Forwarded from جمهوری ایرانی
آیا پوتین به پایان خود رسیده است؟
در تظاهرات سراسری در روسیه علیه ولادیمیر پوتین بیش از ۲۱۰۰ نفر از جمله همسر الکسی ناوالنی دستگیر شدند. آنها خواستار آزادی این منتقد پوتین هستند.
در دهها شهر روسیه مأموران امنیتی برای جلوگیری از گردهماییهایی که در اعتراض به دستگیری الکسی ناوالنی، منتقد سرشناس پوتین برگزار شده، شمار زیادی را دستگیر کردند.
به گفته جمعیت مردمنهاد OWD بیش از ۲۱۰۰ نفر در شهرهای گوناگون دستگیر شدهاند. بنا بر گزارشها، یولیا، همسر الکسی ناوالنی هم در میان دستگیرشدگان است.
الکسی ناوالنی پس از بازداشت در یکشنبه گذشته، از مردم خواسته بود که در اعتراض به حکومت به خیابان بروند.
مخالفان ولادیمیر پوتین برای شنبه (۲۳ ژانویه) در چندین شهر مردم را در اعتراض به دستگیری الکسی ناوالنی به راهپیمایی فراخواندهاند. مخالفان برای خبررسانی بیش از پیش از شبکههای اجتماعی، به ویژه تیکتاک، بهره میگیرند.
به گفته هواداران ناوالنی نخستین راه پیماییها بامداد شنبه در شرق روسیه برپا شده است؛ در شهرهایی مانند ولادیوستوک، خبروفسک و چیتا هزاران نفر به خیابان رفتهاند.
تظاهرات مسکو ساعت ۱۴ (به وقت محلی) برگزار شد. تظاهرکنندگان در میدان مرکزی پوشکین گرد آمدند تا از آنجا به سوی کاخ کرملین روانه شوند. یولیا، همسر ناوالنی، در این راهپیمایی شرکت داشت.
دولت روسیه دیپلماتهای آمریکا را متهم کرد در اعتراضات گسترده علیه ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه فعالانه دخالت کردهاند.
ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه در صفحه فیسبوک نوشت که سفیر ایالات متحده در مسکو مسیر تظاهرات را علنی کرده است و هواداران الکسی ناوالنی توانستهاند از آن استفاده کنند.
او مینویسد "همکاران آمریکایی باید این مسئله را توضیح دهند" او افزود که سفارت آمریکا اطلاعاتی را نیز در مورد "تظاهرات به سوی کرملین" منتشر کرده است.
به گزارش پلیس، تنها در مرکز مسکو بیش از ده هزار نفر در تظاهراتی علیه پوتین شرکت کردند که کرملین آن را ممنوع اعلام کرده بود. تظاهرکنندگان با سرکوب شدید نیروهای پلیس روبرو شدند که منجر به دستگیری صدها نفر از جمله همسر الکسی ناوالنی شد.
در حدود ۷۰ شهر روسیه تظاهرات اعتراضی برنامهریزی شده است. دولت به مردم درباره مشارکت در اکسیونهای بدون مجوز هشدار داده است. اکنون ماههاست که دولت روسیه "به علت کرونا" برای برگزاری تظاهرات مجوز صادر نمیکند.
به دنبال دستگیری الکسی ناوالنی، در روزهای گذشته پلیس فشار را بر همکاران و حامیان او افزایش داده است. برخی از یاوران ناوالنی، مانند کیرا جارمیش، سخنگوی مطبوعاتی او، بازداشت شدهاند.
تظاهرات وسیع مردم در سن پترزبورگ
ناوالنی به محض ورود به روسیه، در فرودگاه دستگیر شد. کشورهای اتحادیه اروپا در اعتراض به دستگیری ناوالنی خواهان اقدامات تحریمی بیشتری شدند.
اتحادیه اروپا در بیانیهای که پنجشنبه (۲۱ ژانویه) صادر کرد خواستار تعقیب و تحریم افراد و نهادهایی شد که در مسموم کردن، دستگیری و محاکمه ناوالنی مسئولیت دارند.
شماری از دیپلماتها خواستار شدهاند افرادی که در فشار به ناوالنی دست دارند، از سفر به اروپا منع شوند و دارایی آنها مسدود گردد.
وزیران خارجه اتحادیه اروپا قصد دارند دوشنبه آینده (۲۵ ژانویه) در نشستی در بروکسل در این باره تصمیم بگیرند.
اتحادیه اروپا همچنین خواهان تحریم مقامهای قدرتمند روسیه و خانواده آنهاست. در سندی گفته میشود: «اروپا نباید مأمنی برای ثروتهای مشکوکی باشد که از روسیه به اروپا سرازیر میشوند.»
در سالهای گذشته اعتراضات متعددی علیه حکومت ولادیمیر پوتین رخ داده است. باید پرسید آیا این اعتراضات می تواند پایان دهنده حکومت او باشد؟
https://news.1rj.ru/str/IranianRepublic/19784
در تظاهرات سراسری در روسیه علیه ولادیمیر پوتین بیش از ۲۱۰۰ نفر از جمله همسر الکسی ناوالنی دستگیر شدند. آنها خواستار آزادی این منتقد پوتین هستند.
در دهها شهر روسیه مأموران امنیتی برای جلوگیری از گردهماییهایی که در اعتراض به دستگیری الکسی ناوالنی، منتقد سرشناس پوتین برگزار شده، شمار زیادی را دستگیر کردند.
به گفته جمعیت مردمنهاد OWD بیش از ۲۱۰۰ نفر در شهرهای گوناگون دستگیر شدهاند. بنا بر گزارشها، یولیا، همسر الکسی ناوالنی هم در میان دستگیرشدگان است.
الکسی ناوالنی پس از بازداشت در یکشنبه گذشته، از مردم خواسته بود که در اعتراض به حکومت به خیابان بروند.
مخالفان ولادیمیر پوتین برای شنبه (۲۳ ژانویه) در چندین شهر مردم را در اعتراض به دستگیری الکسی ناوالنی به راهپیمایی فراخواندهاند. مخالفان برای خبررسانی بیش از پیش از شبکههای اجتماعی، به ویژه تیکتاک، بهره میگیرند.
به گفته هواداران ناوالنی نخستین راه پیماییها بامداد شنبه در شرق روسیه برپا شده است؛ در شهرهایی مانند ولادیوستوک، خبروفسک و چیتا هزاران نفر به خیابان رفتهاند.
تظاهرات مسکو ساعت ۱۴ (به وقت محلی) برگزار شد. تظاهرکنندگان در میدان مرکزی پوشکین گرد آمدند تا از آنجا به سوی کاخ کرملین روانه شوند. یولیا، همسر ناوالنی، در این راهپیمایی شرکت داشت.
دولت روسیه دیپلماتهای آمریکا را متهم کرد در اعتراضات گسترده علیه ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه فعالانه دخالت کردهاند.
ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه در صفحه فیسبوک نوشت که سفیر ایالات متحده در مسکو مسیر تظاهرات را علنی کرده است و هواداران الکسی ناوالنی توانستهاند از آن استفاده کنند.
او مینویسد "همکاران آمریکایی باید این مسئله را توضیح دهند" او افزود که سفارت آمریکا اطلاعاتی را نیز در مورد "تظاهرات به سوی کرملین" منتشر کرده است.
به گزارش پلیس، تنها در مرکز مسکو بیش از ده هزار نفر در تظاهراتی علیه پوتین شرکت کردند که کرملین آن را ممنوع اعلام کرده بود. تظاهرکنندگان با سرکوب شدید نیروهای پلیس روبرو شدند که منجر به دستگیری صدها نفر از جمله همسر الکسی ناوالنی شد.
در حدود ۷۰ شهر روسیه تظاهرات اعتراضی برنامهریزی شده است. دولت به مردم درباره مشارکت در اکسیونهای بدون مجوز هشدار داده است. اکنون ماههاست که دولت روسیه "به علت کرونا" برای برگزاری تظاهرات مجوز صادر نمیکند.
به دنبال دستگیری الکسی ناوالنی، در روزهای گذشته پلیس فشار را بر همکاران و حامیان او افزایش داده است. برخی از یاوران ناوالنی، مانند کیرا جارمیش، سخنگوی مطبوعاتی او، بازداشت شدهاند.
تظاهرات وسیع مردم در سن پترزبورگ
ناوالنی به محض ورود به روسیه، در فرودگاه دستگیر شد. کشورهای اتحادیه اروپا در اعتراض به دستگیری ناوالنی خواهان اقدامات تحریمی بیشتری شدند.
اتحادیه اروپا در بیانیهای که پنجشنبه (۲۱ ژانویه) صادر کرد خواستار تعقیب و تحریم افراد و نهادهایی شد که در مسموم کردن، دستگیری و محاکمه ناوالنی مسئولیت دارند.
شماری از دیپلماتها خواستار شدهاند افرادی که در فشار به ناوالنی دست دارند، از سفر به اروپا منع شوند و دارایی آنها مسدود گردد.
وزیران خارجه اتحادیه اروپا قصد دارند دوشنبه آینده (۲۵ ژانویه) در نشستی در بروکسل در این باره تصمیم بگیرند.
اتحادیه اروپا همچنین خواهان تحریم مقامهای قدرتمند روسیه و خانواده آنهاست. در سندی گفته میشود: «اروپا نباید مأمنی برای ثروتهای مشکوکی باشد که از روسیه به اروپا سرازیر میشوند.»
در سالهای گذشته اعتراضات متعددی علیه حکومت ولادیمیر پوتین رخ داده است. باید پرسید آیا این اعتراضات می تواند پایان دهنده حکومت او باشد؟
https://news.1rj.ru/str/IranianRepublic/19784
Telegram
جمهوری ایرانی
آیا پوتین به پایان خود رسیده است؟
@IranianRepublic
@IranianRepublic
Forwarded from سیدجواد میری مینق
انسان دانشگاهی و "زیست قهرمانانه": تاملی بر مبانی سیره قدیسین سکولار
در "زندگی سراسر فهم مسئله است" فاضلی به مفهوم کلیدی "زندگی قهرمانانه" از Mike Featherstone اشاره می کند که در سال ۱۹۹۲ توسط انتشارات Sage به آدرس ذیل به چاپ رسید:
"The heroic life and everyday life. Theory, Culture and Siciety. Vol. 9 (1992), 159-182.
اما اطلاعات این مقاله در کتاب فاضلی وجود ندارد و در فهرست کتب ارجاعی نیست. اما بحثی که او با ارجاع به فذرستون مطرح می کند قابل تامل است. فاضلی با ارجاع به مقاله فذرستون که در مجله ارغنون توسط خانم هاله لاجوردی در سال ۱۳۸۰ ترجمه شده بود (و عجیب است که در منابع نام هاله لاجوردی وجود ندارد و مقاله انگلیسی ۱۹۹۲ فذرستون هم وجود ندارد کانه فاضلی مستقیم از منبع انگلیسی نقل قول کرده که نکرده و آنجا هم که باید از هاله لاجوردی به عنوان مترجم یاد میکرده که نکرده است) به کارل مارکس و ماکس وبر به عنوان قهرمانان زیست دانشگاهی اشاره می کند. او به تاسی از فذرستون می نویسد:
"اگر آرمان های سیاسی و اجتماعی بتوانند در اعماق وجود فرد نفوذ کنند، می توانند انگیزه ای قوی برای فعالیت عامی و فکری مهیا سازند" (فاضلی، ۱۳۹۹. ۱۶۴).
او سپس نقل قولی از فذرستون می کند که بر این باور بود
"مارکس که خود را وقف کارش ساخته و ایمان آورده بود که کالبدشکافی او از ... سرمایه داری ... با وجود تعقیب از سوی بستانکاران و [مرگ] سه تن از فرزندانش ... اما مارکس باز از پای در نمی آمد" (فذرستون به نقل از فاضلی، ۱۳۹۹. ۱۶۴).
