Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
✳️ یادداشتی از من دربارۀ مسدود شدن کارتهای بانکی مهاجرین / منتشر شده در سایت خبرگزاری تسنیم، ۲۸ تیر ۱۳۹۹
🔹 و حالا باز تکرار همان حکایت و همان شکایت
🔻
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر مهاجر افغانستانی، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده، به بهانه مسدود ساخت کارتهای بانکی برخی از مهاجرین در روزهای اخیر به نقد برخی عملکردها در مواجهه با این جامعه مهاجر پرداخته است. یادداشت کاظمی به این شرح است:
مسدود ساختن کارتهای بانکی جمع وسیعی از مهاجران، آن هم در اوج شیوع دوباره بیماری کرونا که تنها راه پرداخت در بسیاری مکانها همین کارت بانکی است، باری دیگر جامعه مهاجر را مضطرب ساخته است. بزرگوارانی که چنین تصمیمهای قاطعی و غالباً هم پیاپی برای مهاجرین میگیرند، خوب است یکبار خودشان را در حالتی تصور کنند که در مطب پزشک، در داروخانه، در بیمارستان، در سفر و یا در هر حالت اضطراری دیگری، در لحظه پرداخت با کارت بانکی، متوجه شوند که حساب بانکیشان مسدود شده است و هیچ دسترسیای ندارند.
پیشنهاد من به همه کسانی که محدودیتهای مهاجرین برایشان قابل درک نیست، این است که بیایید یک کاری کنید. برای مدتی گواهینامهتان را کنار بگذارید و سوار خودرو نشوید؛ سیمکارت تلفنتان را بیرون بیندازید؛ کارت ملیتان را از دسترس خارج کنید؛ دفترچه بیمه را مخفی کنید و آنگاه برای مدتی، مثلاً یک ماه یا حتی یک هفته، سعی کنید «زندگی» کنید. آنگاه میدانید که یک مهاجر چطور زندگی میکند.
بگذریم از این که اگر بخواهید زیستن در مهاجرت را در این کشور به خوبی و کمال تجربه کنید، باید از استخدام ادارهتان هم در بیایید، یارانه هم نگیرید و حتی بسیاری از مشاغل دیگر را هم کنار بگذارید. نمیگویم شما ملزم به این هستید. شما اتباع این کشورید و برخورداری از همه اینها حقتان است. فقط میگویم که آنگاه میتوانید رنج ممنوعیتهای فراوان و پیوسته را حداقل در خیالتان تصور کنید.
البته میپذیرم که بسیاری از مهاجرین همین اکنون کارت بانکی در دست دارند و گوشی همراه در اختیار دارند و مشغول کار هم هستند. بسیاری هم گواهینامه رانندگی دارند؛ ولی همواره سایه ممنوعیت، محدودیت و قطع ناگهانی این امتیازها برسرشان است. خیلی از آنان ناچارند که به وسایل دیگری به این تسهیلات لازم زندگی دست یابند، از جمله یاری گرفتن از دوستان و اقوام ایرانی، که این خودش تبعاتی دارد متأسفانه و بخشی از جامعه ایران را درگیر مسائل مهاجرین میسازد.
باری، من در مورد جنبه فنی این موضوع و ضرورتهای احتمالیای که مسئولان برای این قضیه حس میکنند بحث نمیکنم، چون این قضیه مستلزم وقوف و اطلاع و آگاهی از همه جوانب آن است؛ ولی از کسانی که در همه این جوانب وقوف دارند، میشود این را توقع داشت که ممنوعیت، اولین راهکار حل مسائل نباشد.
من بارها در مورد دستورهای عجیبی که در مورد مهاجرین مطرح شده و ممنوعیتهای باورناپذیری که اعمال شده است، از کسانی که مطلع در امور بودهاند پرسیدهام و پاسخ آنها غالباً همین نگرانیهایی بوده است که مسئولان از جنبههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی داشتهاند. این نگرانیها گاهی بهجا بوده و گاهی هم واقعاً مسائل جای نگرانی نداشته است. یا اگر هم داشته است، راهکارش در اولین گام، ممنوعیت نبوده است. مثلاً برای یکی از هموطنان ما که فشار خون داشت و پزشک اهدای خون را به او توصیه کرده بود، این مشکل وجود داشت که اهدای خون از سوی یک مهاجر ممنوع بود و این دوست ما مانده بود که کجا برود تا خونش را بگیرند. میگفتند که خون مهاجر برای ما قابل قبول نیست و البته همین نگرانی هم بیمورد بود. چون این شخص از کودکی در ایران زیسته بود. دوست ما میگفت که گفتم شما خون را بگیرید و بعد آن را دور بریزید؛ ولی گفتند که مجاز به همین کار هم نیستیم. یا باری دیگر از کسی شنیدم که علت محدودیت در اعطای گواهینامه برای مهاجرین، جلوگیری از وقایع تروریستی است. ولی باز برای من جای پرسش داشت که اگر کسی بخواهد با خودرو بمبگذاری شده خودش را منفجر کند، از جریمه شدن به خاطر گواهینامه میترسد؟
اینها یک نمونه کوچک است و بسیار از این قبیل ما در این سالها دیدهایم که شرح آن در این یادداشت نمیگنجد. در غالب این امور، «نه» و «ممنوعیت» اولین راهکار بوده است؛ در حالی که میتوانست آخرین راهکار باشد. به نظرم مسئولان محترم میتوانند با درایت، وقوف و تجربهای که دارند، راهکارهایی بسنجند که کمترین توابع و عوارض را برای همه جامعه داشته باشد و در عین حال، از رنج فرساینده گروهی از انسانهایی که در این کشور زندگی میکنند، بکاهد.
#کارت_بانکی
#مهاجرت
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 و حالا باز تکرار همان حکایت و همان شکایت
🔻
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر مهاجر افغانستانی، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده، به بهانه مسدود ساخت کارتهای بانکی برخی از مهاجرین در روزهای اخیر به نقد برخی عملکردها در مواجهه با این جامعه مهاجر پرداخته است. یادداشت کاظمی به این شرح است:
مسدود ساختن کارتهای بانکی جمع وسیعی از مهاجران، آن هم در اوج شیوع دوباره بیماری کرونا که تنها راه پرداخت در بسیاری مکانها همین کارت بانکی است، باری دیگر جامعه مهاجر را مضطرب ساخته است. بزرگوارانی که چنین تصمیمهای قاطعی و غالباً هم پیاپی برای مهاجرین میگیرند، خوب است یکبار خودشان را در حالتی تصور کنند که در مطب پزشک، در داروخانه، در بیمارستان، در سفر و یا در هر حالت اضطراری دیگری، در لحظه پرداخت با کارت بانکی، متوجه شوند که حساب بانکیشان مسدود شده است و هیچ دسترسیای ندارند.
پیشنهاد من به همه کسانی که محدودیتهای مهاجرین برایشان قابل درک نیست، این است که بیایید یک کاری کنید. برای مدتی گواهینامهتان را کنار بگذارید و سوار خودرو نشوید؛ سیمکارت تلفنتان را بیرون بیندازید؛ کارت ملیتان را از دسترس خارج کنید؛ دفترچه بیمه را مخفی کنید و آنگاه برای مدتی، مثلاً یک ماه یا حتی یک هفته، سعی کنید «زندگی» کنید. آنگاه میدانید که یک مهاجر چطور زندگی میکند.
بگذریم از این که اگر بخواهید زیستن در مهاجرت را در این کشور به خوبی و کمال تجربه کنید، باید از استخدام ادارهتان هم در بیایید، یارانه هم نگیرید و حتی بسیاری از مشاغل دیگر را هم کنار بگذارید. نمیگویم شما ملزم به این هستید. شما اتباع این کشورید و برخورداری از همه اینها حقتان است. فقط میگویم که آنگاه میتوانید رنج ممنوعیتهای فراوان و پیوسته را حداقل در خیالتان تصور کنید.
البته میپذیرم که بسیاری از مهاجرین همین اکنون کارت بانکی در دست دارند و گوشی همراه در اختیار دارند و مشغول کار هم هستند. بسیاری هم گواهینامه رانندگی دارند؛ ولی همواره سایه ممنوعیت، محدودیت و قطع ناگهانی این امتیازها برسرشان است. خیلی از آنان ناچارند که به وسایل دیگری به این تسهیلات لازم زندگی دست یابند، از جمله یاری گرفتن از دوستان و اقوام ایرانی، که این خودش تبعاتی دارد متأسفانه و بخشی از جامعه ایران را درگیر مسائل مهاجرین میسازد.
باری، من در مورد جنبه فنی این موضوع و ضرورتهای احتمالیای که مسئولان برای این قضیه حس میکنند بحث نمیکنم، چون این قضیه مستلزم وقوف و اطلاع و آگاهی از همه جوانب آن است؛ ولی از کسانی که در همه این جوانب وقوف دارند، میشود این را توقع داشت که ممنوعیت، اولین راهکار حل مسائل نباشد.
من بارها در مورد دستورهای عجیبی که در مورد مهاجرین مطرح شده و ممنوعیتهای باورناپذیری که اعمال شده است، از کسانی که مطلع در امور بودهاند پرسیدهام و پاسخ آنها غالباً همین نگرانیهایی بوده است که مسئولان از جنبههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی داشتهاند. این نگرانیها گاهی بهجا بوده و گاهی هم واقعاً مسائل جای نگرانی نداشته است. یا اگر هم داشته است، راهکارش در اولین گام، ممنوعیت نبوده است. مثلاً برای یکی از هموطنان ما که فشار خون داشت و پزشک اهدای خون را به او توصیه کرده بود، این مشکل وجود داشت که اهدای خون از سوی یک مهاجر ممنوع بود و این دوست ما مانده بود که کجا برود تا خونش را بگیرند. میگفتند که خون مهاجر برای ما قابل قبول نیست و البته همین نگرانی هم بیمورد بود. چون این شخص از کودکی در ایران زیسته بود. دوست ما میگفت که گفتم شما خون را بگیرید و بعد آن را دور بریزید؛ ولی گفتند که مجاز به همین کار هم نیستیم. یا باری دیگر از کسی شنیدم که علت محدودیت در اعطای گواهینامه برای مهاجرین، جلوگیری از وقایع تروریستی است. ولی باز برای من جای پرسش داشت که اگر کسی بخواهد با خودرو بمبگذاری شده خودش را منفجر کند، از جریمه شدن به خاطر گواهینامه میترسد؟
اینها یک نمونه کوچک است و بسیار از این قبیل ما در این سالها دیدهایم که شرح آن در این یادداشت نمیگنجد. در غالب این امور، «نه» و «ممنوعیت» اولین راهکار بوده است؛ در حالی که میتوانست آخرین راهکار باشد. به نظرم مسئولان محترم میتوانند با درایت، وقوف و تجربهای که دارند، راهکارهایی بسنجند که کمترین توابع و عوارض را برای همه جامعه داشته باشد و در عین حال، از رنج فرساینده گروهی از انسانهایی که در این کشور زندگی میکنند، بکاهد.
