گفتمان جريان سوم – Telegram
گفتمان جريان سوم
110 subscribers
2.61K photos
806 videos
36 files
1.4K links
اين كانال صرفن براي گفت و گو جهت امكان سنجي ايجاد جريان سوم فكري، فرهنگي و اجتماعي در سپهر عمومي ايران با احترام به قوانين تاسيس گرديده است.
ارتباط با ما:
@News_Administrator
Download Telegram
تاملی در باب اندیشه های آیت الله طالقانی

هر اندیشمندی در سنتی میاندیشد و هر سنت فکری ی دارای مجموعه ای از "مسئله ها" و "پرسش ها" و "دغدغه ها" می باشد که به نوعی به آن ژانر فکری هویتی مستقل از دیگر مکاتب و سنت های فکری می دهد. طالقانی نیز از این قاعده مستثنی نیست اما پرسش اینجاست که ژانر فکری او چیست؟ طالقانی چه کلان پرسش هایی داشت و مبتنی بر چه مسئله هایی به سراغ قرآن و جامعه و اندیشه دینی رفت؟ به نظر من، طالقانی سه مسئله عمده داشت که در سه مفهوم "استعمار" و "استبداد" و "استحمار" خلاصه می شد. او بر این باور بود که جهان اسلام در عالم معاصر از سه درد مزمن رنج می برد و هر کدام از این سه ضلع تثلیث به نوعی انسان ایرانی را (که جزیی از جهان اسلام است) به بند کشیده است و او را از موهبت اختیار و آزادی و بسط وجودی و قسط اجتماعی و تعاون سیاسی محروم کرده است. اما نکته اینجاست که چگونه می توان انسان معاصر ایرانی را رهایی بخشید؟‌ یکی از دعواهای بنیادین در عالم معاصر اسلامی نسبت دین و تجدد بوده است و طالقانی با بازخوانی روایت علامه نائینی در کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله نشانه گذاری معناداری کرد و نشان داد که نسبتش با مقوله قدرت از منظر سنت شیعی چیست و حکومت را چگونه مقوله بندی می کند. به عبارت دیگر، برای مهار استبداد و قدرت استبدادی، طالقانی خوانش نائینی را برآمده از "متن سنت شیعی" می داند و راه مهار استبداد را باز-گشت به این سنت فکری می پندارد. مسئله دیگری که اراده ملل اسلامی را به زنجیر کشیده است "استعمار" است که به تنهایی نمیتواند به اهداف خویش برسد بل نیازمند نوعی "تحول فرهنگی" است که از آن طریق روحیه آزادیخواهی ملت ها را درهم شکند و در کشورهای اسلامی این دین است که از طریق آن هم می توان به رهایی رسید و هم می توان آن را دستمایه استحمار ملل اسلامی کرد. او در نهضت ملی به رهبری دکتر مصدق و اختلافاتی که بین رهبران مذهبی و سیاسی افتاد به فراست دریافت که مذهب چگونه می تواند علیه اهداف ملی مورد استفاده استعمار و استبداد قرار گیرد. از آن روی بود که در ایام زندان دست به تفسیر قرآن زد تا بتواند "پرتوی از قرآن" را بر جامعه بتاباند و به ایرانیان بگوید که دال اصلی قرآن آزادی و قسط و تعاون در جامعه است و اگر انسان از این مولفه ها تهی گردد و جامعه خالی از این عناصر سازنده حیات جمعی بگردد آنگاه زیست انسانی دچار خطرات بنیادین می گردد و بهمین دلیل بود که به همان اندازه که نظام سرمایه داری را نقد می کرد به مراتب سخت تر نظام کمونیستی شوروی را نیز به باد انتقاد می گرفت و می گفت در جایی که آزادی نباشد و صرفاً مایحتاج جسمی انسان فراهم گردد آن جامعه مبتنی بر قسط نیست بل "قفس حیوانی" است و انسان در قفس می میرد. به سخن دیگر، اندیشه طالقانی تلاقی نظر و پراکسیس است و تفسیری که او از دین ارائه می دهد مبتنی بر اصل فلاح فردی و رهایی بخشی جامعوی است و این فلسفه ای است که انسان امروز بس تشنه آن است و ایران فردا در انتظار آن.



سیدجوادمیری

@seyedjavadmiri
Forwarded from راه سوم
🅾️انتقاد از قیم مآبی شورای نگهبان به خبرگزاری سپاه رسید

خبرگزاری ارزشی و اصوالگرای تسنیم و وابسته به سپاه در انتقاد از طدح جدید مجلس برای انتخابات ریاست جمهوری نوشت:

طرح «اصلاح قانون انتخابات ریاست‌جمهوری» حیرت‌انگیز و پوست خربزه‌ای زیر پای شورای نگهبان و حاکمیت است

این طرح معانی بسیار نامطلوبی را در اذهان ایجاد می‌کند

برخی بند‌های آن غیرعاقلانه و بعضی دیگر غیرممکن است

چنین طرحی این ذهنیت را می‌سازد که شورای نگهبان آنچه که باید مردم بررسی می‌کردند را به عهده گرفته

با این طرح تمام اقدامات روسای جمهور بعدی به پای شورای نگهبان نوشته خواهد شد

اگر این طرح تصویب شود زمین حاصلخیزی برای تبلیغ نمایشی بودن انتخابات فراهم خواهد شد

📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️

📢@rahsevom
Forwarded from راه سوم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️پیش به سوی نخست وزیری!

در سر نمایندگان مجلس چه می گذرد؟ از اصلاح قانون انتخابات تا نظام پارلمانی

📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️

📢@rahsevom
جریان سوم شهروندی و فرمان مدنی

#صفحه_یک
#یادداشت
#مسعد_سلیتی

📝 جریان سوم شهروندی جریان حقوق عمومی با محوریت شهروند که بر اساس حقوق بشر و شهروندی بنیان گذاری شده و دارای تعریف،اهداف،اصول وارکانی است که در پی ترویج مفاهیم حقوق بشر و شهروندی به گفتمانی غالب در منظومه فکری ،سیاسی،اجتماعی و اخلاقی شهروندان ایرانی، پذیرش جمعی ضرورت حاکمیت این حقوق،ایجاد فرهنگ حقوق بشر و شهروندی و النهایه تحقق دولت حقوقی است که همگان به یمن آن،حقوق و آزادی های خویش را کسب،تثبیت و متمتع شوند.فرمان مدنی جریان سوم شهروندی بیان،تثبیت وحصول حقوق بشر و شهروندی است که همه شهروندان علی‌رغم تفاوت های جنسیتی ،نژادی،دینی،مذهبی، قومیتی،زبانی،عقیده سیاسی و با فرهنگ‌های مختلف حقوق خود را در آن مشاهده و از آن بهره مند شوند.

متن کامل را در Instant View یا با کلیک روی تیتر بخوانید

🔽🔼🔽🔼🔽🔼🔽🔼🔽🔼🔽🔼

🆔 @HamdeliNews👈عضویت
Forwarded from راه سوم
📒📒📒این چنین شیری خدا خود نافرید!

محمد فاضلی

طرحی با عنوان «اصلاح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران» از سوی برخی نمایندگان به مجلس ارائه شده است. مشخصاتی برای داوطلب ریاست جمهوری در این طرح ذکر شده که محیرالعقول است، نشانی از سقوط ظرفیت علمی، سیاسی و نادیده گرفتن خرد. طرح به دنبال رئیس‌جمهوری است که به قول مولانا «این چنین شیری خدا خود نافرید».

