Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
610 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
ول زمان تغییر میکنند. از نیازهای اساسی هر انسان داشتن دوستان همطراز و همفکر میباشد. از تاثیر دوستان بر رابطه ها و نحوه زندگی غافل نباشید. باید مرزها مشخص شوند. دوستان خوب و مدبر میتوانند در خوشبختی ما در رابطه ها موثر باشند. مثلا دوستی میتواند از کودک ما مراقبت کند و ما یک روز با همسرمان وقت بگذرانیم. نیاز به تفریح مشترک برای بسیاری از مادر و پدرها بعد از فرزند داری نزول میکند، چه بسا این متغیرها سبب کمبود شادمانی میشوند. یک زن و شوهر در مرحله اول زن و شوهر هستند و نه پدر و مادر. نقش ها در ایفای آن و خوشبخت شدن بسیار موثر هستند.

👈قدرت بيان خواسته ها وهيجانات؛ این بسیار لازم و حتی نیاز مبرم یک زن و شوهر میباشد که در مورد نیاز ها و خواسته های خود و هیجانهای ناشی از سرکوب خواسته ها صحبت کنند. عدم اعتنا به هیجانها و خواسته ها عامل موثر در عدم خوشبختی میباشد.

👈پول ومسايل مالي، این نکته مهم میبایست در اولین روزهای زندگی مشترک تعریف شود. پول و دارایی میتواند برای افرادی که در گذشته و فرم زندگی قبلی خود متفاوت بودند تا در رابطه مشترک سبب عدم احساس خوشبختی گردد. یعنی پذیرش متقابل خواسته ها در زمینه مادی میتواند به خوشبختی بیفزاید.

ستودگان💫
بدون آزادی خوشبختی نمی تواند وجود داشته باشد‌. لازمه خوشبخت بودن ازاد بودن است.

ستودگان 💫 ۲۰۱۶
💫💫💫💫

پذیرش برهان برای کسانی که می خواهند در قعر نادانی و تعصب خود باقی بمانند، بسیار دردناک است. تغییر نیاز به مهارتی دارد که بنیان ان باور است.

ستودگان💫
💫💫💫💫

پسری که پدرش را تجربه احساسی میکند، هزاران احساس زندگی را قبل از مرگش زندگی می‌کند.
کسی که هرگز پدرش را در آغوش نگرفت ،فقط یک بار فیلمی از زندگی پدرش را دید.

ستودگان بهار ۱۹۹۶
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تفاوت بزرگی در وابستگی و دلبستگی وجود دارد. این تعریف نتیجه تجربه و اموخته های من به زبان ساده هست.

وابستگی بازتاب شده نیست و یک رفتاری هست که تکرار میشه و به شخص خاصی مربوط نیست. افرادی که‌ خودشون رو وابسته میکنند به کسی به جنس و عشق مربوط نیست اونها قادر هستند به هر چیزی وابسته بشن و سریعا میتونند جانشین برای اون پیدا کنند اینها افرادی هستند که در عرض ه سال میتونند با چندین نفر دوست بشن و رابطه رو قطع کنند و در حین پروسه ختم رابطه وارد رابطه جدید میشن. اینها در واقع از طرف مقابل سو استفاده میکنند و همینکه کمی دیده میشن پروسه وابستگی (با خود مظلومی و تخریب دوست قبلی = طرحواره قربانی و وابستگی) شروع میشه. قبلا گفتم این رفتارها بازتاب شده نیست. ولی تصاویری که دیروز گذاشتم از متن المانی در همین زمینه هست که چقدر والدین میتونند در وابستگی کودکان موثر باشند. در فرهنگهایی که توجه بیش از اندازه و نیاز به کودکان و بعد نوجوانان در رابطه والد-> فرزند میشه بعدها در رابطه دوست پسر -> دوست دختر و یا همسر تکرار میشه چرا که این رفتار وابسته اموخته شده هست و شخص فکر میکنه توجه = محبت = کنترل و همه اینها بنای وابستگی هستند که امکان دلبستگی رو میگیره.
در دلبستگی که رفتار بازتاب شده هست (کم دبده میشه) مرزهای توجه و حتی محبت رعایت میشه. شما وقتی گلدانی دارید تو خونه که گل میده چون براش زحمت کشیدید وقتی گلی میده اونرو نمیکنی و جدا نمیکنی از اصلش‌. چرا؟ (بازتاب) چون هم زحمت کشیدید و صبر کردید و میدونید رو ساقه بیشتر عمر میکنه و تو اب از بین میره و ....و پرورده شماست و علاقه شما متفاوت هست به اون و وقتی زمان وداع با گل فرا میرسه قبول میکنید که‌این بخشی از زندگی گل هست و یک پریود زمانی داره و میپذیرید چون قدرت تغبیر ندارید. رابطه با دلبستگی دقیقا به همین صورت هست و باید طبیعت افراد رو در رابطه پذیرفت و رابطه رو سالم نگه داشت باید پرورش داد و پذیرفت که شکوفایی رابطه نیاز به مراقبت داره و پروراندن و نباید اون رو به عهده موتور زندگی گذاشت بلکه برای رابطه زحمت کشید و متقابلا و این دلبستگی. در دلبستگی احساس تملک وجود نباید داشته باشه ولی احساس تعلق از نیازهای بشری هست و همه ما دوست داریم متعلق به گروهی باشیم و انسان سالم دوست نداره کسی مالک اون بشه. ولی در وابستگی احساس مالکیت وجود داره و احساس حسادت.
در دلبستگی حسادت وجود نداره چون ترس از دست دادن نیست چون وقتی در دست داشته باشیم احساس تملک خواهیم داشت. رابطه سالم در کنار هم بودن هست و کلمه همسر بهترین اسم برای رابطه سالم هست.

