دکتر موریس ستودگان
قسمت سوم
👈چه تکنیک هایی در عکس درمانی استفاده می شوند؟
گرفتن و یا اوردن تصویر به جلسه درمان فقط آغاز است. هنگامی که عکس مشاهده می شود، نشان می دهد.
گام بعدی این است که همه چیز را فعال کنیم که تصویر را به صورت ذهنی تحریک می کند. بنابراین ما می توانیم به عنوان مثال برای کشف پیام بصری از عکس، وارد گفتگو با مراجع و برداشت او از تصویر انتخاب شده و عنوانی برای تصویر پیدا کند. نتایج حاصل از معرفی، نحوه بیان، تغییرات خیالی در تصاویر و نقاط مختلف با جزئیات بیشتر، از جمله جایگزین کردن افرادی از سیستم با اشیا و یا حیوانات (موضع معنی دادن و قدرت) دقت کنیم. آنچه که عکاسان معمولا در نسخه نهایی (تصویر کامل) تعریف میکنند، فقط آغاز کاری برای درمان با تصویر در سیستم است.
یک وظیفه عمده درمانگر حمایت و تشویق مراجع در شناخت خود و موقعیت خود در تصویر است. درمانگر با دانش و حمایت خود عکس های شخصی و یا عکس های خانوادگی و یا کارت پستال اورده شده را با مشاهده، و اطلاعات اولیه مراجع جمع آوری کرده (به عنوان مثال کارت پستال، عکسها و یا تصاویر از مجلات و جلسات گذشته) با یادآوری، فعالانه بازسازی و یا حتی معرفی شده تا مراجع بتواند سرنخی در انتخابهای خود پیدا کند. این میبایست به شکل بازتاب صورت گرفته تا مراجع به نکته اصلی برای درمان (تغییر سوژه های ذهنی) دست پیدا کند.
بنابراین، هر یک از پنج تکنیک درمان با تصاویر PhotoTherapy در ارتباط با یکی از پنج نوع عکس یا تصاویر زیر اتفاق می افتد. اغلب چندین روش از این تکنیک ها به همراه سایر روش های درمانی هنری و یا روش های شاما خلاقیت استفاده می شود:
۱. عکس هایی که توسط خود مراجع گرفته مثل سلفی و یا حتی نقاشی شده و یا جمع آوری شده. در اینجا مهم انتخاب مراجع میباشد.
۲. عکس های خود مراجع توسط افراد دیگر ساخته شده ( عکس با اگاهی مراجع و یا اتفاقی). تصاویری که مراجع هدیه گرفته و یا برای جمع آوری کسی به او داده.
۳. پرتره ها، یعنی هر عکسی که مراجع با دوربین خود گرفته است. این به معنای واقعی کلمه و استعاری است (در هر صورت، این ها عکس هایی هستند که در آن مشتری دارای پروسه ایجاد و تمامی جنبه های طراحی تصویر تحت کنترل خود بوده است). شخص دیگری در ساخت آنها نقشی نداشته است.
۴. آلبوم های خانوادگی و دیگر مجموعه عکس هایی از زندگینامه خانوادگی مراجع (این است در اینجا به عکس ها که در "خانواده هسته ای" یا "خانواده انتخابی"، طبقه بندی شده اند و یا رسمی و غیررسمی گرفته یا انتخاب شده اند. همچنین ممکن است که آنها در مکان هایی مانند کیف پول و یا دفترچه خاطرات یا حتی در خانه بروی دیوار باشند. گاهی در پردازش کامپیوتر از تصاویری استفاده میشود و من به عنوان درمانگر همیشه کنجکاو میشوم، که چه تصویری آنجا نگهداری میشود.
... و در نهایت
۵. "پیش بینی هایی در عکس"، که از (واقعیت پدیدارشناختانه) استفاده می کنند که معنایی برای هر عکس در طول مشاهده در بیننده به وجود می آورد. همانطور که بیننده به تصویر نگاه می کند، تصورات و واکنش هایی که از یک 👈"نقشه درونی و واقعیت شخص"👉 بهره میگیرند، پدیدار میشود. این در مورد تصمیم بیننده از معنی تصویر دیده شده خبر میدهد. نکته ای که قبلا اشاره کردم. ما نمیتوانیم نسبت به یک تصویر نابینا باشیم، چرا که فیلترهای تصویری ما بلافاصله از ناخودآگاه اطلاعات کسب میکنند.
👈بنابراین، این تکنیک به یک نوع خاص از عکس اشاره نمی کند، بلکه به رابطه کمتر ملموس بیننده یا عکاس با عکس به مثابه آن و وضعیتی که هر فرد دید خود را به آنچه که دیده شده است، خواهد داشت. بدین معنی که دید و احساس درمانگر و مراجع و عکاس نمیتوانند همسو باشند.
👈 درمان با تصاویر در مقیاس های بزرگتر
همانطور که در کتاب فتوتراپی تکنیک که معرفی کردم در حال کاوش در اسرار شخصی و گزارشهای آلبوم خانوادگی مراجع توضیح می دهد، می توان توصیف کرد، که در آن اصول اولیه درمان و عکس نشانه ای از فوتوتراپی به عنوان یک درمان بر اساس سیستم درمانی میباشد.
این تکنیک ها توسط روانپزشکان آموزش دیده به عنوان بخشی از کار درمانی خود استفاده میکنند و به مراجع کمک می کنند تا برداشت ها و بینش های درک شده را بررسی و پردازش کنند. بنابراین با این خلاقیت مراجع می تواند زندگی خود را بهتر درک کند و از انتخاب خود دریچه ای به ناخوداگاه خود بگشایند.
👈بنابراین، این تکنیک بر پایه درمان سیستمی میتوو اند به عنوان "عکس-درمانی" که مراجع در اینگونه فعالیت ها با بازتاب توسط درمانگر بیشتر و نزدیکتر به ناخوداگاه خود میگردد. یا بهتر است بگوئیم که به طرحواره های خود اگاه میگردد. این درمان به عنوان یک تجربه شخصی و هم به عنوان یک تحقق هنری مورد استفاده قرار می گیرد که برای کمک به حل مشکلات مراجعان استفاده میشود.
ادامه دارد
قسمت سوم
👈چه تکنیک هایی در عکس درمانی استفاده می شوند؟
گرفتن و یا اوردن تصویر به جلسه درمان فقط آغاز است. هنگامی که عکس مشاهده می شود، نشان می دهد.
گام بعدی این است که همه چیز را فعال کنیم که تصویر را به صورت ذهنی تحریک می کند. بنابراین ما می توانیم به عنوان مثال برای کشف پیام بصری از عکس، وارد گفتگو با مراجع و برداشت او از تصویر انتخاب شده و عنوانی برای تصویر پیدا کند. نتایج حاصل از معرفی، نحوه بیان، تغییرات خیالی در تصاویر و نقاط مختلف با جزئیات بیشتر، از جمله جایگزین کردن افرادی از سیستم با اشیا و یا حیوانات (موضع معنی دادن و قدرت) دقت کنیم. آنچه که عکاسان معمولا در نسخه نهایی (تصویر کامل) تعریف میکنند، فقط آغاز کاری برای درمان با تصویر در سیستم است.
یک وظیفه عمده درمانگر حمایت و تشویق مراجع در شناخت خود و موقعیت خود در تصویر است. درمانگر با دانش و حمایت خود عکس های شخصی و یا عکس های خانوادگی و یا کارت پستال اورده شده را با مشاهده، و اطلاعات اولیه مراجع جمع آوری کرده (به عنوان مثال کارت پستال، عکسها و یا تصاویر از مجلات و جلسات گذشته) با یادآوری، فعالانه بازسازی و یا حتی معرفی شده تا مراجع بتواند سرنخی در انتخابهای خود پیدا کند. این میبایست به شکل بازتاب صورت گرفته تا مراجع به نکته اصلی برای درمان (تغییر سوژه های ذهنی) دست پیدا کند.
بنابراین، هر یک از پنج تکنیک درمان با تصاویر PhotoTherapy در ارتباط با یکی از پنج نوع عکس یا تصاویر زیر اتفاق می افتد. اغلب چندین روش از این تکنیک ها به همراه سایر روش های درمانی هنری و یا روش های شاما خلاقیت استفاده می شود:
۱. عکس هایی که توسط خود مراجع گرفته مثل سلفی و یا حتی نقاشی شده و یا جمع آوری شده. در اینجا مهم انتخاب مراجع میباشد.
۲. عکس های خود مراجع توسط افراد دیگر ساخته شده ( عکس با اگاهی مراجع و یا اتفاقی). تصاویری که مراجع هدیه گرفته و یا برای جمع آوری کسی به او داده.
۳. پرتره ها، یعنی هر عکسی که مراجع با دوربین خود گرفته است. این به معنای واقعی کلمه و استعاری است (در هر صورت، این ها عکس هایی هستند که در آن مشتری دارای پروسه ایجاد و تمامی جنبه های طراحی تصویر تحت کنترل خود بوده است). شخص دیگری در ساخت آنها نقشی نداشته است.
۴. آلبوم های خانوادگی و دیگر مجموعه عکس هایی از زندگینامه خانوادگی مراجع (این است در اینجا به عکس ها که در "خانواده هسته ای" یا "خانواده انتخابی"، طبقه بندی شده اند و یا رسمی و غیررسمی گرفته یا انتخاب شده اند. همچنین ممکن است که آنها در مکان هایی مانند کیف پول و یا دفترچه خاطرات یا حتی در خانه بروی دیوار باشند. گاهی در پردازش کامپیوتر از تصاویری استفاده میشود و من به عنوان درمانگر همیشه کنجکاو میشوم، که چه تصویری آنجا نگهداری میشود.
... و در نهایت
۵. "پیش بینی هایی در عکس"، که از (واقعیت پدیدارشناختانه) استفاده می کنند که معنایی برای هر عکس در طول مشاهده در بیننده به وجود می آورد. همانطور که بیننده به تصویر نگاه می کند، تصورات و واکنش هایی که از یک 👈"نقشه درونی و واقعیت شخص"👉 بهره میگیرند، پدیدار میشود. این در مورد تصمیم بیننده از معنی تصویر دیده شده خبر میدهد. نکته ای که قبلا اشاره کردم. ما نمیتوانیم نسبت به یک تصویر نابینا باشیم، چرا که فیلترهای تصویری ما بلافاصله از ناخودآگاه اطلاعات کسب میکنند.
👈بنابراین، این تکنیک به یک نوع خاص از عکس اشاره نمی کند، بلکه به رابطه کمتر ملموس بیننده یا عکاس با عکس به مثابه آن و وضعیتی که هر فرد دید خود را به آنچه که دیده شده است، خواهد داشت. بدین معنی که دید و احساس درمانگر و مراجع و عکاس نمیتوانند همسو باشند.
👈 درمان با تصاویر در مقیاس های بزرگتر
همانطور که در کتاب فتوتراپی تکنیک که معرفی کردم در حال کاوش در اسرار شخصی و گزارشهای آلبوم خانوادگی مراجع توضیح می دهد، می توان توصیف کرد، که در آن اصول اولیه درمان و عکس نشانه ای از فوتوتراپی به عنوان یک درمان بر اساس سیستم درمانی میباشد.
این تکنیک ها توسط روانپزشکان آموزش دیده به عنوان بخشی از کار درمانی خود استفاده میکنند و به مراجع کمک می کنند تا برداشت ها و بینش های درک شده را بررسی و پردازش کنند. بنابراین با این خلاقیت مراجع می تواند زندگی خود را بهتر درک کند و از انتخاب خود دریچه ای به ناخوداگاه خود بگشایند.
👈بنابراین، این تکنیک بر پایه درمان سیستمی میتوو اند به عنوان "عکس-درمانی" که مراجع در اینگونه فعالیت ها با بازتاب توسط درمانگر بیشتر و نزدیکتر به ناخوداگاه خود میگردد. یا بهتر است بگوئیم که به طرحواره های خود اگاه میگردد. این درمان به عنوان یک تجربه شخصی و هم به عنوان یک تحقق هنری مورد استفاده قرار می گیرد که برای کمک به حل مشکلات مراجعان استفاده میشود.
