Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
612 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
این مطلب اخر در مورد مددکاری گروهی که دوستی در پی وی خواسته بودن ☝️☝️
روزتون به رنگارنگی این گلها💫
🌐ترجمه
از #دکترموریس_ستودگان
💫💫💫💫💫
صفحه 1 از 2

دکتر مونیکا ویلیامز
ترجمه دکتر #موریس_ستودگان

🎭 #وسواسهای_جنسی

اختلالات روانی جنسی در OCD، یک شکل کمتر شناخته شده در OCD میباشد که سبب سردرگمی و ناامیدی می شود. وسواس های جنسی باعث نگرانی و ناامیدی می شوند.

درک بسیاری از اشکال وسواس ها در یک سری متفاوت از رفتارها آسان نیست. جهت گیری جنسی در OCD موضوعی کمتر تحقیق شده نسبت به موارد دیگر وسواس هاست که در اینجا به آن میپردازیم.

اختلال وسواس فکری (OCD) یک بیماری جدی است که تقریبا 2٪ جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد. وسوسه ها اندیشه ها، تحریکات و یا تصاویری هستند که باعث ناراحتی و اضطراب فرد می شوند. مجازاتها رفتارهایی هستند که برای کاهش اضطراب و اضطراب ناشی از وسواس در نظر گرفته شده اند، گرچه تسکین ان تنها موقتی است. وسوسه ها باز می گردند و منجر به اجبار بیشتر می شوند، زیرا چرخه وسواس تکرار میشود.

وسوسه ها و عذاب ها به شکل های مختلفی شکل می گیرند، بنابراین OCD در افراد ممکن است متفاوت باشد. ممکن است برای دو نفر مبتلا به OCD هیچ علائم همپوشانی وجود نداشته باشد. به دلیل طیف گسترده ای از علائم، مطالعات بسیاری برای طبقه بندی OCD به زیرمجموعه های گسسته یا ابعاد علامت گذاری شده انجام شده است. این سیپتومها شامل آلودگی / تمیز کردن، شک و تردید در مورد آسیب رساندن / چک کردن، افکار غیر قابل قبول / تابو، تقارن / تنظیم و نشانه گذاری میباشد.

تحقیقات زیادی بر روی ابعاد شک و تردید و آلودگی / تمیز کردن صورت گرفته است، اما یکی از زمینه هایی که توجه کمتری به آن شده وسواس جنسی است - بخش بزرگی از ابعاد غیر قابل قبول / افکار توهین آمیز است. وسواس های جنسی می تواند انواع مختلفی داشته باشد. به عنوان مثال، وسواس های جنسی ممکن است شامل ترس از کشش به سمت کودکان، ترس از مشارکت در فعالیت جنسی نامناسب یا تصاویر جنسی نامرتبط و مزاحم باشد. اندیشه های جنسی ناخواسته رایج هستند و اکثرا می توانند اندیشه گاه به گاه پرخاشگرانه داشته باشند. با این حال، افراد مبتلا به OCD نمیتوانند خود را از افکار ناخواسته خلاص کنند، و وقتی که محتوا به صورت جنسی باشد، وسوسه ها میتواند به خصوص ناراحت کننده و حتی عذاب دهنده باشند. بیش از ده درصد از بیماران مبتلا به OCD در معرض ابتلا به برخی از انواع وسواس جنسی هستند.

📍در مورد عواقب روانی جنسی

وسواس در گرایش جنسی در OCD (SO-OCD)
[so: sexual orientation]
یک نوع خاص از وسواس جنسی است. این علائم همچنان موجب نگرانی و اختلال زیادی در بیماران OCD و هچتین جامعه روانشناسی می شوند. SO-OCD گاهی اوقات HOCD نامیده می شود - نامی که جامعه مجازی آن برای "OCD همجنس گرا" ساخته شده است.
بسیار ناراحت کننده است، زیرا بسیاری از انجمن های آنلاین OCD این بحث را ممنوع می کند. افراد مبتلا به SO-OCD به طور معمول از افکار خود خجالت می کشند و در مواجهه با عدم پذیرش در انجمن های همجنسگرایان مبتلا به OCD قرار میگیرند، و اینگونه افراد با SO-OCD احساس کم ارزشی می کنند.

