اگر نتوانند زن را مستقیما مجبور کنند که صاحب فرزند شود، او را در وضعیتی گرفتار میسازند که مادر شدن برایش تنها راه باشد: قانون، آداب و عادات، ازدواج را به او تحمیل میکنند، تدابیر ضد بارداری و سقط جنین ممنوع میشود، طلاق را ممنوع میشمارند؛ اینها همان قیدهای کهن پدرسالاری هستند.
- کتاب «#جنس_دوم»
- کتاب «#جنس_دوم»
👍280❤13
Forwarded from Pink Pony Club🏳⚧
ترنس پراید در لندن باشکوه برگزار شد🩵🤍🩷
بیش از صدهزار نفر در برابر ترسپراکنی، اطلاعات نادرست و سیاستها و احساسات انحصارطلبانهای که اخیراً بر فضای رسانهای و جامعه بریتانیا حاکم شده است، موضع گرفتند.
﹙#TransNews﹚
بیش از صدهزار نفر در برابر ترسپراکنی، اطلاعات نادرست و سیاستها و احساسات انحصارطلبانهای که اخیراً بر فضای رسانهای و جامعه بریتانیا حاکم شده است، موضع گرفتند.
﹙#TransNews﹚
❤282😨4
انرژی زنانه، انرژی مردانه/تستوسترون، استروژن
بیاید نگاهی به اصطلاحات پرطرفدار فضای مجازی بندازیم و بررسی کنیم که چه هزینههایی در ازای استفاده ازشون میپردازیم:
یک ترند بامزه یا بازتاب باورهای مردسالارانه؟
در ابتدا میخواستم این موضوع رو نادیده بگیرم چون فکر میکردم یک ترند موقت در توییتر فارسیه که مثل همیشه بعد از چند ماه کمرنگ میشه و از بین میره. اما متاسفانه این اصطلاحات و باورهایی که پشتشون هستن مثل آفت دارن در بین جوانان ایرانی پخش میشن و مشروعیت پیدا میکنن. این موضوعات حتی برای تولیدکنندگان محتوای زرد روانشناسی و انگیزشی هم جذابیت خاصی دارن. اگرچه مردم ایران با لذت این کلمات رو تایپ میکنن و دربارهشون داستانسرایی میکنن، از منظر فمینیستی این اصطلاحات درواقع عقب گردی بزرگ برای جامعهی ایران هستن. بازگشتی به عقب که دستاورد دهها سال مبارزه زنان ایرانی در جهت احقاق حقوق خودشون رو تهدید میکنه. فمینیستهای ایرانی سالهای زیادی برای نابودی کلیشهها و نقشهای جنسیتی محدود کننده و آسیبزا جنگیدن تا مسیر ورود و پیشرفت زنان در عرصههای اجتماعی رو باز کنن. نقشهایی که زنان رو در موضع ضعف و پست بودن و مردان رو در موضوع قدرت و برتری قرار میدادن. ولی تا پیشرفت خیلی کمی حاصل شد، دوباره جریانهایی شکل گرفتن که با توسل به مفاهیم تاریخ گذشتهی ذات زنانه و ذات مردانه، همون تباهی و وضعیت وحشتناک گذشته رو در قالبی جدید بازتولید کنن.
زنستیزی آشکار:
گویا امروزه برای جوانان ایرانی انرژی زنانه یعنی زن تا حد امکان شغل نداشته باشد، خانهداری کند، استقلال اقتصادی نداشته باشد، از لحاظ شغلی/اجتماعی/تحصیلی و سطح دستمزد از شوهر یا پارتنرش پایین تر باشد، حق خواهی نکند، صدایش را بلند نکند، خشم و نیازهای خودش را سرکوب کند، مهارت های پایه مثل توانایی تعویض لامپ و باز کردن درب کنسرو را نداشته باشد، فرق گاز و ترمز را نداند، فرق پیچ گوشتی و انبردست را نداند، آزادی جنسی نداشته باشد اما مدام برای مردان دلبری کند، بیمنطق و احمق باشد، مصرف گرا باشد، همیشه در برابر مردان ساکت بماند.
و در مقابل انرژی مردانه یعنی قوی بودن، خشن بودن، آزار رساندن، بهتر بودن، مهارت داشتن، کار کردن، دانا بودن، منطقی بودن، نانآوری و سرکوبگری.
ذاتگرایی:
این موج ضد زن با تقلیل استانداردهای جنسیتی به زنستیزی خالص متوقف نمیشه، بلکه تلاش میکنه تا این تعاریف شدیدا جنسیت زده و خطرناک رو با تعاریف ذاتگرایانه به بیولوژی و هورمونهای زنان و مردان نسبت بده. گویا که استروژن یعنی ضعف و بلاهت و جنسی بودن، و تستوسترون یعنی خشونت، برتری، سرکوبگری و کنترلگر بودن. این برداشتها نه تنها ضدعلمی و غیرواقعی هستن بلکه راهی آشکار برای بازتولید زنستیزی از جنس اوایل قرن بیستم و سال ۱۹۳۰ رو در دنیای امروزی باز میکنن.
اگر بلافاصله اقدام نکنیم بزودی بهای سنگینی رو میپردازیم.
