Forwarded from قبل انقلاب
📝 "یکی از دوستان آقای پناهیان نمونه خروار"
♦️در بررسی شرکتهای اقماری آقای نورمفیدی که بیش از ۴۰ سال از امام جمعه بودنش میگذرد به یکی از عروسهای ایشان برخوردم به نام سرکار خانم #الهام_موحدی که همسر فرزند ارشد ایشان است و در چندتا از شرکتهای پدرشوهر عضو هیات مدیره است.
♦️مثلا به این شکل که همسرش مصطفی نورمفیدی رئیس هیات مدیره شرکت "شایان راه گلستان" است. بعد به نمایندگی از شایان راه، همسر خودش را معرفی کرده و سرکار خانم #الهام_موحدی عضو هیات مدیره شرکت "راش بینه گرگان" شده است. در بررسی متوجه شدم ایشان خواهر آقای #علیرضا_موحدی معروف است.
♦️ آقای #علیرضا_موحدی یکی از متهمین پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان بود که با بدهی چند صد میلیاردی به بانک سرمایه از کشور گریخت. بعضا در رسانهها اسمش با عنوان آقای "میم" آمده است. همیشه برایم نحوه خروج از کشور وی و متواری شدنش قابل تامل بود. اینکه چه کسانی از وی حمایت کردهاند و...
♦️ با پیگیری اموال و املاک و دارایی موحدی نکتهای که توجهم را جلب کرد این بود که ایشان به چندین نفر از منبریهای مشهور دفتر و واحد آپارتمان داده بود. عجیب اینکه فهمیدم قبل از خروج از کشور، بعنوان بانی و خیر، مدتها بخشی از هزینههای یک حوزه علمیه در غرب تهران را هم داده است.
♦️بچههایی که با آقای پناهیان کار میکنند حتما به موسسهای که با آقای شاه آبادی راه انداخته بودند و دفترشان در خیابان ششم گاندی بود رفت و آمد داشتهاند. این دفتر در یک طبقه از ساختمانی به نام #فدک بود که امروز کل ساختمان بعنوان بخشی از املاک موحدی توسط قوه قضائیه توقیف شده است.
♦️حوزه علمیهای که موحدی خرجش را میداد هم حوزه علمیه دارالحکمه واقع در مرزداران است که تحت مدیریت آقای #پناهیان است.
امثال آقای موحدی البته یکی دو تا نیستند. رعیتها و موحدیها و هدایتیها و ریخته گرانها و انصاریها دارند کل فضای هیئات و منبر و مداحی را میبلعند.
♦️سطح پولشویی و فسادی که بدهکاران بانکی دارند با خرج حوزه دادن و خرج منبری دادن رقم میزنند تاریخی است. با توجیه ساده #کروبی_وار که ما هدیه و هبه میگیریم و مابقیاش به ما ربطی ندارد این حجم از بی مبالاتی در حشر و نشر با مفسدین رخ داده که در تاریخ تشیع بیسابقه است.
♦️آقایانی که هیچ رحم و مروتی به اموال مردم ندارند و به کارگرهای خودشان ۶ ماه به ۶ ماه هم حقوق نمیدهند احتمالا برای رضای خدا به کسی آپارتمان نمیدهند و خرج حوزه علمیه نمیکنند. به فرض که مثلا آقای موحدی هیچ توصیه و تلفن و خدماتی هم دریافت نکرده باشند، که حتما اینطور نیست ولی من فکر میکنم صرفا حشر و نشر با این افراد و گرفتن لقمه از دستشان روی ذهنیات و فضایی که یک منبری در آن تنفس میکند موثر است و در دغدغههایش به وضوح میشود رگههایش را دید. آنهمه آیات و روایات برای تحذیر از همسفره شدن با هرکسی و بی مبالاتی در گرفتن هدیه هم بی حکمت نیست.
♦️سربسته اینکه حساسیت معروفترین منبریها و مداحها روی این هدایا به شدت پایین آمده و ارتباطات عجیبی پیدا کردهاند. طرفداران متعصبشان هم هرگونه نقد اینچنینی را یحتمل برنمیتابند. ولی در امر به معروف و نهی از منکر نباید تعارف کرد. مهمترین دارایی ۱۴۰۰ ساله دارد بلعیده میشود.
♦️به جز وجاهت سازی مذهبی برای مفسدین فراموش نکنیم چپهای خط امامی با آن روحیات عدالتخواهانه و استکبارستیزانه یک شبه لیبرال نشدند و از سرمایهداری دفاع نکردند.
بخشی از تحلیل ادبیات آدمها را باید در تغییر اتمسفر زندگی و اطرافیانشان و انتظاراتی که اطرافیانشان از ایشان دارند جست.
🔹ورق بزنید و این عکسها را ببینید.
🔴 @ghabl_enghelab
♦️در بررسی شرکتهای اقماری آقای نورمفیدی که بیش از ۴۰ سال از امام جمعه بودنش میگذرد به یکی از عروسهای ایشان برخوردم به نام سرکار خانم #الهام_موحدی که همسر فرزند ارشد ایشان است و در چندتا از شرکتهای پدرشوهر عضو هیات مدیره است.
♦️مثلا به این شکل که همسرش مصطفی نورمفیدی رئیس هیات مدیره شرکت "شایان راه گلستان" است. بعد به نمایندگی از شایان راه، همسر خودش را معرفی کرده و سرکار خانم #الهام_موحدی عضو هیات مدیره شرکت "راش بینه گرگان" شده است. در بررسی متوجه شدم ایشان خواهر آقای #علیرضا_موحدی معروف است.
♦️ آقای #علیرضا_موحدی یکی از متهمین پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان بود که با بدهی چند صد میلیاردی به بانک سرمایه از کشور گریخت. بعضا در رسانهها اسمش با عنوان آقای "میم" آمده است. همیشه برایم نحوه خروج از کشور وی و متواری شدنش قابل تامل بود. اینکه چه کسانی از وی حمایت کردهاند و...
♦️ با پیگیری اموال و املاک و دارایی موحدی نکتهای که توجهم را جلب کرد این بود که ایشان به چندین نفر از منبریهای مشهور دفتر و واحد آپارتمان داده بود. عجیب اینکه فهمیدم قبل از خروج از کشور، بعنوان بانی و خیر، مدتها بخشی از هزینههای یک حوزه علمیه در غرب تهران را هم داده است.
♦️بچههایی که با آقای پناهیان کار میکنند حتما به موسسهای که با آقای شاه آبادی راه انداخته بودند و دفترشان در خیابان ششم گاندی بود رفت و آمد داشتهاند. این دفتر در یک طبقه از ساختمانی به نام #فدک بود که امروز کل ساختمان بعنوان بخشی از املاک موحدی توسط قوه قضائیه توقیف شده است.
♦️حوزه علمیهای که موحدی خرجش را میداد هم حوزه علمیه دارالحکمه واقع در مرزداران است که تحت مدیریت آقای #پناهیان است.
امثال آقای موحدی البته یکی دو تا نیستند. رعیتها و موحدیها و هدایتیها و ریخته گرانها و انصاریها دارند کل فضای هیئات و منبر و مداحی را میبلعند.
♦️سطح پولشویی و فسادی که بدهکاران بانکی دارند با خرج حوزه دادن و خرج منبری دادن رقم میزنند تاریخی است. با توجیه ساده #کروبی_وار که ما هدیه و هبه میگیریم و مابقیاش به ما ربطی ندارد این حجم از بی مبالاتی در حشر و نشر با مفسدین رخ داده که در تاریخ تشیع بیسابقه است.
♦️آقایانی که هیچ رحم و مروتی به اموال مردم ندارند و به کارگرهای خودشان ۶ ماه به ۶ ماه هم حقوق نمیدهند احتمالا برای رضای خدا به کسی آپارتمان نمیدهند و خرج حوزه علمیه نمیکنند. به فرض که مثلا آقای موحدی هیچ توصیه و تلفن و خدماتی هم دریافت نکرده باشند، که حتما اینطور نیست ولی من فکر میکنم صرفا حشر و نشر با این افراد و گرفتن لقمه از دستشان روی ذهنیات و فضایی که یک منبری در آن تنفس میکند موثر است و در دغدغههایش به وضوح میشود رگههایش را دید. آنهمه آیات و روایات برای تحذیر از همسفره شدن با هرکسی و بی مبالاتی در گرفتن هدیه هم بی حکمت نیست.
♦️سربسته اینکه حساسیت معروفترین منبریها و مداحها روی این هدایا به شدت پایین آمده و ارتباطات عجیبی پیدا کردهاند. طرفداران متعصبشان هم هرگونه نقد اینچنینی را یحتمل برنمیتابند. ولی در امر به معروف و نهی از منکر نباید تعارف کرد. مهمترین دارایی ۱۴۰۰ ساله دارد بلعیده میشود.
♦️به جز وجاهت سازی مذهبی برای مفسدین فراموش نکنیم چپهای خط امامی با آن روحیات عدالتخواهانه و استکبارستیزانه یک شبه لیبرال نشدند و از سرمایهداری دفاع نکردند.
بخشی از تحلیل ادبیات آدمها را باید در تغییر اتمسفر زندگی و اطرافیانشان و انتظاراتی که اطرافیانشان از ایشان دارند جست.
🔹ورق بزنید و این عکسها را ببینید.
🔴 @ghabl_enghelab
Telegram
بایگانی قبل انقلاب
Forwarded from دانشگاه ما
🔴یادداشتی پیرامون افزایش هزینههای دانشگاه
🔺در روزهای اخیر در کنار خبر فراهم شدن امکانهایی برای حضور دانشجویان در دانشگاه و خوابگاهها، همزمان، خبر افزایش اجارهبها، پول غذای دانشجویی و تاکید بر استفاده از سلفهای خودگران در اخبار وجود داشت تا ذهن دانشجویان را نسبت به افزایش ۲۵ درصدی هزینهها آماده کند!
دانشجویانی که اکنون بنابر بیتدبیری مسئولان و سردمداران، از وجوه مختلف زندگی خود محروم ماندهاند. فضاهای دانشگاه و خوابگاهها اجاره داده میشوند اما دانشگاه امکان فراهم آوردن ضروریات برای حضور دانشجویان و تضمین سلامت آنها را ندارد و مدام از زیر آن شانه خالی میکند، آموزش مجازی بیکیفیت است و در دسترس همگان نیست، فشار اقتصادی در این ماهها چندین و چند برابر شده است و با همهی این اوصاف، همچنان دانشگاهها فکر میکنند که چگونه دانشجویان را بیشتر بچاپند!
🔺افزایش سرسامآور شهریههای مقاطع مختلف و افزایش هزینههای رفاهی خون دانشجویان را بیشتر از قبل در شیشه خواهد کرد، چیزی که قرار است با مانور دادن بر مسالهی وامهای دانشجویی و هزینههایی که کرونا برای دانشگاه در پی دارد (مثل تخصیص اتاقهای تکنفره و تهیهی پکهای غذا) به قول معروف «ماستمالی» شود.
در عین حال که خود دانشجو باید تعهد بدهد که سلامتیاش حفظ میشود تا در دانشگاه و خوابگاهش راهش بدهند، هزینههای مربوط به رعایت احتمالی مسائل بهداشتی را هم بر عهده دارد. این معنای دقیق حمایت از دانشجو است!
🔺شیوع کرونا شرایط زیست ما و تقریبا همه چیز را تغییر داده است. تعطیلی دانشگاه نیز در پی شیوع این بیماری، مواجههی دانشجویان با افزایش هزینهها، اعتراضات به پولیشدن هرروزهی آموزش و حضور در فضاهای فیزیکی را تغییر داده است. اما این شرایط پاسخهای مناسب خودش را ایجاب خواهد کرد و میتوانیم از خودمان بپرسیم که دانشجویان چگونه میتوانند به بازپسگیری فضاهای دانشگاهی و رساندن صدای اعتراض خود، متناسب با شرایط، فکر کنند؟
@Daneshgah_ma
rb.gy/fknaph
🔺در روزهای اخیر در کنار خبر فراهم شدن امکانهایی برای حضور دانشجویان در دانشگاه و خوابگاهها، همزمان، خبر افزایش اجارهبها، پول غذای دانشجویی و تاکید بر استفاده از سلفهای خودگران در اخبار وجود داشت تا ذهن دانشجویان را نسبت به افزایش ۲۵ درصدی هزینهها آماده کند!
دانشجویانی که اکنون بنابر بیتدبیری مسئولان و سردمداران، از وجوه مختلف زندگی خود محروم ماندهاند. فضاهای دانشگاه و خوابگاهها اجاره داده میشوند اما دانشگاه امکان فراهم آوردن ضروریات برای حضور دانشجویان و تضمین سلامت آنها را ندارد و مدام از زیر آن شانه خالی میکند، آموزش مجازی بیکیفیت است و در دسترس همگان نیست، فشار اقتصادی در این ماهها چندین و چند برابر شده است و با همهی این اوصاف، همچنان دانشگاهها فکر میکنند که چگونه دانشجویان را بیشتر بچاپند!
🔺افزایش سرسامآور شهریههای مقاطع مختلف و افزایش هزینههای رفاهی خون دانشجویان را بیشتر از قبل در شیشه خواهد کرد، چیزی که قرار است با مانور دادن بر مسالهی وامهای دانشجویی و هزینههایی که کرونا برای دانشگاه در پی دارد (مثل تخصیص اتاقهای تکنفره و تهیهی پکهای غذا) به قول معروف «ماستمالی» شود.
در عین حال که خود دانشجو باید تعهد بدهد که سلامتیاش حفظ میشود تا در دانشگاه و خوابگاهش راهش بدهند، هزینههای مربوط به رعایت احتمالی مسائل بهداشتی را هم بر عهده دارد. این معنای دقیق حمایت از دانشجو است!
🔺شیوع کرونا شرایط زیست ما و تقریبا همه چیز را تغییر داده است. تعطیلی دانشگاه نیز در پی شیوع این بیماری، مواجههی دانشجویان با افزایش هزینهها، اعتراضات به پولیشدن هرروزهی آموزش و حضور در فضاهای فیزیکی را تغییر داده است. اما این شرایط پاسخهای مناسب خودش را ایجاب خواهد کرد و میتوانیم از خودمان بپرسیم که دانشجویان چگونه میتوانند به بازپسگیری فضاهای دانشگاهی و رساندن صدای اعتراض خود، متناسب با شرایط، فکر کنند؟
@Daneshgah_ma
rb.gy/fknaph
Forwarded from جمهورى سوم
بارداری در غیبت همسران
درباره تلاش مردانه برای انکار «عمل بدنمندانه زنانه»
🔺مدتها طول کشید که بفهمم نگاه مردان و زنان به «عمل» دو جور است: ما مردان به اصل گرفتن ذهن و استثمار بدن عادت کردهایم. ما بدن خویش را انکار میکنیم و آنرا به ابزاری برای ذهن خودمان تبدیل کردهایم. سالها درباره تکنولوژی و تکنیک تأمل کردم و حتی مجموعه مقالاتی هم درباره «فرهنگ و تکنولوژی» گردآوری و چاپ کردم اما مدتها طول کشید تا متوجه شوم کل این نگاه تکنیکی یک فرض مردانه است. ما مردان کار را چنین تعریف میکنیم: غایاتی ذهنی که بوسیله بدن اجرا میشود. همینجا یک دوگانه ارزشی مردانه خلق میشود: کارهای ذهنی که ارزش بالاتر را دارند و کارهای یدی و بدنی که ارزش پایینتر را. جامعه انسانی هم بر اساس جهانبینی مردانه دو طبقه میشود: حاکمان ستادی با دستها و قلبهای بیخاصیت ولیمغزهای قوی و خصائل مردانه منطق و خشونت؛ و حکومت شوندگان صف با دستها و قلبهای هنری و مغزهای ضعیف و خصائل زنانه احساسات و دوستی.
🔺اما زنان به شیوه دیگری به عمل مینگرند. از پیامدهای کرونا یکی این بود که بر خلاف دودفعه قبل در خانه بودم و ارتباط نزدیکتری با مسائل بدنی و دشواریهای نه ماه بارداری همسرم پیدا کردم. زنان به جهان از منظر موقعیت بدنیشان مینگرند و نهتنها دوگانگی ذهن و بدن و استثمار بدن توسط ذهن در آنها نیست، بلکه عمل آنها به شدت وجودی و بدنی است و بارداری و زایمان و شیردهی یکی از آن محوریترین تجربیات وجودی و عمری زنان است. تجربهای که یک مقطع نیست، بلکه یک رشته بلند است که از ابتداییترین تمایلات ورؤیاهای دخترانه تا عادات بدنی ماهانه، تصور زنان از بدن خود، لذت جسمی و معنوی، زیباییشناسی و جهانبینی زنانه، خیالات آنها درباره آینده و ارزیابی آنها در گذشته را به هم مرتبط کرده و شکل میدهد.
