گفتمان جريان سوم – Telegram
گفتمان جريان سوم
110 subscribers
2.61K photos
806 videos
36 files
1.4K links
اين كانال صرفن براي گفت و گو جهت امكان سنجي ايجاد جريان سوم فكري، فرهنگي و اجتماعي در سپهر عمومي ايران با احترام به قوانين تاسيس گرديده است.
ارتباط با ما:
@News_Administrator
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ تحقیر ولی‌نعمتان انقلاب در صداوسیما

◀️ فکرش را می‌کردید روزی چنین صحنه‌هایی را از صداوسیمای جمهوری اسلامی ببینیم؟ انقلابی‌های کف خیابانِ سال ۵۷ که برای آزادی و عدالت و حکومتِ اسلامیِ حامی مستضعفان خون می‌دادند در خیالشان هم می‌توانستند چنین صحنه‌هایی را تصور کنند؟

🔸 مجریِ وقیحِ صداوسیما از یکی از شرکت‌کننده‌ها می‌پرسد اینکه پدرت راننده تاکسی است ناراحتت نمی‌کند؟ اف بر آن مجری و ناظران و مدیران صداوسیما، که دائماً باید شاهد چنین ننگ‌هایی از رسانه‌ی رسمی کشور باشیم. آن دختر نباید خجالت بکشد، ما مردم باید خجالت بکشیم که چنین مجری سخیفی در صداوسیما مشغول فعالیت است.

🔹 صحیفۀ امام را بدهید مدیران بی‌لیاقت صداوسیما یک دور بخوانند تا بدانند ولی‌نعمتان این انقلاب همین مستضعفین هستند. صداوسیما باید خجالت بکشد که به جای بزرگداشت صاحبان واقعیِ انقلاب، چهره‌های کم‌ارزش و بی‌ارزش را هرروز بزرگ‌تر می‌کند.

🔺 قوۀ قضائیه با عوامل این اتفاق ننگین برخورد کند تا دیگر شاهد چنین غلط‌هایی در رسانه‌ی رسمی کشور نباشیم. مسئولانِ قضایی اگر مدعیِ انقلابی‌گری هستند الآن وقت اثبات است. بسم‌الله...

🎬
@Mostazafin_TV
مدرسه ازاد فكري دانشگاه صنعتي شريف برگزار مي كند:
"نقش وسعت انديشه در موفقيت"
با حضور:
"اميرحسين نوربخش"
Forwarded from جمهورى سوم
درباره رابطه معرفت و قدرت
به بهانه مواضع عجيب اين روزهاي دكتر عبدالرضا داوری


🔴در تأملات و تجارب معرفت‌شناختيم همواره به اين نتيجه رسيده‌ام كه تنها نقطه معتبر براي بررسی صدق و كذب نظريات افراد و گروه‌ها و جريانها «نقاط مرزی» است. مثلا ادعاي جامعه و حكومت و دينی را كه مي گويد ما مخالف نژادپرستی و مدافع برابری ميان انسانها هستيم و روز و شب كشورها و ملل ديگر را در رسانه‌هايش بخاطر اپسیلنی تبعيض تخطئه می‌کند بايد رفت و در رفتار او با «مهاجرين افغانی» راستی‌آزمايی كرد. يا مفسر قرآنی كه در نظر و لفظ می‌گويد ما قائل به وحدت اديان و تقريب مذاهب و برادری ميان دينداران بر پايه مشتركات الهی هستيم بايد ديد كه در اختلاف ميان خليفه مسلمين و يك يهودي جانب كداميك را مي‌گيرد. يا قانون اساسی و ايدئولوژی‌ای كه از فطری بودن ارزشهايش دم می‌زند بايد ديد كه آزادي بيان و رسانه كه ضرورت فطرت است را تا چه ميزان به رسميت می‌شناسد. يا اگر در برابری ذاتی زن و مرد در آفرينش كتابی مي‌نويسد بايد ديد كه در عمل آيا قدرت گرفتن زنان و ظهور زنانگی را مفسده می‌داند يا به استقبال آن می‌رود.


🔴به تعبير ديگر مطالعات انتقادی معرفت نشان داده است كه بر خلاف تصور خام دانشمندان و روحانيون و فيلسوفان و تكنوكراتها و ايدئولوگها، تمام اقوال و دعاوي ايشان مقيد به يك قيد شديد «خودی‌ها»ست و تنها درون يك قلمروی محدود تحت تسلط خود و ماداميكه كسی به نقاط مرزی نزديك نشود، دعاوی ارزشی آنها درباره صدق و اخلاق و برابري و فطرت و مهربانی و صلح و حقيقت‌جویی كار مي‌كند و باطن آنها یعنی خشونت و جزميت و تماميت‌طلبی و اشرافيت و سلطه‌گری و استکبار در نقاط مرزی است كه به خوبی آشكار می‌شود. دقيقاً به همين دليل است كه مركزنشينان و متنعمان هميشه جاهلترين و متعصب ترين مردمانند و مرزنشينان و آنانكه توانسته‌اند فاصله خود را به لحاظ اقتصادي و فرهنگي و سياسي از مركز بيشتر كنند آگاهترين و منصفترين ها هستند. و دقيقاً به خاطر خصلت واگرای اين مركز-پیرامون و فقدان جهان رابطی ميان اين دو در وضع تاريخی ايرانی است كه هر ازچندگاهی انقلابي رخ می‌دهد و علي رغم زير و زبر شدن طبقات و بالا آمدن فرودستان و پايين رفتن فرادستان، باز هم اين ساختار پابرجا می‌ماند و بازتولید می‌شود.


🔴بنابراين اينكه زيربناي افكار و آراء قدرت است و حقيقت تنها در شرايط پادقدرت امكان بروز مي‌كند (شرط لازم و نه کافی) را می‌توان نظريه معرفت شناختی چپ نوی مسلمان تلقي كرد و نتايج ديگري از آن گرفت كه در برخي ديگر از نوشته هاي اين كانال درباره تفاوت سياست ورزي نهضتی-نهادی و زنانه-مردانه و وضعيت حوزه و دانشگاه در ايران منعكس شده است. اين مسأله قطعاً فراتر از چپ و راست جناحی يا اقتصادی مصطلح در اذهان است و همانطور كه در يادداشت ديگری نوشتم به چپ و راست كانتی در مقاله «نزاع دانشكده ها» و چپ نوی سياسی پسامدرن نزديكتر است.


