ساحره 🏳‍⚧ (زن، زندگی، آزادی) – Telegram
ساحره 🏳 (زن، زندگی، آزادی)
8.36K subscribers
393 photos
170 videos
1 file
53 links
زن زندگی آزادی 🕊 ژن ژیان ئازادی
🛣 同じ道 🌅 空を見て、綺麗でしょ~
あの空は私たちのゴールです。
She her them ;
🏳️‍⚧️ radfem
Download Telegram
لیست مطالب -

فمینیسم : اصالت انتخاب - مردستیزی واقعی نیست - حق رای و مردستیزی - سافرجت - مگر من یک زن نیستم - Generic Masculine - چطور شایسته سالاری باعث حذف زنان میشود؟ - فمینیسم و کارگری جنسی - افسار جادوگر - الگوی سه به یک - قتل‌های ناموسی - فمینیسم برابری نیست - جنگ جنسیتی - ازدواج و مهریه، پنج بخش - آمار زنکشی - کار خانگی - زنستیزی - ترف - 4b کره جنوبی - خشونت خانگی - مردان فمینیست - زنان علیه زنان؟ - پرده‌ی بکارت؟ - زنان عربستان - فرهنگ تجاوز و عاملیت جنسی - تجاوز زناشویی - رضایت - زنان شکارچی - ذاتگرایی - دیه‌ی اعضای بدن زنان - سکسیسم خیرخواهانه - آیسان اسلامی - زن در اسلام - جنده - حقوق زنان در حکومت پهلوی - محمدرضا شاه پهلوی - فمینیسم رادیکال - نظام پزشکی جنسیت زده - پایان خودخواسته‌ی بارداری - هیستریا - آزار جنسی در صنعت گیمینگ - پوشش فمینیستی - زنان در نظام پزشکی، در سه بخش - چه کسی زن نمیخواهد؟ - مثال از خشونت اقتصادی - چرا فمینیست‌ها خشمگین اند؟ - روزالیند فرانکلین - پروین اعتصامی - سلامت روان مردان - انرژی زنانه - زن ناموس هیچکس نیست - شکاف جنسیتی در داده‌ها - زنانگی در خطر است؟ - قربانی نکوهی - مرضیح - آشنایی با ادبیات تجاوز - #WomenShutdown - زنان آفریقای جنوبی - چرا نمیشود همزمان ترنسفوب و فمینیست بود؟ - حجاب محترم نیست - خواهران میرابل - زنان غنا و اتهامات جادوگری - ترنس میساجنی - مروری بر قاچاق زنان و کودکان - ترانه -

افراد ترنس : پروپگاندای ضد ترنس در بریتانیا - بازرسی بدنی - فقط زنان واقعی - معیار زنانگی - قهرمان شنا - قانونی شدن ترنزیشن در ایران - پلیس بریتانیا - زنان سیسجندر قربانی ترنسفوبیا - ترنسفوبیا منبع درآمد ورزشکاران سیسجندر - ترف متجاوز - بدن افراد ترنس اشتباه نیست - ترنس مدیکالیسم - کودکان ترنس - ورزش -

ال‌جی‌بی‌تی+ : بایسکشوالیتی - ششرنگ - تبعیض داخلی -

وگنیسم : خشونت جنسی علیه حیوانات در صنعت غذا - گوشت لاشه است - همه‌چیز خواری - لبنیات و تخم مرغ -

سایر : گرومینگ - ووکیسم - انتخابات آمریکا - معادل سازی کاذب - حزب PPP کره جنوبی - حزب دموکراتیک و تشکیل حزب زنان کره - مغالطه - زنان و کودکان افغانستانی در معرض خطر نژادپرستی ایرانیان - آموزش جنسی در ایندیانا - هیتلر - چرا مردم از سلبریتی متجاوز دفاع میکنن؟ - روز جهانی توالت - امینم -
5141💯7
جی‌کی رولینگ 70,000 پوند به یک گروه ترنسفوبیک با نام "برای زنان اسکاتلند" اهدا کرد تا معنی قانونی "زن" در UK تغییر کنه. این به این معناست که زنان ترنس دیگه حمایت قانونی که از زنان میشه مثل رسیدگی به پرونده‌های تجاوز، آزار و اذیت خانگی و جرائم بر پایه نفرت رو ندارن و نمیتونن از امتیازهایی مثل پناهگاه زنان بیخانمان و خدمات بهداشتی زنان استفاده کنن. همچنین هویت اون‌ها در سیستم زن ثبت نمیشه و راه رو برای نفرت پراکنی و آزار و اذیت افراد ترنس باز میکنه. موضوع دیگه اینه که این گروه تنها گروه ترنسفوبیک در بریتانیا نیست و تقریبا تمام گروه‌های ضد ترنس مطرح در سطح جهانی در بریتانیا مشغولن و رسانه‌ها و آمار رو بشدت دستکاری میکنن و تغییر میدن.