🔺اما معالاسف مردان و ساخت مردانه تمایل دارد که این لحظات بزرگ را بعنوان «کار کثیف» انکار کند. این مساله برای خود من هم وجود داشت: در دو زایمان قبلی همسرم من تنها از بیرون مشغول کارهای ستادی بیمارستان بودم و اصلا در صحنه حضور نداشتم. حتی در چند روز اول هم در توافقی نانوشته میان پدرها و مادرزنها مرد فقط به شکلی نمایشی در تمیزترین حالات ممکن (که یکی از صدتاست) از نوزاد خود بازدیدی مدیریتی میکند و دوباره با واگذار کردن امور کثیف بدنی به زنان به سر کار خود میرود.
🔺اما اینبار ماجرا برای من فرق داشت. در بلوک مراقبت از زنانی که به تازگی وضع حمل کرده بودند، من تنها مردی بودم که شب اول همراه همسرش بود و این باعث شد به جای انکار دردهای همسرم به عنوان یک مقطع ضروری داخل پرانتز، حداقل بکوشم درک بهتری از آن پیدا کنم.
🔺اکنون فکر میکنم جستجوی طولانی مدتم برای یافتن آلتزناتیوی برای تکنیک به نتیجه رسیده است و آن عمل بدنمندانه زنانه است: نوعی رقص باشکوه و زیبا و عاشقانه با تمام وجود و بدن، اما غیر قهرمانانه و غیر نمایشی و پر از درد و رنج و البته لذتی که از قدرت معجزهوار زایایی برمیخیزد. در سنت مطالعاتی که به این موضوع پرداخته و من هم به آن تعلق خاطر دارم یعنی مارکس و هایدگر و هانا آرنت، سرمایهداری، افلاطون و متافیزیک یونانی و دولت بعنوان سه متهم ردیف اول تحقیر عمل وجودی-بدنی و استحاله آن به نوعی زحمت پرولتری و ازخودببگانه (بویژه در دو شکل کارگری و خانهداری) معرفی میشوند. با اینکه هر سه آنها به دنبال نجات دادن عمل از اسارت سرمایهداری و فلسفه، و احیای ارزش عمل وجودی بودند به گمان من به این ظرفیت عظیم زنانه توجهی نیافتند.
🔺تنها بعنوان یک اتود پژوهشی ناتمام باید بگویم که این مسأله به میزان زیادی متأثر از ریشه های الهیاتی است و با مقایسه میان زهرا و زینب در اسلام و مریم در مسیحیت میتوان فهمید که عمل زنانه تا چه میزان در اسلام بر خلاف مسیحیت، در عین مادرانگی و روزمره بودن، سیاسی است. به هرحال همانطور که در درباره «حماسه زنانه زینبی» نوشتم، این تصور فانتزی از حماسه و قهرمانی پاک و پیروز ابرمردان را که روی دوش استثمار هزاران سیاهی لشکر محذوف بنا شده باید کنار گذاشت و به حماسه روایت نشده و هرروزه زنان در زندهگی بازگشت: عمل زنانهای که جوهره اصلی زندهگی است و لاشه تمدنی مردانه در ساختار کنونی با انکار و استثمار آن برپای ایستاده است.
درباره تلاش مردانه برای انکار «عمل بدنمندانه زنانه»
🔺مدتها طول کشید که بفهمم نگاه مردان و زنان به «عمل» دو جور است: ما مردان به اصل گرفتن ذهن و استثمار بدن عادت کردهایم. ما بدن خویش را انکار میکنیم و آنرا به ابزاری برای ذهن خودمان تبدیل کردهایم. سالها درباره تکنولوژی و تکنیک تأمل کردم و حتی مجموعه مقالاتی هم درباره «فرهنگ و تکنولوژی» گردآوری و چاپ کردم اما مدتها طول کشید تا متوجه شوم کل این نگاه تکنیکی یک فرض مردانه است. ما مردان کار را چنین تعریف میکنیم: غایاتی ذهنی که بوسیله بدن اجرا میشود. همینجا یک دوگانه ارزشی مردانه خلق میشود: کارهای ذهنی که ارزش بالاتر را دارند و کارهای یدی و بدنی که ارزش پایینتر را. جامعه انسانی هم بر اساس جهانبینی مردانه دو طبقه میشود: حاکمان ستادی با دستها و قلبهای بیخاصیت ولیمغزهای قوی و خصائل مردانه منطق و خشونت؛ و حکومت شوندگان صف با دستها و قلبهای هنری و مغزهای ضعیف و خصائل زنانه احساسات و دوستی.
🔺اما زنان به شیوه دیگری به عمل مینگرند. از پیامدهای کرونا یکی این بود که بر خلاف دودفعه قبل در خانه بودم و ارتباط نزدیکتری با مسائل بدنی و دشواریهای نه ماه بارداری همسرم پیدا کردم. زنان به جهان از منظر موقعیت بدنیشان مینگرند و نهتنها دوگانگی ذهن و بدن و استثمار بدن توسط ذهن در آنها نیست، بلکه عمل آنها به شدت وجودی و بدنی است و بارداری و زایمان و شیردهی یکی از آن محوریترین تجربیات وجودی و عمری زنان است. تجربهای که یک مقطع نیست، بلکه یک رشته بلند است که از ابتداییترین تمایلات ورؤیاهای دخترانه تا عادات بدنی ماهانه، تصور زنان از بدن خود، لذت جسمی و معنوی، زیباییشناسی و جهانبینی زنانه، خیالات آنها درباره آینده و ارزیابی آنها در گذشته را به هم مرتبط کرده و شکل میدهد.
🔺اما معالاسف مردان و ساخت مردانه تمایل دارد که این لحظات بزرگ را بعنوان «کار کثیف» انکار کند. این مساله برای خود من هم وجود داشت: در دو زایمان قبلی همسرم من تنها از بیرون مشغول کارهای ستادی بیمارستان بودم و اصلا در صحنه حضور نداشتم. حتی در چند روز اول هم در توافقی نانوشته میان پدرها و مادرزنها مرد فقط به شکلی نمایشی در تمیزترین حالات ممکن (که یکی از صدتاست) از نوزاد خود بازدیدی مدیریتی میکند و دوباره با واگذار کردن امور کثیف بدنی به زنان به سر کار خود میرود.
🔺اما اینبار ماجرا برای من فرق داشت. در بلوک مراقبت از زنانی که به تازگی وضع حمل کرده بودند، من تنها مردی بودم که شب اول همراه همسرش بود و این باعث شد به جای انکار دردهای همسرم به عنوان یک مقطع ضروری داخل پرانتز، حداقل بکوشم درک بهتری از آن پیدا کنم.
🔺اکنون فکر میکنم جستجوی طولانی مدتم برای یافتن آلتزناتیوی برای تکنیک به نتیجه رسیده است و آن عمل بدنمندانه زنانه است: نوعی رقص باشکوه و زیبا و عاشقانه با تمام وجود و بدن، اما غیر قهرمانانه و غیر نمایشی و پر از درد و رنج و البته لذتی که از قدرت معجزهوار زایایی برمیخیزد. در سنت مطالعاتی که به این موضوع پرداخته و من هم به آن تعلق خاطر دارم یعنی مارکس و هایدگر و هانا آرنت، سرمایهداری، افلاطون و متافیزیک یونانی و دولت بعنوان سه متهم ردیف اول تحقیر عمل وجودی-بدنی و استحاله آن به نوعی زحمت پرولتری و ازخودببگانه (بویژه در دو شکل کارگری و خانهداری) معرفی میشوند. با اینکه هر سه آنها به دنبال نجات دادن عمل از اسارت سرمایهداری و فلسفه، و احیای ارزش عمل وجودی بودند به گمان من به این ظرفیت عظیم زنانه توجهی نیافتند.
🔺تنها بعنوان یک اتود پژوهشی ناتمام باید بگویم که این مسأله به میزان زیادی متأثر از ریشه های الهیاتی است و با مقایسه میان زهرا و زینب در اسلام و مریم در مسیحیت میتوان فهمید که عمل زنانه تا چه میزان در اسلام بر خلاف مسیحیت، در عین مادرانگی و روزمره بودن، سیاسی است. به هرحال همانطور که در درباره «حماسه زنانه زینبی» نوشتم، این تصور فانتزی از حماسه و قهرمانی پاک و پیروز ابرمردان را که روی دوش استثمار هزاران سیاهی لشکر محذوف بنا شده باید کنار گذاشت و به حماسه روایت نشده و هرروزه زنان در زندهگی بازگشت: عمل زنانهای که جوهره اصلی زندهگی است و لاشه تمدنی مردانه در ساختار کنونی با انکار و استثمار آن برپای ایستاده است.
Instagram
Mohammad Hossein Badamchi
عاشورا: حماسهای زنانه مفهوم شهادت پس از انقلاب در دو معنا به کار رفته است که هیچیک نسبتی با منشأ تولد مفهوم شهادت در شیعه یعنی کربلا و عاشورا ندارد. مفهوم اول شهادت را مانند همه کشته شده های جنگهای مذهبی و دولتی، مفهومی در نسبت با خشونت مسلحانه و ابزاری…
Forwarded from صدای ملت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽«این خطرناکترین تحمیلات است که آنچه از طرف خدا نیست را بنام خدا بدست و پای مردم ببندند و حق اعتراض و انتقاد را از آنها بگیرند. #استبداد زیر پردهی دین را کنار بگذارید و بیائید با مردم.»
➖۱۹ شهریور ۴۱ سال پیش و دو روز پس از این سخنرانی آیت الله طالقانی درگذشت. این آخرین نمازجمعه مرحوم طالقانی بود و امروز سالگرد ارتحال ایشان
#صدای_ملت
🌐 @sedayemellat
➖۱۹ شهریور ۴۱ سال پیش و دو روز پس از این سخنرانی آیت الله طالقانی درگذشت. این آخرین نمازجمعه مرحوم طالقانی بود و امروز سالگرد ارتحال ایشان
#صدای_ملت
🌐 @sedayemellat
Forwarded from سیدمجیدحسینی
🔻
🔹️ ما میگوييم:
تبعيض عليه مدرسه دولتیها، بیپولها، مناطق محروم و... را كم كنيد؛ شما میرويد تبعيض جنسيتی را هم به تبعيض پولی اضافه میكنيد؟
برداشتن عكس دختران از روی جلد رياضی دبستان، درست كردن دعوای جديد و فيک نيست به خاطر اينكه دعوا از مدرسه خصوصی و مافيای كنكور و بیكلاسی بچههای محروم و معلمان مورد تبعيض خارج شود؟
🔸️ باز میخواهيد دعوای فيک درست كنيد، دعوای اصلی رانت و نابرابری فراموش شود؟
بیبیسی تيتر يک بزند، شما هم كنكور و آموزش بیعدالتی و... را بیجواب بگذاريد برويد دعوای فيک؟
عدالت جنسيتی، مثل همه شاخههای عدالت، بنيادی و دينی و قانونيست؛ بچه زرنگها! دعوای جديد درست كرديد؟
#عدالت
#مافيا #پول
🌐 @majidhosseini58
🔹️ ما میگوييم:
تبعيض عليه مدرسه دولتیها، بیپولها، مناطق محروم و... را كم كنيد؛ شما میرويد تبعيض جنسيتی را هم به تبعيض پولی اضافه میكنيد؟
برداشتن عكس دختران از روی جلد رياضی دبستان، درست كردن دعوای جديد و فيک نيست به خاطر اينكه دعوا از مدرسه خصوصی و مافيای كنكور و بیكلاسی بچههای محروم و معلمان مورد تبعيض خارج شود؟
🔸️ باز میخواهيد دعوای فيک درست كنيد، دعوای اصلی رانت و نابرابری فراموش شود؟
بیبیسی تيتر يک بزند، شما هم كنكور و آموزش بیعدالتی و... را بیجواب بگذاريد برويد دعوای فيک؟
عدالت جنسيتی، مثل همه شاخههای عدالت، بنيادی و دينی و قانونيست؛ بچه زرنگها! دعوای جديد درست كرديد؟
#عدالت
#مافيا #پول
🌐 @majidhosseini58
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
⭕️ آقایان هدیه قبول نکنید!
🖌 استاد محمد رضا حکیمی
❇️امامعلی «ع» می فرماید:
شب هنگام کسی به دیدار ما آمد، با ظرفی سرپوشیده از حلوا، چنانش ناخوش داشتم که گویی زهرمار بر آن ریختهاند.
🔸گفتم: هدیه است یا زکات، یا صدقه -که گرفتن آن بر ما حرام است-؟
▪️گفت: نه این است و نه آن، بلکه هدیه است .
🔸گفتم: مادر بر تو بگرید! آیا از راه دین وارد شدی تا مرا بفریبی؟ یا عقلت را از دست داده و دیوانه شده ای؟ یا سخنی بیهوده میگویی؟
🔸به خدا سوگند که اگر هفت اقلیم جهان را با آنچه زیر آسمان های آنهاست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم به اندازهای که پوست جوی را از دهان مورچهای بگیرم، نخواهم کرد...
♦️الحیاة: ج۶، ص۴۷۱
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔴 انذار
🔹شاید گفته شود: چرا نباید حاکم اسلامی هدیه قبول کند؟ زیرا می تواند آن را بپذیرد و به مصرف امور خیریه و نیازمندیهای عمومی برساند.
🔹ولی این کار، سازشکاری یا ظاهر سازی است، زیرا قبول هرگونه هدیهای توسط حاکم درستکار -مسلمان باشد یا غیر مسلمان- مفاسد بزرگی در پی دارد که جلوگیری از آنها به هیچ وجه ممکن نیست؛ و از این جمله است:
🔻١- خود عمل هدیه دادن به حاكم -یا هر مأمور مسئول دیگر- امری مشکوک و مورد بدگمانی است، چه در میان مردم کسانی هستند که مال خود را به صورتهای مختلف و مرموز به مسئولان امور عمومی میدهند تا به هدفهای نادرست یا فریبنده خود دست یابند، و جامعه را غارت کنند، چنانکه قرآن کریم به آن اشاره کرده است(در سوره بقره آیه ۱۸۸)
🔻۲- این هدیه دادن راه را برای رشوه دادن و رشوه گرفتن از راههای آشکار و گسترده هموار میسازد، و کافی است که این مایه فساد و ویرانی، وارد اجتماع شود...
♦️ @mohamadrezahakimi
🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
🖌 استاد محمد رضا حکیمی
❇️امامعلی «ع» می فرماید:
شب هنگام کسی به دیدار ما آمد، با ظرفی سرپوشیده از حلوا، چنانش ناخوش داشتم که گویی زهرمار بر آن ریختهاند.
🔸گفتم: هدیه است یا زکات، یا صدقه -که گرفتن آن بر ما حرام است-؟
▪️گفت: نه این است و نه آن، بلکه هدیه است .
🔸گفتم: مادر بر تو بگرید! آیا از راه دین وارد شدی تا مرا بفریبی؟ یا عقلت را از دست داده و دیوانه شده ای؟ یا سخنی بیهوده میگویی؟
🔸به خدا سوگند که اگر هفت اقلیم جهان را با آنچه زیر آسمان های آنهاست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم به اندازهای که پوست جوی را از دهان مورچهای بگیرم، نخواهم کرد...
♦️الحیاة: ج۶، ص۴۷۱
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔴 انذار
🔹شاید گفته شود: چرا نباید حاکم اسلامی هدیه قبول کند؟ زیرا می تواند آن را بپذیرد و به مصرف امور خیریه و نیازمندیهای عمومی برساند.
🔹ولی این کار، سازشکاری یا ظاهر سازی است، زیرا قبول هرگونه هدیهای توسط حاکم درستکار -مسلمان باشد یا غیر مسلمان- مفاسد بزرگی در پی دارد که جلوگیری از آنها به هیچ وجه ممکن نیست؛ و از این جمله است:
🔻١- خود عمل هدیه دادن به حاكم -یا هر مأمور مسئول دیگر- امری مشکوک و مورد بدگمانی است، چه در میان مردم کسانی هستند که مال خود را به صورتهای مختلف و مرموز به مسئولان امور عمومی میدهند تا به هدفهای نادرست یا فریبنده خود دست یابند، و جامعه را غارت کنند، چنانکه قرآن کریم به آن اشاره کرده است(در سوره بقره آیه ۱۸۸)
🔻۲- این هدیه دادن راه را برای رشوه دادن و رشوه گرفتن از راههای آشکار و گسترده هموار میسازد، و کافی است که این مایه فساد و ویرانی، وارد اجتماع شود...
♦️ @mohamadrezahakimi
🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
Forwarded from عدالتخانه
🔻شیخ برفراز دریای سرگردانی!
