در امریکا هم قانونی در حال بررسیه که به کادر مدرسه اجازه بده دختران رو برهنه کنن و اندام جنسی اون هارو معاینه کنن تا مطمئن بشن دختر ترنسی در فعالیتهای آموزشی حضور پیدا نکنه. و این قانون فقط با ۹ رای مخالف بیشتر از آرای موافق رد شده و به احتمال زیاد دوباره با اصلاحات جزئی برمیگرده.
فقط در یک ایالت کوچک امریکا سالانه 450,000 پرونده آزار جنسی و تجاوز به دختربچهها از طرف کادر مدرسه ثبت میشه که قراره از این به بعد کاملا قانونی بشه.
فقط در یک ایالت کوچک امریکا سالانه 450,000 پرونده آزار جنسی و تجاوز به دختربچهها از طرف کادر مدرسه ثبت میشه که قراره از این به بعد کاملا قانونی بشه.
😨114😭9
زن های سیسجندر ترف و طرفدار جی کی رولینگ که علیه زنان ترنس فعالیت میکنن سرمایه گذاری بزرگشون روی این موضوعه که "به اندازه کافی زنن". در حالی که هیچکس نمیتونه به اندازهی کافی زن باشه. معیارهای مردسالارانه راهی رو پیدا کردن که مادر افسانهای عیسی مسیح، مریم مقدس، زنی که خودشون با بالاترین استانداردها و عجیب ترین افسانهها شکلش دادن رو هم نقد کنن و نپذیرن. باقی زنان که جای خودشون رو دارن. کافیه یکبار لباسی که دوست داری رو بپوشی تا تبدیل بشی به یک فاحشه که مثل خانوما رفتار نمیکنه. کافیه کار خانگی انجام ندی تا معلوم بشه جایگاهت بعنوان یک زن رو فراموش کردی. کافیه نتونی یا نخوای بچه بزایی تا بهت به چشم یه زن ناقص نگاه کنن. کافیه شهامت داشته باشی تا بهت بگن مردونه شدی. اگر صورتت مو داشته باشه، اگر پریود نشی، اگر استخون بندی درشتی داشته باشی و یا قد بلندی داشته باشی هم تبدیل به یک مرد میشی. همونطور که ایمان خلیف زن سیسجندر الجزایری بخاطر قوی بودن و باربی نبودن در رسانهها تبدیل به یک مرد شد. باید بجای سانت زدن بقیه با همین خط کش ها با هدف اینکه زنانگیشون رو ازشون بگیریم، اونارو زمین بذاریم چون ما هم نمیتونیم زنی باشیم که کسانی که معیار ها رو ساخته ازمون میخواد.
👍119❤7
از دروغهایی که درباره لیا توماس، زن ترنس برنده مسابقات شنا گفته میشه خسته شدم پس بیاید روشنگری کنیم.
لیا توماس در مصاحبش:
۱. اون از ۵ سالگی شنا میکرده
۲. اون رکوردی به اسم خودش ثبت نکرده
۳. اون در ۲۷ رکورد برتر مسابقات شنا جایی نداره.
۴. رکورد مسابقات شنای زنان دست Katie Ledecky یک زن سیسجندره و تمام رتبه های بعدی هم زنان سیسجندر هستن.
۵. زنان ترنس برای رقابت باید کاملا تحت hrt قرار بگیرن، تستوسترون کمتری نسبت به زنان سیسجندر داشته باشن، توده های عضلشون رو از دست بدن و با تستهای زیادی اثبات کنن برتری فیزیکی نسبت به سایر شرکت کنندهها ندارن.
۶. لیا بعد از هورمون تراپی نه تنها توده عضلاتش رو از دست داد و اندامش تحلیل رفتن، بلکه یک اینچ هم قدش کوتاه شد.
۷. لیا به طور متوسط خیلی کند تر از زمان قبل از هورمون تراپی شنا میکنه.
۸. لیا توماس فقط یک مسابقه رو برنده شد و در دو مسابقهی دیگرش به ترتیب پنجم و هشتم شد و از یازده زن سیسجندر با اختلاف زیادی شکست خورد.
لیا توماس در مصاحبش:
"بعد از کام اوت کردن به افسردگی طولانیای که داشتم غلبه کردم و با اشتیاق و شادی بیشتری شنا کردم ولی الان دیگه مطمئن نیستم که ادامه بدم"
❤100👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1. گرومینگ چیه؟
اصطلاح Grooming به فرایند دستکاری روانی اشاره داره که طی اون یک فرد بالغ سعی میکنه با کودکان و نوجوانان رابطهای نزدیک بسازه به قصد اینکه در آینده از اونها سواستفادهی احساسی، جنسی و فیزیکی کنه. این حقهها اغلب طی زمان طولانی و به تدریج اتفاق میفتن که قربانی باور کنه رابطهای ویژه با فرد Groomer داره در حالی که در واقعیت داره آزار میبینه.2. مراحل گرومینگ:
- در مرحلهی اول، اغلب گرومر دنبال کودکانی میگرده که حس میکنه میتونه از تنهایی، اضطراب، اعتماد بنفس پایین، مشکلات خانوادگی یا میل به پذیرفته شدن اونها برای اهداف شوم خودش سواستفاده کنه.