🔴در شرايط كنوني ما متأسفانه دكتر عبدالرضا داوری به يكي از نمادهای عجيب و شايد رقت‌انگيز مطالعه اين پديده تبديل شده است. دكتر داوری مرد آزاده‌ايست كه بر خلاف قاعدين و زالوهای معمول ميدان سياست در ايران كوشيده مسير درست نجات ايران را در هر مقطعي شناسايی و در راه آن بكوشد. با اينحال به نظر می‌رسد تركيبی از فشارهای روانی و امنيتی و عملگرايی سياسی تحمل موقعيت رهايی‌بخش و صادقانه و ضدرياكارانه پادقدرت را بر وی ناممكن كرده و او را به جايي رسانده كه معرفت و نظر سياسی را به فاحشه‌ای براي يافتن موقعيتي درون ساخت قدرت موجود تبديل كند. اگرچه استراتژی قربانی كردن آرمانها و حقايق پيش پای اربابان قدرت به اميد تأثيری در اصلاح امور ريشه هاي كهنی در جامعه ايرانی دارد و شايد بر پايه نظريات سيدجواد طباطبايی اساساً بتوان آنرا «طرح وزارت» و مشی اعتدالی وزرای بزرگ ایرانی، از خواجه نظام الملك و خواجه نصير الدين طوسی تا قائم‌مقام فراهانی و اميركبير و فروغی و قوام‌السلطنه و شايد در اين اواخر رضا داوری اردكانی و محمد خاتمی تلقي كرد، اما آسيب و مضرات اين استراتژی همواره بيش از فوايد آن بوده و بهتر بگوييم نه تنها عمدتاً فوايدي دربر نداشته بلكه اولاً دامن معرفت سياسی را به رذالت قدرت آلوده و بی‌حیثیت کرده و امكان رشد آنرا سلب كرده و ثانياً با دادن ضريبی بی‌حساب به قدرت مسلط و نهاد حاكميت، اساساً جامعه ايران را در وضع كلنگیِ صغارت و انتظار هميشگی براي تغيير از بالا و ظهور منجی پدرسالار جديد نگه داشته است.

♦️جناب دكتر عبدالرضا داوری بايد از اين ساده‌لوحي و فانتزي خيالی دست بردارد كه انتخابات ۱۴۰۰ تافته‌ای جدابافته از روند کلی زوال تاريخی ما و بویژه سقوط قهقرايی يك دهه اخير خواهد بود.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman Amiri)
افسانه دولت ضعیف / دولت کوچک

#A 306

آرمان امیری @ArmanParian - محمدعلی همایون کاتوزیان، طی نیم قرن تلاش نظریه‌ای را در باب تاریخ ایران تدوین کرد که بیشتر با عنوان «جامعه کوتاه مدت» شناخته می‌شود. نظریه او را می‌توان به این صورت خلاصه کرد: تاریخ ایران، جدال مداوم یک جامعه ضعیف، در برابر تهاجمات دولت‌های قوی و مستقل از جامعه است.

با چنین خوانشی، تقریبا تکلیف دو پرسش مشخص می‌شود:

۱- مقصر اصلی وضعیت نابسامان کشور کیست؟ طبیعتاً، هر آنکس که قدرت بیشتری دارد: دولت.
۲- راهکار عبور از این بحران تاریخی چیست؟ تقویت جامعه، شهروندان و نهادهای مدنی در برابر دولت.

البته انتقادات بسیار زیاد و غالبا درستی به نظریه کاتوزیان وارد شده است اما به باورم، بزرگترین نقطه قوت نظریه کاتوزیان، سنگ بنایی است که می‌تواند برای جریان دموکراسی‌خواهی فراهم کند. منتقدان کاتوزیان اما، دقیقا بر خلاف او، تاریخ ایران را به صورت «دولت ضعیف در برابر جامعه قوی» توصیف کرده‌اند. این گروه تمامی شواهد در مخالفت با نظریه کاتوزیان را گردآوری کرده‌اند تا از آن به شکل یک آنتی‌تز استفاده کنند. در چهارچوب نظری جدید:

۱- مقصر وضعیت نابسامان کشور کیست؟ طبیعتاً جامعه که در برابر دولت قوی و نفوذناپذیر بوده!
۲- راهکار عبور از بحران تاریخی چیست؟ تقویت دولت یا همان پروژه دولت مطلقه مدرن.

واقعیت این است که هرقدر انتقادات مطرح شده به نظریه کاتوزیان درست باشد، به همان میزان به مجموعه گزاره‌های جدید هم انتقادات فراوانی مطرح است. پس در وزنه تاریخی و علمی، ابدا رویکرد جدید برتری قابل ذکری به نظرات کاتوزیان ندارد. در وضعیت سیاسی اما، این جدال بسیار مهم‌تر و حتی تعیین‌کننده‌تر می‌شود.

پروژه حذف کاتوزیان و برکشیدن نظریاتی همچون پروژه ایرانشهری یا ادعاهای نوصفویه‌گری، بیش از آنکه پشتوانه علمی و دانشگاهی کافی داشته باشند، مرهون تبلیغات فراگیر رسانه‌ای هستند. پروژه‌ای که اتفاقا با حمایت بخش‌های بسیار مهمی از داخل حاکمیت و حتی دولت فعلی و البته اصلاح‌طلبان تقویت شد تا امروز به یک ابرگفتمان در فضای ذهنی و رسانه‌ای بدل شود.

ابدا اتفاقی و بدون پشتوانه نیست که گروهی به ناگاه از لباس اصلاح‌طلبی و پشت نقاب «لیبرالیسم» بیرون می‌آیند و دم از ضرورت تشکیل دولت نظامیان می‌زنند. این‌ها سال‌هاست که اندیشه‌های شبه‌فاشیستی و راست‌گرایی اقتدارگرا را در دل یک پروژه روشنفکر ستیزی به جای لیبرالیسم به خورد جامعه داده‌اند و با برکشیدن امثال جواد طباطبایی در قامت یک فیلسوف خودخوانده، تمامی ارکان اقتدارگرایی حکومت را تئوریزه کرده‌اند.

در سوی دیگر هم، جریان چپ قرار دارد که متاسفانه طبق معمول هیچ نظریه تاریخی برای ایران ندارد و در نتیجه با تکرار کور شعارهای ضد «نئولیبرالیسم» خواسته یا ناخواسته در جناحی قرار می‌گیرد که مدعی است: «مشکل مملکت ما، دولت حداقلی، یا دولت ضعیف است و در نتیجه راه حل عبور از بحران، تقویت و بزرگ کردن دولت»!

«جاده صاف‌کن‌های فاشیسم»، صرفا شیفتگان نظم اقتدارگرای آلمانی یا ذوب شدگان در شهوت موشکی و جنگ‌های پیش‌دستانه نیستند. گاهی با تکرار کورکورانه یک انتقاد نامربوط، می‌توان به آتش همان تنوری دمید که برای ذوب کردن آزادی و دموکراسی افروخته شده است.