در دلبستگی پذیرش ها بسیار فعال هستند و در وابستگی ها عدم پذیرش ها. در دلبستگی با منطق و احساس بازتاب میکنیم و تصمیم میگیریم و در وابستگی منطق در حداقل استفاده هست و اخاذی احساس شیوه نگهداری رابطه ناسالم. در دلبستگی مرزهای خود را میشناسیم ولی در وابستگی مرزها مشخص نیستند.
Forwarded from Deleted Account
تفاوت های دلبستگی و وابستگی:

📍 معمولا دیده می شود در بین انسانها و مخصوصا دو جنس مخالف ،مرزهای دلبستگی و وابستگی مشخص نیست . درحالیکه دلبستگی منجر به سازندگی و رشد رابطه می شود اما وابستگی آفتی هست که یک رابطه را تهدید کرده و به شکست می کشاند تفاوتهای دلبستگی و وابستگی بیان می شود.

📍کسانی که به اشتباه وابستگی را با عشق دلبستگی اشتباه گرفته اند توجه کنند و نسبت به اصلاح آن بکوشند و سعی کنند با دلبستگی پایه های یک خانواده گرم را پی ریزی کرده یا مستحکم نمایند .

⭕️ تفاوت اول؛
دلبستگی: رابطه ای خاص و پایدار بین دو نفراست که بواسطه خواستن یکدیگر، آن دو به هم نزدیک می شوند و هردو تمایل دارند.
وابستگی: به رابطه ای اشاره دارد که درآن وجود یک فرد به طرف مقابلش بستگی دارد اگر تو نباشی من مرده ام.


⭕️ تفاوت دوم؛
دلبستگی: سازگاری طبیعی برای بقاءاست.
وابستگی: مکانیسمی مرضی است.

⭕️ تفاوت سوم؛
دلبستگی: از احساس امنیت و صمیمیت شکل می گیرد.
وابستگی: از احساس ناامنی نشات می گيرد.

⭕️ تفاوت چهارم؛
دلبستگی: احساس تعلق وجود دارد.
وابستگی: احساس تملک وجود دارد.

⭕️ تفاوت پنجم؛
دلبستگی: به شخص استقلال می دهد .
وابستگی: آزادی را از شخص می گیرد.

⭕️ تفاوت ششم٬
دلبستگی: فرد را آنطور که هست می خواهیم.
وابستگی:فردرا آن چنان که می خواهیم، شکل می دهیم.

⭕️ تفاوت هفتم؛
دلبستگی: شدت احساسات مثبت و منفی نسبت به معشوق در حد تعادل قرار دارد.
وابستگی: احساسا ت شدید و غیرقابل کنترل نسبت به معشوق مشاهده می شود.

⭕️ تفاوت هشتم؛
دلبستگی: عشق غیر مشروط است (بي هيچ نيازي دوستش دارم) .
وابستگی: عشق مشروط است(دوستش دارم چون به او نيازمندم) .

⭕️ تفاوت نهم؛
دلبستگی: نوع عشق دگر خواهانه است.
وابستگی: عشق خود خود خواهانه است.

⭕️ تفاوت دهم؛
دلبستگی: توان عشق ورزیدن به خود و دیگری.
وابستگی: ناتوانی در عشق ورزیدن به خود و دیگری .

⭕️ تفاوت یازدهم؛
دلبستگی: مشتاق رشد است.
وابستگی: مانع رشد است.

⭕️ تفاوت دوازدهم؛
دلبستگی: موجب آرامش و نهایت است.
وابستگی: به شکست ختم مي شود.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan

روشهایی برای رهایی از وابستگی عاطفی

یادگیری چیرگی برای مقابله با وابستگی عاطفی به جسارت زیادی نیاز دارد ولی ارزش این را نیز دارد که بتوانید زندگی خود را بیشتر و بهتر کنترل کنید. عدم وابستگی و دلبستگی های کمتر، به زمان و تمریناتی نیاز دارد که شما را به تدریج به فردی مستقل تر تبدیل خواهد کرد.

یک- مشاهده استقلال به عنوان یک پاسخ به مشکلات زندگی
راز خوشبختی، آزادی است.
دو- اهمیت نیازهای خود را بشناسید
از حالا به بعد، خوشبختی ام بالاترین اولویت را دارد.
سه- شما مسئول شادی خود هستید
این وظیفه ماست که از خود مراقبت کنیم.

چهار- دیگران مسئول نیازهای شما نیستند
تنها راه آزاد شدن از دیگران، این است که آنها را از خود آزاد کنید.

پنج- از زمان تنهایی خود، لذت ببرید
اگر با خودتان دوست باشید، هرگز تنها نمی مانید.

شش- عشق به خود را جایگزین خشم به خود کنید
ترجیح می دهم آرام باشم تا اینکه همه چیز را کنترل کنم.

هفت- شناخت و عبور از الگوهای مخرب دوران کودکی
نقش زمان حال، معکوس کردن و یا جبران کردن گذشته نیست.

هشت- از انگیزه های آنی بدون تفکر قبلى (تکانشی) بگذرید

نه- با احساسات خود روبرو شوید و آنها را قبول کنید

ده- مکانیسم های غلبه سالم را ایجاد کنید

یازده- تشخیص دهید که چه زمان شروع می کنید به چسبیدن
هرگز اجازه ندهید که خوشبختی شما به چیزی که ممکن است آن را از دست دهید وابسته شود.

