گفتمان جريان سوم – Telegram
گفتمان جريان سوم
110 subscribers
2.61K photos
806 videos
36 files
1.4K links
اين كانال صرفن براي گفت و گو جهت امكان سنجي ايجاد جريان سوم فكري، فرهنگي و اجتماعي در سپهر عمومي ايران با احترام به قوانين تاسيس گرديده است.
ارتباط با ما:
@News_Administrator
Download Telegram
Forwarded from قبل انقلاب
📝"همه حرف ما اینست"

🔹گزیده پاسخ به یادداشت حاج حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان با عنوان "مسلمان زجور زبانش نرست" که هرکسی از آقای پناهیان سوال دارد را به ضد انقلاب حواله کرده است و نوشته هیچ جوان انقلابی متعرض مسائل آقای پناهیان نیست و تیزهوش است.

🔹متن کامل را اینجا ببینید؛
https://news.1rj.ru/str/ghablmed/272

حاج حسین شریعتمداری
حرف ما خیلی ساده است. زلف مداحی و منبر و هیات بدجوری دارد با زلف‌ مفاسد اقتصادی گره می خورد. یکی از مهمترین گلوگاههای آسیب شناسی وضع فساد در کشور که کمتر کسی از آن حرف می‌زند همینجاست.

من بعید می‌دانم شما ندانید اگر فقط یک بخشی از این ارتباطات عجیب شکل گرفته بین صاحبان دین و صاحبان دنیا که منجر به نوشتن توصیه نامه ها و ورودهایی در پرونده های متهمان اقتصادی شده رسانه‌ای شود آبرویی برای اسلام و انقلاب باقی نمی‌ماند.

مساله از اقای پناهیان خیلی بالاتر است. بعنوان نمونه وقتی آقای توکلی در نامه‌ رسمی به آقای رئیسی در لفافه می‌گوید یک شبه با یک توصیه نماینده متهم مجلس را از اوین آزاد کردند من بعید می‌دانم شما اطلاع نداشته باشید دارد به کدام توصیه‌ها از کدام آدم‌های صاحب وجهه اشاره می‌کند.

جناب حاج حسین شریعتمداری
شما حتما می‌دانید افرادی که حقوق کارگران خودشان را هم ۶ ماه به ۶ ماه نمی‌دهند و پول معلمان کشور را بر می‌دارند و می‌روند خارج، چرا اینقدر علاقه مند به خرج کردن در خیریه و هیئات داری و آپارتمان دادن به برخی منبری‌ها هستند؟

اینکه امام خمینی (ره) در منشور روحانیت می‌گوید "روحانیت متعهد به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نداشته و نخواهد داشت" چه نسبتی با امروز ما دارد که خرج حوزه علمیه انقلابی‌ترین منبری تهران را بدهکار بانکی فراری و متهم پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان می‌دهد؟

آنوقت اگر جوانی ازین تناقضات بین واقعیت موجود با آرمان‌هایی که بخاطرش ۳۰۰ هزار شهید داده شد بپرسد باید بگوییم ضد انقلاب است و با هزار انگ فرقان و اکبر گودرزی و کمونیست و کسروی و همپاله رجوی مواجه‌اش کنیم؟

شما با جوانهای حزب اللهی فعال فضای مجازی که از این مسائل بی اطلاعند و بخاطر غیرت دینی‌شان نسب به مداح مورد علاقه یا منبری مورد پسندشان به سوال کننده فحش می‌دهند متفاوتید. حتما از این حجم سوء استفاده از بزرگان که حالا من نمیخواهم تک تک مصادیقش را نام ببرم مطلعید.

انقلاب که هیچ! رعیت‌ها و هدایتی‌ها و انصاری‌ها و ریخته گران‌ها و موحدی‌ها دارند هیئات و یک مکتب ۱۴۰۰ ساله افتخار آمیز پر از سابقه سیاهچال و شکنجه و تبعید و خون و قتلگاه را می‌بلعند. هر صاحب اعتباری که فریب دادنش راحت‌تر باشد را بیشتر دورش جمع می‌شوند و بیشتر بهش هدیه می‌دهند و مثل مگس رویش می‌نشینند و این افتضاحات را رقم می‌زنند. ولی هیچ صدای اعتراض رسایی از منابر و رسانه‌های منتسب به انقلاب برای نقد این وضعیت سوء استفاده از مکتب برنمی‌خیزد. می‌دانید چرا؟ توضیح می‌دهم.

حاج حسین شریعتمداری
از رسوایی ماجرایی حسن رعیت و ارتباطاتش با مداحان برجسته درس عبرت بگیریم. در ماجرای افتتاحیه نمازخانه ایرانمال توسط آقای صدیقی و مداحی آقای کریمی انتقاد کردیم مراسم کنسل شد ولی کسی اصل موضوع را جدی نگرفت. اقتصاد سیاسی منبر و مداحی را جدی بگیرید. بخشی از تولید ادبیات و تولید گفتمانی که دارد روی منبر می شود ناشی از همین منابع مالی و هدایا و ارتباطات شکل گرفته و اتمسفری است که آدمها بعد از مدتی خود بخود داخلش قرار می‌گیرند.

قدری تامل کنید. همه چیز تقصیر همجنس بازها و بهایی‌ها و صهیونیست‌ها و منافقین و لیبرال‌ها و امثالهم نیست. اگر وضع ما در فساد و تبعیض به اینجا رسیده یک بخشی‌اش بخاطر اینست که روی منابر دارد سوال نپرسیدن تئوریزه می‌شود. به اسم مواسات، زیرآب اعتراض به تبعیض و بی عدالتی می‌خورد، به اسم ولایت‌مداری عقل نداری ترویج می‌شود، به اسم کارآفرینی ثروت اندوزی و سرمایه سالاری اسلامیزه می‌شود.

دارد نسلی تربیت می‌شود که فکر می‌کند در همه موارد هرچه کمتر سوال داشته باشد حزب اللهی‌تر و انقلابی‌تر است. در مقام دفاع و ماله کشی هم اگر بربیاید که آپشن ویژه محسوب می‌شود و حزب اللهی پلاس می‌شود.