ادامه دارد
دکتر موریس ستودگان
قسمت چهارم
📍تکنیکهای فوتوتراپی در مشاوره و درمان
اگر چه کاوشهای تصویری (عکس به عنوان درمان) از اکتشافات تصادفی شاید باشد، اما شامل جنبه های "درمانی" متفاوتی است، به ویژه هنگامی که تصویر به عنوان یک عامل برای تغییرات شخصی و اجتماعی عمل می کند. این روش نیازمند حفظ پروسه های انتخاب تصاویر یا عکسبرداری مراجع تحت بازتاب و هدف بندی همراهی حرفه ای درمانگر میباشد.
از آنجا که درمان با تصاویر بر اساس تعاملات و تکنیک های انعطاف پذیر عمل میکند، از اینرو خود را متعهد به یک مدل و نظریه خاص و یا پارادایم درمانی نمیبیند، بلکه می توان آن را با هر مشاور آموزش دیده و یا درمانگر، صرف نظر از آنچه به دنبال این رویکرد نظری استفاده می شود، آموزش و عملی کرد. این یکی از بسیاری از نقاط مهم در مقایسه فتوتراپی با درمان با هنرهای دیگر است. درمان با تصاویر می تواند توسط بسیاری از درمانگران استفاده شود، حتی اگر آنها به طور خاص در هنر درمانی آموزش ندیده باشند. با مطالعات و تجربه درمانی این قدم تسهیل پذیر است.
فتوتراپی یا همان درمان با تصاویر و عکسهای منتخب مراجع به عنوان "برقراری ارتباطات با تصاویر" به مثابه همان هنر درمانی میباشد، و در نتیجه هیچ تجربه قبلی با دوربین و یا هنر عکس برداری و یا تعریف و توضیح عکسهای منتخب برای مراجع نیاز نیست. برای یک درمان موثر تجربه رواندرمانگر با اینگونه کاردرمانی مورد نیاز است.
از آنجا که فتوتراپی به مراجع این امکان برای مقابله با ساخت و ساز منحصر به فرد و بصری خود از واقعیت را میدهد، گویا زمان متوقف میشود و استفاده از عکاسی یا تصاویر انتخابی باید بیشتر به عنوان یک عمل فعال تا یک حرکت منفعل دیده شود و انعکاس ارزشها را در پی داشته باشد. این روش مانند تمام روشهای هنری دیگر به بازتاب ارزشها و ساختن سوژه های ذهنی جدید ارزش فراوان میدهد.
از نکات ارزشمند این تکنیک همچنین می تواند با موفقیت در مراجعینی استفاده شود که در ارتباطات فیزیکی یا روانی دچار اختلالات میباشند، و اما افرادی که از گروه های حاشیه ای اجتماعی و فرهنگی میباشند، این روش پاسخ گو خواهد بود. اگرچه از دید خطر سوء تفاهم از عناصر ارتباط غیر کلامی میتوان به یقین ابزار مناسب تری پیدا کرد. ، این روش درمان برای اینگونه افراد نیز مفید است.
بنابراین، فتوتراپی برای کار با خارجی ها با مشکل زبان، افراد با عقب ماندگی ذهنی، اقلیت ها، افراد در موقعیت های خاص و موارد مشابه باشد، به عنوان مثال نیز برای کار حل تعارض در مشاوره قبل از ازدواج، میانجیگری طلاق و حوزه های مشابه و توانمندسازی بسیار مفید باشد.
باز انجا که امروزه مردم بیشتر و بیشتر با استفاده از رسانه های الکترونیکی و تصویربرداری دیجیتال، و بسیار استفاده کرده و اسکنر، راه اندازی یک وب سایت خانواده، و یا در حال حاضر با درمان سایبری آنلاین تجربه کسب میکنند، به همین دلیل امکانات جدیدی را برای استفاده از عکس باز در درمان بوجود میاورد.
👈 من از تجربه های خود میتوانم بگویم که تصاویر گاهی قدرت فراوانی در بیان موضوعاتی دارند که با کلمات بیان آن ممکن نیست. و گاهی به خودمان دقت کنیم در چه مواردی و یا سنینی از چه تصاویری یا عکسهای خودمان لذت میبریم و یا خیر. همه اینها گویای وضعیت کنونی روانی ماست. پایان
تهیه: دکتر موریس ستودگان
قسمت چهارم
📍تکنیکهای فوتوتراپی در مشاوره و درمان
اگر چه کاوشهای تصویری (عکس به عنوان درمان) از اکتشافات تصادفی شاید باشد، اما شامل جنبه های "درمانی" متفاوتی است، به ویژه هنگامی که تصویر به عنوان یک عامل برای تغییرات شخصی و اجتماعی عمل می کند. این روش نیازمند حفظ پروسه های انتخاب تصاویر یا عکسبرداری مراجع تحت بازتاب و هدف بندی همراهی حرفه ای درمانگر میباشد.
از آنجا که درمان با تصاویر بر اساس تعاملات و تکنیک های انعطاف پذیر عمل میکند، از اینرو خود را متعهد به یک مدل و نظریه خاص و یا پارادایم درمانی نمیبیند، بلکه می توان آن را با هر مشاور آموزش دیده و یا درمانگر، صرف نظر از آنچه به دنبال این رویکرد نظری استفاده می شود، آموزش و عملی کرد. این یکی از بسیاری از نقاط مهم در مقایسه فتوتراپی با درمان با هنرهای دیگر است. درمان با تصاویر می تواند توسط بسیاری از درمانگران استفاده شود، حتی اگر آنها به طور خاص در هنر درمانی آموزش ندیده باشند. با مطالعات و تجربه درمانی این قدم تسهیل پذیر است.
فتوتراپی یا همان درمان با تصاویر و عکسهای منتخب مراجع به عنوان "برقراری ارتباطات با تصاویر" به مثابه همان هنر درمانی میباشد، و در نتیجه هیچ تجربه قبلی با دوربین و یا هنر عکس برداری و یا تعریف و توضیح عکسهای منتخب برای مراجع نیاز نیست. برای یک درمان موثر تجربه رواندرمانگر با اینگونه کاردرمانی مورد نیاز است.
از آنجا که فتوتراپی به مراجع این امکان برای مقابله با ساخت و ساز منحصر به فرد و بصری خود از واقعیت را میدهد، گویا زمان متوقف میشود و استفاده از عکاسی یا تصاویر انتخابی باید بیشتر به عنوان یک عمل فعال تا یک حرکت منفعل دیده شود و انعکاس ارزشها را در پی داشته باشد. این روش مانند تمام روشهای هنری دیگر به بازتاب ارزشها و ساختن سوژه های ذهنی جدید ارزش فراوان میدهد.
از نکات ارزشمند این تکنیک همچنین می تواند با موفقیت در مراجعینی استفاده شود که در ارتباطات فیزیکی یا روانی دچار اختلالات میباشند، و اما افرادی که از گروه های حاشیه ای اجتماعی و فرهنگی میباشند، این روش پاسخ گو خواهد بود. اگرچه از دید خطر سوء تفاهم از عناصر ارتباط غیر کلامی میتوان به یقین ابزار مناسب تری پیدا کرد. ، این روش درمان برای اینگونه افراد نیز مفید است.
بنابراین، فتوتراپی برای کار با خارجی ها با مشکل زبان، افراد با عقب ماندگی ذهنی، اقلیت ها، افراد در موقعیت های خاص و موارد مشابه باشد، به عنوان مثال نیز برای کار حل تعارض در مشاوره قبل از ازدواج، میانجیگری طلاق و حوزه های مشابه و توانمندسازی بسیار مفید باشد.
باز انجا که امروزه مردم بیشتر و بیشتر با استفاده از رسانه های الکترونیکی و تصویربرداری دیجیتال، و بسیار استفاده کرده و اسکنر، راه اندازی یک وب سایت خانواده، و یا در حال حاضر با درمان سایبری آنلاین تجربه کسب میکنند، به همین دلیل امکانات جدیدی را برای استفاده از عکس باز در درمان بوجود میاورد.
👈 من از تجربه های خود میتوانم بگویم که تصاویر گاهی قدرت فراوانی در بیان موضوعاتی دارند که با کلمات بیان آن ممکن نیست. و گاهی به خودمان دقت کنیم در چه مواردی و یا سنینی از چه تصاویری یا عکسهای خودمان لذت میبریم و یا خیر. همه اینها گویای وضعیت کنونی روانی ماست. پایان
تهیه: دکتر موریس ستودگان
💫💫💫💫💫
از دکتر موریس ستودگان
📍رفتار زن و شوهر در روابط و فرمهای زندگی
محققان در روانشناسی رفتار زوجین را تقسیم بندی کرده تا در درمان سیستمی آن قابل بررسی و بهینه سازی باشد.
👈۱. رفتار همراه با همدلی : همدلی كردن يعنی از دید طرف مقابل به دنيا نگریستن ( مثلا وسواس) رفتار توام با همدلی اين پيام را براي طرف مقابل به ارمغان دارد كه تو برای من عزيز و مهم هستی و من تو را با تمام وجودم درك ميكنم.
👈۲. رفتار همراه با احترام: بدين معنا كه نبايد به همسر به خاطر داشتن رفتار خاصی (مثل وسواس) بی احترامی كرد. هر شخصی در زندگی از یک چیزی رنج میبرد این بدین معناست که هیچ کسی کامل نیست.
👈۳. رفتار همرا با مهربانی: در این رفتار همسرها با خود و با دیگری مهربان رفتار خواهند کرد. آنها یکدیگر را و رفتار یکدیگر را با تمام جوانب میپذیرند.
انجام این رفتارها یعنی همراه با همدلی، مهربانی و احترام بدین معناست که رفتارهای تحقير آميز مانند: نصحيت كردن همسر، حسرت خوردن از زندگی دیگران، دخالت بیهوده در کار شخصی دیگری، مدام کامنت گزاری (بکن/نکن)، بی محلی به یکدیگر و قهر كردن و مقايسه كردن و حتی توهین به خانواده یکدیگر از این چهار چوب خارج است.
📍بر اساس مشکلات ناشی از زناشویی زندگی را به سه فرم تقسیم میکنیم.
👈زندگی احساسی : در اين نوع زندگی ملاك برخورد و نوع رابطه با همسر حس و حال روزانه فرد ميباشد. یعنی یکی از طرفین بیشتر بر مبنای احساسات، هر وقت كه فرد دارای احساسات خوبی باشد با همسر برخورد خوبی خواهد داشت و اگر فرد دچار احساسات ناخوشايند باشد برخورد نامناسبی را با همسر خود خواهد داشت. در مجموع رابطه ويترين زيبايی دارد ولی اينگونه زندگی غيرقابل پيش بينی است و از دوام طولانی برخوردار نخواهد بود.
👈زندگی منطقی: اين نوع زندگی خيلی قانون مند، خيلی مودبانه و خشك است، معمولا همسرها دعوا يا مشاجره ای با
هم نخواهند داشت و هركس مشغول عمل به وظايف خودش است يا به عبارتی زندگی براساس منطق در جريان
است. هر چند كه ممكن است رابطه خوبی فقط به نظر برسد ولي افراد ميتوانند اين نوع رابطه را در محل کار خود عملی کنند و یا با افراد خانواده و نه همسر خود. به اینگونه رابطه ها نماسازی میگوییم، جایی که احساسات سرکوب میشوند. در این نوع زندگی ناامیدی و پسامد ان بیماریهای روحی فراوان قابل مشاهده هستند.
👈 زندگی عاشقانه: که باید ترکیبی از جس و منطق باشد، زن و شوهر به عهدهايی كه بسته اند متعهد ميباشند، به اينکه من قرار بود چگونه همسری در این رابطه باشم؟
يعنی هرچند كه ممكن است در اين زندگی قهر يا مشاجره وجود داشته باشد و شايد لزوما ويترين زيبايی نداشته باشد ولی تعهد و وقا وجود دارد يعنی زوجين به راحتی دعوا يا قهر نميكنند، فرد انگشت اتهام را به سمت همسر
خود نشانه نميكند. هر فرد به فكر تعهد خود است يعني اگر امروز رابطه ام با همسرم خوب نيست ببينم امروز من
چه كار نادرستی انجام داده ام كه شرايط اينگونه شده است، نه اينكه به دنبال پيدا كردن رفتارهای نادرست در همسرم باشم. در اين نوع زندگی ملاك انتطارات نيست بلكه ملاك ارزشهاست.