به سخن دیگر، مارکس الگو و اسوه زندگی قهرمانانه است که می تواند سرمشق زندگی دانشگاهی قرار گیرد که باید مجهز به اخلاق مسئولیت و فضیلتهایی همچون شهامت باشند. به نظرم فاضلی متوجه نیست که این سخنان ذیل کدام تاریخنگاری علم قرار می گیرد یا برساخت وبر و مارکس و زیمل و فوکو به عنوان "سرمشق های اخلاق فضیلت" و "زندگی قهرمانانه" مبتنی بر یک انتولوژی است که ذیل "تاریخنگاری سکولار" در سنت مسیحی و پسا-مسیحی قابل درک است. اجازه دهید این بحث را قدری بکاویم. در سنت مسیحی برای تهییج مومنان زندگی قدیسان را شرح و بسط می دهند و مولفه های سماوی را بر آن میافزایند تا این قدیسان سرمشق عامه مومنان قرار گیرند. این بخش از تقریر روایت ها با مفهوم "سیره قدیسین" یا "شرح زندگی اولیاء و مقدسین" صورتبندی می گردد که در زبان انگلیسی و اکثر زبان های اروپایی با مفهوم Hagiography از آن یاد می گردد. اما پس از ظهور لائیسیته زندگی قدیسان کلیسا و رهبانان و راهبه های صومعه ها دیگر برای خیل عظیم مردم ایجاد انگیزه نمی کرد و این موجب شد نوع دیگری از "سیره قدیسین" در ذهن و زبان انسان اروپایی شکل بگیرد و مفهوم Secular Hagiography به این سنخ از تاریخنگاری و مفروضات فلسفه تاریخ سکولار اشارت دارد. به عنوان مثال، فوکو به عنوان "قدیس همجنسگرایان" در سیره تاریخنگاری سکولار مطرح است. کتاب ذیل اشاره به قدیس ساختن از فوکو به عنوان یک قدیس همجنسگرا در تاریخنگاری سیره قدیسان سکولار اشاره دارد:
Saint Foucault: Towards a Gay Hagiography. David M. Halperin. Oxford University Press, New York, 1995.
اما فاضلی "التفات فلسفی" به مفروضات متافیزیک فذرستون ندارد و چنین میپندارد که فذرستون در خلاء سخن میگوید و اتفاقی وبر و مارکس و زیمل به عنوان سرمشق های زیست قهرمانانه برگزیده شده اند. اینطور نیست. بلکه فذرستون فهم دقیقی از جامعه و سنت خویش دارد و می داند که انسان بدون الگو و اسوه نمی تواند از سطح زندگی روزمره اوج بگیرد و بهمین خاطر از مولفه های فرهنگ سکولار پسا-مسیحیت در انگلستان بهره می برد و "سیره قدیسین سکولار" را به رشته تحریر درمیآورد اما فاضلی در بستر ایران از "ماده یوروسنتریک" برای صورتبندی جامعه ایرانی استفاده می کند بی آنکه مبانی بحث را طرح، نقد و مفصلبندی ایرانی کند.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
در "زندگی سراسر فهم مسئله است" فاضلی به مفهوم کلیدی "زندگی قهرمانانه" از Mike Featherstone اشاره می کند که در سال ۱۹۹۲ توسط انتشارات Sage به آدرس ذیل به چاپ رسید:
"The heroic life and everyday life. Theory, Culture and Siciety. Vol. 9 (1992), 159-182.
اما اطلاعات این مقاله در کتاب فاضلی وجود ندارد و در فهرست کتب ارجاعی نیست. اما بحثی که او با ارجاع به فذرستون مطرح می کند قابل تامل است. فاضلی با ارجاع به مقاله فذرستون که در مجله ارغنون توسط خانم هاله لاجوردی در سال ۱۳۸۰ ترجمه شده بود (و عجیب است که در منابع نام هاله لاجوردی وجود ندارد و مقاله انگلیسی ۱۹۹۲ فذرستون هم وجود ندارد کانه فاضلی مستقیم از منبع انگلیسی نقل قول کرده که نکرده و آنجا هم که باید از هاله لاجوردی به عنوان مترجم یاد میکرده که نکرده است) به کارل مارکس و ماکس وبر به عنوان قهرمانان زیست دانشگاهی اشاره می کند. او به تاسی از فذرستون می نویسد:
"اگر آرمان های سیاسی و اجتماعی بتوانند در اعماق وجود فرد نفوذ کنند، می توانند انگیزه ای قوی برای فعالیت عامی و فکری مهیا سازند" (فاضلی، ۱۳۹۹. ۱۶۴).
او سپس نقل قولی از فذرستون می کند که بر این باور بود
"مارکس که خود را وقف کارش ساخته و ایمان آورده بود که کالبدشکافی او از ... سرمایه داری ... با وجود تعقیب از سوی بستانکاران و [مرگ] سه تن از فرزندانش ... اما مارکس باز از پای در نمی آمد" (فذرستون به نقل از فاضلی، ۱۳۹۹. ۱۶۴).
به سخن دیگر، مارکس الگو و اسوه زندگی قهرمانانه است که می تواند سرمشق زندگی دانشگاهی قرار گیرد که باید مجهز به اخلاق مسئولیت و فضیلتهایی همچون شهامت باشند. به نظرم فاضلی متوجه نیست که این سخنان ذیل کدام تاریخنگاری علم قرار می گیرد یا برساخت وبر و مارکس و زیمل و فوکو به عنوان "سرمشق های اخلاق فضیلت" و "زندگی قهرمانانه" مبتنی بر یک انتولوژی است که ذیل "تاریخنگاری سکولار" در سنت مسیحی و پسا-مسیحی قابل درک است. اجازه دهید این بحث را قدری بکاویم. در سنت مسیحی برای تهییج مومنان زندگی قدیسان را شرح و بسط می دهند و مولفه های سماوی را بر آن میافزایند تا این قدیسان سرمشق عامه مومنان قرار گیرند. این بخش از تقریر روایت ها با مفهوم "سیره قدیسین" یا "شرح زندگی اولیاء و مقدسین" صورتبندی می گردد که در زبان انگلیسی و اکثر زبان های اروپایی با مفهوم Hagiography از آن یاد می گردد. اما پس از ظهور لائیسیته زندگی قدیسان کلیسا و رهبانان و راهبه های صومعه ها دیگر برای خیل عظیم مردم ایجاد انگیزه نمی کرد و این موجب شد نوع دیگری از "سیره قدیسین" در ذهن و زبان انسان اروپایی شکل بگیرد و مفهوم Secular Hagiography به این سنخ از تاریخنگاری و مفروضات فلسفه تاریخ سکولار اشارت دارد. به عنوان مثال، فوکو به عنوان "قدیس همجنسگرایان" در سیره تاریخنگاری سکولار مطرح است. کتاب ذیل اشاره به قدیس ساختن از فوکو به عنوان یک قدیس همجنسگرا در تاریخنگاری سیره قدیسان سکولار اشاره دارد:
Saint Foucault: Towards a Gay Hagiography. David M. Halperin. Oxford University Press, New York, 1995.
اما فاضلی "التفات فلسفی" به مفروضات متافیزیک فذرستون ندارد و چنین میپندارد که فذرستون در خلاء سخن میگوید و اتفاقی وبر و مارکس و زیمل به عنوان سرمشق های زیست قهرمانانه برگزیده شده اند. اینطور نیست. بلکه فذرستون فهم دقیقی از جامعه و سنت خویش دارد و می داند که انسان بدون الگو و اسوه نمی تواند از سطح زندگی روزمره اوج بگیرد و بهمین خاطر از مولفه های فرهنگ سکولار پسا-مسیحیت در انگلستان بهره می برد و "سیره قدیسین سکولار" را به رشته تحریر درمیآورد اما فاضلی در بستر ایران از "ماده یوروسنتریک" برای صورتبندی جامعه ایرانی استفاده می کند بی آنکه مبانی بحث را طرح، نقد و مفصلبندی ایرانی کند.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Forwarded from سیدمجیدحسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️▫️▫️
@maniahonarpub
🔹️ یکی از نتایج مهمی که در کتاب #سیاره_زاغهها گرفته میشود، این جمله است:
"سرنوشت فقرا یکسان است."
🔸️ امیر خراسانی مترجم اثر در این ویدئو این عبارت را تبیین میکند.
🔹️ سرنوشت فقرا یکسان است به این معنی که #فقر تنها پدیدهای است که میتواند انسانها را یکسان کند.
🔸️ اگر انعطاف و تنوع جنبشها را مثلا در مسئلهی زنان بررسی کنیم، اندک پذیرشی از طرف نظام سرمایهداری در حوزهی زنان و بخشهای مختلفاش شاهدیم، گاه میبینیم که سرمایهداری از صلبیت خود میکاهد و اندک حقی را برای جنبش قائل میشود، هم جنبش موافقهای سقط جنین را میپذیرد و هم با مخالفشان کنار میآید، هم چنین است دربارهی حقوق زنان طبقه متوسط یا زنان رنگین پوست. اما دربارهی مسئلهی فقر کوچکترین انعطافی وجود ندارد، فقر لحظهای است که آینده مسدود است و دسترسی به توزیع ثروت ناممکن.
پس به این دلیل است که فقرا سرنوشت مشترکی دارند.
#امیر_خراسانی
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
@maniahonarpub
🔹️ یکی از نتایج مهمی که در کتاب #سیاره_زاغهها گرفته میشود، این جمله است:
"سرنوشت فقرا یکسان است."
🔸️ امیر خراسانی مترجم اثر در این ویدئو این عبارت را تبیین میکند.
🔹️ سرنوشت فقرا یکسان است به این معنی که #فقر تنها پدیدهای است که میتواند انسانها را یکسان کند.
🔸️ اگر انعطاف و تنوع جنبشها را مثلا در مسئلهی زنان بررسی کنیم، اندک پذیرشی از طرف نظام سرمایهداری در حوزهی زنان و بخشهای مختلفاش شاهدیم، گاه میبینیم که سرمایهداری از صلبیت خود میکاهد و اندک حقی را برای جنبش قائل میشود، هم جنبش موافقهای سقط جنین را میپذیرد و هم با مخالفشان کنار میآید، هم چنین است دربارهی حقوق زنان طبقه متوسط یا زنان رنگین پوست. اما دربارهی مسئلهی فقر کوچکترین انعطافی وجود ندارد، فقر لحظهای است که آینده مسدود است و دسترسی به توزیع ثروت ناممکن.
پس به این دلیل است که فقرا سرنوشت مشترکی دارند.
#امیر_خراسانی
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
Audio
قدرتِ فلسفه، قدرتِ ادبیات
ژیل دلوز
اکسپرسیونیسم در فلسفه: اسپینوزا
توسط: عنایت چرزیانی
دورههای خوانش انتقادی
در کانون فکری آتن
@enayatcharziani1223
ژیل دلوز
اکسپرسیونیسم در فلسفه: اسپینوزا
توسط: عنایت چرزیانی
دورههای خوانش انتقادی
در کانون فکری آتن
@enayatcharziani1223
Forwarded from راه سوم
📒📒📒سیلی به گوش یک سرباز وظیفهشناس ،سیلی بزرگتری به گوش ملت ایران است
✍دکتر شکرالله مسیحپور/کنسگر سیاسی
⭕علی اصغر عنابستانی نماینده از فیلتر رد شده شورای نگهبان، در تاریخ ۴ بهمن به گوش سرباز وظیفه شناسی که مانع ورود غیر قانونی خودرو وی به خط ویژه اتوبوسرانی شده بود سیلی زد.
⭕این مایه ننگ یک حکومت است که نماینده مجلسش که ادعای امر به معروف و نهی از منکر دارد چنین رفتار ننگآلودی داشته باشد . بیانیه اتحادیه آموزگاران و مردم شریف سبزوار در تقبیح عمل ناشایست این نماینده مجلس که عملش مصداق بارز نقض قانون است، نشانگر بیزاری از دستگاهی است که صلاحیت چنین کسانی را برای تکیه زدن بر صندلی دستگاه قانونگذاری تائید کرده است.
⭕"راه سوم راه،راه نجات ایران" ، از این رو بر حاکمیت قانون پای میفشارد که نماینده خیرهسر و یا هیچ مقام حکومتی دیگر اجازه نداشته باشد که با سواستفاده از عناوینی که به دنبال نامشان یدک میکشند، با قانونگریزی و قانونستیزی حقوق شهروندی هموطنان را پایمال نمایند.
⭕از آنجا که حاکمیت قانون ضامن حقوق شهروندی است و عمل این نماینده معطوف به یک اختلاف شخصی نبوده است.
