من همیشه تعجب میکنم از کلمه پیامبر
چرا که اگر واقعا میبودند میبایستی پیام آور میشدند چون فقط پیام را یکطرفه بقول خودشان از جایی دریافت میکردند و به حلق عموم حتی اگر با خونریزی و جنگ و زور و معجزه نمایی هم می بود فرو میکردند ولی هیچوقت از مردم پرسیده نشد که آیا میخواهند عبادت کنند و آیا میخواهند پرستش کنند و آیا میخواهند بزور ایمان بیاورند، یعنی دیکتاتوری مطلق.
از این رو پیام آور بودند و نه پیام بر.
هرگز به این تابو فکر کرده اید یا شما هم جزو استغفرالله ایی ها هستید؟
موریس💫
چرا که اگر واقعا میبودند میبایستی پیام آور میشدند چون فقط پیام را یکطرفه بقول خودشان از جایی دریافت میکردند و به حلق عموم حتی اگر با خونریزی و جنگ و زور و معجزه نمایی هم می بود فرو میکردند ولی هیچوقت از مردم پرسیده نشد که آیا میخواهند عبادت کنند و آیا میخواهند پرستش کنند و آیا میخواهند بزور ایمان بیاورند، یعنی دیکتاتوری مطلق.
از این رو پیام آور بودند و نه پیام بر.
هرگز به این تابو فکر کرده اید یا شما هم جزو استغفرالله ایی ها هستید؟
موریس💫
💫💫💫💫
تا باور های ما این است زندگی ما هم همانگونه است. اگر باورها تغییر کنند زندگی نیز تغییر میکند. اب بی حرکت محکوم به گندیدن است و انسان بی حرکت محکوم به ظلم.
ستودگان💫
تا باور های ما این است زندگی ما هم همانگونه است. اگر باورها تغییر کنند زندگی نیز تغییر میکند. اب بی حرکت محکوم به گندیدن است و انسان بی حرکت محکوم به ظلم.
ستودگان💫
موریس ستودگان:
💫💫💫💫💫
زندگی ما انسانها به مثابه خانه ایست که از اطاقکهای متفاوت بنا شده.
👈 اطاقک فانتزی های ما. جایی است که کسی راهی ندارد و در بهترین حالات افراد را در گوشه هایی از این اطاقک به صلیب میکشیم.
👈اطاقک انتظار های ما. جایی است که به خودمان حق میدهیم و دیگران را محکوم میکنیم. من در این باب بارها گفته ام که "وجدان یگانه محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد". من این اطاقک را به مانند حمام میبینم که خودمان را تمیز میبینیم ولی مدام به آنجا برمیگردیم.
👈 اطاقک ناآگاه ما. این اطاقک همانند سالن پذیرایی ماست. از همه در آنجا پذیرایی میکنیم بدون آنکه گاهی در خاطرمان بمانند. مهمان های ما در این اطاقک متفاوت دوست داشتنی هستند چون طرحواره های ما آنها را دعوت میکنند و دوباره بیرون میکنند.
👈 اطاقک قضاوت ما. جایی است که کارهای خودمان ارزشش بیشتر از کارهای دیگران است. مثل دستشویی یک خانه است، به بوی خودمان عادت کرده ایم و مزاحمت خاصی ایجاد نمیکند.
مثلا. اگر تلفن من زنگ بزند و جواب ندهم مشغولم. و اگر دوستم جواب ندهد تحویل نمیگیرد.
👈 اطاقک تغذیه ما، این مانند آشپز خانه یک خانه است که در آنجا از کودکی هر ارزشی را پختند یا سوختن و یا خام بود به خورد ما دادند و ما بلعیدیم. و باید هر چند گاهی این ارزشها را الک کرد تا ناآگاهانه به خورد کودکان ما ندهیم.
👈 اطاقک تفکر (بازتاب ارزشها) ما. در این اطاقک اطلاعاتی که بدست می اوریم معمولا پردازش، پیرایش و در بهترین حالت پالایش میشود و زباله های آن کنار گذاشته میشوند. این اطاق خواب یک خانه است. چرا که گاهی در تفکر خود به خواب میرویم و وقتی بیدار میشویم نیمی از عمر رفته است.
👈 اطاقک روابط ما. این اطاقک به مثابه حیاط خانه ماست. هزاران نفر میایند و میروند. آنانی میمانند که متعهد به روابط هستند و احساس مسیولیت میکنند.
گاهی باید از این خانه بیرون زد!
ستودگان ۲۰۱۸
💫💫💫💫💫
زندگی ما انسانها به مثابه خانه ایست که از اطاقکهای متفاوت بنا شده.
👈 اطاقک فانتزی های ما. جایی است که کسی راهی ندارد و در بهترین حالات افراد را در گوشه هایی از این اطاقک به صلیب میکشیم.
👈اطاقک انتظار های ما. جایی است که به خودمان حق میدهیم و دیگران را محکوم میکنیم. من در این باب بارها گفته ام که "وجدان یگانه محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد". من این اطاقک را به مانند حمام میبینم که خودمان را تمیز میبینیم ولی مدام به آنجا برمیگردیم.
👈 اطاقک ناآگاه ما. این اطاقک همانند سالن پذیرایی ماست. از همه در آنجا پذیرایی میکنیم بدون آنکه گاهی در خاطرمان بمانند. مهمان های ما در این اطاقک متفاوت دوست داشتنی هستند چون طرحواره های ما آنها را دعوت میکنند و دوباره بیرون میکنند.
👈 اطاقک قضاوت ما. جایی است که کارهای خودمان ارزشش بیشتر از کارهای دیگران است. مثل دستشویی یک خانه است، به بوی خودمان عادت کرده ایم و مزاحمت خاصی ایجاد نمیکند.
مثلا. اگر تلفن من زنگ بزند و جواب ندهم مشغولم. و اگر دوستم جواب ندهد تحویل نمیگیرد.
👈 اطاقک تغذیه ما، این مانند آشپز خانه یک خانه است که در آنجا از کودکی هر ارزشی را پختند یا سوختن و یا خام بود به خورد ما دادند و ما بلعیدیم. و باید هر چند گاهی این ارزشها را الک کرد تا ناآگاهانه به خورد کودکان ما ندهیم.
👈 اطاقک تفکر (بازتاب ارزشها) ما. در این اطاقک اطلاعاتی که بدست می اوریم معمولا پردازش، پیرایش و در بهترین حالت پالایش میشود و زباله های آن کنار گذاشته میشوند. این اطاق خواب یک خانه است. چرا که گاهی در تفکر خود به خواب میرویم و وقتی بیدار میشویم نیمی از عمر رفته است.
👈 اطاقک روابط ما. این اطاقک به مثابه حیاط خانه ماست. هزاران نفر میایند و میروند. آنانی میمانند که متعهد به روابط هستند و احساس مسیولیت میکنند.
گاهی باید از این خانه بیرون زد!
ستودگان ۲۰۱۸
💫💫💫💫💫
#پرسش یک دوست در صفحه ی + think:
من به مذهب اعتقاد ندارم و در انتخاب همسر, شخص مورد نظر باید اینو بدونه .و ازطرفی جامعه ما پذیرای این موضوع نیست به همین خاطر من در انتخاب همسر به مشکل خوردم از طرفی من خودم نمیتونم بی حجابی رو تحمل کنم چون از اول تو چنین خانواده ای بزرگ بزرگ نشدم و این تاثیرات ناخودآگاه داشته در من شاید. به نظر شما من در انتخاب همسر چه چیزی رو باید در نظر بگیرم؟
#پاسخ دکتر ستودگان :
من برای پاسخم این رو سیستمی نگاه میکنم.