کار از سوال کردن در مورد قیامت و معاد و عدل و نبوت و امامت و ولایت و امثالهم گذشته است. حتی سوال از زیست یک منبری در تهران و مراوداتش با برخی متهمین مالی هم مساوی خروج از اسلام و خروج از دایره انقلاب شده است. نگران استفاده رسانه‌های بیگانه‌اید؟ اگر کیهان در برابر تبعیض و فساد اینقدر منفعل نبود آیا من و تو و بی بی سی و ایران اینترنشنال میدان دار می‌شدند؟

🔴 @ghabl_enghelab
🌐 ساخت شناسی علم در ایران/ دکتر رضا داوری اردکانی: در زمانه بسته بودن راه‌ها، تحول در نگاه به علم، شاید بتواند گشایشی به سوی راه دشوار و سنگلاخ مدرنیزاسیون باشد
🔹شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفت علم
🔹دکتر رضا داوری اردکانی فیلسوف و متفکر ایرانی و رئیس فرهنگستان علوم کشور
🔹سخن اولِ نشریه فرهنگستان علوم
🔹بخش چهارم
♦️ضرورت مدد اخلاق برای توسعه دانش و پژوهش
♦️جهان توسعه‌یافته بیشتر از آن جهت به اخلاق نیاز دارد که باید علاوه بر عمل، علم را نیز نجات دهد و از منحل شدن تام و تمامش در زندگی هرروزی جلوگیری کند. این جلوگیری شاید کاری بسیار دشوار باشد، اما پدید آمدن اندک تذکر به آینده نشانه آن است که غفلت سراسر وجود آدمی را فرانگرفته و همه روزنه‌های امید بسته نشده است.
♦️در جهان توسعه‌نیافته مدد اخلاق برای توسعه دانش و پژوهش یک امر ضروری است. این جهان علم آموخته است و می‌آموزد، اما نمی‌داند با آن، چه باید بکند. علم در جهان توسعه‌نیافته کم و بیش جای اشرافیت فکری قدیم را گرفته است.
♦️من با دانشمندانی بحث و گفتگو کرده‌ام که شرف علم را بالاتر از این می‌دانستند که به کارکرد و کاربرد آن نظر کنند و حتی گاهی مرا که گمان می‌کردند علم را صرفاً کاربردی دانسته‌ام و می‌دانم مستحق ملامت می‌دانستند.
♦️شاید آنها تفاوت میان کاربردی بودن علم و دگرگون‌ساز بودنش را درک نمی‌کردند. علمی که صرفاً به ماده و موجودات قلمرو محسوس تعلق می‌گیرد هر چه باشد مطلوب بالذات و مایه اشرافیت فکری نمی‌شود. در اینجا الفاظی مثل حقیقت ممکن است اشخاص و حتی دانشمندان را به اشتباه بیندازد.
♦️پس علم را باید از سودای بی‌حاصل حقیقت‌جویی لفظی نجات داد.
♦️وظیفه اخلاقی دانشمند جهانِ توسعه‌نیافته تنها آموزش و پژوهش، آن هم هر پژوهشی که باشد نیست. در این جهان، آموزش و پژوهش باید که بتواند سیاست را راه ببرد یا مددکار آن باشد نه اینکه وسیله‌ای برای سیاست یا جزئی از آن شود.
♦️علم وقتی وسیله می‌شود دیگر نمی‌تواند پیوندی با حقیقت البته اگر از چنین پیوندی بتوان سخن گفت، داشته باشد. دانشمند جهان توسعه‌نیافته نباید علم را در کسب اطلاعات و نوشتن مقالاتی که نمی‌دانیم به کجا تعلق دارند و چه اثری بر وجودشان مترتب می‌شود محدود بداند، بلکه باید ببیند جهان پریشان و پراکنده او چه نیازی به علم دارد.
♦️و آیا علم می‌تواند ستونی شود که شئون دیگر زندگی حول آن گرد آیند؟
♦️شاید در زمانه بسته بودن راه‌ها و افق‌های عمل و نظر تحول در نگاه به علم بتواند گشایشی به سوی راه دشوار و سنگلاخ مدرنیزاسیون که متأسفانه اکنون تنها راه است باشد.
♦️در شرایط کنونی در فکر تحقق ایده‌آل نمی‌توان بود. جهان کنونی باید به مواظبت از درک و خرد خویش بپردازد. در جهاتی که به قول اورول، صلح و جنگ و آزادی و بردگی و عدل و ظلم و حتی دانایی و نادانی با هم اشتباه می‌شود. این مواظبت بیش از هر زمان ضرورت دارد.
♦️گاهی اگر بتوان چشم گشود و جزئی‌ها و امور و اشیا در ظاهر پراکنده را در جای خود دید باید راضی بود و خدا را شکر کرد زیرا چشم‌ها گاهی به جای اینکه اشیا را ببیند اشباح می‌بیند. خرد هم بزرگ را کوچک و کوچک را بزرگ و بی‌اهمیت را مهم، جزئی را کلی، کلی را جزئی، خاص را عام و عام را خاص و شکست را پیروزی و چه بسا که ذلت را عزت و انحطاط را پیشرفت می‌یابد و می‌انگارد.
♦️به مطالبی که مثلاً در نزاع‌های سیاسی پیش می‌آید توجه کنیم، به جای اینکه برای آینده آب و نان و هوای کشور و در باب اخلاق و رفتار مردمان و بخصوص دست‌اندرکاران اندیشه کنند، هفته‌ها بحث می‌کنند که چرا حقوق فلان بیش از حقوق فلان است.
♦️اگر به فکر کشور و اخلاق و فرهنگ و دانش باشیم شاید به وجهی از تعادل در همه شئون برسیم ولی وقتی به مسائل فرعی مشغول می‌شویم فرصت و مجال پرداختن به اصلی‌ترین امور از دست می‌رود و فروع هم به حال خود می‌ماند.
♦️شاید هم در ناخودآگاه ما چیزی هست که موجب می‌شود از مسائل و امور اصلی بگریزیم و به مسائل و امور فرعی پناه ببریم و خود را مثلاً با این پندار راضی نگه داریم که از عدل و انصاف و حقوق بشر و … دفاع کرده‌ایم.
♦️در شرایط کنونی هرکس که طالب عدالت و دوستدار آزادی است، باید نگران گسیختگی‌ها و پریشانی‌ها و از دست رفتن فرصت‌ها و سرمایه‌ها و تحقق نیافتن امکان‌ها و سست شدن پیوندهای اجتماعی و از اعتبار افتادن ارزش‌های اخلاقی باشد و مگر ممکن است ارزش‌های اخلاقی و همبستگی اجتماعی نباشد و کوشش برای عدالت و آزادی ثمر بدهد.
#دکتر_رضا_داوری_اردکانی
#ساخت_شناسی_علم_در_ایران
#آیا_علم_می‌تواند_ستونی_شود_که_شئون_دیگر_زندگی_حول_آن_گرد_آیند؟
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from دولت بهار
🔴 بازنگری در نظام تصميم گيری و سازماندهی سياسی كشور

📝 دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور سابق در بخش پایانی نامه تحلیلی و تحقیقی خود که در سی ام بهمن ماه 1396 در باره وضعیت سخت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور خطاب به مقام معظم رهبری ارسال گردید، بر ضرورت تعیین تکلیف نهادهای موازی و بازنگری در نظام تصمیم گیری کشور تاکید کرد و نوشت:

🔻 نظام تصمیم گیری مهم ترین عامل در کارآمدی یک سیستم حکومتی است.