👈 باید ارزشهای زندگی خود را بشناسیم.
تهیه: دکتر موریس ستودگان
از دکتر موریس ستودگان
📍رفتار زن و شوهر در روابط و فرمهای زندگی
محققان در روانشناسی رفتار زوجین را تقسیم بندی کرده تا در درمان سیستمی آن قابل بررسی و بهینه سازی باشد.
👈۱. رفتار همراه با همدلی : همدلی كردن يعنی از دید طرف مقابل به دنيا نگریستن ( مثلا وسواس) رفتار توام با همدلی اين پيام را براي طرف مقابل به ارمغان دارد كه تو برای من عزيز و مهم هستی و من تو را با تمام وجودم درك ميكنم.
👈۲. رفتار همراه با احترام: بدين معنا كه نبايد به همسر به خاطر داشتن رفتار خاصی (مثل وسواس) بی احترامی كرد. هر شخصی در زندگی از یک چیزی رنج میبرد این بدین معناست که هیچ کسی کامل نیست.
👈۳. رفتار همرا با مهربانی: در این رفتار همسرها با خود و با دیگری مهربان رفتار خواهند کرد. آنها یکدیگر را و رفتار یکدیگر را با تمام جوانب میپذیرند.
انجام این رفتارها یعنی همراه با همدلی، مهربانی و احترام بدین معناست که رفتارهای تحقير آميز مانند: نصحيت كردن همسر، حسرت خوردن از زندگی دیگران، دخالت بیهوده در کار شخصی دیگری، مدام کامنت گزاری (بکن/نکن)، بی محلی به یکدیگر و قهر كردن و مقايسه كردن و حتی توهین به خانواده یکدیگر از این چهار چوب خارج است.
📍بر اساس مشکلات ناشی از زناشویی زندگی را به سه فرم تقسیم میکنیم.
👈زندگی احساسی : در اين نوع زندگی ملاك برخورد و نوع رابطه با همسر حس و حال روزانه فرد ميباشد. یعنی یکی از طرفین بیشتر بر مبنای احساسات، هر وقت كه فرد دارای احساسات خوبی باشد با همسر برخورد خوبی خواهد داشت و اگر فرد دچار احساسات ناخوشايند باشد برخورد نامناسبی را با همسر خود خواهد داشت. در مجموع رابطه ويترين زيبايی دارد ولی اينگونه زندگی غيرقابل پيش بينی است و از دوام طولانی برخوردار نخواهد بود.
👈زندگی منطقی: اين نوع زندگی خيلی قانون مند، خيلی مودبانه و خشك است، معمولا همسرها دعوا يا مشاجره ای با
هم نخواهند داشت و هركس مشغول عمل به وظايف خودش است يا به عبارتی زندگی براساس منطق در جريان
است. هر چند كه ممكن است رابطه خوبی فقط به نظر برسد ولي افراد ميتوانند اين نوع رابطه را در محل کار خود عملی کنند و یا با افراد خانواده و نه همسر خود. به اینگونه رابطه ها نماسازی میگوییم، جایی که احساسات سرکوب میشوند. در این نوع زندگی ناامیدی و پسامد ان بیماریهای روحی فراوان قابل مشاهده هستند.
👈 زندگی عاشقانه: که باید ترکیبی از جس و منطق باشد، زن و شوهر به عهدهايی كه بسته اند متعهد ميباشند، به اينکه من قرار بود چگونه همسری در این رابطه باشم؟
يعنی هرچند كه ممكن است در اين زندگی قهر يا مشاجره وجود داشته باشد و شايد لزوما ويترين زيبايی نداشته باشد ولی تعهد و وقا وجود دارد يعنی زوجين به راحتی دعوا يا قهر نميكنند، فرد انگشت اتهام را به سمت همسر
خود نشانه نميكند. هر فرد به فكر تعهد خود است يعني اگر امروز رابطه ام با همسرم خوب نيست ببينم امروز من
چه كار نادرستی انجام داده ام كه شرايط اينگونه شده است، نه اينكه به دنبال پيدا كردن رفتارهای نادرست در همسرم باشم. در اين نوع زندگی ملاك انتطارات نيست بلكه ملاك ارزشهاست.
👈 باید ارزشهای زندگی خود را بشناسیم.
تهیه: دکتر موریس ستودگان
فیلمی از نحوه سرچ مطلب در کانال یا گروه👆👆
💫💫💫💫
متدهایی که استاندارد شده برای کمک به خانواده و افراد دیگر از طرف مددکاران اجتماعی در کشورهای اروپای غرب.
.چند مثال چون بارها سوال شده:
1. Case Management
در اینجا مدد کار به یاری خانواده میپردازه و در تمام مراحل از شروع انتخاب رشته تا کاریابی برای جوانان و کمک در تصمیم گیری در خانواده مددکار وارد خانواده شده و با مدیریت داخل و امور بیرون خانواده به آنها کمک میکنه.
2. Madatury متدی که برای تربیت کودکان و جوانان از نظر قانونی به خانواده ها به مدت دو سال شخصی (که هضانت را به عهده میگیره) ولی در کنار خانواده آنها را در تمام تصمیم گیری های مربوط
همراهی میکنه. در اینجا حتی پدر و مادر حق تصمیم محدودی دارند.
3. Parents Phone
اینجا شخصی در نظر گرفته میشه برای والدین که در تمام اوقات میتونند به خانواده مشورت بدن و در تمام امور تربیتی و مربوط به خانواده.
4. Social work in family-padadagoy
در اینجا مددکار خانواده (تحصیل مخصوص داره) با خانواده مرتب جلسه داره، مثل میز شام ، مثل انجام تکالیف مدرسه، حتی نگاه به نظافت کودکان و نحوه تربیت و با خانواده با feed back هدف های جدید میزاره و اونها را برآورد میکنه برای کمک به خانواده و مادر و پدری و در نهایت تمام سیستم.
5. Emotional Bridge
در اینجا مدد کار برای خانواده های طلاق گرفته تعیین میشه که کودک ماهی چند ساعت با یکی از والدین میتونه باشه. مثلا با پدر معتاد. چون مادر نمیتونه بخاطر احساسش همراه باشه. مددکار با بچه مدت 3 تا 5 ساعت در کنار پدر خواهد بود چون بچه هم نیاز داره پدر رو بشناسه و هم اینکه حق پدر و بچه هستش که با هم ساعاتی داشته باشند جدا از نقش اجتماعی آنها. این دوره تخصصی وجود داره از نیم سال گذشته قانون تصویب شده در این مورد.
6. Early Support programs for children and parents
اینجا برای کودکانی که در خانواده های آسیب دیده مثل دچار اعتیاد و بیماریهای سخت و بیکاری هستند مددکار
از روزهای اول زندگی کودک به کمک خانواده میپردازه.
7. Pro Motivation program
در اینجا مدد کار در کنار خانواده زمینه رو فراهم میکنه که چه انگیزه ای برای باهم بودن خانواده وجود داره و چطور آنها را بشناسیم و بارور کنیم تا خانواده با انگیزه بشه. گاهی 3 تا 6 ماه طول میکشه ... ولی بعدها در زمان های تعیین شده با خانواده بررسی evaluation و ارزیابی میشه.
ما کلا مددکاری رو چهار دسته در دانشگاه ها تقسیم میکنیم و لیسانس در این زمینه ها میدیم.
1. مدد کاری با خانواده و کودک Pedagogic Social work
2. مددکاری در ادارات و دانشگاه و تحقیقات و مشاوره
Social work
3. مدد کاری اجتماعی در مدارس
Social work and education
4. Sociocultural activation مددکاری فرهنگی و اجتماعی
برای خانه جوانان
برای خانه سالمندان
مددکار منطقه یا حوضه ای
همه این رشته ها میتونن تخصص و تا دکترا پیش برند.
علم جدیدی که وارد مددکاری شده space planing برنامه ریزی برای فضای زندگی که در شهر سازیها بکار گرفته میشه....
در کل میتونیم بگیم فضای تخصص کاری ما در اروپا
Social case Work کمک های مالی
Social group work کار با گروهها آسیب دیده
Community organizations
کار با جامعه کوچک و بزرگ
Crisis intervention
مددکاری در بحران خانواده
Mental health
مددکاری تیمی با روانشناسان
Social insurance مددکاری برای مشکلات بیمه ها
Family Work کار با خانواده در ابعاد مختلف
Integration Work
مددکاری برای مهاجران
البته اعتیاد جزوی از
Mental health
مشکلات روانی هستش. و کار با خانواده معتادین یکی از پر مسولیت ترین کارها در حوزه مددکاری هستش.
Social Management
مدیریت و سازماندهی همه سازمانهای غیر انتفاعی. این بخش شامل مدیریت پرسنل و برنامه ریزی و هدف گزاری و هم چنین پیشبرد سازمان و تحقیقات در زمینه های مختلف آسیب ها و همکاری با دانشگاه ها میباشد.
و متدهای بیشتر از این...
دکتر موریس ستودگان💫
متدهایی که استاندارد شده برای کمک به خانواده و افراد دیگر از طرف مددکاران اجتماعی در کشورهای اروپای غرب.
.چند مثال چون بارها سوال شده:
1. Case Management
در اینجا مدد کار به یاری خانواده میپردازه و در تمام مراحل از شروع انتخاب رشته تا کاریابی برای جوانان و کمک در تصمیم گیری در خانواده مددکار وارد خانواده شده و با مدیریت داخل و امور بیرون خانواده به آنها کمک میکنه.
2. Madatury متدی که برای تربیت کودکان و جوانان از نظر قانونی به خانواده ها به مدت دو سال شخصی (که هضانت را به عهده میگیره) ولی در کنار خانواده آنها را در تمام تصمیم گیری های مربوط
همراهی میکنه. در اینجا حتی پدر و مادر حق تصمیم محدودی دارند.
3. Parents Phone
اینجا شخصی در نظر گرفته میشه برای والدین که در تمام اوقات میتونند به خانواده مشورت بدن و در تمام امور تربیتی و مربوط به خانواده.
4. Social work in family-padadagoy
در اینجا مددکار خانواده (تحصیل مخصوص داره) با خانواده مرتب جلسه داره، مثل میز شام ، مثل انجام تکالیف مدرسه، حتی نگاه به نظافت کودکان و نحوه تربیت و با خانواده با feed back هدف های جدید میزاره و اونها را برآورد میکنه برای کمک به خانواده و مادر و پدری و در نهایت تمام سیستم.
5. Emotional Bridge
در اینجا مدد کار برای خانواده های طلاق گرفته تعیین میشه که کودک ماهی چند ساعت با یکی از والدین میتونه باشه. مثلا با پدر معتاد. چون مادر نمیتونه بخاطر احساسش همراه باشه. مددکار با بچه مدت 3 تا 5 ساعت در کنار پدر خواهد بود چون بچه هم نیاز داره پدر رو بشناسه و هم اینکه حق پدر و بچه هستش که با هم ساعاتی داشته باشند جدا از نقش اجتماعی آنها. این دوره تخصصی وجود داره از نیم سال گذشته قانون تصویب شده در این مورد.
6. Early Support programs for children and parents
اینجا برای کودکانی که در خانواده های آسیب دیده مثل دچار اعتیاد و بیماریهای سخت و بیکاری هستند مددکار
از روزهای اول زندگی کودک به کمک خانواده میپردازه.
7. Pro Motivation program
در اینجا مدد کار در کنار خانواده زمینه رو فراهم میکنه که چه انگیزه ای برای باهم بودن خانواده وجود داره و چطور آنها را بشناسیم و بارور کنیم تا خانواده با انگیزه بشه. گاهی 3 تا 6 ماه طول میکشه ... ولی بعدها در زمان های تعیین شده با خانواده بررسی evaluation و ارزیابی میشه.
ما کلا مددکاری رو چهار دسته در دانشگاه ها تقسیم میکنیم و لیسانس در این زمینه ها میدیم.
1. مدد کاری با خانواده و کودک Pedagogic Social work
2. مددکاری در ادارات و دانشگاه و تحقیقات و مشاوره
Social work
3. مدد کاری اجتماعی در مدارس
Social work and education
4. Sociocultural activation مددکاری فرهنگی و اجتماعی
برای خانه جوانان
برای خانه سالمندان
مددکار منطقه یا حوضه ای
همه این رشته ها میتونن تخصص و تا دکترا پیش برند.