برخی مشخصات داوطلبان

بهره‌مندی از اطلاعات لازم در حوزه اعتقادات و اصول دین و مذهب در حد «اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع»

توانایی علمی در پاسخگویی به شبهات و تهدیدات در حوزه موضوعات دینی و مذهبی

احساس مسئولیت نسبت به امور دینی مردم و ترویج ارزش‌های دینی در جامعه از جمله انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر

آرمان‌خواهی با در نظر گرفتن واقعیت‌ها

توانمندی جسمی و روحی و نیز نشاط کاری لازم جهت انجام وظایف و مسئولیت‌ها و برخورداری از روحیه تکلیف‌مداری و مدیریت جهادی و انقلابی

توان نظارت بر پیگیری امور به طور مستمر و برخورداری از سعه صدر در پیشبرد اهداف و تعامل با دیگران

اعتقاد راسخ به قانون‌گرایی و پایبندی به قوانین و مقررات به همراه نظم‌پذیری و انضباط در عملکرد

شایسته‌گزینی و داشتن روحیه کارگروهی و توانایی کادرسازی و هماهنگی و کارآمدسازی ساختارها به همراه به‌سازی آنها

ساده‌زیستی و پرهیز از اشرافی‌گری از جمله دقت و حساسیت نسبت به استفاده از بیت‌المال و حفظ آن

مشورت‌پذیری و نقدپذیری در انجام وظایف و مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی نسبت به اقدامات و عملکرد خود

شناسایی به موقع مسائل و ضرورت‌های مورد نیاز کشور و اولویت‌بندی امور

توانایی تحلیل مناسب وضعیت موجود و برنامه‌ریزی جهت آینده

داوطلبان ریاست جمهوری موظفند به هنگام ثبت برنامه‌ مکتوب خود را مبتنی بر اسناد بالادستی از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سیاست‌های کلی نظام در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ارائه نمایند.

داوطلبان ریاست جمهوری موظفند برای هر یک از حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بین‌المللی و امنیتی، دفاعی حداقل یک نفر (مجموعا ۵ نفر) به عنوان مشاور به هنگام ثبت‌نام معرفی نمایند. در صورت لزوم ارزیابی برنامه‌ داوطلبان از طریق مصاحبه با مشاوران موضوع این ماده توسط شورای نگهبان انجام می‌پذیرد.

شورای نگهبان می‌تواند به منظور احراز شرایط داوطلبان ریاست جمهوری ... داوطلبان واجد شرایط اولیه را حسب مورد جهت انجام مصاحبه تخصصی، آزمون و ارزیابی توانمندی افراد همکار و برنامه پیشنهادی دعوت نماید.

چند سؤال

یک. اطلاعات لازم در «حد اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع» چقدر است؟ کسی که عمرش را برای رسیدن به این حد از تخصص صرف کرده باشد، اصلاً وقت داشته دانش و مهارت لازم برای ریاست جمهوری را کسب کند؟

دو. طراحان طرح از خودشان پرسیده‌اند رئیس‌جمهور در کارهای اصلی‌اش یعنی نقش‌اش در جلسه کابینه، شوراهای عالی، دیدار با مقامات کشورها و ساماندهی امور کشور چقدر کارش «اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع» و «پاسخگویی به شبهات و تهدیدات در حوزه موضوعات دینی و مذهبی» است؟

سه. صفات ذکرشده برای داوطلبان از قبیل «آرمان‌خواهی با در نظر گرفتن واقعیت‌ها»، «روحیه تکلیف‌مداری»، «مشورت‌پذیری»، «توانایی تحلیل آینده»، «توانایی شناسایی ضرورت‌های مورد نیاز کشور و اولویت‌بندی امور»، «داشتن روحیه کارگروهی و توانایی کادرسازی و هماهنگی و کارآمدسازی ساختارها به همراه به‌سازی آن‌ها»، «نظم‌پذیری» و «سعه صدر» داوطلبان را چگونه می‌سنجید؟ چه کسی می‌سنجد؟ مگر اولویت‌ها برای همه یکسان است که اولویت‌بندی خوب از بد را تشخیص بدهید؟ اولویت‌های مردم کجای این طرح است؟

چهار. اگر شخصی با این همه خصایص مثبت پیدا شود (شیری که بعید می‌دانم خدا آفریده باشد) آن‌وقت آن کسانی که قرار است برنامه او را بررسی کنند، صلاحیت‌اش را تأیید کنند، از مشاوران و خودش امتحان بگیرند و مصاحبه کنند، نباید انسان‌های فرازمینی فراتر از او باید باشند؟

پنج. جایگاه مردم در دیدن و ارزیابی برنامه داوطلبان چیست؟

شش. بقیه کشورها که امورشان به‌سامان است، رؤسای جمهوری با این مشخصات دارند؟

خواهش و استدعا

استدعا و خواهش داریم نظر به این‌که این طرح درباره ریاست جمهوری کشوری به نام ایران است و ملت ایران قرار است ابرمردی با مشخصات مذکور را برای مدیریت خود برگزینند، طراحان قانون به گونه‌ای آن‌را تدوین کنند که واژه‌های «ملت»، «حقوق ملت»، «منافع ملی»، «ملی»، «ایرانیان»، «توسعه»، «دموکراسی»، «مردم‌سالاری» و «جمهوریت» نیز در متن قانون وجود داشته باشد.

📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️

📢@rahsevom
🛑 آیا می دانید

🔹 پروژه مخرب کمربند جنوبی برای رفاه حال شهروندان و زائرین و به متظور جلوگیری از تخریب بیشتر ارتفاعات جنوبی به " کوه پارک" تبدیل شد

🔹و اجرا بخش های دیگر این پروژه مخرب با خردجمعی ، توسط شورای شهر به اعلام نتیجه مطالعات محیط زیستی موکول گردید

🛑حال باید شهردار شهر مشهد پاسخ دهند چرا معاون ترافیکی و حمل و نقل شهرداری منتظر نتیجه مطالعات نبوده و در حال اجرای فازهای دیگر این پروژه مخرب است؟؟!!!

⭕️مدیرکل اداره کل حفاظت محیط زیست و
⭕️معاون دادستان در پیشگیری از وقوع جرم و حفظ و احیا حقوق عامه این مطالبه مهم قانونی و مردمی را پیگیری نموده از اجرای فازهای دیگر این پروژه مخرب جلوگیری نموده
و با متخلفین برخورد قانونی نمایند!

@NGOKhorasanR👈
چشم انداز ایران را چگونه می بینم؟

من آمار دقیق در دست ندارم ولی روشی برای تجزیه و تحلیل دارم که می تواند تا حدودی مرا در فهم پدیده های جامعوی کمک کند. واحد تحلیل من مبتنی بر "تجربه زیسته" در جامعه ایران است که توسط "نهاد دولت" (به معنای State) مدیریت می گردد. یک دهه پیش هنگامیکه حقوق دریافت می کردم دریافتی ام یک میلیون تومان بود که معادل (تقریباً) هزار و هفتاد دلار در سال ۱۳۸۸ بود. امروز هفت میلیون دریافتی ام است که با احتساب دلار ۲۵ هزار تومان میشود ۲۸۰ دلار و این یعنی اینکه در یک دهه ارزش پول ملی ۲۵ برابر ضعیف تر شده است. اگر با همین فرمان مدیریت کشور حرکت کند طی یک دهه یعنی در ۱۴۱۰ قیمت دلار (نه ۲۵ برابر بل) ده برابر دیگر بالاتر برود آنگاه ارزش هر دلار معادل ۲۵۰ هزار تومان بشود بنیه اجتماعی ایران خیلی وحشتناک تر از اکنون خواهد شد یعنی درآمد میانگین ایرانی ها در ماه به ۳۰ دلار در ماه برسد. آیا چنین وضعی ممکن است؟ به نظرم مبتنی بر تجربه زیسته در جامعه ایران می توان چنین روندی را متصور شد؛ زیرا در طی یک دهه گذشته وضع جامعوی ما چنین روندی را طی کرده است و بعید است که در آینده هم دگرگونی بنیادینی رخ دهد. چرا؟ به نظرم یک دلیل عمده برای چنین پیش بینی این است که ایران بازار مناسبی برای اقتصادهای بزرگ جهانی خواهد بود ولی شرکت های فراملیتی که در آینده به سوی این بازار خواهند آمد حاضر نیستند که دستمزد ۱۰۰۰ دلاری به نیروی کار ایرانی بدهند ولی در یک دهه آینده با خرد شدن طبقه متوسط و پایین رفتن سطح توقع عمومی جامعه و کاهش فرهیختگی و افزایش شکاف بین غنی و فقیر و رقابت شدید برای "زنده ماندن" نیروی کار ایرانی حد انتظار خود را در تقسیم کار جهانی چنان پایین خواهد آورد که ۳۰ دلار در ماه حد اعلای آمال او خواهد شد. به سخن دیگر، خواسته یا ناخواسته و دانسته یا نادانسته نهاد دولت به سمت سیاستگذاریهای شرکت های فراملیتی در حال حرکت است و بقیه صحبت ها صرفاً "روبنا" می باشد.


