دوات – Telegram
دوات
17.5K subscribers
192 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.

ادمین تبلیغات @Sepkaism_1
Download Telegram
و در نهایت اجازه بدین من سکوت کنم وقتی صادق، صادقانه، هرچی لازم بود رو گفته:
Forwarded from صادقانه
یه روزی که همه حال هممون خوب بود به مستاجر پلاک ۱۲ میگیم به جای ماشین، مینی‌بوس بگیره، با دل که حال خوبش حالمون رو خوب کنه و ناگفته‌ که اگه آقای وی خسته شد از حرف زدن با راننده که خوابش نبره، حرفاش رو بگه و زهرا و علیرضا که قول داده یه کانال بزنه و اسمش رو بذاره «سگ‌سیبیل» و زیکسی که خندیدنش خستگی سفر رو ببره و مُبی که حرف بزنه با بچه‌های جدید یخشون باز بشه، به میزبانی دوات میریم کل ایران دور دور، همه‌ی بچه‌ها رو ببینیم
حالا که اینجوری شد، بریم آلمان یافار رو هم ببینیم
Forwarded from دِل
دِل
Photo
آقا اسفندیار یه تنه جور یه تهران رو کشید!
Forwarded from سگ سیبیل پرسه زن
این چه اسم کسشعریه خب :|
سگ سیبیل پرسه زن
این چه اسم کسشعریه خب :|
اسمیه که من گذاشتم، کسشر هم تویی!
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
می‌بینم که ادمین‌ها امروز دور هم جمع شدند. یک نفرشان هم نگفت جای کان اعظم٬ امیر امیرلطیفی خالی.
مبارک دشمنانم.
به تمام ادامینی که امروز هم رو دیدن حسودی می‌کنم و من هم اعلام می‌دارم که قهرم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ناپیرو
ما خار داشتیم فقط!
نه عزیز. نه.
رفقای تهران‌نشین، به‌خصوص ادمین‌ها، باور کنید سفر ما فشرده و دو روزه بود. خیلی دوست داشتم بیشتر بود زمان تا تک‌تک‌تون رو می‌دیدم. همین جمعی که جمع شد هم همت بچه‌هایی بود که خودشون از این پست پیگیر من شدن و شناس و ناشناس تماس گرفتن و هم‌نشینی باهاشون شد افتخار من. کم‌سعادت بودم که نشد همه رو ببینم. ایشالا دفعات بعد حتماً از دل همه‌ی قهرها درمیارم. دوستتون دارم و هرجایی که هستین لبخند رو لبتون باشه.
Forwarded from رام‌باه؛
«سخن گفتن با تو، برایم پناه بود.»
Forwarded from سگ سیبیل پرسه زن
این صادقانه!‌ست توی بالکن، روبروش هم دوات و مستاجر پلاک ۱۲. والا‌مون هم بود.
مرا ببوس؛
این جنگو کش نده.
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
به من بود، با تو بودم.
خدایی اگر هست، رها کنه عالم رو و حافظ تو باشه تو نبودنم.
Forwarded from صادقانه
کاش می‌تونستی چیزایی که برات نوشتم و نفرستادم رو بخونی و منم حرفایی که باید میزدی و نزدی رو می‌شنیدم
Forwarded from مستاجر پلاک ١٢ (hamed)
يه جورى بغلم كن كه تا ابد توى تو گُم بشم و ديگه هيچوقت پيدا نشم.
Forwarded from دِل
کی فکرشو می‌کرد که یه روز دلم انقدر زیاد برای کسایی که دو روزه شناختمشون تنگ بشه؟
بالاخره اتوبوس راه افتاد و صدای تهرانِ نامجو توی سرمه. «دیدی که دختر لر از اینجا رفت، حتا امیر دلخور از اینجا رفت. دل نیز با دلِ پُر از اینجا رفت، من دل‌شکسته‌ام که نمی‌مانم.»