حجم بالایی از اطلاعات دروغ و مخرب علیه زنان ترنس در UK تولید و پخش میشه.
😨163😭10
یک اتفاق وحشتناک دیگه در UK اینه که طی چند سال گذشته درصد مقبولیت افراد ترنس برای اولین بار سقوط وحشتناکی داشته و اکثریت مردم زنان ترنس رو تهدیدی برای جامعه میبینن. سال 2018 اکثریت مردم هیچ مشکلی با حضور زنان ترنس در فضاهای زنانه نداشتن. سال 2022 اکثریت مردم مخالف حضور زنان ترنس بودن و امسال این درصدها به طرز خطرناکی غالبن. تنها اتفاقی که بین سال 2018 تا 2022 افتاد این بود که مقالات منفی و مخرب درباره زنان ترنس "چهار برابر" بیشتر منتشر شدن. اینطوریه که پروپگاندای ترنسفوبیک افکار مردم رو شکل میده و به همین دلیله که تمام چیزهای ترنسفوبیک و یا هموفوبیکی که در توییتر پخش میشه، مثل تمام دروغ‌هایی که قبلا فکت چک کردم به UK برمیگرده.
😨109👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
اصالت انتخاب
شنیدین میگن یه زن چه انتخاب کنه که جراحی پلاستیک انجام بده و تزریق کنه و لابیا پلاستی کنه و چه اینکارو نکنه انتخاب کرده و باید به انتخابش احترام گذاشت؟ یا انتخاب زنی که حجاب داره و زنی که نداره یکیه و هردو محترمن؟ یا خونه داری و اشتغال و استقلال هردو انتخابن و باید ازشون حمایت کرد؟ یا...
همه‌ی این‌ها به "اصالت انتخاب" مربوطه.

اگر بخوایم وارد این مبحث بشیم اول نیازه که بدونیم اصالت انتخاب یعنی چی؟ به طور خلاصه یعنی انتخاب‌هایی که زندگی افراد رو شکل میدن کاملا آگاهانه، مستقل، آزادانه و خودمختار باشن. یعنی من کاملا بدونم دارم چی رو انتخاب میکنم، چرا انتخاب میکنم و آزاد باشم که اون چیز رو انتخاب نکنم یا هرچیز دیگه‌ای که خواستم رو جایگزین اون انتخاب کنم؛ و این انتخاب من مستقل باشه. یعنی خودم با میل خودم انتخاب کنم نه تحت تاثیر جامعه/خانواده/فرهنگ یا جبر و ترس.
حالا برخی از اگزیستانسیالیست فمینیست‌ها، بر اساس نظریه‌ی اصالت انتخاب، "انتخاب محوری" رو اساس فعالیت خودشون قرار دادن و شاخه Choice Feminism رو بوجود آوردن. "فمینیسم انتخاب" معتقده که زنان هر انتخابی بکنن یک فعالیت فمینیستیه و این نوع فعالیت‌های زنان نیست که فمینیسم رو شکل میده بلکه خودِ "انتخاب کردن" اساس فمینیسمه؛ حالا فرقی نداره که این انتخاب زنستیزانه و تداوم بخش فرهنگ مردسالارانه و سنتی باشه یا نه، در هر صورت یک انتخاب فمینیستیه، نمیشه قضاوتشون کرد و باید اون‌ها رو پذیرفت و مورد احترام قرار داد.