🔻 نظام تصمیم گیری باید شفاف و دایره اختیارات و مسئولیت ها در آن تعریف شده باشد.

🔻 توازن در اختیار ومسئولیت و هم‌افزایی شرط موفقیت یک نظام است.
امروز در نظام تصمیم گیری کشور عدم توازن اختیار و مسئولیت، عدم هم‌افزایی، عدم وجود سلسله مراتب، وجود تصمیم گیری‌های موازی در امر واحد و عدم شفافیت، موجب ناکارآمدی شده است. اختیارات در یک سو و مسئولیت‌ها در سوی دیگر انباشته شده است.

🔻 این شرایط، امکان اخذ و اجرای تصمیمات بزرگ که کشور به شدت به آن نیازمند است را از همگان سلب نموده است.

🔻 از فوری ترین کارها برای اصلاح امور، اصلاح نظام تصمیم گیری بر مبنای منطق پذیرفته شده مدیریت است که پایه تمام اصلاحات در اقتصاد و سیاست و غیره خواهد بود.

🔻 دکتر احمدی نژاد همچنین بازنگری در سازماندهی سیاسی کشور را حائز اهمیت خواند و تاکید کرد:

بیش از سی سال دو جناح در فضای سیاسی کشور فعال بوده اند.

🔻 دو جناحی که فاقد برنامه معینی برای اداره کشور و نوعاً حافظ وضع موجود و مدیریت لحظه ای و روزمره هستند.

🔻 این دو جناح هرگز نتوانسته اند مطالبات مردم را تامین و برآورده سازند اما انرژی آرمانی و حق‌طلبانه مردم را مستهلک کرده اند.

🔻 نه کادری برای اداره کشور تربیت کرده اند و نه برنامه روشنی برای ساحات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ارائه نموده اند.

🔻 حاکمیت نیز با رسمیت دادن به این دو جناح عملاً اکثریت مردم را از پیگیری آرمانهای انقلاب محروم و آنان را در عمل مجبور به تبعیت از ساختار دو جناحی کرده است.

🔻 هر دو جناح در به وجود آمدن وضع فعلی مسئولند و باید پاسخگو باشند.
به کرات ثابت شده است که این دو جناح، ظرفیت لازم برای تجمیع اراده های عمومی و پاسخگویی به مطالبات آرمانی و حقوق اساسی مردم را ندارند و بیش از آنکه به دنبال ایفای تعهد به مردم و آرمانهای انقلاب اسلامی باشند به دنبال کسب قدرت بوده اند.

🔻 محدود کردن فضای سیاسی کشور و توده های مردم به دو جناح، مانعی بزرگ در راه شکوفایی استعدادهای آحاد مردم در عرصه اندیشه ورزی، مدیریت و انقلابی گری و لذا خلاف روح انقلاب و اصول متعدد قانون اساسی است.

🔻 لازم است بدون هر نوع محدودیت و یا انگ زدن های متداول، اجازه داده شود که آحاد مردم از حقوق قانونی خود و آزادی های مصرح در قانون اساسی بهره ببرند و بتوانند فعالیت های خود را تحت عناوین گوناگون سازماندهی نموده و انجام دهند. این امر، حتماً به نفع کشور است.

🔻 در آخرین بخش از نامه دکتر احمدی نژاد که سی ماه پیش خطاب به مقام معظم رهبری نوشته شد، بر ضرورت تاسیس دادگاه قانون اساسی تاکید شده و آمده است: متاسفانه در کشور ما تعدی از قانون اساسی هزینه ای ندارد. باید دادگاه عالی و مورد قبول مردم برای رسیدگی به تخلفات از قانون اساسی تاسیس و با متخلفین به شدت برخورد شود.

https://news.1rj.ru/str/dr_ahmadinejad/6813

🆔 @dolatebahar
Forwarded from جمهورى سوم
عدالت الگویی برتر از ولایت برای پدری


🔴نظام پدرسالار را در خانواده نظامی می‌دانم که مرد را نیز به همان میزان زن تحریف و از مسیر تکامل و رشد و بلوغ خود دور می‌کند. پیشنهاد مشخص راهبردی من وارونه کردن پدرسالاری بر محور زنان است. بر خلاف نظام مثلثی موجود که مردان در رأس قاعده را به شکل ثبات و اقتدار مورد نظر خود تحت سلطه می‌گیرند، اینک مرکزیت به جهان تعاملات دایره‌ای زنانه منتقل می‌شود. اما این الگوی یک سلطه جدید نیست که مرکزیت آن تغییر کرده باشد و اینبار مردان به انسان درجه دوم تبدیل شوند، بلکه حرکت در مدار نوینی است که نقش تازه‌ای نیز برای مرد و پدر پدید می‌آورد.


🔴این نقش جدید عدالت است و در قبال نقش قدیم ولایت تعریف می‌شود. تصور پدری در خانواده بطور تاریخی و سنتی با قیمومیت، تداوم صغارت و اعمال حاکمیت بالا به پایین گره خورده است، اما این تنها رژیم ممکن در خانواده نیست. ما مفهوم دیگری از مردانگی نیز در فرهنگ و زبان فارسی داریم که به کلی با این نوع نقش شبان-رمگی و پدرسالارانه متفاوت است و از آن به «مردی» و «جوانمردی» تعبیر می‌کنیم و به مفاهیمی مثل مروت و عدالت و ازخودگذشتگی نزدیک است.


🔴فاجعه رومینا نشان داد که پدری در ایران دچار بحرانی کامل است و مردانگی و عدالت در پدری بطور کلی به نفع پدرسالاری و ولایت رنگ باخته است: مردانگی‌ای که دفاع از زنان غریبه در برابر خشونت ظالمان را ایجاب می‌کند، اینک نماد خشونتی سبعانه علیه دختر خود، پاره تن خود می‌شود. اینجاست که من معتقدم نظام پدرسالار به منتها الیه انحراف خود از نظام متعادل انسانی رسیده است و باید بر دایره‌ای جدید وارونه شود.

