۲۵ جولای سالروز تولد روزالیند فرانکلین، یکی از برجسته ترین دانشمندان تاریخ، و کسی که با تصویر برداری از DNA منجر به شناسایی ساختار دورشتهای اون شد و تک رشتهای بودن RNA رو نشون داد هست. فرانکلین همچنین از طریق پرتو ایکس اثبات کرد که پروتئین های ویروس موزاییک توتون یک لوله خالی مارپیچ میسازن که RNA دور آن پیچیده میشه. او سال ۱۹۴۱ از کمبریج فارغالتحصیل شد و چون زن بود جایزه یا مدرکی دریافت نکرد و از اعضای کامل دانشگاه محسوب نشد. همکار مرد روزالیند عکس مهم او از DNA و گزارش هایی شامل اطلاعات تجربی اضافی از DNA رو بدون اطلاع و رضایت خودش به سرقت برد و در اختیار واتسون و کریک قرار داد و اوایل دهه پنجاه هم جیمز واتسون فرضیه لوله مارپیج او رو به سرقت برد. تا وقتی روزالیند زنده بود کارهای مهمش کاملا نادیده گرفته شد. او در ۱۶ اوریل ۱۹۵۸ و در سن ۳۷ سالگی درگذشت.
❤333👍17
ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
وقتی صحبت از حقوق انسانی میشه، چیزی به اسم "تبعیض کوچک" نداریم. اگر افراد الجیبیتی+ و ترنس همگی برای حق شرکت در مسابقات ورزشی میجنگن بخاطر این نیست که همهی اونها ورزشکار حرفهای ان و یا براشون مهمه که در دنیای ورزش چه رخ میده. بلکه بخاطر اینه که افراد…
ورزش زنان ترنس یک حق مسلمه و نه موضوعی که وابسته به مناظره و تصمیم گیری دیگران باشه. اینکه بگیم سیسجندرها حق دارن دربارهش نظر بدن مثل این میمونه که بگیم مردها حق دارن درباره اینکه زن ها وارد فضاهای شغلی و اکادمیک بشن نظر بدن و اونها رو منع کنن. نباید شمولیت افراد و حقوق بشر وابسته به مجوز گروهی باشه که از قبل در زمینهای سلطه داشتن.
👍152❤9
ورزش افراد ترنس همواره با حملات زیادی از سمت فعالان ضد ترنس (ترفها) و راست افراطی روبرو میشه و خطرناک تر از این حملات، باورهای اشتباهی هستن که درباره ورزش زنان ترنس در رسانهها منعکس میشن و مورد قبول مردم قرار میگیرن. برای آشنایی با ورزش افراد ترنس و رفع سوءتفاهمات و سوءبرداشتهایی که دارید پیشنهاد میکنم مطالب زیر رو مطالعه کنید:
پارت اول - پارت دوم - پارت سوم(لینک مطالعات و تحقیقات مبنی بر برتری بیولوژیکی) - پارت چهارم - پارت پنجم - پارت ششم - پارت هفتم - پارت هشتم ۱ - پارت هشتم ۲ -
پارت اول - پارت دوم - پارت سوم(لینک مطالعات و تحقیقات مبنی بر برتری بیولوژیکی) - پارت چهارم - پارت پنجم - پارت ششم - پارت هفتم - پارت هشتم ۱ - پارت هشتم ۲ -
👍98💯7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فعالین حقوق الجیبیتی+ با لباس و آرایش دلقک وارد میتینگ ترنسفوبها شدن و شعار دادن:
"وقتی ترنس های لزبین تحت حملهان، ما می ایستیم و مقابله میکنیم"
"شماها فمینیست نیستید شما دلقکید".
❤210💯10
بچهها اگه دستتون میرسه برین یوتیوب این آشغال رو ریپورت کنین، شاید این دفعه جدی جدی چنل کثیفش رو ببندن. چندمین باره داره آشکارا محتوای تجاوز به زنها رو پخش میکنه و یه مشت مرد مریض هم دارن تشویقش میکنن. بیاین دستبهدست کنیم این لاشخور رو جمع کنیم بره گورش رو گم کنه.