با پاسخ های شما در گفتگو میشه این رو استباط کرد که شما کاملا منطقی میتونید کوه یخی ناخودآگاه رو بشکافید.
یک چیز بسبار مهم در این گونه نگرش و بازتاب این هست که از خودتون بپرسید:
📍 هدف اصلی از این .. x..تامین چه خواسته ای در ضمیر ناخودآگاه من هست؟
وقتی پاسخ این سوال رو پیدا کردید میتونید با تامین همان پاداش از مسیری دیگر به سادگی مسیر جدید را جایگزین مسیر قبلی کنید.
تغییر باورها: اگر میخواهید در بلند مدت نتایج خوبی را کسب کنید باورهایتان را کنترل کنید و اگر میخواهید در لحظه خوب عمل کنید، حس لحظه ای emotional state خود را مدیریت کنید.
باور عمومی سازی حقایق هست که با آن تکرار آن به ناخودآگاه ما اثر میزاره.
به عنوان مثال: دیدن زن با روسری در خانواده = 📣 تصویر عادت شده = امنیت هست (احتمالا شرطی شده). استناد بر اینکه خانه محل امن برای زندگی (از دوره غار نسشینی) در ما ثبت شده. این میتونه نیاز امنیت در شما رو ارضا کنه و به این معنی که زنی که روسری میزاره مثل "مادرم" به من امنیت میده و این بارها از کودکی reward و پاداشی در ناخودآگاه شما حکاکی شده که امروز احتمالا امنیت در رابطه رو اتوماتیک وار در پوشش زن تعریف میکنید. و کاملا به این باور دارم که مذهبی نیستید ولی تصویر عادت شده شما چیزی هست که در شما حک شده. اگر عاشق زنی شدید که با روسری موافق نیست کار مشکلی نیست که عادت شما رو به تصویر امن شما از زن رو در باورتون تغییر داد.
روشهای بسیار متفاوت وجود داره. من یک نمونه کاربردی رو میتونم برای دوستان معرفی کنم.
The habit loop چرخه عادت
تحقیقات نشان دادن که ۸۳ درصد از کارهای روزمره و افکار روزمره ما از روی عادت هست پس باید علم نحوه عملکرد ا نها را هم بشناسیم. و ناخودآگاه جایی امن برای این عادت هاست.
چرخه عادت the habit loop از
Cue آغازگر ⤵️
Routine مسیر ⤵️
Reward لذت و پاداش نهایی 🔄
تشکیل شده.
برای تصحیح همه عادت های مضر و در اینجا به عنوان مثال #دیدن زن با روسری مساوی با امنیت/ کافیست که مسیر routine رو عوض کنیم.
ولی در هر تغییر مسیر باید و باید همیشه آغازگر cue (در مثال ما زن) باید یکسان باشد. و reward (در مثال ما امنیت) پاداش هم یکسان باشه. چیزی که تغییر میکنه مسیر routine هست و در مثال ما حجاب. یعنی این شخص باید در مسیر دیدن زن بی حجاب امنیت رو احساس کنه تا باورش تغییر پیدا کنه و عادت به امنیت رو از شرطی شدن با حجاب (تصویر مادر امن) خارج کنیم.
شاید سوال بشه چرا تصویر حجاب برای مرد عادت مضر هست. از دید من اگه مردی انتظار داشته باشه که زنش باید حتما حجاب داشته باشه میتونه انتخاب پوشش رو از طرفی از زن بگیره و حس مالکیت بوجود بیاد و از طرفی دیگه میتونه در زن احساس ناامنی و عدم اطمینان همسر به اون رو بوجود بیاره چون ارزش زن بی حجاب برابر زن نادرست رو عمومیت میده.
یکبار دیگه. باور عمومی سازی حقایق هست و تکرار اون روی unconscious تاثیر میزاره و باور اشتباه مانع موفقیت میشه.
Http://t.me/thinkpluswithus
#پرسش یک دوست در صفحه ی + think:
من به مذهب اعتقاد ندارم و در انتخاب همسر, شخص مورد نظر باید اینو بدونه .و ازطرفی جامعه ما پذیرای این موضوع نیست به همین خاطر من در انتخاب همسر به مشکل خوردم از طرفی من خودم نمیتونم بی حجابی رو تحمل کنم چون از اول تو چنین خانواده ای بزرگ بزرگ نشدم و این تاثیرات ناخودآگاه داشته در من شاید. به نظر شما من در انتخاب همسر چه چیزی رو باید در نظر بگیرم؟
#پاسخ دکتر ستودگان :
من برای پاسخم این رو سیستمی نگاه میکنم.
با پاسخ های شما در گفتگو میشه این رو استباط کرد که شما کاملا منطقی میتونید کوه یخی ناخودآگاه رو بشکافید.
یک چیز بسبار مهم در این گونه نگرش و بازتاب این هست که از خودتون بپرسید:
📍 هدف اصلی از این .. x..تامین چه خواسته ای در ضمیر ناخودآگاه من هست؟
وقتی پاسخ این سوال رو پیدا کردید میتونید با تامین همان پاداش از مسیری دیگر به سادگی مسیر جدید را جایگزین مسیر قبلی کنید.
تغییر باورها: اگر میخواهید در بلند مدت نتایج خوبی را کسب کنید باورهایتان را کنترل کنید و اگر میخواهید در لحظه خوب عمل کنید، حس لحظه ای emotional state خود را مدیریت کنید.
باور عمومی سازی حقایق هست که با آن تکرار آن به ناخودآگاه ما اثر میزاره.
به عنوان مثال: دیدن زن با روسری در خانواده = 📣 تصویر عادت شده = امنیت هست (احتمالا شرطی شده). استناد بر اینکه خانه محل امن برای زندگی (از دوره غار نسشینی) در ما ثبت شده. این میتونه نیاز امنیت در شما رو ارضا کنه و به این معنی که زنی که روسری میزاره مثل "مادرم" به من امنیت میده و این بارها از کودکی reward و پاداشی در ناخودآگاه شما حکاکی شده که امروز احتمالا امنیت در رابطه رو اتوماتیک وار در پوشش زن تعریف میکنید. و کاملا به این باور دارم که مذهبی نیستید ولی تصویر عادت شده شما چیزی هست که در شما حک شده. اگر عاشق زنی شدید که با روسری موافق نیست کار مشکلی نیست که عادت شما رو به تصویر امن شما از زن رو در باورتون تغییر داد.
روشهای بسیار متفاوت وجود داره. من یک نمونه کاربردی رو میتونم برای دوستان معرفی کنم.
The habit loop چرخه عادت
تحقیقات نشان دادن که ۸۳ درصد از کارهای روزمره و افکار روزمره ما از روی عادت هست پس باید علم نحوه عملکرد ا نها را هم بشناسیم. و ناخودآگاه جایی امن برای این عادت هاست.
چرخه عادت the habit loop از
Cue آغازگر ⤵️
Routine مسیر ⤵️
Reward لذت و پاداش نهایی 🔄
تشکیل شده.
