Forwarded from ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
هرچی میگذره بیشتر و بیشتر مردم از عبارت احمقانهی جنگ جنسیتی و gender war استفاده میکنن و این واقعا ترسناکه. واقعا ترسناکه که هزاران سال تبعیض سیستماتیک، زنکشی، برده داری، تجاوز و سرکوب هموزن با مبارزه زنان برای آزادی قرار داده میشه و یک "جنگ بین جنسیت ها" نام میگیره. طوری که انگار دو طرف به مشکلات سطحی برخوردن و به جون هم افتادن. در حالی که واقعیت اینه که زنان هنوز حقوق انسانی خودشونو ندارن.
👍320❤12
شکاف جنسیتی در دادهها [بخشی از کتاب #زنان_نامرئی]
وقتی شریل سندبرگ اولین فرزندش رو باردار شد، در گوگل مشغول فعالیت بود. اون کل مدت بارداری رو حالت تهوع داشت و تمام بدنش متورم شده بود. سال ۲۰۱۴ گوگل یک کمپانی بزرگ با یک فضای پارک بزرگ جلوی ساختمونش بود که راه رفتن در اون برای زنان باردار خیلی سخت میشد. بعد از چندماه سختی کشیدن اون بالاخره به یکی از بنیانگذاران گوگل مراجعه کرد و درخواست یک جایگاه پارکینگ برای افراد باردار کرد. اون در کتابش نوشت: "خیلی خجالت اوره که من نفهمیدم زنان باردار به همچین چیزی نیاز دارن تا وقتی خودم بارداری رو تجربه کردم". وضعیتی که گوگل تا زمان بارداری شریل سندبرگ در اون قرار داشت "شکاف داده" نام داره. طبیعیه که نه شریل و نه هیچ یک از مدیران مرد گوگل هیچوقت بارداری رو تجربه نکرده بودن و به محض اینکه یک مدیر این تجربه رو داشت این شکاف پر شد و مشکل برطرف شد. ولی آیا نیاز بود که یک زن بالارتبه در این شرکت باردار بشه که این شکاف پر بشه؟ گوگل میتونست و باید که سعی میکرد این اطلاعات رو بدست بیاره.
مشکلاتی که شاید پایان دنیا نباشن، ولی قطعا آزار دهندهان. مثلا وزن درها برای متوسط زنان زیادی سنگینه، شکاف سنگ فرش ها باعث گیر کردن پاشنهی کفش زنان میشه، پلههای شیشهای که لباس زیر زنان رو نمایان میکنه، متوسط دمای ادارات که برای زنان زیادی سرده و براساس دمای عمومی بدن مردان سیسجندر به یک استاندارد تبدیل شده و...
طی صد سال اخیر فضاهای کاری عمدتا امنتر شدن. میزان مرگ در محیط کار در بریتانیا از ۴۴۰۰ به ۱۳۶ و در ایلات متحده از ۲۳۰۰۰ نفر به ۵۰۰۰ نفر رسیده. اما یک مشکل وجود داره، درحالی که مصدومیت در اثر کار برای مردان کاهش پیدا میکنه برای زنان افزایش پیدا کرده. چون تحقیقات روی محیطهای کاری مردمحور تمرکز کردن. ما میتونیم خیلی راحت بفهمیم که حداکثر وزن مجاز برای بلند کردن در شرکتهای ساختمان سازی چقدره، ولی وقتی بحث بلند کردن وزن سنگین در مشاغل مراقبتی و پرستاریه، چون یک شغل زن محوره کسی تمایلی به بررسی نداره.
وظایف شغلی بئاتریس بولانجر بعنوان یک پرستار سالمندان شامل بلند کردن و حمل کردن خیلی چیزها میشه؛ از جمله اثاثیه و بدن افرادی که دوبرابر خودش وزن دارن. یک روز که بئاتریس میخواست یک بیمار رو از وان حموم خارج کنه، شونه هاش از کار افتادن و هرچیزی که اطراف مفاصلش بودن خرد شدن. اون در نهایت خانه نشین شد. این داستان خیلی از زنان در مشاغل پرستاری و خدمات نظافتیه که بطور متوسط چیزهای خیلی سنگین تری رو نسبت به کارگران ساختمان سازی و یا کارگران معدن حمل میکنن. این زنها بعد از تموم شدن شیفتشون تایمی برای استراحت هم ندارن، بلکه باید به وظایف خانهداری بپردازن که شامل نگهداری از کودکان، نظافت، سرپا ایستادن و بلند کردن اثاثیهی بیشتری میشه.
اغلب میشنویم که مردان بیشتر در فضاهای شغلی میمیرن؛ در حین اینکه درسته بیشتر قربانیان حوادث شغلی مردان هستن، ولی این حوادث از بیشترین علل مرگ و میرهای مرتبط با مشاغل نیستن! هرسال فقط ۸۰۰۰ نفر از سرطان ناشی از شغلشون میمیرن که بیشتر اونها زن هستن. در پنجاه سال گذشته سرطان سینه بطور باورنکردنیای شایع شده ولی هیچ تحقیقاتی برای فهمیدن علت این اتفاق صورت نگرفته. ما میدونیم چرا کارگران معدن مبتلا به نفس تنگی میشن و یا علت کمردرد در کارگان ساختمان ساز رو به خوبی درک کردیم ولی نمیدونیم چرا زنان بر اثر شغل بیمار میشن و میمیرن. حتی در معدن و ساختمان سازی هم کارگران زن بطور عمدی با اسم "فکتورهای انحرافی" از تحقیقات کنار گذشته میشن، برای همین وزن سینه ها، متوسط وزن کارگران زن و خیلی از عوامل دیگه در تعیین استانداردهای ایمنی لحاظ نشدن. تا الان تحقیقاتی برای شناسایی عوامل خطرزای موثر بر زنان صورت نگرفته و حتی اگر همین الان شروع کنیم یک نسل طول میکشه تا نتایج مورد قبولی بدست بیاریم ولی البته که همچین اتفاقی نمیفته. ما به اینکه یک مرد سیسجندر ۷۰ کیلویی ۲۵ ساله رو بعنوان نمایندهی کل بشریت بشناسیم ادامه میدیم و زنان به این خاطر هزینه پرداخت میکنن.
وقتی شریل سندبرگ اولین فرزندش رو باردار شد، در گوگل مشغول فعالیت بود. اون کل مدت بارداری رو حالت تهوع داشت و تمام بدنش متورم شده بود. سال ۲۰۱۴ گوگل یک کمپانی بزرگ با یک فضای پارک بزرگ جلوی ساختمونش بود که راه رفتن در اون برای زنان باردار خیلی سخت میشد. بعد از چندماه سختی کشیدن اون بالاخره به یکی از بنیانگذاران گوگل مراجعه کرد و درخواست یک جایگاه پارکینگ برای افراد باردار کرد. اون در کتابش نوشت: "خیلی خجالت اوره که من نفهمیدم زنان باردار به همچین چیزی نیاز دارن تا وقتی خودم بارداری رو تجربه کردم". وضعیتی که گوگل تا زمان بارداری شریل سندبرگ در اون قرار داشت "شکاف داده" نام داره. طبیعیه که نه شریل و نه هیچ یک از مدیران مرد گوگل هیچوقت بارداری رو تجربه نکرده بودن و به محض اینکه یک مدیر این تجربه رو داشت این شکاف پر شد و مشکل برطرف شد. ولی آیا نیاز بود که یک زن بالارتبه در این شرکت باردار بشه که این شکاف پر بشه؟ گوگل میتونست و باید که سعی میکرد این اطلاعات رو بدست بیاره.
محیطهای کاری برای زنان با همچین مشکلاتی پر شدن.
مشکلاتی که شاید پایان دنیا نباشن، ولی قطعا آزار دهندهان. مثلا وزن درها برای متوسط زنان زیادی سنگینه، شکاف سنگ فرش ها باعث گیر کردن پاشنهی کفش زنان میشه، پلههای شیشهای که لباس زیر زنان رو نمایان میکنه، متوسط دمای ادارات که برای زنان زیادی سرده و براساس دمای عمومی بدن مردان سیسجندر به یک استاندارد تبدیل شده و...
ولی شکاف دادهها فقط به ناراحتی ختم نمیشه و میتونه زنان رو در محیطهای کاری بکشه.
