونیم که جدن چقدر حال این جوان بده یا به سوی خودکشی هستند...
عدد صفر یعنی حال جوان وحشتناک بده و نیاز هست فورا به کاینیک مراجعه بشه و عدد 10 در بالا یعنی نسبتا اوکی هستش و میتونه به خونه برگرده.
برای جوان توضیح میدیم که معیار ما بالاترین و پایینترین چه هست. بعد میزاریم خودش رو روی معیاری محک بزنه و بسنجه.
مثلا میگه من رو 6 هستم. یعنی حالا میتونم هنوز امیدوار باشم به زندگی.
سوال بعدی ما خواهد بود.
کی خواهی فهمید که رو 1 یا 2 هستی و چیکار خواهی کرد.
هیچ وقت در این حد قبلا بودی؟ چیکار کردی؟ چطور برطرف شد؟ چه تکنیکی بکار بردی که حالت بهتر شد؟
در اینجا دنبال نیروهای مثبت موجود در فرد میگردیم.
مگر اینکه یک بحران وحشتناک باشه و خودکشی تهدید کنه شخص رو و باید دارو مصرف بشه در آون زمان لازم.
تجربه های مددکاری و مشاوره
یادداشت هایی از تدریس تکنیک های مشاوره و درمان
دکتر ستودگان
http://t.me/thinkpluswithus
📍در مدد کاری و مشاوره معمولا به افراد نباید جواب سوال رو مستقیم مثل #پند و یا #اندرز_اخلاقی داد بلکه میبایست در مشاوره افراد رو همراهی کنیم تا به جواب خودشون برسند. چیزی که مددجو خودش پیدا کنه با همراهی ما مطمینا اثرش دراز مدت تر خواهد بود و ارزش بیشتری خواهد داشت برای سیستم. "نگرش سیستمی دکتر بورست"
📍#سوالهای-معجزه-گر یا اعجازی
سوالهایی هستند که میتونیم با اونها بفهمیم که ارزش مشکلات برای مدد جو چقدر هستند. مثلا:
شخصی مددجو میاد و از ما تقاضای کمک میکنه و شروع میکنه مشکلات رو مطرح کردن پسرم این مشکل رو داره دخترم آون مشکل رو و شوهرم اینطور و صاحب خونه اینجوری و مادر اونجوری...
در مقابل این افراد باید سوال کرد...
اگر من قدرت داشتم یک مشکل رو حل کنم کدوم مشکل رو میخواید اول از بین بره. (ارزش مشکل از دید مراجع)
فکر میکنید شوهر شما کدوم مشکل رو میخواستند اول حل کنند؟
و ... و... و...
با اینگونه سوال میتونیم پی ببریم که ارزش کدوم مشکل برای مددجو بیشتر از همه هستش. و میتونیم کمک کنیم مشکلات رو بترتیب همراه مدد جو بررسی کنیم و دنبال راه حل مشکلات با مدد جو باشیم. (#الویت_بندی)
در هنر مددکاری و مشاوره سیستمی
نحوه سوالها گوناگون هستند.
#سوالهای_"باز" بهترین سوالها هستند که مدد جو میتونه با جواب دادن به آنها وارد مشاوره بشه.
بجای اینکه سوال کنیم حالتون خوبه ... میپرسیم در چند روز گذشته چطور بود حالتون و یا موقعیت شما...
سوالهایی که با بله و نه فقط جواب داده میشه (مگر در فرم پر کردن ها) اثر دراز مدت ندارند و به عنوان #killer یعنی قاتل گفتگو شناخته میشن.
#سوالهای_معیاری یا نموداری و سکالا
سوالهایی هستند که به مددجو امکان میده که مشکل خودش رو بسنجه و محک کنه. این گاهی مددجو رو اگاه میکنه که چقدر مشکلش جدی هست.
تو اینجا سوال میکنیم در یک خطکش رسم شده رو کاغذ و یا میتونیم از 0 تا 10 رو کاغذ با فاصله عمودی شماره گذاری کنیم و سوال کنیم به عنوان مثال.
جوانی دپرس برای مشاوره پیش
ماست و میخواهیم بدونیم که جدن چقدر حال این جوان بده یا به سوی خودکشی هستند...
عدد صفر یعنی حال جوان وحشتناک بده و نیاز هست فورا به کاینیک مراجعه بشه و عدد 10 در بالا یعنی نسبتا اوکی هستش و میتونه به خونه برگرده.
