[1/3] داروها اثری ندارند! (بخشی از کتاب #زنان_نامرئی)
دوازده سال طول کشید که بیماری میشل تشخیص داده بشه: "چهارده ساله بودم که اولین علائم رو تجربه کردم، ولی خیلی خجالت میکشیدم که به پزشک مراجعه کنم." او دو سال علائمی مثل دفع مکرر، دردناک و خونآلود رو مخفی کرده بود تا اینکه یک شب درد انقدر شدید شد که فکر میکرد ممکنه بمیره. وقتی میشل همراه والدینش به اورژانس مراجعه کرد پزشک مرد در حضور والدین و بدون معاینه از میشل پرسید آیا بارداره یا نه؟ "توضیح دادم که تا به حال رابطه جنسی نداشتم و به هر حال درد در روده هامه. من رو بدون هیچ توضیحی روی تخت خوابوندن و در یک لحظه اسپکولوم فلزی سرد و بزرگی رو وارد واژنم کردن. انقدر درد شدید بود که از جا پریدم و فریاد کشیدم. اینکار برای این بود که تایید کنن حامله نیستم! در نهایت چند قرص اسپرین و یک روز استراحت تجویز کردن و به خونه برگشتیم."
ده سال بعد میشل به دو متخصص مرد دیگه مراجعه کرد که از هر دو شنید مشکل درواقع در سر میشله و اضطراب و ناآرامی روانی هست که بعدا برطرف میشه.
در بیست و شش سالگی میشل به یک پزشک زن مراجعه کرد و پزشک براش کولونوسکوپی تجویز کرد. مشخص شد تمام سمت چپ روده میشل درگیر بیماریه و بیماری اون ترکیبی از سندروم روده تحریک پذیر و زخم روده بزرگ بود. بخاطر دوازده سال تاخیر در درمان میشل با ریسک سرطان روده مواجه شده. میشل طعنه زد: "خیلی خنده داره چون روده هام توی سرم نیستن."
وقتی پروندههای اینچنینی رو میخونی سخته که عصبانیتت رو کنترل کنی ولی اینها فقط چند پزشک بیسواد نیستن که باید پروانه پزشکی اونها باطل بشه. اون ها محصولات سیستمی هستن که از ریشه زنان رو مورد تبعیض و نادیده گیری قرار میدن.
ریشه مشکل: آموزش پزشکی مرد محور
این مشکل از نحوه آموزش پزشکی شروع میشه. سالها آموزش پزشکی تنها بر اساس هنجارهای مردانه طراحی شده و هر چیزی خارج از بدن مردان سیسجندر استثنایی یا غیرطبیعی در نظر گرفته میشه. استانداردها طوری تنظیم شدن که گویی مردی جوان با ۷۰ کیلو وزن نمایندهی تمام انسانهای سیاره است. دانشجویان در درسهاشون "فیزیولوژی" و "فیزیولوژی زنان" یا "آناتومی" و "آناتومی زنان" رو مطالعه میکنن، بطوری که انگار بدن مرد خود اصل پیکر انسان و بدن زن یک مسیر فرعی از اون هست.
این توهمات مردانه به یونان باستان برمیگرده.
جایی که زنان رو "مردان ناقص" تعریف میکردن! (با تشکر از ارسطو!) زن مردی بود که از بیرون به داخل برگشته بود و تخمدانهایش بیضه های مردانهای بودن که به داخل جمع شده بودن و رحم کیسهی بیضه تصور میشد. دلیل این تفاوت هم این تصور میشد که بدن ایدهال مردان گرمای مناسبی برای بیضه ها داره و بدن زنان چون نیروی حیات کافی نداره بیضه ها رو داخل جمع کرده تا گرم کنه. البته که دیگه در پزشکی مدرن همچین باوری نیست، اما بدن مردان سیسجندر همچنان "بدن انسان استاندارد" بشمار میره. تحلیل کتاب های درسی ۲۰ دانشگاه معتبر اروپا نشون داد از ۱۶۳۲۹ تصویر از بدن انسان، بدن مردان سه برابر بیشتر از بدن زنان برای نمایش "انسان" استفاده شده. مطالعات هلند هم نشون دادن حتی در بخشهایی که زنان علائم متفاوتی از مردان دارن مثل افسردگی یا اثرات الکل، زنان از تحقیقات حذف شدن و کارکرد بدن مردان سیسجندر برای تمامی افراد استاندارد در نظر گرفته شده.
👍125❤14
[2/3] داروها اثری ندارند! (بخشی از کتاب #زنان_نامرئی)
برای تحقیق بیشتر به کتابفروشی بزرگ لندن رفتم که بخش پزشکی قابل توجهی داشت. اما چیزی عوض نشده بود: جلد کتاب های آناتومی همچنان با مردان عضلانی تزئین شده بود. تمامی عکسهای اعضای بدن و نقاشیها درواقع اعضای بدن مردان سیسجندر بود. البته پوستر سیستم عروقی یک لگن کوچک زنانه داشت که من و لگنم به این لطف کوچک راضی شدیم.
بدن زنان مطالعه نمیشود!