امروزه اگر مردی شدیدا زنستیز یا یک قاتل بالفطره نباشه، دلسوز باشه یا خشونت طلبی نکنه با شنیدن اینکه جای تستوسترون، استروژن بالایی داره و زن صفت هست تحقیر میشه و اگر زنی آگاه، مستقل و جسور باشه یا فردی ضعیف و احمق و رقت انگیز نباشه با برچسب انرژی مردانه داشتن مورد حمله قرار میگیره. گویا تک تک صفات انسانی رو باید طبق الگوی پدرسالاری از اول تعریف کرد.
در چنین وضعیتی زنان از حضور برابر در جامعه محروم میشن، از خشونت مردانه تقدیر میشه، مردانگی هژمونیک شدیدا بازتولید میشه و مفاهیمی مثل غیرت و ناموس که ازشون خون میچکه مشروعیت و محبوبیت پیدا میکنن. همچنین با ذاتگرایی افراطی و دیدگاههای ضدعلمی نسبت به بیولوژی، شاهد افزایش شدید هموفوبیا و ترنسفوبیا خواهیم بود.
لطفا حتی برای خنده هم از این عبارات استفاده نکنید و به دیگران هم تذکر بدید.
❤174👍49
در یکی از وحشیانهترین موارد قتلهای ناموسی اخیر در ایران، سیمین جغتایی، دختر ۲۰ ساله، به ظن برقراری ارتباط تلفنی با یک پسر، توسط چهار برادر خود مورد شکنجه شدید قرار گرفت و در نهایت با ضربات بیل به گردن به قتل رسید. این جنایت هولناک در روز ۲۱ تیر ۱۴۰۴ در شهرستان تایباد، استان خراسان رضوی رخ داد. بنابر گزارشهای میدانی، سیمین جغتایی طی یک هفته در خانه پدریاش تحت شکنجه و ضربوشتم شدید قرار داشت. جسد او بهحدی آسیب دیده بود که شناساییاش بدون بررسیهای تخصصی ممکن نبود. انگیزه برادران «حفظ ناموس» عنوان شده، مفهومی که بار دیگر به ابزاری برای توجیه قتل یک زن بدل شده است.
آنچه این جنایت را از یک فاجعه خانوادگی به بحرانی حقوقی اجتماعی تبدیل میکند، رضایت پدر و مادر قاتلان و نقش قانون در فرآیند رسیدگی است. با آنکه چهار برادر بازداشت شدهاند، اعلام رضایت -اولیای دم- روند آزادی آنان را ممکن ساخته است. در ساختار حقوق کیفری ایران، قتلهای ناموسی با مفاهیمی مثل حق ولایت مردان خانواده توجیه میشوند. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، صراحتا پدر و جد پدری قاتل را از مجازات مستثنی میکند.
- رضوان مقدم
قانون چگونه شریک جنایت است؟
آنچه این جنایت را از یک فاجعه خانوادگی به بحرانی حقوقی اجتماعی تبدیل میکند، رضایت پدر و مادر قاتلان و نقش قانون در فرآیند رسیدگی است. با آنکه چهار برادر بازداشت شدهاند، اعلام رضایت -اولیای دم- روند آزادی آنان را ممکن ساخته است. در ساختار حقوق کیفری ایران، قتلهای ناموسی با مفاهیمی مثل حق ولایت مردان خانواده توجیه میشوند. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، صراحتا پدر و جد پدری قاتل را از مجازات مستثنی میکند.
- رضوان مقدم
😨353😭65
#زن_ناموس_هیچکس_نیست
چند سالی هست که کمپین فمینیستی "زن ناموس هیچکس نیست" در ایران شکل گرفته و با واکنشهایی عمدتا مردسالارانه و دلسرد کننده مواجه شده. این واکنشها رو میتونیم به چند دستهی مشخص تقسیم کنیم:
1. جناح حکومتی و مذهبی که این کمپین رو پروژهای از سوی صهیونیستها میدونن که هدف اون بیعفتی و انحطاط اخلافی جامعهی ایران هست.
2. گروهی دیگه معتقدن اگر زنان ناموس نباشن، نباید انتظار احترام، حمایت یا کمکی از سمت مردان رو داشته باشن. انگار که احترام زنان وابسته به رابطهی ارباب رعیتیشون با مردهاست. این دسته تلاش میکنن ناموسانگاری زنان رو یک پکیج شامل امتیازات فراوان جلوه بدن.
3. گروه بعدی اما با اتکا به کلیشههایی نظیر "ضعف جسمانی زنان" اونها رو آسیب پذیر و نیازمند محافظت مردان میدونن و از اینرو زنان رو نوامیس مردان تقلی میکنن.
اما گذشته از اینها ناموس یعنی چی؟
در لغت، ناموس "آبرو و حیثیت" معنا شده اما در عرف اجتماعی و فرهنگ عامه، این واژه بطور انحصاری به زنان اطلاق میشه. همین کاربرد جنسیتی واژه، نشانهای از یک ساختار زنستیزانه هست که مفاهیم آسیب زنندهای رو تولید و بازتولید میکنه.
در این فرهنگ، بردگی و در بند بودن زنان ضامن آبروی مردان است، نه اعمال خود مردان.