ولی اکثریت اکتیویست‌ها و فمینیست‌ها بخصوص فمینیست‌های رادیکال معتقدن که زندگی انقدر قشنگ و بی نقص نیست که انتخاب‌ها اصالت داشته باشن.
درواقع فشارهای اجتماعی، فرهنگی، جنسی و جنسیتی، اقتصادی، دینی، نژادی، سیاسی و هرگونه از ستم علیه اقشار فرودست، اصالت انتخاب اون قشر رو میگیره، و به اقشار فرادست و در قدرت براساس امتیازهایی که دارن، انتخاب‌های بیشتر و غیر معقول اعطا میکنه.
نقدهایی که به فمینیسم انتخابی وارد میشه هم در همین راستاست. مثلا نادیده گرفتن مردسالاری، نادیده گرفتن شکاف طبقاتی و امتیاز اقشار نسبت به هم، تقلیل حقوق زنان به زیست فردی و حمایت از انتخاب‌هایی که انتخاب دیگر زنان رو سلب میکنه.
درواقع افراد وقتی تحت ستم قرار میگیرن انتخاب‌هاشون بشدت محدود و ناعادلانه میشه و گاهی حتی فرصت انتخاب بین بدتر و بدترین گزینه‌هارو هم از دست میدن ولی در فمینیسم انتخاب این واقعیت به هیچ وجه مطرح نیست.

کافیه به دلایلی که زنان دست به انتخاب میزنن فکر کنیم و اونا رو در چند دسته بندی ساده قرار بدیم:
1. فشارهای اجتماعی/فرهنگی/دینی:
در هر جامعه و فرهنگ و دین، برای زنان اصول و نقش‌های جنسیتی در نظر گرفته شده. در این شرایط زنان انتخاب میکنن تا زنده بمونن، طرد نشن، حمایت اجتماعی خودشون رو از دست ندن یا از فرزندانشون محافظت کنن و با مجازات‌های دینی مواجه نشن.
2. سلطه نژادی/طبقاتی/جغرافیایی:
محرومیت و فقر ناشی از اقلیت نژادی و اتنیکی بودن باعث محدودیت در انتخاب‌ها میشه و گاهی قدرت انتخاب رو کاملا از زنان سلب میکنه. عدم دسترسی زنان به امکانات آموزشی و بهداشتی از انتخاب‌ها نشات نمیگیره بلکه نتیجه‌ی تبعیض جغرافیایی و طبقاتیه و گاهی باعث میشه زنان حتی درک درستی از زندگی زنان دیگه خارج از محیط کوچکی که در اون زندگی میکنن نداشته باشن. یا زنان عموما بدلیل فقر و وابستگی مالی به مردان امکان استقلال و در نتیجه انتخاب‌های مستقل رو ندارن. مثلا زنان روستایی انتخاب نمیکنن که تحصیل رو کنار بذارن و در شرایط سخت کار کنن و در کودکی ازدواج کنن. این یک مسیر از پیش نوشته شده برای اون‌هاست.
3. نقش‌های خانوادگی و تربیتی:
خانواده اولین نهاد اجتماعیه و آموزه‌های تربیتی خانواده‌ها بخش عظیمی از دلایل انتخاب زنان رو شکل میده. پوشش، علایق و رفتار "مناسب" برای زنان از بدو تولد یا حتی گاهی پیش از تولد و در دوره جنینی (!) توسط دیگران مشخص میشه و زنان تا بلوغ و لحظه‌ی ترک خانواده یا ازدواج براساس همین اصول تربیت و تعلیم میبینن.
4. سلطه جنسی و خشونت خانگی:
زنانی که تحت خشونت خانگی زندگی میکنن هم براساس ترس و قوانین نانوشته ای که در منزلشون حاکمه دست به انتخاب میزنن. اون ها انتخاب نمیکنن چون مایلن، انتخاب میکنن تا نمیرن.