دوازده- سکان را به دست امیال ندهید
راهکار این است که اهداف باید انعطاف پذیر باشند و بر یک هدف خاص، تمرکز نکرد.

سیزده- از تایید نارضایتی و ناامیدی اجتناب کنید

چهارده- مسئول باورهای وابسته خود باشید

پانزده- از کمال طلبی جلوگیری کنید

شانزده- از برداشت فاجعه آمیز اجتناب کنید

هفده- برای لذت، منابع متنوعی ایجاد کنید

هجده- تعویض وابستگی های خود را بیاموزید

نوزده- انتظارات خود در مورد اشخاص را رها کنید

بیست - به موضوعات، با حسن نیت بنگرید و فکر نکنید که در برابرشان موظفید
بیست و 1- تغییر توجه و تمرکز حواس را تمرین کنید.

بیست و 2- از دستاوردهای متعدد استقبال کنیدود.

بیست و 3- در هر شرایطی آرام و خونسرد باشید

بیست و4- در زندگی، صبر بیشتری داشته باشید

نتیجه گیری
هیچ کس کاملاً مستقل نیست، حتی کسانی که به ظاهر بسیار "قوی" به نظر می رسند. احساس خوب آنها، در بیشتر مواقع، متکی به آن چیزی است که در خود دارند و می دانند در صورت نیاز؛ کسی که می تواند به ایشان کمک کند، با یک تلفن ساده، در دسترس است.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan

ناکامی در عشق
پرونده ای در باب آسیب شناسی عشق

√ انسان بهنجار را کسی میدانند که در سه زمینه موفق باشد؛کار،عشق و روابط عاطفی،و ارتباطات اجتماعی.بنابراین،یکی از پایه های سلامت روان عشق است.در ادبیات پارسی در وصف مفهوم عشق سخن ها رفته است.اما زمانی که از نظر علمی به مفهوم عشق مینگریم،زیبایی و لذتی که در اشعار شاعران و متون ادبی دیده میشود،کاهش می یابد.به واقع،از دیدگاه روانشناسی امکان شکل گیری آسیب‌هایی در این فرآیند وجود دارد که در این نوشته به اختصار به آن می پردازیم.
باید دانست که در عالم واقع،مرزبندی هایی به این دقت امکان پذیر نیست و درجاتی از هر یک از این موارد در همه افراد وجود دارد.

√ ناتوانی در عاشق شدن
به نظر میرسد گروهی از افراد نمیتوانند عاشق دیگران باشند آنها توانایی همدلی کردن و نگران بودن برای دیگران را ندارند.اعتماد کردن به دیگران برای آنها دشوار است و توانایی نزدیک شدن به افراد را ندارند.در واقع انسان ها زمانی میتوانند عاشق شوند که قادر باشند تا حدودی واقعیت وجودی دیگران را تحریف و آن را آرمانی کنند.این دسته از افراد به دلیل نگرش واقع گرایانه به دیگران،نمیتوانند عاشق شوند و به همین سبب معمولا مجرد می مانند و حتی اگر ازدواج کنند اشتیاق اندکی به طرف مقابل نشان می دهند.هر نوع رابطه نزدیک با دیگران،احساسات شدیدی را برمی‌انگیزند.افرادی که در این گروه قرار می گیرند،نمی توانند این احساسات شدید را مدیریت کنند و از غوطه ور شدن در این احساسات یا رها شدن در آنها می هراسند،بنابراین از عشق اجتناب می کنند.

√ ناتوانی در باقی ماندن در عشق
گروهی از افراد توانایی برقراری رابطه نزدیک و عاشق شدن را دارند اما بعد از مدتی،عشق آنها رو به زوال می رود و احساس مبهمی از نارضایتی از رابطه شکل می گیرد و این سوال مطرح می شود که آیا برای یکدیگر مناسب اند یا خیر؟چون این افراد آگاهی روشنی از علت این نارضایتی ندارند،برای توجیه آن به دنبال نقص و ایراد در طرف مقابل می گردند.در نهایت، پس از مدتی رابطه قطع می شود و این چرخه بارها و بارها با یک فرد یا با افراد متفاوت تکرار می شود.به نظر می‌رسد مشکل این افراد ریشه در اضطراب ناشی از نزدیکی بیش از حد دارد.به بیان دیگر عاشق شدن برای آنها یک موقعیت استرس زا تلقی می‌شود که مرزهای فرد را تهدید می‌کند.فرد نگران اسارت و حتی از دست دادن هویت خود در رابطه است،بنابراین از رابطه کنار می کشد،ولی چون تنهایی نیز برایش تحمل ناپذیر است،در الگوی دوری و نزدیکی با یک فرد یا افراد متفاوت نوسان می کند.

√ ناتوانی در خارج شدن از عشق
بر خلاف آنچه به نظر می‌رسد،خارج نشدن از رابطه عاشقانه الزاما مثبت نیست و ممکن است آسیب زا باشد.در شرایط بهنجار وقتی عشق بدون پاسخ می ماند به تدریج کم رنگ می شود و از بین می رود،در حالی که در گروهی از افراد،عشق بدون پاسخ،تشدید می شود.افرادی که در این گروه قرار می گیرند،برای تنظیم احساساتشان شدیدا به دیگران وابسته‌اند.نیاز آنها به محبت و تأیید دیگران در حکم مواد مخدر برای معتادان است.اعتیاد شدید به دیگری باعث شکل گیری تظاهرات رفتاری افراطی مثل التماس کردن و احساس اجبار برای نزدیک شدن به دیگران می شود.آنان فردی را که عشق آنها را بدون پاسخ گذاشته آرمانی می کنند و نمیتوانند ناکامی حاصل از پذیرفته نشدن را تحمل کنند،مگر همراه با احساس خشم کشنده یا نا امیدی مطلق.