طی صد سال اخیر فضاهای کاری عمدتا امنتر شدن. میزان مرگ در محیط کار در بریتانیا از ۴۴۰۰ به ۱۳۶ و در ایلات متحده از ۲۳۰۰۰ نفر به ۵۰۰۰ نفر رسیده. اما یک مشکل وجود داره، درحالی که مصدومیت در اثر کار برای مردان کاهش پیدا میکنه برای زنان افزایش پیدا کرده. چون تحقیقات روی محیطهای کاری مردمحور تمرکز کردن. ما میتونیم خیلی راحت بفهمیم که حداکثر وزن مجاز برای بلند کردن در شرکتهای ساختمان سازی چقدره، ولی وقتی بحث بلند کردن وزن سنگین در مشاغل مراقبتی و پرستاریه، چون یک شغل زن محوره کسی تمایلی به بررسی نداره.
یک روایت آشنا:
وظایف شغلی بئاتریس بولانجر بعنوان یک پرستار سالمندان شامل بلند کردن و حمل کردن خیلی چیزها میشه؛ از جمله اثاثیه و بدن افرادی که دوبرابر خودش وزن دارن. یک روز که بئاتریس میخواست یک بیمار رو از وان حموم خارج کنه، شونه هاش از کار افتادن و هرچیزی که اطراف مفاصلش بودن خرد شدن. اون در نهایت خانه نشین شد. این داستان خیلی از زنان در مشاغل پرستاری و خدمات نظافتیه که بطور متوسط چیزهای خیلی سنگین تری رو نسبت به کارگران ساختمان سازی و یا کارگران معدن حمل میکنن. این زنها بعد از تموم شدن شیفتشون تایمی برای استراحت هم ندارن، بلکه باید به وظایف خانهداری بپردازن که شامل نگهداری از کودکان، نظافت، سرپا ایستادن و بلند کردن اثاثیهی بیشتری میشه.
شکاف جنسیتی دادهها فقط به نادیده گرفتن مشاغل زنانه ختم نمیشه!
اغلب میشنویم که مردان بیشتر در فضاهای شغلی میمیرن؛ در حین اینکه درسته بیشتر قربانیان حوادث شغلی مردان هستن، ولی این حوادث از بیشترین علل مرگ و میرهای مرتبط با مشاغل نیستن! هرسال فقط ۸۰۰۰ نفر از سرطان ناشی از شغلشون میمیرن که بیشتر اونها زن هستن. در پنجاه سال گذشته سرطان سینه بطور باورنکردنیای شایع شده ولی هیچ تحقیقاتی برای فهمیدن علت این اتفاق صورت نگرفته. ما میدونیم چرا کارگران معدن مبتلا به نفس تنگی میشن و یا علت کمردرد در کارگان ساختمان ساز رو به خوبی درک کردیم ولی نمیدونیم چرا زنان بر اثر شغل بیمار میشن و میمیرن. حتی در معدن و ساختمان سازی هم کارگران زن بطور عمدی با اسم "فکتورهای انحرافی" از تحقیقات کنار گذشته میشن، برای همین وزن سینه ها، متوسط وزن کارگران زن و خیلی از عوامل دیگه در تعیین استانداردهای ایمنی لحاظ نشدن. تا الان تحقیقاتی برای شناسایی عوامل خطرزای موثر بر زنان صورت نگرفته و حتی اگر همین الان شروع کنیم یک نسل طول میکشه تا نتایج مورد قبولی بدست بیاریم ولی البته که همچین اتفاقی نمیفته. ما به اینکه یک مرد سیسجندر ۷۰ کیلویی ۲۵ ساله رو بعنوان نمایندهی کل بشریت بشناسیم ادامه میدیم و زنان به این خاطر هزینه پرداخت میکنن.
💯85❤16
ببینید دوستان وقتی ما تلاش میکنیم ترنسفوبها رو بطور کلی از تمام شاخههای فمینیسم بویژه فمینیسم رادیکال جدا کنیم بخاطر این نیست که خوشی زده زیر دلمون، یک ایدهای پشتش داریم.
وقتی شما پا میشی میای به فمینیستای رادیکال فحاشی میکنی و میگی هر کسی رادیکال فمینیسته ترنسفوبه، درواقع داری ترنسفوب بودن زیر سایهی یک نحلهی فمینیستی رو توجیه میکنی و میگی کسی که ترنسفوبه هم میتونه از این طریق فمینیست باشه. شما به ترنسفوبها در قالب "فعال حقوق زنانی" که هیچوقت نبودن و نیستن مشروعیت میدی و براشون یک راه فرار میسازی. حالا به لطف این بیفکریها، ترنسفوبهایی که حتی یک کلمه در جهت حقوق زنان نگفتن با لیبل "رادفم" دارن همه جا رژه میرن و هیچکس هم نمیتونه نقدشون کنه. شما داری بخش مهمی از جنبش حقوق زنان رو جدا میکنی و جلوی پا ترنسفوبها میندازی و براشون یک مکتب فکری قابل پذیرش تهیه میکنی. شما داری فمینیسم رو از حقوق افراد ترنس جدا میکنی. ضدیت با یک شاخهی حیاتی از فمینیسم نه راحته و نه بجاست، حتی ممکنه باعث بازتولید ترنسفوبیا و از دست دادن حمایتی که ترنساکتیویستهای زیادی بابتش تلاش کردن و هزینه دادن بشه. درحالی که ضدیت با ترنسفوبیا حتی از دیدگاه فمینیسم رادیکال هم تا حدود زیادی ممکنه. حالا اگه دوستش داری ادامه بده.
در اخر:
وقتی شما پا میشی میای به فمینیستای رادیکال فحاشی میکنی و میگی هر کسی رادیکال فمینیسته ترنسفوبه، درواقع داری ترنسفوب بودن زیر سایهی یک نحلهی فمینیستی رو توجیه میکنی و میگی کسی که ترنسفوبه هم میتونه از این طریق فمینیست باشه. شما به ترنسفوبها در قالب "فعال حقوق زنانی" که هیچوقت نبودن و نیستن مشروعیت میدی و براشون یک راه فرار میسازی. حالا به لطف این بیفکریها، ترنسفوبهایی که حتی یک کلمه در جهت حقوق زنان نگفتن با لیبل "رادفم" دارن همه جا رژه میرن و هیچکس هم نمیتونه نقدشون کنه. شما داری بخش مهمی از جنبش حقوق زنان رو جدا میکنی و جلوی پا ترنسفوبها میندازی و براشون یک مکتب فکری قابل پذیرش تهیه میکنی. شما داری فمینیسم رو از حقوق افراد ترنس جدا میکنی. ضدیت با یک شاخهی حیاتی از فمینیسم نه راحته و نه بجاست، حتی ممکنه باعث بازتولید ترنسفوبیا و از دست دادن حمایتی که ترنساکتیویستهای زیادی بابتش تلاش کردن و هزینه دادن بشه. درحالی که ضدیت با ترنسفوبیا حتی از دیدگاه فمینیسم رادیکال هم تا حدود زیادی ممکنه. حالا اگه دوستش داری ادامه بده.
در اخر:
فمینیسم بدون افراد ترنس فمینیسم نیست
👍176❤21
از فردا سعی میکنم یک نفر رو پیدا کنم که ادمین جدید اینجا بشه. ممنونم که این مدت همراه بودید و از من و نوشتههای من حمایت کردید. امیدوارم ذرهای هم که شده کسی رو کمک کرده باشم. برنامه داشتم دربارهی "بارداری" و "تربیت فرزندان توسط مادران" هم مطالب کوتاهی بنویسم اما فکر نمیکنم در وضعیت فعلیم مقدور باشه. من فقط شروع به نوشتن کردم چون خودخواه بودم و میخواستم بعنوان یک زن ترنس و یک فرد آسیب پذیر در ایران "صدا" داشته باشم. الان هم میرم چون خودخواهم و نمیتونم فشار روانی زیاد رو تاب بیارم. امیدوارم در آینده فرصت دیگهای باشه که باز هم بتونم فعالیت کنم چون فهمیدم که حتی فمینیست کردن یک نفر انقدر ارزشمنده که نمیشه روش قیمتی گذاشت.
خدا نگهدار🩷
خدا نگهدار🩷
❤293😭91
در ضمن تولد آوای عزیز پیشاپیش مبارک سعی داشتم کادوی قشنگی که به مناسبت تولدم بهم دادی رو جبران کنم ولی زمان نیست. بدون ازت خیلی ممنونیم بابت زحماتی که میکشی و من بشخصه احساس میکنم مدیونتم.
❤175😭11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه زن شجاع تو مجمع نظام مهندسی اصفهان بلند میشه میره رو سن که به رانتخواری و فساد اعتراض کنه که وسط حرفاش یه مرد جلو همه میپره روش و سعی میکنه با زور و کتک پرتش کنه پایین!
به جایی رسیدیم که زنا جلوی دوربین وسط جمع دارن کتک میخورن و کسی هم صداش درنمیاد... واقعاً داریم تو جهنم زندگی میکنیم.