5. نابرابری‌های قانونی و حقوقی:
طبیعتا زنان با وجود محدودیت‌های قانونی زیادی هم مواجه هستن که تاثیرشون انتخابات حیاتی اون‌هارو شکل میده. مثل ممنوعیت سقط جنین یا استفاده از لوازم محافظتی جنسی میتونه یک زن مجبور به پذیرش مادری کنه. یا نابرابری‌های حقوقی درباره ازدواج مثل حق طلاق، اشتغال، تحصیل، ارث و... که قبلا توضیح دادم زنان رو مجبور به خانه نشینی میکنه.
82😨2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
- مردستیزی واقعی نیست
برای شروع باید به معنای "ستیز" بپردازیم. در جامعه شناسی، به ستم سیستماتیک علیه یک قشر، ستیز گفته میشه. ستیز یکسری ویژگی ها داره.
اول اینکه ستیز بوسیله نهادهای مختلف در جامعه تثبیت میشه. بوسیله روابط بین مردم، دین و مذهب، سیستم آموزشی، تربیت کودکان، نهاد خانواده هسته‌ای، خانه، محل کار، قوانین و سیاست.
دوم اینکه در ستیز، یک قشر به صورت ساختاری بر اقشار دیگه برتری داره و از ستم کردن به اون اقشار سود میبره و صاحب امتیاز میشه. به عبارت ساده تر، قشری که به دیگران ستیز میکنه، دنبال کسب امتیاز از استثمار اون‌هاست.
سوم اینکه ستیز، طی نسل‌ها بازتولید میشه و دارای یک تاریخ قابل توجهه. اغلب اقشاری که از ستیز نفع میبرن، به دنبال آموزش گسترده‌ی مصادیق اون ستیز به دیگران هستن و از رسانه‌ها، نهاد های مذهبی، قانونگذاری و... استفاده میکنن.
چهارم اینکه ستیز با پشتوانه‌ی تثبیت شدن و آموزش گسترده در جوامع، شروع به مشروع جلوه کردن میکنه. یعنی افراد بعنوان یک واقعیت انکار ناپذیر به مصادیق اون ستیز رجوع میکنن.
پنجم اینکه ستیز، سیستماتیکه و به طور گسترده و همه جانبه از سوی تمام جوامع با قدرت زیادی یک قشر خاص رو هدف میگیره و نه به صورت موردی و سلیقه‌ای.

این به خوبی ثابت میکنه که مردان هرگز نمیتونن هدف ستیز باشن. مردان در راس هرم قدرتن، صاحب ادیان و دولت‌ها هستن، قانون و سیاست رو مینویسن، در جایگاه رهبری و مدیریت تک تک چیزها قرار دارن، سرپرستان خانوار هستن و در خانواده هسته‌ای پدرسالار شخص اول شمارده میشن. این قدرت اول بودن مردان در تمام عرصه ها برای هزاران سال ادامه داشته و داره و خواهد داشت. هیچ زنی قادر به اعمال ستم سیستمی و گسترده علیه مردان نیست ولی مردان برای هزاران سال تک تک زنان جهان رو پست و حقیر شماردن و حتی به جنازه دختران نوزاد هم برای تجاوزگری یورش بردن.
ساخته شدن لفظ "مردستیزی" فقط یک دهن کجی به مبارزات فمینیست‌ها در جهت احقاق حقوق زن هاست. شاید باور نکنید ولی سافرجتها که حق رای برای زنان میخواستن هم مردستیز خطاب میشدن. با ظهور جنبش فمینیستی پیشروی طالب حق رای، مردان به طور گسترده ای کاریکاتور هایی از زنان کشیده بودن که اگر زنان موفق بشن رای بدن، دیگه بچه بدنیا نمیارن و کارهای خونه رو انجام نمیدن و اینکار توطئه شیطانی برای ناراحت کردن مردهاست. اون‌ها به طور وحشتناکی ابتدایی ترین حق یک زن یعنی "انتخاب کردن" رو یک امر مردستیزانه به تصویر میکشیدن. این باید بهتون نشون بده که مردستیزی از نگاه مردان مورد ظلم واقع شدن نیست، بلکه از دست دادن امتیازات جنسیتیه که به واسطه مرد بودن بدست اوردن. در کشور خود ما، دخترانی که در سن زیر ۱۵ سال به همسری مردان درومدن و چندین بار بچه زاییدن، هرروزه سر بریده میشن و مردان قاتل سر اون هارو با افتخار در شهر نمایش میدن و در نهایت حتی سه سال حبس رو هم نمیگذرونن چون مالک همسر و دختر خودشون هستن و قتل همسر برای "حفظ آبرو" در قوانین ایران بدون مجازات تعریف شده. ولی کافیه در توییتر به یه مرد بگی ابله تا بشی بدترین ادم روی زمین چون مردستیزی کردی! امیدوارم دیگه بدلیل این گزاره‌ی غلط به مردان سواری ندید. اگر قرار بود ما نگران چیز مضحکی مثل "مردستیزی" باشیم، حتی حق رای دادن هم نداشتیم و با دیوانگان و کودکان در یک دسته از انتخاب کردن محروم میشدیم چه برسه تحصیل و سواد اموزی و اشتغال و شهروند بودن.
