بچهها اگه دستتون میرسه برین یوتیوب این آشغال رو ریپورت کنین، شاید این دفعه جدی جدی چنل کثیفش رو ببندن. چندمین باره داره آشکارا محتوای تجاوز به زنها رو پخش میکنه و یه مشت مرد مریض هم دارن تشویقش میکنن. بیاین دستبهدست کنیم این لاشخور رو جمع کنیم بره گورش رو گم کنه.
https://youtube.com/@kewdiepiep?si=pvAVTbBRjEE9QrfL
https://youtube.com/@kewdiepiep?si=pvAVTbBRjEE9QrfL
👍222❤11
برای بیشتر قرن بیستم، هیچ نوازندهی زنی در ارکستر نیویورک نبود. ولی در ۱۹۸۰ یکدفعه این وضع تغییر پیدا کرد و تعداد استخدامی های زن به ۵۰ درصد رسید و امروزه ۴۵ درصد از کل نوازندههای نیویورک زن هستن. این تغییر ناگهانی فقط بخاطر یک چیز بود؛ در ادیشنها بین استخدام کنندگان و نوازندگان یک پرده کشیده شد تا قضاوت فقط براساس مهارت باشه و اینطوری چون دیگه نمیدیدن دارن چه کسی رو استخدام میکنن نتونستن زنان رو بخاطر زن بودن حذف کنن.
❤303👍46
اگر با سرعتی که بشریت حیوانات رو میکشه بخوایم آدم ها رو بکشیم فقط در یک روز و نیم تمام انسانها کشته میشن.
💯195😭69
TW//
قتل دلخراش یک زن افغان و سه کودکش در تهران!
قتل دلخراش یک زن افغان و سه کودکش در تهران!
پیکر یک زن ۲۵ ساله افغان به همراه سه فرزند خردسالش که بین دو تا پنج سال سن داشتند، در منطقه مرتضیگرد تهران کشف شده است. طبق گزارشها، این قتل ده روز پیش رخ داده و جسدها پس از تماس ساکنان محل با نیروهای پلیس، روز جمعه کشف شدهاند. بررسیها نشان میدهد که زن جوان با ضربات چاقو و کودکان با شیوه خفگی به قتل رسیدهاند. آنها در یک خانهی اجارهای زندگی میکردند.
😨289😭50
پروین با نام "رخشنده اعتصامی" در ۲۵ اسفند سال ۱۲۸۵ در تبریز زاده شد. او فرزند اخترالملوک و یوسف اعتصامی بود. او بعدها نام پروین را برای خود انتخاب کرد و چون پروین نامی دخترانه نبود در شعری توضیح داد:
پروین ۶ ساله بود که به همراه خانوادهاش به تهران مهاجرت کرد و با مشروطه خواهی آشنا شد. در کودکی نزد پدرش ادبیات فارسی، انگلیسی و عربی را آموخت و به مدرسه آمریکایی Iran bethel رفت و فارغ التحصیل شد. در دوران تحصیل دانش آموزی ممتاز بود و حین تحصیل در همان مدرسه ادبیات فارسی و انگلیسی تدریس میکرد و شعر هم میسرود. مدیر مدرسه پروین او را بسیار باهوش و مشتاق یادگیری توصیف میکند. پروین از زمان تحصیل تا هنگام مرگ با یک دختر آمریکایی نامهنگاری میکرده. نخستین اشعار پروین در سن ۷ سالگی سروده شدند و زیباترین آنها پس از ۱۱ سالگی؛ برای مثال پروین "نخود و لوبیا" را در ۸ سالگی سروده است:
در خرداد ۱۳۰۳، جشن دانشآموختگی پروین در مدرسه برپا شد و او درباره تاریخ جفای مردان به زنان حین شروع تمدنها و بیسوادی و بیخبری زنان ایران سخنرانی کرد و آزادی تحصیل زنان را تنها راه آزادی و اصلاحات اجتماعی در ایران دانست. سخنرانی او به "اعلامیه زن و تاریخ" مشهور است. پدرش چون مجرد بود به او اجازه انتشار اشعارش را نمیداد و این را برای دختری مثل پروین زشت میدانست. پروین ازدواج کرد و تنها دو ماه با شوهرش زندگی کرد