√ ناتوانی در احساس دوست داشتنی بودن
لازمه احساس دوست داشتنی بودن سطح متناسبی از دوست داشتن خود است.در غیر این صورت،فرد احساس دوست داشتنی بودن ندارد.هنگامی این وضع بدتر می شود که فرد همه محبت های دیگران را طرد و تخریب می کند.دراین اوضاع این افراد برای حفظ برتری به دیگران،تلاش می کنند آنچه عشق ارزانی می دارد،نابود کنند.آنها دوست داشتن را به سخره گرفته و نفرت را آرمانی می کنند.در واقع،این افراد جنبه‌های دوست داشتنی خود را که می تواند به دلبستگی و وابستگی در رابطه بیانجامد،از بین می برند.این افراد عزت نفس شکننده ای پیدا می کنند که با اضطراب جدایی شدید همراه است.

به نقل از نشریه پیام مشاور(نشریه مشترک وزارت علوم و دانشگاه تهران)شماره صدو سی.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan

کلمۀ «دلبستگی» یعنی پیوند یا بستن. بنا به نظریه دلبستگی، دلبستگی پیوندی است بین یک فرد با «شخص دلبستگی». در روابط بزرگسالی، طرفین متقابلاً «شخص دلبستگی» یکدیگرند؛ در رابطۀ کودک و بزرگسال چنین نیست. دلبستگی پیوندی است مبتنی بر نیاز به ایمنی، امنیت و حمایت. در مورد کودک، دلبستگی برای حفظ، بقاء و نهایتاً تولید مثل یک نقش بیولوژیکی خاص ایفاء می کند.
لذا دلبستگی معادل عشق یا عاطفه نیست. در رابطۀ کودک و والد هم این طور نیست که سایر تعامل های والد کودک مانند تغذیه، تحریک، بازی یا حل مشکل را هم شامل شود. معادلِ پیوندِ شخص دلبستگی به کودک همانا «پیوند مراقبت ورزی» است. در بزرگسالی، پیوند و رفتار دلبستگی معمولاً معطوف به یاران یا دوستان نزدیک است. نهایتاً در سالمندی، رفتار دلبستگی غالباً یک حلقۀ کامل است و از ناحیه بزرگسال به سمت جوان، و از سمت والدین به سمت فرزندان است. دلبستگی معادل وابستگی هم نیست.
بالبی (1969/1982، 1073، 1980) دلبستگی را یک غریزۀ بیولوژیگی می داند که تطور آن به خاطر اطمینان از بقاء کودکان است. سه مفهوم مورد نظر او دلبستگی، جدایی و فقدان است. مشکل «جدایی» و «فقدان» دردناک و مضطرب کننده است و اگر حل نشود، عواقب عاطفی ماندگاری به دنبال دارد. دلبستگی ناایمن یک عامل آسیب زا و نشانۀ خطر برای عملکرد کودک و تطابق او با اجتماع وسیع تر است. این که رفتار دلبستگی چگونه شکل می گیرد بسته به محیطِ مراقبت ورزی است، وضعیتی که مسئولیت دلبستگی ایمن را بر عهدۀ مراقبت ورزِ کودک می گذارد. پژوهش های متعدد صحت نظرات بالبی را اثبات کرده است.
💫💫💫💫

با بعضی ها که در تراپی صحبت میکنم وقتی نکته به نکته به بازتاب میپردازیم و به محض اینکه وارد تونل دردناک تغییر و درمان میشوند بدنبال روزنه نوری میگردند که درد را با آن تقسیم کنند. و به یکباره به یاد فرهنگشان میافتند و از روزنه فرهنگ برا تسکین درد خود استفاده میکنند. شاید این تنها دستاویز باشد و می گذاریم که به آن امیدوار باشند و بزودی به انتهای کوچه فرهنگ که رسیدند مجبور به تغییر خواهند شد.

دوست من فرهنگ پویاست و ثابت نیست. فرهنگ را ما ساختیم تا کدهایی برای با هم زیستن داشته باشیم. این کدها قابل تغییر هستند و آنها برای آسایش ما ساخته شده اند پس گاه به گاه میبایست تغییرشان دهیم و از خودمان شروع کنیم. هر چیز ثابتی به نابودی محکوم است حتی فرهنگ.

ستودگان💫
خاطرات تراپی از کتاب ششم
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
BIOFEEDBACK THERAPY

قسمت اول...

📍درمان با بایو فیدبک (زیست بازخوردی) چیست و برای چه کسانی می تواند سودمند باشد؟

(آخرین به روزرسانی Tue 10 Jan 2017)

توسط جوزف نوردکویست

مرور شده توسط Timothy J. Legg، PhD، CRNP

ترجمه: دکتر موریس ستودگان


Biofeedback
👈 بایوفیدبک درمان یک درمان غیر دارویی است که در آن بیماران به کنترل فرآیندهای بدن که به طور معمول غیر داوطلبانه مانند تنش عضلانی، فشار خون و یا ضربان قلب است، می آموزند.

در حالی که شواهد بیشتری برای حمایت از اثربخشی آن در برخی از اختلالات مورد نیاز است، در این نوع درمان اعتقاد بر این است که در تعدادی از شرایط مانند درد مزمن، بی اختیاری ادرار، فشار خون بالا، سردرد تنش و سردرد میگرنی کمک می کند.
همانطور که این نوع درمان غیر تهاجمی است و شامل مواد مخدر نیست، احتمال خطر یا عوارض جانبی نامطلوب کاهش می یابد که می تواند آن را برای کسانی که مایل به اجتناب از دارو هستند یا کسانی که نمی توانند از آنها استفاده کنند، مانند زنان باردار، مناسب باشد.