ناموس پنداری زن یعنی تملک بر زنان. یعنی مردان بعنوان پدر، برادر، شوهر، فرزند یا حتی بعنوان یک غریبه در جایگاه همشهری و... حق تصمیم گیری بر بدن، پوشش، روابط و سبک زندگی زنان رو برای خودشون قائل هستن. ناموس یعنی تحمیل عقاید محدود کننده و ضد انسانی به زنان. اگرچه مدافعان ناموسانگاری زنان با ظاهری حمایتگر سعی در مشروعیت بخشی به خشونت سیستماتیک علیه زنان رو دارن اما ناموس در عمل یعنی زن انسان نیست.
ناموس یعنی قتل های ناموسی، یعنی خشونت خانگی. یعنی زن فقط وقتی شایسته احترامه که به مردی وابستگی داشته باشه، یعنی زن هویت مستقلی از خودش نداره، یعنی تنها به این فرض که زنان پست و ناتوان هستن باید بهشون کمکی کرد.
این دیدگاه عمیقا در فرهنگ و حتی زبان مردم ما نقش بسته؛ بطوری که برای تحقیر یک مرد به او "توهین ناموسی" میکنن.طبق گزارشات دست کم ۶۶ درصد زنان ایرانی پیش از همهگیری ویروس کرونا و بیش از ۷۰ از درصد زنان پس از اون تحت خشونت خانگی قرار گرفتن و فقط طبق آمار رسمی، روزانه حداقل یک زن در ایران بدلایل ناموسی به قتل میرسه که در واقعیت این امار خیلی بیشتره چون اکثریت قتل های ناموسی تحت عناوین خودکشی، مفقودی، مرگ در اثر بیماری، تصادف و ... پوشانده و جعل میشن.
تا وقتی که ناموس در فرهنگ و زبان ما نمیره، قتل ناموسی هم اتفاق میفته.
مطالب مرتبط:
خشونت خانگی چیست؟ [لینک]
دلیل: نگاهی بر قتل های ناموسی. [لینک]
آمار قتل های ناموسی در ایران. [لینک]
تاثیر مصرف مخدرها و توهمات ناشی از آن در افزایش قتل های ناموسی. [لینک]
👍190❤24
Forwarded from nothing
علت جنگ جنسیتیی که راه میندازینو نمیفهمم
😨167😭12
Forwarded from ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
وقتی زنان دستمزد نصف گرفتن، جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی حق سقط از زنان گرفته شد، جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی دسترسی به لوازم پیشگیری از بارداری ممنوع شد تا زنان مجبور به زایمان بشن، جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان رو بدلیل زن بودن استخدام نمیکردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی اکثریت زنان قربانی خشونت خانگی شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان درگیر نقشهای سنتی مردسالارانه شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی حضور زنان در سیاست ممنوع شد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان حق مالکیت زمین و دارایی نداشتن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان نمیتونستن تجارت کنن یا حتی حساب بانکی باز کنن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان درگیر ازدواج اجباری شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان حق طلاق نداشتن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان قربانی آزار جنسی در محیط کار شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان از دسترسی به مراقبت های بهداشتی ضروری محروم شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان هم از اشتغال و کسب درآمد منع شدن و هم وظیفه بزرگ کردن کودکانشون به گردنشون افتاد و مجبور شدن برای سیر کردن شکم بچهها به بدترین خفتها تن بدن، جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان در سیستم حقوقی دیوانه انگاشته شدن و شهادت و شکایات اون ها نادیده گرفته شد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان رو در سرتاسر رسانهها ابژه انگاری کردید و اون هارو حیوانخو، احمق، ضعیف، ناتوان و بیشجنسی شده نشون دادید جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان از ابتدایی ترین آموزشها محروم شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان از ارث محروم میشدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان در مذاهب و آیینها قربانی میشدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی ادیان مردانه وجود زنان رو گناه خوندن و از حقوق انسانی محرومشون کردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی جلوی سفر و آزادی اجتماعی زنان گرفته شد و در خانه هاشون حبس شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی هزاران سال برای پوشش زنان تصمیم گرفتن و بدن زن در هر جغرافیایی به نحوی تابو شد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی دختران رو از نوزادی و شیرخوارگی به عقد و ازدواج مردان دراوردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی اندام جنسی زنان رو مثله کردن تا جلوی لذت جنسیشون رو بگیرن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی در جنگهای مردانه، به زنان تجاوز میشد و به اسارت و بردگی گرفته میشدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی در ادیانی مثل زرتشت در زمان پریود زنان رو از حضور در شهرها و منازلشون منع میکردن و در محل نگهداری حیوانات حبسشون میکردن و اون ها رو نجس میخوندن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان رو با اتهام روابط جنسی سنگسار میکردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان از حق تحصیل منع شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی فقر چهره زنانه گرفت چون زنان به طور کلی از اقتصاد کنار گذاشته شده بودن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی بدن زنان رو برای فروش کالاها به نمایش میذاشتن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی که فرهنگ تجاوز روایات زنان رو کم اهمیت جلوه میداد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان از ورزش محروم بودن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی که دختربچهها تحت فشار اجتماعی شدیدی برای ازدواج و خانه نشینی بودن و بعد از ۱۲ سالگی ترشیده لقب میگرفتن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان رو از زمینه های مهندسی، ریاضی، تکنولوژی و.. حذف کردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی تجاوز و خشونت جنسی علیه زنان رو بعنوان یک سلاح برای تحقیر و مجازات بکار بردن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان رو در اینترنت تا سر حد مرگ تحت آزار و اذیت جنسی و حملات انلاین قرار میدادن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنانِ قربانی، مقصرِ جرائم جنسی جلوه داده شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی دستاورد های زنان در علم، هنر، سیاست و زمینههای اجتماعی نادیده گرفته شد و نتایج تحقیقات زنان در علم به طور سیستماتیک کنار گذاشته میشد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی نقش زنان در جنبش ها و انقلاب ها در کتب تاریخی سانسور میشد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی آثار ادبی و هنری زنان توسط مردان به سرقت میرسید جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی هویت حاکمانِ زن، توسط تاریخ نویسان، به عروسک های جنسی زینتیِ دست نشانده تقلیل پیدا میکرد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی تحقیقات و مطالعات و حتی اختراعات زنان برای قرنها به نام مردان زده میشد جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان بخاطر میل جنسی داشتن مجرم شناخته شدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی زنان برای متهم شدن به سواد داشتن سوزانده میشدن جنگ جنسیتی نبود. ─ وقتی دختر بچه ها توسط پدران و برادرانشون سلاخی میشدن جنگ جنسیتی نبود.فقط وقتی جنگ جنسیتی شروع شد که زنان قادر شدن و تصمیم گرفتن که حرف بزنن. مگه نه؟
👍261❤8
Forwarded from ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
هرچی میگذره بیشتر و بیشتر مردم از عبارت احمقانهی جنگ جنسیتی و gender war استفاده میکنن و این واقعا ترسناکه. واقعا ترسناکه که هزاران سال تبعیض سیستماتیک، زنکشی، برده داری، تجاوز و سرکوب هموزن با مبارزه زنان برای آزادی قرار داده میشه و یک "جنگ بین جنسیت ها" نام میگیره. طوری که انگار دو طرف به مشکلات سطحی برخوردن و به جون هم افتادن. در حالی که واقعیت اینه که زنان هنوز حقوق انسانی خودشونو ندارن.
👍320❤12
شکاف جنسیتی در دادهها [بخشی از کتاب #زنان_نامرئی]
وقتی شریل سندبرگ اولین فرزندش رو باردار شد، در گوگل مشغول فعالیت بود. اون کل مدت بارداری رو حالت تهوع داشت و تمام بدنش متورم شده بود. سال ۲۰۱۴ گوگل یک کمپانی بزرگ با یک فضای پارک بزرگ جلوی ساختمونش بود که راه رفتن در اون برای زنان باردار خیلی سخت میشد. بعد از چندماه سختی کشیدن اون بالاخره به یکی از بنیانگذاران گوگل مراجعه کرد و درخواست یک جایگاه پارکینگ برای افراد باردار کرد. اون در کتابش نوشت: "خیلی خجالت اوره که من نفهمیدم زنان باردار به همچین چیزی نیاز دارن تا وقتی خودم بارداری رو تجربه کردم". وضعیتی که گوگل تا زمان بارداری شریل سندبرگ در اون قرار داشت "شکاف داده" نام داره. طبیعیه که نه شریل و نه هیچ یک از مدیران مرد گوگل هیچوقت بارداری رو تجربه نکرده بودن و به محض اینکه یک مدیر این تجربه رو داشت این شکاف پر شد و مشکل برطرف شد. ولی آیا نیاز بود که یک زن بالارتبه در این شرکت باردار بشه که این شکاف پر بشه؟ گوگل میتونست و باید که سعی میکرد این اطلاعات رو بدست بیاره.
مشکلاتی که شاید پایان دنیا نباشن، ولی قطعا آزار دهندهان. مثلا وزن درها برای متوسط زنان زیادی سنگینه، شکاف سنگ فرش ها باعث گیر کردن پاشنهی کفش زنان میشه، پلههای شیشهای که لباس زیر زنان رو نمایان میکنه، متوسط دمای ادارات که برای زنان زیادی سرده و براساس دمای عمومی بدن مردان سیسجندر به یک استاندارد تبدیل شده و...
طی صد سال اخیر فضاهای کاری عمدتا امنتر شدن. میزان مرگ در محیط کار در بریتانیا از ۴۴۰۰ به ۱۳۶ و در ایلات متحده از ۲۳۰۰۰ نفر به ۵۰۰۰ نفر رسیده. اما یک مشکل وجود داره، درحالی که مصدومیت در اثر کار برای مردان کاهش پیدا میکنه برای زنان افزایش پیدا کرده. چون تحقیقات روی محیطهای کاری مردمحور تمرکز کردن. ما میتونیم خیلی راحت بفهمیم که حداکثر وزن مجاز برای بلند کردن در شرکتهای ساختمان سازی چقدره، ولی وقتی بحث بلند کردن وزن سنگین در مشاغل مراقبتی و پرستاریه، چون یک شغل زن محوره کسی تمایلی به بررسی نداره.