و سپس از وی جدا شد و به خانه پدرش بازگشت؛ علت این جدایی اختلاف عقیده عنوان شد ولی شایعاتی میگویند که پروین انسانی مدرن بود و نمیخواست نقش یک زن سنتی را ایفا کند. بعد از جدایی چون یکبار ازدواج کرده بود مجوز انتشار اشعارش به او داده شد. پروین مدتی رئیس کتابخانهی دانشسرای عالی بود که عکسی نیز با محمدرضا پهلوی در زمان ولیعهدی در این کتابخانه دارد. پروین بدلیل دیدگاههای ضد استبدادیاش دعوت رضاشاه برای عضویت در وزارت فرهنگ را رد کرد و مدال نشان لیاقت که به او از طرف شخص شاه اهدا شده بود را پس فرستاد، همچنین در واکنش به این موضوع شعری به نام "صاعقه ما ستم اغنیاست" را سرود. پروین چه در اشعارش و چه در زندگیاش شخصیتی سیاسی و ضد حکومت بود. به همین دلیل هنگام مرگش مراسمی برای او برگذار نشد و در نامه نگاریهایی که بعدا فاش شد کینهی سلطنت از او تایید شد. اما پروین یکی از کارهای رضاشاه، یعنی دستور کشف حجاب را مورد تایید قرار داده و برای آن شعری به نام "زن در ایران" سروده است که چون با احکام اسلامی مغایرت دارد امروزه ۴ بیت آن سانسور و حذف شده است:
پروین نیز از زنستیزی مردان ایرانی در امان نبود. عدهی زیادی نبوغ پروین را نادیده گرفتند و معتقد بودند زن نمیتواند شعر بگوید و آثار پروین را به مردان اطرافش نسبت داده اند و حتی ملک الشعرای بهار را نیز مورد حمله قرار دادهاند چون از پروین حمایت میکرد. دیوان اشعار پروین شامل تمام اشعارش نیست چون پروین پیش از مرگش بسیاری از اشعارش را در آتش سوزاند. او در نهایت در سال ۱۳۲۰ به حصبه مبتلا شد و در ۳ فروردین در خانه بستری شد. گفته شده سهل انگاری پزشکان موجب مرگ پروین شده است چون به موقع برای درمان پروین حاضر نشدند. او در سن ۳۴ سالگی و در آغوش مادرش جان سپرد و در حرم فاطمه معصومه و در مقبره خانوادگیاش به خاک سپرده شد. شعر روی سنگ قبرش را نیز خودش سروده است ولی کسی نمیداند چه زمانی از زندگی اش این شعر نوشته شده.
"مرد پندارند پروین را چه برخی زاهل فضل، این معما گفته نیکوتر که پروین مرد نیست."
پروین ۶ ساله بود که به همراه خانوادهاش به تهران مهاجرت کرد و با مشروطه خواهی آشنا شد. در کودکی نزد پدرش ادبیات فارسی، انگلیسی و عربی را آموخت و به مدرسه آمریکایی Iran bethel رفت و فارغ التحصیل شد. در دوران تحصیل دانش آموزی ممتاز بود و حین تحصیل در همان مدرسه ادبیات فارسی و انگلیسی تدریس میکرد و شعر هم میسرود. مدیر مدرسه پروین او را بسیار باهوش و مشتاق یادگیری توصیف میکند. پروین از زمان تحصیل تا هنگام مرگ با یک دختر آمریکایی نامهنگاری میکرده. نخستین اشعار پروین در سن ۷ سالگی سروده شدند و زیباترین آنها پس از ۱۱ سالگی؛ برای مثال پروین "نخود و لوبیا" را در ۸ سالگی سروده است:
نخودی گفت لوبیائی را *** کز چه من گردم این چنین تو درازسبک شعری پروین تحت تاثیر تفکر جریان تلفیقی قرار داشت و عدهای اشعار پروین را نزدیک به سبکی جدید و منحصر بفرد میدانند و او را بدلیل استفاده از آرایههای ادبی به شکلی کم نظیر مورد تقدیر قرار میدهند.
