Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
610 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
💫💫💫💫

همه انسانها دو نوع زدگی دارند. یک زندگی که برای خودشان میکنند و فقط خودشان از اسرار آن باخبرند. و یک زندگی که بخاطر دیگران آن را اجرا میکنند و امیدوارند که دیگران باور کنند.

ستودگان 💫
💫💫💫💫

عشق یعنی سه پذیرشِ خود و دیگری و موقعیتت. و هر سه اموختنیست و نه ذاتی!

ستودگان💫
💫💫💫💫💫

💡چگونه در یک موقعیت حاد و بحرانی خودکشی به عنوان روانشناس و مشاور یا مددکار میتوانیم با شخص در خطر روبرو شویم

♦️قبلا چند نکته اساسی
الف) لازم است که قبلا یک درک لازم و بازتاب شده از خودکشی داشته باشیم. این بدین معنیست که اگر این اتفاق برای خودمان و خانواده و دوستمان اتفاق افتاده باشد، میبایست حتما قبلا بازتاب و درمان شود.

ب) قبول کنیم که خودکشی یک حرکت تخریبی ست که شخص علیه خود و سیستم خود به دلایل متفاوت میخواهد عملی کند که در آن زمان حاد و بحرانی از دید شخص عقلانی میباشد پس در ساختن جمله ها مراقب باشیم!

📌استراتژی عمومی
۱. این است که شخص را بپذیریم و توجه عاطفی به او بدهیم صرف نظر از رفتار تخریبی در آن لحظه

۲. هر بحران را جدی تلقی کنیم چرا که نمایانگر عدم مهارت حل مشکل شخص در بحران میباشد.

۳. تاکید بر اینکه شخص مسیول زندگی و عمل خود است و از ایجاد احساس گناه و بد در او خودداری کنیم.

۴. چند هدف کوتاه برای زندگی را از او بپرسید. مثلا فکر میکنی اگر الان از پشت بام نپری و دستت را به من بدهی چه اتفاقی بعد خواهد افتاد؟ مثلا اگر امروز این تصمیم را نمیگرفتی چه هدفی برای زندگی داشتی؟

۵. راه حل های جایگزین رو آماده کنیم.

📌تکنیک های خاص

۱. تشخیص موقعیت محرک پیشین برای رفتار خودکشی
۲. تجزیه و تحلیل دقیق زنجیره های رفتاری قبل از اقدام به خودکشی
۳. یک brain storming (طوفان فکری برای جمع آوری اطلاعات داده) برای اقدامات جایگزین
۴. نقاط قوت شخص را شناخته و هدف های کوتاه مدت بسازید
۴. پیدا کنید چه چیزی میتواند شخص را به زندگی در آن لحظه امیدوار کند (مثلا صحبت تلفنی با کسی/ سوال فکر میکنید چه کسی جز من میتونه الان به شما کمک کنه و دوست داشتید اینجا بود)
۵. یادآوری تجربه های مثبت
۶. انعکاس سیستماتیک در مورد عدم کنترل گزینه ها بعد از خودکشی

📍به طور کل در یک بحران خودکشی حاد ۴ مورد رو باید در نظر گرفت که بر اساس نظریه schaller & Schmidtke
میباشد.
👈۱. مداخله در بحران
پذیرش، توجه، تشویق به تحمل مراحل دشوار زندگی و بیان مشکلات، ایجاد امید و افراد مهمی که میتوانند در بحران کمک کنند

👈۲. مداخلات روانشناسی
برای تفسیر عملکرد ذهنی شخص، تفسیر شناختی، اصلاح مقابله coping strategy

👈۳. پرسیدن دقیق و شفاف در مورد خودکشی
شفاف، و مستقیم و گویا، کوتاه و جدی، خودکشی به عنوان نتیجه یک مشکل غیر قابل حل شدن برای شخص در بحران را درک کردن و احساس را منتقل کردن

👈۴. مدیریت بحران
جدیت و تداوم مراقبت از شخص در آنزمان و تهیه هر کمکی یا شخصی که بتواند به حل مشکل و عدم انجام خودکشی شخص موثر باشد.