وظایف شغلی بئاتریس بولانجر بعنوان یک پرستار سالمندان شامل بلند کردن و حمل کردن خیلی چیزها میشه؛ از جمله اثاثیه و بدن افرادی که دوبرابر خودش وزن دارن. یک روز که بئاتریس میخواست یک بیمار رو از وان حموم خارج کنه، شونه هاش از کار افتادن و هرچیزی که اطراف مفاصلش بودن خرد شدن. اون در نهایت خانه نشین شد. این داستان خیلی از زنان در مشاغل پرستاری و خدمات نظافتیه که بطور متوسط چیزهای خیلی سنگین تری رو نسبت به کارگران ساختمان سازی و یا کارگران معدن حمل میکنن. این زنها بعد از تموم شدن شیفتشون تایمی برای استراحت هم ندارن، بلکه باید به وظایف خانهداری بپردازن که شامل نگهداری از کودکان، نظافت، سرپا ایستادن و بلند کردن اثاثیهی بیشتری میشه.
اغلب میشنویم که مردان بیشتر در فضاهای شغلی میمیرن؛ در حین اینکه درسته بیشتر قربانیان حوادث شغلی مردان هستن، ولی این حوادث از بیشترین علل مرگ و میرهای مرتبط با مشاغل نیستن! هرسال فقط ۸۰۰۰ نفر از سرطان ناشی از شغلشون میمیرن که بیشتر اونها زن هستن. در پنجاه سال گذشته سرطان سینه بطور باورنکردنیای شایع شده ولی هیچ تحقیقاتی برای فهمیدن علت این اتفاق صورت نگرفته. ما میدونیم چرا کارگران معدن مبتلا به نفس تنگی میشن و یا علت کمردرد در کارگان ساختمان ساز رو به خوبی درک کردیم ولی نمیدونیم چرا زنان بر اثر شغل بیمار میشن و میمیرن. حتی در معدن و ساختمان سازی هم کارگران زن بطور عمدی با اسم "فکتورهای انحرافی" از تحقیقات کنار گذشته میشن، برای همین وزن سینه ها، متوسط وزن کارگران زن و خیلی از عوامل دیگه در تعیین استانداردهای ایمنی لحاظ نشدن. تا الان تحقیقاتی برای شناسایی عوامل خطرزای موثر بر زنان صورت نگرفته و حتی اگر همین الان شروع کنیم یک نسل طول میکشه تا نتایج مورد قبولی بدست بیاریم ولی البته که همچین اتفاقی نمیفته. ما به اینکه یک مرد سیسجندر ۷۰ کیلویی ۲۵ ساله رو بعنوان نمایندهی کل بشریت بشناسیم ادامه میدیم و زنان به این خاطر هزینه پرداخت میکنن.
وقتی شریل سندبرگ اولین فرزندش رو باردار شد، در گوگل مشغول فعالیت بود. اون کل مدت بارداری رو حالت تهوع داشت و تمام بدنش متورم شده بود. سال ۲۰۱۴ گوگل یک کمپانی بزرگ با یک فضای پارک بزرگ جلوی ساختمونش بود که راه رفتن در اون برای زنان باردار خیلی سخت میشد. بعد از چندماه سختی کشیدن اون بالاخره به یکی از بنیانگذاران گوگل مراجعه کرد و درخواست یک جایگاه پارکینگ برای افراد باردار کرد. اون در کتابش نوشت: "خیلی خجالت اوره که من نفهمیدم زنان باردار به همچین چیزی نیاز دارن تا وقتی خودم بارداری رو تجربه کردم". وضعیتی که گوگل تا زمان بارداری شریل سندبرگ در اون قرار داشت "شکاف داده" نام داره. طبیعیه که نه شریل و نه هیچ یک از مدیران مرد گوگل هیچوقت بارداری رو تجربه نکرده بودن و به محض اینکه یک مدیر این تجربه رو داشت این شکاف پر شد و مشکل برطرف شد. ولی آیا نیاز بود که یک زن بالارتبه در این شرکت باردار بشه که این شکاف پر بشه؟ گوگل میتونست و باید که سعی میکرد این اطلاعات رو بدست بیاره.
محیطهای کاری برای زنان با همچین مشکلاتی پر شدن.
مشکلاتی که شاید پایان دنیا نباشن، ولی قطعا آزار دهندهان. مثلا وزن درها برای متوسط زنان زیادی سنگینه، شکاف سنگ فرش ها باعث گیر کردن پاشنهی کفش زنان میشه، پلههای شیشهای که لباس زیر زنان رو نمایان میکنه، متوسط دمای ادارات که برای زنان زیادی سرده و براساس دمای عمومی بدن مردان سیسجندر به یک استاندارد تبدیل شده و...
ولی شکاف دادهها فقط به ناراحتی ختم نمیشه و میتونه زنان رو در محیطهای کاری بکشه.
طی صد سال اخیر فضاهای کاری عمدتا امنتر شدن. میزان مرگ در محیط کار در بریتانیا از ۴۴۰۰ به ۱۳۶ و در ایلات متحده از ۲۳۰۰۰ نفر به ۵۰۰۰ نفر رسیده. اما یک مشکل وجود داره، درحالی که مصدومیت در اثر کار برای مردان کاهش پیدا میکنه برای زنان افزایش پیدا کرده. چون تحقیقات روی محیطهای کاری مردمحور تمرکز کردن. ما میتونیم خیلی راحت بفهمیم که حداکثر وزن مجاز برای بلند کردن در شرکتهای ساختمان سازی چقدره، ولی وقتی بحث بلند کردن وزن سنگین در مشاغل مراقبتی و پرستاریه، چون یک شغل زن محوره کسی تمایلی به بررسی نداره.
