چطور "شایستهسالاری" باعث حذف زنان میشود؟
وقتی شایسته بودن مطرح میشه، اغلب به این دلیله که افراد نتونن اعتراضی به ساختار مردسالارانهی اون داشته باشن. چون اگر به چیزی که شایستهست اعتراض بشه، فقط این ایده رو تضمین میکنه که فرد معترض شایستگی نداره.
در شخصیتهای روی اسکناس بانک مرکزی بریتانیا، در مشاهیر دروس موسیقی دانشگاه و در شخصیتهای تاثیرگذار کتاب تاریخ مدارس، هیچ زنی دیده نمیشه و تمام شخصیتها همگی مرد هستن. ولی این شخصیتهای مرد با هدف حذف زنان و یا با جنسیت زدگی انتخاب نشدن که کسی بتونه باهاشون مخالفت کنه، اونها همگی براساس شایستگی انتخاب شدن. پس چرا هیچ زنی در بین اونها نیست؟ آیا زنان شایسته نیستن؟
در کتاب زنان نامرئی، نویسنده اینطور استدلال میکنه که مردسالاری معیارهایی رو برای شایستگی تعریف کرده که فقط مردان بتونن بهش دست پیدا کنن. درواقع براساس این موارد که گفته شد، درسته که مردان شایستهان و زنان شایسته نیستن. ولی طبق چه معیارهایی؟ معیارها عبارت بودند از: شخصیتها نامی شناخته شده داشته باشند، تصویری مثبت داشته باشند، مزایایی ماندگار و جهانی از آنها ثبت شده باشد.
در تاریخی که برجسته ترین زنان بعلت ازدواج غیرسنتی فاحشه لقب گرفته، ولی مردان شناخته شده همگی بدون هیچ عواقبی حرمسرا داشتن، در تاریخی که زنان حق تحصیل و حضور فعال در اجتماع رو نداشتن و یا بعلت سواد داشتن سوزانده میشدن، و در تاریخی که تمامی اختراعات و آثار علمی و ادبی زنان سوگیرانه به نام مردان خانواده و یا مردان غریبه ثبت شده، طبیعیه زنان نتونن این معیارهای عینی رو براورده کنن.
درواقع چطور نامی شناخته شده داشتن برای زنان ممکنه وقتی یک مقام دولتی بریتانیایی تاریخ نگاران زن رو برای پرداختن به زنان تاثیرگذار دربار نکوهش میکنه و میگه شاه باید در مرکز تحقیقات اونها قرار میگرفت؟
درواقع چطور تصویر مثبت داشتن ممکنه وقتی معیارهای اخلاقی دوگانه زنان خارج از چارچوب مادر و همسر رو جادوگر و فاحشه خطاب میکردن؟
و چطور آثار ماندگار داشتن ممکنه وقتی که با وجود اثبات شخصیتهای تاریخی زن هنوز عموم مردم دستاورد های اونهارو به نام مردان میشناسن؟
شایستهسالاری در چنین شرایطی فقط یک توجیه برای حفظ وضعیت موجوده. این سیستم به جای اینکه فرصتی برابر برای همه فراهم کنه، موفقیت رو به نحوی تعریف میکنه که مردان از پیش در اون برتری داشته باشن. اینجاست که نقد فمینیستی به شایستهسالاری اهمیت پیدا میکنه. نه به این دلیل که زنان شایسته نیستن، بلکه به این دلیل که شایستگی طوری تعریف شده که فقط گروهی خاص بتونن اون رو کسب کنن.
از زنان انتظار میره تنها با ۱۰۰ سال حقوق انسانی داشتن، با مردانی به قدمت تاریخ تمدن بشر رقابت کنن و پیروز بشن که شایسته دونسته بشن و این راهیه که براحتی میشه زنان رو با شعارهای زیبا از جامعه حذف کرد.
👍58❤6
فمینیسم، پورنوگرافی و کارگری جنسی
فمینیسم بهطور کلی، و اکثر فمینیستها با کارگری جنسی و پورنوگرافی مخالف هستن، همونطور که باید باشن. چرا که پورنوگرافی و سکسورک نهتنها به بیشجنسیسازی و کالاانگاری زنان دامن میزنن، بلکه در صنعتی ریشه دارن که مملو از تجاوز، پدوفیلیا، خشونت جنسی، نژادپرستی، خشونت فیزیکی و دیگر جرائمه. بااینحال، نحوهی مخالفت با این مسئله اهمیت بسیار بالایی داره.