مساله این نیست که چپ‌ها نتایج فاجعه‌بار سیاست‌های خصوصی‌سازی یا گسترش تجاری‌سازی آموزش و بهداشت را به اشتباه تشخیص داده‌اند. نخیر. اتفاقا تمام این انتقادات به درستی مطرح می‌شود. مشکل اینجاست که چپ ایرانی، در غیاب یک نگاه بومی، قادر به تشخیص مرزها و تعاریف «دولت» در ایران نیست و «دولت» را با «قوه مجریه» اشتباه گرفته است.

دولت ایران، همان هیولای هزار سری است که به اسم «حاکمیت» می‌شناسیم و از طریق نهادهایی همچون بنیاد مستضعفان، کمیته اجرایی فرمان امام، آستان قدس، کمیته امداد و ... بزرگترین بخش ثروت کشور را تصاحب کرده، رسانه‌ها را به انحصار درآورده و از کانال سپاه اسلحه و قدرت نظامی را هم قبضه کرده است. یعنی بزرگ‌ترین دولتی که رژیم‌های توتالیتر شوروی و آلمان نازی هم به خواب ندیده‌اند. جامعه ایرانی هم طبق همان روایت تاریخی کاتوزیان به کلی در برابر این هیولای حکومتی بی‌دفاع مانده است. سیاست‌های خصوصی‌سازی هم صرفا پروژه‌های چپاولی است که از این جیب دولت به آن جیب واریز می‌شود، نه آنکه این هیولای عظیم را کوچک و ضعیف کند.

به باور من، تا زمانی که جامعه ایرانی نتوانسته روی پای خودش بایستد و نهادهای مدنی خودش را بنا کند و در مقاومتی موثر حکومت/دولت را وادار به شفافیت و پاسخ‌گویی کند، هرگونه گام برداشتن در راستای تقویت دولت فقط به معنای تقویت هیولایی است که تا همینجا نیز جامعه ایرانی را له کرده و به احتمال زیاد به زودی در جنگی خانمان‌سوز تمام ایران را به نابودی می‌کشاند.


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from جریان سوم دانشجویان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 تجمع امروز دانشجویان و فعالین صنفی دانشگاه تهران در اعتراض به احکام صادره علیه دانشجویان، کارگران و پولی کردن دانشگاه‌ها

@daneshjoo1400
Forwarded from جمهورى سوم
مصباح یزدی شخصیتی در طراز فضل‌الله نوری
در باب خدمت بزرگ آیت‌الله به ایران آینده


🔴ماشاءالله آجودانی در کتاب محققانه مشروطه ایرانی، در میان روشنفکران عصر قاجار و مشروطیت دو نفر را بیشتر از همه تمجید و تحسین می‌کند. میرزا فتحعلی آخوندزاده و شیخ فضل‌الله نوری! به این دلیل مشخص که بر خلاف تلاش‌های جمع‌گرایانه مستشارالدوله و میرزا ملکم خان و طالبوف و میرزای نائینی، این دو نفر با عمق نظر خاصی امتناع جمع میان دیانت و مشروطیت را اعلام کردند.

🔴از این حیث قدر و منزلت آیت‌الله مصباح یزدی در حوادث بعد از انقلاب اسلامی هم به مانند قدر و منزلت شیخ فضل الله نوری است که صادقانه اعلام کرد دفاع ما از مشروطیت به معنای به رسمیت شناختن حقوق انسانی و آزادی و برابری و قانون اساسی و مدنیت نبوده، بلکه به معنای مقید بودن سلطنت عرفیه به احکام شرعی بوده است و صادقانه تا پای جان هم پای استبداد صغیر محمدعلی شاه ایستاد.

🔴خدمت آیت الله مصباح یزدی به جامعه ایران فقط اگر همین اعلام امتناع جمع حکومت دینی با دموکراسی باشد خدمت بس بزرگی است. قریب به دو قرن است که روشنفکران و مصلحان ایرانی بر پایه یک حکم ملازمه کلی هر دستاورد سیاسی آرمانی و مطلوبی مثل حقوق و قانون و دموکراسی و تفکیک قوا و جمهوریت و عدالت را ساده‌انگارانه دینی فرض می‌کنند و با مخدوش کردن و به هم آمیختن مرزهای امر دینی و امر سیاسی بنیان‌های فکری جامعه ایرانی را ویران کرده‌اند.
غافل از آنکه آمیختن آرمان‌های سیاسی به امر قدسی درست است که در وهله اول به امر سیاسی قوام می‌بخشد و ترقی خواهی سیاسی، دینداری را از منجلاب انحطاط و تصلب بالا می‌کشد(شریعتی) اما بعد از یک نسل فرایند معکوس می‌شود و همان سازمان سنتی دین بر سیاست حاکم‌ می‌شود. (پاتریمونیالیسم بشیریه) در گام سوم اقتضائات دولت‌داری و امنیت منطق دینی را استحاله می‌کند (حجاریان) و در نهایت با آگاهی یافتن عموم به اینکه گفتمان دینی آلت دست قدرت شده است، آگاهی انتقادی به آمیخته بودن تاریخی فقه و الهیات به قدرت برای اولین بار برملا می‌گردد. (فیرحی)

♦️به شخصه بعنوان کسی که علی‌رغم همه این ملاحظات همچنان در سنت اسلام سیاسی می‌اندیشم، ضرورت تفکیک میان دانش الهیاتی و سیاسی بشری و امر قدسی آشکار است. سنت تفکر سیاسی مهجوری که از فارابی آغاز می‌شود و نماینده بزرگ آن در دوره معاصر ایرانی علامه اقبال لاهوری است و مهندس بازرگان که بر خلاف شریعتی به ضرورت این تفکیک کاملا آگاه بود. این بحث‌ البته دامنه‌ای گسترده دارد و ریشه‌های آن به استکبار معرفت‌شناختی نهفته در آراء فیلسوفان اسلامی و فقیهان بازمی‌گردد که باید در جای دیگر بررسی شود.



.
به رهبر معظم انقلاب پیشنهاد می‌کنیم اکنون که #چپ و #راست یکی شده و مانند خوره به جان انقلاب افتاده‌اند، از سر برآوردن یک جریان #عدالتخواه مستقل - و نه دست‌ساخته - در کشور حمایت کنند تا انشاالله برآیند آن منجر به اعتلای کشور شود.