✍ #سیده_فاطمه_حبیبی
🔹پس از چندین سال پمپاژ مفاهیم سرمایه داری از منابر جناب پناهیان، بالاخره مشخص شد
ایشان گمان میکنند، لیبرالیسم در جامعه مرده، و وضع کنونی همان عدالتی است که قرار بود باشد!
مردم فقیر هم بی عرضه اند که در این عدالت مثال زدنی همچنان فقیر مانده اند.
🔸اما در مورد شخص خودشان، مفهوم بی عرضگی مصداق ندارد،
ایشان فرصت رفتن دنبال پول را نداشته اند. وگرنه فضای اقتصادی این جامعه عادلانه است.
🔹این سرگردانی جناب پناهیان بر فراز تعارض مفاهیم بسیار عجیب است.
🔸چرا که جناب شیخ علیرضا پناهیان، از شهیرترین و تریبون دار ترین واعظان پس از انقلاب بوده است، کمتر کسی است که دست کم یک منبر از ایشان نشنیده باشد، و همین یک بار مستمع بودن هم کفایت میکند، که بدانیم جنابشان بسیار بر مفهوم واژه ها حساسند.
آن هم مفاهیم پرتکراری مثل پول ، عرضه، عدالت، مواسات، هدیه، دوست، شفافیت.
🔹جناب پناهیان نمیشود بارها و بارها روی منبر فریاد شفافیت بزنید و نوبت خودتان که شد، بگویید هدیه و اعانه دوستان و بس!
🔸نمیشود مردم فقیر را به بی عرضگی متهم کرده و با استناد به احادیث، منفور نبی اکرم بدانید اما نوبت خودتان که شد بگویید وقت نکردم بروم دنبال پول درآوردن!
🔹نمیشود ادعا کنید روی منبر آدرس ویلاهای مسئولین را میدهم و آنان را به جهنم میفرستم، اما نوبت خودتان که شد بگویید تخریب و هزینه دادن!
🔸نمیشود حدیث بخوانید که مومن باید جهاد مالی کند، بعد ادعا کنید که خودتان اعانه میگیرید و روزگارتان با هدیه میگذرد!
🔹شفاف بگویید این هدیه ها چقدر است که مردم با دو شیفت کار کردن از پس یک زندگی معمولی برنمی آیند اما زندگی شما را کامل میچرخاند؟
@adalat_khaneh
✍ #سیده_فاطمه_حبیبی
🔹پس از چندین سال پمپاژ مفاهیم سرمایه داری از منابر جناب پناهیان، بالاخره مشخص شد
ایشان گمان میکنند، لیبرالیسم در جامعه مرده، و وضع کنونی همان عدالتی است که قرار بود باشد!
مردم فقیر هم بی عرضه اند که در این عدالت مثال زدنی همچنان فقیر مانده اند.
🔸اما در مورد شخص خودشان، مفهوم بی عرضگی مصداق ندارد،
ایشان فرصت رفتن دنبال پول را نداشته اند. وگرنه فضای اقتصادی این جامعه عادلانه است.
🔹این سرگردانی جناب پناهیان بر فراز تعارض مفاهیم بسیار عجیب است.
🔸چرا که جناب شیخ علیرضا پناهیان، از شهیرترین و تریبون دار ترین واعظان پس از انقلاب بوده است، کمتر کسی است که دست کم یک منبر از ایشان نشنیده باشد، و همین یک بار مستمع بودن هم کفایت میکند، که بدانیم جنابشان بسیار بر مفهوم واژه ها حساسند.
آن هم مفاهیم پرتکراری مثل پول ، عرضه، عدالت، مواسات، هدیه، دوست، شفافیت.
🔹جناب پناهیان نمیشود بارها و بارها روی منبر فریاد شفافیت بزنید و نوبت خودتان که شد، بگویید هدیه و اعانه دوستان و بس!
🔸نمیشود مردم فقیر را به بی عرضگی متهم کرده و با استناد به احادیث، منفور نبی اکرم بدانید اما نوبت خودتان که شد بگویید وقت نکردم بروم دنبال پول درآوردن!
🔹نمیشود ادعا کنید روی منبر آدرس ویلاهای مسئولین را میدهم و آنان را به جهنم میفرستم، اما نوبت خودتان که شد بگویید تخریب و هزینه دادن!
🔸نمیشود حدیث بخوانید که مومن باید جهاد مالی کند، بعد ادعا کنید که خودتان اعانه میگیرید و روزگارتان با هدیه میگذرد!
🔹شفاف بگویید این هدیه ها چقدر است که مردم با دو شیفت کار کردن از پس یک زندگی معمولی برنمی آیند اما زندگی شما را کامل میچرخاند؟
@adalat_khaneh
Forwarded from سیدجواد میری مینق
مطالعات فاجعه شناسی و توصیه های سیاستگذارانه در روایت نعمت الله فاضلی
در کتاب "فرهنگ و فاجعه" فاضلی در بخش "رشته ها و مراکز مطالعات فاجعه شناسی" می نویسد
"مجموعه ی این نیازهای مطالعاتی و مطالعات فنی دیگر مانند مطالعات پزشکی، مهندسی و غیره می طلبد که در ایران مرکز مطالعات فاجعه شناسی دایر شود" (۱۳۹۹. ۴۲).
فاضلی در اینجا توصیه می کند مطالعات فاجعه شناسی دایر شود و فکر می کنم این فی نفسه توصیه بدی نباشد ولی نکته ای که اینجا مغفول است شیوه ارجاع مفهومی و متنی اوست. این سخن به چه معناست؟ این سخن بدین معناست که محققی توصیه سیاستگذارانه در سطح ملی می کند ولی بدون پشتوانه علمی و بدون ارجاع به سنت آکادمیک در حوزه مطالعات فاجعه شناسی. به عنوان مثال، معلوم نیست که این سنت مطالعاتی فاجعه شناسی چه بحث های کلیدی را در این ۵۰ سال اخیر سامان داده است و فاضلی در نسبت با این ادبیات علمی و در این حوزه پژوهشی کجا (از منظر نظری) مستقر شده است. هنگامیکه به ارجاعات این توصیه نگاه می کنیم هیچ اثری یافت نمی شود بل صرفاً معادل انگلیسی واژه مطالعات فاجعه شناسی و در بخش ماخذ ذیل شماره ۴ ارجاعی به "روزنامه شرق" توسط احمد زیدآبادی یافت می شود. من نتوانستم ارجاع دیگری در این متن پیدا کنم. دکتر احمد زیدآبادی در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران تحصیل کرده و دکترای علوم سیاسی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران دارد. تز دکترای او «دین و دولت در اسرائیل» نام داشت و کارشناس مسائل اسرائیل بهشمار میآید و کارشناس مسائل زلزله و فجایع طبیعی نیست و ارجاع به او در متن دانشگاهی و در سنت انسانشناسیِ مردمشناسیِ مردمنگاریِ مردم مدارِ نوسازی انتقادی کاری غیر حرفه ای است و بویژه وقتی آن را همراه با توصیه های سیاستگذارانه در سطح ملی می کنیم. به سخن دیگر، نخستین کاری که فاضلی می توانست در این بخش انجام دهد و ارجاع به یادداشتهای دست چندم و غیر تخصصی بدهد به نشریات و مقالات در این حوزه ارجاع می داد و مفاهیم حوزه مطالعات فاجعه شناسی را در کتاب خود میآورد تا مدعاهای او مستدل و در سنت آکادمیک جهانی قرار می گرفت. به عنوان مثال، نشریه Disasters که از سال ۱۹۷۷ تاسیس شده است یکی از مراجع مهم در این حوزه است و محققینی چون
Tomohide Atsumi
Greg Bankoff
Katie Oven
Andrea Schneiker
بحث های مهمی درباره زلزله و فجایع طبیعی نوشته اند و، به عنوان مثال، گرگ بانکوف و کیتی اوون درباره زلزله در قزاقستان و رویکرد پسا-استعماری در شماره ۲۰۱۹ نگاشته اند ولی فاضلی در هیچ جای اثرش به این محققان و پژوهشگران در سطح جهانی اشاره ای نداشته است و به گونه ای در این کتاب از موضوعات گوناگون سخن رانده است کانه اولین مکتشف مطالعات فاجعه شناسی است و این سطح از صغیر پنداشتن دانشگاه در ایران توسط استاد فاضلی بسیار قابل تامل است و خود نیازمند به مطالعه جدی. به سخن دیگر، شما نمی توانید در سال ۲۰۲۰ کتاب درباره "فاجعه" بنویسید ولی در هیچکدام از ارجاعاتتان اثری از خبرگان این حوزه مطالعاتی نباشد و بلعکس به روزنامه شرق در سال ۱۳۸۲ و نوشتار متخصص علوم سیاسی در حوزه مطالعات اسرائیل ارجاع دهید. نکته مهم دیگر که باید مورد نقد قرار گیرد "توصیه های بی در و پیکر" فاضلی در سطح ملی است که متاسفانه به دلیل عدم شناخت دستگاه های سیاستگذاری کشور به منابع جهانی بعضاً مورد استناد نیز قرار می گیرد. به عنوان مثال، توصیه های ۸ گانه استاد فاضلی در صفحات ۴۷ و ۴۸ کتاب یکی از این نمونه هاست که بدون پشتوانه مطالعات میدانی و مطالعات کتابخانه ای در سطح ملی خط و مشی های فرهنگی را نیز ترسیم کرده است. همگان می دانیم که تجویز و توصیه در علوم اجتماعی بدون پشتوانه های نظری و مطالعات میدانی و فهم دقیق مطالعات کتابخانه ای در سطح جهانی نه تنها ممکن نیست بل گمراه کننده نیز هست ولی دکتر فاضلی بدون چنین پشتوانه ای در حوزه مطالعات فاجعه شناسی با ارجاع چند روزنامه در سالهای ۱۳۸۲ دست به توصیه های ملی زده است. این خود فاجعه بزرگی است که نیازمند نقد بنیادین می باشد.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
در کتاب "فرهنگ و فاجعه" فاضلی در بخش "رشته ها و مراکز مطالعات فاجعه شناسی" می نویسد
"مجموعه ی این نیازهای مطالعاتی و مطالعات فنی دیگر مانند مطالعات پزشکی، مهندسی و غیره می طلبد که در ایران مرکز مطالعات فاجعه شناسی دایر شود" (۱۳۹۹. ۴۲).
فاضلی در اینجا توصیه می کند مطالعات فاجعه شناسی دایر شود و فکر می کنم این فی نفسه توصیه بدی نباشد ولی نکته ای که اینجا مغفول است شیوه ارجاع مفهومی و متنی اوست. این سخن به چه معناست؟ این سخن بدین معناست که محققی توصیه سیاستگذارانه در سطح ملی می کند ولی بدون پشتوانه علمی و بدون ارجاع به سنت آکادمیک در حوزه مطالعات فاجعه شناسی. به عنوان مثال، معلوم نیست که این سنت مطالعاتی فاجعه شناسی چه بحث های کلیدی را در این ۵۰ سال اخیر سامان داده است و فاضلی در نسبت با این ادبیات علمی و در این حوزه پژوهشی کجا (از منظر نظری) مستقر شده است. هنگامیکه به ارجاعات این توصیه نگاه می کنیم هیچ اثری یافت نمی شود بل صرفاً معادل انگلیسی واژه مطالعات فاجعه شناسی و در بخش ماخذ ذیل شماره ۴ ارجاعی به "روزنامه شرق" توسط احمد زیدآبادی یافت می شود. من نتوانستم ارجاع دیگری در این متن پیدا کنم. دکتر احمد زیدآبادی در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران تحصیل کرده و دکترای علوم سیاسی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران دارد. تز دکترای او «دین و دولت در اسرائیل» نام داشت و کارشناس مسائل اسرائیل بهشمار میآید و کارشناس مسائل زلزله و فجایع طبیعی نیست و ارجاع به او در متن دانشگاهی و در سنت انسانشناسیِ مردمشناسیِ مردمنگاریِ مردم مدارِ نوسازی انتقادی کاری غیر حرفه ای است و بویژه وقتی آن را همراه با توصیه های سیاستگذارانه در سطح ملی می کنیم. به سخن دیگر، نخستین کاری که فاضلی می توانست در این بخش انجام دهد و ارجاع به یادداشتهای دست چندم و غیر تخصصی بدهد به نشریات و مقالات در این حوزه ارجاع می داد و مفاهیم حوزه مطالعات فاجعه شناسی را در کتاب خود میآورد تا مدعاهای او مستدل و در سنت آکادمیک جهانی قرار می گرفت. به عنوان مثال، نشریه Disasters که از سال ۱۹۷۷ تاسیس شده است یکی از مراجع مهم در این حوزه است و محققینی چون
Tomohide Atsumi
Greg Bankoff
Katie Oven
Andrea Schneiker
بحث های مهمی درباره زلزله و فجایع طبیعی نوشته اند و، به عنوان مثال، گرگ بانکوف و کیتی اوون درباره زلزله در قزاقستان و رویکرد پسا-استعماری در شماره ۲۰۱۹ نگاشته اند ولی فاضلی در هیچ جای اثرش به این محققان و پژوهشگران در سطح جهانی اشاره ای نداشته است و به گونه ای در این کتاب از موضوعات گوناگون سخن رانده است کانه اولین مکتشف مطالعات فاجعه شناسی است و این سطح از صغیر پنداشتن دانشگاه در ایران توسط استاد فاضلی بسیار قابل تامل است و خود نیازمند به مطالعه جدی. به سخن دیگر، شما نمی توانید در سال ۲۰۲۰ کتاب درباره "فاجعه" بنویسید ولی در هیچکدام از ارجاعاتتان اثری از خبرگان این حوزه مطالعاتی نباشد و بلعکس به روزنامه شرق در سال ۱۳۸۲ و نوشتار متخصص علوم سیاسی در حوزه مطالعات اسرائیل ارجاع دهید. نکته مهم دیگر که باید مورد نقد قرار گیرد "توصیه های بی در و پیکر" فاضلی در سطح ملی است که متاسفانه به دلیل عدم شناخت دستگاه های سیاستگذاری کشور به منابع جهانی بعضاً مورد استناد نیز قرار می گیرد. به عنوان مثال، توصیه های ۸ گانه استاد فاضلی در صفحات ۴۷ و ۴۸ کتاب یکی از این نمونه هاست که بدون پشتوانه مطالعات میدانی و مطالعات کتابخانه ای در سطح ملی خط و مشی های فرهنگی را نیز ترسیم کرده است. همگان می دانیم که تجویز و توصیه در علوم اجتماعی بدون پشتوانه های نظری و مطالعات میدانی و فهم دقیق مطالعات کتابخانه ای در سطح جهانی نه تنها ممکن نیست بل گمراه کننده نیز هست ولی دکتر فاضلی بدون چنین پشتوانه ای در حوزه مطالعات فاجعه شناسی با ارجاع چند روزنامه در سالهای ۱۳۸۲ دست به توصیه های ملی زده است. این خود فاجعه بزرگی است که نیازمند نقد بنیادین می باشد.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Forwarded from جریان سوم شهروندی (Mosaad solaiti وكيل پايه يك دادگسترى)
تعهدات جمهوری اسلامی به حقوق بشر و شهروندی
تهران- ایرنا- جریان سوم شهروندی با محوریت شهروند است و بر مبنای حقوق بشر و شهروندی و مسئولیت پذیری تک تک شهروندان در قبال سرنوشت خود و دیگر شهروندان، منافع و ثروت های عمومی، حال و آینده کشور و محیط پیرامونی بنیان گذاری شده است.
برای تحقق دولت حقوقی که در نتیجه شیوع مفاهیم حقوق بشر و شهروندی در جامعه ایرانی به وجود می آید، فعالیت میکند. این جریان آگاهی شهروندان ایرانی از حقوق بشر و شهروندی را منجر به اجرای تعهدات نهادها ،مقامات و مدیران دولتی و عمومی جمهوری اسلامی نسبت به تعهدات حقوق بشر و شهروندی میداند.
جریان سوم شهروندی جمهوری اسلامی ایران را دارای تعهداتی نسبت به حقوق بشر و شهروندی ،شهروندان ایرانی می داند تعهداتی اعم از احترام ،رعایت، تضمین،حمایت و اجرای حقوق بشر و شهروندی ،اتخاذ تمام تصمیمات و اقدامات بر مبنای اصل تناسب با حقوق بشر و شهروندی و ممنوعیت اقدامات قهقرایی آگاهانه در عدم احترام ،حمایت و اجرای حقوق بشر و شهروندی است که در قانون اساسی و قوانین عادی و اعلامیه ها و میثاق های جهانی مرتبط با این حقوق می داند.
