اگه کارا و رفتارای کیریتونو میزدم تو روتون الان اینجوری جلوم حرومزاده نبودین .
میگفت احوال آدما رو نپرس،تا وقتی که اگه گفت خوب نیستم،بتونی کاری واسه حال بدش بکنی.
خویش را گم کردهام بعد از تو در آوار خویش!
رحم کن! میترسم از تنهایی بسیار خویش
شمع جانم را مسوزان بیش از این، دیگر مگو
«اشک میریزد برای گرمی بازار خویش»
آنچنان سرگرم رویای تو هستم، بارها
دیدهام خواب تو را با دیدهی بیدار خویش
چهرهای دارم که پنهان در نقاب کهنهایست
خیره در آیینهام با حسرت دیدار خویش!
باشد ای خورشیدِ پنهان! در حجابِ خویش باش
باز هم خو میکنم با سایهی دیوار خویش
رحم کن! میترسم از تنهایی بسیار خویش
شمع جانم را مسوزان بیش از این، دیگر مگو
«اشک میریزد برای گرمی بازار خویش»
آنچنان سرگرم رویای تو هستم، بارها
دیدهام خواب تو را با دیدهی بیدار خویش
چهرهای دارم که پنهان در نقاب کهنهایست
خیره در آیینهام با حسرت دیدار خویش!
باشد ای خورشیدِ پنهان! در حجابِ خویش باش
باز هم خو میکنم با سایهی دیوار خویش
به قول نزار قبانی:
اگر برای تو خیری داشت میماند،
اگر دوستدارت بود حرف میزد،
و اگر مشتاق دیدنت بود میآمد.
اگر برای تو خیری داشت میماند،
اگر دوستدارت بود حرف میزد،
و اگر مشتاق دیدنت بود میآمد.
Problems!
Dariush – Ay Eshgh (Ft Faramarz Aslani)
داریوش تو «ای عشق» خونده: «برای زنده بودن دلیلِ آخرینم باش». شاعر معشوقه رو دستآویزی برای سُر نخوردن تو سرازیریِ مرگ کرده.اینجوری معشوقه در واقع دلیلی برای زندگی نیست، تنها دلیلی محکم و بازدارنده برای نمردنه. چیزی روی مرزِ ناامیدی از زندگی و ترس از مرگ، امیدی روی لبه.
•ستایشجودکی
•ستایشجودکی
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتادهاند فقط تنها به خاطر آورد.
عقاید یک دلقک - هاینریش بل
عقاید یک دلقک - هاینریش بل