▪️با توجه به سیطرۀ گسترده و طولانی‌مدت دو جریان سیاسی اصلی بر تمامی منابع اقتصادی و رسانه‌ای کشور و شبیه‌سازی نظام‌های #دو_حزبی مانند آمریکا در ایران، سر بر آوردن هر جریان دیگری در مقابل این صف‌آرایی متحد، نیازمند حمایت و پشتیبانی جدی مقام معظم رهبری است؛ و الا تا اطلاع ثانوی درب جمهوری اسلامی همچنان بر لولای سابق خواهد چرخید!

@AmirTafreshi
Forwarded from Taravat Bahar NGO
می گویند سرمایه داری صنعتی با تولیدات خود، خود را نابود خواهد کرد. آلودگی شدید هوا یکی از این تولیدات است. در هنگام تولید انرژی و فلزاتی مانند فولاد، مس، طلا، آلومینیوم و غیره، فقط انرژی و فلز تولید نمی شود بلکه بار سمی ی کره زمین نیز افزایش می یابد. مثلا در تولید طلا مقدار زیادی آرسنیک تولید می شود. در تولید برق با سوخت های کربنی نیز گاز کربنیک و دوده تولید می شود.

آلودگی هوای تهران و برخی دیگر از کلان شهر ها این روز ها به تهدیدی جدی برای سلامتی مردم تبدیل شده. تقریبا تردیدی نیست که مصرف مازوت سبب این معضل شده و کسانی که این تصمیم را گرفته اند باید پاسخ گوی صدمه زدن به جان مردم باشند. اما چه باید کرد؟
در کوتاه مدت البته قطع کامل مصرف مازوت، کاستن از تردد خود رو ها، در خواست از مردم برای ماندن در منزل تا حد امکان و تلاش مردم برای کاهش مصرف می تواند تا حدودی موثر باشد اما در دراز مدت هیچ راهی نیست جز آن که تمام ارکان جامعه و همه دستگاه های دولتی مرتبط با حفط محیط زیست در یک مرکز و با هدف دستیابی به هدف بزرگ حفظ محیط زیست و پیشگیری از آلودگی هوا تحت فرمان قرار گیرند و هماهنگ شوند. این که هر دستگاه برای خود تصمیمی بگیرد و حمیت قسمتی برایش مهم تر از منافع مملکتی باشد، ره به جایی نمی برد. این تمرکز می باید بر چند محور اصلی متمرکز باشد:
1- تهیه و اجرای برنامه آمایش سرزمین
2- اجرای قانون هوای پاک
3- تغییر سریع اقتصاد انرژی و استفاده از انرژی های نو
اگر زغال سنگ را کنار بگذاریم دیگر جیوه تولید نخواهد شد تا کسی را مسموم کند و اگر نفت و مازوت مصرف نشود دوده ای چنین سنگین و غلیظ تولید نخواهد شد. فقط باید این موضوع را شوخی نگرفت که تا کنون گرفته ایم.
#آلودگی_هوا
#تهران
#تولید_انرژی
#هوای_پاک
#مازوت


@taravatbaharngo
www.taravat-bahar.org
info@taravat-bahar.org
Forwarded from جمهورى سوم
چرا نظریه فمینیستی، برای چپ نوی مسلمان ایرانی، دیدگاهی بسیار مفیدتر و اصیلتر از دیدگاه مارکسیستی است؟


🔴 از همان آغاز صورت‌بندی چپ اسلامی جدید یا چپ نوی مسلمانی که بتواند در نقد انحراف جمهوری دوم، افقی پیش روی جمهوری سوم آرمانی برای نسل جدید بگشاید، با مشکل غلطیدن افکار مخاطبین به سمت دیدگاه مارکسیستی آن هم خوانش منحط شوروی-لنینیستی آن مواجه بودم. برای من بسیار عجیب بوده و هست که در کشوری که نه تنها چیزی به نام سرمایه‌داری و طبقه بورژوازی در آن وجود ندارد و حتی با تحولات پس از انقلاب «بازار سنتی» هم به میزان زیادی در دولت ادغام شده است، چطور برخی افراد مداوماً و بی‌پروا اصطلاحاتی مثل «نولیبرالیسم» یا «بازار آزاد» آن هم در شکل ناب هایکی و اتریشی آن که حتی در ایالات متحده هم محلی از اعراب ندارد را درباره شرایط ایران به کار می‌برند و در مقابل در حالی از ضرورت مداخله دولت در اقتصاد و قلع و قمع بخش خصوصی سخن می گویند که
🔺 اولاً دولتی که نولیبرال می خوانند خود صراحتاً در نظر و عمل نشان داده که «نهادگرای نوکینزی» است و از منظر امنیت ملی به همه چیز می نگرد (مثلاً نگاه کنید به کتاب امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران نوشته حسن روحانی و کتاب معمای دولت مدنی در جهان سوم نوشته علی ربیعی (عباد))
🔺 و ثانیاً ساخت اقتصادی و سیاسی حاکم بر ایران بیش از هرچیز متأثر از رویکرد لنینیستی در دولت‌سازی و جامعه‌سازی است و ساختار اشرافیت نومانکلاتورایی-استالینی آن هیچ ربطی به مدل الیگارشی سرمایه‌دارانه غربی ندارد.


🔴 نکته جالبتر آنکه خود مارکس در دوران حیات خود صریحاً اذعان کرده که صورت‌بندی اقتصادی وی تنها مربوط به اروپاست و در مقابل برای بحث درباره شرق رویکرد تحلیلی «شیوه تولید آسیایی» و «استبداد شرقی» را مطرح کرد که در غیاب مالکیت خصوصی و فئودالیسم و بازار، دولت را عامل اصلی سازماندهی اقتصادی در کشورهایی مثل ایران می‌داند. جالب آنکه تجربه تاریخی هم نشان داد که انتقاد آنارشیستهایی مثل کروپتکین به لنین، باکونین به مارکس و پیش از او هم تقابل فکری پرودون و مارکس درباره غلط بودن استراتژی دیکتاتوری دولتی پرولتاریایی درست بوده و عملاً آنچه در شوروی اتفاق افتاد همان تداوم استبداد شرقی روس زیر لوای ایدئولوژی مارکسیستی در شکلی توتالیتر و بسیار مخرب‌تر از قبل بوده است.