این درمان اغلب با آموزش همراه آرامش همراه است.

👈 چگونگی عملکرد بایوفیدبک

در درمان بیوفیدبک، الکترودهای متصل به بیمار اطلاعاتی در مورد فرآیندهای فیزیولوژیکی ارائه می دهند.

🔑سه نوع متداول درمان بیوفیدبک وجود دارد:

🔑بیوفیدبک حرارتی اندازه گیری دمای پوست
🔑الکترومیوگرافی اندازه گیری تنش عضلانی
👈 نوروفیدبک یا EEG بیوفیدبک
بیوفیدبک EEG یک نوع روش تخصصی بیوفیدبک است که فعالیت امواج مغز را اندازه گیری می کند. این ممکن است به بیماران با اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)، اعتیاد، اضطراب، تشنج، افسردگی و سایر انواع بیماری مغزی کمک کند.

در طی جلسه بیوفیدبک، درمانگر الکترودها را به پوست بیمار متصل می کند و این اطلاعات را به یک دستگاه بررسی و نظارت می فرستد. درمانگر اندازه گیری های روی مانیتور را مشاهده می کند و از طریق آزمایش و خطا، طیف وسیعی از فعالیت های ذهنی و روش های آرام سازی را شناسایی می کند که می تواند به تنظیم فرآیندهای بدن بیمار کمک کند.
در نهایت، بیماران یاد می گیرند که چگونه این پروسه ها را بدون نیاز به نظارت کنترل کنند.

جلسات معمولا کمتر از یک ساعت طول می کشد برای برخی از شرایط، بیماران در ظرف هشت تا 10 جلسه در معرض درمان قرار می گیرند. برای سایر شرایط، مانند بهبود فشار خون بالا، ممکن است 20 جلسه برای ظاهر شدن علایم درمان‌ نیاز باشد. این جلسات با فعالیت های ذهنی و آرامشدهنده در خانه به مدت 5 تا 10 دقیقه در روز تکمیل می شود.

👈 استفاده روش
با توجه به مرکز پزشکی مرکز مریلند (UMM)، مشخص نیست که چرا و چگونه بیوفیدبک عمل می کند، اما به نظر می رسد که به نفع افراد با شرایط مرتبط با استرس مفید است.
هنگامی که فرد تحت تأثیر محیط سترس زا قرار می گیرد، فرآیندهای داخلی مانند فشار خون می توانند نامنظم گردد. در درمان بیوفیدبک تمرینات آرامش دهنده و تمرینات ذهنی را آموزش می دهیم که می تواند علائم بیماری را کاهش دهد.
۱
بقیه در قسمت دوم...👇
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 درمان با بیوفیدبک قسمت دوم

👈 میگرن

تکنیک های بیوفیدبک و آرام سازی معمولا به عنوان یک درمان برای سردرد و میگرن مورد استفاده قرار می گیرند، اما مطالعات در مورد اثربخشی آن باعث نتایج متفاوتی میگردند.

در سال 2015، یک تحقیق ژاپنی دریافت که درمان بیوفیدبک میزان و شدت علائم را در افراد مبتلا به سردرد میگرنی کاهش می دهد.
با این حال، در سال 2009، یک گروه دیگر گزارش داد که در حالی که آرامش به نفع افراد مبتلا به سردرد میگرنی است، ترکیب آرامش با بیوفیدبک به نظر نمی رسد منافع بیشتری به ارمغان بیاورد.

نویسندگان خاطرنشان می سازند:

"Biofeedback
یک شیوه درمان پر هزینه و وقت گیر است که در مطالعه ما، در مقایسه با تکنیک های آرام کننده به تنهایی، در درمان سردردهای میگرنی و سردرد تنشی در بزرگسالان هیچ مزیت دیگری به همراه نداشت."
موسسه سرماخوردگی و نورولوژیک میشیگان (MHNI) معتقد است که استفاده از بیوفیدبک درمان علائم سردرد و میگرن را در 40 تا 60 درصد بیماران، مشابه میزان موفقیت دارویی، را بهبود می بخشد.

آنها پیشنهاد می کنند که ترکیب بیوفیدبک با دارو ممکن است اثربخشی هر دو را افزایش دهد، اما در حالی که بیوفیدبک می تواند به کاهش میگرن ناشی از استرس کمک کند، مواردی که از سایر عوامل ایجاد شده اند ممکن است کمتر پاسخگو باشند.

👈بیش فعالی

Neurofeedback
یک نوع بازخورد درمان است که ممکن است به بیماران مبتلا به ADHD کمک کند.
برخی مطالعات نشان می دهند که بیوفیدبک EEG یا نوروفیدبک ممکن است به افرادی که ADHD دارند کمک کند.

به گفته نویسندگان بررسی سیستماتیک منتشر شده در BMJ در سال 2014، شواهد در حال افزایش است که نشان می دهد neurofeedback می تواند در ADHD کمک کند، اما به دلیل طراحی ضعیف بسیاری از مطالعات، تحقیقات بیشتری برای تأیید اثربخشی آن انجام می شود.

افزودن تغييرات ضربان قلب به درمان استاندارد PTSD هيچگونه مزيتي به همراه نداشت.

با این حال، در سال 2016، دانشمندان گزارش دادند که استفاده از بیوفیدبک EEG "به طور قابل توجهی علائم PTSD را کاهش داد" در 17 بیمار مبتلا به PTSD این‌گزارش شد.