گفت ما هر دو را بباید پخت *** چارهای نیست، با زمانه بساز
رمز خلقت بما نگفت کسی *** این حقیقت مپرس ز اهل مجاز
کس بدین رزمگه ندارد راه *** کس درین پرده نیست محرم راز
بدرازی و گردی من و تو *** ننهد قدر چرخ شعبدهباز
هر دو روزی در اوفتیم بدیگ *** هر دو گردیم جفت سوز و گداز
نتوان بود با فلک گستاخ *** نتوان کرد بهر گیتی ناز
سوی مخزن رویم زین مطبخ *** سر این کیسه گردد آخر باز
برویم از میان و دم نزنیم *** بخروشیم لیک بی آواز
در خرداد ۱۳۰۳، جشن دانشآموختگی پروین در مدرسه برپا شد و او درباره تاریخ جفای مردان به زنان حین شروع تمدنها و بیسوادی و بیخبری زنان ایران سخنرانی کرد و آزادی تحصیل زنان را تنها راه آزادی و اصلاحات اجتماعی در ایران دانست. سخنرانی او به "اعلامیه زن و تاریخ" مشهور است. پدرش چون مجرد بود به او اجازه انتشار اشعارش را نمیداد و این را برای دختری مثل پروین زشت میدانست. پروین ازدواج کرد و تنها دو ماه با شوهرش زندگی کرد و سپس از وی جدا شد و به خانه پدرش بازگشت؛ علت این جدایی اختلاف عقیده عنوان شد ولی شایعاتی میگویند که پروین انسانی مدرن بود و نمیخواست نقش یک زن سنتی را ایفا کند. بعد از جدایی چون یکبار ازدواج کرده بود مجوز انتشار اشعارش به او داده شد. پروین مدتی رئیس کتابخانهی دانشسرای عالی بود که عکسی نیز با محمدرضا پهلوی در زمان ولیعهدی در این کتابخانه دارد. پروین بدلیل دیدگاههای ضد استبدادیاش دعوت رضاشاه برای عضویت در وزارت فرهنگ را رد کرد و مدال نشان لیاقت که به او از طرف شخص شاه اهدا شده بود را پس فرستاد، همچنین در واکنش به این موضوع شعری به نام "صاعقه ما ستم اغنیاست" را سرود. پروین چه در اشعارش و چه در زندگیاش شخصیتی سیاسی و ضد حکومت بود. به همین دلیل هنگام مرگش مراسمی برای او برگذار نشد و در نامه نگاریهایی که بعدا فاش شد کینهی سلطنت از او تایید شد. اما پروین یکی از کارهای رضاشاه، یعنی دستور کشف حجاب را مورد تایید قرار داده و برای آن شعری به نام "زن در ایران" سروده است که چون با احکام اسلامی مغایرت دارد امروزه ۴ بیت آن سانسور و حذف شده است:
چشمِ دل را پرده میبایست اما از عفاف *** چادرِ پوسیده بنیادِ مسلمانی نبودتعجبی نیز ندارد چون پروین در تمام زندگیاش برای حقوق زنان قدم برمیداشت.
خسروا دستِ توانایِ تو آسان کرد کار *** ورنه در این کارِ سخت امّیدِ آسانی نبود
شه نمیشد گر در این گمگشته کشتی ناخدای *** ساحلی پیدا از این دریایِ طوفانی نبود
باید این انوار را پروین به چشمِ عقل دید *** مهرِ رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
پروین نیز از زنستیزی مردان ایرانی در امان نبود. عدهی زیادی نبوغ پروین را نادیده گرفتند و معتقد بودند زن نمیتواند شعر بگوید و آثار پروین را به مردان اطرافش نسبت داده اند و حتی ملک الشعرای بهار را نیز مورد حمله قرار دادهاند چون از پروین حمایت میکرد. دیوان اشعار پروین شامل تمام اشعارش نیست چون پروین پیش از مرگش بسیاری از اشعارش را در آتش سوزاند. او در نهایت در سال ۱۳۲۰ به حصبه مبتلا شد و در ۳ فروردین در خانه بستری شد. گفته شده سهل انگاری پزشکان موجب مرگ پروین شده است چون به موقع برای درمان پروین حاضر نشدند. او در سن ۳۴ سالگی و در آغوش مادرش جان سپرد و در حرم فاطمه معصومه و در مقبره خانوادگیاش به خاک سپرده شد. شعر روی سنگ قبرش را نیز خودش سروده است ولی کسی نمیداند چه زمانی از زندگی اش این شعر نوشته شده.