برای تصحیح همه عادت های مضر و در اینجا به عنوان مثال #دیدن زن با روسری مساوی با امنیت/ کافیست که مسیر routine رو عوض کنیم.
ولی در هر تغییر مسیر باید و باید همیشه آغازگر cue (در مثال ما زن) باید یکسان باشد. و reward (در مثال ما امنیت) پاداش هم یکسان باشه. چیزی که تغییر میکنه مسیر routine هست و در مثال ما حجاب. یعنی این شخص باید در مسیر دیدن زن بی حجاب امنیت رو احساس کنه تا باورش تغییر پیدا کنه و عادت به امنیت رو از شرطی شدن با حجاب (تصویر مادر امن) خارج کنیم.
شاید سوال بشه چرا تصویر حجاب برای مرد عادت مضر هست. از دید من اگه مردی انتظار داشته باشه که زنش باید حتما حجاب داشته باشه میتونه انتخاب پوشش رو از طرفی از زن بگیره و حس مالکیت بوجود بیاد و از طرفی دیگه میتونه در زن احساس ناامنی و عدم اطمینان همسر به اون رو بوجود بیاره چون ارزش زن بی حجاب برابر زن نادرست رو عمومیت میده.
یکبار دیگه. باور عمومی سازی حقایق هست و تکرار اون روی unconscious تاثیر میزاره و باور اشتباه مانع موفقیت میشه.
Http://t.me/thinkpluswithus
Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
💫💫💫
#6_سوال پایه و اساسی سیستمی به نام (5W+1H) که همیشه باید در هر مداخله و مشاوره در نظر گرفته شود. این تکنیک تمام مراحل را از دو زاویه بررسی میکند.
1⃣ مشکل اصلی از دید مراجع و از دید حرفه ای چیست؟ 📍(What)
2⃣ چرا این مشکل شکل گرفت و باید حرفه ای مشکل توضیحی داده شود؟ 📍(Why)
3⃣ از کِی این مشکل از دید مراجع شروع شد؟ و از کی از دید حرفه ای شروع شده است؟ 📍(When)
4⃣ در چه سیستمی بیشتر این مشکل رخ میدهد؟ در چه سیستمی باید مداخله صورت گیرد؟ (Where)
5⃣ از دید مراجع چه کسانی نقش اساسی در این مشکل دارند؟ و چه کسانی مخاطبین در مداخله حرفه ای میتوانند باشند ؟ (Who)
6⃣ مراجع میبایست اکنون چه اقدامی برای بهبود کند (هدف)؟ مداخله حرفه ای به چه شکلی میتواند باشد (هدف). هایپوتز اولیه؟ (How)
📌 دقت کنید که هایپوتز هیچ ربطی به قضاوت ندارد. در مددکاری و تراپی نیاز به هایپوتز داریم تا بتوانیم مشاوره را شروع کنیم و اهداف را ارزیابی کنیم.
🔑از جزوات تدریس دکتر ستودگان
#6_سوال پایه و اساسی سیستمی به نام (5W+1H) که همیشه باید در هر مداخله و مشاوره در نظر گرفته شود. این تکنیک تمام مراحل را از دو زاویه بررسی میکند.
1⃣ مشکل اصلی از دید مراجع و از دید حرفه ای چیست؟ 📍(What)
2⃣ چرا این مشکل شکل گرفت و باید حرفه ای مشکل توضیحی داده شود؟ 📍(Why)
3⃣ از کِی این مشکل از دید مراجع شروع شد؟ و از کی از دید حرفه ای شروع شده است؟ 📍(When)
4⃣ در چه سیستمی بیشتر این مشکل رخ میدهد؟ در چه سیستمی باید مداخله صورت گیرد؟ (Where)
5⃣ از دید مراجع چه کسانی نقش اساسی در این مشکل دارند؟ و چه کسانی مخاطبین در مداخله حرفه ای میتوانند باشند ؟ (Who)
6⃣ مراجع میبایست اکنون چه اقدامی برای بهبود کند (هدف)؟ مداخله حرفه ای به چه شکلی میتواند باشد (هدف). هایپوتز اولیه؟ (How)
📌 دقت کنید که هایپوتز هیچ ربطی به قضاوت ندارد. در مددکاری و تراپی نیاز به هایپوتز داریم تا بتوانیم مشاوره را شروع کنیم و اهداف را ارزیابی کنیم.
🔑از جزوات تدریس دکتر ستودگان
💫💫💫💫
نباید از تغییر گریخت. باید به استقبال تغییر رفت. پسامد هر تغییر تجربه است. خوب یا کمتر خوب بودن تجربه ها به ارزشهای ما محدود میشوند. شاید باید ارزشهای ما را تغییر دهیم تا تغییرات دلنشین تر گردند.
ستودگان💫
نباید از تغییر گریخت. باید به استقبال تغییر رفت. پسامد هر تغییر تجربه است. خوب یا کمتر خوب بودن تجربه ها به ارزشهای ما محدود میشوند. شاید باید ارزشهای ما را تغییر دهیم تا تغییرات دلنشین تر گردند.
ستودگان💫
💫💫💫💫
professional self confidence:
اعتماد بنفس حرفه ای یعنی در حرفه خود آنقدر بازتاب کنیم تا قبول کنیم که این حرفه بخشی از هویت Identity ماست و در تصمیم و عمل خود مصمم هستیم.
در هر صورت تجربه شخصی و حرفه ای ما (Habitus) سازنده هویت حرفه ای ماست و برای پویا ماندن هابیتوس(dynamic of Habitus) نیاز به بازتاب است.
ستودگان💫
professional self confidence:
اعتماد بنفس حرفه ای یعنی در حرفه خود آنقدر بازتاب کنیم تا قبول کنیم که این حرفه بخشی از هویت Identity ماست و در تصمیم و عمل خود مصمم هستیم.
در هر صورت تجربه شخصی و حرفه ای ما (Habitus) سازنده هویت حرفه ای ماست و برای پویا ماندن هابیتوس(dynamic of Habitus) نیاز به بازتاب است.
ستودگان💫
🔑از دید سیستمی گاهی باید ساعتی را با خود خلوت کرد و مقوله هایی را با خود بازتاب کرد. گاهی حتی بر اثر گذر سریع زمان فرصت فکر کردن به مقوله هایی که روزانه بارها استفاده میکنیم و تقریبا جزو هابیتوس عادتهای ما شده را نداریم. اما از دید روانشناسی، معرفت شناسی و خودشناسی که سیستم را شامل میشود، در امر پذیرش خویش و دیگران و پذیرش موقعیتها که همیشه انتخاب ما نیستند بازتاب نیاز است تا از سنگلاخ زندگی بتوانیم برای ساختن جاده ای نسبتا هموار استفاده کنیم. این سه پذیرش 《خود، دیگری و موقعیت》 از اصول تراپی و تغییر در رابطه ها، موقعیت ها و بهسازی زندگی میباشند. یک لیست بی انتها از این مقوله ها میتوانیم بسازیم و هر گاهی آنرا تکمیل، تصحیح و با ارزشهای جدید محک بزنیم. این تعریف ها برای صندوقچه ارزشهای خویش میباشد. صندوقچه شما در اختیار شماست اما بازتاب آن امری واجب است، چرا که ما فقط برای خود زندگی نمیکنیم بلکه مسیولیت همزیستی، اموزش، والد بودن را داریم و همواره عضوی از یک سیستم در حال آموزش و تغییر هستیم. چرا این تغییرات را مثبت هادی و همگام نباشیم.