👈 ادرار بی اختیار
براساس یافته های مطالعات بالینی، آژانس تحقیقات بهداشت و درمان در حال حاضر توصیه می کند آموزش عضلات کف لگن با درمان بیوفیدبک برای درمان بی اختیاری ادرار، بر اساس یافته های مطالعات بالینی قابل توجه است.

👈اضطراب کودکان از دندانپزشکی

محققان دانشکده دندانپزشکی نارایانا و بیمارستان در هند بررسی کردند که آیا درمان بیوفیدبک می تواند در کنترل اضطراب کودکان در هنگام بازسازی دندان ها کمک کند.

در ژورنال اروپایی
Archives of European Dentistry
آنها نتیجه می گیرند ک Biofeedback می تواند در مراجعات اولیه برای کودکان مبتلا به دیابت دچار اضطراب استفاده شود و استفاده از ماشین های ساده و بی فایده برای این قرار ملاقات ها در تنظیم دندان ها پیشنهاد شده است."

👈بیماری رینود
بیماری رینود یک نوع شرطی شدن بدن است که برخی از قسمت های بدن در پاسخ به درجه حرارت سرد یا دریافت استرس عاطفی یا احساس خجالت و شخص احساس سردی میکند. این موضوع به دلیل مشکل خون رسانی به پوست است.
مطالعات نشان می دهد که بیوفیدبک حرارتی می تواند به کاهش علائم بیماری رینود کمک کند. انجمن رینود گزارش می دهد که 80 تا 90 درصد بیماران مبتلا به رینود بهبود گردش خون و کاهش علائم پس از درمان را تجربه کرده اند.
۲
بقیه در قسمت سوم‌...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍درمان با بیوفیدبک قسمت سوم

👈یبوست مزمن

تیمی از دانشگاه آیووا دریافتند که درمان با بیوفیدبک نتایج بهتری را برای این بیماری مزمن نشان می دهند که استفاده از ملین ها برای یبوست مزمن و بیوفیدبک می تواند عضلات منجر به یبوست مزمن را دوباره فعال کند.

به گفته نویسنده اصلی این مطالعه، "نتایج نشان می دهد که بهبود جنبش روده در تقریبا 80 درصد از بیماران از طریق بیوفیدبک امکان پذیر است."

این توسط محققان در سال 2014 تایید شد، که توانستند نتیجه بگیرند که بیماران مبتلا به یبوست، با یا بدون سندرم روده تحریک پذیر IBS "احتمالا از درمان بیوفیدبک بهره مند خواهند شد".

👈بی اختیاری در دفع مدفوع

دانشمندان دانشگاه لوبک در آلمان دریافتند که تحریک الکتریکی همراه با درمان زیست شناسی به بیماران مبتلا به بی اختیاری مدفوع کمک می کند.

آنها در مجله بین المللی بیماری کولورکتال گزارش دادند که "شواهد کافی برای اثربخشی BF (بیوفیدبک) به همراه ES (تحریک الکتریکی) در ترکیب درمان بی اختیاری در دفع مدفوع وجود دارد. به نظر می رسد تحریک AM-MF (فرکانس متوسط-امپدانس) به همراه BF برای درمان موثر و ایمن است. "

👈درمان شناختی و رفتاری
دکتر جان کریستال، سردبیر روانپزشکی زیست شناسی، گفت که بیوفیدبک ممکن است راههای جدیدی را برای درمان شناختی و رفتاری باز کند.

او در مورد یک مطالعه که در آن مردم قادر به کنترل فعالیت برخی از مناطق مغز در هنگام دریافت سیگنال های بازخورد هستند و توسط تصویر برداری مغز تشدید مغناطیسی عملکرد (fMRI) را اظهار داشت.

👈درد مزمن رکتوم

مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه کارولینای شمالی نشان داده است که بیوفیدبک موثرتر از سایر درمانهای نوعی درد مزمن رکتوم به شمار میرود که به نام سندرم levator ani شناخته شده است.

👈بروکسیسم شبانه
Bruxism
بروکسیسم شبانه، جویدن، ساییدن و به صدا در آوردن، یا انسداد دندان ها و فک ها در طول خواب است.

یک تیم در بیمارستان دندانپزشکی ترنر، منچستر، انگلستان، تأثیر درمان بیوفیدبک را بر این وضعیت بررسی کرد.
نه نفر از شرکت کنندگان یک دستگاه بیوفیدبک مخصوص به آنها داده شد و دستور داده شد که هر شب برای مدت 5 هفته استفاده کنند.

یازده نفر از شرکت کنندگان در صبح بیدار شدن از سردرد و ناراحتی عضلانی شکایت داشتند.

نویسندگان این مطالعه به این نتیجه رسیدند: "استفاده از بیوفیدبک می تواند سطح فعالیت های عملکردی را کاهش دهد و بهبود علائم معناداری را به همراه داشته باشد". آنها افزودند که در طی دوره مطالعه هیچ عوارض جانبی مشاهده نشد.

👈تدوام گفتاری دوران کودکی

فردی که در معرض تداوم گفتاری قرار دارد، برایش دشوار است که خواسته هایش را به درستی و مداوم بیان کند. این مشکل در واقع به خاطر یک مشکل در لایه مغز است، نه در عضلات گفتاری.

محققان آزمایشگاه های Haskins در کانکتیکات به بررسی اثربخشی یک برنامه درمانی پرداختند که شامل سونوگرافی با بیوفیدبک برای شش کودک مبتلا به آپکساسیون گفتاری در دوران کودکی (CAS) بود که خطاهای را در خود داشت.