♦️در مقابل این اکونومیسم به لحاظ تاریخی نامربوط مارکسیستی که متأسفانه در خوانشی غلط از مارکس و متأثر از شوروی توسط حزب توده وارد ایران شده و تا کنون نیز در بی‌خبری از تحولات چپ سیاسی پست‌مدرن، چه درون ساختار التقاطی دولت اسلامی و چه در صورت اپوزوسیونی تداوم یافته است، صورت بندی فمینیستی از ساختار سلطه و استثمار بینشی بسیار بهتر و متناسبتر با شرایط تاریخی ایرانی و اسلامی به ما عرضه می‌کند. تنها با بهره گیری از بینش نوین فمینیستی درباره پدرسالاری تاریخی است که آشکار می‌شود سوژه زنانه نه تنها بهترین موقعیت برای فهم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و الهیاتی ایران امروز را دارد، بلکه هم به لحاظ استراتژیک و هم به لحاظ آرمانی تنها امکان برون رفت ما از تداوم و تکرار و تجدید پدرسالاری تاریخی در طی قرون متمادی محسوب می شود.


.
⭕️نظامیان و ممانعت از "گذار به دموکراسی" !

✍🏿 فاطمه گوارایی

♦️در هفته‌ای که گذشت ۱۰ وزیر دفاع پیشین آمریکا با انتشار نامه‌ای از رئیس‌جمهور فعلی این کشور خواستند که دولت نباید ارتش (تو بخوان نیروهای نظامی) را وارد بازی‌های سیاسی خود کند. در نامه آنان ذکر شده بود تلاش برای مداخله دادن ارتش ، ما را به جایی خطرناک و غیرقانونی و مغایر با قانون اساسی خواهد کشاند. نویسندگان نامهٔ فوق همچنین نوشته‌اند: «افسران نظامی یا مقامات غیرنظامی که چنین اقداماتی را طراحی یا اجرا کنند، مسئول شمرده خواهند شد و از جمله به‌خاطر پیامدهای سنگین اعمالشان برای کشور ممکن است مشمول مجازات‌ برای اعمال مجرمانه شوند.»
این خبر در لابلای مسائل بسیاری که امروزه در شبکه‌های اجتماعی می آیند و می روند خیلی مورد توجه قرار نگرفت . در حالی که حاوی پیام مهمی بود و آن اینکه نهادینه شدن دموکراسی با به کارگیری نیروی نظامی در ساختار های سیاسی و منازعات داخلی حتی در کشوری چون ایالات متحده امریکا رابطه معکوس دارد.
♦️نظامیان در هر کشور حافظان امنیت و استقلال و مرزهای آن در مقابل تهدیدات بیرونی هستند. در کشورهای دمکراتیک‌تر، فرماندهی عالی نیروهای نظامی همواره بر عهده نیروهای سیاسی منتخب مردم میباشد که از طریق فرآیند انتخابات آزاد، قدرت اجرائی را به دست گرفتهاند و با نظارت قوه مقننه‌ی منتخب مردم، عملا نظر اکثریت را بر نیروهای نظامی کشور اعمال می‌کنند. در چنین سیستم‌هائی نیروهای نظامی تابع منافع ملی و عمومی و خواست مردمی هستند که صاحبان اصلی آن سرزمین محسوب می‌شوند .
♦️ورود نیروهای نظامی به عرصه ای به جز حفاظت از امنیت، استقلال و منافع ملی، آنها را برای ورود به سایر عرصه‌ها وسوسه خواهد کرد . به گونه ای که در مدتی نه چندان طولانی آنها همه چیز را در قبضه خود خواهند گرفت . از سوی دیگر حضور نیروهای نظامی در عرصه های اقتصادی و سیاسی تمرکزشان را از اهداف اصلی دور ساخته و مانع از انجام وظیفه اصلی آنان می‌شود.
♦️وجود تفاوت در دو حوزه سیاسی و نظامی،اثبات تجربه منفی حضور نظامیان در مسند قدرت در جهان، رقابت نابرابر نظامیان با سایر بخش ها در عرصه های سیاسی و اقتصادی به علت برخورداری از امکانات نابرابر و نیز ممانعت از شکل گری حوزه اقتصادی مستقل ، فسادپذیر بودن ورود نظامیان به سایر حوزه ها و ... عملا حضور آنان را در عرصه ای به جز وظایف ذاتی‌شان توجیه نمی‌کند .
♦️حضور نظامیان در هر عرصه ای به جز عرصه اصلی ذاتی آنان به مثابه به صدا درآمدن پایان دموکراسی خواهد بود . تجربه کشورهای مختلف در زمینه دخالت نظامیان در سیاست نیز پیامدهای منفی این مساله را بیشتر اثبات میکند. به طوری که در کشورهایی که نظامیان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم قدرت را در دست داشته‌اند و حوزه سیاست را از آن خود کرده‌اند، سوق پیدا کردن آن کشور به سوی دیکتاتوری و تک صدایی بیشتر شده است.
♦️در ایران چهل سال بعد از انقلاب ، شاهد حضور صریح و آشکار و همه جانبه نظامیان در عرصه های اقتصادی و سیاسی با دور زدن قانون اساسی به نام حفاظت از دستاوردهای انقلاب می‌باشیم . وارد کردن نیروهای نظامی به بازی‌های سیاسی و در ادامه ورود داوطلبانه خود آنان به این وادی امری است که در محافل سیاسی و اجتماعی از دیرباز نسبت به آن نگرانی های عدیده‌ای وجود داشته و دارد .
♦️تا قبل از پایان جنگ فعالیت نیروهای نظامی در سایر عرصه ها چندان محسوس نبود. بعد از جنگ با بهره‌گیری از رانت‌های اطلاعاتی و نیروهای سازمان یافته و حضور در تمامی فعالیت‌های سودآور اقتصادی عملاً عرصه را از دست سایر رقبا خارج کرده و به فتح حیات اقتصادی جامعه و بسته شدن شریان‌های اقتصادی بخش های وسیعی از طبقه متوسط که حاملان دموکراسی نیز محسوب می‌شوند، پرداختند. سپس از سال 1375 به بعد تلاش خود را معطوف به حضور فعال در عرصه سیاست نموده و ساختار قدرت و ثروت را در ایران نقطه کانونی هدف گذاری خود قرار داده و امروز کاملا آن را در اختیار خود گرفته‌اند.
♦️حضور نظامیان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی موجب نگرانی مبارزان و مدافعان راه دموکراسی را فراهم آورده ، چرا که در تمام جهان تلاش می شود تا نیروهای نظامی تنها در خدمت مردم جامعه بوده و حضور مستقیم در ساختارهای قدرت و ثروت نداشته باشند....
🎙 نسخۀ‌ صوتی: ستایش راسل از بطالت حالا بیش از همیشه به دردمان می‌خورد
— روزهای قرنطینه به ما نشان داد لذت‌بردن از فراغت هم چندان کار آسانی نیست

🎯 در ستایش بطالت، یکی از رساله‌های مشهور برتراند راسل است که در اوج رکود بزرگ نوشته شد. در آن دوران، کسب‌و‌کارهای فراوانی از میان رفته بود و هر روز بر تعداد بیکاران افزوده می‌شد. اما مشکل فقط فقر نبود، آدمی که کار نداشت، گویی مهم‌ترین عنصر معنابخشی به زندگی‌اش را از دست می‌داد. راسل می‌گفت تا وقتی چنین باشد، معنای فراغت را درک نخواهیم کرد. حالا که جهان دوباره در آستانۀ بحران اقتصادی بزرگی قرار گرفته، ایده‌های راسل دوباره موضوعیت پیدا کرده‌اند.