دکتر موریس ستودگان ۲۰۱۸
Think+
مرگ چیزی نیست جز امکان بهتر زیستن همانطور که شب چیزی نیست جز کسب ارامش بعد از هیاهوی روز.
از مرگ گریختن یعنی از زندگی گریختن.

ستودگان 💫
💫💫💫💫💫

همه تلاش عشق بر این است که از من و تو مایی بسازد که بودنش ارام روح و جان باشد بدون آنکه منِ من خدشه ای ببیند و منِ تو از بین رود. باشد که این "ما" ی عشق گزینه ای گردد که ‌انتخاب من و توست.

ستودگان💫
💫💫💫💫

در یک زندگی انوقت احساس خوشبختی میتوان کرد که #ستونهای_اصلی (مهارت ها) ان شناخته شده باشند.

📍 ستون امادگی
بروی این ستون امادگی پذیرش مان از خودمان و دیگران حکاکی شده است. هر چقدر ارزشهایمان را بیشتر بازتاب کنیم خود را بهتر میشناسیم و میپذیریم.

📍ستون اعتماد
بروی این ستون میخوانیم که اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران زندگی را اسان تر و شیرین تر میکند. هیچ نیازی بدون امادگی به اعتماد ارضا نمیشود.

📍 ستون جرات
بروی این ستون نوشته شده که میبایست جرات داشت که قلب را باز کرد تا عشق پویا را تجربه کرد. زندگی با اعتماد کافی جرات ریسک و لذت را به ما ارزانی میبخشد .

📍ستون صداقت
بروی این ستون کنده اند که "به از راستی در جهان هیچ نیست". با امادگی به زندگی و اعتماد به خود و دیگران جرات ما انقدر زیاد خواهد بود که صداقت فقط یک چراغ راهنمای ان میگردد.

📍و این چهار ستون (مهارت) را سقفیست که نام ان #مهر است. مهر مادر همه مهارت هاست.

ستودگان💫
💫💫💫💫

هر کسی که میخواهد ایران همانطور بماند که امروز هست، مطمینا راضی به نابودی ایران و دشمن ایرانیان است.

ستودگان💫
💫💫💫

ما آنقدر به تراکم ستم عادت کرده ایم
که حتی پژواک ازادی قطره باران از ابر سیاه را که روزها اسیرش بود را هم‌ نمیشنویم.

ستودگان💫
💫💫💫💫

ارزشهای پوشالی، من زنجیرهایی که بپایم کرده بودند را گسستم. دیگر انتخاب با من است نه با شما.

ستودگان💫
موریس ستودگان:
💫💫💫💫

سالم بودن فقط در احتیاط به خوردن و ورزش و یا وزن ما نیست. سالم بودن به نحوه تفکر ما و شیوه گفتار ما و به تدبیر در عملکرد ما بستگی دارد.

ستودگان 💫
پاسخ به سوال دوستی که آیا کودکان هم با اختلال برچسب میخورند؟

معمولا تا ۱۲ سالگی رفتارهای نامناسب کودکان و نوباوگان را با اختلال دیاگنوز نمیکنند و سعی میشه با رفتار نامناسب یا دویانس deviance رفتاری یا trouble رفتار مشکل ساز درمان کنند. به همین جهت و علل رشدی و هورمونی به کودکان دارو نمیدن. گاهی روی این رفتارها
cognitive emotional social trouble
هم اسم میزارن.

ادامه سوال در مورد رومان ادبی داستایوفسکی ....و رفتار دو دختر

قابل تامل هست که یک کودک فقط از رفتار پدر و مادر و سیستم بیمار میشه.
تو رومان ادبی از دو دختر که به هم علاقه خاصی دارند حرف زده میشه و از ترس ها و لذت آنها. عشق نیه توچکا و کاتیا از داستایووسکی منظور شده.