یک روایت آشنا:
وظایف شغلی بئاتریس بولانجر بعنوان یک پرستار سالمندان شامل بلند کردن و حمل کردن خیلی چیزها میشه؛ از جمله اثاثیه و بدن افرادی که دوبرابر خودش وزن دارن. یک روز که بئاتریس میخواست یک بیمار رو از وان حموم خارج کنه، شونه هاش از کار افتادن و هرچیزی که اطراف مفاصلش بودن خرد شدن. اون در نهایت خانه نشین شد. این داستان خیلی از زنان در مشاغل پرستاری و خدمات نظافتیه که بطور متوسط چیزهای خیلی سنگین تری رو نسبت به کارگران ساختمان سازی و یا کارگران معدن حمل میکنن. این زنها بعد از تموم شدن شیفتشون تایمی برای استراحت هم ندارن، بلکه باید به وظایف خانهداری بپردازن که شامل نگهداری از کودکان، نظافت، سرپا ایستادن و بلند کردن اثاثیهی بیشتری میشه.
شکاف جنسیتی دادهها فقط به نادیده گرفتن مشاغل زنانه ختم نمیشه!
اغلب میشنویم که مردان بیشتر در فضاهای شغلی میمیرن؛ در حین اینکه درسته بیشتر قربانیان حوادث شغلی مردان هستن، ولی این حوادث از بیشترین علل مرگ و میرهای مرتبط با مشاغل نیستن! هرسال فقط ۸۰۰۰ نفر از سرطان ناشی از شغلشون میمیرن که بیشتر اونها زن هستن. در پنجاه سال گذشته سرطان سینه بطور باورنکردنیای شایع شده ولی هیچ تحقیقاتی برای فهمیدن علت این اتفاق صورت نگرفته. ما میدونیم چرا کارگران معدن مبتلا به نفس تنگی میشن و یا علت کمردرد در کارگان ساختمان ساز رو به خوبی درک کردیم ولی نمیدونیم چرا زنان بر اثر شغل بیمار میشن و میمیرن. حتی در معدن و ساختمان سازی هم کارگران زن بطور عمدی با اسم "فکتورهای انحرافی" از تحقیقات کنار گذشته میشن، برای همین وزن سینه ها، متوسط وزن کارگران زن و خیلی از عوامل دیگه در تعیین استانداردهای ایمنی لحاظ نشدن. تا الان تحقیقاتی برای شناسایی عوامل خطرزای موثر بر زنان صورت نگرفته و حتی اگر همین الان شروع کنیم یک نسل طول میکشه تا نتایج مورد قبولی بدست بیاریم ولی البته که همچین اتفاقی نمیفته. ما به اینکه یک مرد سیسجندر ۷۰ کیلویی ۲۵ ساله رو بعنوان نمایندهی کل بشریت بشناسیم ادامه میدیم و زنان به این خاطر هزینه پرداخت میکنن.
💯85❤16
ببینید دوستان وقتی ما تلاش میکنیم ترنسفوبها رو بطور کلی از تمام شاخههای فمینیسم بویژه فمینیسم رادیکال جدا کنیم بخاطر این نیست که خوشی زده زیر دلمون، یک ایدهای پشتش داریم.
وقتی شما پا میشی میای به فمینیستای رادیکال فحاشی میکنی و میگی هر کسی رادیکال فمینیسته ترنسفوبه، درواقع داری ترنسفوب بودن زیر سایهی یک نحلهی فمینیستی رو توجیه میکنی و میگی کسی که ترنسفوبه هم میتونه از این طریق فمینیست باشه. شما به ترنسفوبها در قالب "فعال حقوق زنانی" که هیچوقت نبودن و نیستن مشروعیت میدی و براشون یک راه فرار میسازی. حالا به لطف این بیفکریها، ترنسفوبهایی که حتی یک کلمه در جهت حقوق زنان نگفتن با لیبل "رادفم" دارن همه جا رژه میرن و هیچکس هم نمیتونه نقدشون کنه. شما داری بخش مهمی از جنبش حقوق زنان رو جدا میکنی و جلوی پا ترنسفوبها میندازی و براشون یک مکتب فکری قابل پذیرش تهیه میکنی. شما داری فمینیسم رو از حقوق افراد ترنس جدا میکنی. ضدیت با یک شاخهی حیاتی از فمینیسم نه راحته و نه بجاست، حتی ممکنه باعث بازتولید ترنسفوبیا و از دست دادن حمایتی که ترنساکتیویستهای زیادی بابتش تلاش کردن و هزینه دادن بشه. درحالی که ضدیت با ترنسفوبیا حتی از دیدگاه فمینیسم رادیکال هم تا حدود زیادی ممکنه. حالا اگه دوستش داری ادامه بده.
در اخر:
وقتی شما پا میشی میای به فمینیستای رادیکال فحاشی میکنی و میگی هر کسی رادیکال فمینیسته ترنسفوبه، درواقع داری ترنسفوب بودن زیر سایهی یک نحلهی فمینیستی رو توجیه میکنی و میگی کسی که ترنسفوبه هم میتونه از این طریق فمینیست باشه. شما به ترنسفوبها در قالب "فعال حقوق زنانی" که هیچوقت نبودن و نیستن مشروعیت میدی و براشون یک راه فرار میسازی. حالا به لطف این بیفکریها، ترنسفوبهایی که حتی یک کلمه در جهت حقوق زنان نگفتن با لیبل "رادفم" دارن همه جا رژه میرن و هیچکس هم نمیتونه نقدشون کنه. شما داری بخش مهمی از جنبش حقوق زنان رو جدا میکنی و جلوی پا ترنسفوبها میندازی و براشون یک مکتب فکری قابل پذیرش تهیه میکنی. شما داری فمینیسم رو از حقوق افراد ترنس جدا میکنی. ضدیت با یک شاخهی حیاتی از فمینیسم نه راحته و نه بجاست، حتی ممکنه باعث بازتولید ترنسفوبیا و از دست دادن حمایتی که ترنساکتیویستهای زیادی بابتش تلاش کردن و هزینه دادن بشه. درحالی که ضدیت با ترنسفوبیا حتی از دیدگاه فمینیسم رادیکال هم تا حدود زیادی ممکنه. حالا اگه دوستش داری ادامه بده.
در اخر:
فمینیسم بدون افراد ترنس فمینیسم نیست
👍176❤21
از فردا سعی میکنم یک نفر رو پیدا کنم که ادمین جدید اینجا بشه. ممنونم که این مدت همراه بودید و از من و نوشتههای من حمایت کردید. امیدوارم ذرهای هم که شده کسی رو کمک کرده باشم. برنامه داشتم دربارهی "بارداری" و "تربیت فرزندان توسط مادران" هم مطالب کوتاهی بنویسم اما فکر نمیکنم در وضعیت فعلیم مقدور باشه. من فقط شروع به نوشتن کردم چون خودخواه بودم و میخواستم بعنوان یک زن ترنس و یک فرد آسیب پذیر در ایران "صدا" داشته باشم. الان هم میرم چون خودخواهم و نمیتونم فشار روانی زیاد رو تاب بیارم. امیدوارم در آینده فرصت دیگهای باشه که باز هم بتونم فعالیت کنم چون فهمیدم که حتی فمینیست کردن یک نفر انقدر ارزشمنده که نمیشه روش قیمتی گذاشت.
خدا نگهدار🩷
خدا نگهدار🩷
❤293😭91
در ضمن تولد آوای عزیز پیشاپیش مبارک سعی داشتم کادوی قشنگی که به مناسبت تولدم بهم دادی رو جبران کنم ولی زمان نیست. بدون ازت خیلی ممنونیم بابت زحماتی که میکشی و من بشخصه احساس میکنم مدیونتم.
❤175😭11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه زن شجاع تو مجمع نظام مهندسی اصفهان بلند میشه میره رو سن که به رانتخواری و فساد اعتراض کنه که وسط حرفاش یه مرد جلو همه میپره روش و سعی میکنه با زور و کتک پرتش کنه پایین!
به جایی رسیدیم که زنا جلوی دوربین وسط جمع دارن کتک میخورن و کسی هم صداش درنمیاد... واقعاً داریم تو جهنم زندگی میکنیم.
به جایی رسیدیم که زنا جلوی دوربین وسط جمع دارن کتک میخورن و کسی هم صداش درنمیاد... واقعاً داریم تو جهنم زندگی میکنیم.
😨485👍35
یکی از آشنایانم یک بار از من پرسید: «آیا تا به حال نگران این نبودهای که رفتار تو برای مردان تهدید بهشمار بیاید؟»
نه، از این بابت به هیچوجه نگرانی ندارم و حتی یک بار هم چنین موضوعی به ذهنم خطور نکرده. زیرا مردی که رفتار من را تهدیدی برای مردانگی خود بهشمار آورد، دقیقا از نوع مردانی است که تمایل ندارم به هیچوجه رابطهای با آنها داشته باشم.
- کتاب " ما همه باید فمینیست باشیم"
نه، از این بابت به هیچوجه نگرانی ندارم و حتی یک بار هم چنین موضوعی به ذهنم خطور نکرده. زیرا مردی که رفتار من را تهدیدی برای مردانگی خود بهشمار آورد، دقیقا از نوع مردانی است که تمایل ندارم به هیچوجه رابطهای با آنها داشته باشم.
- کتاب " ما همه باید فمینیست باشیم"
👍335❤28
Forwarded from ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
افسانهی بکارت.