شما با اعتقاد داشتن به مردستیزی، فمینیست بهتری نمیشین. حتی برابری خواه هم نمیشین. بلکه زمینه رو برای عقب روندن جنبش زنان فراهم میکنید.


«مردها از این می‌ترسند که زن‌ها به آن‌ها بخندند و زن‌ها می‌ترسند که مردها جانشان را بگیرند.»

مارگارت اتوود
👍21237
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
پوسترهایی که مردان در زمان سافرجت‌ها علیه اون‌ها پخش میکردن.
این پوسترها زنان خواهان حق رای رو پیرزن‌هایی لزبین، مردستیز، زشت و حسود جلوه میدادن که میخوان مردها رو مجبور به انجام کارهای خونه کنن. این کاریکاتور ها زنان و دختران خواهان حق رای رو افرادی که عقده مرد شدن دارن و میخوان جای دامن شلوار بپوشن معرفی میکرد‌. اون ها همچین در این پوستر ها به مردان توصیه میکردن که اگر همسرانشون حق رای میخوان باید فک اون هارو ببندن و از پایین به فرق سرشون پیچ و مهره کنن که هرگز نتونن حرف بزنن.
👍12515
سافرجت ها فمینیست های اوایل قرن بیستم بودن که مخصوصا در بریتانیا و امریکا برای حق رای و سایر حقوق شهروندی زنان مبارزه میکردن. اون ها Suffragist بودن که به معنای فعالین جنبش حق رای بود ولی مردان برای تحقیر اون‌ها واژه Suffragette رو بهشون نسبت دادن چون پسوند ette یعنی محقر و کوچک. ولی سافرجت ها این لغت رو برای خودشون بازتعریف کردن و کاری کردن که بعد از یک قرن زنان هنوز از اسم سافرجت ها با افتخار یاد میکنن. یکی از مهمترین سافرجت ها امیلی دیویسون بود که ممکنه شنیده باشین در طول مسابقه اسب دوانی خودشو به اسب پادشاه بریتانیا رسوند ولی متاسفانه زیر اسب رفت و کشته شد. مراسم خاکسپاری اون چنان پرشور برگذار شد که یکی از مهمترین اتفاقات در کسب حق رای زنان بریتانیایی شناخته میشه. یا امیلین پانکهرست و دخترانش که WSPU یا اتحادیه سیاسی اجتماعی زنان رو تاسیس کردن و اقدامات رادیکال مانند شکستن شیشه مراکز دولتی، ایجاد اتش سوزی، بمب گذاری، حمله به افسران پلیس، اعتصاب غذا در زندان، تشویق زن ها به کار در کارخانه ها و... رو انجام میدادن. اون بعد از اینکه از طریق اعتراضات بدون خشونت به هیچ حقی نرسیده بود شعار (عمل، نه حرف) رو ساخت و دست به اقدامات رادیکال زد. خلاصه در نهایت بریتانیا به زنان حق رای داد ولی فقط به زنان بالای سی سال و هشت سال بعد قانونش رو عوض کرد و سن رای دهندگان زن رو مساوی با مردان قرار داد. امریکا هم حق رای زنان رو در قانون اساسی به رسمیت شمرد.