چیزی که فکر رو اینجا مشغول میکنه ارزش ما ادم بزرگهاست و در کودکان هنوز این ارزش شکل نگرفته و به همین جهت مبادلات آنها بر اساس کنجکاوی هست و به تبادلات جنسی تنها ربطی نداره. بیشتر یک جبران احساسی هست compensation و شناخت اعضای بدن و معب ان. و یکبار دیگه اگر هم پیشنهاد میکنند که کودکانتان تبادلات جنسی با هم سن خود نداشته باشند مثل این هست که یک گنجشک رو با موشک هدف بگیریم.
کودکان برای اینکه سالم رشد کنند نیاز به این نزدیکی ها و تماس ها با همسن های خود دارند این مثل یک رزم آرایی روحی هست برای کودکان که توانایی خودشون رو بسنجند. خوبه به کودکان ما مرزها رو نشون بدیم نه ممانعت از همه چیز.

و یکبار دیگه اینجا و من بارها گفتم
عشق به همجنس و همجنسدوستی جزو اختلالات نیست بلکه به گرایشها و طبیعت سالم انسان مربوط میشه و سالهاست که در روانشناسی یک چیز طبیعی تلقی میشه.

یکی از بچه های دوستان نزدیک من در سویس ۳ ساله بود که شیی کوچک (تیله شیشه ای) رو در واژن خودش فرو کرد و بعد نتونست در بیاره. بعد بردنش دکتر و از بچه پرسید کی این کار رو کرد؟
گفت خودم.
دکتر گفت چرا؟ گفت چون مامان همیشه چیزی میکنه داخل (تامپو).
بچه های ما از رفتار ما خیلی چیزها رو در توان مغزی خودشون و حس کنجکاوی خودشون تجربه و تعریف میکنند.

وقتی که بچه ها از صحنه های بوسیدن در تلویزیون و یا پدر و مادر و شاهد "لذت" و شادی آنها میشن چرا تقلید نکنند؟

لذت این رفتار دو کودک در کتاب داستایوفسکی میتونه معادل رفتار دو پسر ۱۳ ساله باشه که با هم سیگار می کشند و یا دو دوست ۲۰ ساله که با هم آبجو تو یک بار میخورند و دو نفر ۵۰ ساله که با هم یک لیوان شراب میخورند.

لغات استفاده شده در کتاب از فانتزی نویسنده و مترجم هست. بچه ها چیزی که شنیدن رو بیشتر استفاده میکنند و یا از اسامی فانتزی خودشون یا گاهی زبانی به خیال خودشون بیگانه برای این تعاملات...

ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
شما کاملا درست می فرمائید و افکار شما. قابل تقدیره. چون این گونه "کمال" همان "وابستگی" میتونه باشه.

نگاه کنیم ابتدا که این کمال گرایی چه ریشه ای داره: کمال گرایی در شرق آموزه ای هست که کمال شخصیت اخلاقی را بالاترین شاخص فرد می دونه که حالت عدم عمل به گناه بر روی زمین رو قابل دستیابی میبینه. که عملا بدست اوردنی نیست چون گناه تعریف و تعبیر جهانی نداره و کاملا نسبی هست. بنابراین کامل بودن و کامل شدن نسبتا یک توهم هست. هیچ کس و هیچ چیز در این جهانِ فانی کامل و باقی نیست و نخواهد شد. در غیر اینصورت پروسه تکامل بی معنی خواهد شد. و تکامل یک پروسه طبیعی هست که پایان نخواهد داشت پس کمالِ هیچ چیزی قطعی نیست.

من شخصا این جمله رو که انسان با ازدواج کامل میشه رو در هیچ کتاب علمی و از هیچ عاقلی و منبعی تا به امروز نشنیدم.