بکارت یعنی چی؟
بکارت یعنی چی؟
واژهی Virgin یا باکره، از واژهی لاتین Virgo به معنای دختری بدون تجربه جنسی گرفته شده. بر خلاف باور عمومی، بکارت یک مفهوم پزشکی و علمی نیست بلکه افسانهای ساخته شده توسط دین، مذهب و مردسالاری هست. بکارت عموما زنان را قربانی مسائل جنسی میکنه و زن رو بعنوان یک کالا و موجودی فاسد و بیبندوبار معرفی میکنه تا مردان رو در جایگاه صاحب بودن و کنترل بدن اونها قرار بده. این فرهنگ زنستیزانه تا جایی پیش رفته که خودش رو بعنوان یک حقیقت جا زده و صدمات جسمی، روانی و جنسی جبران ناپذیری رو به میلیون ها زن در سراسر جهان وارد میکنه.آیا آزمایش بکارت اعتبار داره؟
خیر. بکارت و از دست دادن اون یک مفهوم عرفی و فرهنگیه و نه یک رخداد طبیعی و عینی. سازمانهای زنان و زایمان آمریکا و اروپا و سازمان بهداشت جهانی، آزمایش بکارت رو غیر علمی، بر خلاف سوگند پزشکی و یک جنایت معرفی میکنن و به تفصیل، راهکارهایی رو برای مبارزه با این آزمایش ها معرفی کردن. به گزارش WHO آزمایش بکارت در کشورهایی مانند ایران، افغانستان، ترکیه، عراق، اردن، لیبی، مراکش، فلسطین، مصر و اندونزی، فقط بدلیل باورهای پوسیدهی مذهبی صورت میگیره و متاسفانه بدلیل موج مهاجرت مسلمانان به سمت غرب، سیستم پزشکی اروپا و آمریکا هم با درخواست های خانوادههای مسلمان برای آزمایش بکارت بر روی دختران جوان روبرو میشن. "سازمان ملل: آزمایش بکارت برخلاف حقوق بشر است."پردهی بکارت چیه و چطور بررسی اون صورت میگیره؟
پردهی بکارت به غشای نازک و مخاطی هایمن در واژن اشاره داره، درصورتی که هایمن نه تعیین کنندهی بکارته و نه بصورت یک پرده هست. هایمن در هر فرد نسبت به فرد دیگه متفاوته و هیچ الگوی جهانی برای اون وجود نداره. هایمن منافذ زیادی در سطح خودش داره و خیلی موارد شکافهای در اون بشدت بزرگن. اگر هایمن بصورت پرده باشه، یعنی منفذی در اون وجود نداشته باشه فرد در وضعیت اورژانسی و فوریت پزشکی برای انجام جراحی هایی قرار میگیره که هایمن رو باز کنن تا خون پریود بتونه بیرون بریزه و مسدودیت واژن باعث بیماری نشه. هر کسی با هر سابقهی رابطه واژینال میتونه هر بافت هایمنی رو داشته باشه همین موضوع باعث میشه آزمایش ها تماما دروغین و برای منافع مالی و مذهبی صورت بگیرن. همچنین هایمن یک بافت شدیدا ترمیم شونده هست و هر آسیبی در اون به سرعت ترمیم و غیر قابل مشاهده میشه. روش های بررسی هایمن عبارت از فرو بردن انگشتان به داخل واژن یا عکس برداری از داخل واژن هستن که صرفا برای مشروعیت بخشیدن و جلوهی پزشکی ایجاد کردن برای این جنایت انجام میشن و ذرهای اعتبار علمی ندارن. این باور فقط توسط پزشکانی تبلیغ میشه که قصد دارن با ترغیب شما به انجام جراحیهایی مثل تنگی واژن و مسدود سازی واژن و قصابی کردن اندامتون به پول زیادی برسن و اصلا براشون مهم نیست که شما تا آخر عمرتون با بیماری و درد و سوزش عفونت زندگی خواهید کرد.پس چطور پزشکی قانونی تجاوز رو میسنجه؟
برای بررسی تجاوز یک زمان طلایی وجود داره. برای همین از قربانی خواسته میشه بدون دوش گرفتن و فوت وقت در اولین فرصت به بیمارستان مراجعه کنه. بررسی تجاوز نه بوسیله هایمن، بلکه با بررسی زخم های ایجاد شده در واژن یا مقعد، DNA فرد متجاوز و بقایای اسپرم یا حتی نمونه برداری از سایر نقاط بدن انجام میشه. این بررسی ها برای هر جنسیتی ممکن هستن.پس خون در اولین رابطه نشونهی چیه؟
هایمن هیچ رگی در داخل خودش نداره و فقط یک غشا هست که نمیتونه خونریزی کنه. خون در روابط ربطی به هایمن یا دفعات انجام رابطه نداره بلکه به نحوهی انجام رابطه بستگی داره. اگر فرد ترسیده باشه، بدنش رو منقبض کرده باشه، از لوبریکانت استفاده نشده باشه، واژن دچار خشکی باشه، طرف مقابل خشونت بکار برده باشه یا پیش از رابطه آماده سازی انجام نداده باشه، واژن هم مثل تمام اندام های دیگه آسیب میبینه و خونریزی میکنه. پس واژن چه در اولین دخول چه در صدمین دخول نباید خونریزی کنه و اگر کرد یعنی طرف مقابل به شما آسیب رسونده و باید به پزشک مراجعه کنید تا از انواع عفونتها جلوگیری کنید. متاسفانه بدلیل عرف زنستیز و اشتباه جامعه معمولا مردان در شب اول رابطه مخصوصا در شب اول ازدواج چنان خشونتی به خرج میدن و انقدر به زنان آسیب میزنن تا بالاخره خونریزی صورت بگیره پس این اتفاق آسیب رسوندن عمدیه و نه باز کردن پلمپ واژن کسی.چرا مهمه که درباره بکارت آگاهی رسانی کنیم؟
چون زنان در کشورهایی مثل ایران بطور مداوم از خدمات درمانی ضروری منع میشن، نمیتونن از کاپ قاعدگی یا تامپون استفاده کنن درحالی که پدهای بهداشتی بهشون نمیسازه، در بررسی تجاوز شدیدا تحقیر میشن و آسیب میبینن، از فعالیتها و ورزش های زیادی منع میشن و بعنوان اجناس دست اول و دوم طبقه بندی میشن فقط و فقط بخاطر اینکه از یک دروغ مردسالارانه حفاظت بشه.
1👍268💯30