جریان سوم شهروندی به رسمیت شناختن حقوق بشر و شهروندی در سطوح فردی و گروهی و هماهنگ کردن رفتارها با معیارهای حقوق بشر و شهروندی توسط نهادها و مقامات دولتی و تضمین حقوق بشر و شهروندی را از تعهدات جمهوری اسلامی می داند، تعهداتی که نه تنها نباید نقض شود بلکه جمهوری اسلامی باید اطمینان و تضمین احترام به حقوق بشر و شهروندی را به شهروندان ایرانی بدهد.
جریان سوم شهروندی براین باور است بنابر قاعده احترام به حقوق بشر و شهروندی، نهادها و مقامات جمهوری اسلامی نمیتوانند بهطور عمومی و ساختاری از حقوق بشر و شهروندی تخطی کنند و بصورت یک عمل رسمی این حقوق را نادیده بگیردند و کلیه حقوق بشر و شهروندی یا بخشی از این حقوق را در تمام کشور یا در برخی از مناطق آن معلق سازند. جمهوری اسلامی نه تنها دارای تعهد نفیی به خودداری از هرگونه اقدامی که در مقابله با حقوق بشر و شهروندی می باشد بلکه متعهد به اقدامات مثبت درفراهم نمودن زمینههای احترام به حقوق بشر و شهروندی است.
روزنامه همدلی در یادداشتی به قلم مسعد سلیتی می نویسد:
ادامه متن در خبرگزاری جمهوری اسلامی _ایرنا:
http://www.irna.ir/fa/News/83213300
تهران- ایرنا- جریان سوم شهروندی با محوریت شهروند است و بر مبنای حقوق بشر و شهروندی و مسئولیت پذیری تک تک شهروندان در قبال سرنوشت خود و دیگر شهروندان، منافع و ثروت های عمومی، حال و آینده کشور و محیط پیرامونی بنیان گذاری شده است.
برای تحقق دولت حقوقی که در نتیجه شیوع مفاهیم حقوق بشر و شهروندی در جامعه ایرانی به وجود می آید، فعالیت میکند. این جریان آگاهی شهروندان ایرانی از حقوق بشر و شهروندی را منجر به اجرای تعهدات نهادها ،مقامات و مدیران دولتی و عمومی جمهوری اسلامی نسبت به تعهدات حقوق بشر و شهروندی میداند.
جریان سوم شهروندی جمهوری اسلامی ایران را دارای تعهداتی نسبت به حقوق بشر و شهروندی ،شهروندان ایرانی می داند تعهداتی اعم از احترام ،رعایت، تضمین،حمایت و اجرای حقوق بشر و شهروندی ،اتخاذ تمام تصمیمات و اقدامات بر مبنای اصل تناسب با حقوق بشر و شهروندی و ممنوعیت اقدامات قهقرایی آگاهانه در عدم احترام ،حمایت و اجرای حقوق بشر و شهروندی است که در قانون اساسی و قوانین عادی و اعلامیه ها و میثاق های جهانی مرتبط با این حقوق می داند.
جریان سوم شهروندی به رسمیت شناختن حقوق بشر و شهروندی در سطوح فردی و گروهی و هماهنگ کردن رفتارها با معیارهای حقوق بشر و شهروندی توسط نهادها و مقامات دولتی و تضمین حقوق بشر و شهروندی را از تعهدات جمهوری اسلامی می داند، تعهداتی که نه تنها نباید نقض شود بلکه جمهوری اسلامی باید اطمینان و تضمین احترام به حقوق بشر و شهروندی را به شهروندان ایرانی بدهد.
جریان سوم شهروندی براین باور است بنابر قاعده احترام به حقوق بشر و شهروندی، نهادها و مقامات جمهوری اسلامی نمیتوانند بهطور عمومی و ساختاری از حقوق بشر و شهروندی تخطی کنند و بصورت یک عمل رسمی این حقوق را نادیده بگیردند و کلیه حقوق بشر و شهروندی یا بخشی از این حقوق را در تمام کشور یا در برخی از مناطق آن معلق سازند. جمهوری اسلامی نه تنها دارای تعهد نفیی به خودداری از هرگونه اقدامی که در مقابله با حقوق بشر و شهروندی می باشد بلکه متعهد به اقدامات مثبت درفراهم نمودن زمینههای احترام به حقوق بشر و شهروندی است.
روزنامه همدلی در یادداشتی به قلم مسعد سلیتی می نویسد:
ادامه متن در خبرگزاری جمهوری اسلامی _ایرنا:
http://www.irna.ir/fa/News/83213300
ایرنا
تعهدات جمهوري اسلامي به حقوق بشر و شهروندي
تهران- ايرنا- جريان سوم شهروندي با محوريت شهروند است و بر مبناي حقوق بشر و شهروندي و مسئوليت پذيري تك تك شهروندان در قبال سرنوشت خود و ديگر شهروندان، منافع و ثروت هاي عمومي، حال و آينده كشور و محيط پيراموني بنيان گذاري شده است.
Forwarded from راه سوم
📒📒📒وقتی مدرسه نابرابری را تثبیت می کند
✍فردین علیخواه/استاد جامعه شناسی
⭕از بعضی خانوادهها سؤال میکنم که برای تحصیل فرزندشان چقدر شهریه پرداخت میکنند، با شنیدن پاسخ بیاختیار سوت ممتدی میزنم! به زمین نگاه میکنم و سرم را به چپ و راست تکان میدهم. 5، 10، 15 ، 20 میلیون تومان برای یک سال! از کسانی که مبلغ بالاتری پرداخت کردهاند میپرسم که این پول را در ازای دریافت چه خدماتی پرداخت میکنید. میگویند: دو زبان خارجی یاد میدهند، معلم نقاشیشان فلانی است، موسیقی و حرکات موزون یاد میدهند، کلاسهای ورزششان در فلان باشگاه است، از انواع هنرها میتوانند یکی را انتخاب و فرد شناختهشدهای در آن هنر به آنها درس بدهد، غذایشان تحت نظر یک متخصص تغذیه است، آنها را به موزهها، گالریها و کتابفروشیها میبرند، وضعیت پزشکیشان مدام چک میشود، برنامههای مشترک هنری با حضور ما ترتیب میدهند، برایشان کلاس قصهگویی و شاهنامهخوانی برگزار میکنند و ...
⭕بوردیو؛ جامعهشناس فرانسوی چند دهه قبل به نقد جدی نظام آموزشی فرانسه پرداخت. او معتقد بود که کارکرد نظام آموزشی آن است که دانش آموزان را برای زندگی پس از مدرسه یا دانشگاه توانمند کند و به آنها مهارتهای لازم برای فرهیخته بودن را بیاموزد. منظور او از فرهیختگی، کسب منشها و شیوههای درک جهان، و نیز مهارتهایی بود که با داشتن آنها افراد احساس نکنند که در مقایسه با سایرین چیزی کم دارند. مثلاً دانش آموزان پس از اتمام دوره تحصیل بتوانند به یک زبان خارجی حرف بزنند، وقتی یک تابلوی نقاشی دیدند بگویند که این تابلو در چه سبک نقاشی شده است، اگر به یک موسیقی گوش کردند بگویند که این موسیقی در چه سبکی است، نام سازهای موسیقی را بهدرستی بدانند، با مهارتهای اجتماعی نظیر ایجاد ارتباط اجتماعی و نیز رفتار در موقعیتهای اجتماعی مختلف نظیر رستوران یا گالریهای هنری آشنا باشند. درمجموع توانایی رمزگشایی از عرصه اجتماع و هنر را کسب کنند.
⭕از نظر او همه دانش آموزان با توان و قابلیتهای یکسانی وارد نظام مدرسه نمیشوند. برخی از آنها از قبل دارای خانواده فرهیختهای هستند و روشن است که اگر در مدرسه چنین چیزهایی به دانش آموزان یاد داده شود تواناییها آنان صرفاً تکمیل خواهد شد چون از زمینههای لازم برخوردارند. ولی عدهای از دانش آموزان هم هستند که در خانواده اصلاً چنین چیزهایی را نیاموختهاند و به تعبیری خانواده فقیری داشتهاند. وظیفه نظام آموزشوپرورش آن است که روی این دانش آموزان بیشتر کار کند. به آنان بیشتر آموزش بدهد تا همپای دانش آموزان دسته اول شوند. امری که برخی آنرا تبعیض مثبت میدانند. نظام آموزشوپرورش باید وضعیت را عادلانه پیش ببرد تا درنهایت دانش آموزان با تواناییهای مشابهی دوره تحصیل را به اتمام برسانند.
⭕نظر بوردیو آن بود که نظام آموزشی فرانسه چنین نیست. درواقع نابرابری موجود در نظام آموزشی باعث میشود تا فقرا، با فرهنگ حاکم بر خانوادههای فقیر وارد و با همان فرهنگ خارج شوند. خانوادههایی که پولدارترند یا به تعبیر بوردیو سرمایه اقتصادی و فرهنگی بیشتری دارند فرزندان خود را به مدارس درجهیک میفرستند و خانوادههای کمدرآمد به مدارس ضعیف تر. نتیجه آنکه وارثان اقتصاد، هنر و سیاست همچنان وارث و مدعی این عرصه میمانند و وارثان فقر هم همچنان فقر را به نسل بعد از خود منتقل میکنند. نابرابری از طریق مدرسه مدام بازتولید میشود. بوردیو این امر را خشونت نمادین میداند. یعنی نظام آموزشوپرورش به شکل سمبلیک عدهای را از گردونه فرهیخته شدن و کسب مهارتهای اجتماعی لازم برای زندگی امروزی کنار میگذارد.
⭕آنچه بوردیو چند دهه قبل در خصوص نظام آموزشی کشور فرانسه گفت ظاهراً به شکل زیرپوستی در کشور ما در حال وقوع است. متأسفانه در کشوری که در قانون اساسیاش بر آموزش رایگان تأکید شده است روزبهروز شاهد طبقاتی شدن امر آموزش هستیم. نکته جالب آنکه در مدارس دولتی هم شاهد طبقاتی شدن هستیم و مسئله فقط مدارس خصوصی/دولتی نیست. برخی از مدارس دولتی هم که در مناطق مرفه نشین شهرها قرار دارند با دریافت مستمر هزینه از والدین تلاش میکنند خدمات ویژهای به دانش آموزان ارائه دهند. و دراینبین آنچه مشهود است :
مدرسه در ایران بهتدریج تبدیل به سیستم تثبیت نابرابریهای اجتماعی میشود. ژنهای مرغوب که در خانوادههایی با سرمایه فرهنگی و اقتصادی بالا رشد میکنند به مدارس مطلوب میروند و میشوند وارثان اقتصاد و هنر، و ژنهای نامرغوب که والدین مرغوبی ندارند به مدارس ضعیف میروند و میشوند وارثان فقر!
⭕سخن پایانی: مراقب باشیم. برخی از این مدارس چنین به والدین القاء می کنند که پدر و مادر خوب بودن یعنی کسی که چنین خدمات گران قیمتی را برای فرزندانش فراهم کند. در نوشته دیگری به این موضوع خواهم پرداخت./کانال نویسنده
📣@rahsevom
✍فردین علیخواه/استاد جامعه شناسی
⭕از بعضی خانوادهها سؤال میکنم که برای تحصیل فرزندشان چقدر شهریه پرداخت میکنند، با شنیدن پاسخ بیاختیار سوت ممتدی میزنم! به زمین نگاه میکنم و سرم را به چپ و راست تکان میدهم. 5، 10، 15 ، 20 میلیون تومان برای یک سال! از کسانی که مبلغ بالاتری پرداخت کردهاند میپرسم که این پول را در ازای دریافت چه خدماتی پرداخت میکنید. میگویند: دو زبان خارجی یاد میدهند، معلم نقاشیشان فلانی است، موسیقی و حرکات موزون یاد میدهند، کلاسهای ورزششان در فلان باشگاه است، از انواع هنرها میتوانند یکی را انتخاب و فرد شناختهشدهای در آن هنر به آنها درس بدهد، غذایشان تحت نظر یک متخصص تغذیه است، آنها را به موزهها، گالریها و کتابفروشیها میبرند، وضعیت پزشکیشان مدام چک میشود، برنامههای مشترک هنری با حضور ما ترتیب میدهند، برایشان کلاس قصهگویی و شاهنامهخوانی برگزار میکنند و ...
⭕بوردیو؛ جامعهشناس فرانسوی چند دهه قبل به نقد جدی نظام آموزشی فرانسه پرداخت. او معتقد بود که کارکرد نظام آموزشی آن است که دانش آموزان را برای زندگی پس از مدرسه یا دانشگاه توانمند کند و به آنها مهارتهای لازم برای فرهیخته بودن را بیاموزد. منظور او از فرهیختگی، کسب منشها و شیوههای درک جهان، و نیز مهارتهایی بود که با داشتن آنها افراد احساس نکنند که در مقایسه با سایرین چیزی کم دارند. مثلاً دانش آموزان پس از اتمام دوره تحصیل بتوانند به یک زبان خارجی حرف بزنند، وقتی یک تابلوی نقاشی دیدند بگویند که این تابلو در چه سبک نقاشی شده است، اگر به یک موسیقی گوش کردند بگویند که این موسیقی در چه سبکی است، نام سازهای موسیقی را بهدرستی بدانند، با مهارتهای اجتماعی نظیر ایجاد ارتباط اجتماعی و نیز رفتار در موقعیتهای اجتماعی مختلف نظیر رستوران یا گالریهای هنری آشنا باشند. درمجموع توانایی رمزگشایی از عرصه اجتماع و هنر را کسب کنند.
⭕از نظر او همه دانش آموزان با توان و قابلیتهای یکسانی وارد نظام مدرسه نمیشوند. برخی از آنها از قبل دارای خانواده فرهیختهای هستند و روشن است که اگر در مدرسه چنین چیزهایی به دانش آموزان یاد داده شود تواناییها آنان صرفاً تکمیل خواهد شد چون از زمینههای لازم برخوردارند. ولی عدهای از دانش آموزان هم هستند که در خانواده اصلاً چنین چیزهایی را نیاموختهاند و به تعبیری خانواده فقیری داشتهاند. وظیفه نظام آموزشوپرورش آن است که روی این دانش آموزان بیشتر کار کند. به آنان بیشتر آموزش بدهد تا همپای دانش آموزان دسته اول شوند. امری که برخی آنرا تبعیض مثبت میدانند. نظام آموزشوپرورش باید وضعیت را عادلانه پیش ببرد تا درنهایت دانش آموزان با تواناییهای مشابهی دوره تحصیل را به اتمام برسانند.
⭕نظر بوردیو آن بود که نظام آموزشی فرانسه چنین نیست. درواقع نابرابری موجود در نظام آموزشی باعث میشود تا فقرا، با فرهنگ حاکم بر خانوادههای فقیر وارد و با همان فرهنگ خارج شوند. خانوادههایی که پولدارترند یا به تعبیر بوردیو سرمایه اقتصادی و فرهنگی بیشتری دارند فرزندان خود را به مدارس درجهیک میفرستند و خانوادههای کمدرآمد به مدارس ضعیف تر. نتیجه آنکه وارثان اقتصاد، هنر و سیاست همچنان وارث و مدعی این عرصه میمانند و وارثان فقر هم همچنان فقر را به نسل بعد از خود منتقل میکنند. نابرابری از طریق مدرسه مدام بازتولید میشود. بوردیو این امر را خشونت نمادین میداند. یعنی نظام آموزشوپرورش به شکل سمبلیک عدهای را از گردونه فرهیخته شدن و کسب مهارتهای اجتماعی لازم برای زندگی امروزی کنار میگذارد.
⭕آنچه بوردیو چند دهه قبل در خصوص نظام آموزشی کشور فرانسه گفت ظاهراً به شکل زیرپوستی در کشور ما در حال وقوع است. متأسفانه در کشوری که در قانون اساسیاش بر آموزش رایگان تأکید شده است روزبهروز شاهد طبقاتی شدن امر آموزش هستیم. نکته جالب آنکه در مدارس دولتی هم شاهد طبقاتی شدن هستیم و مسئله فقط مدارس خصوصی/دولتی نیست. برخی از مدارس دولتی هم که در مناطق مرفه نشین شهرها قرار دارند با دریافت مستمر هزینه از والدین تلاش میکنند خدمات ویژهای به دانش آموزان ارائه دهند. و دراینبین آنچه مشهود است :
مدرسه در ایران بهتدریج تبدیل به سیستم تثبیت نابرابریهای اجتماعی میشود. ژنهای مرغوب که در خانوادههایی با سرمایه فرهنگی و اقتصادی بالا رشد میکنند به مدارس مطلوب میروند و میشوند وارثان اقتصاد و هنر، و ژنهای نامرغوب که والدین مرغوبی ندارند به مدارس ضعیف میروند و میشوند وارثان فقر!