من حتی مطمین نیستم که آیا ازدواج یکی از اهداف زندگی هست پس همه انانی که بدون ازدواج بوده اند ناقص هستند؟ ایا فقط این یا ان (دوالیتی) وجود داره؟ انسانها فقط میتونند کامل و ناقص باشند؟ خود دوالیتی یک فلسفه شرقی هست‌ که سیاه و سفید، بد و خوب، گناه و ثواب، زشت و زیبا، بهشت و جهنم و این و آن را میشناسه.

با کسی در رابطه وارد شدن میتونه به زندگی رنگ و نور جدیدی ببخشه و ما رو در بسیاری از موارد به بازتاب وادار کنه. میتونه ما را با داشتن فرزند و مهارت تربیت آنها رشد بده، میتونه به ما در تعاملات مهارت جدیدی بیاموزه (اگر از نظر روح‌و روان یک حداقل سلامتی وجود داشته باشه). ولی فکر کنید اکر این جمله درست باشه که افراد با ازدواج کامل میشن، چرا آمار طلاق این کامل ها روزبروز در حال افزایش هست و در کشورهای پیشرفته صنعتی نیاز به این کامل شدن روز بروز کمتر میشه. این جمله - قول کامل شدن - یک قول تو خالی هست که افراد رو میتونه به نابودی روحی و افسردگی بفرسته. آنهایی که این کمال رو در ازدواج پیدا نکنند و نا امید میشوند و اونهایی که هرگز به ازدواج به دلایل متفاوت راضی نمیشن و این جمله میتونه هراس در آنها ایجاد کنه با افکار اینکه؛ آیا من ناقص ماندم!؟
با ازدواج مهارت های جدیدی کسب میکنیم و با پدر و مادرشدن که تنازع بقا هست مهارت های جدیدتری ولی توهم کامل شدن با این مهارت ها تمام مهارت های دیگر کسب شده رو زیر سوال میبره.

اگر کامل شدن انسان با یک ازدواج (نه فقط شکل قانونی ان) فقط ۱% امکان داشت پس چرا بسیاری چندین بار ازدواج میکنند؟ تا شاید کامل تر شوند؟؟؟ خیر این کمالیت پیشکش آنهایی که رشد کردن رو در خود پیدا نمیکنند بلکه آن را با وابستگی در دیگران‌ یا بدنبال مادر یا پدر در یک نقش جدید به اشتباه در جستجو هستند.


جمله های وعده ای اینگونه از دید من نه تنها اشتباه هستش بلکه با هیچ تیوری علمی هم نمیشه این رو حداقل در شرف احتمالات هم قرار داد. باید به کمال گرایی غلبه کرد نه وارد این اختلال شد.
👆👆👆👆👆سوال شده

اقای دکتر این جمله که میگن ازدواج باعث کمال ادم میشه درسته .مثلا میگن ازدواج کن تا کامل شی .چطور میشه فردی که دارای یک سری نواقص شخصیتی هست و در مجردی وقت بیشتری داره که اونارو اصلاح کنه اما نمیکنه یهو بیاد در دوران متاهلی که سرش شلوغترم هست اون ایرادات و رفع کنه و کامل شه ؟؟و اینکه ایا هدف قرار دادن مقوله ازدواج کار درستیه ؟؟مگه نه اینکه ازدواج هدف نیست بلکه یه اتفاق تو مسیره زندگیه که میتونه بیافته یا نیافته .نمیدونم شایدم دیدگاه من اشتباهه .دوس دارم بدونم نظر شما و بقیه رو
💫💫💫💫💫
دکتر #موریس ستودگان

💫فرافکنی نوع شدید پارانویا هست. در سیستم دفاعی واپس روی regression از دید فروید. ولی دیدن افراد مرده در این اینجا بیشتر به سکیزو شباهت داره تا فرافکنی.