سیدجوادمیری


@seyedjavadmiri
Forwarded from راه سوم
🅾️اینقدر بیهوده نگران نباشید!

🗣احمد زیدآبادی، فعال سیاسی:

تغییرِ نظام نیمه‌ریاستی کنونی به نظام پارلمانی یا به عبارتی تبدیل ریاست جمهوری به نخست‌وزیری، به نظرم آخرین چیزی است که برخی فعالان سیاسی در ایران باید نگران آن باشند!

چنین تغییری در در درجۀ نخست، نیازمند اصلاح قانون اساسی و برگزاری همه‌پرسی برای تصویب آن است، دو موضوعی که بسیار دور از چشم‌انداز کنونی است و بخصوص مورد دومی، مخاطرات بالقوۀ بسیاری برای حامیان چنین طرحی در بر دارد.

از این گذشته، تبدیل ریاست جمهوری به نخست‌وزیری اگر به انگیزۀ انسجام درون‌حکومتی و ثبات سیاسی بیشتر مد نظر باشد، در این شرایط دقیقاً نتیجۀ عکس خواهد داد. نظام پارلمانی با ثبات و حتی با ثبات نسبی، مستلزم حزبی شدن انتخابات و وجود احزاب قوی و فراگیر و کارآمد است که در کشور ما اثری از آنها یافت نمی‌شود!

با توجه به نحوۀ برگزاری انتخابات در ایران و نوع ترکیب پارلمان، به فرض حذف مقام ریاست جمهوری و جایگزینی نخست‌وزیری به جای آن، من از هم اکنون چشم بسته اطمینان می‌دهم که هیچ فردی بیش از دو - سه ماه در این پست دوام نخواهد آورد زیرا نمایندگانی که ما می‌شناسیم برای پیشبرد مقاصد فردی و محلی خود، تیغ تیزِ رأی عدم اعتمادشان به نخست وزیر همواره بالای گردن آن بخت برگشتۀ احتمالی آخته خواهد بود به طوری که او حتی لحظه‌ای آسایش و آرامش خاطر برای انجام هر کاری چه درست چه غلط نخواهد داشت! / اصلاحات نت



📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️

📢@rahsevom
Forwarded from دولت بهار
🔴 رئیس مرکز وکلای قوه قضاییه از حذف انحصار وکالت در دادگاه های جرائم اقتصادی خبر داد

@dolatebahar
Forwarded from قبل انقلاب
📝 "یکی از دوستان آقای پناهیان نمونه خروار"

♦️در بررسی شرکت‌های اقماری آقای نورمفیدی که بیش از ۴۰ سال از امام جمعه بودنش می‌گذرد به یکی از عروس‌های ایشان برخوردم به نام سرکار خانم #الهام_موحدی که همسر فرزند ارشد ایشان است و در چندتا از شرکت‌های پدرشوهر عضو هیات مدیره است.

♦️مثلا به این شکل که همسرش مصطفی نورمفیدی رئیس هیات مدیره شرکت "شایان راه گلستان" است. بعد به نمایندگی از شایان راه، همسر خودش را معرفی کرده و سرکار خانم #الهام_موحدی عضو هیات مدیره شرکت "راش بینه گرگان" شده است. در بررسی متوجه شدم ایشان خواهر آقای #علیرضا_موحدی معروف است.

♦️ آقای #علیرضا_موحدی یکی از متهمین پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان بود که با بدهی چند صد میلیاردی به بانک سرمایه از کشور گریخت. بعضا در رسانه‌ها اسمش با عنوان آقای "میم" آمده است. همیشه برایم نحوه خروج از کشور وی و متواری شدنش قابل تامل بود. اینکه چه کسانی از وی حمایت کرده‌اند و...

♦️ با پیگیری اموال و املاک و دارایی‌ موحدی نکته‌ای که توجهم را جلب کرد این بود که ایشان به چندین نفر از منبری‌های مشهور دفتر و واحد آپارتمان داده بود. عجیب اینکه فهمیدم قبل از خروج از کشور، بعنوان بانی و خیر، مدتها بخشی از هزینه‌های یک حوزه علمیه در غرب تهران را هم داده است.

♦️بچه‌هایی که با آقای پناهیان کار می‌کنند حتما به موسسه‌ای که با آقای شاه آبادی راه انداخته بودند و دفترشان در خیابان ششم گاندی بود رفت و آمد داشته‌اند. این دفتر در یک طبقه از ساختمانی به نام #فدک بود که امروز کل ساختمان بعنوان بخشی از املاک موحدی توسط قوه قضائیه توقیف شده است.

♦️حوزه علمیه‌ای که موحدی خرجش را می‌داد هم حوزه علمیه دارالحکمه واقع در مرزداران است که تحت مدیریت آقای #پناهیان است.
امثال آقای موحدی البته یکی دو تا نیستند. رعیت‌ها و موحدی‌ها و هدایتی‌ها و ریخته گران‌ها و انصاری‌ها دارند کل فضای هیئات و منبر و مداحی را می‌بلعند.

♦️سطح پولشویی و فسادی که بدهکاران بانکی دارند با خرج حوزه دادن و خرج منبری دادن رقم می‌زنند تاریخی است. با توجیه ساده #کروبی_وار که ما هدیه و هبه می‌گیریم و مابقی‌اش به ما ربطی ندارد این حجم از بی مبالاتی در حشر و نشر با مفسدین رخ داده که در تاریخ تشیع بیسابقه است.

♦️آقایانی که هیچ رحم و مروتی به اموال مردم ندارند و به کارگرهای خودشان ۶ ماه به ۶ ماه هم حقوق نمی‌دهند احتمالا برای رضای خدا به کسی آپارتمان نمی‌دهند و خرج حوزه علمیه نمی‌کنند. به فرض که مثلا آقای موحدی هیچ توصیه و تلفن و خدماتی هم دریافت نکرده باشند، که حتما اینطور نیست ولی من فکر می‌کنم صرفا حشر و نشر با این افراد و گرفتن لقمه از دست‌شان روی ذهنیات و فضایی که یک منبری در آن تنفس می‌کند موثر است و در دغدغه‌هایش به وضوح می‌شود رگه‌هایش را دید. آنهمه آیات و روایات برای تحذیر از همسفره شدن با هرکسی و بی مبالاتی در گرفتن هدیه هم بی حکمت نیست.

♦️سربسته اینکه حساسیت معروف‌ترین منبری‌ها و مداح‌ها روی این هدایا به شدت پایین آمده و ارتباطات عجیبی پیدا کرده‌اند. طرفداران متعصب‌شان هم هرگونه نقد اینچنینی را یحتمل برنمی‌تابند. ولی در امر به معروف و نهی از منکر نباید تعارف کرد. مهمترین دارایی ۱۴۰۰ ساله دارد بلعیده می‌شود.