https://youtube.com/@kewdiepiep?si=pvAVTbBRjEE9QrfL
https://youtube.com/@kewdiepiep?si=pvAVTbBRjEE9QrfL
👍222❤11
برای بیشتر قرن بیستم، هیچ نوازندهی زنی در ارکستر نیویورک نبود. ولی در ۱۹۸۰ یکدفعه این وضع تغییر پیدا کرد و تعداد استخدامی های زن به ۵۰ درصد رسید و امروزه ۴۵ درصد از کل نوازندههای نیویورک زن هستن. این تغییر ناگهانی فقط بخاطر یک چیز بود؛ در ادیشنها بین استخدام کنندگان و نوازندگان یک پرده کشیده شد تا قضاوت فقط براساس مهارت باشه و اینطوری چون دیگه نمیدیدن دارن چه کسی رو استخدام میکنن نتونستن زنان رو بخاطر زن بودن حذف کنن.
❤303👍46
اگر با سرعتی که بشریت حیوانات رو میکشه بخوایم آدم ها رو بکشیم فقط در یک روز و نیم تمام انسانها کشته میشن.
💯195😭69
TW//
قتل دلخراش یک زن افغان و سه کودکش در تهران!
قتل دلخراش یک زن افغان و سه کودکش در تهران!
پیکر یک زن ۲۵ ساله افغان به همراه سه فرزند خردسالش که بین دو تا پنج سال سن داشتند، در منطقه مرتضیگرد تهران کشف شده است. طبق گزارشها، این قتل ده روز پیش رخ داده و جسدها پس از تماس ساکنان محل با نیروهای پلیس، روز جمعه کشف شدهاند. بررسیها نشان میدهد که زن جوان با ضربات چاقو و کودکان با شیوه خفگی به قتل رسیدهاند. آنها در یک خانهی اجارهای زندگی میکردند.
😨289😭50
پروین با نام "رخشنده اعتصامی" در ۲۵ اسفند سال ۱۲۸۵ در تبریز زاده شد. او فرزند اخترالملوک و یوسف اعتصامی بود. او بعدها نام پروین را برای خود انتخاب کرد و چون پروین نامی دخترانه نبود در شعری توضیح داد:
پروین ۶ ساله بود که به همراه خانوادهاش به تهران مهاجرت کرد و با مشروطه خواهی آشنا شد. در کودکی نزد پدرش ادبیات فارسی، انگلیسی و عربی را آموخت و به مدرسه آمریکایی Iran bethel رفت و فارغ التحصیل شد. در دوران تحصیل دانش آموزی ممتاز بود و حین تحصیل در همان مدرسه ادبیات فارسی و انگلیسی تدریس میکرد و شعر هم میسرود. مدیر مدرسه پروین او را بسیار باهوش و مشتاق یادگیری توصیف میکند. پروین از زمان تحصیل تا هنگام مرگ با یک دختر آمریکایی نامهنگاری میکرده. نخستین اشعار پروین در سن ۷ سالگی سروده شدند و زیباترین آنها پس از ۱۱ سالگی؛ برای مثال پروین "نخود و لوبیا" را در ۸ سالگی سروده است:
در خرداد ۱۳۰۳، جشن دانشآموختگی پروین در مدرسه برپا شد و او درباره تاریخ جفای مردان به زنان حین شروع تمدنها و بیسوادی و بیخبری زنان ایران سخنرانی کرد و آزادی تحصیل زنان را تنها راه آزادی و اصلاحات اجتماعی در ایران دانست. سخنرانی او به "اعلامیه زن و تاریخ" مشهور است. پدرش چون مجرد بود به او اجازه انتشار اشعارش را نمیداد و این را برای دختری مثل پروین زشت میدانست. پروین ازدواج کرد و تنها دو ماه با شوهرش زندگی کرد و سپس از وی جدا شد و به خانه پدرش بازگشت؛ علت این جدایی اختلاف عقیده عنوان شد ولی شایعاتی میگویند که پروین انسانی مدرن بود و نمیخواست