SO-OCD وسواس گرایش جنسی
یک تشخیص جداگانه و جدید نیست، بنابراین افراد مبتلا به این نوع OCD نباید به گونه ای متفاوت از دیگران به دنبال کمک باشند. در عوض، یک صورت متفاوت وسواس با علائم OCD دیده میشود و به صورت بالینی است که شامل اضطراب شدید در گرایش جنسی است. SO-OCD شامل نگرانی در مورد تجربه و یا دست به عمل جنسی ناخواسته در گرایش جنسی میباشد، ترس از اینکه دیگران ممکن است فکر کنند یکی از آنها همجنسگرا است یا از اینکه گرایش جنسی و همجنسگرایی را پنهان کرده است. حدود ده درصد از بیماران مبتلا به OCD که به دنبال کمک حرفه ای هستند، وسواس های ناخواسته گرایش جنسی را در برخی موارد در طول اختلال خود دارند، و SO-OCD در آنها نسبتا معمول است.

افراد مبتلا به SO-OCD به نظر می رسد مشکلاتشان فراتر از کسانی است که انواع دیگر OCD را تجربه می کنند. آنها زمان بیشتری را با وسوسه سپری می کنند و وسواس و وسوسه دخالت های بیشتری در زندگی آنها دارد و جای بیشتری را اشغال میکند. آنها دچار وسواس بیش از حد و از ان احساس ناراحتی می کنند و زمان بیشتری را صرف اجتناب از چیزهایی می کنند که باعث وسواسشان می شود. به نظر می رسد افرادی که دارای وسواس های جنسی هستند وقت بیشتری را صرف درمان در مقایسه با افرادی با انواع دیگر OCD می کنند، اما مشخص نیست که این مورد به طور خاص برای SO-OCD باشد. این واقعا جای تعجب هست که تحقیقات کمی در مورد این فرم OCD وجود دارد.

📍وسواس های روانی جنسی اشتباه برداشت شده اند!

کمبود تحقیق در مورد SO-OCD منعکس کننده اغلب برداشتهای اشتباه از وسواس ها در گرایش جنسی است. مهم است بدانیم که وسواس های گرایش جنسی در OCD بسیار متفاوت از اندیشه ها و ترس هایی است
Http://t.me/thinkpluswithus
💫💫💫💫💫

صفحه 2 از 2
🌐ترجمه
از #دکترموریس_ستودگان

که فرد ممکن است به عنوان یک نتیجه از یک گرایش جنسی یکسان یا

دو جنسی داشته باشد. لزبین ها، همجنسگرایان مرد و همجنس گرا (LBG) افرادی که احساسات منفی نسبت به جنس خودشان دارند، گفته میشود ضد همجنسگرا و یا دگر جنسگرایی اموخته شده در خود دارند (IH:internalized hetrosexism)، اما اکثر افراد مبتلا به SO-OCD در حقیقت دگرجنسگرا هستند، بنابراین این مفهوم سازی عموما قابل اجرا نیست برای مبتلایان به SO-OCD.
یک فرد بدون OS-OCD دگر جنس گرا مبتلا به هموفوبیا معمولا احساسات مثبت در رابطه با همجنسگرایی دارد و از فانتزی های یکسان جنسی لذت می برد، در حالی که فرد مبتلا به SO-OCD افکار هراسی دارد و آنها را مزاحم می بیند. علاوه بر این، نباید فرض شود که افراد مبتلا به SO-OCD ضد همجنسگرا هستند، چرا که افراد مبتلا به SO-OCD طیف گسترده ای از احساسات در رابطه با همجنس گرایی دارند.