📍مسئولیت چیست؟
پذیرش مرزهای تعریف شده و همچنین تکالیف و ارزشهای تعریف شده در یک سیستم و تعهد عمل به خواسته های یک سیستم برای بقای خود و دیگران با هدف بهتر زیستن.
📍ارزش چیست؟
معیارهای اموخته شده اجتماعی و بازتاب شده فردی که اثر متقابل بر هم دارند. پذیرش ارزشها اگاهانه و ناخوداگاهانه صورت میگیرد. گاهی در کودکی هنوز قادر به بازتاب ارزشهای اموخته شده نیستیم، از این رو در روانشناسی رشد پیاژه، کلاین و دیگران بازتاب این ارزشها از سنین بخصوصی با "چرا" در کودکان آغاز میگردد. در فلسفه از دو کلمه Moral و Ethic استفاده میکنیم. به عنوان مثال وقتی میگوییم کشتن انسانی دیگر جایز نیست در Moral (اخلاقی) هستیم و Ethic (برهان) بدنبال دلیل این امر با کلمه معروف "چرا" میباشد. چرا کشتن دیگران جایز نیست، (چون...) میبایست دلیلی برای آن اورد که Ethic پاسخ میدهد.
📍عشق چیست؟
پذیرش ممکنها. عشق حسی است که محصور به زمان و شخص و مکان خاصی نیست. بیشترین بخش این احساس اموختنی میباشد و قابل تغییر. در عشق نیروی پویای تغییر نهفته است و هدایت این نیرو نیاز به مدیریت اموخته شده دارد.
📍بخشش چیست؟
پذیرش اشتباه خود. هر گاه قادر باشیم که بپذیریم که همه انسانها دچار اشتباه میشوند و اشتباه زمینه یادگیری و مادر تجربه میشود، بخشیدن اشتباهات دیگران آسانتر میگردد. در بخشیدن چیزی هست که در کینه و انتقام هرگز نیست.
📍 اعتماد چیست؟
پذیرش خویشتن (اعتماد بنفس) و پذیرش دیگران با تمام محدودیت های موجود. هر گاه به این باور برسیم که هیچ کسی بدون دلیل در صدد زیان رساندن به ما نیست قادر به اعتماد خواهیم بود. شکل گیری اعتماد ریشه در کودکی و تجارب زندگی ما دارد و عدم پذیرش گذشته میتواند نقش اساسی در شکل گیری عدم اطمینان به همراه داشته باشد. اعتماد نیاز رابطه هاست. شروع رابطه ای با شک و تردید به نابودی محکوم است.
📍ترس چیست؟
عدم پذیرشِ نسبیت و یا باور به "عدم قطعیت". ترس میتواند ناشی از عدم اطمینان به منابع شخصی خود و یا تجربه با دیگران باشد. زیباترین باور که تاکنون اموخته ام باور به نسبی بودن جهان است. هیچ چیزی قطعی و ابدی نیست. اگر ما "عدم قطعیت" را بپذیریم، ترس تبدیل به ماجراجویی و یا امید به تجربه جدید خواهد شد...!
📍عادت (سم) چیست؟
عدم پذیرش مرزها. هر چیزی که بیشتر از ضرورت استفاده کنیم، سم است. نفس، قدرت، ثروت، گرسنگی، حرص و آز، تنبلی، عشق، جاه طلبی، نفرت یا هر چیز دیگر. عادت به هر چیزی سم است حتی مهر بی مورد.
📍 حسادت چیست؟
عدم پذیرش مرز توانایی و دارایی خود و یا جنجال مقایسه خود با دیگران. اگر خود را با تمام تواناییهای مان بپذیریم و
اگر خوب بودن، دارا بودن و توانمند بودن شخصی را قبول کنیم، نیاز به مقایسه نیست و حسادت تبدیل به الهام گرفتن از موقعیت ها میشود.
📍 خشم چیست؟
عدم پذیرش توانایی و مهارت مدیریت ما در کنترل موقعیت. در واقع چیزهایی که خارج از کنترل ما هستند را نمی خواهیم بپذیریم. اگر مرزهای مان را بشناسیم و این را بپذیریم که ما همانند تمام انسانها محدودیم، خشم به بردباری و شکیبایی تبدیل می شود!
📍 نفرت چیست؟
عدم پذیرش ممکنها در عشق و یا عدم پذیرش هر انسان به گونه ای که زندگی میکند، ایجاد نفرت در وجودمان میسازد. پذیرش این امر که هر انسانی در انتخاب خود آزاد است و ما بدون قید و شرط ان را همانگونه که هست بپذیریم، نفرت تبدیل به مهر می شود.
📍 کینه چیست؟
عدم توانایی پذیرش احساس خود و بازتاب آن. اگر احساسی در ما بر اثر خود بزرگ بینی و یا نبخشیدن عمل دیگران انجام گیرد در مخزن احساسات ما به کینه تبدیل میشود. این امر از خود برتر بینی و عمل خود را بهتر محک زدن است.
این لیست را شما ادامه دهید...
م. ستودگان💫
📍مسئولیت چیست؟
پذیرش مرزهای تعریف شده و همچنین تکالیف و ارزشهای تعریف شده در یک سیستم و تعهد عمل به خواسته های یک سیستم برای بقای خود و دیگران با هدف بهتر زیستن.
📍ارزش چیست؟
معیارهای اموخته شده اجتماعی و بازتاب شده فردی که اثر متقابل بر هم دارند. پذیرش ارزشها اگاهانه و ناخوداگاهانه صورت میگیرد. گاهی در کودکی هنوز قادر به بازتاب ارزشهای اموخته شده نیستیم، از این رو در روانشناسی رشد پیاژه، کلاین و دیگران بازتاب این ارزشها از سنین بخصوصی با "چرا" در کودکان آغاز میگردد. در فلسفه از دو کلمه Moral و Ethic استفاده میکنیم. به عنوان مثال وقتی میگوییم کشتن انسانی دیگر جایز نیست در Moral (اخلاقی) هستیم و Ethic (برهان) بدنبال دلیل این امر با کلمه معروف "چرا" میباشد. چرا کشتن دیگران جایز نیست، (چون...) میبایست دلیلی برای آن اورد که Ethic پاسخ میدهد.
📍عشق چیست؟
پذیرش ممکنها. عشق حسی است که محصور به زمان و شخص و مکان خاصی نیست. بیشترین بخش این احساس اموختنی میباشد و قابل تغییر. در عشق نیروی پویای تغییر نهفته است و هدایت این نیرو نیاز به مدیریت اموخته شده دارد.
📍بخشش چیست؟
پذیرش اشتباه خود. هر گاه قادر باشیم که بپذیریم که همه انسانها دچار اشتباه میشوند و اشتباه زمینه یادگیری و مادر تجربه میشود، بخشیدن اشتباهات دیگران آسانتر میگردد. در بخشیدن چیزی هست که در کینه و انتقام هرگز نیست.
