🔑از دید سیستمی گاهی باید ساعتی را با خود خلوت کرد و مقوله هایی را با خود بازتاب کرد. گاهی حتی بر اثر گذر سریع زمان فرصت فکر کردن به مقوله هایی که روزانه بارها استفاده میکنیم و تقریبا جزو هابیتوس عادتهای ما شده را نداریم. اما از دید روانشناسی، معرفت شناسی و خودشناسی که سیستم را شامل میشود، در امر پذیرش خویش و دیگران و پذیرش موقعیتها که همیشه انتخاب ما نیستند بازتاب نیاز است تا از سنگلاخ زندگی بتوانیم برای ساختن جاده ای نسبتا هموار استفاده کنیم. این سه پذیرش 《خود، دیگری و موقعیت》 از اصول تراپی و تغییر در رابطه ها، موقعیت ها و بهسازی زندگی میباشند. یک لیست بی انتها از این مقوله ها میتوانیم بسازیم و هر گاهی آنرا تکمیل، تصحیح و با ارزشهای جدید محک بزنیم. این تعریف ها برای صندوقچه ارزشهای خویش میباشد. صندوقچه شما در اختیار شماست اما بازتاب آن امری واجب است، چرا که ما فقط برای خود زندگی نمیکنیم بلکه مسیولیت همزیستی، اموزش، والد بودن را داریم و همواره عضوی از یک سیستم در حال آموزش و تغییر هستیم. چرا این تغییرات را مثبت هادی و همگام نباشیم.
📍مسئولیت چیست؟
پذیرش مرزهای تعریف شده و همچنین تکالیف و ارزشهای تعریف شده در یک سیستم و تعهد عمل به خواسته های یک سیستم برای بقای خود و دیگران با هدف بهتر زیستن.
📍ارزش چیست؟
معیارهای اموخته شده اجتماعی و بازتاب شده فردی که اثر متقابل بر هم دارند. پذیرش ارزشها اگاهانه و ناخوداگاهانه صورت میگیرد. گاهی در کودکی هنوز قادر به بازتاب ارزشهای اموخته شده نیستیم، از این رو در روانشناسی رشد پیاژه، کلاین و دیگران بازتاب این ارزشها از سنین بخصوصی با "چرا" در کودکان آغاز میگردد. در فلسفه از دو کلمه Moral و Ethic استفاده میکنیم. به عنوان مثال وقتی میگوییم کشتن انسانی دیگر جایز نیست در Moral (اخلاقی) هستیم و Ethic (برهان) بدنبال دلیل این امر با کلمه معروف "چرا" میباشد. چرا کشتن دیگران جایز نیست، (چون...) میبایست دلیلی برای آن اورد که Ethic پاسخ میدهد.
📍عشق چیست؟
پذیرش ممکنها. عشق حسی است که محصور به زمان و شخص و مکان خاصی نیست. بیشترین بخش این احساس اموختنی میباشد و قابل تغییر. در عشق نیروی پویای تغییر نهفته است و هدایت این نیرو نیاز به مدیریت اموخته شده دارد.
📍بخشش چیست؟
پذیرش اشتباه خود. هر گاه قادر باشیم که بپذیریم که همه انسانها دچار اشتباه میشوند و اشتباه زمینه یادگیری و مادر تجربه میشود، بخشیدن اشتباهات دیگران آسانتر میگردد. در بخشیدن چیزی هست که در کینه و انتقام هرگز نیست.
📍 اعتماد چیست؟
پذیرش خویشتن (اعتماد بنفس) و پذیرش دیگران با تمام محدودیت های موجود. هر گاه به این باور برسیم که هیچ کسی بدون دلیل در صدد زیان رساندن به ما نیست قادر به اعتماد خواهیم بود. شکل گیری اعتماد ریشه در کودکی و تجارب زندگی ما دارد و عدم پذیرش گذشته میتواند نقش اساسی در شکل گیری عدم اطمینان به همراه داشته باشد. اعتماد نیاز رابطه هاست. شروع رابطه ای با شک و تردید به نابودی محکوم است.
📍ترس چیست؟
عدم پذیرشِ نسبیت و یا باور به "عدم قطعیت". ترس میتواند ناشی از عدم اطمینان به منابع شخصی خود و یا تجربه با دیگران باشد. زیباترین باور که تاکنون اموخته ام باور به نسبی بودن جهان است. هیچ چیزی قطعی و ابدی نیست. اگر ما "عدم قطعیت" را بپذیریم، ترس تبدیل به ماجراجویی و یا امید به تجربه جدید خواهد شد...!
📍عادت (سم) چیست؟
عدم پذیرش مرزها. هر چیزی که بیشتر از ضرورت استفاده کنیم، سم است. نفس، قدرت، ثروت، گرسنگی، حرص و آز، تنبلی، عشق، جاه طلبی، نفرت یا هر چیز دیگر. عادت به هر چیزی سم است حتی مهر بی مورد.
📍 حسادت چیست؟
عدم پذیرش مرز توانایی و دارایی خود و یا جنجال مقایسه خود با دیگران. اگر خود را با تمام تواناییهای مان بپذیریم و
اگر خوب بودن، دارا بودن و توانمند بودن شخصی را قبول کنیم، نیاز به مقایسه نیست و حسادت تبدیل به الهام گرفتن از موقعیت ها میشود.
📍 خشم چیست؟
عدم پذیرش توانایی و مهارت مدیریت ما در کنترل موقعیت. در واقع چیزهایی که خارج از کنترل ما هستند را نمی خواهیم بپذیریم. اگر مرزهای مان را بشناسیم و این را بپذیریم که ما همانند تمام انسانها محدودیم، خشم به بردباری و شکیبایی تبدیل می شود!
📍 نفرت چیست؟
عدم پذیرش ممکنها در عشق و یا عدم پذیرش هر انسان به گونه ای که زندگی میکند، ایجاد نفرت در وجودمان میسازد. پذیرش این امر که هر انسانی در انتخاب خود آزاد است و ما بدون قید و شرط ان را همانگونه که هست بپذیریم، نفرت تبدیل به مهر می شود.
📍 کینه چیست؟
عدم توانایی پذیرش احساس خود و بازتاب آن. اگر احساسی در ما بر اثر خود بزرگ بینی و یا نبخشیدن عمل دیگران انجام گیرد در مخزن احساسات ما به کینه تبدیل میشود. این امر از خود برتر بینی و عمل خود را بهتر محک زدن است.
این لیست را شما ادامه دهید...
م. ستودگان💫
📍مسئولیت چیست؟
پذیرش مرزهای تعریف شده و همچنین تکالیف و ارزشهای تعریف شده در یک سیستم و تعهد عمل به خواسته های یک سیستم برای بقای خود و دیگران با هدف بهتر زیستن.
📍ارزش چیست؟
معیارهای اموخته شده اجتماعی و بازتاب شده فردی که اثر متقابل بر هم دارند. پذیرش ارزشها اگاهانه و ناخوداگاهانه صورت میگیرد. گاهی در کودکی هنوز قادر به بازتاب ارزشهای اموخته شده نیستیم، از این رو در روانشناسی رشد پیاژه، کلاین و دیگران بازتاب این ارزشها از سنین بخصوصی با "چرا" در کودکان آغاز میگردد. در فلسفه از دو کلمه Moral و Ethic استفاده میکنیم. به عنوان مثال وقتی میگوییم کشتن انسانی دیگر جایز نیست در Moral (اخلاقی) هستیم و Ethic (برهان) بدنبال دلیل این امر با کلمه معروف "چرا" میباشد. چرا کشتن دیگران جایز نیست، (چون...) میبایست دلیلی برای آن اورد که Ethic پاسخ میدهد.
📍عشق چیست؟
پذیرش ممکنها. عشق حسی است که محصور به زمان و شخص و مکان خاصی نیست. بیشترین بخش این احساس اموختنی میباشد و قابل تغییر. در عشق نیروی پویای تغییر نهفته است و هدایت این نیرو نیاز به مدیریت اموخته شده دارد.
📍بخشش چیست؟
پذیرش اشتباه خود. هر گاه قادر باشیم که بپذیریم که همه انسانها دچار اشتباه میشوند و اشتباه زمینه یادگیری و مادر تجربه میشود، بخشیدن اشتباهات دیگران آسانتر میگردد. در بخشیدن چیزی هست که در کینه و انتقام هرگز نیست.
📍 اعتماد چیست؟
پذیرش خویشتن (اعتماد بنفس) و پذیرش دیگران با تمام محدودیت های موجود. هر گاه به این باور برسیم که هیچ کسی بدون دلیل در صدد زیان رساندن به ما نیست قادر به اعتماد خواهیم بود. شکل گیری اعتماد ریشه در کودکی و تجارب زندگی ما دارد و عدم پذیرش گذشته میتواند نقش اساسی در شکل گیری عدم اطمینان به همراه داشته باشد. اعتماد نیاز رابطه هاست. شروع رابطه ای با شک و تردید به نابودی محکوم است.
📍ترس چیست؟
عدم پذیرشِ نسبیت و یا باور به "عدم قطعیت". ترس میتواند ناشی از عدم اطمینان به منابع شخصی خود و یا تجربه با دیگران باشد. زیباترین باور که تاکنون اموخته ام باور به نسبی بودن جهان است. هیچ چیزی قطعی و ابدی نیست. اگر ما "عدم قطعیت" را بپذیریم، ترس تبدیل به ماجراجویی و یا امید به تجربه جدید خواهد شد...!
📍عادت (سم) چیست؟
عدم پذیرش مرزها. هر چیزی که بیشتر از ضرورت استفاده کنیم، سم است. نفس، قدرت، ثروت، گرسنگی، حرص و آز، تنبلی، عشق، جاه طلبی، نفرت یا هر چیز دیگر. عادت به هر چیزی سم است حتی مهر بی مورد.
📍 حسادت چیست؟
عدم پذیرش مرز توانایی و دارایی خود و یا جنجال مقایسه خود با دیگران. اگر خود را با تمام تواناییهای مان بپذیریم و
اگر خوب بودن، دارا بودن و توانمند بودن شخصی را قبول کنیم، نیاز به مقایسه نیست و حسادت تبدیل به الهام گرفتن از موقعیت ها میشود.
📍 خشم چیست؟
عدم پذیرش توانایی و مهارت مدیریت ما در کنترل موقعیت. در واقع چیزهایی که خارج از کنترل ما هستند را نمی خواهیم بپذیریم. اگر مرزهای مان را بشناسیم و این را بپذیریم که ما همانند تمام انسانها محدودیم، خشم به بردباری و شکیبایی تبدیل می شود!
📍 نفرت چیست؟
عدم پذیرش ممکنها در عشق و یا عدم پذیرش هر انسان به گونه ای که زندگی میکند، ایجاد نفرت در وجودمان میسازد. پذیرش این امر که هر انسانی در انتخاب خود آزاد است و ما بدون قید و شرط ان را همانگونه که هست بپذیریم، نفرت تبدیل به مهر می شود.
📍 کینه چیست؟
عدم توانایی پذیرش احساس خود و بازتاب آن. اگر احساسی در ما بر اثر خود بزرگ بینی و یا نبخشیدن عمل دیگران انجام گیرد در مخزن احساسات ما به کینه تبدیل میشود. این امر از خود برتر بینی و عمل خود را بهتر محک زدن است.
این لیست را شما ادامه دهید...
م. ستودگان💫
👍1
💫💫💫💫
خیلی از دوستان سوال میکنند که در مشاوره و تراپی بعضی از افراد با ایده های شکل گرفته برای مشاوره میایند و مطمینند که نظرشان درست است. ما چطور میتوانیم این افراد را به بازتاب واداریم.
در مشاوره و تراپی فن سه پرسش از ریچارد شارف میتونه به این گونه بازتاب ها کمک کنه.