گروهی از افرادی که خودشون رو فمینیستهای رادیکال میدونن، این ایده رو ترویج میکنن که کارگری جنسی و پورنوگرافی باید از نظر قانونی ممنوع بشه. اونها همچنین کارگران جنسی و بازیگران پورن رو بهدلیل انتخابهاشون تحقیر و تمسخر میکنن. این گروه، که با عنوان SWERF(رادیکال فمینیستهایی که زنان کارگر جنسی رو به رسمیت نمیشناسن) شناخته میشن، رویکردی مشابه TERF ها دارن و اکثریت فمینیستها، این دو دیدگاه رو هم ریشه میدونن چون اونها هم مثل ترفها برخی از زنان رو از دایرهی فمینیسم حذف میکنن. خیلی واضحه که این افراد قدمت، پیچیدگی و دلایل شکلگیری صنعت سکس رو نادیده میگیرن و یا بعلت دیدگاههای مذهبی و سنتی که دارن، صرفا از زنان سکس ورکر نفرت دارن تا اینکه دنبال حقوق زنان باشن.
زنان در صنعت پورن و سکس ورک حضور دارن، چون مردسالاری و سرمایهداری، با قدرت زیادی زنان رو سرکوب کرده و حقوق اونها رو به رسمیت نشناخته. عواملی مثل فقر زنانه، شکاف جنسیتی در دستمزد، حذف سیستماتیک زنان از اشتغال و تحصیل و سایر اشکال نابرابری، زنان رو به این صنعت سوق دادن. حتی اگر سکسورک یا بازیگری در پورن یک انتخاب تلقی بشه، این انتخابی اصیل نیست، بلکه نتیجهی فشارهای بیرونیه که اون رو به نوعی اجبار تبدیل کرده و یا نتیجه انعکاس افکار مردسالارانه در جامعهست که زنان رو با خودش همراه میکنه.
چنانچه موفق به ممنوعیت پورنوگرافی بشیم، دیگر بستری برای حمایت از زنانی که در این صنعت فعالیت میکنن وجود نخواهد داشت. در حال حاضر، حجم گستردهای از پورنهای حاوی پدوفیلیا، تجاوز، خشونت جنسی و جسمی، نژادپرستی، ترنسفوبیا، حیوانآزاری، قطع عضو، قتل و... بصورت "غیرقانونی" تولید میشن که راهکار موثری برای توقف اونها وجود نداره. ممنوعیت پورن نه قادره امیال جنسی رو از بین ببره و نه میتونه مردسالاری رو ریشه کن بکنه. بلکه این صنعت رو به فضایی کاملا غیرقانونی و زیر زمینی تبدیل میکنه. در چنین شرایطی، مسئلهی اصلی که زنان رو وادار به ورود به این صنعت کرده، حل نشده باقی میمونه و در نتیجه، تنها راه قانونی برای اصلاح این وضعیت و نجات زنان از این چرخه از بین میره و با پیامدهایی مثل افزایش و شدت گرفتن قاچاق جنسی روبرو خواهیم شد. اگر کارگری جنسی غیرقانونی اعلام بشه، این زنان کارگر جنسی هستن که بیش از پیش با خشونت، تبعیض و استثمار مواجه میشن چون بدون داشتن پشتوانهی اقتصادی و قانونی برای یک زندگی عادی، ناچارن با شرایطی خطرناکتر و درآمدی کمتر به این کار ادامه بدن. بنابراین، راه مقابله با پورنوگرافی و کارگری جنسی نباید از مسیر ممنوعیت قانونی باشه. اول باید فرهنگسازی گستردهای انجام بشه، زیرساختهایی ایجاد بشه که شبکههای زیرزمینی تولید پورنهای غیرقانونی از بین برن، قاچاق جنسی ریشهکن بشه و نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی که زنان رو در وضعیت آسیبپذیر قرار میده برطرف بشن. در چنین شرایطی، زنان قادر خواهند بود سرمایهی کافی برای تأمین آیندهی خودشون کسب کنن و در نتیجه، این صنعت، بهطور طبیعی، از بین خواهد رفت. البته که مادام این پروسه، فمینیسم هست که صنعت پورن رو نقد کنه و با اون مبارزه کنه. مسئله اصلی جاییه که مبارزات ما هدف قرار میدن و ما دوست نداریم زنانی که در این سیستم قربانی هستن رو هدف بگیریم.