📍 اعتماد چیست؟
پذیرش خویشتن (اعتماد بنفس) و پذیرش دیگران با تمام محدودیت های موجود. هر گاه به این باور برسیم که هیچ کسی بدون دلیل در صدد زیان رساندن به ما نیست قادر به اعتماد خواهیم بود. شکل گیری اعتماد ریشه در کودکی و تجارب زندگی ما دارد و عدم پذیرش گذشته میتواند نقش اساسی در شکل گیری عدم اطمینان به همراه داشته باشد. اعتماد نیاز رابطه هاست. شروع رابطه ای با شک و تردید به نابودی محکوم است.
📍ترس چیست؟
عدم پذیرشِ نسبیت و یا باور به "عدم قطعیت". ترس میتواند ناشی از عدم اطمینان به منابع شخصی خود و یا تجربه با دیگران باشد. زیباترین باور که تاکنون اموخته ام باور به نسبی بودن جهان است. هیچ چیزی قطعی و ابدی نیست. اگر ما "عدم قطعیت" را بپذیریم، ترس تبدیل به ماجراجویی و یا امید به تجربه جدید خواهد شد...!
📍عادت (سم) چیست؟
عدم پذیرش مرزها. هر چیزی که بیشتر از ضرورت استفاده کنیم، سم است. نفس، قدرت، ثروت، گرسنگی، حرص و آز، تنبلی، عشق، جاه طلبی، نفرت یا هر چیز دیگر. عادت به هر چیزی سم است حتی مهر بی مورد.
📍 حسادت چیست؟
عدم پذیرش مرز توانایی و دارایی خود و یا جنجال مقایسه خود با دیگران. اگر خود را با تمام تواناییهای مان بپذیریم و
اگر خوب بودن، دارا بودن و توانمند بودن شخصی را قبول کنیم، نیاز به مقایسه نیست و حسادت تبدیل به الهام گرفتن از موقعیت ها میشود.
📍 خشم چیست؟
عدم پذیرش توانایی و مهارت مدیریت ما در کنترل موقعیت. در واقع چیزهایی که خارج از کنترل ما هستند را نمی خواهیم بپذیریم. اگر مرزهای مان را بشناسیم و این را بپذیریم که ما همانند تمام انسانها محدودیم، خشم به بردباری و شکیبایی تبدیل می شود!
📍 نفرت چیست؟
عدم پذیرش ممکنها در عشق و یا عدم پذیرش هر انسان به گونه ای که زندگی میکند، ایجاد نفرت در وجودمان میسازد. پذیرش این امر که هر انسانی در انتخاب خود آزاد است و ما بدون قید و شرط ان را همانگونه که هست بپذیریم، نفرت تبدیل به مهر می شود.
📍 کینه چیست؟
عدم توانایی پذیرش احساس خود و بازتاب آن. اگر احساسی در ما بر اثر خود بزرگ بینی و یا نبخشیدن عمل دیگران انجام گیرد در مخزن احساسات ما به کینه تبدیل میشود. این امر از خود برتر بینی و عمل خود را بهتر محک زدن است.
این لیست را شما ادامه دهید...
م. ستودگان💫
👍1
💫💫💫💫
خیلی از دوستان سوال میکنند که در مشاوره و تراپی بعضی از افراد با ایده های شکل گرفته برای مشاوره میایند و مطمینند که نظرشان درست است. ما چطور میتوانیم این افراد را به بازتاب واداریم.
در مشاوره و تراپی فن سه پرسش از ریچارد شارف میتونه به این گونه بازتاب ها کمک کنه.
مراجعین ما به کمک "رویکرد اکتشاف هدایت شده" چیزهایی در مورد تفکر نادرست یاد میگیرند و باور آنها را شکل میدهد. این فن همان تکنیک بازتاب سقراطی هست که ریچارد شارف از آن استفاده میکند. در این تکنیک ساده با پرسیدن سه سوال مهم برای مراجع امکان بازتاب را فراهم میکنیم. با هر پرسش مراجع عقاید خودش را زیر سوال میبرد و ارزشها و شناخت خود را بهتر خواهد شناخت و همچنین شکل خواهد داد.
این سه پرس عبارتند است:
🔑 1. چه شواهدی برای این باور (عقیده و یا ارزش) شما دارید؟
🔑 2.چه تعریف و تفسیر دیگری از این وضعیت میتوانید داشته باشید؟
🔑 3.اگر نظر شما درست باشد چه عواقبی یا مزایایی برای شما و سیستم شما خواهد داشت؟
ستودگان💫
خیلی از دوستان سوال میکنند که در مشاوره و تراپی بعضی از افراد با ایده های شکل گرفته برای مشاوره میایند و مطمینند که نظرشان درست است. ما چطور میتوانیم این افراد را به بازتاب واداریم.
در مشاوره و تراپی فن سه پرسش از ریچارد شارف میتونه به این گونه بازتاب ها کمک کنه.
مراجعین ما به کمک "رویکرد اکتشاف هدایت شده" چیزهایی در مورد تفکر نادرست یاد میگیرند و باور آنها را شکل میدهد. این فن همان تکنیک بازتاب سقراطی هست که ریچارد شارف از آن استفاده میکند. در این تکنیک ساده با پرسیدن سه سوال مهم برای مراجع امکان بازتاب را فراهم میکنیم. با هر پرسش مراجع عقاید خودش را زیر سوال میبرد و ارزشها و شناخت خود را بهتر خواهد شناخت و همچنین شکل خواهد داد.
این سه پرس عبارتند است:
🔑 1. چه شواهدی برای این باور (عقیده و یا ارزش) شما دارید؟
🔑 2.چه تعریف و تفسیر دیگری از این وضعیت میتوانید داشته باشید؟
🔑 3.اگر نظر شما درست باشد چه عواقبی یا مزایایی برای شما و سیستم شما خواهد داشت؟
ستودگان💫
پاسخ به سوال
افرادی که قبل از ادواج خوشبختند بعد از ازدواج هم خوشبخت خواهند ماند و برعکس اگر قبل از ازدواج خوشبخت نیستند بعد از ازدواج همخوشبخت نخواهند بود.
پاسخ: چون خود عمل ازدواج صرفا یک قرارداد هست به همین جهت متغیرها در ازدواج مهم هستند که عامل خوشبختی را در بسیاری از موارد و ترکیبی سبب میگردند. خوشبختی به ارزشها و انتظارهای ما از خود ما و طرف در رابطه ما مربوط میشود. خوشبختی نسبی و اکتسابی و این با بازتاب ارزشها امکان پذیر میگردد.
در روابط ما متغیرها عموما در شادمانی ما تاثیر بسزایی دارند. مهمترين متغير ها در يك رابطه و یا ازدواج میتوانند به اینگونه توضیح داده شوند:
👈ظاهر افراد؛ همه ما برای خود یک ارزشهایی در انتخاب همسر داریم که در ارضا شدن نیاز انتخاب ظاهری و احساس خوشبختی بسیار حائز اهمیت است. ارزشهای شخصی استتیک (زیبا دوستی) ما را در این انتخاب هدایت میکنند.
👈 باورهاي دینی؛ افراد بیشتر در باورهای مذهبی و ارزشهای خود پایبند نیستند و در حال رشد و تغییر انها باور هایشان تغییر میابد که این تغییر میتواند ایجاد عدم درک در همسر بوجود اورد.
👈 اهداف؛ هدف افراد از ازدواج میبایست قبل از ازدواج مشخص و متقابلا تعریف گردد. و این اهداف میبایست قبل از ازدواج متقابلا مورد پذیرش قرار گیرند. خوشبختی از اهداف همه روابط هاست.