و این اگاه نبودن و سرکوب شده همیشه صدق نمیکنه. مثلا بسیاری از افراد تو خیابون اگه کسی به دختر یا خواهرشان نگاه کنه عکسالعمل نشون میدن ولو قصد خاصی نداشته باشه ولی خودشون همین کار رو اگاهانه انجام میدن برای لذت خودشون.
در اینجا البته چیز دیگری از نظر اخلاقی سرکوب شده (من میگم ارزشهای جویده نشده و بلعیده شده که رو دل مونده و درک نشده) ولی این فرافکنی نسبتا ناآگاهانه هست چون قسمت فرهنگی ارزشها اینجا وارد تعامل میشه.
💫در هر صورت آگاهی و ناآگاهی در این‌مثال نسبی هست چون شخص با هدف خودش از نگاه کردن به دیگران نگاه افراد رو میسنجه و مقایسه میشه، در واقع چیزی در نقطه کورش قرار میگیره. گر چه برای این سایق خشم فروید اسمی انتخاب نکرد ولی وجودش قابل انکار نیست. البته این میتونه واکنش وارونه به یک موضوع خاص هم باشه!

💫تصور کنید یک پروژکتور که یک دستگاهی هست فیلم رو تو سینما رو پرده میندازه. اگه به پروژکتور نگاه کنید متوجه نمیشد ولی رو پرده اثرش رو میبینید‌. این فرافکنی هست projection یعنی شخص یک چیزی در خودش هست و آن رو در دیگران (مثل پرده سینما) فرافکنی میکنه. فرافکنی نوع شدید پارانوبا هست.



Http://t.me/thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
کتاب تنها دوست مهربانیست که همیشه برای ما وقت دارد و اگر هم ترکش کنیم اموخته هایش در ما جاویدانست.

ستودگان💫
موریس ستودگان:
تلفن زنگ زد و من معمولا به شماره ناشناس جواب نمیدم.

تلفن رو برداشتم و دیدم یک صدای پسرانه میگه. من تو دوهفته گذشته پنج تا ستیکر پروانه از معلمم گرفتم. گفتم این یعنی چی، گفت یعنی من اروم بودم. گفتم شما کی هستید.

گفت #یانو. #کیم یانو
بسیار خوشحال شدم و پرسیدم یانو میتونی برام بیشتر تعریف کنی من کره ای زیاد خوب نیست و آروم حرف بزن.

گفت بله. از وقتی شما با مامانم حرف زدید من باید شبها ساعت ده بخوابم و گاهی پدرم حتی زودتر میاد قبل از اینکه من بخوابم و فکر نمیکنم که مامانم📍 تنها هست و خوب میخوابم.

صبح که بیدار میشم کمتر خسته هستم و مامانم هر وقت که بخوام گیم کنم ازش سوال میکنم. صبحها قبل مدرسه گیم نمیکنم. فقط بعد از مدرسه دو ساعت اجازه دارم.
یانو گفت؛ دکتر من باید برم الان وقت گیم من شروع میشه. اجازه دارم. بای بای
See you another time.

صدای یانو با اون بچه ای که تو خیابون نق میزد خیلی متفاوت بود. با اینکه از مدرسه اومده بود صداش بشاش بود‌.

خانم کیم گوشی رو برداشت و با خنده گفت مرسی که به حرفهای یانو گوش دادید خیلی براش با ارزش بود و مدام به من دست تکون میداد وقتی به شما انگلیسی خواست خداحافظی کنه. خیلی تمرین کرد باهاتون حرف بزنه.

من پرسیدم شما در چه حالی هستید.
گفت دکتر باور نمیکنید هر روز براتون دعا میکنم به من خیلی کمک کردید. میخوام براتون دو تا شیشه شراب بیارم. معلم گفت از شما تشکر کنم و شماره شما رو خواست باهاتون صحبت کنه. که چقدر این دو روش خواب به موقع و تنظیم گیم موثر بود.
در ضمن شوهرم از شما خیلی تشکر کرد.
ایشون حتی چون یانو رو ببینن هفته ای دو بار شبها زودتر از سکرین گلف بر میگرده که با یانو کمی وقت بگذرونه.