❤295👍13
سلامت روان مردان
هروقت از حقوق زنان حرف میزنیم، اغلب مردانی وارد بحث میشن که مثل تماشاگران فوتبال بر "بیطرفی" تاکید دارن اما در عمل تلاش میکنن که مدام یادآوری کنن "مردان هم رنج میکشن، مردان هم خودکشی میکنن". این جملات درستن. اما سوال اینجاست: چرا؟
میدونیم افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در زنان بیشتره، اما مردان خودکشی موفق بیشتری دارن.
دو تبیین رایج برای این پدیده وجود داره:
۱- مردان از روشهای کشندهتر و خشنتری استفاده میکنن.
۲- زنان بدلیل نقشهای جنسیتی تحت نظارت شدید خانواده هستن که شانس مداخله رو افزایش میده.
رنج مردان نه ذاتی یا فیزیولوژیک، بلکه از فرهنگ خشونتی ناشی میشه که خودشون فعالانه در بازتولید اون نقش ایفا میکنن.
من فکر میکنم جواب این اتفاق، مخصوصا در زنستیزی نهفته باشه.
الگوی مردانگی در جوامع مردسالار نه براساس یک هویت مستقل، بلکه براساس ضدیت با زنان و زنانگی ساخته شده. طبیعیه که اگر بروز احساسات زنانه جلوه کنه، مردانگی در جایگاه سرکوب کنندهی احساسات تعریف بشه. از پسران خردسال گرفته تا پیرمردها اگر کسی احساسی جز خشم یا شهوت رو ابراز کنه همواره با حملات وحشتناک و برچسبهایی مثل "زنصفت" از طرف دیگر مردان روبرو میشه. در این مسیر جامعهی مردان به صورت خودخواسته از زنان، کودکان و نهادهای عاطفی جدا میشن و تنها در جمعی از مردان منزوی و خطرناکی مثل خودشون حضور پیدا میکنن. هرچند برای توجیه این انزوا تمایلی به زیر سوال بردن اعمال خودشون ندارن و ناچار به ساختن یک روایت جعلی نیاز پیدا میکنن:
"مردان قربانی و زنان شرور"
اینجا بحث بازار سودآور "فعالین حقوق مردان" به میان میاد، کسانی که با فروش کتاب، پادکست، دورههای آنلاین و پکیجهای آموزشی از این بحران روانی سود میبرن. سرمایهداری که سالهاست براساس جنسیت بازاریابی میکنه حالا با بازاری جدید از مردان خشمگین، افسرده و منزوی روبرو شده که به دنبال مشروعیت و معنا بخشیدن به نفرت خودشون هستن. اما چیزهایی که این بازاریابان به وعدهی نجات میفروشن، مردان رو بیش از پیش به خشونت و انزوا سوق میدن. این روایت قربانی بودن بزودی در گوش پسران نسل بعدی هم زمزمه میشه و اونها یاد میگیرن اگر میخوان بعنوان یک مرد پذیرفته بشن راهی جز "خطرناک بودن، اجتماع گریزی، بی رحمی، خشم و سرکوب" ندارن. بازتولید این چرخه قاعدتا پیامدهای زیادی مثل خشونت، خودکشی و بیماری های روانی رو در پی خواهد داشت. و البته خشونت علیه زنان، افراد LGBT+ و اقلیت ها که این مردان "بیطرف" عامدانه بخش اخر رو سانسور میکنن. با نگاهی به جن الفا میشه فهمید که از سن پایینتر، شدیدا زنستیزتر از جن زی هستن و انگار فضای مجازی برای پسربچهها تبدیل به مدرسهی ضد زن بودن شده.
اگرچه این مردان به خودشون آسیب میزنن، اما بیشتر از خودشون به زنان و اقلیتها آسیب وارد میکنن.