♦️به جز وجاهت سازی مذهبی برای مفسدین فراموش نکنیم چپ‌های خط امامی با آن روحیات عدالتخواهانه و استکبارستیزانه یک شبه لیبرال نشدند و از سرمایه‌داری دفاع نکردند.
بخشی از تحلیل ادبیات آدمها را باید در تغییر اتمسفر زندگی و اطرافیان‌شان و انتظاراتی که اطرافیان‌شان از ایشان دارند جست.

🔹ورق بزنید و این عکسها را ببینید.

🔴 @ghabl_enghelab
Forwarded from دانشگاه ما
🔴یادداشتی پیرامون افزایش هزینه‌های دانشگاه

🔺در روزهای اخیر در کنار خبر فراهم شدن امکان‌هایی برای حضور دانشجویان در دانشگاه و خوابگاه‌ها، همزمان، خبر افزایش اجاره‌بها، پول غذای دانشجویی و تاکید بر استفاده از سلف‌های خودگران در اخبار وجود داشت تا ذهن دانشجویان را نسبت به افزایش ۲۵ درصدی هزینه‌ها آماده کند!

دانشجویانی که اکنون بنابر بی‌تدبیری مسئولان و سردمداران، از وجوه مختلف زندگی خود محروم مانده‌اند. فضاهای دانشگاه و خوابگاه‌ها اجاره داده می‌شوند اما دانشگاه امکان فراهم آوردن ضروریات برای حضور دانشجویان و تضمین سلامت آنها را ندارد و مدام از زیر آن شانه خالی می‌کند، آموزش مجازی بی‌کیفیت است و در دسترس همگان نیست، فشار اقتصادی در این ماه‌ها چندین و چند برابر شده است و با همه‌ی این اوصاف، همچنان دانشگاه‌ها فکر می‌کنند که چگونه دانشجویان را بیشتر بچاپند!

🔺افزایش سرسام‌آور شهریه‌های مقاطع مختلف و افزایش هزینه‌های رفاهی خون دانشجویان را بیشتر از قبل در شیشه خواهد کرد، چیزی که قرار است با مانور دادن بر مساله‌ی وام‌های دانشجویی و هزینه‌هایی که کرونا برای دانشگاه در پی دارد (مثل تخصیص اتاق‌های تک‌نفره و تهیه‌ی پک‌های غذا) به قول معروف «ماست‌مالی» شود.

در عین حال که خود دانشجو باید تعهد بدهد که سلامتی‌اش حفظ می‌شود تا در دانشگاه و خوابگاهش راهش بدهند، هزینه‌های مربوط به رعایت احتمالی مسائل بهداشتی را هم بر عهده دارد. این معنای دقیق حمایت از دانشجو است!

🔺شیوع کرونا شرایط زیست ما و تقریبا همه چیز را تغییر داده است. تعطیلی دانشگاه نیز در پی شیوع این بیماری، مواجهه‌ی دانشجویان با افزایش هزینه‌ها، اعتراضات به پولی‌شدن هرروزه‌ی آموزش و حضور در فضاهای فیزیکی را تغییر داده است. اما این شرایط پاسخ‌های مناسب خودش را ایجاب خواهد کرد و می‌توانیم از خودمان بپرسیم که دانشجویان چگونه می‌توانند به بازپس‌گیری فضاهای دانشگاهی و رساندن صدای اعتراض خود، متناسب با شرایط، فکر کنند؟

@Daneshgah_ma

rb.gy/fknaph
Forwarded from جمهورى سوم
بارداری در غیبت همسران
درباره تلاش مردانه برای انکار «عمل بدنمندانه زنانه»


🔺مدتها طول کشید که بفهمم نگاه مردان و زنان به «عمل» دو جور است: ما مردان به اصل گرفتن ذهن و استثمار بدن عادت کرده‌ایم. ما بدن خویش را انکار می‌کنیم و آنرا به ابزاری برای ذهن خودمان تبدیل کرده‌ایم. سالها درباره تکنولوژی و تکنیک تأمل کردم و حتی مجموعه مقالاتی هم درباره «فرهنگ و تکنولوژی» گردآوری و چاپ کردم اما مدتها طول کشید تا متوجه شوم‌ کل این نگاه تکنیکی‌ یک فرض مردانه است. ما مردان کار را چنین تعریف می‌کنیم: غایاتی ذهنی که بوسیله بدن اجرا می‌شود. همینجا یک دوگانه ارزشی مردانه خلق می‌شود: کارهای ذهنی که ارزش بالاتر را دارند و کارهای یدی و بدنی که ارزش پایینتر‌ را. جامعه انسانی هم بر اساس جهان‌بینی مردانه دو طبقه می‌شود: حاکمان ستادی با دستها و قلبهای بی‌خاصیت ولی‌مغزهای قوی و خصائل مردانه منطق و خشونت؛ و حکومت شوندگان صف با دستها و قلبهای هنری و مغزهای ضعیف و خصائل زنانه احساسات و دوستی.

🔺اما زنان به شیوه دیگری به عمل می‌نگرند. از پیامدهای کرونا یکی این بود که بر خلاف دو‌دفعه قبل در خانه بودم و ارتباط نزدیکتری‌ با مسائل بدنی و دشواری‌های نه ماه بارداری همسرم پیدا کردم. زنان به جهان ‌از منظر موقعیت بدنیشان می‌نگرند و نه‌تنها دوگانگی ذهن و بدن و استثمار بدن‌ توسط ذهن در آنها نیست، بلکه عمل آنها به شدت وجودی و بدنی است و بارداری و زایمان و شیردهی یکی از آن محوری‌ترین تجربیات وجودی و‌ عمری زنان است. تجربه‌ای که یک مقطع نیست، بلکه یک رشته بلند است که از ابتدایی‌ترین تمایلات و‌رؤیاهای دخترانه تا عادات بدنی ماهانه، تصور زنان از بدن خود، لذت جسمی و معنوی، زیبایی‌شناسی و جهان‌بینی زنانه، خیالات آنها درباره آینده و ارزیابی آنها در گذشته را به هم مرتبط کرده و شکل می‌دهد.

🔺اما مع‌الاسف مردان و ساخت مردانه تمایل دارد که این لحظات بزرگ را بعنوان «کار کثیف» انکار کند. این مساله برای خود من هم وجود داشت: در دو‌ زایمان قبلی همسرم من تنها از بیرون مشغول کارهای ستادی بیمارستان بودم و اصلا در صحنه حضور نداشتم. حتی در چند روز‌‌ اول هم در توافقی نانوشته میان پدرها و مادرزن‌ها مرد فقط به شکلی نمایشی‌ در تمیزترین حالات ممکن (که یکی از صدتاست) از نوزاد خود بازدیدی مدیریتی می‌کند و‌ دوباره با واگذار کردن امور کثیف بدنی به زنان به سر کار خود می‌رود.


🔺اما اینبار ماجرا برای من فرق داشت. در بلوک مراقبت از‌ زنانی که به تازگی وضع حمل کرده بودند، من تنها مردی بودم که شب اول همراه همسرش بود و این باعث شد به جای انکار دردهای همسرم به عنوان یک مقطع ضروری داخل پرانتز،‌ حداقل بکوشم درک‌ بهتری از آن پیدا کنم.