از آنجایی که افراد مبتلا به SO-OCD میتوانند در مورد گرایش جنسیتی خود دچار اضطراب شوند، ممکن است برایشان دشوار باشد که مطمئن گردند که آنها همجنسگرا نیستند و معمولا سابقه ی دقیق روابط دگرجنسگرا دارند. با این حال، افراد با انواع دیگر OCD به طور باور نکردنی نگران تمام رفتارهای شک و شبهه دار و عدم اعتماد هستند. مانند، "اگر با دست زدن به این توالت به من HIV انتقال داده شود؟" یا "اگر من اجاق گاز را فراموش کنم و خانه من سوخته شود؟" یا "اگر سر و صدایی که من از ان فرار کردم، واقعا یک کودک کوچک بود؟" در مورد SO-OCD، فرایند یکسان است اما فقط محتوای نگرانی متفاوت است. این شخص فکر می کند، "اگر اگر این واقعیت را که متوجه شدم این مرد با نگاهش به من در سالن بدنسازی میخواهد بگوید یعنی من هم گی یا همان همجنسدوست هستم؟" یا "اگر به این طریق پاهایم را روی هم بگزارم و بنشینم، مردم فکر می کنند من #همجنسگرا هستم؟" یا "اگر من همجنسگرا باشم و بخواهم همسر و فرزندانم را ترک کنم، مردم چه فکر میکنند؟" یا "اگر من ناخودآگاه لزبین هستم و فقط آن را نمی دانم؟ چه میشود؟

برای مسائل پیچیده، ممکن است افراد همجنس دوست LBG دارای وسواس های گرایش جنسی مرتبط با OCD ناخواسته نیز باشند. ممکن است عجیب و غریب به نظر برسد که یک فرد LBG نگران تبدیل شدن به دگر جنس گرا خواهد بود، به این معنا که هترو بودن و یا دگر جنس گرایی در جامعه ما عادی تلقی میشود. با این حال، با OCD همه چیز ممکن است. در مطب شخصی من با یک مرد همجنسگرا روبرو شدم که در مورد اینکه چگونه یک رابطه بالقوه گرایش جنسی ممکن است بر سایر روابط LBG تأثیر بگذارد و شخصیت او را تغییر دهد. این نوع نگرانی ها ممکن است به دلایل غیر مرتبط بودن با OCD اتفاق بیفتد، اما این چیزی که این را از نگرانی های عادی متمایز می کند، تمرکز غیرمنتظره بر احتمال رخدادهای ناخواسته اتفاق می افتد زمانی که شرایط واقعی آنها به خصوص به احتمال زیاد آنها را ایجاد نمی کند.

#منابع
Gordon W.M. ,(2002).
وسواس های جنسی و OCD. رابطه جنسی و درمان، 17 (4)، 343-354.

Grant, J. E., Pinto, A. Gunnip
M.، Mancebo، M. C.، Eisen، J. L.، Rasmussen، S. A. (2006).
وسواس های جنسی و همبستگی بالینی در بزرگسالان مبتلا به اختلال وسواس فکری. روانپزشکی جامع، 47، 325-329.

Szymanski، D.M.، Kashubeck-West، S.، و Meyer، J. (2008). هتروزیکسیسم داخلی: اندازه گیری، همبستگی روحی و اجتماعی و مسیرهای تحقیقاتی. مشاور روانشناسی، 36 (4)، 525-574.

Williams M.T. (2008)
اضطراب همجنسگرایی: فرم بدیع OCD. در L.V. Sebeki (ed.)، مسائل مربوط به آموزش بهداشت در پیشرو. ناشران علوم نوا.

Williams M.T., & Farris، S.G
(2011).
اختلالات روانی جنسی در اختلال وسواسی-اجباری: شیوع و همبستگی. تحقیقات روانپزشکی، 187، 156-159.
خاطراتی که آدم‌هایش رفته‌اند، دردناکند ولی خاطراتی که آدم‌هایش حضور دارند اما شبیه گذشته نیستند به مراتب، دردناکترند.