علم جدیدی که وارد مددکاری شده space planing برنامه ریزی برای فضای زندگی که در شهر سازیها بکار گرفته میشه....
در کل میتونیم بگیم فضای تخصص کاری ما در اروپا
Social case Work کمک های مالی
Social group work کار با گروهها آسیب دیده
Community organizations
کار با جامعه کوچک و بزرگ
Crisis intervention
مددکاری در بحران خانواده
Mental health
مددکاری تیمی با روانشناسان
Social insurance مددکاری برای مشکلات بیمه ها
Family Work کار با خانواده در ابعاد مختلف
Integration Work
مددکاری برای مهاجران
البته اعتیاد جزوی از
Mental health
مشکلات روانی هستش. و کار با خانواده معتادین یکی از پر مسولیت ترین کارها در حوزه مددکاری هستش.
Social Management
مدیریت و سازماندهی همه سازمانهای غیر انتفاعی. این بخش شامل مدیریت پرسنل و برنامه ریزی و هدف گزاری و هم چنین پیشبرد سازمان و تحقیقات در زمینه های مختلف آسیب ها و همکاری با دانشگاه ها میباشد.
و متدهای بیشتر از این...
دکتر موریس ستودگان💫
💫💫💫دکتر موریس ستودگان
📍بحران میانسالی
بحران میانسالی با اسم مستعار بحران های نیمه طولانی یا بحران اواسط زندگی و یا بحران های نیمه عمر
👈یک بحران احساسی در زمینه هویت و اعتماد به نفس است که می تواند در اواسط سنین انسان بین ۴۵ تا ۵۰ رخ دهد.
این متن در ۱۵ شماره به بحران میانسالی و نحوه عبور از ان میپردازد.
ادامه دارد...
📍بحران میانسالی
بحران میانسالی با اسم مستعار بحران های نیمه طولانی یا بحران اواسط زندگی و یا بحران های نیمه عمر
👈یک بحران احساسی در زمینه هویت و اعتماد به نفس است که می تواند در اواسط سنین انسان بین ۴۵ تا ۵۰ رخ دهد.
این متن در ۱۵ شماره به بحران میانسالی و نحوه عبور از ان میپردازد.
ادامه دارد...
منبع: روانشناسان فوربس
ترجمه و تنظیم: دکتر موریس ستودگان
[تمام نوشته ها در اکولاد از مترجم است]
🔸15 نشانه که نشان میدهد در معرض بحران میانسالی خود قرار گرفته اید. و اکنونچه کاری باید انجام دهید؟
شما ممکن است فکر کنید، "هرگز برای من این اتفاق نخواهد افتاد،" اما دیر یا زود، ممکن است فقط: شما یک بحران عمیق را تجربه کنید. ناگهان، شما همه چیزهایی را که به دو دهه گذشته اختصاص دارد، زیر سوال قرار می دهید، و تمام برنامه های زندگی دقت مندانه شما دیگر انطور به نظر نمی رسد. شما شروع به اقدام به طرز هراسناک خواهید کرد، تغییرات بزرگی را انجام می دهید و از اینکه حس خوب خود و هدف را دوباره به دست خواهید گرفت، شگفت زده خواهید شد.
خوشبختانه، شما تنها نیستید بسیاری از دیگران قبل از این بحران های مشابه را تجربه کرده و از طرف دیگر قوی تر شده اند. با توجه به 15 عضو شورای روانشناسان فوربس، در اینجا برخی از نشانه هایی که شما را با بحران میانسالی همراه با بهترین توصیه ها برای گذشتن از این مرحله است.
اعضای شورای مربیان Forbes اشاره به نشانه هایی از بحران میانه زندگی مانند نکات زیر می کنند.
📍1. شما به اتفاقهای اطرافتان بی تفاوت هستید؟
شما احساس می کنید "خوب که چی؟" در مورد همه چیز به طور مداوم. نکته این است که از آنچه که در زندگی شما روی میدهد قدردانی کنید، سپس هر روز اقدام کنید تا زندگی خود را چگونه شکل دهید. قطعا به جلو حرکت کنید، گذشته را در همانگذشته را ترک کنید. تمام قدرت خود را در حال حاضر برای امروز بکار بگیرید، نه دیروز و یا فردا. امروز می توانید چه کاری انجام دهید؟ پرورش عادت های روزمره، یک زندگی را که می خواهید، در ان روز داشته باشید، برایش تلاش کنید. "کریستین هوبر"
👈[ اگر بی تفاوتی در شما حس میکنید حتما روزها را با چیزهایی که شما را خوشحال میکند، برنامه ریزی کنید.]
📍2. شما ترس از خارج شدن از تختخواب دارید؟
هنگامی که میفهمید که چرا مایل نیستید از رختخواب بیرون بیایید، باید یک علامت مطمئن برای تغییر در آینده باشد. بسیاری از بحران های نیمه عمر، پازل های دیدنی و جذاب مانند یک ماشین جدید را نشان می دهد. در حالی که این ممکن است به طور موقت محرک باشد، این پاسخ نیست. وقت آن است که یک مهارت عمده بیاموزید! یاد بگیرید که مهارتی که شما همیشه می خواستید و بدست نیاوردید، کدام است؟ و چگونه آن را تعریف میکنید و به آن شکل واقعی میدهید؟ چه قدم هایی برای آن برمیدارند. "لورا دکارلو"
👈[ان چیزی را که آرزو دارید برایش نقشه بچینید. میتواند یک مهارت باشد.]
📍3. شما در مورد چیزها بحث میکنید، اما عملی صورت نمیگیرد؟
اگر شما خود را در مورد اینکه گام بعدی برای بهبود زندگی شخصی و حرفه ای خود را بیش از آنچه که آنها را بررسی می کنید، در موردشان بحث کنید، زمان تغییر رفتار شما است. تحقیق خود را انجام دهید با دوستان، اعضای خانواده، مربی مورد اعتماد و متخصصان صنعت در مورد ایده های خود صحبت کنید. آنها می توانند شما را با توصیه های خود راهنمایی کنند؛ چرا که شما بیشتر یاد می گیرید، بیشتر تمایل دارید که عمل کنید. - "مهغان گداروف"
👈[در مورد ایده هایمان با دیگران صحبت کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم. منفعل بودن چیزی را تغییر نمیدهد]
📍4. زندگی شما در Autopilot [پیشروی خودبخود] است؟
احساس می کنید شما در حال اجرا در Autopilot بدون هدف فقط درجا میزنید، این می تواند دلهره آور باشد. نترسید و این فرصت را برای کم کردن سرعت کارهای غیر ضروری استفاده کنید، و خواسته های واقهی خود را دوباره ارزیابی کنید و البته درست است. تمرکز ذهنی می تواند به شما در برقراری ارتباط با خواسته های واقعی شما کمک کند و کتاب هایی مانند جستجو درون خودتان توسط چاد منگ و جریان Mihaly Csikszentmihalyi نوشته های خوبی برای شروع خواهد بود. "آرنو مارکوس"
👈[به خواسته های واقعی خود بیشتر اهمیت بدهید، این دوره یک شانسی برای شروع زندگی جدید است.]
📍5. هدف خود را از گم کرده اید؟ سر در گم مانده اید؟
شما احساس می کنید که هیچ هدف برای زندگی شما وجود ندارد یا اهداف بزرگتری نسبت به آنچه در حال حاضر در زندگی روزمره شما وجود دارد، وجود ندارد. پیگیری یافتن یک هدف می تواند به خودی خود ناامید کننده باشد. شروع داوطلبانه و تمرکز بر ایجاد تفاوت در دیگر افراد خارج از حوزه نفوذ منظم خود بی تاثیر میماند. شروع به ایجاد تفاوت برای تغییر باید تمرکز بروی شما باشد و نه افراد دیگر. "جیا گنش"
👈[ما فقط میتوانیم خود مان را تغییر دهیم اگر هدفمان مشخص باشد.]
ادامه دارد...
۱)
ترجمه و تنظیم: دکتر موریس ستودگان
[تمام نوشته ها در اکولاد از مترجم است]
🔸15 نشانه که نشان میدهد در معرض بحران میانسالی خود قرار گرفته اید. و اکنونچه کاری باید انجام دهید؟
شما ممکن است فکر کنید، "هرگز برای من این اتفاق نخواهد افتاد،" اما دیر یا زود، ممکن است فقط: شما یک بحران عمیق را تجربه کنید. ناگهان، شما همه چیزهایی را که به دو دهه گذشته اختصاص دارد، زیر سوال قرار می دهید، و تمام برنامه های زندگی دقت مندانه شما دیگر انطور به نظر نمی رسد. شما شروع به اقدام به طرز هراسناک خواهید کرد، تغییرات بزرگی را انجام می دهید و از اینکه حس خوب خود و هدف را دوباره به دست خواهید گرفت، شگفت زده خواهید شد.
خوشبختانه، شما تنها نیستید بسیاری از دیگران قبل از این بحران های مشابه را تجربه کرده و از طرف دیگر قوی تر شده اند. با توجه به 15 عضو شورای روانشناسان فوربس، در اینجا برخی از نشانه هایی که شما را با بحران میانسالی همراه با بهترین توصیه ها برای گذشتن از این مرحله است.
اعضای شورای مربیان Forbes اشاره به نشانه هایی از بحران میانه زندگی مانند نکات زیر می کنند.
📍1. شما به اتفاقهای اطرافتان بی تفاوت هستید؟
شما احساس می کنید "خوب که چی؟" در مورد همه چیز به طور مداوم. نکته این است که از آنچه که در زندگی شما روی میدهد قدردانی کنید، سپس هر روز اقدام کنید تا زندگی خود را چگونه شکل دهید. قطعا به جلو حرکت کنید، گذشته را در همانگذشته را ترک کنید. تمام قدرت خود را در حال حاضر برای امروز بکار بگیرید، نه دیروز و یا فردا. امروز می توانید چه کاری انجام دهید؟ پرورش عادت های روزمره، یک زندگی را که می خواهید، در ان روز داشته باشید، برایش تلاش کنید. "کریستین هوبر"
👈[ اگر بی تفاوتی در شما حس میکنید حتما روزها را با چیزهایی که شما را خوشحال میکند، برنامه ریزی کنید.]
📍2. شما ترس از خارج شدن از تختخواب دارید؟
هنگامی که میفهمید که چرا مایل نیستید از رختخواب بیرون بیایید، باید یک علامت مطمئن برای تغییر در آینده باشد. بسیاری از بحران های نیمه عمر، پازل های دیدنی و جذاب مانند یک ماشین جدید را نشان می دهد. در حالی که این ممکن است به طور موقت محرک باشد، این پاسخ نیست. وقت آن است که یک مهارت عمده بیاموزید! یاد بگیرید که مهارتی که شما همیشه می خواستید و بدست نیاوردید، کدام است؟ و چگونه آن را تعریف میکنید و به آن شکل واقعی میدهید؟ چه قدم هایی برای آن برمیدارند. "لورا دکارلو"
👈[ان چیزی را که آرزو دارید برایش نقشه بچینید. میتواند یک مهارت باشد.]
📍3. شما در مورد چیزها بحث میکنید، اما عملی صورت نمیگیرد؟
اگر شما خود را در مورد اینکه گام بعدی برای بهبود زندگی شخصی و حرفه ای خود را بیش از آنچه که آنها را بررسی می کنید، در موردشان بحث کنید، زمان تغییر رفتار شما است. تحقیق خود را انجام دهید با دوستان، اعضای خانواده، مربی مورد اعتماد و متخصصان صنعت در مورد ایده های خود صحبت کنید. آنها می توانند شما را با توصیه های خود راهنمایی کنند؛ چرا که شما بیشتر یاد می گیرید، بیشتر تمایل دارید که عمل کنید. - "مهغان گداروف"
👈[در مورد ایده هایمان با دیگران صحبت کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم. منفعل بودن چیزی را تغییر نمیدهد]
📍4. زندگی شما در Autopilot [پیشروی خودبخود] است؟
احساس می کنید شما در حال اجرا در Autopilot بدون هدف فقط درجا میزنید، این می تواند دلهره آور باشد. نترسید و این فرصت را برای کم کردن سرعت کارهای غیر ضروری استفاده کنید، و خواسته های واقهی خود را دوباره ارزیابی کنید و البته درست است. تمرکز ذهنی می تواند به شما در برقراری ارتباط با خواسته های واقعی شما کمک کند و کتاب هایی مانند جستجو درون خودتان توسط چاد منگ و جریان Mihaly Csikszentmihalyi نوشته های خوبی برای شروع خواهد بود. "آرنو مارکوس"
👈[به خواسته های واقعی خود بیشتر اهمیت بدهید، این دوره یک شانسی برای شروع زندگی جدید است.]