⭕نگارنده، به عنوان یک شهروند دارای حقوق شهروندی پیشنهاد میکنم که برای پیشگیری از تکرار چنین اعمال نکوهیدهای، دستگاههای ذیربط ضمن بازنگری صلاحیت این نماینده، وی را که با تنفر شدید شهروندان حاضر در صحنه روبرو شده، به اتهام دو جرم، زدن سیلی به گوش سرباز وطن و نیز اختلال در آمدوشد مردم و انسداد ترافیک مورد پیگرد قانونی قرار دهند.
⭕شایسته است که فرماندهی نیروی انتظامی نیز اجازه ندهد که حق این سرباز وظیفهشناس که جلوه زیبایی از اجرای قانون را به نمایش گذاشته پایمال شود.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
✍دکتر شکرالله مسیحپور/کنسگر سیاسی
⭕علی اصغر عنابستانی نماینده از فیلتر رد شده شورای نگهبان، در تاریخ ۴ بهمن به گوش سرباز وظیفه شناسی که مانع ورود غیر قانونی خودرو وی به خط ویژه اتوبوسرانی شده بود سیلی زد.
⭕این مایه ننگ یک حکومت است که نماینده مجلسش که ادعای امر به معروف و نهی از منکر دارد چنین رفتار ننگآلودی داشته باشد . بیانیه اتحادیه آموزگاران و مردم شریف سبزوار در تقبیح عمل ناشایست این نماینده مجلس که عملش مصداق بارز نقض قانون است، نشانگر بیزاری از دستگاهی است که صلاحیت چنین کسانی را برای تکیه زدن بر صندلی دستگاه قانونگذاری تائید کرده است.
⭕"راه سوم راه،راه نجات ایران" ، از این رو بر حاکمیت قانون پای میفشارد که نماینده خیرهسر و یا هیچ مقام حکومتی دیگر اجازه نداشته باشد که با سواستفاده از عناوینی که به دنبال نامشان یدک میکشند، با قانونگریزی و قانونستیزی حقوق شهروندی هموطنان را پایمال نمایند.
⭕از آنجا که حاکمیت قانون ضامن حقوق شهروندی است و عمل این نماینده معطوف به یک اختلاف شخصی نبوده است.
⭕نگارنده، به عنوان یک شهروند دارای حقوق شهروندی پیشنهاد میکنم که برای پیشگیری از تکرار چنین اعمال نکوهیدهای، دستگاههای ذیربط ضمن بازنگری صلاحیت این نماینده، وی را که با تنفر شدید شهروندان حاضر در صحنه روبرو شده، به اتهام دو جرم، زدن سیلی به گوش سرباز وطن و نیز اختلال در آمدوشد مردم و انسداد ترافیک مورد پیگرد قانونی قرار دهند.
⭕شایسته است که فرماندهی نیروی انتظامی نیز اجازه ندهد که حق این سرباز وظیفهشناس که جلوه زیبایی از اجرای قانون را به نمایش گذاشته پایمال شود.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
Forwarded from عدالتخانه
🔻حکم دادگاه #عیسی_شریفی صادر شد؛ ۲۰سال حبس
🔹حکم دادگاه رسیدگی به تخلفات مالی عیسی شریفی، قائممقام قالیباف در شهرداری تهران، مبنی بر رد مال به ارزش ۴۸۰میلیارد تومان و ۲۰سال حبس قطعی شده است. این پرونده در دادسرای نظامی بررسی شده و عیسی شریفی، سردار مهردادی و محمود سیف از متهمان این پرونده هستند.
🔹یکی از فعالین توییتری در این رابطه نوشت: دادگاه او علنی نبود! چون رسانهها و حتی صدا و سیما جلسه به جلسه پرونده اکبر طبری را پوشش دادند و برخیها به اسم عدالتخواهی مقام مافوق او را که رئیس یک قوه بود را به باد انتقاد و اتهام و فساد گرفتند و کمترین حرفها این بود که این فسادها و ارتشا و رشوه او را بیمدیریتی وبیکفایتی #صادق_لاریجانی دانستند. اما در پرونده عیسی شریفی فقط یکی دوبار بصورت گذارا اشاره کردند که او قائم مقام شهرداری بود! نگفتند که او همه کاره #قالیباف بود. چون سابقه نظامی داشت در دادگاه نظامی محاکمه شد و غیر علنی! کسی به این سوال جواب نداد که اگر اتهام او مربوط به شهرداری بود چرا او در دادگاه نظامی محاکمه شد و غیر علنی و چرا مقام مسئول او که شهردار بود کاملا بی اطلاع و تبرئه شد؟ و این سوال هم جواب داده نشد که چرا از کشور خارج شد؟ چرا دوباره به کشور برگشت؟ قصد این پست تطهیر لاریجانی یا تقبیح قالیباف نیست! هدف #استاندارد_دوگانه در برخورد با دو متهم از یک جنس اتهام است.
@alalat_khaneh
🔹حکم دادگاه رسیدگی به تخلفات مالی عیسی شریفی، قائممقام قالیباف در شهرداری تهران، مبنی بر رد مال به ارزش ۴۸۰میلیارد تومان و ۲۰سال حبس قطعی شده است. این پرونده در دادسرای نظامی بررسی شده و عیسی شریفی، سردار مهردادی و محمود سیف از متهمان این پرونده هستند.
🔹یکی از فعالین توییتری در این رابطه نوشت: دادگاه او علنی نبود! چون رسانهها و حتی صدا و سیما جلسه به جلسه پرونده اکبر طبری را پوشش دادند و برخیها به اسم عدالتخواهی مقام مافوق او را که رئیس یک قوه بود را به باد انتقاد و اتهام و فساد گرفتند و کمترین حرفها این بود که این فسادها و ارتشا و رشوه او را بیمدیریتی وبیکفایتی #صادق_لاریجانی دانستند. اما در پرونده عیسی شریفی فقط یکی دوبار بصورت گذارا اشاره کردند که او قائم مقام شهرداری بود! نگفتند که او همه کاره #قالیباف بود. چون سابقه نظامی داشت در دادگاه نظامی محاکمه شد و غیر علنی! کسی به این سوال جواب نداد که اگر اتهام او مربوط به شهرداری بود چرا او در دادگاه نظامی محاکمه شد و غیر علنی و چرا مقام مسئول او که شهردار بود کاملا بی اطلاع و تبرئه شد؟ و این سوال هم جواب داده نشد که چرا از کشور خارج شد؟ چرا دوباره به کشور برگشت؟ قصد این پست تطهیر لاریجانی یا تقبیح قالیباف نیست! هدف #استاندارد_دوگانه در برخورد با دو متهم از یک جنس اتهام است.
@alalat_khaneh
Forwarded from ساختارهای ایرانی Iranian structures
🌐 توئیترهای ساختاری: سیلیِ مجلسیها؛ پیش درآمدی بر شکلگیری بناپارتیسم و دولت نظامیان/ عمران و آبادانی با مشت آهنین
🔹مهدی نصیری مدیرمسؤول سابق کیهان
@Mnasiri1342
♦️ سیلی به سرباز وطن توسط نماینده مجلس انقلابی محصول نظارت استصوابی
♦️ را می توان
♦️ پیش درآمدی بر شکل گیری بناپارتیسم و دولت نظامیان
♦️ دانست
♦️ که قرار است با مشت آهنین مشکلات معیشتی جامعه را حل کند و عمران و آبادانی بیاورد.
#مهدی_نصیری
#مدیر_مسؤول_سابق_کیهان
#دولت_نظامیان
#مشت_آهنین
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹مهدی نصیری مدیرمسؤول سابق کیهان
@Mnasiri1342
♦️ سیلی به سرباز وطن توسط نماینده مجلس انقلابی محصول نظارت استصوابی
♦️ را می توان
♦️ پیش درآمدی بر شکل گیری بناپارتیسم و دولت نظامیان
♦️ دانست
♦️ که قرار است با مشت آهنین مشکلات معیشتی جامعه را حل کند و عمران و آبادانی بیاورد.
#مهدی_نصیری
#مدیر_مسؤول_سابق_کیهان
#دولت_نظامیان
#مشت_آهنین
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
⭕️توتالیتاریسم، اقتدارگرایی و فاشیسم
تفاوت در چیست؟
🖌رابرت لانگلی | ترجمهی نیلوفر نادری
توتالیتاریسم، اقتدارگرایی و فاشیسم، همگی اشکال حاکمیت هستند و تعریف شکلهای مختلف حاکمیت به آن آسانی که به نظر میرسد، نیست. همه کشورها دارای نوعی حاکمیت رسمی هستند که در کتاب واقعیت جهانی آژانس اطلاعات مرکزی ایالاتمتحده تعیینشده است. بااینحال، توصیف خود یک ملت از فرم حاکمیتش اغلب میتواند کمتر واقعگرایانه و عینی باشد. بهعنوانمثال، درحالیکه اتحاد جماهیر شوروی سابق خود را دموکراتیک اعلام کرد، اما انتخابات آن «آزاد و منصفانه» نبود، چراکه فقط یک حزب با کاندیداهای تائید شده توسط دولت، نمایندگی و ارائه شد. لذا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بهدرستی بهعنوان جمهوری سوسیالیستی طبقهبندی میشود. علاوه بر این، مرزهای بین اشکال مختلف حاکمیت میتواند سیال یا کمتر قابلتعریف باشد و غالباً دارای ویژگیهایی هستند که یکدیگر را همپوشانی میکنند. در مورد تمامیتخواهی، اقتدارگرایی و فاشیسم نیز چنین است.
🌱 توتالیتاریسم (تمامیتخواهی) چیست؟
توتالیتاریسم نوعی از حاکمیت است که در آن قدرت دولت، نامحدود است و تقریباً همه جنبههای زندگی عمومی و خصوصی را کنترل میکند. این کنترل به تمام موضوعات سیاسی و مالی و همچنین نگرشها، اخلاقیات و باورهای مردم گسترش مییابد. مفهوم توتالیتاریسم در دهه ۱۹۲۰ توسط فاشیستهای ایتالیایی بسط و توسعه پیدا کرد. آنها کوشیدند تا این مفهوم را با اشاره به آنچه آن را اهداف مثبت توتالیتاریسم برای جامعه در نظر میگرفتند، دچار چرخشی مثبت کنند. بیشتر تمدنهای غربی و حاکمیتها بهسرعت این مفهوم را پسزده و هنوز هم تا به امروز نیز این کار را ادامه میدهند.
یکی از ویژگیهای بارز حاکمیتهای تمامیتخواه وجود ایدئولوژی ملی صریح یا ضمنی است که به مجموعهای از باورها برای معنا و جهت دادن بهکل جامعه اطلاق میشود.
به گفته ریچارد پایپز، متخصص تاریخ و نویسنده روسی، نخستوزیر فاشیست ایتالیا، بنیتو موسولینی، یک بار اساس توتالیتاریسم را چنین خلاصه کرد: «همهچیز در داخل کشور، هیچچیز خارج از کشور، هیچچیز مخالف دولت وجود ندارد.».
خصوصیاتی که ممکن است در یک دولت تمامیتخواه (توتالیتر) حاضر شود، شامل این موارد میشود:
۱. قانونگذار، شخص دیکتاتور است.
۲. حضور تنها یک حزب سیاسی حاکم
۳. سانسور شدید، در صورت عدم کنترل کامل بر مطبوعات
۴. انتشار دائم تبلیغات حامی حاکمیت (پروپاگاندای دولتی)
۵. خدمت اجباری در ارتش برای همه شهروندان
۶. شیوههای اجباری کنترل جمعیت
۷. منع برخی از گروهها و اعمال مذهبی یا سیاسی
۸. منع هر نوع انتقاد عمومی از دولت
۹. قوانینی که توسط نیروهای پلیس مخفی یا ارتش اجرا میشود.
بهطورمعمول، ویژگیهای دولت توتالیتر باعث میشود مردم از دولت خود بترسند. حاکمان توتالیتر بهجای تلاش برای از بین بردن این ترس، آن را تشویق میکنند و از آن برای اطمینان از همکاری مردم استفاده میکنند. نمونههای اولیه دولتهای تمامیتخواه، مشمول آلمان در زمان آدولف هیتلر و ایتالیا در زمان بنیتو موسولینی میشود. ازجمله نمونههای اخیر دولتهای تمامیتخواه میتوان به عراق در زمان صدام حسین و کرهشمالی در زمان کیمجونگاون اشاره کرد.
