Forwarded from قسط
🔵🔴⚪️مخالفان شفافیت را درک کنیم!
🔸نمایندهی مجلس در شهرهای کوچک، حُکمِ یک حاکمِ مطلق را دارد. در حوزهی انتخابیهاش، از آبدارچی مدرسه تا رئیس ادارهاش، باید وفاداریاش را به نماینده اثبات و اذعان کند. کیست که با این سنتِ دیرین آشنا نباشد. اصلاً یکی از جاذبههای نمایندگی در شهرهای کوچک، همین اقتداریست که حاصل میشود.
🔸برخلاف مظلومنمایی برخی نمایندگانِ مخالفِ شفافیت، این مدیران اجرایی هستند که در چنبرهی مطالبات نمایندهها گرفتارند و نه بر عکس!
🔹حتی در شهر بزرگی مانند تبریز، کافیست لشکرِ سفارششدهها و اعضای ستادهای نمایندگان مجلس را در ادارات، سازمانها، صنایع، شرکتها و... بشماریم؛ وحشتناک است!
این سهمخواهیها آنقدر رسمیت داشته که حتی گاهی تقسیمبندی نانوشتهای برای حریم اختصاصی هر نماینده ابداع شده؛ مثلاً آموزش و پرورش استان، برای نمایندهی الف است، صنعت برای ب، دانشگاهها برای ج و...!
اگر شفافیت را یک تحول در مناسبات قدرت بدانیم و نه یک تغییر جزئی در آییننامهی داخلی مجلس، آنوقت باید معلوم شود که چرا نماینده به محض ورود به مجلس، شروع میکند به شخم زدن همهی مناصب و موقعیتها!
با این وصف، مخالفت مجلس با طرح شفافیت را باید درک کرد!
#روحالله_رشیدی
@edalatkhahi
🔸نمایندهی مجلس در شهرهای کوچک، حُکمِ یک حاکمِ مطلق را دارد. در حوزهی انتخابیهاش، از آبدارچی مدرسه تا رئیس ادارهاش، باید وفاداریاش را به نماینده اثبات و اذعان کند. کیست که با این سنتِ دیرین آشنا نباشد. اصلاً یکی از جاذبههای نمایندگی در شهرهای کوچک، همین اقتداریست که حاصل میشود.
🔸برخلاف مظلومنمایی برخی نمایندگانِ مخالفِ شفافیت، این مدیران اجرایی هستند که در چنبرهی مطالبات نمایندهها گرفتارند و نه بر عکس!
🔹حتی در شهر بزرگی مانند تبریز، کافیست لشکرِ سفارششدهها و اعضای ستادهای نمایندگان مجلس را در ادارات، سازمانها، صنایع، شرکتها و... بشماریم؛ وحشتناک است!
این سهمخواهیها آنقدر رسمیت داشته که حتی گاهی تقسیمبندی نانوشتهای برای حریم اختصاصی هر نماینده ابداع شده؛ مثلاً آموزش و پرورش استان، برای نمایندهی الف است، صنعت برای ب، دانشگاهها برای ج و...!
اگر شفافیت را یک تحول در مناسبات قدرت بدانیم و نه یک تغییر جزئی در آییننامهی داخلی مجلس، آنوقت باید معلوم شود که چرا نماینده به محض ورود به مجلس، شروع میکند به شخم زدن همهی مناصب و موقعیتها!
با این وصف، مخالفت مجلس با طرح شفافیت را باید درک کرد!
#روحالله_رشیدی
@edalatkhahi
Forwarded from امروز وفردا
📕📕📕 خانوم ابتکار وقتی بازنشسته شوید، از باب ندیدنتان، اسباب عیش فراهم میکنیم
✍فرشاد قربانپور/روزنامهنگار
🟥فی یوم سهشنبه، خانوم معصومه ابتکار به صداوسیما، عزیمت نموده اما به روایتی که آورده، به سعی دستهای غریبه و دستورات عجیبه از سخن گفتن در کار زنان در آن جعبه آدمنما مانده، دلشکسته از آن کوی دلشکن بازگشته، آهنگها از شکایت و دلخوری ساز کرده، مویهها دمساز کرده، آتشدان وا اسفا گرم کرده تا شاید در دل دولت ایجاز کرده، کاری بکند و حقش بستاند.
🟥که کدام کس ناکس و کدام مرد نامرد و کدام شخص بیتشخیص و به قول خودش، کدام منافق و کدامین مردک نحس آن کار که نباید، کرد.
کدام کس بود که ابتکار را بر سرِکار گذاشته، اوقات او تلخ و انگبین در کامش زهر کرد.
🟥خانوم ابتکار، ابتکاری کرد و چهل سال پیش به فراست جای منفعت دریافت که نهفته بر روی دیوار است.
از فرش خیابان به عرش دیوار رفته، سرش را که چرخاند، حوالی را به غایت نیکو یافته، مردمان را تسبیحگوی خویش در پای دیوار دیده، میل پائین آمدنش از آن راس بهکل زایل گشت.
تنکیو وری گودی برایشان فرستاده و به آغوش انقلاب پریده.
چهل سال و یک سال بالاتر است که از قلهی دیوار و حلاوت آن آغوش گرم دیدگانش را دوخته است به حدقههای نگران ما.
از آن روز تاکنون او خواهر ابتکار بود و ما منافق، او عیسی خان داشت و ما نانخور، او عزیز بود و ما نحس، او کسانش مسافر آمریکا بودند و ما زائر شاه عبدالعظیم...
🟥از آن بالارفتن بود که مقام یافت و عزیز شد و نشیمنگاهش بر خال میان دو ابرو بود.
تلاش سترگش در نوشتن نامش میان ردیف خوبها بر تختهی کلاس انقلاب، بیمهی عمر بود که تا امروز مانده است.
سوگلی انقلابیون شد و به آنی عروس سفارت گشت و بانوی دو دولت.
روزگاری نیز بختش را در بهشت بر ساز مشورت کوک کرد.
🟥حال خانوم ابتکار درگیر با عروسک طنازی که در خوشرقصی شهره شهر بود در افاق صداوسیما گلاویز شده از داخل شدن به جعبهجادو بازمانده است. آنان را با واژگان نحس و منافق نواخته.
حال آنکه نحس را باید به آن کسانی حوالت داد که دیوار دنوردیده نشده باقی نگذاشتهاند.
سانسورگران ابتکار در تلویزیون منصور شده و قدرقدرتان، پیروز چنین منظوری گشته، چه بسا در خیال خود، که معاون رئیسجمهور آمد و ناکام در کامش شد و رفت.
🟥خانوم ابتکار! شگفتا که خردهگیری بر این کار کوچک از عجایب زمانه است. چراکه ما مردمان بیپناه چهل است که در برنامه سانسور در سمت شطرنجی پرده جای گرفتهایم و چه رنجی که نبردهایم. و شما خللی بر خیالتان نبود.
سیاهی لشکری هستیم که در هجوم خودی، همواره شکست خوردهایم.
از این رو شما و آن متولیان پرده شیشهای را از یک قماش میدانیم.
🟥شنیدهایم که در آنجا بر سبیل نطاقی، شیپور از مشکل زنان میخواستید بدمید.
راستش را بخواهی خانوم ابتکار، در اندیشه ما تردیدی عمیق استوار گشته که آیا اساسا شما چیزی از زنان و مشکلاتشان میدانید؟
چیزی از سختی آنان میدانید؟
مثلا میدانید زنان مارگون کهگیلویه در بیست سالگی از شما که شصت سال و پنج ماههاید بسی پیرترند؟
🟥خانوم ابتکار رفتن به صداوسیما برایتان منفعت ندارد و صقیل روح است.
حرف نگفته که ندارید تا بر زبان رانید و نیز آنجا به قول خودتان پر از منافق و نحس است.
و راستی در ذهن امروز ایرانیان، چه کسی از گماشتگان، نحس نیست؟
🟥به هر حال غم از دل برون کن که خدا "غم از دل برونکنندگان" را دوست دارد و نکته دیگر اینکه غم و غصه افزون کننده چروکهای پوست و ذایل کنندهی جوانی است.
مثبتاندیش باش... از جمله اینکه روزی روزگاری در تاریخ این مملکت خواهند نوشت که مادری سفارت کشوری را تسخیر کرد اما فرزند به همان کشور پناه برد.
🟥الغرض
از اتفاق افتاده برای آن بانوی دیوارنورد خوشحالیم.
راستی، شما چه وقت بازنشسته میشوید تا از باب ندیدنتان، اسباب عیش فراهم کنیم.
👈⬅️امروز و فردا را در تلگرام دنبال کنید، این یک کانال خبری نیست.
🆔️ @emrouzofarda1
https://news.1rj.ru/str/emrouzofarda1
✍فرشاد قربانپور/روزنامهنگار
🟥فی یوم سهشنبه، خانوم معصومه ابتکار به صداوسیما، عزیمت نموده اما به روایتی که آورده، به سعی دستهای غریبه و دستورات عجیبه از سخن گفتن در کار زنان در آن جعبه آدمنما مانده، دلشکسته از آن کوی دلشکن بازگشته، آهنگها از شکایت و دلخوری ساز کرده، مویهها دمساز کرده، آتشدان وا اسفا گرم کرده تا شاید در دل دولت ایجاز کرده، کاری بکند و حقش بستاند.
🟥که کدام کس ناکس و کدام مرد نامرد و کدام شخص بیتشخیص و به قول خودش، کدام منافق و کدامین مردک نحس آن کار که نباید، کرد.
کدام کس بود که ابتکار را بر سرِکار گذاشته، اوقات او تلخ و انگبین در کامش زهر کرد.
🟥خانوم ابتکار، ابتکاری کرد و چهل سال پیش به فراست جای منفعت دریافت که نهفته بر روی دیوار است.
از فرش خیابان به عرش دیوار رفته، سرش را که چرخاند، حوالی را به غایت نیکو یافته، مردمان را تسبیحگوی خویش در پای دیوار دیده، میل پائین آمدنش از آن راس بهکل زایل گشت.
تنکیو وری گودی برایشان فرستاده و به آغوش انقلاب پریده.
چهل سال و یک سال بالاتر است که از قلهی دیوار و حلاوت آن آغوش گرم دیدگانش را دوخته است به حدقههای نگران ما.
از آن روز تاکنون او خواهر ابتکار بود و ما منافق، او عیسی خان داشت و ما نانخور، او عزیز بود و ما نحس، او کسانش مسافر آمریکا بودند و ما زائر شاه عبدالعظیم...
🟥از آن بالارفتن بود که مقام یافت و عزیز شد و نشیمنگاهش بر خال میان دو ابرو بود.
تلاش سترگش در نوشتن نامش میان ردیف خوبها بر تختهی کلاس انقلاب، بیمهی عمر بود که تا امروز مانده است.
سوگلی انقلابیون شد و به آنی عروس سفارت گشت و بانوی دو دولت.
روزگاری نیز بختش را در بهشت بر ساز مشورت کوک کرد.
🟥حال خانوم ابتکار درگیر با عروسک طنازی که در خوشرقصی شهره شهر بود در افاق صداوسیما گلاویز شده از داخل شدن به جعبهجادو بازمانده است. آنان را با واژگان نحس و منافق نواخته.
حال آنکه نحس را باید به آن کسانی حوالت داد که دیوار دنوردیده نشده باقی نگذاشتهاند.
سانسورگران ابتکار در تلویزیون منصور شده و قدرقدرتان، پیروز چنین منظوری گشته، چه بسا در خیال خود، که معاون رئیسجمهور آمد و ناکام در کامش شد و رفت.
🟥خانوم ابتکار! شگفتا که خردهگیری بر این کار کوچک از عجایب زمانه است. چراکه ما مردمان بیپناه چهل است که در برنامه سانسور در سمت شطرنجی پرده جای گرفتهایم و چه رنجی که نبردهایم. و شما خللی بر خیالتان نبود.
سیاهی لشکری هستیم که در هجوم خودی، همواره شکست خوردهایم.
از این رو شما و آن متولیان پرده شیشهای را از یک قماش میدانیم.
🟥شنیدهایم که در آنجا بر سبیل نطاقی، شیپور از مشکل زنان میخواستید بدمید.
راستش را بخواهی خانوم ابتکار، در اندیشه ما تردیدی عمیق استوار گشته که آیا اساسا شما چیزی از زنان و مشکلاتشان میدانید؟
چیزی از سختی آنان میدانید؟
مثلا میدانید زنان مارگون کهگیلویه در بیست سالگی از شما که شصت سال و پنج ماههاید بسی پیرترند؟
🟥خانوم ابتکار رفتن به صداوسیما برایتان منفعت ندارد و صقیل روح است.
حرف نگفته که ندارید تا بر زبان رانید و نیز آنجا به قول خودتان پر از منافق و نحس است.
و راستی در ذهن امروز ایرانیان، چه کسی از گماشتگان، نحس نیست؟
🟥به هر حال غم از دل برون کن که خدا "غم از دل برونکنندگان" را دوست دارد و نکته دیگر اینکه غم و غصه افزون کننده چروکهای پوست و ذایل کنندهی جوانی است.
مثبتاندیش باش... از جمله اینکه روزی روزگاری در تاریخ این مملکت خواهند نوشت که مادری سفارت کشوری را تسخیر کرد اما فرزند به همان کشور پناه برد.
🟥الغرض
از اتفاق افتاده برای آن بانوی دیوارنورد خوشحالیم.
راستی، شما چه وقت بازنشسته میشوید تا از باب ندیدنتان، اسباب عیش فراهم کنیم.
👈⬅️امروز و فردا را در تلگرام دنبال کنید، این یک کانال خبری نیست.
🆔️ @emrouzofarda1
https://news.1rj.ru/str/emrouzofarda1
Telegram
امروز وفردا
من فرشاد قربانپور، روزنامهنگارم و این کانال نیز متعلق به من است. در واقع کانال شخصی من است که آنچه مینویسم را در آن به اشتراک میگذارم و گاهی نیز مطالب دیگران را. در گسترش آن یاریام کنید.
تماس با ادمین @fghorbanpour
تماس با ادمین @fghorbanpour
Forwarded from اتچ بات
▫️▫️▫️
✍ #امیر_خراسانی
💢 چندین هزار میلیارد تومان هزینه مواد آرایشی.
چندین هزار میلیارد تومان هزینه جراحیهای زیبایی.
چندین هزار میلیارد تومان هزینه مد و فشن، بدنسازی و پودر و آمپول
فالوورهای میلیونی صدف بیوتی و نمونههای خارجی.
.
🔹️ #نوربرت_الیاس جامعه شناس آلمانی، کتابی مهم دارد تحت عنوان فرایند متمدن شدن، او در این کتاب توضیح میدهد که چگونه بشر با متمدن شدن بدن خود را منضبط کرده، مثلا دیگر با دست غذا نمی خورد، مثل قدیم سر سفره تف نمی اندازد، دیگر هر جا بخواهد دستشویی نمیکند. #فروید هم در کتاب تمدن و ناخرسندی های آن همین موضوع را بیان کرده.
🔸️ اما یحتمل نه فروید نه الیاس هیچ یک تصور نمیکردند روزگاری در شهرهای کشوری چون ایران بدنها اینقدر منضبط شوند.
🔹️ بدن به سرمایه نمادینی بدل شده که گویا باید همیشه در آرمانیترین وضعیت باشد.
ما یا از بدنهایمان بیزاریم یا وسواس بدن داریم.
الگویی همگانی از بدن شکل گرفته که هر کس از آن عدول کند گویا غیرخودی است.
🔸️ برندها، سالنهای آرایشی، سالنهای ورزشی و پزشکی، جملگی صنعتی را شکل دادهاند به نام صنعت بدن؛ بدنی که نگران ریختن مواد آرایشی است، بدنی که فکر میکند پف بازویش میخوابد، بدنی که مدام وزن خود را چک میکند.
🔹️ این بدن توسری خورده ذلیل؛ چنین بدنی نمیتواند رهایی بخش باشد.
چونان انضباطی را درونی کرده که خود به ابزار سرکوب خود بدل میشود.
این بدن هرچقدر هم سالم باشد، بیمار است.
🔸️ از حزبالهیهای ژیگول شده بگیر تا چادریهای مانیکور کرده تا جوانان گولاخ و صف عاشقان «مادلینگ».
توفیری ندارد، اعتقادات در این میان ذره ای نقش ندارند.
🔹️ این بدنها فتح شدهاند؛ بازار این بدنها را فتح کرده. مسئله دیگر نه سلامت است نه زیبایی؛ مسئله سرمایه نمادین است.
🔸️ بدن به مثابه نخستین سرمایهای که دیده میشود و حتی نقد میشود و میتواند به سرمایههای دیگر بدل شود.
نه من هیچ چیز چنین بدنی را باور نمیکنم.
چنین بدنی آنچنان مغلوب است، آنچنان دستکاری شده، معذب، و ناراضی است که نمیتواند ذرهای مطالبه کند.
🔹️ چنین بدنی تنها مناسب نشستن در اتوموبیل است، بدن پارتی پسند.
🔸️ این بدنها آنقدر مثل یکدیگر شدند، که دیگر حتی اروتیک هم نیستند. اروتیسم بر تفاوت بدنها استوار است.
این بدن، بدن مراکز خرید است؛ بدن شاسی بلند، بدن دوردور.
🔹️ این بدن سرمایه نمادینی است که مثل هر سرمایه دیگری مدام محل رقابت است. چه کنیم بدنمان بهتر شود، کدام مواد آرایشی بهتر است، کدام دکتر بهتر عمل میکند، کدام برند الان رو بورس است، کدام دکتر تغذیه بهتر است، کدام باشگاه، این رقابت انتها ندارد.
مدتهاست آن را به بازار بردهایم.
🔸️ این آفت البته خاص ایران نیست؛ پدیدهای تا حدی جهانی است.
هر چند در اینجا به درد نشان سرایت رقابت فراگیر بدنها بدل شده.
🌐 امیر خراسانی
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
✍ #امیر_خراسانی
💢 چندین هزار میلیارد تومان هزینه مواد آرایشی.
چندین هزار میلیارد تومان هزینه جراحیهای زیبایی.
چندین هزار میلیارد تومان هزینه مد و فشن، بدنسازی و پودر و آمپول
فالوورهای میلیونی صدف بیوتی و نمونههای خارجی.
.
🔹️ #نوربرت_الیاس جامعه شناس آلمانی، کتابی مهم دارد تحت عنوان فرایند متمدن شدن، او در این کتاب توضیح میدهد که چگونه بشر با متمدن شدن بدن خود را منضبط کرده، مثلا دیگر با دست غذا نمی خورد، مثل قدیم سر سفره تف نمی اندازد، دیگر هر جا بخواهد دستشویی نمیکند. #فروید هم در کتاب تمدن و ناخرسندی های آن همین موضوع را بیان کرده.
🔸️ اما یحتمل نه فروید نه الیاس هیچ یک تصور نمیکردند روزگاری در شهرهای کشوری چون ایران بدنها اینقدر منضبط شوند.
🔹️ بدن به سرمایه نمادینی بدل شده که گویا باید همیشه در آرمانیترین وضعیت باشد.
ما یا از بدنهایمان بیزاریم یا وسواس بدن داریم.
الگویی همگانی از بدن شکل گرفته که هر کس از آن عدول کند گویا غیرخودی است.
🔸️ برندها، سالنهای آرایشی، سالنهای ورزشی و پزشکی، جملگی صنعتی را شکل دادهاند به نام صنعت بدن؛ بدنی که نگران ریختن مواد آرایشی است، بدنی که فکر میکند پف بازویش میخوابد، بدنی که مدام وزن خود را چک میکند.
🔹️ این بدن توسری خورده ذلیل؛ چنین بدنی نمیتواند رهایی بخش باشد.
چونان انضباطی را درونی کرده که خود به ابزار سرکوب خود بدل میشود.
این بدن هرچقدر هم سالم باشد، بیمار است.
🔸️ از حزبالهیهای ژیگول شده بگیر تا چادریهای مانیکور کرده تا جوانان گولاخ و صف عاشقان «مادلینگ».
توفیری ندارد، اعتقادات در این میان ذره ای نقش ندارند.
🔹️ این بدنها فتح شدهاند؛ بازار این بدنها را فتح کرده. مسئله دیگر نه سلامت است نه زیبایی؛ مسئله سرمایه نمادین است.
🔸️ بدن به مثابه نخستین سرمایهای که دیده میشود و حتی نقد میشود و میتواند به سرمایههای دیگر بدل شود.
نه من هیچ چیز چنین بدنی را باور نمیکنم.
چنین بدنی آنچنان مغلوب است، آنچنان دستکاری شده، معذب، و ناراضی است که نمیتواند ذرهای مطالبه کند.
🔹️ چنین بدنی تنها مناسب نشستن در اتوموبیل است، بدن پارتی پسند.
🔸️ این بدنها آنقدر مثل یکدیگر شدند، که دیگر حتی اروتیک هم نیستند. اروتیسم بر تفاوت بدنها استوار است.
این بدن، بدن مراکز خرید است؛ بدن شاسی بلند، بدن دوردور.
🔹️ این بدن سرمایه نمادینی است که مثل هر سرمایه دیگری مدام محل رقابت است. چه کنیم بدنمان بهتر شود، کدام مواد آرایشی بهتر است، کدام دکتر بهتر عمل میکند، کدام برند الان رو بورس است، کدام دکتر تغذیه بهتر است، کدام باشگاه، این رقابت انتها ندارد.
مدتهاست آن را به بازار بردهایم.
🔸️ این آفت البته خاص ایران نیست؛ پدیدهای تا حدی جهانی است.
هر چند در اینجا به درد نشان سرایت رقابت فراگیر بدنها بدل شده.
🌐 امیر خراسانی
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
Telegram
attach 📎
Forwarded from جمهورى سوم
⚫️خودکشی جامعهشناسی
🔺امیدوار بودم خبر غلط باشد ولی متاسفانه مطمئن شدم که صحت دارد: متاسفانه هاله لاجوردی زیرفشار تمام جفاها و عذابهایی که پس از اخراج از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران کشید، خودکشی کرده است. خدا رحمتش کند.
شاید شنیدهاید که یکی از مهمترین تحقیقات کلاسیک که به تأسیس و تثبیت علم مدرن جامعهشناسی انجامید پژوهش دورکیم درباره خودکشی بود. اما دورکیم چیز چندانی نمیتواند درباره مورد ایرانی به ما بگوید که خود جامعهشناسی که قرار بود خودکشی کارگر شرکت نفت در خوزستان و خودسوزی همسر شهید جلوی بنیاد شهید و خودکشی دختر آبی و هزاران اقدام به خودکشی هرروزه ما را مطالعه کند، در آن خودکشی میکند.
به شخصه بعد از شرکت در هفت فراخوان جذب هیئت علمی در چهار سال گذشته خودکشی هاله لاجوردی را نمادی از وضعیت علوم انسانی و علوم اجتماعی در ایران میبینم که در سالهای آینده رو به وخامت بیشتری هم خواهد گذاشت. افسوس و صدافسوس که کار به جایی رسیده که در میان این همه هجمه های بیرونی، اینبار کانون عفونت در داخل خود دانشگاهیان و از همانجایی که اندک امیدی میرفت یعنی دانشگاه تهران به بیرون منتشر میشود
🔺امیدوار بودم خبر غلط باشد ولی متاسفانه مطمئن شدم که صحت دارد: متاسفانه هاله لاجوردی زیرفشار تمام جفاها و عذابهایی که پس از اخراج از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران کشید، خودکشی کرده است. خدا رحمتش کند.
شاید شنیدهاید که یکی از مهمترین تحقیقات کلاسیک که به تأسیس و تثبیت علم مدرن جامعهشناسی انجامید پژوهش دورکیم درباره خودکشی بود. اما دورکیم چیز چندانی نمیتواند درباره مورد ایرانی به ما بگوید که خود جامعهشناسی که قرار بود خودکشی کارگر شرکت نفت در خوزستان و خودسوزی همسر شهید جلوی بنیاد شهید و خودکشی دختر آبی و هزاران اقدام به خودکشی هرروزه ما را مطالعه کند، در آن خودکشی میکند.
به شخصه بعد از شرکت در هفت فراخوان جذب هیئت علمی در چهار سال گذشته خودکشی هاله لاجوردی را نمادی از وضعیت علوم انسانی و علوم اجتماعی در ایران میبینم که در سالهای آینده رو به وخامت بیشتری هم خواهد گذاشت. افسوس و صدافسوس که کار به جایی رسیده که در میان این همه هجمه های بیرونی، اینبار کانون عفونت در داخل خود دانشگاهیان و از همانجایی که اندک امیدی میرفت یعنی دانشگاه تهران به بیرون منتشر میشود
Forwarded from مستضعفین تیوی | Mostazafin.TV
⭕️ ابداع واژۀ #عدالتخوار، آخرین خلاقیتهای جریان راست، برای نمردن!
🖊 #حجتالاسلام_نامخواه:
🔹در حال حاضر که بحث از شفافیت بیشتر سیاستزده و احساسی است، بهتر است صحبت کردن درباره #شفافیت و به خصوص مسئله #شرمندگی بماند برای یک زمان دیگر؛ شاید این طور بهتر باشد.
🔸 اما به نظر، دیروز یک روز خاص بود؛ از این جهت که «مفهوم عدالتخوار» رسماً وارد رتوریکِ (استفاده از هنرهای زبانی برای اقناع مخاطب در انجام کاری یا پذیرش اندیشهای) پارلمانی جمهوری اسلامی شد. یک نماینده در جلسه علنی استدلال میکرد که طرح شفافیت و غیرعلنی شدن جلسه بحث درباره آن از ترس «عدالتخوارها» بوده (+).
🔹 کلمه «عدالتخوار» چه تاریخ و تطوری داشته است؟ پاسخ این پرسش از جهت حافظه تاریخی و تبارشناسی نیروهای سیاسی در نسبت با عدالت اهمیت دارد.
🔸 تا جایی که من پیدا کردم، این مفهوم را نخستین بار، صبحنو که یک روزنامه حامی آقای قالیباف است در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۵ در سرمقاله خود به کار برد (+). حدود دو هفته بعد، در روز ۱۷ آبان هم خود قالیباف که آن زمان شهردار تهران بود، از این مفهوم استفاده کرد (+). پس از آن و در تمام این مدت نیم دهه اخیر، این مفهوم کم و بیش، توسط رسانههای نزدیک به جناح اصولگرا به کار برده شده، تا دیروز که در مجلس شورای اسلامی هم استفاده کردند.
🔹 مفهوم #عدالتخوار که در نیم دهه اخیر به طور مستمر در سطوح مختلف توسط سیاستمداران، رسانههای جناح اصولگرا و هوادارانشان در شبکههای اجتماعی به کار برده شده، در نگاه نخست مفهومی است که این جریان سیاسی برای نقد و تحقیر گونهای از عدالتخواهی به کار میبرد؛ در واقع اما این مفهوم بازتاب نوع خاصی از نگاه به مقوله «عدالت» و «دیگری»، و نمونهای از امکانها و ابتکارهای رسانهای، اقناعی و انتقادیِ موجود در سطوح مختلف جناح راست است.
🔸 ما نیاز داریم به مفهوم #عدالتخوار و جناح برسازنده آن بیشتر بیاندیشیم؛ چرا که یک مفهوم استراتژیک در شناخت امکانهای تئوریک و رتوریکِ بخش مهمی از حاکمانِ امروز و دیروز و فردا و هر روز ماست.
🎬 @Mostazafin_TV
🖊 #حجتالاسلام_نامخواه:
🔹در حال حاضر که بحث از شفافیت بیشتر سیاستزده و احساسی است، بهتر است صحبت کردن درباره #شفافیت و به خصوص مسئله #شرمندگی بماند برای یک زمان دیگر؛ شاید این طور بهتر باشد.
🔸 اما به نظر، دیروز یک روز خاص بود؛ از این جهت که «مفهوم عدالتخوار» رسماً وارد رتوریکِ (استفاده از هنرهای زبانی برای اقناع مخاطب در انجام کاری یا پذیرش اندیشهای) پارلمانی جمهوری اسلامی شد. یک نماینده در جلسه علنی استدلال میکرد که طرح شفافیت و غیرعلنی شدن جلسه بحث درباره آن از ترس «عدالتخوارها» بوده (+).
🔹 کلمه «عدالتخوار» چه تاریخ و تطوری داشته است؟ پاسخ این پرسش از جهت حافظه تاریخی و تبارشناسی نیروهای سیاسی در نسبت با عدالت اهمیت دارد.
🔸 تا جایی که من پیدا کردم، این مفهوم را نخستین بار، صبحنو که یک روزنامه حامی آقای قالیباف است در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۵ در سرمقاله خود به کار برد (+). حدود دو هفته بعد، در روز ۱۷ آبان هم خود قالیباف که آن زمان شهردار تهران بود، از این مفهوم استفاده کرد (+). پس از آن و در تمام این مدت نیم دهه اخیر، این مفهوم کم و بیش، توسط رسانههای نزدیک به جناح اصولگرا به کار برده شده، تا دیروز که در مجلس شورای اسلامی هم استفاده کردند.
🔹 مفهوم #عدالتخوار که در نیم دهه اخیر به طور مستمر در سطوح مختلف توسط سیاستمداران، رسانههای جناح اصولگرا و هوادارانشان در شبکههای اجتماعی به کار برده شده، در نگاه نخست مفهومی است که این جریان سیاسی برای نقد و تحقیر گونهای از عدالتخواهی به کار میبرد؛ در واقع اما این مفهوم بازتاب نوع خاصی از نگاه به مقوله «عدالت» و «دیگری»، و نمونهای از امکانها و ابتکارهای رسانهای، اقناعی و انتقادیِ موجود در سطوح مختلف جناح راست است.
🔸 ما نیاز داریم به مفهوم #عدالتخوار و جناح برسازنده آن بیشتر بیاندیشیم؛ چرا که یک مفهوم استراتژیک در شناخت امکانهای تئوریک و رتوریکِ بخش مهمی از حاکمانِ امروز و دیروز و فردا و هر روز ماست.
🎬 @Mostazafin_TV
Telegram
MTVLinks
📎 @MTV_Links
Forwarded from سیاستگذاری اجتماعی
📌رنگ مرگ و مرگ رنگ
🖌یاسر باقری
@SocialPolicy
🔺مرگِ گروهی، در خاورمیانه، فاجعه نیست، یک رخداد پر تکرار است. تقویم مردم در این سرزمین باستانی ۱۲ ماه ندارد، همیشه «سپتامبر» است. گویا مرگ یک تقدیر محتوم و تکراری است و تنها علت آن است که تنوعی نوسانی دارد: قحطی و جنگ در یمن، قدرتنمایی غاصبان در فلسطین، جابهجایی قدرت در عراق، باجخواهی طالبان در افغانستان و...
سیل و زلزله و البته «خطای انسانی» هم گاه به گاه رنگی تازه به این تکرار میدهند؛ اگرچه در پایان آن نیز همچنان این سرخی است که تسلط مییابد.
🔺این روزها اما در کنار همه عوامل پیشگفت، ویروسی جهانگیر به علتی غالب بدل شده و ایران در این میان، با اختلاف در صدر خاورمیانه ایستاده است. سازوکار اما همان سازوکار همیشگی خاورمیانه است: بیرنگ کردن مرگ و از اهمیت انداختن ویرانگریاش.
ماههاست که مرگِ روزانه چند ده نفر برایمان به خبری بیاهمیت بدل شده و حتی بالاتر از آن، گاه به عاملی برای افتخار و خودنمایی سیاستمداران.
فرایند بیرنگسازی مرگ تا بدانجا پیش رفته که مرگ ۷۰-۸۰ نفر در هر روز، تنها برای آمارگران اهمیت دارد وگرنه این میزان از مرگ حتی توان رنگیکردن شهرهای کشور تا حد نارنجی هم ندارند، چه برسد به رنگ قرمز.
یکایک این ۷۰-۸۰ نفر (که البته خود این عبارت نیز اهمیت حدود ۱۰ انسان را نادیده میگیرد)، در زندگی فردی و خانوادگی بسیاری از مردم با اهمیتاند. در مقیاس خویشاوندی ما، اما مرگ، رنگ دارد، جان دارد و با سیاهیاش به لباس و احساس بسیاری از آشنایان، رنگ تیره میبخشد. با وجود این، تیرگیِ این رنگِ تلخ را یارای آن نیست که به اجتماع و شهرهای ما رنگ بدهد و به اهمیت مرگ، جان ببخشد.
🔺مهرداد میناوند و علی انصاریان تجلی یک عصیان هستند که در روزهای افتخارآمیز کاهش مرگ، ظهور میکنند تا به واحد مرگ معنا ببخشند: میناوند تنها یکی از ۷۰ متوفی در روز بود که هر یک از آنها برای خانوادهشان اهمیتی به اندازه او داشتند اما مرگ میناوند برخلاف آن ۶۹ نفر دیگر برای «جامعه» نیز بااهمیت است و نمیتوان آن را به مثابه یک مرگ در آمار روزانه محسوب کرد.
چند روز بعد، انصاریان واحد یکهفتادم مردگان را نمایندگی کرد و بر چهره جامعه رنگ بخشید تا این بیرنگی مرگ را، اگرچه برای مدتی، کنار زند. اگر چه پیش از آنان نیز افراد دیگری کوشیده بودند اما دوباره معجزه فوتبال بود که قلب بسیاری را به لرزه درآورد و از قساوت بیتفاوتی رهانید.
میناوند و انصاریان با وزن بخشیدن به مرگ، شعلهای در این رخوت طولانی و خرسندیِ بیدلیل افکندند که اگر تداوم بیابد عبور از آن را ممکن خواهد کرد.
🔺میتوانم از هماکنون، این پرسش ملامتگر مخاطب را حس کنم که در پس این حمایت از رنگ یافتن مرگ، تکلیف «امید» چیست؟
بر این باورم که امید در گرو واقعبینی و ریزبینی است، نه نادیدهانگاری و «مرگ رنگ»ها. هنگامی که این مرگهای چند ده نفری روزانه اهمیت بیایند، کوشش مردم و البته مطالبهگری برای پایان بخشیدن به این رخدادهای تلخ و آغاز روزهای بدون مرگ ممکن میشود و آنگاه، امید تبلور حقیقی مییابد، بیآنکه محتاج القای تصنعی چیزی باشیم که پایی در زمین واقعیت ندارد.
🔺 با این همه، سرزمین آرزوی من اما وابسته به واکسن نیست، حال چه آن واکسن از شرق طلوع کرده باشد و چه از غرب؛ آنها قرار است تا مدتها، تنها شمار مرگ ثروتمندان و یا نزدیکان به مدار قدرت را کاهش دهند، نه همه مردم را. اگرچه خرسندم از حفظ هر جان، فارغ از میزان ثروتشان، اما همه امید من به سیاستگذاری مشارکتی و تمرین حاکمیت برای برنامهریزی و اقدام هماهنگ با مردم است وگرنه این ویروس تا سالها، عنوانی خواهد بود برای نامیدن علت مرگ فرودستان.
🔺کانال سیاستگذاری اجتماعی
📌 @SocialPolicy
🖌یاسر باقری
@SocialPolicy
🔺مرگِ گروهی، در خاورمیانه، فاجعه نیست، یک رخداد پر تکرار است. تقویم مردم در این سرزمین باستانی ۱۲ ماه ندارد، همیشه «سپتامبر» است. گویا مرگ یک تقدیر محتوم و تکراری است و تنها علت آن است که تنوعی نوسانی دارد: قحطی و جنگ در یمن، قدرتنمایی غاصبان در فلسطین، جابهجایی قدرت در عراق، باجخواهی طالبان در افغانستان و...
سیل و زلزله و البته «خطای انسانی» هم گاه به گاه رنگی تازه به این تکرار میدهند؛ اگرچه در پایان آن نیز همچنان این سرخی است که تسلط مییابد.
🔺این روزها اما در کنار همه عوامل پیشگفت، ویروسی جهانگیر به علتی غالب بدل شده و ایران در این میان، با اختلاف در صدر خاورمیانه ایستاده است. سازوکار اما همان سازوکار همیشگی خاورمیانه است: بیرنگ کردن مرگ و از اهمیت انداختن ویرانگریاش.
ماههاست که مرگِ روزانه چند ده نفر برایمان به خبری بیاهمیت بدل شده و حتی بالاتر از آن، گاه به عاملی برای افتخار و خودنمایی سیاستمداران.
فرایند بیرنگسازی مرگ تا بدانجا پیش رفته که مرگ ۷۰-۸۰ نفر در هر روز، تنها برای آمارگران اهمیت دارد وگرنه این میزان از مرگ حتی توان رنگیکردن شهرهای کشور تا حد نارنجی هم ندارند، چه برسد به رنگ قرمز.
یکایک این ۷۰-۸۰ نفر (که البته خود این عبارت نیز اهمیت حدود ۱۰ انسان را نادیده میگیرد)، در زندگی فردی و خانوادگی بسیاری از مردم با اهمیتاند. در مقیاس خویشاوندی ما، اما مرگ، رنگ دارد، جان دارد و با سیاهیاش به لباس و احساس بسیاری از آشنایان، رنگ تیره میبخشد. با وجود این، تیرگیِ این رنگِ تلخ را یارای آن نیست که به اجتماع و شهرهای ما رنگ بدهد و به اهمیت مرگ، جان ببخشد.
🔺مهرداد میناوند و علی انصاریان تجلی یک عصیان هستند که در روزهای افتخارآمیز کاهش مرگ، ظهور میکنند تا به واحد مرگ معنا ببخشند: میناوند تنها یکی از ۷۰ متوفی در روز بود که هر یک از آنها برای خانوادهشان اهمیتی به اندازه او داشتند اما مرگ میناوند برخلاف آن ۶۹ نفر دیگر برای «جامعه» نیز بااهمیت است و نمیتوان آن را به مثابه یک مرگ در آمار روزانه محسوب کرد.
چند روز بعد، انصاریان واحد یکهفتادم مردگان را نمایندگی کرد و بر چهره جامعه رنگ بخشید تا این بیرنگی مرگ را، اگرچه برای مدتی، کنار زند. اگر چه پیش از آنان نیز افراد دیگری کوشیده بودند اما دوباره معجزه فوتبال بود که قلب بسیاری را به لرزه درآورد و از قساوت بیتفاوتی رهانید.
میناوند و انصاریان با وزن بخشیدن به مرگ، شعلهای در این رخوت طولانی و خرسندیِ بیدلیل افکندند که اگر تداوم بیابد عبور از آن را ممکن خواهد کرد.
🔺میتوانم از هماکنون، این پرسش ملامتگر مخاطب را حس کنم که در پس این حمایت از رنگ یافتن مرگ، تکلیف «امید» چیست؟
بر این باورم که امید در گرو واقعبینی و ریزبینی است، نه نادیدهانگاری و «مرگ رنگ»ها. هنگامی که این مرگهای چند ده نفری روزانه اهمیت بیایند، کوشش مردم و البته مطالبهگری برای پایان بخشیدن به این رخدادهای تلخ و آغاز روزهای بدون مرگ ممکن میشود و آنگاه، امید تبلور حقیقی مییابد، بیآنکه محتاج القای تصنعی چیزی باشیم که پایی در زمین واقعیت ندارد.
🔺 با این همه، سرزمین آرزوی من اما وابسته به واکسن نیست، حال چه آن واکسن از شرق طلوع کرده باشد و چه از غرب؛ آنها قرار است تا مدتها، تنها شمار مرگ ثروتمندان و یا نزدیکان به مدار قدرت را کاهش دهند، نه همه مردم را. اگرچه خرسندم از حفظ هر جان، فارغ از میزان ثروتشان، اما همه امید من به سیاستگذاری مشارکتی و تمرین حاکمیت برای برنامهریزی و اقدام هماهنگ با مردم است وگرنه این ویروس تا سالها، عنوانی خواهد بود برای نامیدن علت مرگ فرودستان.
🔺کانال سیاستگذاری اجتماعی
📌 @SocialPolicy
Forwarded from راه سوم
📒📒📒جایگاه راه سوم (شعله سعدی) در کجای فضای سیاست ایران است
✍#بابک_مشکات
⭕راهسوم جریانی است که توسط دکتر قاسم شعلهسعدی بنیانگذاری شده تا بتواند از طریق این جریان ایرانفردا را از یوغ استبداد رها سازد.
⭕حال سؤالی که در این رابطه مطرح میشود این است که جنبش راه سوم شعلهسعدی چه جریانی است؟
آیا جریانی مطرح است؟
یا مؤثر؟
یا تعیینکننده؟
⭕قبل از اینکه به این سؤال پاسخ دهیم ابتدا باید بگوییم جریان مطرح یا مؤثر و یا تعیینکننده دارای چه تعاریفی هستند.
جریان مطرح به جریانی گفته میشود که در فضای رسانهای حضور دارد.
جریان تعیینکنند جریانی است که در روند کلی حوادث حضور دارد.
جریان مؤثر، جریانی است که مابین این دو جریان قرار داشته و مواضع آن روی نیروهای تعیین کنند تا حدودی اثر میگذارد.
⭕حال که معلوم شد جریانهای مطرح، مؤثر و تعیینکننده به چه جریاناتی گفته میشود میتوانیم به سؤال فوق یعنی جریان راه سوم چه جریانی است؟ یا وزن و جایگاه آن کدام است، پاسخ دهیم.
⭕ داوری نهایی این است که جریان راهسوم جریانیست که خود را مطرح کرده و تلاش کرد تا تاثیرگذار باشد.
و در این مسیر سعی دارد از طریق رسانههای مختلف برای خود مخاطب جذب کرده و پایگاه اجتماعی خود را افزایش دهد.
بنابراین در این مرحله مهترین کاری که جریان شعلهسعدی میتوانست انجام دهد سه کار است که آن سه کار عبارتند از:
یک، پایگاه حمایتی خود را در بین جریانات سیاسی بالا ببرد تا بتواند خود را بهعنوان بخشی از کانون اپوزیسیون بشناساند.
دوم، پایگاه حمایتی خود را در جامعه مدنی گسترش دهد.
سوم، باید بتواند در اطراف خود دست به ائتلافهای مختلفی بزند.
⭕بنابراین اعضا، نیروها و طرفداران این جریان باید در این مرحله با تلاش حداکثری از راههای مختلفی مانند، ارتباطگیری با جریانات یا گروهای سیاسی، ارتباطگیری با نهادهای مدنی مختلف در سراسر کشور، پوستر چسباندن، اسکناسنویسی و... به این مهم یاری رسانند.
⭕اما راهسوم علیرغم جوان بودن دو مرحله اول را به سرعت طی کرد. این طی طریق برای بسیاری باورپذیر نبود.
با این حال جریان راهسوم با انتشار منشور خود، بلافاصله به مرحله تعیینکنندگی رسیده و میرود تا در فردای ایران نقش مهمی ایفا کند.
#راه_سوم
#راه_سوم_راه_رهایی
#اعتصاب
#نافرمانی_مدنی
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
✍#بابک_مشکات
⭕راهسوم جریانی است که توسط دکتر قاسم شعلهسعدی بنیانگذاری شده تا بتواند از طریق این جریان ایرانفردا را از یوغ استبداد رها سازد.
⭕حال سؤالی که در این رابطه مطرح میشود این است که جنبش راه سوم شعلهسعدی چه جریانی است؟
آیا جریانی مطرح است؟
یا مؤثر؟
یا تعیینکننده؟
⭕قبل از اینکه به این سؤال پاسخ دهیم ابتدا باید بگوییم جریان مطرح یا مؤثر و یا تعیینکننده دارای چه تعاریفی هستند.
جریان مطرح به جریانی گفته میشود که در فضای رسانهای حضور دارد.
جریان تعیینکنند جریانی است که در روند کلی حوادث حضور دارد.
جریان مؤثر، جریانی است که مابین این دو جریان قرار داشته و مواضع آن روی نیروهای تعیین کنند تا حدودی اثر میگذارد.
⭕حال که معلوم شد جریانهای مطرح، مؤثر و تعیینکننده به چه جریاناتی گفته میشود میتوانیم به سؤال فوق یعنی جریان راه سوم چه جریانی است؟ یا وزن و جایگاه آن کدام است، پاسخ دهیم.
⭕ داوری نهایی این است که جریان راهسوم جریانیست که خود را مطرح کرده و تلاش کرد تا تاثیرگذار باشد.
و در این مسیر سعی دارد از طریق رسانههای مختلف برای خود مخاطب جذب کرده و پایگاه اجتماعی خود را افزایش دهد.
بنابراین در این مرحله مهترین کاری که جریان شعلهسعدی میتوانست انجام دهد سه کار است که آن سه کار عبارتند از:
یک، پایگاه حمایتی خود را در بین جریانات سیاسی بالا ببرد تا بتواند خود را بهعنوان بخشی از کانون اپوزیسیون بشناساند.
دوم، پایگاه حمایتی خود را در جامعه مدنی گسترش دهد.
سوم، باید بتواند در اطراف خود دست به ائتلافهای مختلفی بزند.
⭕بنابراین اعضا، نیروها و طرفداران این جریان باید در این مرحله با تلاش حداکثری از راههای مختلفی مانند، ارتباطگیری با جریانات یا گروهای سیاسی، ارتباطگیری با نهادهای مدنی مختلف در سراسر کشور، پوستر چسباندن، اسکناسنویسی و... به این مهم یاری رسانند.
⭕اما راهسوم علیرغم جوان بودن دو مرحله اول را به سرعت طی کرد. این طی طریق برای بسیاری باورپذیر نبود.
با این حال جریان راهسوم با انتشار منشور خود، بلافاصله به مرحله تعیینکنندگی رسیده و میرود تا در فردای ایران نقش مهمی ایفا کند.
#راه_سوم
#راه_سوم_راه_رهایی
#اعتصاب
#نافرمانی_مدنی
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
Forwarded from مکتوبات
🔸صفحه ای منتبست به محمد خاتمی در اینستاگرام با سیصد و سی هزار دنبال کننده که نشان می دهد بی ارتباط با او نیست، در یک پست تبلیغاتی، ویدیویی را منتشر کرده و به حمایت از اسدبیگی پرداخته است.
🔹پیش از این هم جهانگهیری از خصوصی سازی ها به خصوص ماجرای خصوصی سازی هفت تپه دفاع کرده بود و هیات دولت در خلع ید اسدبیگی همیشه درحمایت از او رای داده بود
🔸اینجاست که منشا سفره های مشترک و نان های در خون زده کارگران روشن می شود. ما با یک باند به شدت سیاسی و یک گروه ویژه طرفدار خصوصی خواران و چپاول گران حق و حقوق مردم طرفیم.
#هفت_تپه #کارگزاران #رشت_الکتریک #اصلاح_طلبان
@maktubat
🔹پیش از این هم جهانگهیری از خصوصی سازی ها به خصوص ماجرای خصوصی سازی هفت تپه دفاع کرده بود و هیات دولت در خلع ید اسدبیگی همیشه درحمایت از او رای داده بود
🔸اینجاست که منشا سفره های مشترک و نان های در خون زده کارگران روشن می شود. ما با یک باند به شدت سیاسی و یک گروه ویژه طرفدار خصوصی خواران و چپاول گران حق و حقوق مردم طرفیم.
#هفت_تپه #کارگزاران #رشت_الکتریک #اصلاح_طلبان
@maktubat
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
⭕️ تغییر در مغزها و اندیشهها
🖌 زندهیاد دکتر مصطفی رحیمی
✅در طول تاریخ هیچگاه ضربت چکمه نتوانسته است چراغ آزادی را خاموش کند، منتهی برای روشننگاهداشتن این چراغ هوشیاری بیشتری لازم است و رنج زیادتر و همت فراوانتر. در این صورت شعله آزادی خواهد ماند و «این چراغی است کزین خانه بدان خانه برند.»
یکی از مهمترین نشانههای عقبماندگی اجتماعی این است که هر یک از افراد جامعه، اندیشههای خود را حقیقت مطلق بپندارد، صفتی که متأسفانه، اگر نگوییم در همه ما، لااقل در اکثریت قریب به اتفاق ما وجود دارد. فرضاً اگر بنده کتابی بنویسم و شخصی محترمانه آن را مورد نقد قرار بدهد، چنان برافروخته و عصبانی میشوم که گویی حقیقت محض مورد تعدی قرار گرفته است... در چنین جامعهای هر کس با اندک مطالعه و آگاهی مختصری، خود را دانای کل میپندارد، در حالی که اگر خود را با روشنفکران غربی مقایسه کند، متوجه فقر علمی و کماطلاعی خود خواهد شد و درخواهد یافت که تا چه حد به مطالعه و جستجو، و تساهل و مدارا نیازمند است.
روشنفکر باید از واقعیات درس بگیرد. بنابراین، تغییر و تجدیدنظر در افکار از ضروریات پیشرفت روشنفکر است... روشنفکران ما زیاد کنجکاو نیستند، اهل مطالعه زیاد و مستمر نیستند که همه جهات اندیشه را مطالعه کنند. به عقاید مخالف توجه کافی کنند. سعی میکنند مخالف را بکوبند در حالی که با مخالف باید بحث و گفتوگو داشت.
جنبه دیگر آن است که ما روشنفکران بسیار ایدهآلیست، یعنی خیالپرور و خیالپرداز، بودیم و حالا که آن خیالات عملی نشده حرص میخوریم و به خود میپیچیم.
گفتهاند که در محیط استبدادی، روشنفکر یا تبدیل به یک وجود تارک دنیا میشود یا تبدیل به موجودی شورشی، در هر دو حال، وظیفه روشنفکر که عبارت است از «تغییر در مغزها و اندیشهها» معوق میماند. کار روشنفکر مطلقاً با کار تهییجی و شورشی ارتباطی ندارد.
وظیفه روشنفکر این نیست که به هر قیمتی مردم را تهییج بکند و به کارهای آنی دست بزند. کار روشنفکر یک کار فرهنگی است که آثارش در درازمدت معلوم میشود و ممکن است اثرئ کوتاهمدت نداشته باشد. به عبارت دیگر کار روشنفکران از کار سیاستپیشگان جداست. سیاستپیشگان میخواهند هرچه زودتر به قدرت برسند و حکومت را به دست گیرند و این لزوماً چیز بدی نیست. اما هدف روشنفکر به هیچوجه این نیست که به قدرت برسد و حکومت را به دست گیرد. وظیفه روشنفکر بیدارکردن مردم است.
💻 تحلیل اجتماعی
#صدای_نوین_خراسان ✅@VoNoKh
🖌 زندهیاد دکتر مصطفی رحیمی
✅در طول تاریخ هیچگاه ضربت چکمه نتوانسته است چراغ آزادی را خاموش کند، منتهی برای روشننگاهداشتن این چراغ هوشیاری بیشتری لازم است و رنج زیادتر و همت فراوانتر. در این صورت شعله آزادی خواهد ماند و «این چراغی است کزین خانه بدان خانه برند.»
یکی از مهمترین نشانههای عقبماندگی اجتماعی این است که هر یک از افراد جامعه، اندیشههای خود را حقیقت مطلق بپندارد، صفتی که متأسفانه، اگر نگوییم در همه ما، لااقل در اکثریت قریب به اتفاق ما وجود دارد. فرضاً اگر بنده کتابی بنویسم و شخصی محترمانه آن را مورد نقد قرار بدهد، چنان برافروخته و عصبانی میشوم که گویی حقیقت محض مورد تعدی قرار گرفته است... در چنین جامعهای هر کس با اندک مطالعه و آگاهی مختصری، خود را دانای کل میپندارد، در حالی که اگر خود را با روشنفکران غربی مقایسه کند، متوجه فقر علمی و کماطلاعی خود خواهد شد و درخواهد یافت که تا چه حد به مطالعه و جستجو، و تساهل و مدارا نیازمند است.
روشنفکر باید از واقعیات درس بگیرد. بنابراین، تغییر و تجدیدنظر در افکار از ضروریات پیشرفت روشنفکر است... روشنفکران ما زیاد کنجکاو نیستند، اهل مطالعه زیاد و مستمر نیستند که همه جهات اندیشه را مطالعه کنند. به عقاید مخالف توجه کافی کنند. سعی میکنند مخالف را بکوبند در حالی که با مخالف باید بحث و گفتوگو داشت.
جنبه دیگر آن است که ما روشنفکران بسیار ایدهآلیست، یعنی خیالپرور و خیالپرداز، بودیم و حالا که آن خیالات عملی نشده حرص میخوریم و به خود میپیچیم.
گفتهاند که در محیط استبدادی، روشنفکر یا تبدیل به یک وجود تارک دنیا میشود یا تبدیل به موجودی شورشی، در هر دو حال، وظیفه روشنفکر که عبارت است از «تغییر در مغزها و اندیشهها» معوق میماند. کار روشنفکر مطلقاً با کار تهییجی و شورشی ارتباطی ندارد.
وظیفه روشنفکر این نیست که به هر قیمتی مردم را تهییج بکند و به کارهای آنی دست بزند. کار روشنفکر یک کار فرهنگی است که آثارش در درازمدت معلوم میشود و ممکن است اثرئ کوتاهمدت نداشته باشد. به عبارت دیگر کار روشنفکران از کار سیاستپیشگان جداست. سیاستپیشگان میخواهند هرچه زودتر به قدرت برسند و حکومت را به دست گیرند و این لزوماً چیز بدی نیست. اما هدف روشنفکر به هیچوجه این نیست که به قدرت برسد و حکومت را به دست گیرد. وظیفه روشنفکر بیدارکردن مردم است.
💻 تحلیل اجتماعی
#صدای_نوین_خراسان ✅@VoNoKh
Forwarded from سیاست ایرانشهری
جناب آقای دکتر نمکی! حق ندارید مانع توزیع وسایل جلوگیری از بارداری شوید!
محمدرضا جلائیپور
کنشگر سیاسی اصلاحطلب
وزارت بهداشت اخیرا در بخشنامهای ارائهٔ وسایل پیشگیری از بارداری به زنان عشایر ایران را ممنوع کرده است. متأسفانه در مناطق روستایی و مرزی و محروم کشور و کلیهٔ مراکز خدمات جامع سلامت در شهرها و روستاها و خانههای بهداشت هم توزیع رایگان این وسایل مدتی است متوقف شده است. حیرتانگیز است این ابلاغیهٔ پرآسیب بر خلاف نظر اجماعی کارشناسان کشور. به این بخشنامه هم از منظر هدفش نقد وارد است و هم از حیث ابزاری که برای نیل به هدف استفاده میکند.
نقد به هدف
قاعدتا هدف این بخشنامه کمک به افزایش جمعیت است. طبق چه مبنا و دلایلی این هدف انتخاب شده است؟ برای تعیین میزان جمعیت مطلوب هر کشور مبناها و نظریههای مختلفی عرضه و آزموده شده است. از میان آنها دو مبنا در دانشگاهها و نهادهای سیاستپژوهی بیشتر مورد توجه اند:
۱. ظرفیت زیستی هر کشور - بر اساس این مبنا جمعیت هر کشور نباید بیشتر از حدی شود که ظرفیت زیستی (biocapacity) آن کشور است. در غیراینصورت، منابع طبیعی کشور (از جمله منابع آبی) به نحو تجدیدناپذیر از میان میرود و نمیتواند به نحو پایداری محیط زندگی باکیفیتی برای زندگان و نسلهای آینده شود. ظرفیت زیستی ایران برای جمعیتی کمتر از ۳۵ میلیون نفر است، همین امروز هم حدود ۵۰ میلیون نفر بیش از ظرفیتاش در آن زندگی میکنند و افزایش جمعیت بر اساس این مبنا سیاست قابل دفاعی نیست. مثلا بر اساس یکی از مطالعات در هر چهار سناریوی محتمل پیش رو، ایران بیش از ظرفیت زیستیاش جمعیت دارد.
۲. جمعیت بهینهٔ هر کشور - بر اساس نسخههای مختلف «نظریهٔ جمعیت بهینه» (Optimum Theory of Population) تعداد جمعیتی بهینه است که بیشترین میزان رفاه و کیفیت زندگی را برای شهروندان کشور فراهم کند و عواملی همچون منابع طبیعی، وضعیت فناوری، شکل هرم جمعیتی، حفظ تنوع فرهنگی، لوازم تامین حقوق اساسی بشر و شهروندی برای همه و حفظ تنوع زیستی از عواملیاند که در محاسبهٔ آن دخیلاند. متاسفانه هنوز جمعیت بهینهٔ ایران بر اساس آخرین نسخههای تکاملیافتهتر این نظریه محاسبهٔ دقیق نشده است، اما قدر مسلم این است که بر اساس این مبنا جمعیت مطلوب برای ایران حتی از ۳۵ میلیون نفر هم کمتر است.
مثلا طبق مطالعهٔ ناصر یارمحمدیان جمعیت بهینهٔ تهران حدود ۲ میلیون نفر است و ۷۱ درصد جمعیت تهران بیش از ظرفیت بهینهاش است یا بر اساس مطالعهٔ محمدرحیم رهنما و لیا شادل جمعیت بهینهٔ مشهد حدود ۵۰۰ هزار نفر است. بر اساس یک مطالعهٔ معتبر هم جمعیت بهینه برای کل کرهٔ زمین هم بیش از ۲ میلیارد نیست.
در حالیکه با ادامهٔ روند فعلی پیشبینی میشود ایران تا سال ۲۰۵۰ به جمعیت ۱۰۵ میلیون نفر برسد (حدود سه برابر ظرفیت زیستیاش)، بر چه مبنا و دلایلی وزارت بهداشت فرض گرفتهاست که نیازمند مداخله برای افزایش این عددیم؟
نقد به ابزار
حالا بیاید فرض کنیم بر خلاف مبانی بالا، سیاست مداخله برای افزایش جمعیت ایران مطلوب باشد. حتی با این فرض، رسیدن به این هدف استفاده از هر ابزاری را توجیه نمیکند. تجربهٔ جوامع دیگر و مطالعات معتبر پرشماری نشان میدهد که برای افزایش جمعیت سیاستهایی همچون کاهش مالیات خانوادههای دارای فرزند، اعطای یارانه و کمکهزینهٔ نقدی برای هر فرزند جدید و افزایش مهاجرپذیری و تسهیل گرفتن اقامت و شهروندی سیاستهای موثرتریاند.
چنانکه برخی متخصصان تاکید کردهاند اساسا از ابتدا هم توفیق ایران در کاهش رشد جمعیت بیشتر تحت تاثیر ارادهٔ شهروندان به داشتن فرزندان کمتر بود و بعضا تاثیر نقش توزیع بیشترِ وسایل جلوگیری از بارداری بیشبرآورد میشود. وسایل جلوگیری از بارداری فرزندان ناخواسته و سقط جنین را میکاهند. ممنوعیت توزیع وسایل جلوگیری از بارداری، گذشته از افزایش بیماریهای مقاربتی، به افزایش بارداری ناخواسته در دهکهای کمتربرخوردار و افزایش فشار اقتصادی بر این شهروندان و افزایش نابرابری و تبعیض بیشتر علیه مادران این فرزندان میانجامد. آمادگی برای فرزندآوری و داشتن اختیار و شرایط حداقلی پرورش باکیفیت فرزند از پیشنیازهای تربیت فرزندان و شهروندان سالم و توانا است.
جناب دکتر نمکی! حتی اگر بدون دلایل موجه حامی افزایش جمعیتاید، حق ندارید از ابزار غیراخلاقی و پرآسیب منع توزیع وسایل جلوگیری از بارداری استفاده کنید. سیاست عقبمانده و پرآفت منع توزیع وسایل جلوگیری از بارداری را به فهرست سوء عملکردهایتان در حمایت از شبهعلمهای طب سنتی و گیاهی و تعلل و ضعف در خرید واکسنهای معتبر و ضعف در مدیریت بحران کرونا و اظهارات غیرکارشناسانهتان اضافه نکنید.
محمدرضا جلائیپور
#اجتماعی
#وزارت_بهداشت
#جمعیت
@PersianPolitics
محمدرضا جلائیپور
کنشگر سیاسی اصلاحطلب
وزارت بهداشت اخیرا در بخشنامهای ارائهٔ وسایل پیشگیری از بارداری به زنان عشایر ایران را ممنوع کرده است. متأسفانه در مناطق روستایی و مرزی و محروم کشور و کلیهٔ مراکز خدمات جامع سلامت در شهرها و روستاها و خانههای بهداشت هم توزیع رایگان این وسایل مدتی است متوقف شده است. حیرتانگیز است این ابلاغیهٔ پرآسیب بر خلاف نظر اجماعی کارشناسان کشور. به این بخشنامه هم از منظر هدفش نقد وارد است و هم از حیث ابزاری که برای نیل به هدف استفاده میکند.
نقد به هدف
قاعدتا هدف این بخشنامه کمک به افزایش جمعیت است. طبق چه مبنا و دلایلی این هدف انتخاب شده است؟ برای تعیین میزان جمعیت مطلوب هر کشور مبناها و نظریههای مختلفی عرضه و آزموده شده است. از میان آنها دو مبنا در دانشگاهها و نهادهای سیاستپژوهی بیشتر مورد توجه اند:
۱. ظرفیت زیستی هر کشور - بر اساس این مبنا جمعیت هر کشور نباید بیشتر از حدی شود که ظرفیت زیستی (biocapacity) آن کشور است. در غیراینصورت، منابع طبیعی کشور (از جمله منابع آبی) به نحو تجدیدناپذیر از میان میرود و نمیتواند به نحو پایداری محیط زندگی باکیفیتی برای زندگان و نسلهای آینده شود. ظرفیت زیستی ایران برای جمعیتی کمتر از ۳۵ میلیون نفر است، همین امروز هم حدود ۵۰ میلیون نفر بیش از ظرفیتاش در آن زندگی میکنند و افزایش جمعیت بر اساس این مبنا سیاست قابل دفاعی نیست. مثلا بر اساس یکی از مطالعات در هر چهار سناریوی محتمل پیش رو، ایران بیش از ظرفیت زیستیاش جمعیت دارد.
۲. جمعیت بهینهٔ هر کشور - بر اساس نسخههای مختلف «نظریهٔ جمعیت بهینه» (Optimum Theory of Population) تعداد جمعیتی بهینه است که بیشترین میزان رفاه و کیفیت زندگی را برای شهروندان کشور فراهم کند و عواملی همچون منابع طبیعی، وضعیت فناوری، شکل هرم جمعیتی، حفظ تنوع فرهنگی، لوازم تامین حقوق اساسی بشر و شهروندی برای همه و حفظ تنوع زیستی از عواملیاند که در محاسبهٔ آن دخیلاند. متاسفانه هنوز جمعیت بهینهٔ ایران بر اساس آخرین نسخههای تکاملیافتهتر این نظریه محاسبهٔ دقیق نشده است، اما قدر مسلم این است که بر اساس این مبنا جمعیت مطلوب برای ایران حتی از ۳۵ میلیون نفر هم کمتر است.
مثلا طبق مطالعهٔ ناصر یارمحمدیان جمعیت بهینهٔ تهران حدود ۲ میلیون نفر است و ۷۱ درصد جمعیت تهران بیش از ظرفیت بهینهاش است یا بر اساس مطالعهٔ محمدرحیم رهنما و لیا شادل جمعیت بهینهٔ مشهد حدود ۵۰۰ هزار نفر است. بر اساس یک مطالعهٔ معتبر هم جمعیت بهینه برای کل کرهٔ زمین هم بیش از ۲ میلیارد نیست.
در حالیکه با ادامهٔ روند فعلی پیشبینی میشود ایران تا سال ۲۰۵۰ به جمعیت ۱۰۵ میلیون نفر برسد (حدود سه برابر ظرفیت زیستیاش)، بر چه مبنا و دلایلی وزارت بهداشت فرض گرفتهاست که نیازمند مداخله برای افزایش این عددیم؟
نقد به ابزار
حالا بیاید فرض کنیم بر خلاف مبانی بالا، سیاست مداخله برای افزایش جمعیت ایران مطلوب باشد. حتی با این فرض، رسیدن به این هدف استفاده از هر ابزاری را توجیه نمیکند. تجربهٔ جوامع دیگر و مطالعات معتبر پرشماری نشان میدهد که برای افزایش جمعیت سیاستهایی همچون کاهش مالیات خانوادههای دارای فرزند، اعطای یارانه و کمکهزینهٔ نقدی برای هر فرزند جدید و افزایش مهاجرپذیری و تسهیل گرفتن اقامت و شهروندی سیاستهای موثرتریاند.
چنانکه برخی متخصصان تاکید کردهاند اساسا از ابتدا هم توفیق ایران در کاهش رشد جمعیت بیشتر تحت تاثیر ارادهٔ شهروندان به داشتن فرزندان کمتر بود و بعضا تاثیر نقش توزیع بیشترِ وسایل جلوگیری از بارداری بیشبرآورد میشود. وسایل جلوگیری از بارداری فرزندان ناخواسته و سقط جنین را میکاهند. ممنوعیت توزیع وسایل جلوگیری از بارداری، گذشته از افزایش بیماریهای مقاربتی، به افزایش بارداری ناخواسته در دهکهای کمتربرخوردار و افزایش فشار اقتصادی بر این شهروندان و افزایش نابرابری و تبعیض بیشتر علیه مادران این فرزندان میانجامد. آمادگی برای فرزندآوری و داشتن اختیار و شرایط حداقلی پرورش باکیفیت فرزند از پیشنیازهای تربیت فرزندان و شهروندان سالم و توانا است.
جناب دکتر نمکی! حتی اگر بدون دلایل موجه حامی افزایش جمعیتاید، حق ندارید از ابزار غیراخلاقی و پرآسیب منع توزیع وسایل جلوگیری از بارداری استفاده کنید. سیاست عقبمانده و پرآفت منع توزیع وسایل جلوگیری از بارداری را به فهرست سوء عملکردهایتان در حمایت از شبهعلمهای طب سنتی و گیاهی و تعلل و ضعف در خرید واکسنهای معتبر و ضعف در مدیریت بحران کرونا و اظهارات غیرکارشناسانهتان اضافه نکنید.
محمدرضا جلائیپور
#اجتماعی
#وزارت_بهداشت
#جمعیت
@PersianPolitics
Taylor & Francis
THE OPTIMUM THEORY OF POPULATION, BY L. ROBBINS, B.Sc. (ECON.), LECTUR
LIONEL ROBBINS, B.Sc. {LoNDON),
LECTURER IN ECONOMIC THEORY AT THE LONDON
LECTURER IN ECONOMIC THEORY AT THE LONDON
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
بازی شفافیت
✍ سیده فاطمه حبیبی
🔸 طرح شفافیت آرا، چه عنوان دهان پرکنی!
کافیست آن را بخوانید تا متوجه شوید نمایندگانی که سال گذشته با فریاد وا شفافیتا روی کار آمدند اکنون فقط برای رفع مسئولیت و بستن دهان مطالبه گران چنین طرحی را تدوین کرده اند.
🔹اصلی ترین بخش طرح شفافیت آرا نمایندگان در صحن علنی است که با اضافه کردن چند تبصره کذایی آن را کاملا نمایشی و بی اثر کردند.
🔸 در حقیقت این همه اقبال عمومی برای تصویب طرحی است که در بزنگاه های تصمیم گیری، یا به تشخیص هیئت رئیسه، یا درخواست 15 نفر از نمایندگان، شفافیت را به شکل قانونی دور میزند.
اما نمایندگان از همین شفافیت دکوری هم هراس داشتند.
🔹حیرت آور آنجاست که در حالیکه امضای 177 نماینده در ذیل طرح قرار داشت، هنگام رای گیری 153 رای آورد!
یعنی در بهترین حالت 24 نماینده حتی پای امضای چند ماه قبل خود نایستادند و ما ساده انگارانه توقع داریم به وعده های انتخاباتی خود عمل کنند.
🔸و اگر تنها 3 نفر دیگر از این جمع، مرد و مردانه پای حرف خود ایستاده بودند طرح شفافیت اکنون به تصویب رسیده بود.
🔹 پوپولیسم از این مزورانه تر ندیده ایم که نمایندگان مخالف نیز نطق خود را با عبارت « من هم با شفافیت موافقم » شروع و یا همراه کردند و مزورانه از ابراز مخالفت علنی با شفافیت، پرهیز کردند.
🔸در نظر گرفتن فرایند و خروجی همین یک طرح کافیست بدانیم تا چه اندازه جامعه به شفافیت نیازمند است.
شفافیتی صریح، که راه سیاسی کاری و فریب مردم را ببندد.
@maktubaat
✍ سیده فاطمه حبیبی
🔸 طرح شفافیت آرا، چه عنوان دهان پرکنی!
کافیست آن را بخوانید تا متوجه شوید نمایندگانی که سال گذشته با فریاد وا شفافیتا روی کار آمدند اکنون فقط برای رفع مسئولیت و بستن دهان مطالبه گران چنین طرحی را تدوین کرده اند.
🔹اصلی ترین بخش طرح شفافیت آرا نمایندگان در صحن علنی است که با اضافه کردن چند تبصره کذایی آن را کاملا نمایشی و بی اثر کردند.
🔸 در حقیقت این همه اقبال عمومی برای تصویب طرحی است که در بزنگاه های تصمیم گیری، یا به تشخیص هیئت رئیسه، یا درخواست 15 نفر از نمایندگان، شفافیت را به شکل قانونی دور میزند.
اما نمایندگان از همین شفافیت دکوری هم هراس داشتند.
🔹حیرت آور آنجاست که در حالیکه امضای 177 نماینده در ذیل طرح قرار داشت، هنگام رای گیری 153 رای آورد!
یعنی در بهترین حالت 24 نماینده حتی پای امضای چند ماه قبل خود نایستادند و ما ساده انگارانه توقع داریم به وعده های انتخاباتی خود عمل کنند.
🔸و اگر تنها 3 نفر دیگر از این جمع، مرد و مردانه پای حرف خود ایستاده بودند طرح شفافیت اکنون به تصویب رسیده بود.
🔹 پوپولیسم از این مزورانه تر ندیده ایم که نمایندگان مخالف نیز نطق خود را با عبارت « من هم با شفافیت موافقم » شروع و یا همراه کردند و مزورانه از ابراز مخالفت علنی با شفافیت، پرهیز کردند.
🔸در نظر گرفتن فرایند و خروجی همین یک طرح کافیست بدانیم تا چه اندازه جامعه به شفافیت نیازمند است.
شفافیتی صریح، که راه سیاسی کاری و فریب مردم را ببندد.
@maktubaat
Forwarded from سیدجواد میری مینق
آیا ماکس وبر در باب "Vocation" سخن گفته بود یا "Vacation"؟
یکی از نکته های بسیار تامل برانگیز در کتاب "زندگی سراسر فهم مسئله است" انبوه ارجاعات به کلاسیک های فلسفه و جامعه شناسی و مردمشناسی و مطالعات فرهنگی است که در نگاه اول از وسعت نظری نویسنده خبر می دهد و به خواننده این را القاء می کند که ما با نظریه پرداز ذوابعادی روبرو هستیم که مارکس و وبر و دورکیم و مالینفسکی و دلوز و هایدگر و فوکو و آپادواری و گیدنز و نیچه و باومن و گادامر و هابسباوم و گیرتز و هانیتگتون و ادوارد سعید و مانهایم و ابوریحان بیرونی و لاتور ... را مورد خوانش قرار داده است و اکنون به "فهمی نوین" در باب زندگی دست یافته است و اکنون در کهنسالی روایت آینده را برای ایرانیان صورتبندی کرده است. شاید "زندگی سراسر فهم" باشد یا نباشد ولی آنچه در این مقال به دنبال آن هستم این است که این "فهمی" که فاضلی در چارچوب آکادمیک با ارجاعات دانشگاهی و در ساختار علمی تلاش می کند به مخاطب ارائه دهد چقدر "اعتبار" دارد و مقصودم از اعتبار دلالتی اخلاقی نیست بل منطبق بر متن فاضلی و شبکه ارجاعاتی که او در اثرش به جای گذاشته است؟ در فصل چهارم فاضلی بحثی دارد با عنوان "تحلیل فرهنگی و عینیت" که در آنجا به ماکس وبر پرداخته است. البته من در اینجا این بحث را مطرح نخواهم کرد که نه تنها دکتر نعمت اله فاضلی (که جامعه شناس نیست) بل اکثر جامعه شناسان ایرانی متخصص در خوانش وبر نیستند. ما اگر بخواهیم ترازی برای وبرشناسی تعیین کنیم برایان اس ترنر می تواند شاخص خوبی در جامعه شناسی دین در سنت وبری باشد ولی در هیچکدام از آثار فاضلی ردپای چنین مطالعاتی دیده نمیشود و براحتی می توان دریافت که ما با نوعی "سرهمبندی تئوریک" مبتنی بر ترجمه های جسته و گریخته روبرو هستیم که به هیچوجه تراز جهانی ندارد. به سخن دیگر، حضور پرتراکم نظریه پردازان آلمانی و فرانسوی و انگلیسی و آمریکایی در نوشتار فاضلی رنگ و بوی "تزئینی" دارد تا نشانی "تحقیقی". البته ممکن است خواننده بر من خرده گیرد که چرا چنین بی محابا سخن می گویم در حالیکه این اثر نعمت اله فاضلی یکی از نظری ترین کارهای او در کسوت استادی است اما همانطور که اشاره کردم بحث بر سر متن فاضلی است نه شخصیت فاضلی. در "تحلیل فرهنگی و عینیت" فاضلی می نویسد:
"ماکس وبر در کتاب روش شناسی علوم اجتماعی می نویسد: <<پرتو نوری که ما به فرهنگ می تفکنیم تحت تاثیر ارزش های ماست ..." (فاضلی، ۱۳۹۹. ۱۷۶).
فاضلی این متن را ارجاع به ماکس وبر می دهد و می نویسد Weber 1968:163. هنگامیکه به منابع کتاب می نگریم ارجاعی به این نوشته وبر که در سال ۱۹۶۸ چاپ شده باشد وجود ندارد ولی ارجاعی دیگر در صفحه ۳۵۸ به وبر وجود دارد که به صورت ذیل است:
Weber, M. (1922). "Science as a vacation". Published as "Wissenschaft als Beruf," Gesammlte Aufsaetze zur Wissenschaftslehre (Tubingen, 1922) ...
با کمی دقت می توان دریافت که فاضلی به متن آلمانی و حتی انگلیسی این نوشته وبر رجوع نکرده است و مانند ارجاعاتش به کلاسیک های مردمشناسی (مثلا مالینفسکی) صرفاً از استراتژی استتار استفاده کرده است. این استراتژی بدین معناست که نویسنده تلاش می کند متن را چنان مزین کند که خواننده بپندارد با "دانای کل" مواجه است ولی این در حالیست که نویسنده حتی ابتدایی ترین مسائل جامعه شناسی و مفاهیم نظری وبر را درک نکرده است. اگر به منابع فارسی فاضلی رجوع کنید ارجاع به ترجمه حسن چاوشیان را که در سال ۱۳۸۲ کتاب "روش شناسی علوم اجتماعی" را ترجمه کرده بود را خواهید یافت ولی فاضلی "تظاهر متنی" به این کرده است که مستقیم به متن آلمانی و ترجمه انگلیسی رجوع کرده است ولی واقع امر این نیست و تعجب این است که چرا به چاوشیان در متن خود اشاره نکرده است و سخن از "وبر ۱۹۶۸" زده است در حالیکه این کتاب در ارجاعات نیست. اما چرا من بر این باورم که فاضلی درک مفهومی دقیقی از نظریه ماکس وبر ندارد؟ آیا دلالت متنی مرا به این استنباط رسانده است یا صرفاً بر پایه حدس و گمان اینچنین می گویم؟ اجازه دهید مسئله را کمی واکاوی کنیم تا با هم به نتیجه دقیق تری در تعامل انتقادی خود با فاضلی برسیم. ماکس وبر بحثی دارد در باب تحول اخلاق پروتستانتیسم و نظام سرمایه داری و در اینجا او به این ایده می رسد که مفاهیم الهیاتی کالوینی در گذر زمان لنگرگاه الهیاتی خود را از دست می دهد و لعاب سرمایه داری پیدا می کند و یکی از آن مفاهیم الهیاتی "رسالت" هر انسان مسیحی در اینجهان است که با از بین رفتن ساختارها و بافتارهای الهیاتی و تجمیع شدن اخلاق در ساخت سرمایه داری vocation تبدیل به profession می شود و این یعنی اینکه هر انسان به جای اینکه به دنبال "رسالت" خویش در جهان باشد باید به دنبال یافتن "حرفه" خوبش در داخل نظام سرمایه داری باید بگردد.
یکی از نکته های بسیار تامل برانگیز در کتاب "زندگی سراسر فهم مسئله است" انبوه ارجاعات به کلاسیک های فلسفه و جامعه شناسی و مردمشناسی و مطالعات فرهنگی است که در نگاه اول از وسعت نظری نویسنده خبر می دهد و به خواننده این را القاء می کند که ما با نظریه پرداز ذوابعادی روبرو هستیم که مارکس و وبر و دورکیم و مالینفسکی و دلوز و هایدگر و فوکو و آپادواری و گیدنز و نیچه و باومن و گادامر و هابسباوم و گیرتز و هانیتگتون و ادوارد سعید و مانهایم و ابوریحان بیرونی و لاتور ... را مورد خوانش قرار داده است و اکنون به "فهمی نوین" در باب زندگی دست یافته است و اکنون در کهنسالی روایت آینده را برای ایرانیان صورتبندی کرده است. شاید "زندگی سراسر فهم" باشد یا نباشد ولی آنچه در این مقال به دنبال آن هستم این است که این "فهمی" که فاضلی در چارچوب آکادمیک با ارجاعات دانشگاهی و در ساختار علمی تلاش می کند به مخاطب ارائه دهد چقدر "اعتبار" دارد و مقصودم از اعتبار دلالتی اخلاقی نیست بل منطبق بر متن فاضلی و شبکه ارجاعاتی که او در اثرش به جای گذاشته است؟ در فصل چهارم فاضلی بحثی دارد با عنوان "تحلیل فرهنگی و عینیت" که در آنجا به ماکس وبر پرداخته است. البته من در اینجا این بحث را مطرح نخواهم کرد که نه تنها دکتر نعمت اله فاضلی (که جامعه شناس نیست) بل اکثر جامعه شناسان ایرانی متخصص در خوانش وبر نیستند. ما اگر بخواهیم ترازی برای وبرشناسی تعیین کنیم برایان اس ترنر می تواند شاخص خوبی در جامعه شناسی دین در سنت وبری باشد ولی در هیچکدام از آثار فاضلی ردپای چنین مطالعاتی دیده نمیشود و براحتی می توان دریافت که ما با نوعی "سرهمبندی تئوریک" مبتنی بر ترجمه های جسته و گریخته روبرو هستیم که به هیچوجه تراز جهانی ندارد. به سخن دیگر، حضور پرتراکم نظریه پردازان آلمانی و فرانسوی و انگلیسی و آمریکایی در نوشتار فاضلی رنگ و بوی "تزئینی" دارد تا نشانی "تحقیقی". البته ممکن است خواننده بر من خرده گیرد که چرا چنین بی محابا سخن می گویم در حالیکه این اثر نعمت اله فاضلی یکی از نظری ترین کارهای او در کسوت استادی است اما همانطور که اشاره کردم بحث بر سر متن فاضلی است نه شخصیت فاضلی. در "تحلیل فرهنگی و عینیت" فاضلی می نویسد:
"ماکس وبر در کتاب روش شناسی علوم اجتماعی می نویسد: <<پرتو نوری که ما به فرهنگ می تفکنیم تحت تاثیر ارزش های ماست ..." (فاضلی، ۱۳۹۹. ۱۷۶).
فاضلی این متن را ارجاع به ماکس وبر می دهد و می نویسد Weber 1968:163. هنگامیکه به منابع کتاب می نگریم ارجاعی به این نوشته وبر که در سال ۱۹۶۸ چاپ شده باشد وجود ندارد ولی ارجاعی دیگر در صفحه ۳۵۸ به وبر وجود دارد که به صورت ذیل است:
Weber, M. (1922). "Science as a vacation". Published as "Wissenschaft als Beruf," Gesammlte Aufsaetze zur Wissenschaftslehre (Tubingen, 1922) ...
با کمی دقت می توان دریافت که فاضلی به متن آلمانی و حتی انگلیسی این نوشته وبر رجوع نکرده است و مانند ارجاعاتش به کلاسیک های مردمشناسی (مثلا مالینفسکی) صرفاً از استراتژی استتار استفاده کرده است. این استراتژی بدین معناست که نویسنده تلاش می کند متن را چنان مزین کند که خواننده بپندارد با "دانای کل" مواجه است ولی این در حالیست که نویسنده حتی ابتدایی ترین مسائل جامعه شناسی و مفاهیم نظری وبر را درک نکرده است. اگر به منابع فارسی فاضلی رجوع کنید ارجاع به ترجمه حسن چاوشیان را که در سال ۱۳۸۲ کتاب "روش شناسی علوم اجتماعی" را ترجمه کرده بود را خواهید یافت ولی فاضلی "تظاهر متنی" به این کرده است که مستقیم به متن آلمانی و ترجمه انگلیسی رجوع کرده است ولی واقع امر این نیست و تعجب این است که چرا به چاوشیان در متن خود اشاره نکرده است و سخن از "وبر ۱۹۶۸" زده است در حالیکه این کتاب در ارجاعات نیست. اما چرا من بر این باورم که فاضلی درک مفهومی دقیقی از نظریه ماکس وبر ندارد؟ آیا دلالت متنی مرا به این استنباط رسانده است یا صرفاً بر پایه حدس و گمان اینچنین می گویم؟ اجازه دهید مسئله را کمی واکاوی کنیم تا با هم به نتیجه دقیق تری در تعامل انتقادی خود با فاضلی برسیم. ماکس وبر بحثی دارد در باب تحول اخلاق پروتستانتیسم و نظام سرمایه داری و در اینجا او به این ایده می رسد که مفاهیم الهیاتی کالوینی در گذر زمان لنگرگاه الهیاتی خود را از دست می دهد و لعاب سرمایه داری پیدا می کند و یکی از آن مفاهیم الهیاتی "رسالت" هر انسان مسیحی در اینجهان است که با از بین رفتن ساختارها و بافتارهای الهیاتی و تجمیع شدن اخلاق در ساخت سرمایه داری vocation تبدیل به profession می شود و این یعنی اینکه هر انسان به جای اینکه به دنبال "رسالت" خویش در جهان باشد باید به دنبال یافتن "حرفه" خوبش در داخل نظام سرمایه داری باید بگردد.
Forwarded from سیدجواد میری مینق
ماکس وبر سپس به ساینس و علم می نگرد و آن را به مثابه یک "رسالت" صورتبندی می کند و اینچنین ربط الهیات کالوینی و علم جدید را به مثابه Vocation نشان می دهد. به سخن دیگر، Vocation یک مفهوم کلیدی در جامعه شناسی وبری است اما فاضلی Vocation را تبدیل به Vacation کرده است و در ارجاع صفحه ۳۵۸ می نویسد
Science as a vacation!
اما Vacation چه معنایی دارد؟ معنای این واژه در انگلیسی یعنی "تعطیلات" . حال اگر عبارت فاضلی را بخوانیم معنایش در فارسی می شود
"علم به مثابه تعطیلات"!
به نظرم تفاوت بین تعطیلات و رسالت فاحش است و فاضلی نه تنها این متن را به آلمانی و انگلیسی نخوانده است ولی برای حجیم کردن منابع خود در کتاب به وبر ارجاع داده است بل مفهوم کلیدی وبر یعنی Vocation و تمایزش با Vacation را نیز درنیافته است اما کتاب مملو است از ارجاعات نظری به کلاسیک های قدیم و جدید علوم انسانی که صورتبندی بسیاری از آنها قابل نقد و بحث است.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Science as a vacation!
اما Vacation چه معنایی دارد؟ معنای این واژه در انگلیسی یعنی "تعطیلات" . حال اگر عبارت فاضلی را بخوانیم معنایش در فارسی می شود
"علم به مثابه تعطیلات"!
به نظرم تفاوت بین تعطیلات و رسالت فاحش است و فاضلی نه تنها این متن را به آلمانی و انگلیسی نخوانده است ولی برای حجیم کردن منابع خود در کتاب به وبر ارجاع داده است بل مفهوم کلیدی وبر یعنی Vocation و تمایزش با Vacation را نیز درنیافته است اما کتاب مملو است از ارجاعات نظری به کلاسیک های قدیم و جدید علوم انسانی که صورتبندی بسیاری از آنها قابل نقد و بحث است.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Forwarded from راه سوم
📒📒📒 «همه فروپاشیها لزوما به گذار به دمکراسی نمیانجامند»
✍🏻محمد معینی
⭕دکتر حسین بشیریه در مقالهای با عنوان «زمینه های سیاسی و اجتماعی فروپاشی رژیم های غیردمکراتیک و گذار آنها به دمکراسی» که در کتاب «گذار به دمکراسی – دفتر نخست» (نشر نگاه معاصر) منتشر شده، با تقسیم این زمینهها به دو دسته اصلی «زمینهها و بحرانهای مربوط به دولت و ساختار دولتی» و «زمینهها و بحرانهای مربوط به جامعه و نظام اجتماعی»، به بررسی عوامل موثر در هر کدام از این دو دسته میپردازد.
⭕الف) بحران سلطه و استیلا، ب) بحران مشروعیت، ج) بحران کارآمدی و د) بحران در همبستگی طبقه حاکمه را چهار عامل زمینه فروپاشی در سطح نظام سیاسی میداند.
⭕دکتر بشیریه سپس میزان چشمگیری از نارضایتی، سازماندهی به نارضایتی، ماهیت اجتماعی و رهبری جنبش مقاومت و ایدئولوژی مقاومت را نیز چهار عامل در سطح جامعه به عنوان زمینههای فروپاشی رژیمهای غیردمکراتیک عنوان میکند.
⭕او در بخش جمعبندی این مقاله به مسئله مهمی تاکید و اشاره دارد و آن این که «همه فروپاشیها لزوما به گذار به دمکراسی نمیانجامند.»
⭕در بخش پایانی نمونههای تاریخی فروپاشی نظام های غیردمکراتیک را در 14 کشور در قالب جدول بررسی می کند (آرژانتین، برزیل، شیلی، پرتغال، یونان، اسپانیا، لهستان، شوروی، کره جنوبی، تایوان، سودان، ایران (نظام شاهنشاهی)، برمه و پاکستان).
در توضیح بحران سلطه و استیلای رژیم:
⭕«...رژیم های غیردمکراتیک که وفاداری کامل نیروهای مسلح خود را تضمین کنند و آمادگی لازم را برای کاربرد ابزارهای قهر و اجبار در امر سرکوب داشته باشند، حتی به رغم رودررویی با بحرانهای مشروعیت و کارایی، دستکم در کوتاه مدت، از لحاظ سیاسی آسیبناپذیرند. از سوی دیگر ضعف در اراده معطوف به قدرت و سرکوب به هر دلیل از دلایل بنیاد حکومتهای غیردمکراتیک را که اساسا بر پایه زور استوارند، متزلزل میسازد. به گفته والتر لاکوئر یکی از صاحبنظران (در دایرةالمعارف علوم اجتماعی): «گروه حاکمهای که به حقانیت خودش ایمان محکم داشته باشد، هر چند هم دچار مشکلات سیاسی، نظامی و اقتصادی شود، به ندرت سرنگون میگردد. در مقابل، پیشآمدهای ناخوشایند جزیی و کوچکی ممکن است برای حکومتی که از هر حیث توانایی و شایستگی دارد، لیکن تنها اعتماد به نفس و اراده حکومت کردن را از دست داده است، بسیار پرخطر و مهلک باشند.» با این حال اوج گرفتن جنبشهای مخالفت و مقاومت خود اغلب در سلب اعتماد به نفس هیئت حاکمه موثر میافتد و در چنین وضعی اراده معطوف به سرکوب نیز تضعیف میشود ...»
در توضیح نارضایتی عمومی:
⭕«... بر اساس تجربه تاریخی چنین به نظر میرسد که مهمترین عاملی که خواست گذار به آزادی و دمکراسی را به وجود میآورد زندگی در شرایط سلطه توتالیتر و تحت اقتدار دولتهای ایدئولوژیک و فراگیر و ناخرسندی و نارضایت ناشی از آن است. گذارهای آشکار و نسبتا پرشتاب به دمکراسی در قرن بیستم در جوامعی پیش آمد که سالها تحت سلطه فراگیر و خودکامه رژیمهای غیردمکراتیک به سر میبردند. در مقابل، در موج اول گذار به دمکراسی از فئودالیته به جامعه نو در اروپا، گذار کُند و تدریجی بود.»
در توضیح سازماندهی و بسیج منابع گروههای مخالف و مقاوم:
⭕« ... احتمال گذار به دمکراسی وقتی بالا میگیرد که سازمانها و احزاب نوین و دمکراتیک در درون گروه های مقاوم برجستهتر و یا نیرومندتر و موثرتر باشند و یا از برتری فکری بیشتری نسبت به دیگران در جهت بخشیدن به جنبش مقاومت برخوردار باشند. برعکس وقتی سازمانها و احزاب غیردمکراتیک در فروپاشی رژیمهای غیردمکراتیک، موثرتر و نیرومندتر و یا از نظر ایدئولوژیک دارای برتری نسبت به دیگران باشند، طبعاً احتمال گذار به دمکراسی پس از فروپاشی کاهش مییابد. برخی از نقادان انقلاب روسیه پس از پیروزی آن، استدلال میکردند که از دورن حزب بلشوییک پیشقراولان کمونیسم که سازمانی سری و بسته و خشونتگرا بود، چیزی جز دولت بسته و غیردمکراتیک بلشویکها بیرون نمی آید ...»/فردای بهتر
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
✍🏻محمد معینی
⭕دکتر حسین بشیریه در مقالهای با عنوان «زمینه های سیاسی و اجتماعی فروپاشی رژیم های غیردمکراتیک و گذار آنها به دمکراسی» که در کتاب «گذار به دمکراسی – دفتر نخست» (نشر نگاه معاصر) منتشر شده، با تقسیم این زمینهها به دو دسته اصلی «زمینهها و بحرانهای مربوط به دولت و ساختار دولتی» و «زمینهها و بحرانهای مربوط به جامعه و نظام اجتماعی»، به بررسی عوامل موثر در هر کدام از این دو دسته میپردازد.
⭕الف) بحران سلطه و استیلا، ب) بحران مشروعیت، ج) بحران کارآمدی و د) بحران در همبستگی طبقه حاکمه را چهار عامل زمینه فروپاشی در سطح نظام سیاسی میداند.
⭕دکتر بشیریه سپس میزان چشمگیری از نارضایتی، سازماندهی به نارضایتی، ماهیت اجتماعی و رهبری جنبش مقاومت و ایدئولوژی مقاومت را نیز چهار عامل در سطح جامعه به عنوان زمینههای فروپاشی رژیمهای غیردمکراتیک عنوان میکند.
⭕او در بخش جمعبندی این مقاله به مسئله مهمی تاکید و اشاره دارد و آن این که «همه فروپاشیها لزوما به گذار به دمکراسی نمیانجامند.»
⭕در بخش پایانی نمونههای تاریخی فروپاشی نظام های غیردمکراتیک را در 14 کشور در قالب جدول بررسی می کند (آرژانتین، برزیل، شیلی، پرتغال، یونان، اسپانیا، لهستان، شوروی، کره جنوبی، تایوان، سودان، ایران (نظام شاهنشاهی)، برمه و پاکستان).
در توضیح بحران سلطه و استیلای رژیم:
⭕«...رژیم های غیردمکراتیک که وفاداری کامل نیروهای مسلح خود را تضمین کنند و آمادگی لازم را برای کاربرد ابزارهای قهر و اجبار در امر سرکوب داشته باشند، حتی به رغم رودررویی با بحرانهای مشروعیت و کارایی، دستکم در کوتاه مدت، از لحاظ سیاسی آسیبناپذیرند. از سوی دیگر ضعف در اراده معطوف به قدرت و سرکوب به هر دلیل از دلایل بنیاد حکومتهای غیردمکراتیک را که اساسا بر پایه زور استوارند، متزلزل میسازد. به گفته والتر لاکوئر یکی از صاحبنظران (در دایرةالمعارف علوم اجتماعی): «گروه حاکمهای که به حقانیت خودش ایمان محکم داشته باشد، هر چند هم دچار مشکلات سیاسی، نظامی و اقتصادی شود، به ندرت سرنگون میگردد. در مقابل، پیشآمدهای ناخوشایند جزیی و کوچکی ممکن است برای حکومتی که از هر حیث توانایی و شایستگی دارد، لیکن تنها اعتماد به نفس و اراده حکومت کردن را از دست داده است، بسیار پرخطر و مهلک باشند.» با این حال اوج گرفتن جنبشهای مخالفت و مقاومت خود اغلب در سلب اعتماد به نفس هیئت حاکمه موثر میافتد و در چنین وضعی اراده معطوف به سرکوب نیز تضعیف میشود ...»
در توضیح نارضایتی عمومی:
⭕«... بر اساس تجربه تاریخی چنین به نظر میرسد که مهمترین عاملی که خواست گذار به آزادی و دمکراسی را به وجود میآورد زندگی در شرایط سلطه توتالیتر و تحت اقتدار دولتهای ایدئولوژیک و فراگیر و ناخرسندی و نارضایت ناشی از آن است. گذارهای آشکار و نسبتا پرشتاب به دمکراسی در قرن بیستم در جوامعی پیش آمد که سالها تحت سلطه فراگیر و خودکامه رژیمهای غیردمکراتیک به سر میبردند. در مقابل، در موج اول گذار به دمکراسی از فئودالیته به جامعه نو در اروپا، گذار کُند و تدریجی بود.»
در توضیح سازماندهی و بسیج منابع گروههای مخالف و مقاوم:
⭕« ... احتمال گذار به دمکراسی وقتی بالا میگیرد که سازمانها و احزاب نوین و دمکراتیک در درون گروه های مقاوم برجستهتر و یا نیرومندتر و موثرتر باشند و یا از برتری فکری بیشتری نسبت به دیگران در جهت بخشیدن به جنبش مقاومت برخوردار باشند. برعکس وقتی سازمانها و احزاب غیردمکراتیک در فروپاشی رژیمهای غیردمکراتیک، موثرتر و نیرومندتر و یا از نظر ایدئولوژیک دارای برتری نسبت به دیگران باشند، طبعاً احتمال گذار به دمکراسی پس از فروپاشی کاهش مییابد. برخی از نقادان انقلاب روسیه پس از پیروزی آن، استدلال میکردند که از دورن حزب بلشوییک پیشقراولان کمونیسم که سازمانی سری و بسته و خشونتگرا بود، چیزی جز دولت بسته و غیردمکراتیک بلشویکها بیرون نمی آید ...»/فردای بهتر
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
Forwarded from مکتوبات
📝 ایران پیشتاز سیاستهای نئولیبرال، جلوتر از آمریکا و اروپا |#احسان_فرزانه
🔸 اقتصاددانان و رجال طرفداران بازار آزاد، همیشه با ادعای «بزرگ بودن دولت در ایران» از مداخله دولت در اقتصاد و اتخاذ سیاستهایی به نفع عامه مردم جلوگیری کردهاند. اما این ادعا دروغی بیش نیست! به نمودارهای عکس پایین خوب نگاه کنید.
🔸براساس شاخص آزادی اقتصادی سال ۲۰۱۸، ایران دارای نهمین رتبه کوچکترین اندازه دولت- بر حسب مخارج -در بین ۱۸۶ کشور جهان است. تنها نیجریه، گواتمالا، سودان، کنگو، آفریقای مرکزی، بنگلادش، ماداگاسکار و ترکمنستان دولتی کوچکتر از ما دارند.
🔹در بین اقتصادهای مهم جهان، ایران دارای پایینترین رتبه سهم مخارج دولت از اقتصاد است. سهم مخارج دولت در اقتصاد ایران تنها ۱۶ درصد است؛ درحالیکه این سهم برای دولتهای اروپایی بین ۴۲ تا ۵۷ درصد و برای ژاپن، کانادا و ایالات متحده حدود ۴۰ درصد است.
🔸ایران در حال حاضر یکی از پایینترین نسبتهای تعداد کارکنان دولت به جمعیت را در سطح جهان دارد. این نسبت در ایران تنها ۳ درصد است و در سوئد نزدیک ۱۴ درصد، در کانادا ۹ درصد و در ایالات متحده که پایتخت سرمایه داری جهانی محسوب میشود ۸ درصد است.
پ.ن: نئولیبرالیسم شاخ و دم ندارد!
#بازار_آزاد #نئولیبرالیسم #دولت #کارفرما
https://news.1rj.ru/str/maktubaat/23555
🔸 اقتصاددانان و رجال طرفداران بازار آزاد، همیشه با ادعای «بزرگ بودن دولت در ایران» از مداخله دولت در اقتصاد و اتخاذ سیاستهایی به نفع عامه مردم جلوگیری کردهاند. اما این ادعا دروغی بیش نیست! به نمودارهای عکس پایین خوب نگاه کنید.
🔸براساس شاخص آزادی اقتصادی سال ۲۰۱۸، ایران دارای نهمین رتبه کوچکترین اندازه دولت- بر حسب مخارج -در بین ۱۸۶ کشور جهان است. تنها نیجریه، گواتمالا، سودان، کنگو، آفریقای مرکزی، بنگلادش، ماداگاسکار و ترکمنستان دولتی کوچکتر از ما دارند.
🔹در بین اقتصادهای مهم جهان، ایران دارای پایینترین رتبه سهم مخارج دولت از اقتصاد است. سهم مخارج دولت در اقتصاد ایران تنها ۱۶ درصد است؛ درحالیکه این سهم برای دولتهای اروپایی بین ۴۲ تا ۵۷ درصد و برای ژاپن، کانادا و ایالات متحده حدود ۴۰ درصد است.
🔸ایران در حال حاضر یکی از پایینترین نسبتهای تعداد کارکنان دولت به جمعیت را در سطح جهان دارد. این نسبت در ایران تنها ۳ درصد است و در سوئد نزدیک ۱۴ درصد، در کانادا ۹ درصد و در ایالات متحده که پایتخت سرمایه داری جهانی محسوب میشود ۸ درصد است.
پ.ن: نئولیبرالیسم شاخ و دم ندارد!
#بازار_آزاد #نئولیبرالیسم #دولت #کارفرما
https://news.1rj.ru/str/maktubaat/23555
Telegram
رسانه مکتوبات
🔻طرفداران اقتصاد آزاد و مروجان نئولیبرالیسم مدعی کوچک سازی دولت هستند، اما طبق آمارهای رسمی نهادهای بین المللی ایران هم اکنون یکی از کوچکترین دولتها را دارد، یکی نئولیبرال ترین کشورهای جهان هم اکنون ایران است، بسیار شدیدتر از آمریکا و دولتهای اروپایی.
ادامه…
ادامه…
Forwarded from سیاست ایرانشهری
چه شد که بختیار استعفا نداد؟/ نقش آیتالله منتظری، خلخالی و شیخ علی تهرانی در عدم استعفای بختیار چه بود؟
فرشاد قربانپور
روزنامهنگار
یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۵۷، بسیاری از روزنامههای صبح تهران به شکلی عجیب منتشر شدند. این روزنامهها از جمله روزنامه آیندگان دو خبر متناقض در صفحه نخست خود منتشر کردهبودند؛یک خبر از قول شاپور بختیار مبنی بر سفر به پاریس و دیدار با آیتالله خمینی و خبر دیگری از قول آیتالله خمینی مبنی بر اینکه تا مادامی که بختیار استعفا ندهد، او را نخواهد پذیرفت.
روزنامه آیندگان تیتر یک خود را به خبر بختیار و گوشواره سمت راست خود را به اعلامیه آیتالله خمینی اختصاص داده بود. شرح خبر نیز در صفحه ۱ ۱ درج شد... [این گزارش روایتهای مختلف افراد مرتبط با این رویداد را گرد آورده است]
زندهیاد عباس امیرانتظام، سخنگوی [بعدی] دولت بازرگان که نقش محوری تیم تهران را در گفتوگو با بختیار داشت، در این باره میگوید: «آقای مهندس بازرگان... گفتند. برو... مطلب را با دکتر احمد مدنی در میان گذاشتم قول داد وسیله ملاقات را فراهم کند و فراهم کرد و من به دیدن بختیار رفتم و از او خواستم که از مقام خود کنار برود. این جلسات و مذاکرات با بختیار، چه به تنهایی و چه با حضور دکتر مدنی و چه با حضور آقای دکتر یدالله سحابی و چه در ملاقات خصوصی بین آقای مهندس بازرگان و بختیار، بارها در مدت ۳۸ روز زمامداری او تکرار شد. تا یک بار که فکر میکنم در حدود دهم بهمن ماه ۱۳۵۷ بود بختیار به استعفا رضایت داد و متن استعفانامه را با خط خودش نوشت و گفت تحت این شرایط من استعفا میدهم... متن را به اتفاق ایشان برای استحضار مهندس بازرگان به مدرسه رفاه بردیم... مدرسه رفاه محل اجتماع روحانیت مبارز تهران و شورای انقلاب و دفتر مهندس بازرگان بود... آیتالله بهشتی... ما را به اتاقی که فکر میکنم تمام اعضای مشترک جامعه روحانیت مبارز تهران و شورای انقلاب در آن حضور داشتند هدایت کردند... گزارش ملاقات خودمان را با بختیار به استحضار جمع رساندیم... پس از اتمام گزارش آیتالله طالقانی فرمودند: "اینجا در حضور جمع به نتیجه نخواهیم رسید". با انگشت به آیتالله مطهری، آیتالله ربانی شیرازی، حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی و دکتر مدنی و من اشاره کردند که به اتاق دیگر رفتیم و آقای هاشمی رفسنجانی با مشورت با آیتالله مطهری و آیتالله ربانی شیرازی متن جدیدی را به خط خودشان تهیه کردند. البته دکتر مدنی و من هم نشسته بودیم و گوش میدادیم. پس از آنکه تمام شد به ما دادند و گفتند آن را به بختیار بدهیم... بختیار متن جدید را قبول کرد و اصلاح کوچکی با خط خودش در متن کرد...
اما از تیم پاریس، صادق طباطبایی معتقد به راهکار فریب و حیله است. او تنها کسی است که از این راهکار پرده برمیدارد، هرچند ابراهیم یزدی نیز در کتاب آخرین تلاشها در آخرین روزها به این مخفیکاری اشارهای گذرا میکند. صادق طباطبایی مینویسد: «پس از آنکه بختیار اعلام کرد میخواهم به پاریس بروم برای دیدار آیتالله خمینی و مطالب را با ایشان در میان بگذارم، هم در تهران در شورای انقلاب و هم در پاریس این مسأله مطرح شده بود که بهتر است بختیار به پاریس بیاید و از امام درخواست ملاقات کند. این نکته مسجل بود که امام بدون استعفای بختیار او را نمیپذیرفتند، ولی برنامه از این قرار بود که این استعفا در پاریس از او گرفته شود، در واقع امام شرط ملاقات را منوط به استعفای او میکردند. در این ماجرا میان عدهای از علما و روحانیون از یک طرف و شورای انقلاب از سوی دیگر، اتفاقنظر وجود نداشت و علت اصلی آن هم نداشتن اطلاعات کامل از این برنامهی تاکتیکی ما بود، چرا که برملا شدن آن موجب میشد که بختیار از سفر به پاریس خودداری کند، کما اینکه سر آخر نیز همین شد...
متن کامل
امروز و فردا
#تاریخی
#انقلاب
#شاپور_بختیار
#مهدی_بازرگان
@PersianPolitics
فرشاد قربانپور
روزنامهنگار
یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۵۷، بسیاری از روزنامههای صبح تهران به شکلی عجیب منتشر شدند. این روزنامهها از جمله روزنامه آیندگان دو خبر متناقض در صفحه نخست خود منتشر کردهبودند؛یک خبر از قول شاپور بختیار مبنی بر سفر به پاریس و دیدار با آیتالله خمینی و خبر دیگری از قول آیتالله خمینی مبنی بر اینکه تا مادامی که بختیار استعفا ندهد، او را نخواهد پذیرفت.
روزنامه آیندگان تیتر یک خود را به خبر بختیار و گوشواره سمت راست خود را به اعلامیه آیتالله خمینی اختصاص داده بود. شرح خبر نیز در صفحه ۱ ۱ درج شد... [این گزارش روایتهای مختلف افراد مرتبط با این رویداد را گرد آورده است]
زندهیاد عباس امیرانتظام، سخنگوی [بعدی] دولت بازرگان که نقش محوری تیم تهران را در گفتوگو با بختیار داشت، در این باره میگوید: «آقای مهندس بازرگان... گفتند. برو... مطلب را با دکتر احمد مدنی در میان گذاشتم قول داد وسیله ملاقات را فراهم کند و فراهم کرد و من به دیدن بختیار رفتم و از او خواستم که از مقام خود کنار برود. این جلسات و مذاکرات با بختیار، چه به تنهایی و چه با حضور دکتر مدنی و چه با حضور آقای دکتر یدالله سحابی و چه در ملاقات خصوصی بین آقای مهندس بازرگان و بختیار، بارها در مدت ۳۸ روز زمامداری او تکرار شد. تا یک بار که فکر میکنم در حدود دهم بهمن ماه ۱۳۵۷ بود بختیار به استعفا رضایت داد و متن استعفانامه را با خط خودش نوشت و گفت تحت این شرایط من استعفا میدهم... متن را به اتفاق ایشان برای استحضار مهندس بازرگان به مدرسه رفاه بردیم... مدرسه رفاه محل اجتماع روحانیت مبارز تهران و شورای انقلاب و دفتر مهندس بازرگان بود... آیتالله بهشتی... ما را به اتاقی که فکر میکنم تمام اعضای مشترک جامعه روحانیت مبارز تهران و شورای انقلاب در آن حضور داشتند هدایت کردند... گزارش ملاقات خودمان را با بختیار به استحضار جمع رساندیم... پس از اتمام گزارش آیتالله طالقانی فرمودند: "اینجا در حضور جمع به نتیجه نخواهیم رسید". با انگشت به آیتالله مطهری، آیتالله ربانی شیرازی، حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی و دکتر مدنی و من اشاره کردند که به اتاق دیگر رفتیم و آقای هاشمی رفسنجانی با مشورت با آیتالله مطهری و آیتالله ربانی شیرازی متن جدیدی را به خط خودشان تهیه کردند. البته دکتر مدنی و من هم نشسته بودیم و گوش میدادیم. پس از آنکه تمام شد به ما دادند و گفتند آن را به بختیار بدهیم... بختیار متن جدید را قبول کرد و اصلاح کوچکی با خط خودش در متن کرد...
اما از تیم پاریس، صادق طباطبایی معتقد به راهکار فریب و حیله است. او تنها کسی است که از این راهکار پرده برمیدارد، هرچند ابراهیم یزدی نیز در کتاب آخرین تلاشها در آخرین روزها به این مخفیکاری اشارهای گذرا میکند. صادق طباطبایی مینویسد: «پس از آنکه بختیار اعلام کرد میخواهم به پاریس بروم برای دیدار آیتالله خمینی و مطالب را با ایشان در میان بگذارم، هم در تهران در شورای انقلاب و هم در پاریس این مسأله مطرح شده بود که بهتر است بختیار به پاریس بیاید و از امام درخواست ملاقات کند. این نکته مسجل بود که امام بدون استعفای بختیار او را نمیپذیرفتند، ولی برنامه از این قرار بود که این استعفا در پاریس از او گرفته شود، در واقع امام شرط ملاقات را منوط به استعفای او میکردند. در این ماجرا میان عدهای از علما و روحانیون از یک طرف و شورای انقلاب از سوی دیگر، اتفاقنظر وجود نداشت و علت اصلی آن هم نداشتن اطلاعات کامل از این برنامهی تاکتیکی ما بود، چرا که برملا شدن آن موجب میشد که بختیار از سفر به پاریس خودداری کند، کما اینکه سر آخر نیز همین شد...
متن کامل
امروز و فردا
#تاریخی
#انقلاب
#شاپور_بختیار
#مهدی_بازرگان
@PersianPolitics
Telegraph
چه شد که بختیار استعفا نداد؟/ نقش آیتالله منتظری، خلخالی و شیخ علی تهرانی در عدم استعفای بختیار چه بود؟
یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۵۷، بسیاری از روزنامههای صبح تهران به شکلی عجیب منتشر شدند. این روزنامهها از جمله روزنامه آیندگان دو خبر متناقض در صفحه نخست خود منتشر کردهبودند. یک خبر از قول شاپور بختیار مبنی بر سفر به پاریس و دیدار با آیتالله خمینی و خبر دیگری از قول…
Forwarded from امروز وفردا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥🎥🎥هما ناطق میگفت حتی حاظریم پتو سرمان کرده و حجاب داشته باشیم اگر امپریالیسم برود
🟥هما ناطق، استاد درگذشته تاریخ و فعال چپگرا:
📣اسفند ۵۷: «حجاب برای ما مسئلهای نبوده. همه زنان ایران حاضرند حجاب سر کنند اگر به قیمت خلاصی از امپریالیسم باشد»
📣 خاطرات هما ناطق در فروردین ۶۳ از اولین راهپیمایی پس از انقلاب زنان به مناسبت ۸ مارس روزجهانی زن که در اسفند ۱۳۵۷ انجام شد : «تظاهرات زنان را بعد از صدور دستور حجاب را برهم زدم. گفتم مهم نیست پتو سرمان میکنیم. باعث و بانی خیانت به زنان ایران شدم»
📣پس از اجباری شدن حجاب وقتی زنان راهپیمایی کردند انتظار داشتند گروههایی مانند حزب توده و یا چریکها و روشنفکران از آنها حمایت کنند، اما هیچکس جلو نیامد.
#زنان
#روز_جهانی_زن
#هما_ناطق
👈⬅️امروز و فردا را در تلگرام دنبال کنید، این یک کانال خبری نیست.
🆔️ @emrouzofarda1
🟥هما ناطق، استاد درگذشته تاریخ و فعال چپگرا:
📣اسفند ۵۷: «حجاب برای ما مسئلهای نبوده. همه زنان ایران حاضرند حجاب سر کنند اگر به قیمت خلاصی از امپریالیسم باشد»
📣 خاطرات هما ناطق در فروردین ۶۳ از اولین راهپیمایی پس از انقلاب زنان به مناسبت ۸ مارس روزجهانی زن که در اسفند ۱۳۵۷ انجام شد : «تظاهرات زنان را بعد از صدور دستور حجاب را برهم زدم. گفتم مهم نیست پتو سرمان میکنیم. باعث و بانی خیانت به زنان ایران شدم»
📣پس از اجباری شدن حجاب وقتی زنان راهپیمایی کردند انتظار داشتند گروههایی مانند حزب توده و یا چریکها و روشنفکران از آنها حمایت کنند، اما هیچکس جلو نیامد.
#زنان
#روز_جهانی_زن
#هما_ناطق
👈⬅️امروز و فردا را در تلگرام دنبال کنید، این یک کانال خبری نیست.
🆔️ @emrouzofarda1
Forwarded from ساختارهای ایرانی Iranian structures
🌐 الاهیاتِ رسمی در ایران راهی جز مواجهه با ضرورتهای دنیای مدرن ندارد
🔹استاد محمد مجتهد شبستری
♦️الاهیدانان مسیحی به عنوان بخشی از الاهیات ادیانِ ابراهیمی در زمینۀ مواجهه با ضرورت های دنیایِ مدرن تلاشهای بسیاری صورت دادهاند.
♦️عمدهای از تحولات الهیات مدرن در مفهوم وحی سرریز کرده است.
♦️روند این تحول به اینگونه است که اگر در بدو پیدایش عناصر کلام و الهیات مسیحی تلقی این بود که وحی یک سلسله اطلاعات است و گزارههایی مطابق با واقع است، در مرحله دوم گفتند وحی مجموعهای از اطلاعات نیست بلکه آشکارشدن خدا بر انسان و نفسِ این آشکارشدن است.
♦️بنابراین در الهیات مدرن مسیحی وحی اخباری از واقعیات نیست، نوعی تفسیر است.
♦️متألهانِ کاتولیک میگویند که هر انسانی در درون خود یک شناخت مبهم از خدا دارد. گاهی این شناخت که در درون است، متبلور میشود و فرد میگوید خدا با من سخن میگوید.
♦️این آخرین مرحلهای است که الهیات مدرن چرخش مدرن را انجام داده و فعلا در میان تئوریهای گوناگون درباره وحی از همه قابلقبولتر به نظر میآید.
#ساختشانسی_دین_در_ایران
#الاهیات_مدرن
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹استاد محمد مجتهد شبستری
♦️الاهیدانان مسیحی به عنوان بخشی از الاهیات ادیانِ ابراهیمی در زمینۀ مواجهه با ضرورت های دنیایِ مدرن تلاشهای بسیاری صورت دادهاند.
♦️عمدهای از تحولات الهیات مدرن در مفهوم وحی سرریز کرده است.
♦️روند این تحول به اینگونه است که اگر در بدو پیدایش عناصر کلام و الهیات مسیحی تلقی این بود که وحی یک سلسله اطلاعات است و گزارههایی مطابق با واقع است، در مرحله دوم گفتند وحی مجموعهای از اطلاعات نیست بلکه آشکارشدن خدا بر انسان و نفسِ این آشکارشدن است.
♦️بنابراین در الهیات مدرن مسیحی وحی اخباری از واقعیات نیست، نوعی تفسیر است.
♦️متألهانِ کاتولیک میگویند که هر انسانی در درون خود یک شناخت مبهم از خدا دارد. گاهی این شناخت که در درون است، متبلور میشود و فرد میگوید خدا با من سخن میگوید.
♦️این آخرین مرحلهای است که الهیات مدرن چرخش مدرن را انجام داده و فعلا در میان تئوریهای گوناگون درباره وحی از همه قابلقبولتر به نظر میآید.
#ساختشانسی_دین_در_ایران
#الاهیات_مدرن
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from دولت بهار
🔴 دکتر احمدینژاد: اگر مردم مأیوس شوند ۲۸ مرداد در راه است! + فیلم
دشمن اكنون بر ملت آگاه، مومن، انقلابي و با تفكر جهاني و موثر در جهان دارد فشار وارد مي كند، بهانه پيدا كردند و الّا حاضرند با تمام دولتمردان ما كنار بيايند. آنها هم كه نشان داده اند حاضرند همه چيز را بدهند كه بمانند! ولي آنها با ملت و انقلاب كار دارند، با تفكر و مكتب كار دارند.
شرايط خيلي سخت است، فشار بر روي مردم خيلي زياد است اما من مي خواهم به شما بشارت بدهم كه به فضل الهي اين دوران به سرعت مي گذرد. بهار انساني دارد مي آيد. اصل طلوع بهار، در انديشه و قلب انسانها بايد اتفاق بيفتد يعني دارد اتفاق مي افتد. الان مطالبه عدالت، مطالبه اول كل بشريت است.
صحبت هاي من هميشه همين هاست. برپايي عدالت، آزادي، كرامت، انسانيت و... . مردم هم اينها را مي خواهند ولي بلندگو ندارند. يك نفر كه حرف مي زند، امواج گسترده در دنيا ايجاد مي شود و همه جا تكان مي خورد. ان شاءالله به فضل الهي خيلي عالي خواهد شد.
من معتقد هستم كه هر انساني بايد به فكر تكليف روز خودش باشد. الان همه جا را از هم پاشيده اند. كار را بسيار سخت كرده اند. ايشان مطالبي را سربسته گفتند. همه مي دانيم كه ابعاد قضيه بسيار بسيار وسيع است.
سازمان اداري، نظام تصميم گيري! آنقدر استقراض كردند كه ده تا دولت هم بيايد نمي تواند كاري بكند. يكي بايد بيايد فقط اين ها را پاك كند. حالا نمي خواهم به اينها بپردازم.
من معتقد هستم اگر بخواهيم آينده اي وجود داشته باشد بايد وظيفه امروز را درست انجام بدهيم. وظيفه امروز را درست انجام ندهيم، آينده اي وجود نخواهد داشت. تكليف امروز چيست؟ معتقد هستم كه هر لحظه حادثه است. دشمنان مي خواهند مردم را مايوس كنند. اگر مردم بي تفاوت بشوند، يك 28 مرداد در راه است. ما خيال مي كنيم كه سپاه و اتش و بسيج و... داريم! به اينها كه نيست، ملت بايد پاي كار باشد. البته آنها هم جزو ملت هستند. وقتي فشار هست، به آنها هم هست. ناراحتي هست، براي آنها هم هست.
امروز روز اميد دادن به مردم است. هر چه عمق آگاهي بيشتر، اصلاح پذيري و اصلاح گري و اصلاح شدن بيشتر است. بالاخره بايد چند تا طرح در كشور پياده شود تا شرايط عوض شود. اگر بر روي تمام اين طرح ها يا راهي كه بايد اصلاح شود، تفاهم عمومي نباشد، چيزي درست نمي شود چون شياطين هستند و بهترين طرح ها را تخريب مي كنند. الان كل ثروت و قدرت در دست يك عده اي است، اين بايد به مردم برگردد. ايران كه ضعيف نيست.
➖دیدار با جمعی از کارگران و اقشار مختلف استان قم (۱۸ بهمن ۱۳۹۹)
http://dolatebahar.ir/news/11013
🆔 @dolatebahar
دشمن اكنون بر ملت آگاه، مومن، انقلابي و با تفكر جهاني و موثر در جهان دارد فشار وارد مي كند، بهانه پيدا كردند و الّا حاضرند با تمام دولتمردان ما كنار بيايند. آنها هم كه نشان داده اند حاضرند همه چيز را بدهند كه بمانند! ولي آنها با ملت و انقلاب كار دارند، با تفكر و مكتب كار دارند.
شرايط خيلي سخت است، فشار بر روي مردم خيلي زياد است اما من مي خواهم به شما بشارت بدهم كه به فضل الهي اين دوران به سرعت مي گذرد. بهار انساني دارد مي آيد. اصل طلوع بهار، در انديشه و قلب انسانها بايد اتفاق بيفتد يعني دارد اتفاق مي افتد. الان مطالبه عدالت، مطالبه اول كل بشريت است.
صحبت هاي من هميشه همين هاست. برپايي عدالت، آزادي، كرامت، انسانيت و... . مردم هم اينها را مي خواهند ولي بلندگو ندارند. يك نفر كه حرف مي زند، امواج گسترده در دنيا ايجاد مي شود و همه جا تكان مي خورد. ان شاءالله به فضل الهي خيلي عالي خواهد شد.
من معتقد هستم كه هر انساني بايد به فكر تكليف روز خودش باشد. الان همه جا را از هم پاشيده اند. كار را بسيار سخت كرده اند. ايشان مطالبي را سربسته گفتند. همه مي دانيم كه ابعاد قضيه بسيار بسيار وسيع است.
سازمان اداري، نظام تصميم گيري! آنقدر استقراض كردند كه ده تا دولت هم بيايد نمي تواند كاري بكند. يكي بايد بيايد فقط اين ها را پاك كند. حالا نمي خواهم به اينها بپردازم.
من معتقد هستم اگر بخواهيم آينده اي وجود داشته باشد بايد وظيفه امروز را درست انجام بدهيم. وظيفه امروز را درست انجام ندهيم، آينده اي وجود نخواهد داشت. تكليف امروز چيست؟ معتقد هستم كه هر لحظه حادثه است. دشمنان مي خواهند مردم را مايوس كنند. اگر مردم بي تفاوت بشوند، يك 28 مرداد در راه است. ما خيال مي كنيم كه سپاه و اتش و بسيج و... داريم! به اينها كه نيست، ملت بايد پاي كار باشد. البته آنها هم جزو ملت هستند. وقتي فشار هست، به آنها هم هست. ناراحتي هست، براي آنها هم هست.
امروز روز اميد دادن به مردم است. هر چه عمق آگاهي بيشتر، اصلاح پذيري و اصلاح گري و اصلاح شدن بيشتر است. بالاخره بايد چند تا طرح در كشور پياده شود تا شرايط عوض شود. اگر بر روي تمام اين طرح ها يا راهي كه بايد اصلاح شود، تفاهم عمومي نباشد، چيزي درست نمي شود چون شياطين هستند و بهترين طرح ها را تخريب مي كنند. الان كل ثروت و قدرت در دست يك عده اي است، اين بايد به مردم برگردد. ايران كه ضعيف نيست.
➖دیدار با جمعی از کارگران و اقشار مختلف استان قم (۱۸ بهمن ۱۳۹۹)
http://dolatebahar.ir/news/11013
🆔 @dolatebahar
Telegram
attach 📎
Forwarded from راه سوم
📒📒📒بازتولید رسم تیولداری در ایران
✍محمد مصلح
⭕شواهد حاکی هستند که که بعضی از افراد صاحبمنصب در هیات حاکمه در صدد ترویج و نفوذ عقاید، ارزشها و هنجارهایی هستند که مطابق منافع حزبی و باندی و امیال شخصی آنان است.
این تمایلات اگرچه مطلوب آنان است اما بسان خرده فرهنگهای گروههای منحرف اجتماعی از قبیل بزهکاران و سارقان ماهیت ضد فرهنگ دارد و مطلوب فرهنگ عمومی و خواست اکثریت جامعه نیست. از جمله این ارزشها و هنجارهای مطلوب هیأت حاکمه باز تولید رسم تیولداری است.
⭕فرهنگ فارسی عمید در تعریف و توصیف واژۀ تیول چنین توضیح میدهد: «ملک و زمینی که در قدیم از طرف پادشاهان به رجال و صاحبمنصبان مملکتی واگذار میشده که از درآمد آن زندگانی کنند. چنین ملکی را تیول و آن شخص را تیولدار میگویند. در دوره قاجاریه و صفویه و دیگر سلسلههای پادشاهی تیولداری امری مرسوم بوده است و در دوره اول مجلس شورای ملی به موجب قانون ملغی گردیده است» (1).
⭕آقای رئیسی مسئول محترم قوه قضائیه در نشستی با دانشگاهیان که در دانشکده علوم دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، اظهار داشته است: «مالیات آستان قدس تا ۳۵ سال به امر امام (ره) بود که آستان قدس رضوی و شرکتهای تابعه از مالیات معاف خواهند بود» (2).
⭕جناب پرویز فتاح رئیس محترم بنیاد مستضعفان در برنامه تلویزیونی از صدا و سیما اشاره به املاک و اموالی از بنیاد مستضعفان نمودند که بعضی از مسئولین و رجال مملکتی به تصرف خود درآوردهاند و حاضر به برگشت آنها به بنیاد نیستند.
از جمله ایشان به مدرسه فرهنگ که در تصرف حداد عادل بوده است، اشاره کردند و ارزش ریالی ملک مدرسه فرهنگ را در حال حاضر 200 میلیارد تومان برآورد کردند (3). جناب حداد عادل در پاسخ به پرویز فتاح اظهار داشتند: « مدرسهی فرهنگ بعد از اطلاع مقام معظم رهبری از وضع نابهنجار رشتهی علوم انسانی در آموزش و پرورش با توصیه مؤکد ایشان برای احیای این رشته ایجاد شده است و ایشان با تصدیق ضرورت امر به مسئولان وقت بنیاد مستضعفان دستور دادهاند که برای تأسیس و ادارهی این مدرسه کمک کنند. ما با اطمینان کامل از اینکه هیچ چشم داشت مادی و مالی به بیتالمال نداشتهایم، آنچه اتفاق افتاده است با دلایل موجه و با اجازهی مقامات ذی صلاح بوده است»(4).
⭕غرض از بیان مقدمه فوق این بود که این سؤال را مطرح کنم که چگونه است که در این مملکت هر وقت از رجُل یا صاحب منصبی حسابکشی میکنند، برای فرار از قانون یا توجیه دخل و تصرفهای بیحساب و کتاب خود متوسل به نامهها یا فرمانهای امام و رهبری میشوند!؟
⭕به نظر میآید امروزه بعضی از صاحبمنصبان منابع و اموال ملی را تیول خود و خود را تیولدار فرض کردهاند و به هیچ نحوی حاضر از چشمپوشی از منافع سرشار آنها نیستد. بعد از گذشت بیش از صد سال از انقلاب مشروطه و ۴۲ سال از انقلاب اسلامی و تقدیم هزاران شهید برای احیای آزادی، عدالت و محو فساد و تبعیض چگونه است که این عرف غیر اخلاقی و ظالمانه مجددا مرسوم شده است؟ شوربختانه تحولات فرهنگی در دروان بعد از انقلاب سال 57 و تأسیس نظام جمهوری اسلامی به سمتی رفته است که بعضی از ارزشها و رسومات منسوخ شده که حاصل فرهنگ استبداد مطلقه بوده است، مجددا در سایه استبداد مطلقه مذهبی سربرآوردهاند و ارزشهای اصیل انسانی مانند عدالت، آزادی و قانونگرایی را به حاشیه راندهاند. این امر پیامد تاخت و تاز چاکر مسلکان، متملّقان و فرصتطلبان در عرصههای تصمیمگیری و اجرایی کشور و حاصل انتخاب معیارهای غلط برای گزینش نیروهای خدوم و دلسوز به منافع ملی در نظامها و نهادهای اجتماعی- سیاسی کشور میباشد. برای ریشهکنی این رسم غیر اخلاقی و ظالمانه و توسعه عدالت و قانونگرایی توجه و اقدامات قانونگذاران و سیاستمداران منتقد و دلسوز مورد نیاز است.
📌منابع:
1. عمید، حسن. (1369). فرهنگ فارسی عمید: جلد اول. چاپ هفتم. تهران: انشارات امیر کبیر، ص654.
2. توضیحات رئیسی درباره مالیات آستان قدس و حوادث ۶۷. (1397، 15 اردیبهشت). روزنامه شرق، شماره 3139، برداشت از: https://sharghdaily.com/fa/main/page/3570/2/
3. افشاگری بیسابقه فتاح درباره املاک در اختیار مسئولان. (1399، 19 مرداد). سایت خبررسانی تابناک. برداشت از:
https://www.tabnak.ir/fa/news/995470/
4. پاسخ حداد عادل به فتاح درباره مدرسه فرهنگ. (1399، 28 مرداد). خبرگزاری دانشجویان ایران«ایسنا». برداشت از:
https://www.isna.ir/news/99052821049/
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
✍محمد مصلح
⭕شواهد حاکی هستند که که بعضی از افراد صاحبمنصب در هیات حاکمه در صدد ترویج و نفوذ عقاید، ارزشها و هنجارهایی هستند که مطابق منافع حزبی و باندی و امیال شخصی آنان است.
این تمایلات اگرچه مطلوب آنان است اما بسان خرده فرهنگهای گروههای منحرف اجتماعی از قبیل بزهکاران و سارقان ماهیت ضد فرهنگ دارد و مطلوب فرهنگ عمومی و خواست اکثریت جامعه نیست. از جمله این ارزشها و هنجارهای مطلوب هیأت حاکمه باز تولید رسم تیولداری است.
⭕فرهنگ فارسی عمید در تعریف و توصیف واژۀ تیول چنین توضیح میدهد: «ملک و زمینی که در قدیم از طرف پادشاهان به رجال و صاحبمنصبان مملکتی واگذار میشده که از درآمد آن زندگانی کنند. چنین ملکی را تیول و آن شخص را تیولدار میگویند. در دوره قاجاریه و صفویه و دیگر سلسلههای پادشاهی تیولداری امری مرسوم بوده است و در دوره اول مجلس شورای ملی به موجب قانون ملغی گردیده است» (1).
⭕آقای رئیسی مسئول محترم قوه قضائیه در نشستی با دانشگاهیان که در دانشکده علوم دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، اظهار داشته است: «مالیات آستان قدس تا ۳۵ سال به امر امام (ره) بود که آستان قدس رضوی و شرکتهای تابعه از مالیات معاف خواهند بود» (2).
⭕جناب پرویز فتاح رئیس محترم بنیاد مستضعفان در برنامه تلویزیونی از صدا و سیما اشاره به املاک و اموالی از بنیاد مستضعفان نمودند که بعضی از مسئولین و رجال مملکتی به تصرف خود درآوردهاند و حاضر به برگشت آنها به بنیاد نیستند.
از جمله ایشان به مدرسه فرهنگ که در تصرف حداد عادل بوده است، اشاره کردند و ارزش ریالی ملک مدرسه فرهنگ را در حال حاضر 200 میلیارد تومان برآورد کردند (3). جناب حداد عادل در پاسخ به پرویز فتاح اظهار داشتند: « مدرسهی فرهنگ بعد از اطلاع مقام معظم رهبری از وضع نابهنجار رشتهی علوم انسانی در آموزش و پرورش با توصیه مؤکد ایشان برای احیای این رشته ایجاد شده است و ایشان با تصدیق ضرورت امر به مسئولان وقت بنیاد مستضعفان دستور دادهاند که برای تأسیس و ادارهی این مدرسه کمک کنند. ما با اطمینان کامل از اینکه هیچ چشم داشت مادی و مالی به بیتالمال نداشتهایم، آنچه اتفاق افتاده است با دلایل موجه و با اجازهی مقامات ذی صلاح بوده است»(4).
⭕غرض از بیان مقدمه فوق این بود که این سؤال را مطرح کنم که چگونه است که در این مملکت هر وقت از رجُل یا صاحب منصبی حسابکشی میکنند، برای فرار از قانون یا توجیه دخل و تصرفهای بیحساب و کتاب خود متوسل به نامهها یا فرمانهای امام و رهبری میشوند!؟
⭕به نظر میآید امروزه بعضی از صاحبمنصبان منابع و اموال ملی را تیول خود و خود را تیولدار فرض کردهاند و به هیچ نحوی حاضر از چشمپوشی از منافع سرشار آنها نیستد. بعد از گذشت بیش از صد سال از انقلاب مشروطه و ۴۲ سال از انقلاب اسلامی و تقدیم هزاران شهید برای احیای آزادی، عدالت و محو فساد و تبعیض چگونه است که این عرف غیر اخلاقی و ظالمانه مجددا مرسوم شده است؟ شوربختانه تحولات فرهنگی در دروان بعد از انقلاب سال 57 و تأسیس نظام جمهوری اسلامی به سمتی رفته است که بعضی از ارزشها و رسومات منسوخ شده که حاصل فرهنگ استبداد مطلقه بوده است، مجددا در سایه استبداد مطلقه مذهبی سربرآوردهاند و ارزشهای اصیل انسانی مانند عدالت، آزادی و قانونگرایی را به حاشیه راندهاند. این امر پیامد تاخت و تاز چاکر مسلکان، متملّقان و فرصتطلبان در عرصههای تصمیمگیری و اجرایی کشور و حاصل انتخاب معیارهای غلط برای گزینش نیروهای خدوم و دلسوز به منافع ملی در نظامها و نهادهای اجتماعی- سیاسی کشور میباشد. برای ریشهکنی این رسم غیر اخلاقی و ظالمانه و توسعه عدالت و قانونگرایی توجه و اقدامات قانونگذاران و سیاستمداران منتقد و دلسوز مورد نیاز است.
📌منابع:
1. عمید، حسن. (1369). فرهنگ فارسی عمید: جلد اول. چاپ هفتم. تهران: انشارات امیر کبیر، ص654.
2. توضیحات رئیسی درباره مالیات آستان قدس و حوادث ۶۷. (1397، 15 اردیبهشت). روزنامه شرق، شماره 3139، برداشت از: https://sharghdaily.com/fa/main/page/3570/2/
3. افشاگری بیسابقه فتاح درباره املاک در اختیار مسئولان. (1399، 19 مرداد). سایت خبررسانی تابناک. برداشت از:
https://www.tabnak.ir/fa/news/995470/
4. پاسخ حداد عادل به فتاح درباره مدرسه فرهنگ. (1399، 28 مرداد). خبرگزاری دانشجویان ایران«ایسنا». برداشت از:
https://www.isna.ir/news/99052821049/
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
تابناک | TABNAK
افشاگری بیسابقه فتاح درباره املاک در اختیار مسئولان
رئیس بنیاد مستضعفان با حضور در یک برنامه تلویزیونی درخصوص مستغلات تحت تملک افراد خاص و ارگانها افشاگری بی سابقه ای کرد از ساخت جکوزی و سونا در کاخ مرمر تا تصرفات غیرقانونی مقامات و برخی نهادها.
Forwarded from تلویزیون اقتصاد آنلاین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌تلویزیون اقتصادآنلاین/ پیشنهاد تشکیل سامانهای برای ساماندهی بازار وکالت
(گزیدهای از گفتگوی حسین قربانزاده، حقوقدان و دبیرکارگروه تحول مجلس شورای اسلامی)
🔹یکی از طرحهایی که میتواند بازار وکالت را سامان ببخشد این است که دستگاه قضایی کد پیگیری دفاتر خدمات قضایی را با اختیار و اجازه مردم در سامانهای بدون نام و افشای حریم خصوصی منتشر کند.
🔹وکلا و مشاوران قضایی نیز بسته به سطح خود به موضوعات پروندهها دسترسی خواهند داشت.
🔹وقتی ۷میلیون پرونده در سال ثبت میشود اگر یکدهم این تقاضای تضمین شده به سامانه برود، تحول بزرگی صورت میگیرد.
#کنفرانس_حکمرانی_و_سیاستگذاری_عمومی
#وکالت
#حسین_قربان_زاده
به کانال تلویزیون اقتصاد آنلاین بپیوندید:
@eghtesadonlinetv
(گزیدهای از گفتگوی حسین قربانزاده، حقوقدان و دبیرکارگروه تحول مجلس شورای اسلامی)
🔹یکی از طرحهایی که میتواند بازار وکالت را سامان ببخشد این است که دستگاه قضایی کد پیگیری دفاتر خدمات قضایی را با اختیار و اجازه مردم در سامانهای بدون نام و افشای حریم خصوصی منتشر کند.
🔹وکلا و مشاوران قضایی نیز بسته به سطح خود به موضوعات پروندهها دسترسی خواهند داشت.
🔹وقتی ۷میلیون پرونده در سال ثبت میشود اگر یکدهم این تقاضای تضمین شده به سامانه برود، تحول بزرگی صورت میگیرد.
#کنفرانس_حکمرانی_و_سیاستگذاری_عمومی
#وکالت
#حسین_قربان_زاده
به کانال تلویزیون اقتصاد آنلاین بپیوندید:
@eghtesadonlinetv