مراجعین ما به کمک "رویکرد اکتشاف هدایت شده" چیزهایی در مورد تفکر نادرست یاد میگیرند و باور آنها را شکل میدهد. این فن همان تکنیک بازتاب سقراطی هست که ریچارد شارف از آن استفاده میکند. در این تکنیک ساده با پرسیدن سه سوال مهم برای مراجع امکان بازتاب را فراهم میکنیم. با هر پرسش مراجع عقاید خودش را زیر سوال میبرد و ارزشها و شناخت خود را بهتر خواهد شناخت و همچنین شکل خواهد داد.
این سه پرس عبارتند است:
🔑 1. چه شواهدی برای این باور (عقیده و یا ارزش) شما دارید؟
🔑 2.چه تعریف و تفسیر دیگری از این وضعیت میتوانید داشته باشید؟
🔑 3.اگر نظر شما درست باشد چه عواقبی یا مزایایی برای شما و سیستم شما خواهد داشت؟
ستودگان💫
خیلی از دوستان سوال میکنند که در مشاوره و تراپی بعضی از افراد با ایده های شکل گرفته برای مشاوره میایند و مطمینند که نظرشان درست است. ما چطور میتوانیم این افراد را به بازتاب واداریم.
در مشاوره و تراپی فن سه پرسش از ریچارد شارف میتونه به این گونه بازتاب ها کمک کنه.
مراجعین ما به کمک "رویکرد اکتشاف هدایت شده" چیزهایی در مورد تفکر نادرست یاد میگیرند و باور آنها را شکل میدهد. این فن همان تکنیک بازتاب سقراطی هست که ریچارد شارف از آن استفاده میکند. در این تکنیک ساده با پرسیدن سه سوال مهم برای مراجع امکان بازتاب را فراهم میکنیم. با هر پرسش مراجع عقاید خودش را زیر سوال میبرد و ارزشها و شناخت خود را بهتر خواهد شناخت و همچنین شکل خواهد داد.
این سه پرس عبارتند است:
🔑 1. چه شواهدی برای این باور (عقیده و یا ارزش) شما دارید؟
🔑 2.چه تعریف و تفسیر دیگری از این وضعیت میتوانید داشته باشید؟
🔑 3.اگر نظر شما درست باشد چه عواقبی یا مزایایی برای شما و سیستم شما خواهد داشت؟
ستودگان💫
پاسخ به سوال
افرادی که قبل از ادواج خوشبختند بعد از ازدواج هم خوشبخت خواهند ماند و برعکس اگر قبل از ازدواج خوشبخت نیستند بعد از ازدواج همخوشبخت نخواهند بود.
پاسخ: چون خود عمل ازدواج صرفا یک قرارداد هست به همین جهت متغیرها در ازدواج مهم هستند که عامل خوشبختی را در بسیاری از موارد و ترکیبی سبب میگردند. خوشبختی به ارزشها و انتظارهای ما از خود ما و طرف در رابطه ما مربوط میشود. خوشبختی نسبی و اکتسابی و این با بازتاب ارزشها امکان پذیر میگردد.
در روابط ما متغیرها عموما در شادمانی ما تاثیر بسزایی دارند. مهمترين متغير ها در يك رابطه و یا ازدواج میتوانند به اینگونه توضیح داده شوند:
👈ظاهر افراد؛ همه ما برای خود یک ارزشهایی در انتخاب همسر داریم که در ارضا شدن نیاز انتخاب ظاهری و احساس خوشبختی بسیار حائز اهمیت است. ارزشهای شخصی استتیک (زیبا دوستی) ما را در این انتخاب هدایت میکنند.
👈 باورهاي دینی؛ افراد بیشتر در باورهای مذهبی و ارزشهای خود پایبند نیستند و در حال رشد و تغییر انها باور هایشان تغییر میابد که این تغییر میتواند ایجاد عدم درک در همسر بوجود اورد.
👈 اهداف؛ هدف افراد از ازدواج میبایست قبل از ازدواج مشخص و متقابلا تعریف گردد. و این اهداف میبایست قبل از ازدواج متقابلا مورد پذیرش قرار گیرند. خوشبختی از اهداف همه روابط هاست.
👈فعاليت های لذت بخش وموردعلاقه؛ یکی از نیازهای زوج ها در ارتباطات ارضا نیازها در زمینه شادمانی میباشد. ارضا این نیاز سبب احساس خوشبختی میگردد.
👈انتظار از فرد متقابل در ازدواج؛
قبل از ازدواج باید مشخص شود که فرد چه انتظاری از طرف مقابل خود دارد که گاهی این مقوله تابو میماند. بسیاری از افراد بخاطر طرحواره ها و نقش پدر و مادر تعیین کننده و تنبیه کننده از ابراز نیاز خود شرم و ترس دارند. این موارد میبایست در مشاوره حل گردد.
👈 ارتباط جنسي؛ این یکی از مهمترین مقوله های زندگیست. متاسفانه قبل از ازدواج بسیاری در این مورد و خولسته ها و ترجیحات خود در روابط سکسی صحبت نمیکنند و بعد از ازدواج منجر به نارضایتی و عدم احساس خوشبختی افراد میگردد. یک دانشمند ایتالیایی میگوید شاید ۲۰% یک رابطه مقاربت جنسی باشد و اگر این ۲۰% در تامین و تضمین نباشد ۸۰% مابقی هم در تامین و تضمین نخواهد بود بنابراین خوشبختی و شادی در رابطه وجود نخواهد داشت.
👈ارتباط صميمانه با همسر، بعضی از افراد ترجیحا با همسر خود نیاز به ارتباط صمیمانه تری دارند تا احساس خوشبختی کنند. پدر و مادر این افراد الگو آنها میباشند. مدیریت اینگونه روابط با تابو شکنی ها امکان پذیر میباشد. البته در اینجا مثل بقیه موارد باید مرزهای طرفین رعایت و تعریف شوند.
👈فرزند و فرزند پروري یکی از اهداف خوشبخت کننده زندگیست ولی نه الزاما. یعنی اگر ازدواج صرفا بخاطر تولید مثل صورت گیرد، میتواند در دراز مدت ایجاد نارضایتی و عدم شادمانی کند.
👈ارتباط با ديگران؛ در اندکی از فرهنگها افراد بعد از ازدواج ارتباطات خود با جنس مخالف را نابجا میدانند. از دید روانشناسی روابط خارج از ازدواج برای رفع نیازها لازم و ضروری میباشد. یک شخص هرگز نمی تواند تمام نیازهای همسرش را ارضا کند. هر چقدر روابط تعریف شده تر و آشکارا تر و سالم تر باشند ایجاد محیط ارام و شادمان بیشتر امکان پذیر میگردد. حس مالکیت بر جنس مخالف در رابطه میتواند رابطه را به نابودی بکشاند.
👈نقش زن ومرد؛ در زندگی مشترک زن و مرد وظایفی به عهده میگیرند و این وظایف باید متقابلا تعریف و درک شود. و این الزاما به این معنی نیست که زن خانه داری میکند و مرد کار خارج از خانه. بلکه نقش ها باید متقابلا تعریف شود تا رابطه سالم و شادمان بماند.
👈حل تعارض؛ مهارت حل مشکل از طرحواره های افراد شکل میگیرد. زن و شوهری که از رابطه بد پدر و مادر خود مطلع هستند، یقینا در رابطه خود با همسرشان براحتی نمیتوانند مشکلات را حل کنند، چرا که این مهارت را تجربه نکرده اند. این مهارت براحتی اموختنیست.
👈 رشد شخصيتي، تمام افراد با بالا رفتن سن رشد شخصیتی انجام میدهند. لازم است که و این در بهترین شکل خود این رشد ها در موازات دو طرف رابطه صورت گیرد. چرا که رشد یک نفر میتواند چاله های احساسی و ترس از دست دادن و مستقل شدن برای دیگری بوجود آورد.
👈خانواده ی خود و خانواده ی همسر؛ در بسیاری از فرهنگها خانواده ها با هم ازدواج میکنند و نه افراد. بسیار لازم است که زن و شوهر مرزهای دخالت خانواده در زندگی مشترکشان را تعیین کنند. هر چه زودتر سالم تر.
👈وضعيت فكري وعقلايي؛ یکی از عوامل خوشبختی در رابطه ها بازتاب مشترک در طول زندگی مشترک از رخدادها میباشد.
و مطالعه کتاب های مشترک در روابط و بررسی و به اشتراک گزاری بینش ها میتواند پیامد سالم فکری و بکار گیری خرد در حل و فصل زندگی و مسایل مشترک ان به همراه اورد.
👈اثر دوستان؛ دوستان در ط
افرادی که قبل از ادواج خوشبختند بعد از ازدواج هم خوشبخت خواهند ماند و برعکس اگر قبل از ازدواج خوشبخت نیستند بعد از ازدواج همخوشبخت نخواهند بود.
پاسخ: چون خود عمل ازدواج صرفا یک قرارداد هست به همین جهت متغیرها در ازدواج مهم هستند که عامل خوشبختی را در بسیاری از موارد و ترکیبی سبب میگردند. خوشبختی به ارزشها و انتظارهای ما از خود ما و طرف در رابطه ما مربوط میشود. خوشبختی نسبی و اکتسابی و این با بازتاب ارزشها امکان پذیر میگردد.
در روابط ما متغیرها عموما در شادمانی ما تاثیر بسزایی دارند. مهمترين متغير ها در يك رابطه و یا ازدواج میتوانند به اینگونه توضیح داده شوند:
👈ظاهر افراد؛ همه ما برای خود یک ارزشهایی در انتخاب همسر داریم که در ارضا شدن نیاز انتخاب ظاهری و احساس خوشبختی بسیار حائز اهمیت است. ارزشهای شخصی استتیک (زیبا دوستی) ما را در این انتخاب هدایت میکنند.
👈 باورهاي دینی؛ افراد بیشتر در باورهای مذهبی و ارزشهای خود پایبند نیستند و در حال رشد و تغییر انها باور هایشان تغییر میابد که این تغییر میتواند ایجاد عدم درک در همسر بوجود اورد.
👈 اهداف؛ هدف افراد از ازدواج میبایست قبل از ازدواج مشخص و متقابلا تعریف گردد. و این اهداف میبایست قبل از ازدواج متقابلا مورد پذیرش قرار گیرند. خوشبختی از اهداف همه روابط هاست.
👈فعاليت های لذت بخش وموردعلاقه؛ یکی از نیازهای زوج ها در ارتباطات ارضا نیازها در زمینه شادمانی میباشد. ارضا این نیاز سبب احساس خوشبختی میگردد.
👈انتظار از فرد متقابل در ازدواج؛
قبل از ازدواج باید مشخص شود که فرد چه انتظاری از طرف مقابل خود دارد که گاهی این مقوله تابو میماند. بسیاری از افراد بخاطر طرحواره ها و نقش پدر و مادر تعیین کننده و تنبیه کننده از ابراز نیاز خود شرم و ترس دارند. این موارد میبایست در مشاوره حل گردد.
👈 ارتباط جنسي؛ این یکی از مهمترین مقوله های زندگیست. متاسفانه قبل از ازدواج بسیاری در این مورد و خولسته ها و ترجیحات خود در روابط سکسی صحبت نمیکنند و بعد از ازدواج منجر به نارضایتی و عدم احساس خوشبختی افراد میگردد. یک دانشمند ایتالیایی میگوید شاید ۲۰% یک رابطه مقاربت جنسی باشد و اگر این ۲۰% در تامین و تضمین نباشد ۸۰% مابقی هم در تامین و تضمین نخواهد بود بنابراین خوشبختی و شادی در رابطه وجود نخواهد داشت.
