گفتمان جريان سوم – Telegram
گفتمان جريان سوم
110 subscribers
2.61K photos
806 videos
36 files
1.4K links
اين كانال صرفن براي گفت و گو جهت امكان سنجي ايجاد جريان سوم فكري، فرهنگي و اجتماعي در سپهر عمومي ايران با احترام به قوانين تاسيس گرديده است.
ارتباط با ما:
@News_Administrator
Download Telegram
گزارشی کوتاه از سمیناری بزرگ به مناسبت نودمین سال تولد "علی شریعتی"


تلگمینار "شریعتی و راه آینده" که به مناسبت نودمین سال تولد دکتر علی شریعتی توسط انجمن جامعه شناسی ایران (گروه جامعه شناسی کشورهای اسلامی) در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در روز یکشنبه ۱۶ آذر (روز دانشجو) برگزار شد. در این نشست ۲۱ نفر از شهرهای تبریز، بجنورد، اصفهان، اردبیل، دزفول، رشت، ساری، کرج، انزلی، تهران شرکت کردند. حسن محدثی با موضوع "خطای راهبردی شریعتی" در باب تفوق مفهوم دین جنبشی بر دین نهادی در اندیشه شریعتی سخنرانی کردند. محمد حسین بادامچی به "مقایسه دیدگاه علی شریعتی و هانا آرنت" درباره مفهوم انقلاب و نسبت آن با انقلاب ایران پرداختند. زینب شریعت نیا با موضوع "انسان ایده آل" در نسبت با مفهوم فطرت در تفکر شریعتی سخنرانی خویش را صورتبندی نمودند. سخنران بعدی سمیه السادات شفیعی بود که به مسئله زنان در مفصلبندی تئوریک شریعتی پرداخت و پرسش از کدامین صورتبندی از امر زنانه را در بحث خویش پیش کشیدند. تینا امین به مسئله مهم اما مغفول رتوریک و جایگاه آن در فهم شریعتی اشاره داشتند و از این چشم انداز به گفتمان روشنفکری پرداختند. رزیتا خسروی از اصفهان سخنرانی خود را با تمرکز بر روی مفهوم "یک! جلویش تا بی نهایت صفر" ارائه کردند و تلاش داشتند این مفهوم شریعتی را در نسبت با اکنونیت صورتبندی نظری کنند. سید حسین حسینی بازخوانی انتقادی خویش از "اسلامشناسی شریعتی" را موضوع محوری سخنرانی ۱۶ آذر خود قرار دادند و تلاش کردند بحث های روشی و بینشی را در نسبت با گفتمان اسلامشناسی شریعتی مفصلبندی نظری بنمایند. حسین روحانی از تبریز به مقایسه بین هایدگر و شریعتی در باب "ماهیت تکنولوژی" دست زد و تلاش نمود با رویکرد مقارنه ای بین این دو نظریه پرداز نقاط مشترک و مفترق را بازخوانی انتقادی نماید. شیما وزوایی به نکته مهمی در حوزه مطالعات پسا-استعماری و "امر ترجمه" در نسبت با آثار شریعتی پرداختند و این موضوعی است که کمتر مورد التفات قرار گرفته است. میلاد دخانچی که در کانادا بحث پسا-اسلامیسم را در رساله دکتری خویش دنبال کرده بود در این سخنرانی به موضوع "مدل حکمرانی" در اندیشه شریعتی پرداخت. محمد حسن علایی از اردبیل به مسئله نیهیلیسم و امکانات اندیشه شریعتی در مواجهه با آن در اکنون و اینجا پرداخت. حسین حجت پناه از کرج به امر بنیادین آموزش و پرورش و نسبت آن با نظریه پداگوژیک شریعتی پرداخت. شیرین ولی پوری از تهران به تطابق آرای فقه اجتماعی شریعتی و نسبت آن با "ایران امروز" پرداخت. عباس نعیمی جورشری دیگر سخنران گیلانی در این سمینار ملی بود که از مفهوم "شریعتی علیه شریعتی" در ساحت پسا-انقلابی ایران سخن راند. مزدک رجبی در باب امکان زیستن در جهان معاصر ذیل اندیشه شریعتی سخن گفت. او دو ویژگی در "انسان بی خود" را توضیح داد؛ یکی دورگه بودن اندیشه شریعتی است که همزمان هم نقد گذشته فرهنگی ما و هم نقد جهان معاصر است که این از بی بدیل ترین ویژگیهای اندیشه وی است و در آخر به پرش اتوپیایی خیال نظری وی اشاره داشت.
آیدین ابراهیمی از اعضای کلیدی گروه جامعه شناسی کشورهای اسلامی در انجمن جامعه شناسی ایران در باب تقابل یا تفاهم بنیادهای غیر تاریخی در هبوط در کویر سخنرانی نمود. حسین شیر محمدی از اصفهان در باب دو مفهوم کلیدی جنبش و نظام در اندیشه شریعتی سخنرانی کرد و نقدهای خویش را ذیل جامعه شناسی معرفت صورتبندی انتقادی نمود. آزاده گریوانی از شهر بجنورد در باب مفهوم تمدن در اندیشه شریعتی و مقایسه آن با رویکرد مالک بن نبی از الجزایر پرداخت و تلاش کرد مشترکات و مفترقات این دو اندیشمند جهان اسلام که در شرق و غرب دنیای اسلام می زیستند را مورد بازخوانی انتقادی قرار دهد. فرامرز معتمد دزفولی از شهر دزفول دیگر سخنران این سمینار بودند که در باب هبوط به مثابه "سرنمونی برای تاب آوری واقعیت" سخن گفتند. لیلا اردبیلی مسئله را این می داند که شریعتی در کلان روایت خویش به امر مهمی اشاره کرده است و آن تباین دو جهان ایرانیت به مثابه اسلامیت یا اسلامیت به مثابه جزیی از ایرانیت. شریعتی در خوانش اردبیلی به این مسئله تحویل داده شده است. آخرین سخنران سیدجواد میری بود که به بازخوانی هبوط در کویر پرداخت و آن را نه یک کتاب بل یک مفهوم کلان در اندیشه شریعتی می داند و مدعی بود که جنس تفکر شریعتی هبوط در کویر است و این تلقی از متافیزیک شریعتی را به مکتب "الهیات فرآیندی" در خوانش وایتهد نزدیک می کند. سمینار در ساعت ۲۱ روز یکشنبه به پایان رسید. خبرگزاریهای ساعد نیوز، ایکنا، ایلنا و روزنامه اعتماد این سخنرانی ها را پوشش دادند و در روزهای آتی گزارش های کامل تر سخنرانی به اطلاع شما عزیزان خواهد رسید.