⭕سخن پایانی: مراقب باشیم. برخی از این مدارس چنین به والدین القاء می کنند که پدر و مادر خوب بودن یعنی کسی که چنین خدمات گران قیمتی را برای فرزندانش فراهم کند. در نوشته دیگری به این موضوع خواهم پرداخت./کانال نویسنده
📣@rahsevom
Forwarded from راه سوم
📒📒📒اتهامی بود که آقای پناهيان به مخالفان سياسی اش نبندد؟
✍احمد زیدآبادی
📣شیخ علیرضا پناهیان نسبت به اتهام "سوءاستفادۀ مالی" از موقعیت خود، با خاطری آزرده واکنش نشان داده است.
از نگاه من، نسبت دادن هر عمل مجرمانهای به خصوص جرایم مالی، اخلاقی و سیاسی به هر فردی با هر مرام و مسلک و رفتاری، نیازمند مدارک و اسناد روشن و متقن و محکمهپسند است و به همین جهت، من معمولاً در اینگونه موارد که پای حیثیت افراد در میان است، ورود نمیکنم.
⭕کشف جرایم مالی اصحاب نفوذ و قدرت در درجۀ نخست نیازمند فضایی امن و آزاد برای تهیۀ گزارشهای تحقیقی مستند از سوی رسانه های حرفهای و قدرتمند و تأثیرگذار است که هر دوی این مؤلفهها در کشور ما مفقود است! به همین دلیل هر از گاهی، فردی از این جناح یا آن جناح از سوی فرد دیگری در فضای مجازی به فساد مالی و غیره متهم میشود و خبر آن تمام جامعه را به خود مشغول میسازد.
⭕در چنین وضعیتی هم کمتر کسی در پی احراز صحت و سقم شواهد ارائه شده برمیآید. ظاهراً فقط گرایش سیاسی فرد متهم در این میان تعیین کننده است به طوری که افراد همسو، چشم بسته به دفاع و تبرئهاش برمیخیزند و ناهمسوها نیز مجرمیتاش را قطعی و مسلم قلمداد میکنند!
⭕خب، مسبب این وضع چه کسانیاند؟ به نظرم حالا که آقای پناهیان از ایراد اتهام به خود ناراحت به نظر میرسد، لازم است نگاهی به سخنرانیهای یکی - دو دهۀ خود بیاندازد و ببیند آیا اتهامی در این جهان وجود داشته که او بیهیچ سند و مدرکی به مخالفان سیاسیاش نبسته باشد و خواهان اعدام آنها نشده باشد؟
⭕فرض بگیریم که متهم شدن پناهیان به سوءاستفادۀ مالی از موقعیتاش بهتانی کاملاً بیاساس باشد، اما وقتی او خود هزاران بهتان به چهرههای سیاسی مخالفاش زده است، چرا از یک بهتان به خود باید ناراحت و آزرده شده باشد؟ آیا این راهی نیست که خودش برگزیده و آن را هموار کرده است؟
⭕عیسی مسیح گوید: هر کس شمشیر بکشد با شمشیر نیز کشته خواهد شد!
⭕یا به قول مولانا:
بر منست امروز و فردا بر وی است
خون چون من کس چنین ضایع کِی است؟
گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
✍احمد زیدآبادی
📣شیخ علیرضا پناهیان نسبت به اتهام "سوءاستفادۀ مالی" از موقعیت خود، با خاطری آزرده واکنش نشان داده است.
از نگاه من، نسبت دادن هر عمل مجرمانهای به خصوص جرایم مالی، اخلاقی و سیاسی به هر فردی با هر مرام و مسلک و رفتاری، نیازمند مدارک و اسناد روشن و متقن و محکمهپسند است و به همین جهت، من معمولاً در اینگونه موارد که پای حیثیت افراد در میان است، ورود نمیکنم.
⭕کشف جرایم مالی اصحاب نفوذ و قدرت در درجۀ نخست نیازمند فضایی امن و آزاد برای تهیۀ گزارشهای تحقیقی مستند از سوی رسانه های حرفهای و قدرتمند و تأثیرگذار است که هر دوی این مؤلفهها در کشور ما مفقود است! به همین دلیل هر از گاهی، فردی از این جناح یا آن جناح از سوی فرد دیگری در فضای مجازی به فساد مالی و غیره متهم میشود و خبر آن تمام جامعه را به خود مشغول میسازد.
⭕در چنین وضعیتی هم کمتر کسی در پی احراز صحت و سقم شواهد ارائه شده برمیآید. ظاهراً فقط گرایش سیاسی فرد متهم در این میان تعیین کننده است به طوری که افراد همسو، چشم بسته به دفاع و تبرئهاش برمیخیزند و ناهمسوها نیز مجرمیتاش را قطعی و مسلم قلمداد میکنند!
⭕خب، مسبب این وضع چه کسانیاند؟ به نظرم حالا که آقای پناهیان از ایراد اتهام به خود ناراحت به نظر میرسد، لازم است نگاهی به سخنرانیهای یکی - دو دهۀ خود بیاندازد و ببیند آیا اتهامی در این جهان وجود داشته که او بیهیچ سند و مدرکی به مخالفان سیاسیاش نبسته باشد و خواهان اعدام آنها نشده باشد؟
⭕فرض بگیریم که متهم شدن پناهیان به سوءاستفادۀ مالی از موقعیتاش بهتانی کاملاً بیاساس باشد، اما وقتی او خود هزاران بهتان به چهرههای سیاسی مخالفاش زده است، چرا از یک بهتان به خود باید ناراحت و آزرده شده باشد؟ آیا این راهی نیست که خودش برگزیده و آن را هموار کرده است؟
⭕عیسی مسیح گوید: هر کس شمشیر بکشد با شمشیر نیز کشته خواهد شد!
⭕یا به قول مولانا:
بر منست امروز و فردا بر وی است
خون چون من کس چنین ضایع کِی است؟
گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
Forwarded from راه سوم
📒📒📒حوزه عمومی وشبکه های رفاقت
✍️علی اکبر مختاری
⭕موضوع افشای اطلاعات خانه میلیاردی یکی از واعظان اصولگرا در تهران و واکنش ایشان در جهت توجیه این افشاگری یکی از مباحث داغ شبکه های مجازی و رسانه هاست. پدیده ارتباطات پشت پرده و حلقه های رفاقت بین اهل مذهب، ثروت و قدرت پرسشهای زیادی را نزد افکار عمومی بوجود آورده است و مردم نسبت به آن کنجکاوتر شده اند.
⭕فرهنگ رفاقت و ارتباطات محفلی و باندی یکی از چالشهای حوزه عمومی و نظام سیاسی است. حلقه های رفاقت در انتصابات و گزینش سیاسی یا تاثیر این رفتار در حوزه اقتصاد و فرهنگ موجب نخبه کشی و شکست شایسته سالاری است و در تحولات دوران معاصر ضربات مهلکی بر جامعه ایران وارد کرده است. در این ایام چه بر روی صندلی دادگاه مفاسد اقتصادی و چه بر روی منبر، افراد برای توجیه عملکرد خود و فرار از شفافیت و انضباط مالی موضوع رفاقت و دریافت های مالی بدون ضابطه را مطرح می کنند.
⭕اگرچه ادعای رفاقت با اهل ثروت و قدرت برای مفسدان و رانتخوران امری عادی است ولی این موضوع برای واعظی که در حوزه عمومی فعالیت دارد و گرایش سیاسی اصولگرایی دارد و بعنوان چهره ای حاکمیتی که در مجالس خاص به منبر میرود و نظریه پردازحکومت اسلامی است و شغلش وعظ و نصیحت مردم است چنین توجیه و ماله کشی قابل قبول نیست و بیش از پیش جامعه و افکار عمومی را نسبت به واعظان و روحانیت بی اعتماد می کند. عذر بدتر از آن نحوه مقابله با منتقدین و خبرنگاران است که واعظ مذکور بجای استقبال از فضای نقد و شفافیت، عمل خبرنگاران را رذیلانه و سخیف معرفی میکند.
⭕نکته مهم دیگر اینست در این ایام در سخنان برخی از افرادی که در حوزه عمومی صاحب منصب و مرتبه هستند درجهت توجیه و فرار از پاسخگویی و پنهان کردن عملکرد رانتی خود در پشت واژه امام و رهبری سنگر میگیرند و جهت مشروعیت بخشیدن به رفتار خود از تایید یا تقارن و تناسب عمل خود با رهبری انقلاب بهره گیری کرده اند. یقینا این شیوه پاسخگویی عواقب نامطلوبی در پی خواهد داشت.
⭕در عصر مدرن و عصر اطلاعات سبک زندگی و تعاملات در حوزه عمومی شفاف و مشخص است و هر ارتباط مالی زیر ذره بین سازمانهای مردم نهاد و نهادهای شفافیت رصد میشود تا از وقوع فساد و کجروی جلوگیری شود. لذا در جوامع توسعه یافته آمار ارتباطات مالی نخبگان حکومتی با بنیاد های خیریه و نهاد هایی که کمک های بلاعوض دارند باید به صورت مشخص و دقیق منتشر شود و به آگاهی عموم مردم برسد.
⭕شاید در دهه های گذشته چنین مسائلی در ایران در بی اطلاعی، مصلحت گرایی و ترحم پنهان می شد و قابلیت به چالش کشیدن نخبگان مذهبی و اقتصادی وجود نداشت ولی هم اکنون شبکه های مجازی و خبرنگاران آزاد ابزار و سلاح شفافیت، مبارزه با فساد و کژتابی نخبگان و مسئولین هستند. در مقابل این قابلیت مفید و تاثیر گذار افرادی از اهل تریبون یا اصحاب قدرت در پی محدود کردن شبکه های اجتماعی هستند. لذا همگان برای رشد و اصلاح سیستم و سلامت و رصد افرادی که در حوزه عمومی فعالیت دارند باید به گسترش و افزایش قابلیت رسانه های مجازی و تبادل اطلاعات کمک کنند.
⭕رویه های سنتی و تعاملات رفاقتی و محفلی در ذهنیت نخبگان سیاسی و مذهبی نقش بسته است و انتظارات جامعه و نسل جدید که در پی کشف همه حقایق است را برنمی تابند. برای رسیدن به وضع مطلوب و افزایش اعتماد اجتماعی ضروی است کسانی که در حوزه عمومی فعالیت میکنند تفکیک بین حوزه شخصی و حوزه عمومی را رعایت کرده و در رفتار و عملکرد خود شفافیت کامل داشته باشند.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
✍️علی اکبر مختاری
⭕موضوع افشای اطلاعات خانه میلیاردی یکی از واعظان اصولگرا در تهران و واکنش ایشان در جهت توجیه این افشاگری یکی از مباحث داغ شبکه های مجازی و رسانه هاست. پدیده ارتباطات پشت پرده و حلقه های رفاقت بین اهل مذهب، ثروت و قدرت پرسشهای زیادی را نزد افکار عمومی بوجود آورده است و مردم نسبت به آن کنجکاوتر شده اند.
⭕فرهنگ رفاقت و ارتباطات محفلی و باندی یکی از چالشهای حوزه عمومی و نظام سیاسی است. حلقه های رفاقت در انتصابات و گزینش سیاسی یا تاثیر این رفتار در حوزه اقتصاد و فرهنگ موجب نخبه کشی و شکست شایسته سالاری است و در تحولات دوران معاصر ضربات مهلکی بر جامعه ایران وارد کرده است. در این ایام چه بر روی صندلی دادگاه مفاسد اقتصادی و چه بر روی منبر، افراد برای توجیه عملکرد خود و فرار از شفافیت و انضباط مالی موضوع رفاقت و دریافت های مالی بدون ضابطه را مطرح می کنند.
⭕اگرچه ادعای رفاقت با اهل ثروت و قدرت برای مفسدان و رانتخوران امری عادی است ولی این موضوع برای واعظی که در حوزه عمومی فعالیت دارد و گرایش سیاسی اصولگرایی دارد و بعنوان چهره ای حاکمیتی که در مجالس خاص به منبر میرود و نظریه پردازحکومت اسلامی است و شغلش وعظ و نصیحت مردم است چنین توجیه و ماله کشی قابل قبول نیست و بیش از پیش جامعه و افکار عمومی را نسبت به واعظان و روحانیت بی اعتماد می کند. عذر بدتر از آن نحوه مقابله با منتقدین و خبرنگاران است که واعظ مذکور بجای استقبال از فضای نقد و شفافیت، عمل خبرنگاران را رذیلانه و سخیف معرفی میکند.
⭕نکته مهم دیگر اینست در این ایام در سخنان برخی از افرادی که در حوزه عمومی صاحب منصب و مرتبه هستند درجهت توجیه و فرار از پاسخگویی و پنهان کردن عملکرد رانتی خود در پشت واژه امام و رهبری سنگر میگیرند و جهت مشروعیت بخشیدن به رفتار خود از تایید یا تقارن و تناسب عمل خود با رهبری انقلاب بهره گیری کرده اند. یقینا این شیوه پاسخگویی عواقب نامطلوبی در پی خواهد داشت.
⭕در عصر مدرن و عصر اطلاعات سبک زندگی و تعاملات در حوزه عمومی شفاف و مشخص است و هر ارتباط مالی زیر ذره بین سازمانهای مردم نهاد و نهادهای شفافیت رصد میشود تا از وقوع فساد و کجروی جلوگیری شود. لذا در جوامع توسعه یافته آمار ارتباطات مالی نخبگان حکومتی با بنیاد های خیریه و نهاد هایی که کمک های بلاعوض دارند باید به صورت مشخص و دقیق منتشر شود و به آگاهی عموم مردم برسد.
⭕شاید در دهه های گذشته چنین مسائلی در ایران در بی اطلاعی، مصلحت گرایی و ترحم پنهان می شد و قابلیت به چالش کشیدن نخبگان مذهبی و اقتصادی وجود نداشت ولی هم اکنون شبکه های مجازی و خبرنگاران آزاد ابزار و سلاح شفافیت، مبارزه با فساد و کژتابی نخبگان و مسئولین هستند. در مقابل این قابلیت مفید و تاثیر گذار افرادی از اهل تریبون یا اصحاب قدرت در پی محدود کردن شبکه های اجتماعی هستند. لذا همگان برای رشد و اصلاح سیستم و سلامت و رصد افرادی که در حوزه عمومی فعالیت دارند باید به گسترش و افزایش قابلیت رسانه های مجازی و تبادل اطلاعات کمک کنند.
⭕رویه های سنتی و تعاملات رفاقتی و محفلی در ذهنیت نخبگان سیاسی و مذهبی نقش بسته است و انتظارات جامعه و نسل جدید که در پی کشف همه حقایق است را برنمی تابند. برای رسیدن به وضع مطلوب و افزایش اعتماد اجتماعی ضروی است کسانی که در حوزه عمومی فعالیت میکنند تفکیک بین حوزه شخصی و حوزه عمومی را رعایت کرده و در رفتار و عملکرد خود شفافیت کامل داشته باشند.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
Forwarded from عدالتخانه
⭕️با رانت اطلاعاتی نمیشود رانت اقتصادی را زد!
✍ #حسین_شهبازی_زاده
🔹به دو دلیل در شرایط امروز افشاگری هیچ وجاهت و معنایی ندارد.
اول اینکه کشور مطلقا تاریکخانه ای و غیر شفاف اداره میشود. افشاگری دقیقا در شرایط عکس این، معنا می یابد.یعنی زمانی که به طور کلی مراودات روشن و مشخصی وجود دارد، برای حالت های استثنائی و گاه گاهی، افشاگران آشغال هایی که گوشه و کنار جا مانده را لو میدهند.
🔹وقتی کل مجموعه زیر سایه مراودات نامعلوم اقتصادی و سیاسی اداره میشود، اکثر اوقات افشاگر نیز چیزی برای بروز و جارزنی ندارد مگر به اراده بخش هایی از همان تاریکخانه برای رقابت با بخش های دیگر.
در نتیجه برای ما این قبیل اطلاعات حسن و اهمیتی ندارد، جز برای فراروی و گذر از مصداق به وضعیت و همچمین ارائه یک توضیح سیاسی.
🔹دومین دلیل اینست که فایده افشا در ایران از اساس مخدوش است. یعنی همانطور که پروسه افشا غالبا کنترل شده و زائیده خواست سناریست های خودی است، در آن طرف ماجرا برخورد اصلاحی و قهری نیز یک امر دلبخواهی و غیر سیستماتیک است.
🔹مثلا مگر وقتی در بالاترین رده آقایان آملی و یزدی علیه هم دست به افشاگری زدند، کوچک ترین گردی بر عبای یک کدامشان نشست؟
وقتی ماجرای پرونده ترور دانشمندان هسته ای رسوا و افشا گردید کوچک ترین خدشه ای به کلیت قواعد و ساختارهای امنیتی کشور وارد شد؟
وقتی کار در پرونده طبری به جاهای باریک کشید و حتی تندترین سمپات های حاکمیت نیز آشکارا درخواست محاکمه آملی را کردند، ذره ای اثر و فایده داشت؟
از این دست مثال ها تا صبح قیامت میشود فهرست کرد.