اونها همونایی هستن که زنکشی میکنن، ترنس کشی میکنن، قتل ناموسی میکنن، خشونت خانگی بر همسر و فرزندانشون اعمال میکنن و سایبربولی، آزار انلاین، تجاوز، آزار خیابانی و... تنها بخشی از اعمال نفرت انگیزشونه. وضعیت وخیم سلامت روان مردان، نه یک ستم جنسیتی مجزا بلکه ناشی از ستم جنسیتی علیه زنان هست و نباید از این وضعیت برای دهن کجی به فمینیستها استفاده کرد. مردان "بیطرف" عزیز اگر خواستار سلامت روان بهتری برای خودتون هستید باید علیه زنستیزی بجنگید و امتیازات خودتون رو رها کنید، نه اینکه عدهایتون زنستیزی کنید و عدهایتون هم برای فمینیستها ناز کنید. اگر مردان سرپرستی خانوار و مزایای اون، مدیریت اقتصادی خانه و دستمزد دوبرابر رو رها کنن، در وظایف خانهداری و تربیت کودکان سهیم بشن، از همسران شاغلشون حمایت کنن، به سهمیه های جنسیتی در فرصت های شغلی و تحصیلی و به سقف شیشهای و عدم حضور زنان در عرصههای مدیریتی اعتراض کنن و همسرانشون رو تحت خشونت اقتصادی قرار ندن در نهایت شرایطی رو بوجود نمیارن که تحت فشار اقتصادی بدلیل نان آور بودن قرار بگیرن. اگر مردان علیه همسران و کودکان خودشون خشونت فیزیکی، کلامی و روانی اعمال نکنن در نهایت نیازی نخواهند داشت بخاطر دریافت نکردن عشق خودکشی کنن.
خودکشی مردان فقط نوک یک کوه یخه.
عدم سلامت روان مردان از مسیر و سیستمی شروع میشه که برپا شده تا جان زنان و افراد LGBT+ رو بگیره. واکنش ما به این بحران باید تحلیل ساختاری باشه، ما نباید این بخش از واقعیت رو سانسور کنیم.
باید توجه داشته باشیم که پسربچهها فقط مردان زنستیز رو تماشا نمیکنن، بلکه تبدیل به یکی از اون ها میشن.
ما باید بر استفاده پسران از فضای مجازی نظارت داشته باشیم، باید پدران رو در تربیت کودکان سهیم کنیم و باید الگوهایی مثبت از مردانگی برای پسران تعریف کنیم تا جلوی تکرار این نسل رو بگیریم؛ البته این بایدها نه وظیفهی ما، بلکه بایستی بخشی از رویکرد کل جامعه در مبارزه با کلیشههای جنسیتی باشه.
👍147❤43
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«سلام. ببخشید این فیلم رو میفرستم. یک آدم مریضی هست که یک ساله میاد بین مردم توی شلوغ ترین جای شیراز، (چهار راه زند) و اینجوری آلتنمایی میکنه و با خودش ور میره. ما اینجا دستفروشیم و بارها به پلیس گزارش دادیم. اصلا پیگیری نمیکنند. من خودم حتی دنبالش دویدم اما نتونستم بگیرمش.
این ویدیو رو مدتی پیش ازش گرفته بودم.»
این ویدیو رو مدتی پیش ازش گرفته بودم.»
😨344👍4
آدم یک بار قرآن رو بخونه میفهمه چرا داعش اسلام واقعیه
👍392❤11
الان خبر مرگ زنی رو شنیدم که زمان زیادی از بچگیم رو کنارش گذروندم. خواهرشوهر خالهام بود و برای چندین سال هر شب میومد خونه مادربزرگم و با ما حرف میزد و میخندید. وقتی ازدواج کرد و شوهرش بهش خیانت کرد و طلاق گرفت، افسرده شد و وزنش نزدیک ۱۰۰ کیلو بالاتر رفت و کمی بعد انقدر حالش بد شد که بیشتر روزها نمیفهمید چی میگه و چه اتفاقی داره میفته. بیمارستان بستری شده بود و همه منتظر بودیم به وضع سابقش برگرده که اینطوری شد. واقعا دلم براش تنگ میشه و هیچوقت نمیتونم فراموشش کنم.