نقش یک زن سنتی را ایفا کند. بعد از جدایی چون یکبار ازدواج کرده بود مجوز انتشار اشعارش به او داده شد. پروین مدتی رئیس کتابخانهی دانشسرای عالی بود که عکسی نیز با محمدرضا پهلوی در زمان ولیعهدی در این کتابخانه دارد. پروین بدلیل دیدگاههای ضد استبدادیاش دعوت رضاشاه برای عضویت در وزارت فرهنگ را رد کرد و مدال نشان لیاقت که به او از طرف شخص شاه اهدا شده بود را پس فرستاد، همچنین در واکنش به این موضوع شعری به نام "صاعقه ما ستم اغنیاست" را سرود. پروین چه در اشعارش و چه در زندگیاش شخصیتی سیاسی و ضد حکومت بود. به همین دلیل هنگام مرگش مراسمی برای او برگذار نشد و در نامه نگاریهایی که بعدا فاش شد کینهی سلطنت از او تایید شد. اما پروین یکی از کارهای رضاشاه، یعنی دستور کشف حجاب را مورد تایید قرار داده و برای آن شعری به نام "زن در ایران" سروده است که چون با احکام اسلامی مغایرت دارد امروزه ۴ بیت آن سانسور و حذف شده است:
پروین نیز از زنستیزی مردان ایرانی در امان نبود. عدهی زیادی نبوغ پروین را نادیده گرفتند و معتقد بودند زن نمیتواند شعر بگوید و آثار پروین را به مردان اطرافش نسبت داده اند و حتی ملک الشعرای بهار را نیز مورد حمله قرار دادهاند چون از پروین حمایت میکرد. دیوان اشعار پروین شامل تمام اشعارش نیست چون پروین پیش از مرگش بسیاری از اشعارش را در آتش سوزاند. او در نهایت در سال ۱۳۲۰ به حصبه مبتلا شد و در ۳ فروردین در خانه بستری شد. گفته شده سهل انگاری پزشکان موجب مرگ پروین شده است چون به موقع برای درمان پروین حاضر نشدند. او در سن ۳۴ سالگی و در آغوش مادرش جان سپرد و در حرم فاطمه معصومه و در مقبره خانوادگیاش به خاک سپرده شد. شعر روی سنگ قبرش را نیز خودش سروده است ولی کسی نمیداند چه زمانی از زندگی اش این شعر نوشته شده.
"مرد پندارند پروین را چه برخی زاهل فضل، این معما گفته نیکوتر که پروین مرد نیست."
پروین ۶ ساله بود که به همراه خانوادهاش به تهران مهاجرت کرد و با مشروطه خواهی آشنا شد. در کودکی نزد پدرش ادبیات فارسی، انگلیسی و عربی را آموخت و به مدرسه آمریکایی Iran bethel رفت و فارغ التحصیل شد. در دوران تحصیل دانش آموزی ممتاز بود و حین تحصیل در همان مدرسه ادبیات فارسی و انگلیسی تدریس میکرد و شعر هم میسرود. مدیر مدرسه پروین او را بسیار باهوش و مشتاق یادگیری توصیف میکند. پروین از زمان تحصیل تا هنگام مرگ با یک دختر آمریکایی نامهنگاری میکرده. نخستین اشعار پروین در سن ۷ سالگی سروده شدند و زیباترین آنها پس از ۱۱ سالگی؛ برای مثال پروین "نخود و لوبیا" را در ۸ سالگی سروده است:
نخودی گفت لوبیائی را *** کز چه من گردم این چنین تو درازسبک شعری پروین تحت تاثیر تفکر جریان تلفیقی قرار داشت و عدهای اشعار پروین را نزدیک به سبکی جدید و منحصر بفرد میدانند و او را بدلیل استفاده از آرایههای ادبی به شکلی کم نظیر مورد تقدیر قرار میدهند.