برای جوان توضیح میدیم که معیار ما بالاترین و پایینترین چه هست. بعد میزاریم خودش رو روی معیاری محک بزنه و بسنجه.
مثلا میگه من رو 6 هستم. یعنی حالا میتونم هنوز امیدوار باشم به زندگی.
سوال بعدی ما خواهد بود.
کی خواهی فهمید که رو 1 یا 2 هستی و چیکار خواهی کرد.
هیچ وقت در این حد قبلا بودی؟ چیکار کردی؟ چطور برطرف شد؟ چه تکنیکی بکار بردی که حالت بهتر شد؟
در اینجا دنبال نیروهای مثبت موجود در فرد میگردیم.
مگر اینکه یک بحران وحشتناک باشه و خودکشی تهدید کنه شخص رو و باید دارو مصرف بشه در آون زمان لازم.
تجربه های مددکاری و مشاوره
یادداشت هایی از تدریس تکنیک های مشاوره و درمان
دکتر ستودگان
http://t.me/thinkpluswithus
Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
💫💫💫💫💫
✅🌐ترجمه :
از دکتر #موریس ستودگان
📍#اخاذی_احساسی: زمانی که شریک زندگی با ترک کردن (ترک مهر Liebesentzug
یا withdrawal of affection) ترک عشق تهدید میکند!
📣 اغلب در رابطه و زندگی مشترک با شریک زندگی فشارهای متفاوت و زیادی وجود دارد. دیگری باید دقیقا انطور باشند یا رفتار کنند که طرفین دوست دارند. اگر این کار را نکنند، در شخص دیگر نوعی احساس گناه با قهر، آه و قر زدن، گوشه گیری و حتی گاهی با گریه کردن بوجود میآورند.
خانم Doris Wolf روانشناس از Mannheim المان، در کتاب جدید خود درباره چالش های احساسی صحبت می کند. او میگوید اگر یکی از طرفین رابطه خواسته های دیگری را برطرف کند، با مهربانی و مهر پاداش می گیرد و اگر همراهی نکند و خواسته دیگری را نبیند، حتما اخاذی، تهدید و ترک عشق به همراه خواهد داشت.
در موارد زیادی برای جلوگیری از تهدید و ترک عشق، شریک زندگی اغلب کاملا ناخودآگاه مطیع میشود. روانشناس فرانکفورتی، کریستین باک هاوس، می گوید: "فرد موردنظر اقدام می کند یا مطیع میشود، زیرا او از ناامیدی یا از دست دادن دیگری می ترسد." کسی که خود را مطیع میکند، بسیاری از چیزها را از روی میل و باورش انجام نمیدهد، بلکه احساس وظیفه میکند. او احساس مسئولیت می کند تا که دیگران احساس خوبی داشته باشند و نمی خواهد متهم به نارضایتی دیگران شود. "اگر کسی متوجه شود که او با این طرحواره نااگاهانه به بازی گرفته میشود، قادر خواهد بود بارها و بارها شریک خود را تحت اخاذی احساسی به نفع خود قرار دهد.
Manipulation effect.
در تمام رابطه های اینگونه نکات مشترکی وجود دارد. مطیع شدن در قبال سو استفاده!
در این رابطه ها جملات مشترک عبارتند از: "اگر فقط من را دوست داشتی، پس تو ..." - "چه کاری برای تو انجام دادی و چه کار میکنی؟" - "همسر دوست من هم همینطور ..." - "اگر شما این کار را انجام ندهید، من باید وقت استراحت خودم را کنار بگذارم بخاطر تو...".
این به نظر می رسد تا حدودی سخت باشد و در چنین وضعیت هایی حتما هم دشوار است که با اینگونه جملات کنار بیاییم. خانم wolf می گوید: "اساسا، شریکی که احساسات دیگری را منفی تحت تاثیر قرار میدهد و اخاذی میکند manipulation خود را مانند قربانی احساس می کند." شاید هم یک گریه ای در این میان برای کسب تمجید و محبت بیشتر باشد، چون او به اندازه کافی احساس نمی شود. Backhaus توضیح می دهد: "این نیز می تواند چیزی مانند کمبود عزت نفس در شخص باشد."