😭311❤18
چندساعت افلاین میشی و وقتی بر میگردی میبینی یه آرتیست زن کوییر نانپرابلماتیک ایرلندی رو به بهونهی اینکه ذوق داشته پیش ایرلندیای دیگه بوده دارن کنسل میکنن در حالی که دلیلش دقیقا زنستیزی و هموفوبیاست و از اون طرف پدرو پاسکال چون از ترنسها حمایت کرده داره براش پاپوش دوخته میشه و کنسل میشه
دارید چیکار میکنید با خودتون؟ لیترلی ۹۹ درصد مردای هالیوود متجاوز/نژادپرست/زنستیز/ترنسفوبن چرا کنسل کالچرتون داره مثل قوانین آلمان نازی کار میکنه
دارید چیکار میکنید با خودتون؟ لیترلی ۹۹ درصد مردای هالیوود متجاوز/نژادپرست/زنستیز/ترنسفوبن چرا کنسل کالچرتون داره مثل قوانین آلمان نازی کار میکنه
❤297👍80
اگر نتوانند زن را مستقیما مجبور کنند که صاحب فرزند شود، او را در وضعیتی گرفتار میسازند که مادر شدن برایش تنها راه باشد: قانون، آداب و عادات، ازدواج را به او تحمیل میکنند، تدابیر ضد بارداری و سقط جنین ممنوع میشود، طلاق را ممنوع میشمارند؛ اینها همان قیدهای کهن پدرسالاری هستند.
- کتاب «#جنس_دوم»
- کتاب «#جنس_دوم»
👍280❤13
Forwarded from Pink Pony Club🏳⚧
ترنس پراید در لندن باشکوه برگزار شد🩵🤍🩷
بیش از صدهزار نفر در برابر ترسپراکنی، اطلاعات نادرست و سیاستها و احساسات انحصارطلبانهای که اخیراً بر فضای رسانهای و جامعه بریتانیا حاکم شده است، موضع گرفتند.
﹙#TransNews﹚
بیش از صدهزار نفر در برابر ترسپراکنی، اطلاعات نادرست و سیاستها و احساسات انحصارطلبانهای که اخیراً بر فضای رسانهای و جامعه بریتانیا حاکم شده است، موضع گرفتند.
﹙#TransNews﹚
❤282😨4
انرژی زنانه، انرژی مردانه/تستوسترون، استروژن
بیاید نگاهی به اصطلاحات پرطرفدار فضای مجازی بندازیم و بررسی کنیم که چه هزینههایی در ازای استفاده ازشون میپردازیم:
یک ترند بامزه یا بازتاب باورهای مردسالارانه؟
در ابتدا میخواستم این موضوع رو نادیده بگیرم چون فکر میکردم یک ترند موقت در توییتر فارسیه که مثل همیشه بعد از چند ماه کمرنگ میشه و از بین میره. اما متاسفانه این اصطلاحات و باورهایی که پشتشون هستن مثل آفت دارن در بین جوانان ایرانی پخش میشن و مشروعیت پیدا میکنن. این موضوعات حتی برای تولیدکنندگان محتوای زرد روانشناسی و انگیزشی هم جذابیت خاصی دارن. اگرچه مردم ایران با لذت این کلمات رو تایپ میکنن و دربارهشون داستانسرایی میکنن، از منظر فمینیستی این اصطلاحات درواقع عقب گردی بزرگ برای جامعهی ایران هستن. بازگشتی به عقب که دستاورد دهها سال مبارزه زنان ایرانی در جهت احقاق حقوق خودشون رو تهدید میکنه. فمینیستهای ایرانی سالهای زیادی برای نابودی کلیشهها و نقشهای جنسیتی محدود کننده و آسیبزا جنگیدن تا مسیر ورود و پیشرفت زنان در عرصههای اجتماعی رو باز کنن. نقشهایی که زنان رو در موضع ضعف و پست بودن و مردان رو در موضوع قدرت و برتری قرار میدادن. ولی تا پیشرفت خیلی کمی حاصل شد، دوباره جریانهایی شکل گرفتن که با توسل به مفاهیم تاریخ گذشتهی ذات زنانه و ذات مردانه، همون تباهی و وضعیت وحشتناک گذشته رو در قالبی جدید بازتولید کنن.
زنستیزی آشکار:
گویا امروزه برای جوانان ایرانی انرژی زنانه یعنی زن تا حد امکان شغل نداشته باشد، خانهداری کند، استقلال اقتصادی نداشته باشد، از لحاظ شغلی/اجتماعی/تحصیلی و سطح دستمزد از شوهر یا پارتنرش پایین تر باشد، حق خواهی نکند، صدایش را بلند نکند، خشم و نیازهای خودش را سرکوب کند، مهارت های پایه مثل توانایی تعویض لامپ و باز کردن درب کنسرو را نداشته باشد، فرق گاز و ترمز را نداند، فرق پیچ گوشتی و انبردست را نداند، آزادی جنسی نداشته باشد اما مدام برای مردان دلبری کند، بیمنطق و احمق باشد، مصرف گرا باشد، همیشه در برابر مردان ساکت بماند.