👍9419
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
مگر من یک زن نیستم؟
"خب فرزندانم، حالا که انقدر سرو صدا برپا شده حتما چیزی در جای درست خودش نیست. من فکر میکنم حالا که سیاهپوستان جنوب و زنان شمال همگی حقوق خود را خواستارند، مردان سفیدپوست بزودی بایستی این وضعیت را درست کنند. ولی این همه بحث و جنجال برای چیست؟ مردی که آنجاست میگوید زن ها باید برای سوار شدن به درشکه کمک بگیرند و با کمک ما از بالای چاله ها بگذرند و همیشه بهترین جایگاه را داشته باشند. هیچوقت کسی من را کمک نکرد که سوار درشکه بشوم و یا از چاله های گل رد بشوم و یا هیچوقت کسی به من جایگاه خوبی نداد!
مگر من یک زن نیستم؟ به من نگاه کنید! به بازوان من نگاه کنید! من شخم زدم و کشت کردم و به انبار بردم. هیچ مردی در اینکار بهتر از من نیست. مگر من یک زن نیستم؟ من اندازه مردان کار میکنم و اندازه مردان میخورم. البته وقتی غذایی پیدا کنم و بتوانم شلاق ها را تاب بیاورم. و مگر من زن نیستم؟ من سیزده فرزند بدنیا اوردم و دیدم که تک تکشان بعنوان برده فروخته شدند. و وقتی از سر اندوه مادرانه اشک ریختم، هیچکس جز خدا صدای من را نشنید. و مگر من یک زن نیستم؟ و بعد راجع به چیزی که در سرمان است حرف میزنند. اسمش چه بود؟ یکی از میان جمعیت فریاد زد "عقلانیت". عزیزم همان که گفتی. عقلانیت چه ربطی به جنبش حقوق زنان و حقوق سیاهپوستان دارد؟ اگر جام من ناچیز جا میگیرد و جام شما چند گالون، خبیثانه نیست اگر نذارید من همان جام کوچکم را هم پر کنم؟ مرد ریز جثه‌ای که آن پشت ایستاده و لباس مشکی پوشیده، میگوید زنان نمیتوانند حقوق برابر داشته باشند زیرا عیسی زن نبود. عیسی از کجا امده؟ مگر نمیگویید از خدا و یک زن؟ پس مردان چه ربطی به آمدن عیسی دارند؟ اگر اولین زنی که خدا خلق کرد بقدری قوی بود که تنهایی جهان را زیر و رو کند، همه‌ی ما زنان در کنار هم آنقدری قوی هستیم که دوباره جهان را به سر جای اولش برگردانیم. و مردان بهتر است بگذارند که این امر انجام شود. سپاسگزارم که من را شنیدید و حالا سوجرنر پیر چیز بیشتری برای گفتن ندارد."
این سخنرانی توسط سوجرنر تروث، که سال ۱۷۹۷ بعنوان یک برده و با نام ایزابلا بدنیا امد، ایراد شد. او سال ۱۸۲۷، بدلیل اینکه اربابش قول خود را برای آزادی او نگه نداشته بود، فرار کرد ولی در نامه‌ای برای او نوشت:‌ من بعنوان یک برده‌ از اینجا فرار نکردم. بلکه بعنوان زنی آزاد در روشنایی روز ملک تو را ترک کردم. در سال ۱۸۴۳، او به کلیسا پیوست و نام خودش را به سوجرنر تروث تغییر داد. سال ۱۸۵۰ به نشست حقوق زنان رفت و از انجایی که تنها زن سیاهپوست جمع بود، با او بد رفتاری شد. سال بعد در کنوانسیون حقوق زنان اوهایو شرکت کرد. در ابتدا نمیخواستند به او اجازه دهند حرف بزند چون زنان سفیدپوست میترسیدند اگر اینکار را بکنند، جنبش حقوق زنان با جنبش الغای برده داری پیوند بخورد. اما سوجرنر با وجود زمزمه‌ها و فریادهای حضار سخنرانی کرد و بعد از اتمام سخنرانی‌اش تمام حضار او را تشویق کردند. این سخنرانی با نام "مگر من زن نیستم؟" در روزنامه های زیادی بازتاب داشت و تبدیل به یکی از مهم ترین بیانیه های فمینیسم سیاه و جنبش الغای برده داری شد.
101👍5