🔹این به روشنی نشان میدهد پروژه افشاگری از بیخ و بنیاد امری بیهوده، نوعا دست ساز و پروژه بگیرانه، مضحک و بیفایده است.
الا همان طور که گفتم دستمایه فراروی سیاسی و مورد استفاده برای اشاره به مشکلات بنیادین شود.
در واقع ما از اطلاعات افشاگران استفاده خودمان را میکنیم، اما پروژه مان افشاگری نیست.
🔹ضمن آنکه به نحوه کسب اطلاعات افشاگران و خودشان همواره مشکوکیم.
همان طور که باید از مسئولان پرسید از کجا آورده ای (؟) باید از افشاگر هم پرسید از کجا آورده ای اطلاعاتت را (؟)
همان طور که مراودات سیاسی و مالی و اقتصادی حاکمان و حکومت غیرشفاف است، مراودات اطلاعاتی افشاگران نیز غیر شفاف است.
🔹این را جدا کنید از کار عزیزانی که اطلاعات موجود و درد دسترس را پردازش و نقد و مورد آزمایش قرار میدهند و رسوا میکنند. واضح است که منظور ابن نوشته ابدا متوجه آنان نیست.
@adalat_khaneh
✍ #حسین_شهبازی_زاده
🔹به دو دلیل در شرایط امروز افشاگری هیچ وجاهت و معنایی ندارد.
اول اینکه کشور مطلقا تاریکخانه ای و غیر شفاف اداره میشود. افشاگری دقیقا در شرایط عکس این، معنا می یابد.یعنی زمانی که به طور کلی مراودات روشن و مشخصی وجود دارد، برای حالت های استثنائی و گاه گاهی، افشاگران آشغال هایی که گوشه و کنار جا مانده را لو میدهند.
🔹وقتی کل مجموعه زیر سایه مراودات نامعلوم اقتصادی و سیاسی اداره میشود، اکثر اوقات افشاگر نیز چیزی برای بروز و جارزنی ندارد مگر به اراده بخش هایی از همان تاریکخانه برای رقابت با بخش های دیگر.
در نتیجه برای ما این قبیل اطلاعات حسن و اهمیتی ندارد، جز برای فراروی و گذر از مصداق به وضعیت و همچمین ارائه یک توضیح سیاسی.
🔹دومین دلیل اینست که فایده افشا در ایران از اساس مخدوش است. یعنی همانطور که پروسه افشا غالبا کنترل شده و زائیده خواست سناریست های خودی است، در آن طرف ماجرا برخورد اصلاحی و قهری نیز یک امر دلبخواهی و غیر سیستماتیک است.
🔹مثلا مگر وقتی در بالاترین رده آقایان آملی و یزدی علیه هم دست به افشاگری زدند، کوچک ترین گردی بر عبای یک کدامشان نشست؟
وقتی ماجرای پرونده ترور دانشمندان هسته ای رسوا و افشا گردید کوچک ترین خدشه ای به کلیت قواعد و ساختارهای امنیتی کشور وارد شد؟
وقتی کار در پرونده طبری به جاهای باریک کشید و حتی تندترین سمپات های حاکمیت نیز آشکارا درخواست محاکمه آملی را کردند، ذره ای اثر و فایده داشت؟
از این دست مثال ها تا صبح قیامت میشود فهرست کرد.
🔹این به روشنی نشان میدهد پروژه افشاگری از بیخ و بنیاد امری بیهوده، نوعا دست ساز و پروژه بگیرانه، مضحک و بیفایده است.
الا همان طور که گفتم دستمایه فراروی سیاسی و مورد استفاده برای اشاره به مشکلات بنیادین شود.
در واقع ما از اطلاعات افشاگران استفاده خودمان را میکنیم، اما پروژه مان افشاگری نیست.
🔹ضمن آنکه به نحوه کسب اطلاعات افشاگران و خودشان همواره مشکوکیم.
همان طور که باید از مسئولان پرسید از کجا آورده ای (؟) باید از افشاگر هم پرسید از کجا آورده ای اطلاعاتت را (؟)
همان طور که مراودات سیاسی و مالی و اقتصادی حاکمان و حکومت غیرشفاف است، مراودات اطلاعاتی افشاگران نیز غیر شفاف است.
🔹این را جدا کنید از کار عزیزانی که اطلاعات موجود و درد دسترس را پردازش و نقد و مورد آزمایش قرار میدهند و رسوا میکنند. واضح است که منظور ابن نوشته ابدا متوجه آنان نیست.
@adalat_khaneh
Forwarded from راه سوم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️تغییر در قانون اساسی پیشنیاز تغییر نظام سیاسی
⭕پس از سالها دوباره زمزمههای تغییر نظام سیاسی در ایران بالا گرفتهاست.
⭕بر اساس رویه حقوق اساسی، تغییر نظام حکومتی از ریاستی به پارلمانی نیازمند تغییر قانون اساسی است، از این رو اگر قرار باشد چنین اتفاقی رخ دهد، بازنگری قانون اساسی امری ضروری است.
⭕پس از سال ۶۸ بازنگری در قانون اساسی هنوز صورت نگرفته است و مشخص نیست که آیا اراده لازم برای تحقق این امر پس از ۳۰ سال به وجود خواهد آمد یا خیر؟
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
⭕پس از سالها دوباره زمزمههای تغییر نظام سیاسی در ایران بالا گرفتهاست.
⭕بر اساس رویه حقوق اساسی، تغییر نظام حکومتی از ریاستی به پارلمانی نیازمند تغییر قانون اساسی است، از این رو اگر قرار باشد چنین اتفاقی رخ دهد، بازنگری قانون اساسی امری ضروری است.
⭕پس از سال ۶۸ بازنگری در قانون اساسی هنوز صورت نگرفته است و مشخص نیست که آیا اراده لازم برای تحقق این امر پس از ۳۰ سال به وجود خواهد آمد یا خیر؟
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
Forwarded from راه سوم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️نخبه ای به نام داماد حدادعادل
⭕این آقا که برای چندمین بار به صداوسیما آمده تا برای ما از کارآفرینی و ایده های خلاقانه کسب و کار صحبت کند و زندگی دراماتیک خودش را با لهجه فارسیِ واشنگتنی تعریف کند، داماد آقای حدادعادل هستند که اتفاقا تابعیت آمریکا را هم دارند.
⭕روح الله رحمانی که به قول جناب حداد «اصلا از یک خانواده شهید پرور در خود آمریکا به دنیا آمده است.»❗️
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
⭕این آقا که برای چندمین بار به صداوسیما آمده تا برای ما از کارآفرینی و ایده های خلاقانه کسب و کار صحبت کند و زندگی دراماتیک خودش را با لهجه فارسیِ واشنگتنی تعریف کند، داماد آقای حدادعادل هستند که اتفاقا تابعیت آمریکا را هم دارند.
⭕روح الله رحمانی که به قول جناب حداد «اصلا از یک خانواده شهید پرور در خود آمریکا به دنیا آمده است.»❗️
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
Forwarded from راه سوم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ ورژنِ جدید رجل سیاسی
⭕مفاد اصلاح قانون انتخابات چگونه ماجرای رجل سیاسی را پیچیدهتر میکند؟
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
⭕مفاد اصلاح قانون انتخابات چگونه ماجرای رجل سیاسی را پیچیدهتر میکند؟
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
Forwarded from راه سوم
🅾️ وکیل شاکیان کیوان اماموردی: با این اتهامها حکم او اعدام است
⭕ تازهترین شاکی پرونده میگوید اردیبهشت امسال به دام اماموردی افتاده بود
⭕ شیما قوشه، وکیل شاکیان از کیوان اماموردی، متهم به آزار جنسی، گفته: «او و موکلانشان میکوشند ثابت کنند اماموردی جرم زنای به عنف را مرتکب شده ولی با اعدام او مخالفاند.
1️⃣ این وکیل دادگستری گفته: «پنج نفر از موکلان او در این پرونده، در بازه سنی ۲۲ تا ۳۴ سال هستند.
⭕قدیمیترین شکایت مربوط به فردی است که پاییز سال ۹۳ این اتفاق تلخ را تجربه کرده و آخرین نفر هم اردیبهشت همین امسال.
⭕ این شاکی آخر از لحاظ جسمی و روحی دوران به شدت بحرانیای را سپری میکند.»
2️⃣ این وکیل دادگستری، درباره ابهامها در روند رسیدگی به این پرونده گفته: «در مسائل مُنافی عفت، بنابر قانون، پلیس نمیتواند به عنوان ضابط قضایی کسی را دستگیر کند مگر اینکه شاکی خصوصی باشد؛
⭕پس حتما شاکیای بوده که پلیس امنیت هم خودش را برای دستگیری متهم صالح تشخیص داد.
⭕«اما پرسش دیگر ایناستکه پس چرا دادسرا به این پرونده ورود کرده؟
⭕شکایت ما، زنای به عنف بود و بنابر قانون، در این زمینه دادگاه کیفری یک باید وارد ماجرا شود و جرایم پایینتر از زنا، یعنی جرمهای مرتبط با روابط نامشروع، هم باید در دادگاه کیفری ۲ بررسی شوند.
البته عنوان اتهامی مورد نظر از سوی دادسرا «زنای به عنف» نیست.
3️⃣ قوشه درباره کیفر احتمالی اماموردی گفته: «چه عنوان اتهامی زنای به عنف قطعی شود و چه عنوانی که دادسرا آن را مطرح کرده، رأی قاضی اعدام خواهد بود.
⭕البته من به عنوان وکیل و شاکیان موکلام، هیچیک با اعدام موافق نیستیم.
⭕اما نباید حکم قانونی برای این جرم سبب شود این بازماندههای تجاوز دوباره از سوی جامعه زیر فشار قرار بگیرند و صداهای آزادشده، خفه شوند.
⭕این اتفاقات فرصتی برای بازنگری قانونی است؛ فاصله بین حکم اعدام برای جرم زنای به عنف، تا ۹۰ ضربه شلاق برای جرائم پایینتر از زنا، خلاء عمیقی است که میتوان برایاش فکر جدیدی کرد.»/صدای تهران
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
⭕ تازهترین شاکی پرونده میگوید اردیبهشت امسال به دام اماموردی افتاده بود
⭕ شیما قوشه، وکیل شاکیان از کیوان اماموردی، متهم به آزار جنسی، گفته: «او و موکلانشان میکوشند ثابت کنند اماموردی جرم زنای به عنف را مرتکب شده ولی با اعدام او مخالفاند.
1️⃣ این وکیل دادگستری گفته: «پنج نفر از موکلان او در این پرونده، در بازه سنی ۲۲ تا ۳۴ سال هستند.
⭕قدیمیترین شکایت مربوط به فردی است که پاییز سال ۹۳ این اتفاق تلخ را تجربه کرده و آخرین نفر هم اردیبهشت همین امسال.
⭕ این شاکی آخر از لحاظ جسمی و روحی دوران به شدت بحرانیای را سپری میکند.»
2️⃣ این وکیل دادگستری، درباره ابهامها در روند رسیدگی به این پرونده گفته: «در مسائل مُنافی عفت، بنابر قانون، پلیس نمیتواند به عنوان ضابط قضایی کسی را دستگیر کند مگر اینکه شاکی خصوصی باشد؛
⭕پس حتما شاکیای بوده که پلیس امنیت هم خودش را برای دستگیری متهم صالح تشخیص داد.
⭕«اما پرسش دیگر ایناستکه پس چرا دادسرا به این پرونده ورود کرده؟
⭕شکایت ما، زنای به عنف بود و بنابر قانون، در این زمینه دادگاه کیفری یک باید وارد ماجرا شود و جرایم پایینتر از زنا، یعنی جرمهای مرتبط با روابط نامشروع، هم باید در دادگاه کیفری ۲ بررسی شوند.
البته عنوان اتهامی مورد نظر از سوی دادسرا «زنای به عنف» نیست.
3️⃣ قوشه درباره کیفر احتمالی اماموردی گفته: «چه عنوان اتهامی زنای به عنف قطعی شود و چه عنوانی که دادسرا آن را مطرح کرده، رأی قاضی اعدام خواهد بود.
⭕البته من به عنوان وکیل و شاکیان موکلام، هیچیک با اعدام موافق نیستیم.
⭕اما نباید حکم قانونی برای این جرم سبب شود این بازماندههای تجاوز دوباره از سوی جامعه زیر فشار قرار بگیرند و صداهای آزادشده، خفه شوند.
⭕این اتفاقات فرصتی برای بازنگری قانونی است؛ فاصله بین حکم اعدام برای جرم زنای به عنف، تا ۹۰ ضربه شلاق برای جرائم پایینتر از زنا، خلاء عمیقی است که میتوان برایاش فکر جدیدی کرد.»/صدای تهران
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
Forwarded from عدالتخانه
⭕️باز هم ما ماندیم و مستند یوسف سلامی و آمنه سادات ذبیح پور
✍ #حسین_شهبازی_زاده
🔹#نوید_افکاری امروز صبح اعدام شد.
مثل همیشه ما ماندیم و ابهامات بزرگ و سوالات بی جواب.
ما ماندیم و یک مستند تلویزیونی که آنقدر ناشیانه سر هم بندی شده بود که در جایی از آن، گوینده میگفت(نقل به مضمون): "همانطور که میبینید نوید افکاری بدون شکنجه دارد اعتراف میکند."
کانه جلوی دوربین روشن صدا و سیما می بایست شکنجه میشده اند. کانه مازیار ابراهیمی که در عین بیگناهی، وقتی داشت عین بلبل و با آب و تاب جلوی دوربین صدا و سیما به نحوه ترور دانشمندان اعتراف میکرد، آثار شکنجه اش معلوم بود.
🔹فرآیند محاکمه حتی در مورد انگیزه قتل و هویت مقتول و مواد اصلی وقوع جرم، کاملا متناقض و مبهم بود.
یک جا خبرگزاری مشرق صراحتا ماجرا را ترور یکی از نیروهای امنیتی توسط عوامل استکبار شرح میدهد؛ در حالی که مستند صدا و سیما، ماجرا را یک قتل عادی با انگیزه های شخصی معرفی میکند.
بالاخره شهید یا مقتول؟ امنیتی یا شخصی؟ به این ابهامات کی و کجا پاسخ داد؟
🔹با وجود این ابهامات و ابهامات فراوان دیگر و تجربه هایی مانند بازجویی همسر سعید امامی و ستار بهشتی و پرونده ترور دانشمندان هسته ای، جان آدمی اینقدر ارزش نداشت که به جای ساخت مستندهای سردستی با نریشن های رومخی امثال سلامی و رضوانی و عجله در اجرای حکم، بار دیگر به طور شفاف و علنی پرونده مورد بررسی قرار میگرفت؟
چه عجله ای داشتید؟ همین یک کارتان مانده بود؟ تمام شد؟ کی نوبت آن طرف ماجرا میشود پس؟
🔹یک هزارم این عجله را دارید برای آنکه حداقل به تفکیک اسامی و نحوه کشته شدن، فجایع دی نود و شش و #آبان نود و هشت را تشریح کنید؟
چطور میشود برای گم شدن یک فشنگ، سرباز باید برای تنبیه سینه به خاک بمالد، اما برای جان ده ها انسان به یک افسر جزء "تو" نمیگویید؟
@adalat_khaneh
✍ #حسین_شهبازی_زاده
🔹#نوید_افکاری امروز صبح اعدام شد.
مثل همیشه ما ماندیم و ابهامات بزرگ و سوالات بی جواب.
ما ماندیم و یک مستند تلویزیونی که آنقدر ناشیانه سر هم بندی شده بود که در جایی از آن، گوینده میگفت(نقل به مضمون): "همانطور که میبینید نوید افکاری بدون شکنجه دارد اعتراف میکند."
کانه جلوی دوربین روشن صدا و سیما می بایست شکنجه میشده اند. کانه مازیار ابراهیمی که در عین بیگناهی، وقتی داشت عین بلبل و با آب و تاب جلوی دوربین صدا و سیما به نحوه ترور دانشمندان اعتراف میکرد، آثار شکنجه اش معلوم بود.
🔹فرآیند محاکمه حتی در مورد انگیزه قتل و هویت مقتول و مواد اصلی وقوع جرم، کاملا متناقض و مبهم بود.
یک جا خبرگزاری مشرق صراحتا ماجرا را ترور یکی از نیروهای امنیتی توسط عوامل استکبار شرح میدهد؛ در حالی که مستند صدا و سیما، ماجرا را یک قتل عادی با انگیزه های شخصی معرفی میکند.
بالاخره شهید یا مقتول؟ امنیتی یا شخصی؟ به این ابهامات کی و کجا پاسخ داد؟
🔹با وجود این ابهامات و ابهامات فراوان دیگر و تجربه هایی مانند بازجویی همسر سعید امامی و ستار بهشتی و پرونده ترور دانشمندان هسته ای، جان آدمی اینقدر ارزش نداشت که به جای ساخت مستندهای سردستی با نریشن های رومخی امثال سلامی و رضوانی و عجله در اجرای حکم، بار دیگر به طور شفاف و علنی پرونده مورد بررسی قرار میگرفت؟
چه عجله ای داشتید؟ همین یک کارتان مانده بود؟ تمام شد؟ کی نوبت آن طرف ماجرا میشود پس؟
🔹یک هزارم این عجله را دارید برای آنکه حداقل به تفکیک اسامی و نحوه کشته شدن، فجایع دی نود و شش و #آبان نود و هشت را تشریح کنید؟
چطور میشود برای گم شدن یک فشنگ، سرباز باید برای تنبیه سینه به خاک بمالد، اما برای جان ده ها انسان به یک افسر جزء "تو" نمیگویید؟
@adalat_khaneh
Forwarded from قبل انقلاب
📝"همه حرف ما اینست"
🔹گزیده پاسخ به یادداشت حاج حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان با عنوان "مسلمان زجور زبانش نرست" که هرکسی از آقای پناهیان سوال دارد را به ضد انقلاب حواله کرده است و نوشته هیچ جوان انقلابی متعرض مسائل آقای پناهیان نیست و تیزهوش است.
🔹متن کامل را اینجا ببینید؛
https://news.1rj.ru/str/ghablmed/272
♦حاج حسین شریعتمداری
حرف ما خیلی ساده است. زلف مداحی و منبر و هیات بدجوری دارد با زلف مفاسد اقتصادی گره می خورد. یکی از مهمترین گلوگاههای آسیب شناسی وضع فساد در کشور که کمتر کسی از آن حرف میزند همینجاست.
♦من بعید میدانم شما ندانید اگر فقط یک بخشی از این ارتباطات عجیب شکل گرفته بین صاحبان دین و صاحبان دنیا که منجر به نوشتن توصیه نامه ها و ورودهایی در پرونده های متهمان اقتصادی شده رسانهای شود آبرویی برای اسلام و انقلاب باقی نمیماند.
♦مساله از اقای پناهیان خیلی بالاتر است. بعنوان نمونه وقتی آقای توکلی در نامه رسمی به آقای رئیسی در لفافه میگوید یک شبه با یک توصیه نماینده متهم مجلس را از اوین آزاد کردند من بعید میدانم شما اطلاع نداشته باشید دارد به کدام توصیهها از کدام آدمهای صاحب وجهه اشاره میکند.
♦جناب حاج حسین شریعتمداری
شما حتما میدانید افرادی که حقوق کارگران خودشان را هم ۶ ماه به ۶ ماه نمیدهند و پول معلمان کشور را بر میدارند و میروند خارج، چرا اینقدر علاقه مند به خرج کردن در خیریه و هیئات داری و آپارتمان دادن به برخی منبریها هستند؟
♦اینکه امام خمینی (ره) در منشور روحانیت میگوید "روحانیت متعهد به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نداشته و نخواهد داشت" چه نسبتی با امروز ما دارد که خرج حوزه علمیه انقلابیترین منبری تهران را بدهکار بانکی فراری و متهم پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان میدهد؟
♦آنوقت اگر جوانی ازین تناقضات بین واقعیت موجود با آرمانهایی که بخاطرش ۳۰۰ هزار شهید داده شد بپرسد باید بگوییم ضد انقلاب است و با هزار انگ فرقان و اکبر گودرزی و کمونیست و کسروی و همپاله رجوی مواجهاش کنیم؟
♦شما با جوانهای حزب اللهی فعال فضای مجازی که از این مسائل بی اطلاعند و بخاطر غیرت دینیشان نسب به مداح مورد علاقه یا منبری مورد پسندشان به سوال کننده فحش میدهند متفاوتید. حتما از این حجم سوء استفاده از بزرگان که حالا من نمیخواهم تک تک مصادیقش را نام ببرم مطلعید.
♦انقلاب که هیچ! رعیتها و هدایتیها و انصاریها و ریخته گرانها و موحدیها دارند هیئات و یک مکتب ۱۴۰۰ ساله افتخار آمیز پر از سابقه سیاهچال و شکنجه و تبعید و خون و قتلگاه را میبلعند. هر صاحب اعتباری که فریب دادنش راحتتر باشد را بیشتر دورش جمع میشوند و بیشتر بهش هدیه میدهند و مثل مگس رویش مینشینند و این افتضاحات را رقم میزنند. ولی هیچ صدای اعتراض رسایی از منابر و رسانههای منتسب به انقلاب برای نقد این وضعیت سوء استفاده از مکتب برنمیخیزد. میدانید چرا؟ توضیح میدهم.
♦حاج حسین شریعتمداری
از رسوایی ماجرایی حسن رعیت و ارتباطاتش با مداحان برجسته درس عبرت بگیریم. در ماجرای افتتاحیه نمازخانه ایرانمال توسط آقای صدیقی و مداحی آقای کریمی انتقاد کردیم مراسم کنسل شد ولی کسی اصل موضوع را جدی نگرفت. اقتصاد سیاسی منبر و مداحی را جدی بگیرید. بخشی از تولید ادبیات و تولید گفتمانی که دارد روی منبر می شود ناشی از همین منابع مالی و هدایا و ارتباطات شکل گرفته و اتمسفری است که آدمها بعد از مدتی خود بخود داخلش قرار میگیرند.
♦قدری تامل کنید. همه چیز تقصیر همجنس بازها و بهاییها و صهیونیستها و منافقین و لیبرالها و امثالهم نیست. اگر وضع ما در فساد و تبعیض به اینجا رسیده یک بخشیاش بخاطر اینست که روی منابر دارد سوال نپرسیدن تئوریزه میشود. به اسم مواسات، زیرآب اعتراض به تبعیض و بی عدالتی میخورد، به اسم ولایتمداری عقل نداری ترویج میشود، به اسم کارآفرینی ثروت اندوزی و سرمایه سالاری اسلامیزه میشود.
♦دارد نسلی تربیت میشود که فکر میکند در همه موارد هرچه کمتر سوال داشته باشد حزب اللهیتر و انقلابیتر است. در مقام دفاع و ماله کشی هم اگر بربیاید که آپشن ویژه محسوب میشود و حزب اللهی پلاس میشود.
♦کار از سوال کردن در مورد قیامت و معاد و عدل و نبوت و امامت و ولایت و امثالهم گذشته است. حتی سوال از زیست یک منبری در تهران و مراوداتش با برخی متهمین مالی هم مساوی خروج از اسلام و خروج از دایره انقلاب شده است. نگران استفاده رسانههای بیگانهاید؟ اگر کیهان در برابر تبعیض و فساد اینقدر منفعل نبود آیا من و تو و بی بی سی و ایران اینترنشنال میدان دار میشدند؟
🔴 @ghabl_enghelab
🔹گزیده پاسخ به یادداشت حاج حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان با عنوان "مسلمان زجور زبانش نرست" که هرکسی از آقای پناهیان سوال دارد را به ضد انقلاب حواله کرده است و نوشته هیچ جوان انقلابی متعرض مسائل آقای پناهیان نیست و تیزهوش است.
🔹متن کامل را اینجا ببینید؛
https://news.1rj.ru/str/ghablmed/272
♦حاج حسین شریعتمداری
حرف ما خیلی ساده است. زلف مداحی و منبر و هیات بدجوری دارد با زلف مفاسد اقتصادی گره می خورد. یکی از مهمترین گلوگاههای آسیب شناسی وضع فساد در کشور که کمتر کسی از آن حرف میزند همینجاست.
♦من بعید میدانم شما ندانید اگر فقط یک بخشی از این ارتباطات عجیب شکل گرفته بین صاحبان دین و صاحبان دنیا که منجر به نوشتن توصیه نامه ها و ورودهایی در پرونده های متهمان اقتصادی شده رسانهای شود آبرویی برای اسلام و انقلاب باقی نمیماند.
♦مساله از اقای پناهیان خیلی بالاتر است. بعنوان نمونه وقتی آقای توکلی در نامه رسمی به آقای رئیسی در لفافه میگوید یک شبه با یک توصیه نماینده متهم مجلس را از اوین آزاد کردند من بعید میدانم شما اطلاع نداشته باشید دارد به کدام توصیهها از کدام آدمهای صاحب وجهه اشاره میکند.
♦جناب حاج حسین شریعتمداری
شما حتما میدانید افرادی که حقوق کارگران خودشان را هم ۶ ماه به ۶ ماه نمیدهند و پول معلمان کشور را بر میدارند و میروند خارج، چرا اینقدر علاقه مند به خرج کردن در خیریه و هیئات داری و آپارتمان دادن به برخی منبریها هستند؟
♦اینکه امام خمینی (ره) در منشور روحانیت میگوید "روحانیت متعهد به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نداشته و نخواهد داشت" چه نسبتی با امروز ما دارد که خرج حوزه علمیه انقلابیترین منبری تهران را بدهکار بانکی فراری و متهم پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان میدهد؟
♦آنوقت اگر جوانی ازین تناقضات بین واقعیت موجود با آرمانهایی که بخاطرش ۳۰۰ هزار شهید داده شد بپرسد باید بگوییم ضد انقلاب است و با هزار انگ فرقان و اکبر گودرزی و کمونیست و کسروی و همپاله رجوی مواجهاش کنیم؟
♦شما با جوانهای حزب اللهی فعال فضای مجازی که از این مسائل بی اطلاعند و بخاطر غیرت دینیشان نسب به مداح مورد علاقه یا منبری مورد پسندشان به سوال کننده فحش میدهند متفاوتید. حتما از این حجم سوء استفاده از بزرگان که حالا من نمیخواهم تک تک مصادیقش را نام ببرم مطلعید.
♦انقلاب که هیچ! رعیتها و هدایتیها و انصاریها و ریخته گرانها و موحدیها دارند هیئات و یک مکتب ۱۴۰۰ ساله افتخار آمیز پر از سابقه سیاهچال و شکنجه و تبعید و خون و قتلگاه را میبلعند. هر صاحب اعتباری که فریب دادنش راحتتر باشد را بیشتر دورش جمع میشوند و بیشتر بهش هدیه میدهند و مثل مگس رویش مینشینند و این افتضاحات را رقم میزنند. ولی هیچ صدای اعتراض رسایی از منابر و رسانههای منتسب به انقلاب برای نقد این وضعیت سوء استفاده از مکتب برنمیخیزد. میدانید چرا؟ توضیح میدهم.
♦حاج حسین شریعتمداری
از رسوایی ماجرایی حسن رعیت و ارتباطاتش با مداحان برجسته درس عبرت بگیریم. در ماجرای افتتاحیه نمازخانه ایرانمال توسط آقای صدیقی و مداحی آقای کریمی انتقاد کردیم مراسم کنسل شد ولی کسی اصل موضوع را جدی نگرفت. اقتصاد سیاسی منبر و مداحی را جدی بگیرید. بخشی از تولید ادبیات و تولید گفتمانی که دارد روی منبر می شود ناشی از همین منابع مالی و هدایا و ارتباطات شکل گرفته و اتمسفری است که آدمها بعد از مدتی خود بخود داخلش قرار میگیرند.
♦قدری تامل کنید. همه چیز تقصیر همجنس بازها و بهاییها و صهیونیستها و منافقین و لیبرالها و امثالهم نیست. اگر وضع ما در فساد و تبعیض به اینجا رسیده یک بخشیاش بخاطر اینست که روی منابر دارد سوال نپرسیدن تئوریزه میشود. به اسم مواسات، زیرآب اعتراض به تبعیض و بی عدالتی میخورد، به اسم ولایتمداری عقل نداری ترویج میشود، به اسم کارآفرینی ثروت اندوزی و سرمایه سالاری اسلامیزه میشود.
♦دارد نسلی تربیت میشود که فکر میکند در همه موارد هرچه کمتر سوال داشته باشد حزب اللهیتر و انقلابیتر است. در مقام دفاع و ماله کشی هم اگر بربیاید که آپشن ویژه محسوب میشود و حزب اللهی پلاس میشود.
♦کار از سوال کردن در مورد قیامت و معاد و عدل و نبوت و امامت و ولایت و امثالهم گذشته است. حتی سوال از زیست یک منبری در تهران و مراوداتش با برخی متهمین مالی هم مساوی خروج از اسلام و خروج از دایره انقلاب شده است. نگران استفاده رسانههای بیگانهاید؟ اگر کیهان در برابر تبعیض و فساد اینقدر منفعل نبود آیا من و تو و بی بی سی و ایران اینترنشنال میدان دار میشدند؟
🔴 @ghabl_enghelab
Telegram
بایگانی قبل انقلاب
Forwarded from ساختارهای ایرانی Iranian structures
🌐 ساخت شناسی علم در ایران/ دکتر رضا داوری اردکانی: در زمانه بسته بودن راهها، تحول در نگاه به علم، شاید بتواند گشایشی به سوی راه دشوار و سنگلاخ مدرنیزاسیون باشد
🔹شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفت علم
🔹دکتر رضا داوری اردکانی فیلسوف و متفکر ایرانی و رئیس فرهنگستان علوم کشور
🔹سخن اولِ نشریه فرهنگستان علوم
🔹بخش چهارم
♦️ضرورت مدد اخلاق برای توسعه دانش و پژوهش
♦️جهان توسعهیافته بیشتر از آن جهت به اخلاق نیاز دارد که باید علاوه بر عمل، علم را نیز نجات دهد و از منحل شدن تام و تمامش در زندگی هرروزی جلوگیری کند. این جلوگیری شاید کاری بسیار دشوار باشد، اما پدید آمدن اندک تذکر به آینده نشانه آن است که غفلت سراسر وجود آدمی را فرانگرفته و همه روزنههای امید بسته نشده است.
♦️در جهان توسعهنیافته مدد اخلاق برای توسعه دانش و پژوهش یک امر ضروری است. این جهان علم آموخته است و میآموزد، اما نمیداند با آن، چه باید بکند. علم در جهان توسعهنیافته کم و بیش جای اشرافیت فکری قدیم را گرفته است.
♦️من با دانشمندانی بحث و گفتگو کردهام که شرف علم را بالاتر از این میدانستند که به کارکرد و کاربرد آن نظر کنند و حتی گاهی مرا که گمان میکردند علم را صرفاً کاربردی دانستهام و میدانم مستحق ملامت میدانستند.
♦️شاید آنها تفاوت میان کاربردی بودن علم و دگرگونساز بودنش را درک نمیکردند. علمی که صرفاً به ماده و موجودات قلمرو محسوس تعلق میگیرد هر چه باشد مطلوب بالذات و مایه اشرافیت فکری نمیشود. در اینجا الفاظی مثل حقیقت ممکن است اشخاص و حتی دانشمندان را به اشتباه بیندازد.
♦️پس علم را باید از سودای بیحاصل حقیقتجویی لفظی نجات داد.
♦️وظیفه اخلاقی دانشمند جهانِ توسعهنیافته تنها آموزش و پژوهش، آن هم هر پژوهشی که باشد نیست. در این جهان، آموزش و پژوهش باید که بتواند سیاست را راه ببرد یا مددکار آن باشد نه اینکه وسیلهای برای سیاست یا جزئی از آن شود.
♦️علم وقتی وسیله میشود دیگر نمیتواند پیوندی با حقیقت البته اگر از چنین پیوندی بتوان سخن گفت، داشته باشد. دانشمند جهان توسعهنیافته نباید علم را در کسب اطلاعات و نوشتن مقالاتی که نمیدانیم به کجا تعلق دارند و چه اثری بر وجودشان مترتب میشود محدود بداند، بلکه باید ببیند جهان پریشان و پراکنده او چه نیازی به علم دارد.
♦️و آیا علم میتواند ستونی شود که شئون دیگر زندگی حول آن گرد آیند؟
♦️شاید در زمانه بسته بودن راهها و افقهای عمل و نظر تحول در نگاه به علم بتواند گشایشی به سوی راه دشوار و سنگلاخ مدرنیزاسیون که متأسفانه اکنون تنها راه است باشد.
♦️در شرایط کنونی در فکر تحقق ایدهآل نمیتوان بود. جهان کنونی باید به مواظبت از درک و خرد خویش بپردازد. در جهاتی که به قول اورول، صلح و جنگ و آزادی و بردگی و عدل و ظلم و حتی دانایی و نادانی با هم اشتباه میشود. این مواظبت بیش از هر زمان ضرورت دارد.
♦️گاهی اگر بتوان چشم گشود و جزئیها و امور و اشیا در ظاهر پراکنده را در جای خود دید باید راضی بود و خدا را شکر کرد زیرا چشمها گاهی به جای اینکه اشیا را ببیند اشباح میبیند. خرد هم بزرگ را کوچک و کوچک را بزرگ و بیاهمیت را مهم، جزئی را کلی، کلی را جزئی، خاص را عام و عام را خاص و شکست را پیروزی و چه بسا که ذلت را عزت و انحطاط را پیشرفت مییابد و میانگارد.
♦️به مطالبی که مثلاً در نزاعهای سیاسی پیش میآید توجه کنیم، به جای اینکه برای آینده آب و نان و هوای کشور و در باب اخلاق و رفتار مردمان و بخصوص دستاندرکاران اندیشه کنند، هفتهها بحث میکنند که چرا حقوق فلان بیش از حقوق فلان است.
♦️اگر به فکر کشور و اخلاق و فرهنگ و دانش باشیم شاید به وجهی از تعادل در همه شئون برسیم ولی وقتی به مسائل فرعی مشغول میشویم فرصت و مجال پرداختن به اصلیترین امور از دست میرود و فروع هم به حال خود میماند.
♦️شاید هم در ناخودآگاه ما چیزی هست که موجب میشود از مسائل و امور اصلی بگریزیم و به مسائل و امور فرعی پناه ببریم و خود را مثلاً با این پندار راضی نگه داریم که از عدل و انصاف و حقوق بشر و … دفاع کردهایم.
♦️در شرایط کنونی هرکس که طالب عدالت و دوستدار آزادی است، باید نگران گسیختگیها و پریشانیها و از دست رفتن فرصتها و سرمایهها و تحقق نیافتن امکانها و سست شدن پیوندهای اجتماعی و از اعتبار افتادن ارزشهای اخلاقی باشد و مگر ممکن است ارزشهای اخلاقی و همبستگی اجتماعی نباشد و کوشش برای عدالت و آزادی ثمر بدهد.
#دکتر_رضا_داوری_اردکانی
#ساخت_شناسی_علم_در_ایران
#آیا_علم_میتواند_ستونی_شود_که_شئون_دیگر_زندگی_حول_آن_گرد_آیند؟
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفت علم
🔹دکتر رضا داوری اردکانی فیلسوف و متفکر ایرانی و رئیس فرهنگستان علوم کشور
🔹سخن اولِ نشریه فرهنگستان علوم
🔹بخش چهارم
♦️ضرورت مدد اخلاق برای توسعه دانش و پژوهش
♦️جهان توسعهیافته بیشتر از آن جهت به اخلاق نیاز دارد که باید علاوه بر عمل، علم را نیز نجات دهد و از منحل شدن تام و تمامش در زندگی هرروزی جلوگیری کند. این جلوگیری شاید کاری بسیار دشوار باشد، اما پدید آمدن اندک تذکر به آینده نشانه آن است که غفلت سراسر وجود آدمی را فرانگرفته و همه روزنههای امید بسته نشده است.
♦️در جهان توسعهنیافته مدد اخلاق برای توسعه دانش و پژوهش یک امر ضروری است. این جهان علم آموخته است و میآموزد، اما نمیداند با آن، چه باید بکند. علم در جهان توسعهنیافته کم و بیش جای اشرافیت فکری قدیم را گرفته است.
♦️من با دانشمندانی بحث و گفتگو کردهام که شرف علم را بالاتر از این میدانستند که به کارکرد و کاربرد آن نظر کنند و حتی گاهی مرا که گمان میکردند علم را صرفاً کاربردی دانستهام و میدانم مستحق ملامت میدانستند.
♦️شاید آنها تفاوت میان کاربردی بودن علم و دگرگونساز بودنش را درک نمیکردند. علمی که صرفاً به ماده و موجودات قلمرو محسوس تعلق میگیرد هر چه باشد مطلوب بالذات و مایه اشرافیت فکری نمیشود. در اینجا الفاظی مثل حقیقت ممکن است اشخاص و حتی دانشمندان را به اشتباه بیندازد.
♦️پس علم را باید از سودای بیحاصل حقیقتجویی لفظی نجات داد.
♦️وظیفه اخلاقی دانشمند جهانِ توسعهنیافته تنها آموزش و پژوهش، آن هم هر پژوهشی که باشد نیست. در این جهان، آموزش و پژوهش باید که بتواند سیاست را راه ببرد یا مددکار آن باشد نه اینکه وسیلهای برای سیاست یا جزئی از آن شود.
♦️علم وقتی وسیله میشود دیگر نمیتواند پیوندی با حقیقت البته اگر از چنین پیوندی بتوان سخن گفت، داشته باشد. دانشمند جهان توسعهنیافته نباید علم را در کسب اطلاعات و نوشتن مقالاتی که نمیدانیم به کجا تعلق دارند و چه اثری بر وجودشان مترتب میشود محدود بداند، بلکه باید ببیند جهان پریشان و پراکنده او چه نیازی به علم دارد.
♦️و آیا علم میتواند ستونی شود که شئون دیگر زندگی حول آن گرد آیند؟
♦️شاید در زمانه بسته بودن راهها و افقهای عمل و نظر تحول در نگاه به علم بتواند گشایشی به سوی راه دشوار و سنگلاخ مدرنیزاسیون که متأسفانه اکنون تنها راه است باشد.
♦️در شرایط کنونی در فکر تحقق ایدهآل نمیتوان بود. جهان کنونی باید به مواظبت از درک و خرد خویش بپردازد. در جهاتی که به قول اورول، صلح و جنگ و آزادی و بردگی و عدل و ظلم و حتی دانایی و نادانی با هم اشتباه میشود. این مواظبت بیش از هر زمان ضرورت دارد.
♦️گاهی اگر بتوان چشم گشود و جزئیها و امور و اشیا در ظاهر پراکنده را در جای خود دید باید راضی بود و خدا را شکر کرد زیرا چشمها گاهی به جای اینکه اشیا را ببیند اشباح میبیند. خرد هم بزرگ را کوچک و کوچک را بزرگ و بیاهمیت را مهم، جزئی را کلی، کلی را جزئی، خاص را عام و عام را خاص و شکست را پیروزی و چه بسا که ذلت را عزت و انحطاط را پیشرفت مییابد و میانگارد.
♦️به مطالبی که مثلاً در نزاعهای سیاسی پیش میآید توجه کنیم، به جای اینکه برای آینده آب و نان و هوای کشور و در باب اخلاق و رفتار مردمان و بخصوص دستاندرکاران اندیشه کنند، هفتهها بحث میکنند که چرا حقوق فلان بیش از حقوق فلان است.
♦️اگر به فکر کشور و اخلاق و فرهنگ و دانش باشیم شاید به وجهی از تعادل در همه شئون برسیم ولی وقتی به مسائل فرعی مشغول میشویم فرصت و مجال پرداختن به اصلیترین امور از دست میرود و فروع هم به حال خود میماند.
♦️شاید هم در ناخودآگاه ما چیزی هست که موجب میشود از مسائل و امور اصلی بگریزیم و به مسائل و امور فرعی پناه ببریم و خود را مثلاً با این پندار راضی نگه داریم که از عدل و انصاف و حقوق بشر و … دفاع کردهایم.
♦️در شرایط کنونی هرکس که طالب عدالت و دوستدار آزادی است، باید نگران گسیختگیها و پریشانیها و از دست رفتن فرصتها و سرمایهها و تحقق نیافتن امکانها و سست شدن پیوندهای اجتماعی و از اعتبار افتادن ارزشهای اخلاقی باشد و مگر ممکن است ارزشهای اخلاقی و همبستگی اجتماعی نباشد و کوشش برای عدالت و آزادی ثمر بدهد.
#دکتر_رضا_داوری_اردکانی
#ساخت_شناسی_علم_در_ایران
#آیا_علم_میتواند_ستونی_شود_که_شئون_دیگر_زندگی_حول_آن_گرد_آیند؟
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from دولت بهار
🔴 بازنگری در نظام تصميم گيری و سازماندهی سياسی كشور
📝 دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور سابق در بخش پایانی نامه تحلیلی و تحقیقی خود که در سی ام بهمن ماه 1396 در باره وضعیت سخت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور خطاب به مقام معظم رهبری ارسال گردید، بر ضرورت تعیین تکلیف نهادهای موازی و بازنگری در نظام تصمیم گیری کشور تاکید کرد و نوشت:
🔻 نظام تصمیم گیری مهم ترین عامل در کارآمدی یک سیستم حکومتی است.
🔻 نظام تصمیم گیری باید شفاف و دایره اختیارات و مسئولیت ها در آن تعریف شده باشد.
🔻 توازن در اختیار ومسئولیت و همافزایی شرط موفقیت یک نظام است.
امروز در نظام تصمیم گیری کشور عدم توازن اختیار و مسئولیت، عدم همافزایی، عدم وجود سلسله مراتب، وجود تصمیم گیریهای موازی در امر واحد و عدم شفافیت، موجب ناکارآمدی شده است. اختیارات در یک سو و مسئولیتها در سوی دیگر انباشته شده است.
🔻 این شرایط، امکان اخذ و اجرای تصمیمات بزرگ که کشور به شدت به آن نیازمند است را از همگان سلب نموده است.
🔻 از فوری ترین کارها برای اصلاح امور، اصلاح نظام تصمیم گیری بر مبنای منطق پذیرفته شده مدیریت است که پایه تمام اصلاحات در اقتصاد و سیاست و غیره خواهد بود.
🔻 دکتر احمدی نژاد همچنین بازنگری در سازماندهی سیاسی کشور را حائز اهمیت خواند و تاکید کرد:
بیش از سی سال دو جناح در فضای سیاسی کشور فعال بوده اند.
🔻 دو جناحی که فاقد برنامه معینی برای اداره کشور و نوعاً حافظ وضع موجود و مدیریت لحظه ای و روزمره هستند.
🔻 این دو جناح هرگز نتوانسته اند مطالبات مردم را تامین و برآورده سازند اما انرژی آرمانی و حقطلبانه مردم را مستهلک کرده اند.
🔻 نه کادری برای اداره کشور تربیت کرده اند و نه برنامه روشنی برای ساحات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ارائه نموده اند.
🔻 حاکمیت نیز با رسمیت دادن به این دو جناح عملاً اکثریت مردم را از پیگیری آرمانهای انقلاب محروم و آنان را در عمل مجبور به تبعیت از ساختار دو جناحی کرده است.
🔻 هر دو جناح در به وجود آمدن وضع فعلی مسئولند و باید پاسخگو باشند.
به کرات ثابت شده است که این دو جناح، ظرفیت لازم برای تجمیع اراده های عمومی و پاسخگویی به مطالبات آرمانی و حقوق اساسی مردم را ندارند و بیش از آنکه به دنبال ایفای تعهد به مردم و آرمانهای انقلاب اسلامی باشند به دنبال کسب قدرت بوده اند.
🔻 محدود کردن فضای سیاسی کشور و توده های مردم به دو جناح، مانعی بزرگ در راه شکوفایی استعدادهای آحاد مردم در عرصه اندیشه ورزی، مدیریت و انقلابی گری و لذا خلاف روح انقلاب و اصول متعدد قانون اساسی است.
🔻 لازم است بدون هر نوع محدودیت و یا انگ زدن های متداول، اجازه داده شود که آحاد مردم از حقوق قانونی خود و آزادی های مصرح در قانون اساسی بهره ببرند و بتوانند فعالیت های خود را تحت عناوین گوناگون سازماندهی نموده و انجام دهند. این امر، حتماً به نفع کشور است.
🔻 در آخرین بخش از نامه دکتر احمدی نژاد که سی ماه پیش خطاب به مقام معظم رهبری نوشته شد، بر ضرورت تاسیس دادگاه قانون اساسی تاکید شده و آمده است: متاسفانه در کشور ما تعدی از قانون اساسی هزینه ای ندارد. باید دادگاه عالی و مورد قبول مردم برای رسیدگی به تخلفات از قانون اساسی تاسیس و با متخلفین به شدت برخورد شود.
https://news.1rj.ru/str/dr_ahmadinejad/6813
🆔 @dolatebahar
📝 دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور سابق در بخش پایانی نامه تحلیلی و تحقیقی خود که در سی ام بهمن ماه 1396 در باره وضعیت سخت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور خطاب به مقام معظم رهبری ارسال گردید، بر ضرورت تعیین تکلیف نهادهای موازی و بازنگری در نظام تصمیم گیری کشور تاکید کرد و نوشت:
🔻 نظام تصمیم گیری مهم ترین عامل در کارآمدی یک سیستم حکومتی است.
🔻 نظام تصمیم گیری باید شفاف و دایره اختیارات و مسئولیت ها در آن تعریف شده باشد.
🔻 توازن در اختیار ومسئولیت و همافزایی شرط موفقیت یک نظام است.
امروز در نظام تصمیم گیری کشور عدم توازن اختیار و مسئولیت، عدم همافزایی، عدم وجود سلسله مراتب، وجود تصمیم گیریهای موازی در امر واحد و عدم شفافیت، موجب ناکارآمدی شده است. اختیارات در یک سو و مسئولیتها در سوی دیگر انباشته شده است.
🔻 این شرایط، امکان اخذ و اجرای تصمیمات بزرگ که کشور به شدت به آن نیازمند است را از همگان سلب نموده است.
🔻 از فوری ترین کارها برای اصلاح امور، اصلاح نظام تصمیم گیری بر مبنای منطق پذیرفته شده مدیریت است که پایه تمام اصلاحات در اقتصاد و سیاست و غیره خواهد بود.
🔻 دکتر احمدی نژاد همچنین بازنگری در سازماندهی سیاسی کشور را حائز اهمیت خواند و تاکید کرد:
بیش از سی سال دو جناح در فضای سیاسی کشور فعال بوده اند.
🔻 دو جناحی که فاقد برنامه معینی برای اداره کشور و نوعاً حافظ وضع موجود و مدیریت لحظه ای و روزمره هستند.
🔻 این دو جناح هرگز نتوانسته اند مطالبات مردم را تامین و برآورده سازند اما انرژی آرمانی و حقطلبانه مردم را مستهلک کرده اند.
🔻 نه کادری برای اداره کشور تربیت کرده اند و نه برنامه روشنی برای ساحات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ارائه نموده اند.
🔻 حاکمیت نیز با رسمیت دادن به این دو جناح عملاً اکثریت مردم را از پیگیری آرمانهای انقلاب محروم و آنان را در عمل مجبور به تبعیت از ساختار دو جناحی کرده است.
🔻 هر دو جناح در به وجود آمدن وضع فعلی مسئولند و باید پاسخگو باشند.
به کرات ثابت شده است که این دو جناح، ظرفیت لازم برای تجمیع اراده های عمومی و پاسخگویی به مطالبات آرمانی و حقوق اساسی مردم را ندارند و بیش از آنکه به دنبال ایفای تعهد به مردم و آرمانهای انقلاب اسلامی باشند به دنبال کسب قدرت بوده اند.
🔻 محدود کردن فضای سیاسی کشور و توده های مردم به دو جناح، مانعی بزرگ در راه شکوفایی استعدادهای آحاد مردم در عرصه اندیشه ورزی، مدیریت و انقلابی گری و لذا خلاف روح انقلاب و اصول متعدد قانون اساسی است.
🔻 لازم است بدون هر نوع محدودیت و یا انگ زدن های متداول، اجازه داده شود که آحاد مردم از حقوق قانونی خود و آزادی های مصرح در قانون اساسی بهره ببرند و بتوانند فعالیت های خود را تحت عناوین گوناگون سازماندهی نموده و انجام دهند. این امر، حتماً به نفع کشور است.
🔻 در آخرین بخش از نامه دکتر احمدی نژاد که سی ماه پیش خطاب به مقام معظم رهبری نوشته شد، بر ضرورت تاسیس دادگاه قانون اساسی تاکید شده و آمده است: متاسفانه در کشور ما تعدی از قانون اساسی هزینه ای ندارد. باید دادگاه عالی و مورد قبول مردم برای رسیدگی به تخلفات از قانون اساسی تاسیس و با متخلفین به شدت برخورد شود.
https://news.1rj.ru/str/dr_ahmadinejad/6813
🆔 @dolatebahar
Telegram
احمدینژاد.دات.آی.آر Ahmadinejad.ir
♦️ بازنگری در نظام تصميم گيری و سازماندهی سياسی كشور
🎙 بخشی از متن نامه تحلیلی، دقیق و موشکافانه دکتر احمدی نژاد خطاب به مقام معظم رهبری
۳۰ بهمن ۱۳۹۶
#فایل_صوتی
🆔 @dr_ahmadinejad
🎙 بخشی از متن نامه تحلیلی، دقیق و موشکافانه دکتر احمدی نژاد خطاب به مقام معظم رهبری
۳۰ بهمن ۱۳۹۶
#فایل_صوتی
🆔 @dr_ahmadinejad