گفت ما هر دو را بباید پخت *** چارهای نیست، با زمانه بساز
رمز خلقت بما نگفت کسی *** این حقیقت مپرس ز اهل مجاز
کس بدین رزمگه ندارد راه *** کس درین پرده نیست محرم راز
بدرازی و گردی من و تو *** ننهد قدر چرخ شعبدهباز
هر دو روزی در اوفتیم بدیگ *** هر دو گردیم جفت سوز و گداز
نتوان بود با فلک گستاخ *** نتوان کرد بهر گیتی ناز
سوی مخزن رویم زین مطبخ *** سر این کیسه گردد آخر باز
برویم از میان و دم نزنیم *** بخروشیم لیک بی آواز
در خرداد ۱۳۰۳، جشن دانشآموختگی پروین در مدرسه برپا شد و او درباره تاریخ جفای مردان به زنان حین شروع تمدنها و بیسوادی و بیخبری زنان ایران سخنرانی کرد و آزادی تحصیل زنان را تنها راه آزادی و اصلاحات اجتماعی در ایران دانست. سخنرانی او به "اعلامیه زن و تاریخ" مشهور است. پدرش چون مجرد بود به او اجازه انتشار اشعارش را نمیداد و این را برای دختری مثل پروین زشت میدانست. پروین ازدواج کرد و تنها دو ماه با شوهرش زندگی کرد و سپس از وی جدا شد و به خانه پدرش بازگشت؛ علت این جدایی اختلاف عقیده عنوان شد ولی شایعاتی میگویند که پروین انسانی مدرن بود و نمیخواست نقش یک زن سنتی را ایفا کند. بعد از جدایی چون یکبار ازدواج کرده بود مجوز انتشار اشعارش به او داده شد. پروین مدتی رئیس کتابخانهی دانشسرای عالی بود که عکسی نیز با محمدرضا پهلوی در زمان ولیعهدی در این کتابخانه دارد. پروین بدلیل دیدگاههای ضد استبدادیاش دعوت رضاشاه برای عضویت در وزارت فرهنگ را رد کرد و مدال نشان لیاقت که به او از طرف شخص شاه اهدا شده بود را پس فرستاد، همچنین در واکنش به این موضوع شعری به نام "صاعقه ما ستم اغنیاست" را سرود. پروین چه در اشعارش و چه در زندگیاش شخصیتی سیاسی و ضد حکومت بود. به همین دلیل هنگام مرگش مراسمی برای او برگذار نشد و در نامه نگاریهایی که بعدا فاش شد کینهی سلطنت از او تایید شد. اما پروین یکی از کارهای رضاشاه، یعنی دستور کشف حجاب را مورد تایید قرار داده و برای آن شعری به نام "زن در ایران" سروده است که چون با احکام اسلامی مغایرت دارد امروزه ۴ بیت آن سانسور و حذف شده است:
چشمِ دل را پرده میبایست اما از عفاف *** چادرِ پوسیده بنیادِ مسلمانی نبودتعجبی نیز ندارد چون پروین در تمام زندگیاش برای حقوق زنان قدم برمیداشت.
خسروا دستِ توانایِ تو آسان کرد کار *** ورنه در این کارِ سخت امّیدِ آسانی نبود
شه نمیشد گر در این گمگشته کشتی ناخدای *** ساحلی پیدا از این دریایِ طوفانی نبود
باید این انوار را پروین به چشمِ عقل دید *** مهرِ رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
پروین نیز از زنستیزی مردان ایرانی در امان نبود. عدهی زیادی نبوغ پروین را نادیده گرفتند و معتقد بودند زن نمیتواند شعر بگوید و آثار پروین را به مردان اطرافش نسبت داده اند و حتی ملک الشعرای بهار را نیز مورد حمله قرار دادهاند چون از پروین حمایت میکرد. دیوان اشعار پروین شامل تمام اشعارش نیست چون پروین پیش از مرگش بسیاری از اشعارش را در آتش سوزاند. او در نهایت در سال ۱۳۲۰ به حصبه مبتلا شد و در ۳ فروردین در خانه بستری شد. گفته شده سهل انگاری پزشکان موجب مرگ پروین شده است چون به موقع برای درمان پروین حاضر نشدند. او در سن ۳۴ سالگی و در آغوش مادرش جان سپرد و در حرم فاطمه معصومه و در مقبره خانوادگیاش به خاک سپرده شد. شعر روی سنگ قبرش را نیز خودش سروده است ولی کسی نمیداند چه زمانی از زندگی اش این شعر نوشته شده.
❤295👍13
سلامت روان مردان
هروقت از حقوق زنان حرف میزنیم، اغلب مردانی وارد بحث میشن که مثل تماشاگران فوتبال بر "بیطرفی" تاکید دارن اما در عمل تلاش میکنن که مدام یادآوری کنن "مردان هم رنج میکشن، مردان هم خودکشی میکنن". این جملات درستن. اما سوال اینجاست: چرا؟
میدونیم افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در زنان بیشتره، اما مردان خودکشی موفق بیشتری دارن.
دو تبیین رایج برای این پدیده وجود داره:
۱- مردان از روشهای کشندهتر و خشنتری استفاده میکنن.
۲- زنان بدلیل نقشهای جنسیتی تحت نظارت شدید خانواده هستن که شانس مداخله رو افزایش میده.