سیدجوادمیری



پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی



@seyedjavadmiri
Forwarded from دانشگاه ما
بیانیه روز دانشجو، ۱۶ آذر ۱۳۹۹ جمعی از فعالین و تشکل‌های پیشروی دانشجویی

خون‌های ریخته شده در شانزدهم آذر سال سی و دو از آن جهت به پرچم و راهنمای جنبش‌های دانشجویی بدل گشت که بیانگر پیشروترین و ریشه‌ای‌ترین آرمان‌های آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه‌ی جامعه‌ی خود بوده است. از این‌جهت همواره مستبدین و مرتجعین سعی در کمرنگ نشان دادن و تحریف آن داشته‌اند. اما به گواه تاریخ، شانزدهم آذر همچون سنگری در برابر استثمار و استبداد در سیاه‌ترین برهه‌های تاریخ پابرجا مانده است.
روز دانشجوی امسال حائز اهمیت ویژه‌ای می‌باشد، چرا که حاکمیت توانسته است بواسطه‌ی‌شیوع بیماری کرونا، خود را به خواست ِ« دانشگاه، بدون زیست اجتماعی دانشجو»، نزدیک‌تر کند و با پیگیری بیشتری در جهت «سیاست‌زدایی» دانشگاه عمل کند. همه‌گیری کرونا فرصتی شد برای مسئولین دانشگاهی تا فضای اختناق را تشدید کرده و به سرکوب جنبشی بپردازند که شانه به شانه طبقات فرودست، از دی‌ماه نود و شش تا به اکنون در محیط دانشگاه‌ها امتداد یافته است. جنبشی مستقل که در روز دانشجوی سال نود و هشت، اعتراضش را نسبت به منطق استثمارگر سرمایه‌داری و سیاستِ استبدادی رسانده، در مقابل تبعیض جنسیتی ایستاده و خواهان تحقق دموکراسی رادیکال و آزادی است.
در سالی که گذشت، هر اندازه که بر فلاکت طبقه‌ی فرودست افزوده شد، سرکوب دانشجویان مستقل نیز شدت گرفت. عدم حضور فیزیکی دانشجویان در محیط دانشگاه این امکان را برای حاکمیت فراهم ساخت تا به آرامی «پروژه‌ی انقلاب فرهنگی دوم» را آغاز کند. پروژه‌ای که اگر در سال 1359 در جهت اهداف سیاسی حاکمیت و تسویه‌ی نیروهای مخالف‌خوان متمرکز بود؛ امروز مضاف بر آن، در جهت منافع طبقاتی عمل می‌کند. به عبارتی، دانشگاه‌هایی که برای خود هیچ رسالتی بجز تولید مدرک نمی‌شناسند، به مدد ویروس کرونا، فرصتی یافتند تا همچون سوداگران بازار، از هزینه‌های خود کاسته و بر سودشان بیافزایند. تبدیل دانشگاه از یک فضای اجتماعی به کارخانه‌ی تولید کارگر،
برنامه‌ایست که می توان گفت در این سه دهه‌ی اخیر به موازات و در تکامل سیاست‌های خصوصی‌سازی صنعت و قراردادی‌سازی کار کارگران، توسط حاکمیت پیگیری شده است. از همین‌رو دانشجویان خود را هم سرنوشت با طبقه کارگر می‌یابند. دانشجویان از آن جهت در مخالفت با پولی‌سازی دانشگاه می‌ایستند که در پیش روی خود وضعیت معیشتی کارگران هفت تپه، هپکو و معادن خصوصی شده و ... را می‌بینند. دانشجویان از آن جهت به دنبال احقاق آزادی بیان در دانشگاه می‌باشند که پیش روی خود سرکوب کارگران معترض را می‌بینند. دانشجویان پس از ورود به دانشگاه خود را اسیر کارخانه‌ای می‌یابند که به تولید ارتش ذخیره‌ی بیکاران مشغول بوده و به این واسطه در گذشته، حال و آینده‌ی خود، سرنوشت طبقه کارگر را می‌بیند.
بدین وسیله جمعی از فعالین و تشکل‌های دانشجویی اعتراض خود را نسبت به روند تبدیل دانشگاه به بنگاه صنعتی و پادگان نظامی بیان داشته و خواستار کاهش هزینه‌های آموزشی در دوران کرونا، رفع تبعیض جنسیتی، پایان دادن به بازداشت و احضارهای مکرر دانشجویان فعال توسط نهادهای امنیتی و تعلیق و لغو مجوز نشریات مستقل می‌باشد. از آنجا که امضاکنندگان این بیانیه، احقاق مطالبات دانشجویی خود را در گروی لغو سیاستهای طبقاتی حاکمیت در تمامی حوزه‌های اجتماعی دانسته، سعی در پیگیری حقوق خود در همبستگی با طبقات فرودست دارند. جنبش دانشجویی بدون ارتباط سازمان‌یافته با جامعه خود نمی تواند منشاء پیشرفتی گردد.
۱۶ آذر ۱۳۹۹

🔻جمعی از فعالین و تشکل‌های پیشروی دانشجویی:

-جمعی از دانشجویان دانشگاه مازندران

-جمعی از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی تهران

- جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی تهران

-جمعی از فعالین صنفی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

-جمعی از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب

-نشریه دانشجویی ضد دانشگاه مازندران

@zed_umzmagazine
@Daneshgah_ma
Forwarded from پرومته
🔵 ۱۶ آذر ۹۹؛ کندوکاو برای یافتن پاسخ به بحران

▪️۱۶ آذر امسال را در میانه‌ی یکی از شدیدترین اشکال بحران و رکود سیاسی گرامی می‌داریم. سالگرد آبان ۹۸ را پشت سر گذاشتیم؛ اما وضعیت راکد پساکرونایی خود را به عنوان اتمسفر کلی حاکم بر فضای موجود بر ما تحمیل کرد. حکومت دست از ارعاب دانشگاهیان برنداشته و هجوم افسارگسیخته بر حیات اقتصادی دانشگاه را چندبرابر نموده.

▪️در شرایط خطیر فعلی، شکل مجازی ارتباط با یکدیگر به عنوان یک چالش اساسی مطرح شده و اجازه‌ی بروز بسیاری از کنش‌ورزی‌ها را از ما گرفته‌است.

▪️نکته‌ی حیاتی اما یافتن راه خروج از تاریکی در هنگامه‌ی بحران است؛ بحرانی که قطعا بی‌مانند و تکین نیست. تاریخ به ما آموخته که چگونه و با تکیه بر چه توانایی‌هایی افرادی دورتر از ما، توانستند بحران را پشت سر بگذارند.

▪️۱۶ آذر امسال اگر معنایی داشته باشد، در همین یادآوری و به‌بارآوردن مجدد قوه‌ی جست‌وجو‌گری برای یافتن راه‌های خروج از بحران و رکود سیاسی است. ۱۶ آذر ۹۹ را در این مختصات گرامی می‌داریم.

@promete_mag
🌐باید موانع ساختاری سر راه تحزب را برداریم تا شکلی از دموکراسی های مدرن در کشور شکل بگیرند
🔹دکتر علی ربیعی، استاد دانشگاه
🔹خبرگزاری ایسنا
♦️ابزار دموکراسی، حزب است. دموکراسی حزبی برای همه موارد، راه حل‌هایی اندیشیده است.
♦️همه باید تلاش کنیم به سمت نظام چند حزبی پیش برویم. کسی از جناح برنامه نخواهد خواست و جناح در برابر مشکلات و بی برنامگی‌ها پاسخگو نیست.
♦️باید موانع ساختاری سر راه تحزب را برداریم. وقتی ساختار حزبی وجود نداشته باشد افراد به سمت کارهای جناحی می روند.
♦️تحولات سیاسی و بین المللی و فرصت‌های آن در سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰ لااقل بر یک یا دو نسل آتی اثر خواهند گذاشت.
♦️همه ما در تمام سطوح باید با هماهنگی بیشتری نقش خود را ایفا کنیم تا منافع ملی ما محقق شود.
♦️هیچ دولتی در دنیا بدون ساختارهای قوی اقتصادی داخلی و بالا آوردن ظرفیت‌های داخلی‌اش نمی تواند رشد کند.
♦️نیازمند یک مشروعیت و انسجام بالا هستیم.
♦️موضوع تعامل با دنیا را نباید تبدیل به نزاع کنیم تا کشور وارد مسیرهای مشکل‌زا شود.
#موانع_ساختاری_تحزب_در_ایران
#ساخت_شناسی_جامعه_در_ایران
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
ضرورت گنجاندن درس "تاریخ ایران" ذیل دروس عمومی دانشگاهی

حسن حضرتی

دانشیار تاریخ دانشگاه تهران


در سه سالی که معاونت آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران را برعهده داشتم، یکی از موضوعاتی که دنبال کردم، پیشنهاد گنجاندن دو واحد درس عمومی "تاریخ ایران" برای دانشجویان همه رشته های دانشگاهی بود. در مراسم روز معلم به سال ۱۳۹۶ با حضور جناب آقای دکتر نیلی رئیس محترم دانشگاه، در ضرورت ارائه این درس برای همه دانشجویان در همه رشته ها سخن گفتم. با تاییدی که در آن جلسه گرفتیم، مقدمات اداری و اجرایی کار شروع شد. پس از طرح در شورای گروه تاریخ به همراه استادان ارجمند آقایان دکتر وثوقی و دکتر صفت گل طرح درس آن را نوشتیم. چند جلسه ای در شورای گروه درباره آن گفتگو و در نهایت به تصویب رسید.