- در مرحلهی دوم، آزارگر از خودش یک فرد حامی و قابل اتکا در ذهن کودک میسازه و اعتماد کودک رو جلب میکنه در حالی که اون رو به خودش وابسته میکنه.
- در مرحلهی سوم، گرومر سعی میکنه سواستفاده از کودک رو نرمالایز کنه و درباره عشق، روابط رمانتیک و سکس حرف میزنه. اون سعی میکنه واکنش کودک در برابر تماس های فیزیکی و لمس اعضای بدن رو بسنجه و اونها رو به حداقل برسونه. آزارگر تلاش میکنه که کودک باور کنه اون با دیگران متفاوته.
- در مرحلهی چهارم آزارگر سعی میکنه نگرش کلی کودک رو منیپولیت کنه تا کودک وقتی مقاومت میکنه و آزارگر رو زیر سوال میبره، احساس گناه و یا خطر کنه. گرومر از لاس زدن، قول دادن درباره عشق و ازدواج یا تهدید به ترک کردن کودک برای کنترل اون استفاده میکنه. کودک در این مرحله کاملا وابسته به آزارگر میشه.
- در مرحلهی پنجم گرومر مطمئن میشه که کودک دست به افشاگری نزنه. با گفتن چیزهایی مثل "مردم ما رو نمیفهمن." اونا تورو مقصر میدونن." یا "اگر چیزی بگی من و تو آسیب میبینیم" کودک رو مجبور به سکوت میکنن. این مرحله با تزریق حس گناه و شرم، و همچنین تهدید کودک پیش میره.
- مرحلهی ششم، زمانیه که آزارگر کاملا پیش زمینهها رو فراهم کرده و کودک رو وابستهی خودش کرده. در این مرحله اون به راحتی آزار جنسی، فیزیکی، احساسی و روانی رو شروع میکنه. این آزار ها میتونن شامل روابط جنسی و یا حملات فیزیکی باشن. در روابط مجازی گرومرها درخواست عکس و فیلم جنسی میکنن.
- مرحلهی هفتم زمانیه که فرد آزارگر و گرومر علاقهی خودش رو از دست میده و یا از ترس لو رفتن سعی میکنه رابطه رو تموم کنه. معمولا در این مرحله زمینهای چیده میشه که کودک مقصر اتمام رابطه شناخته بشه و تقصیر ها رو بپذیره.3. چرا گرومینگ و پدوفیلیا تجاوز محسوب میشه؟
دلیل اول اینه که کودک نمیتونه رضایت بده. رضایت اصل اخلاقی روابطه که کودکان، نوجوانان و افراد زیر ۱۸ سال بدلیل عدم بلوغ شناختی و احساسی و ناتوانی در درک عواقب رابطه با یک فرد بزرگسال قادر به رضایت دادنی که اعتبار داشته باشه نیستن. مهارت تصمیم گیری در کودکان تازه در حال شکل گیریه که باعث میشه اون ها در برابر اجبار، فریب خوردن و منیپولیت شدن، بهره کشی و استثمار آسیب پذیر باشن.4. نابرابری قدرت یعنی چی و چه تاثیری داره؟
دوما تحقیقات اثبات کرده که روابط بین بزرگسالان و کودکان باعث ترومای طولانی مدت، PTSD، افسردگی و اضطراب، عزت نفس پایین و مشکلات اعتماد میشه و کودکان رو به خودکشی و سلف هارم سوق میده. مغز یک کودک هنوز در حال رشده و قرار گرفتن در معرض همچین روابطی رشد عادی احساسات اونها رو مختل میکنه. سوما کودکان در روابط جنسی با بزرگسالان آسیبهای روانی و جسمی زیادی رو تجربه میکنن. مثل پارگی و خونریزی بر اثر دخول، بارداری های خطرناک و ریسک مرگ و بیماری. کودکان در چنین روابطی نمیتونن درخواست کمک کنن حتی اگه از وضعیت آگاه باشن.
نابرابری قدرت به جایگاه بالاتر و یا پایین تر یک شخص در رابطه اشاره داره که در این مبحث میشه به قدرت بیشتر یک بزرگسال دربرابر یک کودک اشاره کرد. یک بزرگسال پول، قدرت جسمی، چهرهای موجهتر، تجربهی بیشتر، احساسات باثبات تر و نقش اجتماعی پررنگ تری داره که ناخوداگاه در هر صورتی کودک و فرد کمسن رو در معرض آسیب و بهره کشی قرار میده حتی اگر رضایت کاذبی وجود داشته باشه. همچنین تحقیقات نشون میده قربانی روابط نابرابر بودن در کودکی باعث آسیب دیدن بیشتر در بزرگسالی هم میشه.5. مذهب و فرهنگ نمیتونن پدوفیلیا رو اخلاقی کنن.