پس از 18 جلسه درمان، محققان نتیجه گرفتند که "یک برنامه درمان شامل بیوفیدبک اولتراسوند یک گزینه مناسب برای بهبود دقت صدا در کودکان با خطاهای مکرر مرتبط با CAS است."

🔑شرایط دیگر که ممکن است از بیوفیدبک بهره مند شوند عبارتند از:

درد کمر
سرگیجه
اضطراب
آسم
خونریزی شدید
فشار خون
دیابت
درد مزمن
کم‌ اشتهایی
احساس ناخوشایند
اختلالات تربیتی
اسپاسم عضلانی
بیماریهای احساسی

Biofeedback therapy
می تواند به بهبود عملکرد در تحرکات ورزشی کمک کند.
تیموتی هارکنیس، روانپزشک ورزشی، برای کمک به ابیناف بیاندرا، که مدال طلا را در مسابقات 10 متری پرش در هوا در المپیک پکن به دست آورد، از آموزش نوروفیدبک استفاده کرد.

پایان
۳

منبع اصلی:
https://www.medicalnewstoday.com/articles/265802.php
رها کردن و عدم حس تملک بزرگترین هنر در عشق است.

📚 عشق ذاتی ست یا اموختنی
ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
پشتیبانی در یک رابطه چقدر سالم است...👇👇👇
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫از دکتر موریس ستودگان

📍 پشتیبانی در یک رابطه چقدر میتواند مفید یا مضر باشد؟ چقدر سالم و چقدر بیمارگونه است؟

👈اگر شریک زندگی ما سترس داشته باشند، ما سعی می کنیم از او به عنوان بهترین شکل حمایت کنیم. دانشمندان اکنون متوجه شده اند که این ممکن است وااکنشی اشتباه باشد و شخص مقابل را بیشتر زیر سترس ببرد. چرا که او به عدم توانایی و مهارت حل مشکل خود فکر میکند که در سیکل سترس حمایت ما به او کمکی نخواهد کرد. و بلکه بیشتر احساس تحقیر در او شکل خواهد گرفت.

📍در واقع هدف از پشتیبانی و حمایت در یک رابطه چیست؟
👈حمایت در یک رابطه گاهی میتواند از روی ترحم و گاهی از روی خشم پنهان باشد. گاهی سالم و گاهی بیمارگونه باشد. در این نوشته سعی میشود که چندین عامل مهم نامبرده شود.

👈وقتی ما در یک رابطه از یک شخصی حمایت می کنیم و نقش نجات دهنده او را به عهده میگیریم باید به احساس درونی و راستین خود توجه کنیم و شاید یک بازتاب کوتاه با یک شخص حرفه ای در این زمینه کمک به ما و حتی نیاز برای بقا رابطه باشد. باید این پرسش را از خود کنیم آیا واقعا نسبت به او عشق و محبت میورزیم، او را وابسته میکنیم، یا خشم و نفرت در درونمان احساس میکنیم و یا کار ما از روی ترحم و دلسوزی میباشد و آن را احساس میکنیم و یا آنقدر روتین وار شده که دیگر احساس هم نمیکنیم که در این صورت زهر را قطره قطره مینوشیم.

👈این گونه حمایت در رابطه ها و در بسیاری از رابطه های "بیمار گونه"، می تواند یک نوع "مکانیسم مقابله ای" در برابر خشم و نفرت ما نسبت به طرف مقابل یا طرفی که ما را به یاد ان شخص (به ناخوداگاه) میاندازد، و گاهی با تجربه های گذشته ما از افرادی که رفتاری مشابه داشتند، باشد. این رفتار اغراقی ما انگونه تنظیم میشود تا ما و آن شخص گیرنده، این خشم و نفرت را درک و احساس نکنیم.

📍سر چشمه این خشم کجاست؟
👈سرچشمه و علت پدید امدن ان جایی نیست جز در درون ما و به لحاظ سرکوب کردن خشم های ما...
👈 بطور نااگاه پشت یکی از نقاب های ما که خودمان هم باورمان نمی شود و شاید گاهی نمیشناسیم، با خود به گفتگو میپردازیم:

📌 گاهی با خود میگوییم برای انکه به او ثابت کنم که من بهترم، از او بخاطر ضعف و بی مسوولیتی که مرا در واقع خشمگین میکند، حمایت می کنم و این در واقع سرکوب خشم ماست. این نقاب ما را در واقع فریب میدهد و نه دیگران را.

📌 دلیل دیگری که به ارضا ما میپردازد احساس حمایت و توجه افراطی در قالب نقش های ما از جمله حامی، ناجی، مراقب و منتقد و ... میباشند که در نوبه خود به گونه ای ارضا کننده هستند چرا که ارزشهای والا را در صدر عمل قرار میدهند. این می تواند بسیار لذت بخش و احساس خودبزرگ بینی و خود شیفتگی ما را ارضا کند. در واقع بزرگترین مکانیسم که در اینگونه رفتار ها میتواند دیده شود 《کنترل بر شخص دیگر》 است. اینگونه آنها را به خود وابسته میکنیم و در تمجید ها و تشکر ها ارضا میشویم به خیال آنکه باور دارند من سزاوار تحسین و تشکر هستم. در واقع اقتداری که از خودمان در کارها در قبال این افراد نشان می دهیم که در واقع سرکوبگری "منیت" اصلی ماست، چرا که در دراز مدت "من" و "اگو" ما بیمار شده و فقط ظرفی از عقده های پسمانده از رفتارمان خواهیم بود. در نهایت، درک بهتر این فرآیندها و بازتاب حرفه ای انها و تاثیر آن بر احساس ما ، به شناسایی اثرات مؤثر در رابطه ها کمک می کند. این می تواند کمکی به ما باشد که ارتباط بین حمایت اجتماعی و رابطه بین فردی را نشانگر باشد و بدین ترتیب تاثیر نامطلوب بر رابطه را کاهش دهد. »هلی فووکات، همچنین از دانشگاه بینگامتون در این زمینه تحقیقاتی بروی سلامتی فیزیکی افراد انجام داد.