🔸ادامه متن را در مورد اقتدارگرایی، فاشیست و تفاوتهای آنها، در انگاره بخوانید
🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
#فرهیختگان، ندای آگاهی
تفاوت در چیست؟
🖌رابرت لانگلی | ترجمهی نیلوفر نادری
توتالیتاریسم، اقتدارگرایی و فاشیسم، همگی اشکال حاکمیت هستند و تعریف شکلهای مختلف حاکمیت به آن آسانی که به نظر میرسد، نیست. همه کشورها دارای نوعی حاکمیت رسمی هستند که در کتاب واقعیت جهانی آژانس اطلاعات مرکزی ایالاتمتحده تعیینشده است. بااینحال، توصیف خود یک ملت از فرم حاکمیتش اغلب میتواند کمتر واقعگرایانه و عینی باشد. بهعنوانمثال، درحالیکه اتحاد جماهیر شوروی سابق خود را دموکراتیک اعلام کرد، اما انتخابات آن «آزاد و منصفانه» نبود، چراکه فقط یک حزب با کاندیداهای تائید شده توسط دولت، نمایندگی و ارائه شد. لذا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بهدرستی بهعنوان جمهوری سوسیالیستی طبقهبندی میشود. علاوه بر این، مرزهای بین اشکال مختلف حاکمیت میتواند سیال یا کمتر قابلتعریف باشد و غالباً دارای ویژگیهایی هستند که یکدیگر را همپوشانی میکنند. در مورد تمامیتخواهی، اقتدارگرایی و فاشیسم نیز چنین است.
🌱 توتالیتاریسم (تمامیتخواهی) چیست؟
توتالیتاریسم نوعی از حاکمیت است که در آن قدرت دولت، نامحدود است و تقریباً همه جنبههای زندگی عمومی و خصوصی را کنترل میکند. این کنترل به تمام موضوعات سیاسی و مالی و همچنین نگرشها، اخلاقیات و باورهای مردم گسترش مییابد. مفهوم توتالیتاریسم در دهه ۱۹۲۰ توسط فاشیستهای ایتالیایی بسط و توسعه پیدا کرد. آنها کوشیدند تا این مفهوم را با اشاره به آنچه آن را اهداف مثبت توتالیتاریسم برای جامعه در نظر میگرفتند، دچار چرخشی مثبت کنند. بیشتر تمدنهای غربی و حاکمیتها بهسرعت این مفهوم را پسزده و هنوز هم تا به امروز نیز این کار را ادامه میدهند.
یکی از ویژگیهای بارز حاکمیتهای تمامیتخواه وجود ایدئولوژی ملی صریح یا ضمنی است که به مجموعهای از باورها برای معنا و جهت دادن بهکل جامعه اطلاق میشود.
به گفته ریچارد پایپز، متخصص تاریخ و نویسنده روسی، نخستوزیر فاشیست ایتالیا، بنیتو موسولینی، یک بار اساس توتالیتاریسم را چنین خلاصه کرد: «همهچیز در داخل کشور، هیچچیز خارج از کشور، هیچچیز مخالف دولت وجود ندارد.».
خصوصیاتی که ممکن است در یک دولت تمامیتخواه (توتالیتر) حاضر شود، شامل این موارد میشود:
۱. قانونگذار، شخص دیکتاتور است.
۲. حضور تنها یک حزب سیاسی حاکم
۳. سانسور شدید، در صورت عدم کنترل کامل بر مطبوعات
۴. انتشار دائم تبلیغات حامی حاکمیت (پروپاگاندای دولتی)
۵. خدمت اجباری در ارتش برای همه شهروندان
۶. شیوههای اجباری کنترل جمعیت
۷. منع برخی از گروهها و اعمال مذهبی یا سیاسی
۸. منع هر نوع انتقاد عمومی از دولت
۹. قوانینی که توسط نیروهای پلیس مخفی یا ارتش اجرا میشود.
بهطورمعمول، ویژگیهای دولت توتالیتر باعث میشود مردم از دولت خود بترسند. حاکمان توتالیتر بهجای تلاش برای از بین بردن این ترس، آن را تشویق میکنند و از آن برای اطمینان از همکاری مردم استفاده میکنند. نمونههای اولیه دولتهای تمامیتخواه، مشمول آلمان در زمان آدولف هیتلر و ایتالیا در زمان بنیتو موسولینی میشود. ازجمله نمونههای اخیر دولتهای تمامیتخواه میتوان به عراق در زمان صدام حسین و کرهشمالی در زمان کیمجونگاون اشاره کرد.
🔸ادامه متن را در مورد اقتدارگرایی، فاشیست و تفاوتهای آنها، در انگاره بخوانید
🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
#فرهیختگان، ندای آگاهی
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی
توتالیتاریسم، اقتدارگرایی و فاشیسم، تفاوت در چیست؟ | رابرت لانگلی و ترجمه نیلوفر نادری | انگاره
توتالیتاریسم، اقتدارگرایی و فاشیسم، همگی اشکال حاکمیت هستند و تعریف شکلهای مختلف حاکمیت به آن آسانی که به نظر میرسد، نیست. همه کشورها دارای نوعی حاکمیت
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
⭕️تاریخچه کانون نشر حقایق اسلامی مشهد( قسمت چهارم)
🖌 حسن یوسفی اشکوری
فصل دوم. معرفی اجمالی دو شخصیت اثرگذار کانون
✅ محمدتقی شریعتی و طاهر احمدزاده دو شخصیت بانی و فعال و اثرگذار در کانون بوده اند. هرچند بانیان و یا افراد فعال و حتی اثرگذار در کانون بیش از این دو نفرند که برای رعایت اختصار به معرفی همین دو تن بسنده می شود.
بی تردید شخصیت اصلی و اولیه کانون محمدتقی شریعتی است که اصولا این مرکز و هویت آن با نام شریعتی مزینانی شناخته شده و در فصل قبل تا حدودی به شخصیت و تفکرات او پرداخته شده است. محمدتقی در سال ۱۲۸۶ خورشیدی (یک سال پس از مشروطیت) در مزینان زاده شد. خانواده او از دو طریق از عالمان دین بوده اند. محمدتقی نیز در حوزه های دینی زادگاه و مشهد درس خواند و معارف رایج مذهبی حوزوی را فراگرفت و به رخت عالمان دینی درآمد. اما بعدها (گویا با اجازه آیت الله بروجردی) رخت علما را کنار نهاد و به عنوان دبیر دینی دبیرستان های مشهد به کار اشتغال پیدا کرد. چنان که خود گفته و دیگران نیز گواهی داده اند، هدف او آشنا کردن جوانان با دین و اخلاق و در سطح عالی تر حراست جوانان و درس خوانده های جدید از فروغلطیدن در بی اخلاقی و بی دینی بوده است. همین هدفگذاری نشان می دهد که وی با اغلب همگنان روحانی روزگارش متفاوت بوده و در واقع دین و یا تبلیغ مذهبی را به مثابه اسباب نام و نان نمی دانسته است. معلمی را به عنوان ایفای یک رسالت برگزیده بود. چنان که پس از شهریور بیست همان انگیزه در تأسیس کانون نقش داشته است. کارنامه یاد شده به روشنی نشان می دهد که گفتارها و نوشتارها برای او به مثابه ایفای یک رسالت بوده است و نه شغل و حرفه زندگی. در زمانی که محمدتقی وارد فعالیت های سیاسی محدود شد، نیز جز ایفای رسالت ملی و میهنی انگیزه ای نداشته است. او حتی در انتخابات مجلس هفدهم از مشهد کاندیدا شد هرچند که به مجلس راه نیافت.
✅در بیست سال نخست فعالیت های شریعتی و کانون، پرشمارانی در مشهد از آموزه های محمدتقی و کانون اثر پذیرفتند. خاطرات زیادی در دست است که نسل جوان درس خوانده و متجدد مذهبی آن دوران مشهد کم و بیش از شاگردان و آموختگان شریعتی و کانون بوده اند. یکی از شخصیت های شناخته شده و فعال آن زمان و بعدها تا کنون نیز دکتر مهدی ممکن است. البته بعدها بسیاری از طریق انتشار افکار و آثار دکتر شریعتی در سطح خراسان و حتی کشور با این شخصیت، افکار، آثار و تأثیراتش و نیز کانون آشنا شدند. وفق نقل کاظمیان در کتاب «سوسیال دموکراسی – محمد نخشب و خداپرستان سوسیالیست» در سفر نخست نخشب به مشهد در دهه بیست، از طریق کاظم سامی دیدارهایی بین نخشب و محمدتقی شریعتی انجام شد و نخشب تحت تأثیر شخصیت و افکار شریعتی قرار گرفت و مناسباتی در همفکری ها و همکاری ها پدیدآمد. به ویژه که خود محمدتقی نیز در آن زمان گرایش عدالت خواهانه داشته است. قابل ذکر است که در دهه بیست و سی برخی اعضای کانون همزمان با خداپرستان سوسیالیست نیز پیوند داشتند. از جمله آنان می توان به کاظم سامی، علی شریعتی و مهدی ممکن اشاره کرد. البته بعدتر برآمدن گوینده و نویسنده اثرگذاری چون علی شریعتی، بی تردید در شهرت ملی و عمومی پدرش سهم به سزایی داشته است. در زمان حضور محمدتقی در ارشاد ساواک با ارسال یادداشتی به حسینیه نسبت به حضورش در آن مرکز اعتراض کرد. دلیل اصلی نیز کانونی بودن و مصدقی بودنش بوده است. با توجه به این ملاحظات است که محمدرضا حکیمی، که خود در جوانی از افراد اثرپذیرفته از محمدتقی و کانون بوده تعبیر «سقراط خراسان» را برای محمدتقی شریعتی به کار برده است (پس از درگذشت شریعتی در سال ۶۶ مقاله ای تحت همین عنوان نوشتم که در مجله کیهان فرهنگی منتشر شد). نیز پیشوند «استاد» برای محمدتقی چندان جدی است و رواج دارد که غالبا (به ویژه شاگردان و علاقه مندانش) بدون این لقب از او یاد نمی کنند.
پایان قسمت چهارم
💻http://www.nedayeazadi.net/1399/10/34203
🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
🖌 حسن یوسفی اشکوری
فصل دوم. معرفی اجمالی دو شخصیت اثرگذار کانون
✅ محمدتقی شریعتی و طاهر احمدزاده دو شخصیت بانی و فعال و اثرگذار در کانون بوده اند. هرچند بانیان و یا افراد فعال و حتی اثرگذار در کانون بیش از این دو نفرند که برای رعایت اختصار به معرفی همین دو تن بسنده می شود.
بی تردید شخصیت اصلی و اولیه کانون محمدتقی شریعتی است که اصولا این مرکز و هویت آن با نام شریعتی مزینانی شناخته شده و در فصل قبل تا حدودی به شخصیت و تفکرات او پرداخته شده است. محمدتقی در سال ۱۲۸۶ خورشیدی (یک سال پس از مشروطیت) در مزینان زاده شد. خانواده او از دو طریق از عالمان دین بوده اند. محمدتقی نیز در حوزه های دینی زادگاه و مشهد درس خواند و معارف رایج مذهبی حوزوی را فراگرفت و به رخت عالمان دینی درآمد. اما بعدها (گویا با اجازه آیت الله بروجردی) رخت علما را کنار نهاد و به عنوان دبیر دینی دبیرستان های مشهد به کار اشتغال پیدا کرد. چنان که خود گفته و دیگران نیز گواهی داده اند، هدف او آشنا کردن جوانان با دین و اخلاق و در سطح عالی تر حراست جوانان و درس خوانده های جدید از فروغلطیدن در بی اخلاقی و بی دینی بوده است. همین هدفگذاری نشان می دهد که وی با اغلب همگنان روحانی روزگارش متفاوت بوده و در واقع دین و یا تبلیغ مذهبی را به مثابه اسباب نام و نان نمی دانسته است. معلمی را به عنوان ایفای یک رسالت برگزیده بود. چنان که پس از شهریور بیست همان انگیزه در تأسیس کانون نقش داشته است. کارنامه یاد شده به روشنی نشان می دهد که گفتارها و نوشتارها برای او به مثابه ایفای یک رسالت بوده است و نه شغل و حرفه زندگی. در زمانی که محمدتقی وارد فعالیت های سیاسی محدود شد، نیز جز ایفای رسالت ملی و میهنی انگیزه ای نداشته است. او حتی در انتخابات مجلس هفدهم از مشهد کاندیدا شد هرچند که به مجلس راه نیافت.
✅در بیست سال نخست فعالیت های شریعتی و کانون، پرشمارانی در مشهد از آموزه های محمدتقی و کانون اثر پذیرفتند. خاطرات زیادی در دست است که نسل جوان درس خوانده و متجدد مذهبی آن دوران مشهد کم و بیش از شاگردان و آموختگان شریعتی و کانون بوده اند. یکی از شخصیت های شناخته شده و فعال آن زمان و بعدها تا کنون نیز دکتر مهدی ممکن است. البته بعدها بسیاری از طریق انتشار افکار و آثار دکتر شریعتی در سطح خراسان و حتی کشور با این شخصیت، افکار، آثار و تأثیراتش و نیز کانون آشنا شدند. وفق نقل کاظمیان در کتاب «سوسیال دموکراسی – محمد نخشب و خداپرستان سوسیالیست» در سفر نخست نخشب به مشهد در دهه بیست، از طریق کاظم سامی دیدارهایی بین نخشب و محمدتقی شریعتی انجام شد و نخشب تحت تأثیر شخصیت و افکار شریعتی قرار گرفت و مناسباتی در همفکری ها و همکاری ها پدیدآمد. به ویژه که خود محمدتقی نیز در آن زمان گرایش عدالت خواهانه داشته است. قابل ذکر است که در دهه بیست و سی برخی اعضای کانون همزمان با خداپرستان سوسیالیست نیز پیوند داشتند. از جمله آنان می توان به کاظم سامی، علی شریعتی و مهدی ممکن اشاره کرد. البته بعدتر برآمدن گوینده و نویسنده اثرگذاری چون علی شریعتی، بی تردید در شهرت ملی و عمومی پدرش سهم به سزایی داشته است. در زمان حضور محمدتقی در ارشاد ساواک با ارسال یادداشتی به حسینیه نسبت به حضورش در آن مرکز اعتراض کرد. دلیل اصلی نیز کانونی بودن و مصدقی بودنش بوده است. با توجه به این ملاحظات است که محمدرضا حکیمی، که خود در جوانی از افراد اثرپذیرفته از محمدتقی و کانون بوده تعبیر «سقراط خراسان» را برای محمدتقی شریعتی به کار برده است (پس از درگذشت شریعتی در سال ۶۶ مقاله ای تحت همین عنوان نوشتم که در مجله کیهان فرهنگی منتشر شد). نیز پیشوند «استاد» برای محمدتقی چندان جدی است و رواج دارد که غالبا (به ویژه شاگردان و علاقه مندانش) بدون این لقب از او یاد نمی کنند.
پایان قسمت چهارم
💻http://www.nedayeazadi.net/1399/10/34203
🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
Forwarded from اسکان نیوز
🔻یادداشت افشاگرانه احمد توکلی و هشدار نفوذ به بیوت مراجع
👈غسال آیتالله مصباح، #رضا_مطلبی_کاشانی بوده است!
▫️علیرضا موحدی بدهکار بانک سرمایه! به وعاظ کمک میکند.
🔹چندی پیش جناب آقای صدیقی روایتی را از قول یک غسّال در سیما مطرح کرد که جنجال بسیاری در کشور برانگیخت به حدی که مدتی بعد مجبور به عذرخواهی شد.
🔹پیدا کردن غسّال یاد شده با توجه به کدی که ایشان در سخنان خود داد، چندان دشوار نبود. غسّال آیت الله مصباح، همان غسال مرحوم آیت الله حق شناس است. #رضا_مطلبی_کاشانی ، همان ابرسرمایه داری که چندی پیش نیز برای حجت الاسلام پناهیان حاشیه آفریده بود. گرچه آقای پناهیان از خویش در برابر هجمه های ناجوانمردانه ای که علیه اش مطرح شده بود دفاع کرد اما در سخنانش اعتماد و حسن ظن فراوان به شخصی وجود داشت که ابهامات مالی بسیاری درخصوص وی مطرح است.
🔹با ورود جریان عدالتخواه به این مسئله، ابعاد بیشتری عیان گشت. دیده بان شفافیت و عدالت پرونده آقای مطلبی کاشانی را یک پرونده ویژه تلقی کرد و با نام بردن صریح از وی، به علما هشدار داد از وی بپرهیزند که متاسفانه چندان کارگر نیفتاد. فردی که بررسی ها نشان می دهد شبکه بزرگ و تو در تویی از ارتباطات با مسئولان عالی رتبه و روحانیون سرشناس دارد.
🔹همچنین، بررسی برخی پرونده هایی که در دیده بان شفافیت و عدالت در جریان است نشان دهنده نقشی است که متأسفانه جن گیرها و کهانت ورزان*** فاسد در سال های اخیر در اتخاذ تصمیمات مرموزانه و ناکارآمدساز و جورافزای برخی از مسئولان و سرشناسان داشته اند.
🔹افرادی که در لباس تاجران خیّر و متدیّن به دنبال نفوذ بر علما و مسئولان هستند فارغ از آنکه، کار خیری که از عایدی غصب املاک دیگران یا اجاره موقوفات به ثمن بخس صورت گیرد را چه سود، حتی اگر نگهداری از صدها کودک معلول یا ساخت حوزه های علمیه باشد و بدتر آنکه پای چنین افرادی را به تمشیت امور در آستان مقدس علی بن موسی الرضا (ع) نیز باز نماید.
🔹از دیگر موارد مشابه می توان به فردی به نام #علیرضا_موحدی اشاره کرد که به عنوان یکی از متهمین پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان با بدهی چند صد میلیاردی به بانک سرمایه از کشور گریخته است.
🔹موحدی هم در لباس فردی دست به خیر که در راستای گسترش دین و کمک به اقشار ضعیف، از هیچ کمکی به برخی وعاظ مشهور تهران دریغ نداشته است، به نفوذ اقدام میکرد.
🔹این دست نگرانی ها به مسائل مالی ختم نمیشود. مدتی است می بینیم برخی روحانیون سرشناس، ارزش هایی چون عدالت و اخلاق را تخفیف می دهند تا ارزش های دیگری چون ثروت افزایی اجتماعی و رشد سیاسی را برجسته سازند. آیا ممکن هست که مجالست با چنین ثروتمندانی، بر افکار هم تأثیر گذاشته باشد!؟
🔹در برخود با این مشکلات ما با یک وضعیت پیچیده و تناقض آمیز روبرو هستیم. از سویی هم حمایت از گسترش دین و فرهنگ دینی و هم حمایت از مستضعفان هزینه اقتصادی دارد. شارع مقدس پرداخت وجوه شرعی چون خمس و زکات را در همین راستا وضع نموده است. حمایت از دین همواره به کمک های مردمی وابسته بوده است. این امر مبارکی است که برای جلوگیری از وابستگی نهاد دین به دولت ها همیشه توصیه شده است. در نتیجه قطع جریان کمک های مردمی یا پرداخت وجوه شرعی مطلوب نیست.
🔹طبیعی است که علما و روحانیون به ثروتمندان خیّر حسن ظن داشته باشند یا آن ها را بستایند. اما چه کنیم وقتی قلیلی از این ثروتمندان بدین طریق برای خود وجهه و اعتبار کسب می کنند و از آن برای کسب مقاصدی غیرقانونی و نامشروع سود می جویند!؟ چه کنیم وقتی همواره عده ای با مقاصد سیاسی و اقتصادی خاص به دنبال نفوذ در بیوت علما بوده اند و تاریخ نشان داده که بعضا هم موفق شده اند!؟
متن کامل:
https://www.eskannews.com/note/33353
eskannews.com
@eskannews_com
👈غسال آیتالله مصباح، #رضا_مطلبی_کاشانی بوده است!
▫️علیرضا موحدی بدهکار بانک سرمایه! به وعاظ کمک میکند.
🔹چندی پیش جناب آقای صدیقی روایتی را از قول یک غسّال در سیما مطرح کرد که جنجال بسیاری در کشور برانگیخت به حدی که مدتی بعد مجبور به عذرخواهی شد.
🔹پیدا کردن غسّال یاد شده با توجه به کدی که ایشان در سخنان خود داد، چندان دشوار نبود. غسّال آیت الله مصباح، همان غسال مرحوم آیت الله حق شناس است. #رضا_مطلبی_کاشانی ، همان ابرسرمایه داری که چندی پیش نیز برای حجت الاسلام پناهیان حاشیه آفریده بود. گرچه آقای پناهیان از خویش در برابر هجمه های ناجوانمردانه ای که علیه اش مطرح شده بود دفاع کرد اما در سخنانش اعتماد و حسن ظن فراوان به شخصی وجود داشت که ابهامات مالی بسیاری درخصوص وی مطرح است.
🔹با ورود جریان عدالتخواه به این مسئله، ابعاد بیشتری عیان گشت. دیده بان شفافیت و عدالت پرونده آقای مطلبی کاشانی را یک پرونده ویژه تلقی کرد و با نام بردن صریح از وی، به علما هشدار داد از وی بپرهیزند که متاسفانه چندان کارگر نیفتاد. فردی که بررسی ها نشان می دهد شبکه بزرگ و تو در تویی از ارتباطات با مسئولان عالی رتبه و روحانیون سرشناس دارد.
🔹همچنین، بررسی برخی پرونده هایی که در دیده بان شفافیت و عدالت در جریان است نشان دهنده نقشی است که متأسفانه جن گیرها و کهانت ورزان*** فاسد در سال های اخیر در اتخاذ تصمیمات مرموزانه و ناکارآمدساز و جورافزای برخی از مسئولان و سرشناسان داشته اند.
🔹افرادی که در لباس تاجران خیّر و متدیّن به دنبال نفوذ بر علما و مسئولان هستند فارغ از آنکه، کار خیری که از عایدی غصب املاک دیگران یا اجاره موقوفات به ثمن بخس صورت گیرد را چه سود، حتی اگر نگهداری از صدها کودک معلول یا ساخت حوزه های علمیه باشد و بدتر آنکه پای چنین افرادی را به تمشیت امور در آستان مقدس علی بن موسی الرضا (ع) نیز باز نماید.
🔹از دیگر موارد مشابه می توان به فردی به نام #علیرضا_موحدی اشاره کرد که به عنوان یکی از متهمین پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان با بدهی چند صد میلیاردی به بانک سرمایه از کشور گریخته است.
🔹موحدی هم در لباس فردی دست به خیر که در راستای گسترش دین و کمک به اقشار ضعیف، از هیچ کمکی به برخی وعاظ مشهور تهران دریغ نداشته است، به نفوذ اقدام میکرد.
🔹این دست نگرانی ها به مسائل مالی ختم نمیشود. مدتی است می بینیم برخی روحانیون سرشناس، ارزش هایی چون عدالت و اخلاق را تخفیف می دهند تا ارزش های دیگری چون ثروت افزایی اجتماعی و رشد سیاسی را برجسته سازند. آیا ممکن هست که مجالست با چنین ثروتمندانی، بر افکار هم تأثیر گذاشته باشد!؟
🔹در برخود با این مشکلات ما با یک وضعیت پیچیده و تناقض آمیز روبرو هستیم. از سویی هم حمایت از گسترش دین و فرهنگ دینی و هم حمایت از مستضعفان هزینه اقتصادی دارد. شارع مقدس پرداخت وجوه شرعی چون خمس و زکات را در همین راستا وضع نموده است. حمایت از دین همواره به کمک های مردمی وابسته بوده است. این امر مبارکی است که برای جلوگیری از وابستگی نهاد دین به دولت ها همیشه توصیه شده است. در نتیجه قطع جریان کمک های مردمی یا پرداخت وجوه شرعی مطلوب نیست.
🔹طبیعی است که علما و روحانیون به ثروتمندان خیّر حسن ظن داشته باشند یا آن ها را بستایند. اما چه کنیم وقتی قلیلی از این ثروتمندان بدین طریق برای خود وجهه و اعتبار کسب می کنند و از آن برای کسب مقاصدی غیرقانونی و نامشروع سود می جویند!؟ چه کنیم وقتی همواره عده ای با مقاصد سیاسی و اقتصادی خاص به دنبال نفوذ در بیوت علما بوده اند و تاریخ نشان داده که بعضا هم موفق شده اند!؟
متن کامل:
https://www.eskannews.com/note/33353
eskannews.com
@eskannews_com
Forwarded from سیاست ایرانشهری
[اصطلاحی که دبیرکل نهضت آزادی ایران بر روی آن تأکید دارد]
دربارهی اصلاحات جامعهمحور!
سعید مدنی
کنشگر مدنی
اصلاحات جامعهمحور عبارت مبهم و احتمالاً بههمان اندازه مهمّی است که اخیراً در ادبیات سیاسی و نیز در میان گروههای سیاسی ایران مورد استفاده قرار میگیرد. در واقع هم اصلاح و اصلاحات و هم جامعهمحوری متضمن مفاهیم متنوعی هستند که بر ابهام "اصلاحات جامعهمحور" میافزایند. با توجه به تأکید نیروهای سیاسی بر کاربرد چنین عبارت مبهمی شایسته است تا این مفهوم از سوی آنان تبیین و تدقیق شود.
در اینجا برخی از این ابهامها توضیح داده میشود:
۱. به کارگیری یک مفهوم مستلزم تعیین جایگاه آن به عنوان سیاست، برنامه، استراتژی یا تاکتیک است. در ادبیاتِ به کار گرفته شده در این زمینه، روشن نیست ترکیب"اصلاحات جامعهمحور" کجا قرار دارد. تعیین جایگاه در قالب سیاست جدید، برنامه یا استراتژی بلافاصله سئوالات جدیدی را مطرح میکند که در ادامه توضیح داده خواهد شد.
۲. اتخاذ "اصلاحات جامعهمحور" به مثابه سیاست، برنامه یا استراتژیِ جدید، محتملاً به معنای چرخش در مواضع پیشین نیز خواهد بود، در اینصورت لازم خواهد بود، واضعان این ترکیب با روشن کردن نقد خود نسبت به مواضع پیشین، نشان دهند بر اساس چه ارزیابی و سنجشی، مفهوم جدیدی را جایگزین سیاست، استراتژی یا برنامه گذشته کردهاند؟
۳. چرخش در سیاست، استراتژی یا برنامه ممکن است حاصل ارزیابی جدید از شرایط و تحلیل و ارزیابی از روند تحولات در نظام حکمرانی، جامعه و مردم یا شرایط بین الملل باشد. در واقع چرخش در هر یک از سه حوزه مورد اشاره برای نیروی سیاسی مستلزم ارائه ارزیابی "نو" از تحولات سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی است. به عبارت دیگر گویا نیروی سیاسی در این چرخش به گونهای از تغییر دورانی شرایط رسیده و در این صورت، انتظار میرود پیش از اعلام نتیجهی این جمع بندی، مقدمات یا جمع بندی مطرح شود بویژه آنکه قرار است از این پس مبنای عمل، جامعه باشد.
۴. امروز بیش از هر زمان مفهوم اصلاح و اصلاحات از ابهام برخوردار است. اصلاح طلبان نیز با وجود تجربهی بیش از دو دهه حضور در فضای سیاسی و اثر گذاری بر آن تبیین یکپارچه و واحدی از اصلاح و اصلاحات ارائه ندادند و مختصر تلاشها در این زمینه از موفقیت برخوردار نبود. به عاریت گرفتن مفهوم اصلاح و اصلاحات مستلزم ارائه تعریف مشخص از آن است.
به نظر میرسد در ادبیات سیاسی اصلاح و اصلاحات مستلزم سه مفهوم کاربردی است:
اول. اصلاح به مثابه یک استراتژی تغییر و معادل رفرم و اصلاح طلبان به عنوان رفرمیست. از این منظر به کارگیری این مفهوم به معنای آن است که نیروهای اصلاح طلب در چارچوب ساختار موجود و با پذیرش این چارچوب معتقدند مشکلات نظام حکمرانی مدیریتی است و با تغییر مدیریت در برخی مناصب از جمله قوه مجریه یا مقننه میتوان بر بحران ها فایق آمد و کشور را به سر منزل مقصود رساند.
دوم. اصلاح به مثابه یک سیاست به معنای تاکید بر تغییر تدریجی و نه انقلابی یا ناگهانی وضعیت. از این منظر اصلاح میتواند سیاستی برای هر سطح از تغییر تدریجی از مدیریت تا ساختار محسوب شود.
سوم. اصلاح به مثابه خط مشی که در آن بر تغییر خشونت پرهیز تاکید میشود. از این منظر کاربرد کلمه "اصلاح" به منزله مرزبندی با خطمشیهای خشونت طلبانه است.
کاربرد اصلاح و اصلاحطلبی توسط نیروهای پیرامون آقای خاتمی با محوریت مفهوم اول بود. این مفهوم در پایان دولت اصلاحات سستی نظری خود را نشان داد و پس از آن اصلاحطلبان نتوانستند این ضعف استراتژیک را جبران کنند. اما دو مفهوم دیگر، یعنی اصلاح به معنای تأکید بر تغییرات تدریجی و خشونت پرهیز، هنوز کاربرد خود را دارد و میتواند مستقل از مفهوم اول به کار گرفته شود. آیا تاکید طرفداران "اصلاحات جامعهمحور" بر این عبارت با هر تصوری که در گذشته نسبت به مفهوم اصلاح داشتهاند، به این معناست که در حال حاضر به تجدید نظر در تلقّیِ پیشین خود رسیدهاند؟ زنده یاد هدی صابر میگفت تغییر استراتژی را باید صادقانه در هر کوچه و برزنی فریاد زد. به هر حال تاکنون اعلام موضعی مبنی بر این چرخش استراتژیک شنیده نشده است. مسلّماً مفهوم اصلاحات جامعهمحور هر معنایی که داشتهباشد نمیتواند با مضمون تقلیلیافته و رفرمیستیِ اصلاح مدیریتی، که بیش از دو دهه در معرض آزمون قرار گرفته است، همسو باشد.
۵. عبارت "جامعهمحور" نیز در شعار "اصلاحات جامعهمحور" متضمن مفهوم روشنی نیست. جامعهمحوری (community based) بودن الزامات نظری مشخصی در سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ دارد که جماعت محوری / کامیونیترینیسم (communitarianism) نظریه پشتیبان آن است که در اینجا مجال توضیح آن نیست...
دنبالهی نوشتار
ایران فردا
[این پیام از کانال منبع حذف شده است]
#اجتماعی
#اصلاحات
#اصلاحات_جامعهمحور
#نهضت_آزادی_ایران
@PersianPolitics
دربارهی اصلاحات جامعهمحور!
سعید مدنی
کنشگر مدنی
اصلاحات جامعهمحور عبارت مبهم و احتمالاً بههمان اندازه مهمّی است که اخیراً در ادبیات سیاسی و نیز در میان گروههای سیاسی ایران مورد استفاده قرار میگیرد. در واقع هم اصلاح و اصلاحات و هم جامعهمحوری متضمن مفاهیم متنوعی هستند که بر ابهام "اصلاحات جامعهمحور" میافزایند. با توجه به تأکید نیروهای سیاسی بر کاربرد چنین عبارت مبهمی شایسته است تا این مفهوم از سوی آنان تبیین و تدقیق شود.
در اینجا برخی از این ابهامها توضیح داده میشود:
۱. به کارگیری یک مفهوم مستلزم تعیین جایگاه آن به عنوان سیاست، برنامه، استراتژی یا تاکتیک است. در ادبیاتِ به کار گرفته شده در این زمینه، روشن نیست ترکیب"اصلاحات جامعهمحور" کجا قرار دارد. تعیین جایگاه در قالب سیاست جدید، برنامه یا استراتژی بلافاصله سئوالات جدیدی را مطرح میکند که در ادامه توضیح داده خواهد شد.
۲. اتخاذ "اصلاحات جامعهمحور" به مثابه سیاست، برنامه یا استراتژیِ جدید، محتملاً به معنای چرخش در مواضع پیشین نیز خواهد بود، در اینصورت لازم خواهد بود، واضعان این ترکیب با روشن کردن نقد خود نسبت به مواضع پیشین، نشان دهند بر اساس چه ارزیابی و سنجشی، مفهوم جدیدی را جایگزین سیاست، استراتژی یا برنامه گذشته کردهاند؟
۳. چرخش در سیاست، استراتژی یا برنامه ممکن است حاصل ارزیابی جدید از شرایط و تحلیل و ارزیابی از روند تحولات در نظام حکمرانی، جامعه و مردم یا شرایط بین الملل باشد. در واقع چرخش در هر یک از سه حوزه مورد اشاره برای نیروی سیاسی مستلزم ارائه ارزیابی "نو" از تحولات سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی است. به عبارت دیگر گویا نیروی سیاسی در این چرخش به گونهای از تغییر دورانی شرایط رسیده و در این صورت، انتظار میرود پیش از اعلام نتیجهی این جمع بندی، مقدمات یا جمع بندی مطرح شود بویژه آنکه قرار است از این پس مبنای عمل، جامعه باشد.
۴. امروز بیش از هر زمان مفهوم اصلاح و اصلاحات از ابهام برخوردار است. اصلاح طلبان نیز با وجود تجربهی بیش از دو دهه حضور در فضای سیاسی و اثر گذاری بر آن تبیین یکپارچه و واحدی از اصلاح و اصلاحات ارائه ندادند و مختصر تلاشها در این زمینه از موفقیت برخوردار نبود. به عاریت گرفتن مفهوم اصلاح و اصلاحات مستلزم ارائه تعریف مشخص از آن است.
به نظر میرسد در ادبیات سیاسی اصلاح و اصلاحات مستلزم سه مفهوم کاربردی است:
اول. اصلاح به مثابه یک استراتژی تغییر و معادل رفرم و اصلاح طلبان به عنوان رفرمیست. از این منظر به کارگیری این مفهوم به معنای آن است که نیروهای اصلاح طلب در چارچوب ساختار موجود و با پذیرش این چارچوب معتقدند مشکلات نظام حکمرانی مدیریتی است و با تغییر مدیریت در برخی مناصب از جمله قوه مجریه یا مقننه میتوان بر بحران ها فایق آمد و کشور را به سر منزل مقصود رساند.
دوم. اصلاح به مثابه یک سیاست به معنای تاکید بر تغییر تدریجی و نه انقلابی یا ناگهانی وضعیت. از این منظر اصلاح میتواند سیاستی برای هر سطح از تغییر تدریجی از مدیریت تا ساختار محسوب شود.
سوم. اصلاح به مثابه خط مشی که در آن بر تغییر خشونت پرهیز تاکید میشود. از این منظر کاربرد کلمه "اصلاح" به منزله مرزبندی با خطمشیهای خشونت طلبانه است.
کاربرد اصلاح و اصلاحطلبی توسط نیروهای پیرامون آقای خاتمی با محوریت مفهوم اول بود. این مفهوم در پایان دولت اصلاحات سستی نظری خود را نشان داد و پس از آن اصلاحطلبان نتوانستند این ضعف استراتژیک را جبران کنند. اما دو مفهوم دیگر، یعنی اصلاح به معنای تأکید بر تغییرات تدریجی و خشونت پرهیز، هنوز کاربرد خود را دارد و میتواند مستقل از مفهوم اول به کار گرفته شود. آیا تاکید طرفداران "اصلاحات جامعهمحور" بر این عبارت با هر تصوری که در گذشته نسبت به مفهوم اصلاح داشتهاند، به این معناست که در حال حاضر به تجدید نظر در تلقّیِ پیشین خود رسیدهاند؟ زنده یاد هدی صابر میگفت تغییر استراتژی را باید صادقانه در هر کوچه و برزنی فریاد زد. به هر حال تاکنون اعلام موضعی مبنی بر این چرخش استراتژیک شنیده نشده است. مسلّماً مفهوم اصلاحات جامعهمحور هر معنایی که داشتهباشد نمیتواند با مضمون تقلیلیافته و رفرمیستیِ اصلاح مدیریتی، که بیش از دو دهه در معرض آزمون قرار گرفته است، همسو باشد.
۵. عبارت "جامعهمحور" نیز در شعار "اصلاحات جامعهمحور" متضمن مفهوم روشنی نیست. جامعهمحوری (community based) بودن الزامات نظری مشخصی در سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ دارد که جماعت محوری / کامیونیترینیسم (communitarianism) نظریه پشتیبان آن است که در اینجا مجال توضیح آن نیست...
دنبالهی نوشتار
ایران فردا
[این پیام از کانال منبع حذف شده است]
#اجتماعی
#اصلاحات
#اصلاحات_جامعهمحور
#نهضت_آزادی_ایران
@PersianPolitics
Telegraph
⭕️درباره اصلاحات جامعه محور!
🔹 سعید مدنی @iranfardamag 🔺 اصلاحات جامعه محور عبارت مبهم و احتمالاً بههمان اندازه مهمّی است که اخیراً در ادبیات سیاسی و نیز درمیان گروههای سیاسی ایران مورد استفاده قرار میگیرد. در واقع هم اصلاح و اصلاحات و هم جامعه محوری متضمن مفاهیم متنوعی هستند که…
Forwarded from اسکان نیوز
Forwarded from فلاخن||سلمان کدیور (سلمان کدیور)
✳️ جمهوری اسلامی و تراژدی خط ویژه و طبقه ویژه
....
....
.
قاضی میخواهد از درب، ویژه رد شود، سرباز جلویش را می گیرد، قاضی دست سرباز را به صندلی می بندد و سیلی اش می زند
نماینده مجلس می خواهد از خط ویژه عبور کند، سرباز مانعش می شود، آقای نماینده توی گوش سرباز می زند.
و امروزه این نبرد قدرت و سرباز سمبلیک شده است. قدرتی که دائم میخواهد از حقوق غیر قانونی، غیر شرعی و غیر انسانی اش استفاده کند و سربازان اندکی که مانع می شوند و چک نصیبشان می شود.
این جدال سمبلیک در غالب عرصه های مدیریتی امروز ج. اسلامی قابل مشاهده است.
اما ریشه که جدال در آن است که با وقوع انقلاب اسلامی هرچند یک هیئت حاکمه فاسد و متجاوز به حقوق عمومی برانداز شد، اما طبقه حاکم و مسلط، اینبار در پوسته تازه مذهبی با قدرت بیشتری به حیات خودش ادامه داده است. یک طبقه که از قضا مهمترین خصیصه اش، اعطای حقوق ویژه به صاحبان قدرت است. حقوقی خاص، که یک اقلیت یک درصدی را بر 99 درصد جامعه رجحان می دهد و مسلط می سازد.
این می شود که به تدریج یک طبقه تازه در ساحت اقتصاد سیاسی اجتماع متولد می شود که به آن طبقه قدرتمندان می گویند. طبقه ای که از ابزار کار تا سرمایه تا قدرت قانونگذاری، قدرت برخورد سخت، رسانه و... را در انحصار خودش دارد و آنطور که بخواهد توزیع می کند، طبقه ای که ویژه خواری را حق طبیعی خودش میپندارد.
آقای ولایتی، حق طبیعی اش میداند که فرزندانش آنچنان باشند.
آقای شمخانی، حق طبیعی و مشروع خودش میداند که ساخت و ساز مشکوک داشته باشد
آقای روحانی حق ویژه خودش میداند که در جماران ساخت و ساز غیر قانونی بکند، برادرش دست در جیب ملت ببرد، دخترش را در فلان دانشکده به نوایی برساند.
فلان امام جمعه حق طبیعی خودش میداند که جنگل ها را بدهد بچه هایش بخورند و ده ها شرکت ثبت کنند.
قاضی حق طبیعی اش میداند که سیلی بزند زیر گوش سرباز، اسلحه بکشد روی مردم در ترافیک یا...
فلان اداره و سازمان حق خودش میداند در قزوین آنطور زمین ها را مصادره کند.
مشکل بنیانی تر از این است که یک قاضی را توبیخ کنی یا یک نماینده را محاکمه، مشکل خط ویژه یا گیت ویژه نیست، مشکل یک طبقه ویژه خوار مسلط است که با هم رابطه اقتصادی، سیاسی و فامیلی دارند. یک الیگارشی مذهبی که زیر خروارها آیه و حدیث و تفسیر و کتاب و مقدسات جا خوش کرده. صاحب یک ایدئولوژی است که همه چیز را در وجدان وفاداران رنگ می کند و گذشته و آینده را در خدمت خودش جعل می سازد. یک ایدئولوژی که می گوید آنچه هست، عین حق است و مخالفت با آن نامشروع.
درگیری ما، که همان درگیری سرباز بی دفاع با پنجه های پر قدرت است، نزاع تاریخی فقر و غنا است.
....
....
@Falaakhon
....
....
.
قاضی میخواهد از درب، ویژه رد شود، سرباز جلویش را می گیرد، قاضی دست سرباز را به صندلی می بندد و سیلی اش می زند
نماینده مجلس می خواهد از خط ویژه عبور کند، سرباز مانعش می شود، آقای نماینده توی گوش سرباز می زند.
و امروزه این نبرد قدرت و سرباز سمبلیک شده است. قدرتی که دائم میخواهد از حقوق غیر قانونی، غیر شرعی و غیر انسانی اش استفاده کند و سربازان اندکی که مانع می شوند و چک نصیبشان می شود.
این جدال سمبلیک در غالب عرصه های مدیریتی امروز ج. اسلامی قابل مشاهده است.
اما ریشه که جدال در آن است که با وقوع انقلاب اسلامی هرچند یک هیئت حاکمه فاسد و متجاوز به حقوق عمومی برانداز شد، اما طبقه حاکم و مسلط، اینبار در پوسته تازه مذهبی با قدرت بیشتری به حیات خودش ادامه داده است. یک طبقه که از قضا مهمترین خصیصه اش، اعطای حقوق ویژه به صاحبان قدرت است. حقوقی خاص، که یک اقلیت یک درصدی را بر 99 درصد جامعه رجحان می دهد و مسلط می سازد.
این می شود که به تدریج یک طبقه تازه در ساحت اقتصاد سیاسی اجتماع متولد می شود که به آن طبقه قدرتمندان می گویند. طبقه ای که از ابزار کار تا سرمایه تا قدرت قانونگذاری، قدرت برخورد سخت، رسانه و... را در انحصار خودش دارد و آنطور که بخواهد توزیع می کند، طبقه ای که ویژه خواری را حق طبیعی خودش میپندارد.
آقای ولایتی، حق طبیعی اش میداند که فرزندانش آنچنان باشند.
آقای شمخانی، حق طبیعی و مشروع خودش میداند که ساخت و ساز مشکوک داشته باشد
آقای روحانی حق ویژه خودش میداند که در جماران ساخت و ساز غیر قانونی بکند، برادرش دست در جیب ملت ببرد، دخترش را در فلان دانشکده به نوایی برساند.
فلان امام جمعه حق طبیعی خودش میداند که جنگل ها را بدهد بچه هایش بخورند و ده ها شرکت ثبت کنند.
قاضی حق طبیعی اش میداند که سیلی بزند زیر گوش سرباز، اسلحه بکشد روی مردم در ترافیک یا...
فلان اداره و سازمان حق خودش میداند در قزوین آنطور زمین ها را مصادره کند.
مشکل بنیانی تر از این است که یک قاضی را توبیخ کنی یا یک نماینده را محاکمه، مشکل خط ویژه یا گیت ویژه نیست، مشکل یک طبقه ویژه خوار مسلط است که با هم رابطه اقتصادی، سیاسی و فامیلی دارند. یک الیگارشی مذهبی که زیر خروارها آیه و حدیث و تفسیر و کتاب و مقدسات جا خوش کرده. صاحب یک ایدئولوژی است که همه چیز را در وجدان وفاداران رنگ می کند و گذشته و آینده را در خدمت خودش جعل می سازد. یک ایدئولوژی که می گوید آنچه هست، عین حق است و مخالفت با آن نامشروع.
درگیری ما، که همان درگیری سرباز بی دفاع با پنجه های پر قدرت است، نزاع تاریخی فقر و غنا است.
....
....
@Falaakhon
Forwarded from کانال شخصی یاشار سلطانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻سند دروغگویی #لات_مجلسی
▫️آنچه در این فیلم مشخص است، پس از دروغهای متعدد #عنابستانی نماینده #لات_مجلسی؛ او سیلی محکمی به گوش #سرباز_اکبری زده است!
▫️این نمایندگان، نمایندگان مردم نیستند.
🔺نمایندگان شورای نگهبانی هستند که با کلیدواژه #نظارت_استصوابی کشور را به خاک سیاه نشاندهاند.
👉 @yashar_soltani | یاشار سلطانی
▫️آنچه در این فیلم مشخص است، پس از دروغهای متعدد #عنابستانی نماینده #لات_مجلسی؛ او سیلی محکمی به گوش #سرباز_اکبری زده است!
▫️این نمایندگان، نمایندگان مردم نیستند.
🔺نمایندگان شورای نگهبانی هستند که با کلیدواژه #نظارت_استصوابی کشور را به خاک سیاه نشاندهاند.
👉 @yashar_soltani | یاشار سلطانی
Forwarded from نهضت آزادى ايران
🔸 لیبرال برچسب حزب توده برای تخریب بازرگان بود
🔹محمدحسین بنی اسدی
🔹گفت و گو با روزنامه مستقل
@nehzatazadiiran
📌مرحوم بازرگان ضمن اینکه با فرهنگ و دامنه آزادی در کشورهای غربی آشنایی داشت، اما بیشتر به نگاه قرآن و اسلام نسبت به آزادی توجه داشت و به دلیل انگیزه ناشی از همین توجه؛ وارد مبارزات سیاسی،دینی، فرهنگی و اجتماعی شد.
📌آقای بازرگان عملگرا و پراگماتیست بود و دنبال راه حل انتزاعی و آکادمیک نبود. مسائل اجتماعی را مبتنی بر اندیشه های اسلامی و اخلاق تحلیل می کرد و کاملا موفق بود.خیلی زود دریافت که آزادی اجتماعی نیاز به جامعه مدنی دارد.
📌با وجود این تحول در فضای سیاسی ایران باز این مهندس بازرگان است که مقارن با درگذشت زودهنگام شریعتی در خرداد ١۳۵۶، در صحنه سیاسی ایران حضور می یابد و نامه ای هشدار دهنده برای شاه آماده می کند و از رهبران جبهه ملی؛ سنجابی و فروهر و بختیار، می خواهد که آنان نیز نامه را امضا کنند.
📌بازرگان اهل تحول و اندیشه ورزی بود و اخلاق و روحیات او از قبل از انقلاب تا بعد آن و حتی ۱۵ سال بعد با تجربه هایی که به دست آورده بود، بدون آن که اصول اعتقادی و ارزشی او تغییری کرده باشد، تحول یافته بود.
📌انقلابی بودن نه به معنی مشت های گره کرده، پر از خشم، انتقام، و بدون حساب و کتاب، رحمت و شفقت را قبول نداشت. اگر این گونه رفتارها را انقلابی بودن می دانید، مرحوم بازرگان بدون شک ضدانقلابی است ولی اگر انقلاب، اندیشه های پاک اخلاقی، اسلامی و خالصانه است، او کاملاً انقلابی بود.
@nehzatazadiiran
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
📌https://bit.ly/39jgaQ9
🔹محمدحسین بنی اسدی
🔹گفت و گو با روزنامه مستقل
@nehzatazadiiran
📌مرحوم بازرگان ضمن اینکه با فرهنگ و دامنه آزادی در کشورهای غربی آشنایی داشت، اما بیشتر به نگاه قرآن و اسلام نسبت به آزادی توجه داشت و به دلیل انگیزه ناشی از همین توجه؛ وارد مبارزات سیاسی،دینی، فرهنگی و اجتماعی شد.
📌آقای بازرگان عملگرا و پراگماتیست بود و دنبال راه حل انتزاعی و آکادمیک نبود. مسائل اجتماعی را مبتنی بر اندیشه های اسلامی و اخلاق تحلیل می کرد و کاملا موفق بود.خیلی زود دریافت که آزادی اجتماعی نیاز به جامعه مدنی دارد.
📌با وجود این تحول در فضای سیاسی ایران باز این مهندس بازرگان است که مقارن با درگذشت زودهنگام شریعتی در خرداد ١۳۵۶، در صحنه سیاسی ایران حضور می یابد و نامه ای هشدار دهنده برای شاه آماده می کند و از رهبران جبهه ملی؛ سنجابی و فروهر و بختیار، می خواهد که آنان نیز نامه را امضا کنند.
📌بازرگان اهل تحول و اندیشه ورزی بود و اخلاق و روحیات او از قبل از انقلاب تا بعد آن و حتی ۱۵ سال بعد با تجربه هایی که به دست آورده بود، بدون آن که اصول اعتقادی و ارزشی او تغییری کرده باشد، تحول یافته بود.