گابریل_گارسیا_مارکز
17آوریل سالگرد درگذشت گابو (مارکز)
💫💫💫💫💫

اگر مددکار اجتماعی و مشاور رواندرمانگر نبودم شاید راننده تاکسی میشدم.

از آن را ننده هایی ک هر روز صبح به مسافران خود سلام میکنند
و شبها به آنها شب بخیر میگویند و هزاران نفر را به مقصدشان همراهی میکنند. اگر راه را هم ندانم از مسافرم میپرسم... مسافران اکثرا بهتر از من راه را میشناسند...

از آن راننده هایی ک با وسواس هر چه تمام تر مسافران خود را با احوالپرسی و خوش آمد گویی بدرقه میکنند. غریبه هایی که شاید هرگز دیگر نمیدیدم ولی مهم هم نبود. من همراهشان هستم در یک راه کوتاه یا بلند. آنها نیازی دارند مختص به زمان خاص.


یا کسی چه میداند شاید شغل دیگری میداشتم...
کلکسیونی از لباسهایی مختلف در یک جا جمع میکردم و ساعت ها در مورد آنها با مشتری حرف میزدم...
یا...نمیدانم شاید...به آنها با لباسهایی جدید از بوتیک افکارم به زندگی میفرستادم. شاید از آنها رنگ زندگیشان را میپرسیدم. و زندگیشان را رنگ جدیدی میدادم و نقاش مرحله ای از زندگیشان میشدم که انتخاب رنگ ها از آنها بود.

شاید یک نویسنده میشدم تا بتوانم افکار خواننده را که زیر تخت و بند ارزشها گیر کردند، آزاد کنم. شاید جرات زیستن را در کتابها میتوانستم بیان کنم. شاید خواننده جذب میشد و افکارم قابل درک بود و در راه فکرش همراهش بودم. در یک مقطع کوتاه ولی اساسی.

شاید کبوتر فروش میشدم که بتوانم پرواز و آزادی را به انسانهایی بال شکسته نشان بدهم. آنهایی که در یک مقطع هنوز قادر به پرواز نیستند. شاید بتوانم آنها را فقط به پرواز تشویق کنم.

شاید گل فروش میشدم و گل ها را بدست کودکانی میدادم که بوی گل را هنوز نمیشناختند. شاید بوی گلها آنها را شاد میکردند تا وقتی که گلها خوشبو هستند.

اما اکنون یک مدد کارم و یک مشاور انسان در جایی دور از ارزشهای آموخته من از کودکی ... من کودکی تازه در خود یافتم که ارزشها را دوباره به بازتاب کشید ....

اتاق من مشاور پر است از ناگفته هایی ک به سختی و با احتیاط بیان میشوند...
پر است از شکستن بغض هایی ک سالها در برابر شکستن مقاومت کرده بودند...
خلوتم پر است از رازهایی ک بنا بود هیچ وقت به زبان آورده نشوند...
سکوت اتاق من بارها شاهد رها کردن تمام دستاویزها و رسیدن به باور "توانستن ها" بوده است...
اطراف من پر است از نگاه های خیره و دنبال فرصت بودن ها...
پر از تردید بین گفتن یا نگفتن...

من مددکارم...
مدد کار بودن و مشاور بودن انتخاب من است...

میدانید مددکار بودن عشق شیرینی ست...به انسانیت و به انسان بودن و انسان ساختن و چرخ جامعه را چرخاندن ...ارزش ها را مدام الک کردن ...

دکتر ستودگان در بهار 2015
Http://t.me/thinkpluswithus
💫💫💫💫💫

💠رابطه های سیمبایوتیک (همزیستی مشروط)

#سیمبایوتیک به معنی همزیستی (. SYN یونانی / نمادها با هم؛ بایوس، زندگی) در روانشناسی اشکال خاصی از وابستگی در انسان ها را توصیف می کند. این اصطلاح در واقع از زیست شناسی وارد روانشناسی شده و اریک فروم از ان برای اولین بار در انالایز استفاده کرد. این نوع رابطه در دوران تکامل توصیف کاربردی همزیستی همنوعان مختلف برای سود متقابل را توصیف کرده است. به عنوان مثال گیاه ارکیده بروی تنه درختی رشد میکند و از یک طرف از مواد معدنی درخت برای بقا خود استفاده میکند و از طرفی به ان هیدروژن کافی در جنگلهای تاریک میرساند. این رابطه همزیستی دو موجود از نوع متفاوت سیمبایوتیک خوانده میشود.