پس از تصویب در گروه و دانشکده، پیشنهاد را به صورت رسمی به دانشگاه ارسال کردیم. خوشبختانه دو ماه پیش در شورای برنامه ریزی دانشگاه با دفاعی که انجام دادیم، به تایید و تصویب نهایی رسید. با تصویب در این شورا، آخرین گام هم در دانشگاه برداشته شد. قرار براین شد که دانشگاه پیشنهاد رسمی خود را در این زمینه به وزارت عتف ارسال کند که فکر می کنم تاکنون انجام شده باشد.

از آن جا که می گویند کار از محکم کاری عیب نمی کند، جدا از دانشگاه، سال گذشته این پیشنهاد را در کارگروه علوم تاریخی وزارت علوم هم به صورت رسمی طرح کردم. با استقبالی که همکاران فاضل کارگروه و رییس محترم آن جناب آقای دکتر الویری بزرگوار نشان دادند، به سرعت و البته با دقت، طیّ چندین جلسه درباره چندوچون قضیه بحث و گفتگوهای کارشناسی انجام شد. در نهایت پیشنهاد مورد نظر به تصویب رسید و طبق روال به مراجع بالاتر ارجاع گردید.

دغدغه همه عزیزانی که در فرآیند طرح و تصویب درس عمومی "تاریخ ایران" نقش داشتند، چند دقیقه است:

۱. تاریخ ایران بخشی از هویت ما ایرانیان است. بنابراین نباید نسبت به آن غافل بود. به ویژه در زمانه ای که بدخواهان این مرزوبوم چشم طمع به تاراج تاریخ آن دوخته اند. باید برای آگاهی نسل جوان از هویت ملی و سرزمینی اش، بیش از پیش کوشید.

۲. متولّی این درس، گروه های علمی تاریخ در همه دانشگاه ها باشند؛ همانند درس عمومی "فارسی" که برعهده گروه های زبان و ادبیات فارسی است.

۳. این درس ذیل دروس عمومی غیراختیاری تعریف و ارائه شود.

امیدواریم ملاحظات بالا در مراجع ذی ربط مورد توجه و امعان نظر قرار گیرد و به زودی شاهد تصویب آن در وزارت عتف و شورای عالی انقلاب فرهنگی و ابلاغ آن به دانشگاه ها باشیم.

تاریخ شناسی (حسن حضرتی)

#حسن_حضرتی
#آموزش_و_پرورش
#هویت_ملی

@PersianPolitics
کتاب "مطالعه رهبری سیاسی،روایتهای پایه و رقیب "
مطالعه رهبری و به طور خاص مطالعه رهبری سياسی بحث اصلی مطرح شده در اين كتاب است. برداشت و فهم ما از رهبری چيست؛ اين مسئله به صراحت يا به طور ضمنی تحت تأثير گزينه های بسيار اساسي هستی شناختي و معرفت شناختی است كه ما برمی گزينيم و اينكه اين انتخاب ها تا چه حد مناسب و دارای چه امتيازهايی هستند و آيا می توانند توضيح مناسبی براي زمينه تحقيقاتی ما باشند.
اين كتاب قصد دارد شيوه های متنوع مطالعه رهبری سياسی در حال حاضر را شناسايی كند به جای اينكه تلاش كند شيوه يگانه غيرممكنی بر اين تنوع تحميل كند و يا يك روايت جديد از يك ديدگاه خاص ارائه دهد.

مطالعه اين كتاب به استادان، دانشجويان، دانش پژوهان و علاقمندان به علوم سياسی، صاحبان قدرت سياسی و افرادی كه خواهان حضور در عرصه رهبری سياسی هستند توصيه می شود.

#کتاب
#پیشنهاد
#هموندان

@MehestaanParty
Forwarded from شرق دور
فرهاد قنبری:
رادیکالیسم عملی_رادیکالیسم فکری
@kharmagaas

"رادیکالیسم عملی" به معنای هواخواهی و طرفداری از دگرگونی‌های بنیادی جامعه و تغییرشکل کامل و سریع، نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود است. رادیکال ها طیف وسیعی از تحول خواهان و هواداران تغییرات اساسی و بنیادی و کسانی که وضعیت موجود را غیر قابل تحمل دانسته تا بخشی از تندروترین بنیادگرایان دینی و تروریست را شامل می شوند.

جامعه معاصر ایران جامعه رادیکالی محسوب می شود. دو انقلاب، دو کودتا، چندین جنبش و قیام و شورش های متعدد در یک قرن اخیر نشان می دهد، جامعه ایران اکثریت مواقع از وضعیت حاکم بر خود ناراضی بوده و چاره کار را در تغییرات کامل وضع حاکم احساس نموده است.
این شکل از گرایش به تغییرات بنیادی که اندیشه و فکر چندانی حول آن صورت نگرفته است و به تبعات حاصل از آن تغییرات نیاندیشده است را می توان" رادیکالیسم عملی" نامید. رادیکالیسم عملی بیشتر بر جنبه ظاهری تغییرات تاکید دارد و اغلب بدون پشتوانه اندیشگانی دست به عمل می زند. در مقابل رادیکالیسم عملی می توان از "رادیکالیسم فکری" سخن گفت. رادیکالیسم فکری بیشتر از آنکه به فکر تغییرات سریع ساختارها باشد به نتایج کردارهای خود می اندیشد و شکستن بت های ذهنی و ویرانی امپراطوری های متصلب حاکم بر روان خویش را مقدمتر و واجب تر از شکستن بت های بیرونی و بر هم ریختن جامعه و ساختارهای حاکم بر آن می داند.

نکته ای که باعث درجازدن همیشگی جامعه ما می شود این است این جامعه همیشه رادیکالیسم عملی را بر رادیکالیسم فکری ترجیح داده است، چرا که ریختن به خیابان و انقلاب و کودتا و شورش کردن را بسی راحتر از رادیکالیسم فکری و فروریختن بت های دانسته است. رادیکالیسم فکری نیاز به مطالعه و اندیشه فراوان دارد و بدیهی است درجامعه ای که به کتاب و مطالعه علاقه چندانی وجود ندارد، رادیکالیسم عملی به رادیکالیسم فکری ترجیح داده می شود و چاره کار بیشتر از آنکه در انقلاب و شورش و تحول درونی جستجو شود، در به هم زدن ساختار سیاسی از طریق شورش و انقلاب بیرونی جستجو می شود.