👈ارتباط صميمانه با همسر، بعضی از افراد ترجیحا با همسر خود نیاز به ارتباط صمیمانه تری دارند تا احساس خوشبختی کنند. پدر و مادر این افراد الگو آنها میباشند. مدیریت اینگونه روابط با تابو شکنی ها امکان پذیر میباشد. البته در اینجا مثل بقیه موارد باید مرزهای طرفین رعایت و تعریف شوند.
👈فرزند و فرزند پروري یکی از اهداف خوشبخت کننده زندگیست ولی نه الزاما. یعنی اگر ازدواج صرفا بخاطر تولید مثل صورت گیرد، میتواند در دراز مدت ایجاد نارضایتی و عدم شادمانی کند.
👈ارتباط با ديگران؛ در اندکی از فرهنگها افراد بعد از ازدواج ارتباطات خود با جنس مخالف را نابجا میدانند. از دید روانشناسی روابط خارج از ازدواج برای رفع نیازها لازم و ضروری میباشد. یک شخص هرگز نمی تواند تمام نیازهای همسرش را ارضا کند. هر چقدر روابط تعریف شده تر و آشکارا تر و سالم تر باشند ایجاد محیط ارام و شادمان بیشتر امکان پذیر میگردد. حس مالکیت بر جنس مخالف در رابطه میتواند رابطه را به نابودی بکشاند.
👈نقش زن ومرد؛ در زندگی مشترک زن و مرد وظایفی به عهده میگیرند و این وظایف باید متقابلا تعریف و درک شود. و این الزاما به این معنی نیست که زن خانه داری میکند و مرد کار خارج از خانه. بلکه نقش ها باید متقابلا تعریف شود تا رابطه سالم و شادمان بماند.
👈حل تعارض؛ مهارت حل مشکل از طرحواره های افراد شکل میگیرد. زن و شوهری که از رابطه بد پدر و مادر خود مطلع هستند، یقینا در رابطه خود با همسرشان براحتی نمیتوانند مشکلات را حل کنند، چرا که این مهارت را تجربه نکرده اند. این مهارت براحتی اموختنیست.
👈 رشد شخصيتي، تمام افراد با بالا رفتن سن رشد شخصیتی انجام میدهند. لازم است که و این در بهترین شکل خود این رشد ها در موازات دو طرف رابطه صورت گیرد. چرا که رشد یک نفر میتواند چاله های احساسی و ترس از دست دادن و مستقل شدن برای دیگری بوجود آورد.
👈خانواده ی خود و خانواده ی همسر؛ در بسیاری از فرهنگها خانواده ها با هم ازدواج میکنند و نه افراد. بسیار لازم است که زن و شوهر مرزهای دخالت خانواده در زندگی مشترکشان را تعیین کنند. هر چه زودتر سالم تر.
👈وضعيت فكري وعقلايي؛ یکی از عوامل خوشبختی در رابطه ها بازتاب مشترک در طول زندگی مشترک از رخدادها میباشد.
و مطالعه کتاب های مشترک در روابط و بررسی و به اشتراک گزاری بینش ها میتواند پیامد سالم فکری و بکار گیری خرد در حل و فصل زندگی و مسایل مشترک ان به همراه اورد.
👈اثر دوستان؛ دوستان در ط
ول زمان تغییر میکنند. از نیازهای اساسی هر انسان داشتن دوستان همطراز و همفکر میباشد. از تاثیر دوستان بر رابطه ها و نحوه زندگی غافل نباشید. باید مرزها مشخص شوند. دوستان خوب و مدبر میتوانند در خوشبختی ما در رابطه ها موثر باشند. مثلا دوستی میتواند از کودک ما مراقبت کند و ما یک روز با همسرمان وقت بگذرانیم. نیاز به تفریح مشترک برای بسیاری از مادر و پدرها بعد از فرزند داری نزول میکند، چه بسا این متغیرها سبب کمبود شادمانی میشوند. یک زن و شوهر در مرحله اول زن و شوهر هستند و نه پدر و مادر. نقش ها در ایفای آن و خوشبخت شدن بسیار موثر هستند.
👈قدرت بيان خواسته ها وهيجانات؛ این بسیار لازم و حتی نیاز مبرم یک زن و شوهر میباشد که در مورد نیاز ها و خواسته های خود و هیجانهای ناشی از سرکوب خواسته ها صحبت کنند. عدم اعتنا به هیجانها و خواسته ها عامل موثر در عدم خوشبختی میباشد.
👈پول ومسايل مالي، این نکته مهم میبایست در اولین روزهای زندگی مشترک تعریف شود. پول و دارایی میتواند برای افرادی که در گذشته و فرم زندگی قبلی خود متفاوت بودند تا در رابطه مشترک سبب عدم احساس خوشبختی گردد. یعنی پذیرش متقابل خواسته ها در زمینه مادی میتواند به خوشبختی بیفزاید.
ستودگان💫
👈قدرت بيان خواسته ها وهيجانات؛ این بسیار لازم و حتی نیاز مبرم یک زن و شوهر میباشد که در مورد نیاز ها و خواسته های خود و هیجانهای ناشی از سرکوب خواسته ها صحبت کنند. عدم اعتنا به هیجانها و خواسته ها عامل موثر در عدم خوشبختی میباشد.
👈پول ومسايل مالي، این نکته مهم میبایست در اولین روزهای زندگی مشترک تعریف شود. پول و دارایی میتواند برای افرادی که در گذشته و فرم زندگی قبلی خود متفاوت بودند تا در رابطه مشترک سبب عدم احساس خوشبختی گردد. یعنی پذیرش متقابل خواسته ها در زمینه مادی میتواند به خوشبختی بیفزاید.
ستودگان💫
بدون آزادی خوشبختی نمی تواند وجود داشته باشد. لازمه خوشبخت بودن ازاد بودن است.
ستودگان 💫 ۲۰۱۶
ستودگان 💫 ۲۰۱۶
💫💫💫💫
پذیرش برهان برای کسانی که می خواهند در قعر نادانی و تعصب خود باقی بمانند، بسیار دردناک است. تغییر نیاز به مهارتی دارد که بنیان ان باور است.
ستودگان💫
پذیرش برهان برای کسانی که می خواهند در قعر نادانی و تعصب خود باقی بمانند، بسیار دردناک است. تغییر نیاز به مهارتی دارد که بنیان ان باور است.
ستودگان💫
💫💫💫💫
پسری که پدرش را تجربه احساسی میکند، هزاران احساس زندگی را قبل از مرگش زندگی میکند.
کسی که هرگز پدرش را در آغوش نگرفت ،فقط یک بار فیلمی از زندگی پدرش را دید.
ستودگان بهار ۱۹۹۶
پسری که پدرش را تجربه احساسی میکند، هزاران احساس زندگی را قبل از مرگش زندگی میکند.
کسی که هرگز پدرش را در آغوش نگرفت ،فقط یک بار فیلمی از زندگی پدرش را دید.
ستودگان بهار ۱۹۹۶
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تفاوت بزرگی در وابستگی و دلبستگی وجود دارد. این تعریف نتیجه تجربه و اموخته های من به زبان ساده هست.
وابستگی بازتاب شده نیست و یک رفتاری هست که تکرار میشه و به شخص خاصی مربوط نیست. افرادی که خودشون رو وابسته میکنند به کسی به جنس و عشق مربوط نیست اونها قادر هستند به هر چیزی وابسته بشن و سریعا میتونند جانشین برای اون پیدا کنند اینها افرادی هستند که در عرض ه سال میتونند با چندین نفر دوست بشن و رابطه رو قطع کنند و در حین پروسه ختم رابطه وارد رابطه جدید میشن. اینها در واقع از طرف مقابل سو استفاده میکنند و همینکه کمی دیده میشن پروسه وابستگی (با خود مظلومی و تخریب دوست قبلی = طرحواره قربانی و وابستگی) شروع میشه. قبلا گفتم این رفتارها بازتاب شده نیست. ولی تصاویری که دیروز گذاشتم از متن المانی در همین زمینه هست که چقدر والدین میتونند در وابستگی کودکان موثر باشند. در فرهنگهایی که توجه بیش از اندازه و نیاز به کودکان و بعد نوجوانان در رابطه والد-> فرزند میشه بعدها در رابطه دوست پسر -> دوست دختر و یا همسر تکرار میشه چرا که این رفتار وابسته اموخته شده هست و شخص فکر میکنه توجه = محبت = کنترل و همه اینها بنای وابستگی هستند که امکان دلبستگی رو میگیره.
در دلبستگی که رفتار بازتاب شده هست (کم دبده میشه) مرزهای توجه و حتی محبت رعایت میشه. شما وقتی گلدانی دارید تو خونه که گل میده چون براش زحمت کشیدید وقتی گلی میده اونرو نمیکنی و جدا نمیکنی از اصلش. چرا؟ (بازتاب) چون هم زحمت کشیدید و صبر کردید و میدونید رو ساقه بیشتر عمر میکنه و تو اب از بین میره و ....و پرورده شماست و علاقه شما متفاوت هست به اون و وقتی زمان وداع با گل فرا میرسه قبول میکنید کهاین بخشی از زندگی گل هست و یک پریود زمانی داره و میپذیرید چون قدرت تغبیر ندارید. رابطه با دلبستگی دقیقا به همین صورت هست و باید طبیعت افراد رو در رابطه پذیرفت و رابطه رو سالم نگه داشت باید پرورش داد و پذیرفت که شکوفایی رابطه نیاز به مراقبت داره و پروراندن و نباید اون رو به عهده موتور زندگی گذاشت بلکه برای رابطه زحمت کشید و متقابلا و این دلبستگی. در دلبستگی احساس تملک وجود نباید داشته باشه ولی احساس تعلق از نیازهای بشری هست و همه ما دوست داریم متعلق به گروهی باشیم و انسان سالم دوست نداره کسی مالک اون بشه. ولی در وابستگی احساس مالکیت وجود داره و احساس حسادت.
در دلبستگی حسادت وجود نداره چون ترس از دست دادن نیست چون وقتی در دست داشته باشیم احساس تملک خواهیم داشت. رابطه سالم در کنار هم بودن هست و کلمه همسر بهترین اسم برای رابطه سالم هست.
در دلبستگی پذیرش ها بسیار فعال هستند و در وابستگی ها عدم پذیرش ها. در دلبستگی با منطق و احساس بازتاب میکنیم و تصمیم میگیریم و در وابستگی منطق در حداقل استفاده هست و اخاذی احساس شیوه نگهداری رابطه ناسالم. در دلبستگی مرزهای خود را میشناسیم ولی در وابستگی مرزها مشخص نیستند.
وابستگی بازتاب شده نیست و یک رفتاری هست که تکرار میشه و به شخص خاصی مربوط نیست. افرادی که خودشون رو وابسته میکنند به کسی به جنس و عشق مربوط نیست اونها قادر هستند به هر چیزی وابسته بشن و سریعا میتونند جانشین برای اون پیدا کنند اینها افرادی هستند که در عرض ه سال میتونند با چندین نفر دوست بشن و رابطه رو قطع کنند و در حین پروسه ختم رابطه وارد رابطه جدید میشن. اینها در واقع از طرف مقابل سو استفاده میکنند و همینکه کمی دیده میشن پروسه وابستگی (با خود مظلومی و تخریب دوست قبلی = طرحواره قربانی و وابستگی) شروع میشه. قبلا گفتم این رفتارها بازتاب شده نیست. ولی تصاویری که دیروز گذاشتم از متن المانی در همین زمینه هست که چقدر والدین میتونند در وابستگی کودکان موثر باشند. در فرهنگهایی که توجه بیش از اندازه و نیاز به کودکان و بعد نوجوانان در رابطه والد-> فرزند میشه بعدها در رابطه دوست پسر -> دوست دختر و یا همسر تکرار میشه چرا که این رفتار وابسته اموخته شده هست و شخص فکر میکنه توجه = محبت = کنترل و همه اینها بنای وابستگی هستند که امکان دلبستگی رو میگیره.