در انتقال به روابط انسانی، این واژه معمولا به معنای منفی استفاده شده.
سیمبایوتیک در واقع وقف دادن به محیط هست برای بقای بهتر؛ مثل کودک و مادر در دوران شیرخوارگی. و اما در روابط افراد بزرگسال توسعه این نوع رابطه در شکل گیری عدم استقلال فرد دیگر موثر خواهد بود. در بینش سیستمی اعتماد به نفس اینگونه افراد برای زندگی شخصی و مهارت های مختلف اموزش داده نشده و یک وابستگی ناموفق در این روابط همزیستی به عنوان وابستگی مضر بوجود میاد. گر چه این اموزش ندادن دال برعدم اعتماد بنفس والدین هست که سیستماتیک انتقال داده میشود. در اموزش مهارت استقلال فکری و عملی از سوی والدین تا دوران بلوغ باید به نحوی صورت گیرد که شخص بتواند بزودی قادر به زیستن با اشخاص دیگر و یا جفت جدید خود گردد. در سنین کودکی این سیمبایوز اضطراری هست چون کودک توان رشد به تنهایی را نخواهد داشت. رفع نیازهای دوران کودکی رضایت بخش خواهند بود اگر در دوران بلوغ کودک بتواند استقلالهای اولیه را نشان دهد. در غیر اینصورت این وابستگی ناسالم بروی تمام مراحل زندگی وی اثر خواهد گذاشت.
(هستند مادرانی که برای اطاق خواب دخترانشان و یا پسرانشان تصمیم میگیرند.)

مراجعی به من تو پی وی نوشت. ۵۰ ساله هستم و هنوز با پدر و مادرم زندگی میکنم... احساس میکنم انها به من نیاز دارند. ولی برای تمام خواستگارهای من ایراد میگذارند.
سوال کردم شما چه بهره ای از این رابطه دارین؟
خانم مراجع: من ریس بانک هستم و نیازی به اونها از نظر مالی ندارم.
پدرم هم بازنشسته هستند و فرهنگی بودن و بی نیازند.
سوال کردم؛ پس چرا احساس میکنید به شما نیاز دارن؟ تو جواب قبلی نوشتین.

خانم مراجع؛ انها به من نیاز عاطفی دارند. من نباشم پدر و مادرم با هم زندگی خوبی نخواهند داشت.

سوال کردم، شما کدوم نیازتون برطرف میشه از این داوری؟

خانم مراجع: خوب عادت کردم. بابام عاشق منه. تک دخترم.

سیمبوز به معنی کامل ان!

◼️◼️◼️◼️◼️◼️

البته این رابطه ها در مادر و پسر و یا پدر و دختر و یا برعکس و حتی در زن‌و شوهر هم میتونه بوجود بیاد وقتی رابطه عادت میشه و استفاده از همدیگه فقط برای دوام رابطه میشه.

یک مراجعی میگفت. اقای دکتر من ۱۰ ساله خوشبخت نیستم.
گفتم چرا با شوهرتون زندگی میکنید؟
گفت اخه جدا شم، باید کار کنم، ماشین اودی ۷ دیگه ندارم، از خونه ۳۵۰ متری با استخر باید برم یک جا خونه بگیرم اونم تو ۴۵ سالگی. حالا اگه یکی پیدا کنم با همین شرایط مشابه که دوستم داشته باشه، احتمالا جدا میشم. سیمبایوتیک کامل!