در حالی که ادیانی مثل اسلام و مسیحیت و فرهنگهایی مثل فرهنگ آسیای شرقی و فرهنگ ایران آزار جنسی کودکان رو توجیه میکنن، اخلاقیات امروزی به هیچ وجه نمیتونه همچین چیزی رو بپذیره و هر شکلی از پدوفیلیا و کودک همسری بر خلاف قوانین حقوق بشره.بسیاری از گرومرها سعی میکنن پدوفیلیا رو از طریق رسانهها، صنایع سرگرمی، دین و فرهنگ عادی سازی کنن. بسیاری از هنرپیشهها و سلبریتیها، معلمها، رهبران مذهبی و سیاستمداران به جرم آزار جنسی کودکان اکسپوز شدن ولی بدلیل پول و قدرت تونستن از زیر بار مسئولیت فرار کنن. ما دیگه نباید بذاریم این وضع ادامه پیدا کنه.
❤100👍20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چطور جراحی افراد ترنس در ایران قانونی شد؟
عدم شناخت این پروسه توسط مردم باعث شده عدهی زیادی به اشتباه فکر کنن ایران یک کشور حامی برای افراد ترنس محسوب میشه، پس لطفا متن زیر رو بخونید.
عدم شناخت این پروسه توسط مردم باعث شده عدهی زیادی به اشتباه فکر کنن ایران یک کشور حامی برای افراد ترنس محسوب میشه، پس لطفا متن زیر رو بخونید.
مریم خاتون ملک آرا، شخصی که فتوای مجوز جراحی رو از خمینی گرفت، از زمان شاه با خمینی نامه نگاری میکرد که فتوا بگیره تا در جامعه مذهبی که درش بوده پذیرفته بشه. و خمینی اون زمان فتوای جراحی برای افراد اینترسکس رو صادر میکنه که "بتونن وظیفههای شرعیشون رو انجام بدن" نه بعنوان یک حق، بلکه در جهت منافع دینی. مریم خاتون به همراه جمعی از افراد ترنسجندر به "فرح پهلوی" مراجعه میکنه و از جانب اون با حمایت کامل روبرو میشه و هورمون تراپی رو شروع میکنه. بعد از وقوع انقلاب، مریم خاتون از شغلش اخراج میشه، مدارکش ازش گرفته میشه، به بیمارستان روانی برده میشه و تستسترون بهش تزریق میشه و بعد به زندان انداخته میشه. ولی بعلت نامه نگاریهای زیاد مریم خاتون با رهبران شرعی، اون نفوذ زیادی داشته و موفق میشه از زندان خارج بشه. بعد از آزادی مریم خاتون یک قران در دست گرفت، یک کت دور خودش پیچید و به تقلید از مراسم عاشورا کفش هاش رو دور گردنش بست و رفت جلوی در خونه خمینی. گاردهای امنیتی اون رو کتک میزدن ولی اون مدام فریاد میزد "من یک زنم، من یک زنم". ماموران امنیتی مشکوک میشن که شاید زیر لباسش بمب مخفی کرده باشه برای همین اون رو برهنه میکنن و بدنش رو وارسی میکنن که متوجه میشن اون برجستگی سینه هاشه و میبرنش پیش خمینی. اونجا به خمینی میگه من از دو سالگی با گچ دیوار ارایش میکردم و خمینی رو درواقع فریب میده که اون رو مجبور به صدور فتوا کنه. و این نگرانی رو مطرح میکنه که بدون جراحی قادر نخواهد بود وظیفههای شرعیش رو انجام بده و خمینی فتوای قبلی رو برای حفاظت از فرقه دینی خودش تکرار میکنه. در ایران حقوق افراد ترنس فقط براساس یک فتواست نه یک حق انسانی به رسمیت شناخته شده. و اون فتوا هم حاصل مسیر پر از رنجیه که مریم خاتون ملکآرا طی دههها قبل و بعد انقلاب طی کرده و با مبارزات سخت ممکن شده. امروزه در ایران برای تغییر مدارک هویتی حتما لازمه مجوز جراحی گرفته بشه که این مجوز حدود یک دهه شکنجه کامل رو برای هر فرد به همراه داره. چون فرد باید هرروز بین روانشناس و پزشکی قانونی و قاضی و نهاد های قانونی مختلف دویدگی کنه، بارها تحقیر و گسلایت بشه و جنسیتش زیر سوال بره، غرور خودش رو بشکنه و مدام دروغ های اغراق امیز و غیرواقعی درباره رفتارهای خودش به دکترها و قاضی بگه. مثل مریم خاتون که ادعا کرد دوسالگی با گچ ارایش میکرده. و افراد ترنس در نهایت بعد از چندسال دوندگی شاید موفق بشن بعنوان یک "بیمار دارای اختلال هویتی" شناخته بشن و مجوز و نوبت جراحی مربوط به چندسال آینده رو بگیرن که گاهی تا ده سال طول میکشه که حتی بعد از جراحی هم فرد ترنس با ممنوعیتها و محدودیت های بیشماری در زمینه اشتغال و تحصیل روبرو میشه . جدا از این همه قتل کودکان ترنس بدلایل ناموسی در ایران و جدا از نرخ خودکشی بالا و ترنسفوبیای شدید در فرهنگ و جامعه و دین، قانون ایران هم قانونی نیست که طرف افراد ترنس باشه و فقط ابروداری از فتوای خمینیه. در حال حاضر اکثر پرونده های افراد ترنس بررسی نمیشه.