بررسی های پایگاه داده کر-میت نشون داد فقط ۹ دانشگاه از ۹۵ دانشگاه دورههای "سلامت زنان" ارائه میدادن و تنها "دورهی زنان و زایمان" در اونها اجباری بود. با اینکه زنان ۷۰ درصد بیشتر در معرض سرطان ریه هستن، ۸۰ درصد مبتلایان بیماریهای خودایمنی زنان هستن، واکنش انتیبادی زنان سیسجندر در مقابل واکسنها قویتر و عوارض واکسنها در این بیماران شدیدتر هست هیچ دادهای دربارهی چگونگی بهبود این وضع در دسترس نیست. بیشتر تحقیقات اولیه درباره بیماری های قلبی و عروقی روی مردان سیسجندر انجام شده بطوری که زنان تنها ۲۵ درصد شرکت کنندگان از ۳۱ مطالعه مهم مطالعات درباره نارسایی قلبی رو تشکیل میدن. زنان ۵۵ درصد بیماران مبتلا به HIV رو شامل میشن و در برخی مناطق احتمال ابتلای زنان به HIV شش برابر مردان همسن خودشون هست، همچنین میدونیم زنان علائم و عوارض متفاوتی رو تجربه میکنن اما تنها ۱۹ درصد از شرکت کنندگان مطالعات واکسن و ۱۱ درصد از مطالعات درمان رو تشکیل میدن.
حذف سیستماتیک زنان جلوی پیشرفت تحقیقات رو گرفته!
بدلیل کمبود دادهها تقریبا هیچ اطلاعاتی درباره نحوه درمان افراد باردار در برابر هیچگونه بیماری وجود نداره. در حالی که افراد باردار قادر به مصرف هرگونه دارویی نیستن و در برابر بیماری ها آسیب پذیر تر از دیگرانن. ویروس انفلوانزا و سندروم تنفسی حاد علائم متفاوت و شدیدتری رو در افراد باردار ایجاد میکنن. اما هیچ تلاشی در جهت ثبت و جمع اوری اطلاعات بیماران باردار نمیشه. در سال ۱۹۶۰ پزشکان شروع به تجویز داروی تالیدومید به زنان باردار کردن که بی خطر تلقی میشد. چون سازندگان نتوانسته بودن دوزی پیدا کنن که موش ها رو در خطر مرگ قرار بده. هرچند که این دارو موش ها رو نمیکشت، اما روی رشد جنین تاثیر میگذاشت. سازندگان دارو از این موضوع مطلع بودن اما چیزی نگفتن. این ماجرا باعث شد ۱۰ هزار کودک در سراسر جهان با بیماریها و معلولیتهای ناشی از عوارض این دارو متولد بشن. به همین دلیل زنان باردار از تست داروها به طور کامل کنار گذاشته شدن و این راه حل مسخرهی مردانه به هیچ وجه مورد پرسش قرار نگرفت.
شناخت بدن زن گران تمام میشود! اما نشناختنش چطور؟
محققان ادعا میکنن انجام آزمایش یا بررسی روی حیوانات ماده و یا بدن زنان سیسجندر پیچیده و پرهزینه محسوب میشه و یک بار سنگین بشمار میاد. در حالی که در بسیاری از آزمایشات تغییرپذیری بدن مردان بیشتر مشاهده میشه. با اینکه زنان بیماری های قلبی بدتری نسبت به مردان دارن، تنها ۱۸ درصد از آزمایش های انسداد عروق و ۳۲ درصد از مطالعات استنت کرونری رو تشکیل میدن. اما در آزمایش های رفع چروک پوست و دستگاه های دندان پزشکی، زنان ۹۰ تا ۹۲ درصد مطالعات رو شامل میشن. تقریبا تمام دارو های مهم روی بدن مردان سیسجندر جوان تست میشه. زنان شرکت کننده نه تنها کمتر هستن بلکه داروهایی که روی بدن اون ها اثر میکنه به احتمال بالا رد خواهد شد چون در بدن مردها تاثیر موثری نداره. در نتیجه دوز داروها برای زنان یا خیلی بالاست و یا خیلی پایین و همچنین عوارضی مثل اریتمی قلبی در نتیجه مصرف این قرصها برای زنان بالاتر میره و در نیمه چرخهی اول قاعدگی این عوارض میتونه مرگبار باشه.
زنان حتی در مطالعات بیماریهای زن محور هم حذف میشوند!
زنان ۷۰ درصد بیشتر از مردان در معرض افسردگی هستن اما مطالعات درباره اختلالات مغزی ۵ برابر بیشتر روی مردان و حیوانات نر انجام میشه. تحقیقی در سال ۲۰۱۴ مشخص کرد در بیماریهای شایع زنان تنها ۱۲ درصد آزمایشها روی زنان سیسجندر و حیوانات ماده صورت گرفته بود. این مسئله وقتی اهمیت پیدا میکنه که با آزمایشی در سال ۲۰۰۷ فهمیدیم ۵۴ درصد تاثیرات داروها وابسته به جنسیت مصرف کنندگان هست. یا زمان طلایی بقا در حملات قلبی زمانی مطابق با بدن مردان سیسجندر هست درحالی که زنان سیسجندر در همون شرایط شانس بقای پایین تر و تقریبا متضادی رو خواهند داشت. وقتی مشخص شد ویاگرای زنان با الکل تداخل داره شرکت اسپرات فارما برای آزمایش ثانویه ۲۳ مرد و تنها ۲ زن رو استخدام کرد و داده های بدست اومده رو هم تفکیک جنسیتی نکرد.
👍65❤10
[3/3] داروها اثری ندارند! (بخشی از کتاب #زنان_نامرئی)
وضعیت در مطالعات غیردولتی بغایت بدتره، بصورتی که تنها ۲۲ درصد مطالعات قلبشناسی، تاثیر داروها و درمان بر زنان رو تحلیل کرده بودن.