🔴پدر به جای اعمال ولایت باید پاسدار عدالت باشد. پدر قرار نیست در خانواده قوه مجریه باشد، بلکه باید قوه قضائیه باشد. پدر قرار نیست همه چیز را در ید تسلط خود بگیرد و خانواده را به جهتی که درست می‌داند هدایت کند، بلکه برعکس باید بی‌طرف باشد و همه امکانات تحرک را به همسر و فرزندانش دهد و تنها پاسدار عدالت در روابط باشد. پدر قرار نیست تمام منابع مالی را در اختیار خود بگیرد و برای مصرف بقیه بودجه‌ریزی کند و ناخودآگاه نیازهای خود را بر دیگران برتری دهد، بلکه باید منابع را متناسب با مراحل رشد آزادانه اعضای خانواده در میان آنها توزیع کند و خود به حداقلی اکتفا کند. پدر قرار نیست منافع خانواده را بعنوان یک کل در هر مناقشه‌ای بر همه چیز برتری دهد بلکه باید نشان دهد که حق و عدالت برتر از روابط خونی است. پدر موظف به ایجاد انضباطی ایستا و یکسان‌ساز در خانه نیست بلکه دقیقا بر عکس مسئول صیانت از تفاوت‌های کودکان است تا اراده خودجوش خویش را آزادانه به تکامل برسانند. در خانه‌ای که پدر به جای ولایت، عدالت بورزد، تبعیض پدرسالار و منفعت‌جویی سلسله مراتبی و تملق پدر جای خود را به رقابت و تعاون برای رشد همه اعضای خانواده خواهد داد. این یعنی بر خلاف ولایت، عدالت نه مایه سرکوب که پاسدار روح زایایی و نشاط و زیبایی و هماهنگی جسم‌و‌ روح زنانه در خانه خواهد بود.
Forwarded from راه سوم
🅾️زنان می توانند رئیس جمهور شوند/ سخنگوی شورای نگهبان رسما اعلام کرد منع قانونی برای رئیس جمهور شون زنان نداریم

👈کدخدایی: شاید در دوره‌های آتی «رئیس جمهور زن» هم داشته باشیم؛ منع قانونی وجود ندارد

🗣سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به سوالی درباره ریاست جمهوری خانم ها گفت:

دقیقاً مسئله ممنوعیت‌های قانونی نیست و پای مسائل فرهنگی در میان است.

شاید در دوره‌ای ریاست جمهوری خانم‌ها هم اتفاق بیفتد؛ کما اینکه در هیچ دوره‌ای وزیر زن نداشتیم اما در دولت آقای احمدی‌نژاد یک وزیر زن هم منصوب شد. بنابراین، منع قانونی وجود ندارد و شاید در دوره‌های آتی رئیس جمهور زن هم داشته باشیم

📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️

📢@rahsevom
Forwarded from عدالت‌خانه
🔻مسئولین بی‌عرضه بی‌خطرترند!

#سیده_فاطمه_حبیبی

🔹مدتهاست دوگانه توخالی عرضه‌دار _ بی‌عرضه را به خوردمان می‌دهند:

🔸مرفه اعیان‌نشین میگوید عرضه ندارید
ساشا سبحانی می‌گوید عرضه ندراید
قالیباف می گوید عرضه ندراید
پناهیان می‌گوید عرضه ندارید
مافیای کنکور می‌گوید عرضه ندارید
روانشناسان موفقیت جالبتر از بقیه، پول می‌گیرند، عرضه یاد بدهند!

🔹جامعه را تقسیم کرده‌اند به طبقه کم‌شمار ، مدعی عرضه، و تعداد پرشمار متهم به بی عرضگی!

🔸وقتی طبقه برنده، هماهنگ و یکصدا، یک حرف را تکرار می‌کند،
شک کنید!

🔹به ساختاری شک کنید که بیست میلیون نفر را با عرضه و شصت میلیون نفر را بی‌عرضه جلوه می‌دهد.

🔸ساختاری که لایه ای نازک از مرفهان مصون از هر آسیب و بحران اجتماعی_اقتصادی ساخته، و بقیه را میانه در بحران رها کرده است.

🔹ساختاری که هدفش ساختن طبقه مسلط برنده است، نه تقسیم متوازن امکانات میان فرد فرد جامعه!

🔸چرخه توزیع ثروت و درآمد در جامعه معیوب است اما بی‌عرضگی را چماق کرده اند و بر سر مردم می‌کوبند.

🔹ساختار بی‌عرضه است که نه توانسته و نه خواسته عدالت را اجرا کند.

🔸با این ریل‌گذاری تکنوکراسی و سرمایه‌داری برای آینده کشور،
با این تلاش ساختاری برای افزایش بیشتر شکاف طبقاتی و برنده تر کردن برندگان،

اگر عرضه همان بهانه ایجاد دره‌های ویرانگر اجتماعی است

🔹شک نکنید نفع ما در بی‌عرضگی مسئولان است
شاید کمتر آسیب ببینم!
@adalat_khaneh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📣تیزر اپیزود ششم گفتگوهای جدال

گفتگو با سعید زیباکلام

♦️عدالتخواهی و رابطه آن با امنیت


🔹گفتگو با #سعید_زیباکلام، استاد دانشگاه تهران و از پیشروان امروز عدالتخواهی در ایران

این گفتگو را میتوانید سه شنبه شب ساعت بیست و یک در آپارات و یوتیوب مشاهده کنید
http://aparat.com/jedaal_tv
http://youtube.com/jedaal_tv

@Saeidzibakalam



🆔 @Saeidzibakalam
⭕️ چرا #سرباز ماهر آدرس غلط است

◀️ مدتی است که مسئولین #نظام_وظیفه قصد دارند تمام انتقادات وارد به مسئله سربازی را با "قرارگاه مهارت آموزی" و "سرباز ماهر" پاسخ دهند.

🔸 بر اساس ادعای آنان، قرار است سربازان در پادگان‌ها با کارگاه‌هایی مانند #تعمیرگاه، تاسیسات، #نانوایی، #آرایشگری و ... مهارتی بیاموزند.