نتیجه رادیکالیسم عملی اغلب نتیجه ای تلخ و همراه با سرخوردگی های شدید است. رادیکال های عملگرا مدتی پس از آنکه ساختار سیاسی و اجتماعی را تغییر می دهند، متوجه می شوند که تغییر خاصی در وضعیت جامعه شان رخ نداده است و اصطلاحا " بوی بهبودی ز اوضاع جهان نمی شنوند". (به این علت است که اغلب این افراد پس از مدتی از کنش سیاسی و اجتماعی خود سرخورده و پشیمان شده و گاهی برای همیشه از پرداختن به عالم سیاست فرار می کنند و گاهی هم نوستالژی گذشته آزارشان می دهد. سرخوردگی هایی که پس از کشته شدن یا سقوط هر شاهی یا سلسله ای در رفتارها و گفتارهای مردم خود را نشان می دهد یا موج پشیمانیم هایی که پس از رای دادن به کاندیداهای خاص، یا تکرار مداوم خدا بیامرز شاه و.. از این قبیل واکنش هاست)

جامعه ما به همان میزان که به رادیکالیسم عملی خو گرفته است، با رادیکالیسم فکری، غریب و بیگانه است. جامعه ما نه تنها برای فکر کردن و اهالی اندیشه ارزشی قائل نیست، بلکه مدام با تمسخر و به حاشیه راندن روشنفکران سعی می کند، گناه بار جهل و عملگرایی بدون اندیشه خود را بر دوش آنها گذاشته و اهالی اندیشه را در جایگاه متهم مورد مواخذه قرار دهد. این مسئله که عوام در جامعه ما پیشروتر از روشنفکران هستند، حقیقت غیر قابل انکاری است، اما حقیقتی است که مدام هزینه های سنگین به جامعه تحمیل کرده است.

جامعه ایران «جامعه ای غوغا سالار» است. جامعه غوغا سالار به جامعه ای گفته می شود که در آن صداهای بلند و رگ های باد کرده گردن است، که جای منطق و استدلال را می گیرد و احساسات گرایی بر شئون سیاسی و اجتماعی حاکم می شود. در جامعه ما نخبگان، روشنفکران و صاحبان اندیشه اغلب توسط جامعه به بزدلی، کند روی و بی عملی متهم شده و پس رانده می شود و در مقابل بنیادگرایان، چریک ها، واعظان پرشور و گاهی اوباش و گردن کشان هستند که بر موج تغییرات و تحولات سیاسی و اجتماعی سوار شده و الهام بخش توده ها می شوند.
نکته تلخ و آزاردهنده دیگر هم این است که جامعه ما همیشه به رادیکالیسم عملی به عنوان یک آیتم مثبت و برتر نگریسته است و در مقابل دشمن رادیکالیسم فکری و تغییر در ساختارهای ذهنی خود بوده است.‌





#شرق_دور
✳️ @Iransharghedoor🇮🇷
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌بودجه به زبان ساده-۲ (نسخه کم‌حجم)

🔺 مجلدات و پیوست‌های بودجه کل کشور

👈 نسخه کم‌حجم اما غیرفشرده

📍کانال سیاست‌گذاری‌ اجتماعی
📍 @SocialPolicy
🔸اصلاحات به چه معناست؟

🔹
پرسش و پاسخ آنلاین انجمن دانشجویی سپاس با دبیرکل نهضت آزادی ایران

@nehzatazadiiran

📌اصلاحات یعنی تلاش برای تغییر و تحول در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه به صورت تدریجی و مسالمت آمیز و در چهارچوب قانون

https://www.aparat.com/v/jaegw

📎فایل کامل صوتی جلسه پرسش و پاسخ را از لینک زیر دانلود فرمائید:

https://shenoto.com/album/46457


@nehzatazadiiran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ ایران؛ بهشت انحصار مشاغل

◀️ با شکست انحصار مشاغلی همچون پزشکی، وکالت، دندانپزشکی، داروسازی و سردفتری می‌توان ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار شغل ایجاد کرد. یعنی معادل نصف جمعیت بیکار کشور!

🔸 پزشکی (به ازای هر ۱۰۰۰ نفر)
ایران: ۱.۱
سایر کشورها: ۳

🔹 وکالت (به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر)
ایران: ۳۶
سایر کشورها: ۲۴۰ - ۳۰۰

🔸 دندانپزشکی (به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر)
ایران: ۳۶
سایر کشورها: ۷۰

🔹 داروسازی (به ازای هر ۱۰ هزار نفر)
ایران: ۲
سایر کشورها: ۷

🔸 سر دفتری (به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر)
ایران: ۹.۵
سایر کشورها: ۱۳.۸

🎬 @Mostazafin_TV
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ تحقیر ولی‌نعمتان انقلاب در صداوسیما

◀️ فکرش را می‌کردید روزی چنین صحنه‌هایی را از صداوسیمای جمهوری اسلامی ببینیم؟ انقلابی‌های کف خیابانِ سال ۵۷ که برای آزادی و عدالت و حکومتِ اسلامیِ حامی مستضعفان خون می‌دادند در خیالشان هم می‌توانستند چنین صحنه‌هایی را تصور کنند؟

🔸 مجریِ وقیحِ صداوسیما از یکی از شرکت‌کننده‌ها می‌پرسد اینکه پدرت راننده تاکسی است ناراحتت نمی‌کند؟ اف بر آن مجری و ناظران و مدیران صداوسیما، که دائماً باید شاهد چنین ننگ‌هایی از رسانه‌ی رسمی کشور باشیم. آن دختر نباید خجالت بکشد، ما مردم باید خجالت بکشیم که چنین مجری سخیفی در صداوسیما مشغول فعالیت است.

🔹 صحیفۀ امام را بدهید مدیران بی‌لیاقت صداوسیما یک دور بخوانند تا بدانند ولی‌نعمتان این انقلاب همین مستضعفین هستند. صداوسیما باید خجالت بکشد که به جای بزرگداشت صاحبان واقعیِ انقلاب، چهره‌های کم‌ارزش و بی‌ارزش را هرروز بزرگ‌تر می‌کند.

🔺 قوۀ قضائیه با عوامل این اتفاق ننگین برخورد کند تا دیگر شاهد چنین غلط‌هایی در رسانه‌ی رسمی کشور نباشیم. مسئولانِ قضایی اگر مدعیِ انقلابی‌گری هستند الآن وقت اثبات است. بسم‌الله...

🎬
@Mostazafin_TV
مدرسه ازاد فكري دانشگاه صنعتي شريف برگزار مي كند:
"نقش وسعت انديشه در موفقيت"
با حضور:
"اميرحسين نوربخش"
Forwarded from جمهورى سوم
درباره رابطه معرفت و قدرت
به بهانه مواضع عجيب اين روزهاي دكتر عبدالرضا داوری


🔴در تأملات و تجارب معرفت‌شناختيم همواره به اين نتيجه رسيده‌ام كه تنها نقطه معتبر براي بررسی صدق و كذب نظريات افراد و گروه‌ها و جريانها «نقاط مرزی» است. مثلا ادعاي جامعه و حكومت و دينی را كه مي گويد ما مخالف نژادپرستی و مدافع برابری ميان انسانها هستيم و روز و شب كشورها و ملل ديگر را در رسانه‌هايش بخاطر اپسیلنی تبعيض تخطئه می‌کند بايد رفت و در رفتار او با «مهاجرين افغانی» راستی‌آزمايی كرد. يا مفسر قرآنی كه در نظر و لفظ می‌گويد ما قائل به وحدت اديان و تقريب مذاهب و برادری ميان دينداران بر پايه مشتركات الهی هستيم بايد ديد كه در اختلاف ميان خليفه مسلمين و يك يهودي جانب كداميك را مي‌گيرد. يا قانون اساسی و ايدئولوژی‌ای كه از فطری بودن ارزشهايش دم می‌زند بايد ديد كه آزادي بيان و رسانه كه ضرورت فطرت است را تا چه ميزان به رسميت می‌شناسد. يا اگر در برابری ذاتی زن و مرد در آفرينش كتابی مي‌نويسد بايد ديد كه در عمل آيا قدرت گرفتن زنان و ظهور زنانگی را مفسده می‌داند يا به استقبال آن می‌رود.


