آگوا – Telegram
آگوا
282 subscribers
2.77K photos
103 videos
27 files
211 links
@storyofagua برای گوش‌ها

نموو.
Download Telegram
Mood
Forwarded from دختری از آنسوی اقیانوس
امید به آرزویت می‌رساند

۹ آپریل ۲۰۱۹

عکس: Greer, Arizona, September 2018
( شایدم تمام آرزو‌های‌مان جایی منتظرند )
روزهایی هست که ادم فکر میکند دارد میمیرد !
مغزش داغ میشود و حس میکند هر لحظه ممکن است از شدت غم خون دماغ بشود ،
بعد آدمی مثل من، فکر میکنه باید حرف بزنه وگرنه دق میکنه برای همین هشت صفحه نامه برای دختری که نه اسمش رو میدونه و نه سنش رو و چیز دیگری، مینویسد .(به این امید که حداقل یک نفر دیگر خوشحال بشه ).
و توی پاکت میگذارد
بعد که میبیند حالش فقط نیم تا بهتر شده از رو نمی رود و باز فکر میکند که چیکار کند بهتر است ‌.
حالم بهتره چونکه ؛
دیشب کلی کار انجام دادم ،
مکالمات کوتاه قشنگی داشتم ،
صپ پلی لیست روحیه بخش رو گذاشتم و کمی حرکات یوگای اپلکیشنی که ان جی گفته بود انجام دادم ، بعدش تو کلاس باکتری اشریشیا کلای کشت دادیم و استاد بهم گفت کارت خیلی خوبه و چون استادای آزمایشگاه معمولا سخت میگیرن سبب خوشحالیم شد ‌.
یه ایده برای شعر های هایکوم به ذهنم رسید که چشم ستاره ی شدم برای لحظاتی ،
صبح دوباره کمی نوشتم .
و چند چیز دیگه که به نظرم امیدبخش بود .
در شکنج سر زلف تو دریغا دل من
که گرفتار دو مار است بدین ضحاکی

سعدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
(قطعه‌ی از یکی از بهترین روزهای زندگی)
چونکه پر از حرفم بذارید یه اعلام وضعیت بکنم ؛

در تمامی روز های گذشته به جز وقتی که طی مکالمه ی نجات بخش تلفنی با دوستم حالم به عدد 6/5 رسید ، کف سنگ فرشا بودم ،
و امروز روز محشری بود که من نزدیک به ده بودم ،
اون دختر معرکه ایه و آدم با بغل شدن های سفت و چشم قلبی کننده ش جون میگیره،
طبق چیزی که گوشی میگفت 13,587 گام راه رفتیم
حرف زدیم حرف هایی که داشت خفه ام میکرد
و آواز خوندیم ( از قسمت های مورد علاقه ام )
و بستنی خوردیم
و گل یاس بو کردیم و یه گل زرد بدون بو هم بو کردم (الان روی کیف پولم یدونه از این گلاست)
و نگاه کردیم و حرف نزدیم
و بارون اومد (مدام)
و (چیز هایی دیگری که آدم دلش میخواهد برای خودش بماند)
امروز رو خوب نگاه کردم بو کردم و بوسش کردم و سعی کردم قدرش رو بدونم تا انتهای روز حالم رو خوب نگه دارم و گذاشتم تو صندوچه برای روز هایی که نور کمه نگاش کنم جون بگیرم .
حالا مسله این نیست که فکر کنم زندگی جذاب یا هیجان انگیز نیست
پر از ایده ام ، پر از فکر
حتی تازگی ها تصویر واضح تری از خواسته هام دارم و میدونم چی می خوام و چی رو بهتره طی کنم (تا حدودی)
حتی ترس هام کم شده
من نیاز دارم به خلق کردن و این بهم شور میده
اما این حجم غم رو نمیتونم انکار کنم ،
این حجم غمی که من رو پوشونده و انگار سگ سیاه افسردگی بهم چسبیده ،
و من هیچ ایده ی برای رهایی ندارم
به جز ادامه دادن
بعد کلاس یه دختره اومد گفت سلام این دختره رو میشناسی؟
(دختر مذکور مدل امریکاییه؟ کجاییه)
گفتم آره میبینمشون با دوست پسرش، خوبن
گفت من هر وقت تو رو میبینم یاد اون میفتم خیلی شبیهید!
و من برگ ریزان شدم
پ.ن: امروز آرایش نکردم در حد برق لب و ضد آفتاب فکر کنم واسه روحیه دادن گفت.
پ.ن: من جدی شبیه این نیستم ولی بقیه هم تایید کردن حالا جالب کجاست ؟
این شبیه یه دختریه که قبلا گفتن شبیه اونم ولی شبیه اون هم نیستم.

#سطح_دغدغه
#چرا_ادمو_دچار_بحران_میکنید
کانال رو پرایوت کردم
( لباس راحت بپوشید 🧠👽👩🏻‍🚀🧝🏻‍♀🧛🏻‍♀🧜🏻‍♀)
Mood
آقا در ادامه ی اون بحث زرد بذارید نشونتون بدم
مثکه اسمش آماندا سرنیه
این اون یکیه
ولی از امروز با فصلای قبل خودتونو ورزیده کنید!
و اینکه من نمیتونم این هفته ببینمش
اسپویل نکنید آقا.
Boomerang
Imagine Dragons
انرژی بخش