اما چرا مسیر #سرباز_ماهر از اساس اشتباه است

🔹 دلیلی که روزگاری منجر به سربازگیری شد، تامین #امنیت کشور به ازای دریافت #مالیات انسانی یا همان سرباز بود، فارغ از این سوال که امروز چقدر سربازان در تحقق امنیت تاثیر گذارند، امر بدیهی آن است که این امر هیچ نسبتی با یادگیری مهارت‌آموزیِ غیرنظامی، نخواهد داشت.

🔸 قرارگاه ادعا می‌کند که اگر سربازان مهارتی داشته باشند از آن‌ها استفاده بهینه خواهد کرد. بیش از ۳۰ سال از #جنگ تحمیلی می‌گذرد و در این سال‌ها مجموعا بیش از ۲۴ میلیون جوان ۲ سال خدمت کرده‌اند، فقط در یک نمونه اگر برای #محرومیت‌زدایی و کار #جهادی از سربازان استفاده کرده بودند محرومیت ریشه‌کن میشد.

🔹 البته نباید فراموش کرد، هدفی که قرارگاه از #مهارت‌آموزی سربازان عنوان کرده امنیت نیست! بلکه #اشتغال‌زایی و #کارآفرینی برای جوانان است. بازهم فارغ از اینکه چه آماری از جوانان صرفا بخاطر سربازی شغلشان یا موقعیت استخدامی را از دست می‌دهند، باید پرسید آیا جایگاه نیروهای مسلح آموزش مهارت برای اشتغال‌زایی است؟ پس وظیفه آموزش و پرورش، وزارت علوم، #وزارت_بهداشت و ... چیست؟ اینکه آیا این نهادها چقدر کارآمد بوده‌اند بحث دیگریست، اما آنچه واضح است نیروهای مسلح به #آموزش‌وپرورش هرگز اجازه نخواهند داد تا مدرسه را به میدان تیر و رزمایش پرتاب موشک تبدیل کنند اما در طرف مقابل خودشان در امر آموزش و مهارت‌افزایی وارد می‌شوند.

🔸 فرضا که بپذیریم می‌توان جایگاهی برای نیروهای مسلح در امر آموزش در نظر گرفت، انتظار می‌رود به عنوان امری مشوق و اختیاری برای سربازی استفاده نشود، نه آنطور که برنامه ریزی کرده‌اند تا ۱۴۰۱ مهارت‌آموزی #اجباری شود! گویا نیروهای مسلح تمام نقش #تربیتی را با توسل به زور و اجبار می‌بینند؛ سربازی اجباری، مهارت‌آموزی اجباری و ....

🔹 حال اگر که شخصی از قبل دارای مهارت بود، چرا هیچ مشوقی با عنوان کسری خدمت وجود ندارد و شخص باید دوباره همین فرایند را طی کند؟ اگر سرباز این قدر وقت خالی دارد که ادعا می‌شود در این مدت به او مهارتی آموخته می‌شود، بهتر نیست که بدون اجبار به او اجازه داده شود تا در جامعه به فعالیتی که علاقه دارد بپردازد؟

🔸 مهارتی که ادعا می‌شود سربازان در تناسب با حداقل ۶۰۰۰ ساعت در اختیار نیروهای مسلح هستند می‌آموزند بسیار ناچیز است. با ۶۰۰۰ ساعت می‌توان ۳ لیسانس #مهندسی، ۱ #پزشکی عمومی و تخصصی، ۱۰ مدرک #خلبانی (تئوری+عملی) و هزاران مهارت دیگر آموخت.

🔺 به نظر می‌رسد مهارت آموزی و سرباز ماهر تنها روکشی برای پوشاندن آسیب‌های فراوان فرهنگی - اجتماعی، اقتصادی و امنیتی، و راه فراری در مقابل پاسخ به انتقادات مهمی است که به خدمت وظیفه عمومی وارد است.

🔺 @NasimOnline
🎬 @Mostazafin_TV
Forwarded from جمهورى سوم
The Crown
سریالی درباره نسبت حاکمیت و زنانگی

🔺«شاه باید سلطنت کند نه حکومت». آنانکه تاریخ معاصر ایران را بخوبی خوانده‌اند می‌دانند که این جمله خلاصه‌ی مطالبه همه مبارزات سیاسی در طول قریب به یک سده مبارزات مشروطه‌خواهی ایران و ماحصل آسیب‌شناسی مصلحین و انقلابیون سیاسی از همه مشکلات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و تمدنی ایران است. این جمله حتی در برهه پیروزی انقلاب اسلامی نیز مطرح بود و تنها جمهوری‌خواهی یا برچیدن کامل سلطنت، نظریه سیاسی مترقی‌تری بود که نهایتا در پیش‌نویس قانون اساسی بر این نظریه پیشی گرفت.

🔺سریال تاج که پروژه متهورانه‌ایست که بر پایه زندگی ملکه الیزابت دوم، ملکه کنونی پادشاهی بریتانیا ساخته شده، مستقل از محتوای تاریخی، به لحاظ نظریه سیاسی بیش از هرچیز درگیر دو مسأله است. یکی چالشهای ملکه با اعمال حاکمیت مردانه و دوم چالشهای ملکه با امر زنانه که بیشتر در شخصیت خواهر او مارگارت منعکس شده است. مهم‌ترین مفهومی که فیلم می‌کوشد بنیاد سلطنت را بر آن استوار ببیند و حتی در تحولات اساسی قرن بیستم و در دوران رشد دموکراسی و سقوط پادشاهی‌ها و استعمار انگلیس از آن دفاع کند «بی‌طرفی» است که مفهومی نه مردانه-حاکمیتی-پدرسالار-مداخله‌گر-ناخداگونه و نه زنانه- پر از رنگ و نشاط و زایایی- نوگرا-عاشقانه- ریسک‌پذیر و در یک کلام زنده است تا جاییکه بارها در فیلم عنوان می‌شود که هنر سلطنت، هیچ نگفتن، هیچ کاری نکردن، صدای هیچ کسی نبودن و تکرار سنتهای خشک کهن بودن است. نوعی سنگ آسیای ثابت و زیرین که در مورد ملکه البته با نوعی حس مادرانه خشک (و نه زنانه) نسبت به کشور تلفیق شده است.