#کارت_بانکی
#مهاجرت
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسین قربانزاده (مشاور رییس مجلس شورای اسلامی) :
🔸رتبه یک کانون وکلا با نمره ٧ ملاک سنجش و باسواد بودن نیست
🔹نتیجه پرداختن کانون وکلا به ساختمان سعادت آباد سبب جذب ١٠ هزار وکیل در سال شد
🔸رتبه یک کانون وکلا با نمره ٧ ملاک سنجش و باسواد بودن نیست
🔹نتیجه پرداختن کانون وکلا به ساختمان سعادت آباد سبب جذب ١٠ هزار وکیل در سال شد
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
☑️گذار از جامعهی تودهای به جامعه مدنی(2)
⭕️جامعه تودهای چیست؟
🖌سعید مدنی
✅جامعه تودهای یا تودهوار ویژگیهایی متضاد با جامعه مدنی دارد. در چنین جامعهای تودهها مستعد بسیج به وسیلهی دولت یا گروه های برجستهی اجتماعی هستند. بسیج تودهها در گرو این است که اعضای جامعه تا چه میزان فاقد همبستگی و تعلق به گروههای مستقل، جماعات محلی، جمعیتها،انجمنهای آزاد، احزاب و گروههای شغلی [با وابستگی به دولت] باشند. . . گسستگی روابط شخصی افراد از ویژگیهای جامعهی تودهای است . . . زیرا اغلب دارای کمترین روابط اجتماعی میباشند. . . [هانا] آرنت جامعه تودهای را جامعهای میداندکه از افراد جدا از هم تشکیل شده و فاقد هویت مشترک، احساس منافع و آگاهیهای فردی است.
🔻برخی از ویژگیهای جامعه تودهوار عبارتند از:
1️⃣جامعه تودهوار، جامعهای است که درآن سازمانها و جماعاتی که واسطهی میان فرد و برگزیدگان حاکم هستند به دلایل مختلف اجتماعی و تاریخی از میان رفته و افراد بدون واسطههایی مثل اتحادیههای کارگری و باشگاهها ، کلیساها و مساجد ، که حائل بین او و حکومت باشند، زیست اجتماعی دارند.
2️⃣در جامعه تودهوار بیشتر افراد شبیه یکدیگرند، نامتفاوت ماندهاند و فردیتی از خود نشان نمیدهند. در این جامعه تودهها مستعدند که به وسیلهی تعصبات ایدئولوژیکی احاطه شوند.
3️⃣در جامعه تودهوار مردم از نظر سیاسی مستعد آلت دست شدن دیکتاتورها و دیوانسالارها بوده و انبوههی منفعلی هستند.
4️⃣سمبل جامعه تودهوار فرد و تشخص او نیست، بلکه تودهی میلیونی است.
5️⃣ایدئولوژی تودهای نقش اصلی در هویت بخشی به افراد ذرهگونه ایفا میکند. کلیشهای برای یکسان سازی جامعه، قالبی یک بعدی که تکثر، تنوع، تشخص و اندیشه را برنمیتابد. جامعهای تودهوار بودن ایدئولوژی میسر نیست.
6️⃣تقویت کنندهی جامعه تودهوار عواطف و احساسات تودهها است که توسط حاکمیت تهییج شده و به خدمت گرفته میشود. عواطف و احساسات به غلیان آمده از قدرتی شگرف و البته مقطعی و بیدوام برخوردار است.
7️⃣خشونت یکی از اشکال احساسات تهییج شده است. اگر بر جامعهای به جای تعقل و خردورزی ، احساسات و عواطف مسلط باشد، دائما با محرکها و هیجانهای کاذب و مصنوعی چنان موج به تکان میآید. برای پویایی و حرکت مداوم چنین جامعهای همواره به مقابله با یک دشمن واقعی و اگر دشمن واقعی در کار نباشد، دشم توهمی و خیالی نیاز است.
8️⃣قوام جامعه تودهوار بر بسیج برانگیخته شدهی تودهها استوار است. بسیج عمومی در امور مقطعی، فیزیکی و سطحی، توان اقدام ضربتی، سریع و قاطع دارد. برای کارایی هر چه بیشتر بسیجهای عمومی ایدئولوژی واحد، یکسان سازی فرهنگی ، مهندسی اجتماعی و احساسات و عواطف تهییج شده از لوازم حتمی است. این بسیج تودهای است که مردم را به پیش میبرد، در واقع افراد به پیش برده میشوند، حتی بی آنکه اراده کرده باشند.
9️⃣در جامعه تودهوار رهبر محور جامعه است که وظیفه اصلی بسیج تودهها را براساس ایدئولوژی واحد بر عهده دارد. آحاد جامعهی تودهوار پیرامون رهبر و گوش به فرمان او هستند. لذا برخلاف جامعه مدنی، مردم نه به عنوان شهروندان آزاد، بلکه به مثابه تابع محض و مطیع بدون چون و چرای رهبر مطرحند. در جامعه تودهای رهبران در حد قداست ستایش میشوند.
0️⃣1️⃣در جامعه تودهوار دولت متناسب با جامعه تودهوار، دولت فراگیر، تمامیتخواه، و توتالیتر است. دولت توتالیتر تمامی ساحتهای زندگی مردم، حتی خصوصیترین زوایای زندگی تودهها را اشغال میکند. در این جامعه، اقتدار مطلق از آن دولت است، اقتداری که بسیار شکننده است.
1️⃣1️⃣جامعه تودهوار پرقدرت، اما مخرب و ویرانگر است. در جامعهی تودهوار، اخلاق، قانون و دین همگی در خدمت بسیج تودهای قرار میگیرد و بر آن مبنا تفسیر و تاویل میشود.
2️⃣1️⃣جامعه تودهای را نباید با یک طبقه خاص معادل گرفت. تودهها نه طبقهی کارگر هستند، نه طبقهی متوسط ، نه تهیدستان شهری، نه طبقاتِ با درآمد بالا. تحت شرایط خاص هریک از این طبقات، یاهمهی آنها ممکن است به شکلگیری تودهها کمک کنند. پس توده تعداد بیشماری مردم است که به هیچ کدام از گروهبندیهای اجتماعی گسترده ، از جمله طبقات، تعلق ندارد.
ماهنامه ایران فردا اسفند 98
#صدای_نوین_خراسان ✅@VoNoKh
⭕️جامعه تودهای چیست؟
🖌سعید مدنی
✅جامعه تودهای یا تودهوار ویژگیهایی متضاد با جامعه مدنی دارد. در چنین جامعهای تودهها مستعد بسیج به وسیلهی دولت یا گروه های برجستهی اجتماعی هستند. بسیج تودهها در گرو این است که اعضای جامعه تا چه میزان فاقد همبستگی و تعلق به گروههای مستقل، جماعات محلی، جمعیتها،انجمنهای آزاد، احزاب و گروههای شغلی [با وابستگی به دولت] باشند. . . گسستگی روابط شخصی افراد از ویژگیهای جامعهی تودهای است . . . زیرا اغلب دارای کمترین روابط اجتماعی میباشند. . . [هانا] آرنت جامعه تودهای را جامعهای میداندکه از افراد جدا از هم تشکیل شده و فاقد هویت مشترک، احساس منافع و آگاهیهای فردی است.
🔻برخی از ویژگیهای جامعه تودهوار عبارتند از:
1️⃣جامعه تودهوار، جامعهای است که درآن سازمانها و جماعاتی که واسطهی میان فرد و برگزیدگان حاکم هستند به دلایل مختلف اجتماعی و تاریخی از میان رفته و افراد بدون واسطههایی مثل اتحادیههای کارگری و باشگاهها ، کلیساها و مساجد ، که حائل بین او و حکومت باشند، زیست اجتماعی دارند.
2️⃣در جامعه تودهوار بیشتر افراد شبیه یکدیگرند، نامتفاوت ماندهاند و فردیتی از خود نشان نمیدهند. در این جامعه تودهها مستعدند که به وسیلهی تعصبات ایدئولوژیکی احاطه شوند.
3️⃣در جامعه تودهوار مردم از نظر سیاسی مستعد آلت دست شدن دیکتاتورها و دیوانسالارها بوده و انبوههی منفعلی هستند.
4️⃣سمبل جامعه تودهوار فرد و تشخص او نیست، بلکه تودهی میلیونی است.
5️⃣ایدئولوژی تودهای نقش اصلی در هویت بخشی به افراد ذرهگونه ایفا میکند. کلیشهای برای یکسان سازی جامعه، قالبی یک بعدی که تکثر، تنوع، تشخص و اندیشه را برنمیتابد. جامعهای تودهوار بودن ایدئولوژی میسر نیست.
6️⃣تقویت کنندهی جامعه تودهوار عواطف و احساسات تودهها است که توسط حاکمیت تهییج شده و به خدمت گرفته میشود. عواطف و احساسات به غلیان آمده از قدرتی شگرف و البته مقطعی و بیدوام برخوردار است.
7️⃣خشونت یکی از اشکال احساسات تهییج شده است. اگر بر جامعهای به جای تعقل و خردورزی ، احساسات و عواطف مسلط باشد، دائما با محرکها و هیجانهای کاذب و مصنوعی چنان موج به تکان میآید. برای پویایی و حرکت مداوم چنین جامعهای همواره به مقابله با یک دشمن واقعی و اگر دشمن واقعی در کار نباشد، دشم توهمی و خیالی نیاز است.
8️⃣قوام جامعه تودهوار بر بسیج برانگیخته شدهی تودهها استوار است. بسیج عمومی در امور مقطعی، فیزیکی و سطحی، توان اقدام ضربتی، سریع و قاطع دارد. برای کارایی هر چه بیشتر بسیجهای عمومی ایدئولوژی واحد، یکسان سازی فرهنگی ، مهندسی اجتماعی و احساسات و عواطف تهییج شده از لوازم حتمی است. این بسیج تودهای است که مردم را به پیش میبرد، در واقع افراد به پیش برده میشوند، حتی بی آنکه اراده کرده باشند.
9️⃣در جامعه تودهوار رهبر محور جامعه است که وظیفه اصلی بسیج تودهها را براساس ایدئولوژی واحد بر عهده دارد. آحاد جامعهی تودهوار پیرامون رهبر و گوش به فرمان او هستند. لذا برخلاف جامعه مدنی، مردم نه به عنوان شهروندان آزاد، بلکه به مثابه تابع محض و مطیع بدون چون و چرای رهبر مطرحند. در جامعه تودهای رهبران در حد قداست ستایش میشوند.
0️⃣1️⃣در جامعه تودهوار دولت متناسب با جامعه تودهوار، دولت فراگیر، تمامیتخواه، و توتالیتر است. دولت توتالیتر تمامی ساحتهای زندگی مردم، حتی خصوصیترین زوایای زندگی تودهها را اشغال میکند. در این جامعه، اقتدار مطلق از آن دولت است، اقتداری که بسیار شکننده است.