اما شاید یک نفر انتظارات زیادی از رابطه داشته و احساس می کند که دیگران نمی توانند خوشحالش کنند یا نمی تواند خوشبخت شود. همچنین ممکن است که کسی خواسته های خود را بیان نکند و به طور غیر منتظره انتظار دارد که دیگران او را درک کنند و کاری انجام دهند که انتظار میرود. اگر شخصی نتواند افکار دیگری را برای ارضا او بخواند، در نهایت از نظر احساسی به چالش کشیده خواهد شد.
"اغلب اینگونه الگوهای رفتاری از زمان بسیار قدیم در خانواده وجود داشته اند،" Backhaus توضیح می دهد. اگر این رفتارها در خانواده از کودکی مشاهده شود که مادر یا پا پدر با یک عملکردهای مشابه ای به خواسته های خود رسیده اند و دیگری را با اخادی احساسی تحت تاثیر قرار میدادند، بعید نخواهد بود که این شخص از همان طرحواره ها در رابطه خود بعدها استفاده کند چرا که اموخته دیگری ندارد. و این به این معنیست که شخص نیاز به شریک زندگی دارد که از این طرحواره نابجایش پشتیبانی کند و بصورت منفی تقویت شود تا طرحواره کاملا مستحکم گردد. خانم wolf می گوید اینها اغلب افراد خجالتی و هارمونیک (گریزان از بحث و جدال) هستند.
اگر یک شریک دارای این تصور است که دیگری اخاذی احساسی میشود و احساسش مدام تحت تاثیر است، پس باید به وضوح به آن خاتمه دهد peters می گوید. خانم wolf این را دقیقا به طور مشابه می بیند. اتهامات خسته کننده و بی پایان شریک زندگی گاهی دیگری را بیدار میکند. گاهی شریک باید مقابله کند و با سرسختی نشان دادن چرخه های معیوب را بشکند. یک دستور العمل در اینگونه گفتگو ها میتواند به این صورت باشد: "اجازه بده من درک کنم، چرا شما اکنون اینقدر عصبی هستید، چه چیزی آزار دهنده است. چه چیزی شما نیاز دارید که الان ارام بگیرید؟ " یکی دیگر از احتمالات، به گفته wolf، ممکن است تقاضای شریک زندگی برای ابراز صحبت در مورد انتظارات در آینده باشد - "به طوری که آنها به راحتی می توانند تحقق یابند و یا توضیح داده شود که چرا این خواسته امکان پذیر نیست." در هر صورت میتوان در مورد خواسته ها صحبت کرد. و شخص مورد نظر نیز باید در مورد اینکه چه احساسی دارد و زمانی که یکی دیگر او را احساسا زیر فشار قرار می دهد، صحبت کنند.
اما هر کس نیز باید آگاه باشد که هر کسی خودش مسئول احساساتش است.
#ادامه در پست بعدی⬇️⬇️⬇️
✅🌐ترجمه :
از دکتر #موریس ستودگان
📍#اخاذی_احساسی: زمانی که شریک زندگی با ترک کردن (ترک مهر Liebesentzug
یا withdrawal of affection) ترک عشق تهدید میکند!
📣 اغلب در رابطه و زندگی مشترک با شریک زندگی فشارهای متفاوت و زیادی وجود دارد. دیگری باید دقیقا انطور باشند یا رفتار کنند که طرفین دوست دارند. اگر این کار را نکنند، در شخص دیگر نوعی احساس گناه با قهر، آه و قر زدن، گوشه گیری و حتی گاهی با گریه کردن بوجود میآورند.
خانم Doris Wolf روانشناس از Mannheim المان، در کتاب جدید خود درباره چالش های احساسی صحبت می کند. او میگوید اگر یکی از طرفین رابطه خواسته های دیگری را برطرف کند، با مهربانی و مهر پاداش می گیرد و اگر همراهی نکند و خواسته دیگری را نبیند، حتما اخاذی، تهدید و ترک عشق به همراه خواهد داشت.
در موارد زیادی برای جلوگیری از تهدید و ترک عشق، شریک زندگی اغلب کاملا ناخودآگاه مطیع میشود. روانشناس فرانکفورتی، کریستین باک هاوس، می گوید: "فرد موردنظر اقدام می کند یا مطیع میشود، زیرا او از ناامیدی یا از دست دادن دیگری می ترسد." کسی که خود را مطیع میکند، بسیاری از چیزها را از روی میل و باورش انجام نمیدهد، بلکه احساس وظیفه میکند. او احساس مسئولیت می کند تا که دیگران احساس خوبی داشته باشند و نمی خواهد متهم به نارضایتی دیگران شود. "اگر کسی متوجه شود که او با این طرحواره نااگاهانه به بازی گرفته میشود، قادر خواهد بود بارها و بارها شریک خود را تحت اخاذی احساسی به نفع خود قرار دهد.