دکتر منم از تلفنهای غروب خیلی کم کردم و بیشتر وقت برای یانو و خودمون میزارم. یانو خیلی خوشحال میشه. و وقتی اون دو ساعت بازی میکنه من کارهای خودم رو میتونم انجام بدم.
چند روز پیش که با معلم حرف میزدم براش تعریف کردم که یانو فقط روزی ۲ ساعت اجازه داره بازی کنه و هر شب باید ۱۰ بخوابه. و اینطور احساس میکنم که صبحها خیلی بهتره و خسته نیست و لج نمیگیره.
بعد معلم گفت من تا حالا به کسی تو دو هفته پنج تا پروانه ندادم. یانو خیلی تغییر کرده. از من و شما تشکر کرد.

دکتر اتفاقا شوهر منم خیلی با این ارامش یانو تغییر کرد. کلا آروم تر شدیم و من احساس میکنم که یانو بیشتر به حرف من گوش میده.

اجازه میدین اگه سوالی داشتم باهاتون تماس بگیرم.
گفتم البته هر بار که خواستید. و متشکرم که به من اجاره دادید تو این مدت همراهتان باشم. و سپاس از اطمینان شما.

ایشون به رسم کره ای ها خداحافظی و قطع کردن.

من سر جام نشستم و فکر میکردم که خانم کیم صداش خیلی آرام تر و راضی تر بود. گاهی رضایت و تصور یک چهره راضی از پشت تلفن هم قابل تصور هست.

و یک ساعت از صحبت های ما نگذشته بود که برام ۲ شیشه شراب فرستادن و یک دسته گل به همراه یک کارت کوچک تشکر...

خوشحال شدم و چقدر رضایت بخش هست وقتی تغییر کوچیک و یا توجه به دیگران میتونه سازنده یک سیستم بزرگتر بشه.

مرسی از همراهی شما. 💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
از دکتر #موریس ستودگان

📍#اخاذی_احساسی: زمانی که شریک زندگی با ترک کردن (ترک مهر Liebesentzug
یا withdrawal of affection) ترک عشق تهدید میکند!

📣 اغلب در رابطه و زندگی مشترک با شریک زندگی فشارهای متفاوت و زیادی وجود دارد. دیگری باید دقیقا انطور باشند یا رفتار کنند که طرفین دوست دارند. اگر این کار را نکنند، در شخص دیگر نوعی احساس گناه با قهر، آه و قر زدن، گوشه گیری و حتی گاهی با گریه کردن بوجود میآورند.

خانم Doris Wolf روانشناس از Mannheim المان، در کتاب جدید خود درباره چالش های احساسی صحبت می کند. او میگوید اگر یکی از طرفین رابطه خواسته های دیگری را برطرف کند، با مهربانی و مهر پاداش می گیرد و اگر همراهی نکند و خواسته دیگری را نبیند، حتما اخاذی، تهدید و ترک عشق به همراه خواهد داشت.

در موارد زیادی برای جلوگیری از تهدید و ترک عشق، شریک زندگی اغلب کاملا ناخودآگاه مطیع میشود. روانشناس فرانکفورتی، کریستین باک هاوس، می گوید: "فرد موردنظر اقدام می کند یا مطیع میشود، زیرا او از ناامیدی یا از دست دادن دیگری می ترسد." کسی که خود را مطیع میکند، بسیاری از چیزها را از روی میل و باورش انجام نمیدهد، بلکه احساس وظیفه میکند. او احساس مسئولیت می کند تا که دیگران احساس خوبی داشته باشند و نمی خواهد متهم به نارضایتی دیگران شود. "اگر کسی متوجه شود که او با این طرحواره نااگاهانه به بازی گرفته میشود، قادر خواهد بود بارها و بارها شریک خود را تحت اخاذی احساسی به نفع خود قرار دهد.
Manipulation effect.
در تمام رابطه های اینگونه نکات مشترکی وجود دارد. مطیع شدن در قبال سو استفاده!
در این رابطه ها جملات مشترک عبارتند از: "اگر فقط من را دوست داشتی، پس تو ..." - "چه کاری برای تو انجام دادی و چه کار میکنی؟" - "همسر دوست من هم همینطور ..." - "اگر شما این کار را انجام ندهید، من باید وقت استراحت خودم را کنار بگذارم بخاطر تو...".