#دکترموریس_ستودگان
👍1
تصویری از رابطه ی #سیمبایوتیک در هم ادغام شدن یا وابستگی⬆️⬆️
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫📚📚📚📚

معرفی پنج کتاب خواندنی روانشناسی

📍۱- تعبیر خواب ، نوشته ی زیگموند فروید

تعبیرِ خواب یا تفسیرِ رؤیا (آلمانی: Die Traumdeutung) کتابی از زیگموند فرویدِ روانکاو در سالِ ۱۸۹۹ میلادی است. فروید در این کتاب به معرفیِ نظریهٔ خود از تعبیرِ خواب با توجه به ذهنِ ناهشیارِ فرد و عقدهٔ اُدیپ می‌پردازد. کتابِ تفسیرِ خواب در بردارندهٔ تلاشِ فروید در رمزگشاییِ خواب و به نوعی دربردارندهٔ بخش‌های بزرگی از اصلی‌ترین نظریاتِ فروید در زمینهٔ سرکوب، سانسور، نظریهٔ جنسی و رابطهٔ خودآگاه و ناخودآگاهِ وی است.
برای تعبیر خواب خود بر اساس این کتاب نمی‌توانید به سادگی از روی لیستی موضوع موردنظرتان را انتخاب و خوابتان را طبق یک فرمول تعبیر کنید، بلکه لازم است بخش‌های مختلف کتاب را مطالعه کرده و با توجه به شخصیت فرد موردنظر رویا را تعبیر کنید. نکته جالب این که این کتاب پس از انتشار تا ۸ سال فروشی نداشت، اما ناگهان مشهور شد و چاپ‌های بسیاری از آن به فروش رفت.
میتوانید این کتاب را با عنوان «روش تعبیر رویا» که محمد حجازی آنرا ترجمه و نشر جامی در سال ۱۳۹۲ منتشر کرده است ، مطالعه کنید.

📍۲- قدرت عادت ، چارلز داهیگ (۲۰۱۲)

داهیگ در این کتاب با معرفی مفهوم حلقه عادت، فرایند ایجاد عادات و تاثیر آنها در زندگی روزمره را شرح می‌دهد.این کتاب به سه بخش تقسیم شده است. و در مورد چرایی کارهایی که در زندگی و کسب و کار انجام می دهیم بحث می کند.بخش اول بر روی این موضوع تمرکز میکند که عاد تها چگونه در زندگی افراد ظاهر میشوند. این بخش در مورد عصب شناسی شکل گیری عادت، چگونگی ساختن عادت های جدید و تغییر عادتهای قدیمی، و روشها بحث میکند، نظیر مورد آن، مرد تبلیغات است که مسواک زدن را از یک کار ناشناخته تبدیل به یک دغدغه ی عمومی کرد.
پس از نشر، موفقیت‌های زیادی کسب کرد و حدود ۶۲ هفته در لیست پرفروش ترین‌های نیویورک تایمز قرار داشت؛ از طرفی در لیست تاثیرگذارترین کتاب‌ها برای مدیران از طرف دانشگاه هاروارد قرار گرفت

📍۳- شخصیت عصبی زمانه‌ی ما، کارن هورنای(۱۹۳۷)
او در بخش قابل توجهی از این کتاب، به ویژگی های رفتاری شخصیت‌های نوروتیک (عصبی)‌اشاره می‌کند و سرفصلی را هم به نیاز سیری ناپذیر به محبت اختصاص داده است.
کتاب شخصیت عصبی زمانه ما توسط محمد جعفر مصفا ترجمه شده و توسط انتشارات بهجت منتشر شده است.