در دلبستگی که رفتار بازتاب شده هست (کم دبده میشه) مرزهای توجه و حتی محبت رعایت میشه. شما وقتی گلدانی دارید تو خونه که گل میده چون براش زحمت کشیدید وقتی گلی میده اونرو نمیکنی و جدا نمیکنی از اصلش. چرا؟ (بازتاب) چون هم زحمت کشیدید و صبر کردید و میدونید رو ساقه بیشتر عمر میکنه و تو اب از بین میره و ....و پرورده شماست و علاقه شما متفاوت هست به اون و وقتی زمان وداع با گل فرا میرسه قبول میکنید کهاین بخشی از زندگی گل هست و یک پریود زمانی داره و میپذیرید چون قدرت تغبیر ندارید. رابطه با دلبستگی دقیقا به همین صورت هست و باید طبیعت افراد رو در رابطه پذیرفت و رابطه رو سالم نگه داشت باید پرورش داد و پذیرفت که شکوفایی رابطه نیاز به مراقبت داره و پروراندن و نباید اون رو به عهده موتور زندگی گذاشت بلکه برای رابطه زحمت کشید و متقابلا و این دلبستگی. در دلبستگی احساس تملک وجود نباید داشته باشه ولی احساس تعلق از نیازهای بشری هست و همه ما دوست داریم متعلق به گروهی باشیم و انسان سالم دوست نداره کسی مالک اون بشه. ولی در وابستگی احساس مالکیت وجود داره و احساس حسادت.
در دلبستگی حسادت وجود نداره چون ترس از دست دادن نیست چون وقتی در دست داشته باشیم احساس تملک خواهیم داشت. رابطه سالم در کنار هم بودن هست و کلمه همسر بهترین اسم برای رابطه سالم هست.
در دلبستگی پذیرش ها بسیار فعال هستند و در وابستگی ها عدم پذیرش ها. در دلبستگی با منطق و احساس بازتاب میکنیم و تصمیم میگیریم و در وابستگی منطق در حداقل استفاده هست و اخاذی احساس شیوه نگهداری رابطه ناسالم. در دلبستگی مرزهای خود را میشناسیم ولی در وابستگی مرزها مشخص نیستند.
Forwarded from Deleted Account
✅ تفاوت های دلبستگی و وابستگی:
📍 معمولا دیده می شود در بین انسانها و مخصوصا دو جنس مخالف ،مرزهای دلبستگی و وابستگی مشخص نیست . درحالیکه دلبستگی منجر به سازندگی و رشد رابطه می شود اما وابستگی آفتی هست که یک رابطه را تهدید کرده و به شکست می کشاند تفاوتهای دلبستگی و وابستگی بیان می شود.
📍کسانی که به اشتباه وابستگی را با عشق دلبستگی اشتباه گرفته اند توجه کنند و نسبت به اصلاح آن بکوشند و سعی کنند با دلبستگی پایه های یک خانواده گرم را پی ریزی کرده یا مستحکم نمایند .
⭕️ تفاوت اول؛
دلبستگی: رابطه ای خاص و پایدار بین دو نفراست که بواسطه خواستن یکدیگر، آن دو به هم نزدیک می شوند و هردو تمایل دارند.
وابستگی: به رابطه ای اشاره دارد که درآن وجود یک فرد به طرف مقابلش بستگی دارد اگر تو نباشی من مرده ام.
⭕️ تفاوت دوم؛
دلبستگی: سازگاری طبیعی برای بقاءاست.
وابستگی: مکانیسمی مرضی است.
⭕️ تفاوت سوم؛
دلبستگی: از احساس امنیت و صمیمیت شکل می گیرد.
وابستگی: از احساس ناامنی نشات می گيرد.
⭕️ تفاوت چهارم؛
دلبستگی: احساس تعلق وجود دارد.
وابستگی: احساس تملک وجود دارد.
⭕️ تفاوت پنجم؛
دلبستگی: به شخص استقلال می دهد .
وابستگی: آزادی را از شخص می گیرد.
⭕️ تفاوت ششم٬
دلبستگی: فرد را آنطور که هست می خواهیم.
وابستگی:فردرا آن چنان که می خواهیم، شکل می دهیم.
⭕️ تفاوت هفتم؛
دلبستگی: شدت احساسات مثبت و منفی نسبت به معشوق در حد تعادل قرار دارد.
وابستگی: احساسا ت شدید و غیرقابل کنترل نسبت به معشوق مشاهده می شود.
⭕️ تفاوت هشتم؛
دلبستگی: عشق غیر مشروط است (بي هيچ نيازي دوستش دارم) .
وابستگی: عشق مشروط است(دوستش دارم چون به او نيازمندم) .
⭕️ تفاوت نهم؛
دلبستگی: نوع عشق دگر خواهانه است.
وابستگی: عشق خود خود خواهانه است.
⭕️ تفاوت دهم؛
دلبستگی: توان عشق ورزیدن به خود و دیگری.
وابستگی: ناتوانی در عشق ورزیدن به خود و دیگری .
⭕️ تفاوت یازدهم؛
دلبستگی: مشتاق رشد است.
وابستگی: مانع رشد است.
⭕️ تفاوت دوازدهم؛
دلبستگی: موجب آرامش و نهایت است.
وابستگی: به شکست ختم مي شود.
📍 معمولا دیده می شود در بین انسانها و مخصوصا دو جنس مخالف ،مرزهای دلبستگی و وابستگی مشخص نیست . درحالیکه دلبستگی منجر به سازندگی و رشد رابطه می شود اما وابستگی آفتی هست که یک رابطه را تهدید کرده و به شکست می کشاند تفاوتهای دلبستگی و وابستگی بیان می شود.
📍کسانی که به اشتباه وابستگی را با عشق دلبستگی اشتباه گرفته اند توجه کنند و نسبت به اصلاح آن بکوشند و سعی کنند با دلبستگی پایه های یک خانواده گرم را پی ریزی کرده یا مستحکم نمایند .
⭕️ تفاوت اول؛
دلبستگی: رابطه ای خاص و پایدار بین دو نفراست که بواسطه خواستن یکدیگر، آن دو به هم نزدیک می شوند و هردو تمایل دارند.
وابستگی: به رابطه ای اشاره دارد که درآن وجود یک فرد به طرف مقابلش بستگی دارد اگر تو نباشی من مرده ام.
⭕️ تفاوت دوم؛
دلبستگی: سازگاری طبیعی برای بقاءاست.
وابستگی: مکانیسمی مرضی است.
⭕️ تفاوت سوم؛
دلبستگی: از احساس امنیت و صمیمیت شکل می گیرد.
وابستگی: از احساس ناامنی نشات می گيرد.
⭕️ تفاوت چهارم؛
دلبستگی: احساس تعلق وجود دارد.
وابستگی: احساس تملک وجود دارد.
⭕️ تفاوت پنجم؛
دلبستگی: به شخص استقلال می دهد .
وابستگی: آزادی را از شخص می گیرد.
⭕️ تفاوت ششم٬
دلبستگی: فرد را آنطور که هست می خواهیم.
وابستگی:فردرا آن چنان که می خواهیم، شکل می دهیم.
⭕️ تفاوت هفتم؛
دلبستگی: شدت احساسات مثبت و منفی نسبت به معشوق در حد تعادل قرار دارد.
وابستگی: احساسا ت شدید و غیرقابل کنترل نسبت به معشوق مشاهده می شود.
⭕️ تفاوت هشتم؛
دلبستگی: عشق غیر مشروط است (بي هيچ نيازي دوستش دارم) .
وابستگی: عشق مشروط است(دوستش دارم چون به او نيازمندم) .
⭕️ تفاوت نهم؛
دلبستگی: نوع عشق دگر خواهانه است.
وابستگی: عشق خود خود خواهانه است.
⭕️ تفاوت دهم؛
دلبستگی: توان عشق ورزیدن به خود و دیگری.
وابستگی: ناتوانی در عشق ورزیدن به خود و دیگری .
⭕️ تفاوت یازدهم؛
دلبستگی: مشتاق رشد است.
وابستگی: مانع رشد است.
⭕️ تفاوت دوازدهم؛
دلبستگی: موجب آرامش و نهایت است.
وابستگی: به شکست ختم مي شود.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✨✨✨✨
روشهایی برای رهایی از وابستگی عاطفی
یادگیری چیرگی برای مقابله با وابستگی عاطفی به جسارت زیادی نیاز دارد ولی ارزش این را نیز دارد که بتوانید زندگی خود را بیشتر و بهتر کنترل کنید. عدم وابستگی و دلبستگی های کمتر، به زمان و تمریناتی نیاز دارد که شما را به تدریج به فردی مستقل تر تبدیل خواهد کرد.
✅یک- مشاهده استقلال به عنوان یک پاسخ به مشکلات زندگی
راز خوشبختی، آزادی است.
✅دو- اهمیت نیازهای خود را بشناسید
از حالا به بعد، خوشبختی ام بالاترین اولویت را دارد.
✅سه- شما مسئول شادی خود هستید
این وظیفه ماست که از خود مراقبت کنیم.
✅چهار- دیگران مسئول نیازهای شما نیستند
تنها راه آزاد شدن از دیگران، این است که آنها را از خود آزاد کنید.
✅پنج- از زمان تنهایی خود، لذت ببرید
اگر با خودتان دوست باشید، هرگز تنها نمی مانید.
✅شش- عشق به خود را جایگزین خشم به خود کنید
ترجیح می دهم آرام باشم تا اینکه همه چیز را کنترل کنم.
✅هفت- شناخت و عبور از الگوهای مخرب دوران کودکی
نقش زمان حال، معکوس کردن و یا جبران کردن گذشته نیست.
✅هشت- از انگیزه های آنی بدون تفکر قبلى (تکانشی) بگذرید
✅نه- با احساسات خود روبرو شوید و آنها را قبول کنید
✅ده- مکانیسم های غلبه سالم را ایجاد کنید
✅یازده- تشخیص دهید که چه زمان شروع می کنید به چسبیدن
هرگز اجازه ندهید که خوشبختی شما به چیزی که ممکن است آن را از دست دهید وابسته شود.
✅دوازده- سکان را به دست امیال ندهید
راهکار این است که اهداف باید انعطاف پذیر باشند و بر یک هدف خاص، تمرکز نکرد.
✅سیزده- از تایید نارضایتی و ناامیدی اجتناب کنید
✅چهارده- مسئول باورهای وابسته خود باشید
✅پانزده- از کمال طلبی جلوگیری کنید
✅شانزده- از برداشت فاجعه آمیز اجتناب کنید
✅هفده- برای لذت، منابع متنوعی ایجاد کنید
✅هجده- تعویض وابستگی های خود را بیاموزید
✅نوزده- انتظارات خود در مورد اشخاص را رها کنید
✅بیست - به موضوعات، با حسن نیت بنگرید و فکر نکنید که در برابرشان موظفید
✅بیست و 1- تغییر توجه و تمرکز حواس را تمرین کنید.
✅بیست و 2- از دستاوردهای متعدد استقبال کنیدود.
✅بیست و 3- در هر شرایطی آرام و خونسرد باشید
✅بیست و4- در زندگی، صبر بیشتری داشته باشید
✅نتیجه گیری
هیچ کس کاملاً مستقل نیست، حتی کسانی که به ظاهر بسیار "قوی" به نظر می رسند. احساس خوب آنها، در بیشتر مواقع، متکی به آن چیزی است که در خود دارند و می دانند در صورت نیاز؛ کسی که می تواند به ایشان کمک کند، با یک تلفن ساده، در دسترس است.