❤167👍15
"اثر از هنرمند جداست" و حالا ما یک نویسندهی ترنسفوب رو داریم که با پول فروش آثارش داره افراد ترنس رو سلاخی میکنه
👍176
دلیل
۲۰ فروردین مرد چهل سالهی بندرعباسی، جلوی چشم فرزند هفت سالهش، همسرش رو به قتل رسوند و بعد خودش رو از بالکن به پایین پرت کرد و خودکشی کرد. این مرد قاتل با نهایت بی شرمی روی در و آینه نوشت دلیل قتل همسرش خیانت اون بوده... "دلیل".
فرهنگ ناموس پرستی و غیرت در ایران هر ساله فقط طبق آمار رسمی صدها قربانی میگیره. این در حالیه که اکثریت قتلهای ناموسی تحت عناوین خودکشی، مرگ طبیعی و یا مفقودی ثبت میشن.
فرهنگی که وجود زنان رو به مثابه کالای بسته بندی شده بین مردان معامله میکنه و یک زن رو چیزی بیشتر از "آبروی دیگری" نمیبینه. فرهنگی که زن با لباس سفید میره و با کفن سفید برمیگرده. کشوری که زن حق طلاق در اون نداره و نمیتونه از خشونت خانگی و روابطی که انتخاب نکرده فرار کنه. کشوری که ازدواج اجباری در اون حرف اول رو میزنه. کشوری که در اون قاتل از سوی جامعه تشویق میشه چون زن یک فرد مستقل نیست؛ فقط ناموس یک مرده.
کشوری که به مردان اجازه میده دلیل موجه برای نابودی یک زندگی و قتل های وحشیانه داشته باشن. ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی به مردان اجازه میده با اتهام خیانت زنان رو بدون ترس از حکم قصاص به قتل برسونن.
👍69😭30
فمینیسم برابری نیست.
شاید تا حالا افراد زیادی رو دیده باشید که خودشون رو برابریخواه و فمینیسم رو جنبشی برای برابری معرفی میکنن. اما برابری واقعا به چه معناست؟ اگر مغلطهوار به برابری متوسل بشیم، چه اشتباهاتی ممکنه رخ بده؟ در ادامه بررسی میکنیم که چرا "نباید" فمینیسم رو برابری دونست:
دلیل اول: برابری هدف و مقصد نهاییه، نه فرایند کار.
هدف بودن به این معناست که برابری داشتن در جامعه حاضر، چیزی نیست که محسوس و قابل تعریف باشه. برابری جنسیتی در اقتصاد، بهداشت، زندگی اجتماعی و سیاست، به گفته سازمان ملل هنوز بیش از ۱۳۰ سال با ما فاصله داره پس نمیتونیم در دنیایی به غایت مردسالار به مردان هم سواری بدیم. اکتهای کوچک و فردی ما، باعث ساقط شدن سیستم جنسیتزده با قدمتی چندین هزارساله نمیشه. برابریخواهی، با نگاه کورجنسیتی، ابعاد مختلف زندگی زنان، تاثیرات ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و نقش مردان در سرکوب و بهرهکشی مداوم از زنان رو انکار میکنه و مشکلات زنان رو به عوامل غیرجنسیتی نسبت میده و بدیهیاتی مثل ستم و تبعیض به خاطر زن بودن رو انکار میکنه.
دلیل دوم: فمینیسم به برابری محدود نمیشه!
بله، یکی از اهداف فمینیسم دستیابی زنان به "حقوق برابر" در عرصههای اجتماعی، مدنی، سیاسی و اقتصادیه. ولی چیزهای دیگه ای مانند امنیت برای زنان، کنترل بر بدن، قدرتبخشی، تقویت زیرساختها برای حضور موثر زنان در جامعه و.. هم از اهداف اساسی فمینیسم هستن که لزوما با ایجاد فرصتهای برابر حاصل نخواهند شد.
دلیل سوم: در این دنیا هیچکس با دیگری برابر نیست!
ما باید متوجه باشیم که حتی بین افراد یک جنسیت هم نمیشه دو نفر رو پیدا کرد که کاملا یکسان باشن، با این حال بیشتر مردم وقتی لغت برابری رو میشنون احساس میکنن فمینیسم در تلاش برای اثبات یکسان بودن انسانهاست. انقدر زنان فمینیست برای توضیح اینکه لفظ برابری جنسیتی به معنای یکی بودن با مردان نیست وقت گذاشتن که اگر این زمان و انرژی رو به هر کار دیگهای اختصاص داده بودیم، در مدتی اندک جشن پیروزی میگرفتیم. درواقع ما میپذیریم انسانها یکسان نیستن، اما این تفاوتها نباید توجیهگر ستم و تبعیض علیه قشری و یا پایمالی حقوق انسانی اونها باشه.
دلیل چهارم: فمینیسم مرد محور نیست.