👍69❤9
پوزهبندهایی که از قرن ۱۶ تا اوایل قرن ۱۹ برای بستن دهان زنانی که به شوهر، کشیشان، کلیسا و حکومت اعتراض میکردن استفاده میشد. این وسیلهی شکنجه در اروپا، آمریکا و مستعمرات بریتانیا بکار میرفت و در دادگاههای کلیسایی زنان هنجار شکن، مبارز، تحصیلکرده و یا زنانی که صرفا ظلم مردان رو نمیپذیرفتن محکوم به این شکنجه میشدن. این وسیله "افسار جادوگر" نام داشت و در بعضی انواع با میخ هایی که در فک و زبان فرو میرفت محکم میشد. این پوزهبندها جلوی حرف زدن و غذا خوردن زنان رو میگرفتن و باعث خونریزی و عفونت میشدن.
😨118❤4
"الگوی سه به یک" یا "اکثریت مردانه"
شاید تا حالا در تاک شوها، مسابقات استعداد یابی و... ترکیب مجری ها و داوران توجهتون رو جلب کرده باشه. در این برنامهها اگر شانس بیاریم و همگی عوامل مرد نباشن، معمولا سه مرد و فقط یک زن وجود داره و پشت این اتفاق دلایل زیادی هست. در این رسانهها از زنان بعنوان ابزاری برای تلطیف فضای تماما مردانه استفاده میشه و الگوی نشستن اونها هم همیشه بصورت 👨👨👩🦱🧑 هست تا مردها در یک ردیف کامل قرار نگیرن. گمان میره که نشستن چهار مرد در کنار هم میتونه ترکیب خیلی خشکی باشه و از زنان بعنوان یک زینت برای تنوع بصری استفاده میشه. معمولا زنانی که در این فضاها هستن، برخلاف دیگران متخصص نیستن بلکه بازیگران و پاپ استارهای فوق محبوب و شناخته شدهان. زنها در این ترکیب چه بدلیل همدلی و چه بدلیل تصویر اجتماعیشون ناخوداگاه تبدیل به نماینده احساسات و میانجی بین سه مرد میشن و چه از طرف شرکت کنندگان و چه از طرف سایر داوران بهشون نگاه از بالا به پایین میشه و رایها و صحبتهاشون بدیهی در نظر گرفته میشه. الگوی سه به یک هم باعث میشه بهونهای در برابر اعتراضات به نبود زنها در رسانه داشته باشن و هم باعث میشه حضور حداقلی زنها عادیسازی و پذیرفته بشه و زنان همیشه نقشی مکمل داشته باشن درحالی که نقش های اصلی رو به مردان میسپارن.