1️⃣1️⃣جامعه تودهوار پرقدرت، اما مخرب و ویرانگر است. در جامعهی تودهوار، اخلاق، قانون و دین همگی در خدمت بسیج تودهای قرار میگیرد و بر آن مبنا تفسیر و تاویل میشود.
2️⃣1️⃣جامعه تودهای را نباید با یک طبقه خاص معادل گرفت. تودهها نه طبقهی کارگر هستند، نه طبقهی متوسط ، نه تهیدستان شهری، نه طبقاتِ با درآمد بالا. تحت شرایط خاص هریک از این طبقات، یاهمهی آنها ممکن است به شکلگیری تودهها کمک کنند. پس توده تعداد بیشماری مردم است که به هیچ کدام از گروهبندیهای اجتماعی گسترده ، از جمله طبقات، تعلق ندارد.
ماهنامه ایران فردا اسفند 98
#صدای_نوین_خراسان ✅@VoNoKh
Forwarded from جمهوری ایرانی
بازداشت رهبران و فعالان جبهه ملی ایران در ۵۹ سال پیش توسط حکومت شاهنشاهی پهلوی
🔹دستگيري هواداران دكتر مصدق و پيروان خط او در پي يك رشته تظاهرات وسيع و خونين در تهران كه از اولين روز بهمن ۱۳۴۰ (۲۱ ژانويه ۱۹۶۲ ) آغاز شده بود تا دهم بهمن ادامه داشت و بيش از ۲۰۰ تن از جمله وزيران و همكاران نزديك رهبر پيشين ملت بازداشت شدند.
🔹موج دستگيري ها با بازداشت دکتر مهدي آذر، دکتر سنجابي و دکتر غلامحسين صديقي آغاز شده بود. درپي آن مهندس داريوش فروهر، مهندس زيرك زاده، مهندس حسيبي، دکتر شاپور بختيار، دكتر امير علايي، مسعود حجازي و مهندس خنجي زنداني شدند و متعاقب اين گروه، دويست تن دیگر نیز از هواداران جبهه ملی که به شیوه مسالمت آمیز اعتراض کرده و خواهان آزادی های مشروع مطابق قانون اساسی مشروطه بودند دستگیر شدند.
🔹این حرکت از نخستین برخوردهای گسترده ساواک بعد از تاسیس بود.
@IranianRepublic
🔹دستگيري هواداران دكتر مصدق و پيروان خط او در پي يك رشته تظاهرات وسيع و خونين در تهران كه از اولين روز بهمن ۱۳۴۰ (۲۱ ژانويه ۱۹۶۲ ) آغاز شده بود تا دهم بهمن ادامه داشت و بيش از ۲۰۰ تن از جمله وزيران و همكاران نزديك رهبر پيشين ملت بازداشت شدند.
🔹موج دستگيري ها با بازداشت دکتر مهدي آذر، دکتر سنجابي و دکتر غلامحسين صديقي آغاز شده بود. درپي آن مهندس داريوش فروهر، مهندس زيرك زاده، مهندس حسيبي، دکتر شاپور بختيار، دكتر امير علايي، مسعود حجازي و مهندس خنجي زنداني شدند و متعاقب اين گروه، دويست تن دیگر نیز از هواداران جبهه ملی که به شیوه مسالمت آمیز اعتراض کرده و خواهان آزادی های مشروع مطابق قانون اساسی مشروطه بودند دستگیر شدند.
🔹این حرکت از نخستین برخوردهای گسترده ساواک بعد از تاسیس بود.
@IranianRepublic
Forwarded from جمهوری ایرانی
آغاز نافرمانی کادر درمان از تزریق واکسن روسی کووید۱۹
🟢 مینو محرز، عضو کمیته علمی ستاد مقابله با کرونا گفت:
«تهیه و واردات واکسنکرونا روسی «اسپوتینک ۵» توسط دولت از شانس بد مردم ایران است. به هیچ عنوان از این انتخاب راضی نیستم زیرا تاکنون هیچ اطلاعاتی از این واکسن منتشر نشده است.»
🟢 «واکسن کرونا باید دارای استاندارد های جهانی باشد ، از نظر ما واکسنی استاندارد است که مورد تایید یکی از منابع بینالمللی باشد که یکی از آنها سازمان بهداشت جهانی و دیگری سازمان غذا و داروی اتحادیه اروپاست در صورتی که این واکسن تاییدیه هیچ کشوری را ندارد.»
🟢 این موضعگیری برگ تایید دیگری بر تصمیم سیاسی صدور مجوز واکسن روسی فوق توسط وزارت بهداشت است.
@IranianRepublic
🟢 مینو محرز، عضو کمیته علمی ستاد مقابله با کرونا گفت:
«تهیه و واردات واکسنکرونا روسی «اسپوتینک ۵» توسط دولت از شانس بد مردم ایران است. به هیچ عنوان از این انتخاب راضی نیستم زیرا تاکنون هیچ اطلاعاتی از این واکسن منتشر نشده است.»
🟢 «واکسن کرونا باید دارای استاندارد های جهانی باشد ، از نظر ما واکسنی استاندارد است که مورد تایید یکی از منابع بینالمللی باشد که یکی از آنها سازمان بهداشت جهانی و دیگری سازمان غذا و داروی اتحادیه اروپاست در صورتی که این واکسن تاییدیه هیچ کشوری را ندارد.»
🟢 این موضعگیری برگ تایید دیگری بر تصمیم سیاسی صدور مجوز واکسن روسی فوق توسط وزارت بهداشت است.
@IranianRepublic
Forwarded from راه سوم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾 اعتصاب کامیونداران در شهرستان چابهار
⭕️کامیونداران و رانندگان در چابهار به دلیل نبود سوخت و گرانی بیش از حد قطعات یدکی از جمله لاستیک، روز چهارشنبه ۸ بهمن دست از کار کشیدند و کامیونهای خود را در یکی از جادههای این شهرستان پارک کردند.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
⭕️کامیونداران و رانندگان در چابهار به دلیل نبود سوخت و گرانی بیش از حد قطعات یدکی از جمله لاستیک، روز چهارشنبه ۸ بهمن دست از کار کشیدند و کامیونهای خود را در یکی از جادههای این شهرستان پارک کردند.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
Forwarded from Majidhosseinimedia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#احسان_فرزانه
در سی سال گذشته عملاً تنها یک دولت در ایران وجود داشته و آنهم دولت متعهد به اصول «بازار آزاد» بوده است. چهار رئیس جمهور پس از خاتمه جنگ، چنانچه اختلافاتی با هم درباره مسائل فرهنگی و سیاست خارجی داشتند یا نداشتند، در مدل اقتصاد سیاسی کاملاً همداستان و متحد بودهاند. خط مستقیمی هاشمی رفسنجانی را به احمدی نژاد و احمدی نژاد را به روحانی وصل میکند و آنهم اجرای سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی بوده است. بازاری کردن آموزش، درمان، مسکن و...، کوچک سازی دولت و کاستن از حجم تعهدات آن نسبت به شهروندان، مقررات زدایی از اقتصاد و واگذاری اموال و داراییهای عمومی، موقتی کردن نیروی کار، آزادسازی و اصطلاحاً طبیعی کردن نرخ ارز و قیمت کالاها و خدمات و... با جدیت توسط همه دولتهای سی ساله گذشته دنبال شده است. حاصل کار همین وضعیتی که میبینید: افزایش فاصلههای طبقاتی، مشکلات حاد معیشتی و بزهکاری و آسیبهای اخلاقی متناظر با آن. آری، در سی سال گذشته فقط یک دولت در ایران وجود داشته است.
#محمود_احمدی_نژاد #هاشمی_رفسنجانی #بازار_آزاد #حسن_روحانی #نئولیبرالیسم #سید_محمد_خاتمی
در سی سال گذشته عملاً تنها یک دولت در ایران وجود داشته و آنهم دولت متعهد به اصول «بازار آزاد» بوده است. چهار رئیس جمهور پس از خاتمه جنگ، چنانچه اختلافاتی با هم درباره مسائل فرهنگی و سیاست خارجی داشتند یا نداشتند، در مدل اقتصاد سیاسی کاملاً همداستان و متحد بودهاند. خط مستقیمی هاشمی رفسنجانی را به احمدی نژاد و احمدی نژاد را به روحانی وصل میکند و آنهم اجرای سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی بوده است. بازاری کردن آموزش، درمان، مسکن و...، کوچک سازی دولت و کاستن از حجم تعهدات آن نسبت به شهروندان، مقررات زدایی از اقتصاد و واگذاری اموال و داراییهای عمومی، موقتی کردن نیروی کار، آزادسازی و اصطلاحاً طبیعی کردن نرخ ارز و قیمت کالاها و خدمات و... با جدیت توسط همه دولتهای سی ساله گذشته دنبال شده است. حاصل کار همین وضعیتی که میبینید: افزایش فاصلههای طبقاتی، مشکلات حاد معیشتی و بزهکاری و آسیبهای اخلاقی متناظر با آن. آری، در سی سال گذشته فقط یک دولت در ایران وجود داشته است.
#محمود_احمدی_نژاد #هاشمی_رفسنجانی #بازار_آزاد #حسن_روحانی #نئولیبرالیسم #سید_محمد_خاتمی
Forwarded from دولت بهار
🔴 دکتر احمدی نژاد: من به آقای رئیسی گفتم که شما دارید تلاش می کنید با فساد مبارزه کنید با 50 تای آن مقابله می کنید، 500 تای دیگر درست می شود. تا آن ریشه را درست نکنیم مشکل برطرف نمی شود. تمرکز ثروت در دست دولت و نهادهای حکومتی، فساد آور است و الا اگر در دست توده های مردم باشد فساد نمی آورد.
http://dolatebahar.ir/news/10651
🆔 @dolatebahar
http://dolatebahar.ir/news/10651
🆔 @dolatebahar
دولت بهار
ماجرای میثاقنامه دولت دکتر احمدینژاد و دلیل برکناری اعضای کابینه/ چرا دولت های نهم و دهم مورد حملات گسترده قرار گرفت؟ + صوت
Forwarded from اسکان نیوز
🔻پیشنهاد عباس عبدی:
🔹لطفا احکام مهدی جهانگیری و عیسی شریفی را منتشر کنید ببینیم چه اتفاقاتی رخ داده.
eskannews.com
@eskannews_com
🔹لطفا احکام مهدی جهانگیری و عیسی شریفی را منتشر کنید ببینیم چه اتفاقاتی رخ داده.
eskannews.com
@eskannews_com
Forwarded from شرق دور
هلند ، به دلیل کاهش شمار زندانیان، پنج زندان دیگرش را به هتل تغییر کاربری داده است. رسالۀ الهی سیاسی اسپینوزا، مشهورترین فیلسوف هلند را میخواندم. با خود اندیشیدم که بالاخره سرنوشت کشوری که مهمترین فیلسوف آن در چهار قرن گذشته، اسپپنوزا است، جز این نمیتوانست باشد که زندانهای آن هتل شود، و سرنوشت کشوری هم که مهمترین فیلسوف آن در همین مدت، ملاصدرا بوده است، غیر از این نیست که زندانهای آن در حال انفجار باشد.
فلسفۀ اسپینوزا کوششهای نظری برای "آزادسازی انسان از بندهای نامرئی و رهایی اندیشه از ایدئولوژی" است؛
اما در تمام فلسفۀ ملاصدرای ما حتی یک جمله دربارۀ انسانِ کوچه و بازار وجود ندارد، مگر از دریچۀ ذهن و انتزاع.
به گفتۀ طرفداران ملاصدرا، همۀ فلسفۀ او بسیج شده است که معاد جسمانی را ثابت کند!
و به گفتۀ اسپینوزاشناسان، فلسفۀ او "آزادسازی نیروهای فردی و اجتماعی انسان در مسیر سعادتِ اینجهانی" است.
در کشوری که فیلسوف آن، تعهدی غیر از وفاداری به تخصصها نمیشناسد، زندانها هتل میشود و آنجا که تعهد تخصص است، اقتصاد و فرهنگ و سیاست، تولیدی جز زندانی ندارد!
✍رضا بابایی
#شرق_دور
✳️ @Iransharghedoor🇮🇷
فلسفۀ اسپینوزا کوششهای نظری برای "آزادسازی انسان از بندهای نامرئی و رهایی اندیشه از ایدئولوژی" است؛
اما در تمام فلسفۀ ملاصدرای ما حتی یک جمله دربارۀ انسانِ کوچه و بازار وجود ندارد، مگر از دریچۀ ذهن و انتزاع.
به گفتۀ طرفداران ملاصدرا، همۀ فلسفۀ او بسیج شده است که معاد جسمانی را ثابت کند!
و به گفتۀ اسپینوزاشناسان، فلسفۀ او "آزادسازی نیروهای فردی و اجتماعی انسان در مسیر سعادتِ اینجهانی" است.
در کشوری که فیلسوف آن، تعهدی غیر از وفاداری به تخصصها نمیشناسد، زندانها هتل میشود و آنجا که تعهد تخصص است، اقتصاد و فرهنگ و سیاست، تولیدی جز زندانی ندارد!
✍رضا بابایی
#شرق_دور
✳️ @Iransharghedoor🇮🇷
Forwarded from مکتوبات
📝 پیام تبریک عجیب یک طلبه به امام جمعه ارومیه
🔹 طلبهای به نام «سید #صدرا_موسوی» در اینستاگرام شخصی خود، پیام تبریکی را خطاب به امام جمعه ارومیه منتشر کرده که در فضای مجازی انعکاس گستردهای پیدا کرد.
🔸متن این پیام به شرح زیر است:
باسمه تعالی
العدل اساس الملک
باسلام و احترام؛ پس از حمد خدا و درود و صلوات بر محمد و آل محمد
🔹جناب حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مهدی قریشی نماینده ولی فقیه دراستان آذربایجان غربی و امام جمعه محترم ارومیه
انتصاب شایسته برادر خانمتان را به عنوان ریاست سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری (ارومیه)
🔸و همچنین انتصاب شایسته برادر خانم دیگرتان را به ریاست موسسه دعبل خزایی استان (آ.غ)
و انتصاب شایسته دامادتان را به مدیریت آموزش سازمان همیاری شهرداریهای استان (آ.غ)
و نیزاستخدام صبیه محترمتان را در حوزههای علمیه خواهران استان (آ.غ)
و انتصاب شایسته اخویتان را به مدیر عاملی کارخانه پگاه استان (آ.غ)
🔹و انتصاب شایسته فرزند باجناقتان را به معاونت عمرانی سازمان همیاری شهرداریهای استان (آ.غ)
از صمیم قلب تبریک عرض مینمایم.
#سیدصدرا_موسوی
طلبه
البته این طلبه دیروز نامه ای نوشته و از این مطلب عذرخواهی کرده اما تلویحا موارد زیر را تایید کرده:
۱ : انتصاب برادر خانم امام جمعه به سرپرستی فعلی سازمان فرهنگی، اجتماعی، ورزشی شهرداری ارومیه صحت داشته و ایشان با وجود سابقه نسبتا کم و تقریبا پس از گذشت هشت سال از استخدام ، پله های ترقی را به سرعت بسیار زیاد طی کرده و سرپرست سازمان گردیده اند .
۲ : انتصاب شایسته ی برادر خانم دیگر امام جمعه ارومیه به ریاست موسسه دعبل خزاعی ، صحت دارد .
۳ : انتصاب اقای صالحی ( داماد ایشان ) به سمت مدیریت آموزش سازمان همیاری شهرداری های استان ، به شکل موقت و در قالب ماموریت ، صحت دارد
۴ : استخدام دختر محترم امام جمعه در حوزه علمیه خواهران استان ، صحت ندارد .
۵ : انتصاب برادر امام جمعه ارومیه به مدیر عاملی کارخانه ی پگاه استان ، صحت دارد.
۶ : انتصاب شایسته ی فرزند باجناق ایشان نیز به سمت معاونت عمرانی سازمان همیاری شهرداری های استان ، صحت دارد.
و تمامی انتصابات صورت گرفته بدون دخالت امام جمعه و بر اساس تحصیلات و شایستگی ها و سوابق فردی افراد مذکور صورت گرفته و ربطی به نسبت خانوادگی ایشان با امام جمعه محترم ارومیه ندارد.
منبع:
https://www.asemaneshahr.ir/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%AA/
@maktubat
🔹 طلبهای به نام «سید #صدرا_موسوی» در اینستاگرام شخصی خود، پیام تبریکی را خطاب به امام جمعه ارومیه منتشر کرده که در فضای مجازی انعکاس گستردهای پیدا کرد.
🔸متن این پیام به شرح زیر است:
باسمه تعالی
العدل اساس الملک
باسلام و احترام؛ پس از حمد خدا و درود و صلوات بر محمد و آل محمد
🔹جناب حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مهدی قریشی نماینده ولی فقیه دراستان آذربایجان غربی و امام جمعه محترم ارومیه
انتصاب شایسته برادر خانمتان را به عنوان ریاست سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری (ارومیه)
🔸و همچنین انتصاب شایسته برادر خانم دیگرتان را به ریاست موسسه دعبل خزایی استان (آ.غ)
و انتصاب شایسته دامادتان را به مدیریت آموزش سازمان همیاری شهرداریهای استان (آ.غ)
و نیزاستخدام صبیه محترمتان را در حوزههای علمیه خواهران استان (آ.غ)
و انتصاب شایسته اخویتان را به مدیر عاملی کارخانه پگاه استان (آ.غ)
🔹و انتصاب شایسته فرزند باجناقتان را به معاونت عمرانی سازمان همیاری شهرداریهای استان (آ.غ)
از صمیم قلب تبریک عرض مینمایم.
#سیدصدرا_موسوی
طلبه
البته این طلبه دیروز نامه ای نوشته و از این مطلب عذرخواهی کرده اما تلویحا موارد زیر را تایید کرده:
۱ : انتصاب برادر خانم امام جمعه به سرپرستی فعلی سازمان فرهنگی، اجتماعی، ورزشی شهرداری ارومیه صحت داشته و ایشان با وجود سابقه نسبتا کم و تقریبا پس از گذشت هشت سال از استخدام ، پله های ترقی را به سرعت بسیار زیاد طی کرده و سرپرست سازمان گردیده اند .
۲ : انتصاب شایسته ی برادر خانم دیگر امام جمعه ارومیه به ریاست موسسه دعبل خزاعی ، صحت دارد .
۳ : انتصاب اقای صالحی ( داماد ایشان ) به سمت مدیریت آموزش سازمان همیاری شهرداری های استان ، به شکل موقت و در قالب ماموریت ، صحت دارد
۴ : استخدام دختر محترم امام جمعه در حوزه علمیه خواهران استان ، صحت ندارد .
۵ : انتصاب برادر امام جمعه ارومیه به مدیر عاملی کارخانه ی پگاه استان ، صحت دارد.
۶ : انتصاب شایسته ی فرزند باجناق ایشان نیز به سمت معاونت عمرانی سازمان همیاری شهرداری های استان ، صحت دارد.
و تمامی انتصابات صورت گرفته بدون دخالت امام جمعه و بر اساس تحصیلات و شایستگی ها و سوابق فردی افراد مذکور صورت گرفته و ربطی به نسبت خانوادگی ایشان با امام جمعه محترم ارومیه ندارد.
منبع:
https://www.asemaneshahr.ir/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%AA/
@maktubat
Forwarded from مکتوبات
📝 مرکزیت از تهران باید برود.
🔸تهران دیگر گنجایش ندارد. شهر پایه کوهی که در دوره قاجار از خوشی آب و هوا و زیبایی باغهایش زبانزد بود، حالا کم آبی و خشکی، آلودگی هوا و غارت منابع طبیعی آن را به احتضار کشانده.
🔹مرکز گرایی یک معضل بین المللی است. نه اینکه فقط برای ایران باشد. راه حل کارگزاران و عاشقان مکتب سرمایه داری بالابردن هزینه های زندگی در شهر برای کاهش جمعیت و مهاجرت معکوس است. تمرکز موقعیت ها و مشاغل و ثروت و فشار هم زمان بر قشر ضعیف برای اخراج آنها به قهقرای فقر و عقب ماندگی.
🔸پایتخت باید از تهران برود. قدم اول حذف تمام دانشگاههای دولتی از تهران است. در نروژ، دانشگاه مهندسی و مرکز علوم تحقیقات پزشکی که سالانه هزاران مهندس و پزشک تربیت می کند، در شهری شمالی در هزار کیلومتری پایتخت به نام تروندهایم است. به سبب وجود دانشگاه، تروندهایم تبدیل به مرکز استارت آپ ها و پایتخت علم و فن آوری کشور شده است.
🔹دانشگاه شریف را به اراک ببرید. دانشگاه تهران را به سنندج. امیرکبیر را به یاسوج. علم و صنعت را به بوشهر. علوم پزشکی شهید بهشتی و تهران را هم به خاستگاه طب و پزشکی همدان. دانشگاه آزاد تهران را هم به خراسانی جایی. آن وقت می بینید که هزاران نفر و متعلقات مربوط به آن چه طور از تهران خواهند رفت و کارخانه ها و شرکت های تحقیقاتی و موسسات حول هر کدام چه طور سبز خواهند شد. دانشگاههای تهران را به بوستان تبدیل کنید.
🔸دانشگاهها که رفت وزارت خانه ها را از تهران بیرون کنید تا صدها هزار کارمند دولتی از تهران خارج شوند. چرا نباید کسی حاضر باشد برای کارش زن و بچه اش را از تهران به شهری دیگر ببرد؟ من اینجا دیده ام آدم هایی که ماهها به دنبال کار بوده اند، حاضرند برای پیدا کردن کار به دور دست ترین نقاط و کم جمعیت ترین شهرها بروند. آدم ها برای کار به هر جایی مهاجرت می کنند.
🔹راه حل تمرکز زدایی مشخص است. هزینه دارد. وقت گیر است. مخالفت های مدنی به همراه دارد. اما لاجرم و ناگزیر است. فردا دیر است. همین امروز اقدام باید کرد.
عکس های مربوط به این پست مربوط به محمد رحمانی است که در واقع انگیزه نوشتن این چند خط بودند.
@makatubat
🔸تهران دیگر گنجایش ندارد. شهر پایه کوهی که در دوره قاجار از خوشی آب و هوا و زیبایی باغهایش زبانزد بود، حالا کم آبی و خشکی، آلودگی هوا و غارت منابع طبیعی آن را به احتضار کشانده.
🔹مرکز گرایی یک معضل بین المللی است. نه اینکه فقط برای ایران باشد. راه حل کارگزاران و عاشقان مکتب سرمایه داری بالابردن هزینه های زندگی در شهر برای کاهش جمعیت و مهاجرت معکوس است. تمرکز موقعیت ها و مشاغل و ثروت و فشار هم زمان بر قشر ضعیف برای اخراج آنها به قهقرای فقر و عقب ماندگی.
🔸پایتخت باید از تهران برود. قدم اول حذف تمام دانشگاههای دولتی از تهران است. در نروژ، دانشگاه مهندسی و مرکز علوم تحقیقات پزشکی که سالانه هزاران مهندس و پزشک تربیت می کند، در شهری شمالی در هزار کیلومتری پایتخت به نام تروندهایم است. به سبب وجود دانشگاه، تروندهایم تبدیل به مرکز استارت آپ ها و پایتخت علم و فن آوری کشور شده است.
🔹دانشگاه شریف را به اراک ببرید. دانشگاه تهران را به سنندج. امیرکبیر را به یاسوج. علم و صنعت را به بوشهر. علوم پزشکی شهید بهشتی و تهران را هم به خاستگاه طب و پزشکی همدان. دانشگاه آزاد تهران را هم به خراسانی جایی. آن وقت می بینید که هزاران نفر و متعلقات مربوط به آن چه طور از تهران خواهند رفت و کارخانه ها و شرکت های تحقیقاتی و موسسات حول هر کدام چه طور سبز خواهند شد. دانشگاههای تهران را به بوستان تبدیل کنید.
🔸دانشگاهها که رفت وزارت خانه ها را از تهران بیرون کنید تا صدها هزار کارمند دولتی از تهران خارج شوند. چرا نباید کسی حاضر باشد برای کارش زن و بچه اش را از تهران به شهری دیگر ببرد؟ من اینجا دیده ام آدم هایی که ماهها به دنبال کار بوده اند، حاضرند برای پیدا کردن کار به دور دست ترین نقاط و کم جمعیت ترین شهرها بروند. آدم ها برای کار به هر جایی مهاجرت می کنند.
🔹راه حل تمرکز زدایی مشخص است. هزینه دارد. وقت گیر است. مخالفت های مدنی به همراه دارد. اما لاجرم و ناگزیر است. فردا دیر است. همین امروز اقدام باید کرد.
عکس های مربوط به این پست مربوط به محمد رحمانی است که در واقع انگیزه نوشتن این چند خط بودند.
@makatubat
Telegram
رسانه مکتوبات
مرکزیت باید از تهران برود.
دانشگاهها و مراکز دولتی را به شهرهای دیگر ببرید.
فردا دیر است. امروز اقدام کنید.
این یادداشت را در مکتوبات بخوانید
دانشگاهها و مراکز دولتی را به شهرهای دیگر ببرید.
فردا دیر است. امروز اقدام کنید.
این یادداشت را در مکتوبات بخوانید
Forwarded from اسکان نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥خطکشی دوباره زمین قبل از آغاز دیدار فولاد - پیکان
🔹مسئولان تیم فولاد در اقدامی عجیب عرض زمین مسابقه را بزرگ کردند تا از پرتاب اوتهای دستی پیکان جلوگیری کنند!
🔹پس از اندازه گیری مجدد مشخص شد عرض زمین از ۶۸ متر به ۷۸ افزایش داده شده بود که مورد اعتراض ناظر بازی قرار گرفت.
eskannews.com
@eskannews_com
🔹مسئولان تیم فولاد در اقدامی عجیب عرض زمین مسابقه را بزرگ کردند تا از پرتاب اوتهای دستی پیکان جلوگیری کنند!
🔹پس از اندازه گیری مجدد مشخص شد عرض زمین از ۶۸ متر به ۷۸ افزایش داده شده بود که مورد اعتراض ناظر بازی قرار گرفت.
eskannews.com
@eskannews_com
Forwarded from راه سوم
🅾اضافه شدن «زرشکپلو با اسکلت مرغ» و «برنج و دنبه» به منو برخی رستورانها!!
⭕️ رستورانهای جنوب شهر چلوکباب برگ را از منویشان حذف کردهاند و حتی برخی جاها خورشت را با گوشت مرغ سرو میکنند.
⭕️غذاهای جدیدی مانند «زرشکپلو با اسکلت مرغ یا چلو با استخوان قلم و برنج و دنبه» به فهرست غذاهای این رستورانها اضافه شدهاند.سفارش اصلی این رستورانها سه پرس برنج با یک خورشت قیمه یا قرمه سبزی است.
⭕️ فروش اصلی کبابیهای سیار که معمولا پاتوق آنها نیمه شب در میدان امام حسین و میدان شوش است بال، ته مرغ و دنبه است./ دنیای اقتصاد
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
⭕️ رستورانهای جنوب شهر چلوکباب برگ را از منویشان حذف کردهاند و حتی برخی جاها خورشت را با گوشت مرغ سرو میکنند.
⭕️غذاهای جدیدی مانند «زرشکپلو با اسکلت مرغ یا چلو با استخوان قلم و برنج و دنبه» به فهرست غذاهای این رستورانها اضافه شدهاند.سفارش اصلی این رستورانها سه پرس برنج با یک خورشت قیمه یا قرمه سبزی است.
⭕️ فروش اصلی کبابیهای سیار که معمولا پاتوق آنها نیمه شب در میدان امام حسین و میدان شوش است بال، ته مرغ و دنبه است./ دنیای اقتصاد
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
Forwarded from سیاست ایرانشهری
خردهگیری - ۲
دکتر محمد فاضلی، جامعهشناس، احتمالاً با دغدغهی ایران، نخستین پادکستی را که برای ارائهی آرایش ساخته، اختصاص داده است به خُلقیات ایرانیان؛ با طرح این پرسش که، «آیا ما ایرانیان خلقیات ویژهای داریم که سبب توسعهنیافتگی ماست؟»
او این سؤال را در اپیزود یکم پادکست دغدغه ایران از نگاه کتابهای مختلف ژانر خلقیات ایرانیان بررسی کرده است؛ کتابهایی که توسعهنیافتگی ما را، بیتوجه به جنبشهایی چون «مشروطیت» و «ملی شدن صنعت نفت» که هر کدام، خردمندانه، به گونهای به باز کردن راه و نگاهی تازه در منطقه انجامیده است و بر خلاف آرای روشنفکران این جنبشها، در پی خوابی چند صد ساله، به بیداری انجامیده و به بار نشستند؛ و بیتوجه به بسیاری از جنبههای فرهنگی ایرانی، فقط کوشیدهاند بخشهای منفیِ منش و رفتارِ شماری از ایرانیان را، آنهم اغراقآمیز، به کلیت این جامعهی گوناگون و پویا تعمیم دهند و اگر هم کسی به نقدشان پرداخت این دوستان روشنفکر به اتصاف او به تعصب و این که لابد چون این بخشهای منفی را، که به زعم آنان همگانی است، نمیبیند و نمیپذیرد که ما این گونه هستیم، وضعیت توسعهنیافته را تقلیل میدهند به چنین عدم شناختی.
جناب فاضلی هم، در همان راستا، آنهم در هنگامهای که نارساییهای حکومت و ناکارایی دولت، با بیتوجهی به مسائلی بدیهی، پیش چشم ما هستند و گاه بدون آنکه مورد توافق ترین اصول حکومتداری رعایت شود توجهها را از اصل موضوع به سوی ما بازگردانده است... که البته پی بردن به دلایل انجامِ چنین کاری سخت نیست. البته او در پایان پادکست، برای خالی نبودن عریضه، با طرح چند سوال به نقد ملایمی از این دسته کتابها میپردازد، اما کلیت موضوع برنامهاش و تأثیری که میگذارد همان گفتمانی است که بدنهی پادکست را تشکیل میدهد.
از این رو ایشان را دعوت می کنیم به خواندن کتاب «ره افسانه زدند: تبارشناسی آثار خلقیاتنویسان ایرانی در پنجاه سال اخیر»، که به گونهای علمی و روشمند به نقد چنین کتابهایی پرداخته است؛ این کتاب، رسالهی دکتری آرمین امیر است که موفق به کسب عنوان اثر شایسته تقدیر هشتمین جشنواره بینالمللی فارابی شد و نیز عنوان پژوهش برتر چهارمین جشنواره پژوهش فرهنگی سال ۱۳۹۴ را از آن خود کرده است.
معرفی کتاب یادشده، در: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
گفتوگوی تصویری کوروش علیانی با دکتر آرمین امیر، در برنامهی «چراغ مطالعه»؛ نسخهی کامل، در: آپارات
متن پیادهشده مصاحبه، در: ویرگول
درفش
#خردهگیری
#خلقیاتنویسی
#فرمانروایی
@PersianPolitics
دکتر محمد فاضلی، جامعهشناس، احتمالاً با دغدغهی ایران، نخستین پادکستی را که برای ارائهی آرایش ساخته، اختصاص داده است به خُلقیات ایرانیان؛ با طرح این پرسش که، «آیا ما ایرانیان خلقیات ویژهای داریم که سبب توسعهنیافتگی ماست؟»
او این سؤال را در اپیزود یکم پادکست دغدغه ایران از نگاه کتابهای مختلف ژانر خلقیات ایرانیان بررسی کرده است؛ کتابهایی که توسعهنیافتگی ما را، بیتوجه به جنبشهایی چون «مشروطیت» و «ملی شدن صنعت نفت» که هر کدام، خردمندانه، به گونهای به باز کردن راه و نگاهی تازه در منطقه انجامیده است و بر خلاف آرای روشنفکران این جنبشها، در پی خوابی چند صد ساله، به بیداری انجامیده و به بار نشستند؛ و بیتوجه به بسیاری از جنبههای فرهنگی ایرانی، فقط کوشیدهاند بخشهای منفیِ منش و رفتارِ شماری از ایرانیان را، آنهم اغراقآمیز، به کلیت این جامعهی گوناگون و پویا تعمیم دهند و اگر هم کسی به نقدشان پرداخت این دوستان روشنفکر به اتصاف او به تعصب و این که لابد چون این بخشهای منفی را، که به زعم آنان همگانی است، نمیبیند و نمیپذیرد که ما این گونه هستیم، وضعیت توسعهنیافته را تقلیل میدهند به چنین عدم شناختی.
جناب فاضلی هم، در همان راستا، آنهم در هنگامهای که نارساییهای حکومت و ناکارایی دولت، با بیتوجهی به مسائلی بدیهی، پیش چشم ما هستند و گاه بدون آنکه مورد توافق ترین اصول حکومتداری رعایت شود توجهها را از اصل موضوع به سوی ما بازگردانده است... که البته پی بردن به دلایل انجامِ چنین کاری سخت نیست. البته او در پایان پادکست، برای خالی نبودن عریضه، با طرح چند سوال به نقد ملایمی از این دسته کتابها میپردازد، اما کلیت موضوع برنامهاش و تأثیری که میگذارد همان گفتمانی است که بدنهی پادکست را تشکیل میدهد.
از این رو ایشان را دعوت می کنیم به خواندن کتاب «ره افسانه زدند: تبارشناسی آثار خلقیاتنویسان ایرانی در پنجاه سال اخیر»، که به گونهای علمی و روشمند به نقد چنین کتابهایی پرداخته است؛ این کتاب، رسالهی دکتری آرمین امیر است که موفق به کسب عنوان اثر شایسته تقدیر هشتمین جشنواره بینالمللی فارابی شد و نیز عنوان پژوهش برتر چهارمین جشنواره پژوهش فرهنگی سال ۱۳۹۴ را از آن خود کرده است.
معرفی کتاب یادشده، در: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
گفتوگوی تصویری کوروش علیانی با دکتر آرمین امیر، در برنامهی «چراغ مطالعه»؛ نسخهی کامل، در: آپارات
متن پیادهشده مصاحبه، در: ویرگول
درفش
#خردهگیری
#خلقیاتنویسی
#فرمانروایی
@PersianPolitics
Telegram
دغدغه ایران
خُلقیات ایرانیان
محمد فاضلی
آیا ما ایرانیان خلقیات ویژهای داریم که سبب توسعهنیافتگی ماست؟
این سؤال را در اپیزود یک پادکست دغدغه ایران از نگاه کتابهای مختلف ژانر خلقیات ایرانیان بررسی کردهایم.
پادکست دغدغه ایران در اپلیکیشنهای شنوتو، کست باکس و آی…
محمد فاضلی
آیا ما ایرانیان خلقیات ویژهای داریم که سبب توسعهنیافتگی ماست؟
این سؤال را در اپیزود یک پادکست دغدغه ایران از نگاه کتابهای مختلف ژانر خلقیات ایرانیان بررسی کردهایم.
پادکست دغدغه ایران در اپلیکیشنهای شنوتو، کست باکس و آی…
Forwarded from ميلاد دخانچی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به تاسی از نیچه باید گفت خدا در ایران مرده است!
@miladdokhanchi
@miladdokhanchi
Forwarded from نقال باشی (Ali Ardam)
SRQ_Volume 6_Issue 19_Pages 119-141.pdf
193.5 KB
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
🔴 گرامیداشت بیست و ششامین سالروز درگذشت مهندس مهدی بازرگان ـ 10
💠چه نیازی است به روشنفکری مذهبی؟
وظیفه عمل و ضرورت اندیشه ورزی!
🔶سوسن شریعتی
@iranfardamag
🔻بار دیگر پرسش این است: چه نیازی است به روشنفکری مذهبی ؟ بعضی پرسش ها -در اینجا که ماییم و طی دهه ها- مزمن می شوند و ماندگار. مثل همین ترکیب «روشنفکر مذهبی»: یا برای اینکه کارکرد روشنفکری مدام دستخوش تغییر و تفسیر است (پیامبری است، هدایت است، آگاهی بخشی است و یا تاریخش به انقضاء رسیده) و یا از آنجا که جایگاه و موقعیت مذهب موضوع نزاع است(برای آخرت است یا برای دنیا؟ تکیه گاه اجتماعی است و یا چشم انداز آینده و...)و البته بحث های فراوان بر سر شدنی بودن جمعی که نقیضین است. شریعتی این موقعیت سیال و فرار را در 45 سال پیش در رساله کوتاه «چگونه ماندن» به «عمر کوتاه تکوینی» این نحله مربوط می داند:«اسلام نوزاد»:
🔻«قضیهای که باید اول مطرح کرد این است که موقع و موضع تاریخی این اسلام نوزاد چیست؟ موقع تاریخی این اسلام عبارت است از این جمله: «مرحلهی تکوین ایدئولوژیک». ما الان در مرحلهی تکوین ایدئولوژیک هستیم. مارکسیسم صد سال است که این مرحله را گذرانده است. از موقعی که مانیفست چاپ شده است تاکنون بیش از صدسال میگذرد، در صورتی که ما هنوز داریم زمینهسازی میکنیم.... در مقام کشف فکر اسلامی بر اساس همان اسلامی که وحی شده است، بر اساس همان اسلامی که در آن علی ساخته شده است، باید عناصرش را، عناصر این مذهب را، این علی را، این محمد را از درون این فرهنگ عظیم مسلمانی بیرون بکشیم و دومرتبه تجدید بنا کنیم...» ...«احتیاج به کاری است نه از نوع بزککاری و کاغذ دیواری چسباندن و رنگآمیزی کردن، بلکه کاری از بنیاد، درست مثل یک کار تازه، منتها تجدید بنای یک بنایی که حتی شاید دو تا آجرش هم درست روی هم گذاشته نشده است.» (م.آ.2-)
🔻«ما اکنون هنوز در مرحله کشف و تحقیق و تجزیه و تحلیل هستیم برای تصفیه فرهنگ اسلامی و تصحیح بینش مذهبی موجودمان .. این کار علمی و تا حدی تخصصی است. یعنی برای دست یافتن به «اسلام امی» باید از مرحله «اسلام علمی» بگذریم. وانگهی مکتب مذهبی ما هنوز در مرحله ای است که برای خودمان ـ یعنی یک گروه روشنفکر مسئول اسلامی ـ کاملا تدوین شده و شناخته شده نیست ....می بینیم دومرحله است [اول یک گروه و بعد جامعه] و ما هنوز در مرحله اولیم..»(م.آ. 33-ص 1024)
🔻شریعتی البته این مراحل را دستخوش تفکیک زمانی نمی داند :«اینها همه با هم باید آغاز شود.» روشنفکری مذهبی یعنی چندین همزمانی:
• هم آغازی پروژه نخبه گرای فرهنگی و مردمی (علمی و امی)
• هم آغازی بازگشت به سرچشمه ها و نقد و تصفیه آن.
• هم آغازی فراخوان علوم و دستاوردهای جدید به مثابه دیگری و فاصله گذاری با آنها.
• هم آغازی رفرم اجتماعی و به بلوغ رساندن تفکری «نوزاد».
🔻 یکی از معانی فلسفیدن شاید همین باشد : شناسایی خطرها و نقصان ها در میدان فرهنگی و اجتماعی و جستجوی کادرهای جدید مفهومی و عملی ( تجربیات دیگر، محاسبات جدید، تجدیدنظر در مفاهیم) اما این خطرها و نقصان ها به بیرون از خود محدود نمی شود.
🔻به تعبیر شریعتی روشنفکری دینی اگر چه متکی است بر یک میراث تاریخی سنتی و نیز بهره می برد از علوم جدید انسانی اما «نوزاد» است و دلنگران شکل تغدیه او؛ می خواهد دچار آلودگی تغدیه ای نشود و سر نسپرد به اتوریته های نظری مستقر. روشنفکری دینی مجبور است برای طرح اندازی و گشایش افق های جدید فکری با همین حفظ تعادل میان دوگانه ها ، به ضد خود نیز بیندیشد. همین پراتیک است که به او سیالیت داده و در معرض تحول می نشاند. روشنفکری دینی عابر مرزها است؛ در رفت و آمد میان سنت های مستقر، ناظر به جغرافیاهای گوناگون حرف و فراهم آورنده فرصت هایی برای کشف جهانشمولیت های ممکن دیگر. ..
🔻 این هم زمانیِ وظیفه عمل از یک سو و ضرورت اندیشه ورزی از سوی دیگر است که روشنفکری دینی را همواره در معرض نقد و ضعف و بحران قرار می دهد و در عین حال ضروری و ماندگار می کند. گاه مفید است در صحنه عمل و گفته می شود به کار دوران عبور و گذار می آید و گاه در میدان های نظری ورود می کند(جامعه شناسی، فلسفه، الهیات، ...)و در مقام عالم و پژوهشگر و متخصص ظاهر می شود و متهم می گردد به رها کردن میدان.
🔻از همینجا می شود به ضرورت و کارکردهای «روشنفکری مذهبی» با همه اوج و فرودهایش نظر کرد؛ چه وقتی ادعای آن دارد که می تواند آلترناتیوی باشد در میانه دوگانه های مستقر سنت و مدرنیته محقق چه زمانی که متواضعانه تر می پذیرد که نقش میانجی و پل را بازی کند برای گذر از این وضعیت به شاید فردایی بهتر. روشنفکر دینی ، مفید است و پر ادعا. خوبی اش در همین است: «نوزادی که وعده بلوغ می دهد.»
#صدای_نوین_خراسان ✅@VoNoKh
ادامه در لینک زیر :
https://bit.ly/39fewPp
https://news.1rj.ru/str/iranfardamag
💠چه نیازی است به روشنفکری مذهبی؟
وظیفه عمل و ضرورت اندیشه ورزی!
🔶سوسن شریعتی
@iranfardamag
🔻بار دیگر پرسش این است: چه نیازی است به روشنفکری مذهبی ؟ بعضی پرسش ها -در اینجا که ماییم و طی دهه ها- مزمن می شوند و ماندگار. مثل همین ترکیب «روشنفکر مذهبی»: یا برای اینکه کارکرد روشنفکری مدام دستخوش تغییر و تفسیر است (پیامبری است، هدایت است، آگاهی بخشی است و یا تاریخش به انقضاء رسیده) و یا از آنجا که جایگاه و موقعیت مذهب موضوع نزاع است(برای آخرت است یا برای دنیا؟ تکیه گاه اجتماعی است و یا چشم انداز آینده و...)و البته بحث های فراوان بر سر شدنی بودن جمعی که نقیضین است. شریعتی این موقعیت سیال و فرار را در 45 سال پیش در رساله کوتاه «چگونه ماندن» به «عمر کوتاه تکوینی» این نحله مربوط می داند:«اسلام نوزاد»:
🔻«قضیهای که باید اول مطرح کرد این است که موقع و موضع تاریخی این اسلام نوزاد چیست؟ موقع تاریخی این اسلام عبارت است از این جمله: «مرحلهی تکوین ایدئولوژیک». ما الان در مرحلهی تکوین ایدئولوژیک هستیم. مارکسیسم صد سال است که این مرحله را گذرانده است. از موقعی که مانیفست چاپ شده است تاکنون بیش از صدسال میگذرد، در صورتی که ما هنوز داریم زمینهسازی میکنیم.... در مقام کشف فکر اسلامی بر اساس همان اسلامی که وحی شده است، بر اساس همان اسلامی که در آن علی ساخته شده است، باید عناصرش را، عناصر این مذهب را، این علی را، این محمد را از درون این فرهنگ عظیم مسلمانی بیرون بکشیم و دومرتبه تجدید بنا کنیم...» ...«احتیاج به کاری است نه از نوع بزککاری و کاغذ دیواری چسباندن و رنگآمیزی کردن، بلکه کاری از بنیاد، درست مثل یک کار تازه، منتها تجدید بنای یک بنایی که حتی شاید دو تا آجرش هم درست روی هم گذاشته نشده است.» (م.آ.2-)
🔻«ما اکنون هنوز در مرحله کشف و تحقیق و تجزیه و تحلیل هستیم برای تصفیه فرهنگ اسلامی و تصحیح بینش مذهبی موجودمان .. این کار علمی و تا حدی تخصصی است. یعنی برای دست یافتن به «اسلام امی» باید از مرحله «اسلام علمی» بگذریم. وانگهی مکتب مذهبی ما هنوز در مرحله ای است که برای خودمان ـ یعنی یک گروه روشنفکر مسئول اسلامی ـ کاملا تدوین شده و شناخته شده نیست ....می بینیم دومرحله است [اول یک گروه و بعد جامعه] و ما هنوز در مرحله اولیم..»(م.آ. 33-ص 1024)
🔻شریعتی البته این مراحل را دستخوش تفکیک زمانی نمی داند :«اینها همه با هم باید آغاز شود.» روشنفکری مذهبی یعنی چندین همزمانی:
• هم آغازی پروژه نخبه گرای فرهنگی و مردمی (علمی و امی)
• هم آغازی بازگشت به سرچشمه ها و نقد و تصفیه آن.
• هم آغازی فراخوان علوم و دستاوردهای جدید به مثابه دیگری و فاصله گذاری با آنها.
• هم آغازی رفرم اجتماعی و به بلوغ رساندن تفکری «نوزاد».
🔻 یکی از معانی فلسفیدن شاید همین باشد : شناسایی خطرها و نقصان ها در میدان فرهنگی و اجتماعی و جستجوی کادرهای جدید مفهومی و عملی ( تجربیات دیگر، محاسبات جدید، تجدیدنظر در مفاهیم) اما این خطرها و نقصان ها به بیرون از خود محدود نمی شود.
🔻به تعبیر شریعتی روشنفکری دینی اگر چه متکی است بر یک میراث تاریخی سنتی و نیز بهره می برد از علوم جدید انسانی اما «نوزاد» است و دلنگران شکل تغدیه او؛ می خواهد دچار آلودگی تغدیه ای نشود و سر نسپرد به اتوریته های نظری مستقر. روشنفکری دینی مجبور است برای طرح اندازی و گشایش افق های جدید فکری با همین حفظ تعادل میان دوگانه ها ، به ضد خود نیز بیندیشد. همین پراتیک است که به او سیالیت داده و در معرض تحول می نشاند. روشنفکری دینی عابر مرزها است؛ در رفت و آمد میان سنت های مستقر، ناظر به جغرافیاهای گوناگون حرف و فراهم آورنده فرصت هایی برای کشف جهانشمولیت های ممکن دیگر. ..
🔻 این هم زمانیِ وظیفه عمل از یک سو و ضرورت اندیشه ورزی از سوی دیگر است که روشنفکری دینی را همواره در معرض نقد و ضعف و بحران قرار می دهد و در عین حال ضروری و ماندگار می کند. گاه مفید است در صحنه عمل و گفته می شود به کار دوران عبور و گذار می آید و گاه در میدان های نظری ورود می کند(جامعه شناسی، فلسفه، الهیات، ...)و در مقام عالم و پژوهشگر و متخصص ظاهر می شود و متهم می گردد به رها کردن میدان.
🔻از همینجا می شود به ضرورت و کارکردهای «روشنفکری مذهبی» با همه اوج و فرودهایش نظر کرد؛ چه وقتی ادعای آن دارد که می تواند آلترناتیوی باشد در میانه دوگانه های مستقر سنت و مدرنیته محقق چه زمانی که متواضعانه تر می پذیرد که نقش میانجی و پل را بازی کند برای گذر از این وضعیت به شاید فردایی بهتر. روشنفکر دینی ، مفید است و پر ادعا. خوبی اش در همین است: «نوزادی که وعده بلوغ می دهد.»
#صدای_نوین_خراسان ✅@VoNoKh
ادامه در لینک زیر :
https://bit.ly/39fewPp
https://news.1rj.ru/str/iranfardamag
Telegraph
🔴 گرامیداشت بیست و ششامین سالروز درگذشت مهندس مهدی بازرگان ـ 10
💠چه نیازی است به روشنفکری مذهبی؟ وظیفه عمل و ضرورت اندیشه ورزی! 🔶سوسن شریعتی @iranfardamag 🔻بار دیگر پرسش این است: چه نیازی است به روشنفکری مذهبی ؟ بعضی پرسش ها -در اینجا که ماییم و طی دهه ها- مزمن می شوند و ماندگار. مثل همین ترکیب «روشنفکر مذهبی»:…
Forwarded from جمهورى سوم
سروش و مصباح یزدی؛ دو روی یک سکه
نقدی بر سخنرانی اخیر دکتر سروش «پیامبر عارف مسلح»
🔴دکتر عبدالکریم سروش در آخرین دیدگاهش در آغاز سال ۲۰۲۱ میلادی، پیامبر اسلام را عارف مسلح و نبی بالسیف نامیده و محمد(ص)، قرآن و کل سنت فقهی و فلسفی و عرفانی اسلامی را اقتدارگرایانه و پروژه بسط قدرت ولایت پیامبر تییین کرده است. تصور میکنم نقد این دیدگاه اخیر دکتر سروش بر روحانیون و مبلغین گفتمان دینی رسمی در ایران ناممکن خواهد بود تنها به این دلیل ساده که دکتر سروش اینبار بر همه زحمات چهل ساله منابر و تلویزیون صحه گذاشته و بر خلاف دیدگاههای قبلی خود که با تکیه بر خوانش صوفیانه میکوشید اسلامی رحمانی را معرفی کند، همان اسلام اقتدارگرایانه آشنایی را روایت میکند که هدف آن تشکیل حکومت و بسط اقتدار و سلطه است، مرزهای آن در برابر همه مخالفین هویتی و عقیدتیاش خونین است و خشونت یا نیروی نظامی و امنیتی را بنیان استقرار حاکمیت مقدس تلقی میکند. در یک کلام همان خوانش آشنایی که اسلام را تسلیم، بندگی را بردگی، دین را دستگاه ارعاب و دولت را سازمان پدرسالار کنترل، مهندسی اجتماعی و هدایت عمومی میداند و دشمن دولت دینی و دین دولتی را دشمن خدا و محارب معرفی میکند.
🔴فراموش نمیکنم که محمد قمی رییس جوان سازمان تبلیغات اسلامی در مراسمی که به اصطلاح بعنوان مجلس ختم فارغالتحصیلان کشته شده در فاجعه سقوط هواپیمای اوکراینی با شلیک پدافند خودی در مسجد دانشگاه شریف برگزار گردید، در پاسخ به معترضان خواهان دادخواهی با استناد به سیره پیامبر و این آیه که «الفتنة اشد من القتل»، چنین استدلال کرد که به هم زدن نظم در حکومت اسلامی بدتر از قتل است و این دقیقا همان اسلامی است که اینبار مورد تأیید دکتر سروش قرار گرفته است. عبدالکریم سروش آن روی دیگر سکه آیت الله مصباح یزدی است و با این سخنرانی همزمان با وفات مصباح یزدی، این دو مدافع حکومت اسلامی در برابر گروههای چپ در صدر انقلاب، بار دیگر در تلقی واحدی از اسلام به اشتراک رسیدند با این تفاوت که یکی اینرا عین حقیقت و خیر و دینداری دانسته و در آغوش میگیرد و دیگری عین ناراستی و شرارت تا قدرت و سیاست را به کلی واگذار کند.
🔴جنبه طنز ماجرا این است که در این منازعه نسل اول انقلابیون چه در کنار مصباح بایستی و چه در کنار سروش نتیجه یکی است، چون مستقل از بحث اسلام، هر دو به تعبیر مائو بنیانگذار چین کمونیست، «قدرت را خارج شده از لوله تفنگ» میدانند و دقیقا به همین دلیل است که قوچانی اصلاحطلب را در کنار تسنیم مینشاند تا یکی از موضعی سکولار و دیگری از موضعی بنیادگرایانه اما همزمان با هم بگویند «مدافع اقتدارگرایی هستیم» و «اگر نظام با درایت رهبری در آبان ۹۸ دست به خشونت نمیزد دولت سقوط میکرد». دیدگاه اخیر سروش مهر تأییدی بر این ادعاست که دوگانه اصولگرا-اصلاحطلب /سروش-مصباح نسل قبل نه تنها کمکی به ما نمیکند بلکه بخاطر زیرساخت معیوب، گرههای بیشتری بر کلاف سردرگم تاریخی ما میزند. آنچه سروش و مصباح «قدرت» میدانند به زعم من تنها همان قدرت مردانه و البته آشنایی است که از لوله تفنگ خارج میشود. اما مساله اینجاست که نسل اول چپ و راست ایرانی بعد انقلاب اصلا امر سیاسی (که ذاتا بیرون دولت زیست میکند) را نمیشناسند و قدرت زنانهای که به تعبیر هانا آرنت نه برپایه خشونت بلکه بر پایه اراده آزاد جمهور انسانها خلق میشود.
♦️از همینجا مشخص میشود که الیگارشی حاکم جمهوری اول و دوم هردو در عمق تئوریک خود انقلاب را عین خشونت میدانند و حال آنکه انقلاب و اسلام سیاسی اساسا از قماش دیگری است. عزتالله فولادوند حکیم بزرگ زمانه ماست که کتاب خشونت هانا آرنت را خیلی زود و برای توجه به تفاوت ماهوی «قدرت و زور» و در آسیبشناسی زودهنگام انقلاب ۵۷ ترجمه کرد، اما انقلابیون ما که درگیر حفظ امنیت دین و دولت و پاسداری انقلاب بودند و حتی روشنفکران منتقد آنها، تا همین امروز هرگز فرصت نکردند که آنرا بخوانند.