📍5. هدف خود را از گم کرده اید؟ سر در گم مانده اید؟
شما احساس می کنید که هیچ هدف برای زندگی شما وجود ندارد یا اهداف بزرگتری نسبت به آنچه در حال حاضر در زندگی روزمره شما وجود دارد، وجود ندارد. پیگیری یافتن یک هدف می تواند به خودی خود ناامید کننده باشد. شروع داوطلبانه و تمرکز بر ایجاد تفاوت در دیگر افراد خارج از حوزه نفوذ منظم خود بی تاثیر میماند. شروع به ایجاد تفاوت برای تغییر باید تمرکز بروی شما باشد و نه افراد دیگر. "جیا گنش"
👈[ما فقط میتوانیم خود مان را تغییر دهیم اگر هدفمان مشخص باشد.]
ادامه دارد...
۱)
📍6. طرحهای شما دیگر عملی نیستند؟
یک نشانه بارز که تجربه یک بحران میانسالی را نشان میدهد، این است که برنامه هایتان دیگر عملی نیستند و یا به بن بست میخورند. همه چیزهایی که برای خودتان ساخته اید، کار شما، روال عادی شما، در حال حاضر احساس رکود و حتی خفگی می کند. وقتی این اتفاق می افتد، با خودتان مهربان باشید. به خودتان مجال بدهید و فکر کنید، بهترین چیزی که میتواند به شما کمک کند، چه چیزی این مرحله از زندگی به شما میگوید؟ تغییر در کجا نیاز است. "لیزابت چپیل"
👈[گاهی باید از اتفاقات آموخت. هر پدیده ای در زندگی ما علت خاص به خود را دارد. ]
📍7. میل به ایجاد تغییرات بزرگ فعلا ندارید؟
تغییرات در زندگی از نشانه های شخصیت افراد است. اما بحران میتواند ترس از تِغییر ایجاد کند. این لزوما چیز بدی نیست. این زمان برای به دست آوردن امکانات بهتر است، شاید زمان آن باشد که دوباره ارزیابی در زندگی شما را پیش بگیرید. ایم سوال چه بودم و امروز کجا هستم میتواند به ما کمک کند. بهترین راه برای موفقیت این است که با داشتن یک مشاور خوب پیش بروید - کسی که اعتماد به شما و بازخورد صادقانه داشته باشد، کسی که علاقه مند به نتایج نباشد و مایل به موفقیت باشد. "فرانسیس مکینتاش"
👈[گاهی ارزیابی زندگی خود میتواند برای موفقیت جدید مهم باشد. با یک مشاور خوب که اطمینان داریم، میتوانیم پروسه زندگی را بسازیم.]
📍8. شما به دیگران حسادت میورزید؟
هنگامی که شما وقت خودتان را بیشتر صرف تجزیه و تحلیل گذشته های دیگران میکنید بجای آنکه نسبت به آینده خود فکر کنید، طبیعتا خود را کمتر میبینی. به یاد داشته باشید که دستاوردهای دیگران تا حد زیادی مبتنی بر مجموعه ای متفاوت از فرصت ها است و انتخاب های مختلف آنها متفاوت از شماست. آیا شما انتخاب های مشابه را در زندگی خود انجام داده اید؟ زمان آن رسیده که فکر کردن درباره زندگی و آینده ی دیگران را متوقف کنید و شروع به برنامه ریزی خود با داشته های خود بکنید. "اریک مک کوردی"
👈[هیچ کسی نمی تواند تجربه ما را داشته باشد و ما نمیتوانیم تجربه دیگران را درک کنیم. مقایسه کردن در دوران میانسالی تشدیدی بر بحران است.]
📍9. شما نگران هستی که آخر خط را میبینی؟
شما احساس میکنید که شما این فیلم را قبلا بیش از حد دیده اید. زمان را برای طرح کردن دو سناریو استفاده کنید. یکی از این موارد «ادامه یادگیری» است. شناسایی و ارزیابی سه تا پنج حوزه مهم برای شما برای یادگیری الزامی میباشد تا از رکود خارج شوید و تعیین نتایج احتمالی ان اگر تغییرات قابل توجهی را انجام ندهید، در ان صورت چه خواهد شد. دیگر این است که مشخص کنید که این حوزه ها در آینده می توانند یک آینده ایده آل شما باشند. سپس فکر کنید که آیا این دیدگاه ارزشش را دارد که چیز جدیدی یاد بگیرید؟ "جو کیسی"
👈[یاد گیری مطالب جدید در زندگی میتواند زندگی را از احساس بیهودگی و رکود نجات بخشد. برای اینکار میتوانیم با یک مشاور صحبت کنیم.]
📍10. موفقیت برای شما بی ارزش شده است؟
همه ی اینها یک سریال است که باعث می شود که متوجه شویم که زندگی کوتاه است و برای فردا وعده ای داده نشده. به عنوان یک مثال، کسانی که با بحران نیمه ی عمر مواجه می شوند، می توانند به راحتی حرفه ای که از دید جامعه موفق به نظر می رسد را ترک کنند. اینکار چون تلاش کنند تا آرامش خود را حفظ کنند. او بدنبال یک کار پر شور و شوق در قالب کار غیر سنتی میرود. مثلا کار با یک سازمان خیریه یا غیر انتفاعی باشد و حتی شاید در خارج از کشور کار کند. "لوکی فیت"
👈[در بحران میانسالی بسیاری از افراد از کار خود دست می کشند و به یک کار مورد علاقه واقعی خود میپردازند. در اروپا و آمریکا این بسیار مرسوم است. یک جراح قلب راننده کامیون میشود، یک مهندس برق آشپز میشود، یک رئیس بانک برای سازمان کمک رسانی به آفریقا کار میکند. کاری که به نظر آنها به زندگی آنها معنی میبخشد.]
📍11. همه چیز مثل یک خلسه است؟
ما به یک نقطه در زندگی ما می رسیم که در آن ما برای آنچه که انجام می دهیم شناخته می شویم (یک قدرت) و مردم به ما برای انجام آن نیاز دارند (نیاز)، و ما برای این دسته کوچک همواره پاسخگو بوده ایم. حال چرا بحران؟ ما این اشتیاق را از دست می دهیم، که فقط با این نگاه دیده شویم و این نگاه با انتظار همراه است. هنگامی که در این داد و ستد عدالت برقرار نباشد، بحران شکل میگیرد. هنگامی که نیاز داریم و با مخالفت روبرو می شویم، احساس غم و اندوه می کنیم و آن را "گمراهی" مینامند. تمرکز بر پیدا کردن نقطه شیرین زندگی خود که در آن "اشتیاق"، "قدرت" و "نیاز" به همپوشانی تمرکز می کنند، نقطه خروج از بحران است. "امی داگلاس"
ادامه دارد...
دکتر موریس ستودگان
۲)
یک نشانه بارز که تجربه یک بحران میانسالی را نشان میدهد، این است که برنامه هایتان دیگر عملی نیستند و یا به بن بست میخورند. همه چیزهایی که برای خودتان ساخته اید، کار شما، روال عادی شما، در حال حاضر احساس رکود و حتی خفگی می کند. وقتی این اتفاق می افتد، با خودتان مهربان باشید. به خودتان مجال بدهید و فکر کنید، بهترین چیزی که میتواند به شما کمک کند، چه چیزی این مرحله از زندگی به شما میگوید؟ تغییر در کجا نیاز است. "لیزابت چپیل"
👈[گاهی باید از اتفاقات آموخت. هر پدیده ای در زندگی ما علت خاص به خود را دارد. ]
📍7. میل به ایجاد تغییرات بزرگ فعلا ندارید؟
تغییرات در زندگی از نشانه های شخصیت افراد است. اما بحران میتواند ترس از تِغییر ایجاد کند. این لزوما چیز بدی نیست. این زمان برای به دست آوردن امکانات بهتر است، شاید زمان آن باشد که دوباره ارزیابی در زندگی شما را پیش بگیرید. ایم سوال چه بودم و امروز کجا هستم میتواند به ما کمک کند. بهترین راه برای موفقیت این است که با داشتن یک مشاور خوب پیش بروید - کسی که اعتماد به شما و بازخورد صادقانه داشته باشد، کسی که علاقه مند به نتایج نباشد و مایل به موفقیت باشد. "فرانسیس مکینتاش"
👈[گاهی ارزیابی زندگی خود میتواند برای موفقیت جدید مهم باشد. با یک مشاور خوب که اطمینان داریم، میتوانیم پروسه زندگی را بسازیم.]
📍8. شما به دیگران حسادت میورزید؟
هنگامی که شما وقت خودتان را بیشتر صرف تجزیه و تحلیل گذشته های دیگران میکنید بجای آنکه نسبت به آینده خود فکر کنید، طبیعتا خود را کمتر میبینی. به یاد داشته باشید که دستاوردهای دیگران تا حد زیادی مبتنی بر مجموعه ای متفاوت از فرصت ها است و انتخاب های مختلف آنها متفاوت از شماست. آیا شما انتخاب های مشابه را در زندگی خود انجام داده اید؟ زمان آن رسیده که فکر کردن درباره زندگی و آینده ی دیگران را متوقف کنید و شروع به برنامه ریزی خود با داشته های خود بکنید. "اریک مک کوردی"
👈[هیچ کسی نمی تواند تجربه ما را داشته باشد و ما نمیتوانیم تجربه دیگران را درک کنیم. مقایسه کردن در دوران میانسالی تشدیدی بر بحران است.]
📍9. شما نگران هستی که آخر خط را میبینی؟
شما احساس میکنید که شما این فیلم را قبلا بیش از حد دیده اید. زمان را برای طرح کردن دو سناریو استفاده کنید. یکی از این موارد «ادامه یادگیری» است. شناسایی و ارزیابی سه تا پنج حوزه مهم برای شما برای یادگیری الزامی میباشد تا از رکود خارج شوید و تعیین نتایج احتمالی ان اگر تغییرات قابل توجهی را انجام ندهید، در ان صورت چه خواهد شد. دیگر این است که مشخص کنید که این حوزه ها در آینده می توانند یک آینده ایده آل شما باشند. سپس فکر کنید که آیا این دیدگاه ارزشش را دارد که چیز جدیدی یاد بگیرید؟ "جو کیسی"
👈[یاد گیری مطالب جدید در زندگی میتواند زندگی را از احساس بیهودگی و رکود نجات بخشد. برای اینکار میتوانیم با یک مشاور صحبت کنیم.]
📍10. موفقیت برای شما بی ارزش شده است؟
همه ی اینها یک سریال است که باعث می شود که متوجه شویم که زندگی کوتاه است و برای فردا وعده ای داده نشده. به عنوان یک مثال، کسانی که با بحران نیمه ی عمر مواجه می شوند، می توانند به راحتی حرفه ای که از دید جامعه موفق به نظر می رسد را ترک کنند. اینکار چون تلاش کنند تا آرامش خود را حفظ کنند. او بدنبال یک کار پر شور و شوق در قالب کار غیر سنتی میرود. مثلا کار با یک سازمان خیریه یا غیر انتفاعی باشد و حتی شاید در خارج از کشور کار کند. "لوکی فیت"
👈[در بحران میانسالی بسیاری از افراد از کار خود دست می کشند و به یک کار مورد علاقه واقعی خود میپردازند. در اروپا و آمریکا این بسیار مرسوم است. یک جراح قلب راننده کامیون میشود، یک مهندس برق آشپز میشود، یک رئیس بانک برای سازمان کمک رسانی به آفریقا کار میکند. کاری که به نظر آنها به زندگی آنها معنی میبخشد.]