به جایی رسیدیم که زنا جلوی دوربین وسط جمع دارن کتک میخورن و کسی هم صداش درنمیاد... واقعاً داریم تو جهنم زندگی میکنیم.
😨485👍35
یکی از آشنایانم یک بار از من پرسید: «آیا تا به حال نگران این نبودهای که رفتار تو برای مردان تهدید بهشمار بیاید؟»
نه، از این بابت به هیچوجه نگرانی ندارم و حتی یک بار هم چنین موضوعی به ذهنم خطور نکرده. زیرا مردی که رفتار من را تهدیدی برای مردانگی خود بهشمار آورد، دقیقا از نوع مردانی است که تمایل ندارم به هیچوجه رابطهای با آنها داشته باشم.
- کتاب " ما همه باید فمینیست باشیم"
نه، از این بابت به هیچوجه نگرانی ندارم و حتی یک بار هم چنین موضوعی به ذهنم خطور نکرده. زیرا مردی که رفتار من را تهدیدی برای مردانگی خود بهشمار آورد، دقیقا از نوع مردانی است که تمایل ندارم به هیچوجه رابطهای با آنها داشته باشم.
- کتاب " ما همه باید فمینیست باشیم"
👍335❤28
Forwarded from ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
افسانهی بکارت.
بکارت یعنی چی؟
بکارت یعنی چی؟
واژهی Virgin یا باکره، از واژهی لاتین Virgo به معنای دختری بدون تجربه جنسی گرفته شده. بر خلاف باور عمومی، بکارت یک مفهوم پزشکی و علمی نیست بلکه افسانهای ساخته شده توسط دین، مذهب و مردسالاری هست. بکارت عموما زنان را قربانی مسائل جنسی میکنه و زن رو بعنوان یک کالا و موجودی فاسد و بیبندوبار معرفی میکنه تا مردان رو در جایگاه صاحب بودن و کنترل بدن اونها قرار بده. این فرهنگ زنستیزانه تا جایی پیش رفته که خودش رو بعنوان یک حقیقت جا زده و صدمات جسمی، روانی و جنسی جبران ناپذیری رو به میلیون ها زن در سراسر جهان وارد میکنه.آیا آزمایش بکارت اعتبار داره؟
خیر. بکارت و از دست دادن اون یک مفهوم عرفی و فرهنگیه و نه یک رخداد طبیعی و عینی. سازمانهای زنان و زایمان آمریکا و اروپا و سازمان بهداشت جهانی، آزمایش بکارت رو غیر علمی، بر خلاف سوگند پزشکی و یک جنایت معرفی میکنن و به تفصیل، راهکارهایی رو برای مبارزه با این آزمایش ها معرفی کردن. به گزارش WHO آزمایش بکارت در کشورهایی مانند ایران، افغانستان، ترکیه، عراق، اردن، لیبی، مراکش، فلسطین، مصر و اندونزی، فقط بدلیل باورهای پوسیدهی مذهبی صورت میگیره و متاسفانه بدلیل موج مهاجرت مسلمانان به سمت غرب، سیستم پزشکی اروپا و آمریکا هم با درخواست های خانوادههای مسلمان برای آزمایش بکارت بر روی دختران جوان روبرو میشن. "سازمان ملل: آزمایش بکارت برخلاف حقوق بشر است."پردهی بکارت چیه و چطور بررسی اون صورت میگیره؟
پردهی بکارت به غشای نازک و مخاطی هایمن در واژن اشاره داره، درصورتی که هایمن نه تعیین کنندهی بکارته و نه بصورت یک پرده هست. هایمن در هر فرد نسبت به فرد دیگه متفاوته و هیچ الگوی جهانی برای اون وجود نداره. هایمن منافذ زیادی در سطح خودش داره و خیلی موارد شکافهای در اون بشدت بزرگن. اگر هایمن بصورت پرده باشه، یعنی منفذی در اون وجود نداشته باشه فرد در وضعیت اورژانسی و فوریت پزشکی برای انجام جراحی هایی قرار میگیره که هایمن رو باز کنن تا خون پریود بتونه بیرون بریزه و مسدودیت واژن باعث بیماری نشه. هر کسی با هر سابقهی رابطه واژینال میتونه هر بافت هایمنی رو داشته باشه همین موضوع باعث میشه آزمایش ها تماما دروغین و برای منافع مالی و مذهبی صورت بگیرن. همچنین هایمن یک بافت شدیدا ترمیم شونده هست و هر آسیبی در اون به سرعت ترمیم و غیر قابل مشاهده میشه. روش های بررسی هایمن عبارت از فرو بردن انگشتان به داخل واژن یا عکس برداری از داخل واژن هستن که صرفا برای مشروعیت بخشیدن و جلوهی پزشکی ایجاد کردن برای این جنایت انجام میشن و ذرهای اعتبار علمی ندارن. این باور فقط توسط پزشکانی تبلیغ میشه که قصد دارن با ترغیب شما به انجام جراحیهایی مثل تنگی واژن و مسدود سازی واژن و قصابی کردن اندامتون به پول زیادی برسن و اصلا براشون مهم نیست که شما تا آخر عمرتون با بیماری و درد و سوزش عفونت زندگی خواهید کرد.پس چطور پزشکی قانونی تجاوز رو میسنجه؟
برای بررسی تجاوز یک زمان طلایی وجود داره. برای همین از قربانی خواسته میشه بدون دوش گرفتن و فوت وقت در اولین فرصت به بیمارستان مراجعه کنه. بررسی تجاوز نه بوسیله هایمن، بلکه با بررسی زخم های ایجاد شده در واژن یا مقعد، DNA فرد متجاوز و بقایای اسپرم یا حتی نمونه برداری از سایر نقاط بدن انجام میشه. این بررسی ها برای هر جنسیتی ممکن هستن.پس خون در اولین رابطه نشونهی چیه؟
هایمن هیچ رگی در داخل خودش نداره و فقط یک غشا هست که نمیتونه خونریزی کنه. خون در روابط ربطی به هایمن یا دفعات انجام رابطه نداره بلکه به نحوهی انجام رابطه بستگی داره. اگر فرد ترسیده باشه، بدنش رو منقبض کرده باشه، از لوبریکانت استفاده نشده باشه، واژن دچار خشکی باشه، طرف مقابل خشونت بکار برده باشه یا پیش از رابطه آماده سازی انجام نداده باشه، واژن هم مثل تمام اندام های دیگه آسیب میبینه و خونریزی میکنه. پس واژن چه در اولین دخول چه در صدمین دخول نباید خونریزی کنه و اگر کرد یعنی طرف مقابل به شما آسیب رسونده و باید به پزشک مراجعه کنید تا از انواع عفونتها جلوگیری کنید. متاسفانه بدلیل عرف زنستیز و اشتباه جامعه معمولا مردان در شب اول رابطه مخصوصا در شب اول ازدواج چنان خشونتی به خرج میدن و انقدر به زنان آسیب میزنن تا بالاخره خونریزی صورت بگیره پس این اتفاق آسیب رسوندن عمدیه و نه باز کردن پلمپ واژن کسی.چرا مهمه که درباره بکارت آگاهی رسانی کنیم؟
چون زنان در کشورهایی مثل ایران بطور مداوم از خدمات درمانی ضروری منع میشن، نمیتونن از کاپ قاعدگی یا تامپون استفاده کنن درحالی که پدهای بهداشتی بهشون نمیسازه، در بررسی تجاوز شدیدا تحقیر میشن و آسیب میبینن، از فعالیتها و ورزش های زیادی منع میشن و بعنوان اجناس دست اول و دوم طبقه بندی میشن فقط و فقط بخاطر اینکه از یک دروغ مردسالارانه حفاظت بشه.
1👍268💯30
Forwarded from ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
کار خانگی
- طبق آمار جهانی، بیش از ۹۰٪ زمان رسیدگی به کارهای خانگی توسط زنان صرف میشود.
- زنان شاغل بطور متوسط، در هفته ۴۴ ساعت بیرون از خانه و بین ۲۹ الی ۵۸ ساعت داخل خانه کار میکنند و زنان خانهدار بیش از ۹۱ ساعت داخل خانه؛ بدون در نظر گرفتن تربیت و پرورش فرزندان.
- حتی با پیشرفت تکنولوژی، سطح کار خانگی تا حدود زیادی ثابت مانده و راحتی نسبی در یک حوزه تنها باعث بالا رفتن استانداردها و افزوده شدن به حجم کار میشود.
- زنان آمریکایی با وجود اینکه ۷۵ درصد نرخ اشتغال دارند، ۷۰ درصد کار خانگی و ۸۲ درصد مسئولیت کودکان را عهده دار هستند.