🔺مشروطیت ایرانی اما هرگز چنین تعریفی از سلطنت را تجربه نکرد. مصائب ویرانگر جنگ جهانی اول و کشف نفت در خوزستان، خیلی زود رضاشاهی بعنوان پدر ایران نوین را بازگرداند. بعد از آن محمدرضا تنها در دوره کوتاهی از سلطنت خود، در دهه بیست شمسی، به جای پدری، مادری کرد و بلافاصله با قدرت گرفتن مصدق تاج پدری را با کودتا بر سر گذاشت و تا آخر رها نکرد. با پایان سلطنت تمام اندوخته فکر سیاسی در ایران هم از حافظه‌ها زدوده شد و سالها پدری، مفروض حاکمیت ایرانی تلقی گردید و هیچکس درباره سرنوشت اضلاع دیگر ماجرا یعنی فقدان زنانگی اجتماعی و مادری سیاسی یا نوع دیگری از پدری چیزی نپرسید تا مانند دو دختر روی جلد کتاب درسی به کلی از حافظه‌ها پاک شوند.
🛑 نظام حکمرانی نوین!

🔹نیروی انتظامی ضعیف است، خب چه کنیم که این خلل را جبران کنیم، نیروی ضربتی بسیج تشکیل بدهیم با حضور عده ای جوان و نوجوان بدون تجربه و آگاهی از مسائل نظامی.

🔸وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ضعیف عمل می کند، چه کنیم که این خلل را جبران کنیم، دستگاه های فرهنگی موازی تشکیل بدهیم

🔹دولت و حکومت در زمینه رفاه عمومی و رفع فقر و ساخت مسکن برای محرومین ضعیف عمل می کند، چه کنیم، گروه های جهادی را وارد کار کنیم تا این خلل را جبران کنیم.
و....
می بینید؟
🔸هر جایی در نظام حکمرانی ضعف و خللی وجود داشته باشد، به جای بررسی، شناسایی و رفع مشکل در نظام حکمرانی کشور، مدام دستگاه و سازمان موازی تشکیل می دهند و بودجه های میلیاردی تخصیص می دهند.
چه شیوه نوین و کاربردی!
🔹جدای از اینکه باز همین سازمان های موازی فرقی با همان نهاد های رسمی ندارند و فقط بودجه ای از بیت المال هدر می رود و عده ای از خودشان حقوق بگیر می شوند.
🔹راستی یک سوال: این همه نهاد موازی، چرا نهاد موازی با قوه قضائیه و شورای نگهبان و ... ایجاد نمی شود؟

📝 #علی_آذرنژاد

@AliAzarnejaD
@maktubaat
Forwarded from جمهورى سوم
در این گفتگو می‌کوشم تبیین کنم که ریشه تبعیض جنسیتی در خانواده و جامعه، نه تفاوت‌های جنسیتی بلکه ساخت قدرت معیوبی به نام «پدرسالاری» است و آنچه کج‌فهمی‌های جنسی یا کلیشه‌های جنسیتی نامیده می‌شود از آن جهت مخدوش است که گفتمان مقوم این ساخت قدرت است که مردان را به اربابان و زنان را به عروسکهای جنسی استحاله می‌کند و همانقدر که ضد زن است ، ضد کودک و ضد تعالی مردان است. بنابراین مشکلی در تفاوت‌های جنسیتی نیست، مشکل در گفتمان قدرتی است که این تفاوت‌ها را به نفع خود تفسیر کرده.

پدرسالاری یا پاتریمونیالیسم بحثی در جامعه‌شناسی سیاسی است که من در تحسین و همدلی با جنبش زنان ایران آنرا در تحلیل خانواده و وضع کنونی زنان در جامعه ایرانی به کار می‌برم. نقطه مقابل پدرسالاری، فمینیسم به معنای برچیدن تفاوت‌ها و بازتولید توتالیتاریسم بدون جنسیت نیست، بلکه پسافمینیسم به معنای احیای امر زنانه بعنوان نظریه سیاسی مقاومتی در عصر استیلای پدرسالاری در ایران است.
🔸‏«جمهوری اسلامی» به معنای نظارت عمومی مردم بر قدرت در چهارچوب اسلام و تسلط ایشان بر سرنوشت خویش و از این رو مستلزم حضور فعالانه مردم در عرصه سیاسی است؛ سخنانی چون «تقدم ولایت بر عدالت» که حاصلی جز تبدیل جمهور مردم به توده منفعل و مطیع ندارد، در تعارض صریح با لوازم جمهوری است.

@maktubaat
Forwarded from راه سوم
🅾انتقاد محمدرضا زائری و مهدی نصيری از تفاوت حكم طبری و حكم سلطان سكه

⭕️سلطان سكه نميدانست كه چگونه بايد دهها نفر را آلوده كند تا برای خود تضمين حيات داشته باشد كه اگر بخواهند به او دست بزنند پای خيلی بزرگان به ماجرا كشيده شود.


📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️

📢@rahsevom
Forwarded from عدالت‌خانه
ریاست دادگستری استان فارس، به ابهامات و سوالاتی که در ادمه می‌آید پاسخ بدهید تا مشخص بشود، خطای فاحش رخ داده است یا خیر(؟)

✍️#حسین_شهبازی_زاده


نخست آنکه اصلا پرونده نوید افکاری چه شد که بازتاب اجتماعی پیدا کرد؟ به همین شکلی که ملاحظه می‌فرمایید، توسط رسانه های نزدیک به نهادهای امنیتی و نظامی، ماجرای قتل اینگونه توصیف شد: "ترور نیروی امنیتی توسط عوامل استکبار."
اما در ادامه و توسط صدا و سیما صراحتا موضوع پرونده یک قتل عادی و با انگیزه های کاملا شخصی معرفی گردید.
خب مگر یک پرونده قتل شامل چه چیزهایی است؟ قاتل، انگیزه قتل، و مقتول.
عامل استکبار؟ ترور؟ شهادت؟
یا : فرد عادی؟ انگیزه شخصی؟ مقتول؟
چه توضیحی برای این گاف و ابهام بزرگ وجود دارد؟ رسانه های نزدیک به ضابط های قضایی چه توضیحی برای این دارند؟ چه ادله ای برای ادعای اول و چه ادله ای برای ادعای بعدی وجود دارد؟ اگر به همین راحتی میشود ادعای بسیار بزرگ اول را مطرح کرد، چه مانعی برای اتهام پردازی های دیگر وجود دارد؟

از این ها گذشته بابک پاک نیا، وکیل دادگستری، که به درخواست خانواده نوید افکاری پرونده را مورد مطالعه قرار داده به ابهام مهم دیگری اشاره کرده و میگوید یکی از شهود پرونده از شهادت خود بر گشته است و شاهد دیگری نیز گفته متهم را برای اولین بار در دادگاه دیده است!