📍11. همه چیز مثل یک خلسه است؟
ما به یک نقطه در زندگی ما می رسیم که در آن ما برای آنچه که انجام می دهیم شناخته می شویم (یک قدرت) و مردم به ما برای انجام آن نیاز دارند (نیاز)، و ما برای این دسته کوچک همواره پاسخگو بوده ایم. حال چرا بحران؟ ما این اشتیاق را از دست می دهیم، که فقط با این نگاه دیده شویم و این نگاه با انتظار همراه است. هنگامی که در این داد و ستد عدالت برقرار نباشد، بحران شکل میگیرد. هنگامی که نیاز داریم و با مخالفت روبرو می شویم، احساس غم و اندوه می کنیم و آن را "گمراهی" مینامند. تمرکز بر پیدا کردن نقطه شیرین زندگی خود که در آن "اشتیاق"، "قدرت" و "نیاز" به همپوشانی تمرکز می کنند، نقطه خروج از بحران است. "امی داگلاس"
ادامه دارد...
دکتر موریس ستودگان
۲)
ادامه ۱۱
👈[نیاز دیگران به ما و مصرف انرژی ما در پاسخ به نیاز آنها در دراز مدت میتواند منبع انرژی ما را تخلیه کرده و ما را در بحران بکشد. برای خروج از بحران میبایست اشتیاق به زندگی و توان زندگی و نیازهای خود را بشناسیم. و این نیاز به یک بازتاب خواهد داشت. ]
📍12. شما موفقیت هستید اما ناراضی؟
هنگامی که زندگی و کار در تناسب نیستند، نقاط قوت و ارزش های خود را بررسی کنید. اغلب این احساس، "آیا این همه چیز است که وجود دارد؟" زمانی اتفاق می افتد که ما مرکز ثقل زندگی را گم کرده ایم. ما ممکن است موفق باشیم، اما از داشته ها راضی نیستیم، و این می تواند نشان دهد که زمان برای تغییر است. آرام باشیم و نقاط قوت خود را ارزیابی کنیم. از خودمان بپرسیم «من واقعا در این کار خوب هستم؟» و با ارزشهای خود دوباره ارتباط برقرار کنید: «من واقعا به چه چیزی علاقه دارم؟» پس از آن، در هر سن، دوباره به انچه که علاقه دارید، شروع کنید. "جولی کالبرز"
👈[بالانس بین زندگی و کار وقتی از بین برود معمولا ما دچار بحران میشویم و از خود سوال میکنیم که واقعا زندگی همین است؟ این زمانی اتفاق میافتد که ارزشهای واقعی ما جایی در کار و زندگی ما پیدا نکرده اند و باید تغییر را آغاز کرد.]
📍13. شما برای پیروزی دیگر بازی نمی کنید، بلکه فقط نبازید؟
این می تواند یک نشانه ای باشد که شما آن سرنخی را که تا به حال داشته اید را گم کرده اید. تصمیم گیری شما در اینجا بر اساس ترس است، نه اطمینان. سریع ترین راه برای از بین بردن این اندیشه، تمرکز دادن بر اطمینان شماست. ریسک های محاسبه شده بیشتری را به عهده بگیرید. شما دیگر جوان نیستید، بنابراین شما زمان زیادی برای بیدار شدن ار خواب ترسناک ندارید، اما می دانید که تجربه بیشتری از قبل دارید، بنابراین شما عاقل تر و با تجربه تر شده اید. پس بازی کنید برای برنده شدن. "رائول ویلیسیس"
👈[گاهی عدم اشتیاق به زندگی و کار و خانواده سبب میشود که ما گاهی به علت فقدان انرژی راکد شویم و بیشتر ترس از تغییر و ریسک پیدا میکنیم. و این باید درست بر عکس باشد چون نه جوانیم و هم اینکه تجربه بیشتر برای تغییر داریم.]
14. شما از کلافه از عقربه های ساعت زندگی هستید؟
همانطور که سال ها گذشته تا ما به میان سالی رسیده ایم، گاهی اوقات هم ما با گذشت زمان از رویاهای زندگی مان فاصله میگیریم و زندگی را به ما تحمیل می کنیم. این اغلب منجر به سوختن اشتیاق به «خرید یک ماشین خوب» یا «فروش خانه» می شود. معمولا این تصمیم جدیدی نیست، بلکه چیزی است که ما برای مدت زمانی در نظر داشتیم و پیش بینی می کردیم، اما از انجامش سر باز میزدیم. اجازه تغییر را به خود بدون برچسب بدهید! "شری سویفت"
👈[با گذشت زمان گاهی در چرخ زندگی چنان از خواسته های جوانی مان فاصله میگیریم که به ناگهان در میانسالی احساس میکنیم که دیگر زمانی برای تحقق آرزوها نمانده. اینطور نیست همانطور که از نامش پیداست فقط نصف عمر گذشته و نصف دیگر قابل ساخت است. ]
📍15. شما در جهت یابی زندگی فعلی خود دچار اشتباه شدید و راه نامشخص است؟
احساس اشتباهی بودن می تواند به این معنی باشد که شما دیگر با آنچه که در حال حاضر انجام می دهید یا جایی که هستید راضی نیستید. گرچه شما هنوز هم می توانید در آن کار بسیار خوب باشید، اما شما نمی توانید خود را در ان بیابید که چطور این همه چیز کمک می کند تا جایی که می خواهید بروید. این زمان برای برداشتن گامی به عقب و بازتاب دادن در مورد اینکه در آن شما کنترل کافی داشته اید و شاید آن را چگونه از دست دادید، میباشد. سپس یک برنامه برای کمک به بازگشت به جایی که می خواهید بروید، بسازید. "سونیا کرزو"
👈[گاهی در سرعت تند باد زندگی لازم است گوشه ای آرام را پیدا کنیم و زمانی برای بازتاب بگذاریم. آنگاه نقشه زندگی را یکبار دیگر دقیق نگاه کرده و نقاط مهم را ببینیم و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنیم.]
۳)
دکتر موریس ستودگان
👈[نیاز دیگران به ما و مصرف انرژی ما در پاسخ به نیاز آنها در دراز مدت میتواند منبع انرژی ما را تخلیه کرده و ما را در بحران بکشد. برای خروج از بحران میبایست اشتیاق به زندگی و توان زندگی و نیازهای خود را بشناسیم. و این نیاز به یک بازتاب خواهد داشت. ]
📍12. شما موفقیت هستید اما ناراضی؟
هنگامی که زندگی و کار در تناسب نیستند، نقاط قوت و ارزش های خود را بررسی کنید. اغلب این احساس، "آیا این همه چیز است که وجود دارد؟" زمانی اتفاق می افتد که ما مرکز ثقل زندگی را گم کرده ایم. ما ممکن است موفق باشیم، اما از داشته ها راضی نیستیم، و این می تواند نشان دهد که زمان برای تغییر است. آرام باشیم و نقاط قوت خود را ارزیابی کنیم. از خودمان بپرسیم «من واقعا در این کار خوب هستم؟» و با ارزشهای خود دوباره ارتباط برقرار کنید: «من واقعا به چه چیزی علاقه دارم؟» پس از آن، در هر سن، دوباره به انچه که علاقه دارید، شروع کنید. "جولی کالبرز"
👈[بالانس بین زندگی و کار وقتی از بین برود معمولا ما دچار بحران میشویم و از خود سوال میکنیم که واقعا زندگی همین است؟ این زمانی اتفاق میافتد که ارزشهای واقعی ما جایی در کار و زندگی ما پیدا نکرده اند و باید تغییر را آغاز کرد.]
📍13. شما برای پیروزی دیگر بازی نمی کنید، بلکه فقط نبازید؟
این می تواند یک نشانه ای باشد که شما آن سرنخی را که تا به حال داشته اید را گم کرده اید. تصمیم گیری شما در اینجا بر اساس ترس است، نه اطمینان. سریع ترین راه برای از بین بردن این اندیشه، تمرکز دادن بر اطمینان شماست. ریسک های محاسبه شده بیشتری را به عهده بگیرید. شما دیگر جوان نیستید، بنابراین شما زمان زیادی برای بیدار شدن ار خواب ترسناک ندارید، اما می دانید که تجربه بیشتری از قبل دارید، بنابراین شما عاقل تر و با تجربه تر شده اید. پس بازی کنید برای برنده شدن. "رائول ویلیسیس"
👈[گاهی عدم اشتیاق به زندگی و کار و خانواده سبب میشود که ما گاهی به علت فقدان انرژی راکد شویم و بیشتر ترس از تغییر و ریسک پیدا میکنیم. و این باید درست بر عکس باشد چون نه جوانیم و هم اینکه تجربه بیشتر برای تغییر داریم.]
14. شما از کلافه از عقربه های ساعت زندگی هستید؟
همانطور که سال ها گذشته تا ما به میان سالی رسیده ایم، گاهی اوقات هم ما با گذشت زمان از رویاهای زندگی مان فاصله میگیریم و زندگی را به ما تحمیل می کنیم. این اغلب منجر به سوختن اشتیاق به «خرید یک ماشین خوب» یا «فروش خانه» می شود. معمولا این تصمیم جدیدی نیست، بلکه چیزی است که ما برای مدت زمانی در نظر داشتیم و پیش بینی می کردیم، اما از انجامش سر باز میزدیم. اجازه تغییر را به خود بدون برچسب بدهید! "شری سویفت"
👈[با گذشت زمان گاهی در چرخ زندگی چنان از خواسته های جوانی مان فاصله میگیریم که به ناگهان در میانسالی احساس میکنیم که دیگر زمانی برای تحقق آرزوها نمانده. اینطور نیست همانطور که از نامش پیداست فقط نصف عمر گذشته و نصف دیگر قابل ساخت است. ]
📍15. شما در جهت یابی زندگی فعلی خود دچار اشتباه شدید و راه نامشخص است؟
احساس اشتباهی بودن می تواند به این معنی باشد که شما دیگر با آنچه که در حال حاضر انجام می دهید یا جایی که هستید راضی نیستید. گرچه شما هنوز هم می توانید در آن کار بسیار خوب باشید، اما شما نمی توانید خود را در ان بیابید که چطور این همه چیز کمک می کند تا جایی که می خواهید بروید. این زمان برای برداشتن گامی به عقب و بازتاب دادن در مورد اینکه در آن شما کنترل کافی داشته اید و شاید آن را چگونه از دست دادید، میباشد. سپس یک برنامه برای کمک به بازگشت به جایی که می خواهید بروید، بسازید. "سونیا کرزو"
👈[گاهی در سرعت تند باد زندگی لازم است گوشه ای آرام را پیدا کنیم و زمانی برای بازتاب بگذاریم. آنگاه نقشه زندگی را یکبار دیگر دقیق نگاه کرده و نقاط مهم را ببینیم و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنیم.]
۳)
دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
عادتها میتوانند انسان را نابود کنند ، کافیست انسان به گرسنگی و رنج بردن عادت کند. به زیر ستم برود ، تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند و ترجیح بدهد در بند بماند.
هرتا مولر
هرتا مولر
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
از کوته نظران چنان بگریزید که گویی از طاعون گریختهاید چرا که با دیدگاههای محدود خود همواره انگیزه های شما را سرکوب خواهند کرد ...!
دنیس ویتلی
دنیس ویتلی
مقصر کیست؟
این بدترین سوالی هست که برای هر اشتباهی در سیستم میتوان پرسید. در یک سیستم برای هر رویدادی خُردسیستم های متفاوتی نقش بزرگی را بازی میکنند تا رویدادی رخ دهد. پس نمی توان بدنبال یک مقصر بود بلکه بهتر است تمام انرژی سیستم را برای بهینه سازی و حل مسئله صرف کرد تا چرخه سیستم باز نایستد.
م. ستودگان💫
این بدترین سوالی هست که برای هر اشتباهی در سیستم میتوان پرسید. در یک سیستم برای هر رویدادی خُردسیستم های متفاوتی نقش بزرگی را بازی میکنند تا رویدادی رخ دهد. پس نمی توان بدنبال یک مقصر بود بلکه بهتر است تمام انرژی سیستم را برای بهینه سازی و حل مسئله صرف کرد تا چرخه سیستم باز نایستد.
م. ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مجله سلامتی مردان 👆 یک مجله بر پایه یافته های جدید علمی میباشد.