روشهایی برای رهایی از وابستگی عاطفی
یادگیری چیرگی برای مقابله با وابستگی عاطفی به جسارت زیادی نیاز دارد ولی ارزش این را نیز دارد که بتوانید زندگی خود را بیشتر و بهتر کنترل کنید. عدم وابستگی و دلبستگی های کمتر، به زمان و تمریناتی نیاز دارد که شما را به تدریج به فردی مستقل تر تبدیل خواهد کرد.
✅یک- مشاهده استقلال به عنوان یک پاسخ به مشکلات زندگی
راز خوشبختی، آزادی است.
✅دو- اهمیت نیازهای خود را بشناسید
از حالا به بعد، خوشبختی ام بالاترین اولویت را دارد.
✅سه- شما مسئول شادی خود هستید
این وظیفه ماست که از خود مراقبت کنیم.
✅چهار- دیگران مسئول نیازهای شما نیستند
تنها راه آزاد شدن از دیگران، این است که آنها را از خود آزاد کنید.
✅پنج- از زمان تنهایی خود، لذت ببرید
اگر با خودتان دوست باشید، هرگز تنها نمی مانید.
✅شش- عشق به خود را جایگزین خشم به خود کنید
ترجیح می دهم آرام باشم تا اینکه همه چیز را کنترل کنم.
✅هفت- شناخت و عبور از الگوهای مخرب دوران کودکی
نقش زمان حال، معکوس کردن و یا جبران کردن گذشته نیست.
✅هشت- از انگیزه های آنی بدون تفکر قبلى (تکانشی) بگذرید
✅نه- با احساسات خود روبرو شوید و آنها را قبول کنید
✅ده- مکانیسم های غلبه سالم را ایجاد کنید
✅یازده- تشخیص دهید که چه زمان شروع می کنید به چسبیدن
هرگز اجازه ندهید که خوشبختی شما به چیزی که ممکن است آن را از دست دهید وابسته شود.
✅دوازده- سکان را به دست امیال ندهید
راهکار این است که اهداف باید انعطاف پذیر باشند و بر یک هدف خاص، تمرکز نکرد.
✅سیزده- از تایید نارضایتی و ناامیدی اجتناب کنید
✅چهارده- مسئول باورهای وابسته خود باشید
✅پانزده- از کمال طلبی جلوگیری کنید
✅شانزده- از برداشت فاجعه آمیز اجتناب کنید
✅هفده- برای لذت، منابع متنوعی ایجاد کنید
✅هجده- تعویض وابستگی های خود را بیاموزید
✅نوزده- انتظارات خود در مورد اشخاص را رها کنید
✅بیست - به موضوعات، با حسن نیت بنگرید و فکر نکنید که در برابرشان موظفید
✅بیست و 1- تغییر توجه و تمرکز حواس را تمرین کنید.
✅بیست و 2- از دستاوردهای متعدد استقبال کنیدود.
✅بیست و 3- در هر شرایطی آرام و خونسرد باشید
✅بیست و4- در زندگی، صبر بیشتری داشته باشید
✅نتیجه گیری
هیچ کس کاملاً مستقل نیست، حتی کسانی که به ظاهر بسیار "قوی" به نظر می رسند. احساس خوب آنها، در بیشتر مواقع، متکی به آن چیزی است که در خود دارند و می دانند در صورت نیاز؛ کسی که می تواند به ایشان کمک کند، با یک تلفن ساده، در دسترس است.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✨✨✨✨✨
ناکامی در عشق
پرونده ای در باب آسیب شناسی عشق
√ انسان بهنجار را کسی میدانند که در سه زمینه موفق باشد؛کار،عشق و روابط عاطفی،و ارتباطات اجتماعی.بنابراین،یکی از پایه های سلامت روان عشق است.در ادبیات پارسی در وصف مفهوم عشق سخن ها رفته است.اما زمانی که از نظر علمی به مفهوم عشق مینگریم،زیبایی و لذتی که در اشعار شاعران و متون ادبی دیده میشود،کاهش می یابد.به واقع،از دیدگاه روانشناسی امکان شکل گیری آسیبهایی در این فرآیند وجود دارد که در این نوشته به اختصار به آن می پردازیم.
باید دانست که در عالم واقع،مرزبندی هایی به این دقت امکان پذیر نیست و درجاتی از هر یک از این موارد در همه افراد وجود دارد.
√ ناتوانی در عاشق شدن
به نظر میرسد گروهی از افراد نمیتوانند عاشق دیگران باشند آنها توانایی همدلی کردن و نگران بودن برای دیگران را ندارند.اعتماد کردن به دیگران برای آنها دشوار است و توانایی نزدیک شدن به افراد را ندارند.در واقع انسان ها زمانی میتوانند عاشق شوند که قادر باشند تا حدودی واقعیت وجودی دیگران را تحریف و آن را آرمانی کنند.این دسته از افراد به دلیل نگرش واقع گرایانه به دیگران،نمیتوانند عاشق شوند و به همین سبب معمولا مجرد می مانند و حتی اگر ازدواج کنند اشتیاق اندکی به طرف مقابل نشان می دهند.هر نوع رابطه نزدیک با دیگران،احساسات شدیدی را برمیانگیزند.افرادی که در این گروه قرار می گیرند،نمی توانند این احساسات شدید را مدیریت کنند و از غوطه ور شدن در این احساسات یا رها شدن در آنها می هراسند،بنابراین از عشق اجتناب می کنند.
√ ناتوانی در باقی ماندن در عشق
گروهی از افراد توانایی برقراری رابطه نزدیک و عاشق شدن را دارند اما بعد از مدتی،عشق آنها رو به زوال می رود و احساس مبهمی از نارضایتی از رابطه شکل می گیرد و این سوال مطرح می شود که آیا برای یکدیگر مناسب اند یا خیر؟چون این افراد آگاهی روشنی از علت این نارضایتی ندارند،برای توجیه آن به دنبال نقص و ایراد در طرف مقابل می گردند.در نهایت، پس از مدتی رابطه قطع می شود و این چرخه بارها و بارها با یک فرد یا با افراد متفاوت تکرار می شود.به نظر میرسد مشکل این افراد ریشه در اضطراب ناشی از نزدیکی بیش از حد دارد.به بیان دیگر عاشق شدن برای آنها یک موقعیت استرس زا تلقی میشود که مرزهای فرد را تهدید میکند.فرد نگران اسارت و حتی از دست دادن هویت خود در رابطه است،بنابراین از رابطه کنار می کشد،ولی چون تنهایی نیز برایش تحمل ناپذیر است،در الگوی دوری و نزدیکی با یک فرد یا افراد متفاوت نوسان می کند.
√ ناتوانی در خارج شدن از عشق
بر خلاف آنچه به نظر میرسد،خارج نشدن از رابطه عاشقانه الزاما مثبت نیست و ممکن است آسیب زا باشد.در شرایط بهنجار وقتی عشق بدون پاسخ می ماند به تدریج کم رنگ می شود و از بین می رود،در حالی که در گروهی از افراد،عشق بدون پاسخ،تشدید می شود.افرادی که در این گروه قرار می گیرند،برای تنظیم احساساتشان شدیدا به دیگران وابستهاند.نیاز آنها به محبت و تأیید دیگران در حکم مواد مخدر برای معتادان است.اعتیاد شدید به دیگری باعث شکل گیری تظاهرات رفتاری افراطی مثل التماس کردن و احساس اجبار برای نزدیک شدن به دیگران می شود.آنان فردی را که عشق آنها را بدون پاسخ گذاشته آرمانی می کنند و نمیتوانند ناکامی حاصل از پذیرفته نشدن را تحمل کنند،مگر همراه با احساس خشم کشنده یا نا امیدی مطلق.
√ ناتوانی در احساس دوست داشتنی بودن
لازمه احساس دوست داشتنی بودن سطح متناسبی از دوست داشتن خود است.در غیر این صورت،فرد احساس دوست داشتنی بودن ندارد.هنگامی این وضع بدتر می شود که فرد همه محبت های دیگران را طرد و تخریب می کند.دراین اوضاع این افراد برای حفظ برتری به دیگران،تلاش می کنند آنچه عشق ارزانی می دارد،نابود کنند.آنها دوست داشتن را به سخره گرفته و نفرت را آرمانی می کنند.در واقع،این افراد جنبههای دوست داشتنی خود را که می تواند به دلبستگی و وابستگی در رابطه بیانجامد،از بین می برند.این افراد عزت نفس شکننده ای پیدا می کنند که با اضطراب جدایی شدید همراه است.
به نقل از نشریه پیام مشاور(نشریه مشترک وزارت علوم و دانشگاه تهران)شماره صدو سی.
ناکامی در عشق
پرونده ای در باب آسیب شناسی عشق
√ انسان بهنجار را کسی میدانند که در سه زمینه موفق باشد؛کار،عشق و روابط عاطفی،و ارتباطات اجتماعی.بنابراین،یکی از پایه های سلامت روان عشق است.در ادبیات پارسی در وصف مفهوم عشق سخن ها رفته است.اما زمانی که از نظر علمی به مفهوم عشق مینگریم،زیبایی و لذتی که در اشعار شاعران و متون ادبی دیده میشود،کاهش می یابد.به واقع،از دیدگاه روانشناسی امکان شکل گیری آسیبهایی در این فرآیند وجود دارد که در این نوشته به اختصار به آن می پردازیم.
باید دانست که در عالم واقع،مرزبندی هایی به این دقت امکان پذیر نیست و درجاتی از هر یک از این موارد در همه افراد وجود دارد.
√ ناتوانی در عاشق شدن
به نظر میرسد گروهی از افراد نمیتوانند عاشق دیگران باشند آنها توانایی همدلی کردن و نگران بودن برای دیگران را ندارند.اعتماد کردن به دیگران برای آنها دشوار است و توانایی نزدیک شدن به افراد را ندارند.در واقع انسان ها زمانی میتوانند عاشق شوند که قادر باشند تا حدودی واقعیت وجودی دیگران را تحریف و آن را آرمانی کنند.این دسته از افراد به دلیل نگرش واقع گرایانه به دیگران،نمیتوانند عاشق شوند و به همین سبب معمولا مجرد می مانند و حتی اگر ازدواج کنند اشتیاق اندکی به طرف مقابل نشان می دهند.هر نوع رابطه نزدیک با دیگران،احساسات شدیدی را برمیانگیزند.افرادی که در این گروه قرار می گیرند،نمی توانند این احساسات شدید را مدیریت کنند و از غوطه ور شدن در این احساسات یا رها شدن در آنها می هراسند،بنابراین از عشق اجتناب می کنند.
√ ناتوانی در باقی ماندن در عشق
گروهی از افراد توانایی برقراری رابطه نزدیک و عاشق شدن را دارند اما بعد از مدتی،عشق آنها رو به زوال می رود و احساس مبهمی از نارضایتی از رابطه شکل می گیرد و این سوال مطرح می شود که آیا برای یکدیگر مناسب اند یا خیر؟چون این افراد آگاهی روشنی از علت این نارضایتی ندارند،برای توجیه آن به دنبال نقص و ایراد در طرف مقابل می گردند.در نهایت، پس از مدتی رابطه قطع می شود و این چرخه بارها و بارها با یک فرد یا با افراد متفاوت تکرار می شود.به نظر میرسد مشکل این افراد ریشه در اضطراب ناشی از نزدیکی بیش از حد دارد.به بیان دیگر عاشق شدن برای آنها یک موقعیت استرس زا تلقی میشود که مرزهای فرد را تهدید میکند.فرد نگران اسارت و حتی از دست دادن هویت خود در رابطه است،بنابراین از رابطه کنار می کشد،ولی چون تنهایی نیز برایش تحمل ناپذیر است،در الگوی دوری و نزدیکی با یک فرد یا افراد متفاوت نوسان می کند.