و در مقابل انرژی مردانه یعنی قوی بودن، خشن بودن، آزار رساندن، بهتر بودن، مهارت داشتن، کار کردن، دانا بودن، منطقی بودن، نانآوری و سرکوبگری.
ذاتگرایی:
این موج ضد زن با تقلیل استانداردهای جنسیتی به زنستیزی خالص متوقف نمیشه، بلکه تلاش میکنه تا این تعاریف شدیدا جنسیت زده و خطرناک رو با تعاریف ذاتگرایانه به بیولوژی و هورمونهای زنان و مردان نسبت بده. گویا که استروژن یعنی ضعف و بلاهت و جنسی بودن، و تستوسترون یعنی خشونت، برتری، سرکوبگری و کنترلگر بودن. این برداشتها نه تنها ضدعلمی و غیرواقعی هستن بلکه راهی آشکار برای بازتولید زنستیزی از جنس اوایل قرن بیستم و سال ۱۹۳۰ رو در دنیای امروزی باز میکنن.
اگر بلافاصله اقدام نکنیم بزودی بهای سنگینی رو میپردازیم.
امروزه اگر مردی شدیدا زنستیز یا یک قاتل بالفطره نباشه، دلسوز باشه یا خشونت طلبی نکنه با شنیدن اینکه جای تستوسترون، استروژن بالایی داره و زن صفت هست تحقیر میشه و اگر زنی آگاه، مستقل و جسور باشه یا فردی ضعیف و احمق و رقت انگیز نباشه با برچسب انرژی مردانه داشتن مورد حمله قرار میگیره. گویا تک تک صفات انسانی رو باید طبق الگوی پدرسالاری از اول تعریف کرد.
در چنین وضعیتی زنان از حضور برابر در جامعه محروم میشن، از خشونت مردانه تقدیر میشه، مردانگی هژمونیک شدیدا بازتولید میشه و مفاهیمی مثل غیرت و ناموس که ازشون خون میچکه مشروعیت و محبوبیت پیدا میکنن. همچنین با ذاتگرایی افراطی و دیدگاههای ضدعلمی نسبت به بیولوژی، شاهد افزایش شدید هموفوبیا و ترنسفوبیا خواهیم بود.
لطفا حتی برای خنده هم از این عبارات استفاده نکنید و به دیگران هم تذکر بدید.
❤174👍49
در یکی از وحشیانهترین موارد قتلهای ناموسی اخیر در ایران، سیمین جغتایی، دختر ۲۰ ساله، به ظن برقراری ارتباط تلفنی با یک پسر، توسط چهار برادر خود مورد شکنجه شدید قرار گرفت و در نهایت با ضربات بیل به گردن به قتل رسید. این جنایت هولناک در روز ۲۱ تیر ۱۴۰۴ در شهرستان تایباد، استان خراسان رضوی رخ داد. بنابر گزارشهای میدانی، سیمین جغتایی طی یک هفته در خانه پدریاش تحت شکنجه و ضربوشتم شدید قرار داشت. جسد او بهحدی آسیب دیده بود که شناساییاش بدون بررسیهای تخصصی ممکن نبود. انگیزه برادران «حفظ ناموس» عنوان شده، مفهومی که بار دیگر به ابزاری برای توجیه قتل یک زن بدل شده است.
آنچه این جنایت را از یک فاجعه خانوادگی به بحرانی حقوقی اجتماعی تبدیل میکند، رضایت پدر و مادر قاتلان و نقش قانون در فرآیند رسیدگی است. با آنکه چهار برادر بازداشت شدهاند، اعلام رضایت -اولیای دم- روند آزادی آنان را ممکن ساخته است. در ساختار حقوق کیفری ایران، قتلهای ناموسی با مفاهیمی مثل حق ولایت مردان خانواده توجیه میشوند. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، صراحتا پدر و جد پدری قاتل را از مجازات مستثنی میکند.
- رضوان مقدم
قانون چگونه شریک جنایت است؟
آنچه این جنایت را از یک فاجعه خانوادگی به بحرانی حقوقی اجتماعی تبدیل میکند، رضایت پدر و مادر قاتلان و نقش قانون در فرآیند رسیدگی است. با آنکه چهار برادر بازداشت شدهاند، اعلام رضایت -اولیای دم- روند آزادی آنان را ممکن ساخته است. در ساختار حقوق کیفری ایران، قتلهای ناموسی با مفاهیمی مثل حق ولایت مردان خانواده توجیه میشوند. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، صراحتا پدر و جد پدری قاتل را از مجازات مستثنی میکند.
