اون روز یک چیزی درون این کاربر مرد و فهمید که دیگه هیچوقت قرار نیست مثل سابق باشه.
از نظر این کاربر شیر کردن موزیک بیشک یک لاو لنگوئج ده از ده عه مخصوصاً وقتی منظور داره.
روزی که این کاربر دیگه چیزی رو با ذوق و هیجان برات تعریف نکرد بفهم که دیگه کار از کار گذشته.
و این کاربر تمایل داشت به رفتن، به دوری از آدما و هیاهویشان، به آرامش تنهایی و ناپدید شدن.
"ممکنه پات رو اینقدر تکون ندی؟"
شرمنده، این کاربر باید پاشو تکون بده وگرنه شروع میکنه به جیغ زدن و کشتن یک سری ها.
شرمنده، این کاربر باید پاشو تکون بده وگرنه شروع میکنه به جیغ زدن و کشتن یک سری ها.