این به نظر می رسد تا حدودی سخت باشد و در چنین وضعیت هایی حتما هم دشوار است که با اینگونه جملات کنار بیاییم. خانم wolf می گوید: "اساسا، شریکی که احساسات دیگری را منفی تحت تاثیر قرار میدهد و اخاذی میکند manipulation خود را مانند قربانی احساس می کند." شاید هم یک گریه ای در این میان برای کسب تمجید و محبت بیشتر باشد، چون او به اندازه کافی احساس نمی شود. Backhaus توضیح می دهد: "این نیز می تواند چیزی مانند کمبود عزت نفس در شخص باشد."

اما شاید یک نفر انتظارات زیادی از رابطه داشته و احساس می کند که دیگران نمی توانند خوشحالش کنند یا نمی تواند خوشبخت شود. همچنین ممکن است که کسی خواسته های خود را بیان نکند و به طور غیر منتظره انتظار دارد که دیگران او را درک کنند و کاری انجام دهند که انتظار میرود. اگر شخصی نتواند افکار دیگری را برای ارضا او بخواند، در نهایت از نظر احساسی به چالش کشیده خواهد شد.

"اغلب اینگونه الگوهای رفتاری از زمان بسیار قدیم در خانواده وجود داشته اند،" Backhaus توضیح می دهد. اگر این رفتارها در خانواده از کودکی مشاهده شود که مادر یا پا پدر با یک عملکردهای مشابه ای به خواسته های خود رسیده اند و دیگری را با اخادی احساسی تحت تاثیر قرار میدادند، بعید نخواهد بود که این شخص از همان طرحواره ها در رابطه خود بعدها استفاده کند چرا که اموخته دیگری ندارد‌. و این به این معنیست که شخص نیاز به شریک زندگی دارد که از این طرحواره نابجایش پشتیبانی کند و بصورت منفی تقویت شود تا طرحواره کاملا مستحکم گردد. خانم wolf می گوید اینها اغلب افراد خجالتی و هارمونیک (گریزان از بحث و جدال) هستند.

اگر یک شریک دارای این تصور است که دیگری اخاذی احساسی میشود و احساسش مدام تحت تاثیر است، پس باید به وضوح به آن خاتمه دهد peters می گوید. خانم wolf این را دقیقا به طور مشابه می بیند. اتهامات خسته کننده و بی پایان شریک زندگی گاهی دیگری را بیدار میکند. گاهی شریک باید مقابله کند و با سرسختی نشان دادن چرخه های معیوب را بشکند. یک دستور العمل در اینگونه گفتگو ها میتواند به این صورت باشد: "اجازه بده من درک کنم، چرا شما اکنون اینقدر عصبی هستید، چه چیزی آزار دهنده است. چه چیزی شما نیاز دارید که الان ارام بگیرید؟ " یکی دیگر از احتمالات، به گفته wolf، ممکن است تقاضای شریک زندگی برای ابراز صحبت در مورد انتظارات در آینده باشد - "به طوری که آنها به راحتی می توانند تحقق یابند و یا توضیح داده شود که چرا این خواسته امکان پذیر نیست." در هر صورت میتوان در مورد خواسته ها صحبت کرد. و شخص مورد نظر نیز باید در مورد اینکه چه احساسی دارد و زمانی که یکی دیگر او را احساسا زیر فشار قرار می دهد، صحبت کنند.

اما هر کس نیز باید آگاه باشد که هر کسی خودش مسئول احساساتش است. حتا اگر کسی بر اساس ایده های دیگری عمل نمی کند، او به هیچ وجه شخص بدی نیست.

خانم wolf تأکید