🔴به تعبير ديگر مطالعات انتقادی معرفت نشان داده است كه بر خلاف تصور خام دانشمندان و روحانيون و فيلسوفان و تكنوكراتها و ايدئولوگها، تمام اقوال و دعاوي ايشان مقيد به يك قيد شديد «خودی‌ها»ست و تنها درون يك قلمروی محدود تحت تسلط خود و ماداميكه كسی به نقاط مرزی نزديك نشود، دعاوی ارزشی آنها درباره صدق و اخلاق و برابري و فطرت و مهربانی و صلح و حقيقت‌جویی كار مي‌كند و باطن آنها یعنی خشونت و جزميت و تماميت‌طلبی و اشرافيت و سلطه‌گری و استکبار در نقاط مرزی است كه به خوبی آشكار می‌شود. دقيقاً به همين دليل است كه مركزنشينان و متنعمان هميشه جاهلترين و متعصب ترين مردمانند و مرزنشينان و آنانكه توانسته‌اند فاصله خود را به لحاظ اقتصادي و فرهنگي و سياسي از مركز بيشتر كنند آگاهترين و منصفترين ها هستند. و دقيقاً به خاطر خصلت واگرای اين مركز-پیرامون و فقدان جهان رابطی ميان اين دو در وضع تاريخی ايرانی است كه هر ازچندگاهی انقلابي رخ می‌دهد و علي رغم زير و زبر شدن طبقات و بالا آمدن فرودستان و پايين رفتن فرادستان، باز هم اين ساختار پابرجا می‌ماند و بازتولید می‌شود.


🔴بنابراين اينكه زيربناي افكار و آراء قدرت است و حقيقت تنها در شرايط پادقدرت امكان بروز مي‌كند (شرط لازم و نه کافی) را می‌توان نظريه معرفت شناختی چپ نوی مسلمان تلقي كرد و نتايج ديگري از آن گرفت كه در برخي ديگر از نوشته هاي اين كانال درباره تفاوت سياست ورزي نهضتی-نهادی و زنانه-مردانه و وضعيت حوزه و دانشگاه در ايران منعكس شده است. اين مسأله قطعاً فراتر از چپ و راست جناحی يا اقتصادی مصطلح در اذهان است و همانطور كه در يادداشت ديگری نوشتم به چپ و راست كانتی در مقاله «نزاع دانشكده ها» و چپ نوی سياسی پسامدرن نزديكتر است.


🔴در شرايط كنوني ما متأسفانه دكتر عبدالرضا داوری به يكي از نمادهای عجيب و شايد رقت‌انگيز مطالعه اين پديده تبديل شده است. دكتر داوری مرد آزاده‌ايست كه بر خلاف قاعدين و زالوهای معمول ميدان سياست در ايران كوشيده مسير درست نجات ايران را در هر مقطعي شناسايی و در راه آن بكوشد. با اينحال به نظر می‌رسد تركيبی از فشارهای روانی و امنيتی و عملگرايی سياسی تحمل موقعيت رهايی‌بخش و صادقانه و ضدرياكارانه پادقدرت را بر وی ناممكن كرده و او را به جايي رسانده كه معرفت و نظر سياسی را به فاحشه‌ای براي يافتن موقعيتي درون ساخت قدرت موجود تبديل كند. اگرچه استراتژی قربانی كردن آرمانها و حقايق پيش پای اربابان قدرت به اميد تأثيری در اصلاح امور ريشه هاي كهنی در جامعه ايرانی دارد و شايد بر پايه نظريات سيدجواد طباطبايی اساساً بتوان آنرا «طرح وزارت» و مشی اعتدالی وزرای بزرگ ایرانی، از خواجه نظام الملك و خواجه نصير الدين طوسی تا قائم‌مقام فراهانی و اميركبير و فروغی و قوام‌السلطنه و شايد در اين اواخر رضا داوری اردكانی و محمد خاتمی تلقي كرد، اما آسيب و مضرات اين استراتژی همواره بيش از فوايد آن بوده و بهتر بگوييم نه تنها عمدتاً فوايدي دربر نداشته بلكه اولاً دامن معرفت سياسی را به رذالت قدرت آلوده و بی‌حیثیت کرده و امكان رشد آنرا سلب كرده و ثانياً با دادن ضريبی بی‌حساب به قدرت مسلط و نهاد حاكميت، اساساً جامعه ايران را در وضع كلنگیِ صغارت و انتظار هميشگی براي تغيير از بالا و ظهور منجی پدرسالار جديد نگه داشته است.

♦️جناب دكتر عبدالرضا داوری بايد از اين ساده‌لوحي و فانتزي خيالی دست بردارد كه انتخابات ۱۴۰۰ تافته‌ای جدابافته از روند کلی زوال تاريخی ما و بویژه سقوط قهقرايی يك دهه اخير خواهد بود.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman Amiri)
افسانه دولت ضعیف / دولت کوچک

#A 306

آرمان امیری @ArmanParian - محمدعلی همایون کاتوزیان، طی نیم قرن تلاش نظریه‌ای را در باب تاریخ ایران تدوین کرد که بیشتر با عنوان «جامعه کوتاه مدت» شناخته می‌شود. نظریه او را می‌توان به این صورت خلاصه کرد: تاریخ ایران، جدال مداوم یک جامعه ضعیف، در برابر تهاجمات دولت‌های قوی و مستقل از جامعه است.

با چنین خوانشی، تقریبا تکلیف دو پرسش مشخص می‌شود:

۱- مقصر اصلی وضعیت نابسامان کشور کیست؟ طبیعتاً، هر آنکس که قدرت بیشتری دارد: دولت.
۲- راهکار عبور از این بحران تاریخی چیست؟ تقویت جامعه، شهروندان و نهادهای مدنی در برابر دولت.

البته انتقادات بسیار زیاد و غالبا درستی به نظریه کاتوزیان وارد شده است اما به باورم، بزرگترین نقطه قوت نظریه کاتوزیان، سنگ بنایی است که می‌تواند برای جریان دموکراسی‌خواهی فراهم کند. منتقدان کاتوزیان اما، دقیقا بر خلاف او، تاریخ ایران را به صورت «دولت ضعیف در برابر جامعه قوی» توصیف کرده‌اند. این گروه تمامی شواهد در مخالفت با نظریه کاتوزیان را گردآوری کرده‌اند تا از آن به شکل یک آنتی‌تز استفاده کنند. در چهارچوب نظری جدید:

۱- مقصر وضعیت نابسامان کشور کیست؟ طبیعتاً جامعه که در برابر دولت قوی و نفوذناپذیر بوده!
۲- راهکار عبور از بحران تاریخی چیست؟ تقویت دولت یا همان پروژه دولت مطلقه مدرن.

واقعیت این است که هرقدر انتقادات مطرح شده به نظریه کاتوزیان درست باشد، به همان میزان به مجموعه گزاره‌های جدید هم انتقادات فراوانی مطرح است. پس در وزنه تاریخی و علمی، ابدا رویکرد جدید برتری قابل ذکری به نظرات کاتوزیان ندارد. در وضعیت سیاسی اما، این جدال بسیار مهم‌تر و حتی تعیین‌کننده‌تر می‌شود.