وقتی که "استاندارد مردانه" زنان را میکشد.
سال ۲۰۱۱ سازمان جهانی تحقیقات سرطان اعلام کرد که تنها ۵۰ درصد مطالعات تاثیر رژیم غذایی بر سرطان، نتایج رو برای بیماران زن تفکیک و تحلیل کرده بودن و پنجاه درصد همچنان فاقد هیچ دیتایی در خصوص زنان هستن. سال ۲۰۱۴ بانک اطلاعات FDA در خصوص دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب اعلام کرد که زنان تنها ۲۰ درصد شرکت کنندگان بودن و پراکندگی اون ها در مطالعات مختلف باعث شده بود انقدر داده ها ناچیز باشن که معنایی پیدا نکنن. اما بعدتر نتایج هشدار دهندهای بدست اومد: آستانهی موثر تاخیر سیگنال های الکتریکی قلب بر اساس مردان طراحی شده بود که موجب مرگ صدها زن بیمار قلبی شد. همچنین درخصوص انقلاب قلب پیسمیکر مصنوعی که خیلی سر و صدا کرد هم مشخص شد این دستگاه برای بدن متوسط زنان زیادی بزرگه و قابل استفاده نیست. معمولا تمامی دستگاه های قلبی زنان بخاطر همچین دلایلی چندین سال با تاخیر نسبت به دستگاه های مردان عرضه میشن.
پوکی استخوان، فشار خون و قند خون در زنان
زنان در سنین بالا در معرض خطر بالای پوکی استخوان هستن در حالی که داروهای رایج بدون توجه به این مسئله عرضه میشن. داروهای فشار خون بر روی زنان به اندازه مردان موثر نیست و موضوعات زیادی تا به امروز بدلیل محرومیت زنان از مطالعات پزشکی ناشناخته باقی مونده. آزمایش دانشگاه لافبورو نشون داد "حمام گرم" در کنترل قند خون و درمان بیماری های متابولیک موثره که در مجلات پزشکی هم به چاپ رسید. اما حتی یک زن هم در آزمایشها حضور نداشت! اون هم وقتی میدونیم دیابت در زنان تا حد زیادی متفاوت بروز میکنه و خطر بیماری های قلبی و عروقی رو افزایش میده. محققان حتی در بخش محدودیتهای مطالعه هم عنوان نکرده بودن که نتایج ممکنه محرومیت جنسیتی رو در بر داشته باشن. ۲۵ درصد تولیدکنندگان دارو در آمریکا بصورت عمدی روی زنان آزمایش نمیکنن. داروهای مهمی مثل داروی ضد لخته شدن خون، داروی فشار خون، داروی پیشگیری از بیماری قلبی، داروهای پیشگیری از نارسایی کبدی و.. . دوز نامناسب این داروها و عواملی مثل سرعت جذب و دفع متفاوت باعث جلوگیری از درمان، وخیم شدن بیماری و مرگ زنان میشن. همچنان در قرن بیست و یکم این شکاف بالای دادهها در حال گسترشه و توجهی به اون نمیشه.
👍69❤9
تو کشور زیبامون هنوز چپ دست بودن انحراف محسوب میشه و بچه ها رو تنبیه میکنن با دست راست همه کاراشونو انجام بدن بعد ما میخواستیم بهشون توضیح بدیم ترنسفوبیا و نژادپرستی خوب نیست.
👍334💯21
یک چیز جالب هم درباره "کمک" کردن پدرها در کار خونه توجه منو جلب کرده. دیدین باباها تصمیم میگیرن کباب درست کنن؟ مادر مواد غذایی رو میخره خرد میکنه مواد رو اماده میکنه و میز رو میچینه و اگر برنجی باشه یا نونی باشه کنار غذا اون رو تهیه میکنه و بعد پدر نیم ساعت کنار منقل باد میزنه و میاد میخوره و مادر ظرفارو جمع میکنه و میشوره و اسم این میشه غذایی که پدر آماده کرده. انگار که تمام زحمات مادر یک وظیفه بوده و تازه بهش منت هم گذاشته میشه که لطف کردن و اون وظایف رو سبک تر کردن.
❤269👍145
وقتی صحبت از حقوق انسانی میشه، چیزی به اسم "تبعیض کوچک" نداریم. اگر افراد الجیبیتی+ و ترنس همگی برای حق شرکت در مسابقات ورزشی میجنگن بخاطر این نیست که همهی اونها ورزشکار حرفهای ان و یا براشون مهمه که در دنیای ورزش چه رخ میده. بلکه بخاطر اینه که افراد ترنس میدونن اگر ترنسفوبها حتی فقط یک راه پیدا کنن که جنسیت افراد ترنس رو در فقط یک چیز زیر سوال ببرن، هرچقدر که اون چیز در زندگی سایرین بی اهمیت جلوه کنه، میتونن اون رو به تمام عرصههای اجتماعی تعمیم بدن و وجود تمام اون قشر رو زیر سوال ببرن. یک روز اجازه شرکت در مسابقات شنا رو نداری، اگر سکوت کنی فردا اجازه شرکت در مسابقات شطرنج رو نداری و پسفردا اجازه راه رفتن در خیابان رو نداری.