🎧 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بشنوید:
https://tarjomaan.com/sound/10023/

📌 نوشتار این مطلب را اینجا بخوانید:
https://tarjomaan.com/neveshtar/9918/

— فهرست صفحات ترجمان در نرم‌افزارهای پادکست را در لینک زیر ببینید:
https://news.1rj.ru/str/tarjomaanweb/5439

🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان

🔗 @tarjomaanweb
Forwarded from نمای آینده
آیا دموکراسی غربی سست و فشل است.pdf
170.8 KB
آیا دموکراسی غربی سست و فشل است؟
فاطمه حقیقت جو
نمای آینده

نگاهی بر هجوم بر کنگره آمریکا در ۶ ژانویه ۲۰۲۱
سال‌روز قتل احمد تفضلی
چرا یک ایران پژوه؟!


امروز سال‌روز قتل احمد تفضلی، ایران‌شناس برجسته و متخصص زبان‌های باستانی ایران، است. او را قاتلان قتل‌های زنجیره‌ای دهه‌ی ۷۰ خورشیدی کشتند. درباره‌ی او بیشتر بدانید! 🎧👆در: روزآروز


زندگی‌نامه
احمد تفضلی (زاده‌ی سال ۱۳۱۶ اصفهان - درگذشته ۲۴ دی ۱۳۷۵ تهران) پژوهشگر، زبان‌شناس و مترجم.

تفضلی زبان‌شناس، ایران‌شناس، پژوهشگر، مترجم و متخصص زبان پهلوی و استاد زبان‌های باستانی در دانشگاه تهران بود. او در زمینه زبان‌های ایرانی میانه به‌ ویژه پهلوی و پارتی، در پهنه بین‌المللی، یکی از معدود صاحب‌ نظران به شمار می‌آمد.

وی تحصیلات مقدماتی را در تهران گذراند و در سال ۱۳۳۵ با دریافت مدال درجه اول فرهنگ از دارالفنون، دیپلم ادبی گرفت. او در سال ۱۳۳۸ دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران را با احراز رتبه اول به پایان برد. در سال ۱۳۴۰ به انگلستان رفت و وارد رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران در مدرسه زبان‌های شرقی دانشگاه لندن شد و در سال ۱۳۴۴ فوق لیسانس گرفت و پیش از بازگشت به ایران دوره تحقیقی کوتاهی را هم در پاریس گذراند. وی در ۱۳۴۵ در رشته زبان‌های باستانی از دانشگاه تهران درجه دکتری گرفت. موضوع پایان‌نامه او تصحیح و ترجمه «سوتکر نَسک و ورشت مانسر نَسک» از دینکرد و سنجش این دو نسک با متن‌های اوستایی، به راهنمایی دکتر صادق کیا، بود.

او از ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵ ضمن تحصیل، به‌عنوان پژوهشگر در استخدام اداره فرهنگ عامه بود و از ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ در بنیاد فرهنگ ایران به تحقیق پرداخت و در ۱۳۴۷ به تدریس در دانشگاه تهران مشغول شد و در ۱۳۷۰ عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از سال ۱۳۷۳ معاون علمی و پژوهشی این فرهنگستان بود. وی علاوه بر این‌که یکی از صاحب‌نظران در زمینه زبان‌های باستانی ایران بود، به زبان عربی کاملاً آشنایی داشت و به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و ادبیات فارسی تسلط کامل داشت و همچنین با زبان روسی نیز آشنا بود.

تفضلی در ساعت ۱۲ و نیم روز ۲۴ دی ماه ۱۳۷۵ دفتر کارش را در دانشگاه تهران ترک کرد و راهی منزلش در شمیران شد، اما هرگز به منزل نرسید. او در همان روز به طرز مشکوکی در خیابان به قتل رسید.

عضویت در مجامع
عضویت در انجمن آسیایی پاریس از سال ۱۳۵۰؛ عضویت در انجمن بین‌المللی کتیبه‌های ایرانی (انگلستان) از سال ۱۳۵۱؛ عضویت در کمیته بین‌المللی آکتا ایرانیکا (بلژیک) از سال ۱۳۶۰؛ عضویت در هیئت مؤسس انجمن آثار ملی از سال ۱۳۵۹؛ عضویت در شورای علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از سال ۱۳۶۶؛ عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی از سال ۱۳۷۰.

روز ۲۲ شهریور ۱۳۷۵ دانشگاه دولتی سن‌پترزبورگ طی مراسمی درجه دکترای افتخاری ایران‌شناسی را به احمد تفضلی اهدا کرد.

کتاب‌ها (نوشته‌ها و ترجمه‌ها)
- واژه‌نامه مینوی خرد، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۸.
- ترجمه مینوی خرد، چاپ اول، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۴؛ چاپ دوم، انتشارات توس ۱۳۶۴.
- نمونه‌های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‌ای ایران، دو جلد، آرتور کریستن سن، با همکاری ژاله آموزگار (ترجمه و تحقیق)، تهران، نشر نو، ۱۳۶۴ و ۱۳۶۸.
- شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، با همکاری ژاله آموزگار، تهران، نشر چشمه و فرهنگسرای بابل، چاپ اول، ۱۳۶۸.
- اسطوره زندگی زرتشت، با همکاری ژاله آموزگار، تهران، نشر چشمه و فرهنگسرای بابل، چاپ اول، ۱۳۷۰.
- زبان پهلوی ادبیات و دستور آن، با همکاری ژاله آموزگار، تهران، نشر معین، چاپ اول، ۱۳۷۳.

برگی از تقویم تاریخ


«مرگ نابهنگام و باورنکردنی دوست»
یادداشتی از استاد ژاله آموزگار
دایرةالمعارف بزرگ اسلامی


#یاد
#احمد_تفضلی
#قتل‌های_زنجیره‌ای

@PersianPolitics
هشداردهنده در جا می‌زنیم!