رنج مردان نه ذاتی یا فیزیولوژیک، بلکه از فرهنگ خشونتی ناشی میشه که خودشون فعالانه در بازتولید اون نقش ایفا میکنن.
من فکر میکنم جواب این اتفاق، مخصوصا در زنستیزی نهفته باشه.
الگوی مردانگی در جوامع مردسالار نه براساس یک هویت مستقل، بلکه براساس ضدیت با زنان و زنانگی ساخته شده. طبیعیه که اگر بروز احساسات زنانه جلوه کنه، مردانگی در جایگاه سرکوب کنندهی احساسات تعریف بشه. از پسران خردسال گرفته تا پیرمردها اگر کسی احساسی جز خشم یا شهوت رو ابراز کنه همواره با حملات وحشتناک و برچسبهایی مثل "زنصفت" از طرف دیگر مردان روبرو میشه. در این مسیر جامعهی مردان به صورت خودخواسته از زنان، کودکان و نهادهای عاطفی جدا میشن و تنها در جمعی از مردان منزوی و خطرناکی مثل خودشون حضور پیدا میکنن. هرچند برای توجیه این انزوا تمایلی به زیر سوال بردن اعمال خودشون ندارن و ناچار به ساختن یک روایت جعلی نیاز پیدا میکنن:
"مردان قربانی و زنان شرور"
اینجا بحث بازار سودآور "فعالین حقوق مردان" به میان میاد، کسانی که با فروش کتاب، پادکست، دورههای آنلاین و پکیجهای آموزشی از این بحران روانی سود میبرن. سرمایهداری که سالهاست براساس جنسیت بازاریابی میکنه حالا با بازاری جدید از مردان خشمگین، افسرده و منزوی روبرو شده که به دنبال مشروعیت و معنا بخشیدن به نفرت خودشون هستن. اما چیزهایی که این بازاریابان به وعدهی نجات میفروشن، مردان رو بیش از پیش به خشونت و انزوا سوق میدن. این روایت قربانی بودن بزودی در گوش پسران نسل بعدی هم زمزمه میشه و اونها یاد میگیرن اگر میخوان بعنوان یک مرد پذیرفته بشن راهی جز "خطرناک بودن، اجتماع گریزی، بی رحمی، خشم و سرکوب" ندارن. بازتولید این چرخه قاعدتا پیامدهای زیادی مثل خشونت، خودکشی و بیماری های روانی رو در پی خواهد داشت. و البته خشونت علیه زنان، افراد LGBT+ و اقلیت ها که این مردان "بیطرف" عامدانه بخش اخر رو سانسور میکنن. با نگاهی به جن الفا میشه فهمید که از سن پایینتر، شدیدا زنستیزتر از جن زی هستن و انگار فضای مجازی برای پسربچهها تبدیل به مدرسهی ضد زن بودن شده.
اگرچه این مردان به خودشون آسیب میزنن، اما بیشتر از خودشون به زنان و اقلیتها آسیب وارد میکنن.
اونها همونایی هستن که زنکشی میکنن، ترنس کشی میکنن، قتل ناموسی میکنن، خشونت خانگی بر همسر و فرزندانشون اعمال میکنن و سایبربولی، آزار انلاین، تجاوز، آزار خیابانی و... تنها بخشی از اعمال نفرت انگیزشونه. وضعیت وخیم سلامت روان مردان، نه یک ستم جنسیتی مجزا بلکه ناشی از ستم جنسیتی علیه زنان هست و نباید از این وضعیت برای دهن کجی به فمینیستها استفاده کرد. مردان "بیطرف" عزیز اگر خواستار سلامت روان بهتری برای خودتون هستید باید علیه زنستیزی بجنگید و امتیازات خودتون رو رها کنید، نه اینکه عدهایتون زنستیزی کنید و عدهایتون هم برای فمینیستها ناز کنید. اگر مردان سرپرستی خانوار و مزایای اون، مدیریت اقتصادی خانه و دستمزد دوبرابر رو رها کنن، در وظایف خانهداری و تربیت کودکان سهیم بشن، از همسران شاغلشون حمایت کنن، به سهمیه های جنسیتی در فرصت های شغلی و تحصیلی و به سقف شیشهای و عدم حضور زنان در عرصههای مدیریتی اعتراض کنن و همسرانشون رو تحت خشونت اقتصادی قرار ندن در نهایت شرایطی رو بوجود نمیارن که تحت فشار اقتصادی بدلیل نان آور بودن قرار بگیرن. اگر مردان علیه همسران و کودکان خودشون خشونت فیزیکی، کلامی و روانی اعمال نکنن در نهایت نیازی نخواهند داشت بخاطر دریافت نکردن عشق خودکشی کنن.
