#برای_من_باش
بیشتر از لباسا دلم جهان بدون کرونا رو خواست که آدم رمق داشته باشه واسه بیرون رفتن یا لباس پوشیدن.
بیشتر از لباسا دلم جهان بدون کرونا رو خواست که آدم رمق داشته باشه واسه بیرون رفتن یا لباس پوشیدن.
Forwarded from SUT Twitter
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چقدر مصاحبه جواد ظریف با TOLOnews خوب بود؛ بیش باد و البته با رسانههای ایرانی به همین صراحت!
*شاگرد پیچیده *
@sut_tw
*شاگرد پیچیده *
@sut_tw
آگوا
[اعلام وضعیت] من خیلی ساله که برنامهریزی میکنمو همهچیز واسم زیادی طبقه بندی شده ست و هر چیزی رو تو یه دفتر مینویسم! یعنی در مورد هر موضوع یدونه دفتر دارم و این وقت زیادی رو میگیره و البته همه چیز رو سخت میکنه. تو وقتای استراحتم یه سری نکات نوشتم که…
بالاخره برنامهی جامعی که شامل همهی چیزای مد نظرم باشه رو نوشتم و خواستم ویدیو درست کنم ولی فکر کردم چون اول کارم و اولین برنامهای بود که دوسش داشتم احتمالا دچار مشکل یا ضعف باشه و چون منابع بهتری هست بهتره بقیه از اونا استفاده کنن تو یوتیوب با عنوان بولت ژورنال سالیانه یا برنامه ریزی سالیانه.
آگوا
Taylor Swift – Welcome To New York
این کانال رو به جهت داشتن پلی لیست و عکس و برای نقاشیهای پیج و پابلیک بودن ساختم.🎨
Forwarded from در جاده هاى دور
نیاز دارم صدای چرخهای چمدونم، روی سنگفرشهای یه شهر مه گرفتهی دوووور،رو بشنوم،خیلی نیاز دارم
[اعلام وضعیت]
امروز برگشتم خونه.
دیشب ماه رو دیدم حس میکردم بهش نزدیکم میتونستم حفرههاشو ببینم، نمیدونم خیال بود یا واقعا انقدر نزدیک بود.
دارم یونیکورنها رو رنگ میکنم و ذهنم رو خالی میکنم و بعدش احتمالا در مورد روزای قبل مینویسم که ایدههام و شلوغیهای توی سرم رو فوت کنم و ذهنم سبک شه.
کمی غمگینم ولی خب «روزای آفتابی رو یادم نرفته» کمی هم امیدوار کمی گوشهی رینگ و کمی نور توی دلم میچرخه که شکافش رو پیدا کنه.
باید بعد از نوشتن توی دفتر، کمی کتاب بخونم که وارد دنیای دیگهای بشم و احساسات بهتری داشته باشم.
امروز برگشتم خونه.
دیشب ماه رو دیدم حس میکردم بهش نزدیکم میتونستم حفرههاشو ببینم، نمیدونم خیال بود یا واقعا انقدر نزدیک بود.
دارم یونیکورنها رو رنگ میکنم و ذهنم رو خالی میکنم و بعدش احتمالا در مورد روزای قبل مینویسم که ایدههام و شلوغیهای توی سرم رو فوت کنم و ذهنم سبک شه.
کمی غمگینم ولی خب «روزای آفتابی رو یادم نرفته» کمی هم امیدوار کمی گوشهی رینگ و کمی نور توی دلم میچرخه که شکافش رو پیدا کنه.
باید بعد از نوشتن توی دفتر، کمی کتاب بخونم که وارد دنیای دیگهای بشم و احساسات بهتری داشته باشم.