پروژه حذف کاتوزیان و برکشیدن نظریاتی همچون پروژه ایرانشهری یا ادعاهای نوصفویه‌گری، بیش از آنکه پشتوانه علمی و دانشگاهی کافی داشته باشند، مرهون تبلیغات فراگیر رسانه‌ای هستند. پروژه‌ای که اتفاقا با حمایت بخش‌های بسیار مهمی از داخل حاکمیت و حتی دولت فعلی و البته اصلاح‌طلبان تقویت شد تا امروز به یک ابرگفتمان در فضای ذهنی و رسانه‌ای بدل شود.

ابدا اتفاقی و بدون پشتوانه نیست که گروهی به ناگاه از لباس اصلاح‌طلبی و پشت نقاب «لیبرالیسم» بیرون می‌آیند و دم از ضرورت تشکیل دولت نظامیان می‌زنند. این‌ها سال‌هاست که اندیشه‌های شبه‌فاشیستی و راست‌گرایی اقتدارگرا را در دل یک پروژه روشنفکر ستیزی به جای لیبرالیسم به خورد جامعه داده‌اند و با برکشیدن امثال جواد طباطبایی در قامت یک فیلسوف خودخوانده، تمامی ارکان اقتدارگرایی حکومت را تئوریزه کرده‌اند.

در سوی دیگر هم، جریان چپ قرار دارد که متاسفانه طبق معمول هیچ نظریه تاریخی برای ایران ندارد و در نتیجه با تکرار کور شعارهای ضد «نئولیبرالیسم» خواسته یا ناخواسته در جناحی قرار می‌گیرد که مدعی است: «مشکل مملکت ما، دولت حداقلی، یا دولت ضعیف است و در نتیجه راه حل عبور از بحران، تقویت و بزرگ کردن دولت»!

«جاده صاف‌کن‌های فاشیسم»، صرفا شیفتگان نظم اقتدارگرای آلمانی یا ذوب شدگان در شهوت موشکی و جنگ‌های پیش‌دستانه نیستند. گاهی با تکرار کورکورانه یک انتقاد نامربوط، می‌توان به آتش همان تنوری دمید که برای ذوب کردن آزادی و دموکراسی افروخته شده است.

مساله این نیست که چپ‌ها نتایج فاجعه‌بار سیاست‌های خصوصی‌سازی یا گسترش تجاری‌سازی آموزش و بهداشت را به اشتباه تشخیص داده‌اند. نخیر. اتفاقا تمام این انتقادات به درستی مطرح می‌شود. مشکل اینجاست که چپ ایرانی، در غیاب یک نگاه بومی، قادر به تشخیص مرزها و تعاریف «دولت» در ایران نیست و «دولت» را با «قوه مجریه» اشتباه گرفته است.

دولت ایران، همان هیولای هزار سری است که به اسم «حاکمیت» می‌شناسیم و از طریق نهادهایی همچون بنیاد مستضعفان، کمیته اجرایی فرمان امام، آستان قدس، کمیته امداد و ... بزرگترین بخش ثروت کشور را تصاحب کرده، رسانه‌ها را به انحصار درآورده و از کانال سپاه اسلحه و قدرت نظامی را هم قبضه کرده است. یعنی بزرگ‌ترین دولتی که رژیم‌های توتالیتر شوروی و آلمان نازی هم به خواب ندیده‌اند. جامعه ایرانی هم طبق همان روایت تاریخی کاتوزیان به کلی در برابر این هیولای حکومتی بی‌دفاع مانده است. سیاست‌های خصوصی‌سازی هم صرفا پروژه‌های چپاولی است که از این جیب دولت به آن جیب واریز می‌شود، نه آنکه این هیولای عظیم را کوچک و ضعیف کند.

به باور من، تا زمانی که جامعه ایرانی نتوانسته روی پای خودش بایستد و نهادهای مدنی خودش را بنا کند و در مقاومتی موثر حکومت/دولت را وادار به شفافیت و پاسخ‌گویی کند، هرگونه گام برداشتن در راستای تقویت دولت فقط به معنای تقویت هیولایی است که تا همینجا نیز جامعه ایرانی را له کرده و به احتمال زیاد به زودی در جنگی خانمان‌سوز تمام ایران را به نابودی می‌کشاند.


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from جریان سوم دانشجویان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 تجمع امروز دانشجویان و فعالین صنفی دانشگاه تهران در اعتراض به احکام صادره علیه دانشجویان، کارگران و پولی کردن دانشگاه‌ها

@daneshjoo1400
Forwarded from جمهورى سوم
مصباح یزدی شخصیتی در طراز فضل‌الله نوری
در باب خدمت بزرگ آیت‌الله به ایران آینده


🔴ماشاءالله آجودانی در کتاب محققانه مشروطه ایرانی، در میان روشنفکران عصر قاجار و مشروطیت دو نفر را بیشتر از همه تمجید و تحسین می‌کند. میرزا فتحعلی آخوندزاده و شیخ فضل‌الله نوری! به این دلیل مشخص که بر خلاف تلاش‌های جمع‌گرایانه مستشارالدوله و میرزا ملکم خان و طالبوف و میرزای نائینی، این دو نفر با عمق نظر خاصی امتناع جمع میان دیانت و مشروطیت را اعلام کردند.

🔴از این حیث قدر و منزلت آیت‌الله مصباح یزدی در حوادث بعد از انقلاب اسلامی هم به مانند قدر و منزلت شیخ فضل الله نوری است که صادقانه اعلام کرد دفاع ما از مشروطیت به معنای به رسمیت شناختن حقوق انسانی و آزادی و برابری و قانون اساسی و مدنیت نبوده، بلکه به معنای مقید بودن سلطنت عرفیه به احکام شرعی بوده است و صادقانه تا پای جان هم پای استبداد صغیر محمدعلی شاه ایستاد.

🔴خدمت آیت الله مصباح یزدی به جامعه ایران فقط اگر همین اعلام امتناع جمع حکومت دینی با دموکراسی باشد خدمت بس بزرگی است. قریب به دو قرن است که روشنفکران و مصلحان ایرانی بر پایه یک حکم ملازمه کلی هر دستاورد سیاسی آرمانی و مطلوبی مثل حقوق و قانون و دموکراسی و تفکیک قوا و جمهوریت و عدالت را ساده‌انگارانه دینی فرض می‌کنند و با مخدوش کردن و به هم آمیختن مرزهای امر دینی و امر سیاسی بنیان‌های فکری جامعه ایرانی را ویران کرده‌اند.
غافل از آنکه آمیختن آرمان‌های سیاسی به امر قدسی درست است که در وهله اول به امر سیاسی قوام می‌بخشد و ترقی خواهی سیاسی، دینداری را از منجلاب انحطاط و تصلب بالا می‌کشد(شریعتی) اما بعد از یک نسل فرایند معکوس می‌شود و همان سازمان سنتی دین بر سیاست حاکم‌ می‌شود. (پاتریمونیالیسم بشیریه) در گام سوم اقتضائات دولت‌داری و امنیت منطق دینی را استحاله می‌کند (حجاریان) و در نهایت با آگاهی یافتن عموم به اینکه گفتمان دینی آلت دست قدرت شده است، آگاهی انتقادی به آمیخته بودن تاریخی فقه و الهیات به قدرت برای اولین بار برملا می‌گردد. (فیرحی)

♦️به شخصه بعنوان کسی که علی‌رغم همه این ملاحظات همچنان در سنت اسلام سیاسی می‌اندیشم، ضرورت تفکیک میان دانش الهیاتی و سیاسی بشری و امر قدسی آشکار است. سنت تفکر سیاسی مهجوری که از فارابی آغاز می‌شود و نماینده بزرگ آن در دوره معاصر ایرانی علامه اقبال لاهوری است و مهندس بازرگان که بر خلاف شریعتی به ضرورت این تفکیک کاملا آگاه بود. این بحث‌ البته دامنه‌ای گسترده دارد و ریشه‌های آن به استکبار معرفت‌شناختی نهفته در آراء فیلسوفان اسلامی و فقیهان بازمی‌گردد که باید در جای دیگر بررسی شود.