 📍۴-پادزهر: شادی برای افرادی که نمی‌توانند مثبت بیاندیشند، الیور برکمن (۲۰۱۲)

برکمن به منفی‌نگری معتقد نیست، اما به عقیده‌ی او سلامت روانی چیزی بیش از “در لحظه شاد بودن” است.اولیور برکمن، نویسنده‌ی کتاب “پادزهر: شادی برای کسانی که تحمل افکار مثبت را ندارند” میگوید:
این یک خطای قابل درک است. با چندین پیشنهاد شغلی، فرصتهای خلاقانه‌ی بسیار، یا یک لیست بلند از کارهایی که باید انجام شوند روبرو هستید. چه کسی بجای انتخاب یکی، دنبال راهی برای تصاحب همه اینها نیست؟ اما اغلب اوقات، تصورِ راندمان بیشتر داشتن، چیزی جز یک راه گول زننده برای اجتناب از انجام کاری که واقعا مهم است، نیست. و نتیجه آن معمولا هدر دادن تمرکز خواهد بود.
متاسفانه این کتاب هنوز به فارسی ترجمه نشده است ؛ اگر به این مباحث علاقه دارید ، دست به کار خواندن این کتاب به زبان اصلی شوید ، زیرا PDF آن در اینترنت موجود است و با یک جستجوی ساده در گوگل میتوانید به آن دسترسی داشته باشید.

📍۵-انسان و سمبل‌هایش، کارل یونگ(۱۹۶۴)

انسان و سمبول‌هایش نام کتابی فلسفی از کارل گوستاو یونگ می‌باشد که به زبان‌های بسیاری ترجمه شده است. یونگ در این کتاب به نقش فرهنگ و اساطیر هر ملت در شخصیت افراد تشکیل‌دهنده آن جامعه می‌پردازد و مفهوم کهن‌الگو را مطرح می کند. در قسمت‌هایی از کتاب می‌خوانیم: «من قبلاً به آنچه مردم‌شناسان “ترس از چیزهای نو” نامیده‌اند اشاره کرده‌ام یک ترس عمیق و خرافی از چیزهای نو در مردم ابتدایی در برابر وقایع مبهم، درست مانند حیوانات وحشی واکنش نشان می‌دهند… این امر را می‌توان به آسانی در واکنش هر فرد در برابر رویاهای خود، وقتی که به اعتراف به یک پندار حیرت‌انگیز مجبور می‌شود، مشاهده کرد.».این کتاب را نشر «جامی» منتشر کرده است

حتما بخوانید:
👈  از سری نامه های یونگ-درباره ی افسردگی

👈  تمدن و ناخشنودی های آن - فروید
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫💫💫

مددکاری اجتماعی حرفه ای در پی بهبود و رفع مشکلات اجتماعی در چهار مقطع میباشد:

۱. مایکرو سیستم (کوچک) یعنی توانمند سازی افراد و خانواده

۲. مزو سیستم (متوسط) یعنی کار با مدارس و سازمانها و کار در محله ها و گروهها با هدف توانمند سازی

۳. ماکرو سیستم (بزرگ) یعنی کار با مهره های سیاسی دولت و لابی و اگاه سازی آنها با مشکلات اجتماعی و علل بروز آنها و همکاری در رفع آنها

۴. اگزو سیستم (بیرونی) یعنی اگاه بودن بر ارزش های مددکاری و بازتاب علمی در جامعه و دانشگاهها و حمایت از حقوق بشر.

یکی از وظایف عمده مددکاری اجتماعی حرفه ای تطبیق دادن افراد به جامعه بزرگ و همچنین تطبیق دادن جامعه (دولت و سیاست) به نیازهای اجتماعی و نگهبان رعایت حقوق بشر بودن در جامعه هاست.

دکتر موریس ستودگان ۲۰۱۶
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫

ناشادترین افراد،

کسانی هستند که در رابطه ای هستند و با ان و عملکرد آن اشنایی کافی ندارند و هیچوقت قادر به تطبیق در ان نیستند؛

اما به خود اجازه داده‌اند که هم‌چنان در آن‌ رابطه باقی بمانند.

انها به خوبی می‌دانند به رابطه ای که در ان هستند تعلق ندارند؛

و حتی جایی در درون‌شان نمی‌خواهد که آن‌جا باشند؛

اما دیگران و (طرحواره ها) به ماندن‌شان کمک کرده‌اند.

دکتر ستودگان ۲۰۱۸