👈فعاليت های لذت بخش وموردعلاقه؛ یکی از نیازهای زوج ها در ارتباطات ارضا نیازها در زمینه شادمانی میباشد. ارضا این نیاز سبب احساس خوشبختی میگردد.
👈انتظار از فرد متقابل در ازدواج؛
قبل از ازدواج باید مشخص شود که فرد چه انتظاری از طرف مقابل خود دارد که گاهی این مقوله تابو میماند. بسیاری از افراد بخاطر طرحواره ها و نقش پدر و مادر تعیین کننده و تنبیه کننده از ابراز نیاز خود شرم و ترس دارند. این موارد میبایست در مشاوره حل گردد.
👈 ارتباط جنسي؛ این یکی از مهمترین مقوله های زندگیست. متاسفانه قبل از ازدواج بسیاری در این مورد و خولسته ها و ترجیحات خود در روابط سکسی صحبت نمیکنند و بعد از ازدواج منجر به نارضایتی و عدم احساس خوشبختی افراد میگردد. یک دانشمند ایتالیایی میگوید شاید ۲۰% یک رابطه مقاربت جنسی باشد و اگر این ۲۰% در تامین و تضمین نباشد ۸۰% مابقی هم در تامین و تضمین نخواهد بود بنابراین خوشبختی و شادی در رابطه وجود نخواهد داشت.
👈ارتباط صميمانه با همسر، بعضی از افراد ترجیحا با همسر خود نیاز به ارتباط صمیمانه تری دارند تا احساس خوشبختی کنند. پدر و مادر این افراد الگو آنها میباشند. مدیریت اینگونه روابط با تابو شکنی ها امکان پذیر میباشد. البته در اینجا مثل بقیه موارد باید مرزهای طرفین رعایت و تعریف شوند.
👈فرزند و فرزند پروري یکی از اهداف خوشبخت کننده زندگیست ولی نه الزاما. یعنی اگر ازدواج صرفا بخاطر تولید مثل صورت گیرد، میتواند در دراز مدت ایجاد نارضایتی و عدم شادمانی کند.
👈ارتباط با ديگران؛ در اندکی از فرهنگها افراد بعد از ازدواج ارتباطات خود با جنس مخالف را نابجا میدانند. از دید روانشناسی روابط خارج از ازدواج برای رفع نیازها لازم و ضروری میباشد. یک شخص هرگز نمی تواند تمام نیازهای همسرش را ارضا کند. هر چقدر روابط تعریف شده تر و آشکارا تر و سالم تر باشند ایجاد محیط ارام و شادمان بیشتر امکان پذیر میگردد. حس مالکیت بر جنس مخالف در رابطه میتواند رابطه را به نابودی بکشاند.
👈نقش زن ومرد؛ در زندگی مشترک زن و مرد وظایفی به عهده میگیرند و این وظایف باید متقابلا تعریف و درک شود. و این الزاما به این معنی نیست که زن خانه داری میکند و مرد کار خارج از خانه. بلکه نقش ها باید متقابلا تعریف شود تا رابطه سالم و شادمان بماند.
👈حل تعارض؛ مهارت حل مشکل از طرحواره های افراد شکل میگیرد. زن و شوهری که از رابطه بد پدر و مادر خود مطلع هستند، یقینا در رابطه خود با همسرشان براحتی نمیتوانند مشکلات را حل کنند، چرا که این مهارت را تجربه نکرده اند. این مهارت براحتی اموختنیست.
👈 رشد شخصيتي، تمام افراد با بالا رفتن سن رشد شخصیتی انجام میدهند. لازم است که و این در بهترین شکل خود این رشد ها در موازات دو طرف رابطه صورت گیرد. چرا که رشد یک نفر میتواند چاله های احساسی و ترس از دست دادن و مستقل شدن برای دیگری بوجود آورد.
👈خانواده ی خود و خانواده ی همسر؛ در بسیاری از فرهنگها خانواده ها با هم ازدواج میکنند و نه افراد. بسیار لازم است که زن و شوهر مرزهای دخالت خانواده در زندگی مشترکشان را تعیین کنند. هر چه زودتر سالم تر.
👈وضعيت فكري وعقلايي؛ یکی از عوامل خوشبختی در رابطه ها بازتاب مشترک در طول زندگی مشترک از رخدادها میباشد.
و مطالعه کتاب های مشترک در روابط و بررسی و به اشتراک گزاری بینش ها میتواند پیامد سالم فکری و بکار گیری خرد در حل و فصل زندگی و مسایل مشترک ان به همراه اورد.
👈اثر دوستان؛ دوستان در ط
افرادی که قبل از ادواج خوشبختند بعد از ازدواج هم خوشبخت خواهند ماند و برعکس اگر قبل از ازدواج خوشبخت نیستند بعد از ازدواج همخوشبخت نخواهند بود.
پاسخ: چون خود عمل ازدواج صرفا یک قرارداد هست به همین جهت متغیرها در ازدواج مهم هستند که عامل خوشبختی را در بسیاری از موارد و ترکیبی سبب میگردند. خوشبختی به ارزشها و انتظارهای ما از خود ما و طرف در رابطه ما مربوط میشود. خوشبختی نسبی و اکتسابی و این با بازتاب ارزشها امکان پذیر میگردد.
در روابط ما متغیرها عموما در شادمانی ما تاثیر بسزایی دارند. مهمترين متغير ها در يك رابطه و یا ازدواج میتوانند به اینگونه توضیح داده شوند:
👈ظاهر افراد؛ همه ما برای خود یک ارزشهایی در انتخاب همسر داریم که در ارضا شدن نیاز انتخاب ظاهری و احساس خوشبختی بسیار حائز اهمیت است. ارزشهای شخصی استتیک (زیبا دوستی) ما را در این انتخاب هدایت میکنند.
👈 باورهاي دینی؛ افراد بیشتر در باورهای مذهبی و ارزشهای خود پایبند نیستند و در حال رشد و تغییر انها باور هایشان تغییر میابد که این تغییر میتواند ایجاد عدم درک در همسر بوجود اورد.
👈 اهداف؛ هدف افراد از ازدواج میبایست قبل از ازدواج مشخص و متقابلا تعریف گردد. و این اهداف میبایست قبل از ازدواج متقابلا مورد پذیرش قرار گیرند. خوشبختی از اهداف همه روابط هاست.
👈فعاليت های لذت بخش وموردعلاقه؛ یکی از نیازهای زوج ها در ارتباطات ارضا نیازها در زمینه شادمانی میباشد. ارضا این نیاز سبب احساس خوشبختی میگردد.
👈انتظار از فرد متقابل در ازدواج؛
قبل از ازدواج باید مشخص شود که فرد چه انتظاری از طرف مقابل خود دارد که گاهی این مقوله تابو میماند. بسیاری از افراد بخاطر طرحواره ها و نقش پدر و مادر تعیین کننده و تنبیه کننده از ابراز نیاز خود شرم و ترس دارند. این موارد میبایست در مشاوره حل گردد.
👈 ارتباط جنسي؛ این یکی از مهمترین مقوله های زندگیست. متاسفانه قبل از ازدواج بسیاری در این مورد و خولسته ها و ترجیحات خود در روابط سکسی صحبت نمیکنند و بعد از ازدواج منجر به نارضایتی و عدم احساس خوشبختی افراد میگردد. یک دانشمند ایتالیایی میگوید شاید ۲۰% یک رابطه مقاربت جنسی باشد و اگر این ۲۰% در تامین و تضمین نباشد ۸۰% مابقی هم در تامین و تضمین نخواهد بود بنابراین خوشبختی و شادی در رابطه وجود نخواهد داشت.
👈ارتباط صميمانه با همسر، بعضی از افراد ترجیحا با همسر خود نیاز به ارتباط صمیمانه تری دارند تا احساس خوشبختی کنند. پدر و مادر این افراد الگو آنها میباشند. مدیریت اینگونه روابط با تابو شکنی ها امکان پذیر میباشد. البته در اینجا مثل بقیه موارد باید مرزهای طرفین رعایت و تعریف شوند.
👈فرزند و فرزند پروري یکی از اهداف خوشبخت کننده زندگیست ولی نه الزاما. یعنی اگر ازدواج صرفا بخاطر تولید مثل صورت گیرد، میتواند در دراز مدت ایجاد نارضایتی و عدم شادمانی کند.
👈ارتباط با ديگران؛ در اندکی از فرهنگها افراد بعد از ازدواج ارتباطات خود با جنس مخالف را نابجا میدانند. از دید روانشناسی روابط خارج از ازدواج برای رفع نیازها لازم و ضروری میباشد. یک شخص هرگز نمی تواند تمام نیازهای همسرش را ارضا کند. هر چقدر روابط تعریف شده تر و آشکارا تر و سالم تر باشند ایجاد محیط ارام و شادمان بیشتر امکان پذیر میگردد. حس مالکیت بر جنس مخالف در رابطه میتواند رابطه را به نابودی بکشاند.
👈نقش زن ومرد؛ در زندگی مشترک زن و مرد وظایفی به عهده میگیرند و این وظایف باید متقابلا تعریف و درک شود. و این الزاما به این معنی نیست که زن خانه داری میکند و مرد کار خارج از خانه. بلکه نقش ها باید متقابلا تعریف شود تا رابطه سالم و شادمان بماند.
👈حل تعارض؛ مهارت حل مشکل از طرحواره های افراد شکل میگیرد. زن و شوهری که از رابطه بد پدر و مادر خود مطلع هستند، یقینا در رابطه خود با همسرشان براحتی نمیتوانند مشکلات را حل کنند، چرا که این مهارت را تجربه نکرده اند. این مهارت براحتی اموختنیست.
👈 رشد شخصيتي، تمام افراد با بالا رفتن سن رشد شخصیتی انجام میدهند. لازم است که و این در بهترین شکل خود این رشد ها در موازات دو طرف رابطه صورت گیرد. چرا که رشد یک نفر میتواند چاله های احساسی و ترس از دست دادن و مستقل شدن برای دیگری بوجود آورد.
👈خانواده ی خود و خانواده ی همسر؛ در بسیاری از فرهنگها خانواده ها با هم ازدواج میکنند و نه افراد. بسیار لازم است که زن و شوهر مرزهای دخالت خانواده در زندگی مشترکشان را تعیین کنند. هر چه زودتر سالم تر.
👈وضعيت فكري وعقلايي؛ یکی از عوامل خوشبختی در رابطه ها بازتاب مشترک در طول زندگی مشترک از رخدادها میباشد.
و مطالعه کتاب های مشترک در روابط و بررسی و به اشتراک گزاری بینش ها میتواند پیامد سالم فکری و بکار گیری خرد در حل و فصل زندگی و مسایل مشترک ان به همراه اورد.
👈اثر دوستان؛ دوستان در ط
ول زمان تغییر میکنند. از نیازهای اساسی هر انسان داشتن دوستان همطراز و همفکر میباشد. از تاثیر دوستان بر رابطه ها و نحوه زندگی غافل نباشید. باید مرزها مشخص شوند. دوستان خوب و مدبر میتوانند در خوشبختی ما در رابطه ها موثر باشند. مثلا دوستی میتواند از کودک ما مراقبت کند و ما یک روز با همسرمان وقت بگذرانیم. نیاز به تفریح مشترک برای بسیاری از مادر و پدرها بعد از فرزند داری نزول میکند، چه بسا این متغیرها سبب کمبود شادمانی میشوند. یک زن و شوهر در مرحله اول زن و شوهر هستند و نه پدر و مادر. نقش ها در ایفای آن و خوشبخت شدن بسیار موثر هستند.
👈قدرت بيان خواسته ها وهيجانات؛ این بسیار لازم و حتی نیاز مبرم یک زن و شوهر میباشد که در مورد نیاز ها و خواسته های خود و هیجانهای ناشی از سرکوب خواسته ها صحبت کنند. عدم اعتنا به هیجانها و خواسته ها عامل موثر در عدم خوشبختی میباشد.
👈پول ومسايل مالي، این نکته مهم میبایست در اولین روزهای زندگی مشترک تعریف شود. پول و دارایی میتواند برای افرادی که در گذشته و فرم زندگی قبلی خود متفاوت بودند تا در رابطه مشترک سبب عدم احساس خوشبختی گردد. یعنی پذیرش متقابل خواسته ها در زمینه مادی میتواند به خوشبختی بیفزاید.
ستودگان💫
👈قدرت بيان خواسته ها وهيجانات؛ این بسیار لازم و حتی نیاز مبرم یک زن و شوهر میباشد که در مورد نیاز ها و خواسته های خود و هیجانهای ناشی از سرکوب خواسته ها صحبت کنند. عدم اعتنا به هیجانها و خواسته ها عامل موثر در عدم خوشبختی میباشد.
👈پول ومسايل مالي، این نکته مهم میبایست در اولین روزهای زندگی مشترک تعریف شود. پول و دارایی میتواند برای افرادی که در گذشته و فرم زندگی قبلی خود متفاوت بودند تا در رابطه مشترک سبب عدم احساس خوشبختی گردد. یعنی پذیرش متقابل خواسته ها در زمینه مادی میتواند به خوشبختی بیفزاید.
ستودگان💫
بدون آزادی خوشبختی نمی تواند وجود داشته باشد. لازمه خوشبخت بودن ازاد بودن است.
ستودگان 💫 ۲۰۱۶
ستودگان 💫 ۲۰۱۶
💫💫💫💫
پذیرش برهان برای کسانی که می خواهند در قعر نادانی و تعصب خود باقی بمانند، بسیار دردناک است. تغییر نیاز به مهارتی دارد که بنیان ان باور است.
ستودگان💫
پذیرش برهان برای کسانی که می خواهند در قعر نادانی و تعصب خود باقی بمانند، بسیار دردناک است. تغییر نیاز به مهارتی دارد که بنیان ان باور است.
ستودگان💫
💫💫💫💫
پسری که پدرش را تجربه احساسی میکند، هزاران احساس زندگی را قبل از مرگش زندگی میکند.
کسی که هرگز پدرش را در آغوش نگرفت ،فقط یک بار فیلمی از زندگی پدرش را دید.
ستودگان بهار ۱۹۹۶
پسری که پدرش را تجربه احساسی میکند، هزاران احساس زندگی را قبل از مرگش زندگی میکند.
کسی که هرگز پدرش را در آغوش نگرفت ،فقط یک بار فیلمی از زندگی پدرش را دید.