🔺اکنون فکر میکنم‌ جستجوی طولانی مدتم برای یافتن آلتزناتیوی برای تکنیک به نتیجه رسیده است و آن عمل بدنمندانه زنانه است: نوعی رقص باشکوه و زیبا و عاشقانه با تمام وجود و بدن، اما غیر قهرمانانه ‌و غیر نمایشی و پر از درد و رنج و البته لذتی که از قدرت معجزه‌وار زایایی برمی‌خیزد. در سنت مطالعاتی که به این موضوع پرداخته و من هم به آن تعلق خاطر دارم یعنی مارکس و هایدگر و هانا آرنت، سرمایه‌داری، افلاطون و متافیزیک یونانی و دولت بعنوان سه متهم ردیف اول تحقیر عمل وجودی-بدنی و استحاله آن به نوعی زحمت پرولتری و ازخودببگانه (بویژه در دو شکل کارگری و خانه‌داری) معرفی می‌شوند. با اینکه هر سه آنها به دنبال نجات دادن عمل از اسارت سرمایه‌داری و فلسفه، و احیای ارزش عمل وجودی بودند به گمان من به این ظرفیت عظیم زنانه توجهی نیافتند.

🔺تنها بعنوان یک اتود پژوهشی ناتمام باید بگویم که این مسأله به میزان زیادی متأثر از ریشه های الهیاتی است و با مقایسه میان زهرا و زینب در اسلام و‌ مریم در مسیحیت می‌توان فهمید که عمل زنانه تا چه میزان در اسلام بر خلاف مسیحیت، در عین مادرانگی و روزمره بودن، سیاسی است. به هرحال همانطور که در درباره «حماسه‌ زنانه زینبی» نوشتم، این تصور فانتزی از حماسه ‌و قهرمانی پاک و پیروز ابرمردان را که روی دوش استثمار هزاران سیاهی لشکر محذوف بنا شده باید کنار گذاشت و به حماسه روایت نشده و هرروزه زنان در زنده‌گی بازگشت: عمل زنانه‌ای که جوهره اصلی زنده‌گی است و لاشه تمدنی مردانه در ساختار کنونی با انکار و استثمار آن برپای ایستاده است.
Forwarded from صدای ملت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽‏«این خطرناکترین تحمیلات است که آنچه از طرف خدا نیست را بنام خدا بدست و پای مردم ببندند و حق اعتراض و انتقاد را از آنها بگیرند. #‎استبداد زیر پرده‌ی دین را کنار بگذارید و بیائید با مردم.»

۱۹ شهریور ۴۱ سال پیش و دو روز پس از این سخنرانی آیت الله ‎طالقانی درگذشت. این آخرین نمازجمعه مرحوم طالقانی بود و امروز سالگرد ارتحال ایشان

#صدای_ملت
🌐 @sedayemellat
Forwarded from سیدمجیدحسینی
🔻

🔹️ ما می‌گوييم:
تبعيض عليه مدرسه دولتی‌ها، بی‌پولها، مناطق محروم و... را كم كنيد؛ شما می‌رويد تبعيض جنسيتی را هم به تبعيض پولی اضافه می‌كنيد؟

برداشتن عكس دختران از روی جلد رياضی دبستان، درست كردن دعوای جديد و فيک نيست به خاطر اينكه دعوا از مدرسه خصوصی و مافيای كنكور و بی‌كلاسی بچه‌های محروم و معلمان مورد تبعيض خارج شود؟

🔸️ باز می‌‌خواهيد دعوای فيک درست كنيد، دعوای اصلی رانت و نابرابری فراموش شود؟
بی‌بی‌سی تيتر يک بزند، شما هم كنكور و آموزش بی‌عدالتی و... را بی‌جواب بگذاريد برويد دعوای فيک؟

عدالت جنسيتی، مثل همه شاخه‌های عدالت، بنيادی و دينی و قانونيست؛ بچه زرنگ‌ها! دعوای جديد درست كرديد؟

#عدالت
#مافيا #پول


🌐 @majidhosseini58
⭕️ آقایان هدیه قبول نکنید!

🖌 استاد محمد رضا حکیمی

❇️امام‌علی «ع» می فرماید:
شب هنگام کسی به دیدار ما آمد، با ظرفی سرپوشیده از حلوا، چنانش ناخوش داشتم که گویی زهرمار بر آن ریخته‌اند.

🔸گفتم: هدیه است یا زکات، یا صدقه -که گرفتن آن بر ما حرام است-؟

▪️گفت: نه این است و نه آن، بلکه هدیه است .

🔸گفتم: مادر بر تو بگرید! آیا از راه دین وارد شدی تا مرا بفریبی؟ یا عقلت را از دست داده و دیوانه شده ای؟ یا سخنی بیهوده میگویی؟

🔸به خدا سوگند که اگر هفت اقلیم جهان را با آنچه زیر آسمان های آنهاست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم به اندازه‌ای که پوست جوی را از دهان مورچه‌ای بگیرم، نخواهم کرد...

♦️الحیاة: ج۶، ص۴۷۱


🔴 انذار

🔹شاید گفته شود: چرا نباید حاکم اسلامی هدیه قبول کند؟ زیرا می تواند آن را بپذیرد و به مصرف امور خیریه و نیازمندی‌های عمومی برساند.

🔹ولی این کار، سازشکاری یا ظاهر سازی است، زیرا قبول هرگونه هدیه‌ای توسط حاکم درستکار -مسلمان باشد یا غیر مسلمان- مفاسد بزرگی در پی دارد که جلوگیری از آنها به هیچ وجه ممکن نیست؛ و از این جمله است:

🔻١- خود عمل هدیه دادن به حاكم -یا هر مأمور مسئول دیگر- امری مشکوک و مورد بدگمانی است، چه در میان مردم کسانی هستند که مال خود را به صورتهای مختلف و مرموز به مسئولان امور عمومی می‌دهند تا به هدفهای نادرست یا فریبنده خود دست یابند، و جامعه را غارت کنند، چنانکه قرآن کریم به آن اشاره کرده است(در سوره بقره آیه ۱۸۸)

🔻۲- این هدیه دادن راه را برای رشوه دادن و رشوه گرفتن از راههای آشکار و گسترده هموار می‌سازد، و کافی است که این مایه فساد و ویرانی، وارد اجتماع شود...
♦️ @mohamadrezahakimi

🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
Forwarded from عدالت‌خانه
🔻شیخ برفراز دریای سرگردانی!

#سیده_فاطمه_حبیبی

🔹پس از چندین سال پمپاژ مفاهیم سرمایه داری از منابر جناب پناهیان، بالاخره مشخص شد
ایشان گمان میکنند، لیبرالیسم در جامعه مرده، و وضع کنونی همان عدالتی است که قرار بود باشد!
مردم فقیر هم بی عرضه اند که در این عدالت مثال زدنی همچنان فقیر مانده اند.

🔸اما در مورد شخص خودشان، مفهوم بی عرضگی مصداق ندارد،
ایشان فرصت رفتن دنبال پول را نداشته اند. وگرنه فضای اقتصادی این جامعه عادلانه است.

🔹این سرگردانی جناب پناهیان بر فراز تعارض مفاهیم بسیار عجیب است.

🔸چرا که جناب شیخ علیرضا پناهیان، از شهیرترین و تریبون دار ترین واعظان پس از انقلاب بوده است، کمتر کسی است که دست کم یک منبر از ایشان نشنیده باشد، و همین یک بار مستمع بودن هم کفایت میکند، که بدانیم جنابشان بسیار بر مفهوم واژه ها حساسند.
آن هم مفاهیم پرتکراری مثل پول ، عرضه، عدالت، مواسات، هدیه، دوست، شفافیت.

🔹جناب پناهیان نمیشود بارها و بارها روی منبر فریاد شفافیت بزنید و نوبت خودتان که شد، بگویید هدیه و اعانه دوستان و بس!

🔸نمیشود مردم فقیر را به بی عرضگی متهم کرده و با استناد به احادیث، منفور نبی اکرم بدانید اما نوبت خودتان که شد بگویید وقت نکردم بروم دنبال پول درآوردن!

🔹نمیشود ادعا کنید روی منبر آدرس ویلاهای مسئولین را میدهم و آنان را به جهنم میفرستم، اما نوبت خودتان که شد بگویید تخریب و هزینه دادن!