Manipulation effect.
در تمام رابطه های اینگونه نکات مشترکی وجود دارد. مطیع شدن در قبال سو استفاده!
در این رابطه ها جملات مشترک عبارتند از: "اگر فقط من را دوست داشتی، پس تو ..." - "چه کاری برای تو انجام دادی و چه کار میکنی؟" - "همسر دوست من هم همینطور ..." - "اگر شما این کار را انجام ندهید، من باید وقت استراحت خودم را کنار بگذارم بخاطر تو...".
این به نظر می رسد تا حدودی سخت باشد و در چنین وضعیت هایی حتما هم دشوار است که با اینگونه جملات کنار بیاییم. خانم wolf می گوید: "اساسا، شریکی که احساسات دیگری را منفی تحت تاثیر قرار میدهد و اخاذی میکند manipulation خود را مانند قربانی احساس می کند." شاید هم یک گریه ای در این میان برای کسب تمجید و محبت بیشتر باشد، چون او به اندازه کافی احساس نمی شود. Backhaus توضیح می دهد: "این نیز می تواند چیزی مانند کمبود عزت نفس در شخص باشد."
اما شاید یک نفر انتظارات زیادی از رابطه داشته و احساس می کند که دیگران نمی توانند خوشحالش کنند یا نمی تواند خوشبخت شود. همچنین ممکن است که کسی خواسته های خود را بیان نکند و به طور غیر منتظره انتظار دارد که دیگران او را درک کنند و کاری انجام دهند که انتظار میرود. اگر شخصی نتواند افکار دیگری را برای ارضا او بخواند، در نهایت از نظر احساسی به چالش کشیده خواهد شد.
"اغلب اینگونه الگوهای رفتاری از زمان بسیار قدیم در خانواده وجود داشته اند،" Backhaus توضیح می دهد. اگر این رفتارها در خانواده از کودکی مشاهده شود که مادر یا پا پدر با یک عملکردهای مشابه ای به خواسته های خود رسیده اند و دیگری را با اخادی احساسی تحت تاثیر قرار میدادند، بعید نخواهد بود که این شخص از همان طرحواره ها در رابطه خود بعدها استفاده کند چرا که اموخته دیگری ندارد. و این به این معنیست که شخص نیاز به شریک زندگی دارد که از این طرحواره نابجایش پشتیبانی کند و بصورت منفی تقویت شود تا طرحواره کاملا مستحکم گردد. خانم wolf می گوید اینها اغلب افراد خجالتی و هارمونیک (گریزان از بحث و جدال) هستند.
اگر یک شریک دارای این تصور است که دیگری اخاذی احساسی میشود و احساسش مدام تحت تاثیر است، پس باید به وضوح به آن خاتمه دهد peters می گوید. خانم wolf این را دقیقا به طور مشابه می بیند. اتهامات خسته کننده و بی پایان شریک زندگی گاهی دیگری را بیدار میکند. گاهی شریک باید مقابله کند و با سرسختی نشان دادن چرخه های معیوب را بشکند. یک دستور العمل در اینگونه گفتگو ها میتواند به این صورت باشد: "اجازه بده من درک کنم، چرا شما اکنون اینقدر عصبی هستید، چه چیزی آزار دهنده است. چه چیزی شما نیاز دارید که الان ارام بگیرید؟ " یکی دیگر از احتمالات، به گفته wolf، ممکن است تقاضای شریک زندگی برای ابراز صحبت در مورد انتظارات در آینده باشد - "به طوری که آنها به راحتی می توانند تحقق یابند و یا توضیح داده شود که چرا این خواسته امکان پذیر نیست." در هر صورت میتوان در مورد خواسته ها صحبت کرد. و شخص مورد نظر نیز باید در مورد اینکه چه احساسی دارد و زمانی که یکی دیگر او را احساسا زیر فشار قرار می دهد، صحبت کنند.
اما هر کس نیز باید آگاه باشد که هر کسی خودش مسئول احساساتش است.
#ادامه در پست بعدی⬇️⬇️⬇️
💫💫💫💫💫ادامه ترجمه از پست قبلی⬆️⬆️⬆️
Http://t.me/thinkpluswithus
✅🌐#ترجمه از دکتر #موریس ستودگان
حتی اگر کسی براساس ایده های دیگری عمل نمی کند ، او به هیچ وجه شخص بدی نیست.