خودکشی مردان فقط نوک یک کوه یخه.
عدم سلامت روان مردان از مسیر و سیستمی شروع میشه که برپا شده تا جان زنان و افراد LGBT+ رو بگیره. واکنش ما به این بحران باید تحلیل ساختاری باشه، ما نباید این بخش از واقعیت رو سانسور کنیم.
باید توجه داشته باشیم که پسربچهها فقط مردان زنستیز رو تماشا نمیکنن، بلکه تبدیل به یکی از اون ها میشن.
ما باید بر استفاده پسران از فضای مجازی نظارت داشته باشیم، باید پدران رو در تربیت کودکان سهیم کنیم و باید الگوهایی مثبت از مردانگی برای پسران تعریف کنیم تا جلوی تکرار این نسل رو بگیریم؛ البته این بایدها نه وظیفهی ما، بلکه بایستی بخشی از رویکرد کل جامعه در مبارزه با کلیشههای جنسیتی باشه.
👍147❤43
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«سلام. ببخشید این فیلم رو میفرستم. یک آدم مریضی هست که یک ساله میاد بین مردم توی شلوغ ترین جای شیراز، (چهار راه زند) و اینجوری آلتنمایی میکنه و با خودش ور میره. ما اینجا دستفروشیم و بارها به پلیس گزارش دادیم. اصلا پیگیری نمیکنند. من خودم حتی دنبالش دویدم اما نتونستم بگیرمش.
این ویدیو رو مدتی پیش ازش گرفته بودم.»
این ویدیو رو مدتی پیش ازش گرفته بودم.»
😨344👍4
آدم یک بار قرآن رو بخونه میفهمه چرا داعش اسلام واقعیه
👍392❤11
الان خبر مرگ زنی رو شنیدم که زمان زیادی از بچگیم رو کنارش گذروندم. خواهرشوهر خالهام بود و برای چندین سال هر شب میومد خونه مادربزرگم و با ما حرف میزد و میخندید. وقتی ازدواج کرد و شوهرش بهش خیانت کرد و طلاق گرفت، افسرده شد و وزنش نزدیک ۱۰۰ کیلو بالاتر رفت و کمی بعد انقدر حالش بد شد که بیشتر روزها نمیفهمید چی میگه و چه اتفاقی داره میفته. بیمارستان بستری شده بود و همه منتظر بودیم به وضع سابقش برگرده که اینطوری شد. واقعا دلم براش تنگ میشه و هیچوقت نمیتونم فراموشش کنم.
😭311❤18
چندساعت افلاین میشی و وقتی بر میگردی میبینی یه آرتیست زن کوییر نانپرابلماتیک ایرلندی رو به بهونهی اینکه ذوق داشته پیش ایرلندیای دیگه بوده دارن کنسل میکنن در حالی که دلیلش دقیقا زنستیزی و هموفوبیاست و از اون طرف پدرو پاسکال چون از ترنسها حمایت کرده داره براش پاپوش دوخته میشه و کنسل میشه
دارید چیکار میکنید با خودتون؟ لیترلی ۹۹ درصد مردای هالیوود متجاوز/نژادپرست/زنستیز/ترنسفوبن چرا کنسل کالچرتون داره مثل قوانین آلمان نازی کار میکنه
دارید چیکار میکنید با خودتون؟ لیترلی ۹۹ درصد مردای هالیوود متجاوز/نژادپرست/زنستیز/ترنسفوبن چرا کنسل کالچرتون داره مثل قوانین آلمان نازی کار میکنه
❤297👍80
اگر نتوانند زن را مستقیما مجبور کنند که صاحب فرزند شود، او را در وضعیتی گرفتار میسازند که مادر شدن برایش تنها راه باشد: قانون، آداب و عادات، ازدواج را به او تحمیل میکنند، تدابیر ضد بارداری و سقط جنین ممنوع میشود، طلاق را ممنوع میشمارند؛ اینها همان قیدهای کهن پدرسالاری هستند.
- کتاب «#جنس_دوم»
- کتاب «#جنس_دوم»
👍280❤13