دوات – Telegram
دوات
17.5K subscribers
192 photos
14 videos
316 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.

ادمین تبلیغات @Sepkaism_1
Download Telegram
انزلی اگر با ما مهربون بود، به مرغ‌های دریایی غذا می‌دادیم و همونجا روی پل قد خون بابامون (بابای تو نه، دور از جونش، بابای من هم نه، اصلا خاک بر سر خیابانی.) چاقاله‌بادوم می‌خریدیم. بعد می‌رفتیم دهکده چون به جهنم که قهوه‌خونه زن راه نمی‌داد، چای و املت و تخته‌نرد می‌چیدم روی میز و کاپشنم رو می‌نداختم روی شونه‌ت که زن، قهوه‌خونه راه نده.
دلبر اینا یه جوری دارن توی ناشناس شهر درخواستی می‌دن انگار ما بالاخره ون‌مون رو گرفتیم و ایران‌گردی‌مون رو هم کردیم و من بی‌خبرم.
خانوم‌ها واگن‌های متروی آقایان رو هم توی مشهد فتح کردن و در خودم نمی‌گنجم.
این سبک زندگی رو دوست ندارم. یه سبک دیگه لطفاً.
یکی اومد نوشت دلی نیست نوشته‌هات. هنوز دارم فکر می‌کنم از کجام می‌تونم درآورده باشم اینا رو اگه از دلم نیست. بد شد که.
آینه‌م ناخوش‌احواله.
وقتی می‌گن ادبیات زاییده‌ی درده یعنی همین که دلتنگی تو منو گایید و حالا من یه کتاب حامله‌م.
احساس می‌کنم هر قدم که از خدا دورتر می‌شم ده قدم می‌دوئه دنبالم با چوب.
Nahan
Peyman Salimi ft. Sanam Maroufkhani
صبح ها که توی بغلت بیدار می شم ، منتظر اون صدام که ناشی از کلافگی بیدار شدن . اونجاست که از تن و شدت صدات می فهمم امروز از کدوم دنده بیدار شدی و باید چطور باهات تا کنم . ی وقتایی هست صدات گرفته ، بی حوصله ای بدون دلیل و تنها کاری که می تونم بکنم اینه که بکشونمت به سمت بوسیدن و بگذارم خودت حرف بزنی ، ی وقتایی هم با صدای بچه ها میگی سلام و اون لحظه ست که می فهمم امروز میتونه پر از خنده و نور باشه . گردنت و میبوسم و نفست رو میگیرم میکشونمت روی خودم و قسط آخر خوابت رو بهت میدم . ی وقتایی اونقدر خوبه که باید از هم فرار کنیم بعد یاد این آهنگ می افتم


یا مرا بران از خویش ، یا مرا ببر از خود
عالمی دگر دارد ، خلوت نهان تو

https://news.1rj.ru/str/+QCMhYZLfXFBlNjg0
لعنتی. یه وقت‌هایی هنوز همون احمقِ هجده‌ساله‌م.
انگار تنها راه فرار از خودم، سفره.
احمق نشو برو خونه.
چرا نگفتی ببندم چشم‌هامو؟
Forwarded from من (مجید نجفیان فخرائی)
زن پناه است.
امشب هم گذشت ولی از این به بعد نه دیگه. نه. می‌گم نه یعنی نه. نه.
دارم به تتو فکر می‌کنم. تو. تو. زبونم گرفت. تو! تتو رو کی کجا بزنه رو‌‌ این عاریه تن.
وقتم وقف رفقامه.
نمی‌دونم خوبه یا نه ولی اگه تونستی شیش‌بار پشت‌سر هم بگیش؟
یه رفیق بامرام هم دارم از اونایی که باید بهش گفت داداش اگه دختر بودم..
بچه‌ها، من واقعاً به حد کافی بگایی عاطفی شخصی دارم، نمی‌دونم چی باعث شده فکر کنین انرژی و زمان اینو دارم که بشینم رفتار معشوقه‌‌ها و کراش‌ها و پارتنرها و همسرهای شما رو هم تحلیل کنم و بهتون بگم چیکار کنین یا نکنین. شما با یه نگاه به چسناله‌های این کانال می‌تونین بفهمین نویسنده به هیچ‌عنوان آدم موفقی نبوده توی روابطش. چی باعث شده فکر کنین همچین آدمی می‌تونه بهتون توصیه‌ی مفیدی بکنه؟ عاقبت من خیر شد که نصیحت‌هام شما رو هم عاقبت به خیر کنه؟ اینه که لطفاً بکشید بیرون. درد شما برای من ارزشمنده اما نمیتونم تراپیست بی‌جیره مواجب یا حتی باجیره‌ مواجب پنج هزار و اندی آدم باشم. نه علمش رو دارم، نه زمان و انرژیش رو.
ارادت.
خواب انگار مادرمه و بیداری، غریبه‌های توی خیابون. من نمی‌خوام از مادر جدا شم برم بغل این خاله و اون عمو.
چهل روز و‌ چهل شب سیاه شد برای تو،
دخترِ سرخ‌جامه‌.