خانم wolfتاکید دارد که در اینگونه رابطه ها بعد از شناخت مکانیزم اخاذی احساسی میبایست کمک حرفه ای گرفت . شاید ما نیز در یک وضعیت باید بپدیریم که شریک زندگی ما نیازهایی دارد و براوردن انها در توان ما نیست ، اما باید قبول کنیم که شریک زندگی ما با اینگونه مقابله احساس بدی خواهد داشت - اما نباید خودمان را سرزنش کنیم، چرا که لازم است مرزها در روابط مشخص شوند.
در اینگونه مکالمه ها به عنوان مثال میتوانیم بگوییم: "حیف که شما اینطور به این موضوع نگاه میکنید و پیامد ان احساس بدی دارید. من این کار. را نمیکنم که شما احساس بدی داشته باشید، بلکه از پس این بر نمی آیم. شاید بهتر است کاری را انجام بدهیم تا به شما آسیب روحی نرساند. "
کمک های حرفه ای برای جفت ها وقتی لازم است که این بازیها یک رفتار دائمی میشود و با توجه به این رفتارها دیگری احساس گناه و احساس بد پیدا میکند و نهایتا افسرده میشود. گاهی ادامه این رفتارها میتواند با توسعه ترس با اختلال اضطراب یا مشکلات فیزیکی مانند اختلالات خواب و خوراک و خشونت به همراه باشد.
اقای Peters توضیح می دهد: هر چقدر کمک زودتر برسد، جفت امنیت بیشتری احساس خواهد کرد و رابطه بهتر خواهد شد. سپس، یک درمانگر یا روانشناس می تواند سبک های ارتباطی و رفتارها را افشا کند، و میتواند نشان دهد که چگونه می توان به اندازه کافی نیازهای خود را نسبت به دیگران بیان کرد.
اما شاید هم پیام این است: انتظارات خود از شریک زندگیمانمان را کمی کاهش دهیم.
منبع: کتاب " هنگامی که گناه، عذاب می شود "
Dr. Doris Wolf:
PAL-Verlag، ISBN-13:9783923614684،
Http://t.me/thinkpluswithus
✅🌐#ترجمه از دکتر #موریس ستودگان
حتی اگر کسی براساس ایده های دیگری عمل نمی کند ، او به هیچ وجه شخص بدی نیست.
خانم wolfتاکید دارد که در اینگونه رابطه ها بعد از شناخت مکانیزم اخاذی احساسی میبایست کمک حرفه ای گرفت . شاید ما نیز در یک وضعیت باید بپدیریم که شریک زندگی ما نیازهایی دارد و براوردن انها در توان ما نیست ، اما باید قبول کنیم که شریک زندگی ما با اینگونه مقابله احساس بدی خواهد داشت - اما نباید خودمان را سرزنش کنیم، چرا که لازم است مرزها در روابط مشخص شوند.
در اینگونه مکالمه ها به عنوان مثال میتوانیم بگوییم: "حیف که شما اینطور به این موضوع نگاه میکنید و پیامد ان احساس بدی دارید. من این کار. را نمیکنم که شما احساس بدی داشته باشید، بلکه از پس این بر نمی آیم. شاید بهتر است کاری را انجام بدهیم تا به شما آسیب روحی نرساند. "
کمک های حرفه ای برای جفت ها وقتی لازم است که این بازیها یک رفتار دائمی میشود و با توجه به این رفتارها دیگری احساس گناه و احساس بد پیدا میکند و نهایتا افسرده میشود. گاهی ادامه این رفتارها میتواند با توسعه ترس با اختلال اضطراب یا مشکلات فیزیکی مانند اختلالات خواب و خوراک و خشونت به همراه باشد.
اقای Peters توضیح می دهد: هر چقدر کمک زودتر برسد، جفت امنیت بیشتری احساس خواهد کرد و رابطه بهتر خواهد شد. سپس، یک درمانگر یا روانشناس می تواند سبک های ارتباطی و رفتارها را افشا کند، و میتواند نشان دهد که چگونه می توان به اندازه کافی نیازهای خود را نسبت به دیگران بیان کرد.
اما شاید هم پیام این است: انتظارات خود از شریک زندگیمانمان را کمی کاهش دهیم.