- رضوان مقدم
😨353😭65
#زن_ناموس_هیچکس_نیست
چند سالی هست که کمپین فمینیستی "زن ناموس هیچکس نیست" در ایران شکل گرفته و با واکنشهایی عمدتا مردسالارانه و دلسرد کننده مواجه شده. این واکنشها رو میتونیم به چند دستهی مشخص تقسیم کنیم:
1. جناح حکومتی و مذهبی که این کمپین رو پروژهای از سوی صهیونیستها میدونن که هدف اون بیعفتی و انحطاط اخلافی جامعهی ایران هست.
2. گروهی دیگه معتقدن اگر زنان ناموس نباشن، نباید انتظار احترام، حمایت یا کمکی از سمت مردان رو داشته باشن. انگار که احترام زنان وابسته به رابطهی ارباب رعیتیشون با مردهاست. این دسته تلاش میکنن ناموسانگاری زنان رو یک پکیج شامل امتیازات فراوان جلوه بدن.
3. گروه بعدی اما با اتکا به کلیشههایی نظیر "ضعف جسمانی زنان" اونها رو آسیب پذیر و نیازمند محافظت مردان میدونن و از اینرو زنان رو نوامیس مردان تقلی میکنن.
اما گذشته از اینها ناموس یعنی چی؟
در لغت، ناموس "آبرو و حیثیت" معنا شده اما در عرف اجتماعی و فرهنگ عامه، این واژه بطور انحصاری به زنان اطلاق میشه. همین کاربرد جنسیتی واژه، نشانهای از یک ساختار زنستیزانه هست که مفاهیم آسیب زنندهای رو تولید و بازتولید میکنه.
در این فرهنگ، بردگی و در بند بودن زنان ضامن آبروی مردان است، نه اعمال خود مردان.
ناموس پنداری زن یعنی تملک بر زنان. یعنی مردان بعنوان پدر، برادر، شوهر، فرزند یا حتی بعنوان یک غریبه در جایگاه همشهری و... حق تصمیم گیری بر بدن، پوشش، روابط و سبک زندگی زنان رو برای خودشون قائل هستن. ناموس یعنی تحمیل عقاید محدود کننده و ضد انسانی به زنان. اگرچه مدافعان ناموسانگاری زنان با ظاهری حمایتگر سعی در مشروعیت بخشی به خشونت سیستماتیک علیه زنان رو دارن اما ناموس در عمل یعنی زن انسان نیست.
ناموس یعنی قتل های ناموسی، یعنی خشونت خانگی. یعنی زن فقط وقتی شایسته احترامه که به مردی وابستگی داشته باشه، یعنی زن هویت مستقلی از خودش نداره، یعنی تنها به این فرض که زنان پست و ناتوان هستن باید بهشون کمکی کرد.
این دیدگاه عمیقا در فرهنگ و حتی زبان مردم ما نقش بسته؛ بطوری که برای تحقیر یک مرد به او "توهین ناموسی" میکنن.طبق گزارشات دست کم ۶۶ درصد زنان ایرانی پیش از همهگیری ویروس کرونا و بیش از ۷۰ از درصد زنان پس از اون تحت خشونت خانگی قرار گرفتن و فقط طبق آمار رسمی، روزانه حداقل یک زن در ایران بدلایل ناموسی به قتل میرسه که در واقعیت این امار خیلی بیشتره چون اکثریت قتل های ناموسی تحت عناوین خودکشی، مفقودی، مرگ در اثر بیماری، تصادف و ... پوشانده و جعل میشن.
تا وقتی که ناموس در فرهنگ و زبان ما نمیره، قتل ناموسی هم اتفاق میفته.
مطالب مرتبط:
خشونت خانگی چیست؟ [لینک]
دلیل: نگاهی بر قتل های ناموسی. [لینک]
آمار قتل های ناموسی در ایران. [لینک]
تاثیر مصرف مخدرها و توهمات ناشی از آن در افزایش قتل های ناموسی. [لینک]
👍190❤24