آگوا – Telegram
آگوا
282 subscribers
2.77K photos
103 videos
27 files
211 links
@storyofagua برای گوش‌ها

نموو.
Download Telegram
Look at me
Damien Rice
در باب اهمیت چشم‌ها
@samestuff
هر آدمی باید بداند برای چی می‌جنگد.


مردی به نام اُوِه|فردریک بکمن
#کتاب
تو باید یک جایی همین اطرافِ آشنا باشی
تجريش،‌ تورنتو،‌ اهواز
حوالی اَترک،‌ آسمان آبیِ آمل، نور
و آفاقِ آشناتری ... آنجا.

سید علی صالحی
بچه های عزیزِ کنکوری،
ضمن اینکه استرس نداشته باشین، اگه سوالی در مورد رشته ها، رتبتون، شانس قبولی، مشاوره، موندن برای سال بعد و ..دارین یا داشتین پیام بدین که جواب بدم بهتون.🌱💚
Forwarded from Wanna
همینطور که میبینید کلاوس بودلر هم اینجا مضطرب بود، من هم هستم، فکر کنم بیشتر.
و در راهِ چشم پزشکی.
Forwarded from باران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من جای #سیدعلی‌صالحی بودم، زنگ می‌زدم به وحید جلیلوند می‌گفتم مَرد! بیا همه شعرای منو بخون
بذار این مردم حظ کنن

#وحید_جلیلوند
#شعر
Forwarded from شده دیگه
نمی‌دونم مقدّمه‌ای رو که ملک‌الشعرای بهار بر دیوان پروین اعتصامی نوشته خوندید یا نه. از صدر تا ذیل ستایش پروینه.
حالا اینو می‌خوام بگم. استاد شفیعی کدکنی میگن:

"وقتی بهار این مقدّمه را می‌نوشت، در چنان پایه‌ای از خلاقیت ادبی قرار داشت، که اگر مقام پروین را تا ثریا هم بالا می‌برد، از شأن و مقام خود او چیزی کم نمی‌شد."

درس زندگی فقط همین. آدم خودش باید انقدر بزرگ باشه که برای بزرگ بودن و موندن، نیازی به کوچیک کردن بقیه نداشته باشه.

#شفیعی_کدکنی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«تو سبز بودی و کوچک
همچون جوانه‌ی کوکبی که بر صخره‌ی آسمان معلق است»
#Almost_blue_from_her_hands
Forwarded from für va (Vaerra)
برای لگولاس

حرف‌هایم از من رفته‌اند. ترکم کرده‌اند. محتاج دوست داشتنت هستم.
کسی نیست مرا بشنود. کسی را نمی‌بینم بخواهد مرا بخواند. اما اگر بدانم یک نفر هست که با حرف‌های من، بخواهد زنده بماند، من می‌نویسم.
شاید من کافی نباشم برای خوب کردن تمام آدم‌ها، برای خوب کردن خودم؛ اما یک نفر برای من کافی است.

برای کمک به من، نمی‌خواهم دردهایم را درک کنی. نمی‌خواهم درد من را بکشی. تو لبخند بزن فقط، به من که می‌رسی، مهربان‌تر باش، کمی مهربان‌تر از قبل، و قوی باش با وجود تمام چیزهایی که تقصیر تو نیست و تحمل می‌کنی. من هم خوب می‌شوم. من هم با تو می‌جنگم.

تو با شادی‌ات بجنگ. تو با شادی‌ات فریاد بکش. تو با لبخند ادامه بده، در حالیکه از تمام تنت درد می‌چکد.
به خودم گفته بودم حرف های خاکستری ننویس، همین شد که چند وقتیه اینجا کم مینویسم.
الان که خواستم بنویسم، انگار که هیچ وقت ننوشته باشم چیزی به ذهنم نرسید.
این روزا تو ذهنم واستون همه چیز رو تعریف میکنم.
بریت ماری اینجا بود و درک یک پایان رو شروع کردم و دوستشون دارم.
از چک لیست تابستون دو تا کار خیلی سخت(برای من سخت)رو انجام دادم برای همین پپرونی و فیلم و چیز هایی که آدم رو خوشحال میکنه فراهم کردم، اما راستش پپرونی تند بود فیلمش هم چنگی به دل نزد.
شبا به چیزای عجیب و قشنگ فکر میکنم، دلم باهاشون گرم میشه.
ما به نور احتیاج داریم،
و فکر میکنم همه چیز خوب میشه.

روز نوزدهم.
اینکه به پاستیل؟ها شکر یا همچین چیزی میزنن اصلا کار درستی نیست.