Forwarded from صادقانه
کاش میتونستی چیزایی که برات نوشتم و نفرستادم رو بخونی و منم حرفایی که باید میزدی و نزدی رو میشنیدم
Forwarded from مستاجر پلاک ١٢ (hamed)
يه جورى بغلم كن كه تا ابد توى تو گُم بشم و ديگه هيچوقت پيدا نشم.
بالاخره اتوبوس راه افتاد و صدای تهرانِ نامجو توی سرمه. «دیدی که دختر لر از اینجا رفت، حتا امیر دلخور از اینجا رفت. دل نیز با دلِ پُر از اینجا رفت، من دلشکستهام که نمیمانم.»
Forwarded from 1:11 (YeGane)
خوش شانس ترین آدما ،اسپرمایین که ریخته میشن تو فاضلاب.
Forwarded from صادقانه
یادمه بابابزرگم میگفت این شهر رو امام رضا نفرین کرده. رضایت بده سید، دهنمون سرویس شده با غمش، شیطونه میگه برگرد همون شهر بزرگه
میگه تو چرا انقد از شغالها اطلاعات داری.
من بچهی خراسانم عزیزم ما سوغاتیمون شغاله.
من بچهی خراسانم عزیزم ما سوغاتیمون شغاله.
یه مادرِ سی و چندساله از جلوم رد شد. توی دست راستش چیپس و پفکنمکی، توی دست چپش کیک تولد. امشب چشمهای خوشحال یه بچه حسابی برق میزنن و صبحونهی فرداش باقیموندهی کیکشه.
حوصلهی پیادهروی این دوتا ایستگاه رو نداشتم. کارت اتوبوسم همراهم نبود و داشتم فکر میکردم کی میره این همه راه رو که دیدم روی دستگاه بلیت نوشتن: سرویسدهی رایگان. به مناسبت روز رانندگان!
خب، مرسی.
حالا یه میلیوندلار.
خب، مرسی.
حالا یه میلیوندلار.
مامان پشت تلفن پرسید «چی شد؟»
گلودرد نذاشت جواب بدم. منتظر موند.
دید ساکتم، گفت: «عیبی نداره.»
مامان ماهیچهی توی سینهم یه جوری شکسته و فرو ریخته که دکتر هرجای بدنم گوشی بذاره، توی گوشش میتپه. ولی به جاش امشب لوبیاپلو درست میکنم که خیالت راحت باشه غذا میخورم، پس خوبم.
گلودرد نذاشت جواب بدم. منتظر موند.
دید ساکتم، گفت: «عیبی نداره.»
مامان ماهیچهی توی سینهم یه جوری شکسته و فرو ریخته که دکتر هرجای بدنم گوشی بذاره، توی گوشش میتپه. ولی به جاش امشب لوبیاپلو درست میکنم که خیالت راحت باشه غذا میخورم، پس خوبم.
واقعیتش رو بخواین زیادی تو زندگیم سرک میکشین و امشب انقد 🤏 فاصله دارم با پاک کردن دوات.