💯173👍60
چه کسی زن نمیخواهد؟ (قطعه به جا مانده از شماره اول اماس طنز- جودی بردی که در آن انتظارات بیجای مردان از ازدواج را به سخره میگیرد.)
خیلی دوست دارم به دانشکده برگردم و از نظر اقتصادی استقلال داشته باشم که بتوانم از پس خودم بربیایم و اگر لازم باشد، به بستگانم هم کمک مالی کنم.
من زنی میخواهم که کار کند تا بتوانم به دانشکده بروم و وقتی به دانشکده میروم از کودکانم مراقبت کند و حواسش به وقت دکتر و دندانپزشک بچهها و همینطور من باشد.
من زن میخواهم تا مطمئن باشم که بچههایم خوب غذا میخورند و همیشه تمیزند. زنی که لباسهای بچهها را بشوید و آنها را رفو کند.
زنی که بچههایم را تروخشک کند و مراقب درس و مشقشان باشد و از زندگی اجتماعی مناسب آنها با همسن و سالهایشان مطمئن باشد و آنها را به پارک و باغوحش و... ببرد.
زنی میخواهم که وقتی بچههایم بیمار شدند از آنها پرستاری کند، زنی که وقتی بچهها نیازمند مراقبت ویژهاند، دوروبرشان باشد چرا که البته من نمیتوانم کلاسهای دانشکدهام را تعطیل کنم. زنم باید جوری تنظیم کند که بدون این که کارش را از دست بدهد، زیاد برای کارش وقت نگذارد، یعنی گاهگاهی درآمد کمتری داشته باشد که چه کنم، این را تحمل میکنم. البته خوب، معلوم است وقتی زنم کار میکند، باید هزینهی بچهداری را بپردازد.
زنی میخواهم که مراقب نیازهای جسمی من باشد. زنی که خانهام را تمیز کند. زنی که به من و بچههایم برسد. زنی که لباسهایم را بشوید، اتوشان بزند، رفویشان کند و در موقع لزوم عوضشان کند و ببیند آیا لوازم شخصیام درست سر جایشان هستند، آنجور که وقتی پوشان نیاز پیدا کردم، همان لحظه، بتوانم به راحتی پیدایشان کنم.
من زنی میخواهم که غذا بپزد و آشپزیاش خوب باشد. من زنی میخواهم که برنامهی غذایی داشته باشد، خریدهای لازم را بکند، غذا آماده کند آن هم با لذت و خوشحالی و وقتی من دارم مطالعه میکنم، نظافت کند.
من زنی میخواهم که وقتی بیمار شدم از من مراقبت کند و با من درد بکشد و ناراحتی از دست دادن کلاسهایم را درک کند. زنی میخواهم که وقتی با خانوادهام برای استراحت و تنوع به تعطیلات میرویم، تا آنجا پیش برود که کسی را برای مراقبت از من و بچههایم بگمارد.
من زنی میخواهم که با شکایتهای بیسروته از وظایف زن آزارم ندهد. اما وقتی در جریان مطالعاتم، احساس کردم باید مشکلی را با او در میان بگذارم، به من گوش کند. زنی میخواهم که بعد از نوشتن مقالههایم آنها را برایم تایپ کند.
من زنی میخواهم که مراقب جزئیات زندگی اجتماعیام باشد. وقتی دوستانم من و زنم را دعوت میکنند، حواسش به بچهها باشد. زنی میخواهم که وقتی دوستان دانشکدهام را به خانه دعوت میکنم، خانه را تمیز و مرتب کند، غذای خوبی تدارک ببیند و آن را برای من و دوستانم بکشد و بیاورد و وقتی با دوستانم دربارهی علایق مشترک حرف میزنیم، صحبتمان را قطع نکند.
زنی که به بچهها غذا بدهد و قبل از رسیدن دوستانم بخوابانندشان تا بچهها ما را اذیت نکنند.
زنی که مراقب نیازهای دوستانم باشد چنانکه آنها احساس راحتی کنند: مطمئن باشد که زیرسیگاریها سر جایشان هستند، مهمانها غذایشان را خوردهاند، پرس دوم غذا را آورده، لیوانهای شرابشان به موقع پُر شده و اگر مهمانها بخواهند قهوهشان هم آماده است.
زنی میخواهم که بفهمد بعضی وقتها دلم میخواهد یک شب را با خودم بیرون باشد.
زنی میخواهم که نسبت به نیازهای جسمیام حساس باشد، زنی که وقتی احساس نیاز به او را دارم، با شور و اشتیاق با من همراهی کند، زنی که مطمئن باشد مرا راضی کرده و البته زنی که وقتی حس و حالش را ندارم از من توقع توجه به خودش را نداشته باشد.
زنی میخواهم که مسئولیت کامل کنترل زایمان را بپذیرد چرا که بچههای بیشتری نمیخواهم. زنی میخواهم که از نظر جنسی به من وفادار بماند، چنان که مجبور نباشم زندگی روشنفکریام را با حسادت درهم بریزم. و زنی میخواهم که درک کند ممکن است نیازهای جنسیام از وفاداری کامل به تک همسری فراتر برود. از اینها گذشته باید بتوانم تا آنجا که میشود با مردم رابطه برقرار کنم. اگر اتفاقا من کس دیگری را پیدا کردم که نسبت به زنی که دارم، برایم مناسبتر بود باید آزادی تعویض زنم را داشته باشم!
طبیعی است اگر من انتظار زندگی جدید و تازهای داشته باشم؛ زنم از بچهها مراقبت میکند و به تنهایی مسئول آنها خواهد بود تا من آزاد بمانم.
وقتی از دانشکده بیرون آمدم و برای خودم کاری پیدا کردم، از زنم میخواهم دست از کار بکشد و در خانه بماند تا وظایف زنانهاش را درست و حسابی انجام دهد.
خدای من!!
چه کسی زن نمیخواهد؟
خیلی دوست دارم به دانشکده برگردم و از نظر اقتصادی استقلال داشته باشم که بتوانم از پس خودم بربیایم و اگر لازم باشد، به بستگانم هم کمک مالی کنم.
من زنی میخواهم که کار کند تا بتوانم به دانشکده بروم و وقتی به دانشکده میروم از کودکانم مراقبت کند و حواسش به وقت دکتر و دندانپزشک بچهها و همینطور من باشد.
من زن میخواهم تا مطمئن باشم که بچههایم خوب غذا میخورند و همیشه تمیزند. زنی که لباسهای بچهها را بشوید و آنها را رفو کند.
زنی که بچههایم را تروخشک کند و مراقب درس و مشقشان باشد و از زندگی اجتماعی مناسب آنها با همسن و سالهایشان مطمئن باشد و آنها را به پارک و باغوحش و... ببرد.
زنی میخواهم که وقتی بچههایم بیمار شدند از آنها پرستاری کند، زنی که وقتی بچهها نیازمند مراقبت ویژهاند، دوروبرشان باشد چرا که البته من نمیتوانم کلاسهای دانشکدهام را تعطیل کنم. زنم باید جوری تنظیم کند که بدون این که کارش را از دست بدهد، زیاد برای کارش وقت نگذارد، یعنی گاهگاهی درآمد کمتری داشته باشد که چه کنم، این را تحمل میکنم. البته خوب، معلوم است وقتی زنم کار میکند، باید هزینهی بچهداری را بپردازد.
زنی میخواهم که مراقب نیازهای جسمی من باشد. زنی که خانهام را تمیز کند. زنی که به من و بچههایم برسد. زنی که لباسهایم را بشوید، اتوشان بزند، رفویشان کند و در موقع لزوم عوضشان کند و ببیند آیا لوازم شخصیام درست سر جایشان هستند، آنجور که وقتی پوشان نیاز پیدا کردم، همان لحظه، بتوانم به راحتی پیدایشان کنم.
من زنی میخواهم که غذا بپزد و آشپزیاش خوب باشد. من زنی میخواهم که برنامهی غذایی داشته باشد، خریدهای لازم را بکند، غذا آماده کند آن هم با لذت و خوشحالی و وقتی من دارم مطالعه میکنم، نظافت کند.
من زنی میخواهم که وقتی بیمار شدم از من مراقبت کند و با من درد بکشد و ناراحتی از دست دادن کلاسهایم را درک کند. زنی میخواهم که وقتی با خانوادهام برای استراحت و تنوع به تعطیلات میرویم، تا آنجا پیش برود که کسی را برای مراقبت از من و بچههایم بگمارد.
من زنی میخواهم که با شکایتهای بیسروته از وظایف زن آزارم ندهد. اما وقتی در جریان مطالعاتم، احساس کردم باید مشکلی را با او در میان بگذارم، به من گوش کند. زنی میخواهم که بعد از نوشتن مقالههایم آنها را برایم تایپ کند.
من زنی میخواهم که مراقب جزئیات زندگی اجتماعیام باشد. وقتی دوستانم من و زنم را دعوت میکنند، حواسش به بچهها باشد. زنی میخواهم که وقتی دوستان دانشکدهام را به خانه دعوت میکنم، خانه را تمیز و مرتب کند، غذای خوبی تدارک ببیند و آن را برای من و دوستانم بکشد و بیاورد و وقتی با دوستانم دربارهی علایق مشترک حرف میزنیم، صحبتمان را قطع نکند.
زنی که به بچهها غذا بدهد و قبل از رسیدن دوستانم بخوابانندشان تا بچهها ما را اذیت نکنند.
زنی که مراقب نیازهای دوستانم باشد چنانکه آنها احساس راحتی کنند: مطمئن باشد که زیرسیگاریها سر جایشان هستند، مهمانها غذایشان را خوردهاند، پرس دوم غذا را آورده، لیوانهای شرابشان به موقع پُر شده و اگر مهمانها بخواهند قهوهشان هم آماده است.
زنی میخواهم که بفهمد بعضی وقتها دلم میخواهد یک شب را با خودم بیرون باشد.
زنی میخواهم که نسبت به نیازهای جسمیام حساس باشد، زنی که وقتی احساس نیاز به او را دارم، با شور و اشتیاق با من همراهی کند، زنی که مطمئن باشد مرا راضی کرده و البته زنی که وقتی حس و حالش را ندارم از من توقع توجه به خودش را نداشته باشد.
زنی میخواهم که مسئولیت کامل کنترل زایمان را بپذیرد چرا که بچههای بیشتری نمیخواهم. زنی میخواهم که از نظر جنسی به من وفادار بماند، چنان که مجبور نباشم زندگی روشنفکریام را با حسادت درهم بریزم. و زنی میخواهم که درک کند ممکن است نیازهای جنسیام از وفاداری کامل به تک همسری فراتر برود. از اینها گذشته باید بتوانم تا آنجا که میشود با مردم رابطه برقرار کنم. اگر اتفاقا من کس دیگری را پیدا کردم که نسبت به زنی که دارم، برایم مناسبتر بود باید آزادی تعویض زنم را داشته باشم!
طبیعی است اگر من انتظار زندگی جدید و تازهای داشته باشم؛ زنم از بچهها مراقبت میکند و به تنهایی مسئول آنها خواهد بود تا من آزاد بمانم.
وقتی از دانشکده بیرون آمدم و برای خودم کاری پیدا کردم، از زنم میخواهم دست از کار بکشد و در خانه بماند تا وظایف زنانهاش را درست و حسابی انجام دهد.
خدای من!!
چه کسی زن نمیخواهد؟
❤119👍18
حالا فهمیدین چرا حکومت و عرازشه خودشونو کشتن که شما درگیر اخراج مهاجرین بدبخت بشین؟ چون قرار بوده حواستونو از این پرت کنن که تا ماه دیگه رسما آب نداریم. آب نداشتن یعنی مرگ. حتی الان هم که آب و برق خیلی از مناطقو قطع کردن و مردم دارن تو خیابون ها میریزن و اعتراض میکنن بازهم هدفشون اینه که ذهن ها رو به سمت مهاجرین متمرکز کنن.
😭232💯25
دوستان وقتی مردان بهتون میگن "هروقت مثل مردا تو معدن کار کردید بعد بیاید حقوق برابر بخواین" تسلیم نشید و فکر نکنید که حق با اونهاست. جدای از اینکه زنان در معادن کار میکنن و در تمامی مشاغل سخت با وجود زنستیزی سیستماتیک و تبعیض شدید و دستمزد بشدت پایین تر حضور دارن و باز هم از حقوقشون محرومن، این حرفی که مردهای ضد فمینیسم و ضد حقوق زنان مثل نقل و نبات میزنن اصلا از اساس منطقی نیست. چون مردان نیازی ندارن در معدن کار کنن که حقوق خودشون رو تضمین کنن. مردان نیاز ندارن اصلا شغلی داشته باشن که صاحب حقوق باشن. مردان در هر شرایطی و هر فیزیک بدنی و هر شغلی و هر طبقهای، به صرف مرد بودن بر زنان طبقه خودشون برتری دارن و با اعمال ستم و تبعیض، حقوق و امتیازات زیادی رو دارا هستن. اگر مردان نیازی ندارن که در معدن کار کنن تا حقوقشون رو از دست ندن پس شما هم مجبور نیستین.
👍296❤18
و اینکه یادتون باشه بیش از سه چهارم کارهای بی مزد جهان رو زنان انجام میدن و بین ۵۰ تا ۸۰ درصد غذای جهان رو زنان تولید میکنن. زنان همواره بیشتر از مردان مورد استثمار و بهره کشی قرار گرفتن و همیشه تا پای مرگ کار کردن.
❤205👍46
هرچی میگذره بیشتر و بیشتر مردم از عبارت احمقانهی جنگ جنسیتی و gender war استفاده میکنن و این واقعا ترسناکه. واقعا ترسناکه که هزاران سال تبعیض سیستماتیک، زنکشی، برده داری، تجاوز و سرکوب هموزن با مبارزه زنان برای آزادی قرار داده میشه و یک "جنگ بین جنسیت ها" نام میگیره. طوری که انگار دو طرف به مشکلات سطحی برخوردن و به جون هم افتادن. در حالی که واقعیت اینه که زنان هنوز حقوق انسانی خودشونو ندارن.
👍252❤6
ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
کار خانگی یک خشونت روانی، خشونت خانگی و خشونت اقتصادی علیه زنانه.
یکی از مثالهای بشدت ملموسی که میشه برای خشونت روانی و اقتصادی علیه زنان خانهدار زد، مسئولیت مدیریت منابع غذایی در خانه هست. زنان با مواد غذایی ناچیز باید شکم تمام اعضای خانواده رو سیر نگه دارن و در عین حال بخاطر تموم شدن مواد غذایی توسط شوهرشون تحقیر بشن. مردها هربار که برای شکم خودشون خرید میکنن به همسرانشون حمله میکنن و اونها رو بابت گرونی غذایی که خودشون میخورن شکنجه میکنن. زنها هم واقعا فکر میکنن گناهکارن و با شرمساری و ترس از مردان درخواست میکنن که مواد غذایی بیشتری بخرن درحالی که خودشون گاهی حتی به اندازه یک وعده کامل هم غذا نمیخورن.
👍213❤11
چرا فمینیستها خشمگین هستن؟
یکی از دغدغههای ضدفمینیستها اینه که چرا فمینیستها در مطالبه گری و در مواجهه با ستم های ساختاری و حتی تبعیضات روزمره، خشمگین هستن و گاهی لحنی تهاجمی دارن. ما زیاد شنیدیم که میگن "فمینیستها بی ادبن، فمینیستها دشمن مردا هستن، فمینیستا مردستیزن و همش بهت حمله میکنن" ولی چرا خشم یک ابزار فمینیستی بشمار میاد؟
1- زنان خشمگین نادیده گرفته نمیشن.
یکی از دغدغههای ضدفمینیستها اینه که چرا فمینیستها در مطالبه گری و در مواجهه با ستم های ساختاری و حتی تبعیضات روزمره، خشمگین هستن و گاهی لحنی تهاجمی دارن. ما زیاد شنیدیم که میگن "فمینیستها بی ادبن، فمینیستها دشمن مردا هستن، فمینیستا مردستیزن و همش بهت حمله میکنن" ولی چرا خشم یک ابزار فمینیستی بشمار میاد؟
1- زنان خشمگین نادیده گرفته نمیشن.
در جامعهای که زنان مودب، ساکت و معقول رو نادیده میگیره، خشم همیشه دیده میشه و پاسخ دریافت میکنه. لحن مودبانه زنان اغلب با بی اعتنایی روبرو میشه و یا به این دید بهش نگاه میشه که آزادی زنان یک موضوع قابل بحثه یا یک معامله ساده و بی اهمیت در مناظرههای کوچه و خیابانیه، اما خشم حتی اگر با واکنش منفی روبرو بشه، به خودی خود صدایی رو از قلب جامعه زنان انعکاس میده که قابل نادیده گرفتن نیست. این مهم نیست که پاسخی که دریافت میشه مثبته یا منفی، مهم اینه که بالاخره از یک مسیری مصائب زنان دیده بشه و فرصت مخالفت با سیستم فراهم بشه. خشم فرصتیه که درهای گفتگو رو برای معضلات گوناگون باز میکنه حتی اگر پرتنش باشه.2- خشم الهام بخش زنان کنشگر هست.
مونا الطحاوی فمینیست مصری یک جمله معروف داره که میگه: "اغلب از من میپرسن ایده هات رو از کجا میاری، من جواب میدم از هر چیزی که اون روز بخاطرش خشمگین بودم." خشم فمینیستی صرفا یک احساس لحظهای نیست، بلکه یک اقدام سیاسی و اجتماعی هست. خشم اجازه میده ظلمی که زنان تجربه میکنن تبدیل به نیرویی بشه که میتونن ازش برای مبارزه و مقاومت استفاده کنن. خشم باعث میشه مصادیق پراکنده ستم سیستماتیک علیه زنان، شکل اکادمیک به خودش بگیره.3- ابراز خشم جلوی فرسودگی روانی فعالان فمینیست رو میگیره.
فمینیست بودن چیزی موقت نیست و یا فمینیستها هیچوقت منفعل نیستن. وقتی یک فعال فمینیست هستی، یعنی زندگیت رو در مسیری قرار دادی که در یک فرایند دائمی، فرسایشی و بدون هیچ حمایتی، با تمام سیستم روبرو بشی. فمینیستها هر روز باید توضیح واضحات بدن و هر روز با مغلطهها و دروغهای قدیمی سروکله بزنن و برای هر چیز سادهای صدها بار روشنگری کنن. سرکوب خشم و احساسات و درماندگی در این مسیر، برای جلب رضایت دیگران، تنها به هزینه دادن از سلامت روان و جسم فمینیست ها ختم میشه. خشم راهی برای تخلیه بار روانی و حفظ انرژی در مسیر مبارزه هست. خشم پایداری و تاثیرگذاری رو ممکن میکنه. خشمگین بودن تبیین میکنه که کسب اطمینان از آگاهی یا رفتار درست مردان وظیفه ما نیست، بلکه چیزیه که هر فرد خودش موظفه در جهتش تلاش کنه.4- زن نجیب یک زن آزاد نیست.
مردسالاری با نقشها و کلیشههای جنسیتی که بر جامعه تحمیل کرده، اغلب زن ایدهال رو "مودب، اطاعت کننده، پیرو، محجوب، ساکت، با حیا و دور از دیدگان جامعه" به تصویر میکشه. اما خشم این کلیشه ها رو در هم میشکنه. زن خشمگین ساکت نیست، دیده میشه و واقعا یک تهدیده که داره با کلیشه های ضدزن میجنگه. زن خشمگین مطیع و تابع دیگران نیست، بلکه شروع کنندهی یک مسیر هست.5- خشم آیینهی تجربیات زن هاست.
خشونتهای جنسی، خشونت خانگی، تبعیضات شغلی، تحقیرها و سانسورهای رسانهای، سرکوب بدن، ستم های قانونی و آسیبهای مردسالارانه بطور کلی تنها از طریق آمار و اعداد و منطق های خشک قابل مطرح شدن نیستن. خشم راهی برای بروز و نمایش دادن اثرات خشونتهای مردسالاری و تبعیضهای جنسیتی هست به طوری که برای جامعه شکل ملموس و قابل فهمی پیدا کنه. خشم بی عدالتی ساختاری که خودش رو پنهان کرده رو برای عموم جامعه مرئی میکنه و باعث میشه ستم علیه زنان نه به چشم یک تئوری و فرضیه بلکه به چشم یک واقعیت انکارناپذیر دیده بشه.
"هر زن انباری از خشم دارد؛ من با آن زندگی کردم، آن را جمع کردم، نادیدهاش گرفتم و بالاخره یاد گرفتم از آن استفاده کنم قبل از اینکه باورهایم را انکار کنم. خشم از اطلاعات و انرژی اشباع شده و وقتی با دقت بکار رود میتواند تغییر و پیشرفت حاصل کند."- آدری لرد
❤121👍11
سوگند پاکدل زن ترنس جوان، توسط عمویش به طرز هولناکی در استان فارس به قتل رسید.
سوگند پاکدل، زن ترنس ساکن شهر کوار استان فارس و فعال جنبش «ژن ژیان ئازادی»، مدتی پیش از شروع جنگ دوازده روزه، به طرز هولناکی در جشن ازدواج پسر عمویش به ضرب گلوله به قتل رسید. خانواده سوگند پیش از این بارها او را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند و او را «ننگ خانوادگی» میپنداشتند. سوگند همواره از حق و حقوق خودش به عنوان یک زن ترنس و از حقوق مردم دفاع میکرده است و روحیه مقاومی داشته است.
یک منبع آگاه در این مورد به ههنگاو گفته است: « مردان خانواده او را بارها بردند و در بیابانها مورد ضرب و شتم قرار دادند. اخرین بار نیز همین کار را با او کردند که او نیز در همین رابطه ازخودش فیلم میگیرد و منتشر میکند با این محتوا که: بگذارید ما زندگی کنیم.» پیش از قتل سوگند، خانواده او تلاش کرده بودند از حضور او در عروسی جلوگیری کنند. سوگند با این حال در مجلس ظاهر میشود و به محض رسیدن به ضرب گلوله مستقیم به طرف سر، توسط عمویش به قتل رسیده و درجا کشته میشود. سوگند ترک قشقایی بوده است و آنچه موجب قتل او شده است انگیزههای «ناموسی» بوده است.
😭482😨44
۲۵ جولای سالروز تولد روزالیند فرانکلین، یکی از برجسته ترین دانشمندان تاریخ، و کسی که با تصویر برداری از DNA منجر به شناسایی ساختار دورشتهای اون شد و تک رشتهای بودن RNA رو نشون داد هست. فرانکلین همچنین از طریق پرتو ایکس اثبات کرد که پروتئین های ویروس موزاییک توتون یک لوله خالی مارپیچ میسازن که RNA دور آن پیچیده میشه. او سال ۱۹۴۱ از کمبریج فارغالتحصیل شد و چون زن بود جایزه یا مدرکی دریافت نکرد و از اعضای کامل دانشگاه محسوب نشد. همکار مرد روزالیند عکس مهم او از DNA و گزارش هایی شامل اطلاعات تجربی اضافی از DNA رو بدون اطلاع و رضایت خودش به سرقت برد و در اختیار واتسون و کریک قرار داد و اوایل دهه پنجاه هم جیمز واتسون فرضیه لوله مارپیج او رو به سرقت برد. تا وقتی روزالیند زنده بود کارهای مهمش کاملا نادیده گرفته شد. او در ۱۶ اوریل ۱۹۵۸ و در سن ۳۷ سالگی درگذشت.
❤333👍17
ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
وقتی صحبت از حقوق انسانی میشه، چیزی به اسم "تبعیض کوچک" نداریم. اگر افراد الجیبیتی+ و ترنس همگی برای حق شرکت در مسابقات ورزشی میجنگن بخاطر این نیست که همهی اونها ورزشکار حرفهای ان و یا براشون مهمه که در دنیای ورزش چه رخ میده. بلکه بخاطر اینه که افراد…
ورزش زنان ترنس یک حق مسلمه و نه موضوعی که وابسته به مناظره و تصمیم گیری دیگران باشه. اینکه بگیم سیسجندرها حق دارن دربارهش نظر بدن مثل این میمونه که بگیم مردها حق دارن درباره اینکه زن ها وارد فضاهای شغلی و اکادمیک بشن نظر بدن و اونها رو منع کنن. نباید شمولیت افراد و حقوق بشر وابسته به مجوز گروهی باشه که از قبل در زمینهای سلطه داشتن.
👍152❤9
ورزش افراد ترنس همواره با حملات زیادی از سمت فعالان ضد ترنس (ترفها) و راست افراطی روبرو میشه و خطرناک تر از این حملات، باورهای اشتباهی هستن که درباره ورزش زنان ترنس در رسانهها منعکس میشن و مورد قبول مردم قرار میگیرن. برای آشنایی با ورزش افراد ترنس و رفع سوءتفاهمات و سوءبرداشتهایی که دارید پیشنهاد میکنم مطالب زیر رو مطالعه کنید:
پارت اول - پارت دوم - پارت سوم(لینک مطالعات و تحقیقات مبنی بر برتری بیولوژیکی) - پارت چهارم - پارت پنجم - پارت ششم - پارت هفتم - پارت هشتم ۱ - پارت هشتم ۲ -
پارت اول - پارت دوم - پارت سوم(لینک مطالعات و تحقیقات مبنی بر برتری بیولوژیکی) - پارت چهارم - پارت پنجم - پارت ششم - پارت هفتم - پارت هشتم ۱ - پارت هشتم ۲ -
👍98💯7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فعالین حقوق الجیبیتی+ با لباس و آرایش دلقک وارد میتینگ ترنسفوبها شدن و شعار دادن:
"وقتی ترنس های لزبین تحت حملهان، ما می ایستیم و مقابله میکنیم"
"شماها فمینیست نیستید شما دلقکید".
❤210💯10
بچهها اگه دستتون میرسه برین یوتیوب این آشغال رو ریپورت کنین، شاید این دفعه جدی جدی چنل کثیفش رو ببندن. چندمین باره داره آشکارا محتوای تجاوز به زنها رو پخش میکنه و یه مشت مرد مریض هم دارن تشویقش میکنن. بیاین دستبهدست کنیم این لاشخور رو جمع کنیم بره گورش رو گم کنه.
https://youtube.com/@kewdiepiep?si=pvAVTbBRjEE9QrfL
https://youtube.com/@kewdiepiep?si=pvAVTbBRjEE9QrfL
👍222❤11