√ ناتوانی در خارج شدن از عشق
بر خلاف آنچه به نظر میرسد،خارج نشدن از رابطه عاشقانه الزاما مثبت نیست و ممکن است آسیب زا باشد.در شرایط بهنجار وقتی عشق بدون پاسخ می ماند به تدریج کم رنگ می شود و از بین می رود،در حالی که در گروهی از افراد،عشق بدون پاسخ،تشدید می شود.افرادی که در این گروه قرار می گیرند،برای تنظیم احساساتشان شدیدا به دیگران وابستهاند.نیاز آنها به محبت و تأیید دیگران در حکم مواد مخدر برای معتادان است.اعتیاد شدید به دیگری باعث شکل گیری تظاهرات رفتاری افراطی مثل التماس کردن و احساس اجبار برای نزدیک شدن به دیگران می شود.آنان فردی را که عشق آنها را بدون پاسخ گذاشته آرمانی می کنند و نمیتوانند ناکامی حاصل از پذیرفته نشدن را تحمل کنند،مگر همراه با احساس خشم کشنده یا نا امیدی مطلق.
√ ناتوانی در احساس دوست داشتنی بودن
لازمه احساس دوست داشتنی بودن سطح متناسبی از دوست داشتن خود است.در غیر این صورت،فرد احساس دوست داشتنی بودن ندارد.هنگامی این وضع بدتر می شود که فرد همه محبت های دیگران را طرد و تخریب می کند.دراین اوضاع این افراد برای حفظ برتری به دیگران،تلاش می کنند آنچه عشق ارزانی می دارد،نابود کنند.آنها دوست داشتن را به سخره گرفته و نفرت را آرمانی می کنند.در واقع،این افراد جنبههای دوست داشتنی خود را که می تواند به دلبستگی و وابستگی در رابطه بیانجامد،از بین می برند.این افراد عزت نفس شکننده ای پیدا می کنند که با اضطراب جدایی شدید همراه است.
به نقل از نشریه پیام مشاور(نشریه مشترک وزارت علوم و دانشگاه تهران)شماره صدو سی.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✨✨✨
کلمۀ «دلبستگی» یعنی پیوند یا بستن. بنا به نظریه دلبستگی، دلبستگی پیوندی است بین یک فرد با «شخص دلبستگی». در روابط بزرگسالی، طرفین متقابلاً «شخص دلبستگی» یکدیگرند؛ در رابطۀ کودک و بزرگسال چنین نیست. دلبستگی پیوندی است مبتنی بر نیاز به ایمنی، امنیت و حمایت. در مورد کودک، دلبستگی برای حفظ، بقاء و نهایتاً تولید مثل یک نقش بیولوژیکی خاص ایفاء می کند.
لذا دلبستگی معادل عشق یا عاطفه نیست. در رابطۀ کودک و والد هم این طور نیست که سایر تعامل های والد کودک مانند تغذیه، تحریک، بازی یا حل مشکل را هم شامل شود. معادلِ پیوندِ شخص دلبستگی به کودک همانا «پیوند مراقبت ورزی» است. در بزرگسالی، پیوند و رفتار دلبستگی معمولاً معطوف به یاران یا دوستان نزدیک است. نهایتاً در سالمندی، رفتار دلبستگی غالباً یک حلقۀ کامل است و از ناحیه بزرگسال به سمت جوان، و از سمت والدین به سمت فرزندان است. دلبستگی معادل وابستگی هم نیست.
بالبی (1969/1982، 1073، 1980) دلبستگی را یک غریزۀ بیولوژیگی می داند که تطور آن به خاطر اطمینان از بقاء کودکان است. سه مفهوم مورد نظر او دلبستگی، جدایی و فقدان است. مشکل «جدایی» و «فقدان» دردناک و مضطرب کننده است و اگر حل نشود، عواقب عاطفی ماندگاری به دنبال دارد. دلبستگی ناایمن یک عامل آسیب زا و نشانۀ خطر برای عملکرد کودک و تطابق او با اجتماع وسیع تر است. این که رفتار دلبستگی چگونه شکل می گیرد بسته به محیطِ مراقبت ورزی است، وضعیتی که مسئولیت دلبستگی ایمن را بر عهدۀ مراقبت ورزِ کودک می گذارد. پژوهش های متعدد صحت نظرات بالبی را اثبات کرده است.
کلمۀ «دلبستگی» یعنی پیوند یا بستن. بنا به نظریه دلبستگی، دلبستگی پیوندی است بین یک فرد با «شخص دلبستگی». در روابط بزرگسالی، طرفین متقابلاً «شخص دلبستگی» یکدیگرند؛ در رابطۀ کودک و بزرگسال چنین نیست. دلبستگی پیوندی است مبتنی بر نیاز به ایمنی، امنیت و حمایت. در مورد کودک، دلبستگی برای حفظ، بقاء و نهایتاً تولید مثل یک نقش بیولوژیکی خاص ایفاء می کند.
لذا دلبستگی معادل عشق یا عاطفه نیست. در رابطۀ کودک و والد هم این طور نیست که سایر تعامل های والد کودک مانند تغذیه، تحریک، بازی یا حل مشکل را هم شامل شود. معادلِ پیوندِ شخص دلبستگی به کودک همانا «پیوند مراقبت ورزی» است. در بزرگسالی، پیوند و رفتار دلبستگی معمولاً معطوف به یاران یا دوستان نزدیک است. نهایتاً در سالمندی، رفتار دلبستگی غالباً یک حلقۀ کامل است و از ناحیه بزرگسال به سمت جوان، و از سمت والدین به سمت فرزندان است. دلبستگی معادل وابستگی هم نیست.
بالبی (1969/1982، 1073، 1980) دلبستگی را یک غریزۀ بیولوژیگی می داند که تطور آن به خاطر اطمینان از بقاء کودکان است. سه مفهوم مورد نظر او دلبستگی، جدایی و فقدان است. مشکل «جدایی» و «فقدان» دردناک و مضطرب کننده است و اگر حل نشود، عواقب عاطفی ماندگاری به دنبال دارد. دلبستگی ناایمن یک عامل آسیب زا و نشانۀ خطر برای عملکرد کودک و تطابق او با اجتماع وسیع تر است. این که رفتار دلبستگی چگونه شکل می گیرد بسته به محیطِ مراقبت ورزی است، وضعیتی که مسئولیت دلبستگی ایمن را بر عهدۀ مراقبت ورزِ کودک می گذارد. پژوهش های متعدد صحت نظرات بالبی را اثبات کرده است.
💫💫💫💫
با بعضی ها که در تراپی صحبت میکنم وقتی نکته به نکته به بازتاب میپردازیم و به محض اینکه وارد تونل دردناک تغییر و درمان میشوند بدنبال روزنه نوری میگردند که درد را با آن تقسیم کنند. و به یکباره به یاد فرهنگشان میافتند و از روزنه فرهنگ برا تسکین درد خود استفاده میکنند. شاید این تنها دستاویز باشد و می گذاریم که به آن امیدوار باشند و بزودی به انتهای کوچه فرهنگ که رسیدند مجبور به تغییر خواهند شد.
دوست من فرهنگ پویاست و ثابت نیست. فرهنگ را ما ساختیم تا کدهایی برای با هم زیستن داشته باشیم. این کدها قابل تغییر هستند و آنها برای آسایش ما ساخته شده اند پس گاه به گاه میبایست تغییرشان دهیم و از خودمان شروع کنیم. هر چیز ثابتی به نابودی محکوم است حتی فرهنگ.
ستودگان💫
خاطرات تراپی از کتاب ششم
با بعضی ها که در تراپی صحبت میکنم وقتی نکته به نکته به بازتاب میپردازیم و به محض اینکه وارد تونل دردناک تغییر و درمان میشوند بدنبال روزنه نوری میگردند که درد را با آن تقسیم کنند. و به یکباره به یاد فرهنگشان میافتند و از روزنه فرهنگ برا تسکین درد خود استفاده میکنند. شاید این تنها دستاویز باشد و می گذاریم که به آن امیدوار باشند و بزودی به انتهای کوچه فرهنگ که رسیدند مجبور به تغییر خواهند شد.
دوست من فرهنگ پویاست و ثابت نیست. فرهنگ را ما ساختیم تا کدهایی برای با هم زیستن داشته باشیم. این کدها قابل تغییر هستند و آنها برای آسایش ما ساخته شده اند پس گاه به گاه میبایست تغییرشان دهیم و از خودمان شروع کنیم. هر چیز ثابتی به نابودی محکوم است حتی فرهنگ.
ستودگان💫
خاطرات تراپی از کتاب ششم
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
BIOFEEDBACK THERAPY
قسمت اول...
📍درمان با بایو فیدبک (زیست بازخوردی) چیست و برای چه کسانی می تواند سودمند باشد؟
(آخرین به روزرسانی Tue 10 Jan 2017)
توسط جوزف نوردکویست
مرور شده توسط Timothy J. Legg، PhD، CRNP
ترجمه: دکتر موریس ستودگان
Biofeedback
👈 بایوفیدبک درمان یک درمان غیر دارویی است که در آن بیماران به کنترل فرآیندهای بدن که به طور معمول غیر داوطلبانه مانند تنش عضلانی، فشار خون و یا ضربان قلب است، می آموزند.
در حالی که شواهد بیشتری برای حمایت از اثربخشی آن در برخی از اختلالات مورد نیاز است، در این نوع درمان اعتقاد بر این است که در تعدادی از شرایط مانند درد مزمن، بی اختیاری ادرار، فشار خون بالا، سردرد تنش و سردرد میگرنی کمک می کند.
همانطور که این نوع درمان غیر تهاجمی است و شامل مواد مخدر نیست، احتمال خطر یا عوارض جانبی نامطلوب کاهش می یابد که می تواند آن را برای کسانی که مایل به اجتناب از دارو هستند یا کسانی که نمی توانند از آنها استفاده کنند، مانند زنان باردار، مناسب باشد.
این درمان اغلب با آموزش همراه آرامش همراه است.
👈 چگونگی عملکرد بایوفیدبک
در درمان بیوفیدبک، الکترودهای متصل به بیمار اطلاعاتی در مورد فرآیندهای فیزیولوژیکی ارائه می دهند.
🔑سه نوع متداول درمان بیوفیدبک وجود دارد:
🔑بیوفیدبک حرارتی اندازه گیری دمای پوست
🔑الکترومیوگرافی اندازه گیری تنش عضلانی
👈 نوروفیدبک یا EEG بیوفیدبک
بیوفیدبک EEG یک نوع روش تخصصی بیوفیدبک است که فعالیت امواج مغز را اندازه گیری می کند. این ممکن است به بیماران با اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)، اعتیاد، اضطراب، تشنج، افسردگی و سایر انواع بیماری مغزی کمک کند.
در طی جلسه بیوفیدبک، درمانگر الکترودها را به پوست بیمار متصل می کند و این اطلاعات را به یک دستگاه بررسی و نظارت می فرستد. درمانگر اندازه گیری های روی مانیتور را مشاهده می کند و از طریق آزمایش و خطا، طیف وسیعی از فعالیت های ذهنی و روش های آرام سازی را شناسایی می کند که می تواند به تنظیم فرآیندهای بدن بیمار کمک کند.
در نهایت، بیماران یاد می گیرند که چگونه این پروسه ها را بدون نیاز به نظارت کنترل کنند.
جلسات معمولا کمتر از یک ساعت طول می کشد برای برخی از شرایط، بیماران در ظرف هشت تا 10 جلسه در معرض درمان قرار می گیرند. برای سایر شرایط، مانند بهبود فشار خون بالا، ممکن است 20 جلسه برای ظاهر شدن علایم درمان نیاز باشد. این جلسات با فعالیت های ذهنی و آرامشدهنده در خانه به مدت 5 تا 10 دقیقه در روز تکمیل می شود.
👈 استفاده روش
با توجه به مرکز پزشکی مرکز مریلند (UMM)، مشخص نیست که چرا و چگونه بیوفیدبک عمل می کند، اما به نظر می رسد که به نفع افراد با شرایط مرتبط با استرس مفید است.
هنگامی که فرد تحت تأثیر محیط سترس زا قرار می گیرد، فرآیندهای داخلی مانند فشار خون می توانند نامنظم گردد. در درمان بیوفیدبک تمرینات آرامش دهنده و تمرینات ذهنی را آموزش می دهیم که می تواند علائم بیماری را کاهش دهد.
۱
بقیه در قسمت دوم...👇
قسمت اول...
📍درمان با بایو فیدبک (زیست بازخوردی) چیست و برای چه کسانی می تواند سودمند باشد؟
(آخرین به روزرسانی Tue 10 Jan 2017)
توسط جوزف نوردکویست
مرور شده توسط Timothy J. Legg، PhD، CRNP
ترجمه: دکتر موریس ستودگان
Biofeedback
👈 بایوفیدبک درمان یک درمان غیر دارویی است که در آن بیماران به کنترل فرآیندهای بدن که به طور معمول غیر داوطلبانه مانند تنش عضلانی، فشار خون و یا ضربان قلب است، می آموزند.
در حالی که شواهد بیشتری برای حمایت از اثربخشی آن در برخی از اختلالات مورد نیاز است، در این نوع درمان اعتقاد بر این است که در تعدادی از شرایط مانند درد مزمن، بی اختیاری ادرار، فشار خون بالا، سردرد تنش و سردرد میگرنی کمک می کند.
همانطور که این نوع درمان غیر تهاجمی است و شامل مواد مخدر نیست، احتمال خطر یا عوارض جانبی نامطلوب کاهش می یابد که می تواند آن را برای کسانی که مایل به اجتناب از دارو هستند یا کسانی که نمی توانند از آنها استفاده کنند، مانند زنان باردار، مناسب باشد.
این درمان اغلب با آموزش همراه آرامش همراه است.
👈 چگونگی عملکرد بایوفیدبک
در درمان بیوفیدبک، الکترودهای متصل به بیمار اطلاعاتی در مورد فرآیندهای فیزیولوژیکی ارائه می دهند.
🔑سه نوع متداول درمان بیوفیدبک وجود دارد:
🔑بیوفیدبک حرارتی اندازه گیری دمای پوست
🔑الکترومیوگرافی اندازه گیری تنش عضلانی
👈 نوروفیدبک یا EEG بیوفیدبک
بیوفیدبک EEG یک نوع روش تخصصی بیوفیدبک است که فعالیت امواج مغز را اندازه گیری می کند. این ممکن است به بیماران با اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)، اعتیاد، اضطراب، تشنج، افسردگی و سایر انواع بیماری مغزی کمک کند.
در طی جلسه بیوفیدبک، درمانگر الکترودها را به پوست بیمار متصل می کند و این اطلاعات را به یک دستگاه بررسی و نظارت می فرستد. درمانگر اندازه گیری های روی مانیتور را مشاهده می کند و از طریق آزمایش و خطا، طیف وسیعی از فعالیت های ذهنی و روش های آرام سازی را شناسایی می کند که می تواند به تنظیم فرآیندهای بدن بیمار کمک کند.
در نهایت، بیماران یاد می گیرند که چگونه این پروسه ها را بدون نیاز به نظارت کنترل کنند.
جلسات معمولا کمتر از یک ساعت طول می کشد برای برخی از شرایط، بیماران در ظرف هشت تا 10 جلسه در معرض درمان قرار می گیرند. برای سایر شرایط، مانند بهبود فشار خون بالا، ممکن است 20 جلسه برای ظاهر شدن علایم درمان نیاز باشد. این جلسات با فعالیت های ذهنی و آرامشدهنده در خانه به مدت 5 تا 10 دقیقه در روز تکمیل می شود.
👈 استفاده روش
با توجه به مرکز پزشکی مرکز مریلند (UMM)، مشخص نیست که چرا و چگونه بیوفیدبک عمل می کند، اما به نظر می رسد که به نفع افراد با شرایط مرتبط با استرس مفید است.
هنگامی که فرد تحت تأثیر محیط سترس زا قرار می گیرد، فرآیندهای داخلی مانند فشار خون می توانند نامنظم گردد. در درمان بیوفیدبک تمرینات آرامش دهنده و تمرینات ذهنی را آموزش می دهیم که می تواند علائم بیماری را کاهش دهد.
۱
بقیه در قسمت دوم...👇
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 درمان با بیوفیدبک قسمت دوم
👈 میگرن
تکنیک های بیوفیدبک و آرام سازی معمولا به عنوان یک درمان برای سردرد و میگرن مورد استفاده قرار می گیرند، اما مطالعات در مورد اثربخشی آن باعث نتایج متفاوتی میگردند.
در سال 2015، یک تحقیق ژاپنی دریافت که درمان بیوفیدبک میزان و شدت علائم را در افراد مبتلا به سردرد میگرنی کاهش می دهد.
با این حال، در سال 2009، یک گروه دیگر گزارش داد که در حالی که آرامش به نفع افراد مبتلا به سردرد میگرنی است، ترکیب آرامش با بیوفیدبک به نظر نمی رسد منافع بیشتری به ارمغان بیاورد.
نویسندگان خاطرنشان می سازند:
"Biofeedback
یک شیوه درمان پر هزینه و وقت گیر است که در مطالعه ما، در مقایسه با تکنیک های آرام کننده به تنهایی، در درمان سردردهای میگرنی و سردرد تنشی در بزرگسالان هیچ مزیت دیگری به همراه نداشت."
موسسه سرماخوردگی و نورولوژیک میشیگان (MHNI) معتقد است که استفاده از بیوفیدبک درمان علائم سردرد و میگرن را در 40 تا 60 درصد بیماران، مشابه میزان موفقیت دارویی، را بهبود می بخشد.
آنها پیشنهاد می کنند که ترکیب بیوفیدبک با دارو ممکن است اثربخشی هر دو را افزایش دهد، اما در حالی که بیوفیدبک می تواند به کاهش میگرن ناشی از استرس کمک کند، مواردی که از سایر عوامل ایجاد شده اند ممکن است کمتر پاسخگو باشند.
👈بیش فعالی
Neurofeedback
یک نوع بازخورد درمان است که ممکن است به بیماران مبتلا به ADHD کمک کند.
برخی مطالعات نشان می دهند که بیوفیدبک EEG یا نوروفیدبک ممکن است به افرادی که ADHD دارند کمک کند.
به گفته نویسندگان بررسی سیستماتیک منتشر شده در BMJ در سال 2014، شواهد در حال افزایش است که نشان می دهد neurofeedback می تواند در ADHD کمک کند، اما به دلیل طراحی ضعیف بسیاری از مطالعات، تحقیقات بیشتری برای تأیید اثربخشی آن انجام می شود.
افزودن تغييرات ضربان قلب به درمان استاندارد PTSD هيچگونه مزيتي به همراه نداشت.
با این حال، در سال 2016، دانشمندان گزارش دادند که استفاده از بیوفیدبک EEG "به طور قابل توجهی علائم PTSD را کاهش داد" در 17 بیمار مبتلا به PTSD اینگزارش شد.
👈 ادرار بی اختیار
براساس یافته های مطالعات بالینی، آژانس تحقیقات بهداشت و درمان در حال حاضر توصیه می کند آموزش عضلات کف لگن با درمان بیوفیدبک برای درمان بی اختیاری ادرار، بر اساس یافته های مطالعات بالینی قابل توجه است.
👈اضطراب کودکان از دندانپزشکی
محققان دانشکده دندانپزشکی نارایانا و بیمارستان در هند بررسی کردند که آیا درمان بیوفیدبک می تواند در کنترل اضطراب کودکان در هنگام بازسازی دندان ها کمک کند.
در ژورنال اروپایی
Archives of European Dentistry
آنها نتیجه می گیرند ک Biofeedback می تواند در مراجعات اولیه برای کودکان مبتلا به دیابت دچار اضطراب استفاده شود و استفاده از ماشین های ساده و بی فایده برای این قرار ملاقات ها در تنظیم دندان ها پیشنهاد شده است."
👈بیماری رینود
بیماری رینود یک نوع شرطی شدن بدن است که برخی از قسمت های بدن در پاسخ به درجه حرارت سرد یا دریافت استرس عاطفی یا احساس خجالت و شخص احساس سردی میکند. این موضوع به دلیل مشکل خون رسانی به پوست است.
مطالعات نشان می دهد که بیوفیدبک حرارتی می تواند به کاهش علائم بیماری رینود کمک کند. انجمن رینود گزارش می دهد که 80 تا 90 درصد بیماران مبتلا به رینود بهبود گردش خون و کاهش علائم پس از درمان را تجربه کرده اند.
۲
بقیه در قسمت سوم...
👈 میگرن
تکنیک های بیوفیدبک و آرام سازی معمولا به عنوان یک درمان برای سردرد و میگرن مورد استفاده قرار می گیرند، اما مطالعات در مورد اثربخشی آن باعث نتایج متفاوتی میگردند.
در سال 2015، یک تحقیق ژاپنی دریافت که درمان بیوفیدبک میزان و شدت علائم را در افراد مبتلا به سردرد میگرنی کاهش می دهد.
با این حال، در سال 2009، یک گروه دیگر گزارش داد که در حالی که آرامش به نفع افراد مبتلا به سردرد میگرنی است، ترکیب آرامش با بیوفیدبک به نظر نمی رسد منافع بیشتری به ارمغان بیاورد.
نویسندگان خاطرنشان می سازند:
"Biofeedback
یک شیوه درمان پر هزینه و وقت گیر است که در مطالعه ما، در مقایسه با تکنیک های آرام کننده به تنهایی، در درمان سردردهای میگرنی و سردرد تنشی در بزرگسالان هیچ مزیت دیگری به همراه نداشت."
موسسه سرماخوردگی و نورولوژیک میشیگان (MHNI) معتقد است که استفاده از بیوفیدبک درمان علائم سردرد و میگرن را در 40 تا 60 درصد بیماران، مشابه میزان موفقیت دارویی، را بهبود می بخشد.
آنها پیشنهاد می کنند که ترکیب بیوفیدبک با دارو ممکن است اثربخشی هر دو را افزایش دهد، اما در حالی که بیوفیدبک می تواند به کاهش میگرن ناشی از استرس کمک کند، مواردی که از سایر عوامل ایجاد شده اند ممکن است کمتر پاسخگو باشند.
👈بیش فعالی
Neurofeedback
یک نوع بازخورد درمان است که ممکن است به بیماران مبتلا به ADHD کمک کند.
برخی مطالعات نشان می دهند که بیوفیدبک EEG یا نوروفیدبک ممکن است به افرادی که ADHD دارند کمک کند.
به گفته نویسندگان بررسی سیستماتیک منتشر شده در BMJ در سال 2014، شواهد در حال افزایش است که نشان می دهد neurofeedback می تواند در ADHD کمک کند، اما به دلیل طراحی ضعیف بسیاری از مطالعات، تحقیقات بیشتری برای تأیید اثربخشی آن انجام می شود.
افزودن تغييرات ضربان قلب به درمان استاندارد PTSD هيچگونه مزيتي به همراه نداشت.
با این حال، در سال 2016، دانشمندان گزارش دادند که استفاده از بیوفیدبک EEG "به طور قابل توجهی علائم PTSD را کاهش داد" در 17 بیمار مبتلا به PTSD اینگزارش شد.