- تحقیقات دانشگاه تربیت معلم و وزارت کار و امور اجتماعی نشان داد اگر کاری که زنان خانهدار رایگان انجام میدهند از بازار تهیه شود، در هر ماه معادل دو برابر حقوق پایه وزارت کار باید برایش هزینه کرد.
- پژوهشی با بررسی مناطق ۱، ۶، ۱۵ و ۱۶ تهران نشان داد ۸۳.۴٪ زنان متاهل بدون هیچ کمکی و به تنهایی تمام کارهای خانه و امور تربیتی کودکان را عهده دار هستند، حتی با این وجود که ۲۱.۶٪ آنها شاغلند.
دختران کوچک هم از "خانه داری" در امان نیستن.
دختران ۵ تا ۱۴ ساله در سراسر جهان مجموعا ۵۵۰ میلیون ساعت در هر روز کار خانگی میکنن و این حجم از کار ۴۰٪ بیشتر از میزان کاریه که پسران در این سن انجام میدن؛ مادران علاوه بر انجام تمام وظایف یک خانه شامل پخت و پز، شست و شو، جابجایی اثاثیه سنگین، گردگیری، جاروکشی و مرتب کردن، خرید مایحتاج، آماده سازی لوازم ضروری و.. وظیفه نگهداری و پرستاری از کودکان، بیماران و سالمندان رو هم متحمل میشن؛ از طرفی وظیفه تربیت و پرورش کودک، نظارت بر سلامت و بهداشت خانواده و حمایت عاطفی از خانواده هم بر عهده مادران گذاشته شده و اگر اونها رو حتی یک روز انجام ندن با سرزنش و توهین و تحقیر جامعه و خانوادهی خودشون روبرو میشن. زنان گاهی مجبورن برای کم کردن هزینهها محصولات مختلفی رو بجای خریدن خودشون تولید کنن. زنان در هماهنگی کارها، مدیریت زمان، مدیریت اقتصادی و مشورت با اعضای خانواده هم نقش مهمی دارن. فکر کردن به نحوه و ترتیب انجام کارهای خانگی زمان آزاد کمی که زنان در اختیار دارند رو هم اشغال خواهد کرد.
کاری تمام وقت
انجام هرروزه و مادامالعمر این وظایف که ده ها شغل و حرفهی متفاوت رو شامل میشه، بدون مرخصی، دستمزد، بیمه، پاداش، بازنشستگی و ساعت کاری مشخص اگر بر هر کسی تحمیل میشد بردهداری نام میگرفت؛ ولی به لطف مردسالاری نهایتا دربرابر اعتراضهامون نسبت به این وظیفه سنتی "زنانه" میشنویم که "بهشت زیر پای مادران است" و یا "زنان مدیران خانه اند". در حالی که بدلیل حذف سیستماتیک زنان از اجتماع و اشتغال و تحصیل و سیاست، و محدود کردن نقش زنان به خانه و آشپزخانه، این در نهایت مرد و پدر خانوادهست که با وابسته کردن اعضای خانواده به پولی ناچیز، برای خانه و خانواده تصمیم میگیره و ریاست میکنه. کار خانگی یک خشونت روانی، خشونت خانگی و خشونت اقتصادی علیه زنانه.
Weaponized Incompetence
در مواقع زیادی اعضای خانواده با استفادهی ابزاری از "تظاهر به ناتوانی" و خرابکاریهای عمدی زنان رو مجبور به انجام وظایف شخصی اونها و یا تقبل مسئولیت بیشتر میکنن. مثلا وقتی زنی از شوهرش میخواد ظرفها رو بشوره و یا غذا آماده کنه، اون مرد اینکارو بد و ناقص انجام میده که زن ترجیح بده برای صرفهجویی در زمانی که دوباره مجبوره اون کار رو درست انجام بده و یا برای گرفتن نتایج مطلوب، خودش اون مسئولیت رو بر عهده بگیره.
در مواجهه با این حقیقت وحشتناک دو رویکرد وجود داره:
رویکرد محافظهکارانه تلاش میکنه تا کار خانگی رو بعنوان یک شغل در جامعه تثبیت کنه، سعی داره در ازای اون بیمه دولتی درخواست کنه و با تقدس بخشیدن به کار خانگی و مادری، ارزش و جایگاه اجتماعی برای زنان بخره که امکان پذیر نیست. چون کار خانگی ویژگیهای یک شغل رو نداره و دستمزد و بازنشستگی نداره که تخصیص بیمه براش امکان پذیر باشه. بیشتر طرح های بیمه کار خانگی تا حالا لغو شدن چون زنان وابستگی مالی به شوهرانشون دارن و قادر به پرداخت حق بیمه نیستن.
*
رویکرد رادیکال اما معتقده باید هرگونه زنانگی از کار خانگی زدوده بشه و تقدیس مادری زیر سوال بره. چون تقدیس چیزها، اونها رو آسون تر و یا مطلوب تر نمیکنه؛ فقط جلوی نقد و اصلاح اونها رو میگیره. ما در وهلهی اول نباید کار خانگی، تربیت فرزندان و نگهداری از افراد آسیب پذیر رو کاری زنانه در نظر بگیریم که در ادامه بدنبال چاره برای رهایی از اون بگردیم. کار خانگی و مادری "کار" هستن اما "شغل" نیستن و هیچوقت نخواهند شد. این واقعیت که زنان ۷۶٪ کارهای بیمزد جهان رو انجام میدن بیانگر خیلی چیزهاست. اگر به جامعه آموزش ندیم که کار خانگی باید بین اعضای خانواده بطور برابر و متناسب تقسیم بشه، هرگز موفق نخواهیم شد از این ستم تاریخی فرار کنیم.
💯93❤22
⚠️TW// زنستیزی و زنکشی
ویدیو رو فقط به این خاطر گذاشتم که از رو کنجکاوی نرید تو اینستاگرام ویدیو رو ببینید بهش ویو ندین. بدون اینکه ویدیو رو ببینید، کامنت بخونید و لایک و شیر کنید فقط ریپورت کنید.
[ 🔴لینک ویدیو 🔗]
ویدیو رو فقط به این خاطر گذاشتم که از رو کنجکاوی نرید تو اینستاگرام ویدیو رو ببینید بهش ویو ندین. بدون اینکه ویدیو رو ببینید، کامنت بخونید و لایک و شیر کنید فقط ریپورت کنید.
[ 🔴لینک ویدیو 🔗]
Report → violence or hate or exploitation → seems like exploitation → seems like sexual exploitation → yes.
😨317❤23
Forwarded from ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
ما مفهومی به اسم "تجاوز زناشویی" هم داریم. یعنی همسر یا پارتنر بدون رضایت فعالیت و رابطه جنسی رو به فرد تحمیل کنه. یعنی ازدواج چیزی نیست که جلوی تجاوز رو میگیره، یعنی شما حق دارید رابطه جنسی از طرف پارتنر و همسرتون رو نپذیرید. یعنی پیرزن هایی که تو اینستا فیلمشون رو میبنید و تعریف میکنن که بچه دار شدنشون بخاطر رابطه زوری شوهرشون بوده، حتی با اینکه طرف شوهرشونه بازم اسمش میشه تجاوز. تجاوز ربطی به نسبت و موقعیت و شغل نداره و به رضایت فرد مربوطه.
👍347❤11
Forwarded from ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
"ازدواج و مهریه"
همین ابتدای کار باید بپذیریم که ازدواج در ایران یک تصمیم احساسی و شخصی نیست و در بستر خشونت ساختاری معنا پیدا میکنه؛ پس اول از جایی شروع میکنم که معمولا بهش پرداخته نمیشه. نه خود ازدواج، بلکه زندگی یک زن ایرانی پیش از ازدواج. در فمینیسم رادیکال مفهومی داریم به اسم ساختارهای اجتماعی بازتولید شونده، یعنی ساختارهایی که نسل به نسل وضعیتی خاص رو تثبیت میکنن. زنان در ایران بخاطر نقشهای تحمیلی و دیکته شده، از بدو تولد محکوم به ازدواج و پرورش فرزندان هستن و برای همین امر تربیت میشن؛ پس حتی پیش از هرگونه تصمیمگیری فردی درباره ازدواج، خیلی از حقوق بنیادین و آزادیهای مدنی خودشون رو بدلیل ازدواج از دست میدن.
مثلا کنترل بر بدن: اجبار به حفظ بکارت، همراهی با مفاهیمی مثل حیا و ناموس، غیرت که از کالاانگاری زنان نشات میگیره و... محرومیتهای اقتصادی: تبعیض در فرصت های تحصیلی و شغلی، سهمیه های جنسیتی به نفع مردان، عدم استقلال مالی، شکاف جنسیتی دستمزد و دریافت حقالزحمهی "کمتر از نصف" مردها برای انجام کارهای یکسان چون مرد سرپرست خانواده شناخته میشه و... . آسیب این سرپرستی از پیش نوشته شده تنها به سازوکارهای اجتماعی محدود نمیشه و در قوانین کشور از شما ارث برابر رو میگیره. باعث میشه شما دیه ½ تا ⅛ مردها داشته باشید. باعث میشه شما رفتار برابر با پسرها رو در زمان کودکی دریافت نکنید، حتی در مدارس برای دختران کتابهای درسی متفاوت با پسران طراحی میشه و محتوای آموزشی بجای امادگی برای بازار کار، شما رو برای فرزندآوری و کار در آشپزخانه اماده میکنه و با کاهش اعتماد بنفس و استقلال باعث میشه درصدی از زنها بجای تلاش برای موفقیت، دست به کارهای خطرناکی بزنن تا در آیندهی احتمالی، فقط "همسر" خوبی باشن.
حالا به خود ازدواج میرسیم. زنان ایرانی بعد از ثبت ازدواج به طور کاملا قانونی حق تحصیل، حق اشتغال، انتخاب شغل، انتخاب محل کار، حق تعیین مسکن، حق رضایت به عمل جراحی، حق خروج از کشور، حق ولایت بر فرزندان و ده ها حقوق انسانی دیگر خودشون رو از دست میدن و حق تصمیم گیری درباره این مسائل تماما به شوهرشون منتقل میشه، و وحشتناک تر از همه اینها، مجبور به تمکین خاص و عام میشن. تمکین خاص فقط روابط جنسی رو در بر میگیره یعنی شما در لحظه حتی در فجیع ترین شرایط میبایستی به درخواست رابطه جنسی همسرتون پاسخگو باشید. شما قانونا جز مواردی که همسرتون بیماری مقاربتی خطرناکی داشته باشه مجبورید و باید به تمامی درخواست های جنسی اون پاسخ بدید و به همین دلیل خشونت جنسی و تجاوز زناشویی به اوج خودش میرسه. تمکین عام اطاعت کامل زن از شوهره و تمام ابعاد زندگی رو شامل میشه. یعنی هرجایی شوهر حضور داشته باشه باید همراهش باشید و از تمام حرف هاش اطاعت کنید و بدون اجازه اون حتی خونه رو ترک نکنید، با کسی که اون نمیپسنده حرف نزنید، چیزی که اون نمیخواد رو نپوشید و... اگه خجالتو کنار بذاریم کاملا معنیش اینه که برده اون باشید. اگه ثابت بشه که از دستورات شوهر سرپیچی کردید مرد میتونه علیهتون حکم عدم تمکین بگیره و همیشه خانه نشینتون کنه و یا حتی نفقه هم بهتون نده. همچنین طبق ماده ۶۳۰ ق.م.ا همسرتون به طور قانونی برای حفظ آبروش میتونه شمارو به قتل برسونه و مجازات نشه. شوهرتون مجازه ۴ همسر و بی نهایت صیغه داشته باشه. در صورت مرگ شما، شوهرتون نصف داراییتون رو ارث میبره و در صورت مرگ شوهر، شما ⅛ دارایی اون رو ارث میبرید. بدتر از همه اینه که شما حق طلاق ندارید و نمیتونید از این رابطه خارج بشید. زنان تحت خشونت زیادی بخاطر درخواست طلاق به قتل رسیدن و یا برای اینکه قاضی بهشون اجازه طلاق نداده بود خودکشی کردن. طلاق سخت ترین کار ممکن برای یک زنه. (به این نکته هم توجه داشته باشید که بنا به امار ۱۴۰۱، بیش از هفتاد درصد زنان ایرانی تحت خشونت خانگی هستن.)
مخصوصا اگر بچه داشته باشید طلاق بدلیل هنجارها و فشار جامعه و خانواده سخت تر هم میشه و اغلب حضانت کودکان رو هم نمیتونید به راحتی بگیرید. حتی اگر حضانت کودکان رو هم بگیرید باز هم "ولیِ فرزند" نیستید و برای ثبت نام مدرسه و هر فرم اداری باید از پدر یا پدربزرگ که ولیِ بچه ها هستن امضا و رضایتنامه بگیرید. و چون شما ولایت ندارید اگر شوهرتون با وجود نداشتن حضانت، بچه هارو ازتون بگیره و حتی بخواد از کشور خارج کنه نمیتونید قانونی پیگیری کنید.
بخش اول
همین ابتدای کار باید بپذیریم که ازدواج در ایران یک تصمیم احساسی و شخصی نیست و در بستر خشونت ساختاری معنا پیدا میکنه؛ پس اول از جایی شروع میکنم که معمولا بهش پرداخته نمیشه. نه خود ازدواج، بلکه زندگی یک زن ایرانی پیش از ازدواج. در فمینیسم رادیکال مفهومی داریم به اسم ساختارهای اجتماعی بازتولید شونده، یعنی ساختارهایی که نسل به نسل وضعیتی خاص رو تثبیت میکنن. زنان در ایران بخاطر نقشهای تحمیلی و دیکته شده، از بدو تولد محکوم به ازدواج و پرورش فرزندان هستن و برای همین امر تربیت میشن؛ پس حتی پیش از هرگونه تصمیمگیری فردی درباره ازدواج، خیلی از حقوق بنیادین و آزادیهای مدنی خودشون رو بدلیل ازدواج از دست میدن.
مثلا کنترل بر بدن: اجبار به حفظ بکارت، همراهی با مفاهیمی مثل حیا و ناموس، غیرت که از کالاانگاری زنان نشات میگیره و... محرومیتهای اقتصادی: تبعیض در فرصت های تحصیلی و شغلی، سهمیه های جنسیتی به نفع مردان، عدم استقلال مالی، شکاف جنسیتی دستمزد و دریافت حقالزحمهی "کمتر از نصف" مردها برای انجام کارهای یکسان چون مرد سرپرست خانواده شناخته میشه و... . آسیب این سرپرستی از پیش نوشته شده تنها به سازوکارهای اجتماعی محدود نمیشه و در قوانین کشور از شما ارث برابر رو میگیره. باعث میشه شما دیه ½ تا ⅛ مردها داشته باشید. باعث میشه شما رفتار برابر با پسرها رو در زمان کودکی دریافت نکنید، حتی در مدارس برای دختران کتابهای درسی متفاوت با پسران طراحی میشه و محتوای آموزشی بجای امادگی برای بازار کار، شما رو برای فرزندآوری و کار در آشپزخانه اماده میکنه و با کاهش اعتماد بنفس و استقلال باعث میشه درصدی از زنها بجای تلاش برای موفقیت، دست به کارهای خطرناکی بزنن تا در آیندهی احتمالی، فقط "همسر" خوبی باشن.
بخش دوم
حالا به خود ازدواج میرسیم. زنان ایرانی بعد از ثبت ازدواج به طور کاملا قانونی حق تحصیل، حق اشتغال، انتخاب شغل، انتخاب محل کار، حق تعیین مسکن، حق رضایت به عمل جراحی، حق خروج از کشور، حق ولایت بر فرزندان و ده ها حقوق انسانی دیگر خودشون رو از دست میدن و حق تصمیم گیری درباره این مسائل تماما به شوهرشون منتقل میشه، و وحشتناک تر از همه اینها، مجبور به تمکین خاص و عام میشن. تمکین خاص فقط روابط جنسی رو در بر میگیره یعنی شما در لحظه حتی در فجیع ترین شرایط میبایستی به درخواست رابطه جنسی همسرتون پاسخگو باشید. شما قانونا جز مواردی که همسرتون بیماری مقاربتی خطرناکی داشته باشه مجبورید و باید به تمامی درخواست های جنسی اون پاسخ بدید و به همین دلیل خشونت جنسی و تجاوز زناشویی به اوج خودش میرسه. تمکین عام اطاعت کامل زن از شوهره و تمام ابعاد زندگی رو شامل میشه. یعنی هرجایی شوهر حضور داشته باشه باید همراهش باشید و از تمام حرف هاش اطاعت کنید و بدون اجازه اون حتی خونه رو ترک نکنید، با کسی که اون نمیپسنده حرف نزنید، چیزی که اون نمیخواد رو نپوشید و... اگه خجالتو کنار بذاریم کاملا معنیش اینه که برده اون باشید. اگه ثابت بشه که از دستورات شوهر سرپیچی کردید مرد میتونه علیهتون حکم عدم تمکین بگیره و همیشه خانه نشینتون کنه و یا حتی نفقه هم بهتون نده. همچنین طبق ماده ۶۳۰ ق.م.ا همسرتون به طور قانونی برای حفظ آبروش میتونه شمارو به قتل برسونه و مجازات نشه. شوهرتون مجازه ۴ همسر و بی نهایت صیغه داشته باشه. در صورت مرگ شما، شوهرتون نصف داراییتون رو ارث میبره و در صورت مرگ شوهر، شما ⅛ دارایی اون رو ارث میبرید. بدتر از همه اینه که شما حق طلاق ندارید و نمیتونید از این رابطه خارج بشید. زنان تحت خشونت زیادی بخاطر درخواست طلاق به قتل رسیدن و یا برای اینکه قاضی بهشون اجازه طلاق نداده بود خودکشی کردن. طلاق سخت ترین کار ممکن برای یک زنه. (به این نکته هم توجه داشته باشید که بنا به امار ۱۴۰۱، بیش از هفتاد درصد زنان ایرانی تحت خشونت خانگی هستن.)
مخصوصا اگر بچه داشته باشید طلاق بدلیل هنجارها و فشار جامعه و خانواده سخت تر هم میشه و اغلب حضانت کودکان رو هم نمیتونید به راحتی بگیرید. حتی اگر حضانت کودکان رو هم بگیرید باز هم "ولیِ فرزند" نیستید و برای ثبت نام مدرسه و هر فرم اداری باید از پدر یا پدربزرگ که ولیِ بچه ها هستن امضا و رضایتنامه بگیرید. و چون شما ولایت ندارید اگر شوهرتون با وجود نداشتن حضانت، بچه هارو ازتون بگیره و حتی بخواد از کشور خارج کنه نمیتونید قانونی پیگیری کنید.
💯71👍21
Forwarded from ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
"ازدواج و مهریه" بخش اول همین ابتدای کار باید بپذیریم که ازدواج در ایران یک تصمیم احساسی و شخصی نیست و در بستر خشونت ساختاری معنا پیدا میکنه؛ پس اول از جایی شروع میکنم که معمولا بهش پرداخته نمیشه. نه خود ازدواج، بلکه زندگی یک زن ایرانی پیش از ازدواج. در فمینیسم…
"ازدواج و مهریه"
در برابر این جهنم بزرگ شما فقط یک ابزار دارید: مهریه، که البته چندان هم لطف بزرگی نیست. ۷۶ درصد زنانی که طلاق میگیرن (که نزدیک به ۸۰ درصد از این ۷۶ درصد زن حداقل صاحب یک فرزند هستن) موفق به دریافت مهریه نمیشن. در مواردی که مهریه پرداخت میشه هم اکثریت پروندهها با پرداخت فقط ده سکه مختومه اعلام میشه. سقف قانونی مهریه هم ۱۱۰ سکه تصویب شده و نمیتونید دلتون به سکه های بی انتهایی که توی عقد نامه نوشتید خوش کنید، چون هیچوقت بهتون پرداخت نمیشه. علاوه بر تمام حمایتهای قانونیای که از مردان میشه که مهریه نپردازن، خود مردان هم هزاران راه بلدن و اختراع میکنن که مهریه رو بپیچونن، مثلا با انتقال اموالشون به بستگان، دادخواست اعسار برای دادگاه میفرستن و ادعا میکنن که پولی ندارن. از شهریور سال ۹۸، تعداد زندانیان مهریه در کل کشور به ۶۰۰ نفر رسیده بود و امروزه رسما همچین چیزی وجود نداره. همچنین مهریه اقساطی شده و امکان اینکه نوه و نتیجه هاتون پولو بگیرن بیشتره تا خودتون صاحب پول مهریه بشین چون اون پول ناچیز تا ۱۵۰ سال هم قسط بندی میشه-
پس اگه اینطوریه لزوم مهریه چیه؟ مهریه خیلی وقته چیزی برای گرفتن پول نیست. بلکه یک اهرم فشار قانونی برای گرفتن حق طلاق یا حضانت کودکان در هنگام طلاقه. بنابراین برای یک زن حیاتیه که مهریه رو حتما در عقدنامه ذکر کنه.
ممکنه گول مردها و یا حتی زنان خودشیرین توییتر و اینستاگرام رو بخورید و پیش خودتون بگین "ما که کالا نیستیم مهریه بگیریم و خودمون رو به پول بفروشیم، یا ما که مسلمون نیستیم قوانین اسلامی ازدواج رو اجرا کنیم بجاش شروط ضمن عقد میگیریم." باید بهتون بگم که شروط ضمن عقد وکالتی از طرف خود مرد به شماست که اجازه داشته باشید حقوقتون رو طلب کنید. این شروط حقوقتون رو بهتون بر نمیگردونه، بلکه از طرف شوهرتون که صاحب حقوق انسانی شماست و موقعیتتون باهاش مثل ارباب و برده ست، بهتون وکالت نامه میده. این شروط طی زندگی مشترک ضمانت اجرایی چندانی نداره و تنها کاربردش در هنگام طلاقه و استفاده از این شروط نیازمند همکاری کامل مرد بعد از عقد و صدور چندین حکم دیگه جهت مشروعیت بخشی شروط اولیهست. خیلی خیلی کم پیش میاد که شروط ضمن عقد واقعا به درد خاصی بخورن چون شوهر هر لحظه اراده کنه اون وکالت نامه رو باطل میکنه و یا حتی میتونه در دادگاه ادعا کنه در زمان امضای شروط درک درستی نداشته تا قاضی حکم ابطال اون ها رو بده. حتی مواردی به گوش میخوره که دفاتر تنظیم اسناد بدون اینکه به زنان اطلاع بدن، به نحوی شروط رو تنظیم میکنن که ضمانت اجرایی نداشته باشه پس لازمه با حضور وکیل تنظیم بشه. یا در طول زندگی مشترک مرد میتونه در خصوص اشتغال و تحصیل شما حکمی از دادگاه بگیره که میگه شما دارید به نهاد خانواده ضربه میزنید و شما به راحتی اخراج و ممنوع التحصیل میشید.
همچنین نکتهی دیگهای که باید بهش توجه کرد همپوشانی نداشتن شروط ضمن عقده. مثلا گرفتن حق طلاق باعث میشه شما از تمام دستاوردهای مشترک زمان ازدواج محروم بشید و برای جلوگیری از این باید شروط دیگه ای رو ضمیمه کنید که بتونید بعد از طلاق از پول و موقفیت هایی که خودتون در طول ازدواج بدست اوردید محروم نشید که یک چرخه بی پایان از دوندگیه.
دلیل اینکه اکثریت مردها بعد از طلاق دوباره ازدواج میکنن داشتن مهارت، شغل، پول و خونه ست. اگر شما حواس جمع نباشید و همه چیز رو دودستی نچسبید بعد از طلاق با دوتا بچه زیر بغلتون پا برهنه شوت میشید کف خیابون. زنانی که مهارت و تجربه شغلی ندارن و پول و خونه ندارن و کل عمر خدمتکاری کردن و بدلیل زایمان و شیردهی و کار خانگی بدنشون فرسوده و سست شده بعد از طلاق سخت میتونن رو پای خودشون بایستن. پس بهتره بجای سکه برای مهریه، زمین و ملک طلب کنید تا هم وصولشون راحت تر باشه و مرد نتونه اعلام اعسار کنه و هم یک سرپناه برای خودتون و کودکانتون داشته باشین و خونه ای که یک عمر ساختین خونه عروس جدید شوهرتون نشه.
وقتی کشوری که داخلش زندگی میکنید، سیستم مردسالاری که داره خفتون میکنه، فرهنگ مردم و همه و همه سنتیه، به خودتون فشار نیارید که در موضوع به این مهمی که زندگیتون بهش بستگی داره تک نفره علیه تنها بخش سنت که افسار مردانو میکشه شورش کنید و فکر کنید مهریه نگرفتنتون باعث میشه مردها شما رو به چشم یک انسان برابر ببینن. با قوانین اسلامی ازدواج ایران شما یک برده اید. هرچقدر هم عاشقانه و سانتیمانتالش کنید باز هم دارید خودتون رو تسلیم یک ارباب میکنید. پس مهریه نگرفتن شمارو فرهیخته و آزاده نمیکنه بلکه تنها راه فرار شما رو از بین میبره. همچنین وقتی هزاران قانون اسلامی علیه شما وجود داره و مردان براحتی از اونها استفاده میکنن، مهریه گرفتن شما رو مسلمون نمیکنه و یا باعث نمیشه قوانین اسلامی رو تقویت کنید. لطفا هم مهریه بگیرید و هم شروط ضمن عقد.
بخش سوم
در برابر این جهنم بزرگ شما فقط یک ابزار دارید: مهریه، که البته چندان هم لطف بزرگی نیست. ۷۶ درصد زنانی که طلاق میگیرن (که نزدیک به ۸۰ درصد از این ۷۶ درصد زن حداقل صاحب یک فرزند هستن) موفق به دریافت مهریه نمیشن. در مواردی که مهریه پرداخت میشه هم اکثریت پروندهها با پرداخت فقط ده سکه مختومه اعلام میشه. سقف قانونی مهریه هم ۱۱۰ سکه تصویب شده و نمیتونید دلتون به سکه های بی انتهایی که توی عقد نامه نوشتید خوش کنید، چون هیچوقت بهتون پرداخت نمیشه. علاوه بر تمام حمایتهای قانونیای که از مردان میشه که مهریه نپردازن، خود مردان هم هزاران راه بلدن و اختراع میکنن که مهریه رو بپیچونن، مثلا با انتقال اموالشون به بستگان، دادخواست اعسار برای دادگاه میفرستن و ادعا میکنن که پولی ندارن. از شهریور سال ۹۸، تعداد زندانیان مهریه در کل کشور به ۶۰۰ نفر رسیده بود و امروزه رسما همچین چیزی وجود نداره. همچنین مهریه اقساطی شده و امکان اینکه نوه و نتیجه هاتون پولو بگیرن بیشتره تا خودتون صاحب پول مهریه بشین چون اون پول ناچیز تا ۱۵۰ سال هم قسط بندی میشه-
پس اگه اینطوریه لزوم مهریه چیه؟ مهریه خیلی وقته چیزی برای گرفتن پول نیست. بلکه یک اهرم فشار قانونی برای گرفتن حق طلاق یا حضانت کودکان در هنگام طلاقه. بنابراین برای یک زن حیاتیه که مهریه رو حتما در عقدنامه ذکر کنه.
بخش چهارم
ممکنه گول مردها و یا حتی زنان خودشیرین توییتر و اینستاگرام رو بخورید و پیش خودتون بگین "ما که کالا نیستیم مهریه بگیریم و خودمون رو به پول بفروشیم، یا ما که مسلمون نیستیم قوانین اسلامی ازدواج رو اجرا کنیم بجاش شروط ضمن عقد میگیریم." باید بهتون بگم که شروط ضمن عقد وکالتی از طرف خود مرد به شماست که اجازه داشته باشید حقوقتون رو طلب کنید. این شروط حقوقتون رو بهتون بر نمیگردونه، بلکه از طرف شوهرتون که صاحب حقوق انسانی شماست و موقعیتتون باهاش مثل ارباب و برده ست، بهتون وکالت نامه میده. این شروط طی زندگی مشترک ضمانت اجرایی چندانی نداره و تنها کاربردش در هنگام طلاقه و استفاده از این شروط نیازمند همکاری کامل مرد بعد از عقد و صدور چندین حکم دیگه جهت مشروعیت بخشی شروط اولیهست. خیلی خیلی کم پیش میاد که شروط ضمن عقد واقعا به درد خاصی بخورن چون شوهر هر لحظه اراده کنه اون وکالت نامه رو باطل میکنه و یا حتی میتونه در دادگاه ادعا کنه در زمان امضای شروط درک درستی نداشته تا قاضی حکم ابطال اون ها رو بده. حتی مواردی به گوش میخوره که دفاتر تنظیم اسناد بدون اینکه به زنان اطلاع بدن، به نحوی شروط رو تنظیم میکنن که ضمانت اجرایی نداشته باشه پس لازمه با حضور وکیل تنظیم بشه. یا در طول زندگی مشترک مرد میتونه در خصوص اشتغال و تحصیل شما حکمی از دادگاه بگیره که میگه شما دارید به نهاد خانواده ضربه میزنید و شما به راحتی اخراج و ممنوع التحصیل میشید.
همچنین نکتهی دیگهای که باید بهش توجه کرد همپوشانی نداشتن شروط ضمن عقده. مثلا گرفتن حق طلاق باعث میشه شما از تمام دستاوردهای مشترک زمان ازدواج محروم بشید و برای جلوگیری از این باید شروط دیگه ای رو ضمیمه کنید که بتونید بعد از طلاق از پول و موقفیت هایی که خودتون در طول ازدواج بدست اوردید محروم نشید که یک چرخه بی پایان از دوندگیه.
بخش پنجم و آخر
دلیل اینکه اکثریت مردها بعد از طلاق دوباره ازدواج میکنن داشتن مهارت، شغل، پول و خونه ست. اگر شما حواس جمع نباشید و همه چیز رو دودستی نچسبید بعد از طلاق با دوتا بچه زیر بغلتون پا برهنه شوت میشید کف خیابون. زنانی که مهارت و تجربه شغلی ندارن و پول و خونه ندارن و کل عمر خدمتکاری کردن و بدلیل زایمان و شیردهی و کار خانگی بدنشون فرسوده و سست شده بعد از طلاق سخت میتونن رو پای خودشون بایستن. پس بهتره بجای سکه برای مهریه، زمین و ملک طلب کنید تا هم وصولشون راحت تر باشه و مرد نتونه اعلام اعسار کنه و هم یک سرپناه برای خودتون و کودکانتون داشته باشین و خونه ای که یک عمر ساختین خونه عروس جدید شوهرتون نشه.
وقتی کشوری که داخلش زندگی میکنید، سیستم مردسالاری که داره خفتون میکنه، فرهنگ مردم و همه و همه سنتیه، به خودتون فشار نیارید که در موضوع به این مهمی که زندگیتون بهش بستگی داره تک نفره علیه تنها بخش سنت که افسار مردانو میکشه شورش کنید و فکر کنید مهریه نگرفتنتون باعث میشه مردها شما رو به چشم یک انسان برابر ببینن. با قوانین اسلامی ازدواج ایران شما یک برده اید. هرچقدر هم عاشقانه و سانتیمانتالش کنید باز هم دارید خودتون رو تسلیم یک ارباب میکنید. پس مهریه نگرفتن شمارو فرهیخته و آزاده نمیکنه بلکه تنها راه فرار شما رو از بین میبره. همچنین وقتی هزاران قانون اسلامی علیه شما وجود داره و مردان براحتی از اونها استفاده میکنن، مهریه گرفتن شما رو مسلمون نمیکنه و یا باعث نمیشه قوانین اسلامی رو تقویت کنید. لطفا هم مهریه بگیرید و هم شروط ضمن عقد.
💯115❤19
بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری ههنگاو، شامگاه دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۴، شیدا کاردگر ۱۵ ساله توسط خواستگار خود بوسیلهی ضربات چاقو، در بابل از توابع استان مازندران به قتل رسید. انگیزه قاتل از انجام قتل، رد درخواست ازدواج عنوان شدە است.
به گفته منابع آگاه، قاتل پیشتر برای ازدواج با شیدا کاردگر اقدام کرده بود، اما خانواده وی با این ازدواج مخالفت کردە بودند. در پی این مخالفت، قاتل این دختر نوجوان را مقابل منزل مادربزرگ وی با ضربات چاقو به قتل رساندە است.
به گفته منابع آگاه، قاتل پیشتر برای ازدواج با شیدا کاردگر اقدام کرده بود، اما خانواده وی با این ازدواج مخالفت کردە بودند. در پی این مخالفت، قاتل این دختر نوجوان را مقابل منزل مادربزرگ وی با ضربات چاقو به قتل رساندە است.
😨307😭49
چرا "زنانگی" همیشه در خطر است؟
در نگاه مردسالارانه، "زنانگی" بعنوان نماد آبرو و هویت ملی، معصومیت، بی دفاعی، ضعف و پاکی تعریف میشود. این تصویر ایدهآل دو کارکرد همزمان دارد: نخست به سیستم کمک میکند که زندگی و بدن زنان را تحت کنترل مستقیم نگه دارد. سپس به سرکوب و حذف دیگر گروهها به بهانهی حفاظت از زنان نیز مشروعیت میبخشد.
جنس این خطر احساسی و متغیر است، یعنی هر بار متناسب با دشمن سیاسی/فرهنگی جدید از نو بازتعریف میشود و میکوشد که با تکیه بر ترس و نگرانی عاطفی گروهی خاص به بقای خود ادامه دهد. در طول تاریخ برای توجیه نسل کشیها، قتلعام در سرزمینهای استعماری، بردهداری و اپارتاید نژادی، ترنسفوبیا و حتی خود زنستیزی و محرومیت زنان بکار گرفته شدهاست و متاسفانه موفقیت چشمگیری داشته است. در جوامع باستانی زنان را تحت خشونت و محرومیتهای زیادی میگذاشتند به این بهانه که زن متفاوت است و ضعف ذاتی دارد. بزرگترین نگرانی محمد پیامبر مسلمانان این بوده که مبادا روزی زنان مثل مردان آزاد باشند، به طوری که آزادیهای مدنی زنان در دنیای امروزی برای مسلمانان آخرالزمان جلوه میکند و میجنگند که زنانگی سنتی را از خطر حفظ کنند. در آمریکا عدهی زیادی از بومیان به قتل رسیدند، نه فقط برای زمین و منابع بلکه گاهی با این بهانه که مطابق ایدههای مردسالارانه و چارچوب جنسیتی استعمارگران رفتار نمیکردند و زنانشان را تحت محرومیت نگه نمیداشتند. در روزهایی که سیاهپوستان برای برابری نژادی و حقوق مدنی خود میجنگیدند، نژادپرستان زنانگی را در خطر دیدند و میگفتند اگر سیاهپوستان وارد فضاهای ما شوند زنان پاک ما را آلوده میکنند و مورد آسیب قرار میدهند. در روزهایی که زنان ایرانی برای حق تحصیل میجنگیدند و در جنبش های تاثیر گذار ضد حکومتی حضور فعال داشتند، روحانیون از ترس به خطر افتادن زنانگی شبانه روز به خود میلرزیدند. زمانی که زنان غربی میخواستند در مسابقات ورزشی شرکت کنند ده ها سال شنیدند که فعالیتهای ورزشی چیزیست که زنانگی را در خطر میاندازد و سپس که مبارزات فمینیستی به ثمر نشست، باز هم زنان ورزشکار مجبور میشدند لباس های گشاد و بلند و چندلایه دست و پا گیر بپوشند تا زنانه (شما بخوانید آزرده) بمانند. شاید شما هم مصاحبه جنجالی داریوش ارجمند را به خاطر داشته باشید که با چه وقاحتی در رسانه ملی زنان ورزشکار ایرانی را تحقیر میکرد و آنها را دشمن زنانگی میخواند. امروزه نیز میبینیم چطور محرومیت افراد ترنس از فضاهای عمومی و به تبع حقوق پایه افراد ترنس و حتی نفس کشیدنشان تبدیل به جدالی گره خورده با زنانگی شده است که مثل گذشته در خطر است. حتی لزبین بودن هم تبدیل به یک امتیاز انحصاری شده که افراد ترنس و زنان رنگین پوست از آن محرومند و اگر واردش شوند زنانگی را به خطر میاندازند. کمپینهای ضد سقط جنین هم با ادعاهای مشابه خودشان را محافظان زنانگی معرفی میکنند حتی با این وجود که فعالانه در جهت از بین بردن حقوق زنان قدم برمیدارند. بدتر از همهی اینها تعاریف جدید انرژی زنانه و انرژی مردانه است که این ایده را به جامعه تزریق میکنند که اگر زنان هویت مستقلی داشته باشند، باهوش باشند، توانا باشند و صدای خودشان را به گوش دیگران برسانند، زنانگیشان در خطر نابودی قرار میگیرد.
در نگاه مردسالارانه، "زنانگی" بعنوان نماد آبرو و هویت ملی، معصومیت، بی دفاعی، ضعف و پاکی تعریف میشود. این تصویر ایدهآل دو کارکرد همزمان دارد: نخست به سیستم کمک میکند که زندگی و بدن زنان را تحت کنترل مستقیم نگه دارد. سپس به سرکوب و حذف دیگر گروهها به بهانهی حفاظت از زنان نیز مشروعیت میبخشد.
بهانهی "زنانگی در خطر" یک الگوی تکرار شوندهی تاریخیست.
جنس این خطر احساسی و متغیر است، یعنی هر بار متناسب با دشمن سیاسی/فرهنگی جدید از نو بازتعریف میشود و میکوشد که با تکیه بر ترس و نگرانی عاطفی گروهی خاص به بقای خود ادامه دهد. در طول تاریخ برای توجیه نسل کشیها، قتلعام در سرزمینهای استعماری، بردهداری و اپارتاید نژادی، ترنسفوبیا و حتی خود زنستیزی و محرومیت زنان بکار گرفته شدهاست و متاسفانه موفقیت چشمگیری داشته است. در جوامع باستانی زنان را تحت خشونت و محرومیتهای زیادی میگذاشتند به این بهانه که زن متفاوت است و ضعف ذاتی دارد. بزرگترین نگرانی محمد پیامبر مسلمانان این بوده که مبادا روزی زنان مثل مردان آزاد باشند، به طوری که آزادیهای مدنی زنان در دنیای امروزی برای مسلمانان آخرالزمان جلوه میکند و میجنگند که زنانگی سنتی را از خطر حفظ کنند. در آمریکا عدهی زیادی از بومیان به قتل رسیدند، نه فقط برای زمین و منابع بلکه گاهی با این بهانه که مطابق ایدههای مردسالارانه و چارچوب جنسیتی استعمارگران رفتار نمیکردند و زنانشان را تحت محرومیت نگه نمیداشتند. در روزهایی که سیاهپوستان برای برابری نژادی و حقوق مدنی خود میجنگیدند، نژادپرستان زنانگی را در خطر دیدند و میگفتند اگر سیاهپوستان وارد فضاهای ما شوند زنان پاک ما را آلوده میکنند و مورد آسیب قرار میدهند. در روزهایی که زنان ایرانی برای حق تحصیل میجنگیدند و در جنبش های تاثیر گذار ضد حکومتی حضور فعال داشتند، روحانیون از ترس به خطر افتادن زنانگی شبانه روز به خود میلرزیدند. زمانی که زنان غربی میخواستند در مسابقات ورزشی شرکت کنند ده ها سال شنیدند که فعالیتهای ورزشی چیزیست که زنانگی را در خطر میاندازد و سپس که مبارزات فمینیستی به ثمر نشست، باز هم زنان ورزشکار مجبور میشدند لباس های گشاد و بلند و چندلایه دست و پا گیر بپوشند تا زنانه (شما بخوانید آزرده) بمانند. شاید شما هم مصاحبه جنجالی داریوش ارجمند را به خاطر داشته باشید که با چه وقاحتی در رسانه ملی زنان ورزشکار ایرانی را تحقیر میکرد و آنها را دشمن زنانگی میخواند. امروزه نیز میبینیم چطور محرومیت افراد ترنس از فضاهای عمومی و به تبع حقوق پایه افراد ترنس و حتی نفس کشیدنشان تبدیل به جدالی گره خورده با زنانگی شده است که مثل گذشته در خطر است. حتی لزبین بودن هم تبدیل به یک امتیاز انحصاری شده که افراد ترنس و زنان رنگین پوست از آن محرومند و اگر واردش شوند زنانگی را به خطر میاندازند. کمپینهای ضد سقط جنین هم با ادعاهای مشابه خودشان را محافظان زنانگی معرفی میکنند حتی با این وجود که فعالانه در جهت از بین بردن حقوق زنان قدم برمیدارند. بدتر از همهی اینها تعاریف جدید انرژی زنانه و انرژی مردانه است که این ایده را به جامعه تزریق میکنند که اگر زنان هویت مستقلی داشته باشند، باهوش باشند، توانا باشند و صدای خودشان را به گوش دیگران برسانند، زنانگیشان در خطر نابودی قرار میگیرد.
چه کسی تعریف میکند زنانگی چیست؟ چه کسی میگوید در خطر است؟ چه کسی از ترس ناشی از این خطر فرضی سود میبرد؟پاسخ به این سوالات برای ما ضروریست و به تبیین این واقعیت که "زنانگی در خطر" یک ترفند در دست سیستم مردسالار و نظام سرمایهداریست و برای توجیه ظلم بکار میرود، کمک میکند. مفهوم زنانگی سنتی و زن ضعیف "باید" در خطر باشد، باید نابود شود و زنانگی باید از نو تعریف شود. زنانگی نباید به معنی ضعف و حماقت باشد بلکه باید با صفات مثبت و در جهت توانمندسازی نسل آیندهی زنان بازنوشته شود. روزی که زنانگی به معنای قدرت، هوش، استقلال و البته توانمندی باشد، دیگر هرگز ابزاری برای تحمیل ستم و محرومیت نخواهد بود. این فرض که فمینیسم زنانگی را از زنان میزداید از پایه غلط است. زنان زن خواهند ماند ولی نمیگذارند زنانگیشان تبدیل به ابزار سرکوبشان شود.
💯150❤38
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از نظر مردا تجاوز عادیه، متجاوز قهرمانه، قربانی مضحکه... فقط همه مردا گفتن خط قرمزه!
ritaminoo
👍323❤21