👍140❤5
licked news
ترامپ تهدید کرده که اجازه اینکه دانشگاه هاروارد دانش آموز از بقیه کشور ها بگیره رو ازش بگیره مگر اینکه هر دانش آموز خارجی که انتخاب میشه طبق فیلتر ها و مورد قبول ترامپ باشه #Yayyy @licknewsirrr
هاروارد هم در جواب گفته که هیچ سیاستمدار و دولتی نمیتونه چیزی رو به موسسات اموزشی خصوصی سطح بالایی مثل هاروارد اجبار کنه
❤105
ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
"فقط زنان واقعی" "سفید" "بیولوژیکال"
"جداسازی نژادی برای حفاظت از زنانگی زنان سفید در برابر خشونت و بیماریست"
دستشوییهای زنانه در غرب یکی از سیاسی ترین نمادها در طول تاریخ معاصرن که از اونها بعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک استفاده میشه. در قرن بیستم، حامیان جداسازی نژادی برای توجیه نژادپرستی خودشون به فمینیسم سفید[شاخهای از فمینیسم که فقط زنان سفید و زنانگی اون ها رو به رسمیت میشناسه و هنوز هم وجود داره، ولی ما هیچوقت فمینیسم واقعی محسوبش نمیکنیم] رو اوردن و نگرانیهای ساختگی ای رو درباره امنیت زنان مطرح کردن. مردان سفید که حاضر به پذیرش برابری نژادی نبودن، با استناد به تصورات نژادپرستانه و جنسیتزده، استدلال میکردن که چون سیاهپوستها "ناجور و خشن" هستن و مثل رنگ پوستشون ناپاکن، باعث انتقال بیماری و بی اخلاقی به زنان واقعی (زنان سفیدپوست) میشن. این توجیهات اصلا منطقی نبودن، ولی بشدت بین فمینیستهای سفیدپوست که درواقع شدیدا نژادپرست بودن محبوبیت پیدا کردن و تجمعات زیادی از زنان سفید برگذار شد که خواستار ممنوعیت ورود زنان سیاه به دستشوییها و استخر ها و حتی مدارس بودن. حالا به زمان خودمون برگردیم که این داستان دوباره در حال تکرار شدنه، با همون نگرانیهای ساختگی مشابه یعنی "امنیت زنان". مردان سفید در قدرت، دوباره سراغ فمینیسم سفید اومدن و از بیسوادی و حماقت زنان سفیدپوست سواستفاده میکنن تا زنان ترنسجندر رو از سطح جامعه حذف کنن. فمینیستهای خودخواندهای که زمانی برای بیرون انداختن زنان سیاه از دستشوییها میجنگیدن الان برای بیرون کردن زنان ترنسجندر میجنگن. و اکثرا، زنان سیاهپوست ترنسجندر، که از لحاظ اماری بیشتر از سایر جامعه ترنسجندر تحت خشونتن. این گفتمانها که در قرن بیستم علیه زنان سیاهپوست و در قرن بیست و یکم علیه زنان ترنسجندر مطرح شده، شباهت های زیادی دارن. و شعار واحد اونها چیزی نیست جز "حفاظت از زنانگی حقیقی"؛ اما در این فرایند تفاوت بزرگی وجود داره: "اینترنت". قرن بیست و یکم در رسانه ها غرق شده و نکتهی جالب اینجاست که اکثریت جهان، رسانههای تولیدی سفیدپوستان در اروپا و امریکا رو مصرف میکنن. ایدههای زنستیزانه و نژادپرستانهای که اول در آمریکا بطور هدفمند شکل گرفته بودن، بهطور گسترده در سطح جهانی منتشر میشن. این رسانهها که ابتدا برای هدف قرار دادن زنان غربی و اکثرا سفیدپوست بیسواد طراحی شده بودن، خواسته یا ناخواسته زنان بیسواد در کشورهای جهان سوم رو هم هدف قرار دادن. درواقع به نقطهای رسیدیم که بیسوادی و عدم تفکر ملاک رشد این ایده شده و نه جغرافیا. همونطور که شواهدی از آسیبزا بودن دستشویی رفتن زنان سیاهپوست نبود، شواهدی از آسیبزا بودن دستشویی رفتن زنان ترنس هم نیست. ولی پروپگاندای سفید کار خودش رو میکنه. این پروپگاندا چنان فمینیستهای سفید و ترفها [زیرشاخه فمینیسم سفید که در کشورهای بیسواد و فقیر رشد پیدا کرده و با هدف ممنوعیت قانونی وجود ترنسجندرها و الغای حقوقشون ساخته شده] رو شست و شوی مغزی داده که زنان به این باور رسیدن که گروهی از زنان، از مردان بیشتر خطرناکن. این شست و شوی مغزی چنان جلوی تفکر ترفهارو گرفته که خیال میکنن ساین های روی در توالت قدرت جادویی دارن و میتونن جلوی متجاوزین رو بگیرن. این استدلال سادهانگارانه، عجیب و احمقانه حتی مورد بحث هم قرار نمیگیره. این ایده وجود داره که مردانی که میخوان به زنان تجاوز کنن، چون نمیتونن از تابلوی جادویی دست شویی ها رد بشن، کل زندگیشونو میریزن دور که بعد از کام اوت کردن و چندسال سرجری و تزریق هورمون و مراحل قانونی، بتونن وارد دستشویی زنانه بشن تا تجاوز کنن. در حالی که در واقعیت دستشویی برای تخلیه مدفوع و ادراره. و جالب اینجاست این سیاست ها نه توسط زنان دلسوز یا حتی نه توسط زنان، بلکه توسط مردان و نه هر مردی، مردان راستگرای متجاوز در قدرت پیاده سازی میشن. مردی مثل ترامپ که از پدوفیلیا تا تجاوز های زنجیره ای در کارنامشه تبدیل به رهبر فمینیستهای سفید و ترفها شده و این یک نقطه وحشتناک در تاریخ حقوق زنانه.