لازم نیست برای برخورداری از حقوق، حتما مرد یا مانند مردان بود. برابریخواهی این معنی رو تلقی میکنه که فمینیسم ایدهآلهای خودش برای آیندهی زنان رو بر اساس موقعیت فعلی مردان تعریف میکنه و تنها تلاشی بیهوده برای مردانه کردن زنان هست. این نگاه، مردان رو به عنوان نقطه مرجع قرار میده و زنان رو در جایگاه "افراد ناکامل" که میخوان "مرد" باشن، میبینه؛ درحالی که حتی میان خود مردان هم نابرابری و سلسلهمراتب قدرت وجود داره. فمینیسم هرگز به دنبال ایجاد سلسلهمراتب جدید بین زنان نبوده و نیست. فمینیسم برای قدرت و عاملیت همه زنان مبارزه میکنه.
اگر فمینیسم رو برابری ندونیم، پس چیه؟
در اواخر قرن نوزدهم و در جریان کنگرههای زنان در اروپا، فمینیسم به تدریج به عنوان جنبشی زنانه برای آزادی و احقاق حقوق زنان تعریف شد. برابری نامیدن فمینیسم به عنوان یک جنبش، فرصتهای زیادی رو برای مغلطههای ضد فمینیستی فراهم میکنه. مردان سعی میکنن فمینیسم رو در دو راهی کاذبی مثل "برابری یا عدالت" قرار بدن و به طور ناقص اون رو نقد کنن؛ و نقدی که طبق تعاریف مردان از عدالت یا برابری باشه همواره به ضرر زنان خواهد بود. تعریف درست داشتن از فمینیسم، از ما در برابر سؤالات سطحی مانند "چرا به مردان نمیپردازید؟" هم محافظت میکنه.
تا زمانی که زنان اختیار انتخاب در پوشش، سبک زندگی، وضعیت تاهل، تفکر، حق مهاجرت، اشتغال، تحصیل و کنترل بر بدن خودشون و هزاران هزار چیز دیگه رو ندارن، فمينيسم بايد جنبشى براى زنان و منحصرا براى آزادى و حقوق زنان باشه و به مصائب زنان در ابعاد مختلف قوانين، دين، مذهب، عرف و فرهنگ مثل زنستیزی، خشونت مردان عليه زنان، تجاوز و تعرض مردان به زنان، كليشههاى جنسيتی مخرب عليه زنان و.. بپردازه و در جهت رفع كامل اونها تلاش كنه.
حتی در معنای لغوی هم فمينیسم (فمينا + ايسم) حکایت از گروهی جنسیت محور و زنانه داره و نه جنبش برابری خواهی.
❤118👍17
زنستیزی سیستماتیکه، پشتوانهی قانونی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی داره، هزاران سال تاریخ داره و به واسطهی اون تاریخ در تمامی عرصههای زندگی زنان نفوذ کرده.
مردستیزی فقط کامنتیه که تو دوست نداشتی.
مردستیزی فقط کامنتیه که تو دوست نداشتی.
👍219💯11
وقتی زنان دستمزد نصف گرفتن، جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی حق سقط از زنان گرفته شد، جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی دسترسی به لوازم پیشگیری از بارداری ممنوع شد تا زنان مجبور به زایمان بشن، جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان رو بدلیل زن بودن استخدام نمیکردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی اکثریت زنان قربانی خشونت خانگی شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان درگیر نقشهای سنتی مردسالارانه شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی حضور زنان در سیاست ممنوع شد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان حق مالکیت زمین و دارایی نداشتن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان نمیتونستن تجارت کنن یا حتی حساب بانکی باز کنن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان درگیر ازدواج اجباری شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان حق طلاق نداشتن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان قربانی آزار جنسی در محیط کار شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان از دسترسی به مراقبت های بهداشتی ضروری محروم شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان هم از اشتغال و کسب درآمد منع شدن و هم وظیفه بزرگ کردن کودکانشون به گردنشون افتاد و مجبور شدن برای سیر کردن شکم بچهها به بدترین خفتها تن بدن، جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان در سیستم حقوقی دیوانه انگاشته شدن و شهادت و شکایات اون ها نادیده گرفته شد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان رو در سرتاسر رسانهها ابژه انگاری کردید و اون هارو حیوانخو، احمق، ضعیف، ناتوان و بیشجنسی شده نشون دادید جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان از ابتدایی ترین آموزشها محروم شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان از ارث محروم میشدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان در مذاهب و آیینها قربانی میشدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی ادیان مردانه وجود زنان رو گناه خوندن و از حقوق انسانی محرومشون کردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی جلوی سفر و آزادی اجتماعی زنان گرفته شد و در خانه هاشون حبس شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی هزاران سال برای پوشش زنان تصمیم گرفتن و بدن زن در هر جغرافیایی به نحوی تابو شد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی دختران رو از نوزادی و شیرخوارگی به عقد و ازدواج مردان دراوردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی اندام جنسی زنان رو مثله کردن تا جلوی لذت جنسیشون رو بگیرن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی در جنگهای مردانه، به زنان تجاوز میشد و به اسارت و بردگی گرفته میشدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی در ادیانی مثل زرتشت در زمان پریود زنان رو از حضور در شهرها و منازلشون منع میکردن و در محل نگهداری حیوانات حبسشون میکردن و اون ها رو نجس میخوندن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان رو با اتهام روابط جنسی سنگسار میکردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان از حق تحصیل منع شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی فقر چهره زنانه گرفت چون زنان به طور کلی از اقتصاد کنار گذاشته شده بودن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی بدن زنان رو برای فروش کالاها به نمایش میذاشتن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی که فرهنگ تجاوز روایات زنان رو کم اهمیت جلوه میداد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان از ورزش محروم بودن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی که دختربچهها تحت فشار اجتماعی شدیدی برای ازدواج و خانه نشینی بودن و بعد از ۱۲ سالگی ترشیده لقب میگرفتن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان رو از زمینه های مهندسی، ریاضی، تکنولوژی و.. حذف کردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی تجاوز و خشونت جنسی علیه زنان رو بعنوان یک سلاح برای تحقیر و مجازات بکار بردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان رو در اینترنت تا سر حد مرگ تحت آزار و اذیت جنسی و حملات انلاین قرار میدادن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنانِ قربانی، مقصرِ جرائم جنسی جلوه داده شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی دستاورد های زنان در علم، هنر، سیاست و زمینههای اجتماعی نادیده گرفته شد و نتایج تحقیقات زنان در علم به طور سیستماتیک کنار گذاشته میشد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی نقش زنان در جنبش ها و انقلاب ها در کتب تاریخی سانسور میشد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی آثار ادبی و هنری زنان توسط مردان به سرقت میرسید جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی هویت حاکمانِ زن، توسط تاریخ نویسان، به عروسک های جنسی زینتیِ دست نشانده تقلیل پیدا میکرد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی تحقیقات و مطالعات و حتی اختراعات زنان برای قرنها به نام مردان زده میشد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان بخاطر میل جنسی داشتن مجرم شناخته شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان برای متهم شدن به سواد داشتن سوزانده میشدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی دختر بچه ها توسط پدران و برادرانشون سلاخی میشدن جنگ جنسیتی نبود.وقتی مردان هزاران سال خشونت کردن و زنان رو به بردگی گرفتن جنگی در کار نبود. فقط وقتی جنگ جنسیتی شروع شد که زنان قادر شدن و تصمیم گرفتن که حرف بزنن. مگه نه؟
👍229❤20
دانی دیویس، زن سیسجندر شاغل در والمارت از دستشویی استفاده میکرده که متوجه یک مرد در دستشویی شده که از پشت در بهش فحاشی میکنه و اسلرهای ترنسفوبیک میگه. چون بخاطر قد بلندش فکر کرده بوده زن ترنسه. بعد اینکه اون زن ماجرای آزار رو به محل کار گزارش داده بجای رسیدگی به ماجرا و توبیخ همکار مرد، خودش اخراج شده. حالا هر مردی میتونه بره تو دستشویی زنونه و زنها رو زیر مشت و لگد بگیره و بعد بگه فکر کردم ترنس بود.
😭214😨39
تی بیلز زن سیسجندر لزبین و دارای معلولیت وقتی با دوست دخترش به فروشگاه M&S رفته دچار حمله صرع شده و سعی داشته از دستشویی زنان دارای معلولیت استفاده کنه که توسط کارمندها بیرون میشه و به طرز خشنی به داخل دستشویی مردانه پرتاب میشه و وقتی تی چشماشو باز میکنه یه مرد در حال ایستاده ادرار کردن رو میبینه.
😭189👍3
"ازدواج و مهریه"
همین ابتدای کار باید بپذیریم که ازدواج در ایران یک تصمیم احساسی و شخصی نیست و در بستر خشونت ساختاری معنا پیدا میکنه؛ پس اول از جایی شروع میکنم که معمولا بهش پرداخته نمیشه. نه خود ازدواج، بلکه زندگی یک زن ایرانی پیش از ازدواج. در فمینیسم رادیکال مفهومی داریم به اسم ساختارهای اجتماعی بازتولید شونده، یعنی ساختارهایی که نسل به نسل وضعیتی خاص رو تثبیت میکنن. زنان در ایران بخاطر نقشهای تحمیلی و دیکته شده، از بدو تولد محکوم به ازدواج و پرورش فرزندان هستن و برای همین امر تربیت میشن؛ پس حتی پیش از هرگونه تصمیمگیری فردی درباره ازدواج، خیلی از حقوق بنیادین و آزادیهای مدنی خودشون رو بدلیل ازدواج از دست میدن.
مثلا کنترل بر بدن: اجبار به حفظ بکارت، همراهی با مفاهیمی مثل حیا و ناموس، غیرت که از کالاانگاری زنان نشات میگیره و... محرومیتهای اقتصادی: تبعیض در فرصت های تحصیلی و شغلی، سهمیه های جنسیتی به نفع مردان، عدم استقلال مالی، شکاف جنسیتی دستمزد و دریافت حقالزحمهی "کمتر از نصف" مردها برای انجام کارهای یکسان چون مرد سرپرست خانواده شناخته میشه و... . آسیب این سرپرستی از پیش نوشته شده تنها به سازوکارهای اجتماعی محدود نمیشه و در قوانین کشور از شما ارث برابر رو میگیره. باعث میشه شما دیه ½ تا ⅛ مردها داشته باشید. باعث میشه شما رفتار برابر با پسرها رو در زمان کودکی دریافت نکنید، حتی در مدارس برای دختران کتابهای درسی متفاوت با پسران طراحی میشه و محتوای آموزشی بجای امادگی برای بازار کار، شما رو برای فرزندآوری و کار در آشپزخانه اماده میکنه و با کاهش اعتماد بنفس و استقلال باعث میشه درصدی از زنها بجای تلاش برای موفقیت، دست به کارهای خطرناکی بزنن تا در آیندهی احتمالی، فقط "همسر" خوبی باشن.
حالا به خود ازدواج میرسیم. زنان ایرانی بعد از ثبت ازدواج به طور کاملا قانونی حق تحصیل، حق اشتغال، انتخاب شغل، انتخاب محل کار، حق تعیین مسکن، حق رضایت به عمل جراحی، حق خروج از کشور، حق ولایت بر فرزندان و ده ها حقوق انسانی دیگر خودشون رو از دست میدن و حق تصمیم گیری درباره این مسائل تماما به شوهرشون منتقل میشه، و وحشتناک تر از همه اینها، مجبور به تمکین خاص و عام میشن. تمکین خاص فقط روابط جنسی رو در بر میگیره یعنی شما در لحظه حتی در فجیع ترین شرایط میبایستی به درخواست رابطه جنسی همسرتون پاسخگو باشید. شما قانونا جز مواردی که همسرتون بیماری مقاربتی خطرناکی داشته باشه مجبورید و باید به تمامی درخواست های جنسی اون پاسخ بدید و به همین دلیل خشونت جنسی و تجاوز زناشویی به اوج خودش میرسه. تمکین عام اطاعت کامل زن از شوهره و تمام ابعاد زندگی رو شامل میشه. یعنی هرجایی شوهر حضور داشته باشه باید همراهش باشید و از تمام حرف هاش اطاعت کنید و بدون اجازه اون حتی خونه رو ترک نکنید، با کسی که اون نمیپسنده حرف نزنید، چیزی که اون نمیخواد رو نپوشید و... اگه خجالتو کنار بذاریم کاملا معنیش اینه که برده اون باشید. اگه ثابت بشه که از دستورات شوهر سرپیچی کردید مرد میتونه علیهتون حکم عدم تمکین بگیره و همیشه خانه نشینتون کنه و یا حتی نفقه هم بهتون نده. همچنین طبق ماده ۶۳۰ ق.م.ا همسرتون به طور قانونی برای حفظ آبروش میتونه شمارو به قتل برسونه و مجازات نشه. شوهرتون مجازه ۴ همسر و بی نهایت صیغه داشته باشه. در صورت مرگ شما، شوهرتون نصف داراییتون رو ارث میبره و در صورت مرگ شوهر، شما ⅛ دارایی اون رو ارث میبرید. بدتر از همه اینه که شما حق طلاق ندارید و نمیتونید از این رابطه خارج بشید. زنان تحت خشونت زیادی بخاطر درخواست طلاق به قتل رسیدن و یا برای اینکه قاضی بهشون اجازه طلاق نداده بود خودکشی کردن. طلاق سخت ترین کار ممکن برای یک زنه. (به این نکته هم توجه داشته باشید که بنا به امار ۱۴۰۱، بیش از هفتاد درصد زنان ایرانی تحت خشونت خانگی هستن.)
مخصوصا اگر بچه داشته باشید طلاق بدلیل هنجارها و فشار جامعه و خانواده سخت تر هم میشه و اغلب حضانت کودکان رو هم نمیتونید به راحتی بگیرید. حتی اگر حضانت کودکان رو هم بگیرید باز هم "ولیِ فرزند" نیستید و برای ثبت نام مدرسه و هر فرم اداری باید از پدر یا پدربزرگ که ولیِ بچه ها هستن امضا و رضایتنامه بگیرید. و چون شما ولایت ندارید اگر شوهرتون با وجود نداشتن حضانت، بچه هارو ازتون بگیره و حتی بخواد از کشور خارج کنه نمیتونید قانونی پیگیری کنید.
بخش اول
همین ابتدای کار باید بپذیریم که ازدواج در ایران یک تصمیم احساسی و شخصی نیست و در بستر خشونت ساختاری معنا پیدا میکنه؛ پس اول از جایی شروع میکنم که معمولا بهش پرداخته نمیشه. نه خود ازدواج، بلکه زندگی یک زن ایرانی پیش از ازدواج. در فمینیسم رادیکال مفهومی داریم به اسم ساختارهای اجتماعی بازتولید شونده، یعنی ساختارهایی که نسل به نسل وضعیتی خاص رو تثبیت میکنن. زنان در ایران بخاطر نقشهای تحمیلی و دیکته شده، از بدو تولد محکوم به ازدواج و پرورش فرزندان هستن و برای همین امر تربیت میشن؛ پس حتی پیش از هرگونه تصمیمگیری فردی درباره ازدواج، خیلی از حقوق بنیادین و آزادیهای مدنی خودشون رو بدلیل ازدواج از دست میدن.
مثلا کنترل بر بدن: اجبار به حفظ بکارت، همراهی با مفاهیمی مثل حیا و ناموس، غیرت که از کالاانگاری زنان نشات میگیره و... محرومیتهای اقتصادی: تبعیض در فرصت های تحصیلی و شغلی، سهمیه های جنسیتی به نفع مردان، عدم استقلال مالی، شکاف جنسیتی دستمزد و دریافت حقالزحمهی "کمتر از نصف" مردها برای انجام کارهای یکسان چون مرد سرپرست خانواده شناخته میشه و... . آسیب این سرپرستی از پیش نوشته شده تنها به سازوکارهای اجتماعی محدود نمیشه و در قوانین کشور از شما ارث برابر رو میگیره. باعث میشه شما دیه ½ تا ⅛ مردها داشته باشید. باعث میشه شما رفتار برابر با پسرها رو در زمان کودکی دریافت نکنید، حتی در مدارس برای دختران کتابهای درسی متفاوت با پسران طراحی میشه و محتوای آموزشی بجای امادگی برای بازار کار، شما رو برای فرزندآوری و کار در آشپزخانه اماده میکنه و با کاهش اعتماد بنفس و استقلال باعث میشه درصدی از زنها بجای تلاش برای موفقیت، دست به کارهای خطرناکی بزنن تا در آیندهی احتمالی، فقط "همسر" خوبی باشن.
بخش دوم
حالا به خود ازدواج میرسیم. زنان ایرانی بعد از ثبت ازدواج به طور کاملا قانونی حق تحصیل، حق اشتغال، انتخاب شغل، انتخاب محل کار، حق تعیین مسکن، حق رضایت به عمل جراحی، حق خروج از کشور، حق ولایت بر فرزندان و ده ها حقوق انسانی دیگر خودشون رو از دست میدن و حق تصمیم گیری درباره این مسائل تماما به شوهرشون منتقل میشه، و وحشتناک تر از همه اینها، مجبور به تمکین خاص و عام میشن. تمکین خاص فقط روابط جنسی رو در بر میگیره یعنی شما در لحظه حتی در فجیع ترین شرایط میبایستی به درخواست رابطه جنسی همسرتون پاسخگو باشید. شما قانونا جز مواردی که همسرتون بیماری مقاربتی خطرناکی داشته باشه مجبورید و باید به تمامی درخواست های جنسی اون پاسخ بدید و به همین دلیل خشونت جنسی و تجاوز زناشویی به اوج خودش میرسه. تمکین عام اطاعت کامل زن از شوهره و تمام ابعاد زندگی رو شامل میشه. یعنی هرجایی شوهر حضور داشته باشه باید همراهش باشید و از تمام حرف هاش اطاعت کنید و بدون اجازه اون حتی خونه رو ترک نکنید، با کسی که اون نمیپسنده حرف نزنید، چیزی که اون نمیخواد رو نپوشید و... اگه خجالتو کنار بذاریم کاملا معنیش اینه که برده اون باشید. اگه ثابت بشه که از دستورات شوهر سرپیچی کردید مرد میتونه علیهتون حکم عدم تمکین بگیره و همیشه خانه نشینتون کنه و یا حتی نفقه هم بهتون نده. همچنین طبق ماده ۶۳۰ ق.م.ا همسرتون به طور قانونی برای حفظ آبروش میتونه شمارو به قتل برسونه و مجازات نشه. شوهرتون مجازه ۴ همسر و بی نهایت صیغه داشته باشه. در صورت مرگ شما، شوهرتون نصف داراییتون رو ارث میبره و در صورت مرگ شوهر، شما ⅛ دارایی اون رو ارث میبرید. بدتر از همه اینه که شما حق طلاق ندارید و نمیتونید از این رابطه خارج بشید. زنان تحت خشونت زیادی بخاطر درخواست طلاق به قتل رسیدن و یا برای اینکه قاضی بهشون اجازه طلاق نداده بود خودکشی کردن. طلاق سخت ترین کار ممکن برای یک زنه. (به این نکته هم توجه داشته باشید که بنا به امار ۱۴۰۱، بیش از هفتاد درصد زنان ایرانی تحت خشونت خانگی هستن.)
مخصوصا اگر بچه داشته باشید طلاق بدلیل هنجارها و فشار جامعه و خانواده سخت تر هم میشه و اغلب حضانت کودکان رو هم نمیتونید به راحتی بگیرید. حتی اگر حضانت کودکان رو هم بگیرید باز هم "ولیِ فرزند" نیستید و برای ثبت نام مدرسه و هر فرم اداری باید از پدر یا پدربزرگ که ولیِ بچه ها هستن امضا و رضایتنامه بگیرید. و چون شما ولایت ندارید اگر شوهرتون با وجود نداشتن حضانت، بچه هارو ازتون بگیره و حتی بخواد از کشور خارج کنه نمیتونید قانونی پیگیری کنید.
👍123❤9