قسمت اول
۱)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
گاهی در زمان سترس پشتیبانی از شریک زندگی ما میتواند بیشتر برایش ایجاد سترس کند....
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈قابل ذکر است که اینگونه افراد که با ما ( ما یِ نوعی) وارد چنین رابطه ای میشوند، شاید در ابتدا قابل تشخیص نباشد ولی نیازهایی دارند که برای ما میتواند قابل تشخیص گردد. در غیر اینصورت و عدم تشخیص این مکانیزم میتوانیم نااگاه در دام متقابل اسیر شویم. در اینگونه رابطه ها اگر اگاه و توانمند باشیم به حمایت های بیمارگونه نیازی نداریم و وارد وابستگی متقابل نخواهیم شد‌. اما اگر این حمایت ها بازتاب شده نباشند بطور اگاه خود را فریب داده و به خود می گوییم که او نیاز به کمک دارد، انسان درمانده ای است، بیچاره است، دلم برایش می سوزد و من می توانم او را نجات دهم، پس حمایتش می کنم چون من خیلی از خود گذشته هستم و وظیفه من است. در حالیکه حمایتگری افراطی در قالب توجه بیش از حد به طرف مقابل، در واقع نوعی تنبیه و تحقیر شریک زندگی ماست.

📍 چه چیزی پشت این حمایت افراطی کنون پنهان است؟

👈وابسته کردن شریک زندگی اگاه و یا ناخوداگاه به خود، تحت عنوان حمایت و دلسوزی و کمک، تنها تغذیه اساسی 《خودشیفتگی》 ست، نوعی 《خود بزرگ بینی》 و 《ریاست دوستی》 و 《کنترل گری》 ست که خود را به شکل نامحسوس تری مخفی کرده است.

👈در بالا گفتیم که این تغدیه هسته های خودشیفتگی و خودبزرگ بینی میباشد و اکثر حمایتگران افراطی، مبتلا به طیفی از 《اختلالات سادیسم و مازوخیسم》 یا 《اختلالات شخیصتی》 هستند و از دید خود از طریق حمایت به کنترل قربانی خود میپردازند (سادیسم) و در خود تولید خشم میکنند و از عمل خود و دردی که به خود وارد میکنند لذت میبرند (مازوخیسم) و ترس مدام به استقلال رسیدن شریک زندگی ایجاد ناخرسندی و عصبانیت در انها میکند.

👈 حمایتگر زیاده رو بیمار در 《طرحواره ایثار》 و از خودگذشتگی خود غرق شده و به همین دلیل گاهی بسیار نمایشی 《شخصیت نمایشی》 و پر هیاهو اقدام به حمایت می کند.

📍با این تفاسیر حمایت سالم هم وجود دارد؟
👈طبیعتا در حمایت کنندگی به شکل سالم، سعی بر توانمند سازی رابطه و فرد میباشد و خودشکوفایی هر دو شخص در رابطه میبایست هدف باشد. هیچ کدام نباید در سترس و اضطراب استقلال دیگری باشد و حمایت به رابطه میباشد و نه به شخص فقط. تحقیقات نیکل کامرون از دانشگاه بینگامتون نشان‌میدهند که برای زوج ها بهترین و مهمترین شکل دریافت کمک بدین معنی است که شریک زندگی ببیند چگونه می خواهد توسط شریک زندگی خود حمایت شود. هدف این حمایت همیشه و همزمان حمایت از یک رابطه است و نه شخص.

📍 هدف شخص وابسته کننده چیست؟
👈شخص وابسته به حمایت که یک حمایت گر بیمار ست، همیشه و مدام احساس دلسوزی و ترحم را با خود در کوله پشتی حمل میکند و تلاش می کند تا فرد مورد حمایتش، دائما در حال تجربه احساس وابستگی، عدم احساس امنیت توام با احساس گناه و منت کند. شخص وابسته کننده از این احساس لذت برده و وجود خود در رابطه راه به این شکل مشروعیت میبخشد.

👈چنین رابطه ای و افراد در این رابطه از نظر روانی و فیزیکی در خطر هستند و هلی فوکات از دانشگاه بینگامتون در تحقیقات خود که اثرات تولید کورتیزول در بدن بر اثر سترس در رابطه ها را تحقیق کرد میگوید: "در نهایت، درک بهتر این فرآیندها، به شناسایی اثرات مؤثر در برانگیختن فیزیولوژیک کمک می کند. این می تواند کمک به زوج ها و ارتباط بین آنها و ارتباطات اجتماعی انها و بهتر شدن رابطه آنها باشد. بدین ترتیب آگاهی از این موارد میتواند تاثیر نامطلوب بر سلامتی را کاهش دهد.

قسمت دوم
پایان
از دکتر موریس ستودگان 💫
۲)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
چقدر حمایت در یک رابطه نیاز است؟ چه کسی تصمیم میگیرد؟ چه مقدار؟
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تحقیقات نیکل کامرون از دانشگاه بینگامتون نشان‌میدهند که برای زوج ها بهترین و مهمترین شکل دریافت کمک بدین معنی است که شریک زندگی ببیند چگونه می خواهد توسط شریک زندگی خود حمایت شود.