ستودگان بهار ۱۹۹۶
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تفاوت بزرگی در وابستگی و دلبستگی وجود دارد. این تعریف نتیجه تجربه و اموخته های من به زبان ساده هست.
وابستگی بازتاب شده نیست و یک رفتاری هست که تکرار میشه و به شخص خاصی مربوط نیست. افرادی که خودشون رو وابسته میکنند به کسی به جنس و عشق مربوط نیست اونها قادر هستند به هر چیزی وابسته بشن و سریعا میتونند جانشین برای اون پیدا کنند اینها افرادی هستند که در عرض ه سال میتونند با چندین نفر دوست بشن و رابطه رو قطع کنند و در حین پروسه ختم رابطه وارد رابطه جدید میشن. اینها در واقع از طرف مقابل سو استفاده میکنند و همینکه کمی دیده میشن پروسه وابستگی (با خود مظلومی و تخریب دوست قبلی = طرحواره قربانی و وابستگی) شروع میشه. قبلا گفتم این رفتارها بازتاب شده نیست. ولی تصاویری که دیروز گذاشتم از متن المانی در همین زمینه هست که چقدر والدین میتونند در وابستگی کودکان موثر باشند. در فرهنگهایی که توجه بیش از اندازه و نیاز به کودکان و بعد نوجوانان در رابطه والد-> فرزند میشه بعدها در رابطه دوست پسر -> دوست دختر و یا همسر تکرار میشه چرا که این رفتار وابسته اموخته شده هست و شخص فکر میکنه توجه = محبت = کنترل و همه اینها بنای وابستگی هستند که امکان دلبستگی رو میگیره.
در دلبستگی که رفتار بازتاب شده هست (کم دبده میشه) مرزهای توجه و حتی محبت رعایت میشه. شما وقتی گلدانی دارید تو خونه که گل میده چون براش زحمت کشیدید وقتی گلی میده اونرو نمیکنی و جدا نمیکنی از اصلش. چرا؟ (بازتاب) چون هم زحمت کشیدید و صبر کردید و میدونید رو ساقه بیشتر عمر میکنه و تو اب از بین میره و ....و پرورده شماست و علاقه شما متفاوت هست به اون و وقتی زمان وداع با گل فرا میرسه قبول میکنید کهاین بخشی از زندگی گل هست و یک پریود زمانی داره و میپذیرید چون قدرت تغبیر ندارید. رابطه با دلبستگی دقیقا به همین صورت هست و باید طبیعت افراد رو در رابطه پذیرفت و رابطه رو سالم نگه داشت باید پرورش داد و پذیرفت که شکوفایی رابطه نیاز به مراقبت داره و پروراندن و نباید اون رو به عهده موتور زندگی گذاشت بلکه برای رابطه زحمت کشید و متقابلا و این دلبستگی. در دلبستگی احساس تملک وجود نباید داشته باشه ولی احساس تعلق از نیازهای بشری هست و همه ما دوست داریم متعلق به گروهی باشیم و انسان سالم دوست نداره کسی مالک اون بشه. ولی در وابستگی احساس مالکیت وجود داره و احساس حسادت.
در دلبستگی حسادت وجود نداره چون ترس از دست دادن نیست چون وقتی در دست داشته باشیم احساس تملک خواهیم داشت. رابطه سالم در کنار هم بودن هست و کلمه همسر بهترین اسم برای رابطه سالم هست.
در دلبستگی پذیرش ها بسیار فعال هستند و در وابستگی ها عدم پذیرش ها. در دلبستگی با منطق و احساس بازتاب میکنیم و تصمیم میگیریم و در وابستگی منطق در حداقل استفاده هست و اخاذی احساس شیوه نگهداری رابطه ناسالم. در دلبستگی مرزهای خود را میشناسیم ولی در وابستگی مرزها مشخص نیستند.
وابستگی بازتاب شده نیست و یک رفتاری هست که تکرار میشه و به شخص خاصی مربوط نیست. افرادی که خودشون رو وابسته میکنند به کسی به جنس و عشق مربوط نیست اونها قادر هستند به هر چیزی وابسته بشن و سریعا میتونند جانشین برای اون پیدا کنند اینها افرادی هستند که در عرض ه سال میتونند با چندین نفر دوست بشن و رابطه رو قطع کنند و در حین پروسه ختم رابطه وارد رابطه جدید میشن. اینها در واقع از طرف مقابل سو استفاده میکنند و همینکه کمی دیده میشن پروسه وابستگی (با خود مظلومی و تخریب دوست قبلی = طرحواره قربانی و وابستگی) شروع میشه. قبلا گفتم این رفتارها بازتاب شده نیست. ولی تصاویری که دیروز گذاشتم از متن المانی در همین زمینه هست که چقدر والدین میتونند در وابستگی کودکان موثر باشند. در فرهنگهایی که توجه بیش از اندازه و نیاز به کودکان و بعد نوجوانان در رابطه والد-> فرزند میشه بعدها در رابطه دوست پسر -> دوست دختر و یا همسر تکرار میشه چرا که این رفتار وابسته اموخته شده هست و شخص فکر میکنه توجه = محبت = کنترل و همه اینها بنای وابستگی هستند که امکان دلبستگی رو میگیره.
در دلبستگی که رفتار بازتاب شده هست (کم دبده میشه) مرزهای توجه و حتی محبت رعایت میشه. شما وقتی گلدانی دارید تو خونه که گل میده چون براش زحمت کشیدید وقتی گلی میده اونرو نمیکنی و جدا نمیکنی از اصلش. چرا؟ (بازتاب) چون هم زحمت کشیدید و صبر کردید و میدونید رو ساقه بیشتر عمر میکنه و تو اب از بین میره و ....و پرورده شماست و علاقه شما متفاوت هست به اون و وقتی زمان وداع با گل فرا میرسه قبول میکنید کهاین بخشی از زندگی گل هست و یک پریود زمانی داره و میپذیرید چون قدرت تغبیر ندارید. رابطه با دلبستگی دقیقا به همین صورت هست و باید طبیعت افراد رو در رابطه پذیرفت و رابطه رو سالم نگه داشت باید پرورش داد و پذیرفت که شکوفایی رابطه نیاز به مراقبت داره و پروراندن و نباید اون رو به عهده موتور زندگی گذاشت بلکه برای رابطه زحمت کشید و متقابلا و این دلبستگی. در دلبستگی احساس تملک وجود نباید داشته باشه ولی احساس تعلق از نیازهای بشری هست و همه ما دوست داریم متعلق به گروهی باشیم و انسان سالم دوست نداره کسی مالک اون بشه. ولی در وابستگی احساس مالکیت وجود داره و احساس حسادت.
در دلبستگی حسادت وجود نداره چون ترس از دست دادن نیست چون وقتی در دست داشته باشیم احساس تملک خواهیم داشت. رابطه سالم در کنار هم بودن هست و کلمه همسر بهترین اسم برای رابطه سالم هست.
در دلبستگی پذیرش ها بسیار فعال هستند و در وابستگی ها عدم پذیرش ها. در دلبستگی با منطق و احساس بازتاب میکنیم و تصمیم میگیریم و در وابستگی منطق در حداقل استفاده هست و اخاذی احساس شیوه نگهداری رابطه ناسالم. در دلبستگی مرزهای خود را میشناسیم ولی در وابستگی مرزها مشخص نیستند.