.
به رهبر معظم انقلاب پیشنهاد می‌کنیم اکنون که #چپ و #راست یکی شده و مانند خوره به جان انقلاب افتاده‌اند، از سر برآوردن یک جریان #عدالتخواه مستقل - و نه دست‌ساخته - در کشور حمایت کنند تا انشاالله برآیند آن منجر به اعتلای کشور شود.

▪️با توجه به سیطرۀ گسترده و طولانی‌مدت دو جریان سیاسی اصلی بر تمامی منابع اقتصادی و رسانه‌ای کشور و شبیه‌سازی نظام‌های #دو_حزبی مانند آمریکا در ایران، سر بر آوردن هر جریان دیگری در مقابل این صف‌آرایی متحد، نیازمند حمایت و پشتیبانی جدی مقام معظم رهبری است؛ و الا تا اطلاع ثانوی درب جمهوری اسلامی همچنان بر لولای سابق خواهد چرخید!

@AmirTafreshi
Forwarded from Taravat Bahar NGO
می گویند سرمایه داری صنعتی با تولیدات خود، خود را نابود خواهد کرد. آلودگی شدید هوا یکی از این تولیدات است. در هنگام تولید انرژی و فلزاتی مانند فولاد، مس، طلا، آلومینیوم و غیره، فقط انرژی و فلز تولید نمی شود بلکه بار سمی ی کره زمین نیز افزایش می یابد. مثلا در تولید طلا مقدار زیادی آرسنیک تولید می شود. در تولید برق با سوخت های کربنی نیز گاز کربنیک و دوده تولید می شود.

آلودگی هوای تهران و برخی دیگر از کلان شهر ها این روز ها به تهدیدی جدی برای سلامتی مردم تبدیل شده. تقریبا تردیدی نیست که مصرف مازوت سبب این معضل شده و کسانی که این تصمیم را گرفته اند باید پاسخ گوی صدمه زدن به جان مردم باشند. اما چه باید کرد؟
در کوتاه مدت البته قطع کامل مصرف مازوت، کاستن از تردد خود رو ها، در خواست از مردم برای ماندن در منزل تا حد امکان و تلاش مردم برای کاهش مصرف می تواند تا حدودی موثر باشد اما در دراز مدت هیچ راهی نیست جز آن که تمام ارکان جامعه و همه دستگاه های دولتی مرتبط با حفط محیط زیست در یک مرکز و با هدف دستیابی به هدف بزرگ حفظ محیط زیست و پیشگیری از آلودگی هوا تحت فرمان قرار گیرند و هماهنگ شوند. این که هر دستگاه برای خود تصمیمی بگیرد و حمیت قسمتی برایش مهم تر از منافع مملکتی باشد، ره به جایی نمی برد. این تمرکز می باید بر چند محور اصلی متمرکز باشد:
1- تهیه و اجرای برنامه آمایش سرزمین
2- اجرای قانون هوای پاک
3- تغییر سریع اقتصاد انرژی و استفاده از انرژی های نو
اگر زغال سنگ را کنار بگذاریم دیگر جیوه تولید نخواهد شد تا کسی را مسموم کند و اگر نفت و مازوت مصرف نشود دوده ای چنین سنگین و غلیظ تولید نخواهد شد. فقط باید این موضوع را شوخی نگرفت که تا کنون گرفته ایم.
#آلودگی_هوا
#تهران
#تولید_انرژی
#هوای_پاک
#مازوت


@taravatbaharngo
www.taravat-bahar.org
info@taravat-bahar.org
Forwarded from جمهورى سوم
چرا نظریه فمینیستی، برای چپ نوی مسلمان ایرانی، دیدگاهی بسیار مفیدتر و اصیلتر از دیدگاه مارکسیستی است؟


🔴 از همان آغاز صورت‌بندی چپ اسلامی جدید یا چپ نوی مسلمانی که بتواند در نقد انحراف جمهوری دوم، افقی پیش روی جمهوری سوم آرمانی برای نسل جدید بگشاید، با مشکل غلطیدن افکار مخاطبین به سمت دیدگاه مارکسیستی آن هم خوانش منحط شوروی-لنینیستی آن مواجه بودم. برای من بسیار عجیب بوده و هست که در کشوری که نه تنها چیزی به نام سرمایه‌داری و طبقه بورژوازی در آن وجود ندارد و حتی با تحولات پس از انقلاب «بازار سنتی» هم به میزان زیادی در دولت ادغام شده است، چطور برخی افراد مداوماً و بی‌پروا اصطلاحاتی مثل «نولیبرالیسم» یا «بازار آزاد» آن هم در شکل ناب هایکی و اتریشی آن که حتی در ایالات متحده هم محلی از اعراب ندارد را درباره شرایط ایران به کار می‌برند و در مقابل در حالی از ضرورت مداخله دولت در اقتصاد و قلع و قمع بخش خصوصی سخن می گویند که
🔺 اولاً دولتی که نولیبرال می خوانند خود صراحتاً در نظر و عمل نشان داده که «نهادگرای نوکینزی» است و از منظر امنیت ملی به همه چیز می نگرد (مثلاً نگاه کنید به کتاب امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران نوشته حسن روحانی و کتاب معمای دولت مدنی در جهان سوم نوشته علی ربیعی (عباد))
🔺 و ثانیاً ساخت اقتصادی و سیاسی حاکم بر ایران بیش از هرچیز متأثر از رویکرد لنینیستی در دولت‌سازی و جامعه‌سازی است و ساختار اشرافیت نومانکلاتورایی-استالینی آن هیچ ربطی به مدل الیگارشی سرمایه‌دارانه غربی ندارد.


🔴 نکته جالبتر آنکه خود مارکس در دوران حیات خود صریحاً اذعان کرده که صورت‌بندی اقتصادی وی تنها مربوط به اروپاست و در مقابل برای بحث درباره شرق رویکرد تحلیلی «شیوه تولید آسیایی» و «استبداد شرقی» را مطرح کرد که در غیاب مالکیت خصوصی و فئودالیسم و بازار، دولت را عامل اصلی سازماندهی اقتصادی در کشورهایی مثل ایران می‌داند. جالب آنکه تجربه تاریخی هم نشان داد که انتقاد آنارشیستهایی مثل کروپتکین به لنین، باکونین به مارکس و پیش از او هم تقابل فکری پرودون و مارکس درباره غلط بودن استراتژی دیکتاتوری دولتی پرولتاریایی درست بوده و عملاً آنچه در شوروی اتفاق افتاد همان تداوم استبداد شرقی روس زیر لوای ایدئولوژی مارکسیستی در شکلی توتالیتر و بسیار مخرب‌تر از قبل بوده است.


♦️در مقابل این اکونومیسم به لحاظ تاریخی نامربوط مارکسیستی که متأسفانه در خوانشی غلط از مارکس و متأثر از شوروی توسط حزب توده وارد ایران شده و تا کنون نیز در بی‌خبری از تحولات چپ سیاسی پست‌مدرن، چه درون ساختار التقاطی دولت اسلامی و چه در صورت اپوزوسیونی تداوم یافته است، صورت بندی فمینیستی از ساختار سلطه و استثمار بینشی بسیار بهتر و متناسبتر با شرایط تاریخی ایرانی و اسلامی به ما عرضه می‌کند. تنها با بهره گیری از بینش نوین فمینیستی درباره پدرسالاری تاریخی است که آشکار می‌شود سوژه زنانه نه تنها بهترین موقعیت برای فهم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و الهیاتی ایران امروز را دارد، بلکه هم به لحاظ استراتژیک و هم به لحاظ آرمانی تنها امکان برون رفت ما از تداوم و تکرار و تجدید پدرسالاری تاریخی در طی قرون متمادی محسوب می شود.


.
⭕️نظامیان و ممانعت از "گذار به دموکراسی" !

✍🏿 فاطمه گوارایی

♦️در هفته‌ای که گذشت ۱۰ وزیر دفاع پیشین آمریکا با انتشار نامه‌ای از رئیس‌جمهور فعلی این کشور خواستند که دولت نباید ارتش (تو بخوان نیروهای نظامی) را وارد بازی‌های سیاسی خود کند. در نامه آنان ذکر شده بود تلاش برای مداخله دادن ارتش ، ما را به جایی خطرناک و غیرقانونی و مغایر با قانون اساسی خواهد کشاند. نویسندگان نامهٔ فوق همچنین نوشته‌اند: «افسران نظامی یا مقامات غیرنظامی که چنین اقداماتی را طراحی یا اجرا کنند، مسئول شمرده خواهند شد و از جمله به‌خاطر پیامدهای سنگین اعمالشان برای کشور ممکن است مشمول مجازات‌ برای اعمال مجرمانه شوند.»
این خبر در لابلای مسائل بسیاری که امروزه در شبکه‌های اجتماعی می آیند و می روند خیلی مورد توجه قرار نگرفت . در حالی که حاوی پیام مهمی بود و آن اینکه نهادینه شدن دموکراسی با به کارگیری نیروی نظامی در ساختار های سیاسی و منازعات داخلی حتی در کشوری چون ایالات متحده امریکا رابطه معکوس دارد.
♦️نظامیان در هر کشور حافظان امنیت و استقلال و مرزهای آن در مقابل تهدیدات بیرونی هستند. در کشورهای دمکراتیک‌تر، فرماندهی عالی نیروهای نظامی همواره بر عهده نیروهای سیاسی منتخب مردم میباشد که از طریق فرآیند انتخابات آزاد، قدرت اجرائی را به دست گرفتهاند و با نظارت قوه مقننه‌ی منتخب مردم، عملا نظر اکثریت را بر نیروهای نظامی کشور اعمال می‌کنند. در چنین سیستم‌هائی نیروهای نظامی تابع منافع ملی و عمومی و خواست مردمی هستند که صاحبان اصلی آن سرزمین محسوب می‌شوند .
♦️ورود نیروهای نظامی به عرصه ای به جز حفاظت از امنیت، استقلال و منافع ملی، آنها را برای ورود به سایر عرصه‌ها وسوسه خواهد کرد . به گونه ای که در مدتی نه چندان طولانی آنها همه چیز را در قبضه خود خواهند گرفت . از سوی دیگر حضور نیروهای نظامی در عرصه های اقتصادی و سیاسی تمرکزشان را از اهداف اصلی دور ساخته و مانع از انجام وظیفه اصلی آنان می‌شود.
♦️وجود تفاوت در دو حوزه سیاسی و نظامی،اثبات تجربه منفی حضور نظامیان در مسند قدرت در جهان، رقابت نابرابر نظامیان با سایر بخش ها در عرصه های سیاسی و اقتصادی به علت برخورداری از امکانات نابرابر و نیز ممانعت از شکل گری حوزه اقتصادی مستقل ، فسادپذیر بودن ورود نظامیان به سایر حوزه ها و ... عملا حضور آنان را در عرصه ای به جز وظایف ذاتی‌شان توجیه نمی‌کند .
♦️حضور نظامیان در هر عرصه ای به جز عرصه اصلی ذاتی آنان به مثابه به صدا درآمدن پایان دموکراسی خواهد بود . تجربه کشورهای مختلف در زمینه دخالت نظامیان در سیاست نیز پیامدهای منفی این مساله را بیشتر اثبات میکند. به طوری که در کشورهایی که نظامیان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم قدرت را در دست داشته‌اند و حوزه سیاست را از آن خود کرده‌اند، سوق پیدا کردن آن کشور به سوی دیکتاتوری و تک صدایی بیشتر شده است.
♦️در ایران چهل سال بعد از انقلاب ، شاهد حضور صریح و آشکار و همه جانبه نظامیان در عرصه های اقتصادی و سیاسی با دور زدن قانون اساسی به نام حفاظت از دستاوردهای انقلاب می‌باشیم . وارد کردن نیروهای نظامی به بازی‌های سیاسی و در ادامه ورود داوطلبانه خود آنان به این وادی امری است که در محافل سیاسی و اجتماعی از دیرباز نسبت به آن نگرانی های عدیده‌ای وجود داشته و دارد .
♦️تا قبل از پایان جنگ فعالیت نیروهای نظامی در سایر عرصه ها چندان محسوس نبود. بعد از جنگ با بهره‌گیری از رانت‌های اطلاعاتی و نیروهای سازمان یافته و حضور در تمامی فعالیت‌های سودآور اقتصادی عملاً عرصه را از دست سایر رقبا خارج کرده و به فتح حیات اقتصادی جامعه و بسته شدن شریان‌های اقتصادی بخش های وسیعی از طبقه متوسط که حاملان دموکراسی نیز محسوب می‌شوند، پرداختند. سپس از سال 1375 به بعد تلاش خود را معطوف به حضور فعال در عرصه سیاست نموده و ساختار قدرت و ثروت را در ایران نقطه کانونی هدف گذاری خود قرار داده و امروز کاملا آن را در اختیار خود گرفته‌اند.
♦️حضور نظامیان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی موجب نگرانی مبارزان و مدافعان راه دموکراسی را فراهم آورده ، چرا که در تمام جهان تلاش می شود تا نیروهای نظامی تنها در خدمت مردم جامعه بوده و حضور مستقیم در ساختارهای قدرت و ثروت نداشته باشند....
🎙 نسخۀ‌ صوتی: ستایش راسل از بطالت حالا بیش از همیشه به دردمان می‌خورد
— روزهای قرنطینه به ما نشان داد لذت‌بردن از فراغت هم چندان کار آسانی نیست

🎯 در ستایش بطالت، یکی از رساله‌های مشهور برتراند راسل است که در اوج رکود بزرگ نوشته شد. در آن دوران، کسب‌و‌کارهای فراوانی از میان رفته بود و هر روز بر تعداد بیکاران افزوده می‌شد. اما مشکل فقط فقر نبود، آدمی که کار نداشت، گویی مهم‌ترین عنصر معنابخشی به زندگی‌اش را از دست می‌داد. راسل می‌گفت تا وقتی چنین باشد، معنای فراغت را درک نخواهیم کرد. حالا که جهان دوباره در آستانۀ بحران اقتصادی بزرگی قرار گرفته، ایده‌های راسل دوباره موضوعیت پیدا کرده‌اند.


🎧 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بشنوید:
https://tarjomaan.com/sound/10023/

📌 نوشتار این مطلب را اینجا بخوانید:
https://tarjomaan.com/neveshtar/9918/

— فهرست صفحات ترجمان در نرم‌افزارهای پادکست را در لینک زیر ببینید:
https://news.1rj.ru/str/tarjomaanweb/5439

🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان

🔗 @tarjomaanweb