منبع: کتاب " هنگامی که گناه، عذاب می شود "
Dr. Doris Wolf:
PAL-Verlag، ISBN-13:9783923614684،
Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Empowerment Setudegan.pdf
10.2 MB
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مطالبه گری اجتماعی ستودگان.pdf
2.5 MB
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
چند تا نوشته از خودم که دوستان تو پی وی گفته بودن☝️☝️☝️👇👇👇
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Burn out سترس Bore out.pdf
43 MB
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Iranian-Social-Workers3.docx
32.7 KB
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Alice Salomon.pdf
17.5 MB
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
این مطلب اخر در مورد مددکاری گروهی که دوستی در پی وی خواسته بودن ☝️☝️
✅🌐ترجمه
از #دکترموریس_ستودگان
💫💫💫💫💫
صفحه 1 از 2
دکتر مونیکا ویلیامز
ترجمه دکتر #موریس_ستودگان
🎭 #وسواسهای_جنسی
اختلالات روانی جنسی در OCD، یک شکل کمتر شناخته شده در OCD میباشد که سبب سردرگمی و ناامیدی می شود. وسواس های جنسی باعث نگرانی و ناامیدی می شوند.
درک بسیاری از اشکال وسواس ها در یک سری متفاوت از رفتارها آسان نیست. جهت گیری جنسی در OCD موضوعی کمتر تحقیق شده نسبت به موارد دیگر وسواس هاست که در اینجا به آن میپردازیم.
اختلال وسواس فکری (OCD) یک بیماری جدی است که تقریبا 2٪ جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد. وسوسه ها اندیشه ها، تحریکات و یا تصاویری هستند که باعث ناراحتی و اضطراب فرد می شوند. مجازاتها رفتارهایی هستند که برای کاهش اضطراب و اضطراب ناشی از وسواس در نظر گرفته شده اند، گرچه تسکین ان تنها موقتی است. وسوسه ها باز می گردند و منجر به اجبار بیشتر می شوند، زیرا چرخه وسواس تکرار میشود.
وسوسه ها و عذاب ها به شکل های مختلفی شکل می گیرند، بنابراین OCD در افراد ممکن است متفاوت باشد. ممکن است برای دو نفر مبتلا به OCD هیچ علائم همپوشانی وجود نداشته باشد. به دلیل طیف گسترده ای از علائم، مطالعات بسیاری برای طبقه بندی OCD به زیرمجموعه های گسسته یا ابعاد علامت گذاری شده انجام شده است. این سیپتومها شامل آلودگی / تمیز کردن، شک و تردید در مورد آسیب رساندن / چک کردن، افکار غیر قابل قبول / تابو، تقارن / تنظیم و نشانه گذاری میباشد.
تحقیقات زیادی بر روی ابعاد شک و تردید و آلودگی / تمیز کردن صورت گرفته است، اما یکی از زمینه هایی که توجه کمتری به آن شده وسواس جنسی است - بخش بزرگی از ابعاد غیر قابل قبول / افکار توهین آمیز است. وسواس های جنسی می تواند انواع مختلفی داشته باشد. به عنوان مثال، وسواس های جنسی ممکن است شامل ترس از کشش به سمت کودکان، ترس از مشارکت در فعالیت جنسی نامناسب یا تصاویر جنسی نامرتبط و مزاحم باشد. اندیشه های جنسی ناخواسته رایج هستند و اکثرا می توانند اندیشه گاه به گاه پرخاشگرانه داشته باشند. با این حال، افراد مبتلا به OCD نمیتوانند خود را از افکار ناخواسته خلاص کنند، و وقتی که محتوا به صورت جنسی باشد، وسوسه ها میتواند به خصوص ناراحت کننده و حتی عذاب دهنده باشند. بیش از ده درصد از بیماران مبتلا به OCD در معرض ابتلا به برخی از انواع وسواس جنسی هستند.
📍در مورد عواقب روانی جنسی
وسواس در گرایش جنسی در OCD (SO-OCD)
[so: sexual orientation]
یک نوع خاص از وسواس جنسی است. این علائم همچنان موجب نگرانی و اختلال زیادی در بیماران OCD و هچتین جامعه روانشناسی می شوند. SO-OCD گاهی اوقات HOCD نامیده می شود - نامی که جامعه مجازی آن برای "OCD همجنس گرا" ساخته شده است.
بسیار ناراحت کننده است، زیرا بسیاری از انجمن های آنلاین OCD این بحث را ممنوع می کند. افراد مبتلا به SO-OCD به طور معمول از افکار خود خجالت می کشند و در مواجهه با عدم پذیرش در انجمن های همجنسگرایان مبتلا به OCD قرار میگیرند، و اینگونه افراد با SO-OCD احساس کم ارزشی می کنند.
SO-OCD وسواس گرایش جنسی
یک تشخیص جداگانه و جدید نیست، بنابراین افراد مبتلا به این نوع OCD نباید به گونه ای متفاوت از دیگران به دنبال کمک باشند. در عوض، یک صورت متفاوت وسواس با علائم OCD دیده میشود و به صورت بالینی است که شامل اضطراب شدید در گرایش جنسی است. SO-OCD شامل نگرانی در مورد تجربه و یا دست به عمل جنسی ناخواسته در گرایش جنسی میباشد، ترس از اینکه دیگران ممکن است فکر کنند یکی از آنها همجنسگرا است یا از اینکه گرایش جنسی و همجنسگرایی را پنهان کرده است. حدود ده درصد از بیماران مبتلا به OCD که به دنبال کمک حرفه ای هستند، وسواس های ناخواسته گرایش جنسی را در برخی موارد در طول اختلال خود دارند، و SO-OCD در آنها نسبتا معمول است.
افراد مبتلا به SO-OCD به نظر می رسد مشکلاتشان فراتر از کسانی است که انواع دیگر OCD را تجربه می کنند. آنها زمان بیشتری را با وسوسه سپری می کنند و وسواس و وسوسه دخالت های بیشتری در زندگی آنها دارد و جای بیشتری را اشغال میکند. آنها دچار وسواس بیش از حد و از ان احساس ناراحتی می کنند و زمان بیشتری را صرف اجتناب از چیزهایی می کنند که باعث وسواسشان می شود. به نظر می رسد افرادی که دارای وسواس های جنسی هستند وقت بیشتری را صرف درمان در مقایسه با افرادی با انواع دیگر OCD می کنند، اما مشخص نیست که این مورد به طور خاص برای SO-OCD باشد. این واقعا جای تعجب هست که تحقیقات کمی در مورد این فرم OCD وجود دارد.
📍وسواس های روانی جنسی اشتباه برداشت شده اند!
کمبود تحقیق در مورد SO-OCD منعکس کننده اغلب برداشتهای اشتباه از وسواس ها در گرایش جنسی است. مهم است بدانیم که وسواس های گرایش جنسی در OCD بسیار متفاوت از اندیشه ها و ترس هایی است
از #دکترموریس_ستودگان
💫💫💫💫💫
صفحه 1 از 2
دکتر مونیکا ویلیامز
ترجمه دکتر #موریس_ستودگان
🎭 #وسواسهای_جنسی
اختلالات روانی جنسی در OCD، یک شکل کمتر شناخته شده در OCD میباشد که سبب سردرگمی و ناامیدی می شود. وسواس های جنسی باعث نگرانی و ناامیدی می شوند.
درک بسیاری از اشکال وسواس ها در یک سری متفاوت از رفتارها آسان نیست. جهت گیری جنسی در OCD موضوعی کمتر تحقیق شده نسبت به موارد دیگر وسواس هاست که در اینجا به آن میپردازیم.
اختلال وسواس فکری (OCD) یک بیماری جدی است که تقریبا 2٪ جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد. وسوسه ها اندیشه ها، تحریکات و یا تصاویری هستند که باعث ناراحتی و اضطراب فرد می شوند. مجازاتها رفتارهایی هستند که برای کاهش اضطراب و اضطراب ناشی از وسواس در نظر گرفته شده اند، گرچه تسکین ان تنها موقتی است. وسوسه ها باز می گردند و منجر به اجبار بیشتر می شوند، زیرا چرخه وسواس تکرار میشود.
وسوسه ها و عذاب ها به شکل های مختلفی شکل می گیرند، بنابراین OCD در افراد ممکن است متفاوت باشد. ممکن است برای دو نفر مبتلا به OCD هیچ علائم همپوشانی وجود نداشته باشد. به دلیل طیف گسترده ای از علائم، مطالعات بسیاری برای طبقه بندی OCD به زیرمجموعه های گسسته یا ابعاد علامت گذاری شده انجام شده است. این سیپتومها شامل آلودگی / تمیز کردن، شک و تردید در مورد آسیب رساندن / چک کردن، افکار غیر قابل قبول / تابو، تقارن / تنظیم و نشانه گذاری میباشد.