در تاریخ سپتامبر 2018 جدیدترین یافته ها در مورد خودارضایی در مردان را در یک مقاله اعلام کرده.
ترجمه: دکتر موریس ستودگان💫
در تاریخ سپتامبر 2018 جدیدترین یافته ها در مورد خودارضایی در مردان را در یک مقاله اعلام کرده.
ترجمه: دکتر موریس ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
آیا خودارضایی سالم یا مضر است؟
خیلی از مردان مطمین نیستند که آیا خودارضایی برای رابطه جنسی سالم یا مضر است.
اکنون پاسخ در مجله Men's Health
ترجمه دکتر موریس ستودگان💫
خیلی از مردان مطمین نیستند که آیا خودارضایی برای رابطه جنسی سالم یا مضر است.
اکنون پاسخ در مجله Men's Health
ترجمه دکتر موریس ستودگان💫
📍چقدر دیدن فیلم پورن سالم و یا چقدر مضر است. مرز لذت و اعتیاد کجاست؟
از منبع المانی: فرهنگ و صحنه های جنسی
ترجمه: دکتر موریس ستودگان
🔻لذت بردن کجا ختم میشود و اعتیاد کجا آغاز می شود؟
مرز مشخصی برای این امر نیز دشوار است در مصرف پورنو. "یک نشانه ممکن است شروع اعتیاد را نشان دهد. زمانی که من نمیتوانم خودم را بدون هیچگونه پورنو ارضا کنم."
یک دوره سخت برای طرفداران فیلم سکس. دانشمندان در برابر عوارض جانبی امروزه هشدار می دهند. آیا پورنوگرافی واقعا شما را ناتوان و وابسته می کند؟ گزارش در مورد دوز مناسب و شباهت های شگفت انگیز میان نوجوانان و زندانیان در انگلیس پیدا شده است .
اخبار بد از انگلستان میاید پس از Btexit خروج از اتحادیه اروپا گویا Sexit انگلیس را تهدید بیشتری میکند. یک تحقیق نشان میدهد که خیلی از جوانان انگلیسی و بیشتر جوان استرالیایی قدرت نعوظ یا اِرِکسیون را زود از دست میدهند، روان درمانگر آنجلا گرگوری از بیمارستان دانشگاه ناتینگهام در ماه اوت ۲۰۱۶ هشدار داد که جوانان به مشکل جنسی برخورده اند. این روانشناس محرک این پدیده را تماشای فیلم پورن میبیند که بسیاری از مردان تنها با آن داغ و تحریک میشوند. بنابراین آنجلا گرگوری میگوید، ترس من از این است که فیلمها علت ناتوانی جنسی، و یا از نظر پزشکی صحیح: اختلال نعوظ erectile dysfunction گردند.
خانم گرگوری میگوید؛ نوجوانان زیادی و بیشتر مردان حدودا در سن بیست سالگی از این مشکل شکایت از رکود جنسی در تخت خواب، یک بیماری که پیش از این تنها در سنین بالا رخ میداد. "به همین جهت من از مراجعین جوانم، اول در مورد عادات پورنو و استمناء میپرسم،" گریگوری در مجله بی بی سی Newsbeat گفت. "آنها ممکن است دلیل این باشد که این مردان جوان نمی توانند وقتی که با شریک زندگی همخواب میشوند، نعوظ را طولانی حفظ کنند."
بخصوص برای مردان و زنان همجنسگرا تماشای پورن بیشتر دیده میشود. تماشای پورن بخشی از زندگی روزمره آنها و بقیه شده است. این توسط یک نظرسنجی منتشر شده توسط مجله بهداشت همجنسگرای FS در تابستان، به طور تحقیقی در انگلستان تایید شده است. نتایج نمایانگر نیستند، اما سرنخ هایی در مورد چگونگی مصرف پورنوگرافی در زندگی روزمره ارائه می شود. 52 درصد از پاسخ دهندگان چندین بار در هفته به فیلم های جنسی می پردازند. تقریبا یک سوم هر روز روی Redtube & Co تماشا می کنند. اکثر آنها بیشتر از نیم ساعت به فیلم می پردازند. فقط 7 درصد تماشا بیش از 60 دقیقه در یک بار پورن میلینند. بزرگترین تفاوت در آخرین نظرسنجی: 60 درصد از کاربران در حال حاضر از تلفن موبایل پورنو تماشا می کنند. در سال 2012 تنها یک چهارم بود. این به این معنی است: پورن حتی بیشتر به راحتی در دسترس قرار گرفته است.
همچنین هانس یکی از مصاحبه شده ها از هامبورگ به طور منظم به پورن میپردازد و تاکنون هیچ عوارض جانبی را متوجه نشده است. بر خلاف انتظار: مرد 51 ساله، می گوید: "پورن طبیعی ترین چیز در جهان است." سه تا چهار بار در هفته او پورن را تماشا می کند - در تلفن همراه یا رایانه، به ندرت در دی وی دی. هانس گزارش می دهد: "این می تواند یک ساعت طول بکشد." "من بسیار آگاهانه تماشا می کنم و از آن لذت می برم." مردان و زنان در سبک مورد علاقه خود یگدیگر را ملاقات می کنند. هانس اذعان می کند: "من تمایل به فیلم های پورن دارم در جایی که نیاز فرد در فیلم مورد توجه قرار می گیرد." در اینجا اما لازم است تمایز روشنی بین دروغ در فیلمها و واقعیت را دید: در حقیقت پورن و سکس طبیعی دو چیز متفاوت هستند. "البته پورنوها ناخودآگاه درون من رد پا میگدارند، اما من هیچ صحنه ای بازی نمی کنم. وقتی رابطه جنسی دارم، کاملا وابسته به وضعیت شخص مخالفم میباشم و این اغلب تعجب آور است. "
همچنین مارکوس بئرنس روانشناس هیچ عوارض جانبی پورن را برای سلامتی مردان و زنان نمیبیند. این روانشناس برای Mann-O-Meter، مرکز اطلاعاتی برلین برای مردان همجنسگرا کار می کند. 48 ساله تأکید می کند: "پورنوگرافی و روابط جنسی اول از همه یک موضوع بسیار خصوصی میباشد." "اگر آن با توافق در رابطه صورت گیرد و به کسی آسیبی نرسد، این یک مشکل روانی نیست. و هیچ کس دیگری در این میان چیزی برای جستجو ندارد."
تا کنون، حداقل پورنو باعث ایجاد ناراحتی در مردان که در نظر سنجی شرکت کرده اند، نشده. اگر مشکلی باشد، در ارتباط با اعتیاد آنلاین است. مارکوس گزارش می دهد: "برخی از مراجعین ما احساس می کنند: نمی توانند سرشان را از کامپیوتر بردارند. این می رود از فیس بوک شروع و به Gayromeo ختم نمی شود. اما "تعداد موارد در دهه گذشته افزایش نیافته است." با وجود تکامل گوشیها.
اگر مسئله پورن که به ندرت در کار روزمره مشاوره مارکوس بئرنس مطرح است؛ اما پورنو دارای پتانسیل اعتیاد است.
(قسمت اول)
1
از منبع المانی: فرهنگ و صحنه های جنسی
ترجمه: دکتر موریس ستودگان
🔻لذت بردن کجا ختم میشود و اعتیاد کجا آغاز می شود؟
مرز مشخصی برای این امر نیز دشوار است در مصرف پورنو. "یک نشانه ممکن است شروع اعتیاد را نشان دهد. زمانی که من نمیتوانم خودم را بدون هیچگونه پورنو ارضا کنم."
یک دوره سخت برای طرفداران فیلم سکس. دانشمندان در برابر عوارض جانبی امروزه هشدار می دهند. آیا پورنوگرافی واقعا شما را ناتوان و وابسته می کند؟ گزارش در مورد دوز مناسب و شباهت های شگفت انگیز میان نوجوانان و زندانیان در انگلیس پیدا شده است .
اخبار بد از انگلستان میاید پس از Btexit خروج از اتحادیه اروپا گویا Sexit انگلیس را تهدید بیشتری میکند. یک تحقیق نشان میدهد که خیلی از جوانان انگلیسی و بیشتر جوان استرالیایی قدرت نعوظ یا اِرِکسیون را زود از دست میدهند، روان درمانگر آنجلا گرگوری از بیمارستان دانشگاه ناتینگهام در ماه اوت ۲۰۱۶ هشدار داد که جوانان به مشکل جنسی برخورده اند. این روانشناس محرک این پدیده را تماشای فیلم پورن میبیند که بسیاری از مردان تنها با آن داغ و تحریک میشوند. بنابراین آنجلا گرگوری میگوید، ترس من از این است که فیلمها علت ناتوانی جنسی، و یا از نظر پزشکی صحیح: اختلال نعوظ erectile dysfunction گردند.
خانم گرگوری میگوید؛ نوجوانان زیادی و بیشتر مردان حدودا در سن بیست سالگی از این مشکل شکایت از رکود جنسی در تخت خواب، یک بیماری که پیش از این تنها در سنین بالا رخ میداد. "به همین جهت من از مراجعین جوانم، اول در مورد عادات پورنو و استمناء میپرسم،" گریگوری در مجله بی بی سی Newsbeat گفت. "آنها ممکن است دلیل این باشد که این مردان جوان نمی توانند وقتی که با شریک زندگی همخواب میشوند، نعوظ را طولانی حفظ کنند."
بخصوص برای مردان و زنان همجنسگرا تماشای پورن بیشتر دیده میشود. تماشای پورن بخشی از زندگی روزمره آنها و بقیه شده است. این توسط یک نظرسنجی منتشر شده توسط مجله بهداشت همجنسگرای FS در تابستان، به طور تحقیقی در انگلستان تایید شده است. نتایج نمایانگر نیستند، اما سرنخ هایی در مورد چگونگی مصرف پورنوگرافی در زندگی روزمره ارائه می شود. 52 درصد از پاسخ دهندگان چندین بار در هفته به فیلم های جنسی می پردازند. تقریبا یک سوم هر روز روی Redtube & Co تماشا می کنند. اکثر آنها بیشتر از نیم ساعت به فیلم می پردازند. فقط 7 درصد تماشا بیش از 60 دقیقه در یک بار پورن میلینند. بزرگترین تفاوت در آخرین نظرسنجی: 60 درصد از کاربران در حال حاضر از تلفن موبایل پورنو تماشا می کنند. در سال 2012 تنها یک چهارم بود. این به این معنی است: پورن حتی بیشتر به راحتی در دسترس قرار گرفته است.
همچنین هانس یکی از مصاحبه شده ها از هامبورگ به طور منظم به پورن میپردازد و تاکنون هیچ عوارض جانبی را متوجه نشده است. بر خلاف انتظار: مرد 51 ساله، می گوید: "پورن طبیعی ترین چیز در جهان است." سه تا چهار بار در هفته او پورن را تماشا می کند - در تلفن همراه یا رایانه، به ندرت در دی وی دی. هانس گزارش می دهد: "این می تواند یک ساعت طول بکشد." "من بسیار آگاهانه تماشا می کنم و از آن لذت می برم." مردان و زنان در سبک مورد علاقه خود یگدیگر را ملاقات می کنند. هانس اذعان می کند: "من تمایل به فیلم های پورن دارم در جایی که نیاز فرد در فیلم مورد توجه قرار می گیرد." در اینجا اما لازم است تمایز روشنی بین دروغ در فیلمها و واقعیت را دید: در حقیقت پورن و سکس طبیعی دو چیز متفاوت هستند. "البته پورنوها ناخودآگاه درون من رد پا میگدارند، اما من هیچ صحنه ای بازی نمی کنم. وقتی رابطه جنسی دارم، کاملا وابسته به وضعیت شخص مخالفم میباشم و این اغلب تعجب آور است. "
همچنین مارکوس بئرنس روانشناس هیچ عوارض جانبی پورن را برای سلامتی مردان و زنان نمیبیند. این روانشناس برای Mann-O-Meter، مرکز اطلاعاتی برلین برای مردان همجنسگرا کار می کند. 48 ساله تأکید می کند: "پورنوگرافی و روابط جنسی اول از همه یک موضوع بسیار خصوصی میباشد." "اگر آن با توافق در رابطه صورت گیرد و به کسی آسیبی نرسد، این یک مشکل روانی نیست. و هیچ کس دیگری در این میان چیزی برای جستجو ندارد."