❤52👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساحره 🏳⚧ (زن، زندگی، آزادی)
جیکی رولینگ 70,000 پوند به یک گروه ترنسفوبیک با نام "برای زنان اسکاتلند" اهدا کرد تا معنی قانونی "زن" در UK تغییر کنه. این به این معناست که زنان ترنس دیگه حمایت قانونی که از زنان میشه مثل رسیدگی به پروندههای تجاوز، آزار و اذیت خانگی و جرائم بر پایه نفرت…
با تغییر مفهوم قانونی زن بودن، نگرانی فمینیستهای بریتانیایی اینه که زنان سیسجندر برای دسترسی به خدمات قانونی و پزشکی باید مورد بررسی بدنی قرار بگیرن تا اطمینان حاصل بشه سیسجندر هستن. یعنی قراره زنها رو لخت کنن و بدنشون رو سانت به سانت چک کنن تا از جنسیتشون مطمئن بشن.
👍62😭26
در امریکا هم قانونی در حال بررسیه که به کادر مدرسه اجازه بده دختران رو برهنه کنن و اندام جنسی اون هارو معاینه کنن تا مطمئن بشن دختر ترنسی در فعالیتهای آموزشی حضور پیدا نکنه. و این قانون فقط با ۹ رای مخالف بیشتر از آرای موافق رد شده و به احتمال زیاد دوباره با اصلاحات جزئی برمیگرده.
فقط در یک ایالت کوچک امریکا سالانه 450,000 پرونده آزار جنسی و تجاوز به دختربچهها از طرف کادر مدرسه ثبت میشه که قراره از این به بعد کاملا قانونی بشه.
فقط در یک ایالت کوچک امریکا سالانه 450,000 پرونده آزار جنسی و تجاوز به دختربچهها از طرف کادر مدرسه ثبت میشه که قراره از این به بعد کاملا قانونی بشه.
😨114😭9
زن های سیسجندر ترف و طرفدار جی کی رولینگ که علیه زنان ترنس فعالیت میکنن سرمایه گذاری بزرگشون روی این موضوعه که "به اندازه کافی زنن". در حالی که هیچکس نمیتونه به اندازهی کافی زن باشه. معیارهای مردسالارانه راهی رو پیدا کردن که مادر افسانهای عیسی مسیح، مریم مقدس، زنی که خودشون با بالاترین استانداردها و عجیب ترین افسانهها شکلش دادن رو هم نقد کنن و نپذیرن. باقی زنان که جای خودشون رو دارن. کافیه یکبار لباسی که دوست داری رو بپوشی تا تبدیل بشی به یک فاحشه که مثل خانوما رفتار نمیکنه. کافیه کار خانگی انجام ندی تا معلوم بشه جایگاهت بعنوان یک زن رو فراموش کردی. کافیه نتونی یا نخوای بچه بزایی تا بهت به چشم یه زن ناقص نگاه کنن. کافیه شهامت داشته باشی تا بهت بگن مردونه شدی. اگر صورتت مو داشته باشه، اگر پریود نشی، اگر استخون بندی درشتی داشته باشی و یا قد بلندی داشته باشی هم تبدیل به یک مرد میشی. همونطور که ایمان خلیف زن سیسجندر الجزایری بخاطر قوی بودن و باربی نبودن در رسانهها تبدیل به یک مرد شد. باید بجای سانت زدن بقیه با همین خط کش ها با هدف اینکه زنانگیشون رو ازشون بگیریم، اونارو زمین بذاریم چون ما هم نمیتونیم زنی باشیم که کسانی که معیار ها رو ساخته ازمون میخواد.