📌انقلابی بودن نه به معنی مشت های گره کرده، پر از خشم، انتقام، و بدون حساب و کتاب، رحمت و شفقت را قبول نداشت. اگر این گونه رفتارها را انقلابی بودن می دانید، مرحوم بازرگان بدون شک ضدانقلابی است ولی اگر انقلاب، اندیشه های پاک اخلاقی، اسلامی و خالصانه است، او کاملاً انقلابی بود.
@nehzatazadiiran
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
📌https://bit.ly/39jgaQ9
Telegraph
لیبرال برچسب حزب توده برای تخریب بود
۳۰ ام دی ماه ، بیست وششمین سالگرد درگذشت مهندس مهدی بازرگان؛ اسوه شجاعت، صداقت و صراحت است، به همین مناسبت با دکتر محمد حسین بنی اسدی، سیاستمدار و فعال سیاسی، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی، داماد مهدی بازرگان و وزیر مشاور در امور اجرایی در کابینه دولت موقت،…
Forwarded from جمهورى سوم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺پایان زاویه
چه نشانهای بر ابتذال تاریخی و تمدنی ما بهتر از اینکه در یک گفتگوی تلویزیونی مسائلی به این قدر اهمیت مطرح میشود که یکی میگوید دروغ سکه رایج نظام سیاسی ما شده است و دیگری میگوید اگر چنین باشد که نظام سلطنتی است و چون امنیت و نظم و قانون داریم نظام پنجاه درصد اسلامی است و عمده مشکل ما مسئولین پای منقلی است که بساط اشرافیت و نظام ارباب رعیتی راه انداختهاند، آنوقت از «رجال سیاسی» مملکت یکی که با طعنه به سرهنگها و دولت باتفنگ به قدرت رسیده، کنایه را به خود گرفته زمین و زمان را به هم میدوزد که برنامه باید تعطیل شود و رییس تلویزیون هم به جای آنکه از موفقترین برنامه رسانه ورشکستهاش را حمایت کند، فرصت را برای قلع و قمع این موی دماغ مغتنم بشمارد تا کسبوکار جوانان مومن حزباللهی آن یکی شبکهها کمترین مزاحمتی نداشته باشد.
تجربه #حبیب_رحیم_پور یکبار دیگر نشان داد که نهادهای عمومی ما بطور کامل جولانگاه متملقین و کوتولههای بیسواد و محافظهکار و ذینفع گشته و خردمندان انقلابی اهل بصیرت و حریتی که با هزینه کردن خود میکوشند این مناسبات جهل و تملق را به خودبیاورند آب در هاون میکوبند.
چه نشانهای بر ابتذال تاریخی و تمدنی ما بهتر از اینکه در یک گفتگوی تلویزیونی مسائلی به این قدر اهمیت مطرح میشود که یکی میگوید دروغ سکه رایج نظام سیاسی ما شده است و دیگری میگوید اگر چنین باشد که نظام سلطنتی است و چون امنیت و نظم و قانون داریم نظام پنجاه درصد اسلامی است و عمده مشکل ما مسئولین پای منقلی است که بساط اشرافیت و نظام ارباب رعیتی راه انداختهاند، آنوقت از «رجال سیاسی» مملکت یکی که با طعنه به سرهنگها و دولت باتفنگ به قدرت رسیده، کنایه را به خود گرفته زمین و زمان را به هم میدوزد که برنامه باید تعطیل شود و رییس تلویزیون هم به جای آنکه از موفقترین برنامه رسانه ورشکستهاش را حمایت کند، فرصت را برای قلع و قمع این موی دماغ مغتنم بشمارد تا کسبوکار جوانان مومن حزباللهی آن یکی شبکهها کمترین مزاحمتی نداشته باشد.
تجربه #حبیب_رحیم_پور یکبار دیگر نشان داد که نهادهای عمومی ما بطور کامل جولانگاه متملقین و کوتولههای بیسواد و محافظهکار و ذینفع گشته و خردمندان انقلابی اهل بصیرت و حریتی که با هزینه کردن خود میکوشند این مناسبات جهل و تملق را به خودبیاورند آب در هاون میکوبند.
Forwarded from سیاست ملّی
«بله، من معتقدم که مردمی #متکثر وجود دارد، مردمی متشکل از مبارزان، مردمی متشکل از بالقوگیها و توانهایی که ظاهر، و محو میشوند، و در رخدادهای اجتماعی تجسم مییابند. اغلب مرا متهم میکنند که به شکلی اغراقآمیز، احمقانه، و با لجاجتِ بسیار خوشبین هستم، و رذالتِ مردم را نمیبینم. میبینم، ولی... نمیدانم، شاید حرفم خیلی پرسروصدا باشد، ولی فکر میکنم در دوران #تولیدگری، #تکثیر، #آفرینش و انقلابهای یکسره شگفتانگیز هستیم از نظرگاه ظهور یک مردم. این انقلابی #مولکولی است: نه شعار یا برنامه، بلکه چیزی است که احساساش میکنم، زندگیاش میکنم [...]».
🖌 #فلیکس_گتاری
📝 انقلاب مولکولی در برزیل
@pf_left 🚩جنبش رایزومی
🖌 #فلیکس_گتاری
📝 انقلاب مولکولی در برزیل
@pf_left 🚩جنبش رایزومی
Forwarded from سیاست ملّی
🔺 فرایند سوبژکتیو سازی با امتناع آغاز می شود، نخواهیم خواست، بدهیتان را پرداخت نخواهیم کرد، در برابر بیرون رانده شدن از خانه هایمان #امتناع می کنیم، تسلیم اقدامات ریاضتی نخواهیم شد، در عوض میخواهیم ثروتتان، یا راستاش را بخواهید ثروتمان را به چنگ آوریم.
📚 (نگری و هارت، ۱۳۹۲ :صص ۵۶ و ۵۷)
🚩 @pf_left جنبش رایزومی
📚 (نگری و هارت، ۱۳۹۲ :صص ۵۶ و ۵۷)
🚩 @pf_left جنبش رایزومی
Forwarded from اسکان نیوز
🔻 اسماعیلی: احضار یکی از افراد دولتی ناظر بر پالایش فضای مجازی بوده نه انسداد آن
🔹غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه با اشاره به احضار یکی از افراد دولتی گفت: با توجه به رسانه ای شدن این موضوع باید مواردی را بگویم، آنچه دادستانی در این پرونده تعقیب میکند در راستای حقوق مردم برای استفاده سالم از فضای مجازی و رسیدگی به شکایت مردم و سازمانهای مردم نهاد مبتنی بر نگرانی شدید از وضعیت شیوع اعمال مجرمانه است.
🔹 تبلیغ خودکشی، مواد مخدر و اعمال دیگر در فضای مجازی بیداد میکند. اقدامات قضایی انجام شده و سخنان مقامات قضایی همگی ناظر بر ساماندهی، مدیریت و پالایش این فضا از مصادیق مجرمانه است نه انسداد فضای مجازی.
🔹 انتظار این است که مسئولان فضای مجازی نسبت به مدیریت، بومی سازی و پالایش آن اقدام کنند و نسبت به قصور خود پاسخگو باشند .
👈 محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات روز چهارشنبه در دادسرای فرهنگ و رسانه بازجویی و با قرار التزام آزاد شد. دادستان کل کشور از آذری جهرمی به دلیل «استنکاف از اجرای اوامر قضایی در مورد فیلتر کردن اینستاگرام» شکایت کرده.
تصویری نیز از متن بازپرسی از آذری جهرمی در خبرگزاری ایرنا منتشر شده که در آن درباره دلیل اجرا نشدن «دستور» دادستان کل کشور برای مسدود سازی اینستاگرام، پرسیده شده بود.
eskannews.com
@eskannews_com
🔹غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه با اشاره به احضار یکی از افراد دولتی گفت: با توجه به رسانه ای شدن این موضوع باید مواردی را بگویم، آنچه دادستانی در این پرونده تعقیب میکند در راستای حقوق مردم برای استفاده سالم از فضای مجازی و رسیدگی به شکایت مردم و سازمانهای مردم نهاد مبتنی بر نگرانی شدید از وضعیت شیوع اعمال مجرمانه است.
🔹 تبلیغ خودکشی، مواد مخدر و اعمال دیگر در فضای مجازی بیداد میکند. اقدامات قضایی انجام شده و سخنان مقامات قضایی همگی ناظر بر ساماندهی، مدیریت و پالایش این فضا از مصادیق مجرمانه است نه انسداد فضای مجازی.
🔹 انتظار این است که مسئولان فضای مجازی نسبت به مدیریت، بومی سازی و پالایش آن اقدام کنند و نسبت به قصور خود پاسخگو باشند .
👈 محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات روز چهارشنبه در دادسرای فرهنگ و رسانه بازجویی و با قرار التزام آزاد شد. دادستان کل کشور از آذری جهرمی به دلیل «استنکاف از اجرای اوامر قضایی در مورد فیلتر کردن اینستاگرام» شکایت کرده.
تصویری نیز از متن بازپرسی از آذری جهرمی در خبرگزاری ایرنا منتشر شده که در آن درباره دلیل اجرا نشدن «دستور» دادستان کل کشور برای مسدود سازی اینستاگرام، پرسیده شده بود.
eskannews.com
@eskannews_com
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
🔸اصلا شما می فهمید چه منطقی در حذف و اخراج این مجری بخت برگشته وجود دارد؟ آن مدیر بالادستی و البته شخص رییس صدا و سیما واقعا می تواند تنها یک دلیل عقلانی برای این کار بیاورد؟
🔹یک مهمانی به یک برنامه دعوت شده و روی برنامه زنده حرفی زده. مجری باید درجا می پریده روی مهمان و دهانش را با دست می گرفته یا چه؟ اصلا مدیران درکی از برنامه زنده دارند؟ تقصیر مجری و عوامل برنامه دقیقا چیست؟
رحیمپور: برای حذف نقد، دنبال بهانه میگشتند
«حبیب رحیمپور ازغدی» مجری و سردبیر برنامه «زاویه»:
🔹من اخراج شدهام! بهنظر میرسد دنبال بهانهای میگشتند، به این دلیل که برنامه زاویه انتقادی بود، استقلال رای داشت و بهدنبال این بود که فضا را از تکصدایی دربیاورد.
🔹مگر برنامه زنده تلویزیونی توئیتر است که کسی مثل من در آنجا به تنهایی تصمیم بگیرم چه چیزی منتشر کنم؟ این برنامه اکانت شخصی من نیست بلکه در صداوسیما روی آنتن میرود و صداوسیما ساختار مشخصی دارد.
🔹در انتهای برنامه تذکر دادم و سازمان را تبرئه کردم گفتم آنچه بیان شد، مواضع شخصی ایشان است و مواضع سازمان و این برنامه نیست.
@maktubaat
🔹یک مهمانی به یک برنامه دعوت شده و روی برنامه زنده حرفی زده. مجری باید درجا می پریده روی مهمان و دهانش را با دست می گرفته یا چه؟ اصلا مدیران درکی از برنامه زنده دارند؟ تقصیر مجری و عوامل برنامه دقیقا چیست؟
رحیمپور: برای حذف نقد، دنبال بهانه میگشتند
«حبیب رحیمپور ازغدی» مجری و سردبیر برنامه «زاویه»:
🔹من اخراج شدهام! بهنظر میرسد دنبال بهانهای میگشتند، به این دلیل که برنامه زاویه انتقادی بود، استقلال رای داشت و بهدنبال این بود که فضا را از تکصدایی دربیاورد.
🔹مگر برنامه زنده تلویزیونی توئیتر است که کسی مثل من در آنجا به تنهایی تصمیم بگیرم چه چیزی منتشر کنم؟ این برنامه اکانت شخصی من نیست بلکه در صداوسیما روی آنتن میرود و صداوسیما ساختار مشخصی دارد.
🔹در انتهای برنامه تذکر دادم و سازمان را تبرئه کردم گفتم آنچه بیان شد، مواضع شخصی ایشان است و مواضع سازمان و این برنامه نیست.
@maktubaat
Forwarded from حداقلْ کلانشهر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چند دقیقه با #دیوید_هاروی وقتی دارد دربارهی #نئولیبرالیسم و تکنولوژیهای جدید صحبت میکند...
این ویدیو #زیرنویس_فارسی دارد و به تمامی علاقهمندان به مسائل انسانی پیشنهاد میگردد...
@atleastliterature
این ویدیو #زیرنویس_فارسی دارد و به تمامی علاقهمندان به مسائل انسانی پیشنهاد میگردد...
@atleastliterature