مضاف بر آنکه خود تشریفات اعدام نیز کاملا محل توجه و پرسش است. اینکه نوید افکاری آخر شب قبل از اعدام یک تماس عادی با خانواده داشته و به خانواده افکاری در خصوص زمان اعدام اطلاعی داده نشده و وکیلش مطابق معمول در جریان زمان اعدام قرار نگرفته و با وجود پرونده های مفتوح دیگر و شرایط ماه محرم، نهایت عجله و فوریت در دستور کار قرار گرفته، جملگی هم در مورد تشریفات اعدام و هم بالاتر از آن، شرایط عمومی پرونده را کاملا تحت تاثیر قرار میدهد.
اصل این عجله از کجا برآمده؟

بنابراین روشن است که با توجه به اعتبار جان آدمی و گستردگی نفوذ و اهمیت این پرونده در جامعه، لازم است به تمامی ابهامات اساسی_ و نه فقط به چند تایشان و به صورت گزینشی_ پاسخ بدهید.
"تقریبا محال است" دیگر یعنی چه؟ این دیگر چه جور توضیح دادنی است؟


پ.ن: راستی خود این ترکیب واژگانی محشر نیست؟ "تقریبا محال"
"محال" که تکلیفش مشخص است؛ "تقریبا" هم همینطور.
منتها کسی که این دو تا را کنار هم میگذارد به وضوح تکلیفش نامشخص است!

@adalat_khaneh
Audio
انفعال دانشگاه

سخنرانی سیدجواد میری در "جهاد دانشگاهی"


در این سخنرانی میری این پرسش را مطرح کرد که انفعال از منظر چه کسی مطرح می شود؟

آیا این انفعال از منظر آکادمیک صورتبندی شده است یا از چشم انداز امر سیاسی؟

دانشگاه یک نهاد اجتماعی است و برای شناخت آن دو مولفه ساختار و عاملیت را باید مورد بررسی قرار داد.

اما این دو مولفه منفک از هم نیستند بل یک "کل واحد" در ساحت زیست انسانی هستند.

کار دانشگاه آکتیویسم سیاسی نیست بل دال اصلی دانشگاه تحویل امر سیاسی به امر آکادمیک و صورتبندی آن در ساحت دانایی است

.....



چهارشنبه ۲۶ شهریوز ۱۳۹۹



@seyedjavadmiri
چرا دکتر فاضلی در متون و زیست آکادمیک خود "غلو" می کند؟

در منطق اصطلاحی وجود دارد با عنوان "صناعات خمس" یا انواع پنجگانه استدلال که به حسب مواد و اصناف قضایا مورد استفاده اهل نظر قرار می گیرد. صناعات خمس را منطقیون به صورت ذیل صورتبندی کرده اند:

۱. برهان
۲. جدل
۳. خطابه
۴. مغالطه
۵. شعر

این پنج صناعت در متون هر کدام کارکردی دارند. به عنوان مثال، برهان از ترکیب قضایای یقینی و غیر یقینی و در نسبت با صور گوناگون استدلال (قیاس و استقراء و تمثیل) -که در علم هم ما از قیاس و استقراء استفاده می کنیم- به وجود میآید. شعر یا پوئتیکا، به عنوان مثال، مبتنی بر خیال است و جدل بن مایه اش آرگومنتاتیوا و مقصودش تسلیم مخاطب است. مغالطه، جزم به امور کاذب می باشد. حال ممکن است شما بپرسید این صناعات خمس چه ربطی به کتاب "مردمنگاری سفر" دکتر نعمت اله فاضلی دارد؟‌ پرسش بجا و مهمی است و من تلاش می کنم به صورت موجز به آن پاسخ درخوری بدهم. به نظرم روایت فاضلی در ذیل این صناعات پنجگانه منطق قرار نمی گیرد بل در مقوله ششمی باید آن را طبقه بندی کرد که من از آن به "صناعت غلو" یاد می کنم. این خصوصیت موجب می شود که آدمی دائم غلو کند و چنین بپندارد که غلو موجبات "علو" (استعلا و عالی شدن) را فراهم می کند. اما نکته اینجاست که غلو کردن مقدمات علو را فراهم نمیآورد بل مایه فرو ریختن کاخ آرزوها می گردد. این سخن را از منظر اخلاقی یا روانشناختی مورد خوانش قرار ندهید بل بحث من در اینجا انتولوژیک و ناظر به متنِ فاضلی است که بر اساس غلو نشانه گذاری شده است. یکی از محسنات التفات به منطق، درک ریاضیات و فهم اعداد و حساب است. در این کتاب فاضلی در فصل دوازدهم با عنوان "سیری در سوآس" بخشی را اختصاص داده است به "دفاعیات من در دادگاه علم" که در باب پایان نامه دکتری خود بحث کرده است و در قسمتی از این فصل درباره استاد راهنمای خویش مطالبی را به رشته تحریر درآورده است. او می نویسد

"پروفسور ریچارد تاپر متخصص انسانشناسی ایران است. قد بلند، موهای بور، چهره آرام و خندان و سیبیل های قابل توجهی دارد! پنجاه و چند ساله اما هنوز پر انرژی و فعال است. امسال بازنشسته می شود. سی و هفت سال است تدریس می کند" (۱۳۹۰. ۴۳۲).