🔸نمیشود حدیث بخوانید که مومن باید جهاد مالی کند، بعد ادعا کنید که خودتان اعانه میگیرید و روزگارتان با هدیه میگذرد!

🔹شفاف بگویید این هدیه ها چقدر است که مردم با دو شیفت کار کردن از پس یک زندگی معمولی برنمی آیند اما زندگی شما را کامل میچرخاند؟

@adalat_khaneh
مطالعات فاجعه شناسی و توصیه های سیاستگذارانه در روایت نعمت الله فاضلی

در کتاب "فرهنگ و فاجعه" فاضلی در بخش "رشته ها و مراکز مطالعات فاجعه شناسی" می نویسد

"مجموعه ی این نیازهای مطالعاتی و مطالعات فنی دیگر مانند مطالعات پزشکی، مهندسی و غیره می طلبد که در ایران مرکز مطالعات فاجعه شناسی دایر شود" (۱۳۹۹. ۴۲).

فاضلی در اینجا توصیه می کند مطالعات فاجعه شناسی دایر شود و فکر می کنم این فی نفسه توصیه بدی نباشد ولی نکته ای که اینجا مغفول است شیوه ارجاع مفهومی و متنی اوست. این سخن به چه معناست؟ این سخن بدین معناست که محققی توصیه سیاستگذارانه در سطح ملی می کند ولی بدون پشتوانه علمی و بدون ارجاع به سنت آکادمیک در حوزه مطالعات فاجعه شناسی. به عنوان مثال، معلوم نیست که این سنت مطالعاتی فاجعه شناسی چه بحث های کلیدی را در این ۵۰ سال اخیر سامان داده است و فاضلی در نسبت با این ادبیات علمی و در این حوزه پژوهشی کجا (از منظر نظری) مستقر شده است. هنگامیکه به ارجاعات این توصیه نگاه می کنیم هیچ اثری یافت نمی شود بل صرفاً معادل انگلیسی واژه مطالعات فاجعه شناسی و در بخش ماخذ ذیل شماره ۴ ارجاعی به "روزنامه شرق" توسط احمد زیدآبادی یافت می شود. من نتوانستم ارجاع دیگری در این متن پیدا کنم. دکتر احمد زیدآبادی در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران تحصیل کرده و دکترای علوم سیاسی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران دارد. تز دکترای او «دین و دولت در اسرائیل» نام داشت و کارشناس مسائل اسرائیل به‌شمار می‌آید و کارشناس مسائل زلزله و فجایع طبیعی نیست و ارجاع به او در متن دانشگاهی و در سنت انسانشناسیِ مردمشناسیِ مردمنگاریِ مردم مدارِ نوسازی انتقادی کاری غیر حرفه ای است و بویژه وقتی آن را همراه با توصیه های سیاستگذارانه در سطح ملی می کنیم. به سخن دیگر، نخستین کاری که فاضلی می توانست در این بخش انجام دهد و ارجاع به یادداشتهای دست چندم و غیر تخصصی بدهد به نشریات و مقالات در این حوزه ارجاع می داد و مفاهیم حوزه مطالعات فاجعه شناسی را در کتاب خود میآورد تا مدعاهای او مستدل و در سنت آکادمیک جهانی قرار می گرفت. به عنوان مثال، نشریه Disasters که از سال ۱۹۷۷ تاسیس شده است یکی از مراجع مهم در این حوزه است و محققینی چون

Tomohide Atsumi
Greg Bankoff
Katie Oven
Andrea Schneiker

بحث های مهمی درباره زلزله و فجایع طبیعی نوشته اند و، به عنوان مثال، گرگ بانکوف و کیتی اوون درباره زلزله در قزاقستان و رویکرد پسا-استعماری در شماره ۲۰۱۹ نگاشته اند ولی فاضلی در هیچ جای اثرش به این محققان و پژوهشگران در سطح جهانی اشاره ای نداشته است و به گونه ای در این کتاب از موضوعات گوناگون سخن رانده است کانه اولین مکتشف مطالعات فاجعه شناسی است و این سطح از صغیر پنداشتن دانشگاه در ایران توسط استاد فاضلی بسیار قابل تامل است و خود نیازمند به مطالعه جدی. به سخن دیگر، شما نمی توانید در سال ۲۰۲۰ کتاب درباره "فاجعه" بنویسید ولی در هیچکدام از ارجاعاتتان اثری از خبرگان این حوزه مطالعاتی نباشد و بلعکس به روزنامه شرق در سال ۱۳۸۲ و نوشتار متخصص علوم سیاسی در حوزه مطالعات اسرائیل ارجاع دهید. نکته مهم دیگر که باید مورد نقد قرار گیرد "توصیه های بی در و پیکر" فاضلی در سطح ملی است که متاسفانه به دلیل عدم شناخت دستگاه های سیاستگذاری کشور به منابع جهانی بعضاً مورد استناد نیز قرار می گیرد. به عنوان مثال، توصیه های ۸ گانه استاد فاضلی در صفحات ۴۷ و ۴۸ کتاب یکی از این نمونه هاست که بدون پشتوانه مطالعات میدانی و مطالعات کتابخانه ای در سطح ملی خط و مشی های فرهنگی را نیز ترسیم کرده است. همگان می دانیم که تجویز و توصیه در علوم اجتماعی بدون پشتوانه های نظری و مطالعات میدانی و فهم دقیق مطالعات کتابخانه ای در سطح جهانی نه تنها ممکن نیست بل گمراه کننده نیز هست ولی دکتر فاضلی بدون چنین پشتوانه ای در حوزه مطالعات فاجعه شناسی با ارجاع چند روزنامه در سالهای ۱۳۸۲ دست به توصیه های ملی زده است. این خود فاجعه بزرگی است که نیازمند نقد بنیادین می باشد.


سیدجوادمیری


@seyedjavadmiri
Forwarded from جریان سوم شهروندی (Mosaad solaiti وكيل پايه يك دادگسترى)
تعهدات جمهوری اسلامی به حقوق بشر و شهروندی

تهران- ایرنا- جریان سوم شهروندی با محوریت شهروند است و بر مبنای حقوق بشر و شهروندی و مسئولیت ‌پذیری تک ‌تک شهروندان در قبال سرنوشت خود و دیگر شهروندان، منافع و ثروت‌ های عمومی، حال و آینده کشور و محیط پیرامونی بنیان ‌گذاری شده است.

برای تحقق دولت حقوقی که در نتیجه شیوع مفاهیم حقوق بشر و شهروندی در جامعه ایرانی به ‌وجود می آید، فعالیت می‌کند. این جریان آگاهی شهروندان ایرانی از حقوق بشر و شهروندی را منجر به اجرای تعهدات نهادها ،مقامات و مدیران دولتی و عمومی جمهوری اسلامی نسبت به تعهدات حقوق بشر و شهروندی می‌داند.

جریان سوم شهروندی جمهوری اسلامی ایران را دارای تعهداتی نسبت به حقوق بشر و شهروندی ،شهروندان ایرانی می داند تعهداتی اعم از احترام ،رعایت، تضمین،حمایت و اجرای حقوق بشر و شهروندی ،اتخاذ تمام تصمیمات و اقدامات بر مبنای اصل تناسب با حقوق بشر و شهروندی و ممنوعیت اقدامات قهقرایی آگاهانه در عدم احترام ،حمایت و اجرای حقوق بشر و شهروندی است که در قانون اساسی و قوانین عادی و اعلامیه ها و میثاق های جهانی مرتبط با این حقوق می داند.

جریان سوم شهروندی به رسمیت شناختن حقوق بشر و شهروندی در سطوح فردی و گروهی و هماهنگ کردن رفتارها با معیارهای حقوق بشر و شهروندی توسط نهادها و مقامات دولتی و تضمین حقوق بشر و شهروندی را از تعهدات جمهوری اسلامی می داند، تعهداتی که نه تنها نباید نقض شود بلکه جمهوری اسلامی باید اطمینان و تضمین احترام به حقوق بشر و شهروندی را به شهروندان ایرانی بدهد.

جریان سوم شهروندی براین باور است بنابر قاعده احترام به حقوق بشر و شهروندی، نهادها و مقامات جمهوری اسلامی نمی‌توانند به‌طور عمومی و ساختاری از حقوق بشر و شهروندی تخطی کنند و بصورت یک عمل رسمی این حقوق را نادیده بگیردند و کلیه حقوق بشر و شهروندی یا بخشی از این حقوق را در تمام کشور یا در برخی از مناطق آن معلق سازند. جمهوری اسلامی نه تنها دارای تعهد نفیی به خودداری از هرگونه اقدامی که در مقابله با حقوق بشر و شهروندی می باشد بلکه متعهد به اقدامات مثبت درفراهم نمودن زمینه‌های احترام به حقوق بشر و شهروندی است.

روزنامه همدلی در یادداشتی به قلم مسعد سلیتی می نویسد:


ادامه متن در خبرگزاری جمهوری اسلامی _ایرنا:
http://www.irna.ir/fa/News/83213300
Forwarded from راه سوم
📒📒📒وقتی مدرسه نابرابری را تثبیت می کند

فردین علیخواه/استاد جامعه شناسی

از بعضی خانواده‌ها سؤال می‌کنم که برای تحصیل فرزندشان چقدر شهریه پرداخت می‌کنند، با شنیدن پاسخ بی‌اختیار سوت ممتدی می‌زنم! به زمین نگاه می‌کنم و سرم را به چپ و راست تکان می‌دهم. 5، 10، 15 ، 20 میلیون تومان برای یک سال! از کسانی که مبلغ بالاتری پرداخت کرده‌اند می‌پرسم که این پول را در ازای دریافت چه خدماتی پرداخت می‌کنید. می‌گویند: دو زبان خارجی یاد می‌دهند، معلم نقاشی‌شان فلانی است، موسیقی و حرکات موزون یاد می‌دهند، کلاس‌های ورزششان در فلان باشگاه است، از انواع هنرها می‌توانند یکی را انتخاب و فرد شناخته‌شده‌ای در آن هنر به آن‌ها درس بدهد، غذایشان تحت نظر یک متخصص تغذیه است، آن‌ها را به موزه‌ها، گالری‌ها و کتاب‌فروشی‌ها می‌برند، وضعیت پزشکی‌شان مدام چک می‌شود، برنامه‌های مشترک هنری با حضور ما ترتیب می‌دهند، برایشان کلاس قصه‌گویی و شاهنامه‌خوانی برگزار می‌کنند و ...

بوردیو؛ جامعه‌شناس فرانسوی چند دهه قبل به نقد جدی نظام آموزشی فرانسه پرداخت. او معتقد بود که کارکرد نظام آموزشی آن است که دانش آموزان را برای زندگی پس از مدرسه یا دانشگاه توانمند کند و به آن‌ها مهارت‌های لازم برای فرهیخته بودن را بیاموزد. منظور او از فرهیختگی، کسب منش‌ها و شیوه‌های درک جهان، و نیز مهارت‌هایی بود که با داشتن آن‌ها افراد احساس نکنند که در مقایسه با سایرین چیزی کم دارند. مثلاً دانش آموزان پس از اتمام دوره تحصیل بتوانند به یک زبان خارجی حرف بزنند، وقتی یک تابلوی نقاشی دیدند بگویند که این تابلو در چه سبک نقاشی شده است، اگر به یک موسیقی گوش کردند بگویند که این موسیقی در چه سبکی است، نام سازهای موسیقی را به‌درستی بدانند، با مهارت‌های اجتماعی نظیر ایجاد ارتباط اجتماعی و نیز رفتار در موقعیت‌های اجتماعی مختلف نظیر رستوران یا گالری‌های هنری آشنا باشند. درمجموع توانایی رمزگشایی از عرصه اجتماع و هنر را کسب کنند.

از نظر او همه دانش آموزان با توان و قابلیت‌های یکسانی وارد نظام مدرسه نمی‌شوند. برخی از آن‌ها از قبل دارای خانواده فرهیخته‌ای هستند و روشن است که اگر در مدرسه چنین چیزهایی به دانش آموزان یاد داده شود توانایی‌ها آنان صرفاً تکمیل خواهد شد چون از زمینه‌های لازم برخوردارند. ولی عده‌ای از دانش آموزان هم هستند که در خانواده اصلاً چنین چیزهایی را نیاموخته‌اند و به تعبیری خانواده فقیری داشته‌اند. وظیفه نظام آموزش‌وپرورش آن است که روی این دانش آموزان بیشتر کار کند. به آنان بیشتر آموزش بدهد تا همپای دانش آموزان دسته اول شوند. امری که برخی آنرا تبعیض مثبت می‌دانند. نظام آموزش‌وپرورش باید وضعیت را عادلانه پیش ببرد تا درنهایت دانش آموزان با توانایی‌های مشابهی دوره تحصیل را به اتمام برسانند.

نظر بوردیو آن بود که نظام آموزشی فرانسه چنین نیست. درواقع نابرابری موجود در نظام آموزشی باعث می‌شود تا فقرا، با فرهنگ حاکم بر خانواده‌های فقیر وارد و با همان فرهنگ خارج شوند. خانواده‌هایی که پولدارترند یا به تعبیر بوردیو سرمایه اقتصادی و فرهنگی بیشتری دارند فرزندان خود را به مدارس درجه‌یک می‌فرستند و خانواده‌های کم‌درآمد به مدارس ضعیف تر. نتیجه آنکه وارثان اقتصاد، هنر و سیاست همچنان وارث و مدعی این عرصه می‌مانند و وارثان فقر هم همچنان فقر را به نسل بعد از خود منتقل می‌کنند. نابرابری از طریق مدرسه مدام بازتولید می‌شود. بوردیو این امر را خشونت نمادین می‌داند. یعنی نظام آموزش‌وپرورش به شکل سمبلیک عده‌ای را از گردونه فرهیخته شدن و کسب مهارت‌های اجتماعی لازم برای زندگی امروزی کنار می‌گذارد.

آنچه بوردیو چند دهه قبل در خصوص نظام آموزشی کشور فرانسه گفت ظاهراً به شکل زیرپوستی در کشور ما در حال وقوع است. متأسفانه در کشوری که در قانون اساسی‌اش بر آموزش رایگان تأکید شده است روزبه‌روز شاهد طبقاتی شدن امر آموزش هستیم. نکته جالب آنکه در مدارس دولتی هم شاهد طبقاتی شدن هستیم و مسئله فقط مدارس خصوصی/دولتی نیست. برخی از مدارس دولتی هم که در مناطق مرفه نشین شهرها قرار دارند با دریافت مستمر هزینه از والدین تلاش می‌کنند خدمات ویژه‌ای به دانش آموزان ارائه دهند. و دراین‌بین آنچه مشهود است :
مدرسه در ایران به‌تدریج تبدیل به سیستم تثبیت نابرابری‌های اجتماعی می‌شود. ژن‌های مرغوب که در خانواده‌هایی با سرمایه فرهنگی و اقتصادی بالا رشد می‌کنند به مدارس مطلوب می‌روند و می‌شوند وارثان اقتصاد و هنر، و ژن‌های نامرغوب که والدین مرغوبی ندارند به مدارس ضعیف می‌روند و می‌شوند وارثان فقر!

سخن پایانی: مراقب باشیم. برخی از این مدارس چنین به والدین القاء می کنند که پدر و مادر خوب بودن یعنی کسی که چنین خدمات گران قیمتی را برای فرزندانش فراهم کند. در نوشته دیگری به این موضوع خواهم پرداخت./کانال نویسنده


📣@rahsevom
Forwarded from راه سوم
📒📒📒اتهامی بود که آقای پناهيان به مخالفان سياسی اش نبندد؟

احمد زیدآبادی

📣شیخ علیرضا پناهیان نسبت به اتهام "سوءاستفادۀ مالی" از موقعیت خود، با خاطری آزرده واکنش نشان داده است.
از نگاه من، نسبت دادن هر عمل مجرمانه‌ای به خصوص جرایم مالی، اخلاقی و سیاسی به هر فردی با هر مرام و مسلک و رفتاری، نیازمند مدارک و اسناد روشن و متقن و محکمه‌پسند است و به همین جهت، من معمولاً در اینگونه موارد که پای حیثیت افراد در میان است، ورود نمی‌کنم.

کشف جرایم مالی اصحاب نفوذ و قدرت در درجۀ نخست نیازمند فضایی امن و آزاد برای تهیۀ ‎گزارش‌های تحقیقی مستند از سوی رسانه های حرفه‌ای و قدرتمند و تأثیرگذار است که هر دوی این مؤلفه‌ها در کشور ما مفقود است! به همین دلیل هر از گاهی، فردی از این جناح یا آن جناح از سوی فرد دیگری در فضای مجازی به فساد مالی و غیره متهم می‌شود و خبر آن تمام جامعه را به خود مشغول می‌سازد.

در چنین وضعیتی هم کمتر کسی در پی احراز صحت و سقم شواهد ارائه شده برمی‌آید. ظاهراً فقط گرایش سیاسی فرد متهم در این میان تعیین کننده است به طوری که افراد همسو، چشم بسته به دفاع و تبرئه‌اش برمی‌خیزند و ناهمسوها نیز مجرمیت‌اش را قطعی و مسلم قلمداد می‌کنند!

خب، مسبب این وضع چه کسانی‌اند؟ به نظرم حالا که آقای پناهیان از ایراد اتهام به خود ناراحت به نظر می‌رسد، لازم است نگاهی به سخنرانی‌های یکی - دو دهۀ خود بیاندازد و ببیند آیا اتهامی در این جهان وجود داشته که او بی‌هیچ سند و مدرکی به مخالفان سیاسی‌اش نبسته باشد و خواهان اعدام آنها نشده باشد؟

فرض بگیریم که متهم شدن پناهیان به سوءاستفادۀ مالی از موقعیت‌اش بهتانی کاملاً بی‌اساس باشد، اما وقتی او خود هزاران بهتان به چهره‌های سیاسی مخالف‌اش زده است، چرا از یک بهتان به خود باید ناراحت و آزرده شده باشد؟ آیا این راهی نیست که خودش برگزیده و آن را هموار کرده است؟

عیسی مسیح گوید: هر کس شمشیر بکشد با شمشیر نیز کشته خواهد شد!

یا به قول مولانا:

بر منست امروز و فردا بر وی است
خون چون من کس چنین ضایع کِی است؟

گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا


📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️

📢@rahsevom
Forwarded from راه سوم
📒📒📒حوزه عمومی وشبکه های رفاقت

✍️علی اکبر مختاری

موضوع افشای اطلاعات خانه میلیاردی یکی از واعظان اصولگرا در تهران و واکنش ایشان در جهت توجیه این افشاگری یکی از مباحث داغ شبکه های مجازی و رسانه هاست. پدیده ارتباطات پشت پرده و حلقه های رفاقت بین اهل مذهب، ثروت و قدرت پرسشهای زیادی را نزد افکار عمومی بوجود آورده است و مردم نسبت به آن کنجکاوتر شده اند.

فرهنگ رفاقت و ارتباطات محفلی و باندی یکی از چالشهای حوزه عمومی و نظام سیاسی است. حلقه های رفاقت در انتصابات و گزینش سیاسی یا تاثیر این رفتار در حوزه اقتصاد و فرهنگ موجب نخبه کشی و شکست شایسته سالاری است و در تحولات دوران معاصر ضربات مهلکی بر جامعه ایران وارد کرده است. در این ایام چه بر روی صندلی دادگاه مفاسد اقتصادی و چه بر روی منبر، افراد برای توجیه عملکرد خود و فرار از شفافیت و انضباط مالی موضوع رفاقت و دریافت های مالی بدون ضابطه را مطرح می کنند.

اگرچه ادعای رفاقت با اهل ثروت و قدرت برای مفسدان و رانتخوران امری عادی است ولی این موضوع برای واعظی که در حوزه عمومی فعالیت دارد و گرایش سیاسی اصولگرایی دارد و بعنوان چهره ای حاکمیتی که در مجالس خاص به منبر میرود و نظریه پردازحکومت اسلامی است و شغلش وعظ و نصیحت مردم است چنین توجیه و ماله کشی قابل قبول نیست و بیش از پیش جامعه و افکار عمومی را نسبت به واعظان و روحانیت بی اعتماد می کند. عذر بدتر از آن نحوه مقابله با منتقدین و خبرنگاران است که واعظ مذکور بجای استقبال از فضای نقد و شفافیت، عمل خبرنگاران را رذیلانه و سخیف معرفی میکند.

نکته مهم دیگر اینست در این ایام در سخنان برخی از افرادی که در حوزه عمومی صاحب منصب و مرتبه هستند درجهت توجیه و فرار از پاسخگویی و پنهان کردن عملکرد رانتی خود در پشت واژه امام و رهبری سنگر میگیرند و جهت مشروعیت بخشیدن به رفتار خود از تایید یا تقارن و تناسب عمل خود با رهبری انقلاب بهره گیری کرده اند. یقینا این شیوه پاسخگویی عواقب نامطلوبی در پی خواهد داشت.

در عصر مدرن و عصر اطلاعات سبک زندگی و تعاملات در حوزه عمومی شفاف و مشخص است و هر ارتباط مالی زیر ذره بین سازمانهای مردم نهاد و نهادهای شفافیت رصد میشود تا از وقوع فساد و کجروی جلوگیری شود. لذا در جوامع توسعه یافته آمار ارتباطات مالی نخبگان حکومتی با بنیاد های خیریه و نهاد هایی که کمک های بلاعوض دارند باید به صورت مشخص و دقیق منتشر شود و به آگاهی عموم مردم برسد.

شاید در دهه های گذشته چنین مسائلی در ایران در بی اطلاعی، مصلحت گرایی و ترحم پنهان می شد و قابلیت به چالش کشیدن نخبگان مذهبی و اقتصادی وجود نداشت ولی هم اکنون شبکه های مجازی و خبرنگاران آزاد ابزار و سلاح شفافیت، مبارزه با فساد و کژتابی نخبگان و مسئولین هستند. در مقابل این قابلیت مفید و تاثیر گذار افرادی از اهل تریبون یا اصحاب قدرت در پی محدود کردن شبکه های اجتماعی هستند. لذا همگان برای رشد و اصلاح سیستم و سلامت و رصد افرادی که در حوزه عمومی فعالیت دارند باید به گسترش و افزایش قابلیت رسانه های مجازی و تبادل اطلاعات کمک کنند.

رویه های سنتی و تعاملات رفاقتی و محفلی در ذهنیت نخبگان سیاسی و مذهبی نقش بسته است و انتظارات جامعه و نسل جدید که در پی کشف همه حقایق است را برنمی تابند. برای رسیدن به وضع مطلوب و افزایش اعتماد اجتماعی ضروی است کسانی که در حوزه عمومی فعالیت میکنند تفکیک بین حوزه شخصی و حوزه عمومی را رعایت کرده و در رفتار و عملکرد خود شفافیت کامل داشته باشند.


📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️

📢@rahsevom