تحقیقات زیادی بر روی ابعاد شک و تردید و آلودگی / تمیز کردن صورت گرفته است، اما یکی از زمینه هایی که توجه کمتری به آن شده وسواس جنسی است - بخش بزرگی از ابعاد غیر قابل قبول / افکار توهین آمیز است. وسواس های جنسی می تواند انواع مختلفی داشته باشد. به عنوان مثال، وسواس های جنسی ممکن است شامل ترس از کشش به سمت کودکان، ترس از مشارکت در فعالیت جنسی نامناسب یا تصاویر جنسی نامرتبط و مزاحم باشد. اندیشه های جنسی ناخواسته رایج هستند و اکثرا می توانند اندیشه گاه به گاه پرخاشگرانه داشته باشند. با این حال، افراد مبتلا به OCD نمیتوانند خود را از افکار ناخواسته خلاص کنند، و وقتی که محتوا به صورت جنسی باشد، وسوسه ها میتواند به خصوص ناراحت کننده و حتی عذاب دهنده باشند. بیش از ده درصد از بیماران مبتلا به OCD در معرض ابتلا به برخی از انواع وسواس جنسی هستند.
📍در مورد عواقب روانی جنسی
وسواس در گرایش جنسی در OCD (SO-OCD)
[so: sexual orientation]
یک نوع خاص از وسواس جنسی است. این علائم همچنان موجب نگرانی و اختلال زیادی در بیماران OCD و هچتین جامعه روانشناسی می شوند. SO-OCD گاهی اوقات HOCD نامیده می شود - نامی که جامعه مجازی آن برای "OCD همجنس گرا" ساخته شده است.
بسیار ناراحت کننده است، زیرا بسیاری از انجمن های آنلاین OCD این بحث را ممنوع می کند. افراد مبتلا به SO-OCD به طور معمول از افکار خود خجالت می کشند و در مواجهه با عدم پذیرش در انجمن های همجنسگرایان مبتلا به OCD قرار میگیرند، و اینگونه افراد با SO-OCD احساس کم ارزشی می کنند.
SO-OCD وسواس گرایش جنسی
یک تشخیص جداگانه و جدید نیست، بنابراین افراد مبتلا به این نوع OCD نباید به گونه ای متفاوت از دیگران به دنبال کمک باشند. در عوض، یک صورت متفاوت وسواس با علائم OCD دیده میشود و به صورت بالینی است که شامل اضطراب شدید در گرایش جنسی است. SO-OCD شامل نگرانی در مورد تجربه و یا دست به عمل جنسی ناخواسته در گرایش جنسی میباشد، ترس از اینکه دیگران ممکن است فکر کنند یکی از آنها همجنسگرا است یا از اینکه گرایش جنسی و همجنسگرایی را پنهان کرده است. حدود ده درصد از بیماران مبتلا به OCD که به دنبال کمک حرفه ای هستند، وسواس های ناخواسته گرایش جنسی را در برخی موارد در طول اختلال خود دارند، و SO-OCD در آنها نسبتا معمول است.
افراد مبتلا به SO-OCD به نظر می رسد مشکلاتشان فراتر از کسانی است که انواع دیگر OCD را تجربه می کنند. آنها زمان بیشتری را با وسوسه سپری می کنند و وسواس و وسوسه دخالت های بیشتری در زندگی آنها دارد و جای بیشتری را اشغال میکند. آنها دچار وسواس بیش از حد و از ان احساس ناراحتی می کنند و زمان بیشتری را صرف اجتناب از چیزهایی می کنند که باعث وسواسشان می شود. به نظر می رسد افرادی که دارای وسواس های جنسی هستند وقت بیشتری را صرف درمان در مقایسه با افرادی با انواع دیگر OCD می کنند، اما مشخص نیست که این مورد به طور خاص برای SO-OCD باشد. این واقعا جای تعجب هست که تحقیقات کمی در مورد این فرم OCD وجود دارد.
📍وسواس های روانی جنسی اشتباه برداشت شده اند!
کمبود تحقیق در مورد SO-OCD منعکس کننده اغلب برداشتهای اشتباه از وسواس ها در گرایش جنسی است. مهم است بدانیم که وسواس های گرایش جنسی در OCD بسیار متفاوت از اندیشه ها و ترس هایی است