پرسشی که در اینجا باید مطرح کرد این است که در سال ۲۰۰۴ که او دکترای خود را اخذ کرده است و استادش پنجاه و چند سال دارد چگونه ممکن است ۳۷ سال تدریس کرده باشد؟ آیا پروفسور تاپر از ۲۰ سالگی تدریس می کرده است؟ با نگاهی به رزومه علمی تاپر متوجه می شویم او بخش اعظمی از زندگی آکادمیک خود را صرف تحقیقات میدانی اتنوگرافیک (نه وبوگرافیک) در کشورهای ایران و ترکیه و افغانستان سپری کرده است و برای اینکار زبان های ترکی و فارسی و پشتون را فرا گرفته است و این بدین معناست که او نمی توانسته در ۲۰ سالگی مدرس دانشگاه باشد که در ۲۰۰۴ (یا ۱۳۸۳-۱۳۸۴) سی و هفت سال سابقه تدریس داشته باشد. این دقیقاً همان صناعتی است که در آثار فاضلی موج می زند و من از آن به "صناعت غلو" یاد می کنم. یک استاد دانشگاه در بریتانیا در ۲۰ سالگی به مقام تدریس نائل نمی گردد و من در دانشگاه بریستول انگلستان شاهد این واقعیت بودم و می توانم به ضرس قاطع خدمت شما بگویم که این سخن نادرست است ولی آنچه در پس این سخن فاضلی نهفته است تمایل او به غلو در متونش هست که می پندارد اگر بگوید من در حوزه آموزش عالی فقط یک کتاب خوانده ام و یک پایان نامه کارشناسی ارشد را راهنمایی کرده ام این سخن او را به "علو" نمی رساند بل کسر شان اوست. پس برای جبران این کمبود هم در متونش و هم در زیست آکادمیکش دست به صناعت غلو می زند و بی محابا می گوید تاپر در سن پنجاه و چند سالگی ۳۷ سال تدریس کرده است و یا خودِ فاضلی در سن ۵۶ سالگی در اغلب حوزه های معقول و منقول کتاب نوشته است و بیش از ۲۰۰ رساله دکتری راهنمایی کرده است (و من حتی شاهد عینی هستم که او در سخنرانی خانم الهام هومین فر که درباره آموزش دوزبانگی در سال ۱۳۹۴ سخنرانی می کرد دکتر فاضلی با خشم به او گفت من ۱۰۰ رساله دکتری را در این حوزه در ۳۰ سال اخیر راهنمایی کرده ام!) و این صناعت غلو آفت متون اوست و در یادداشت بعدی درباره مواجهه فاضلی با متون کلاسیک مردمشناسی خواهم نوشت تا بعد دیگری از صناعت غلو در متون او را نشان دهم.


سیدجوادمیری

@seyedjavadmiri
⭕️ چگونه انقلاب به قهقرا می‌رود؟

🔸 «قلعه حیوانات» ماجرای حیواناتی است که در یک مزرعه، کنار هم زندگی می‌کنند. صاحب مزرعه، هر یک از حیوانات را به نوعی تحت ستم و استثمار خویش دارد. سرانجام حیوانات در جریان یک شورش، او را از مزرعه بیرون می‌کنند و اداره امور را، خود به دست می‌گیرند.

🔹 جامعه جدیدی که ایجاد می‌شود، ایده آل‌های بزرگی دارد که هدف آن بهبود شرایط زندگی حیوانات است. مهم‌ترین قانون این مزرعه، برابر بودن همه حیوانات است. اما به تدریج شعارها و آرمان‌های مزرعه ناپدید می‌شود. انقلابِ حیوانات از درون تهی و به ضد خود تبدیل می‌شود.

🔺 تفکر درباره اینکه چطور یک انقلاب به ضد خود تبدیل می‌شود و چه باید کرد تا انقلاب منحرف نشود و به آرمان‌هایش دست پیدا کند از مهم‌ترین مسائل هر انقلابی، پس از پیروزی و تشکیل نظام است. انقلاب اسلامی ما نیز از این قضیه مستثنی نیست. جورج اورول، در قالب داستان، به این مسائل پرداخته و آن‌ها را تا حدود خوبی روشن کرده است.

نام کتاب: قلعه حیوانات
ناشر: امیرکبیر
نویسنده: جورج اورول
مترجم: امیر امیرشاهی

📌 برای خرید این کتاب، اینجا را کلیک کنید.

#همه_باید_بخوانیم

🎬 @Mostazafin_TV
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📝 زمین خواران در مشهد جولان می دهند
⭕️ این قسمت: پروژه مجتمع خودرویی سامان بهمن

🔸حاشیه شمالی مشهد که همواره منطقه کارگرنشین، روستایی و دلبسته نظام و انقلاب بود، در سالهای اخیر محل دست اندازی گونه های جدیدی از زمینخواری و رانتخواری شده که با درگیر کردن منافع ساکنین محلی و در عمل گروگان گیری اجتماعی، امتیازاتی را از حاکمیت گرفته و از اختلاف قیمت این امتیازات سود می برد.

🔹این اتفاق از طریق قطعه بندی زمین های زراعی و گاه اوقافی، و پیش فروش آنها به تعداد زیادی از افراد صورت می پذیرد تا دستگاه های مدیریتی و قضایی نتوانند با برگرداندن زمین به شرایط قبل و یا اعمال جریمه های مالی با این همه طلبکار مدعی بی اطلاع روبرو شوند.

این ویدیو را حتما تماشا کنید. یک کار تحقیقی و ارزشمند از سعید شعرباف از عدالتخواهان مشهدی است

@maktubaat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم بار کامیونی که دیشب چپ کرده را دارند برایش جمع می‌کنند
کنارک بلوچستان
مردم فقیر و با عزت

@maktubaat
‏مهدی نصیری در شبکه چهار: براساس آمار وزارت ارشاد، ۷۰ درصد مردم ایران مخالف الزام به ‎#حجاب هستند.
در ‎#قم و ‎#خراسان_جنوبی نسبت مخالفان به موافقان حجاب اجباری یا بیشتر و یا مساوی است.

اگر جامعه‌ای به جایی رسید که اکثر مردم خواهان عریانی بودند، باید از ‎#حکومت_اسلامی خداحافظی کنیم.

@maktubat
Forwarded from راه سوم
🅾 توصيه محمد مهاجری به نمايندگان : اگر مجلس را تعطیل کنيد روزي چند صد ميليون تومان به مملكت خدمت كرده ايد

⭕️يكسال استراحت كنيد تا با تشكيل دولت جديد وظايف وكيل الدوله اي خود را انجام دهيد

⭕️به نظر می‌آید نمایندگان مجلس در جاهای دیگر نمی‌توانند کاری انجام دهند و مانند کسانی که از بیکاری جدول حل می کنند، قانون انتخابات را عوض می‌کنند.

⭕️مجلس یازدهم با شعار معیشت و مشکلات مردم روی کار آمد، اما کجای قانون انتخابات مشکلات مردم است؟! نمایندگان پاسخ دهند این قانون چه مسئله‌ای از مردم را حل می‌کند؟!

⭕️به نمایندگان مجلس پیشنهاد می‌کنم اگر واقعا کار خاصی ندارند چراغ‌های مجلس را خاموش کنند زیرا هم در هزینه‌های مجلس صرفه‌جویی می‌شود و هم یک سالی استراحت می‌کنند تا دولت بعدی که دولت خودشان است، روی کار بیاید و آنجا وظایف وکیل‌الدوله‌ای خود را انجام دهند. در این یک سال اگر واقعا مجلس را تعطیل کنند روزی چند صد میلیون تومان به مملکت خدمت می‌کنند.


📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom