اون روز یک چیزی درون این کاربر مرد و فهمید که دیگه هیچوقت قرار نیست مثل سابق باشه.
از نظر این کاربر شیر کردن موزیک بیشک یک لاو لنگوئج ده از ده عه مخصوصاً وقتی منظور داره.
روزی که این کاربر دیگه چیزی رو با ذوق و هیجان برات تعریف نکرد بفهم که دیگه کار از کار گذشته.
و این کاربر تمایل داشت به رفتن، به دوری از آدما و هیاهویشان، به آرامش تنهایی و ناپدید شدن.
"ممکنه پات رو اینقدر تکون ندی؟"
شرمنده، این کاربر باید پاشو تکون بده وگرنه شروع میکنه به جیغ زدن و کشتن یک سری ها.
شرمنده، این کاربر باید پاشو تکون بده وگرنه شروع میکنه به جیغ زدن و کشتن یک سری ها.
این کاربر دوست داشت بخشی از لیریک آهنگ مورد علاقت باشه، بخشی از کتاب مورد علاقت باشه، منظرهی مورد علاقت باشه.. میخواست که مورد علاقت باشه.
اگه این کاربر از کسی خوشش بیاد نمیره بهش بگه، وقتی کنارشه کار های عجیب و غریب و احمقانه انجام میده.