👈 ادرار بی اختیار
براساس یافته های مطالعات بالینی، آژانس تحقیقات بهداشت و درمان در حال حاضر توصیه می کند آموزش عضلات کف لگن با درمان بیوفیدبک برای درمان بی اختیاری ادرار، بر اساس یافته های مطالعات بالینی قابل توجه است.
👈اضطراب کودکان از دندانپزشکی
محققان دانشکده دندانپزشکی نارایانا و بیمارستان در هند بررسی کردند که آیا درمان بیوفیدبک می تواند در کنترل اضطراب کودکان در هنگام بازسازی دندان ها کمک کند.
در ژورنال اروپایی
Archives of European Dentistry
آنها نتیجه می گیرند ک Biofeedback می تواند در مراجعات اولیه برای کودکان مبتلا به دیابت دچار اضطراب استفاده شود و استفاده از ماشین های ساده و بی فایده برای این قرار ملاقات ها در تنظیم دندان ها پیشنهاد شده است."
👈بیماری رینود
بیماری رینود یک نوع شرطی شدن بدن است که برخی از قسمت های بدن در پاسخ به درجه حرارت سرد یا دریافت استرس عاطفی یا احساس خجالت و شخص احساس سردی میکند. این موضوع به دلیل مشکل خون رسانی به پوست است.
مطالعات نشان می دهد که بیوفیدبک حرارتی می تواند به کاهش علائم بیماری رینود کمک کند. انجمن رینود گزارش می دهد که 80 تا 90 درصد بیماران مبتلا به رینود بهبود گردش خون و کاهش علائم پس از درمان را تجربه کرده اند.
۲
بقیه در قسمت سوم...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍درمان با بیوفیدبک قسمت سوم
👈یبوست مزمن
تیمی از دانشگاه آیووا دریافتند که درمان با بیوفیدبک نتایج بهتری را برای این بیماری مزمن نشان می دهند که استفاده از ملین ها برای یبوست مزمن و بیوفیدبک می تواند عضلات منجر به یبوست مزمن را دوباره فعال کند.
به گفته نویسنده اصلی این مطالعه، "نتایج نشان می دهد که بهبود جنبش روده در تقریبا 80 درصد از بیماران از طریق بیوفیدبک امکان پذیر است."
این توسط محققان در سال 2014 تایید شد، که توانستند نتیجه بگیرند که بیماران مبتلا به یبوست، با یا بدون سندرم روده تحریک پذیر IBS "احتمالا از درمان بیوفیدبک بهره مند خواهند شد".
👈بی اختیاری در دفع مدفوع
دانشمندان دانشگاه لوبک در آلمان دریافتند که تحریک الکتریکی همراه با درمان زیست شناسی به بیماران مبتلا به بی اختیاری مدفوع کمک می کند.
آنها در مجله بین المللی بیماری کولورکتال گزارش دادند که "شواهد کافی برای اثربخشی BF (بیوفیدبک) به همراه ES (تحریک الکتریکی) در ترکیب درمان بی اختیاری در دفع مدفوع وجود دارد. به نظر می رسد تحریک AM-MF (فرکانس متوسط-امپدانس) به همراه BF برای درمان موثر و ایمن است. "
👈درمان شناختی و رفتاری
دکتر جان کریستال، سردبیر روانپزشکی زیست شناسی، گفت که بیوفیدبک ممکن است راههای جدیدی را برای درمان شناختی و رفتاری باز کند.
او در مورد یک مطالعه که در آن مردم قادر به کنترل فعالیت برخی از مناطق مغز در هنگام دریافت سیگنال های بازخورد هستند و توسط تصویر برداری مغز تشدید مغناطیسی عملکرد (fMRI) را اظهار داشت.
👈درد مزمن رکتوم
مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه کارولینای شمالی نشان داده است که بیوفیدبک موثرتر از سایر درمانهای نوعی درد مزمن رکتوم به شمار میرود که به نام سندرم levator ani شناخته شده است.
👈بروکسیسم شبانه
Bruxism
بروکسیسم شبانه، جویدن، ساییدن و به صدا در آوردن، یا انسداد دندان ها و فک ها در طول خواب است.
یک تیم در بیمارستان دندانپزشکی ترنر، منچستر، انگلستان، تأثیر درمان بیوفیدبک را بر این وضعیت بررسی کرد.
نه نفر از شرکت کنندگان یک دستگاه بیوفیدبک مخصوص به آنها داده شد و دستور داده شد که هر شب برای مدت 5 هفته استفاده کنند.
یازده نفر از شرکت کنندگان در صبح بیدار شدن از سردرد و ناراحتی عضلانی شکایت داشتند.
نویسندگان این مطالعه به این نتیجه رسیدند: "استفاده از بیوفیدبک می تواند سطح فعالیت های عملکردی را کاهش دهد و بهبود علائم معناداری را به همراه داشته باشد". آنها افزودند که در طی دوره مطالعه هیچ عوارض جانبی مشاهده نشد.
👈تدوام گفتاری دوران کودکی
فردی که در معرض تداوم گفتاری قرار دارد، برایش دشوار است که خواسته هایش را به درستی و مداوم بیان کند. این مشکل در واقع به خاطر یک مشکل در لایه مغز است، نه در عضلات گفتاری.
محققان آزمایشگاه های Haskins در کانکتیکات به بررسی اثربخشی یک برنامه درمانی پرداختند که شامل سونوگرافی با بیوفیدبک برای شش کودک مبتلا به آپکساسیون گفتاری در دوران کودکی (CAS) بود که خطاهای را در خود داشت.
پس از 18 جلسه درمان، محققان نتیجه گرفتند که "یک برنامه درمان شامل بیوفیدبک اولتراسوند یک گزینه مناسب برای بهبود دقت صدا در کودکان با خطاهای مکرر مرتبط با CAS است."
🔑شرایط دیگر که ممکن است از بیوفیدبک بهره مند شوند عبارتند از:
درد کمر
سرگیجه
اضطراب
آسم
خونریزی شدید
فشار خون
دیابت
درد مزمن
کم اشتهایی
احساس ناخوشایند
اختلالات تربیتی
اسپاسم عضلانی
بیماریهای احساسی
Biofeedback therapy
می تواند به بهبود عملکرد در تحرکات ورزشی کمک کند.
تیموتی هارکنیس، روانپزشک ورزشی، برای کمک به ابیناف بیاندرا، که مدال طلا را در مسابقات 10 متری پرش در هوا در المپیک پکن به دست آورد، از آموزش نوروفیدبک استفاده کرد.
پایان
۳
منبع اصلی:
https://www.medicalnewstoday.com/articles/265802.php
👈یبوست مزمن
تیمی از دانشگاه آیووا دریافتند که درمان با بیوفیدبک نتایج بهتری را برای این بیماری مزمن نشان می دهند که استفاده از ملین ها برای یبوست مزمن و بیوفیدبک می تواند عضلات منجر به یبوست مزمن را دوباره فعال کند.
به گفته نویسنده اصلی این مطالعه، "نتایج نشان می دهد که بهبود جنبش روده در تقریبا 80 درصد از بیماران از طریق بیوفیدبک امکان پذیر است."
این توسط محققان در سال 2014 تایید شد، که توانستند نتیجه بگیرند که بیماران مبتلا به یبوست، با یا بدون سندرم روده تحریک پذیر IBS "احتمالا از درمان بیوفیدبک بهره مند خواهند شد".
👈بی اختیاری در دفع مدفوع
دانشمندان دانشگاه لوبک در آلمان دریافتند که تحریک الکتریکی همراه با درمان زیست شناسی به بیماران مبتلا به بی اختیاری مدفوع کمک می کند.
آنها در مجله بین المللی بیماری کولورکتال گزارش دادند که "شواهد کافی برای اثربخشی BF (بیوفیدبک) به همراه ES (تحریک الکتریکی) در ترکیب درمان بی اختیاری در دفع مدفوع وجود دارد. به نظر می رسد تحریک AM-MF (فرکانس متوسط-امپدانس) به همراه BF برای درمان موثر و ایمن است. "
👈درمان شناختی و رفتاری
دکتر جان کریستال، سردبیر روانپزشکی زیست شناسی، گفت که بیوفیدبک ممکن است راههای جدیدی را برای درمان شناختی و رفتاری باز کند.
او در مورد یک مطالعه که در آن مردم قادر به کنترل فعالیت برخی از مناطق مغز در هنگام دریافت سیگنال های بازخورد هستند و توسط تصویر برداری مغز تشدید مغناطیسی عملکرد (fMRI) را اظهار داشت.
👈درد مزمن رکتوم
مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه کارولینای شمالی نشان داده است که بیوفیدبک موثرتر از سایر درمانهای نوعی درد مزمن رکتوم به شمار میرود که به نام سندرم levator ani شناخته شده است.
👈بروکسیسم شبانه
Bruxism
بروکسیسم شبانه، جویدن، ساییدن و به صدا در آوردن، یا انسداد دندان ها و فک ها در طول خواب است.
یک تیم در بیمارستان دندانپزشکی ترنر، منچستر، انگلستان، تأثیر درمان بیوفیدبک را بر این وضعیت بررسی کرد.
نه نفر از شرکت کنندگان یک دستگاه بیوفیدبک مخصوص به آنها داده شد و دستور داده شد که هر شب برای مدت 5 هفته استفاده کنند.
یازده نفر از شرکت کنندگان در صبح بیدار شدن از سردرد و ناراحتی عضلانی شکایت داشتند.
نویسندگان این مطالعه به این نتیجه رسیدند: "استفاده از بیوفیدبک می تواند سطح فعالیت های عملکردی را کاهش دهد و بهبود علائم معناداری را به همراه داشته باشد". آنها افزودند که در طی دوره مطالعه هیچ عوارض جانبی مشاهده نشد.
👈تدوام گفتاری دوران کودکی
فردی که در معرض تداوم گفتاری قرار دارد، برایش دشوار است که خواسته هایش را به درستی و مداوم بیان کند. این مشکل در واقع به خاطر یک مشکل در لایه مغز است، نه در عضلات گفتاری.
محققان آزمایشگاه های Haskins در کانکتیکات به بررسی اثربخشی یک برنامه درمانی پرداختند که شامل سونوگرافی با بیوفیدبک برای شش کودک مبتلا به آپکساسیون گفتاری در دوران کودکی (CAS) بود که خطاهای را در خود داشت.
پس از 18 جلسه درمان، محققان نتیجه گرفتند که "یک برنامه درمان شامل بیوفیدبک اولتراسوند یک گزینه مناسب برای بهبود دقت صدا در کودکان با خطاهای مکرر مرتبط با CAS است."
🔑شرایط دیگر که ممکن است از بیوفیدبک بهره مند شوند عبارتند از:
درد کمر
سرگیجه
اضطراب
آسم
خونریزی شدید
فشار خون
دیابت
درد مزمن
کم اشتهایی
احساس ناخوشایند
اختلالات تربیتی
اسپاسم عضلانی
بیماریهای احساسی
Biofeedback therapy
می تواند به بهبود عملکرد در تحرکات ورزشی کمک کند.
تیموتی هارکنیس، روانپزشک ورزشی، برای کمک به ابیناف بیاندرا، که مدال طلا را در مسابقات 10 متری پرش در هوا در المپیک پکن به دست آورد، از آموزش نوروفیدبک استفاده کرد.
پایان
۳
منبع اصلی:
https://www.medicalnewstoday.com/articles/265802.php
Medical News Today
Biofeedback therapy: How it works and uses
Biofeedback therapy is a non-invasive, non-drug treatment which teaches people to control bodily processes that are usually involuntary. These include muscle tension, blood pressure, and heart rate. The ability to control these factors can help with a wide…