👍119❤7
از دروغهایی که درباره لیا توماس، زن ترنس برنده مسابقات شنا گفته میشه خسته شدم پس بیاید روشنگری کنیم.
لیا توماس در مصاحبش:
۱. اون از ۵ سالگی شنا میکرده
۲. اون رکوردی به اسم خودش ثبت نکرده
۳. اون در ۲۷ رکورد برتر مسابقات شنا جایی نداره.
۴. رکورد مسابقات شنای زنان دست Katie Ledecky یک زن سیسجندره و تمام رتبه های بعدی هم زنان سیسجندر هستن.
۵. زنان ترنس برای رقابت باید کاملا تحت hrt قرار بگیرن، تستوسترون کمتری نسبت به زنان سیسجندر داشته باشن، توده های عضلشون رو از دست بدن و با تستهای زیادی اثبات کنن برتری فیزیکی نسبت به سایر شرکت کنندهها ندارن.
۶. لیا بعد از هورمون تراپی نه تنها توده عضلاتش رو از دست داد و اندامش تحلیل رفتن، بلکه یک اینچ هم قدش کوتاه شد.
۷. لیا به طور متوسط خیلی کند تر از زمان قبل از هورمون تراپی شنا میکنه.
۸. لیا توماس فقط یک مسابقه رو برنده شد و در دو مسابقهی دیگرش به ترتیب پنجم و هشتم شد و از یازده زن سیسجندر با اختلاف زیادی شکست خورد.
لیا توماس در مصاحبش:
"بعد از کام اوت کردن به افسردگی طولانیای که داشتم غلبه کردم و با اشتیاق و شادی بیشتری شنا کردم ولی الان دیگه مطمئن نیستم که ادامه بدم"
❤100👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1. گرومینگ چیه؟
اصطلاح Grooming به فرایند دستکاری روانی اشاره داره که طی اون یک فرد بالغ سعی میکنه با کودکان و نوجوانان رابطهای نزدیک بسازه به قصد اینکه در آینده از اونها سواستفادهی احساسی، جنسی و فیزیکی کنه. این حقهها اغلب طی زمان طولانی و به تدریج اتفاق میفتن که قربانی باور کنه رابطهای ویژه با فرد Groomer داره در حالی که در واقعیت داره آزار میبینه.2. مراحل گرومینگ:
- در مرحلهی اول، اغلب گرومر دنبال کودکانی میگرده که حس میکنه میتونه از تنهایی، اضطراب، اعتماد بنفس پایین، مشکلات خانوادگی یا میل به پذیرفته شدن اونها برای اهداف شوم خودش سواستفاده کنه.
- در مرحلهی دوم، آزارگر از خودش یک فرد حامی و قابل اتکا در ذهن کودک میسازه و اعتماد کودک رو جلب میکنه در حالی که اون رو به خودش وابسته میکنه.
- در مرحلهی سوم، گرومر سعی میکنه سواستفاده از کودک رو نرمالایز کنه و درباره عشق، روابط رمانتیک و سکس حرف میزنه. اون سعی میکنه واکنش کودک در برابر تماس های فیزیکی و لمس اعضای بدن رو بسنجه و اونها رو به حداقل برسونه. آزارگر تلاش میکنه که کودک باور کنه اون با دیگران متفاوته.
- در مرحلهی چهارم آزارگر سعی میکنه نگرش کلی کودک رو منیپولیت کنه تا کودک وقتی مقاومت میکنه و آزارگر رو زیر سوال میبره، احساس گناه و یا خطر کنه. گرومر از لاس زدن، قول دادن درباره عشق و ازدواج یا تهدید به ترک کردن کودک برای کنترل اون استفاده میکنه. کودک در این مرحله کاملا وابسته به آزارگر میشه.
- در مرحلهی پنجم گرومر مطمئن میشه که کودک دست به افشاگری نزنه. با گفتن چیزهایی مثل "مردم ما رو نمیفهمن." اونا تورو مقصر میدونن." یا "اگر چیزی بگی من و تو آسیب میبینیم" کودک رو مجبور به سکوت میکنن. این مرحله با تزریق حس گناه و شرم، و همچنین تهدید کودک پیش میره.