محمد فاضلی

جامعه‌شناس، استادیار دانشگاه شهید بهشتی


مرحوم دکتر حسین عظیمی در کتاب «مدارهای توسعه‌نیافتگی در اقتصاد ایران» در مقاله «مسائل اساسی در بازسازی و توسعه اقتصادی ایران» که سال ۱۳۶۸ در سمینار بازسازی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران (۱۹ تا ۲۱ مهرماه ۱۳۶۸، دانشگاه تربیت مدرس) ارائه شده، آمارهای زیادی با استناد به اسناد و مطالعات سازمان برنامه و بودجه وقت ارائه می‌کند. برخی از این آمارها این‌هاست:

«تولید ناخالص داخلی کشور به قیمت ثابت در سال ۱۳۶۷ در حدود ۲۹۶۱ میلیارد ریال برآورد شده که تقریباً معادل مقدار همین متغیر در سال ۱۳۵۲ است.» (ص ۸۸)

«تولید ناخالص داخلی سرانه در سال ۱۳۶۷ در حدود ۵۵.۵ هزار ریال تخمین زده شده که حدوداً معادل مقدار همین متغیر در سال ۱۳۴۶ است.» (ص ۸۹-۸۸)

«کاردهی سرانه شاغلین نیز در سال ۱۳۶۷ به حدود ۲۵۸ هزار ریال کاهش یافته که حدوداً معادل مقدار همین متغیر در سال ۱۳۴۸ است. در عین حال در همین دوران درآمد ارزی ایران از محل صادرات نفت حدود ۲۴۰ تا ۲۵۰ میلیارد دلار بوده است.» (ص ۸۹)

«سهم تشکیل سرمایه از تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۱۳۶۷ حدود ۱۵ درصد تخمین زده شده است. این رقم کمترین میزان نسبی تشکیل سرمایه در جامعه ایران طی سی سال اخیر به شمار می‌رود.» (ص ۹۰)

سی و دو سال بعد
مرکز پژوهش‌های مجلس در بهار ۱۳۹۹ گزارشی درباره «تصویری از وضعیت اقتصادی کشور» (در قالب اسلاید) ارائه کرده که برخی آمارهای آن به شرح زیر است:

«متوسط نرخ رشد اقتصادی کشور بین سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۸ نزدیک به صفر بوده است.» (اسلاید ۵)

«انباشت سرمایه در بخش نفت و گاز، صنعت، معدن، ساختمان و ارتباطات از سال ۱۳۹۱ به بعد منفی شده است.» (اسلاید ۶)

«متوسط نرخ تورم بلندمدت اقتصاد ایران نزدیک به ۲۰ درصد بوده است در حالی که تقریباً همه کشورهای دنیا توانسته‌اند معضل تورم را حل کرده و متوسط نرخ تورم در سال ۲۰۱۸ در دنیا ۲.۴ درصد بوده است.» (اسلاید ۷)

«درآمد سرانه کشور از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ کاهشی ۳۴ درصدی داشته است... قدرت خرید هر فرد ایرانی نسبت به سال ۱۳۹۰ حدود یک‌سوم کاهش یافته است.» (اسلاید ۱۴)

«در صورت تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی از سال ۱۳۹۹ به بعد، حداقل ۶ سال زمان نیاز خواهد بود تا به سطح درآمد سرانه سال ۱۳۹۰ بازگردیم.» (اسلاید ۱۴)

یک نتیجه ساده
یک. سال ۱۳۶۷ تولید ناخالص داخلی به اندازه سال ۱۳۵۲ (پانزده سال قبل) و تولید ناخالص داخلی سرانه به اندازه سال ۱۳۴۶ (بیست‌ویک سال قبل) بود.

دو. سی و دو سال از سال ۱۳۶۷ گذشته و گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس تصریح می‌کند اگر با نرخ ۸ درصد رشد اقتصادی داشته باشیم، در سال ۱۴۰۶ به درآمد سرانه سال ۱۳۹۰ (شانزده سال قبل) برمی‌گردیم.

عقب‌ماندگی سال ۱۳۶۷ اقتصاد ایران بعد از بیست‌ودو سال نه فقط جبران نشده، بلکه در سال ۱۴۰۶ تازه اگر از امسال سالی ۸ درصد رشد اقتصادی داشته باشیم، برمی‌گردیم در حالی که شانزده سال پیش از آن قرار داشته‌ایم. تداوم وضعیت در جا زدن به مدت چند دهه هشداردهنده نیست؟

دغدغه‌ی ایران

#محمد_فاضلی
#اقتصادی
#آمار
#هشدار

@PersianPolitics
Forwarded from رسانه ثلث
صلاحیت مهدی کروبی برای دبیرکلی حزب اعتماد ملی و عضویت در شورای مرکزی این حزب، توسط وزارت کشور دولت روحانی رد شد. مهدی کروبی نیز در واکنش به این اقدام، از دبیرکلی این حزب استعفاء داد.

@SolsMedia
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥#کلیپ_تصویری

دعوای چپ و راست در ایران: دعوایی اقتصادی یا دعوایی سیاسی

🔺اقتصاد‌دانان نهادگرا از جمله حسین راغفر منتقد سیاستهای نئولیبرالی در اقتصاد و خواهان بازگشت به سیاستهای اقتصادی عدالتخواهانه دهه شصت هستند. آنها معتقدند این سیاستها در طی جنگ تحمیلی هشت ساله امتحان خود را پس داده‌ و ثابت کرده می‌شود هم مقابل دشمن خارجی ایستاد و هم با افزایش احساس عدالت اقتصادی، مردم را همراه حکومت کرد. با این حال این اقتصاددانان و میرحسین موسوی نخست وزیر عدالتخواه دوره جنگ، در سال هشتاد و هشت آنقدر مخالف احمدی‌نژاد بودند که حاضر شدند برای بیرون کردنش از قدرت با هاشمی رفسنجانی، نماد سرمایه‌داری و اشرافیت در جمهوری اسلامی ائتلاف کنند و متحد شوند.

🔺از راغفر پرسیدم آیا سیاستهای اقتصادی او و دوستان نهادگرایش درسال هشتاد و هشت به احمدی نژاد و در سال نود و شش به رییسی نزدیکتر نبود؟ پرسیدم آیا دعوای او با احمدی‌نژاد و عدالتخواهان اصالتی سیاسی دارد یا اینکه نگاه اقتصادی‌شان هم به صورت بنیانی با یکدیگر متفاوت است؟

#جدال
#حسین_راغفر
#علی_علیزاده

@jedaal_tv
📌 به سوی سیاست‌های برابری‌طلبانه
🖌توماس پيكتی
ترجمه: علی رحيمی مقدم
@SocialPolicy
گفت‌وگوی توماس پيكتی با بخش تصويری رسانه هيل که (روزنامه اعتماد ۲۰ آذر)-با اندکی ویرایش

🔺 من فكر می‌كنم كه امروز پس از بحران مالی 2008 و بحران كرونا 2020 بايد برخی ايدئولوژی‌های خود را بازنگری كنيم، برخی از آنچه را كه معتقديم ايدئولوژی و دانش متعارف در يك زمان خاص بوده را برسی و بازنگری كنيم و به سمت مسيری برابری‌طلبانه و ديپلماتيك پيش برويم.
🔺 مشكلات و مسائل ناشی از همه‌گيری كرونا می‌تواند منجر به پيشبرد اصلاحاتی شود كه به نظرم بسيار ضروری است.
🔺من فكر می‌كنم اين يك فرصت است، ما بايد از اين فرصت برای بهبود وضعيت اجتماعی و سياست‌های اجتماعی به ‌طور كلی استفاده كنيم.
👈منظورم سازوكار بهتر برای حمايت از درآمد، تور ايمنی، سلامت و دسترسی به آموزش است.


🔺[ با رد این دیدگاه که اقتصاد خود را اصلاح مي‌كند] هيچ چيز طبيعی در نحوه ساماندهی اقتصاد وجود ندارد. تمامی آن‌ها، مسائل سياسی و ايدئولوژيك است.

🔺 بايد به اقشار كارگر و كم‌درآمد امريكايی اين پيام ارسال شود كه آنها می‌توانند علاوه بر رفاه اقتصادی از عدالت اقتصادی هم برخوردار باشند.

🔺بايد سياست جاه‌طلبانه‌تری داشت تا فرصت بهتری به گروه‌های اجتماعی و اقتصادی آسيب‌پذير داده شود.
ما در مورد حداقل دستمزد بالاتر، سرمايه‌گذاري بيشتر در دانشگاه‌های دولتی و در راس همه آنها ماليات مترقي صحبت مي‌كنيم.

🔺طرح «ماليات براي ميلياردرها» كه توسط سناتور برني سندرز و سناتور اليزابت وارن ارايه شد، حتی در ميان رای‌دهندگان حزب جمهوری‌خواه در نظرسنجی‌ها با اقبال فراوانی روبه‌رو بود.
به نظرم خطای غيرقابل پذيرشی برای رهبری حزب دموكرات خواهد بود اگر اين فكر را كنار بگذارد

📍کانال سیاست‌گذاری‌ اجتماعی
📍 @SocialPolicy
HichKids09(t)
Manjanigh Collective - منجنیق
@ManjanighCollective
رادیو هیچ‌کیدز | شماره‌ی نُه | شام آخر با کرونا
Forwarded from منجنیق
رادیو هیچ‌کیدز | شماره‌ی نُه | شام آخر با کرونا
در نهمین برنامه‌ی رادیو هیچ‌کیدز آخرین شام را با کرونا می‌خوریم و از این می‌گوییم که پرده‌ی آخر شیوع نیز با جنایت در حال اتمام است. در این برنامه از حضرت واکسن می‌گوییم، از آن چیزی که می‌آید تا جهان کرونازده را نجات دهد، از دلال‌ها و کارچاق‌کن‌ها حرف می‌زنیم، از انحصار تولید و سودهای کلان، از جهاد جهانی برای مبارزه با کرونا و آنها که مقدم‌ترند چون برابرترند. در نهمین برنامه‌ی رادیو هیچ‌کیدز از رستگارها می‌گوییم، از سعادتمندها، از صف‌های دریافت واکسن در شمال و جنوب جهان، از کارنامه‌ی درخشان آلمان در کنترل بحران کرونا می‌گوییم و چراغ‌های آن را خاموش می‌کنیم تا تصویر واقعی را نظاره کنیم. در این برنامه از موج دوم شیوع کرونا می‌گوییم و از تصمیمات ملی برای کشتار عمومی. از فرمان رهبر جلیل‌القدر در مورد نخریدن واکسن می‌گوییم و از آنها که در قلب اروپا و آمریکا و در نوبت دریافت واکسن برای دفاع از فرمان جنایت توئیت می‌زنند. در نهمین برنامه‌ی رادیو هیچ‌کیدز از جهانی می‌گوییم که صدای جیغ راسوها تا ابد در آن می‌پیچد و به انقلاب کوبا درود می‌فرستیم. علی‌اشرف درویشیان نیز در این برنامه مهمان ماست.
#منجنیق #رادیو_هیچ‌کیدز
Forwarded from سیدمجیدحسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️▫️▫️

💠 #سیدمجیدحسینی

💢 دیگر نیازی به تجلیل دولتی نیست

🔹️ علی دایی هدیه می‌دهد، عادل دریافت می‌کند.
بی دولت!


💠 سیدمجیدحسینی در:

🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات|
|توییتر|


🌐 @majidhosseini58

▫️▫️▫️▫️▫️
🔻 معاون بین‌الملل هلدینگ سرآوا، سرمایه‌گذار دیجی‌کالا، کافه‌بازار، علی‌بابا، الوپیک و دیوار، هنگام فرار از ایران، بازداشت شد

🔹 ۲۵ دی ۹۹ | عماد ادواردشرقی، معاون بین‌الملل سرآوا، در حین فرار و خروج غیرقانونی از مرزهای غربی کشور دستگیر شد

👈 پیش از این عماد ادوارد شرقی به اتهام جاسوسی و جمع آوری اطلاعات نظامی به ۱۰ سال حبس محکوم و با قرار وثیقه آزاد شده بود که قبل از برگزاری دادگاه تجدید نظر قصد فرار داشت

👈 سرآوا از سال ۹۰ فعالیت خود را در کشور آغاز کرد؛ دیجی‌کالا، کافه‌بازار، علی‌بابا، الوپیک و دیوار از برندهای اصلی این هلدینگ سرمایه‌گذاری هستند؛ سرآوا از شرکت‌های فعال در اکوسیستم استارتاپی کشور است که مدعی جذب سرمایه‌گذاری خارجی برای توسعه‌ شرکت‌های زیرمجموعه‌ی خود بود

👈 عماد ادواردشرقی در جریان فعالیتهای خود در روابط بین‌الملل هلدینگ سراوا، شرکت خارجی iiic که دارای سهامداران مشکوک و بعضا نامعلوم می‌باشد را به مجموعه سرآوا اضافه کرد؛ بعد از فرار سعید رحمانی، مدیرعامل سابق سرآوا، عماد ادواردشرقی از افراد کلیدی این گروه سرمایه‌‌گذاری به حساب می‌آمد | باشگاه‌خبرنگاران

@maktubaat