تا کنون، حداقل پورنو باعث ایجاد ناراحتی در مردان که در نظر سنجی شرکت کرده اند، نشده. اگر مشکلی باشد، در ارتباط با اعتیاد آنلاین است. مارکوس گزارش می دهد: "برخی از مراجعین ما احساس می کنند: نمی توانند سرشان را از کامپیوتر بردارند. این می رود از فیس بوک شروع و به Gayromeo ختم نمی شود. اما "تعداد موارد در دهه گذشته افزایش نیافته است." با وجود تکامل گوشیها.
اگر مسئله پورن که به ندرت در کار روزمره مشاوره مارکوس بئرنس مطرح است؛ اما پورنو دارای پتانسیل اعتیاد است.
(قسمت اول)
1
📍چقدر دیدن فیلم پورن سالم و یا چقدر مضر است. مرز لذت و اعتیاد کجاست؟
از منبع المانی: فرهنگ و صحنه های جنسی
ترجمه: دکتر موریس ستودگان
(قسمت دوم)
در سال 2014 یکی از معروفترین موسسات غرب در برلین آلمان بنام موسسه ماکس پلانک انستیتوت برای توسعه آگاهی و تحقیقات: در تحقیقی نشان میدهد که فیلم های پورنو تغییر در مغز ایجاد میکنند. دانشمندا فعالیت مغزی 64 مرد را اسکن میکنند و نتیجه گرفتند که در میان افرادی که به طور مرتب فیلم پورن میدیدند، سیستم پاداش مغز به طور قابل ملاحظه ای کوچک بود. "این بدان معنی است که مصرف منظم پورنوگرافی، سیستم پاداش مغز را تغییر میدهد".
محقق و نویسنده تحقیق خانم سیمون کوهن توضیح می دهد؛ محققان به اثری مشابه با داروهای مخدر دیگر پی برده اند. یعنی کاربر باید به طور مداوم به منظور رسیدن به یک اثر لذت بخش دوز فبلم را اضافه کند.
📍اما لذت بردن تا کجاست و اعتیاد از کجا شروع می شود؟
مشخص کردن یک مرز شفاف در این امر نیز بسیار دشوار است "مارکوس بئرنس روانشناس می گوید:" یک نشانه ممکن است این باشد که اگر من دیگر نمی توانم بدون پورنو از سکس و خودارضایی لذت ببرم. " نشانه دیگر میتواند این باشد که پورن فیلم زمان برای سرگرمی های دیگر را از من می رباید. این میتواند در زندگی روزمره به من آسیب برساند؟ برای مثال، آیا می توانم یک روز را بدون مراجعه به سایت های پورنو در رایانه را بگردانم و یا اینکه در محل کار نیز به این میپردازم؟ همانطور که در تمام وابستگی ها این رفتار دیده میشود اینجا هم تابو نیست: هنگامی که همکاران، دوستان و یا اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار میدهد، باید این رفتار مصرف گرایی خود را زیر ذره بین گرفت و یا شاید از بیرون مشاوره گرفت. در غیر اینصورت اتش در سقف خانه خواهد بود.
علت مصرف بیش از حد پورن فیلم و یا رابطه جنسی واقعی، احساس تنها بودن است. با توجه به مارکوس بئرنس در بسیاری از موارد تنهایی و احساس حقارت میتواند به این امر دامن بزند. در مردان و زنان همجنس گرا اکثرا بخاطر عدم پذیرش خود و یا جامعه بود و هموز نیز وجود دارد، آنها یک حسی بر علیه گرایش جنسی خود هویدا میکنند. کارشناسان در مورد ضد همجنسگرا بودن درونیintetnalized homophobia صحبت می کنند. بئرنس توضیح می دهد: "طبیعتا نه همه ولی عده ای از این افراد این را حس میکنند که چیزی در من درست نیست." "سپس آگاهانه یا ناخودآگاه بدنبال یک راه حل هستند و سعی میکنند از چیزهای مختلف" مصرف کنند تا این کمپلکس خود را ارضا کنند. پورن فقط یکی از آنهاست. گاهی مواد متفاوت مصرف میشود مارکوس بئرنس توضیح می دهد: "این مصرف به شدت بستگی به مواد موجود دارد و احساس اینکه کدام برای من عمل می کند." "برای برخی از آن خرید، برخی لاغری، برحی خوردن و برای دیگری پورنو است."
اما این بدان معنا نیست که همه کسانی که در حال تماشای پورنو هستند در معرض خطر هستند. "این مهم است برای کمک به افرادی که از تمایلات جنسی خود رنج می برند، قدمی برداشت:"
مارکوس بئرنس، "اما وقتی که اسم از ۸مصرف پورنو و تمایلات جنسی می آید، همه یکصدا و سریع میگویند: Uiuiui (اه اه اه) که مراجع را یا بیمار یا جنایی تلقی میکنند. این کد های اخلاقی اشتباه است. "اکثر مردان به راحتی می توانند مصرف پورنو خود را کنترل کنند.
و هشدار از ناتوانی جنسی مربوط به پورنو دیدن از دید این روانشناس برلینی اغراق آمیز است حتی اگر همکار بریتانیایی من به یک پدیده جالب اشاره کرده بود: اختلال نعوظ ناشی از فانتزی جنسی بیش Fantasiesex.
این اثر را روانشناسان فقط از زندانیان میشناسند. حتی کسانی که اغلب قادر به نعوظ نیستند، حتی اگر پس از یک دوره زندان طولانی با دوستان و یا دوست دخترشان مجاز به خواب باشند، قادر نیستند. آنها فراموش کرده اند که چگونه میتوان از بودن بدن فردی دیگری لذت ببرند. که نه تنها آن را می بیند، بلکه بوی و احساس هم نیز می شود. مارکوس بئرنس توضیح می دهد: "مغز پس از آن به فانتزی شرطی شده است." "محرک جنسی تنها چیزی است که در ذهن من شکل میگیرد . یک نوع از پورنو، که در آن من به طور مستقیم سازنده فیلم هستم.
👈«جوانان انگلیسی احتمالا با چنین مشکلی مشابه روبرو هستند؛ در تطبیق انها باید از پورنو دو بعدی بر روی سه بعدی یعنی سکس واقعی افکار خود را تغییر بدهند. و این با یک شریک که واقعا از پوست و گوشت و خون است. اما نگران نباشید می گوید مارکوس بئرنس: "تمایلات جنسی را می توان همیشه و دوباره اموخت."
2
از منبع المانی: فرهنگ و صحنه های جنسی
ترجمه: دکتر موریس ستودگان
(قسمت دوم)
در سال 2014 یکی از معروفترین موسسات غرب در برلین آلمان بنام موسسه ماکس پلانک انستیتوت برای توسعه آگاهی و تحقیقات: در تحقیقی نشان میدهد که فیلم های پورنو تغییر در مغز ایجاد میکنند. دانشمندا فعالیت مغزی 64 مرد را اسکن میکنند و نتیجه گرفتند که در میان افرادی که به طور مرتب فیلم پورن میدیدند، سیستم پاداش مغز به طور قابل ملاحظه ای کوچک بود. "این بدان معنی است که مصرف منظم پورنوگرافی، سیستم پاداش مغز را تغییر میدهد".
محقق و نویسنده تحقیق خانم سیمون کوهن توضیح می دهد؛ محققان به اثری مشابه با داروهای مخدر دیگر پی برده اند. یعنی کاربر باید به طور مداوم به منظور رسیدن به یک اثر لذت بخش دوز فبلم را اضافه کند.
📍اما لذت بردن تا کجاست و اعتیاد از کجا شروع می شود؟
مشخص کردن یک مرز شفاف در این امر نیز بسیار دشوار است "مارکوس بئرنس روانشناس می گوید:" یک نشانه ممکن است این باشد که اگر من دیگر نمی توانم بدون پورنو از سکس و خودارضایی لذت ببرم. " نشانه دیگر میتواند این باشد که پورن فیلم زمان برای سرگرمی های دیگر را از من می رباید. این میتواند در زندگی روزمره به من آسیب برساند؟ برای مثال، آیا می توانم یک روز را بدون مراجعه به سایت های پورنو در رایانه را بگردانم و یا اینکه در محل کار نیز به این میپردازم؟ همانطور که در تمام وابستگی ها این رفتار دیده میشود اینجا هم تابو نیست: هنگامی که همکاران، دوستان و یا اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار میدهد، باید این رفتار مصرف گرایی خود را زیر ذره بین گرفت و یا شاید از بیرون مشاوره گرفت. در غیر اینصورت اتش در سقف خانه خواهد بود.
علت مصرف بیش از حد پورن فیلم و یا رابطه جنسی واقعی، احساس تنها بودن است. با توجه به مارکوس بئرنس در بسیاری از موارد تنهایی و احساس حقارت میتواند به این امر دامن بزند. در مردان و زنان همجنس گرا اکثرا بخاطر عدم پذیرش خود و یا جامعه بود و هموز نیز وجود دارد، آنها یک حسی بر علیه گرایش جنسی خود هویدا میکنند. کارشناسان در مورد ضد همجنسگرا بودن درونیintetnalized homophobia صحبت می کنند. بئرنس توضیح می دهد: "طبیعتا نه همه ولی عده ای از این افراد این را حس میکنند که چیزی در من درست نیست." "سپس آگاهانه یا ناخودآگاه بدنبال یک راه حل هستند و سعی میکنند از چیزهای مختلف" مصرف کنند تا این کمپلکس خود را ارضا کنند. پورن فقط یکی از آنهاست. گاهی مواد متفاوت مصرف میشود مارکوس بئرنس توضیح می دهد: "این مصرف به شدت بستگی به مواد موجود دارد و احساس اینکه کدام برای من عمل می کند." "برای برخی از آن خرید، برخی لاغری، برحی خوردن و برای دیگری پورنو است."
اما این بدان معنا نیست که همه کسانی که در حال تماشای پورنو هستند در معرض خطر هستند. "این مهم است برای کمک به افرادی که از تمایلات جنسی خود رنج می برند، قدمی برداشت:"
مارکوس بئرنس، "اما وقتی که اسم از ۸مصرف پورنو و تمایلات جنسی می آید، همه یکصدا و سریع میگویند: Uiuiui (اه اه اه) که مراجع را یا بیمار یا جنایی تلقی میکنند. این کد های اخلاقی اشتباه است. "اکثر مردان به راحتی می توانند مصرف پورنو خود را کنترل کنند.
و هشدار از ناتوانی جنسی مربوط به پورنو دیدن از دید این روانشناس برلینی اغراق آمیز است حتی اگر همکار بریتانیایی من به یک پدیده جالب اشاره کرده بود: اختلال نعوظ ناشی از فانتزی جنسی بیش Fantasiesex.
این اثر را روانشناسان فقط از زندانیان میشناسند. حتی کسانی که اغلب قادر به نعوظ نیستند، حتی اگر پس از یک دوره زندان طولانی با دوستان و یا دوست دخترشان مجاز به خواب باشند، قادر نیستند. آنها فراموش کرده اند که چگونه میتوان از بودن بدن فردی دیگری لذت ببرند. که نه تنها آن را می بیند، بلکه بوی و احساس هم نیز می شود. مارکوس بئرنس توضیح می دهد: "مغز پس از آن به فانتزی شرطی شده است." "محرک جنسی تنها چیزی است که در ذهن من شکل میگیرد . یک نوع از پورنو، که در آن من به طور مستقیم سازنده فیلم هستم.
👈«جوانان انگلیسی احتمالا با چنین مشکلی مشابه روبرو هستند؛ در تطبیق انها باید از پورنو دو بعدی بر روی سه بعدی یعنی سکس واقعی افکار خود را تغییر بدهند. و این با یک شریک که واقعا از پوست و گوشت و خون است. اما نگران نباشید می گوید مارکوس بئرنس: "تمایلات جنسی را می توان همیشه و دوباره اموخت."
2
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍اثرات پورنوگرافی بروی رابطه ها.
آیا فیلمهای پورن میتوانند رابطه زناشویی را مختل کنند؟
دکتر موریس ستودگان💫
آیا فیلمهای پورن میتوانند رابطه زناشویی را مختل کنند؟
دکتر موریس ستودگان💫