- مرحلهی ششم، زمانیه که آزارگر کاملا پیش زمینهها رو فراهم کرده و کودک رو وابستهی خودش کرده. در این مرحله اون به راحتی آزار جنسی، فیزیکی، احساسی و روانی رو شروع میکنه. این آزار ها میتونن شامل روابط جنسی و یا حملات فیزیکی باشن. در روابط مجازی گرومرها درخواست عکس و فیلم جنسی میکنن.
- مرحلهی هفتم زمانیه که فرد آزارگر و گرومر علاقهی خودش رو از دست میده و یا از ترس لو رفتن سعی میکنه رابطه رو تموم کنه. معمولا در این مرحله زمینهای چیده میشه که کودک مقصر اتمام رابطه شناخته بشه و تقصیر ها رو بپذیره.3. چرا گرومینگ و پدوفیلیا تجاوز محسوب میشه؟
دلیل اول اینه که کودک نمیتونه رضایت بده. رضایت اصل اخلاقی روابطه که کودکان، نوجوانان و افراد زیر ۱۸ سال بدلیل عدم بلوغ شناختی و احساسی و ناتوانی در درک عواقب رابطه با یک فرد بزرگسال قادر به رضایت دادنی که اعتبار داشته باشه نیستن. مهارت تصمیم گیری در کودکان تازه در حال شکل گیریه که باعث میشه اون ها در برابر اجبار، فریب خوردن و منیپولیت شدن، بهره کشی و استثمار آسیب پذیر باشن.4. نابرابری قدرت یعنی چی و چه تاثیری داره؟
دوما تحقیقات اثبات کرده که روابط بین بزرگسالان و کودکان باعث ترومای طولانی مدت، PTSD، افسردگی و اضطراب، عزت نفس پایین و مشکلات اعتماد میشه و کودکان رو به خودکشی و سلف هارم سوق میده. مغز یک کودک هنوز در حال رشده و قرار گرفتن در معرض همچین روابطی رشد عادی احساسات اونها رو مختل میکنه. سوما کودکان در روابط جنسی با بزرگسالان آسیبهای روانی و جسمی زیادی رو تجربه میکنن. مثل پارگی و خونریزی بر اثر دخول، بارداری های خطرناک و ریسک مرگ و بیماری. کودکان در چنین روابطی نمیتونن درخواست کمک کنن حتی اگه از وضعیت آگاه باشن.
نابرابری قدرت به جایگاه بالاتر و یا پایین تر یک شخص در رابطه اشاره داره که در این مبحث میشه به قدرت بیشتر یک بزرگسال دربرابر یک کودک اشاره کرد. یک بزرگسال پول، قدرت جسمی، چهرهای موجهتر، تجربهی بیشتر، احساسات باثبات تر و نقش اجتماعی پررنگ تری داره که ناخوداگاه در هر صورتی کودک و فرد کمسن رو در معرض آسیب و بهره کشی قرار میده حتی اگر رضایت کاذبی وجود داشته باشه. همچنین تحقیقات نشون میده قربانی روابط نابرابر بودن در کودکی باعث آسیب دیدن بیشتر در بزرگسالی هم میشه.5. مذهب و فرهنگ نمیتونن پدوفیلیا رو اخلاقی کنن.
در حالی که ادیانی مثل اسلام و مسیحیت و فرهنگهایی مثل فرهنگ آسیای شرقی و فرهنگ ایران آزار جنسی کودکان رو توجیه میکنن، اخلاقیات امروزی به هیچ وجه نمیتونه همچین چیزی رو بپذیره و هر شکلی از پدوفیلیا و کودک همسری بر خلاف قوانین حقوق بشره.بسیاری از گرومرها سعی میکنن پدوفیلیا رو از طریق رسانهها، صنایع سرگرمی، دین و فرهنگ عادی سازی کنن. بسیاری از هنرپیشهها و سلبریتیها، معلمها، رهبران مذهبی و سیاستمداران به جرم آزار جنسی کودکان اکسپوز شدن ولی بدلیل پول و قدرت تونستن از زیر بار مسئولیت فرار کنن. ما دیگه نباید بذاریم این وضع ادامه پیدا کنه.
❤100👍20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM