دیشب داشتم بخش طراحی الگوریتم رو از کورس بوتکمپ ASP.net Core م در #دانشکار ضبط می کردم
بهتر دیدم، که به جز اون الگوریتم های معروفی که در کتاب های کلاسیک مون میاد و سال به سال پیش نمیاد که بچه های جونیور و مید ازش استفاده کنن، پارامترهای زیر رو برای انتخاب و طراحی الگوریتم برای حل مسائل بیزنس هاشون بهشون توضیح بدم :
Problem definition
Resource efficiency
Scalability
Maintainability
بهتر دیدم، که به جز اون الگوریتم های معروفی که در کتاب های کلاسیک مون میاد و سال به سال پیش نمیاد که بچه های جونیور و مید ازش استفاده کنن، پارامترهای زیر رو برای انتخاب و طراحی الگوریتم برای حل مسائل بیزنس هاشون بهشون توضیح بدم :
Problem definition
Resource efficiency
Scalability
Maintainability
❤9🔥4👏2
صبح شنبه تونو با این مقاله هوتن شروع کنید که چند جا در #رسمیو برامون نجات دهنده بود.
https://www.linkedin.com/posts/hootanht_microservices-systemdesign-softwarearchitecture-activity-7291205813237383168-9e17
https://www.linkedin.com/posts/hootanht_microservices-systemdesign-softwarearchitecture-activity-7291205813237383168-9e17
Linkedin
پترن 𝗢𝘂𝘁𝗯𝗼𝘅 چیه و چرا انقدر مهمه؟ | Hootan Hemmati
پترن 𝗢𝘂𝘁𝗯𝗼𝘅 چیه و چرا انقدر مهمه؟
حتماً تا حالا برات پیش اومده که بخوای پیام یا دادهای رو از یک سرویس به سرویس دیگه بفرستی، اما نگران باشی که اگه اون سرویس مقصد موقتاً از کار بیفته، تکلیف پیامت چی میشه؟ یا اینکه اگه هنگام آپدیت پایگاه دادهات خطایی رخ بده،…
حتماً تا حالا برات پیش اومده که بخوای پیام یا دادهای رو از یک سرویس به سرویس دیگه بفرستی، اما نگران باشی که اگه اون سرویس مقصد موقتاً از کار بیفته، تکلیف پیامت چی میشه؟ یا اینکه اگه هنگام آپدیت پایگاه دادهات خطایی رخ بده،…
👍11❤1🔥1😍1
Audio
🌀 ساکنان جزیره فرم رو درک کرده بودند، اما محتوی رو نه.
💥 امروز صبح، یهویی یاد آنتی پترن کلندر کدر افتادم، و خوب داستان جذابی داره این آنتی پترن. یهویی نشستم پست میکروفن و رکورد کردم.
01:20 World War II
02:30 Melanesia
03:25 Cargo Cult
07:35 Cargo Cult Programming
09:00 Calendar Coder Anti-Pattern
امیدوارم مفید بوده باشه. ببخشید دیگه باید صدای من رو تحمل کنید. ❤️
ویس در کست باکس هم آپلود شد.
https://castbox.fm/episode/Cargo-Cult-Programming-id5362393-id773612501
💥 امروز صبح، یهویی یاد آنتی پترن کلندر کدر افتادم، و خوب داستان جذابی داره این آنتی پترن. یهویی نشستم پست میکروفن و رکورد کردم.
01:20 World War II
02:30 Melanesia
03:25 Cargo Cult
07:35 Cargo Cult Programming
09:00 Calendar Coder Anti-Pattern
امیدوارم مفید بوده باشه. ببخشید دیگه باید صدای من رو تحمل کنید. ❤️
ویس در کست باکس هم آپلود شد.
https://castbox.fm/episode/Cargo-Cult-Programming-id5362393-id773612501
👍6
TondTech
من براش Async بودم، ولی اون منو با .result صدا میکرد
ببخشید شما چشماتون vim ه؟ چون وقتی نگاتون میکنم دیگه نمیتونم خارج شم.
#هوتن_همتی
#هوتن_همتی
🤣13👎2⚡1👏1
دنیام undefined بود، تو اومدی و type دلمو عوض کردی...
#مهدی_اسکندری
#مهدی_اسکندری
🤣7👎3
من براش ماژولار مونولیس بودم اون مایکروسرویس دوست داشت.
#مسعود_دانش_پور
#مسعود_دانش_پور
🤣15👎3
من خودش رو دوست داشتم ولی نامرد لودبالانسر بود هر بار ریکوئستم رو یه جای رندوم دایورت میکرد
اون برای من static تایپ بود، ولی من براش gen0 بودم، GC بیشرف نمیگذاشت ۴ ثانیه توی حافظهاش بمونم
#امین_مصباحی
اون برای من static تایپ بود، ولی من براش gen0 بودم، GC بیشرف نمیگذاشت ۴ ثانیه توی حافظهاش بمونم
#امین_مصباحی
❤13👎6👍1
TondTech
Voice message
دارید فوتبال نگاه میکنید؟ حس میکنیم تحقیره؟ اول اگر اینو گوش نکردین، بکنید حتما.
بعد به این دقت کنید که عربستان چقدر این چند دهه روی "فقط پیشرفت کشور خودش" سرمایه گذاری کرده.
آیا ما کاری میتونیم تو این لحظه انجام بدیم؟
دستمون خیلی خالیه، تنها ورقی که تو این بازی میتونیم ازش استفاده کنیم (اون هم اگر داشته باشیمش) "آگاهی" ه، با گسترشش باید بتونیم نسل های بهتر و آگاه تری رو بسازیم که شاید آینده قشنگ تری رو حداقل بشه آرزو کرد....
بعد به این دقت کنید که عربستان چقدر این چند دهه روی "فقط پیشرفت کشور خودش" سرمایه گذاری کرده.
آیا ما کاری میتونیم تو این لحظه انجام بدیم؟
دستمون خیلی خالیه، تنها ورقی که تو این بازی میتونیم ازش استفاده کنیم (اون هم اگر داشته باشیمش) "آگاهی" ه، با گسترشش باید بتونیم نسل های بهتر و آگاه تری رو بسازیم که شاید آینده قشنگ تری رو حداقل بشه آرزو کرد....
❤7👎1
Forwarded from صادق سپندارند
چاپلوسی در محیط کار: تاکتیکی همیشگی اما پرخطر
چاپلوسی، سکهای است که بیشتر از میزان ارزش آن ضرب میشود."
-فرانسوا دو لا
در هر سازمانی، افرادی را میبینیم که با تعریف و تمجیدهای اغراقآمیز، تلاش میکنند جایگاه خود را در نزد مدیران بالا ببرند. چاپلوسی در محیط کار موضوعی است که بسیاری از مدیران و کارشناسان کسبوکار آن را مضر میدانند. با این حال، این رفتار همچنان ادامه دارد. چرا؟ چون در بسیاری از موارد، این روش نتیجه میدهد.
تملق و چاپلوسی میتواند در کوتاهمدت سودمند باشد، اما همیشه خطراتی را نیز به همراه دارد. گاهی یک تعریف بجا و واقعی از مدیر یا همکار، نهتنها باعث ایجاد حس مثبت میشود، بلکه میتواند مسیر گفتوگو و همکاری را هموار کند. مسئله اینجاست که چاپلوسی وقتی مضر میشود که از روی ترس یا برای فریب باشد، اما اگر در قالب هوش اجتماعی و شناخت موقعیت باشد، میتواند بهعنوان یک مهارت ارتباطی مؤثر عمل کند. گاهی اوقات، این رویکرد باعث جلب توجه مدیران میشود، اما در مواقعی نیز ممکن است به نتایج عکس منجر شود. یکی از نمونههای جالب این موضوع را میتوان در رفتار برخی مدیران اجرایی در رویدادهای مهم مشاهده کرد. وقتی فردی تلاش میکند با تعارفات بیمورد خود را به یک مدیر قدرتمند نزدیک کند، ممکن است در نهایت در موقعیتی ناخوشایند قرار گیرد.
اما آیا راه بهتری برای جلب توجه مدیران وجود دارد؟ قطعاً. برخی از افراد ترجیح میدهند به جای چاپلوسی، با رفتار حرفهای و نمایش مهارتهای خود، توجه مدیران را جلب کنند. مثلاً، مطرح کردن سوالات هوشمندانه یا ارائه تحلیلهای دقیق میتواند تأثیرگذارتر از تحسینهای بیدلیل باشد.
در واقع، آنچه مدیران بیش از هر چیز به آن نیاز دارند، کارمندان توانمند و خلاقی است که بتوانند ارزش واقعی به سازمان اضافه کنند. بنابراین، هرچند که چاپلوسی ممکن است در برخی موارد مؤثر باشد، اما راهکارهای پایدارتر، صداقت و شایستگی حرفهای هستند. تاریخ نشان داده است که بسیاری از افراد که تنها با تملقگویی پیشرفت کردهاند، در نهایت در موقعیتهای حساس کنار گذاشته شدهاند.
بنابراین، بهترین استراتژی در محیط کار این است که به جای اتکا به تملق، با عملکرد قوی، ارتباط مؤثر و استقلال فکری، مسیر پیشرفت خود را هموار کنیم. در دنیای واقعی، مدیران افرادی را که میتوانند ارزشآفرین باشند، بیشتر از کسانی که فقط به دنبال جلب رضایت آنها هستند، میپذیرند و حمایت میکنند.
#چاپلوسی #فایننشال_تایمز #نفوذ #تعامل #سپندارند
چاپلوسی، سکهای است که بیشتر از میزان ارزش آن ضرب میشود."
-فرانسوا دو لا
در هر سازمانی، افرادی را میبینیم که با تعریف و تمجیدهای اغراقآمیز، تلاش میکنند جایگاه خود را در نزد مدیران بالا ببرند. چاپلوسی در محیط کار موضوعی است که بسیاری از مدیران و کارشناسان کسبوکار آن را مضر میدانند. با این حال، این رفتار همچنان ادامه دارد. چرا؟ چون در بسیاری از موارد، این روش نتیجه میدهد.
تملق و چاپلوسی میتواند در کوتاهمدت سودمند باشد، اما همیشه خطراتی را نیز به همراه دارد. گاهی یک تعریف بجا و واقعی از مدیر یا همکار، نهتنها باعث ایجاد حس مثبت میشود، بلکه میتواند مسیر گفتوگو و همکاری را هموار کند. مسئله اینجاست که چاپلوسی وقتی مضر میشود که از روی ترس یا برای فریب باشد، اما اگر در قالب هوش اجتماعی و شناخت موقعیت باشد، میتواند بهعنوان یک مهارت ارتباطی مؤثر عمل کند. گاهی اوقات، این رویکرد باعث جلب توجه مدیران میشود، اما در مواقعی نیز ممکن است به نتایج عکس منجر شود. یکی از نمونههای جالب این موضوع را میتوان در رفتار برخی مدیران اجرایی در رویدادهای مهم مشاهده کرد. وقتی فردی تلاش میکند با تعارفات بیمورد خود را به یک مدیر قدرتمند نزدیک کند، ممکن است در نهایت در موقعیتی ناخوشایند قرار گیرد.
اما آیا راه بهتری برای جلب توجه مدیران وجود دارد؟ قطعاً. برخی از افراد ترجیح میدهند به جای چاپلوسی، با رفتار حرفهای و نمایش مهارتهای خود، توجه مدیران را جلب کنند. مثلاً، مطرح کردن سوالات هوشمندانه یا ارائه تحلیلهای دقیق میتواند تأثیرگذارتر از تحسینهای بیدلیل باشد.
در واقع، آنچه مدیران بیش از هر چیز به آن نیاز دارند، کارمندان توانمند و خلاقی است که بتوانند ارزش واقعی به سازمان اضافه کنند. بنابراین، هرچند که چاپلوسی ممکن است در برخی موارد مؤثر باشد، اما راهکارهای پایدارتر، صداقت و شایستگی حرفهای هستند. تاریخ نشان داده است که بسیاری از افراد که تنها با تملقگویی پیشرفت کردهاند، در نهایت در موقعیتهای حساس کنار گذاشته شدهاند.
بنابراین، بهترین استراتژی در محیط کار این است که به جای اتکا به تملق، با عملکرد قوی، ارتباط مؤثر و استقلال فکری، مسیر پیشرفت خود را هموار کنیم. در دنیای واقعی، مدیران افرادی را که میتوانند ارزشآفرین باشند، بیشتر از کسانی که فقط به دنبال جلب رضایت آنها هستند، میپذیرند و حمایت میکنند.
#چاپلوسی #فایننشال_تایمز #نفوذ #تعامل #سپندارند
Forwarded from refhub
یه فیچر بتا داریم، که فعلا فقط برای همراهان کانال هست
https://refhub.ir/advisor/
لطفا تست کنید و فیدبک بدین
https://refhub.ir/advisor/
لطفا تست کنید و فیدبک بدین
❤5
دوپامین ارزان.pdf
454.3 KB
شیطان مدرن..
پ.ن، اسلایدها و تایتل مال خودم نیست. ولی جالب بود. رفرنس اصلی رو هم نیافتم متاسفانه
پ.ن، اسلایدها و تایتل مال خودم نیست. ولی جالب بود. رفرنس اصلی رو هم نیافتم متاسفانه
❤3
Forwarded from Zoomit | زومیت
سرویسهای ابردراک از ۳۰ بهمن متوقف میشود
🔴 ابردراک در بیانیهای با اشاره به محدودیتهای مالی اعلام کرد که تا پایان بهمن ماه سرویسهای خود را قطع خواهد کرد:
🔴 در راستای این تصمیم کلیه سرویسهای ابر دراک ظرف ۱۰ روز آینده قطع خواهد شد و ابردراک متعهد شده است در کوتاهترین زمان ممکن دادههای کاربران را به صورت ایمن و کامل بازگرداند.
🔴 سینا سلطانی مدیرعامل ابردراک در این بیانیه «اختلاف نظرهای بنیادین با سهامداران» دلیل توقف فعالیتهای این شرکت عنوان کرده است:
🔴 سلطانی اظهار امیدواری کرده ابردراک با ترکیب سهامداری جدید خود بتواند مشکلات را رفع و بار دیگر بتواند فعالیتها و ارائه خدماتش را از سر بگیرد.
👨💻 @TheZoomit
در ماههای اخیر با توجه به مشکلات و اختلاف نظرهای بنیادین بین سهامداران شرکت، توافقی برای حل چالشهای مالی شرکت صورت نپذیرفت و با توجه به عدم توانایی در ادامه سرویسدهی در سطح کیفی مطلوب همیشگی، تصمیم به توقف سرویسدهی گرفته شد که از این بابت متاسفم و مسئولیت آن را بر عهده میگیرم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1👎1
Forwarded from Refhub Books
نام کتاب: The molecule of more : how a single chemical in your brain drives love, sex, and creativity--and will determine the fate of the human race
نویسنده: Daniel Z. Lieberman;Michael E. Long
دسته بندی: Unordered
سال انتشار: 2018
تعداد صفحات: 256
قیمت با جلد نرم: 234,680 تومان
نویسنده: Daniel Z. Lieberman;Michael E. Long
دسته بندی: Unordered
سال انتشار: 2018
تعداد صفحات: 256
قیمت با جلد نرم: 234,680 تومان
📚 **مولکولِ بیشتر**
این کتاب جذاب از **دنیل لیبرمن** و **مایکل لانگ** به نقش دوپامین در زندگی ما میپردازد؛ از عشق و خلاقیت گرفته تا جاهطلبی و تصمیمگیری. اگر میخواهید بدانید چطور یک ماده شیمیایی سرنوشت انسانها را تغییر میدهد، این کتاب را از دست ندهید! ✨
Forwarded from Delpak Log
جلسه بازاندیشی (Retrospective) در بهبود فرآیند توسعه محصول و بلوغ شیوه همکاری ذینفعان، از اهمیت بسیار و نقش بیبدیلی برخوردار است. با این حال این پرسش اساسی مطرح است که آیا «شیوهی مرسوم» برگزاری این جلسات، میتواند تاثیری پایدار، ملموس و سودمند داشته باشد؟
اگر چهارچوبهای اسم و رسمدار چابکی را مرور کنید، خواهید دید که همگی شیوهای یکسان را برای برگزاری این جلسه پیشنهاد کردهاند:
🔹در آغاز: اعضای تیم با همکاری یک تسهیلگر شروع به نوشتن اتفاقات و اقداماتی میکنند که به گمان آنها خوب و خوشحالکننده بودهاند و یا بد و آزاردهنده.
🔹در میانه: سعی میشود به شکلی دموکراتیک، برخی از موضوعات مطروحه، انتخاب و به بحث گذاشته شوند.
🔹سرانجام: سعی میشود تا بر پایه توافقی جمعی (مبتنی بر آرای اکثریت) برخی اقدامات که به گمان اعضای تیم باعث بهبود و رضایت میشود، انتخاب شوند و همگی متعهد به رعایت آنها شوند.
جلسه بازاندیشی با این سبک و سیاق را به دلایلی که در ادامه خواهم گفت، کماثر میبینم و تجربهام نشان داده که نقصی بزرگ در این شیوه از برگزاری رترو وجود دارد. هدف این نوشتار هم شرح آن کاستی بزرگ و پیشنهادی برای اصلاح آن است.
نظریهی زمینه (Theory of Context) چیست؟
در حوزه جامعهشناسی، تصمیماتی که توسط بازیگران گرفته میشود، عموما به طور توامان به خشنودی جمعی و ناخشنودی جمعی دیگر منجر میشود. این تصمیمات که باعث اعطا یا سلب امتیاز به/از کسانی میشود، ذیل سرفصل «سیاستگذاری عمومی» مطالعه میشود. از این منظر، جلسه بازاندیشی اسپرینت هم نوعی از سیاستگذاری عمومی است که میتواند با وضع قوانینی هر چند محلی و محدود باعث شود توزیع امکانات و اختیارات به شکلی انجام شود که عدهای رضایتمند و عدهای ناراضی شوند. مثلا در ساحت جامعه ایران، نهادی مسؤل در حاکمیت تصمیم میگیرد تا در قالب طرح جوانی جمعیت به والدینی که صاحب فرزند میشوند امتیاز خودرو اعطا شود. یا در مقیاسی خردتر، در یک تیم عدهای تصمیم میگیرند که برای افزایش انگیزه، ساعتهایی در هفته به مطالعهی آزاد اختصاص یابد.
آن تصمیم هر چه که باشد و ساحت آن تصمیمگیری هر قدر کلان یا خرد باشد، آنچه که مهم است این است که تصمیمگیران کدام نظریه و نظام مفهومی را برای تحلیل وضع موجود و تبیین علل پیدایش آن برگزیدهاند. آیا اصلا برای تصمیمگیران روشن است که در کدام چهارچوب مفهومی به زمینهی پیدایش وضع موجود مینگرند؟ به عنوان مثال افرادی که فکر میکنند با اعطای امتیاز خرید خودرو، زوجها را تشویق به فرزندآوری میکنند، اولا باید توضیح شفافی دهند که به نظر آنها وضعیت فعلی معلول چه عواملی است؟ شکلگیری رفتارها و روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در طی زمان چگونه باعث شده است که رشد جمعیت این چنین شود؟ این همان نظریهی زمینه است. نظریهای که وظیفهاش ارایه شرحی روشن و عقلانی از علل پیدایش وضع موجود است. در نبود یک نظریهی زمینه (TOC)، نمیتوان گام بعدی یعنی ارایه مدلی برای تغییر را به درستی برداشت.
در مقیاس خردتر (مقیاس کار تیمی) هم، داشتن یک نظریه روشن از علل پیدایش وضع موجود نخستین گام برای رسیدن به بهبود پایدار است. مهم است که همه تصمیمگیران (اعضای تیم) به خصوص تسهیلگران، از ساختارهای رسمی و غیررسمی توزیع قدرت در سازمان، کنشهای افراد و تیمهای دیگر و ریشههای تاریخی شکلگیری گفتمان جاری در تیم آگاهی عمیقی داشته باشند. دست یافتن به این آگاهی، کار ساده و سر راستی نیست اما این نباید باعث شود که تصمیمگیران از این آگاهی ارزشمند چشمپوشی کنند.
نظریهی تغییر (Theory of Change) چیست؟
نظریهی تغییر در کنار نظریهی زمینه، یکی از پایههای اساسی تصمیمگیری و سیاستگذاری است. در حالی که نظریهی زمینه به ما میگوید «چرا وضعیت موجود به این شکل درآمده است»، نظریهی تغییر به این پرسش پاسخ میدهد که «چگونه میتوان این وضعیت را تغییر داد؟» نظریهی تغییر نمایانگر یک دستگاه فکری است که نشان میدهد برای رسیدن به یک هدف خاص، چه مداخلههایی باید انجام شود، چرا باید انجام شود و چه عوامل و شرایطی باید تغییر کنند تا آن هدف محقق شود.
یک نظریهی تغییر مناسب، زنجیرهای از روابط علّی و معلولی را شرح میدهد که در نهایت به تغییر مطلوب منجر میشود. این نظریه نه تنها نقطهی نهایی مطلوب را مشخص میکند، بلکه مسیر دستیابی به آن را نیز با جزییات توضیح میدهد. این موضوع در حوزهی سیاستگذاری عمومی، مدیریت سازمانی و حتی در سطح تیمهای چابک اهمیت حیاتی دارد.
اگر چهارچوبهای اسم و رسمدار چابکی را مرور کنید، خواهید دید که همگی شیوهای یکسان را برای برگزاری این جلسه پیشنهاد کردهاند:
🔹در آغاز: اعضای تیم با همکاری یک تسهیلگر شروع به نوشتن اتفاقات و اقداماتی میکنند که به گمان آنها خوب و خوشحالکننده بودهاند و یا بد و آزاردهنده.
🔹در میانه: سعی میشود به شکلی دموکراتیک، برخی از موضوعات مطروحه، انتخاب و به بحث گذاشته شوند.
🔹سرانجام: سعی میشود تا بر پایه توافقی جمعی (مبتنی بر آرای اکثریت) برخی اقدامات که به گمان اعضای تیم باعث بهبود و رضایت میشود، انتخاب شوند و همگی متعهد به رعایت آنها شوند.
جلسه بازاندیشی با این سبک و سیاق را به دلایلی که در ادامه خواهم گفت، کماثر میبینم و تجربهام نشان داده که نقصی بزرگ در این شیوه از برگزاری رترو وجود دارد. هدف این نوشتار هم شرح آن کاستی بزرگ و پیشنهادی برای اصلاح آن است.
نظریهی زمینه (Theory of Context) چیست؟
در حوزه جامعهشناسی، تصمیماتی که توسط بازیگران گرفته میشود، عموما به طور توامان به خشنودی جمعی و ناخشنودی جمعی دیگر منجر میشود. این تصمیمات که باعث اعطا یا سلب امتیاز به/از کسانی میشود، ذیل سرفصل «سیاستگذاری عمومی» مطالعه میشود. از این منظر، جلسه بازاندیشی اسپرینت هم نوعی از سیاستگذاری عمومی است که میتواند با وضع قوانینی هر چند محلی و محدود باعث شود توزیع امکانات و اختیارات به شکلی انجام شود که عدهای رضایتمند و عدهای ناراضی شوند. مثلا در ساحت جامعه ایران، نهادی مسؤل در حاکمیت تصمیم میگیرد تا در قالب طرح جوانی جمعیت به والدینی که صاحب فرزند میشوند امتیاز خودرو اعطا شود. یا در مقیاسی خردتر، در یک تیم عدهای تصمیم میگیرند که برای افزایش انگیزه، ساعتهایی در هفته به مطالعهی آزاد اختصاص یابد.
آن تصمیم هر چه که باشد و ساحت آن تصمیمگیری هر قدر کلان یا خرد باشد، آنچه که مهم است این است که تصمیمگیران کدام نظریه و نظام مفهومی را برای تحلیل وضع موجود و تبیین علل پیدایش آن برگزیدهاند. آیا اصلا برای تصمیمگیران روشن است که در کدام چهارچوب مفهومی به زمینهی پیدایش وضع موجود مینگرند؟ به عنوان مثال افرادی که فکر میکنند با اعطای امتیاز خرید خودرو، زوجها را تشویق به فرزندآوری میکنند، اولا باید توضیح شفافی دهند که به نظر آنها وضعیت فعلی معلول چه عواملی است؟ شکلگیری رفتارها و روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در طی زمان چگونه باعث شده است که رشد جمعیت این چنین شود؟ این همان نظریهی زمینه است. نظریهای که وظیفهاش ارایه شرحی روشن و عقلانی از علل پیدایش وضع موجود است. در نبود یک نظریهی زمینه (TOC)، نمیتوان گام بعدی یعنی ارایه مدلی برای تغییر را به درستی برداشت.
در مقیاس خردتر (مقیاس کار تیمی) هم، داشتن یک نظریه روشن از علل پیدایش وضع موجود نخستین گام برای رسیدن به بهبود پایدار است. مهم است که همه تصمیمگیران (اعضای تیم) به خصوص تسهیلگران، از ساختارهای رسمی و غیررسمی توزیع قدرت در سازمان، کنشهای افراد و تیمهای دیگر و ریشههای تاریخی شکلگیری گفتمان جاری در تیم آگاهی عمیقی داشته باشند. دست یافتن به این آگاهی، کار ساده و سر راستی نیست اما این نباید باعث شود که تصمیمگیران از این آگاهی ارزشمند چشمپوشی کنند.
نظریهی تغییر (Theory of Change) چیست؟
نظریهی تغییر در کنار نظریهی زمینه، یکی از پایههای اساسی تصمیمگیری و سیاستگذاری است. در حالی که نظریهی زمینه به ما میگوید «چرا وضعیت موجود به این شکل درآمده است»، نظریهی تغییر به این پرسش پاسخ میدهد که «چگونه میتوان این وضعیت را تغییر داد؟» نظریهی تغییر نمایانگر یک دستگاه فکری است که نشان میدهد برای رسیدن به یک هدف خاص، چه مداخلههایی باید انجام شود، چرا باید انجام شود و چه عوامل و شرایطی باید تغییر کنند تا آن هدف محقق شود.
یک نظریهی تغییر مناسب، زنجیرهای از روابط علّی و معلولی را شرح میدهد که در نهایت به تغییر مطلوب منجر میشود. این نظریه نه تنها نقطهی نهایی مطلوب را مشخص میکند، بلکه مسیر دستیابی به آن را نیز با جزییات توضیح میدهد. این موضوع در حوزهی سیاستگذاری عمومی، مدیریت سازمانی و حتی در سطح تیمهای چابک اهمیت حیاتی دارد.