چند روز پیش که خوب نبودم فاطمه بهم گفت قبل از خواب به خاطرههای خوبت فکر کن.
اولین چیزی که به ذهنم رسید خاطرهی گرفتن دستت بود و بعد وقت گذروندنمون و پیتزا خوردنمون و سرد شدن هوا و راه رفتنمون و اون لحظه که ترجمهی خوب از بین کتابها رو انتخاب کردی و رد شدنمون از اون تونلی که نقشههای جهان رو داشت و همهی جزییاتی که از اون روزا تو دفترم نوشتم.
فردا روز قشنگیه برامون، بعد از یک سال یادم میاره چه روزای خوبی به وجود اومد.
پر از قصه، روشن، آروم، ملایم. 🌱
اولین چیزی که به ذهنم رسید خاطرهی گرفتن دستت بود و بعد وقت گذروندنمون و پیتزا خوردنمون و سرد شدن هوا و راه رفتنمون و اون لحظه که ترجمهی خوب از بین کتابها رو انتخاب کردی و رد شدنمون از اون تونلی که نقشههای جهان رو داشت و همهی جزییاتی که از اون روزا تو دفترم نوشتم.
فردا روز قشنگیه برامون، بعد از یک سال یادم میاره چه روزای خوبی به وجود اومد.
پر از قصه، روشن، آروم، ملایم. 🌱
بچههایی که کتاب دوست دارین.
15 درصد تخفیف تمامی کتاب ها با ارسال رایگان به مناسبت هفته کتاب به مدت 3 روز.
با کد تخفیف : ketabweb
ما آب حیات می فروشیم
https://ketabweb.com
و abrbook.ir هم ۲۰ درصد تخفیف داره و هزینه ی پستش بسیار کمه.
اگه کتاب با قیمت چاپ قدیم هم میخوایین avangard.ir (فقط برای تهران میفرسته)
15 درصد تخفیف تمامی کتاب ها با ارسال رایگان به مناسبت هفته کتاب به مدت 3 روز.
با کد تخفیف : ketabweb
ما آب حیات می فروشیم
https://ketabweb.com
و abrbook.ir هم ۲۰ درصد تخفیف داره و هزینه ی پستش بسیار کمه.
اگه کتاب با قیمت چاپ قدیم هم میخوایین avangard.ir (فقط برای تهران میفرسته)
[اعلام وضعیت]
یه ساندویچ خوشمزه شبیه ویدیوی بالا درست کردم ولی اصلا لذت بخش نبود.
خوابیده بودم روی تخت و کانال واحه رو میخوندم و بقیهی کانالها و رخوت بر من چیره شده بود و فکر کردم چقدر دلم وسایل مراقب پوستی میخواد و چند دقیقه بعد خواهرم اومد گفت کلی وسیله واست گرفتم البته منظورش شامپو و پن ضد جوش٫روشن کننده و قرص کلسیم بود! و کمی دلشاد شدم که بسته پستی اومد و کتاب برادرم رسید ولی دو تا کتاب من توی بسته نبود!!
ته پاکت یه پین هم بود که احتمالا روش نقاشی بکشم.
حالا هم برم کارای عقب افتاده رو انجام بدم.
یه ساندویچ خوشمزه شبیه ویدیوی بالا درست کردم ولی اصلا لذت بخش نبود.
خوابیده بودم روی تخت و کانال واحه رو میخوندم و بقیهی کانالها و رخوت بر من چیره شده بود و فکر کردم چقدر دلم وسایل مراقب پوستی میخواد و چند دقیقه بعد خواهرم اومد گفت کلی وسیله واست گرفتم البته منظورش شامپو و پن ضد جوش٫روشن کننده و قرص کلسیم بود! و کمی دلشاد شدم که بسته پستی اومد و کتاب برادرم رسید ولی دو تا کتاب من توی بسته نبود!!
ته پاکت یه پین هم بود که احتمالا روش نقاشی بکشم.
حالا هم برم کارای عقب افتاده رو انجام بدم.
Forwarded from نامههای کیان (Armina Salemi)
عوضش، عزیزم، از این پیچ جاده هم که رد بشیم، برات یه قصهی قشنگ میگم.
Forwarded from As she’s walking away
«زیرا که چشمان من، نجات تو را دیده است.»
انجیل لوقا ۲:۳۰
انجیل لوقا ۲:۳۰
دفترچهی ارشد رو نگاه کردم و یه مشکلی هست برای گرایشی که میخوام شرکت کنم.
به اندازهی اقیانوسها غمگین شدم.
تو کامنتها گفتن این مشکلی نیست ولی تو دفترچه اون مشکل هست.
به اندازهی اقیانوسها غمگین شدم.
تو کامنتها گفتن این مشکلی نیست ولی تو دفترچه اون مشکل هست.
آگوا
دفترچهی ارشد رو نگاه کردم و یه مشکلی هست برای گرایشی که میخوام شرکت کنم. به اندازهی اقیانوسها غمگین شدم. تو کامنتها گفتن این مشکلی نیست ولی تو دفترچه اون مشکل هست.
حس میکنم کامل نگفتم چقدر غمگینم اگه اینطوری باشه انگار یه دومینو از وسط مسیر ذهنیم واسه آینده برداشتن.
تنها راه و تنها گزینهای که دوست داشتم از بین میره.
تنها راه و تنها گزینهای که دوست داشتم از بین میره.