.
نقدی بر سخنرانی اخیر دکتر سروش «پیامبر عارف مسلح»
🔴دکتر عبدالکریم سروش در آخرین دیدگاهش در آغاز سال ۲۰۲۱ میلادی، پیامبر اسلام را عارف مسلح و نبی بالسیف نامیده و محمد(ص)، قرآن و کل سنت فقهی و فلسفی و عرفانی اسلامی را اقتدارگرایانه و پروژه بسط قدرت ولایت پیامبر تییین کرده است. تصور میکنم نقد این دیدگاه اخیر دکتر سروش بر روحانیون و مبلغین گفتمان دینی رسمی در ایران ناممکن خواهد بود تنها به این دلیل ساده که دکتر سروش اینبار بر همه زحمات چهل ساله منابر و تلویزیون صحه گذاشته و بر خلاف دیدگاههای قبلی خود که با تکیه بر خوانش صوفیانه میکوشید اسلامی رحمانی را معرفی کند، همان اسلام اقتدارگرایانه آشنایی را روایت میکند که هدف آن تشکیل حکومت و بسط اقتدار و سلطه است، مرزهای آن در برابر همه مخالفین هویتی و عقیدتیاش خونین است و خشونت یا نیروی نظامی و امنیتی را بنیان استقرار حاکمیت مقدس تلقی میکند. در یک کلام همان خوانش آشنایی که اسلام را تسلیم، بندگی را بردگی، دین را دستگاه ارعاب و دولت را سازمان پدرسالار کنترل، مهندسی اجتماعی و هدایت عمومی میداند و دشمن دولت دینی و دین دولتی را دشمن خدا و محارب معرفی میکند.
🔴فراموش نمیکنم که محمد قمی رییس جوان سازمان تبلیغات اسلامی در مراسمی که به اصطلاح بعنوان مجلس ختم فارغالتحصیلان کشته شده در فاجعه سقوط هواپیمای اوکراینی با شلیک پدافند خودی در مسجد دانشگاه شریف برگزار گردید، در پاسخ به معترضان خواهان دادخواهی با استناد به سیره پیامبر و این آیه که «الفتنة اشد من القتل»، چنین استدلال کرد که به هم زدن نظم در حکومت اسلامی بدتر از قتل است و این دقیقا همان اسلامی است که اینبار مورد تأیید دکتر سروش قرار گرفته است. عبدالکریم سروش آن روی دیگر سکه آیت الله مصباح یزدی است و با این سخنرانی همزمان با وفات مصباح یزدی، این دو مدافع حکومت اسلامی در برابر گروههای چپ در صدر انقلاب، بار دیگر در تلقی واحدی از اسلام به اشتراک رسیدند با این تفاوت که یکی اینرا عین حقیقت و خیر و دینداری دانسته و در آغوش میگیرد و دیگری عین ناراستی و شرارت تا قدرت و سیاست را به کلی واگذار کند.
🔴جنبه طنز ماجرا این است که در این منازعه نسل اول انقلابیون چه در کنار مصباح بایستی و چه در کنار سروش نتیجه یکی است، چون مستقل از بحث اسلام، هر دو به تعبیر مائو بنیانگذار چین کمونیست، «قدرت را خارج شده از لوله تفنگ» میدانند و دقیقا به همین دلیل است که قوچانی اصلاحطلب را در کنار تسنیم مینشاند تا یکی از موضعی سکولار و دیگری از موضعی بنیادگرایانه اما همزمان با هم بگویند «مدافع اقتدارگرایی هستیم» و «اگر نظام با درایت رهبری در آبان ۹۸ دست به خشونت نمیزد دولت سقوط میکرد». دیدگاه اخیر سروش مهر تأییدی بر این ادعاست که دوگانه اصولگرا-اصلاحطلب /سروش-مصباح نسل قبل نه تنها کمکی به ما نمیکند بلکه بخاطر زیرساخت معیوب، گرههای بیشتری بر کلاف سردرگم تاریخی ما میزند. آنچه سروش و مصباح «قدرت» میدانند به زعم من تنها همان قدرت مردانه و البته آشنایی است که از لوله تفنگ خارج میشود. اما مساله اینجاست که نسل اول چپ و راست ایرانی بعد انقلاب اصلا امر سیاسی (که ذاتا بیرون دولت زیست میکند) را نمیشناسند و قدرت زنانهای که به تعبیر هانا آرنت نه برپایه خشونت بلکه بر پایه اراده آزاد جمهور انسانها خلق میشود.
♦️از همینجا مشخص میشود که الیگارشی حاکم جمهوری اول و دوم هردو در عمق تئوریک خود انقلاب را عین خشونت میدانند و حال آنکه انقلاب و اسلام سیاسی اساسا از قماش دیگری است. عزتالله فولادوند حکیم بزرگ زمانه ماست که کتاب خشونت هانا آرنت را خیلی زود و برای توجه به تفاوت ماهوی «قدرت و زور» و در آسیبشناسی زودهنگام انقلاب ۵۷ ترجمه کرد، اما انقلابیون ما که درگیر حفظ امنیت دین و دولت و پاسداری انقلاب بودند و حتی روشنفکران منتقد آنها، تا همین امروز هرگز فرصت نکردند که آنرا بخوانند.
.
Telegram
عبدالكريم سروش
#دین_و_قدرت ج۳۱-۱
گفتار و پرسش و پاسخ با
دکتر #عبدالکریم_سروش
( بخش نخست- ۲۶ دسامبر ۲۰۲۰- ششم دیماه ۱۳۹۹)
@DrSoroush
گفتار و پرسش و پاسخ با
دکتر #عبدالکریم_سروش
( بخش نخست- ۲۶ دسامبر ۲۰۲۰- ششم دیماه ۱۳۹۹)
@DrSoroush
Forwarded from کانال شخصی یاشار سلطانی
🔻افکار عمومی در مورد وزیر چاپلوس و روابطعمومی پرخاشگر قضاوت خواهد کرد!
▫️کاش زحمات بی نظیر و خدمات ماندگار جامعه بزرگ سلامت کشور، پزشکان و پرستاران فداکار، تحت الشعاع پاچهخواری های وزیر چاپلوس و روابط عمومی پرخاشگرش قرار نگیرد.
▫️افکارعمومی در مورد #مینو_محرز نماینده پزشکان با شرافت؛ و آن دو نماد مدیران چسبیده به صندلی قضاوت خواهد کرد.
#نمکی_صدیقی_دولت
👉 @yashar_soltani | یاشار سلطانی
▫️کاش زحمات بی نظیر و خدمات ماندگار جامعه بزرگ سلامت کشور، پزشکان و پرستاران فداکار، تحت الشعاع پاچهخواری های وزیر چاپلوس و روابط عمومی پرخاشگرش قرار نگیرد.
▫️افکارعمومی در مورد #مینو_محرز نماینده پزشکان با شرافت؛ و آن دو نماد مدیران چسبیده به صندلی قضاوت خواهد کرد.
#نمکی_صدیقی_دولت
👉 @yashar_soltani | یاشار سلطانی
Forwarded from سیاست ملّی
🚩 مانیفست در مقام اثری در حوزهی ادبیاتِ سیاسی، همچنان کاری است بیمانند. مشهورترین عباراتش، از آن میان، جملهی آغازینش:
"شبحی اروپا را درمینوردد -
شبحِ کمونیسم"
واجد کیفیتی شکسپیری است. همچون هملت پس از مواجهه با روح پدر مقتولش، خواننده نیز لاجرم از خود میپرسد:
«آیا بزرگواری آدمی بیشتر در آن است که زخم فلاخن و تیر بختِ ستمپیشه را تاب آورد، یا آنکه در برابر دریایی فتنه و آشوب سلاح برگیرد و با ایستادگیِ خویش بدان همه پایان دهد؟»
🔺 برای خوانندگانِ هم عصر #کارل_مارکس و #فردریش_انگلس، این مسئله یک دوراهیِ آکادمیک نبود که در محافل اروپایی بر سر آن بحث و گفتگو درگیرد.
مانیفستِ مارکس و انگلس فراخوانی برای کنش بود، و احضار این شبح اغلب بهمنظور شکنجهی او یا بعضاً زندانیکردنِ طویلالمدتش انجام میگرفت.
🔻 امروزهروز نیز جوانان با تنگنایی مشابه دستوپنجه نرم میکنند: تنسپردن به نظمی ریشهدار اما رو به زوال که قادر نیست خودش را احیا کند، یا مقابله با آن به بهای یک هزینهی فردیِ گزاف و با قصد دستیابی به شیوههای نوینِ کارکردن، تفریح، و زیستن با یکدیگر؟
بهرغمِ آنکه احزاب کمونیست تقریباً به طور کامل از صحنهی سیاسی محو شدهاند، اما ثابت گردیده که بهسکوتواداشتن روح کمونیسمی که مانیفست را پیش میرانَد، کاری است بهغایت دشوار.
📝 مانیفست در قرن بیست و یکم
🖌 یانیس واروفاکیس - نرگس ایمانی
@Pf_left 🚩 جنبش رایزومی
"شبحی اروپا را درمینوردد -
شبحِ کمونیسم"
واجد کیفیتی شکسپیری است. همچون هملت پس از مواجهه با روح پدر مقتولش، خواننده نیز لاجرم از خود میپرسد:
«آیا بزرگواری آدمی بیشتر در آن است که زخم فلاخن و تیر بختِ ستمپیشه را تاب آورد، یا آنکه در برابر دریایی فتنه و آشوب سلاح برگیرد و با ایستادگیِ خویش بدان همه پایان دهد؟»
🔺 برای خوانندگانِ هم عصر #کارل_مارکس و #فردریش_انگلس، این مسئله یک دوراهیِ آکادمیک نبود که در محافل اروپایی بر سر آن بحث و گفتگو درگیرد.
مانیفستِ مارکس و انگلس فراخوانی برای کنش بود، و احضار این شبح اغلب بهمنظور شکنجهی او یا بعضاً زندانیکردنِ طویلالمدتش انجام میگرفت.
🔻 امروزهروز نیز جوانان با تنگنایی مشابه دستوپنجه نرم میکنند: تنسپردن به نظمی ریشهدار اما رو به زوال که قادر نیست خودش را احیا کند، یا مقابله با آن به بهای یک هزینهی فردیِ گزاف و با قصد دستیابی به شیوههای نوینِ کارکردن، تفریح، و زیستن با یکدیگر؟
بهرغمِ آنکه احزاب کمونیست تقریباً به طور کامل از صحنهی سیاسی محو شدهاند، اما ثابت گردیده که بهسکوتواداشتن روح کمونیسمی که مانیفست را پیش میرانَد، کاری است بهغایت دشوار.
📝 مانیفست در قرن بیست و یکم
🖌 یانیس واروفاکیس - نرگس ایمانی
@Pf_left 🚩 جنبش رایزومی